Announcement

Collapse
No announcement yet.

Events/Havades

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • دختر فراري هنگامي که با يک مرد جوان در بوستان ها پرسه مي زد از سوي پليس دستگير و يک قبضه سلاح کمري از او کشف و ضبط شد.



    ساعت 3 بامداد روز گذشته ماموران گشت کلانتري 140 با مشاهده زن و مرد جواني که با موتورسيکلت در بلوار مرزداران در حال حرکت بودند، به آنها ظنين شدند و دستور توقف صادر کردند.



    به دنبال اين ماجرا ، راننده موتورسيکلت بدون توجه به هشدار پليس بسرعت از محل متواري شد و در ادامه تعقيب پليس ، آنها با رها کردن موتورسيکلت وارد يک بوستان درمنطقه غرب تهران شدند و با پاي پياده اقدام به فرار کردند.



    دستگيري هر دو متهم



    بنا بر اين گزارش ، با تعقيب دوباره متهمان ، دقايقي بعد هر دو دستگير و در بازرسي از کيف زن جوان ، يک قبضه سلاح کمري به همراه 10 فشنگ جنگي و مقاديري قرص اکستازي و مواد مخدر از نوع کراک کشف و ضبط شد.



    با انتقال هر دو متهم به کلانتري ، دختر جوان خود را شيرين معرفي کرد و گفت : من پس از فرار از منزل پدرم در خيابان ها پرسه مي زدم که با غلام آشنا شدم و چون او يک قاچاقچي مواد مخدر بود، به اتفاق قرصهاي اکستازي و مواد مخدر مي فروختيم.



    وي افزود: سلاح کشف شده متعلق به غلام است و ما از اين سلاح براي تهديد معتاداني که حاضر به پرداخت پول مواد مخدر نبودند، استفاده مي کرديم.



    به دنبال اين اظهارات ، مشخص شد غلام (همدست دختر فراري) يک متهم سابقه دار در زمينه خريد و فروش مواد مخدر است.

    Comment


    • جنايتكار زنجيره اي شرق تهران روز گذشته در حالي كه از فاش شدن راز جنايتهايش بسيار شوكه شده بود، با يك مامور همراه به دفتر سرهنگ حسين خوئيني معاون اداره آگاهي تهران بزرگ انتقال داده شد تا به گفتگو با خبرنگار بپردازد.



      متهم ۲۱ ساله كه دپيلم الكترونيك است، هنوز هم باناباوري از دستگير شدنش حرف مي زند، او چندين بار در بين حرف زدن گفت كه از مرگ مي ترسد...



      وضعيت خانوادگي ات چطوري است؟

      پدرم بازنشسته است، من چهارمين فرزند بودم، يك خواهر و سه برادر دارم.



      رفتار ديگران با توچه طور بود؟

      دائماً تحقير مي شدم فكر مي كنم كه من هيچ اهميتي برايشان نداشتم، هميشه همينطور بود هيچكس حتي جوانهاي هم سن و سال خودم هم براي من اهميتي قايل نبودند.



      چه طور شد كه به فكر اين جنايتها افتادي؟

      نمي دانم همه چيز يكباره اتفاق افتاد، اولين بار چاقويي را از يكي از دوستانم گرفتم و دست به جنايت زدم



      اولين قرباني، ندا بود ،چه طور شد كه به او حمله كردي؟

      از وقتي كه دستگير شده ام همه اش به اين فكر مي كنم كه چطور اولين جنايت را مرتكب شدم اما تا جايي كه يادم مي آيد، يكدفعه اين فكر پليد به سرم زد. او در حال وارد شدن به خانه اشان بود كه يكدفعه به سويش حمله كردم، وقتي كه او فرياد كشيد فرار كردم.



      چيزي هم سرقت كردي؟

      نه، بار اول هيچ انگيزه اي نداشتم.



      مگر مي شود بدون هيچ انگيزه اي به كسي حمله كني؟

      دست خودم نبود.



      بعد از زخمي كردن زنان و يا قتل آنها عذاب وجدان هم داشتي؟

      بله تا صبح خوابم نمي برد .به خودم قول مي دادم كه ديگر هيچوقت اين كار را نكنم اما افكار پليد دست از سرم برنمي داشت. هر بار كه ماموران پليس را در خيابان مي ديدم فكر مي كردم كه براي دستگيري من آمده اند، اما نتوانستم خودم را كنترل كنم.



      مي دانستي كه ندا را به قتل رسانده اي؟

      نه اوايل نمي دانستم، اما به نزديكي خانه شان رفتم تا ببينم كه آنجا پارچه سياه زده اند يا خير.



      در بعضي از جنايتها سرقت هم انجام داده اي، چه اجناسي سرقت كردي؟

      كيف دستي و تلفن همراه.



      دومين قرباني اعظم بود، او را چطور به قتل رساندي؟

      اسمش را نمي دانستم يعني اصلا هيچوقت نديده بودمش، در حال صحبت كردن تلفني درداخل يك تلفن همگاني بودم كه يك خودروي پرايد در نزديكي آنجا متوقف شد، راننده كه دختر جواني بود داشت با موبايلش صحبت مي كرد و براي همين توقف كرده بود، يكدفعه وسوسه شدم به او حمله كنم، به سرعت به سوي خودروي او دويدم و داخل خودرو نشستم دختر جوان كه شوكه شده بود سعي كرد مقاومت كند، اما من عصباني شدم و با چاقو به او ضربه زدم و بعد به سرعت كيف پولي را كه روي داشبورد بود برداشته و فرار كردم، اما اين بار هم دنبال سرقت نبودم.



      بعد از قتل دو دختر جوان بدون آنكه مبلغ زيادي از سرقت وسايل همراه آنها به دست آوري چرا دوباره دست به جنايت زدي؟

      برايم عادت شده بود، ضمن آنكه نمي دانستم آنها جان باخته اند. اما به هر حال همه چيز به خاطر جنون بود ،انگيزه خاصي نداشتم.



