Announcement

Collapse
No announcement yet.

Events/Havades

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • اصلاح رايگان

    نوار غزه: آرايشگران در نوار غزه براي همدردي با كاركنان دولت فلسطين يك اقدام نمادين انجام دادند. با توجه به اينكه كاركنان دولت در اين منطقه از دو ماه قبل حقوق دريافت نكرده اند آرايشگران تمام وسايل آرايشگري را از مغازه به خيابان انتقال دادند و به صورت رايگان به اصلاح موي سر كارمندان دولت پرداختند. در تصوير كارمندان دولت كه فرصت بوجود آمده را مغتنم شمرده اند در حال اصلاح موهاي سر و صورت خود ديده مي شوند.



    MAHSA














    [/CENTER]

    Comment


    • ۲۵ مجروح در مسابقه تعقيب پنير

      لندن : همه ساله در غرب كشور انگليس مسابقه تعقيب پنير برگزار مي شود. در اين مسابقه يك تكه بزرگ پنير گرد از فراز يك تپه شيب دار رها مي شود كه شركت كنندگان بايد به طول ۲۰۰ متر دنبال اين پنير بدوند و آنرا بگيرند. البته با توجه به برگزار شدن اين مسابقه در سطح شيب دار بسياري از شركت كنندگان در طول مسير با يكديگر برخورد مي كنند و آسيب مي بينند. امسال هم در اين مسابقه ۳۰۰ نفر شركت كردند كه در پايان ۲۵ نفر مجروح شدند



      MAHSA














      [/CENTER]

      Comment


      • يک شهروند سالخورده ولايت شمالی سمنگان افغانستان می گويد چهارده سال قبل، پس از آنکه همسرش را در اثر يک بيماری ناشناخته از دست داد و نتوانست بار اين غم را تحمل کند، برای فرونشاندن اندوهش به خوردن سنگ روی آورد.
        صوفی عبدالرزاق، پيرمرد ۶۲ ساله، ساکن ولسوالی حضرت سلطان ولايت سمنگان، می گويد روزانه حداقل يک کيلوگرم سنگ آهکی را به همراه آب به جای غذا می خورد.

        او که به دعوت خبرنگاران به شهر ايبک، مرکز ولايت سمنگان آمده بود، ادعا کرد ظرف چهارده سال گذشته توانسته از کنار تپه ها و کوه پايه ها، سنگ آهکی جمع آوری کند و حدود ۵ تن از اين سنگها را بخورد.

        صوفی عبدالرزاق گفت سنگ خوری را زمانی آغاز کرد که در اثر يک بيماری ناشناخته حدود ۱۴سال پيش زنش را از دست داد.

        او می گويد که همسرش را خيلی دوست داشت و از او چهار فرزند دارد.

        'هنوز هم رنج می برم'

        آقای عبدالرزاق گفت: "هيچ فکر نمی کردم که زنم که از من جوانتر هم بود، اين قدر زود بميرد. او جور و تيار (صحيح و سالم) بود. خوب گپ می زد و مرا دوست داشت. يک روز مريض شد و چند ساعت بعد فوت کرد. هنوز هم از مرگش رنج می برم."


        رنج و سنگ

        هيچ فکر نمی کردم که زنم که از من جوانتر هم بود، اين قدر زود بميرد. او جور و تيار (صحيح و سالم) بود. خوب گپ می زد و مرا دوست داشت. يک روز مريض شد و چند ساعت بعد فوت کرد. هنوز هم از مرگش رنج می برم


        صوفی عبدالرزاق
        عبدالرزاق پس از مرگ همسر محبوبش، حاضر نشد با کس ديگری ازدواج کند و از آن پس به بزرگ کردن فرزندانش پرداخت.

        صوفی عبدالرزاق به کودکانش سنگ نمی خوراند. او می گويد که فرزندانش را خيلی دوست دارد و آنها را به مکتب فرستاده است.

        اين شهروند ولايت سمنگان در مقابل دوربين خبرنگاران هم شروع به جويدن و خوردن سنگ کرد که در هنگام انجام اين کار، تمام بدنش می لرزيد.

        اما صوفی رزاق گفت که خوردن سنگ برايش اصلا ناراحت کننده نيست و هيچ بيماری را سبب نشده است.

        وی گفت: "من به لطف خداوند کريم و رحيم اين کار را می کنم و برايم عادت شده است."

        'بيماری عصبی'

        پزشکان محلی خيلی سعی کرده اند عبدالرزاق را از سنگ خوردن بازدارند.

        دکتر صديق رئوف، استاد دانشکده پزشکی بلخ می گويد خوردن سنگ، مو، ناخن و ديگر اشيا موجود در محيط از يک نوع ناراحتی روانی و عصبی ناشی می شود.


