Announcement

Collapse
No announcement yet.

Events/Havades

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • merc redwine jan zahmat keshidi

    Comment


    • Comment


      • Comment


        • يك پسر جوان ايراني با اصابت ضربات كارد در شهر هامبورگ آلمان به قتل رسيد.



          اين حادثه در محله «نيفلد» در جنوب غربي شهر هامبورگ رخ داد و در جريان آن جوان ايراني ۳۰ ساله اي به نام «محمدطاهريان» جان خود را از دست داد.



          بنابه اين گزارش؛ پليس محلي شهر هامبورگ با اطلاع از ماجراي يك درگيري در محله «نيفلد» به سرعت خود را به آنجا رساند. دو گروه از جوانان خارجي مقيم اين شهر بخاطر بروز اختلافاتي با هم درگير شده بودند.



          آنان با ديدن پيكر خون آلود يك پسر جوان او را به بيمارستان مركزي شهر رساندند ولي بر اثر شدت خونريزي وي جان خود را از دست داد. براساس تحقيقات پليس جنايي هامبورگ عامل جنايت پسر ۳۰ ساله اي بود كه او هم در هامبورگ زندگي مي كرد.



          به دنبال بازداشت اين متهم، وي از سوي قاضي جنايي شهر هامبورگ تحت تحقيق و بازجويي قرار گرفته و اتهامات خود را به گردن گرفت. با توجه به اعترافات اين جوان ايراني دادگاه او را به ۵ سال زندان محكوم كرد.



          در حالي كه متهم به قتل براي گذراندن دوران حبس خود به يكي از زندان هاي اين شهر انتقال داده شده است، خانواده قرباني حادثه با مراجعه به دادسراي جنايي تهران خواستار پيگيري هاي قضايي در اين باره شدند.



          مادر اين جوان ايراني با ارائه شكايتي به بازپرس «حسين اصغرزاده» از شعبه دوم دادسراي جنايي تهران تقاضا كرد شرايط انتقال عامل قتل پسرش به ايران فراهم شده و او در ايران تحت محاكمه قرار بگيرد.



          بازپرس پرونده با ارسال نمابري براي قاضي جنايي دادگستري هامبورگ از او خواست تا گزارشي از چگونگي و علت مرگ جوان ايراني و پيگيري هاي قضايي كشور آلمان را براي دادسراي جنايي تهران ارسال كنند

          Comment


          • پسر جواني مي گويد در يك اشتباه مرگبار به جاي انتقام از مزاحم تلفني خواهرش، برادر وي را به قتل رسانده است.



            اين قاتل كينه جو وقتي در برابر پنج قاضي دادگاه كيفري استان تهران قرار گرفت، ادعا كرد خانواده اش رابطه دوستي خواهرش با برادر قرباني را نزد او وارونه جلوه داده بودند.



            بنا به اين گزارش، روز ۱۷ ارديبهشت ماه سال ،۸۴ پسر جواني به نام «جلال عاشوري» وقتي از خانه اش واقع در دولت آباد شهرري خارج شد، نمي دانست كه سايه اي پشت سرش آهسته خود را به او نزديك مي كند.



            با برخاستن صداي ناله هاي اين جوان، هنوز همسايه ها از خانه هايشان بيرون نيامده بودند كه سايه مرگ با سرعت كوي نهم را ترك كرد و همه پيكر نيمه جان و خون آلود «جلال» را روي زمين ديدند.



            با انتقال اين پسر جوان به بيمارستان و با وجود اقدامات پزشكي، وي روي تخت درمان از پاي درآمد و پليس جنايي شهرري براي رديابي عامل جنايت وارد عمل شد.



            كارآگاهان وقتي در بازجويي از پدر و مادر «جلال» در جريان تهديدهاي تلفني خانواده دختر جواني قرار گرفتند كه در آن به خاطر رابطه دوستي اين دختر با برادر «جلال» آنان اصرار بر ازدواج داشته اند و چون برادر قرباني نمي خواست تن به اين ازدواج دهد، آنان را تهديد به مرگ كرده بودند.



            مادر «جلال» به تيم تحقيق گفت: «روز ۱۴ فروردين ماه زني با خانه ام تماس گرفت و گفت دخترش با پسر من دوست هستند. او اصرار داشت «حميد» با اين دختر ازدواج كند، حتي وقتي گفتم كه موقعيت مالي اي نداريم و پسرم بيكار است، باز پذيرفتند و با ادعاي پولداري قول دادند جهيزيه كامل نيز بدهند.»