      اما تو ديروز گفتي كه مي دانستي كه آنها جان باخته اند؟

      نه اگر مي دانستم حتماً خودم را به پليس معرفي مي كردم!



      يعني از خواندن روزنامه ها هم متوجه قتل طعمه هايت نشدي؟

      نه، اصلا اهل مطالعه نيستم.



      موبايل هاي سرقتي را چه كار مي كردي؟

      مي فروختم، يكي از آنها را پشت شهرداري به مردي ۵ هزار تومان فروختم.



      بعد از ارتكاب اين جرايم در رفتارت تغييري حاصل شده بود؟

      ساكت و گوشه گير شده بودم ،تا صبح خواب آرام نداشتم.



      تو گفته اي كه دختران را به خاطر شباهت به نامزدت مورد حمله قرار مي دادي، ماجراي اين دختر چه بود؟

      در دوران دبيرستان دختري را دوست داشتم ولي او هرگز به من اهميت نمي داد و بعد از آن از دخترها متنفر شدم و به فكر زورگيري از آنها افتادم.



      شغل هم داشتي؟

      بعداز گرفتن ديپلم، مدتي به عنوان كارگر تاسيساتي كار مي كردم ولي بعداً بيكار شدم، هر جا رفتم قبولم نكردند.



      چطور دستگير شدي؟

      چند روز قبل از دستگيري ام شماره دختري را از گوشي تلفن يكي از قربانيانم انتخاب كردم به او زنگ زدم و از او خواستم با يكديگر قرار بگذاريم، دختر هم موضوع را به پليس اطلاع داد و به جاي او پليس سر قرار حاضر شد و بعد از چند دقيقه تعقيب و گريز از سوي ماموران كلانتري ۱۴۷ گلبرگ دستگير شدم، در كلانتري به ۷ مورد زورگيري اعتراف كردم كه پس از تحقيقات ماموران كلانتري متوجه شدند كه دو مورد از زورگيري ها منجر به قتل شده است.



      چرا جنايتها را در حوالي اتوبان حقاني مرتكب مي شدي؟

      دليل خاصي نداشت، به هر جا كه مي رفتم از مسير اتوبان حقاني بازمي گشتم، خلوت بود و من پياده روي در آنجا را دوست داشتم.



      براي انجام جنايتها از قبل طراحي مي كردي؟

      نه هميشه، همه چيز يكباره اتفاق مي افتاد.



      به نظر خودت چطور آدمي هستي؟

      يك آدم گوشه گير كه هيچ دوستي در دنيا ندارد



      حكمي كه برايت صادر خواهد شد را مي داني؟

      اعدام (و سرش را پايين مي اندازد)



      هيچ وقت به التماسهاي قربانيانت فكر كردي؟

      هيچكدام التماس نكردند، چون من اصلا فرصت اين كار را نمي دادم، همه اشان غافلگير شدند.

      Comment


      • يك مربي فوتبال به اتهام آزار جنسي چند كودك و نوجوان پسر علاقه‌مند به فوتبال دستگير شد.



        اين مرد جوان كه مربي فوتبال تيم ... در تهران است با اغفال كودكان و نوجوانان علاقه‌مند به فوتبال آنها را به بهانه حضور در تيمش مورد آزار جنسي قرار مي داد.



        اين متهم سپس با عكس گرفتن از طعمه هاي خود آنها را تهديد مي كرد در صورت شكايت عكسشان را تكثير و در منطقه پخش مي كند.



        متهم با شكايت طعمه‌هاي خود دستگير و در تحقيقات به جرم خود اعتراف كرد. هم اكنون تحقيقات از متهم در دادسرا ادامه دارد

        Comment


        • دو مرد ناشناس که دختر مجروحي را به بيمارستاني در شهرستان دماوند انتقال داده و از چگونگي مرگ وي اطلاع دارند ، تحت تعقيب ويژه پليس اداره آگاهي شهرستان دماوند قرار گرفتند.



          ساعت 7.30 روز 18 خرداد، يک راننده عبوري که از حوالي جاده دماوند رد مي شدتا به محل کارش برود متوجه يک دستگاه خودروي سمند نقره اي رنگ شد که در گوشه اي از جاده واژگون شده است و براي نجات سرنشينان آن با مرکز فوريت هاي پليسي 110 تماس گرفت و ماجرا را خبر داد.



          به اين ترتيب ، ماموران اداره آگاهي شهرستان دماوند به محل حادثه عزيمت کردند و پس از بررسي صحنه حادثه مشخص شد هيچ سرنشيني داخل خودرو نيست و فقط لکه هاي خون روي صندلي عقب خودرو ديده مي شود.



          ماموران خودرو را توقيف و براي شناسايي هويت مالک ، آن را به يکي از پارکينگ هاي پليس منتقل کردند.تحقيقات ادامه داشت تا اين که چند ساعت پس از کشف خودروي واژگون شده يکي از مسوولان بيمارستان سوم شعبان شهرستان دماوند با مرکز پليس تماس گرفت و از مرگ مشکوک دختر جواني خبر داد.



          اين مرد به پليس گفت ، ساعت 6 بامداد، 2 مرد جوان دختري را که بشدت زخمي شده بود، براي درمان به اين مرکز آوردند.



          وقتي علتش را جويا شديم ، يکي از مردان مدعي شد در کنار جاده با اين زن روبه رو شده اند و براي نجات وي از مرگ او را به بيمارستان انتقال داده اند.



          بلافاصله تلاش پزشکان براي نجات دختر جوان آغاز شد، ولي وي جان خود را از دست داد و زماني که به سراغ 2 مرد جوان رفتيم معلوم شد آنها از محل متواري شده اند.



          با اطلاعاتي که در اختيار پليس قرار گرفت ماموران به بيمارستان عزيمت کردند و ماجرا را به بازپرس کشيک جنايي اطلاع دادند.



          جسد دختر جوان براي تعيين علت مرگ به پزشکي قانوني منتقل شد و شناسايي هويت وي در دستور کار کارآگاهان جنايي اداره آگاهي شهرستان دماوند قرار گرفت. ماموران در بررسي از کيف دختر جوان ، يک کارت شناسايي به دست آوردند که هويت وي را سحر 21 ساله نشان مي داد.



