Book & Persian Literature

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #571
    به این شعر او توجه کنید:

    " و من تمام شهوت تند زمین هستم
    که تمام آب ها را می کشد در خویش
    تا تمام دشت ها را بارور سازد."

    در بسیاری از اساطیر و آیین های قدیمی، به صورتی نمادین، شاهد ازدواج مقدس زمین مادر با آسمان روحانی پدر هستیم، که بیانگر وحدت دو ساحت از هستی است، دو قطب دنیای درونی : پیوند نیروهای سحر آمیز ناخودآگاه ( جهان شعر جادو و عشق و بصیرت درونی و شعور زنانه) با شعور روشن آفتاب و نور و لوگوس.

    چرا در میان شاعران و نویسندگان فروغ را برای چنین بررسی انتخاب کردید؟ فروغ عاصی با گلی ترقی آرام (البته هر دو در آثارشان) چه نسبتی با هم دارند؟

    می پرسید: من آرام (در قصه هایم) چه رابطه ای با فروغ عاصی دارم (عاصی در شعرهایش)؟

    فکر می کنم اگر تعصب اخلاقی و قضاوت های حقیر را کنار بگذاریم، اگر بتوانیم از دریچه های شعور ذاتی خود را بازگو کنیم، اگر بتوانیم از احکام پوسیده خاله جان های فضول و عموجان های متظاهر، فاصله بگیریم، می توانیم معنی عصیان و "رسوایی" فروغ را درک کنیم.

    زندگی فروغ و شعرش از هم جدا نیستند. عصیان او، عصیان من و شما، علیه زشتی و دروغ است. من این عصیان را در وجود خودم حس می کنم و آن را – به صورتی آرام – در قصه هایم بیان می کنم. در اولین قصه ام "من هم چه گوارا هستم" این عصیان و واکنش را می بینیم و در دیگر قصه هایم. آن چه که من در فروغ عاصی می ستایم، صداقت و راستگویی اوست که نظیرش در ادبیات ما کم است.

    فکر می کنم بعد از پنج سوال بد نباشد سراغی از دو رمان بگیریم که سال هاست حرفش زده می شود و به انتظار مخاطبان پایان داده نمی شود. سرانجام بازگشت و دردسرهای غریب آقای الف کی منتشر خواهد شد؟ فکر می کنم این قدر فاصله افتاده است که نام رمان دوم هم به روایت های مختلف در سایت ها و منابع درج شده است.

    آقای الف!! و حالا رمان بازگشت و خانم آزاده درخشان. می پرسید کی منتشر خواهند شد؟ نمی دانم. آقای الف عزیز که پیر شده و به زودی خواهد مرد. سی سال از آشنایی من با او می گذرد. هر روز به خودم می گویم که باید عجله کنم و نمی کنم. انگار می ترسم که با تمام کردن الف، خودم هم تمام شوم. این یکی از فرضیات است. یک جور بیماری است. ترس از تمام کردن یک رمان، یک سرنوشت، یک کار خطیر. این هم از فرضیات است. فعلا حرفش را نزنیم.

    باشد حرفش را نمی زنیم، از کتاب های چاپ شده تان حرف می زنیم. به نظر می رسد که در سال های اخیر در ایران نسل جوان اقبال بیشتری به آثار شما نشان می دهند و شما را دوباره کشف کرده اند. کافی است در یکی از موتور های جستجو نام شما را بنویسیم و از سایت ها و وبلاگ هایی سر در بیاوریم که خوانندگان آثار شما که اغلب جوان اند در ستایش آثار شما چیزی نوشته باشند. این کشف دوباره چه علتی می تواند داشته باشد؟

    - من مخلص نسل جوان هستم و خوشحالم از این که نسل جوان – بنا به گفته شما- کارهایم را دوست دارد. شاید برای این که این نسل از تکرار نوشته های سیاسی – اجتماعی – روستایی خسته شده، به خصوص از چپ زدگی و آه و ناله های آبکی.




    اتفاقا شما از معدود نویسندگانی بودید که در فضای سیاست زده و روستا زده ادبیات ایران، داستان های غیرسیاسی و شهری نوشتید و از رویاها و نوستالژی های طبقه ای نوشتید که در آثار داستانی آن سال های ایرانیان اغلب نقش های منفی را بر عهده داشتند. رویکردی که از آن سال ها تا این سال ها ادامه داشته است. آیا غیر متعارف نوشتن یک انتخاب آگاهانه بود برایتان یا امری اتفاقی؟

    نوشته های من بیانگر تجربه های فردی من است. من در شهر – شهرتهران- متولد شده ام، در خانواده ای – به خصوص مادر- مترقی و متجدد. در تهران بزرگ شده ام. در آمریکا تحصیل کرده ام و در حال حاضر ۲۸ سال است که مقیم فرانسه هستم.

    در نتیجه، زندگی ام و تجربه هایم، حاصل زندگی مدرن و زندگی شهری است. من از طبقه اجتماعی حرف می زنم که آن را می شناسم. نه آن را ستایش می کنم و نه با عقده و جهل زدگی آن را تحقیر می کنم. من از زندگی در روستا و دردهای کارگران و ساواک و شکنجه و زندان چه می دانم که درباره آن بنویسم؟ اهمیت آن را نفی نمی کنم. اما صحبت و نوشتن درباره آن را می گذارم به عهده دیگران.


    من از طبقه اجتماعی حرف می زنم که آن را می شناسم. نه آن را ستایش می کنم و نه با عقده و جهل زدگی آن را تحقیر می کنم. من از زندگی در روستا و دردهای کارگران و ساواک و شکنجه و زندان چه می دانم که درباره آن بنویسم؟



    دیگرانی هم بوده اند که از تهران نوشته اند، اما تفاوت کار شما با دیگران این است که درآثار شما تهران با شناسنامه تهران حضور دارد و مثلا نمی شود تهران را حذف کرد و به جایش اصفهان یا پاریس را نوشت، در حالی که در آثار اغلب نویسندگان ایران، جغرافیا چندان اهمیتی ندارد.

    - گفتم که من در تهران متولد شده ام. در شانزده سالگی آن را ترک کردم و دوباره برگشتم. در تهران ازدواج کردم. صاحب فرزند شدم. و باز بارم را بستم و راهی غرب شدم. در این ۲۸ سال، از اول انقلاب تا کنون، زندگی ام بلیتی دو سره بوده؛ رفت و برگشت.

    اقامتم در پاریس چند دلیل دارد. دلیل اول حضور بچه هایم در این جاست. حالا بزرگ شده اند و رفته اند پی کارشان. حوصله من را هم ندارند. اما همین یک دیدار سریع و مختصر، همین چند کلام رد و بدل، همین که چند خیابان و دو محله آن طرف تر زندگی می کنند، پایم را به این شهر زنجیر کرده است.

    من از آن مادرهای خری هستم که اسیر عشق به بچه هایش است. و فصل سوم رمان "بازگشت" در وصف این خریت است. مدام فیل ام یاد هندوستان می کند و تهران دست از سرم بر نمی دارد. هر چه هست، دوره کودکی و نوجوانی – دوره خوش زندگی ام – در این شهر گذشته. تهرانی که دیگر نیست، تهران آن وقت ها.

    به خاطر همین خوشی هاست پس که در آثار شما نوجوانی حضور پر رنگی دارد و شخصیت اصلی اغلب یا نوجوان است یا آدمی با خاطره های نوجوانی.


    من از آن مادرهای خری هستم که اسیر عشق به بچه هایش است. و فصل سوم رمان "بازگشت" در وصف این خریت است. مدام فیل ام یاد هندوستان می کند و تهران دست از سرم بر نمی دارد. هر چه هست، دوره کودکی و نوجوانی – دوره خوش زندگی ام – در این شهر گذشته. تهرانی که دیگر نیست، تهران آن وقت ها



    چرا نوجوانی این قدر برایم جذاب است؟ چون نوجوانی، رنگین و شیرین و خوشبختی داشتم. بازیگوش و بی خیال و عاشق بودم. عاشق همه چیز، از کتاب گرفته تا پیراشکی خسروی و کافه نادری، از پسران خوش تیپ محله گرفته تا راننده دندان طلای اتوبوس شمیران. خانه داشتم. خانواده داشتم. مملکت و امنیت داشتم. پایم روی زمین محکم بود. کی گرفتار ترس از کمیته بودم، یا از نشان دادن یک تار از موهایم؟ کی گرفتار دردسرهای زندگی در غربت بودم؛ تجدید کارت اقامت، پرداخت هزار نوع مالیات و نوشتن نامه های ملال آور اداری؟

    خوش و بی خیال بودم. پر از رویا ، خواب های کیف آور و آرزوهای ممکن. قلبم از انتظار آینده می تپید و کلید همه درها در جیبم بود. مثلا خب به قول فروغ "آن روزها رفتند." اما خاطره شان باقی است. وزندگی چیزی جز انتظار آینده و یادآوری ایام گذشته نیست.

    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #572
      اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران با ارسال نامه ای به محمد حسین صفار هرندی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران، از او خواسته است در مورد معطلی بیش از اندازه کتاب ها در اداره ممیزی وزارت ارشاد چاره جویی کند.
      در این نامه که با امضای حسن کیائیان، رئیس اتحادیه و مدیر نشر چشمه، و در تازه ترین شماره خبرنامه این اتحادیه منتشر شده، آمده است که نشست های مکرر اعضای اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران با معاونت فرهنگی و اداره کتاب بی ثمر بوده و همین باعث شده اعضای اتحادیه تصمیم بگیرند به مقام بالاتر متوسل شوند.

      اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران با اینکه اتحادیه ای مختص ناشران و کتابفروشان تهرانی است، اما با توجه به آنکه تقریبا همه ناشران مهم ایران در تهران متمرکز هستند عملا مهم ترین نهاد صنفی ناشران و نماینده ناشران کشور محسوب می شود.

      در این نامه تعدادی از مشکلات ناشران در مواجهه با اداره کتاب به این شرح ذکر شده است: معطل ماندن کتاب هایی که ماه ها و بلکه بیش از یک و نیم سال پیش برای دریافت مجوز انتشار به اداره کتاب تحویل شده است، ابلاغ اصلاحیه های گشاده دستانه و چند باره، عدم پاسخ سریع در مواردی به کتاب هایی که رفع ایراد شده و مجددا از سوی ناشر تحویل اداره مذکور گردیده است که پیش از این ظرف یکی دو روز انجام می شد، مواردی از گم شدن کتاب های تحویلی جهت دریافت مجوز، پس گرفتن مجوز انتشار کتاب هایی که تمامی مراحل دریافت مجوز را طی نموده اند، عدم اعلام وصول برخی کتاب ها، عدم پاسخگویی به مراجعات یا مکاتبات ناشران تا حد بی توجهی به منزلت صنفی و کرامت انسانی ناشر و پدید آورندگان کتاب ها.

      جلال فهیم هاشمی، مدیر انتشارات روزبهان و از اعضای هیات مدیره اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران، در گفتگو با بخش فارسی بی بی سی گفت اتحادیه ناشران با کل مسئله سانسور مخالف است، اما هدف اتحادیه از نوشتن این نامه این بوده که وزارت ارشاد در موراد ممیزی و سانسور پاسخگو باشد.

      آقای هاشمی گفت حداقل انتظار ما این است که نهادی یا دفتری در وزارت ارشاد تشکیل شود که در این زمینه پاسخگوی ناشران باشد.

      در ادامه نامه نیز از وزیر ارشاد خواسته شده دستور دهد "تمهیداتی، فی المثل با تعیین هیات سه یا پنج نفره با اختیارات تام زیر نظر مستقیم جنابعالی، اندیشیده شود تا ناشران خسارت دیده و شاکی بتوانند بدون هراس از هیچ گونه تبعات منفی کار، مشکلات مشخص و موردی خود را با این هیات در میان نهند و به سرعتبه داد آنها رسیدگی و احقاق حق شود."

      تاریخ ارسال این نامه سی بهمن ماه 1386 بوده است.


      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #573
        "در سرزمین دور افتاده ای سرما چنان سخت است که واژه ها چون از دهان بر آیند منجمد گردند. بعدها یخ ها آب می شوند و کلمات قابل شنیدن. از این رو هر چه در زمستان ادا شود، شنیده نمی شود تا فرا رسیدن تابستان بعد."
        این جمله ای است از"پلوتارک" تاریخ نگار یونانی به نقل از"نیتس تن" که در پشت جلد کتاب تازه رامین جهانبگلو آمده است.

        کتاب تازه رامین جهانبگلو مجموعه ای از نوشته هایی است که گفته می شود آن ها را در زندان نوشته است. او در این کتاب که اواخر سال گذشته راهی بازار کتاب شد و کماکان یکی از کتاب های پرفروش بازار کتاب ایران است، به تاملی دوباره در مفاهیمی مهم مانند حقیقت و زندگی و اخلاق و معنویت و پرداخته است.

        بر روی جلد این کتاب که "ذهن زمستانی" نام دارد و اشاره ای است به سخن پلوتارک، عنوان فرعی "تاملاتی درباره زندگی در جهانی ناپایدار" درج شده است.

        جهانبگلو اگر چه کوشیده است از زندان فرصتی برای اندیشیدن بیشتر بسازد وتا حدودی موفق شده است و به همین خاطر فضای کلی کتاب سراسر یاس و نومیدی نیست، اما رگه هایی از نا امیدی در کتاب دیده می شود.

        به هر حال در این کتاب ۲۰۰ صفحه ای جمله های بسیاری می توان خواند که حاصل تاملات یک روشنفکر ایرانی است در زندان و گاه نوعی بازاندیشی در مفاهیم.

        نظریه حکومت قانون

        نمی توان از کنار کتاب "نظریه حکومت قانون در ایران" از سیدجواد طباطبایی بی اعتنا عبور کرد که یکی از کتاب های پرفروش این روزهای بازار کتاب ایران است.

        "نظریه حکومت قانون در ایران" دومین کتاب از دومین بخش مجموعه "تاملی درباره ایران" است که با انتشار کتاب " دیباچه ای بر نظریه انحطاط ایران" آغاز شد. آخرین کتاب از این مجموعه "مکتب تبریز" بود و این مجموعه ظاهرا هنوز ادامه دارد.


        نظریه حکومت قانون در ایران

        سیدجواد طباطبایی از معدود پژوهشگران ایرانی است که اگرچه در سلک دین داران و یا سنت گرایان به حساب نمی آید، اما بی التفاتی به سنت و تقلید صرف از یافته های متفکران اروپایی یکی از نقدهای او به روشنفکران ایرانی است.

        در این زمینه نوک تیز نقدهای او که معمولا با زبانی صریح در مصاحبه ها و مقدمه های کتاب هایش ابراز می شود، متوجه روشنفکران دینی است و آنان را به این دلیل که صرفا یافته های الهیات مسیحی را به دنیای اسلام منتقل می کنند و به مبانی نظری این یافته توجهی ندارند و به خاطر آنچه آن را سیاسی بودن می نامد، مورد نقدهایی تندتر از دیگران قرار می دهد.

        او در آثارش به کسانی بیشتر توجه می کند که خواسته باشند از درون سنت، مفاهیم تازه را تبیین کنند. به همین خاطر است که در کتاب تازه اش برای رساله "یک کلمه" مستشار الدوله و آثار برخی از روحانیون مشروطه خواه مانند علامه نایینی یا علمای نجف ارزشی بسیار بیشتر از آثار میرزا ملکم خان قائل است و به صراحت او را "پیشوای مقلدان بی شمار ایرانی و جوفروشان گندم نما" می خواند و معتقد است رساله های ارزشمندی چون رساله "یک کلمه" مغلوب "هوچی گری ها و انشاء نویسی های" روزنامه قانون ملکم شد.

        طباطبایی در این کتاب ضمن ارائه گزارشی از نشانه های بحران در نظام خودکامه و تکوین نطفه آگاهی ملی و پدیدار شدن مفاهیم تازه و نخستین کوششها برای شکل دادن به نظریه اصلاح دینی، فصلی مفصل را به رساله "یک کلمه" با عنوان "نخستین رساله در اصلاح نظام حقوقی" اختصاص داده است. او رساله "یک کلمه" را به این دلیل واجد اهمیت می داند که معتقد است بر خلاف مسیحیت که علم "الهیات" در ان اهمیت دارد، در اسلام "شریعت" اهمیت یافته است و بر این اساس تلاش های نظری در اصلاح نظام حقوقی اهمیت بیشتری می یابد.

        او سپس دو فصل به اندیشه های تازه سیاسی و اقتصادی اختصاص می دهد و سپس در دو فصل به اهل دیانت می پردازد، در فصلی به مشروعه خواهی اهل دیانت و در فصلی، مشروطه خواهی اهل دیانت که برای مشروطه خواهان اهل دیانت و به خصوص علمای نجف اهمیتی بسیار قائل است و نظریه میرزای نایین را به طور جداگانه نیز مورد بررسی قرار می دهد.

        جواد طباطبایی در کتاب تازه اش بر خلاف کتاب های قبلی اش مقدمه تند و تیزی در نقد روشنفکران ایرانی ننوشته است، اما در لابلای نوشته های این کتاب نیز می توان صدای نقد او را به روشنفکران سکولار و دینی زمانه شنید و گوشه و کنایه اش را دید. این کتاب را نشر ستوده تبریز در ۷۳۰ صفحه راهی بازار کرده است.

        حدیث عشق جانان ....

        عباس کیارستمی فیلمساز مشهور ایرانی نیز این روزها در بازار کتاب ایران، یک کتاب پرفروش دارد با نام "سعدی از دست خویشتن فریاد". او که با انتشار کتاب "حافظ به روایت کیارستمی" با واکنش های زیادی مواجه شد، همان طور که پیش تر گفته بود به سراغ سعدی رفته و روایتش را از غزلیات سعدی در اختیار مخاطبان قرار داده است.


        سعدی از دست خویشتن فریاد

        کتاب تازه کیارستمی اگرچه به اندازه کتاب قبلی اش با واکنش روبرو نشد و به اندازه حافظ سر و صدا نکرد، اما باز هم با استقبال رو به رو شده است.

        او این بار در نحوه کارش تغییراتی داده است که مهم ترین تغییر در عنوان کتاب است که قبلا به روایت کیارستمی جزء عنوان بود و مورد نقد برخی منتقدان نیز واقع شد.

