Announcement

Collapse
No announcement yet.

Events/Havades

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Comment


    • يكي از سه برادر جوان كه بر سر برخي اختلافات خانوادگي با يكديگر درگير شده بودند، با حمله به دو تن ديگر، يكي را كشت و ديگري را به شدت مجروح كرد.

      مقارن ساعت 9:30 روز 15 خرداد ماه ماموران كلانتري 151 «يافت‌آباد» مطلع شدند كه در موقعيت خيابان صمد باقري، سه برادر به نامهاي «مصطفي» 23 ساله، «مجتبي» 20 ساله و «قاسم» 22 ساله، به دنبال بروز برخي مشكلات خانوادگي در داخل منزل با يكديگر درگير شده و در اين ميان يكي از برادران به نام «قاسم» با استفاده از چاقو در پي حمله‌ور شدن به دو برادر ديگر، آنها را مضروب كرده و سپس از محل ارتكاب جرم متواري شد.

      با انتقال مصدومان جهت مداوا به بيمارستان، «مصطفي» بر اثر شدت جراحات وارده جان باخت و «مجتبي» نيز جهت مداوا در بيمارستان بستري شد.

      در اين حال تحقيقات پليسي در خصوص اين حادثه مشخص كرد: «قاسم»، متهم به قتل به مصرف مواد مخدر اعتياد داشته است.

      بدين ترتيب محل‌هايي كه احتمال آن مي‌رفت، متهم به آنجا پناه برده است، تحت مراقبت ماموران پليس قرار گرفت تا اين كه نامبرده در ساعت 12:45 حين ورود به بيمارستان «فياض بخش» دستگير شد.

      بررسي‌هاي فني براي مشخص شدن انگيزه اصلي قتل ادامه دارد

      Comment


      • مقارن 3 بامداد 19/2/83 به كلانتري 106 نامجو وقوع يك تيراندازي منجر به قتل در خيابان مدني اعلام مي‌شود. ماموران با حضور در صحنه در وسط كوچه مقدار زيادي خون و يك پوكه از اسلحه‌ي جنگي كشف مي‌كنند. بعد از انجام تحقيقات، همسر مقتول به عنوان مظنون دستگير مي‌شود. تحقيقات از آشنايان منجر به دستگيري فردي به نام «علي» مي‌شود وي پس از دستگيري و انجام تحقيقات به خريد اسلحه، انتقال سلاح به تهران و وقوع جرم اعتراف مي‌كند.

        نماينده‌ي دادستان با توجه به اظهارات متهمان و نظريه‌ي پزشكي قانوني كه علت مرگ را اصابت گلوله به ناحيه‌ي سر اعلام داشته و نظريه‌ي اداره‌ي تشخيص هويت و با توجه به تظلم‌خواهي اولياي دم اعلام داشت كه بزهكاري متهم براي دادسرا محرز است و با استناد به ماده‌ي 205 و بند الف ماده‌ي 206 و 207 از قانون مجازات اسلامي تقاضاي صدور حكم قانوني براي متهم را خواستار شد.

        در ادامه‌ي جلسه‌ي دادگاه اولياي دم مقتول (پدر و سه فرزندش) با حضور در جايگاه دادگاه براي متهمان اين پرونده تقاضاي كيفر قانوني كردند. پدر مقتول هر دو متهم را در اين پرونده مقصر دانست و براي هر دو تقاضاي كيفر كرد اما سه فرزند مقتول با توجه به اين‌كه به مادرشان اعتماد كامل دارند، فقط «علي» را در اين پرونده مقصر دانسته و تقاضاي قصاص او را به خاطر قتل پدرشان كرده‌اند.

        متهم رديف اول اين پرونده با حضور در جايگاه دادگاه اتهام قتل را قبول كرد و اظهار داشت: انگيزه‌اي براي قتل نداشتم. من مدتي در هتل كار مي‌كردم و در آن مدت با ليلا دوست شدم. سه سال آشنايي ما طول كشيد. در اين مدت من كليد منزل ليلا را داشتم و هر روز به آنجا رفت و آمد مي‌كردم تا اين‌كه ليلا به من گفت پسر عمويم مزاحمم است و از وقتي كه همسرم تصادف كرده و فوت كرده، قصد ازدواج با مرا دارد.

        وي در ادامه اظهار داشت: در يك شب به منزل آنها رفتم و ليلا به من گفت كه به پسر عمويش قرص خواب داده و از من خواست تا او را خفه كنم. چون نتوانستم به راحتي او را خفه كنم، مرحوم از خواب بيدار شد و شروع به سر و صدا كرد و من فرار كردم. بار ديگري نقشه كشيدم تا دوستانم مرحوم را با چاقو در خيابان به قتل برسانند اما آنها موفق به قتل نشدند و فقط او را مجروح كردند. از چند روز قبل از حادثه مدام ليلا به من مي‌گفت تو عرضه نداري براي همين اسلحه‌اي تهيه كردم و به ليلا نشان دادم.

        متهم به مباشرت در قتل اين پرونده، در ادامه‌ي اظهارات خود عنوان كرد: روز حادثه ليلا با من تماس گرفت و گفت منزل را خالي مي‌كنم تا تو براي قتل به منزل ما بيايي. حدود ساعت 5/2 صبح با من تماس گرفت و من مقابل منزل آنها رفتم. زنگ در را كه زدم خود ليلا آمد پايين و من اسلحه را به او نشان دادم. ليلا رفت و مرحوم را بيدار كرد و با هم پايين آمدند. قبلا او به من گفته بود به پسر عمويم بگو همسر چنگيز مريض است و بايد به بيمارستان برويم. وقتي مرحوم چند قدم جلوتر از من رفت با اسلحه به سمت او شليك كرده و فرار كردم.

        وي هم‌چنين ادامه داد: بعد از قتل، هر روز با ليلا تماس مي‌گرفتم طوري كه حتي دختر كوچكش مرا بابا صدا مي‌كرد. روزي كه براي قتل رفته بودم بنابر سفارش ليلا، ريش گذاشته بودم و كلاه و كاپشن گشادي به تن داشتم. من اسلحه را فقط براي قتل و به پيشنهاد ليلا خريده بودم.

        جناني، وكيل متهم رديف اول در دفاع از موكلش، گفت: موكلم از سال‌ها قبل داراي مشكلات رواني است و بنابر گفته‌ي خودش براي اين‌كه شب حادثه بتواند قتل را انجام دهد، مست بوده است.

        در ادامه‌ي جلسه‌ي دادگاه، ليلا متهم به معاونت در قتل اتهام خود را قبول نكرد و عنوان داشت: من هيچ اطلاعي از قتل نداشتم و او دروغ مي‌گويد كه با من رابطه داشته است. او فقط در حد يك مزاحم براي من بود.