            وي افزود: «وقتي شوهرم و پسرم را در جريان گذاشتم و «حميد» گفت كه آشنايي جزئي اي با اين دختر داشته و با به هم خوردن دوستي شان ديگر حاضر به ازدواج با او نيست، به آن زن گفتم كه نمي توانيم دخترش را عروس خود كنيم، اما اصرارهايش بيشتر شد تا اينكه تهديد كردند يكي از ما و يكي از آنان به قتل خواهد رسيد.



            باز جدي نگرفتيم، اين بار مادر قاتل در تماس ديگري گفت كه چون پسر من به دخترش دروغ گفته، مبني بر اينكه سرطان خون دارد و خواهد مرد، اين دختر با علاقه اي كه به وي داشت، زنجير طلايش را فروخته و نذر كرده است و خواستند اين زنجير طلا را بخريم و به آنان بدهيم.



            مادر قرباني ادامه داد: زنجير طلا را هم خريديم و به آنان داديم. خوشبختانه مشخص شده بود رابطه خاصي بين پسرم و دختر آنان نبوده است، ۴۸ ساعت از آخرين توافق ما نگذشته بود كه جلال به قتل رسيد و حتي برادر اين دختر كه «عزيز» نام دارد، قاتل است.» با ادعاهاي اين مادر، برادر «جلال» نيز بازجويي شد.



            او گفت: «من قبل از عيد رابطه دوستي ام با دختر اين خانواده را قطع كرده بودم و به توافق رسيده بوديم با يكديگر كاري نداشته باشيم تا اينكه بعد از عيد به من زنگ زد و فهميدم پدرش به خاطر هزينه زياد تلفن خانه شان پرينت گرفته و متوجه شده است با موبايل من تماسهاي زيادي برقرار شده است.



            براي اينكه اگر پدرش تماس گرفت، تصور كند گوشي متعلق به دوست اين دختر است، چند روز موبايلم را در اختيار يكي از همكاران قديمي ام قرار دادم و متوجه شدم مادر و برادر و حتي خود دختر با موبايل تماس گرفته اند و به تهديداتي پرداخته اند.»



            كارآگاهان در اين تحقيقات پي بردند كه دختر جوان در آخرين تماسهاي تلفني ادعا كرده است برادرش در تعقيب «حميد» است تا او را به قتل برساند و اگر او را پيدا نكند، دست به كار خطرناك ديگري خواهد زد.



            وقتي همه شاخه هاي تحقيقي نشان داد كه رد پاي برادر اين دختر در جنايت وجود دارد، تيم تجسس به بازجويي از وي پرداخت و با ادعاي «عزيز» مبني بر اينكه همراه يكي از دوستانش در كارگاه قاليشويي بود و اطلاعي از جنايت ندارد، روبرو شد.



            چند تن از دوستان اين پسر جوان نيز ادعاهاي او را تأييد كردند و همگي شهادت دادند كه «عزيز» در زمان جنايت در دولت آباد نبوده است و همين ادعاهاي دوستانه مسير تحقيقات را به گمراهي كشاند تا اينكه پليس توانست از يك جلسه محرمانه و توطئه اي براي نجات «عزيز» از مجازات پرده بردارد.



            وقتي مشخص شد كه دوستان صميمي «عزيز»، به دروغ شهادت داده اند و شب جنايت در پشت بام خانه يكي از بستگان او، جلسه اي براي هماهنگي داشته اند، اين پسر جوان بازداشت شد و قتل «جلال» را يك اشتباه خواند و ادعا كرد تصور داشت قرباني همان مزاحم تلفني خواهرش است.



            در دادگاه



            ساعت ۱۰ و ۳۰ دقيقه صبح ديروز، شنبه ۱۶ ارديبهشت ماه سال جاري - قاضي عزيز محمدي - رئيس شعبه ۷۱ - به همراه چهار قاضي مستشار باقري، شهرابي فراهاني، معتمدي و سليماني - به جلسه رسيدگي به اتهام اين قاتل در سالن اجتماعات دادگاه كيفري استان تهران رسميت داد.



            در ابتداي جلسه داديار حيدري در مقام نماينده دادستان با گناهكار شناختن عزيز، وي را مستحق مجازات قانوني دانست، سپس پدر و مادر قرباني در جايگاه ايستادند و خواستار قصاص نفس - اعدام - قاتل پسرشان شدند.



            به درخواست ۵ قاضي، يكي از دوستان صميمي قاتل نيز كه سهم به سزايي در گمراه كردن مسير تحقيقات داشت، در جايگاه حاضر شد و با ابراز پشيماني به خاطر شهادت دروغ گفت كه شاهد خريد چاقو در شهر ري توسط دوستش بود، اما تا بعد از جنايت نمي دانست كه «عزيز» مي خواهد دست به چه كاري بزند.