          پس از کشف هويت دختر فوت شده ، زن و مردي به مرکز پليس مراجعه و بيان کردند دختر جوانشان به نام سحر که دانشجوي دانشگاه فيروزکوه بوده ، خانه را براي رفتن به دانشگاه ترک کرده ولي يکباره ناپديد شده است.



          ماموران که احتمال مي دادند، جسد پيدا شده متعلق به دختر دانشجوي گمشده است ، از خانواده وي خواستند به پزشکي قانوني مراجعه کنند و زن و مرد ميانسال با مشاهده جسد، هويت فرزند گمشده خود را تاييد کردند.



          با اطلاعاتي که ماموران از مسوولان بيمارستان به دست آوردند، به چهره نگاري رايانه اي از 2 مرد ناشناس که دختر زخمي را به بيمارستان انتقال داده بودند، پرداختند و تحقيقات ويژه را آغاز کردند تا علت مرگ مرموز وي فاش شود

          Comment


          • در حاليکه تحقيقات گسترده اي در ارتباط با مرگ 4 دختر دانش آموز پس از مصرف قرص برنج آغاز شده است ، يک دختر ديگر به جمع قربانيان اضافه شد.



            روز گذشته با انتقال يک دختر جوان به بيمارستان لقمان الدوله که براثر استفاده از قرص برنج بشدت مسموم شده بود ، تلاش پزشکان براي نجات اين دختر بي نتيجه ماند و او جان خود را از دست داد.



            با گزارش موضوع به بازپرس ويژه قتل تهران و تحقيق در اين خصوص مشخص شد ، اين دختر جوان از يک عطاري قرص برنج خريده و مصرف کرده است.



            با مرگ اين دختر ، تاکنون آمار دختراني که از اين قرص استفاده کرده اند ، به عدد 5 رسيده است چند روز پيش با مرگ يک دختر دانش آموز براثر مسموميت ، اعلام شد. وي نيز از قرص برنج استفاده کرده بود اما نتيجه تحقيقات پزشکي قانوني مشخص کرد ، اين دختر به دليل مصرف قرص اکستازي جان باخته و آمار رسمي حاکي از مرگ 5 دختر جوان براثر مصرف قرص برنج است.



            پرونده مرگ دختران دانش آموز براثر مصرف قرص برنج از اسفند سال گذشته در منطقه نازي آباد تهران در دستور کار ماموران شعبه 10 پليس آگاهي قرار گرفت.



            هنگامي که تحقيق در اين زمينه ادامه داشت ، چهارمين قرباني نيز که در يک هنرستان تحصيل مي کرد ، به جمع 3 قرباني ديگر اضافه شد.



            با مطرح شدن موضوع مرگ دختران دانش آموز پس از مصرف قرص برنج ، بازپرس حسيني تحقيقات قضايي خود را در اين ارتباط آغاز کرد و اکنون نيز اين پرونده ها در شعبه هفتم بازپرسي دادسراي جنايي تهران در حال پيگيري است.



            قرص برنج چيست؟



            قرص برنج چيست و چه عواقبي به دنبال دارد؟ اين سوالي بود که پس از اعلام خبر مرگ 3 دختر دانش آموز براثر مصرف قرص برنج از سوي معاون سلامت وزارت بهداشت ، به صورت جدي نيازمند پاسخ مناسب کارشناسان و مسوولان بود.



            کما اين که سرهنگ کشفي ، رئيس پليس اداره مبارزه با مواد مخدر به خبرنگار ما گفت : در اين ارتباط يک تيم تخصصي از ماموران و کارشناسان اين اداره در حال بررسي موضوع هستند. تحقيقات اوليه نشان مي دهد اين قرص سمي با فرمول فسفيد آلومينيوم است.



            قرص برنج ماده مخدر نيست بلکه يک قرص گياهي است که حتي استنشاق آن نيز خطرناک و در بلندمدت کشنده است و براحتي جذب مي شود و مصرف يک چهارم آن باعث مسموميت شديد افراد و حتي موجب به کما رفتن آنها شده است.



            بازپرس ولي الله حسيني که مسووليت تحقيق و پيگيري پرونده مرگ با قرص برنج را به عهده دارد ، در اين ارتباط به خبرنگار ما مي گويد: موضوع را به صورت جدي دنبال مي کنم و با توجه به تحقيقات کارشناسان در ارتباط با قرص برنج ، آنها به اين نتيجه رسيده اند به دليل عواقب بسيار وحشتناک اين قرص ها که براحتي عرضه مي شود ، بايد نسبت به جمع آوري آنها اقدام کرد.



            بازپرس جنايي افزود: پس از مرگ دختران دانش آموز تحقيق از خانواده قربانيان و يک زن مظنون و 2 نفر از مربيان مدارس و چند دانش آموز ديگر که از دوستان قربانيان بوده اند ، انجام گرفت و در حال حاضر پرونده همچنان در شعبه 10 پليس آگاهي در حال بررسي است.

            Comment


            • سارق سابقه داري که با همدستانش تحت پوشش ماموران قلابي به بهانه بازرسي و توقيف ماهواره وارد خانه طلافروشان شده و اقدام به سرقت کرده بودند ، با تجسس ويژه کارآگاهان اداره يکم مبارزه با جرايم سرقت پليس آگاهي کرج شناسايي و دستگير شد.



              سال 82 مردي طلافروش به مرکز پليس تهران مراجعه کرد و از به سرقت رفتن 650 گرم از جواهراتي که داخل خانه اش بود خبر داد. اين مرد به پليس گفت : هنگام ظهر به خانه آمدم تا مقداري از وسايلم را به کارگاه ببرم که زنگ در خانه ام به صدا درآمد، وقتي در را باز کردم 3 مرد را ديدم که لباس فرم پليس به تن داشتند.



              آنها عنوان کردند: به ما گزارش داده شده که شما ماهواره و تجهيزات آن را در اختيار داريد. وقتي به آنها گفتم اشتباهي شده ، توجهي به حرفهايم نکردند و قاطعانه گفتند : بايد داخل خانه را بازرسي کنيم.