        در مقابل صحبت‌هاي متهم رديف دوم، قاضي عزيز محمدي از متهم پرسيد با وجود اين‌كه شما از متهم رديف اول هيچ شناختي نداشتيد پس چرا سه قطعه عكس از شما در جيب متهم، نامه‌اي عاشقانه و شماره تلفني از شما كشف شده است.

        متهم به معاونت در قتل در پاسخ عنوان كرد: از مدت‌ها قبل مادر شوهرم با من دشمني داشت و قطعا شماره تماس و عكس‌هاي مرا، او به متهم داده است و نامه‌ي عاشقانه را تحت فشار نوشته‌ام.

        در مقابل قاضي از متهم پرسيد: پس چرا خواهر شما رابطه ميان شما را بيان كرده است كه وي صحبت‌هاي قاضي را تكذيب كرد و عنوان داشت: تحت هيچ شرايطي خواهرم اين صحبت‌ها را بيان نمي‌كند.

        در ادامه جلسه دادگاه، قاضي از متهم پرسيد: اگر رابطه‌ي ميان شما و متهم رديف اول وجود ندارد پس متهم رديف اول از كجا مي‌دانسته كه همسر شما دوستي به نام چنگيز دارد كه همسرش مريض است؟

        متهم به معاونت در قتل در پاسخ اين سوال، گفت: من هيچ چيزي در اين باره به متهم نگفته‌ام. با توجه به اين‌كه ديگران تمام زير و بم زندگي مرا به او گفته‌اند مسلما در اين ارتباط نيز اطلاعاتي به او داده‌اند.

        جلسه‌ي غير علني اين دادگاه براي بررسي به جرايم منكراتي اين پرونده تشكيل شد

        Comment


        • همسر متهم به قتل گفت: يك روز پسردايي‌ام (عبدالله) براي ناهار به خانه‌ي ما آمد و بعد با هم بلند شدند و رفتند و ظاهرا پسردايي‌ام كنار خيابان رفته بود اما ماشين پيدا نكرده بود. من هم براي شام مادرشوهرم را دعوت كرده بودم. وقتي حدود ساعت 8 همسرم از سر كار آمد، پسردايي‌ام نيز همراهش بود و ظاهرا همسرم او را كنار خيابان ديده بود و براي شام نيز دعوت كرده بود و تا ساعت 11 شب با هم نشستند و حرف زدند.

          وي ادامه داد: پس از رفتن مهمان‌ها، او مي‌خواست برود اما شوهرم اجازه نداد و گفت شب بمان و صبح ساعت حدود 4 صبح ماشين براي رفتن هست و من هم ساعت را كوك كردم تا 4 صبح بيدار شوند اما صبح كه بيدار شدم شوهرم نيز بيدار بود ولي دوباره تا ساعت 7 صبح خوابيدند كه پس از صرف صبحانه كه با حضور فرزندانم (يك پسر 5 ساله و يك دختر 8 ساله در آن زمان) بود دوباره همسر و پسردايي‌ام با هم صحبت كردند بعد همسرم خداحافظي كرد كه سر كار برود.

          وي ادامه داد: اما پس از 5 دقيقه شوهرم خيلي عصباني برگشت و مرا صدا زد و همان لحظه كه در را باز كرد چند سيلي به صورت من زد و گفت پسردايي‌ات به خاطر تو آمده بود اين‌جا و پرسيد كه شما داشتيد چه‌كار مي‌كرديد؟ كه درگيري آنها از اين‌جا شروع شد و شوهرم مي‌گفت كه بايد مطمئن شود من هم گفتم كه من هيچ‌وقت بعد از 10 سال زندگي خيانت نمي‌كنم. بعد از درگيري هردو رفتند.

          همسر متهم به قتل افزود: تا ساعت 13 در خانه تنها بودم و شوهرم خيلي آرام وارد خانه شده بود كه مرا صدا زد و بگو مگو كرديم تا اين‌كه گفت بايد به قرآن قسم بخوري. من هم گفتم به خاطر كاري كه نكردم قسم نمي‌خورم. شوهرم نيز چند بار سراغ گاز كپسول رفت تا خانه را به آتش بكشد. بعد گفت اول بچه‌ها را مي‌كشم. چند بار نيز سعي كرد چاقو را از كابينت درآورد و من مي‌گفتم كه مرا بكشد ولي اين كارها را نكند اما او قبول نكرد.

          وي در ادامه با بيان اين‌كه دو سال فرزندانم را نديده‌ام و يك سال جور كاري را كه نكرده‌ام كشيده‌ام، حتي پدر شوهرم سراغ مرا نگرفت و خانواده‌ام مرا رها كردند و آواره‌ي خيابان‌ها شدم، افزود: در اين مدت كسي نگفت ناموسم چه مي‌كند؟ يا چه مي‌خورد؟ حالا هم حاضرم همه چيز را به گردن بگيرم اگر او برود و بچه‌هايم را سر و سامان بدهد.

          همسر متهم به قتل اضافه كرد: شوهرم گفت اگر به خودت شك نداري به منزل پسردايي‌ات برويم وقتي به خانه پسردايي‌ام رفتيم او خيلي عادي با شوهرم احوالپرسي كرد و هنوز چند قدمي نرفته بوديم كه همسرم گفت كه من حاضر نشده‌ام قسم قرآن بخورم، پسردايي‌ام هم گفت كه من با او كاري نكرده‌ام اما شوهرم اولين ضربه‌ي چاقو را به او زد و پسردايي‌ام دويد و شوهرم تعقيبش كرد. من هم فقط جيغ مي‌زدم و زماني كه به آنها رسيدم پسردايي‌ام مرده بود و شوهرم چند ضربه چاقو نيز به من وارد كرد.

          وي در پايان به بازپرسي‌هايي كه تا كنون از او صورت گرفته، رسيدگي در ديوان عالي، قزوين و آب گرم اشاره كرد.

          در ادامه جلسه دادگاه، متهم به قتل با حضور در جايگاه به طرح چند سوال از همسرش پرداخت و گفت: من پسردايي همسرم را در راه نديده بودم. هم‌چنين وقتي دعوايمان شد من به او گفتم اين زندگي به درد من نمي‌خورد و مي‌خواهم تو را به خانه‌ي پدرت ببرم و طلاقت بدهم كه او حاضر نشد سپس من گفتم كه تنها راهش اين است كه به قرآن قسم بخوري، بگو اين كار نشده كه او گفت اين كار شده است و وقتي همين مساله را به عبدالله دم خانه‌شان گفتم، او گفت خانمت را بردار و به خانه ببر، بر فرض كه كاري هم شده باشد كه دعوايمان شد.

          وي در پاسخ به سوالي كه براي زني كه مرتكب عمل نامشروع شود آيا قسم خوردن آسان‌تر نيست پس چرا همسر تو حاضر به قسم خوردن نشده؟ گفت: فكر مي‌كنم وجدانش به او اجازه نداد كه دروغ بگويد.

          وي تاكيد كرد: من پشيمان نيستم؛ چون اين عمل زنا بوده و خون مقتول حلال بوده است.

