Classical Music ( iranian music)

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #76
    محمد موسوي:مي*خواستم كنسرت بدهم اما سالن نبود

    به گزارش خبرنگار فارس اين نوازنده ني كه بعد از سالها سكوت با حضور در برنامه سه شب*هاي راديو پيام صحبت مي*كرد، گفت: خوشحالم كه در ماه*هاي گذشته همه بزرگان موسيقي به روي صحنه آمدند هنرشان را عرضه كردند من نيز بعد از اين همه سكوت علتش پخش بدون اجازه آثارم بود تصميم به برگزاري كنسرت را گرفتم اما متاسفانه سالن گيرم نيامد.
    وي در خصوص گرايش به ساز ني افزود: من در خانواده*اي كه هم پدر پدري*ام و هم پدر مادري*ام آيت*الله بودند،در اهواز متولد شدم و از 8 سالگي به ويولن علاقمند شدم و چند سالي هم در اهواز به كلاس رفتم. اما در سن 11 سالگي صداي ني جادويي استاد كسايي را از راديو شنديم و مجذوب آن شدم به دنبال آن از مغازه*اي كه سازهاي ني و سه تار مي*فروخت با جمع كردن پول*هايم ني 4 توماني خريدم و 2 سال خودم بدون استاد ساز زدم.
    وي ادامه داد: پدر من در اتقاق بازرگاني خوزستان كار مي*كرد يك*سال عيد نوروز رئيس اتاق بازرگاني اصفهان مهمان بود و من در آن شب برايشان ني زدم او پس از ساز زدن من گفت كه كسايي يكي از بستگان من است و بايد شما را ببيند. به دنبال آن با رفتن به اصفهان توفيق زيارت ايشان را پيدا كردم و سپس با علاقه فراوان مراحل يادگيري را سپري نمودم.
    اين نوازنده ني در خصوص آشنايي خود با شجريان گفت:يك روز در آموزشگاه افتتاح كه تدريس مي*كردم امير افتتاح به من گفت كه دوست داراي استاد عبادي را ببيني؟ من كه ديدن استاد عبادي آرزويم بود،پذيرفتم و به نزد ايشان رفيتم*.استاد عبادي گفت:شنيدم ني مي*زني. من نيز تاييد كردم در همان زمان كه شجريان هم در كنار استاد عبادي بود از من خواست ني بزنيم و شجريان بخواند، آن اتفاق باب آشنايي من با شجريان شد.
    موسوي در خصوص همكاري*اش با شجريان اظهار داشت:ما 40 سال است كه با هم دوست هستيم و 200 و 250 كار از اول انقلاب با هم ضبط كرديم از اين ميان 2 اثر با عنوان نوا مركب خواني و سر عشق منتشر شده كه اميدوارم بقيه اين آثار نيز منتشر شوند.

    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #77
      طولانی*ترين تصنيف تاريخ موسيقی ايران را همايون شجريان با آهنگسازی محمدرضا درويشی روی بازسازی كاری از عبدالقادر مراغی خوانده كه قرار است اواخر امسال به بازار موسيقی عرضه شود.

      به*گزارش همشهری*آنلاين محمدرضا درويشی، در دومين نشست پيش*همايش عبدالقادر مراغی، موسيقی*دان نامدار قرن نهم هجری كه در ساختمان فرهنگستان هنر در خيابان ولی*عصر برگزار شد، ضمن اعلام اين خبر گفت: « اين تصنيف كه ۲۱ دقيقه زمان دارد، حاصل دو سال تلاش شبانه*روزی گروه عبدالقادر مراغی است كه قرار است به*همراه ۲۳ تصنيف ديگر در مجموعه*ای با يک كتاب و سه سی*دی از سوی كانون پرورش فكری كودكان و نوجوانان(!) به بازار موسيقی عرضه شود. »

      وی گفت: « به*دليل آنكه ۱۷ دقيقه از اين تصنيف در مدح امام هشتم شيعيان سروده شده است، هيچ*گاه از سوی نوازندگان و خوانندگان تركيه اجرا نشده و برای نخستين بار است كه بعد از پنج قرن اين تصنيف اجرا و خوانده شده است. »

      اين تصنيف كه بخش*هايی از آن در همين نشست پخش شد در سه*گاه نوشته شده و عمده*ی آن در بخش*های اوج صدای خواننده قرار دارد و همايون شجريان توانسته با تمرينات طاقت*سوزی كه روی اين كار انجام داده، به خوبی از پس كار برآيد.