              فرد شاکي افزود: 2 نفر از آنها داخل اتاقها رفتند ، شروع به بازرسي کردند و نفر سوم مرا به پشت بام خانه برد ، 15 دقيقه بعد آن مرد با شنيدن صداي دوستانش به پايين پله ها رفت و تهديدم کرد اگر از سر جايم تکان بخورم مرا دستبند به دست به مرکز پليس خواهند برد.



              وي افزود: نيم ساعتي که گذشت و از آنها خبري نشد ، آرام آرام از پله ها پايين آمدم و متوجه شدم وسايل خانه ام به هم ريخته و مقداري از طلاها به سرقت رفته است.



              همان موقع بود که فهميدم ماموران ، قلابي و سارق بوده اند. با اطلاعاتي که اين مرد در اختيار پليس قرار داد ، چهره نگاري رايانه اي از سارقان مامورنما صورت گرفت و تحقيقات براي يافتن مخفيگاه آنها آغاز شد.



              مدتي پس از شکايت اين مرد ، شخص ديگري به مرکز پليس مراجعه و با طرح شکايتي عنوان کرد که چند سارق مامورنما با همان شيوه قبلي به خانه اش دستبرد زده و طلا و جواهرات مربوط به کارگاهش را به سرقت برده اند.



              ماموران در بررسي بيشتر تصاوير رايانه اي سارقان فراري پي بردند که سارقان هر 2 خانه يکي هستند. با پي گيري پرونده 4 روز پيش ماموران با کسب نيابت قضايي وارد خانه اين مرد شدند و او را بازداشت کردند و براي ادامه تحقيقات در اختيار اداره يکم آگاهي کرج قرار دادند.



              ماموران در بازرسي از خانه وي يک قبضه سلاح کمري ، 5 دست لباس نيروي انتظامي ، تعدادي کارت شناسايي و حکم قضايي جعلي و مدارک جعلي چند ارگان دولتي ، 2 کيلو باروت ، 20 کيلو سرب ، يک خشاب اسلحه ، 10 تير فشنگ جنگي و 20 گرم سوخته ترياک را کشف و ضبط کردند

              Comment


              • مردي که در پي درگيري خانوادگي ، 12 نفر از اقوامش را در جهرم به قتل رسانده بود ، روز گذشته در دادگاه کيفري شيراز مدعي شد وقتي سهم ارثيه ام را از برادرانم نتوانستم بگيرم دست به جنايت زدم.



                مرداد سال 84 مردي به نام علي محمد به دادگستري جهرم مراجعه و از برادرانش شکايت کرد. وي به قاضي پرونده گفت : برادرانم در خصوص باغي که از پدرمان به ارث رسيده است ، سعي مي کنند شرايطي برايم فراهم بياورند تا نتوانم به حق و حقوق قانوني ام برسم.



                پس از اين شکايت ، برادران وي طي 2 مرحله به دادگستري فرا خوانده شدند و هر کدام در ارتباط با باغ افسانه توضيحات خود را ارائه کردند اما توضيحات ثبت شده در پرونده نيازمند تحقيقات بيشتري از سوي پليس بود. 7 ماه پس از شکايت علي محمد ، وي بعدازظهر روز جمعه 5 اسفند به سراغ برادرانش رفت تا مشکل باغ پدري را در درون باغ حل کنند.



                وي براي جلب اعتماد برادرانش عنوان کرد که قصد دلجويي از آنها و خانواده هايشان را دارد بنابراين همگي شان را به ميهماني دعوت کرد. روز ميهماني ، اعضاي خانواده 2 برادرش بي آن که از نقشه شوم وي اطلاعي داشته باشند به باغ پدري آمدند. وقتي همه اعضاي فاميل کنار هم جمع شدند ، علي محمد به بهانه آوردن وسايل پذيرايي از آنها دور شد و دقايقي بعد با 2 پسرش که هر کدام يک قبضه سلاح کلاشينکف در اختيار داشتند و از ساعاتي پيش در گوشه اي از باغ خود را مخفي کرده بودند ، در ميان بهت و ناباوري به سوي ميهمانان آتش گشودند.



                صداي فرياد و شليک هاي پياپي يکي پس از ديگري ، دعوت شدگان به باغ افسانه را به زمين مي انداخت و هنگامي که هر 16 فرد دعوت شده در باغ افسانه روي زمين افتادند ، عاملان اين جنايت هولناک با گشودن در باغ از آن محل فرار کردند.



                به دنبال اين حادثه افرادي که در حال عبور از محل بودند ، با شنيدن صداي شليک هاي پياپي گلوله ، موضوع را به مرکز فوريت هاي پليسي 110 گزارش دادند و با عزيمت ماموران کلانتري به خيابان ولي عصر بالاتر از بيمارستان پيمانيه با گشودن در باغ با اجساد 12 نفر و پيکر نيمه جان 5 نفر ديگر رو به رو شدند که در آستانه مرگ قرار گرفته بودند.



                با انتقال مجروحان حادثه به بيمارستان ، کارآگاهان جنايي اداره آگاهي جهرم تحقيقات گسترده اي را براي شناسايي عاملان اين تيراندازي مرگبار آغاز کردند. در ادامه تحقيقات پليسي مشخص شد که قربانيان رضا ، کريم ، سعيد ، عليرضا ، الهام ، خديجه ، کبرا ، اطهرالسادات ، سيد جليل ، زرين تاج و دختربچه 6 ماهه اي به نام مليکا بر اثر اصابت گلوله جان باخته اند. با دستور بازپرس پرونده ، اجساد قربانيان به پزشکي قانوني منتقل شد و پسر قاتل فراري و يک تبعه افغاني به اتهام مشارکت در قتل ها بازداشت و براي تحقيقات به مرکز پليس جهرم منتقل شدند.