        دکتر رئوف استاد دانشگاه بلخ می گويد خوردن سنگ، مو، ناخن و ديگر اشيا موجود در محيط از يک نوع ناراحتی روانی و عصبی ناشی می شود
        دکتر رئوف افزود که ايين نوع ناراحتی روانی موسوم به Bizware است که در کشور جنگزده افغانستان، مواردی از آن ديده شده است.

        به گفته اين پزشک افغان، خوردن سنگ به مقادير متفاوت ناراحتی های جسمی را بوجود می آورد: "اولين ضرر سنگ خوردن، پيدا شدن مشکلات در سيستم هاضمه انسانهاست؛ ضمناً مجراهای موجود در عضويت با انسداد رو برو می شود، التهاب مزمن معده به وجود می آيد و جدارهای معده نيز زخم برمی دارد."

        عبدالرزاق می گويد چند بار دلش می خواسته از خوردن سنگ دست بکشد، اما نتوانسته به تنهايی اين عادت را ترک کند

        Comment


        • با بررسي حساب بانكي گداي 75 ساله اي كه در تهرانپارس از سوي گشت هاي سيار جمع آوري متكديان دستگير شده بود، مشخص شد وي علاوه بر يك آپارتمان شيك در شمال شرق تهران، يك حساب بانكي چند ده ميليون توماني نيز دارد.



          بنا به اين گزارش هفته گذشته ماموران گشت سيار جمع آوري متكديان شهرداري تهران هنگام گشتزني، يك متكدي ۷۵ ساله به نام رجب را در تهرانپارس دستگير كردند.



          در حاليكه مرد دستگير شده مدعي بود كه اصلا متكدي نبوده و فرد محترمي است كه اشتباها دستگير شده است، تحقيقات درباره وي آغاز شد.



          اما در همان لحظات اوليه و در هنگام بازرسي بدني از وي، ماموران شهرداري متوجه شدند كه او به شدت مقاومت كرده و در صدد است چند دفترچه را از ديد آنها مخفي نگه دارد.



          ماموران كه به شدت به موضوع مشكوك شده بودند، به بررسي اين دفترچه هاي بانكي پرداخته و با استعلام از بانك متوجه شدند كه وي مبالغ هنگفتي در حسابهاي بانكي خود دارد .



          در ادامه تحقيقات توسط ماموران شهرداري مشخص گرديد كه اين فرد علاوه بر داشتن دهها ميليون تومان پول در حساب بانكي خود، همچنين صاحب يك آپارتمان شيك در شمال شرق تهران است.



          سيد نجم الدين محمدي، مدير كل آسيب هاي اجتماعي شهرداري تهران روز گذشته با اعلام اين خبر گفت: بعد از تحقيقات انجام شده درباره اين مرد متكدي مشخص شد اين گدا داراي منزل مسكوني و از بزهكاران و سابقه داران حرفه اي بوده نيز معلوم گرديد كه او كه يكي از خلافكاران سابقه دار است از مدتي قبل به تكدي گري پرداخته است و از اين راه به ثروت ميليوني دست پيدا كرده است

          Comment


          • با دستگيري زن كيف قاپي كه به سرقتهاي ميليوني در شمال تهران دست زده بود، مشخص شد وي يك زن معتاد ومسن است كه حتي توانايي راه رفتن هم ندارد.



            هفته گذشته مردي با مراجعه به شعبه سوم دادسراي جنايي تهران مدعي شد كيف دستي وي كه حاوي۵ ميليون تومان تراول چك بوده، از داخل خودروي پژو۴۰۵ وي به سرقت رفته است.



            با گزارش پرونده به پليس آگاهي، كارآگاهان با اعلام شماره چك ها از مسئولان بانكها خواستند در صورت مراجعه سارق، موضوع را به پليس اطلاع دهند.



            در حالي كه بررسي ها در اين باره ادامه داشت مسئولين يكي از بانكهاي تهران در تماسي با پليس آگاهي اعلام كرد مرد جواني براي نقد كردن چكهاي مسافرتي به بانك مراجعه كرده است.



            با گزارش موضوع كارآگاهان پليس به سرعت در محل حاضرشده و مرد جوان كه محمدرضا نام داشت را دستگير كردند، محمدرضا در جريان بازجويي ها گفت: چكها را از زني به نام مريم معروف به طلا گرفته است.



            با اين اعترافات، بازپرس پرونده دستور دستگيري اين زن ۵۵ ساله كيف قاپ را صادر كرد. به اين ترتيب با توجه به آنكه احتمال فرار اين زن وجود داشت، پاتوق هاي وي تحت نظر قرار گرفت و در نهايت زماني كه او قصد سوار شدن به يك خودروي مدل بالا را داشت از سوي پليس بازداشت شد، اما مشخص شد كه بر خلاف تصور اوليه او يك زن مسن و بيمار است كه حتي نمي تواند به درستي راه برود.



