Announcement

Collapse
No announcement yet.

Iran-U.S.A

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • شان مک کورمک سخنگوی وزارت امور خارجه امريکا با کم اهميت تلقی کردن تغيير لحن قطعنامه پيشنهادی کشورهای اروپايی عليه ايران مي*گويد مسئله اصلی اين*است که قطعنامه يک گام به تصويب نزديک*تر شده و تهران به زودی اين پيام را دريافت خواهد کرد که در صورت عدم پذيرش درخواستهای جامعه جهانی بايد عواقب آن را نيز بپذيرد.
    بنا به اعلام سايت اطلاع*رسانی وزارت امور خارجه آمريکا، شان مک کورمک که روز چهارشنبه در کنفرانس خبری اين وزارتخانه با خبرنگاران سخن مي*گفت افزود: کشورهای اروپايی به اين دليل اقدام به اعمال تغييرات در پيش*نويس قبلی نمودند که کاملا مشخص بود آن پيش*نويس نمی تواند مورد توافق تمام اعضای گروه 1+5 باشد.

    وی همچنين گفت که پيش*نويس جديد نتيجه يک سری رايزني*های فشرده چندجانبه ديپلماتيک از سوی نمايندگان تروئيکای اروپايی با ساير اعضای شورای امنيت بوده*است.

    سخنگوی وزارت خارجه آمريکا با اشاره به اينکه برنامه هسته*ای ايران يکی از موضوعات اصلی گفتگوهای روسای جمهور آمريکا و روسيه در جريان اجلاس اپک در هانوی بوده است گفت: دکتر رايس وزير امور خارجه نيز به طور مرتب با همتای روسی خود در تماس بوده و به بحث و تبادل نظر مستمر در اين خصوص مي*پردازد.

    Comment


    • Tehran court judgment could turn over US embassy to plaintiff

      The United States is in danger of losing its sprawling embassy in Tehran to an Iranian businessman who was abducted in a bungled sting operation by US customs agents 14 years ago.
      A Tehran court awarded Hossein Alikhani more than half a billion dollars in damages in the first lawsuit by an Iranian against the US for supporting terrorism.

      Now, three years after that ruling, a writ of enforcement is due to be served this week, from when the US will have 10 days to respond by paying or presenting a list of assets in Iran to be seized as compensation.

      The most valuable of those assets is the defunct US embassy. Mr. Alikhani, a Cyprus-based businessman, estimates it to be worth at most $120 million.

      He spent 105 days in a US jail in 1992 after being abducted in the Bahamas for allegedly violating US sanctions against Libya. He argued the sanctions did not apply to non-Americans outside the US.

      The Bahamian government was furious, saying it had not been consulted. Alikhani's case also caused consternation in Congress.

      In his ruling three years ago, Chief Justice Mansour Pour Nouri of the Third Branch of the Tehran Public Court accused US investigators of "kidnapping, false imprisonment, using force, battering, abusing, and ultimately inflicting physical and psychological injuries."

      Alikhani says he has made no plans yet what to do with the embassy if he receives the deeds. "Maybe I would make it into a school, a university or a public park," he told the Monitor from Tehran.

      While few observers expect the embassy's title to land in Alikhani's hands any time soon, the embassy is a potent emblem of the enmity between the US and Iran since 1980, after militant students seized the embassy and held 52 US diplomats hostage for 444 days. The compound, its walls scrawled with anti-American graffiti, has long housed Revolutionary Guards.

      The US says that under the Vienna Convention on Diplomatic Relations, diplomatic premises are immune from court judgments. But Alikhani counters that the US flouted that convention in 1996 when it adopted the Antiterrorism and Effective Death Penalty Act. The act stripped countries on the State Department's list of sponsors of terrorism of their immunity from lawsuits in US courts for terror acts perpetrated against US citizens.

      Since then, US courts have awarded hundreds of millions of dollars in damages to victims of terror overseas.

      "So how can they come back and say that according to the Vienna Convention their assets are immune?" Alikhani asks.

      Alikhani says his action was motivated by principle and followed US court rulings to hold Iran responsible for damages awarded to Americans held hostage by pro-Iranian groups in Lebanon during the 1980s.

      "Everyone is suing Iran. For instance, the hostages in Lebanon. They were taken in Lebanon by Lebanese but they sued Iran and not the hostage-takers themselves or the Lebanese government," Alikhani says.

      His legal action in Iran followed his bid in a Florida court to sue the US for $360 million. The case collapsed in 2001 with a ruling that he had agreed not to sue as a condition of his release. His lawyers argue that was invalid because Alikhani agreed under threat of an indefinite prison term.

