Book & Persian Literature

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #586
    Shabaviz Publications will choose books for submission to the World’s Most Beautiful Book Competition in Germany.


    Books from several countries will take part in the competition. Iran participated for the first time in 2007 in the event, the managing director of the publication Farideh Khalatbari told MNA.

    The competition is organized by the Germany Book Art Foundation and is held in Leipzig annually in March.

    As the representative of the Germany Book Art Foundation in Iran, Shabaviz Publications will choose Iranian books for the competition.

    “Although Iran’s book illustrations are not yet comparable to other countries, participation in such competitions will encourage Iranians to improve the art of book illustration and designing,” she added.

    Books published after January 2007 in the Persian language by Iranian authors that have outstanding graphics, illustrations and designs can participate in the competition.

    The book details, including its title, publisher, illustrator, book designer, the date of publication, the book editor and price should submitted to Shabaviz before November 20.

    The competition jury will focus on books as objects of utility. Legibility and factors such as size, weight, the color of the paper and its contrast to the script are all factors that are reviewed by the jury, which means that the criteria include not only design but also concepts and perfection of technical workmanship.

    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #587
      برداشت آخر" نوشته رويا صدر، بررسي و تحليل مطبوعات طنز و طنز مطبوعاتي ايران از آغاز انقلاب ايران در سال 1357 تا امروز است.
      روي جلد كتاب "برداشت آخر"
      نويسنده كه خود از طنز نويسان مطبوعات است، توانسته در روايتي جدي، كم و كيف طنز مطبوعات ايران را در بيست و شش هفت سال اخير مورد بررسي جامع قرار دهد.

      جامعيت "برداشت آخر" در اين است كه كار نويسنده به مجله ها و نشرياتي كه يكسره به طنز اختصاص داشته اند يا دارند، محدود نمي ماند؛ ستون طنز تمام روزنامه ها و مجلات جدي را نيز در فاصله سال 58 تا امروز به بحث مي كشد، نشريات شهرستاني يا محلي را به نصيب نمي گذارد و حتا از بررسي نشريات طنز دانشجويي غفلت نمي ورزد.

      در كيفيت كار او نيز همين بس كه از گفتن و نوشتن هر چه بايست و از هر كه بايست ابا نكرده و كتابي فراهم آورده كه علاوه بر خوانندگان و علاقه مندان طنز، پژوهشگران عرصه طنز را نيز به كار مي آيد.

      لطف كتاب براي خواننده علاقه مند در اين است كه نام واقعي بيشتر طنز نويسان را كه نمي داند در اينجا مي يابد. تاريخ طنز ايران سرشار از نام مستعار است.


      دوره جنگ هم دوره درخشاني براي طنز نيست اما پس از جنگ دوباره حركت هايي آغاز مي شود و زماني كه به خرداد 76 مي رسيم بار ديگر اوج مي گيرد و سرانجام با تعطيل سراسري و به بيان طنز آميز فله اي مطبوعات در سال 78 فروكش مي كند و به جايي مي رسد كه امروز در آن ايستاده ايم.



      اين نامهاي مستعار به دلايل گوناگون برگزيده مي شوند؛ طنز همواره در چشم حاكمان و قدرتمندان گزنده و بنابراين براي نويسنده خطرناك است، نويسندگان طنز گاه در چندين نشريه و مجله مي نويسند و براي پرهيز از يكنواختي و ايجاد تنوع نياز به اسم هاي متعدد دارند، گاه نيز مجلات و نشرياتي از شهره شدن نويسندگان خود به عمد جلوگيري مي كنند تا تمام امتيازات و افتخارات به حساب خود آنان گذاشته شود.

      بدينسان خوانندگان ايراني با قلم ها و آثار طنز آميز بسياري در مطبوعات ايران مواجه اند كه نام نويسنده بر آنها مكشوف نيست. رويا صدر به علت اينكه خود طنز نويس است و با طنز نويسان آشنا، در اين كتاب نام هاي واقعي كساني را كه تا كنون تنها اسم مستعارشان را مي دانستيم به ما معرفي مي كند.

      نكته ديگر گستردگي طنز مطبوعاتي ايران و شمار طنز نويسان است. وقتي كتاب را مي خوانيم از تعدد نامها و كساني كه در اين عرصه قلم زده اند حيرت مي كنيم. شايد بتوان گفت كه عرصه طنز ايران به اندازه عرصه مطبوعات ورزشي كه يك طيف ديگر از كار روزنامه نگاري است، گستردگي دارد.