          ثنايي، وكيل متهم با حضور در جايگاه گفت: موكل با اين تصور كه عبدالله با همسرش مرتكب فعل حرام زنا شده صرف‌نظر از اين‌كه دلايل اثباتي كافي براي اين امر موجود باشد يا خير مرتكب اين عمل شده است. مهم اين است كه اظهارات موكل و قرائن و شواهد موجود در پرونده بيانگر اين است كه نامبرده با وصول به يقين در اين خصوص و مباح دانستن خون مقتول كه در اصطلاح فقهي و قانوني تحت عنوان مهدورالدم مورد بحث است، مبادرت به انجام قتل و ايراد ضرب به قصد قتل كرده است.

          وي افزود: مطالبي كه در شعبه‌ي 27 ديوان عالي كشور در جهت نقض راي سابق‌الصدور از ناحيه‌ي شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران عنوان شده است به نظر من نمي‌تواند توجيه اين عمل باشد كه موكل با سبق تصميم مبادرت به قتل از نوع عمدي نموده است؛ زيرا سبق تصميم درخصوص انجام قتل كه تحت عنوان قتل شبه عمد در قانون عنوان شده است. مطمئنا سبق تصميم را در خود دارد؛ زيرا متهمي كه مبادرت به قتل مي‌كند و دليل آن را مهدورالدم بودن مقتول تشخيص مي‌دهد مطمئنا با سبق تصميم مرتكب اين كار مي‌شود و اگر سبق تصميم نداشته باشد اين موضوع مشمول تبصره ماده 295 قانون مجازات اسلامي نمي‌شود.

          وي ادامه داد: از طرفي با توجه به اين‌كه موكل سابقا اظهار داشته اگر همسرم سوگند مي‌خورد يا طلاق مي‌گرفت من مرتكب قتل نمي‌شدم و آن را دليل عدم اعتقاد موكل به مهدورالدم بودن مقتول ذكر كرده‌اند نيز صحيح نيست؛ زيرا موكل در ابتدا براي مرتفع نمودن شك خود و هم‌چنين عدم وجود روابط مخدوش در زندگي زناشويي به همسرش پيشنهاد طلاق مي‌دهد تا بلكه از انجام تحقيقات بيشتر درخصوص كشف واقع امتناع كند ولي با عدم پذيرش اين امر از ناحيه‌ي همسرش به اين‌كه آيا واقعا امر خلاف شرع واقع شده اصرار كرده و وقتي از طرف همسرش پاسخ مثبت شنيد از آن زمان به مباح بودن خون مقتول اعتقاد يافته و به آن نيز عمل كرده است و حتي در موقع ارتكاب فعل از مقتول سوالاتي كرده كه بيشتر در جهت حصول به يقين به وي كمك كرده و اين‌كه شعبه‌ي 27 ديوان عالي اظهار داشته كه موكل وقتي مورد سوال واقع شده كه آيا اگر در موقعيت فعلي بوده مرتكب قتل مي‌شدي يا خير عنوان كرده خير و نشان‌دهنده‌ي عدم اعتقاد او به مهدورالدم بودن مقتول است به نظر من صحيح نيست؛ زيرا اعتقاد پيش از ارتكاب قتل نه اظهارات پس از انجام قتل مورد نظر قانون‌گذار است.

          وي در ادامه اعلام برائت متهم از ارتكاب قتل عمدي و صدور راي برابر با تبصره ماده 295 قانون مجازات اسلامي را از محضر دادگاه خواستار شد.

          در ادامه‌ي جلسه، اولياي دم خواستار قصاص متهم به قتل شدند.

          رضوانفر نماينده‌ي دادستان نيز با حضور در جايگاه در مورد صحبت‌هاي وكيل متهم گفت: بحث مهدورالدم بودن را قانون‌گذار ما پذيرفته است ولي بحث دادرسي نياز به اثبات مهدورالدم بودن دارد و متهم تنها دليل اثباتي را كه در جهت ادعاي خود عنوان داشته، اقراري است كه همسرش در منزل ايراد داشته كه امروز اين اقرار را تكذيب كردند. هم‌چنين متهم عنوان كرده كه عبدالله نيز اين مساله را پذيرفته و واضح است كه اين ادعا نيز قابل اثبات نيست. بنابراين اگر وكيل و موكل او در جهت اثبات اين مساله كه مرز بين قتل عمد و شبه عمد است، هستند دليل ديگري كه موجب اقناع وجداني باشد ارايه دهند كه تا كنون مطرح نشده و اين اظهارات به نظر ما بدون دليل است.

          در ادامه‌ي جلسه، متهم به قتل خواست كه وكيلش آخرين دفاع را بيان كند و ثنايي گفت: در مورد صحبت‌هاي دادستان لازم است توضيح دهم كه مهدورالدمي كه در تبصره ماده 295 قانون مجازات اسلامي مطرح شده با مهدورالدمي كه در يكي از مواد قانون مجازات اسلامي مورد بحث است متفاوت است، در ماده مورد نظر دادستان به فرض صدور مهدورالدم بودن مقتول وي را به قتل مي‌رساند و ممكن است چنين فردي واقعا مهدورالدم نيز نباشد. فارغ از اثبات اين قضيه، احراز واقعيت اين تصور از ناحيه‌ي دادگاه مي‌باشد كه با توجه به مجموعه محتويات پرونده و قرائن و شواهد ديگر اين دو نيز قابل اثبات مي‌باشد

          Comment


          • مرد عصباني وقتي متوجه شد دختر 20 ساله اش که دانشجوي رشته رايانه است حاضر به ترک تحصيل نيست ، او را در محوطه خوابگاه دانشجويي به قتل رساند.



            صبح روز جمعه 12 خرداد دانشجويان يکي از خوابگاه هاي شهرستان خوي با مشاهده درگيري ميان يکي از دانشجويان با مردي که عنوان مي کرد پدر او بوده و براي ملاقات با فرزندش به خوابگاه آمده ، به سرعت خود را به محل درگيري رساندند و مشاهده کردند مرد عصباني با پيچيدن روسري به دور گردن دانشجوي 20 ساله به هويت نسرين ، او را به قتل رسانده است.



            با گزارش موضوع به مرکز فوريت هاي پليسي 110 و عزيمت ماموران و بازپرس ويژه قتل دادسراي خوي به محل ، جسد دختر 20 ساله به پزشکي قانوني منتقل و عامل جنايت به هويت عبدالصحاب دستگير شد.



            با تحقيق از عبدالصحاب (عامل جنايت) وي با اعتراف صريح به قتل دختر 20 ساله خود گفت : نسرين دانشجوي ترم سوم کارداني رشته رايانه بود و پس از آن که در دانشگاه قبول شد و براي تحصيل به خوي عزيمت کرد ، احساس خوبي نداشتم.



            او هر بار که براي ديدن ما به دهلران مي آمد ، احساس مي کردم رفتارش تغيير کرده است و وقتي که از نوع رفتاري که داشت توضيح مي خواستم او با پرخاشگري به من پاسخ مي داد.