                تحقيقات پليسي براي شناسايي مخفيگاه عامل اصلي قتلهاي خانوادگي ادامه داشت تا اين که شامگاه 26 فروردين امسال ماموران علي محمد - الف را در منطقه کوهستاني مه کويه از توابع بخش ميمند فيروزآباد شناسايي و دستگير کردند و وي در بازجويي هاي پليسي به صراحت به کشتن اقوامش اعتراف کرد.



                روز گذشته متهم به قتل و همدستانش در دادگاه کيفري استان شيراز حضور يافتند. در ابتداي جلسه دادگاه نماينده دادستان به دفاع شرح کيفرخواست پرداخت و براي متهمان پرونده تقاضاي اشد مجازات کرد سپس اولياي دم قربانيان به غير از 2 نفر که تقاضاي دريافت ديه کردند ، همگي تقاضاي قصاص براي متهم نخست پرونده و همدستانش را خواستار شدند. قاضي داوود رضاييان پس از شنيدن اظهارات اولياي دم ، از علي محمد - الف ، متهم نخست پرونده خواست در جايگاه مخصوص قرار بگيرد و از خود دفاع کند.



                متهم به قتل در دادگاه



                متهم به قتل در اظهاراتش گفت: در زمان حادثه 30 قرص اعصاب و روان به همراه 3 گرم ترياک خورده بودم و حالت عادي نداشتم. از برادرانم طلب داشتم و قرار بود آنها از فروش باغ مرکبات 100 هکتاري معروف به افسانه که ارثيه پدري مان بود ، سهم مرا هم بدهند که مدام طفره مي رفتند.



                متهم به قتل افزود: برادرانم از 6 سال قبل بدهي خود را به من نپرداخته بودند و من به همه بدهکار بودم و مدام از سوي طلبکارانم تحت فشار بودم تا پولشان را بدهم حتي مشتري براي فروش سهم متعلق به خودم از باغ پدري آوردم اما برادرانم طوري وانمود کردند که من سهمي از باغ ندارم که مرد مشتري با شنيدن اين حرفها از آنها منصرف شد و رفت.



                عامل اصلي همه اين بدبختي ها برادر بزرگترم بود او خودش اسلحه را در اختيارم قرار داد و مرا تحريک کرد که براي بدست آوردن طلبم ، برادرانم را به قتل برسانم. من مرتکب خطايي نابخشودني شده ام و مي خواهم هر چه زودتر مجازات شوم.



                پسر قاتل همدستي با وي را رد کرد



                قاضي دادگاه پس از شنيدن اظهارات متهم رديف نخست پرونده از مجتبي پسر قاتل خواست از خود دفاع کند. وي در اظهاراتش گفت : من هيچ اطلاعي از قصد پدرم نداشتم حتي پيش از اين حادثه ، پدرم با چاقو و زنجير به جانم افتاده و مرا به باد کتک گرفته بود و تهديدم کرد که اگر به حرفهايش گوش ندهم و کمکش نکنم ، من را هم به قتل مي رساند. من در قتل ها هيچ نقشي ندارم و با اجبار پدرم مجبور شدم در اجراي نقشه شومش او را همراهي کنم.

                Comment


                • دو پسر جوان که در رابطه با قتل دختر دانشجويي که يکي از سرشاخه هاي گلدکوئيست در تهران بازداشت شده اند ، در بازجويي هاي پليسي دچار تناقض گويي شدند.



                  15 آبان سال گذشته زن و مردي به اداره 11 پليس آگاهي تهران مراجعه کردند و از گم شدن دختر جوانشان به نام ميترا خبر دادند. پدر ميترا به پليس گفت : دختر دانشجويم به نام ميترا روز گذشته از خانه مان در نياوران با خودرو زانتياي خود خارج شد تا به دانشگاه آزاد واحد مرکز برود اما به يکباره ناپديد شد.



                  با اطلاعاتي که مرد شاکي در اختيار پليس قرار داد ، کارآگاهان تحقيقات خود را براي يافتن دختر گمشده آغاز کردند. 4 روز پس از آغاز تحقيقات ، ماموران در خيابان جامي تهران ، خودرو ميترا را در حالي پيدا کردند که در گوشه اي رها شده و آثار لکه هاي خون روي صندلي ها و يک پوکه گلوله سلاح کمري زير يکي از صندلي هاي خودرو ديده مي شد. با کشف اين سرنخ اين فرضيه که ممکن است ، ميترا قرباني يک توطئه شوم باشد ، قوت گرفت.



                  چند روز پس از پيدا شدن خودرو دختر گمشده ، از اداره آگاهي شهرستان قزوين خبر رسيد که جسد يک دختر جوان که با شليک گلوله به قتل رسيده است در حوالي آزادراه قزوين پيدا شده که با دستور بازپرس کشيک جنايي براي تعيين علت مرگ و هويت وي به پزشکي قانوني انتقال يافته است.



                  پليس که احتمال مي داد جسد، متعلق به ميترا باشد ، عکس وي را با تصوير جسد کشف شده مطابقت داد که مشخص شد جسد متعلق به ميترا همان دختر گمشده است.به اين ترتيب پرونده براي تحقيقات بيشتر در اختيار کارآگاهان اداره 10 پليس آگاهي تهران قرار گرفت.



                  کارآگاهان جنايي در ادامه تحقيقات پي بردند که ميترا (مقتول) روز ناپديد شدنش با دو مرد جوان در خانه اي در محله گيشا قرار ملاقات داشته و قرار بوده از اين 2 سرشاخه گلدکوئيست پولهايش را بگيرد و آخرين تماس تلفني وي با مردي به نام محسن بوده است.



                  با کشف اين سرنخ ، هفته گذشته ، يکي از سرشاخه هاي گلدکوئيست به نام محسن بازداشت و براي تحقيقات به اداره جنايي پليس پايتخت منتقل و مورد بازجويي قرار گرفت.



                  مرد جوان مدعي شد: ساعت 18 عصر روز حادثه قرار بود ميترا بيايد و اختلاف حساب مالي را که با هم داشتيم حل و فصل کنيم و قرار شد پولي را که نيما دوستم برايم مي آورد ، به ميترا بدهم و از ماجراي قتل او خبر ندارم.