        دومین تغییر نیز ترتیب الفبایی شعرهای انتخابی است بر اساس حرف آخر مصرع یا بیت انتخابی، در حالی که در حافظ ترتیب موضوعی بود.

        او در حافظ یک مصرع را انتخاب و به صورت شکسته نوشته بود، اما در سعدی گاهی بیت و گاهی مصرع مبنا قرار گرفته است و آن جا که فقط مصرع را انتخاب کرده است، مصرع قبل یا بعدش را نیز به صورت وارونه آورده است.

        او در این کتاب نیز به روال حافظ، از بیت یا مصرع های دلخواه خود مجموعه ای گرد آورده است و هر یک ازآن ها را در صفحه جداگانه ای نوشته است.
        این کتاب را انتشارات نیلوفر در ۶۲۰ صفحه منتشر کرده است.


        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #574
          نمایشگاه کتاب؛ اعتراض به تشدید سانسور کتاب و پاسخ ارشاد


          این دومین دوره برگزاری نمایشگاه در مصلی است
          بیست و یکمین دوره نمایشگاه بین المللی کتاب تهران امشب، یازده اردیبهشت با حضور محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران آغاز به کار می کند، اما شروع رسمی نمایشگاه برای بازدید عمومی و خرید کتاب از فردا، پنجشنبه است.
          نمایشگاه کتاب تهران از روز ۱۲ تا ۲۲ اردیبهشت هر روز از ساعت ده صبح تا هشت شب در مصلای تهران برگزار می شود.

          این دومین دوره برگزاری نمایشگاه در مصلی است و سال گذشته انتقال این نمایشگاه به مصلی با انتقادهای شدید ناشران روبه رو شد و نزدیک به ۱۵۰ ناشر ایرانی با نوشتن نامه ای به این موضوع و هم چنین دو پاره شدن نمایشگاه (جدا کردن بخش خارجی و داخلی) اعتراض کردند که در نهایت پس از این که وزارت ارشاد از دوپاره کردن نمایشگاه منصرف شد، ناشران نیز برای شرکت در نمایشگاه توافق کردند.

          این در حالی است که رئیس سازمان فرهنگی و هنری شهرداری تهران از برگزاری نمایشگاه کتاب بیست و دوم در باغ کتاب تهران خبر داده و گفته است که کار ساخت باغ کتاب سال آینده به پایان خواهد رسید.

          امسال برگزاری نمایشگاه در مصلی بدون انتقاد و با آرامش همراه بود، ولی ناشران به تشدید سانسورکتاب اعتراض دارند و در اسفند ماه در نامه ای به وزبر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران خواهان یافتن راه حلی برای کاهش سانسور شدند.


          شهرداری تهران از برگزاری نمایشگاه کتاب بیست و دوم در باغ کتاب تهران خبر داده است

          اعتراض به سانسور در ایران پایانی ندارد، ولی گویا این اعتراض ها فایده ای نیز ندارد. محسن پرویز، معاون فرهنگی وزارت ارشاد این اعتراض ها را سیاسی می داند و معتقد است "نامه ای که پیش از رسیدن به دست ما، در مطبوعات چاپ می شود، سیاسی است."

          در نمایشگاه بیست و یکم، مناطق فلسطینی در نمایشگاه سهمی دارد و اعلام شده است: "به* منظور ارج نهادن به مقاومت مردم مسلمان فلسطین و محکومیت اشغال فلسطین توسط رژیم صهیونیستی، سالن ویژه*ای در بخش جنبی بیست و یکمین نمایشگاه بین المللی کتاب برپا می*شود." در این سالن نمایشگاه عکس و نشست*های تخصصی در حوزه کتاب*های مرتبط با این منطقه برگزار خواهد شد.

          سرای اهل قلم یکی از بخش های نمایشگاه کتاب است که در آن نشست های جانبی نمایشگاه برگزار می شود. این بخش از نمایشگاه در دوره های قبلی با استقبال اهل قلم رو به رو می شد و در آن نشست های مختلف برای علاقمندان برگزار می شد اما پس از انتقال نمایشگاه به مصلی تا حدی دچار بی رونقی شده است.


          قرار است در نمایشگاه امسال ۲۰۰ نشست برگزار شود

          البته بخشی از بی رونقی سرای اهل قلم به خاطر سیاست های وزارت ارشاد اسلامی در دوره وزارت صفار هرندی است و بخش دیگر به خاطر نامناسب بودن فضای مصلی برای برگزاری نشست های فرهنگی .

          قرار است در نمایشگاه امسال ۲۰۰ نشست برگزار شود که روزی ۲۰ نشست را شامل می شود.

          هر ساله همزمان با شروع نمایشگاه، مطبوعات ایران نیز ویژه نامه هایی را به نمایشگاه اختصاص می دهند که ویژه نامه روزنامه کارگزاران مفصل ترین آن هاست که امروز در ۱۶ صفحه منتشر شد که گفتگو با علی ربیعی مقام امنیتی دولت سیدمحمد خاتمی که با کتابی با عنوان "معمای دولت مدنی در جهان سوم" در نمایشگاه حضور دارد و خشایار دیهیمی از جمله مطالب این ویژه نامه است. احتمالا روزنامه های دیگر نیز از فردا (پنج شنبه) به انتشار ویژه نامه هایی در این زمینه اقدام کنند.


          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #575
            "داریوش و ایرانیان"، یا چنان که در عنوان اصلی اش بوده است "داریوش و پارسیان"، اثری است از والتر هینتس (۱۹۰۶-۱۹۹۲)، ایران شناس آلمانی که در دو جلد در فاصله سال های ۱۹۷۶ تا ۱۹۷۹ در آلمان منتشر شده است.
            پرویز رجبی که خود در دانشگاه گوتینگن آلمان نزد هینتس تحصیل کرده، این اثر را به فارسی برگردانده است که در یک مجلد توسط نشر ماهی به چاپ رسیده است. پرویز رجبی در مطالعات ایران شناسی چهره ای شناخته شده است که به دلایل سیاسی هم در رژیم پیشین و هم در رژیم کنونی از تدریس او در دانشگاه جلوگیری شده است.

            والتر هینتس که دکتری خود را در سال 1933 در رشته تاریخ از دانشگاه لایپزیگ درباره تاریخ فرهنگی روسیه در عصر پطر کبیر گرفته بود، پس از آن به مطالعات ایران شناسی علاقمند شده و پژوهش های متعددی درباره ایران، و خصوصا ایران باستان انجام داده است.

            هینتس چنان که خود در مقدمه کتاب آورده، داریوش و ایرانیان را برای خوانندگانی نوشته که "با تاریخ و فرهنگ مشرق زمین بیگانه اند"، و منظور آن است که کتاب با وجود پرداختن به جزئیات فراوان، برای متخصصان نوشته نشده و برای طیف گسترده تری از خوانندگان قابل استفاده است.

            زبان نگارش کتاب نیز با چنین مقصودی هماهنگ است. نویسنده در سرتاسر کتاب لحنی شورمند دارد و اغلب به همدلی با سوژه های تاریخی خود می پردازد و از این راه می کوشد تا به نوعی حفره هایی را که با صرف اتکا به اسناد تاریخی بر جا می ماند پر کند و روایتی پیوسته از تاریخ تمدن دوره هخامنشی به دست دهد. در جا به جای متن جملاتی از این دست می*توان یافت: "در حالی که این فرمان داریوش نیز به اجرا درآمده بود، فکر کاملا تازه ای به ذهنش رسید." (ص ۴۰).

            با این همه نویسنده شیوه ای در پیش گرفته که خواننده حتی ناآشنا به شیوه تاریخ پژوهی را با سیر منطقی حصول نتایج آشنا می کند. کتاب نخست با تمرکز بر "سند دروازه آسیا"، سند سه زبانه* داریوش، آغاز می*کند که خوانش آن در ابتدای سده نوزدهم میلادی تحولی در مطالعات ایران شناسی و شناخت اقوام بین النهرین رقم زد. همین سند مدخلی می شود که هینتس بر اهمیت نقش داریوش نه تنها در ساختن تاریخ عصر خود بلکه در تاریخ پژوهی آیندگان تاکید کند.


            کتاب با وجود پرداختن به جزئیات فراوان برای متخصصان نوشته نشده و برای طیف گسترده ای از خوانندگان قابل استفاده است.



            با چنین رهیافتی کتاب اول با محوریت داریوش و به تمدن هخامنشی (۳۳۰-۵۵۰ پیش از میلاد) از پیدایش تا مرگ داریوش می پردازد. نویسنده در کتاب اول، چنان که پیشتر آمد، ابتدا به پیدایش و رمز گشایی سند دروازه آسیا و چگونگی پدید آمدن "خط نو داریوش" می*پردازد (فصل نخست). پس از آن مهاجرت بزرگ پارسیان به سمت جنوب و پادشاهی کورش اول و از سوی دیگر برآمدن پادشاهی مادها مورد توجه قرار می گیرد (فصل دوم).

            دو فصل بعدی به دو شخصیت اساسی تاریخ هخامنشی یعنی زرتست (فصل سوم) و کورش (فصل چهارم) اختصاص یافته اند. با این چهار فصل خواننده دریافته است که کیفیت شکل گیری تمدن هخامنشی دست کم از منظر دینی و حاکمیت چگونه است. پس از به دست دادن این زمینه نویسنده بار دیگر به شخصیت محوری داریوش باز می گردد.

