Movie & TV News

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • abadani69
    Senior Member
    • Aug 2005
    • 21339

    #1756
    ‏محمدحسين لطيفي متولد 1341 تهران است. فعاليت هنري خود با نقاشي، مجسمه سازي و نقاشي متحرك شروع كرد و ‏سپس وارد عرصه فيلمسازي حرفه اي شد. دستيار کارگرداني، طراحي صحنه، چهره پردازي و فيلمنامه نويسي را ‏آزمود و در سال 1379 اولين فيلم بلندش را به نام عينک دودي کارگرداني کرد. کار بعدي اش دختر ايروني نيز با ‏توفيق نسبي روبرو شد و هم اکنون آخرين فيلمش توفيق اجباري بر پرده سينماهاست. آخرين فيلمساز چهل و پنج ساله اي ‏که به گفته خودش "فقط تا 51 سالگي" فيلم خواهد ساخت...‏


    ‎‎توفيق اجباري‎‎

    کارگردان: محمد حسين لطيفي. نويسنده: پيمان عباسي. مدير فيلمبرداري: محمدرضا سکوت. تهيه کننده: سيد کمال ‏طباطبايي. بازيگران: محمدرضا گلزار، باران کوثري، رضا عطاران، نيوشا ضيغمي، بهاره رهنما.‏
    رضا گلزار بازيگر سينما پس از جدايي از همسرش قصد ازدواج مجدد دارد، اما ابتدا بايد همزيستي با پدر زن و برادر ‏زن طفيلي صفت اش را نيز بپذيرد و همين امر باعث بروز تعارض هايي در زمينه کاري و اجتماعي براي وي فراهم ‏مي کند.‏
    ‎‎مصائب کميک يک بازيگر سينما‎‎
    سوء استفاده در سينماي ايران به اوج خود مي رسد و مسئولين سينمايي هم که زمام اين امر را برعهده دارند در عمل به ‏اين سوء استفاده ها دامن مي زنند. فيلم توفيق اجباري از همان مصداق هاي فيلمفارسي است که امروز در سينماي ايران ‏بسيار رواج پيدا کرده است. فيلمي را محمد حسين لطيفي کارگرداني کرده که بيش از سينما يک تبليغ مسلم براي ‏محمدرضا گلزار است. فيلم ساخته شده تا علاقمندان گلزار او را 90 دقيقه روي پرده سينما ببينند و جاهايي هم که ‏احتمالاَ از او خسته مي شوند رضا عطاران معروف تلويزيون با کمي خوشمزگي به داد فيلم برسد و به اين ترتيب سرو ‏ته فيلم هم بيايد.‏
    جالب اينجاست که چنين فيلمي زماني هم که پاي بحث و نقد به ميان مي آيد خود را منتسب به سينماي رايج هاليوود مي ‏داند و کارگردانش در توجيه کاري که کرده هزار عنوان فيلم خارجي را رديف مي کند و فيلم خود را پشت آنها پنهان مي ‏کند.‏
    محمد حسين لطيفي امسال فيلم توفيق اجباري را بعد از فيلم جنگي روز سوم ساخت. او که سال گذشته به مدد روز سوم ‏توانست جايزه بهترين کارگرداني جشنواره فيلم را به دست آورد مجوز ساخت چنين فيلمي را هم دريافت کرد که در ‏ظاهر خود را حرفه اي نشان بدهد و ثابت کند به اصطلاح توانايي ساخت هر فيلمي را دارد و نبايد فراموش کنيم اگر ‏روز سوم ساخته نمي شد از مجوز ساخت چنين فيلمي هم خبري نبود. در داستان ساخت و ساز سالن هاي سينما قانوني ‏وجود دارد که هرکس مي خواهد پاساژ بسازد اگر درون اين پاساژ يک سالن سينما هم بسازد به او تخفيف ويژه مي دهد ‏و حکايت بده بستان لطيفي با مسئولين هم حاصل چنين تفکري است.‏

    مهمترين مشکل فيلم توفيق اجباري اين است که ما با فيلمي واقعگرايانه رو به رو هستيم. فضا نه سوررئال است و نه ‏فانتزي. اما تمامي آدم هاي فيلم شيرين عقل هستند. شخصيت اصلي فيلم يعني گلزار بازيگر سينما هم بسيار منگ است. ‏معلوم نيست جايگاه اين همه آدم مشنگ در جامعه ما کجاست؟ آدم هايي که زندگي خود را به سختي اداره مي نمايند ‏چگونه مي توانند در اداره جامعه نقش داشته باشند. طرح و توطئه فيلم هم بيشتر شبيه و در سطح دبيرستان هاى ‏هنرآموزى طراحى شده است.براى نمونه زمانى كه گلزار و سيمين به سفارت فرانسه براى انجام كارى رفته اند، ليدا هم ‏از آنجا سر درمى آورد.‏
    ليدا بلافاصله بدون هيچ معطلى با دوربين تلفن همراهش از آنها عكس مى اندازد و شب هنگام وقتى سيمين مشغول ‏تعريف از گلزار است در همان لحظه ليدا سر مى رسد و عكس ها را به وى نشان مى دهد و يا زمانى كه فيلم يك برگ ‏برنده در فيلمنامه رو مى كند. گاف ها و سوراخ هاي فيلمنامه آنقدر زياد است که کار به بررسي نقاط ضعف موجود در ‏کارگرداني و تصوير پردازي نمي رسد. همه عوامل فيلم در خدمت گلزار هستند. تمامي دکوپازها در نماهاي دو نفره به ‏نفع اين بازيگر است [حتي فيلمنامه سر صحنه چندبار به خاطر بهتر ديده شدن گلزار تغيير کرده]. اينکه بازيگري ‏مطرح شود و مردم او را دوست داشته باشند اصلا مسئله اي خلاف عرف استاندارد هاي سينمايي جهان نيست. اما با ‏بضاعت سينماي ايران و نحوه ارائه اش مي شود همان تقليد هايي که ما از سينماي هاليوود انجام مي دهيم. گلزار در فيلم ‏يک بازيگر است درحالي که ما او را هيچگاه جز صحنه هاي ابتدايي فيلم سر صحنه نمي بينيم. در ازاي آن فيلم پر از ‏پلان هاي تکراري است. ‏
    لطيفي فيلم هاي پرفروشي را کارگرداني کرده است. در تلويزيون هم بين مديران از اقبال خوبي برخوردار است. ‏بنابراين هيچگاه بي کار نمامده و نمي ماند. اما اگر کارنامه اش را بنگريم همواره عناصري وجود داشته اند که به او در ‏موفقيت تجاري فيلم هايش کمک کرده اند. او هيچ گاه به تنهايي نتوانسته عامل فروش يک فيلم باشد. بنا براين اگر انتخاب ‏عوامل را کاملا تحت اختيارات او بدانيم وي کارگرداني موفق در چيدن آدم ها کنار يکديگر است.‏
    فيلم توفيق اجباري خوب مي فروشد و سليقه مخاطبان را به شدت با سرعتي که صفرهاي مقابل رقم فروش بالا مي رود، ‏کاهش مي يابد. سليقه اي در سطح سريال هاي روتين طنز تلويزيوني. اين يک هشدار جدي و بسيار خطرناک است.‏

    Comment

    • abadani69
      Senior Member
      • Aug 2005
      • 21339

      #1757
      با نزديک شدن به پايان سال ميلادي، سينماهاي بسياري از کشورهاي دنيا همزمان دست به اکران فيلم هاي مخصوص ‏نوجوانان-مانند قطب نماي زرين و جزيره ارواح سرگردان- و فيلم هاي جدي بزرگسالان-همچون شيرهايي براي بره ها ‏و ايرينا پالم- زده اند. نمايش اين فيلم ها در کنار آثار متعلق به سينماي گيشه سبب به وجود آمدن رنگين کماني از فيلم ها ‏مختلف شده که در بخش معرفي فيلم هاي روز اين شماره نيز بازتاب يافته است....‏
      ‎‎فيلم هاي روزسينماي جهان‏‎‎