            اين زن در مورد شگرد هاي سرقت خود به كارآگاهان گفت: بعد از سرقت تراول چكها با آژانسهاي محلمان تماس گرفته و با بيان اينكه من فردي مسن هستم از رانندگان آژانس مي خواستم چكهايم را نقد كنند و آنها نيز به خاطر ترحم و گرفتن كرايه، اين كار را برايم انجام مي دادند و به اين ترتيب هر بار بعد از انجام كيف قاپي و يا سرقت از مسافران در شمال تهران به راحتي چكهاي مسروقه را نقد كردم.



            وي درباره شيوه سرقت ها گفت: شگرد كارم اين بود كه پس از سوار شدن به خودروهاي مسافركش حواس راننده و مسافران را پرت كرده و هنگامي كه آنها متوجه نبودند اقدام به سرقت كيف پول آنها كرده و به سرعت فرار مي كردم.



            وي در ادامه با بيان اينكه تاكنون ۳ بار ازدواج كرده است گفت: آخرين بار با مردي كه ۲۰ سال از خودم كوچكتر بود و به خاطر ارتكاب چندين فقره سرقت مسلحانه متواري است ازدواج كردم و يك باند كيف قاپي و سرقت به راه انداختيم

            Comment


            • پيرمردي که 14 فقره سابقه کيفري دارد ، پس از آخرين سرقت با درهم کوبيدن چند خودرو در کوچه بن بست دستگير شد.



              ماموران گشت انتظامي با مشاهده يک خودروي قديمي که مقابل آنها در حرکت بود، وقتي شماره خود را از مرکز پليس استعلام کردند ، مشخص شد اين خودرو 2 ساعت پيش در منطقه مرکزي تهران سرقت شده است.



              به دنبال اين ماجرا ، وقتي پليس دستور توقف صادر کرد ، راننده بسرعت متواري شد و در ادامه تعقيب و گريز ، پس از تصادف با چند خودرو ، وارد يک کوچه بن بست شد. به اين ترتيب ، متهم 62 ساله دستگير و به دادسراي جنايي منتقل شد.



              14 سابقه کيفري



              متهم با اعتراف به 14 فقره سابقه کيفري خود به بازپرس جنايي گفت : چون به مواد مخدر اعتياد دارم ، پس از سرقت خودروها که اغلب خودروهاي قديمي هستند ، مسافرکشي مي کردم و زماني که بنزين خودرو تمام مي شد ، با سرقت لوازم ، آن را در گوشه اي رها کرده و يک خودروي ديگر سرقت مي کردم.



              به دنبال اين اعترافات ، بازپرس روشن در شعبه سوم دادسراي جنايي با صدور قرار قانوني ، متهم را براي ادامه تحقيقات در اختيار پليس آگاهي قرار داد. تحقيق در اين زمينه ادامه دارد.

              Comment


              • روز گذشته كارآگاهان اداره دهم آگاهي تهران در بررسي پرونده مرگ چهار دختر نوجوان كه در اثر مصرف قرص برنج جان سپرده بودند بازجويي از يك زن را آغاز كردند.



                با بازداشت يك زن 40 ساله توسط كارآگاهان اداره دهم آگاهي تهران بزرگ تحقيقات پليسي بر روي پرونده مرگ مشكوك چند دانش آموز دختر در جنوب پايتخت وارد مرحله جديدي شد.



                برپايه اين گزارش، اين زن در جريان تحقيقات روز گذشته منكر هرگونه ارتباطي با دانش آموزان فوت كرده شد و تنها درمورد مرگ يكي از آنان به پليس جنايي گفت: يكي از قربانيان قبل از مرگ به دليل مشكلات خانوادگي كه داشت به من گفته بود كه قصد خودكشي دارد و من تمام سعي خود را انجام دادم تا از اين عمل منصرف شود، ولي بعد از چند روز از مرگ وي مطلع شده و بسيار متأثر شدم.



                اين گزارش حاكي است، چهار دختر نوجوان كه سه نفر از آنان دانش آموزان يكي از دبيرستان هاي معتبر جنوب پايتخت بودند در مدت كمتر از يك ماه با خوردن قرص برنج اقدام به خودكشي كردند.



                با مرگ چهارمين دختر دانش آموز كه بررسي ها نشان مي داد وي نيز با مصرف قرص برنج جان باخته است، پليس جنايي تهران به دستور بازپرس ولي الله حسيني مسئوليت بررسي دقيق را درخصوص چگونگي وقوع اين حوادث تلخ برعهده گرفت.