            هینتس شرح می*دهد که پس از مرگ کورش در ۵۳۰ پیش از میلاد چگونه وضع سیاسی با برادرکشی و رفتار "بی ملاحظه" کمبوجیه که ایرانیان باستان او را "جبار" می*خواندند (ص ۱۲۳) دگرگون شد تا به شورش "بردیای دروغین" و برآمدن داریوش انجامید. نویسنده همچنین توضیح می دهد که چگونه داریوش از پی نزاعی سخت و با "نوزده نبرد در یک سال" اوضاع را رو به آرامش برد (فصل پنجم). هینتس سپس اقدامات مهم داریوش در سیاست خارجی و داخلی را برمی*شمرد (فصل ششم).

            اینک عناصر اساسی چهره ای که از داریوش در فصل پنجم و در زمان برآمدن سیاسی اش شکل گرفته بود با شرح اقدامات پس از استقرارش تکمیل می شود و نوبت آن می رسد که هینتس با تکیه بر منابعی که دارد و البته با همدلی نمایانش با شخصیت اول پژوهش تاریخی اش در فصل آخر (هفتم) کتاب اول به شرح نکاتی درباره "شخصیت داریوش" بپردازد و از "آمیزه غریب پارسایی و حق شناسی که داریوش هر دو را با هم داشت" سخن بگوید (ص ۲۲۱).

            در کتاب دوم اگرچه باز هم نویسنده از اهمیت داریوش همچون شخصیت شکل دهنده و شاخص هخامنشیان غافل نیست، اما شیوه روایت و عناصر تاریخ نگاری وجهی کلی تر می یابند. هینتس پس از این که در نخستین فصل کتاب دوم باقی مانده تاریخ هخامنشیان از مرگ داریوش و برآمدن خشایارشا تا زوال این سلسله به دست اسکندر را به اختصار بازمی گوید، فصل های بعدی را به عناصر ساختاری و نهادی در تمدن سلسله هخامنشی اختصاص می دهد.


            پرویز رجبی که در مطالعات ایران شناسی چهره شناخته شده ای است، خود در دانشگاه گوتینگن آلمان نزد هینتس تحصیل کرده است

            از فصل دوم تا هشتم این کتاب نویسنده با در نظر گرفتن یک سلسله مراتب از شرح جایگاه و زندگی "شاهنشاه" (فصل دوم) و گردش کار در دربار (فصل سوم) آغاز می کند و مرحله به مرحله پایین می آید. ابتدا نظام جزایی و تربیتی و پس از آن اجزاء نیروی نظام به عنوان دو رکن اساسی حافظ شاهنشاهی شرح داده می شوند (فصل های چهار و پنج).

            هینتس پس از آن با تکیه بر اسناد و تاریخ نگاری*های برجا مانده شمایی از وضعیت عمومی اقتصادی و اجتماعی عمومی در عصر هخامنشی ترسیم می کند (فصل ششم). دو فصل بعدی به ترتیب به "باورهای دینی" و "آداب و رسوم" در عصر هخامنشی می پردازند که در داخل این فصل ها همان الگوی سلسله مراتبی رعایت شده است. به این ترتیب که نخست نیایش و رسوم درباری توضیح داده می شود و پس از آن سایر ارکان جامعه مورد نظر قرار می گیرند.

            هینتس در فصل مربوط به باورهای دینی از جمله به سیاست دینی هخامنشیان (مشخصا داریوش) در قبال "ادیان شرک آمیز" می پردازد و توضیح می دهد که چگونه او به نوعی رواداری با انگیزه سیاسی در قبال ادیان دیگر متوسل می شد : "او در نظر می گرفت که چه چیزی را بر پایه دین زرتشت به هیچ وجه نمی توان تحمل کرد، و بقیه مسائل را فدای آرامش درونی می کرد." (ص ۳۷۰). به این ترتیب داریوش از یک سو نسبت به خدایان ایلامی روادار بود و از سوی دیگر تمامی معابد میترایی را ویران کرد.

            فصل نهم از کتاب دوم به هنر هخامنشی (پیکرتراشی، معماری، موسیقی، شعر و پیشه های هنری) اختصاص یافته است و فصل دهم به "رابطه عشق و نفرت" پارسیان و یونانیان. در سخن پایانی نویسنده به جمع بندی میراث هخامنشیان می پردازد که در کلامی قابل تامل در کنار نظام اداری هخامنشی، مهم ترین بخش میراث معنوی آنان را میراث دینی شان می داند.

            "داریوش و ایرانیان" با صفحه بندی ای چشم نواز و با حروفچینی مناسب منتشر شده است. کیفیت چاپ تصاویر رنگی و تصاویر سیاه و سفید میان متن مناسب اند و نمایه مفصل انتهای کتاب نیز کار جست و جو را برای خوانندگان آسان کرده است.

            مشخصات کتاب:

            داریوش و ایرانیان: تاریخ فرهنگ و تمدن هخامنشیان (کتاب اول و دوم)
            والتر هینتس
            ترجمه پرویز رجبی
            نشر ماهی ۱۳۸۶، ۶۴+۴۹۳ صفحه، ۱۵۰۰۰ تومان


            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #576
              Church bars Da Vinci Code prequel

              The two churches are architectural jewels in the heart of Rome
              The diocese of Rome has banned filming in its churches of the prequel to the Da Vinci Code, a popular book and film that has angered many Catholics.

              Producers of Angels and Demons were turned down because the film "does not conform to our views", a spokesman for diocese told AP news agency.

              The Da Vinci Code in 2006 was based on the idea that Jesus Christ married Mary Magdalene and had children.

              It also depicted a conservative Catholic movement as a murderous cult.

              Release date

              The diocese of Rome said it had barred the producers from filming in its two famous churches of Santa Maria del Popolo and Santa Maria della Vittoria in the heart of the Italian capital.

              "It's a film that treats religious issues in a way that contrasts with common religious sentiment," Monsignor Marco Fibbi, the diocese spokesman, told AP.

              "We would be helping them create a work that might well be beautiful but that does not conform to our view," he added.

              Angels and Demons, directed by Ron Howard and starring Tom Hanks, is expected to be released next year.

              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #577
                Excerpts from “Good Stories for Good Children,” featuring a collection of written tales based on some classical Persian works have recently been published in Chinese by the Ningxia Company in Beijing.


                Veteran Iranian children’s author Mehdi Azar Yazdi wrote the Persian edition of the book, consisting of eight volumes, and Lee Dong-lee translated the Chinese version, which includes only 46 tales from the original collection.

                The process of translation and publication involved collaboration with the Iranian cultural attaché office in Beijing.

                “Good Stories for Good Children” won a UNESCO prize in 1966 and was selected as Iran’s best book of the year in 1967.

                The book provides children with access to some of the great works of Persian literature, such as the Gulistan (The Rose Garden), the Masnavi-ye Manavi, the Marzban-Nameh, the Sinbadnameh, and some stories from the Holy Qur’an and the life of the Prophet Muhammad (S) and his Household (AS).

                The Iranian Society of Cultural Works and Luminaries honored octogenarian writer Azar Yazdi, who is currently writing his biography, for his lifetime achievements in children’s literature in February 2007.

                Photo: Iranian children’s author Mehdi Azar Yazdi reads a volume of his “Good Stories for Good Children” in an undated photo. Excerpts from the book have recently been published in Chinese in Beijing.

                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #578
                  Modern Times Stage Company announces the publishing of Stories from the Rains of Love and Death - a collection of four translated Iranian plays from the company’s repertoire.

                  Artistic Director Soheil Parsa, Modern Times Stage Company is recognized as the principal proponent of Persian theatre in Canada. Mr. Parsa’s unique integration of Persian and European theatrical aesthetics has fostered a diverse audience base, critical acclaim and international invitations.



                  Now in its 20th Anniversary season, Modern Times has been recognized with 40 Dora Nominations and Awards and has toured internationally to Bosnia, Colombia, Cuba and Iran.



                  This is the first collection of its kind in Canadian history. Included are:



                  Interrogation, a Play in Two Episodes

                  by Mohammad Rahmanian, translated and adapted by Soheil Parsa



                  The Death of the King

                  by Bahram Beyza’ie, translated by Soheil Parsa with Peter Farbridge






                  Aurash

                  by Bahram Beyza’ie, translated and adapted by Soheil Parsa with Brian Quirt, edited by Peter Farbridge



                  Stories from the Rains of Love and Death

                  by Abas Na’lbandian, translated by Soheil Parsa and Peter Farbridge



                  The book is published by Playwrights Canada Press and can be ordered at www.playwrightscanada.com



                  Stories from the Rains of Love and Death

                  Translated by Soheil Parsa, with Peter Farbridge and Brian Quirt

                  ISBN 978-0-88754-819-2
                  $23.95 CAN

                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #579
                    فرانتس کافکا ۱۲۵ سال پیش در سوم ژوئیه ۱۸۸۳ در شهر پراگ به دنیا آمد که در آن روزگار بخشی از خاک سلطنت دوگانه اتریش - مجارستان بود و امروزه پایتخت جمهوری چک است.
                    خانواده کافکا به اقلیت یهودیان آلمانی*زبان پراگ تعلق داشت و این نویسنده بزرگ آثار خود را تنها به زبان آلمانی نوشت.