      ‎‎شيرهايي براي بره ها ‏Lions for Lambs‎
      کارگردان: رابرت ردفورد. فيلمنامه: ماتيو مايکل کارناهان. موسيقي: مارک ايشام. مدير فيلمبرداري: فيليپ روسلو. ‏تدوين: جو هاتشينگ. طراح صحنه: جان رولفز. بازيگران: رابرت ردفورد[پروفسور استفن مالي]، مريل استريپ[جنين ‏راث]، تام کروز[سناتور جاسپر ايروينگ]، مايکل پنيا[ارنست رودريگز]، اندرو گارفيلد[تاد هيز]، پيتر برگ[سرهنگ ‏دوم فالکو]، کوين دان[هاوارد]، درک لوک[ستوان آريان فينچ]. 88 و 92 دقيقه. محصول 2007 آمريکا. ‏
      آريان و ارنست دو دانشجوي مصمم دانشگاه وست کوست تحت تاثير استاد خود-‏‎ ‎دکتر استيون مالي- تصميم مي گيرند تا ‏معنا و هدفي مهم براي زندگي خود دست و پا کنند. ازاين رو به ارتش پيوسته و براي جنگ به افغانستان فرستاده مي ‏شوند. در حالي آريان و ارنست بعد از گمشدن در حين عمليات براي زنده ماندن تلاش مي کنند همزمان در واشنگتن، ‏خبرنگاري آرمان گرا به نام جنين راث موفق مي شود تا براي مصاحبه با سناتور جاسپر ايروينگ-‏‎ ‎نامزد احتمالي آينده ‏براي رياست جمهوري- وقت بگيرد. سناتور در طول مصاحبه از اهداف و نقشه هايش جهت کنترل خاورميانه سخن مي ‏گويد و ايران اتمي را بزرگ ترين تهديد براي امنيت ملي آمريکا مي نامد. او براي از ميان بردن اين خطر دستور طرح ‏و اجراي عملياتي نظامي را داده است. همان عملياتي که آريان و ارنست در آن شرکت کرده اند. در کاليفرنيا نيز دکتر ‏مالي سعي دارد از طريق گفت و گو بر دانشجوي ديگري از طبقه مرفه که در جبهه مخالف افرادي چون ارنست و ‏آريان قرار دارد، تاثير بگذارد... ‏
      ‏<‏strong‏>چرا بايد ديد؟<‏‎/strong‏>‏
      رابرت ردفورد 71 ساله از اسطوره هاي زنده سينماي هاليوود است. مردي که از ابتداي دهه 1960 با بازيگري وارد ‏سينما شد و دو دهه بعد با ساختن مردم معمولي کارگرداني و سپس تهيه کنندگي را نيز به کارنامه خود افزود. در ميان ‏بازيگراني که چون او به کارگرداني نيز پرداخته اند، غير از کلينت ايست وود کمتر کسي پيدا مي شود که براي اولين ‏فيلمش اسکار بهترين کارگرداني را دريافت کرده و بعدها بار ديگر نامزد همين جايزه[براي مسابقه حضور ذهن] شده ‏باشد. ردفورد 4 سال قبل اسکاري افتخاري نيز براي يک عمر فعاليت هنري خود دريافت کرد، بنيان گذار جشنواره ‏سندنس و حامي فيلمسازان جوان و مستقل در هر جا که زماني تصوير مرد آمريکايي معترض به سيستم فريبکار بود يا ‏حداقل فريب خورده همين سيستم که مي کوشيد آن را اصلاح کند. اين تصوير بعدها با زندگي شخصي و کارنامه او گره ‏خورد و ردفورد نماد آمريکايي خوب، معتقد به دموکراسي واقعي به دور از ميليتاريسم و اصلاح گري درون سيستم ‏گشت. اين طرز نگاه در فيلم هايي که کارگرداني يا تهيه کرد بازتاب يافت و شيرهايي براي بره ها چشمگيرترين نمونه ‏آن است که در جهت مخالف سياست هاي جورج بوش پسر گام برمي دارد. ‏
      شيرهايي براي بره ها سوالي اساسي در پيش روي آمريکايي ها و به خصوص دولتمردان آمريکايي و شکل دهندگان ‏طرز تفکر[استادان دانشگاه يا نويسندگان و روزنامه نگاران] مي گذارد: چقدر وجدان خود را راحت مي يابيد؟
      شايد طرح چنين سوالي د قالب فيلمي 35 ميليون دلاري و پر از گفت و گو کاري عقلاني و يا لااقل سودآور به نظر ‏نيايد، اما در پشت اين سوال بنيادين سيستمي به چالش طلبيده شده که جورج بوش و سناتور ايروينگ فقط نمايندگان حقير ‏آن هستند. سناتور ايروينگ در برابر خبرنگاري متعهد که روش هاي او را غير انساني مي يابد، سوالي را مي پرسد که ‏چکيده طرز تفکر آمريکايي است: مي خواهيد در جنگ عليه تروريسم برنده بشويد؟ آره يا نه؟ ‏

      دکتر استيون مالي استاد دانشگاه نيز به نقل از ژنرالي آلماني به دانشجوي خود مي گويد‎ ‎‏"تا به حال ديده نشده که شيرها ‏توسط گوسفندها هدايت و رهبري شده باشند!"‏
      چنين برخوردهايي دنياي امروز ما را شکل مي دهند. دنيايي که هنوز دولتمردانش ايمان دارند که جنگ ادامه منطقي ‏ديپلماسي است!‏
      با اين حال فيلم در قالبي نو که در ترافيک و بابل امتحان خود را به خوبي پس داد، در زمان موازي و در سه مکان ‏متفاوت قصه خود را پيش مي برد. البته مي تواند براي دوستداران تام کروز و فيلم هاي اکشن وي مايه سرخوردگي ‏باشد. اما براي کساني که فيلم ها سياسي حتي را صرفاً به دليل مطرح کردن سوال دوست دارند و دنبال مي کند، آخرين ‏فيلم دفورد اثري مهم و قابل اعتنا است. چون نتيجه اي مشخص يا راه حلي قطعي به تماشاگر عرضه نمي کند. شايد چنين ‏طرز برخوردي براي بسياري از تماشاگران قانع کننده يا کافي نباشد. حتي همدلي وي با خبرنگاري که از رابطه رسانه ‏ها با سياست منزجر شده و قصد رها کردن شغل را دارد، به شکلي کامل يا حداقل از نوع دهه هفتادي آن ارضاء کننده ‏به چشم نمي آيد. اما بيداري وجدان او نشانه خوبي است. ولي فراموش نکنيم تروريسم مشکل يک کشور به خصوص ‏مانند آمريکا نيست. بلکه اين بلايي است که گريبان همه دنيار ا گرفته و بر خلاف هميشه که نور از شرق بود! اين بار ‏جهل و تاريکي است که از شرق طلوع کرده است. شخصاً هنگام تماشاي فيلم اين سوال به ذهنم خطور کرد: کي جنگ ‏تمام خواهد شد؟ ‏
      فکر مي کنم اين آرزوي خيلي هاست. مي دانم که هنگام برخورد با فيلم هاي سياسي-مخصوصاً زماني که محصول ‏هاليوود باشد- همگي دچار پيشداوري مي شويم، اما اجازه ندهيد اين احساس شما را از تماشاي شيرهايي براي بره ها ‏محروم کند!‏
      ژانر: درام، جنگي، مهيج. ‏