            متهم افزود: مدتي پس از قبولي اش در دانشگاه تصميم گرفتم او را از ادامه تحصيل منصرف کنم اما موفق نشدم. او نيز هر بار تهديدم مي کرد در صورتي که بخواهم مانع ادامه تحصيلش شوم ، از من انتقام خواهد گرفت.



            متهم در ادامه تصريح کرد: مدتي بود که نسبت به رفتارهاي نسرين بشدت مشکوک شده بودم اين بود که پس از گفتگو با اعضاي خانواده ام عازم خوي شدم تا به هر طريق ممکن او را وادار به انصراف از ادامه تحصيل کنم و به اتفاق به شهر محل سکونت خود بازگرديم.



            وي افزود: اين بار وقتي از او خواستم تا با جمع کردن وسايلش خوابگاه را ترک کند، ميان ما مشاجره لفظي در گرفت که در يک لحظه کنترلم را از دست دادم و به سويش حمله ور شدم و سپس با روسري او را به قتل رساندم.

            Comment


            • زني که با همدستي يک مرد جوان ، در پي توطئه اي شوم شوهرش را به قتل رسانده بود ، روز گذشته در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران ضمن دروغ خواندن گفته هاي همدستش ، مدعي شد او خود مزاحم زندگي من بوده است.



              ساعت 3 بامداد 19 دي سال 82 ، صداي شليک گلوله در خيابان شهيد مدني تهران ، سکوت شبانه را در هم شکست و ساکنان محله سراسيمه از خانه هايشان بيرون آمدند و يکي از همسايه ها را ديدند که بالاي سر شوهرش که بشدت مجروح شده بود ، گريه مي کند.



              به دنبال اين ماجرا ، يکي از همسايه ها با کلانتري 106 نامجو تماس گرفت و ماجرا را به پليس گزارش داد. با عزيمت ماموران کلانتري به محل حادثه ، آنها با پيکر خون آلود مرد ميانسالي به نام ابوالحسن روبه رو شدند که به ضرب گلوله زخمي شده بود. با دستور بازپرس کشيک جنايي ، مرد زخمي به بيمارستان انتقال يافت اما به علت شدت جراحان جان باخت.



              با مرگ ابوالحسن تحقيقات براي شناسايي فرد يا افراد ناشناسي که مرد ميانسال را به قتل رسانده بودند ، در دستور کار کارآگاهان جنايي اداره 10 پليس آگاهي تهران قرار گرفت. ماموران در بررسي از صحنه حادثه ، يک پوکه پيدا کردند که نشان مي داد از يک اسلحه جنگي شليک شده است.



              ماموران در مرحله ديگر از تحقيقات ، ليلا ق، زن مقتول را به عنوان مظنون به قتل بازداشت و به مرکز پليس منتقل کردند.



              وي در بازجويي هاي پليسي منکر هرگونه دخالت در مرگ شوهرش شد و ادعا کرد ، يک مرد ناشناس سراغ شوهرم آمد و دقايقي بعد از رفتن آن دو، صداي شليک شنيدم ، هراسان خود را به خيابان رساندم که متوجه شدم ، ابوالحسن غرق در خون گوشه اي افتاده و مرد ناشناس با خودروي پيکان از محل دور شد.



              اين زن در بازجويي هاي پليسي دچار تناقض گويي هاي متعدد شد و شک کارآگاهان را به يقين تبديل کرد که شوهر وي در پي توطئه خانوادگي به قتل رسيده است اما پليس مدارکي دال بر گناهکاري اين زن پيدا نکرد و ليلا آزاد شد.



              کارآگاهان رفت و آمدهاي اين زن را به طور غيرمحسوس زير نظر گرفتند و به تحقيق از اقوام و دوستان مقتول و همسرش پرداختند و پي بردند که ليلا با مرد غريبه اي به نام پنجعلي ش چندين بار ديده شده است.



              ردپاي قاتل



              تحقيقات پليسي ادامه داشت تا اين که 5 ماه پس از جنايت ، زن ميانسالي با مراجعه به مرکز پليس ، پرده از راز قتل ابوالحسن برداشت.



              اين زن در تشريح ماجرا گفت : من نامادري مقتول هستم. چند سال پيش که همراه عروسم (ليلا) پيش يک مرد دعانويس رفته بوديم با مردي به نام پنجعلي آشنا شديم که همين آشنايي ، انگيزه قتل از سوي ليلا شد.



              عذاب وجدان رهايم نمي کرد تا اين که وقتي اختلافات من و عروسم بالا گرفت ، تصميم گرفتم ماجرا را با پليس در ميان بگذارم.



              با اظهارات صريح اين زن ، ليلا (زن مقتول) بار ديگر با دستور قضايي بازداشت و براي تحقيقات به اداره 10 آگاهي تهران منتقل شد.



              ليلا در بازجويي هاي پليسي وقتي فهميد نامادري اش راز قتل را فاش کرده است ، لب به اعتراف گشود و گفت : پس از آشنايي با پنجعلي ، قصد ازدواج با وي را داشتم اما شوهرم مزاحم بود، بنابراين تصميم به قتل وي گرفتيم و پنجعلي او را با شليک گلوله کشت.



              با اعترافات ليلا ، 17 خرداد 83 قاتل فراري در ترمينال شهرستان خوي شناسايي و دستگير و به مرکز پليس تهران منتقل شد و در بازجويي هاي پليسي بصراحت به قتل ابوالحسن اعتراف کرد. روز گذشته متهمان پرونده براي محاکمه در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران حضور يافتند.



              در ابتداي جلسه دادگاه داديار رضوانفر ، نماينده دادستان تهران به دفاع کيفرخواست پرداخت و براي متهمان تقاضاي مجازات قانوني کرد. سپس پدر مقتول در جايگاه مخصوص قرار گرفت و براي عروس خيانتکارش و پنجعلي (متهم به قتل) تقاضاي اشد مجازات کرد و 3 دختر مقتول هم براي قاتل پدرشان تقاضاي قصاص و از مادر خود اعلام گذشت کردند.



              قاضي عزيزمحمدي پس از شنيدن اظهارات اولياي دم ، از پنجعلي (متهم رديف نخست پرونده) خواست به دفاع از خود بپردازد.



              متهم به قتل در دادگاه: زن مقتول مرا فريب داد



              متهم به قتل در اظهاراتش گفت : من اتهام قتل را قبول دارم اما زن مقتول (ليلا) مرا تحريک کرد که شوهرش را به قتل برسانم.



              متهم در ادامه گفت : چند بار ليلا همسرش را از دور در خيابان به من نشان داد، به اين ترتيب محل کار وي را پيدا کردم. چند روزي که گذشت ، يکي از دوستانم را سراغ آنها فرستادم که در خيابان با وي درگير شد و او را مجروح کرد.