                    در خانواده کافکا روابط پدرسالاری حاکم بود، و او رابطه پیچیده خود با پدرش را در نامه جسورانه بلندی، که خود اثر ادبی برجسته*ایست، شرح داده است. کافکا "نامه به پدر" را در نوامبر سال ۱۹۱۹ نوشت، اما هرگز جرأت نکرد آن را به پدرش بفرستد. نامه پس از مرگ کافکا منتشر شد.

                    فرانتس کافکا بنا به خواست خانواده به تحصیل حقوق پرداخت و در این رشته دکترا گرفت. از سال ۱۹۰۸ در "شرکت بیمه سوانح کاری" استخدام شد و تا نزدیک پایان زندگی (۱۹۲۲) به این شغل ادامه داد. گفته*اند که او کارمندی شایسته و موفق به شمار می*رفت، هرچند سخت از کار خود ناراضی بود و آن را صرفا "روزی*رسان" می*دانست. در اوقات فراغت تنها به ادبیات می*پرداخت.

                    کافکا از سال ۱۹۰۹ نشر داستان*های کوتاه خود را شروع کرد. در سال ۱۹۱۲ داستان کوتاه "حکم" را نوشت که به نظر منتقدان شالوده ادبی بسیاری از آثار بعدی اوست. در سال ۱۹۱۵ با داستان مسخ به شهرت زیادی رسید.

                    کافکا با زنان رابطه*ای پیچیده داشت و هرگز ازدواج نکرد. زیر و بم*های روابط او را در نامه*های بیشماری که به دو نامزدش فلیسه باور و میلنا یزنسکا نوشته است، می*توان ردگیری کرد.

                    عشق به ادبیات در طول زندگی کافکا بزرگترین دلبستگی او باقی ماند. در نامه*ای به نامزد خود به روشنی نوشته است: "هیچ چیز غیر از ادبیات برای من اهمیت ندارد." در نامه*ای دیگر می*نویسد: "من هیچ چیز نیستم مگر ادبیات. نمی*توانم و نمی*خواهم چیز دیگری باشم."

                    فرانتس کافکا روحیه ای بسیار حساس و تنی رنجور داشت. سال*های آخر عمر کوتاه خود را به دوا و درمان گذراند.

                    فرانتس کافکا یک ماه قبل از ۴۱ مین سال تولدش، در روز سوم ژوئیه ۱۹۲۴، بر اثر بیماری سل ریوی در استراحتگاهی نزدیک وین درگذشت.

                    "نوشته*هایم را ناخوانده بسوزانید!"

                    بیشتر آثار معروف و مهم کافکا پس از مرگش منتشر شده است. او با سلیقه*ای کمال*گرا، آثار خود را ناتمام و غیرقابل نشر می*دانست. به دوست نزدیک خود ماکس برود وصیت کرده بود که نوشته*هایش را بدون آنکه خوانده شوند، به آتش بسپارد. برود به این وصیت عمل نکرد و به نشر آثار کافکا همت گماشت.


                    "من هیچ چیز نیستم مگر ادبیات. نمی*توانم و نمی*خواهم چیز دیگری باشم."

                    از کافکا در کنار دهها داستان کوتاه، سه رمان بزرگ باقی مانده است:

                    رمان محاکمه که در سالهای ۱۹۱۴ و ۱۹۱۵ نوشته شده، برای اولین بار در سال ۱۹۲۵ منتشر شد. رمان قصر که در سال ۱۹۲۲ به نگارش در آمده و ناتمام مانده، در سال ۱۹۲۶ انتشار یافت، و رمان ناتمام "گمشده" که در سال ۱۹۱۲ نگاشته شده، در سال ۱۹۲۷ منتشر شد. ماکس برود نام آمریکا را بر رمان اخیر گذاشت.

                    کافکا در زبان فارسی

                    فرانتس کافکا نسبتا زود به ایران راه یافت و کمابیش تمام آثار او به زبان فارسی ترجمه شده است.

                    صادق هدايت نويسنده نامی ايرانی به آثار فرانتس کافکا علاقه ويژه*ای داشت و چند داستان او را به فارسی برگرداند.

                    داستان نیمه بلند "مسخ" حدود ۶۵ سال پیش در سال ۱۳۲۲ خورشیدی (۱۹٤۳) توسط صادق هدايت که در اين زمان نويسنده*ای شناخته شده بود، به زبان فارسی برگشت، بارها به چاپ رسيد و معروفيت زيادی پيدا کرد.

                    ترجمه فارسی داستان "مسخ" زمانی در نخستين دوره مجله "سخن" منتشر شد، که فرانتس کافکا هنوز نويسنده*ای گمنام بود و آثار او نه تنها هنوز به هيچ زبان شرقی، بلکه حتی به خيلی از زبان*های اروپاپی هم ترجمه نشده بود. نخستين برگردان نوشته*ای از کافکا در ژاپن - که در شرق معمولا پيشگام بوده - به سال ۱۹۵۰ برمی*گردد و به زبان ترکی به سال ۱۹۵۵.

                    هدایت چند سال پس از انتشار مسخ، در سال ۱۳۲۷ خورشیدی (مقارن ۱۹۴۸ میلادی) مقدمه*ای بلند بر داستان کوتاهی از کافکا به عنوان "گروه محکومين" (به ترجمه حسن قائميان) نوشت، که آخرين اثر منتشرشده هدایت به شمار می*رود. اين نوشته بعدها به صورت رساله*ای جداگانه به نام "پيام کافکا" انتشار يافت و پایه*ای برای شناخت این نویسنده در ایران شد.

                    اما ترجمه صادق هدايت کاستی*ها و لغزش*های فراوانی دارد که بسیاری از آنها در ترجمه*های بعدی از آثار کافکا نیز تکرار شده است. کافکا به زبانی ساده و روان می*نویسد، اما این به هیچوجه کار مترجم را آسان نمی*کند. کافکا هر واژه را چنان دقیق و سنجیده برمی*گزیند، که راه را به روی تفسیرها و تأویل*های فراوان باز می*کند.

                    کمابیش تمام آثار فرانتس کافکا به زبان فارسی برگشته است. رمان*های قصر و محاکمه و آمریکا هر کدام سه یا چهار بار به فارسی ترجمه شده است، با وجود این منتقدان و ادب دوستان هنوز جای برگردان*هایی درست و شیوا از مهمترین آثار کافکا را خالی می*دانند.

                    برخی مترجمان ایرانی مانند فرامرز بهزاد و فرزانه طاهری ترجمه*های بهتری از داستان*های کافکا به زبان فارسی عرضه کرده*اند.


                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #580
                      معاون وزیر ارشاد: کانون نویسندگان غیرقانونی است


                      محسن پرویز معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی برخورد با کانون نویسندگان را ضروری دانست
                      معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران گفت هیچ نهاد رسمی با عنوان "کانون نویسندگان" در کشور به ثبت نرسیده است.
                      محسن پرویز معاون فرهنگی وزارت ارشاد در گفتگو با خبرگزاری رسمی ایران، ایرنا، اعلام کرد نهادی با عنوان "کانون نویسندگان" که از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز دریافت کرده باشد وجود خارجی ندارد.

                      آقای پرویز در توضیح درباره فعالیت کنونی تشکل کانون نویسندگان ایران گفت: "ممکن است [این افراد] همانند برخی افراد مختلف گردهم جمع شده اند و بیانیه سیاسی صادر می کنند و این فعالیت فرهنگی نیست."

                      محسن پرویز برخورد با کانون نویسندگان، به عنوان "یک نهاد غیرقانونی" را وظیفه "دستگاه های ذی ربط" دانست و گفت: "جایی که فعالیت فرهنگی و مجوز ندارد، قانون باید با آن برخورد کند."

                      اظهارات آقای پرویز در حالی مطرح می شود که کمتر از دو هفته پیش کانون نویسندگان ایران پس از شش سال ممانعت حکومت ایران، اعضاء هیات دبیران خود را انتخاب کرد.

                      اما برخی منابع خبر داده اند که هفته گذشته محمود دولت آبادی، از اعضاء سرشناس کانون در وزارت ارشاد ایران حاضر شد و به او گفته شد که کانون حق برگزاری جلسات را ندارد.

                      کانون نویسندگان ایران هر چند با اهداف صنفی آغاز به فعالیت کرده است و همواره نیز بر این اهداف پافشاری کرده است، اما همواره از سوی حکومت به عنوان نهادی سیاسی و مخالف حکومت معرفی شده است و با ثبت رسمی آن چه در رژیم قبلی و چه در جمهوری اسلامی مخالفت شده است.

                      پس از پیروزی سید محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری سال 1376 و در دوره وزارت عطاء الله مهاجرانی، کانون نویسندگان ایران که در طی 30 سال حیات خود (تا آن زمان) دستخوش تحولات متعددی شده بود، عملا تجدید حیات پیدا کرد و انتخابات آن برگزار شد و تا سال های بعد نیز علیرغم مخالفت برخی نهادهای حکومتی نام کانون در مطبوعات دیده می شد و اطلاعیه های آنان در مطبوعات اصلاح طلب درج می شد.