                در تحقيقات اوليه پليسي و برپايه اظهارات دوستان قربانيان كه مدعي بودند يك زن قبل از خودكشي دختران نوجوان با آنها به گفت وگو پرداخته و والدين يكي از قربانيان از حضور آن زن در مراسم ختم دخترش نيز خبر داده بود جست وجو براي يافتن آن زن ناشناس آغاز شد.



                روز گذشته پليس جنايي به دستور بازپرس هفتم دادسراي امور جنايي تهران تحقيقات از يك زن را كه احتمال مي رود همان زن ذكر شده است آغاز كرد و اميد مي رود با بازجويي از اين مظنون اطلاعاتي درباره مرگ هاي مشكوك دختر نوجوان در اختيار پليس جنايي تهران قرار گيرد.

                Comment


                • با نقض حكم قصاص دختر جواني كه در يك درگيري مرگبار، جواني را با ضربات چاقو به قتل رسانده بود، به پرداخت ديه محكوم خواهد شد.



                  نهم اسفند ماه ،۸۳ ماموران پليس كلانتري اكبرآباد كرج هنگام گشتزني در باغهاي اطراف، متوجه دو دختر نوجوان شدند كه هراسان به سمت آنها آمده و از مجروح شدن پسر جواني در باغي در همان نزديكي خبر دادند، ماموران پليس هنگامي كه به محلي كه دو دختر نشان مي دادند رفتند با جسد غرق خون پسر جواني روبرو شدند كه با دو ضربه چاقو به قتل رسيده بود.



                  با گزارش موضوع به محسن علي اشرف، بازپرس ويژه قتل دادسراي جنايي وي با حضور در محل جنايت به بازجويي از دو دختر جوان پرداخت كه يكي از دختران به نام مهاباد معروف به نازنين به وارد آوردن ضربات مرگبار اعتراف كرده و گفت براي دفاع از خودم مرتكب جنايت شدم.



                  با اعترافات اين دختر جوان پرونده جهت صدور راي نهايي به دادگاه كيفري استان تهران ارسال شد و قاضي عزيز محمدي و ۴ قاضي مستشار دادگاه به بررسي پرونده پرداختند.



                  در جلسه محاكمه، نازنين با اعتراف به قتل پسر جوان در توضيح ماجرا گفت: روز حادثه براي خريد عيد به همراه خواهرزاده ام از خانه بيرون آمديم.



                  پس از خريد لباس، دو پسر جوان به نامهاي روزبه و حميد را كه در همسايگي مان زندگي مي كردند ديديم، مدتي سوار بر موتور سيكلت در سطح شهر كرج گشتيم تا اينكه به سمت جاده اكبر آباد رفتيم و در آن جا هنگامي كه روزبه مي خواست سيگار بكشد، موتورش را كنار خيابان نگه داشت و من و او كنار جاده نشستيم.



                  در همان لحظه يك جوان دوچرخه سوار به سمت ما آمد و در حاليكه دو پسرجوان همراهمان به شدت ترسيده بودند او با تهديد قصد داشت من و برادر زاده ام را به باغي در همان نزديكي بكشاند كه من نيز با چاقويي كه همراه داشتم يك ضربه به دست او زدم.



                  اما وقتي كه قصد دور شدن از آنجا را داشتم بار ديگر جوان دوچرخه سوار به طرفمان آمد كه من ضربه ديگري به او زدم كه باعث مرگش شد. در اين جلسه دادگاه دختر جوان مدعي شد كه تنها براي دفاع از شرافتش اقدام به قتل كرده است.



                  پس از اخذ آخرين دفاع، قضات شعبه ۷۱ دادگاه كيفري دختر جوان را به قصاص نفس محكوم كردند اما قضات ديوان عالي كشور حكم صادره را به دليل شبهه در تناسب دفاع، نقض كردند.

                  Comment


                  • مردي كه به شيوه عاملان قتل هاي سريالي زنان پايتخت از خانه زني در جنوب تهران سرقت كرده بود پس از هفت ماه دستگير شد.



                    ۱۳ آبان سال گذشته زني به نام سارا با مراجعه به پليس آگاهي تهران ماموران را در جريان سرقت مسلحانه مردي از خانه اش قرار داد.



                    اين زن در شكايت خود گفت: هفته گذشته تصميم گرفتم خانه ام در جنوب تهران را به فروش برسانم به همين خاطر براي فروش خانه در روزنامه آگهي دادم.



                    روز گذشته مردي به عنوان خريدار به خانه ام آمد. او پس از ديدن خانه در يك لحظه چاقويي را از زير لباسش در آورد و با آن مرا تهديد كرد كه سر و صدا نكنم وگرنه مرا به قتل مي رساند، او سپس دست و پاي مرا بست و با ربودن نزديك به يك ميليون تومان پول و طلا متواري شد.