              2 هفته بعد ، ليلا باز از من خواست جان شوهرش را بگيرم تا اين که روز حادثه با نقشه ليلا مقابل منزلش رفتم و پس از کشاندن ابوالحسن به مقابل در ، او را با شليک گلوله به قتل رسانده و متواري شدم.



              انکار زن مقتول در همکاري با قاتل



              سپس ليلا در جايگاه قرار گرفت و منکر ادعاهاي پنجعلي شد و گفت : خود او برايم ايجاد مزاحمت مي کرد و من با التماس از او مي خواستم به زندگي ام کاري نداشته باشد اما بي فايده بود.



              Comment


              • مرد جواني كه در يك درگيري برادر خود را به قتل رسانده بود هنگام عيادت از برادر ديگرش دستگير شد.



                اين‌ قتل‌ زماني‌ اتفاق‌ افتاد كه‌ سه‌ برادر 20، 21 و 22 ساله‌ به‌ نام‌هاي‌ مجتبي‌، قاسم‌ و مصطفي‌ ساعت 9 و 30 دقيقه روز دوشنبه با يكديگر درگير شدند و قاسم‌ دو برادر خود را با ضربه‌هاي‌ چاقو مجروح‌ كرد.



                پس‌ از آن‌ مصطفي‌ و مجتبي‌ به‌ بيمارستان‌ شماره‌ 2 فياض بخش انتقال‌ يافتند و موضوع‌ به‌ ماموران‌ كلانتري‌ 151 يافت‌آباد اطلاع‌ داده‌ شد. ماموران‌ كلانتري‌ زماني‌ در محل‌ حاضر شدند كه‌ قاسم‌ پس‌ از مجروح‌ كردن‌ دو برادر خود از خانه‌ فرار كرده‌ بود.



                بنابراين‌ تحقيقات‌ خود را آغاز كردند و متوجه‌ شدند قاسم‌ معتاد به‌ مواد مخدر بوده‌ و به‌ همين‌ دليل‌ با برادران‌ خود درگير شده‌ و پس‌ از مجروح‌ كردن‌ آنها از خانه‌ فرار كرده‌ است‌. تحقيقات‌ ماموران‌ درخصوص‌ درگيري‌ برادر فراري‌ ادامه‌ داشت‌ كه‌ از سوي‌ مسوولان‌ بيمارستان‌ خبر رسيد مصطفي‌ در بيمارستان‌ جان‌ سپرده‌ است‌.



                با مرگ مصطفي پرونده براي رسيدگي به دايره مبارزه با قتل پليس آگاهي فرستاده شد. ماموران تمام محل هايي كه احتمال مي دادند قاتل فراري به آنجا رفته باشد را زيرنظر گرفتند. سرانجام 3 ساعت پس از قتل زمانيكه قاسم قصد ورود به بيمارستان فياض بخش را داشت از سوي ماموران شناسايي و دستگير شد.



                متهم پس از انتقال به اداره آگاهي با اعتراف به قتل برادرش گفت: پس از مجروح كردن دو برادرم براي اطلاع از وضعيت آنها به بيمارستان آمدم كه از سوي ماموران دستگير شدم.

                Comment


                • با دستور ويژه قاضي دادسراي امور جنايي، كارآگاهان پليس جنايي تهران رسيدگي مجدد بر روي پرونده هاي راكد قتل 5 زن تهراني در فاصله سالهاي 76 تا 81 را بار ديگر از سر گرفتند.



                  كشف جسد يك زن در داخل خودرو



                  ده دي ماه سال ۷۶ مغازه داران بازارچه گلستان منطقه پاسداران متوجه توقف طولاني مدت يك خودروي پرايد اطلسي رنگ در نزديك بازارچه شدند.



                  يكي از مغازه داران پس از آن كه براي بررسي موضوع به كنار خودروي پرايد رفت متوجه جسد زني شد كه بر روي صندلي خودرو جان باخته بود. موضوع اين جنايت به اطلاع قاضي كشيك ويژه قتل رسيد.



                  كارآگاهان اداره آگاهي به همراه قاضي جواد اسماعيلي به محل واقعه اعزام شدند. در بازرسي بدني از زن مقتول هويت وي كه فاطمه ۴۳ ساله و سرمهماندار هواپيما بود مشخص شد.



                  بررسي هاي پزشكي قانوني بيانگر آن بود كه فاطمه با شليك گلوله به شقيقه اش جان سپرده است. پليس جنايي در بررسي از خودروي مقتوله يك پوكه اسلحه ماكاروف كشف كرد كه فاطمه با آن به قتل رسيده بود.



                  با توجه به صحنه جنايت و اظهارات شاهدان اين فرضيه كه عامل شليك مرگبار با سرمهماندار آشنايي داشته و در زمان قتل در صندلي كناري وي و در فاصله اندكي از او نشسته قوت گرفت.



                  در بازجويي هاي صورت گرفته، اهالي محل به پليس جنايي تهران گفتند: قبل از توقف خودرو در محل حادثه متوجه شديم راننده خودرو كه همان قرباني بود چند بار طول خيابان را در جست وجوي فردي طي كرد ولي به جز راننده، فرد ديگري را داخل خودرو مشاهده نكرده اند.



                  بازداشت هاي بي نتيجه پليس جنايي در اين پرونده



                  كارآگاهان براي يافتن سرنخي از عامل يا عاملان اين جنايت و كشف انگيزه آنان خانواده فاطمه را تحت بازجويي قرار دادند.

                  آنان در مراحل تحقيق گفتند: «فاطمه روز جنايت به قصد ديدار مردي ناشناس خانه را ترك كرد.» هيچ يك از اقوام فاطمه از هويت مرد ناشناس اطلاعي نداشتند.



                  تا چند ماه بعد از وقوع اين قتل پليس جنايي تهران چندين مرد را در رابطه با ارتكاب اين جنايت به عنوان مظنون بازداشت كرد ولي تمام تحقيقات به بن بست رسيد و حكم آزادي تمامي مظنونين صادر شد و با گذشت ۹ سال از وقوع جنايت، پليس جنايي تهران موفق به دستگيري عامل اصلي ارتكاب اين قتل نشد.



                  دستور رسيدگي مجدد بعد از ۹ سال



                  با گذشت ۹ سال از زمان وقوع اين جنايت روز گذشته قاضي محمدرضا زماني علويجه رئيس شعبه ۱۱۵۷ دادگاه عمومي تهران دستور رسيدگي مجدد بر روي اين پرونده كه رسيدگي هاي پليس درباره آن بي نتيجه مانده بود را صادر كرد.



                  قاضي پرونده در اين خصوص به خبرنگار همشهري گفت: در بررسي پرونده هاي راكد قتل متوجه وقوع قتلهاي مشابه در منطقه پاسداران كه در فاصله زماني كوتاهي با قتل فاطمه رخ داده بود، شدم كه در يكي از آنها كه پرونده قتل زني به نام سوسن بود عامل و يا عاملان آن با گذشت چند سال هنوز دستگير نشده اند.