      در اين نشست كه با حضور برخی از اعضای گروه عبدالقادر مراغی برگزار شد، همايون شجريان ـ كه از سوی درويشی برجسته*ترين خواننده*ی معاصر بعد از پدرش لقب گرفت ـ حضور داشت و گفت كه وقتی كار را ابتدا شنيد برايش بسيار عجيب و شگفت*انگيز جلوه كرد؛ چرا كه در برخی از لحظات تصنيف نقاط اوج و فرودهای آن با معيارهای آوازخوانی موسيقی سنتی همخوانی نداشت؛ *به اين معنا كه خواننده درست در زمانی*كه بايد فرود بيايد با يک اوج ديگر روبه*رو می*شود كه اين تجربه به اين می*مانست كه دونده*ای كه صد متر را با بالاترين سرعت دويده، وقتی به خط پايان رسيد، تازه به او بگويند كه صد متر ديگر را هم بايد در جهت عكس بدود.

      وی همچنين از كم آمدن نفس خواننده در برخی از نقاط خبر داد و گفت كار عبدالقادر به گونه*ای بود كه در بخش*های بم تصانيف، خواننده با كمبود نفس روبه*رو می*شود و برای غلبه بر اين مشكل نيازمند تمرينات طاقت*سوزی است كه من سعی كردم از پس كار برآيم.

      محمدرضا درويشی درباره*ی چگونگی كار روی اين تصانيف گفت كه دو سالی است، هر هفته دو جلسه*ی ۴ ساعته با گروه تمرين می*كند و شكل*گيری اين گروه ۹ نفره به گونه*ای*ست كه نه كسی می*تواند به گروه اضافه شود و نه از آن كم شود ؛ چرا كه پيوستن هر فرد به گروه، نيازمند ۶ ماه تمرين مقدماتی فشرده برای آشنايی با سبک كار مراغی و نواختن اين قطعات است.

      درويشی گفت كه چند سالی، تمامی وقت و انرژی خود را گذاشته تا از آرشيوهای شخصی و نيز كتابخانه*های موسيقی تركيه و يونان بتواند اين تصانيف را به*دست آورد كه از ميان سی تصنيفی كه يک محقق ترک نشانی آنها را در كتاب خود داده، توانسته به ۲۴ تصنيف دست پيدا كند و بقيه*ی تصانيف را نتوانسته به*دست آورد.

      در گروه عبدالقادر مراغی نگار بوبان (عود)، ساناز نخجوانی (قانون)، آرش شهريار (چهارتار)، علی صمدپور (رباب)، سيروس جمالی (رباب)، سيامک جهانگيری (نی)، احسان ذبيحی*فر (كمانچه آلتو)، سامر حبيبی (كمانچه آلتو) و بهزاد ميرزايی (دايره) می*نوازند و به گفته*ی درويشی در شكل*گيری و ساخت اين مجموعه تصانيف تمامی اعضای اين گروه كه از آهنگسازان و نوازندگان شناخته*شده*ی كشور به شمار می*روند سهمی جدی و تأثيرگذار داشته*اند.

      درويشی گفته است كه پس از انتشار آلبوم و سی*دی عبدالقادر مراغی، گروه يادشده كنسرت صحنه*ای كار را در ايران و ساير كشورها اجرا خواهد كرد.

      پيش از سخنان درويشی، داريوش طلايی درباره*ی « علم و عمل موسيقی: ديدگاه*ها و كاربردها » سخن گفت و ضمن ارائه*ی تاريخچه*ای از نظريه*پردازی در موسيقی ايران، از فارابی تا ابن*سينا و ارموی و مراغی، به فضای عملی كارهای آنها نيز پرداخت.