            وقتي عامل جنايت پشت تريبون دفاع ايستاد، گفت: «من قتل را مي پذيرم، اشتباه كردم، قبل از جنايت وقتي به خانه مان رفتم و ديدم مادر و خواهرم گريه مي كنند، پرسيدم چه شده است؟ آنان گفتند كه خواهرم يك مزاحم تلفني دارد، عصباني شدم، آنان راهنمايي كردند خانه اش كجاست، چاقويي خريدم و به كمين نشستم.



            قرباني را ديدم كه داخل خانه شان شد، منتظر ماندم تا بيرون بيايد، من جوان مزاحم را نمي شناختم و نمي دانستم در آن خانه دو برادر جوان زندگي مي كنند.



            وقتي «جلال» بيرون آمد، با تصور اينكه «حميد» است، از پشت به او نزديك شدم و سه ضربه زدم.» وي افزود: خانواده ام به من دروغ گفته اند كه خواهرم مزاحم تلفني داشته است، خيلي به هم ريخته شدم و در اوج عصبانيت دست به چنين جنايتي زدم.



            بنا به گزارش خبرنگار جنايي ما، هيأت قضايي در حالي وارد شور خواهند شد كه برادر قرباني ادعا كرد بارها با قاتل در باشگاه بدنسازي اي كه «جلال» آنجا مي رفت، روبرو شده است و او كاملاً مي دانست «جلال» برادر ديگري دارد

            Comment


            • يك مرد مالزيايي 33 ساله با يك زن 104 ساله ازدواج كرده و اطمينان مي‌دهد اين كار را براي پول نكرده، بلكه اميدوار است زندگي پايداري داشته باشد!

              maghzesho az dast dade?

              Comment


              • دختر دانشجويي كه از سوي سه همدانشگاهي اش مورد تعرض قرار گرفته بود، با مراجعه به پليس توانست متعرضان را به دست قانون گرفتار كند.



                در روز دوشنبه ۱۱ ارديبهشت ماه سال جاري، در پي مراجعه دانشجوي دختري به كلانتري «شهدا» شهرستان سمنان، ماموران پليس با شكايت دختر دانشجويي مبني بر آدم ربايي و تجاوز به عنف از سوي سه دانشجوي پسر همدانشگاهي مواجه شدند.



                دختر جوان كه دانشجوي رشته مامايي است در اظهاراتش به پليس گفت: مقارن ساعت ۴۵:۲۰ دوشنبه ۱۱ ارديبهشت ماه در حالي كه قصد عزيمت از دانشگاه به خوابگاه را داشتم، در خيابان «شقايق» از سوي سه جوان همدانشگاهي مورد تعقيب قرار گرفتم، به طوري كه در لحظه اي كه خيابان به شدت خلوت بود با تهديد اين افراد مجبور به توقف شده و با تهديد چاقو و به زور به خانه اي خوابگاهي در همين خيابان كشانده شده و در اين مكان، مرا مورد تعرض قرار دادند.



                بدين ترتيب ماموران پليس با بررسي اظهارات تكان دهنده دختر دانشجو، پي بردند كه اين افراد در ادامه اقدامات كثيفشان با فيلمبرداري از صحنه ها و اعمال شيطاني شان، قصد داشتند قرباني خود را با ترس ريختن آبرو و پخش فيلم در دانشگاه وادار به سكوت كنند.



                اما در مقابل مراجعه اين دختر جوان به پليس، ماموران اقدام به شناسايي محل وقوع اين حادثه هولناك كرده و بدين ترتيب با مراقبت نامحسوس اين محل هر سه دانشجوي دانشگاه سمنان دستگير شدند.



                بر اين اساس از آنجا كه متهمان در اعترافات نخست در خصوص علت تصويربرداري معترف شدند كه بدليل ايجاد رعب و وحشت در طعمه شان مرتكب اين عمل شده اند، پليس اين احتمال را بررسي مي كند كه تعداد جرايم مشابه ارتكابي اين افراد بيشتر باشد.

                Comment


                • يك راننده قصد دارد مسير 935 كيلومتري مشهد - تهران را با دنده عقب طي كند و ركوردي در اين زمينه از خود به جاي بگذارد
                  همايون پيراسته از دوازده سالگي رانندگي را آغاز كرده است و در رانندگي دنده عقب از آينه‌هاي استاندارد خودرو بهره مي‌برد.
                  وي در رانندگي بدون دست نيز مهارت دارد و مي‌‌تواند مسيرهاي طولاني و چند صد كيلومتري را بدون كمك دست رانندگي كند .
                  اين راننده قرار است در نيمه دوم تابستان امسال پس از زيارت مرقد مطهر امام هشتم شيعيان مسير مشهد تا تهران را با گذشتن از شهرهاي نيشابور - سبزوار - شاهرود - دامغان - سمنان - سرخه - گرمسار - طي كند.