                      اما در این سال ها ثبت رسمی کانون به بحثی مهم در داخل این تشکل تبدیل شد. گروهی از اعضای کانون ثبت کانون را در نهادهای دولتی که مستلزم دریافت مجوز بود، به معنی وابسته شدن کانون به حکومت ارزیابی می کردند، و برخی معتقد بودند که ارائه درخواست ثبت در کمیسیون ماده 10 احزاب مورد مخالفت قرار خواهد گرفت و این مخالفت از دید موازین قانونی فعالیت کانون را "غیرمجاز" می ساخت.

                      با این حال از آنجا که به دلیل ثبت نشدن رسمی این تشکل، حتی روزنامه ها نیز از هرگونه اشاره به آن بر حذر داشته شده اند، برخی ثبت رسمی کانون نویسندگان را ضرورت می دانستند که در نهایت تصمیم گرفته شد، کانون ثبت شود، اما در عمل این فرایند ممکن نشد.

                      بنا به نتیجه آرای انتخابات اخیر کانون نویسندگان که به شیوه مکاتبه ای برگزار شد، به ترتیب ناصر زرافشان، علی اشرف درویشیان، فریبرز رئیس دانا، جاهد جهانشاهی و اکبر معصوم بیگی به عنوان اعضای اصلی هیات دبیران و محسن حکیمی، حسینعلی نوذری، رضا خندان، فرخنده حاجی زاده و یوسف عزیزی بنی طرف به عنوان اعضای علی البدل هیات دبیران انتخاب شدند.



                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #581
                        Pakistani scholar Anbar Yasmin has penned a book about the biography and story writing heritage of Iranian contemporary author Simin Daneshvar.


                        “Simin Daneshvar is a prominent figure amongst the Persian language lovers in the Middle East and this book focuses on different aspects of Daneshvar’s story writing,” Iranian scholar and expert on Iqbal Mohammad Baqaii Makan told MNA.

                        Baqaii Makan has assisted Yasmin in compiling the book entitled “Research in Character, Worldview, and Art of Daneshvar’s Story Writing”.

                        Anbar Yasmin is a professor of Persian language at the National University of Modern Languages (NUML) in Islamabad.

                        The book comprises of the biography of Daneshvar, her literary character, Daneshvar’s story writing heritage, review of her works including writings and translations, the impression of Jalal Al-e Ahmad (Daneshvar’s husband) on her works, and her art of story writing, Baqaii Makan added.

                        Baqaii Makan expressed hope that the book will also be published in Iran after its publication in Pakistan.

                        Simin Daneshvar was born in 1921 in Shiraz and studied Persian literature at Tehran University. She married the well-known Iranian novelist and short story writer Jalal Al-e Ahmad.

                        Daneshvar’s most successful work Savushun (The Mourners), a novel about settled and tribal life in and around her hometown of Shiraz, was published in 1969. She has also translated some of the works of Shaw, Chekhov, Hawthorn and Albe Schnitzler.

                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #582
                          در حالی که محسن پرویز، معاون امور فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از عدم تغییر مقررات فعلی ممیزی کتاب در ایران خبر داده، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی در مصاحبه با خبرگزاری فارس از بازنگری در مصوبه سیاست*های چاپ و نشر سال ۶۷ که مبنای ممیزی کتاب در ایران است، خبر داده است.
                          این اولین بار نیست که از تغییر این مصوبه بحث به میان می آید. نخستین بار در دولت قبل تلاش هایی برای تغییر مقررات و لغو ممیزی پیش از چاپ آغاز شد، اما در میانه کار متوقف شد، اما به نظر می رسد تغییری که اکنون مد نظر است در جهت دیگری است.

                          سخنان محسن پرویز درباره دفاع از وضعیت فعلی ممیزی کتاب در ایران بازتاب گسترده ای در مطبوعات ایران داشت. او گفته بود که بهترین شکل ممیزی، شکل فعلی آن است و اداره کتاب با مشکل حادی روبه*رو نیست.

                          به گفته او تنها حدود سه دهم درصد از کتاب*هایی که در سال منتشر می*شوند ممکن است روند ارزیابی*شان طول بکشد. *

                          آقای پرویز افزود "عموم کسانی که با ممیزی مشکل دارند و سعی می*کنند علیه آن جوسازی کنند کسانی هستند که کلا* با نظام جمهوری اسلا*می مشکل دارند."

                          او همچنین از این که ممیزی کتاب در ایران سانسور خوانده می شود، انتقاد کرد و گفت: "تعبیری که این افراد از ممیزی می*کنند معادل سانسوری است که در رژیم*های اختناق هست و این افراد ممیزی فعلی را با دوران شاه مقایسه می*کنند."

                          آقای پرویز در بخش دیگری از سخنانش گفت: "برخی می*گویند می*شود قانون فعلی ممیزی کتاب را عوض کرد و کتاب*ها را مثل مطبوعات بعد از انتشار بررسی کرد و راست هم می*گویند. اما من به عنوان مسوول این کار، قطعاً به این کار رضایت نمی*دهم چون این کار به نابودی نشر کشور منجر می*شود."

                          استدلال محسن پرویز این است که "گاهی وقت*ها در یک کتاب فقط یک جمله خطاست و اگر بررسی کتاب بعد از انتشار باشد، قانونا باید آن را جمع کرد و دیگر خسارتی به ناشر داده نمی*شود و تمام هزینه**های ناشر از دست می*رود."

                          آقای پرویز در این سخنان مدعی شد که اکثر ناشران با همین استدلال طرفدار وضعیت فعلی ممیزی هستند و اگر اشکالی در این ممیزی هست بخشی از آن به ضعف مدیریت بر می گردد.

                          این سخنان در حالی از زبان معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی شنیده می شود که انتقاد به وضعیت فعلی ممیزی کتاب در ایران بالا گرفته است و ناشران از کتاب های بسیاری می گویند که در وزارت ارشاد توقیف شده یا معطل شده اند.




                          اتحادیه ناشران و کتابفروشان که مهم ترین نهاد صنفی نشر ایران است و اغلب ناشران بزرگ در آن عضویت دارند، بارها مخالفت خود را با ممیزی کتاب اعلام کرده و خواهان لغو ممیزی شده است.

                          این نهاد در آخرین نامه خود به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی خواهان تشکیل شورایی توسط او برای رسیدگی به شکایات ناشران درباره سخت گیری های دوره اخیر در ممیزی شد، اما از این پیشنهاد استقبالی به عمل نیامد.

                          با این حال نباید سخنان دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی را در راستای حل مشکل ممیزی یا آسان تر کردن آن ارزیابی کرد.

                          محمدرضا مخبر درزفولی، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی گفته است: "بازنگری در سیاست*های چاپ و نشر کشور بر اساس اقتضائات روز صورت می*گیرد و این بازنگری*ها در زمینه سیاست*های ایجابی و سلبی، حمایت*ها و تشویق*ها است." او هم چنین گفته است که مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی که سال ۶۷ تصویب شده به "به روزشدن" نیاز دارد.

                          اما به نظر نمی رسد که این به روز شدن در راستای آسان تر کردن کار برای ناشران باشد، زیرا به گفته مخبر دزفولی پیشنهاددهنده بازنگری در سیاست *های چاپ و نشر، وزارت ارشاد است و این بازنگری امسال در دستور کار شورای عالی انقلاب فرهنگی است.

                          در حالی که محسن پرویز مقررات فعلی را مناسب ارزیابی کرده بود و گفته بود نیازی به تغییر نیست، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی از انجام کار مطالعاتی درباره سیاست*های چاپ و نشر در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خبر داده است.

                          مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره ضوابط چاپ و نشر کتاب در ایران مخالفان زیادی دارد. بخشی از ناشران و کارشناسان حقوقی معتقدند که این مصوبه وجاهت قانونی ندارد، زیرا به لحاظ شکلی به تایید مجلس شورای اسلامی نرسیده است و از نظر محتوایی ناقض حقوق تصریح شده در قانون اساسی است.

                          پیش از این روزنامه اعتماد ملی از نامه نگاری اتحادیه ناشران با رئیس جمهور پیشین درباره غیر قانونی بودن ممیزی خبر داده و نوشته بود که سید محمد خاتمی نامه ناشران را به هیات نظارت بر قانون اساسی ارجاع داده و آن هیات نیز بر نظر ناشران صحه گذاشته بود، اما با این حال ممیزی پیش از چاپ در ایران ادامه یافت.

                          لغو ممیزی پیش از چاپ در سال های گذشته همیشه یکی از خواسته های ناشران بوده و در دولت قبل تلاش هایی برای آن صورت گرفت و دو متن پیش نویس برای قانونی شدن لغو ممیزی پیش از چاپ تدوین شد که یکی از آن ها توسط اتحادیه ناشران و کتابفروشان تدوین شد و کار تدوین آن به سرپرستی شیرین عبادی که نشر کانون را مدیریت می کرد، انجام شد و متن دیگر در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام شد که در نهایت متن تدوین شده در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به هیات وزیران ارجاع داده شد، اما ادامه کار در هیات دولت متوقف شد.

                          اما در دوره جدید دیدگاه دولت نه تنها بر حذف ممیزی نیست که در بسیاری موارد مجوزهای صادر شده در دوه پیش را نیز لغو کرده است. در حالی که ناشران وضعیت فعلی را نامطلوب می دانند، معاون فرهنگی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی معتقد است: "وضع موجود بهتر از شرایطی است که وارد چاه ویلی شویم که ته آن پیدا نیست و بخواهیم دنبال این مسأله بیفتیم که هر کس خواست، کتابش را منتشر کند و بعدا پیگیر مسائل آن شویم."