      پس از درويشی نيز فرهاد فخرالدينی كه چند سال قبل يكی از تصانيف عبدالقادر مراغی را در سريال امام علی (ع) با صدای صديق تعريف انتشار عمومی داده بود، به شكل تئوريک و با استفاده از عدد و رقم و نت گفت كه سی سال است روی اين پروژه كار كرده تا توانسته به چنين لحن و بيان عملی در كار دست يابد.

      پس از سخنان فخرالدينی و درويشی، چند تن از حاضران سؤالاتی را با اين دو موسیقی*دان نامی در ميان گذاشتند.


      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #78
        سال 79 است. خبر تشکیل گروهی متشکل از محمدرضا شجریان، حسین علیزاده و کیهان کلهر مثل بمب صدا می*کند. بار دیگر خاطره «عارف»، «شیدا» و «چاووش» زنده می*شود. «زمستان» به بازار می*آید و نه تنها در ایران که در بسیاری از کشورهای دیگر هم سر و صدا به*پا می*کند. گروه نام گروه اساتید موسیقی سنتی ایران را به خود می*گیرد و آلبوم*های «فریاد»، «بی تو به سر نمی*شود»، «ساز خاموش» و «سرود مهر» را منتشر می*کند و دو آلبوم «فریاد» و «بی تو به سر نمی*شود» نامزد دریافت جایزه موسیقی «گرمی» می*شوند. تورهای گروه یکی پس از دیگری در آمریکا، کانادا و اروپا برگزار می*شود.
        سال 82 است. زلزله بم را ویران می*کند. همه سردرگمند و همه می*خواهند کمک کنند. گروه اساتید تصمیم می*گیرد برای اولین*بار بعد از گذشت 3 سال از فعالیتش روی سن تالار وزارت کشور حاضر شود و برای کمک به زلزله*زدگان چهار شب کنسرت بدهد. قرار است تمام عواید به تاسیس باغ هنر بم اختصاص پیدا کند.

        سال 84 است. آذرماه سرد تهران و بار دیگر تالار وزارت کشور. بار دیگر همه دور هم جمع شده*اند تا کنسرت گروه اساتید را به نظاره بنشینند. بازارسیاه بلیط*های کنسرت جلوی در تالار امان همه را بریده و از طرفی بیش از آنچه که مردم انتظار کنسرت یک گروه را بکشند، از گوشه و کنار در خبرها پیچیده که کنسرت استاد شجریان.

        سال 85 است. گروه بدون اعلام رسمی از هم پاشیده و تک*وتوک خبر می*رسد که کار آن*طور که باید گروهی پیش نمی*رفته و بعید است که بار دیگر دور هم جمع شوند. کلهر و علیزاده و حتی خود شجریان هم در مصاحبه*هایی مجزا اعلام می*کنند که حرف*هایشان برای هم به پایان رسیده. از سویی هیچکدام به*صورت قطعی راه را نمی*بندند و امکان ادامه همکاری را در سال*های آینده از خود و طرفدارانشان نمی*گیرند. حالا گروه اساتید موسیقی سنتی ایران تبدیل به خاطره*ای شیرین و ماندگار نه فقط برای طرفدارانشان که برای دوستداران موسیقی ردیف - دستگاهی ایران شده است.

        سال 87 است. اولین برف کم*جان زمستان در تهران می*بارد اما خبر می*رسد که قرار است بازار موسیقی گرم شود. قرار است خاطره روزهای شیرین موسیقی ایرانی بار دیگر رقم بخورد. قرار است تا کیهان کلهر و حسین علیزاده کنار هم بنشینند، ساز بزنند و آینه زنگار گرفته موسیقی ایرانی را با نوآوری*های همیشگی*شان صیقل بدهند.

        حسین علیزاده می*گوید: «گروهی از جوان*ترها را جمع کرده*ایم و دوست داریم بار دیگر کارمان را کنار هم شروع کنیم».

        کیهان کلهر هم ادامه می*دهد: «قصد داریم ابتدا کنسرت*های خارج از ایران را با هم شروع کنیم و بعد از آن در ایران هم کنسرت*هایی را برگزار کنیم. هنوز اسم مشخص و دقیقی برای این گروه در نظر گرفته نشده است اما به احتمال قوی همان نام پیشین باقی می*ماند».
        حسین علیزاده درباره فعالیت این گروه می*گوید: «اگرچه هنوز دقیقا چند و چون کار مشخص نیست اما تصمیم داریم که کارهایي جدی در زمینه موسیقی دستگاهی ایران با همان سلایقی که من و کیهان کلهر داریم و در طول این سال*ها کار نشان داده*ایم انجام دهیم».