                  قاضي زماني علويجه در ادامه گفت: سه زن ديگر نيز در فاصله زماني كوتاهي با قتل سوسن و فاطمه در تهران با روش مشابه به قتل رسيده اند كه پرونده تمامي اين پنج جنايت بي نتيجه باقي مانده است.



                  Comment


                  • مرد جواني كه در جنايتي هولناك يك بازاري تهراني فروشنده پوشاك را با شليك گلوله در مقابل خانه اش به قتل رسانده است، در جلسه محاكمه مدعي شد: همسر مقتول دستور شليك مرگبار را صادر كرده است.



                    شليك مرگبار به بنكدار تهراني



                    ساعات سه بامداد نوزدهم ارديبهشت، با گزارش تيراندازي مرگبار به مرد ميانسالي در خيابان شهيد مدني تهران، ماموران كلانتري ۱۰۶ نامجو در محل حادثه حاضر شده و با يافتن پوكه اسلحه كلت كمري در محل، تحقيقات پليسي را براي يافتن سرنخ هايي از عامل جنايت آغاز كردند.



                    در نخستين بررسي ها، كارآگاهان به بازجويي از همسر مقتول كه مدعي بود مردي كه كلاه بر سر داشته و صورتش را پوشانده بود، پس از شليك به شوهرش سوار بر خودرو از محل گريخته است، پرداختند.



                    همسر مقتول به نام ليلا در نخستين بازجويي ها هنگامي كه در مقابل حسين اصغرزاده بازپرس ويژه قتل تهران قرار گرفت گفت: نيمه شب پس از شنيدن صداي زنگ، شوهرم به جلوي در خانه رفت در حالي كه بسيار متعجب شده بودم ديدم كه مرد ناشناسي شوهرم را به داخل كوچه كشاند و ناگهان با شنيدن صداي شليك گلوله متوجه شدم همسرم به قتل رسيده است.



                    با اين اظهارات، رديابي عامل جنايت كه به نظر مي رسيد هنگام جنايت تغيير چهره داده باشد در دستور كار پليس قرار گرفت، اما هنگامي كه پس از گذشت ۵ ماه از جنايت، پليس به سرنخهايي دست پيدا كرد كه نشان مي داد همسر مقتول با مغازه دار جواني به نام پنجعلي در ارتباط است، به دستور بازپرس اصغرزاده مرد مغازه دار و همسر مقتول بازداشت شدند.



                    در حالي كه همسر مقتول منكر هرگونه ارتباطي با مرد جوان بود، پيدا شدن عكس ها و نامه هاي وي در وسايل پنجعلي احتمال دست داشتن آنها در جنايت را قوت بخشيد، به اين ترتيب ليلا و پنجعلي تحت بازجويي هاي فني و پليسي قرار گرفتند كه سرانجام مغازه دار جوان به قتل بنكدار تهراني با همدستي همسر وي اعتراف كرد. با اين اعترافات، پرونده جهت صدور رأي نهايي به دادگاه كيفري استان تهران ارسال شد.



                    وسوسه ها يي كه جنايت را كليد زد



                    روز گذشته در جلسه محاكمه اين مرد كه در شعبه ۷۱ دادگاه كيفري برگزار شد، پس از بيان كيفرخواست از سوي نماينده دادستان، پدر مقتول در جايگاه قرار گرفت و با بيان اين كه اين دو نفر با كشتن فرزندش او را عزادار كرده اند، براي عروسش و مرد جنايتكار تقاضاي مجازات كرد اما فرزندان مقتول با بيان اين كه به مادرشان اعتماد دارند تنها خواستار مجازات مرد جنايتكار شدند.



                    پس از آن هنگامي كه مرد جنايتكار در جايگاه متهمان قرار گرفت در توضيح ماجرا گفت: هنگامي كه در هتل كار مي كردم با اين زن آشنا شدم، پس از گذشت سه سال از آشنايي مان، ليلا با معرفي مقتول به عنوان پسرعمويش گفت كه وي مزاحمش است و از وقتي كه همسرش تصادف كرده و جان باخته است مدام او را اذيت مي كند.



                    وي در ادامه گفت: چون مي خواستم پسر عموي او را از سر راه بردارم سه بار براي كشتن اين مرد نقشه كشيدم كه دو بار آن ناكام ماند تا اين كه چند روز قبل از سومين نقشه قتل، ليلا به من گفت تو عرضه نداري و من براي آن كه نشان بدهم كه جرأت اين كار را دارم، اسلحه اي تهيه كردم و به او گفتم كه آماده ام تا كار را تمام كنم.



                    ساعت ۵/۲ صبح وي با من تماس گرفت و من مقابل منزل آنها رفتم و در حالي كه چهره ام را تغيير داده بودم شوهرش را به قتل رساندم و فرار كردم.



                    پس از اين اظهارات، هنگامي كه ليلا به اتهام معاونت در قتل در جايگاه دفاع قرار گرفت با انكار اتهام خود گفت: من هيچ اطلاعي از قتل نداشتم، اين مرد دروغ مي گويد، من او را نمي شناسم بلكه او هميشه برايم ايجاد مزاحمت مي كرد.



                    پس از اين اظهارات، رئيس دادگاه دستور برگزاري دادگاه به صورت غيرعلني براي بررسي ساير جرايم متهمان را صادر كرد كه به اين ترتيب به زودي رأي دادگاه اعلام خواهد شد.

                    Comment


                    • ماموران مركز عمليات ويژه نيروي انتظامي پس از ماهها كار اطلاعاتي، يكي از بزرگترين اعضاي شركت هاي هرمي را كه توانسته بود در شركت «گلد ماين» 200 هزار نفر و در شركت «گلد بيز» 7 هزار نفر را به عنوان زير مجموعه خود عضوگيري كند دستگير كردند.



                      به گزارش مركز عمليات ويژه نيروي انتظامي، اين مرد به مدت ۲ سال در شركت هرمي گلدكوئيست فعاليت داشته و سپس با عضويت در شركت گلدماين موفق به جمع آوري ۲۰۰ هزار زير مجموعه شده بود.



                      متهم همچنين در ادامه فعاليت خود در اين رابطه، مشغول فعاليت در شركت گلدبيز شده و ۷ هزار تن را به عنوان زير مجموعه خود وارد مي كند و با وارد كردن محصولات اين شركت به ايران، زير شاخه هاي خود را در افغانستان، پاكستان و عراق گسترش داده بود. اين متهم با قرار يك ميليارد توماني راهي زندان شد تا به پرونده وي رسيدگي شود

                      Comment


                      • يك زوج جوان پس از دستگيري در رابطه با قتل زن 70 ساله اي در بومهن در بازجويي ها به قتل پيرزن ديگري در اين شهر اعتراف كردند.



                        مرد ميانسالي ساعت 9 و 55 دقيقه صبح امروز در تماس با مركز فوريت‌هاي پليسي از قتل مادر زن خود دربومهن خبر داد.