      Comment

      • abadani69
        Senior Member
        • Aug 2005
        • 21339

        #1758

        ‏<‏strong‏>خوشبختي ‏Mutluluk</STRONG>
        کارگردان: عبداله اُغوز. فيلمنامه: اليف آيهان، عبداله اُغوز، کوبيلاي تونچر بر اساس رمان خوشبختي نوشته زولفو ‏ليوانلي. موسيقي: زولفو ليوانلي. مدير فيلمبرداري: ميرساد هروويچ. تدوين: ليوو. بازيگران: ئوزگو نامال[مريم]، طلعت ‏بولوت[عرفان]، مورات حان[جمال]، مصطفي آوکيران[علي رضا]، امين گورسوي[تحسين]، مرال چتين کايا[منور]، ‏لاله منصور[آيسل]. 126 دقيقه. محصول 2007 ترکيه، يونان. نام ديگر: ‏Bliss‏. نامزد جايزه بهترين فيلم از جشنواره ‏استانبول، برنده جايزه بهترين بازيگر مرد/مورات حان، بهترين بازيگر زن/ئوزگو نامال، بهترين چهره پردازي، بهترين ‏موسيقي و بهترين صدابرداري از جشنواره فيلم آنتاليا. ‏
        دهکده اي در ساحل درياچه وان، ترکيه. مريم دختر 17 ساله اي که مورد تجاوز قرار گرفته، در انبار خانه حبس شده و ‏به سرنوشت خود مي انديشد.‏
        استانبول. عرفان کورودال استاد مشهور و ثروتمند دانشگاه، و فارغ التحصيل هاروارد در خانه ويلايي مشرف به تنگه ‏داردانل خود دچار يکنواختي و کسالت شده و تصميم مي گيرد تا تغييراتي اساسي به زندگي خود بدهد.‏
        و جمال، سرباز جواني که در کوه هاي گابار در تعقيب افراد ‏PKK‏ و زير آتش آنها قرار دارد. دست تقدير زندگي اين ‏سه نفر را در آينده به شکلي عجيب به هم پيوند خواهد داد....‏
        ‏<‏strong‏>چرا بايد ديد؟<‏‎/strong‏>‏
        خوشبختي سومين رمان زولفو ليوانلي متولد 1946 آهنگساز، آوازخوان، کارگردان، روزنامه نگار، وکيل مجلس، سفير ‏حسن نيت يونسکو و نويسنده مشهور ترکيه است. رماني که همچون آثار پيشين وي بارها تجديد چاپ شده و ياشار کمال ‏درباره ان گفته است:‏‎ ‎‏"خوشبختي با مهارت و تعليقي نفس گير انگشت روي موضوعي قديمي و در عين حال روز مي ‏گذارد. جسارت و ژرفاي نگاه ليوانلي در اين رمان يادآور تراژدي هاي شکسپير است". ‏
        با ستايش هاي بيشماري که نثار اين کتاب شده و با توجه به پس زمينه فيلمسازي ليوانلي تعجب آور است که چرا خود آن ‏را به فيلم برنگردانده است. اما حاصل کار عبدالله اُغوز آن چنان تحت تاثير نگاه ليوانلي است که فيلم را به اثري از او ‏بيشتر شبيه مي کند، مضافاً اينکه موسيقي فيلم نيز توسط ليوانلي-بر اساس يکي از قطعات قديمي خودش- ساخته شده ‏است. ‏
        خوشبختي فيلمي درباره ترکيه معاصر است. کشوري گرفتار ميان سنت و مدرنيته، کشوري که مفهوم شرق و غرب را ‏مي توان در آن همزمان به چشم ديد. شرق فلات آناتولي که وان دورترين شهر آن و تقريباً شهري مرزي بشمار مي ‏رود، نماينده تفکر شرقي، بدوي و حتي مذهبي است. و استانبول به عنوان غربي ترين شهر اين فلات که نيمي از آن در ‏قاره اروپا قرار گرفته، نماينده جهان غرب، فرهنگ غربي و لائيک است. به جرات مي توان گفت کمتر کشوري در دنيا ‏وجود دارد که چنين تنوع، تفاوت و حتي تضاد فرهنگي را يک جا در خود داشته باشد. رمان ليوانلي و فيلم اُغوز ‏همچون چاقوي تيز جراحي شياري از شرق تا غرب اين فلات ايجاد مي کند و تا پيکر اين ملت و کشور را در برابر ‏چشم خواننده کالبدشکافي کند. هر چند داستان آن براي خوره هاي فيلم يا معتادان به ملودرام هاي وطني مي تواند آشنا و ‏غلط انداز باشد. اما باور کنيد تمامي اين حوادث د ترکيه محتمل است و فراموش نکنيد که بيشترين آمار جنايت هاي ‏ناموسي هنوز به اين جغرافيا تعلق دارد[ و حتي دور از اين جغرافيا و در اسکاندويناي يا آلمان در ميان مهاجران ترک].‏
        خوشبختي در کنار چنين نگاه مردم شناسانه اي به يک دوره تاريخي نيز نظر دارد و همچون رماني دوره اي به مسائل ‏اجتماعي چون شهرنشيني و روستانشيني و زندگي روزمره انسان هاي سواحل اژه نيز مي پردازد. و در عين حال ‏مطالعه اي روانشناختي درباره سه شخصيت اصلي فيلم نيز هست. سه انسان متعلق به طبقات اجتماعي متفاوت با ‏دردهايي به ظاهر متفاوت، اما در باطن مشترک که پيوندي عجيب با تاريخ و فرهنگ اين جغرافياي خاص دارد. ‏
        عبداله اُغوز برادر اورهان اُغوز[کارگردان مشهور فيلم به رغم هر چيز، تارزان مانيسا و اگر خواستي برگردي سوت ‏بزن] از ابتداي هزاره جديد با تهيه کنندگي سريال هاي تلويزيوني وارد کار فيلمسازي شد. در سال 2002 با سريال ‏‏"عمارت تاکستان" به شهرت و محبوبيت رسيد و يک سال بعد با ساختن نسخه سينمايي اين سريال با نام "عمارت ‏تاکستان:‏‎ ‎زندگي" کارگرداني را نيز آغاز کرد. اين فيلم در صد فيلم پرفروش سينماي ترکيه قرار گرفت و راه را براي ‏ساختن دومين فيلم بلند در سال 2005 با نام او اينک يک محکوم است باز کرد. خوشبختي سومين و تا اين لحظه جدي ‏ترين اثر عبدالله اُغوز است که با فيلم هاي پيشين وي از جهت مضمون و اجرا تفاوت هاي چشمگير دارد و نشان از آينده ‏اي درخشان...‏

        درباره خوشبختي بيشتر خواهم نوشت و شايد مصاحبه اي نيز با کارگردان و نويسنده رمان آن انجام دهم. ولي تا آن روز ‏براي شما شانس ديدن اين فيلم و لذت بردن از آن را آرزومندم!‏
        ژانر: درام. ‏