        کلهر ادامه می*دهد: « از این هفته صحبت*های جدی*مان در مورد کنسرت*ها شروع می*شود و بنا داریم که از تابستان کنسرت*های آمریکا و کانادا را آغاز کنیم. تصورم بر این است که زمستان سال آینده یعنی حول*وحوش فوریه 2010 در تهران کنسرت*هایی را برگزار کنیم اما هنوز در مورد محل این کنسرت تصمیمی نگرفته*ایم و باتوجه به مشکلات برگزاری کنسرت در ایران باید دنبال سالن خوب گشت و فضا را برای برگزاری چنین برنامه*ای مناسب دید».

        از گفته*های علیزاده و کلهر برمی*آید که حدود یک سال دیگر این کنسرت در ایران برگزار شود ولی هنوز برگزارکننده آن مشخص نیست به خصوص اینکه علیزاده به زودی کنسرت دیگری را هم در ایران به همراه «ضربانگ» یها برگزار می*کند. او تصمیم دارد مرداد سال آینده در تهران این کنسرت را برگزار کند و در کنار بهنام سامانی، پژمان حدادی، مرشد مهرگان، جاوید افسری و حکیم لودین (نوازنده افغان مقیم آلمان) روی سن حاضر شود. از آن*سو کیهان کلهر نیز کنسرت*های خارج از ایرانش را به صورت پیوسته همراه با نوازندگان و آهنگسازان بنامی همچون یویوما و گروه «جاده ابریشم»، اردال ارزنجان، شجاعت حسین*خان، کورونوس کوارتت، بروکلین رایدرز و... برگزار می*کند و در کنار این*ها فعالیت*های دیگری را هم همچون همکاری با ارکستر فیلارمونیک کلن انجام می*دهد. کلهر در مورد برگزاری این کنسرت در ایران می*گوید: «متاسفانه کنسرت*هایی که الان در ایران برگزار می*شوند بیشتر حالت از سرباز کنی را پیدا کرده*اند و هنرمندان برای برگزاری آنها زحمتی نمی*کشند. به*هرحال ما سعی می*کنیم که این گروه از این مسائل به دور باشد و برنامه*ای در خورتوجه را ارائه کنیم».او در مورد خواننده و دیگر اعضای این گروه گفت: حمیدرضا نوربخش گزینه اصلی ما برای بخش آوازی این برنامه است و به*جز من و آقای علیزاده، نیما علیزاده با رباب، سیامک جهانگیری با نی و دو نوازنده دیگر با سازهای تنبک و سنتور در این گروه حضور خواهند داشت».آهنگساز «شب، سکوت، کویر» در مورد قطعات این کنسرت توضیح داد: «اولین برخورد ما بی*شک بیش از همه*چیز با موسیقی سنتی ایران خواهد بود. به*نظر من پیش از همه*چیز باید کیفیت این موسیقی را مدنظر قرار داد. نمی*خواهیم محتوایی عجیب و غریب عرضه کنیم اما بی*شک روی موسیقی سنتی صحه خواهیم گذاشت و موسیقی جدی را در کنسرت*مان عرضه می*کنیم نه از این دست کنسرت*های موسیقی سنتی که شبه پاپ هستند. الان متاسفانه اغلب کنسرت*های موسیقی سنتی نیمه*پاپ برگزار می*شوند. امیدوارم که برنامه ما بتواند موسیقی سنتی جدی و خوبی را ارائه دهد. من همیشه در زمانی که قرار است در مورد قطعه*ای برای گروه تصمیم بگیرم این مسئله را مدنظر قرار می*دهم که این برنامه بار صحنه*ای و جذابیت*های ویژه صحنه را داشته باشد. بتواند یک ساعت مردم را روی صندلی*هایشان نگه دارد و در عین*حال تاثیرگذار باشد».