      هادي خرسندي با انتشار نشريه اصغر آقا طنز مطبوعاتي را در خارج از ايران ادامه داد

      كتاب از روزهاي آغازين مطبوعات پس از انقلاب و زماني كه نوشتن در كمال آزادي بود آغاز مي شود و از طنز نويسان بنام آن دوره مانند هادي خرسندي و منوچهر محجوبي و ممتاز ميثاقي (غلامعلي لقايي) و كاريكاتوريست هاي بنامي مانند غلامعلي لطيفي و كامبيز درم بخش و ديگران آغاز مي كند و به سالهايي مي رسد كه همه مطبوعات طنز و غير طنز در يك هجوم سراسري تعطيل مي شوند.

      دوره جنگ هم دوره درخشاني براي طنز نيست اما پس از جنگ دوباره حركت هايي آغاز مي شود و زماني كه به خرداد 76 مي رسيم بار ديگر اوج مي گيرد و سرانجام با تعطيل سراسري و به بيان طنز آميز فله اي مطبوعات در سال 78 فروكش مي كند و به جايي مي رسد كه امروز در آن ايستاده ايم.

      "برداشت آخر" در مجموع گوياي آن است كه دوره مطبوعاتي پس از انقلاب هرچند همواره مملو از خط قرمز ها بوده، اما در عين حال كشاكش بي پاياني بين طنز نويسان و كاريكاتوريست ها با سانسور جريان داشته و قلم هاي جواني در اين راه به قلم هاي با سابقه پيوسته اند.

      ساختمان كتاب چنين است كه نويسنده نشريه اي را معرفي مي كند و در حين معرفي آن، به طنزها و طنز نويسان يا كاريكاتوريست ها مي پردازد.

      از اين رو از مطبوعات طنز دوره اول انقلاب يعني از بهلول، حاجي بابا، آهنگر، جيغ و داد، ملا نصرالدين گرفته تا هفته نامه و ماهنامه و سالنامه گل آقا مورد بررسي قرار مي گيرند، سپس به مطبوعات جدي كه ستون طنز دارند - و شگفتا كه كمتر روزنامه و نشريه اي هست كه ستون طنز نداشته باشد - مي رسد و سرانجام نگاهي به نشريات محلي و نشريات طنز دانشجويي مي اندازد.



      نويسنده ابراهيم نبوي را از استعدادهايي مي داند كه 'قدرت خود را در احياي قالب هاي آشنا ' در دوره اصلاحات 'به نمايش مي گذارد'.



      با وجود اين ساختمان كار آنجا كه به طنز نويسان مطرح مي رسد تا حدي به هم مي خورد. براي مثال وقتي به عمران صلاحي و ابراهيم نبوي مي رسد پايه كار، ديگر نه نشريات كه خود طنز نويسانند.

      در اين زمينه نوشته هاي ابراهيم نبوي شايد بيش از هر طنز نويس ديگري به بحث گرفته مي شود و نويسنده پس از ذكر مواردي ياد آور مي گردد كه "ستون پنجم" [ نام ستون طنز روزنامه جامعه ] نقطه عطفي در نوشته هاي اوست.

      صدر درباره طنز ابراهيم نبوي پس از دوم خرداد مي نويسد: « او در ستون پنجم و ستون چهارم [ نام ستون طنز روزنامه توس – هر دو اين روزنامه ها به سردبيري ماشاء الله شمس الواعظين منتشر مي شد] در جذب خواننده، ارتباط مستمر و هر روزه با مخاطب، برخورد مؤثر با جريانات جامعه و انتخاب ( و گاه خلق ) زبان و قالب مناسب و متناسب با رخدادهاي روز و گفتمانهاي سياسي جامعه موفق عمل مي كند ».

      اما بعد نوشتن هر روزه طنز ( بطور متوسط هشت موضوع متفاوت ) در دو و گاه سه روزنامه بطور همزمان كار صعبي است كه «نبوي با دست زدن به آن دچار تساهل در نگارش طنز» مي شود، چنانكه كارش گاه به عصبيت سياسي مي كشد و «عصبيت نويسنده، طنز را تحت الشعاع قرار داده و صراحت آن، از ظرافت طنز » مي كاهد.

      در هر حال نويسنده ابراهيم نبوي را از استعدادهايي مي داند كه «قدرت خود را در احياي قالب هاي آشنا» در دوره اصلاحات « به نمايش مي گذارد».

      اما در بين طنز نويسان بعد از انقلاب آنكه موج ايجاد كند و بار ديگر به طنز رمقي مي دهد كيومرث صابري ( گل آقا ) نويسنده "دو كلمه حرف حساب" روزنامه اطلاعات است كه موفق مي شود يك رشته بي رمق شده مطبوعاتي را از نو زنده كند.



      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #588
        II


        نويسنده اين موضوع را به درستي درك كرده و درباره آن نوشته است: « دو كلمه حرف حساب، طرحي نو را در عرصه طنز مطبوعاتي ايجاد كرد و از همان ابتدا انتظار مي رفت كه مجله گل آقا اين نوآوري را تداوم بخشد و در عين حال در قالب يك نشريه هفتگي تعميق دهنده آن باشد ».