        ‏<‏strong‏>شب 30 روزه ‏‎30 Days of Night</STRONG>
        کارگردان: ديويد اسليد. فيلمنامه: استيو نيلز، استوارت بيتي، برايان نلسون بر اساس داستان مصوري از استيو نيلز و بن ‏تمپل اسميت. موسيقي: برايان ريتزل. مدير فيلمبرداري: جو ويليامز. تدوين: آرت جونز. طراح صحنه: پل دنهم ‏آستربري. بازيگران: جاش هارتنت[کلانتر ايبن اولسون]، مليسا جورج[استلا اولسون]، دني هيوستون[مارلو]، بن ‏فاستر[غريبه]، مارک بون جونيور[بيو بروور]، امبر سينسبوري[دنيس]، مانو بنت[معاون کلانتر بيلي کيتکا]، مگان ‏فرانيش[آيريس]، جوئل توبک[داگ هرتز]، اليزابت هاوثورن[لوسي ايکاس]، مارک رندال[جک اولسون]. 113 دقيقه. ‏محصول 2007 نيوزيلند، آمريکا. ‏
        باروو، شهرکي دور افتاده در آلاسکا و نزديک به قطب که در زمستان هر سال شبي 30 روزه را تجربه مي کند. در ‏آخرين روزي که خورشيد آسمان شهر را براي يک ماه ترک خواهد کرد، شهر مورد حمله گروهي از خون آشام به ‏رهبري مارلو قرار مي گيرد. کلانتر ايبن اولسون جوان که همکار و همسرش استلا در آستانه جدايي از اوست، ابتدا ‏حرف هاي غريبه اي را که خبر از آمدن آنان مي دهد جدي نمي گيرد. اما کشته شدن همه سگ هاي دهکده، نابودي ‏موبايل ها و تنها هلي کوپتر شهر و سپس قتل مسئول نيروگاه برق و به دنبال آن قطع تمامي خطوط تلفن باعث مي شود ‏تا کلانتر از مردم شهر بخواهد تا به خانه هاي خود پناه ببرند. با آغاز تاريکي مارلو و افرادش حمله اي گسترده را ‏شروع کرده و دست به کشتن اهالي دهکده مي زنند. کلانتر و استلا نيز پس از کشته شدن مادر کلانتر به همراه چند نفر ‏از بازماندگان کشتار در زير شيرواني خانه اي پناه مي گيرند. اما مارلو و گروهش قصد دارند تا همه ساکنان شهر و از ‏جمله کلانتر را با توسل به هر حيله اي از پناهگاه ها بيرون بکشند. ‏
        ‏<‏strong‏>چرا بايد ديد؟<‏‎/strong‏>‏
        پس از آخرين زمستان و در ميان طبعيت وحشي، باز هم فيلم ديگري که در آلاسکا مي گذرد و بديهي است که قهرمانان ‏ما بايد در کنار مهاجمان تشنه خون با طبيعت و برف و سرماي منطقه بجنگند. فيلمي که قرار بود سام رايمي آن را ‏بسازد، اما در آخرين لحظات قرعه به نام ديويد اسليد متولد 1969 افتاد که دو سال قبل تريلر مستقل و خوش ساخت آب ‏نبات سفت را کارگرداني کرده بود. اسليد که سابقه خوبي در ويديو کليپ سازي دارد، با آب نبات سفت نشان داد که از ‏پس کار در نماهاي بسته با شخصيت هاي محدود برمي آيد. اما توليد فيلمي ترسناک با هزينه بالاي 30ميليون دلار چيز ‏ديگري است. برگردان بعضي کتاب ها به فيلم واقعاً سخت است. براي برخي نيز غير ممکن و گاهي هم غير لازم و ‏اطمينان دارم که هر کسي خاطره اي از کتابي خوب که تبديل به فيلمي بد شده، در ذهن خود دارد. اين موضوع درباره ‏داستان هاي مصور نيز صدق مي کند که شب 30روزه يکي از آنهاست که در ميان دوستداران آمريکايي اين نوع کتاب ‏ها جايگاهي خاص دارد. ‏
        بزرگ ترين ضعف فيلم پرداخت ناکافي رابطه عشق-نفرت ميان ايبن و استلاست که فداکاري ايبن و در نتيجه مرگش در ‏مين بازوان استلا هنگام طلوع مجدد آفتاب را کم رمق مي سازد. از طرف ديگر صحنه هاي پناهگاه زير شيرواني نيز ‏که قسمت عمده اي از فيلم را به خود اختصاص داده، به دليل انتخاب شخصيت هاي غلط فاقد جذابيت است. نمونه خوب ‏اين صحنه ها را سال قبل در فيلم 28 روز ديگر ديديم و طبيعي است که فيلم هاي تازه تر بايد پرداخت بهتري نسبت به ‏پيشينيان خود داشته داشته باشند و نه بالعکس!‏
        اما اسليد ترجيح داده تا دل دوستداران اکشن را به دست آورد و صحنه هاي قصابي شدن خونبار ساکنان ده در ميان برف ‏و بوران را نقطه ثقل فيلم خود قرار دهد. شب 30 روزه تاکنون 39 ميليون دلار عايدي در اکران آمريکا داشته و ‏درکارنامه اسليد شکست محسوب نمي شود. اما پيروزي درخشاني هم نيست!‏
        ژانر: ترسناک، مهيج. ‏

        Comment

        • abadani69
          Senior Member
          • Aug 2005
          • 21339

          #1759

          ‏<‏strong‏>ايرينا پالم ‏Irina Palm</STRONG>
          کارگردان: سام گاربارسکي. فيلمنامه: فيليپ بلاسباند، سام گاربارسکي، مارتين هرون. موسيقي: گينزو. مدير ‏فيلمبرداري: کريستوف بوکارن. تدوين: لودو تروش. طراح صحنه: ورونيک ساکرز. بازيگران: ماريان فيث ‏فول[مگي/ايرينا پالم]، ميکي مانويلوويچ[ميک]، کوين بيشاپ[تام]، سيوبان هولت[سارا]، دورکا گرايلوس[لوييزا]، جني ‏آگوتير[جين]، کوري بروک[اولي]، مگ وين اوئن[جوليا]، سوزان هيچ[بث]، فليپ وبستر[اديت]. 103 دقيقه. محصول ‏‏2007 بلژيک، لوکزامبورگ، انگلستان، آلمان، فرانسه. برنده جايزه برلينر مورگن پست و نامزد خرس طلا از جشنواره ‏برلين، نامزد جايزه بهترين هنرپيشه مرد/ميکلي مانويلوويچ و بهترني هنپيشه زن/ماريان فيث فول از مراسم فيلم ‏اروپايي، نامزد جايزه هيئت داوران از جشنواره سائو پائولو. ‏
          مگي زني 50 ساله و بيوه است. شوهرش چند سال قبل فوت کرده، اما مگي هنوز احساس وفاداري به وي مي کند و ‏شريکي براي زندگي اختيار نکرده است. اما بيمار شدن نوه اش و نياز مبرم خانواده به پولي هنگفت براي درمان وي ‏زندگي ساکن و آرام وي را زير و رو مي کند. مگي براي يافتن پول و گرفتن وام به هر دري مي زند، اما موفق نمي ‏شود. پسر و عروس وي نيز نا اميد از يافتن پول لازم در انتظار مرگ پسرشان هستند. تا اين که مگي با يک آگهي ‏استخدام خانم ميزبان[‏hostess‏] روبرو مي شود. اما وقتي براي گرفتن کار مراجعه مي کند، خود را در يک کلوب ‏سکسي و رو در رو با صاحب پول پرست آن ميکي مي يابد. براي زني چون مگي کار در چنين مکاني بسيار سخت، ‏غير اخلاقي و دور از ذهن است. مضافاً به اينکه ميکي به او خاطر نشان مي کند که ديگر جوان هم نيست!‏
          ولي ميکي هنوز مايل است او را به خدمت بگيرد، چون مگي دست هايي نرم و زيبا دارد و مي تواند از پشت ديوار ‏اسباب ارضاي مردان را فراهم کند. کاري که پول هفتگي آن بيش از 500 پوند است و مي تواند در زماني کوتاه مبلغ ‏لازم را براي عمل جراحي نوه مگي فراهم کند. مگي که ابتدا از اين کار اکراه دارد، خيلي زود جذب کار شده و تحت ‏نام مستعار ايرينا پالم مشتريان زيادي جلب مي کند. اما پسرش که از منبع پول فراهم شده، اطلاع ندارد با تعقيب مادرش ‏سر از کلوب ميکي در مي آورد. در حالي که مگي براي پنهان نگاه داشتن اين راز از وي و دوستانش تمامي تلاش توان ‏خود را به کار بسته بود...‏
          ‏<‏strong‏>چرا بايد ديد؟<‏‎/strong‏>‏
          شايد خلاصه داستان ايرينا پالم شما را به ياد فيلم دام‎ ‎‏[سرديان گولوبوويچ] بيندازد که دو هفته قبل در همين صفحه ‏معرفي شد. به همين خاطر براي پرهيز از پيشداوري تان بايد بگويم غير از گره اصلي فيلمنامه-بيماري کودک و نياز به ‏يافتن پول براي عمل جراحي- هيچ نکته مشترکي ميان اين دو فيلم نيست!‏
          ايرينا پالم پنجمين فيلم کارنامه سام گاربارسکي متولد 1948 باوارياي آلمان است که 7 سال قبل براي فيلم کريسمس ‏مبارک، رشيد جايزه اي از جشنواره جيفوني دريافت کرد. اما بي تعارف ايرينا پالم چرخشگاه اصلي کارنامه او و اگر ‏تا امروز همچون من شانس آشنايي با او و سينمايش را نداشتيد، بهترين فرصت براي اين کار است. ‏
          ايرينا پالم که با بودجه اي اندک‏‎ ‎‏[چهار و نيم ميليون دلار] ساخته شده، يک هجويه تلخ و شيرين و فکر شده درباره ‏مصائب افراد طبقه متوسط در جهان سرمايه داري است. کساني که در اولين برخورد با مشکلي نه چندان بزرگ به بي ‏پناهي و درماندگي خود در ميان چرخ هاي بي رحم اين سيستم پي مي برند. فيلم ريتم تندي دارد و گاربارسکي وقت را ‏تلف نمي کند. هر چند حوادث ريز و کوچکي که در فيلمنامه تدارک ديده شده، براي مشتاقان فيلم هاي پر سرعت ‏امروزي نمي تواند آن چنان هيجان انگيز باشد. اما اتمسفر سرد فيلم و شخصيت هاي اندک آن خيلي زود موفق به جلب ‏توجه تماشاگر مي شوند. هيچ نکته اضافي در فيلم وجود ندارد و براي غافلگيري همه نکته اي درباره شوهر مرحوم نيز ‏به پايان فيلم افزوده شده که مي تواند سبب رضايت خاطر بيننده شود. ‏
          ايرينا پالم نه فقط هجو سيستم سرمايه داري، بلکه همزمان نقد روابط جامعه محافظه کار انگلستان و اخلاقيات کاتوليک ‏نيز هست. اين که چرا مگي مجبور به قبول چنين کار شرم آوري مي شود، به جز خود او و در نهايت ميکي براي هيچ ‏کس قابل درک نيست. پسرش مادر را فاحشه و با استفاده از الفاظ محصول مدرنيته کارگر جنسي خطاب مي کند و ‏خشمگين است. عروس اش فقط به اين فکر مي کند که بر خلاف شوهر نه چندان زبر و زرنگ اش، مادر شوهرش پول ‏را فراهم کرده و مهم نيست از کجا... همسايگان و دوستانش نيز زماني که درمي يابند مگي براي رهايي از اين بحران و ‏نجات نوه محبوبش دست به چه کاري زده، ارزش و عمق فداکاري او را درک نمي کنند و تنها به سوال هايي درباره ‏نوع کار و برخورد او با آلت جنسي مردان بسنده مي کنند. بي رحمي اين سيستم و آدم هاي اطراف مگي شرم آورتر از ‏کاري است که او برگزيده و در نهايت او را تبديل به اسطوره فداکاري و ايثار مي کند. مگي حتي باعث تغيير نگاه فردي ‏پول پرست چون ميکي نيز مي شود و در پايان عشقي نيز ميان شان پديد مي آيد که بدون شک مي تواند پاياني خوشي ‏براي هر دو و فيلم نيز رقم بزند. تماشاي ايرينا پالم تجربه اي تازه و بديع براي هر نوع تماشاگري است. فيلمي کوچک و ‏صميمي به اندازه شخصيت اصلي اش...‏
          بازيگر نقش اصلي فيلم ماريان فيث فول خواننده پاپ-راک مشهور انگليسي است. فرزند بارونس اريسو و سرگرد فيث ‏فول از جاسوسان مشهور دوره جنگ جهاني دوم که زندگي و روابط طوفاني اش با ميک جاگر و کيت ريچاردز سبب ‏شهرت و بدنامي اش شد. رسوايي او، ريچاردز، جاگر و ديگران بر سر مواد مخدر و اعتياد شديدش به هرويين در دهه ‏‏1970 که به چند سال بي خانماني اش در منطقه سوهوي لندن در دهه 1980 ختم شد. اما موفق شد تا بر اعتيادش به ‏الکل و کوکايين غلبه کرده و با ضبط چند آلبوم تازه زندگي جديدي را آغاز کند. فيث فول که در کنار خوانندگي بازي در ‏تئاتر و سينما را نيز تجربه کرده[هم سن و سال هاي من و مسن ترها او را با دختري با موتورسيکلت، هملت توني ‏ريچاردسون که در آن نقش اوفليا را داشت و ظهور شيطان ساخته کنت انگر به ياد دارند] با بازي در نقش مگي/ايرينا ‏پالم پس از سال ها تجربه اندوزي نام خود را به عنوان بازيگري قدر تثبت مي کند. بدون شک فيلم بدون بازي او و صد ‏البته ميکي مانويلوويچ شکل فعلي را نمي داشت!‏
          شايد ديدن چهره او و پذيرش اش به عنوان يک بازيگر-‏‎ ‎نه خواننده- سخت باشد، اما يقيناً سخت تر از استحاله او از ‏مگي به ايرينا پالم نخواهد بود!‏
          ژانر: درام. ‏