        کیهان کلهر در مورد ادامه همکاری این گروه گفت: «هدفمان ماندگاری است اما نه به این معنی که تا 100 سال دیگر با هم باشیم. یک دوره خوب کاری داشتن برای همه ما کافی است اینکه 3-4 کار خوب بتوانیم در آن دوره با هم بکنیم می*تواند دستاورد مثبتی باشد. هیچوقت دوست ندارم 50 سال دور هم بایم چرا که عقاید عوض می*شود و بنابراین نوازنده*ها هم باید عوض شوند و ممکن است شما دیگر نخواهی که با چنین شرایطی کار کنی. می*بینید سلیقه*تان عوض می*شود و دلتان می*خواهد اصلا برای 5 سال موسیقی سمفونیک بنویسید، بنابراین نمی*توان همیشه به ماندگاری به آن شیوه مرسوم فکر کرد. این گروه در کنار گروه خودم فعالیت می*کند و من کارهای بی*کلامم را بیشتر همراه با آن گروه کار می*کنم اما موسیقی آوازی هم برایم بسیار مهم است و این گروه جدید می*تواند از این نظر نیز خوب باشد».

        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #79
          Guiv Ghalamkaripour

          Musical prodigy

          Guive is growing up (I think he is 12 now), and he continues to create magic out of the multiple musical instruments he plays. He was born to an Iranian father and a Belgian mother and has been playing music all his life. His website: www.ghalamkaripour.com

          Here he performs Darvish Khan's Reng e Mahour on Setar:


          [ame]http://www.youtube.com/watch?v=KUuFHCuV_V8[/ame]

          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #80
            Mobarakbad

            Mortazavi, Mohammad Reza

            [ame]http://www.youtube.com/watch?v=hV8o8YD9doQ[/ame]

            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #81

              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #82
                کیهان کلهر همین چند وقت پیش بود که به همراه گروه «بروکلین راید»- که از نوازندگان تجربی سازهای زهی تشکیل شده - در کنسرتی در تالار رویس هال دانشگاه لس آنجلس، به اجرای برنامه پرداخت. کلهر که چند سالی است در ایران کنسرت برگزار نکرده و تنها آلبومهایش منتشر شده، در سالهای اخیر کنسرتهای بسیاری در دنیا برگزار کرده است. البته کنسرت*های او طی دو، سه سال اخیر در دنیا کمتر شده اند، اما تا چند سال پیش او سالی نود تا نود و پنج کنسرت در نقاط مختلف دنیا برگزار می کرد. كلهر تا به حال سه بار در سال هاى ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ كانديداى دريافت جايزه گرمى براى آلبوم «غزل ۴» به همراه شجاعت حسين*خان و همچنين آلبوم هاى «فرياد» و «بى تو به سر نمى شود» به همراه گروه استادان موسيقى ايرانى شده است.

                اجرای شهر خاموش در لس آنجلس
                اما در کنسرتی که کلهر در تالار رویس هال دانشگاه لس آنجلس برگزار کرد برای نخستین بار بخش*هایی از آلبوم شهر خاموش را برای گروه کثیری از تماشاگران علاقمند نواختند.
                این برنامه در تالار رویس هال یکی از موفق*ترین کنسرت*های سالیانه دانشگاه لس آنجلس محسوب می*شود که هر سال میزبان برخی از برجسته*ترین چهره*های هنری آمریکا و جهان است.
                کیهان کلهر، آهنگساز و نوازنده برجسته کمانچه به همراه گروه چهار نفره جوان و ماجراجوی بروکلین رایدر، روی صحنه رویس هال دانشگاه لس آنجلس توانستند جنبه*های مشترک دوفرهنگ ایران و آمریکا را در موسیقی به نمایش بگذارند. کیهان کلهر، آخرین بار به همراه استادان موسیقی سنتی ایران، حسین علیزاده و محمدرضا شجریان بر روی صحنه رویس هال ظاهر شد.
                کلهر با اعضای گروه «بروکلین رایدر» هنگامی که با « یویوما» نوازنده برجسته ویولن سل بر روی پروژه « جاده ابریشم» کار می*کرد آشنا شد.