                  تيم اجرايي اين برنامه اظهار اميدواري كرده اند كليه نهادهاي ذيربط خصوصا وزارت كشور، وزارت راه و سازمان تربيت بدني در انجام اين كار آنها را ياري كنند

                  Comment


                  • يك نوزاد كه توسط پزشكان يك بيمارستان هند اعلام شده بود مرده به دنيا آمده است ، هنگام دفن زنده شد! .



                    به گزارش سوييس انفو ، پزشكان يك بيمارستان شهر دهلي نو به يك راننده ريشكا كه همسر باردارش در اين بيمارستان بستري شده بود گفتند همسرش يك نوزاد مرده را به دنيا آورده است.



                    پدر بخت برگشته هنگامي كه نوزاد را براي دفن به گورستان مي‌برد تا او را دفن كند ؛ نوارهايي كه دور صورت و بدن نوزاد پيچيده شده بودند را باز كرد و در همين موقع در ميان تعجب پدر نوزاد شروع به گريه كرد و دست‌ها و پاهايش را تكان داد!



                    عموي بچه گفت: خانواده از زنده بودن نوزاد بسيار خوشحال هستند زيرا او فقط دقايقي با مرگ واقعي در اثر زنده به گور شدن فاصله داشت. خانواده اين نوزاد از پزشكان بي‌مسووليت اين بيمارستان شكايت كرده‌اند

                    Comment


                    • دو تن از قوي ترين مردان ايران به اتهام درگيري و بر هم زدن نظم فرودگاه امام از سوي پليس بازداشت شدند.



                      اين حادثه صبح روز گذشته هنگام بازگشت آنها از مسابقات كشور كره جنوبي در محوطه فرودگاه امام خميني(ره) به وقوع پيوست.



                      بنا به اين گزارش، وقتي پرواز امارات ساعت ۱۰ صبح در فرودگاه امام خميني(ره) به زمين نشست دو تن از قوي ترين مردان ايران كه اختلاف آنها از داخل هواپيما آغاز شده بود با يكديگر درگير شدند.



                      در اين درگيري يكي از قوي ترين مردان ايران با زخمي كردن ديگري پا به فرار گذاشت كه پس از دقايقي درگيري به اتاق افسر نگهباني فرودگاه كشيده شد و هر دو آنها يكديگر را به شدت مجروح كردند.



                      اين گزارش حاكي است كه از مأموران حراست و پليس فرودگاه با تلاش زياد و با زدن گاز اشك آور موفق شدند آنها را از يكديگر جدا كرده و پس از بازداشت تحويل دادسراي حسن ۲آباد قم دادند.



                      به گزارش خبرنگار ما درگيري بين اين دو مرد ورزشكار بسياري از مردم و مسافران فرودگاه امام خميني(ره) را وحشت زده كرده بود.گفته مي شود كه درگيري بين آنها بر سر يك ساندويچ بوده است.

                      Comment


                      • يك استاد موسيقي كه به اتهام قتل دختر دانشجويي بازداشت شده بود در آخرين اقدام قضايي بازپرس ويژه قتل آزاد شد.



                        بنا به اين گزارش؛ از ساعت ۱۶ عصر روز ۳۰ آذرماه سال ۸۴ با پيدا شدن جسد دختر دانشجويي به نام اعظم، داخل خودروي پرايدش كه در بزرگراه شهيد باقري رها شده بود، بازپرس اصغرزاده از شعبه دوم دادسراي امور جنايي تهران، مأموريت ويژه اي را در دستور كار پليس قرار داد.



                        كارآگاهان در نخستين اقدام، دو خواستگار «اعظم» را تحت بازجويي گرفتند و با پي بردن به بي گناهي آنان، به استاد ۴۰ ساله موسيقي برخوردند و با تناقض گويي هاي اين مرد، وي را مظنون شماره يك دانستند.



                        اين استاد موسيقي ابتدا ادعا كرد در روز جنايت نه تنها «اعظم» را نديده است بلكه خارج از تهران بسر مي برده است، اما وقتي تجسس هاي علمي پليس نشان داد وي ۳ ساعت پس از قتل اعظم در تهران بوده است و مكالمات تلفني داشته است، سكوت كرد.