        اشاره رويا صدر به ايجاد موج در مطبوعات طنز ايران ياد آور موج هايي است كه طنز فارسي از يك قرن پيش تا كنون به خود ديده و طيف وسيعي از خوانندگان را به خود جلب كرده است.

        اين موج را نخست « نسيم شمال » و سپس « بابا شمل » و در دوره جديدتر « توفيق » در مطبوعات طنز ايران ايجاد كردند.

        در اين ميان نسيم شمال شايد از اهميت بيشتري برخوردار است، چون هنوز هم ديوان سيد اشرف الدين حسيني به كرات چاپ و خوانده مي شود. "برداشت آخر" درباره موج جديد طنز در مطبوعات مي گويد: « دي ماه 1363 آغاز مرحله نويني از حركت طنز در جامعه پس از انقلاب اسلامي است. اين حركت كه با تولد ستون "دو كلمه حرف حساب" در روزنامه اطلاعات آغاز مي شود، ويژگي نويني را براي طنز سياسي كشورمان رقم مي زند و تعريف جديدي از حدود آزادي در طنز را به جامعه ارائه مي دهد ».

        نويسنده هر جا كه نشريه اي قابل اعتنا را مورد بررسي قرار مي دهد نمونه هاي خوبي از نوشته هاي آن را هم نقل مي كند و اين به خواننده كمك مي كند تا مجبور به مراجعه به اصل نشريه كه معمولا در دسترس نيست، نباشد.


        نويسنده هر جا كه نشريه اي قابل اعتنا را مورد بررسي قرار مي دهد نمونه هاي خوبي از نوشته هاي آن را هم نقل مي كند و اين به خواننده كمك مي كند تا مجبور به مراجعه به اصل نشريه كه معمولا در دسترس نيست، نباشد.



        خواننده در لابه لاي كتاب بارها از سرنوشت مطبوعات ايران دچار تاسف مي شود اما بزرگترين تاسفي كه به خواننده دست مي دهد اين است كه عمر نشريات طنز در ايران حتا از عمر نشريات جدي هم كوتاه تر است و بيشتر نشريات طنز دو سه شماره بيشتر دوام نمي آورند. عمر دراز در سرزمين طنز حدود 50 شماره است.

        آنچه "برداشت آخر" را غني تر مي كند پانويس هاي كتاب است. پانويس هاي كتاب به شرح حال هايي اختصاص يافته كه نويسنده جا به جا از طنز نويسان ايراني به دست مي دهد و اين روش پسنديده از ابتدا تا انتهاي كتاب، يعني از طنز نويسان قديمي تا طنزنويسان امروز ادامه مي يابد.

        اهميت كتاب همچنين در اين است كه نويسنده بين طنز و لطيفه و هجو خط كشي مي كند و به خواننده هشدار مي دهد كه نبايد اين دو سه را با هم در آميخت.

        مشخصات كتاب

        برداشت آخر
        نگاهي به طنز امروز ايران
        رويا صدر
        تهران، انتشارات سخن، 1385

        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #589
          “It is our White House, after all. It is our story, after all.” In his introduction to “Our White House,” David McCullough gives the rationale for this ambitious enterprise. More than 100 well-known authors and illustrators of children’s books contributed their time and talents to help promote McCullough’s passion of teaching our kids their history. And with a new family soon to move into the nation’s most famous house, the book arrives at a perfect teaching moment.

          Looking at the inviting jacket, designed by David Macaulay, we might believe the White House is ours to visit as we please. The image of people playing on the lawn, fishing and swimming in the fountain, with the gates open wide for all to enter, paints an enticing if completely false picture of the fortress the executive mansion has become. Instead of a playground, we usually see the president’s house as the backdrop for television reporters as they deliver news about serious happenings within.

          “Our White House” tries to dispel that image through stories (some fictional, some not), poems, pictures and presidential musings. And children will like a lot of them. M. T. Anderson’s “House Haunts,” with its sightings of Abe Lincoln’s ghost (or, in Mark Teague’s spectral illustration, Abigail Adams carrying a load of laundry), should be a crowd-pleaser. The requisite inclusion of White House pets is cleverly handled through Steven Kellogg’s contest for Best in Show. As for children in the White House, by far the most entertaining “story” is Chris Van Dusen’s exuberant two-page illustration of Teddy Roosevelt’s children, one on a pony, tearing down a red-carpeted staircase along with chickens, rats, dogs and flying squirrels as their father roars with laughter.

          That’s true for much of the book — the pictures do a better job than the words. Hokey attempts to attract kids to history through fictionalized accounts are just that: hokey. Some exceptions: a sweet story by Patricia MacLachlan, based on the wonderful Douglas Chandor portrait of Eleanor Roosevelt, and Stephanie S. Tolan’s “news report” on Alice Paul’s demonstration for suffrage in 1917.