                و اما حاشیه سازی ها
                آخرین باری که علاقه مندان موسیقی شاهد حضور کیهان کلهر در یک کنسرت در ایران بودند، سال ۸۴ بود. او در سال ۸۵ قصد داشت با شجاعت حسين خان ابتدا در نيمه مرداد ماه و سپس در شهريور ماه کنسرت برگزار کند. كلهر در آن زمان درباره برگزار نشدن این کنسرت گفته بود: «مشكلات برگزاري كنسرت در تهران و حاشيه سازي ها به اندازه*اي است كه تمايل را براي انجام اين كار از بين مي برد. »

                گواهی عدم سوء پیشینه
                ولی چرا کلهر که زمانی هر۴ روز یک کنسرت در دنیا برگزار می کرد و در طول سال، حدود دویست و پنجاه روز در مسافرت بود در زمینه برگزاری کنسرت در ایران کم کار است؟ کلهر زمانی درباره این موضوع به شهروند امروز گفته بود: «اینکه در زمینه برگزاری کنسرت، در ایران کم کار هستم که این مقوله هم چیز عجیب و غریبی نیست و این کمکاری دلایل مختلفی دارد. دوست داشتم اگر قرار بود در ایران کنسرتی برگزار کنم به عنوان مثال همراه با کسانی باشد که عموماً با آنها در نقاط مختلف دنیا کنسرت می دهم. اما قوانین جدیدی از طرف مسوولان تدوین شده؛ مثلاً نوازنده خارجی که قرار است برای اجرا به ایران دعوت شود، باید گواهی عدم سوءپیشینه داشته باشد. طبیعی است که نمی توان به موسیقیدانی که همه دنیا او را می شناسد گفته شود که برای برگزاری کنسرت در کشور من تاییدیه پلیس کشور خودش را ارائه کند. پس این بخش ارتباط من با موسیقی و موسیقیدانان غیرایرانی در ایران خود به خود منتفی است. اما درباره فعالیت من با گروه های ایرانی باید بگویم که من گروه کوچکی در ایران دارم که از نوازندگانی که چند سالی است با آنها کار میکنم تشکیل شده و اتفاقاً دوست دارم که با آن ها کنسرت بدهم. به هرحال برگزاری کنسرت در ایران داستان های خودش را دارد. دیگر اینکه زمانی بود که در ایران کنسرتی برگزار نمی شد و حالا هم که بیش از حد کنسرت داریم. »

                یویوما و جاده ابریشم در آرزوی ایران
                در حالی که کیهان کلهر از برگزاری کنسرت درایران فراری است یویوما و گروه جاده ابریشم که کیهان کلهر سالها با آنها همکاری داشته عاشق برگزاری کنسرت در ایران هستند . اتفاقاً آنها خیلی دوست دارند به ایران بیایند ولی هیچ وقت شرایط مالی و معنوی اجرای کنسرت آنها در ایران فراهم نبوده است. اینجا یک سالن مناسب هم برای اجرا وجود ندارد .از سویی دیگر برنامه های جاده ابریشم خیلی گران است. اگر بیست نفر اعضای گروه با منشی ها و صدابردارهایشان و عوامل دیگر بخواهند به اینجا سفر کنند بودجه سرسام آوری را می طلبد. این درحالیست که بودجه کنسرت های موسیقی این چنینی در نقاط مختلف دنیا عموماً از طریق منابع دولتی تامین می شود و بلیط فروشی نمی تواند هزینه ها را تامین کند. مثلاً در چین، این قدر قیمت بلیط ها بالاست که مشخص است مردم نمی توانند بهای این بلیط ها را پرداخت کنند. گروه ها و سازمان هایی این بلیط ها را خریده بودند و به مردم داده بودند.

                اصلی ترین کار، فرعی ترین کار می شود
                کلهر پیشتر نیز در گفت وگویی با روزنامه شرق گفته بود: «آنقدر اجراى موسيقى در ايران مشقتبار و سخت است كه وقتى روى صحنه مى رويد اصلى ترين كار كه ارائه موسيقى است فرعى ترين كار به حساب مى آيد. بنابراين دوست ندارم در چنين فضايى كار كنم، در حالى كه هنوز كاربرد موسيقى در جامعه ما مشخص نيست و اين دوگانگى باعث مى شود براى ادامه كار در آدم ميلى نماند.»