                        63 روز سكوت استاد موسيقي وقتي تحقيقات را به بن بست كشاند، بازپرس جنايي را بر آن داشت تا قرار بازداشت موقت اين مرد را بشكند و با در نظر گرفتن قرار وثيقه، مظنون شماره يك پرونده اين جنايت خاموش را آزاد كند.

                        Comment


                        • مطرح شدن يك قتل و سه تجاوز به عنف در پرونده پزشك قلابي، روند رسيدگي به اتهامات اين مرد تبهكار را وارد مرحله تازه اي كرد.



                          بازداشت اين مرد 46 ساله به دنبال طرح شكايتي از سوي يك خانواده كه قرباني اقدام خلافكارانه او شده و اموالشان به سرقت رفته بود، در دستور كار پليس آگاهي شهر ري قرار گرفت.



                          اين پزشك قلابي با خواب كردن طعمه هايش اموال آنان را به سرقت مي برد. مرد جواني كه در جريان رفاقت با پزشك قلابي تمام اموالش به سرقت رفته بود، در اين باره به بازپرس شعبه هشتم دادسراي شهر ري گفت: مدتي قبل هنگامي كه در پارك بودم، با مردي آشنا شدم.



                          او خود را پزشك معرفي مي كرد. رفاقت ما آنقدر زياد شد كه او را براي شام به خانه ام دعوت كردم. پس از صرف شام وقتي مي خواستيم بخوابيم، او مرا به بهانه اي كناري كشيده و ادعا كرد تمامي اعضاي خانواده ام به بيماري انگلي مبتلا شده اند و بايد هرچه زودتر تحت معالجه و مداوا قرار گيرند.



                          آن شب او مقداري از قرصهايي كه داخل كيف سامسونت مشكي رنگش داشت به ما داد. پس از خوردن آنها كم كم پلك هايمان سنگين شده و به خواب رفتيم، با صداي ضرباتي كه به در خانه مان وارد مي شد، از خواب بيدار شديم.



                          وقتي صاحب كارم را ديدم از علت نرفتن به سر كارم به مدت دو روز پرسيد.تازه فهميدم كه ما دو روز تمام در خواب بوديم. وقتي به بررسي خانه پرداختيم، هيچ اثري از جواهرات همسرم و پولهايي كه در مدت طولاني پس انداز كرده بودم، نبود و مرد پزشك همه را با خود برده بود.



                          با توجه به اين اظهارات بازپرس شفاهي، اكيپي از كارآگاهان آگاهي شهر ري را مأمور رسيدگي به پرونده كرد. درحالي كه چهار ماه از آغاز تحقيقات پليسي مي گذشت، شاكي پرونده با مراجعه به پليس آگاهي ادعا كرد پزشك قلابي را در يكي از پاركهاي شهر ري ديده است.



                          با توجه به نشانه هايي كه از اين مرد شياد در اختيار پليس قرار گرفته بود، مأموران پارك مورد نظر را به محاصره خود درآورده و پزشك قلابي را بازداشت كردند. در بازرسي از كيف سامسونت اين متهم مقدار زيادي قرص و يك دفترچه تلفن به دست آمد.



                          متهم در بازجويي هاي مقدماتي پليس ادعا كرد قرص ها را به خاطر بيماري اش مصرف مي كند. اين درحالي بود كه آزمايشهاي انجام گرفته روي قرص مشخص كرد همه آنها قرصهاي خواب آور بسيار قوي هستند.



                          از سوي ديگر بررسي هاي صورت گرفته درباره شماره تلفن هاي موجود در دفترچه پيدا شده مشخص كرد مرد شياد با تهيه شماره هاي تلفن طعمه هايش با آنان ارتباط برقرار مي كرد و پس از جلب اعتماد و اطمينان سوژه مورد نظرش نقشه شيطاني خود را به مرحله اجرا در مي آورد.



                          در همين راستا تعدادي از طعمه هاي اين مرد ضمن مراجعه به دادسراي شهر ري اين متهم را به عنوان سارق اموال خود شناسايي كردند.



                          يك مرد دستفروش كه اموالش توسط پزشك قلابي به سرقت رفته بود، در اين باره گفت: اين مرد در خيابان مرا ديد و خود را معاون شهردار منطقه ۱۵ معرفي كرد. خواست تا يك روز به دفتر كارش بروم و نامه اي بگيرم كه ديگر به هنگام دستفروشي در خيابانها كسي مانع كارم نشود.



                          سپس او مرا به در خانه اي برد و ادعا كرد مقداري روغن و برنج به قيمت دولتي به او داده اند و مي خواهد همه را به قيمت ناچيزي به من بدهد. او مبلغي از من گرفت و خواست بيرون منتظر بمانم، ولي هرچه انتظار كشيدم، او نيامد.