          The nonfiction accounts here work better, but what works best of all are the words of the presidents themselves with their accompanying illustrations. Each of Franklin D. Roosevelt’s Four Freedoms merits a two-page fantasy. My favorite is Freedom to Worship, with Peter Sis’ medallions framing eclectic (to put it mildly) symbols. Dwight D. Eisenhower’s prayer for peace needs no pictures, while a photograph of Ronald Reagan by Diana Walker — the president’s jauntily cocked Stetson belying the tears in his eyes — makes the perfect match for his farewell address. (Richard M. Nixon’s goodbye to his staff starts beneath a Tony Auth drawing of the White House with a reel of tape perched on each wing.)

          One jarring inclusion: Robert F. Kennedy’s remarks on the assassination of Martin Luther King, which have nothing to do with the White House. King was there many times, including the day of the March on Washington, but I suspect the editors just wanted to include Bobby Kennedy.

          They have otherwise done a pretty good job of keeping politics out of this compilation, but political statements do crop up, like Megan McDonald’s fictional letters from children suggesting ways to turn the White House “green.” Disappointingly, only Lynda Johnson Robb and the presidential physician James Young provide eyewitness insights about living and working in the country’s most recognizable residence, if you don’t count a touching reminiscence by Jimmy Carter about a Christmas at Camp David during the Iranian hostage crisis when Amy invited the “back-stairs” staff.

          It was one of those early staff members, James Madison’s valet, who wrote the first White House memoir. An excerpt from it describes the British invasion of Washington in 1814, when the house was burned to rubble. Toward the end of this collection we are reminded how close to destruction the symbol of the presidency may have come once again, on Sept. 11.A “Meet the Press” transcript of Vice President Dick Cheney recounting the day, along with an excerpt from the report of the 9/11 commission, makes clear why we can’t play on the lawn of the White House like the figures on the fanciful cover of this book. Sadly, the barriers are needed to preserve “the White House of future poems, and of dreams and dramas,” in the words of Walt Whitman, who captures it best as a place “full of reality, full of illusion.”

          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #590
            Reporting from Tehran -- In her eyes, they are all daughters and sisters. The waifish 18-year-old, already married and a mother, but with a hunger to learn. The pair of shy high school students, nervous at first, but soon browsing eagerly through the bookshelves. The matronly homemaker, unsure and uneducated, but discovering the world beyond the slums of southern Tehran by reading Feodor Dostoevski and Jean-Paul Sartre.

            For the women in her neighborhood, Nazanin Gohari has become a savior of minds.




            A few years back, the part-time hairdresser-turned-community activist transformed her shabby apartment into a library for women, collecting secondhand books to fill the makeshift shelves in her living room.

            First she stocked them with trashy novels, poetry and how-to and self-help titles. But the demand for cookbooks and sewing patterns eventually gave way to requests for college-preparation books and literature. The girls leafing through illustrated children's books bloomed into strong-willed women eager to pursue higher education.

            Gohari remembers one girl, a 17-year-old named Sedigheh, who came to her crying, distraught that her parents couldn't afford the study materials for college entrance exams. Scoring high would place the bright teenager on the fast track to a potentially glorious future, maybe even including medical school. Not taking the test would mean a life more ordinary, perhaps married to a man twice her age, tending to babies and home.


            For Gohari, helping the teen became a mission, one of many. She scoured the city for the study books, relatively cheap by Western standards but a fortune for Iran's poor.

            "She was ashamed because she couldn't afford the books," Gohari said.

            The older woman put her hand out to the girl. "I said, 'Study here.' " And then Gohari handed her the books.

            A plump, bespectacled woman now in her late 50s, Gohari delights in the women in her impoverished district, recounting the details of their triumphs and ordeals. She sprinkles her sentences with folksy praises of God as she speaks excitedly about her adventures as a grass-roots activist, filling a social and even political vacuum created by Iran's rapid transition from a largely rural nation where people tended to neighbors' needs to today's impersonal urban society where most fend for themselves.

            Obscured from public view, Iran's women have quietly navigated restrictions of politics, religion and tradition over the last three decades to bolster their status and advance into positions of power.

            Although the conservative clerics who took over the country after the 1979 ouster of Shah Mohammed Reza Pahlavi hoped to ossify women's traditional roles, they set in place dynamics that liberated them. As the clerics launched literacy drives and built hundreds of colleges around the country, Iran's literacy rate rose from less than 50% in the 1970s to as high as 85% today.

            Instead of creating a powerful new Islamic generation, they pushed the country into the modern age, raising the ambitions and savvy of young Iranians, half of them women, who began to question society's rules and strictures.

            "It's one of the ironies of the revolution that women's sense of self has become much stronger," said Pardis Mahdavi, an Iranian American anthropologist who teaches at Pomona College and wrote the 2008 book "Passionate Uprisings," about the evolution of sex and gender in Iran. "The revolution has given birth to a stronger women's movement."