                مشهور و پرکار در خارج
                همین سال گذشته بود که مجله مشهور سانگلاينز که مشهورترین مجله موسیقی درجهان است آلبوم «شهر خاموش» كيهان كلهر را به عنوان برترين آلبوم سال انتخاب كرد. او همچنین در سازمان ملل هم به اجرای برنامه پرداخت. در اين اجرا كه به مناسبت روز جهاني سازمان ملل در نيويورك برگزار شد، كيهان كلهر به همراه يويوما، عاليم قاسم اف از آذربايجان، نوازندگان چيني و يكسري نوازندگان سازهاي زهي در سازمان ملل در حضور تمامي سفراي كشورهاي جهان و رئيس جديد سازمان ملل به اجراي برنامه پرداخت كه با استقبال بسيار زياد مخاطبان روبرو شد. کلهر در این سالها در بسیاری از کشورها و شهرهای دنیا از پاریس تا چین ومصر به اجرای برنامه پرداخته است . اين نوازنده كمانچه سال گذشته بيش از 10 كنسرت را در نقاط مختلف جهان برگزار كرده است.

                فعال در تدریس، باز هم در خارج
                کیهان کلهر در زمینه تدریس موسیقی هم در خارج از کشور فعال است .او تجربه یک ترم تدریس در هاروارد و در دانشگاه دارتنت در نیوهمپشایر داشته که در آن جا اصول موسیقی ایرانی را برای دانشجویان اتنوموزیکولوژی یا موزیکولوژی تدریس می کرده است .البته از آن جا که به دلیل مسافرتها و کنسرتهای فراوان هیچ وقت فرصت نداشته ، نمی خواسته که به صورت پیوسته در دانشگاهی تدریس کند.

                نوازندگی فست فودی
                کلهر برخلاف برخی نخواسته مدرسه ای داشته باشد که ثبت نام کند و تعداد زیاد باشد و هر کسی بیاید و یک ربع درس بگیرد و برود. به نظر او این شیوه تدریس نیست. این شیوه ساختن نوازندگان فست فودی امروز است که همه، فرآورده های چنین سیستمی هستند. نوازنده ای که ممکن است سازش را خوب بزند اما از ریشه خبر ندارد، با معلمش وقت نگذرانده. یا اصلاً معلمش از فرهنگ موسیقی چیزی نمی دانسته که در اختیار او قرار دهد، ردیف نزده... و همه این افراد هم در بازار کارند.

                کلهر و فرانسیس فورد کاپولا
                اما کلهر در زمینه ساخت موسیقی آخرین ساخته کاپولا همکاری داشته است. آهنگساز این فیلم اسوالدو گولیف است که آرژانتینی است اما در آمریکا زندگی می کند. . کوپولا به آهنگساز کار گفته بود: « می خواهم این کارم با بقیه فیلم هایم متفاوت باشد. این فیلم هالیوودی نیست و تهیه کننده هم ندارد. آهنگساز هالیوودی نمی خواهم. می خواهم موسیقی اش کاملاً متفاوت باشد.»
                هشتاد درصد لحظاتی که کمانچه می شنوید، بداهه نوازی است. اسوالدو به کلهر گفته بود سی دی های تو را به کوپولا داده ام و او از ساز تو خیلی خوشش آمده. دوست دارد که این صدا در فیلم باشد. فیلم هم دو دنیای متفاوت را در بر دارد؛ جدید و قدیم، تاریخ و مدرنیته. در واقع صدای کمانچه، صدای تاریخ است.

                کلهر و یویوما
                کلهر که در سال دو هزار در نیویورک زندگی می کرده در آن زمان اسپانسرهای پروژه جاده ابریشم در کنار یویوما که این پروژه را کلید زده بود، تصمیم گرفتند که به دنبال موسیقیدان های معتبر کشورهای جاده ابریشم بگردند و چند نفر را انتخاب کنند. چند موزیکولوگ که در جامعه موسیقی آنجا فعالیت می کنند و محققان این پروژه بودند، کلهر را هم انتخاب کردند.

                iran

                Comment

                Working...