سرما درست از شب رفتن شروع شد
رفتي و برف روي سر من شروع شد
رفتي و آه ، بر سرم آوارهاي شهر
اول ازين اتاق نشيمن شروع شد
اين قصه تازه قسمت گرمش رسيده بود
ارديبهشت بود كه بهمن شروع شد
قطعا تو آمدي كه بماني از ابتدا
ترديدهاي ذهن تو بعدا شروع شد
رفتي و ماند از تو مدادي و دفتري
رفتي هزار سال نوشتن شروع شد
رفتي و برف روي سر من شروع شد
رفتي و آه ، بر سرم آوارهاي شهر
اول ازين اتاق نشيمن شروع شد
اين قصه تازه قسمت گرمش رسيده بود
ارديبهشت بود كه بهمن شروع شد
قطعا تو آمدي كه بماني از ابتدا
ترديدهاي ذهن تو بعدا شروع شد
رفتي و ماند از تو مدادي و دفتري
رفتي هزار سال نوشتن شروع شد


Comment