                  با اظهارات اين مرد ، دو روز پيش مخفيگاه نيما هم شناسايي و وي بازداشت شد. نيما در بازجويي هاي پليسي ادعاهاي جديدي را مطرح کرد و دچار تناقض گويي هاي متعدد شد.



                  با دستور بازپرس حسيني رئيس شعبه هفتم دادسراي امور جنايي تهران 2 مظنون به قتل در پرونده مرگ سرشاخه گلدکوئيست با توجه به تناقض گويي هايشان با قرار قانوني در اختيار کارآگاهان اداره 10 پليس آگاهي تهران قرار گرفتند تا راز مرگ خاموش دختر دانشجو فاش شود

                  Comment


                  • ماموران عمليات ويژه اطلاعات ناجا در يک اقدام ضربتي نفر اول شرکت هرمي گلدکوئيست را در شرق تهران دستگير کردند.



                    به دنبال چندين فقره شکايت از فردي به هويت مهدي - ز که از اعضاي اصلي شرکت هرمي گلدکوئيست است ، موضوع اين شکايت ها در دستور کار ماموران عمليات ويژه ناجا قرار گرفت و با بررسي و تحقيق مشخص شد، اين فرد نفر اول شرکت گلدکوئيست است که پس از اعلام فعاليت غيرقانوني اين شرکت مخفي شده است.



                    بنابر اين گزارش در ادامه تحقيقات ، ماموران روز گذشته با شناسايي متهم در خيابان پيروزي تهران در يک اقدام ضربتي وي را دستگير و در بازرسي از مخفيگاه وي 10 رشته گردنبند طلا ، سکه هاي مربوط به گلدکوئيست و بروشورها و جزوات مربوط به اين شرکت را توقيف کردند.



                    در پي دستگيري متهم ، تحقيقات ماموران اطلاعات ناجا مشخص کرد ، متهم تعداد زيادي شاکي دارد که عليه وي به مراجع قضايي شکايت کرده اند. براساس آخرين خبرها متهم تاکنون به داشتن چند هزار زيرمجموعه اعتراف کرده است و اين تعداد به بيش از 200 هزار نفر بالغ خواهد شد.

                    Comment


                    • حكم زندان زني كه يكي از جنجالي ترين پرونده هاي جنايي تهران را به خود اختصاص داده است، براي چهارمين بار از سوي قضات ديوان عالي كشور نقض و به شعبه هم عرض ارجاع شد.



                      رسيدگي به اين پرونده زماني در دستور كار كارآگاهان پليس جنايي تهران قرار گرفت كه اوايل سال ۷۸ نوعروس ۲۰ ساله اي به نام مريم به اتهام قتل همسرش به نام علي از سوي كارآگاهان جنايي بازداشت شد.



                      جسد مثله شده علي كه در سه نقطه تهران و در سه عمليات جستجو كشف شد، كارآگاهان جنايي را به اين فرضيه رساند كه احتمالاً، عامل جنايت به انگيزه انتقامجويي دست به اين جنايت وحشيانه زده است و به اين ترتيب كارآگاهان در نخستين مرحله به طور نامحسوس همسر مقتول را كه احتمال مي رفت در اين جنايت نقش داشته باشد تحت كنترل قرار دادند.



                      كارآگاهان در نخستين بررسي هاي خود متوجه شدند كه مريم علي رغم ميل باطني اش با علي كه پسرعمويش بود، ازدواج كرده و اين مسئله مي تواند انگيزه اي قوي براي قتل همسرش باشد. اما مريم از نخستين ساعات بازجويي اش اتهام قتل را انكار كرده و در تمام مراحل تحقيق فرد ديگري را عامل اين جنايت معرفي كرد.



                      قاضي همتيار- رئيس شعبه ۱۶۰۱ دادگاه جنايي تهران، كه در سال ۷۸ مسئول رسيدگي به اين پرونده بود، در دو مرحله مريم را محاكمه و هر دو بار وي را به قصاص نفس (اعدام) محكوم كرد.



                      اما حكم صادره از سوي ديوان عالي كشور به خاطر اينكه مريم در هيچ مرحله اي اعتراف به قتل نكرده بود، نقض شد. تا اينكه پرونده پس از ۶ سال به شعبه ۱۱۵۵ مجتمع قضايي بعثت ارجاع شد و قاضي پرونده پس از مطالعه پرونده موضوع را لوث تشخيص داد و دستور برگزاري مراسم قسامه را صادر كرد اما خانواده مقتول به خاطر اينكه در جلسه قسامه حضور نيافتند مراسم برگزار نشد و بنابراين پنجم مرداد سال ۸۴ نوعروس جوان براي چهارمين بار به اتهام معاونت در قتل عمدي محاكمه شد.



                      اين زن پس از ۶ سال از سوي قاضي نجفي به ۱۵ سال زندان محكوم شد، اما روز گذشته در حاليكه ۷ سال از زمان جنايت مي گذرد، حكم اين پرونده مجدداً به دليل مشخص نبودن متهم رديف اول، از سوي قضات ديوان عالي كشور نقض شد. به گفته وكيل متهم، اين پرونده مجدداً براي بررسي در اختيار شعبه هم عرض قرار خواهد گرفت

                      Comment


                      • با دستور بازپرس حسين اصغرزاده صاحب يك شركت خصوصي يكسال پس از ناپديد شدن منشي جوان شركتش از سوي پليس جنايي بازداشت و تحت بازجويي قرار گرفت.



                        اوايل سال ۸۴ والدين دختر جواني به نام مريم نگران از غيبت غيرعادي دخترشان به پليس مراجعه كردند. مريم بعد از پايان كار روزانه اش در يك شركت خصوصي به منزل باز نگشته بود و اين امر باعث نگراني والدين وي گشته و آنها به پليس مراجعه كرده بودند.



                        پليس بعد از بررسي ادعاهاي والدين مريم پرونده فقدان اين دختر جوان را تنظيم كرده و براي انجام تحقيقات تكميلي به اداره يازدهم آگاهي تهران انتقال داد.