                          اکنون بحث این جاست که آیا وضعیت فعلی چاه ویل کتاب است یا وضعیتی که در آن ممیزی پیش از چاپ لغو شده باشد؟


                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #583
                            این روزها بازار کتاب ایران کم کم دارد، رونق می گیرد. همیشه هم همین طور است. پایان تابستان، آغاز رونق بازار کتاب است. ناشران که همه انرژی شان را در آغاز سال برای رساندن کتاب هایشان به نمایشگاه می گذارند، با یک دوره رکود مواجه می شوند و بعد با انرژی بیشتری از اواخر تابستان کار خود را شروع می کنند.
                            یکی دوسال است که ناشرانی تلاش کرده اند، در طی ماه های بعد از نمایشگاه نیز انتشار کتاب هایشان را ادامه بدهند و با توجه به بی حساب و کتابی زمان ممیزی کتاب، ناتوانی در برنامه ریزی هم کمک کرده است که این وضعیت به هم بخورد و مثلا کتاب هایی که ناشر پیش بینی می کرد به نمایشگاه برسد، نرسیده و در ماه های بعد منتشر شده است، اما کماکان نمایشگاه مقطع مهمی است و چند ماه پس از نمایشگاه دوره رکود است.

                            دعوا بر سر تهران- پاریس

                            با این که مدت زیادی از انتشار کتاب "تهران- پاریس" درباره سینمای کیارستمی نمی گذرد، این کتاب با واکنش های مختلفی رو به رو شده است. این کتاب که دیالوگ مازیار اسلامی و مراد فرهاد پور درباره سینمای کیارستمی است با استقبال خوبی هم رو به رو شده و علیرغم پخش نامناسبش، در کتابفروشی هایی که عرضه شده جزو کتاب های پرفروش است.

                            تهران – پاریس در مدت کمی که از انتشارش می گذرد نظر منتقدان را هم جلب کرده است و علاوه بر سایت ها در روزنامه هایی مانند کارگزاران و اعتماد ملی هم نقد هایی مفصلی بر آن نوشته شده است.

                            در این کتاب سینمای کیارستمی به مثابه یک پدیده فرهنگی بررسی شده و به چرایی موفقیت کیارستمی در جشنواره های بین المللی پرداخته شده است. در این کتاب مراد فرهاد پور و مازیار اسلامی اگرچه به لحاظ ایدئولوژیک به هم نزدیک هستند و در یک حلقه فکری قرار دارند، اما از نظر نزدیکی به سینما متفاوت هستند، با این همه نتیجه حرف هایشان یکی است.

                            کتاب در هشت فصل و دو پیوست تنظیم شده است. در فصول هشتگانه به بحث هایی چون "از کجا باید به سینمای کیارستمی نگریست "، "ایدئولوژی: موضوع یا موضع"، "طبیعت: از ویلاهای شمال تا قنات های کویر"، "خنثی بودن و دیگر هیچ"، "در غیبت زن و در حضور کودک"، "تخلیه معنا در چاه فقدان تکنیک"، "فرم به مثابه ایدئولوژی " و "از چشم غربی" پرداخته اند و در پیوست دو مقاله آمده است، یکی با نام " سهراب شهید ثالث : تاریخ یک غیبت" و "منطق مالیخولیا : باستان گرایی ، مطالعات پسااستعماری و سینمای ایران".

                            نگاه نویسندگان کتاب به سینمای کیارستمی نگاهی بدبینانه است و سینمای او را به طور کلی سینمایی خنثی و بی موضع در برابر رخدادهایی بزرگ مانند انقلاب، سینمایی رمانتیک در برابر طبیعت، سینمایی که زن در آن یا حضور ندارد یا اگر دارد حضوری کلیشه ای است و سینمایی که از فقر تکنیک فضیلت ساخته است می دانند.

                            آن ها موفقیت سینمای کیارستمی را محصول تصادف می دانند نه آگاهی و دانایی فیلمساز، هم چنین اقبال جشنواره های غربی به این سینما را حاصل نگاه با چشم غربی به ایران می دانند. البته در این کتاب سینمای اغلب سینماگران بزرگ مانند بهرام بیضایی، محسن مخملباف، مسعودکیمایی، مجید مجیدی، ابراهیم حاتمی کیا و علی حاتمی مورد نقد تند و جدی قرار گرفته است.

                            این کتاب را انتشارات فرهنگ صبا با همکاری موسسه فرهنگی رخداد نو با قیمت ۳۲۰۰ تومان عرضه کرده است.

                            سپیده دم، عصر یا شب

                            ظاهرا روزگار ما روزگار ظهور سیاستمدارن جنجالی در جهان است و نیکولا سارکوزی، رئیس جمهور فرانسه یکی از جنجالی ترین آن ها که نقل و قول ها و زندگی خصوصی اش در میان نشریات زرد هوادارن زیادی دارد و جنجال های گاه به گاه درباره زندگی او در صفحات نشریات دیده می شود، اما در گیرودار همین جنجال ها انتشار کتابی درباره او توسط نویسنده ای صاحب نام را هم باید به خوش اقبالی ناشر و نویسنده نسبت داد و هم به خوش اقبالی سارکوزی.




                            یاسمینا رضا نمایشنامه نویس فرانسوی هنگام مبارزات انتخاباتی به سارکوزی پیشنهاد می دهد تا برای نوشتن کتابی درباره اش همراهی اش کند و او این پیشنهاد را با افتخار قبول می کند و یاسمینا رضا از ژوئن ۲۰۰۶ سایه به سایه سارکوزی حرکت می کند و لحظه ای او را تنها نمی گذارد و حتی در جلسات محرمانه و محافل خصوصی هم همراهی اش می کند تا مواد خام کتابی را فراهم کند که اکنون ترجمه فارسی این کتاب با عنوان "سپیده دم، عصر یا شب" در کتاب فروشی های تهران عرضه می شود.

                            در این کتاب نویسنده به سارکوزی نه به عنوان یک شخص که در قالب کالبد شناسی سرنوشت سیاسی فرانسه می نگرد و تلاش می کند تا از خلال زندگی او روند سیاسی قبل و بعد از سارکوزی را مورد بررسی قرار دهد .

                            این کتاب از نظر ژانر میان ادبیات و خاطره نویسی در تعلیق است.

                            این کتاب را سعید عجم حسنی ترجمه و نشر کاروان در ۱۷۰ صفحه به قیمت ۴۰۰۰ تومان راهی بازار کتاب ایران کرده است.

                            عاشقی که دیر به مسافرخانه رسیده بود




                            احمدرضا احمدی را اگر شاخص ترین چهره شعر معاصر ایران امروز بدانیم گزاف نگفته ایم. در روزگاری که شعر در ایران خریداری ندارد، کتاب های او کماکان منتشر می شود و اگر نه به سرعت داستان های عامه پسند که با سرعتی معقول و منطقی در حوزه شعر به اتمام می رسد و دوباره چاپ می شود. برایش مراسم بزرگداشت های متعدد گرفته می شود و سالی یا حتی فصلی نیست که مجله ای یا روزنامه ای صفحات ویژه ای را به او و شعرش اختصاص ندهد و این درباره هیچ شاعر زنده دیگری تکرار نمی شود.

                            این روزها از او کتابی توسط نشر افکار منتشر شده است با نام "عشقی بود که صبحگاه دیر به مسافرخانه آمده بود". در این کتاب ۱۴۰ صفحه ای ۷۶ شعر از احمدرضا احمدی منتشر شده است.

                            این کتاب با قیمت ۲۰۰۰ هزار تومان عرضه شده است.


                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #584
                              ترجمه شماری از شعرهای مولانا با نام "در گذر کلمات" به همت مارک اسموژینسکی ایران*شناس ۵۴ ساله لهستانی، در لهستان منتشر شده است.

                              کتاب "در گذر کلمات" را نشر Wydawnictwo Homini روانه بازار کتاب کرده است. این ناشر پیش از این بیشتر در زمینه ادبیات کلاسیک یونان و گنوسیسم و مردم شناسی فعالیت داشته است.

                              کتاب دربرگیرنده ترجمه ۳۲ غزل از مولاناست. مارک اسموژینسکی در مقدمه ۴۹ صفحه*ای کتاب درباره مولانا و ویژگی*های آثار او نوشته است و می*گوید: "سعی کردم درباره هنر و فرهنگ خراسان و بلخ نیز به عنوان پیش*زمینه معنوی جلال*الدین رومی بنویسم، چراکه به طور کلی سه سنت مهم دینی- عقیدتی بودا، زرتشت و اسلام در آثار او به هم تنیده شده*اند".

                              مارک اسموژینسکی، در دانشگاه یاگلونیان شهر کراکف در رشته ایران شناسی تدریس می*کند و زبان فارسی را به خوبی حرف می*زند.

                              او درباره انگیزه خود از ترجمه شعرهای مولانا می*گوید: "شیفتگی من نسبت به شعرهای مولانا از دوستی من با بهرام شاه محمدلو، بازیگر تئاتر و تلویزیون، از ۲۸ سال پیش شروع شد. آن موقع من دانشجوی ایران شناسی دانشگاه ورشو بودم و بهرام در یکی از مهمانی*های دانشجویی در لهستان، غزلی خواند از مولانا با مطلع: "خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و تو."