      Alikhani's saga began in July 1990, when he sought to buy $1.6 million of spare parts for gas generators from a Florida company. He planned to ship the equipment through Germany to Libya for use in a government oil field.

      The company said that the parts could not be supplied because Libya was under US sanctions for supporting terrorism. Alikhani did not pursue the deal. However, the Florida company tipped off US Customs and agreed to set up a sting operation that resulted in Alikhani's arrest.

      For 30 days, Alikhani was questioned in several Florida hotels, where he says he was shackled to his bed at night, before being moved to a Miami prison where inmates included Manuel Noriega, former dictator of Panama. With anger in the Bahamas and in Congress over the abduction, Alikhani accepted a token charge and was freed after being sentenced to time served.

      Comment


      • كاخ سفيد مذاكرات مستقيم با ايران را بعيد دانست


        شبكه تلويزيوني الجزيره لحظاتي پيش در خبري فوري اعلام كرد، كاخ سفيد انجام مذاكرات مستقيم با ايران را بعيد دانست.



        به نقل از شبكه تلويزيوني الجزيره، كاخ سفيد انجام هر گونه مذاكره مستقيم با ايران را مشروط به توقف غني سازي اورانيوم از سوي ايران دانست.

        گروه مطالعه عراق در گزارش خود كه امروز به كاخ سفيد ارائه كرد از دولتمردان آمريكايي خواست براي حل بحران امنيتي عراق مستقيما با ايران و سوريه وارد مذاكره شوند.
        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment



        • نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment


          • بوش:تا زمانی که تهران ازغنی سازی اورانيوم دست برندارد، گفتگوی مستقيم با حکومت ايران عملی نخواهد شد.
            *سخنگوی کاخ سفيد:نبايدانتظار يک چرخش ۱۸۰ درجه ای درسياست آمريکا نسبت به عراق داشت.
            *لاريجانی:در صورت خروج نيروهای اشغالگر از عراق, ايران دست يارى دراز، و از نفوذ خود براى حل مسئله استفاده خواهد كرد


            روشنگری: يک روز پس از انتشار گزارش کميته مشترک دو حزب اصلی آمريکا در مورد چگونگی واکنش به بن بست آمريکا در عراق که در آن از جمله بر مذاکره مستقيم با رژيم اسلامی و سوريه تاکيد شده است, جرج بوش پس از ديدار با تونی بلر در انگليس مذاکره با ايران و سوريه را رد کرد و گفت: تا زمانی که تهران از غنی سازی اورانيوم دست برندارد، گفتگوی مستقيم با حکومت ايران عملی نخواهد شد.
            بوش يک هفته پيش و در جريان کنفرانس مشترک مطبوعاتی با المالکی نيز هر گونه تعيين جدول زمانی برای خروج نيروهای آمريکايی از عراق را رد کرده بود.
            تونی اسنو سخنگوی کاخ سفيد گفت:"نبايد انتظار يک چرخش ۱۸۰ درجه ای در سياست آمريکا نسبت به عراق داشت."
            از سوی ديگر در حالی که جرج بوش در کنفرانس مشترک مطبوعاتی خود با مشروط کردن مذاکره مستقيم با رژيم اسلامی در مورد عراق به تعليق غنی سازی اورانيوم, مخالفت خود با پيشنهادات کميته مشترک دو حزب آمريکا را صريحا اعلام داشت, علی لاريجانی دبير شورای عالی امنيت ملی رژيم نيز در يک موضع گيری درحاشيه چهارمين كنفرانس راهبرد جهان عرب در دبی متقابلا هر گونه همکاری رژيم با آمريکا در عراق را به تعيين جدول زمانی خروج نظاميان اين کشور از عراق مشروط کرد و گفت:"طرح آمريكا براى خارج كردن نيروهاى اشغالگر از عراق از نظر ايران نشانه* تغيير راهبرد تلقى خواهد شد."
            وى افزود: "در اين صورت، ايران دست يارى دراز، و از نفوذ خود براى حل مسئله استفاده خواهد كرد."
            به عبارت ديگر نه سياست رسمی کاخ سفيد به خاطر وخامت بحران جنگ داخلی در عراق در قبال رژيم حاکم بر ايران تغييری کرده است و نه سياست رژيم در زمينه غنی سازی اورانيوم. و احمدی نژاد حتی در تازه ترين سخنان خود در استان مازندران گفته است که رژيم بزودی و در دهه فجر جشن بزرگ هسته ای خود را برگزار خواهد کرد.
            اين ميان آخرين اجلاس کشورهای گروه پنج باضافه يک برای بحث و گفتگو در باره پيش نويس قطعنامه جديد فرانسه نيز بدون حصول نتايج روشن به کار خود پايان داده است. "فيليپ دوست بلازی" وزير امور خارجه فرانسه با تاييد ضمنی ادامه وجود اختلافات با چين و روسيه بر سر قطعنامه مزبور به دنبال نشست پاريس اعلام کرد که به زودی يک کنفرانس مشترک تلفنی ميان وزرای خارجه کشورهای عضو گروه پنج باضافه و با حضور سولانا يک برگزار خواهد شد.
            فرو رفتن بيش از پيش آمريکا در باتلاق عراق و فقدان وجود راه حلی مطلوب از نظر حاکمان کاخ سفيد برای بيرون کشيده شدن از اين باتلاق و تاکيد بر ادامه سياست شکست خورده و اعتقاد فرافکنانه به گسترش بحران عراق به ساير کشورهای منطقه از جمله ايران, اصرار رژيم اسلامی بر سياست های ماجراجويانه اش در زمينه پرونده هسته ای و ادامه غنی سازی اورانيوم, وجود شکاف های آشکار ميان اعضای گروه پنج باضافه يک در باره حوزه ها و دامنه اعمال مجازات ها و تحريم ها در قبال ايران و مخالفت های تاکنونی چين و روسيه, در مجموع وضعيت ناپايدار و پر ابهامی پديد آورده است. تشخيص مسير حرکت بعدی پرونده هسته ای ايران به خاطر تاثير متقابل مجموعه ای از عوامل متفاوت و متضاد دشوار و بغرنج شده است. در متن اين بغرنجی تنها نکته ای که می توان با قاطعيت بر آن انگشت تاکيد گذاشت اين است که تا زمانی که رژيم کنونی و سياست فعلی در زمينه هسته ای در ايران ادامه دارد, و تا زمانی که يک چرخش اساسی در سياست کاخ سفيد صورت نگرفته است خطر همچنان بر بالای سر مردم ايران چرخ می زند.