                    با رفتن سارق مسلح شروع به سر و صدا كردم. همسايه ها كه متوجه داد و فريادهاي من شده بودند به خانه ام آمدند و مرا نجات دادند.



                    با شكايت اين زن ماموران دايره ششم پليس آگاهي تحقيقات خود را آغاز كردند. كارآگاهان در بررسي هاي خود متوجه شدند، چند روز قبل از سرقت تماس هاي مشكوكي با خانه اين زن گرفته شده بود.



                    با بدست آمدن اين سرنخ ماموران به رديابي تلفن پرداخته و توانستند مرد جواني به نام غلام را شناسايي كنند. غلام پس از انتقال به اداره آگاهي منكر سرقت شد اما پس از مواجهه حضوري با شاكي لب به اعتراف گشود و به سرقت اقرار كرد.



                    غلام صبح ديروز در شعبه پنجم بازپرسي دادسراي جنايي تهران مورد بازجويي قرار گرفت، سارق جوان در خصوص اين سرقت گفت: پس از شناسايي خانه از طريق آگهي روزنامه آن را زير نظر گرفته و متوجه شدم حوالي ظهر زن صاحبخانه تنهاست.



                    به همين خاطر روز حادثه به عنوان خريدار وارد خانه اش شدم. سپس به بهانه ديدن خانه تمام اتاقها را بازرسي كردم تا از تنها بودن اين زن مطمئن شوم. زماني كه از تنها بودن زن صاحبخانه مطمئن شدم با تهديد چاقو اقدام به سرقت كردم.



                    بازپرس توكلي پس از بازجويي از غلام او را با قرار براي تحقيقات بيشتر تحويل ماموران پليس آگاهي داد

                    Comment


                    • مرد جواني كه با تغيير چهره خود به صورت يك زن، خانه فسادي در غرب تهران راه اندازي كرده بود در جريان يك تصادف دستگير شد.



                      روز يكشنبه هفته جاري ماموران پليس در جريان تصادف دو خودروي پژو و پيكان در غرب تهران قرار گرفتند. ماموران پس از حضور در محل تصادف متوجه درگيري راننده پژو كه زن جواني بود با راننده پيكان شدند.



                      زن جوان با مشاهده خودروي پليس از محل فرار كرد ماموران كه به موضوع مشكوك شده بودند به تعقيب متهم پرداخته و او را دستگير كردند. در تحقيقات ماموران مشخص شد متهم مرد ۲۲ ساله اي به نام محمود است كه با تغيير چهره خود را به صورت زن در آورده بود.



                      در بررسي هاي بعدي مشخص شد كه محمود با معرفي خود به نام ملودي با كمك دو دختر ديگر و يك جوان افغاني خانه فسادي در غرب تهران راه اندازي كرده بود. متهم همچنين هفته گذشته خودروي پژويي را با تهديد راننده سرقت كرده بود.



                      با اعترافات محمود،مأموران همدستان او را دستگير كردند. متهمان صبح ديروز پس از بازجويي در شعبه اول دادياري دادسراي جنايي تهران با قرار تأمين روانه زندان شدند

                      Comment


                      • پرونده عامل جنايت اتوبان تهران _ كرج كه درپي آن يك مامور نيروي انتظامي به شهادت رسيده بود به شعبه ۷۱ دادگاه كيفري استان ارجاع شد.



                        شامگاه بيست و نهم ارديبهشت سال گذشته، صداي شليك يك گلوله در فضاي اتوبان تهران _ كرج پيچيد. چند ثانيه بعد بدن نيمه جان گروهبان حسين علي ترقي بر روي آسفالت خيابان افتاد.



                        پيش از آنكه حاضران در صحنه قادر به انجام عكس العملي براي دستگيري عامل اين حادثه تلخ باشند، جواني كه اقدام به شليك گلوله كرده بود سوار بر خودرو پرايد مشكي رنگي از محل گريخت. بدن غرق در خون درجه دار را به درمانگاه انتقال دادند ولي شدت جراحت آن قدر زياد بود كه پزشكان نتوانستند كمكي به مرد مجروح بكنند و وي شهيد شد.



                        كارآگاهان اداره دهم آگاهي تهران بعد از اطلاع از موضوع همراه بازپرس حسين اصغرزاده به صحنه حادثه مراجعه كردند.



                        تحقيقات براي شناسايي عامل اين جنايت دو ماه تمام به طور پيگير ادامه يافت تا اينكه پليس جنايي و بازپرس پرونده با تلاش بسياري كه در اين خصوص انجام دادند عامل جنايت را كه همراه نامزدش از تهران گريخته بود به دادسراي امور جنايي تهران كشانده و متهم به شليك هاي مرگبار اعتراف كرد.