            Gohari, a mother of two and the wife of a civil servant, began embracing community activism in the early 1990s, shortly after the Iran-Iraq war and the death of Ayatollah Ruhollah Khomeini. Wartime restrictions loosened and the revolutionary leader's charismatic spell was broken. The country began to focus on practical matters such as rebuilding a ravaged infrastructure and promoting better health. A social worker dispatched to Gohari's neighborhood, the ancient district of Rey, charmed her into attending a breast cancer awareness workshop.

            She didn't want to go at first. But from the beginning of the initial session, on breast self-examinations, it was a revelation. One of her best friends had died of breast cancer. "It was eye-opening," she said. "Those 10 minutes changed my life."

            The reluctant student became a cheerleader for women's health, encouraging her neighbors, many of them poor recent arrivals from the countryside, to come to workshops on prenatal care, child development, breast cancer awareness, nutrition, sex education and mental health.

            "I would offer women discounts on hairdos if they would come to the courses," Gohari said.

            She began organizing the women to demand better municipal services, better-lighted streets clear of drug addicts and criminals, and parks where mothers could take their children without fear of being accosted by panhandlers or stumbling over used needles.

            Gohari was elected head of a women's council that she and her neighbors created. They began demanding meetings with municipal leaders.

            One top official for the Ministry of Electricity resisted. His excuse: He didn't like dealing with women.

            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #591
              انتشار ترجمه جدید هزار و یک شب به انگلیسی
              اولین ترجمه کامل هزار و یک شب به زبان انگلیسی در صد و بیست سال گذشته توسط انتشارات پنگوئن منتشر شد.

              پنگوئن این کتاب را در سه جلد و تنها در سه هزار نسخه منتشر کرده است.

              این مجموعه همچنین شامل ترجمه انگلیسی "داستان های یتیم خانه" است که نسخه اصل عربی آن از بین رفته است.

              ترجمه پیشین هزار و یک شب سال 1880 انجام شده بود.

              کتاب را مالکولم و اوروسلا لایونز ترجمه کرده اند.

              آدام فرویدنهایم، ناشر بخش آثار کلاسیک پنگوئن می گوید حدود یک میلیون کلمه توسط مترجمان به انگلیسی برگردانده شده است. او می افزاید این حجم کار نمی توانست در یک جلد منتشر شود و برای همین پنگوین کتاب را در سه جلد منتشر کرده است.

              هر جلد حدود هزار صفحه است.

              ترجمه جدیدی از این کتاب به فارسی نیز سال پیش توسط نشر مرکز در ایران منتشر شد.

              قصه های هزار و یک شب که به زبان عربی آن را "الف لیله و لیله" می گویند، حدود ۳۰۰ سال قبل توسط آنتوان گالان فرانسوی ترجمه شد و ۱۵۰ سال بعد عبد الطیف تسوجی به سفارش دربار محمد شاه قاجار آن را به فارسی برگرداند.

              در این کتاب، قصه ها و افسانه های قديم کشورهايی چون ايران، هند و سرزمين های عربی گردآمده و به قول خورخه لوئیس بورخس، نویسنده آرژانتینی بدل به يک گنجينه ادبی فرامليتی شده است.

              اروپايی ها در قرن شانزدهم ميلادی، زمانی که هزار و يک شب به دست آنتوان گالان به فرانسه درآمد و در سال ۱۷۰۴ ميلادی منتشر شد، با آن آشنا شدند.


              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #592
                پاييز فصل رونق كتاب در ايران است.

                دانشگاه ها باز شده اند و ناشران بعد از چند ماه ركود دست به کار انتشار كتاب هاى تازه مى شوند و عليرغم وجود سانسور دولتى كتاب هاى تازه اى منتشر مى شود .

                خاله بازى سياسى


                روی جلد کتاب "خاله بازی سیاسی"
                نشر ققنوس اخيرا كتابى منتشر كرده است از بلقيس سليمانى با نام " خاله بازى".

                بلقيس سليمانى كه با كتاب " بازى آخر بانو" مورد توجه قرار گرفت، در اين كتاب به زندگى زن و مردى مى پردازد كه رابطه عاشقانه آغازين آنان به خاطر بچه دار نشدن زن كمرنگ شده و مرد زن ديگرى اختيار كرده است.

                اما ارائه خلاصه اى اين چنينى از اين رمان در واقع ظلم به آن است، زيرا رمان پر از جزيياتى است كه بدون آن ها ارزش چندانى نمى توان براى آن قايل شد.

                در اين كتاب و آثار پيشين بلقيس سليمانى رگه هايى از نوعى فمینيسم به چشم مى خورد كه با فمینيسم رايج در ايران متفاوت است؛ شايد به اين خاطر كه او از طبقه اى مى نويسد كه ديگر نويسندگان كم تر سراغش مى روند.