            Comment


            • درتهران چه می گذرد

              مذاکرات ایران با جیمزبیکر

              از روی سر بوش و بلر

              دو نظر، با فاصله ای کم، درحاکمیت ج.اسلامی پیش برده می شود. شتاب در تماس

              با اسرائیل و امریکا قبل از برباد رفتن برگ های برنده، مذاکره، اما گام به گام.



              شبکه های مهم خبری جهان، طی چند روز گذشته عمدتا روی طرح "بیکر" و موضع گیری ها و سخنرانی های بوش و بلر متمرکز بوده و تغییر سیاست امریکا در عراق، احتمال خروج نیروهای نظامی امریکا از این کشور و مذاکره با سوریه و ایران در راس تفسیرها قرار داشته است. آخرین تفسیرها متمرکز است روی سخنان بوش و بلر مبنی بر پرهیز از مذاکرات مستقیم با ایران و تاکید بر توقف برنامه های اتمی ایران بعنوان پیش شرط از یکسو، و سخنان جیمزبیکر وزیرخارجه بوش پدر مبنی بر اجرای تمام طرح تهیه شده در کمیسیون عراق که وی در راس آن بوده و نه قبول این و یا آن بند آن توسط بوش پسر. در ورای این کشاکش خبری- تفسیری که می تواند در نوع خود نوعی جنگ روانی برای ایجاد سردرگمی های بیشتری در تفسیر اوضاع منطقه شود، در تهران نیز، بموجب برخی گفته ها و شنیده ها مهم ترین بحث ها در راس حاکمیت در همین ارتباط درجریان است. این شنیده ها حاکیست:

              دو نظر درحاکمیت مورد بحث است و همزمان با هم پیش برده می شود:

              1- یک نظرمعقتد است، که دریچه های امتیاز دادن و امتیاز گرفتن را باید فورا باز کرد و فرصت یکبار دیگر، مانند دوران خاتمی و امکان ارتباط با کلینتون از دست نداد. این دریچه ها هم به روی امریکا و هم به روی اسرائیل باید باز شود تا بتوان این مرحله را پشت سر گذاشت. برگ های این مذاکرات نیز در درجه اول صلح خاورمیانه است و دو برگی که ایران در لبنان و فلسطین دراختیار دارد: از اسرائیل امتیاز گرفتن و به اسرائیل امتیاز دادن، هم توسط ایران و هم توسط حزب الله لبنان و حماس فلسطین. در باره عراق نیز تعهد به پرهیز از هرگونه دخالتی در اوضاع این کشور. دو دستآورد بزرگ این طرح جلوگیری از تحریم ایران، و خاتمه بخشیدن به خطر حمله به ایران، و فراتر از آن تثبیت موقعیت اتمی ایران و قبول آن بعنوان یک قدرت اتمی است. قدرتی که متعهد به عدم تولید سلاح اتمی شود، اما دارای چنان تکنیکی باشد که اگر ضرورت داشت بتواند آن را تولید کند. بدنبال "هنیه" نخست وزیر فلسطین، رهبر حزب الله لبنان نیز بزودی راهی تهران خواهد شد، تا زمینه ها در آن دو جبهه سنجیده شود.

              آنچه که اسرائیل باید بدهد، بخش هائی از سرزمین فلسطین و دست کشیدن از ضرورت حمله نظامی به ایران و قبول یک ایران اتمی در منطقه است. در مقابل، ایران نیز "هولاکاست" را می پذیرد و نخستین گام برای شناسائی اسرائیل را با جانشین ساختن "دولت اسرائیل" بجای "رژیم صهیونیستی" در تبلیغات و مطبوعات و بتدریج جا انداختن آن در مناسبات دیپلماتیک خواهد بود. نشانه های این سیاست اکنون با نام بردن از "دولت اسرائیل" در برخی بخش های خبری تلویزیون جام جم برای خارج از کشور آغاز شده است. حتی خبرگزاری های داخلی نیز از دو روز پیش گهگاه بجای رژیم صهیونیستی از دولت اسرائیل نام می برند! برخی شایعات پیرامون مذاکرات مستقیم ایران و اسرائیل در ژنو برسر بدهی های قدیمی اسرائیل به ایران دوران شاه نیز در همین رابطه است که خود بهانه ایست برای گسترش مذاکرات! درباره هولاکوست نیز این اشاره به اسرائیل شده است که در صورتیکه کنفرانس ابتکاری احمدی نژاد برای بررسی هولاکوست به این نتیجه برسد( که در صورت تفاهم ایران و اسرائیل خواهد شد!) که هولاکوستی وجود داشته و واقعیت است، ایران هم آن را می پذیرد! و این دفتر هم بسته می شود.

              2- گروه دوم و یا دیدگاه دوم معتقداست: امریکا به این آسانی از عراق نخواهد رفت و اسرائیل نیز به این آسانی یک ایران اتمی را تحمل نخواهد کرد. بنابراین حمله به ایران و تجزیه کشور و یا ایجاد جنگ داخلی همچنان مطرح است. در رابطه با کشاکش کمیسیون جیمزبیکر و بوش پسر هم آنها معتقدند این یک بازی سیاسی است، برای آنکه ثابت کنند ایران قابل مذاکره نیست. یعنی ابتدا بوش مذاکره را با اکراه بپذیرد و بعد چنان امتیازهائی برای امریکا بخواهد که ممکن نباشد و آنگاه نقشه این کمیسیون نیز شکست خورده اعلام شود و سیاست جنگی امریکا بار دیگر در دستور قرار گیرد. به همین دلیل، این گروه معتقد است، بجای اشارات و سیگنال های غیر مستقیم و نمایش "هنیه" و یا "نصرالله" در تهران، باید هرچه سریع تر با کمیسیون جیمزبکیر و با شخص او تماس و ارتباط برقرار کرد و شرایط ایران برای مذاکره و امتیازهائی که می تواند بدهد را متذکر شد. این تماس دو امتیاز دارد. اولا ایران با کاخ سفید وارد مذاکره نشده و حاکمیت در داخل زیر فشار قرار نخواهد گرفت، زیرا با اپوزیسیون کاخ سفید که ترکیبی است از دمکرات ها و جمهوریخواهان منتقد کاخ سفید وارد مذاکره شده، دوم اینکه در خود امریکا هم همراهی کاخ سفید را می تواند این تماس و ارتباط همراه داشته باشد زیرا افکار عمومی کاخ سفید و بوش را شکست خورده نخواهد شناخت.