                        بازپرس حسين اصغرزاده بعد از پايان بازجويي هاي پليسي از اين متهم در اداره آگاهي تهران و خاتمه بررسي هاي قضايي قرار مجرميت آرش را صادر كرد.



                        كيفرخواست اين پرونده از سوي دلداري نماينده دادستان در دادسراي امور جنايي تهران صادر شد. با صدور كيفرخواست، روز گذشته پرونده عامل شليك هاي مرگبار به افسر پليس، براي صدور رأي نهايي به شعبه ۷۱ دادگاه كيفري استان ارجاع شده و به زودي قضات اين شعبه به بررسي اين پرونده مي پردازند

                        Comment


                        • مرد جواني كه در جنايتهاي وحشتناك، دو زن را در كرج به انگيزه سرقت به قتل رسانده بود، روز گذشته در جلسه محاكمه در دادگاه كيفري استان تهران ارتكاب قتلها را به گردن همسرش انداخت.



                          راز جنايتهاي اين مرد جوان هنگامي فاش شد كه شهريورماه سال ۸۳ زن جواني به نام الهه كه شوهرش به اتهام سرقت مسلحانه در زندان رجايي شهر به سر مي برد، با مراجعه به دادسراي كرج مدعي شد شوهرش به نام بهزاد حدود يك سال قبل زني را در سه راهي نظرآباد به قتل رسانده و صبح روز بعد از حادثه او را كه ماجرا را باور نمي كرده به قتلگاه برده و جسد را به او نشان داده است.



                          دو روز بعد از اعترافات اين زن، سارق مسلح به دادگاه احضار شده و در خصوص موضوع قتل اعلام كرد، قتل زن جوان را كه يك معلم مدرسه بود قبول دارد.



                          وي درباره انگيزه خود از اين جنايت گفت: شب جنايت به قصد سرقت در حال پرسه زدن در اطراف سه راهي نظرآباد بودم كه در تاريكي متوجه زني شدم كه كيفش را محكم گرفته بود، به قصد گرفتن كيفش به وي حمله كردم، اما او مقاومت كرد بنابراين او را به سمت گودالي كشاندم و به قتل رساندم.



                          اما وقتي كه كيف او را باز كردم متوجه شدم كه فقط ۲۵۰۰ تومان پول در آن وجود داشت، با توجه به اعتمادي كه به همسرم داشتم قضيه را با وي در ميان گذاشتم.



                          در بازجويي هاي بعدي، سارق جوان به قتل زن ديگري به نام فريده در باغهاي اطراف نظر آباد كرج اعتراف كرده و در مورد اين جنايت مدعي شد: روز حادثه با اين زن آشنا شدم و به باغي در اطراف كرج رفتيم كه وقتي احساس كردم او با خود پول زيادي دارد او را خفه كردم.



                          با اين اعترافات، پرونده اين متهم براي صدور رأي نهايي به دادگاه كيفري استان تهران ارجاع شد و روز گذشته قضات اين شعبه پرونده دو جنايت وي را بررسي كردند.



                          من نكشتم، همسرم قاتل است



                          در جلسه روز گذشته پس از بيان كيفرخواست توسط نماينده دادستان و تقاضاي قصاص از سوي اولياي دم، متهم رديف اول در جايگاه قرار گرفته و به دفاع از خود پرداخت، اما وي به رغم اعترافات اوليه خود درباره ارتكاب دو جنايت گفت: من تنها قتل زن ميانسال را قبول دارم و معلم جوان را همسرم به قتل رسانده است.



                          وي درباره قتل زهرا (معلم جوان) گفت: آن شب قرار بود به همراه همسرم به شهرك آزادگان برويم، اما وقتي در راه بوديم همسرم زهرا را ديد و به من گفت: من اين دختر را مي شناسم او خانواده بسيار ثروتمندي دارد و مي توانيم با دزديدن كيفش پول خوبي به جيب بزنيم، وقتي كه به طرفش رفتيم دختر جوان ترسيده بود و قصد فرار داشت اما من او را به طرف خاكريز كنار جاده كشاندم كه در آنجا همسرم با اسلحه دست ساز او را تهديد كرده و سپس با ضربات سنگ او را به قتل رساند.



                          وي گفت: فكر مي كنم همسرم مي خواست به دليل نامشخصي از اين دختر انتقام بگيرد، اما دومين قتل(فريبا) را قبول دارم.



                          وي در پاسخ قاضي عزيزمحمدي درباره اينكه چرا در بازجويي ها اين ادعا را بيان نكرده اي گفت: اولش مي خواستم هر دو قتل را به گردن بگيرم اما وقتي كه همسرم مرا لو داد تصميم گرفتم واقعيت را بگويم.