          ‏<‏strong‏>جزيره ارواح سرگردان ‏De Fortabte sjæles ø</STRONG>
          کارگردان: نيکلاي آرسل. فيلمنامه: نيکلاي آرسل، راسموس هيستربرگ. موسيقي: جين آنتونيا کورنيش. مدير ‏فيلمبرداري: راسموس ويده بيک.تدوين: ميکل ئي. جي. نيلسن. طراح صحنه: نيلز سه ير. بازيگران: سارا لانگ بيک ‏گارمان[لولو]، لوکاس مونک بيلينگ[اليور]، نيکلاي کوپرنيکوس[ريچارد]، آنت استولبيک[بئاته]، لارس ‏ميکلسن[جادوگر]، آندرس دبليو. برتلسن[هرمان]، بئاته بيله[لينيا]، فرانک تيل[اليورز استدفار]. 100 دقيقه. محصول ‏‏2007 دانمارک، سوئد، آلمان. نام ديگر:‏‎ De Förtappade själarnas ö, Island of Lost Souls‏.‏
          لولو دختري 14 ساله به همراه خانواده اش به دهکده اي ساحلي و دورافتاده نقل مکان مي کنند. زندگي يکنواخت آنجا ‏خيلي زود لولو را دچار کسالت مي کند، تا اين که يک شب برادرش سيلوستر مورد اصابت اشعه اي سفيد رنگ قرار ‏گرفته و رفتاري غريب از خود بروز مي دهد. به زودي مشخص مي شود که سيلوستر توسط روح هرمان هارتمان که ‏در قرن نوزدهم در همين دهکده مي زيسته، تسخير شده است. اما ماجرا به همين جا ختم نمي شود، چون ارواح محبوس ‏در جزيره مونک بدين وسيله از سيلوستر و لولو تقاضاي کمک مي کنند. لولو که به ارواح و اشباح باور دارد، براي ‏کمک به آنان دست به کار مي شود. اما کم دانشي وي در اين زمينه مانع از پيشرفت اوست تا اين که ريچارد-‏‎ ‎محقق ‏وقايع ماوراء الطبيعه- و پسري جوان به نام اليور به ياري او برمي خيزند...‏
          ‏<‏strong‏>چرا بايد ديد؟<‏‎/strong‏>‏
          نيکلاي آرسل متولد 1972 کوپنهاگ در سال 2001 با ساختن فيلم کوتاه آخرين سمفوني وويچک از مدرسه ملي سينما ‏فارغ التحصيل شد. داستان تراژدي کميک فيلم درباره آهنگسازي لهستاني و مشهور بود که مجبور به مهاجرت شده و ‏زماني که موفق به يافتن کار نمي شود، ناچار به ساختن موسيقي براي فيلم هاي پورنوگرافيک رو مي آورد. فيلم در ‏جشنواره متعددي نمايش داده شد و جوايزي نيز از جشنواره مونيخ و کلرمون فران دريافت کرد. اما آرسل چند سال ‏بعدي را به نوشتن فيلمنامه[به خصوص براي فيلم هاي کودکان و نوجوانان] گذراند و با فيلم آن دختر را بگير شهرتي ‏در اين کار به هم زد. اولين فيلم بلندش را در سال 2004 با نام بازي شاه کارگرداني کرد، يک تريلر سياسي که از پر ‏فروش ترين فيلم هاي سينمايي دانمارک شد و جوايز ارزنده اي نيز به چنگ آورد. جزيره ارواح سرگردان دومين فيلم ‏بلند اوست که به نظر مي رسد سوار بر موج توفيق فيلم هاي هري پاتر شده و قصد دارد تا تکاني از جهت تجاري به ‏سينماي اسکانديناوي وارد کند. ‏
          جزيره ارواح سرگردان به پيروي از سري هري پاتر پر از جلوه هاي ويژه بصري است و مي شود گفت که در اين ‏زمينه رکوردي در سينماي منطقه به جاي گذاشته که به اين زودي ها شکسته نخواهد شد. 35 دقيقه از فيلم با 630 افکت ‏پر شده که در تاريخ سينماي اسکانديناوي بي سابقه است[يعني تعداد افکت هايي بيش از پارک ژوراسيک!]و مبلغي ‏حدود 40 ميليون کرون دانمارک[8 ميليون دلار] هزينه توليد آن شده است. فيلم با استقبالي کم نظير در دانمارک روبرو ‏شده و به زودي پخش جهاني آن آغاز خواهد شد. هر چند آرسل جوان که خود را ارادتمند اسپليبرگ و شيفته فيلم هاي ئي ‏تي و برخورد نزديک از نوع سوم او مي داند، بايد از اين به بعد در ساخت صحنه هاي اکشن دقت بيشتري به خرج ‏بدهد. بازي سارا لانگ بيک گارمان در نقش لولو از نکات ممتاز فيلم است. جزيره ارواح سرگردان حتي اگر در نگاه ‏اول فيلمي متعلق به رده سني نوجوانان ديده شود، اما مي تواند براي هر گروه سني جذاب باشد. مگر فرويد نگفته بود" ‏کودکي هميشه با ماست"؟
          ژانر: اکشن، خانوادگي، فانتزي، ماجرا. ‏