                در رمان هاى ايرانى و به خصوص رمان هاى زنانه معمولا نويسندگان از طبقه خود مى نويسند و مسايل و مشكلات مطرح شده در آن خاص بخش هايى از جامعه است و اگر سراغ طبقات و اقشار ديگر بروند، معمولا تصاويرى كليشه اى از آنان ارائه مى دهند.

                سليمانى در اين كتابش به گروه هاى مذهبى پرداخته است و به تغيير و تحول آدم ها در اثر تغيير و تحولات اجتماعى و هم چنين مهاجرت . در اين كتاب مسئله زنان با سياست و مذهب گره خورده است و روايتى صميمى از آن داده شده است.

                اين كتاب را نشر ققنوس در ۲۴۰ صفحه منتشر كرده است .

                راز آشكارا
                ميلاد كيايى يكى از موسيقى دانان برجسته ايرانى است . او آهنگساز و نوازنده چيره دست سنتور است و تا كنون با چهره هاى مختلف موسيقى ايرانى از پيش از انقلاب تا سال هاى اخير همكارى داشته است.

                اخيرا كتابى از او به بازار آمده است با نام " راز آشكارا" كه گفت و گوى مفصلى است توسط سيد عليرضا ميرعلى نقى، پژوهشگر موسيقى و روزنامه نگار با او.

                اين كتاب در ۳۲۸ صفحه توسط دو انتشارات نامك و بدرقه جاويدان به طور مشترك منتشر شده است.

                در اين كتاب ميلاد كيايى خاطرات ۵۰ سال فعاليت هنرى خود را بازگو مى كند و بخش هايى از آن مربوط به مديريت كاخ جوانان در دوره پيش از انقلاب است و از برخى از هنرمندان طرح امروز ايران مانند پرويز پرستويى، مرحوم بابك بيات، محمد سرير، ايرج جنتى عطايى، و فريدون شهبازيان به عنوان اعضاى آن كاخ ها نام مى برد.

                در اين كتاب اسامى زيادى از هنرمندان از سوى مصاحبه كننده يا مصاحبه شونده نام برده شده و ميلاد كيايى درباره شان حرف زده و خاطراتش را از همكارى با آنان گفته است، كسانى چون نادر گلچين، انوشيروان روحانى، حسين تهرانى، محمدرضا لطفى، پورتراب، حسين قوامى، جليل شهناز، و مرتضى محجوبى.

                اين كتاب اما به خاطرات همكارى هاى هنرى ميلاد كيايى محدود نيست و در آن بحث هاى جدى موسيقى نيز به ميان آمده است و از جمله بحث هايى درباره ساز سنتور و انتقاد هايى كه بر آن وارد مى دانند و پاسخ هاى كيايى به اين بحث ها بخشى از جذاب ترين بخش هاى كتاب است.

                متن كتاب با عكس هايى از كيايى و ديگر موسيقى دانان تزيين شده است، اما در پايان كتاب فصلى به عكس اختصاص يافته است كه در آن عكس هاى بسيارى با هنرمندان قديمى ايران مى توان يافت.

                گيتا و اوپانيشادها
                فرهنگ هند همواره براى ايرانيان جالب توجه بوده تا جایی که در روزگارى برخى از اهل فرهنگ در ايران گرايش وسيعى به هند پيدا كرده بودند و در جست و راهى براى درك فرهنگ "هند مادر" بودند كه كسانى چون سهراب سپهرى را مى توان از اين جريان دانست.

                به هر حال سابقه رابطه هند و ايرانيان به قرن ها پيش مى رسد و در دوره پادشاهى مغولان در هند زبان فارسى زبان رسمى آن ديار بوده و هنديان چند قرن به فارسى سخن گفته اند و شعر سروده اند.

                در دوره اكبرشاه كه به تساهل و تسامح معروف بوده تلاش هايى براى نزديك شدن دو فرهنگ صورت مى گيرد و نهضت ترجمه اى براى ترجمه آثار هندو به فارسى و برعكس شكل مى گيرد كه نخستين ترجمه آثار مقدس هنديان به همان دوران برمى گردد.

                امروز اين آثار به زبان هاى مختلف ترجمه شده و در دنيا از چند قرن پيش تاثير گذاشته است.

                اخيرا نشر مركز دو كتاب "اوپانيشادها" و "گيتا" را با ترجمه مهدى جواهريان و پيام يزدانجو منتشر كرده است.

                پيام يزدانجو كه پيش از اين خوانندگان ايرانى با ترجمه هايش از متون فلسفه پست مدرن آشنا بودند و يا رمان و داستان هايش در مقدمه اى به توضيح درباره اين متن ها و ترجمه اش پرداخته است.