                          دامنه فعاليتهاي خلافكارانه اين مرد در مناطق مختلف ورامين، كرج، اسلامشهر و تهران گسترده بود، به همين دليل بازپرس پرونده با ارائه دستور چاپ عكس متهم در روزنامه ايران از كساني كه توسط او اموالشان ربوده شده بود خواست مراتب را به اين دادسرا اعلام كنند.



                          با چاپ خبر دستگيري اين مرد كلاهبردار تعداد زيادي از مالباختگان با مراجعه به دادسرا شكايتهاي خود را در اين باره مطرح كردند.



                          يك مرد كه از ساكنان منطقه هشتگرد كرج است، ادعا كرد مدتي قبل اين مرد به ما مراجعه كرده و ادعا كرد همگي ما به بيماري مهلكي گرفتار شده ايم. او كه ادعا مي كرد از طرف وزارت بهداشت آمده است، قرصهايي را به ما داد، وقتي خورديم، همگي به خواب رفتيم. ساعتها بعد وقتي به هوش آمديم، متوجه شديم كه او پس از بي هوش كردن ما، اموال با ارزش موجود در خانه مان را با خود برده است.



                          يك زن پرستار نيز مدعي شد مدتي قبل اين مرد كلاهبردار به بيمارستان مراجعه كرده و خود را بازرس نامحسوس وزارت بهداشت معرفي كرده است.



                          او پس از جلب اعتماد من، وقتي فهميد خواستار استخدام در بيمارستان هستم، قول مساعد در اين باره داد. او پس از سركشي به قسمتهاي مختلف بيمارستان آب ميوه اي به من داد.



                          پس از خوردن آن سرم گيج رفت، وقتي به هوش آمدم، خودم را نيمه برهنه در يكي از قسمتهاي خلوت بيمارستان ديدم.چند زن ديگر نيز خواستار فاش نشدن ماجرايي كه برايشان اتفاق افتاده شده و ادعا كردند به خاطر ترس از آبروي خودشان ماجراي تجاوز در بي هوشي را با شوهران خود در ميان نگذاشته اند.



                          در همين حال مردي درحالي كه بشدت مي گريست، با ارائه شكايتي گفت: چند ماه قبل اين مرد به در خانه ما آمد. خود را پزشك معرفي مي كرد. با توضيحاتي كه از يك بيماري در خانواده ام داد، مرا ترساند.



                          مقدار زيادي قرص به ما داد. همگي ما پس از خوردن قرصها خوابيديم، ولي وقتي پس از يك روز بي هوشي بيدار شديم، پسر جوانم همچنان در خواب بود.



                          ترسيديم، او را فوراً به بيمارستان رسانديم، ولي علي رغم تلاشهاي انجام گرفته از سوي پزشكان، پسر جوانم در مقابل ديدگانم جان خود را از دست داد و علت مرگ او مصرف زياد از حد نوعي قرص خواب آور عنوان شد.



                          با توجه به همه اين شكايتها، بازپرس رسيدگي كننده به پرونده، متهم را با صدور قرار مجرميت به دادگاه فرستاد، ولي از آنجايي كه رسيدگي به اتهام قتل پسر جواني به نام «جواد رشيديان» از سوي متهم پرونده در منطقه دماوند از سوي شعبه اول بازپرسي اين شهرستان تحت بررسي قرار داشت، پرونده در اين زمينه با صدور قرار عدم صلاحيت به اين دادسرا فرستاده شد

                          Comment


                          • مرد جواني که به انگيزه انتقام گيري از مزاحم تلفني خواهرش ، اشتباهي برادر مزاحم را به قتل رسانده بود ، روز گذشته در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران به قصاص محکوم شد.



                            17 فروردين سال 83 يکي از اهالي شهرري با مرکز فوريت هاي پليسي 110 تهران تماس گرفت و از درگيري خونين بين دو جوان خبر داد.



                            ماموران پس از کسب اطلاعات از مرد تماس گيرنده ، به محل حادثه رفتند و با مرد جواني به نام جلال روبه رو شدند که با ضربات متعدد چاقو زخمي شده بود.



                            بنابراين وي براي درمان به بيمارستان منتقل شد، اما با وجود تلاش پزشکان ، وي به علت خونريزي شديد در بيمارستان جان باخت.



                            با مرگ مرد جوان ، تحقيقات پليسي براي شناسايي فرد مهاجم آغاز شد و آنها موفق به شناسايي و دستگيري قاتل فراري به نام عزيز در چند خيابان پايين تر از محل حادثه شدند.



