
<strong>صليب شکسته سرخ Red Swastik</STRONG>
کارگردان: وينود پانده. فيلمنامه: وينود پانده، پريتي کوپيکار. موسيقي: شامير تاندون، جان هانت، آشوتوش پاتاک. مدير فيلمبرداري: راکيش کومار. تدوين: بابي بوس. بازيگران: شريلين-مونا- چوپرا[سميتا]، هارش چايا[چودهري]، ديپشيکا[ساريکا]، يوسف حسين[کميسر پليس]، راج خان، پريتي کوپيکار، اوشا باچاني. ١٣٢ دقيقه. محصول ٢٠٠٧ هندوستان.
زني به نام سميتا پس از عشق بازي با مردي وي را به مسموم کرده و به قتل مي رسد. سپس صليب شکسته اي با خون وي روي پيشاني اش ترسيم مي کند. ماموري به نام چودهري مسئول رسيدگي به پرونده اين جنايت مي شود. تنها سر نخي که وجود دارد تماس تلفني سميتا با ساريکا سردبير يک مجله زنان است که طي آن تهديد کرده اگر مقاله ارسالي اش را چاپ نکنند بايد منتظر اتفاقات بدي باشند. تماس هاي سميتا با ساريکا ادامه پيدا مي کند و به زودي يکي از همکاران چودهرا نيز با سميتا ارتباط برقرار مي کند. ولي او نيز پس از همخوابگي با سميتا به قتل مي رسد. به نظر مي رسد تنها راه پهن کردن دامي براي سميتا است تا وي را در صحنه قتلي تازه دستگير کنند...
<strong>چرا بايد ديد؟</strong>
سکس و هيجان فرمول کوبنده اي است که امتحان جهاني خود را نيز خوب پس داده[بهترين نمونه آمريکايي آن غريزه اصلي] و کمتر فيلمسازي است که وسوسه ساختن فيلمي در اين ژانر را نداشته باشد. صليب شکسته سرخ اگر در آمريکا يا اروپا ساخته مي شد، فيلمي درجه سه و حتي بيشتر و بدون جنجال هاي پيراموني محسوب مي گرديد. ولي توليد آن در بدنه سينماي هند و باليوود مي تواند نقطه عطفي تازه در ساخت فيلم هاي مختص بزرگسالان باشد. پانده قبلاً نيز در زمينه روايت داستان هاي تازه و جالب قريحه آزمايي کرده و فيلم هاي موفقي چون يک بار ديگر و Yeh Nazdeekiyan در کارنامه اش دارد. اما اين بار دست درازي وي به سوي فيلم کمتر شناخته شده اي در سينماي آمريکا و سعي در توليد نسخه هندي آن موفقيت زيادي کسب نکرده است. پانده با استفاده از قصه فيلم روي سنگ قبرت تف مي کنم[مه ير زارکي، ١٩٧٨] با شرکت کاميل کيتون[نوه خواهري باستر کيتون] سعي کرده تا به ماجراي زني که بعد از تجاوز گروهي و ترک نامزدش و از دست دادن کودکش نسبت به مردهاحس انتقام جويي يافته، رنگي از روانشناسي بزند. براي تاکيد بر همين نکته در تيتراز فيلم نيز از نوشته يک تريلر روانشناختي استفاده کرده، اما تنها چيزي که در اين فيلم اثري از آن پيدا نمي کنيد روانشناسي است!
شايد خلاصه قصه اي با محور انتقام جويي اين زن روي کاغذ جذاب به نظر بياييد، ولي حاصل کار پانده روي نوار سلولوئيد آش دهن سوزي نيست.. تنها نکته بارز آن سعي براي دوختن لباس يک زن مرگبار هندي بر تن شريلين-مونا- چوپرا است که کم و بيش موفق بوده، اما صحنه هاي اغواگرانه فيلم هنوز از حد بوسه هاي آتشين و فرانسوي[چيزي که قبلاً در فيلم هاي باليوود ديده نمي شد] فراتر نمي رود و دوربين از پشت لوازم صحنه با حجب و حيايي هندي[شايد هم ترس از مميزي] در حال چشم چراني نصفه کار بانو سميتاي خونخوار با قربانيان خويش است!
با اين حال فيلم در هفته اول نمايش خود در هندوستان ١٠ ميليون تماشاگر داشته که رقم بسيار خوبي در يک کشور يک ميليارد نفري است و نشان از موفقيت فرمول سکس و جنايت دارد. شما هم اگر از اين فرمول خوش تان مي آيد، يا سرسپرده فيلم هاي باليوودي هستند فرصت را غنيمت بشماريد!
ژانر: سکسي، مهيج.
















Comment