                آن چه اين ترجمه ها را از ترجمه هاى ايرانى پيشين جدا مى كند، این است که ترجمه هاى پيشين ترجمه هايى محققانه بوده و به كار عموم كتابخوانان نمى*آمده است، ولى اين دو كتاب كوچك كتاب هايى براى عموم خوانندگان تلقی می شوند.

                مترجمان تلاش كرده اند ويژگى ادبى اوپانيشادها و گيتا در ترجمه منتقل شود و در واقع تلاششان اين بوده كه بازسرايى از اين آثار ارائه دهند و به همين خاطر نثرى كه انتخاب كرده اند براى ترجمه شان نثرى مطنطن است.

                كتاب گيتا را نشر مركز در ۱۷۴ صفحه و كتاب اوپانيشادها را در ۲۷۰ صفحه منتشر كرده است.


                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #593
                  جمال ميرصادقي استدلال هيأت*داوران جايزه*ي گلشيري را در برگزار نكردن هشتمين دوره*ي اين جايزه تأييد كرد.


                  اين داستان*نويس پيشكسوت در گفت*وگو با خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، عنوان كرد: من استنادهاي هيأت*داوران را تأييد و از مسأله*ي سانسور و مميزي شروع مي*كنم تا برسيم به كيفيت پايين آثار. به اعتقاد من، وضعيت مميزي و سانسور به كيفيت آثار توليدي در حوزه*ي ادبيات داستاني ضربه*ي مهلكي زده است.


                  ميرصادقي متذكر شد: در روزگاري كه عصر اطلاعات است، اين سخت*گيري*ها براي انتشار كتاب ديگر با شرايط جامعه هماهنگ نيست و بي*معناست.


                  او با بيان اين مطلب كه در بسياري از كشورها بر آثار منتشرشده*، پس از انتشار نظارت مي*شود، بر اين نوع مواجهه با آثار ادبيات داستاني از سوي دستگاه*هاي مسؤول تأكيد كرد و يادآور شد: نظارت با سانسور و مميزي فرق دارد؛ نظارت از گسترش نظرات انحرافي در جامعه جلوگيري مي*كند و معمولا پس از انتشار يك اثر است، كه در صورت وجود انحراف در برخي آثار، از نويسنده*ي آن كتاب در دادگاه شكايت مي*شود. ادبيات بايد نظارت شود؛ نه سانسور، و نه اين*كه به عبارت و كلمات در جمله گير دهند.


                  ميرصادقي در پايان تأكيد كرد: اين نوع مواجهه با ادبيات سبب شده است آثار جدي ادبيات خلق نشود و چرخه*اي از ادبيات مبتذل و كم*مايه شكل بگيرد و آثار ادبيات داستاني از كيفيت مطلوب خارج شود.

                  در بيانيه*ي هيأت*داوران جايزه*ي گلشيري، با انتقادهايي به نويسندگان و وضعيت انتشار كتاب، عنوان شده بود، اين جايزه در اين دوره هيچ برگزيده*اي ندارد.


                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #594
                    با ترجمه*ي رامين آذربهرام، رمان ديگري از ژرژ سيمنون به فارسي منتشر مي*شود.


                    به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،* اين اثر ماجراي يك قتل در مجتمع آپارتماني را روايت مي*كند، كه اين مجتمع در يكي از ميدان*هاي تاريخي فرانسه واقع شده است.


                    به گفته*ي آذر*بهرام، در اين اثر، هدف سيمنون اين نيست كه قاتل چه كسي است؛ بلكه مانند ديگر آثار او، خصوصيات آدم*ها مورد بررسي قرار مي*گيرد.


                    اثر يادشده كه از سوي انتشارات مرواريد منتشر خواهد شد، نام اصلي*اش «سايه*بازي» است؛ اما آذربهرام نام «با چشماني اشك*بار» را براي آن انتخاب كرده* است، كه با توافق ناشر، اين نام را بر روي آن خواهد گذاشت.


                    «ملاقاتي شنبه*ها» ديگر اثر سيمنون نيز با ترجمه*ي اين مترجم از سوي نشر يادشده منتشر خواهد شد.


                    اين اثر درباره*ي مردي است كه تصميم دارد همسرش را بكشد و هراس اين را دارد كه همسرش واقعا بي*گناه باشد.


                    آثار ژرژ سيمنون در حوزه*هاي رمان، زندگي*نامه، خاطرات و يادداشت*هاي روزانه است.شهرت او بيش*تر به خاطر رمان*هاي پليسي*اش و خلق کارآگاهي به نام مگره *است.


                    از اين مترجم پيش*تر «ديوانه*اي در شهر» ژرژ سيمنون به فارسي منتشر شده است.


                    همچنين مجموعه*ي داستان «ماجراهاي شرلوك هلمز» نوشته*ي آدريان كانن دويل، اثر ديگري است كه با ترجمه*ي او منتشر خواهد شد.