                            متهم در بازجويي هاي مقدماتي منکر قتل جلال شد و ادعا کرد او را نمي شناسد و روز حادثه به همراه دوستانش براي تفريح به بوستان جمشيديه رفته بوده است.



                            وقتي پليس دوستان وي را با او روبه رو کرد، آنها گفتند همگي براي تفريح و گردش به پارک رفته اند. اما ادامه اين تحقيقات مشخص کرد دوستان متهم دروغ مي گويند، به طوري که در مرحله بعدي از تحقيقات آنها اعتراف کردند به درخواست متهم و براي نجات او به دروغ گفته اند روز حادثه در بوستان جمشيديه حضور داشته اند. به دنبال اين اعترافات ، متهم که راه گريزي نداشت ، زبان به اعتراف گشود و گفت : پس از آن که متوجه مزاحمت تلفني شدم ، تصميم به انتقام گرفتم ؛ اما به دليل شباهت ميان 2برادر، من به جاي آن که حميد را مورد حمله قرار دهم ، جلال را به قتل رساندم.



                            با اين اعترافات و صدور کيفرخواست ، پرونده به شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران ارسال شد و روز گذشته پس از اظهارات نماينده دادستان و درخواست قصاص براي متهم ، خانواده مقتول نيز از 5 قاضي دادگاه براي متهم درخواست قصاص کردند.



                            روز گذشته عزيز محمدي ، رئيس شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران پس از شنيدن آخرين دفاعيه متهم ، به همراه 4 قاضي مستشارش وارد شور شد و جوان متهم به اشد مجازات قصاص محکوم گرديد

                            Comment


                            • سه جوان که پس از ربودن يک دختر دانشجو او را مورد آزار و اذيت قرار داده بودند با شکايت اين دختر دستگير شدند.



                              دختر جواني با مراجعه به ماموران کلانتري شهدا در سمنان با ارائه شکايتي عنوان کرد، من يک دختر شهرستاني هستم که براي تحصيل در اين شهر به سر مي برم.



                              وي افزود: روز 11 ارديبهشت وقتي پس از پايان درس قصد عزيمت به خوابگاه را داشتم ، 3جوان دانشجو، که از هم دانشگاهي هاي من محسوب مي شوند در ميانه راه با سد کردن راه و تهديد چاقو مرا ربوده و پس از انتقال به يک خانه از سوي آنها مورد آزار و اذيت قرار گرفتم.



                              دختر جوان در ادامه گفت : پس از اين ماجرا هر سه متهم مرا تهديد کردند در صورتي که بخواهم عليه آنها شکايت کنم فيلمهاي غيراخلاقي را که از من تهيه کرده اند منتشر خواهند کرد.



                              در پي اين شکايت دستور قضايي لازم صادر و ماموران هر سه متهم را دستگير و در بازرسي از محل سکونت آنها مقاديري مواد مخدر و داروي نيروزا کشف کردند.



                              متهمان در تحقيقات مقدماتي اعتراف کردند، پس از خروج دختر جوان از دانشگاه او را تعقيب کرده و هنگامي که او به يک خيابان خلوت رسيد با استفاده از چاقو و قمه او را ربوده و به محل سکونت خود منتقل کرديم.



                              به دنبال اين اعترافات ، بازپرس دادسراي سمنان با صدور قرار قانوني دستور ادامه تحقيق از متهمان را صادر کرد. فرضيه هاي پليس نشان مي دهد هر سه متهم احتمالا در ديگر جرايم مشابه نيز مشارکت داشته اند که در اين خصوص تحقيقات ادامه دارد.



                              با دستگيري مجرمان ، دختر جوان به بازپرس پرونده گفت : آنها مرا تهديد کرده بودند در صورتي که بخواهم عليه آنها شکايت کرده و يا موضوع را به اطلاع مسوولان دانشگاه برسانم ، آنها فيلم تهيه شده از آزار و اذيت مرا در دانشگاه پخش خواهند کرد. با ثبت اين اظهارات تحقيقات همچنان ادامه دارد

                              Comment


                              • زن و شوهري که مرد کرجي را براي سرقت از خانه خواهر او به قتل رسانده اند ، تحت تعقيب قضايي و پليسي قرار گرفتند.



                                نيمه شب 17 فروردين امسال ، مردي هراسان و مضطرب به کلانتري 15 رجايي شهر کرج مراجعه کرد و از قتل برادر همسر خود به نام غريب چابک 35ساله خبر داد. با اطلاعاتي که ماموران کلانتري از اين مرد به دست آوردند ، به محل حادثه عزيمت کردند و به بررسي صحنه جرم پرداختند.