          Comment

          • abadani69
            Senior Member
            • Aug 2005
            • 21339

            #1760


            ‏<‏strong‏>نفس ‏Soom
            </STRONG>
            نويسنده و کارگردان: کيم کي دوک. موسيقي: کيم ميئونگ جونگ. مدير فيلمبرداري: جونگ مو سونگ. تدوين: کيم و ‏سو آن وانگ. طراح صحنه: هوانگ اين جون. بازيگران: چن چانگ[جانگ جين]، جونگ وو ها[شوهر]، جي آ ‏پارک[يئون]، کيم کي دوک. 84 دقيقه. محصول 2007 کره جنوبي. نام ديگر: ‏Breath‏. نامزد نخل طلاي جشنواره کن. ‏
            يئون که متوجه خيانت شوهرش شده، دچار افسردگي مي شود. اما تماشاي خبري از تلويزيون باعث ايجاد نقطه عطفي ‏در زندگي يئون مي شود. جانگ جين يک محکوم به اعدام دست به خودکشي زده است. زن جوان که از اين خبر به ‏شدت متاثر شده، به زنداني که جانگ جين در آنجا محبوس است مي رود با اين ادعا که دوست دختر سابق اوست موفق ‏مي شود تا به داخل زندان راه پيدا کند. و به زودي در ميان ديوارهاي زندان رابطه اي غير عادي ميان زني فريب ‏خورده و زنداني محکوم به اعدام شکل مي گيرد....‏
            ‏<‏strong‏>چرا بايد ديد؟<‏‎/strong‏>‏
            نفس چهاردهمين فيلم کيم کي دوک افتخار سينماي کره جنوبي است. يک مولف به تمام معنا که در آينده تبديل به يکي از ‏فيلمسازان مهم آسيا خواهد شد. بنابر اين بديهي است که منتقدان چهار گوشه دنيا با علاقه کارنامه وي دنبال کنند و ‏بشارت باد بر آنها و تماشاگران فيلم هاي او که نفس نيز مانند تمامي فيلم هاي قبلي او کاري تماشايي و منحصر به فرد ‏در سينماي کيم کي دوک از کار در آمده است. کيم کي دوک اين بار قهرمان فيلم خانه خالي را روانه زندان کرده و نفس ‏نيز همچون فيلم قبلي حول محور يک قهرمان زن و مشکل ايجاد ارتباط دور مي زند. تقريباً تمامي فيلم در زندان ‏سدائمون سئول مي گذرد و کل فيلم در طول 10 روز فيلمبرداري و با بودجه اي معادل 370 ميليون وون کره جنوبي ‏معادل 400 هزار دلار توليد شده است[يعني يک رکورد فوق العاده براي سينماي مستقل که کيم کي دوک يک چهارم آن ‏را خود تقبل کرده است].‏
            او درباره فيلمش و هدفش از ساخت آن مي گويد: مي خواستم رابطه ميان انسان و جامعه که معضلات آن که حتي نفس ‏کشيدن را به آدمي سخت مي کند و فقدان روابط اجتماعي و شخصي را در کره جنوبي نشان بدهم. همزمان مي خواستم ‏چيزي را روايت کنم که روايت آن غير ممکن به نظر مي رسيد.‏
            توفيق او بلافاصله در نگاه اول به فيلم نفس مشخص مي شود. بازيگراني اندک، فضايي محدود و ديالوگ هاي بسيار کم ‏که به درستي در بدنه فيلم جاي گرفته اند. کيم کي دوک که همواره ترجيح مي داده با بازيگران کره اي کار کند، اين بار ‏هنرپيشه اي تايواني-چن چانگ، راهزن جذاب فيلم بير کمين کرده، اژدهاي پنهان- را براي ايفاي نقش اول فيلم خود ‏برگزيده و خود نيز در نقش نگهبان زندان ظاهر شده است. نفس تا اين لحظه فقط در چند کشور مانند ايتاليا و ترکيه به ‏نمايش در آمده و هنوز اکران جهاني آن آغاز نشده است. بدون شک پخش جهاني آن[همچون نمايش افتتاحيه اش در ‏جشنواره کن] با تحسين و ستايش هاي فراوان روبرو خواهد شد. به اين مرد و سينمايش دقت کنيد!‏
            ژانر: درام. ‏



            ‏<‏strong‏>آنژل ‏Angel
            </STRONG>
            کارگردان: فرانسوا اُزون. فيلمنامه: فرانسوا اُزون، مارتن کريمپ. موسيقي: فيليپ رومبي. مدير فيلمبرداري: دنيس ‏لنوآر. تدوين: موريل لنوآر. طراح صحنه: کاتيا وايچکوپ. بازيگران: رومولا گاراي[آنژل دورول]، سام نيل[تئو]، ‏لوسي راسل[نورا هاو-نويينسون]، مايکل فاسبندر[اسمه]، شارلوت رامپلينگ[هرمايوني]، اکلين تونگ[مادر دورول]، ‏ژانين دويتسکي[عمه لوتي]، کريستوفر بنجامين[لرد نورلي]، تام گرگسون[مارول]. 134 و 119 دقيقه. محصول 2007 ‏انگلستان، بلژيک، فرانسه. نام ديگر: ‏The Real Life of Angel Deverell‏. نامزد خرس طلاي جشنواره برلين. ‏
            آنژل که در خانواده اي فقير به دنيا آمده، آرزو دارد تا نويسنده اي معروف شود. اما هيچ کس-حتي مادرش- تصور نمي ‏کند که او به اين آرزو دست يابد. آنژل بر خلاف زندگي واقعي خودش، زندگي زني مرفه را انگار که خود آن را زيسته ‏باشد، به شکلي فوق العاده در قالب رمان نوشته و به انتشاراتي هاي مختلف مي فرستد. پس از انتظاري طولاني و ‏سخت، يک بنگاه انتشاراتي لندني اعلام مي کند که حاضربه چاپ کتاب اوست. حال روياي آنژل به حقيقت پيوسته و ‏نويسنده جوان با سرعتي باورنکردني به موفقيت، شهرت و عشق دست يافته و تبديل به روياي هر دختر جوان مي شود. ‏اما اين قصه پريوار پاياني خوشي نخواهد داشت...‏
            ‏<‏strong‏>چرا بايد ديد؟<‏‎/strong‏>‏
            آنژل اخرين فيلم فرانسوا اُزون نويسنده و کارگردان مشهور فرانسوي و وارث خلف بونوئل کبير است که بر اساس ‏داستاني از اليزابت تيلور[1975-1912] نويسنده انگليسي-‏‎ ‎با بازيگر مشهور آمريکايي اشتباه نگيريد!- ساخته شده ‏است. آنژل درباره روياپردازي است، درباره فرار از واقعيت پيرامون و سعي در واقعيت بخشيدن به رويايي که در ذهن ‏مان پرورده ايم و تلاش براي ساختن واقعيتي دلخواه که گاه مي تواند به کابوس منجر شود. ‏
            آنژل آخرين اثر اليزابت تيلور بود و در 1975 منتشر شد. تيلور قصه آنژل را تحت تاثير زندگي پر فراز و نشيب مري ‏کورللي[معاصر اسکار وايلد که در عصر ويکتوريا مي زيست] نوشته است. اما اُزون که چند سال قبل اين رمان را ‏خوانده بود، آن را دستمايه اي غني براي خلق يک ملودرام با شکوه دهه 1930 يا 40 ارزيابي کرد. پس از ساختن ‏استخر که مقدمه اي براي درک طرز تفکر و زندگي انگليسي بود، شروع به کار روي فيلمنامه آنژل کرد. اما بر خلاف ‏شخصيت آنتي پاتيک رمان تيلور شخصيتي همچون اسکارلت اوهاراي برباد رفته به آنژل داد. يعني شخصيتي جذاب که ‏مي توان همزمان او را دوست داشت و به او نفرت ورزيد!‏
            آنژل اولين بار در جشنواره برلين به نمايش در آمد و نشان داد که اُزون در اين تجربه تازه اش و در مصاف با ژانر ‏درام تاريخي از نوع انگليسي آن نيز پيروز از ميدان خارج شده است. آنژل با سرمايه اي معادل 15 ميليون دلار توليد ‏شده و تهيه کنندگانش به موفقيت تجاري آن در پخش جهاني بسيار دل بسته اند. ‏
            نقش اصلي فيلم را رمولا گاراي بازي کرده که به زودي شاهد نقش آفريني او در فيلم کفاره خواهيم بود. بديهي است که ‏شارلوت رامپلينگ هم مانند ديگر آثار اُزون در اين يکي هم حضور دارد!‏
            ژانر: درام، عاشقانه. ‏