                        كارآگاهان اداره يازدهم بعد از بررسي پرونده، جستجوي خود براي يافتن دختر ناپديد شده را آغاز كردند. در بازجويي هاي صورت گرفته همكاران دختر جوان به افسر پرونده گفتند: روز حادثه مريم دچار آشفتگي ذهني بود. وقتي شركت را ترك كرديم او هنوز مشغول بكار بود پس از آن ديگر او را نديديم.



                        در حاليكه تحقيقات ادامه داشت صاحب شركت چند روز بعد با مراجعه به پليس برگه آزمايشي را در اختيار افسر پرونده قرار داد كه متعلق به مريم بود.



                        اما اين برگه كه مي توانست راز يك حادثه تلخ را در بر داشته باشد در آن زمان از سوي كارآگاهان به دقت مورد بررسي قرار نگرفت و جستجو براي يافتن دختر گمشده در شاخه ديگري ادامه يافت.



                        اما با گذشت يكسال در حاليكه كارآگاهان نتوانستند هيچ ردي از مريم پيدا كنند، پرونده به شعبه دوم دادسراي امور جنايي تهران ارجاع شد.



                        اين بار بازپرس جنايي با بررسي مجدد مدارك بدست آمده به اين نتيجه رسيد كه به احتمال زياد آنها با يك پرونده جنايي روبه رو هستند چرا كه شرايط روحي مريم نشانه اين مطلب بود كه وي به هيچ عنوان قصد فرار از خانه و يا اقدام به خودكشي را نداشته است.



                        بازپرس جنايي در ميان اوراق پرونده متوجه برگه آزمايش متعلق به مريم كه توسط صاحب شركت به پليس ارائه شده بود شدند كه نتيجه آزمايش توجه پليس را جلب كرد و بدين ترتيب والدين مريم بار ديگر تحت بازجويي قرار گرفتند.



                        مادر اين دختر جوان به پليس گفت: چند روز قبل از فقدان دخترم، وقتي مريم بعد از پايان كار روزانه اش به خانه بازگشت متوجه وخامت وضعيت جسمي او شدم.



                        به همين دليل با يكديگر به پزشك مراجعه كرديم. پزشك بعد از معاينه دخترم يك برگه آزمايش در اختيارمان گذاشت و بعد از خروج مريم از اتاق مرا به كناري كشيد و در خصوص بيماري مريم گفت كه او احتمالا باردار است.



                        فرداي آن روز مريم عنوان كرد كه خودش به نزديكترين آزمايشگاه محل كارش خواهد رفت ولي قبل از گرفتن نتيجه آزمايش از آزمايشگاه ناپديد شد.



                        بازپرس حسين اصغرزاده روز گذشته در توضيح اين پرونده به همشهري گفت: بررسي هاي پليس نشان مي دهد كه برگه آزمايش از سوي صاحب شركت در اختيار كارآگاهان اداره يازدهم قرار گرفته است و اين موضوع شك پليس را برانگيخته است و تحقيق از همكاران شركت مريم نيز پليس را به آنجا رساند كه امكان اغفال دختر از سوي صاحب شركت وجود داشته است و به همين دليل با انجام بررسي هاي تكميلي كه از سوي پليس جنايي انجام گرفت اوايل هفته گذشته دستور بازداشت صاحب شركت به عنوان مظنون به قتل مريم صادر شد

                        Comment


                        • پسر جواني كه متهم به درگيري منجر به قتل در ترمينال كرج است، صبح ديروز درحالي مقابل قضات شعبه ۷۱ دادگاه كيفري استان قرار گرفت كه چهار شاهد حادثه مدعي شدند كه ضربات مرگبار از سوي او وارد شده است.



                          حادثه مرگبار عصر روز ۱۳ شهريور ۸۳ زماني رخ داد كه جواني به نام حسين هنگامي كه از طرف رستوران محل كارش براي مردي به نام حسن در ترمينال كرج غذا برد و از او درخواست انعام كرد اما وقتي كه اين مرد انعامي به او نپرداخت شروع به فحاشي كرده و حسن كه از برخورد پيك موتورسوار ناراحت شده بود با رستوران تماس گرفته و مدعي شد شاگرد رستوران به او فحاشي كرده است.



                          صاحب رستوران با شنيدن اين موضوع عصباني شده و ساعتي بعد حسين را از كار اخراج كرد كه همين موضوع سرآغاز درگيري شديدي شد كه در جريان آن متهم به قتل به نام محمدرضا كه به هواخواهي از پيك موتوري وارد دعوا شده بود، مرد راننده را با يك ضربه چاقو به كتفش به قتل رساند.



                          محمدرضا در مراحل تحقيق و بازجويي نزد بازپرس پرونده به قتل حسن اعتراف كرد اما در نخستين جلسه محاكمه كه در شعبه ۷۱ دادگاه كيفري استان برگزار شده بود، منكر قتل شد و مدعي گرديد عامل جنايت فرد ديگري بوده است.



                          به اين ترتيب، صبح ديروز چهار تن از شاهدان حادثه با دستور قاضي عزيز محمدي در دادگاه حضور يافتند و به تشريح حادثه پرداختند كه يكي از آنان گفت: زمان حادثه من خودم شاهد بودم كه محمدرضا با چاقوي ضامن داري كه در دست داشت پس از مجروح كردن يكي از دوستان مقتول، ضربه اي هم از پشت به حسن وارد كرده و به سرعت از در پشت ترمينال فرار كرد.



                          رئيس شعبه ۷۱ دادگاه كيفري استان با شنيدن اظهارات شاهدان از متهم به قتل خواست تا در جايگاه قرار گيرد. وي در دفاع از خود گفت: روز حادثه به خاطر مصرف مشروبات الكلي متوجه رفتار خودم نبودم كه همجرم هايم از مست بودن من سوءاستفاده كرده و قتل را گردن من انداختند.