                        پس از اطلاع، گروهي ازماموران كلانتري 206 بومهن براي بررسي موضوع در قتلگاه زن تنها حاضر شدند.



                        ماموران در تحقيقات اوليه خود پي بردند كه جسدمتعلق به زن 70 ساله‌اي به نام شهربانوست كه بر اثراصابت ضربه‌هاي متعدد چاقو به بدنش به قتل رسيده است.



                        داماد اين زن صبح امروز وقتي به خانه او آمد، باجسد او روبرو شده و موضوع را به پليس اطلاع داد. هم اكنون ماموران دايره ويژه قتل پليس آگاهي و بازپرس كشيك قتل دادسراي جنايي تهران باحضور در محل جنايت تحقيقات خود را آغاز كردند.



                        يكي از همسايه هاي مقتول در بازجويي ها گفت : آخرين بار زن جواني را همراه يك بچه كوچك ديده است كه با عجله از خانه شهربانو خارج مي شدند.



                        بعد از چهره نگاري آن زن در پليس آگاهي تهران ، يكي از دختران مقتول با ديدن تصوير چهره نگاري شده بلافاصله او را شناخت و گفت : اين زن فاطمه نام دارد و با شوهر معتاد و بچه كوچكش در خانه يي نزديك خانه مادرم زندگي مي كنند.

                        بدين ترتيب ماموران به سراغ فاطمه رفتند و او را همراه شوهرش به نام ناصر دستگير كردند.



                        2 متهم در بازجويي هاي اوليه منكر قتل شدند اما سرانجام فاطمه اعتراف كرد كه علي داماد پيرزن نقشه سرقت و قتل شهربانو را طراحي كرده است .



                        فاطمه گفت : مدتي قبل در رفت وآمدهايي كه به خانه شهربانو داشتم با دامادش علي آشنا شدم البته همسرعلي يعني دختر پيرزن در يك سانحه رانندگي كشته شده بود و علي فقط گاهي اوقات به مادرزنش سر مي زد.



                        بعد از مدتي او به من پيشنهاد داد تا طلاهاي پيرزن را سرقت كنم اوايل قبول نمي كردم تا اينكه او نقشه يي كشيد و از من و شوهرم خواست تا آن را اجرا كنيم و گفت خودم همه كارها را انجام مي دهم شما فقط سر او را گرم كنيد.



                        بدين ترتيب يك شب به بهانه اينكه با شوهرم دعوا كرده ام بچه را برداشتم و به خانه شهربانو رفتم . او هم مرا پيش خودش نگه داشت روز بعد شوهرم ناصر به خانه پيرزن آمد و گفت كه مي خواهد با من آشتي كند.



                        شهربانو هم با اصرار ما را براي شام نگه داشت و كلي از ما پذيرايي كرد. در همين موقع علي بطور پنهاني و از راه پنجره وارد خانه شد و از پشت به شهربانو حمله كرد و با چاقو او را كشت .



                        من و شوهرم كه غافلگير شده بوديم به وي اعتراض كرديم و گفتيم قرار نبود او را بكشي ولي او با عجله طلاهاي پيرزن را سرقت كرد و رفت . با اعترافات فاطمه ماموران علي را هم دستگير كردند و در حال حاضر هر سه متهم با قرار بازداشت در اختيار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي تهران قرار گرفتند.



                        ماموران كه در بازجويي ها متوجه شده بودند اين زوج قصد مخفي كردن موضوعي را دارند به بررسي هاي خود ادامه دادند.همچنين در شاخه ديگري از تحقيقات متوجه قتل زن 80 ساله اي به اين شيوه در دي ماه سال گذشته شدند.



                        در اين جنايت شبانه زني در مغازه‌اش‌ واقع‌ در بومهن‌ با ضربات‌ چاقو به‌ قتل‌ رساندند.جسد اين‌ زن‌ كه‌ سكينه‌ نام‌ داشت‌ از سوي‌ فرزندانش‌ در مغازه‌ خواربار فروشي‌ واقع‌ در منطقه‌ بومهن‌ پيدا شد. اين‌ زن‌ مغازه‌دار را با چند ضربه‌ چاقو به‌ قتل‌ رسانده‌ و طلاهايش‌ را با مقداري‌ پول‌ از مغازه‌ به‌ سرقت‌ برده‌اند.



                        فرزندان‌ مقتول‌ ابتدا اعلام‌ كرده‌ بودند كه‌ اين‌ زن‌ براثر سكته‌ قبلي‌ فوت‌ شده‌ است‌ اما وقتي‌ آثار چاقو روي‌ بدن‌ زن‌ پيدا شد و موضوع‌ قتل‌ قطعي‌ شد.



                        در تحقيقات پليسي سرانجام فاطمه لب به اعتراف گشود و پرده از راز قتل اين زن برداشت.



                        متهم در خصوص اين جنايت گفت: شب حادثه براي خريد سيگار به مغازه سكينه در خيابان امام خميني بومهن رفتم. در مغازه متوجه طلاهاي اين زن شدم. وقتي به خانه آمدم موضوع را به ناصر گفتم و او نقشه سرقت طلاهاي پيرزن را طراحي كرد.



                        نيمه هاي شب همسرم به بهانه خريد سيگار به در مغازه اين زن رفت. سكينه كركره مغازه را تا نيمه بالا داده بود كه هميرم او را با ضربه ميله كشت و جسدش را داخل خانه اش كه در كنار مغازه بود انداخت. ناصر پس از قتل اين زن طلاهاي او را سرقت كرد و خانه اش را بهم ريخت.



                        طلاهاي او را نيز در بندر گز فروختيم

                        Comment


                        • عامل جرائم جنايي و ضرب و شتم زنان در شرق تهران که از آبان سال گذشته تا خرداد امسال با ضربات چاقو ، دو زن را کشته و 5 زن ديگر را مجروح کرده بود ، جمعه گذشته توسط پليس شرق تهران دستگير شد.



                          سردار مرتضي طلايي ، فرمانده انتظامي تهران بزرگ امروز در جمع خبرنگاران افزود: بعد از وقوع دو مورد قتل مشابه و چند مورد مجروحيت تعدادي از بانوان در شرق تهران ، پليس جنايي و پليس شرق تهران پس از بررسي ها به وجود اشتراکاتي در اين جرائم پي بردند و متوجه شدند اين اقدام توسط يک نفر انجام مي شود. لذا با تشکيل تيم ويژه فعاليت ها براي شناسايي ضارب تشکيل شد.



                          به گفته وي ، هنگام بررسي ها نيز دو مورد مشابه ديگر نيز روي داد و ضارب با حمله به دو زن در دو مقطع زماني مختلف در شرق تهران با مجروح کردن آنان ، از صحنه جرم متواري شد اما بالاخره پليس تهران توانست پس از گذشت 7 ماه که اين مدت در نرم جهاني زمان بسيار مطلوبي براي اين گونه از جرائم محسوب مي شود ، قاتل را شناسايي و صبح جمعه گذشته به دام بيندازد.