            Comment

            • abadani69
              Senior Member
              • Aug 2005
              • 21339

              #1761
              گوشواره فيلم تازه وحدي موسائيان در تهران به نمايش عمومي در آمده است. نگاهي داريم به اين فيلم.‏

              ‎‎گوشواره‎‎
              کارگردان: وحيد موسائيان. نويسنده: هوشنگ مرادي کرماني بر اساس داستاني از خودش. مدير فيلمبرداري: شهريار ‏اسدي. تهيه کننده: روح الله برادري. بازيگران: اکبر عبدي، مسعود رايگان، رويا تيموريان و....‏
              دختر فقيري قرار است براي جشن تولد دوستش که خانواده اي متمول دارد به منزل آنها برود. دخترک مي خواهد گران ‏ترين هديه را براي دوست خود بخرد. چنين مي کند و خود را دختري ثروتمند جا مي زند. اما تمام نقشه اش آنگونه که ‏بايد از کار در نمي آيد.‏
              ‎‎يک داستان کوتاه‎‎
              وحيد موسائيان متولد 1348 خرم آباد با كارگرداني فيلم هاي كوتاه در سينماي جوان خرم آباد آغاز كرد و با دستيار ‏کارگرداني ناصر غلامرضايي در فيلم "خون بس" وارد سينماي حرفه اي شد. موسائيان نخستين فيلم بلند خود را سال ‏‏1380با نام "آرزو هاي زمين" ساخت که جايزه ويژه هيئت داوران جشنواره فيلم مسکو را ربود. دومين فيلم موسائيان ‏‏"خاموشى دريا" كه به دغدغه هاى يك مهاجر ايرانى كه پس از سال ها به وطن بازگشته، مى پرداخت در عرصه جهانى ‏حتى موفق تر از آرزوهاى زمين بود و سوار بر موج اين موفقيت موسائيان توانست سومين فيلمش "تنهايى باد" را ‏كارگردانى كند.‏
              گوشواره در جند جهت اگرچه سعي دارد خود را متعلق به سينماي داستانگو و بدنه سينماي ايران معرفي کند، اما تجربه ‏اي تازه به شمار مي آيد. اول اينکهنگاه وحيد موسائيان متعلق به سينماي جوان است و نشات گرفته از جريان رايج ‏فيلمسازي فيلم کوتاه که به هرحال از يک سينماي متفاوت مي آيد. دوم اينکه فيلمنامه فيلم را هوشنگ مرادي کرماني خود ‏نوشته و اين کار در کارنامه هنري او حرکتي تازه تلقي مي شود.‏
              مرادي کرماني داستان هاي مختلف خود را در اختيار سينماگراني همچون داريوش مهرجويي، کيومرث پور احمد، سعيد ‏ابراهيمي فر و... قرار داده و آنها فيلم هاي موفقي از روي آنها ساخته اند. اما مرادي کرماني آنقدر دلبسته داستان ‏گوشواره بوده که ترجيح داده خودش دست به کار شود و فيلمنامه فيلم را بنويسد. چند اشتباه کوچک در اين نگارش و ‏چند حرکت اشتباه از سوي موسائيان نيز سبب شده فيلم آنگونه که بايد به بار ننشيند و گوشواره اثر موفقي نباشد. ‏
              از فيلمنامه که شروع کنيم به عدم ظرفيت داستان براي تبديل شدن به يک فيلم بلند بر مي خوريم. داستان کوتاه گوشواره ‏قصه اي بسيار جذاب است که از نگاه تيزبين اجتماعي مرادي کرماني نشات مي گيرد. دختر بچه اي فقير که نزد ‏دوستانش خود را دختري پولدار جا مي زند و اين دروغ کوچک تا پايان مراسم براي او دردسر هاي فراوان مي آفريند. ‏دروغ گويي دختر در بطن حوادث تضادهاي فراواني را در برخورد با فضا بر مي انگيزد که به بار دراماتيک فيلم تبديل ‏مي شود. اما اين داستان نهايتاً ظرفيت تبديل شدن به فيلمي نيم ساعته را دارد و مرادي کرماني مجبور شده براي افزايش ‏طول داستان چند داستانک را به داستان اصلي اضافه کند. از اين داستانک ها مي توان به ورود غاز به منزل پيرمرد ‏همسايه دختر پولدار. پرسه هاي دکتر و دختر فقير در شهر و برخورد آنها با کارگران شهرداري و اينکه دکتر شروع به ‏تعريف داستان زندگي خود کند که پدرش رفتگر بوده و.... اشاره کرد. اين داستانک ها به هيچ عنوان با داستان اصلي ‏ارتباط ارگانيک برقرار نمي کند و در حد چند داستان کوتاه مستقل فرعي باقي مي ماند. ‏

              وحيد موسائيان نيز در تبديل آنها به فيلم قادر نيست اين داستانک ها را به هم مرتبط کند. هريک در بيان تصويري ريتمي ‏جداگانه دارد و از اين منظر فيلم را به شدت با تناقض در ريتم دروني و بيروني مواجه مي سازد. از ديگر سو مخاطب ‏را از فضاي اصلي داستان و پيکره فيلم جداکرده و دائم ذهم مخاطب را دستخوش تغيير مي سازد. ديگر نکته اي که ‏موسائيان به درستي رعايت نکرده انتخاب صحيح بازيگران است. در اين فيلم اکبر عبدي نقش يک دکتر پولدار را بازي ‏مي کند و رويا تيموريان و مسعود رايگان نقش پدر و مادر فقير دختر را. دقيقاً اين بازيگران مي بايست در جايگاه ‏يکديگر واقع مي شدند. تماشاگر عبدي را در اين فضا باور نمي کند و بازي رايگان هم که هميشه خوب از آب در آمده ‏اين بار به بازي تصنعي وپر از ادا تبديل مي شود. همين نکته مي توانست عاملي باشد تا کارگردان ضعف چند قصه ‏بودن فيلم را پر کند که اين اتفاق نيز رخ نمي دهد. مخاطب فيلم هم که قرار است کودکان باشند در همين راستا دائم ‏فراموش مي شود و در فصل هايي همچون دعواي زن و مرد فقير زير باران که براي بردن دخترشان در کوچه پس ‏کوچه هاي شمال شهر گم شده اند تکليف اينکه مخاطب فيلم چه کسي مي تواند باشد مشخص نمي شود.‏
              حال تمام اين اشکال ها را مي توان زير اين عنوان جمع بندي کرد که نه موسائيان و نه مرادي کرماني آدم هاي سينماي ‏اين جنس سينماي بدنه نيستند. اما موسائيان چند فيلم در فضاهاي متفاوت ساخته که هنوز نتوانسته اند رنگ پرده را ببينند ‏و آنها هم که آمده اند بي صدا نمايش داده شده و خيلي زود از روي پرده پايين آمده اند. پس اين سينماي نا متعادل او را به ‏سويي مي راند که به سينماي بدنه و بازاري گرايش پيدا کرده و چون اين سينما را هم بلد نيست و قواعد آن را نمي ‏شناسد، در ترکيب با علايق شخصي به سينمايي دست مي يابد که نتيجه آن چنين فيلمي مي شود که قابليت هاي فراواني ‏براي نمايش اختلاف طبقاتي دارد، اما تمام مايه هاي خود را از دست مي دهد.‏

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #1762
                27 Dresses (200

                Jane is idealistic, romantic and completely selfless--a perennial bridesmaid whose own happy ending is nowhere in sight. But when younger sister Tess captures the heart of Jane's boss--with whom she is secretly in love--Jane begins to reexamine her "always-a-bridesmaid..." lifestyle.