                          وي در ادامه بيان داشت: شك دارم كه من با چاقو كسي را زده باشم. من از زمان درگيري هيچ چيزي را به خاطر ندارم

                          Comment


                          • دو دختر جوان که با تشکيل باند رمالي در يکي از روستاهاي اردبيل ، از مردم کلاهبرداري و سرقت مي کردند ، دستگير شدند.



                            چندي پيش مردي با مراجعه به کلانتري 11 روستاي درشق اردبيل با ارائه شکايتي عنوان کرد ، در غياب وي 2 دختر جوان پس از ارتباط با همسرش ادعا کرده اند يک بدبختي بزرگ بزودي سراغ خانواده ام خواهد آمد و آنها مي توانند مانع از وقوع اين بدبختي شوند.



                            شاکي در ادامه افزود: پس از اين که آنها همسرم را با اين ترفند فريب دادند ، او را با دارو بي هوش کرده و سپس پول و طلاهاي موجود در خانه را به سرقت برده اند.



                            آغاز تحقيقات



                            به دنبال اين شکايت ، ماموران تحقيقات گسترده اي را در اين ارتباط آغاز کردند و متوجه شدند از چندي پيش 2 دختر جوان به نامهاي زيبا و بهار ج که احتمالا با هم خواهرند ، در يکي از روستاهاي منطقه اردبيل به نام نقدکندي مخفي شده اند.



                            با گزارش موضوع به بازپرس دادسراي اردبيل ، دستور بررسي و تحقيق در زمينه شناسايي و دستگيري هر 2 متهم صادر شد و ماموران متوجه شدند اين دو دختر از سرکردگان يک باند بزرگ رمالي هستند که در سطح گسترده از خانم ها کلاهبرداري و سرقت مي کنند.



                            همچنين بررسي هاي پليس نشان داد ، آنها ابتدا در خصوص وضعيت خانوادگي افراد به صورت غيرمحسوس تحقيق کرده و در ادامه پس از ارتباط با اين افراد و ارائه اطلاعات مربوط به زندگي شخصي آنها اعتماد سوژه هاي مورد نظر خود را جلب مي کنند.



                            دستگيري اعضاي باند



                            با جمع بندي اطلاعات و صدور دستور قضايي ، ابتدا زيبا و بهار دو دختر سرکرده اين باند دستگير و با تحقيق از آنها تمامي همدستان اين 2 متهم که شامل 7 مرد و 8 زن بودند ، پيش از آن که فرصت فرار از استان اردبيل را پيدا کنند ، دستگير شدند.



                            با دستگيري متهمان و کشف يک دستگاه خودرو و لوازم مربوط به رمالي ، متهمان به دستور بازپرس دادسراي اردبيل براي ادامه تحقيقات در اختيار پليس آگاهي اردبيل قرار گرفتند.

                            Comment


                            • جسد دختر جواني که براي يافتن کار از خانه خارج شده بود ، داخل يک گودال در يکي از مناطق بندر انزلي کشف شد.



                              والدين يک دختر جوان پس از غيبت فرزندشان که براي پيدا کردن کار ، از خانه خارج شده بود ، جستجو براي يافتن او را آغاز کردند اما وقتي او را پيدا نکردند ، با مراجعه به دادسراي بندر انزلي موضوع را گزارش کردند و با صدور دستور قضايي ، پرونده براي يافتن دختر جوان در دستور کار ماموران قرار گرفت.



                              سرنخ



                              بنا بر اين گزارش ، ماموران در تحقيقات مقدماتي از خانواده اين دختر ، متوجه شدند وي در تماس فردي با منزل آنها که مدعي بوده براي دخترشان يک شغل خوب پيدا کرده ، از منزل خارج شده است.



                              با به دست آمدن اين سرنخ ، ماموران تحقيقات گسترده خود را در اين ارتباط آغاز و در نهايت فردي را که مدعي يافتن کار براي دختر گمشده بود ، دستگير کردند.



                              متهم در تحقيقات مقدماتي ابتدا عنوان کرد ، هيچ اطلاعي از دختر گمشده ندارد اما در ادامه و پس از مشاهده دلايل و مدارک ، زبان به اعتراف گشود و گفت : 2 ماه پيش به صورت اتفاقي با اين دختر که براي يافتن کار به شهرک صنعتي حسن رود انزلي مراجعه کرده بود ، آشنا شدم و سرانجام در روز حادثه با تماس تلفني ، عنوان کردم براي او شغل مناسبي پيدا کرده ام و هنگامي که او نزد من آمد ، او را به يک جاده خلوت کشاندم و قصد آزار و اذيتش را داشتم که با مقاومت شديد وي روبه رو شدم و پس از آن که او را خفه کردم ، جسد را داخل گوني در گودالي دفن کردم.



                              به دنبال اين اعتراف ، دستور قضايي براي اعزام ماموران و کشف جسد صادر شد و ماموران با مراجعه به محل ، پس از حفر گودال ، جسد دختر جوان را کشف و به پزشکي قانوني منتقل کردند. سرهنگ کريم فلاح ، فرمانده انتظامي بندر انزلي با اشاره به اين حادثه دلخراش گفت : خانواده ها بايد فرزندان خود را بيشتر کنترل کنند و دختران جوان جوياي کار خود را به تنهايي و بدون اطلاع و اطمينان کامل براي يافتن شغل به شرکتها و نزد افراد ناشناس نفرستند.

                              Comment


                              • مادري 18 ساله پس از قتل كودك سه ساله‌اش، از ترس خانواده و ديگران دخترش را در قبرستان دفن كرد.



                                به نقل از روابط عمومي فرماندهي انتظامي خراسان رضوي زني با مراجعه به كلانتري اعلام داشت كه عروسش پس از كشتن نوه سه ساله‌اش او را در گورستان روستاي فيض آباد دفن كرده است.



                                مامورين تحقيقات را در اين مورد آغاز كردند و در نخستين ساعات زن جوان اعتراف كرد كه دخترم را به قصد تنبيه كتك زدم ولي منجر به مرگ او شد. پس از اعتراف‌هاي زن جوان وي به همراه پرونده تشكيل شده تحويل مراجع قضايي شد

                                Comment

                                Working...
                                X