                          در اين جلسه همچنين همسر متهم نيز به عنوان مطلع در جايگاه قرار گرفته و با انكار اظهارات شوهرش گفت: (او دروغ مي گويد من در هيچكدام از قتلها همراه او نبودم، من فقط درسه فقره زورگيري در پارك چيتگر همراهش بودم).



                          وي در ادامه با بيان اينكه تمام زندگيش اشتباه بوده است گفت:۹ سال پيش هنگامي كه ۱۳ سال بيشتر نداشتم به خاطر اين مرد جنايتكار از خانه فرار كردم و به رغم مخالفت خانواده ام به عنوان همسر دوم اين مرد با او ازدواج كردم، پدرم به خاطر اين ازدواج خودكشي كرد و مرد، اما تنها دلخوشي ام در اين سالها اين بود كه همسرم خيلي به من اعتماد داشت و همه كارهايش و حتي جرايمي را كه مرتكب شده بود برايم تعريف مي كرد، اما حالا مي فهمم كه تمام بدبختي هايي كه به خاطر اين مرد كشيده ام بيهوده بوده است

                          Comment


                          • زنی در آلمان شرقی که هشت نوازد خود را کشته به پانزده سال زندان محکوم شده است. دادگاهی در فرانکفورت زابينه هيلشنتز، 40 ساله، را به دليل ارتکاب به هشت فقره قتل نفس مجرم شناخته است.
                            بقايای نوزادان او در چند گلدان گل و ظروف ديگر باغبانی در حياط منزل پدر و مادر خانم هيلشنتز، که در شهری نزديک به مرز آلمان با لهستان واقع شده است، کشف شده اند.

                            تصور می شود که اين نوزادان در طی يک دهه - از 1988 تا 1998 - متولد و کشته شده اند.

                            همسر خانم هيلشنتز، اقوام و همسايگان او می گويد که از بارداری های وی بی اطلاع بوده اند.

                            زابينه هيلشنتز، می گويد که در ارتباط با مرگ نوزادان خود چيزی به خاطر نمی آورد چون هر بار هنگام وضع حمل مقدار زيادی مشروب الکلی مصرف می کرده است.

                            در واقع بقايای اجساد 9 نوزاد کشف شده است اما قتل يکی از اين نوزادها قابل پيگرد قانونی نيست چون تاريخ وقوع آن مشمول قوانين وقت آلمان شرقی نمی شود.

                            دادگاه فرانکفورت طولانی ترين مدت حبس مجاز در قوانين آلمان را برای خانم هيلشنتز در نظر گرفته است.

                            تست های دی ان ای نشان داده اند که خانم هيلشنتز و همسرش آقای هيلشنتز پدر و مادر اين نوزادان بوده اند.

                            زابينه هيلشنتز، که قبلا دستيار دندانپزشک بوده، در جلسه محاکمه شهادت نداد اما پيشتر به بازجويان گفته بود که به نوزادان خود صدمه ای وارد نکرده ولی اجازه داده که پس از تولد بميرند.

                            Comment


                            • با نقض حكم برائت همسر دندانپزشك جوان از اتهام قتل زنش، جنجالي ترين پرونده جنايي خردادماه سال 80 تهران بار ديگر براي رسيدگي به دادگاه فرستاده شد.



                              اين جنايت كه در طبقه دوم ساختمان شهريار واقع در خيابان بهزاد سعادت آباد رخ داده است، نيمه هاي شب چهارشنبه 16خردادماه سال80 فاش شد.



                              ساعت 22 شب حادثه، همسر مقتول وقتي به خانه اش در يوسف آباد تهران رفت و با غيبت همسر دندانپزشك خود روبرو شد. او با حالتي نگران به مطب زنگ زد.



                              وقتي تلفن مطب جواب نداد دكتر جوان با خانه پدرزنش كه در نزديكي مطب بود تماس گرفت و از آنان خواست خود را سريع به مطب كار دختر 28ساله شان برسانند.



                              ساعت 23 شب، پدر و مادر "هاله" خود را به طبقه دوم ساختمان شهريار رساندند. آنان با ديدن روشنايي لامپ مطب، وقتي دخترشان در را به روي پدر و مادر باز نكرد نگران شده و در چوبي مطب را شكسته و وارد آن شدند.



                              پدر و مادر پير "هاله" با پا گذاشتن داخل مطب به سمت پيكر بي جان دندانپزشك زن كه با روپوش سفيد كنار تجهيزات دندانپزشكي روي زمين افتاده بود، دويدند.