                              "شیفتگی من به مولانا از همان زمان آغاز شد. در این شعر پیام مدارا و تفاهم، گذشتن از اختلافات و انسان*دوستی موج می*زند. به همین دلیل وقتی کار ترجمه را شروع کردم دلم بیشتر به سراغ غزل*هایی می*رفت که در بیانش ضمن شور عاشقانه، یک حالت چرخش سیّال کلمات وجود داشت. این حالت وقتی به وجود می*آید که تلاش سراینده بر این است که یک حقیقت درونی را صادقانه به زبان قال بیاورد." شعر: "یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا"؛ یا: "این کیست این این کیست این این یوسف ثانیست این"، از این گونه شعرها به شمار می*آیند. یعنی معیار اصلی در انتخاب غزل*ها، جنبه زیبایی*شناختی آنهاست".


                              مارک اسموژنیسکی

                              مارک اسموژنیسکی که در زمینه معنای واژه*ها، از توضیحات دکتر شفیعی کدکنی در کتاب "گزیده غزلیات شمس" استفاده کرده*، می*گوید: "تلاش کردم تا ترجمه غزلیات را به صورت شعری در آورم. سعی کردم همان چرخش کلمات و تشابه صوتی بین آنها را به زبان لهستانی منعکس کنم. چرا که نمی*شود از جنبه جسمانی کلمات در راه فهمیدن فلسفه مولانا گذشت. یعنی نمی*شود آن کاری را کرد که بعضی از مترجمان غربی انجام می*دهند. یعنی بر ارائه چکیده*ای از فلسفه مولانا متمرکز می*شوند. در شعر مولانا جسم کلمه و روح کلمه تفکیک ناپذیرند. اگر ترجمه*ای غیر از این باشد، دیگر مولانا نیست."

                              این استاد ایران*شناسی، درباره استقبال مخاطب لهستانی از شعرهای مولانا می*گوید: "به نظر من دلیل استقبال لهستانی*ها از ترجمه شعرهای مولانا یکی جنبه ریتمیک و تصویری شعر مولانا است که در ترجمه تا آنجا که ممکن بود منعکس شد و دیگری روح اکومنیک (تشابه گرا) شعر مولاناست."

                              "تلاش کردم مضمون شعرها را با لطافت شعری زبان لهستانی همراه کنم. گاه کسانی که آنها را می*شنوند بهت*زده می*شوند و خیلی خوششان می*آید. ترجمه این شعرها دارای وزن و قافیه است. بنابراین ترجمه تحت*اللفظی و کلمه به کلمه نیست. فکر می*کنم موزون و مقفی بودن شعرها به دلپذیر شدن*شان کمک کرده است. گفتن این که آیا در ترجمه این شعرها و انتخاب کلمات موفق بوده*ام، کار من نیست و باید کسی که هم به زبان فارسی، هم به زبان لهستانی و هم به شعر و ادبیات تسلط دارد در این مورد نظر بدهد ولی همین که قشرهای مختلف مردم از این کار استقبال کرده*اند معنی*اش این است که این کار مفید بوده است".

                              در سی*دی همراه کتاب با عنوان "قلب*ها"، پنج غزل فارسی، به همت ماریوش کلوح خواننده و بازیگر اپرا خوانده و اجرا شده است.

                              در این سی*دی دو شعر مولانا نیز به زبان لهستانی عرضه شده است. ماریوش کلوح غزل "ببستی چشم یعنی وقت خواب است/ نه خواب است این حریفان را جواب است" را خوانده و خود مارک اسموژینسکی غزل "بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست/ بگشای لب که قند فراوانم آرزوست" را دکلمه کرده است.

                              سبک خواندن کلوح متاثر از موسیقی خانقاهی ایران است. مارک اسموژینسکی می*گوید: "تمام آهنگ*های این سی*دی را آقای کلوح ساخته که یک هنرمند ۴۰ ساله است و هیچ ادعایی ندارد که موسیقی ایرانی ساخته بلکه خواسته است که کارش کمی یادآور موسیقی ایرانی باشد. چون ایشان نه با جزییات موسیقی ایرانی آشنایی دارند و نه سبک*های موسیقی ایرانی را به معنای واقعی می*شناسند، فقط از طرق مختلف بخصوص اینترنت با موسیقی ایرانی آشنا شده*اند. عشق ایشان به مولانا باعث شد که این کار را انجام دهند.
                              خود ایشان می*گویند که از ریتم شعر خود مولانا الهام گرفته و از گرایش*های مختلف موسیقی ایرانی. در جوشش آهنگ*های ایشان جنبه تصویری شعرهای مولانا تاًثیرگذار بوده است و اینکه زیاد به موسیقی استاد الهی، خلیل عالی*نژاد و علی اکبر مرادی گوش داده است".

                              کلوح در ترانه*های فارسی به خوبی از پس لحن فارسی شعرها برآمده است به نوعی که نمی*توان تشخیص داد که خواننده آنها فارسی*زبان نیست.

                              مارک اسموژینسکی می*گوید: "اول اینکه ایشان هنرپیشه اپرا هستند که مجبورند به زبان*های مختلف بخوانند که چون نمی*توانند همه این زبان*ها را یاد بگیرند، مجبور به تقلید می*شوند. دوم اینکه استعداد زیادی در تلفظ کلمات بیگانه دارند و سوم اینکه ما تلفظ کلمات فارسی را با هم تمرین کردیم".

                              این ترانه*ها با نوای تار، سه تار، تنبور، رباب (ماریوش کلوح)، دف (هایده وامبخش و آنا مارچینفسکا)، ضرب (توماس ولانی)، و نی (محمد رسولی و یاتسِک ژوبرو) همراهی می*شود.

                              در کتاب "در گذر کلمات"، هر هشت صفحه در میان، دو بیت از شعرهای مولانا به زبان فارسی توسط "سیامک کلانتری"، هنرمند اهل کرج، خطاطی شده است. این کتاب همچنین با هشت نقاشی رنگی که یادآور نقش گلیم*های ایرانی است، تزیین شده است. این نقاشی*ها و طرح روی جلد را "کاتاژینا بروزدا" گرافیست معروف کراکویی کشیده است.

                              مارک اسموژینسکی پیش از این در سال ۱۹۹۴ منظومه بلند سهراب سپهری، "صدای پای آب" را ترجمه کرده بود. او از آثار داستان*نویسان بعد از انقلاب نیز دو داستان از شهرام شیدایی و چوکا چکاد با عنوان*های "دومینیک" و "ایراد شخصیتی" را ترجمه کرده که همراه با دو داستان از نادر نادرپور و جمشید خانیان که اولی به همت خانم آنا کرسنوولسکا ایرانشناس لهستانی، و آن یکی به همت آرکادیوش شومیلاک دانشجوی ایران**شناسی و تاریخ ترجمه شده بودند، در فصلنامه ادبی لهستان به نام "پیسمو"Pismo در سال ۱۹۹۸ چاپ شدند.


                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #585
                                نویسنده هندی برنده جایزه بوکر شد

                                آراویند آدیگا
                                آراویند آدیگا، نویسنده تازه کار هندی جایزه معتبر بوکر امسال را برای کتاب "ببر سفید" از آن خود کرد.

                                این نویسنده هندی سی و سه سال دارد و در مدرس به دنیا آمده و هم اکنون در مومبای (بمبئی سابق) زندگی می کند. او جوانترین نامزد این دوره از جوایز بود.

                                "ببر سفید" اولین اثری است که از آراویند آدیگا تا کنون منتشر شده است.

                                این نویسنده در اثر به شکاف میان فقیر و غنی در هند معاصر پرداخته است. این کتاب فضای ناعدالتی های موجود در هند را به خوبی ترسیم کرده است.

                                کتاب داستان زندگی مردی را به تصویر می کشد که زندگی اش با فقر در روستاهای هند آغاز شده و در شهر به رفاه و ثروت دست پیدا می کند.

                                این تغییر و تحولات از طریق تقلب، فساد، دروغگویی و در نهایت جنایت اتفاق می افتد.

                                آراویند آدیگا می گوید این داستانی بود که باید آن را می نوشت.

                                او می گوید: "مهم ترین مساله در هند، شکاف گسترده میان پولداران و فقرا است. این واقعیتی است که در هند امکان فرار از آن وجود ندارد و در داستان ها و فیلم ها هم به حد کافی درباره آن صحبتی نمی شود."

                                مایکل پورتیلو، رئیس هیات داوران، کتاب "ببر سفید" را در ادامه سنت "مک بث" شکسپیر دانست و از آن تمجید کرد.

                                داوران جایزه گفته اند که آنها برای انتخاب برنده، کار دشواری در پیش رو داشتند.

                                آدیگا چهارمین نویسنده هندی است که برنده جایزه معتبر بوکر می شود.

                                پیش از این نویسندگانی چون کیران دسای و آرونداتی روی این جایزه را تصاحب کرده اند.

                                برنده جایزه بوکر، چکی به مبلغ نود هزار دلار دریافت می کند. دریافت این جایزه همچنین به فروش کتاب در بازارهای بین المللی کمک قابل توجهی می کند.

                                آراویند آدیگا هم اکنون با این چالش روبرو می شود که آیا با کتاب دوم خود هم به این موفقیت ادامه می دهد یا خیر.


                                iran

                                Comment

                                Working...