با مرگ ماه، روشني از آفتاب رفت
چشم و چراغ عالم هستي، به خواب رفت
الهام مردو كاخ بلند خيال ريخت
نور از حيات گمشد و شور از شراب رفت
اين تابناك، تاج خدايان عشق بود
درتند باد حادثه، همچون حباب رفت
اين قوي نازپرور درياي شعر بود
در موج خيز علم به اعماق آب رفت!
اين مه كه چون منيژه لب چاه مي نشست
گريان به تازيانه افراسياب رفت
بگذار عمر دهر سرآيد كه عمر ما
چون آفتاب آمد و چون ماهتاب رفت
اي دل بيا، سياهي شب را نگاه كن
در اشك گرم زهره ببين ياد ماه كن
چشم و چراغ عالم هستي، به خواب رفت
الهام مردو كاخ بلند خيال ريخت
نور از حيات گمشد و شور از شراب رفت
اين تابناك، تاج خدايان عشق بود
درتند باد حادثه، همچون حباب رفت
اين قوي نازپرور درياي شعر بود
در موج خيز علم به اعماق آب رفت!
اين مه كه چون منيژه لب چاه مي نشست
گريان به تازيانه افراسياب رفت
بگذار عمر دهر سرآيد كه عمر ما
چون آفتاب آمد و چون ماهتاب رفت
اي دل بيا، سياهي شب را نگاه كن
در اشك گرم زهره ببين ياد ماه كن

Comment