                                پليس در اتاق خواب خانه با جسد مرد جوان که کف اتاق افتاده و دست و پايش با پارچه بسته شده بود ، روبه رو شد. وسايل داخل کمدها نيز در همه جاي اتاق پراکنده بود.



                                با دستور بازپرس کشيک جنايي دادسراي امور جنايي کرج ، جسد مقتول براي شناسايي علت مرگ به پزشکي قانوني منتقل و تحقيقات براي شناسايي عامل يا عاملان جنايت آغاز شد. ماموران در بررسي از صحنه جرم دريافتند بخشي از لوازم منزل به سرقت رفته است.



                                با اين سرنخ اين فرضيه براي پليس قوت گرفت که فرد يا افراد ناشناس به انگيزه سرقت وارد خانه شده اند و مرد جوان را با ضربات مرگبار جسمي سخت به قتل رسانده اند.



                                به اين ترتيب پرونده جنايت براي رسيدگي در اختيار اداره چهارم پليس آگاهي کرج قرار گرفت و کارآگاهان جنايي به سرپرستي سرهنگ رحماني تحقيقات خود را آغاز کردند. ماموران در شاخه ديگري از تحقيقات پي بردند مقتول پس از مرگ پدرش همراه مادر خود در خانه داماد خانواده زندگي مي کرده و مجرد بوده است.



                                جسد مقتول زير تخته هاي پتو



                                داماد خانواده به پليس گفت : ظهر، ميهمان خانه خواهرزنم بوديم و عصر به خانه برگشتيم تا وسايلمان را جمع کنيم و به خانه يکي از اقوام که در تهران است برويم. غريب خسته بود و با ما همراه نشد بنابراين شب به ميهماني رفتيم.



                                چند باري با خانه تماس گرفتيم تا جوياي احوالش شويم که گوشي تلفن را بر نداشت ، گمان بردم خوابيده يا براي خريد از خانه خارج شده که صداي زنگ تلفن را نمي شنود. وي ادامه داد: توجهي به اين موضوع نکردم و شب به کرج برگشتيم و در حياط را باز کرده و داخل شديم.



                                چراغهاي اتاق روشن بود. وضعيت کمي مشکوک به نظر مي رسيد ، چراکه برادرزنم وقتي مي خوابيد ، چراغ ها را خاموش نمي کرد. وقتي وارد خانه شديم داخل اتاق خواب غريب رفته و مشاهده کرديم او به قتل رسيده و تعدادي پتو رويش انداخته شده و پاهايش از زير آن بيرون افتاده است.



                                رد پاي مرد معتاد در ميان اقوام مقتول



                                وي افزود: به يکي از اقوام به نام داريوش مشکوک هستيم که معتاد است. او براي اين که خرج اعتيادش را به دست آورد ، به در خانه افراد فاميل مي آيد و به زور و تهديد از آنها پول مي گيرد. بنابراين ماموران با کسب نيابت قضايي به خانه داريوش در محله حيدرآباد کرج رفتند و 5 ساعت بعد از پيدا شدن جسد ، او را دستگير کردند.



                                بازداشت نخستين مظنون جنايت



                                داريوش در بازجويي هاي مقدماتي پليسي ، منکر هر گونه اطلاعاتي از مرگ غريب شد و گفت : درست است که دو بار به اتهام سرقت روانه زندان شده ام ، اما قاتل نيستم.

                                تحقيقات پليسي از وي همچنان ادامه داشت تا اين که عذاب وجدان ، مرد معتاد را وادشت پرده از راز جنايت بردارد. متهم دستگير شده در ادامه اظهاراتش گفت : من معتاد هستم.



                                به همين دليل وقتي فهميدم غريب گاهي در خانه خواهرش به سر مي برد و آنها پول زيادي در خانه دارند، نقشه سرقت از خانه خواهرش را کشيدم و ماجرا را با يکي از دوستانم به نام علي و همسرش مرضيه در ميان گذاشتم و آنها قبول کردند تا او را به قتل برسانند.



                                بنابر اين گزارش ، روز گذشته احمدي بازپرس شعبه 18 دادسراي امورجنايي کرج با در اختيار قرار دادن تصوير يکي از متهمان فراري به نام مرضيه و دستور چاپ آن بدون پوشش چهره از مردم خواست چنانچه از مخفيگاه اين زن و شوهر اطلاعاتي دارند با اداره ويژه قتل آگاهي کرج يا شعبه 18 بازپرسي دادسراي امور جنايي کرج يا تلفن 110 تماس بگيرند.

                                Comment

                                Working...
                                X