                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #595
                      ترجمه*ي «حيدربابا»ي محمدحسين شهريار به شعر نيمايي به كوشش حسين منزوي، پس از سال*ها دوباره منتشر شد.


                      به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري داشجويان ايران (ايسنا)، اين كتاب كه چاپ نخست آن به سال 69 برمي*گردد، به كوشش محمد فتحي منتشر شده و با «مقدمه*اي بر ترجمه*ي منظومه*ي جاوداني «حيدربابا يا سلام»» به قلم ميرصالح حسيني - اولين مترجم منظوم حيدربابا -، «سخني درباره*ي ترجمه*ي جديد شعر حيدربابا يا سلام» به قلم ضياءالدين ترابي، نوشتاري از حسين محمدزاده* صديق و نيز سخن مترجم همراه است.


                      در بخش دوم هم «درباره*ي اين دفتر»، «راهنماي حيدربابا» و... به قلم فتحي منتشر شده است.


                      كتاب همچنين با نظيره*ي تركي بر حيدربابا خطاب به شهريار از محمد منزوي - پدر حسين منزوي - با ترجمه*ي اين شاعر فقيد همراه است.


                      كتاب «حيدربابا» در 207 صفحه و شمارگان دوهزار نسخه از سوي انتشارات آفرينش به چاپ رسيده است.


                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #596
                        به كوشش ايرج افشار، تصحيح «وامق و عذرا» و «ليلي* و مجنون» منتشر مي*شود.


                        به گزارش خبرنگار بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، «وامق و عذرا» و «ليلي* و مجنون» كه به كوشش افشار تصحيح شده است، به تازگي مجوز انتشار دريافت كرده و به زودي از سوي نشر چشمه منتشر خواهد شد.


                        داستان عاشقانه*ي «وامق و عذرا» افسانه*اي كهن است كه در كتاب «مجمل*التواريخ و القصص» آمده است. نخستين*بار عنصري - شاعر معروف معاصر محمود غزنوي - آن را به رشته*ي نظم كشيده است.


                        «ليلي و مجنون» هم اثر عاشقانه*ي نظامي گنجوي است.


                        همچنين «فيروزشاه*نامه» اثر ديگري است كه افشار آن را تصحيح كرده و از سوي نشر يادشده در انتظار دريافت مجوز انتشار است.


                        «فيروزشاه*نامه» به همراه كتاب*هايي چون: «سمك* عيّار»، «اسكندرنامه*»، «داراب*نامه»* و «قصه*ي حمزه*» در دوران صفويه نگاشته شده است. اين* قصه*ها به* نثرند و كم و بيش رنگ و بوي حماسي* دارند. قهرمانان* «فيروزشاه*نامه» مانند چند قصه*ي ديگر، شاهان* و شاهزادگان* هستند.


                        «حسين کرد شبستري»، «هفت کشور و سفرهاي ابن تراب» و «اسکندرنامه»، ديگر مجلدهاي منتشرشده*ي اين مجموعه*اند.


                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #597
                          مصلای بزرگ تهران و بيست و دومين نمايشگاه بين المللی کتاب؛ نمايشگاهی که هر سال بسياری را از گوشه و کنار ايران برای خريد کتاب به سوی خود می‌کشاند. گروهی هم می‌آيند تا سرشان گرم شود و چرخی بزنند و بروند، هم فال است و هم تماشا.

                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #598
                            نامزدهای سومين دوره جايزه ادبی «روزی روزگاری» در دو بخش رمان و مجموعه داستان کوتاه معرفی شدند.

                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #599

                              iran

                              Comment

                              • siamak
                                Member
                                • Nov 2003
                                • 667

                                #600
                                Iranian writer Shirin Nezammafi is among the six nominees for the 141st Akutagawa Prize for new writers of serious fiction for a story written in Japanese, the Society for the Promotion of Japanese Literature said Thursday.





                                She is the third nominated writer from a country whose language does not use kanji.

                                Her nominated work, "Shiroi Kami" ("White Paper"), which in April won the 108th Bungakukai Shinjinsho, or new author's prize, depicts a romance between two students at the time of the Iran-Iraq war during the 1980s.

                                Chinese novelist Yang Yi last year became the first nonnative Japanese speaker to win the prize.

                                Nezammafi, 29, whose mother tongue is Persian, began learning Japanese while in high school in Tehran.

                                After moving to Japan in 1999, she studied at Kobe University's graduate school of engineering and currently works at Panasonic Corp. as a systems engineer, according to the organizer.

                                She won a literary award for foreign students in 2006.

                                The literature promotion society also nominated six authors, including movie director Miwa Nishikawa, 34, for the 141st Naoki Prize, a major literature award for popular fiction.

                                The prizewinners are expected to be announced after a screening committee meeting in Tokyo on July 15.

                                Comment

                                Working...