                          فرمانده انتظامي تهران بزرگ گفت: ضارب فاقد سابقه کيفري بوده و تاکنون انگيزه وي از ارتکاب به اين اعمال ناشناخته مانده است و به نظر مي رسد انگيزه سرقت يا تجاوز به عنف مطرح نبوده و برآوردها نشان مي دهد اين فرد با مجموعه اي از عقده هاي روحي - رواني مواجه است.


                          Comment


                          • پليس از فردي كه دقايقي قبل از وقوع جنايت در داخل خودروي ماكسيما شاهد درگيري مردي با مقتول بوده است خواست تا به اداره دهم آگاهي مركز مراجعه كند.



                            كارآگاهان اداره دهم آگاهي تهران پنج ماه بعد از وقوع قتل يك مرد كه جسد خون آلود وي در داخل خودروي ماكسيمايش كشف شده بود، روز يكشنبه گذشته موفق به بازداشت مظنون اصلي اين جنايت شدند.



                            اين متهم جوان بعد از گذشت پنج ماه با ترفند خاص پليس به اداره آگاهي كشانده شد و افسر پرونده با هماهنگي كه با بازپرسي پرونده انجام داد وي را به عنوان مظنون ارتكاب قتل مسعود ۲۷ ساله كه مالك يك نمايشگاه خودرو بود، بازداشت كرد.



                            اين جوان منكر ارتكاب قتل مسعود شد ولي شواهد و مداركي در اختيار پليس جنايي قرار دارد كه وي را به عنوان عامل اين جنايت معرفي مي كند.



                            بازپرس ولي الله حسيني روز گذشته در خصوص شواهدي كه منجر به دستگيري و بازداشت اين مظنون و تحقيقات پليسي و قضايي در طول يك هفته گذشته شده است، گفت: در جريان تحقيقات پليس، كارآگاهان متوجه شدند تلفن همراه اين مظنون در تاريخ وقوع اين جنايت كه پانزدهم دي ماه سال ۸۴ بود در همان حوالي در زمان ارتكاب جرم آنتن دهي داشته است.



                            وي افزود: از منزل مظنون بازداشت شده بعد از دستگيري اش مدارك و اسنادي كشف شد كه تحقيقات نشان مي دهد مدارك متعلق به مقتول بوده و روز جنايت همراه وي بوده است.



                            وي در خصوص اسلحه اي كه مسعود به وسيله آن به قتل رسيده است نيز گفت: آلت قتاله از اين مظنون كشف نشده است ولي كشف نشدن اسلحه نمي تواند دليلي بر تبرئه شدن اين متهم باشد، زيرا مدارك زيادي وجود دارد كه مظنونيت اين فرد را به قطعيت نزديك مي كند.



                            بر پايه اين گزارش، مدتي بعد از وقوع قتل مسعود، فردي به پليس اطلاع داد كه روز حادثه در حال گذر از محل جنايت شاهد درگيري لفظي مردي در داخل خودروي مقتول با وي بوده است.

                            Comment


                            • دومين جلسه محاكمه دل آرا دختر نقاشي كه متهم است دو سال قبل يكي از بستگان پدري اش را به قتل رسانده، روز 25 خرداد ماه به رياست قاضي شعبه 107 دادگاه عمومي رشت برگزار خواهد شد.



                              دل آرا دختر ۱۹ ساله اي است كه در سال ۸۲ پس از آشنايي با پسري به نام اميرحسين تصميم به ازدواج گرفتند اما چون دچار مشكلات مالي بودند، به ديدن يكي از بستگان پدري دل آرا كه پيرزن ثروتمندي بود، رفتند.



                              اين زن مهين نام داشت و دختر و پسر جوان را با آغوشي باز پذيرفت اما هرگز تصور نمي كرد كه ساعتي بعد اين دو جوان نقشه شوم قتل او را اجرا خواهند كرد. دختر و پسر جوان در جنايتي عجيب، پيرزن را با ضربات چوب بيس بال و چاقو به قتل رسانده و از محل فرار كردند.



                              دل آرا در نخستين بازجويي ها به قتل مهين اعتراف كرد، اما پس از مدتي بيان داشت اعترافاتش به خاطر علاقه شديد به اميرحسين و با اين تصور بوده كه وي به خاطر سن كم خود مجازات نخواهد شد.



                              در نخستين دادگاه دختر جوان به قصاص نفس (اعدام) محكوم شد اما حكم از سوي شعبه ۳۳ ديوان عالي كشور نقض شد و پرونده مجددا به شعبه ۱۰۷ دادگاه عمومي به رياست قاضي جاويدنيا ارجاع شد.



                              در جلسه محاكمه مجدد دختر و پسر جوان دي ماه ۸۴ برگزار شد، دل آرا در جريان برگزاري جلسه محاكمه اش مدعي شد كه هرگز از نقشه قتل اطلاعي نداشته است و قتل توسط اميرحسين صورت گرفته است.



                              با توجه به آنكه ضربات از سمت راست و با قدرت وارد شده بود، عبدالصمد خرمشاهي وكيل دل آرا، در نخستين جلسه محاكمه وي با بيان اينكه دل آرا چپ دست بوده و نمي توانسته ضربات شديد و مردانه اي كه بر بدن مقتول وارد شده است، زده باشد، خواستار بازسازي صحنه شد.

                              Comment


                              • عامل جنايت منطقه تهرانسر بعد از گذشت چند روز از وقوع قتل، خود را به پليس معرفي كرد.



                                اوايل خردادماه خبر وقوع نزاع مرگباري در منطقه تهرانسر به اطلاع پليس جنايي پايتخت رسيد. قرباني حادثه مجيد نام داشت كه با چند ضربه چاقو توسط جوان ناشناس مجروح شده و قبل از رسيدن به بيمارستان جان سپرده بود.



                                كارآگاهان اداره دهم آگاهي در بررسي بر روي اين پرونده دو برادر را به عنوان مظنون به ارتكاب اين قتل بازداشت كردند. متهمان منكر ارتكاب قتل بودند ولي پليس تحقيقات از آنان را ادامه داد تا اين كه روز پنج شنبه پسر جوان به نام حسين به كلانتري ۱۵۰ تهرانسر مراجعه كرده و خود را عامل قتل مجيد معرفي كرد.



                                محمدحسين در جريان بازجويي ها درخصوص انگيزه كشتن مجيد به پليس گفت: روز حادثه قرص اكستازي مصرف كرده بودم.



                                بر سر تك چرخ زدن موتور با مقتول درگير شدم و با ضربات چاقو او را كشتم. سپس فراري شدم. وقتي اثر قرص از سرم پريد، متوجه عمل ناشايستم شده و عذاب وجدان رهايم نكرد به همين دليل خود را به پليس معرفي كردم.

                                Comment

                                Working...
                                X