                Genres: Comedy and Romance

                Running Time: 1 hr. 47 min.

                Release Date: January 18th, 2008 (wide)

                MPAA Rating: PG-13 for language, some innuendo and sexuality.

                Distributors: 20th Century Fox Distribution

                Cast and Credits

                Starring: Katherine Heigl, James Marsden, Malin Akerman, Edward Burns, Melora Hardin
                Directed by: Anne Fletcher
                Produced by: Erin Stam, Becki Trujillo, Gary Barber


                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #1763
                  Fool's Gold (2008 )

                  Ben "Finn" Finnegan is a good-natured, surf bum-turned-treasure hunter who is obsessed with finding the legendary 18th century Queen's Dowry--40 chests of exotic treasure that was lost at sea in 1715. In his quest, Finn has sunk everything he has, including his marriage to Tess Finnegan and his more-rusty-than-trusty salvage boat, "Booty Calls." Just as Tess has begun to rebuild her life, working aboard...

                  Genres: Action/Adventure and Romance

                  Release Date: February 8th, 2008 (wide)

                  MPAA Rating: PG-13 for action violence, some sexual material, brief nudity and language.

                  Distributors: Warner Bros. Pictures Distribution

                  Cast and Credits

                  Starring: Matthew McConaughey, Kate Hudson, Donald Sutherland, Ewen Bremner, Alexis Dziena
                  Directed by: Andrew Tennant
                  Produced by: Wink Mordaunt, James R. Dyer (II), Jon Klane


                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #1764
                    Welcome Home Roscoe Jenkins (2008 )

                    Talk-show sensation RJ Stevens left behind his modest Southern upbringing and family name to transform into a self-help guru dispensing his "Team of Me" philosophy to millions of adoring fans. With a reality-TV-star fiancee and money to burn, there's no piece of the Hollywood dream RJ hasn't achieved. After his parents request that he come home for their 50th wedding anniversary, the TV host packs...

                    Genres: Comedy

                    Release Date: February 8th, 2008 (wide)

                    MPAA Rating: PG-13 for crude and sexual content, language and some drug references.

                    Distributors: Universal Pictures Distribution


                    Cast and Credits

                    Starring: Martin Lawrence, Louis C.K., Nicole Ari Parker, James Earl Jones, Joy Bryant
                    Directed by: Malcolm D. Lee
                    Produced by: Malcolm D. Lee, Timothy M. Bourne, Gary Barber


                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #1765
                      The Band's Visit (2008 )

                      A small Egyptian Police band arrives in Israel. They are suppose to play at an initiation ceremony but instead are left stranded at the airport. The band tries to make their way on their own, only to find themselves in a desolate, small Israeli town, somewhere in the heart of the desert. A lost band in a lost town.

                      Genres: Art/Foreign, Comedy, Drama and Musical/Performing Arts

                      Running Time: 1 hr. 26 min.

                      Release Date: Februrary 8th, 2008 (limited)

                      MPAA Rating: PG-13 for brief strong language.

                      Distributors: Sony Pictures Classics

                      Cast and Credits

                      Starring: Saleh Bakri, Khalifa Natour, Ronit Elkabetz, Rubi Moscovich, Imad Jabarin
                      Directed by: Eran Kolirin
                      Produced by: Eilon Ratzkovsky, Ehud Bleiberg, Yossi Uzrad


                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #1766
                        The Hottie and the Nottie (200

                        Nate Cooper has been smitten with Cristabel Abbott since he first laid eyes on her at the impressionable age of six. But before he could try and snuggle up to her at nap time, or maybe send her a valentine, his family moved away. In the intervening years there have been other women in Nate's life, but none who could measure up to Cristabel. Convinced she's the only girl for him, Nate decides to...

                        Genres: Comedy

                        Running Time: 1 hr. 31 min.

                        Release Date: February 8th, 2008 (limited)

                        MPAA Rating: PG-13 for crude and sexual content.

                        Distributors: Regent Releasing

                        Cast and Credits

                        Starring: Paris Hilton, Adam Kulbersh, Christine Lakin, Joel David Moore, Marianne Muellerleile
                        Directed by: Tom Putnam (II)
                        Produced by: Paris Hilton, Hans G. Syz, Hadeel Reda


                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #1767
                          In Bruges (2008 )

                          Bruges, the most well-preserved medieval city in the whole of Belgium, is a welcoming destination for travellers from all over the world. But for hit men Ray and Ken, it could be their final destination; a difficult job has resulted in the pair being ordered right before Christmas by their London boss Harry to go and cool their heels in the storybook Flemish city for a couple of weeks. Very much out...

                          Genres: Action/Adventure, Comedy and Drama

                          Running Time: 1 hr. 41 min.

                          Release Date: February 8th, 2008 (limited)

                          MPAA Rating: R for strong bloody violence, pervasive language and some drug use.

                          Distributors: Focus Features

                          Cast and Credits

                          Starring: Colin Farrell, Brendan Gleeson, Ralph Fiennes, Clemence Poesy, Jeremie Renier
                          Directed by: Martin McDonagh
                          Produced by: Tessa Ross, Jeff Abberley, Julia Blackman


                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #1768
                            Definitely, Maybe (2008 )

                            A thirtysomething Manhattan dad is in the midst of a divorce when his 10-year-old daughter, Maya, starts to question him about his life before marriage. Maya wants to know absolutely everything about how her parents met and fell in love: Will's story begins in 1992, as a young, starry-eyed aspiring politician who moves to New York from Wisconsin in order to work on the presidential campaign. For Maya,...

                            Genres: Comedy

                            Running Time: 1 hr. 45 min.

                            Release Date: February 14th, 2008 (wide)

                            MPAA Rating: PG-13 for sexual content, including some frank dialogue, language and smoking.

                            Distributors: Universal Pictures

                            Cast and Credits

                            Starring: Ryan Reynolds, Derek Luke, Isla Fisher, Elizabeth Banks, Rachel Weisz
                            Directed by: Adam Brooks
                            Produced by: Liza Chasin, Bobby Cohen, Kerry Orent


                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #1769
                              Jumper (2008 )

                              A genetic anomaly allows a young man to teleport himself anywhere. He discovers this gift has existed for centuries and finds himself in a war that has been raging for thousands of years between "Jumpers" and those who have sworn to kill them.

                              Genres: Action/Adventure, Science Fiction/Fantasy, Adaptation and Teen

                              Release Date: February 14th, 2008 (wide)

                              MPAA Rating: PG-13 for sequences of intense action violence, some language and brief sexuality.

                              Distributors: 20th Century Fox Distribution

                              Cast and Credits

                              Starring: Hayden Christensen, Samuel L. Jackson, Jamie Bell, Diane Lane, Katie Boland
                              Directed by: Doug Liman
                              Produced by: Vince Gerardis, Ralph Vicinanza, Marc S. Fischer


                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #1770
                                The Spiderwick Chronicles (2008 )

                                From the beloved best-selling series of books comes "The Spiderwick Chronicles," a fantasy adventure for the child in all of us. Peculiar things start to happen the moment the Grace family (Jared, his twin brother Simon, sister Mallory and their mom) leave New York and move into the secluded old house owned by their great, great uncle Arthur Spiderwick. Unable to explain the strange disappearances...

                                Genres: Kids/Family, Science Fiction/Fantasy and Adaptation

                                Release Date: February 14th, 2008 (wide)

                                MPAA Rating: PG for scary creature action and violence, peril and some thematic elements.

                                Distributors: Paramount Pictures, Nickelodeon Movies

                                Cast and Credits

                                Starring: Michael Kahn, Freddie Highmore, Sarah Bolger, David Strathairn, Mary-Louise Parker
                                Directed by: Mark Waters (II)
                                Produced by: Julia Pistor, Holly Black (II), Tony DiTerlizzi


                                iran

                                Comment

                                Working...