                              پليس وارد عمل شد



                              15 دقيقه بعد، مأموران تجسس كلانتري 134تهران كه با اطلاع از وقوع جنايت مرموز در مطب دندانپزشكي حضور يافته بودند، ماجراي قتل زن دندانپزشك را به قاضي كشيك جنايي اطلاع دادند.



                              بدين ترتيب، قاضي جنايي و اكيپي از كارآگاهان وارد عمل شدند و در ابتداي تجسسات خود در صحنه جنايت، جسد "هاله" را در حالي كه با روسري قهوه يي رنگ گلدارش خفه شده بود، تحت بررسي قراردادند.



                              كارآگاهان در تحقيقات خود دريافتند، قرباني كه از پنج ماه پيش به انتظار مادرشدن بود به ازدواج مردي به نام "شهرام" كه وي نيز دندانپزشك است درآمده و با همسر خود در مطب به ويزيت و معاينه بيماران مي پرداخته است، روز جنايت وي در مطب تنها بوده است.



                              در بازرسي از مطب قرباني، مشخص شد همه چيز دست نخورده سرجاي خود قراردارد و در حاليكه به نظر مي‌رسيد عمليات پليسي روي انگيزه‌اي غير از سرقت متمركز شود، كارآگاهان با به دست آوردن قفل طلاي گردنبندي در لابلاي پيراهن "هاله" پي بردند عامل جنايت با از پاي درآوردن قرباني، گردنبند وي را با دستپاچگي پاره كرده و با سرقت آن متواري شده است.



                              بازجويي از همسرقرباني



                              ماموران در ادامه از همسر مقتول كه تنها مظنون پرونده بود بازجويي كردند كه او با انكار قتل مدعي شد روز حادثه هاله را مقابل مطب از خودرو پياده كرده و سپس به محل كار خود رفته است. در ادامه رسيدگي به اين پرونده خانواده هاله با شكايتي مدعي شدند قتل از سوي شهرام صورت گرفته است.



                              4 سال پس از قتل اين دندانپزشك و در حالي كه هيچ سرنخي از اين جنايت بدست نيامده بود رييس شعبه 1157 دادگاه عمومي تهران سال گذشته براي همسر مقتوله كه تنها مظنون پرونده است مراسم قسامه برگزار كرد.



                              پس از مراسم قسامه، قاضي محمد ياري رييس شعبه اين مرد را از اتهام قتل تبرئه كرد اما با فرستادن پرونده به ديوان عالي كشور حكم از سوي قضات ديوان نقض و براي رسيدگي بيشتر به دادگاه بازگشت.



                              زماني قاضي جديد پرونده پس از نقض حكم طرفين پرونده را براي رسيدگي بيشتر به دادگاه احضار كرده است

                              Comment


                              • كارآگاهان اداره دهم آگاهي تهران بعد از تلاشي پنج ماهه خود موفق به شناسايي مخفيگاه مظنون اصلي جنايت انتقامجويانه منطقه تهران نو شدند.



                                روز پانزدهم دي ۸۴ مأموران پليس كلانتري ۱۲۷ هنگام گشت زني متوجه توقف غيرعادي يك خودرو ماكسيما در گوشه اي از خيابان نيروي هوايي شدند.



                                پليس براي بررسي موضوع به صحنه نزديك شد و ناگهان با جسد غرقه به خون مرد جواني كه سرش روي فرمان خودرو قرار داشت روبه رو شدند.



                                قرباني با شليك گلوله به شقيقه راستش جان سپرده بود. با گزارش موضوع اين جنايت به كارآگاهان اداره دهم آگاهي تهران تيم ويژه بازرسي صحنه جرم به همراه ولي الله حسيني بازپرس كشيك ويژه قتل در صحنه حاضر شده و به بررسي هاي پليسي و قضايي دست زدند.



                                با بازرسي بدني مقتول مشخص شد وي مسعود ۲۷ ساله صاحب يك نمايشگاه خودرو است. جسد مسعود به پزشكي قانوني انتقال يافت و در تحقيقات اوليه پليسي انگيزه انتقامجويانه ارتكاب قتل قوت گرفت.



                                در حالي كه تحقيقات پليسي بر شناسايي عامل جنايت متمركز شده بود، سرنخها به فردي كه از مدتي قبل با مقتول اختلاف مالي داشت رسيد. به اين ترتيب دستگيري اين مرد به عنوان مظنون اصلي ارتكاب جنايت در دستور كار پليس جنايي قرار گرفت.



                                بازپرس حسيني بعد از بررسي و تحقيقات پليسي دستور بازداشت اين مرد را صادر كرد. با دستگيري اين متهم، مسئولين قضايي و پليسي كه رسيدگي اين پرونده را بر عهده دارند اميدوار هستند با انجام بازجويي ها از اين مظنون، راز جنايت فاش شود

                                Comment

                                Working...
                                X