              طرفداران این دیدگاه معتقدند هرچه سریع تر باید وارد عمل شد، زیرا این خطر وجود دارد که امریکا قبل از عقب نشینی و یا همزمان با عقب نشینی از عراق، ضربات مهلک نظامی به ایران بزند و سپس دروازه های مذاکره برای یک ایران ضربه دیده، گرفتار در یک آشفتکی داخلی و در موضع ضعف باز کند، که دراین صورت باید امتیازهای زیادی داد تا کشور تجزیه نشود. از جمله عقب نشینی های فرسنگی اتمی. دراین صورت، برگ های برنده ای که در فلسطین و لبنان و عراق وجود دارد هم خواهد سوخت.

              Comment


              • هاشمی رفسنجانی:

                یک کودتای خزنده علیه روحانیت در جریان است، اما کور خوانده اند!

                پرونده اتمی ایران

                هنوزهم خطرناک است

                درگزارش جیمز بیکر، 80 بار نام ایران آمده است.

                دربحث شورای رهبری و یا رهبر که پس از درگذشت امام در مجلس خبرگان بالا گرفته بود، مقام رهبری، بنده و عده ای دیگر مخالف رهبری فردی بودیم و حتی اعضای شورای سه نفره رهبری هم تهیه شدند که عبارت بودند از آقایا مشکینی، مقام رهبری و آیت الله موسوی اردبیلی. بالاخره رای گیری شد و 45 نفر موافق انتخاب فرد بودند و 20 نفر موافق شورای رهبری. سپس عده ای آیت الله گلپایگانی را کاندیدای رهبری کردند و از این طرف هم آقای خامنه ای پیشنهاد شد.


                هاشمي رفسنجاني، چهارشنبه گذشته در جمع روحانيون شهر ري حاضر شده و طی سخنانی گفت:

                بنده احساس مي*‏كنم، دشمن با ريشه استكباري خود البته نه در مسائل كوچك داخلي، كودتاي خزنده**‏اي را آغاز كرده و به فكر زدن ریشه ساختار ولايت فقيه است. آنهايي كه تصور مي*‏كنند، مي*‏توانند ريشه روحانيت را بزنند سخت در اشتباهند؛ چون در واقع ريشه خود را مي*‏زنند.
                علما در سراسر كشور هزاران مريد دارند و رنجاندن آنان كار خوبي نيست. در بين روحانيون كساني وجود داشتند كه به مردم خيانت كردند، اما تعداد آنها اندك بود، روحانيت در طول تاريخ همواره در كنار مردم بود. در مشروطه و سال*‏هاي قبل از مشروطه، آنان (سلطنت*‏طلبان) قدرت روحانيت را كشف و فكر كردند كه مي*‏توانند ريشه روحانيت را بزنند،*‏ غافل از اينكه در واقع ريشه خود را زدند. پهلوي همه چيز از جمله مساجد و مدارس و حوزه*‏ها را خرد كرد، اما مشاهده كرديد كه پس از بيرون راندن شاه، مدارس، مساجد و حوزه*‏ها زنده شدند و علما با قدرت بيشتري به ميدان آمدند. در دهه 30 و 40، آيت*‏الله بروجردي با سياست درستي كه اتخاذ كرد، مدتي دندان روي جگر گذاشت و وارد ميدان سياست نشد؛ اما در عين حال به تقويت مساجد و حوزه*‏ها پرداخت ولي زماني كه خواست وارد عمل شود، عمرشان كفاف نداد و امام (ره) آمد و ميدان را پر كرد و كاري كرد كارستان. وقتی بحث ولايت فقيه در قانون اساسي مطرح شد، آن زمان خيلي*‏ها با تأسيس ساختاري براي ولايت فقيه*‏ مخالفت كرده و استعفا دادند و حتي عده*‏اي نيز انتخابات را تحريم كردند.

                پس از رحلت امام مجلس خبرگان در همان زمان عظمت و ارزش خود را نشان داد. آن زمان هنوز پيكر امام (ره) دفن نشده بود كه آقايان در مجلس خبرگان رهبري، به سرعت تصميم*‏گيري كردند و بهترين تصميم را گرفتند. در همان موقع بحث بر سر اين بود كه ولايت فقيه بر عهده يك فرد باشد يا يك شورا. طبق اصول قانون اساسي براي ما مشكل بود كه يك فرد را براي اين امر مهم انتخاب كنيم يا يك شورا را، كه رهنمودهاي امام (ره) براي ما راهگشا شد.

                در آن زمان ما حتي اعضاي شوراي رهبري را هم مشخص كرديم كه بر اساس آن، "آيت*‏الله مشكيني، مقام معظم رهبري و آيت*‏الله موسوي اردبيلي" سه عضو اين شورا بودند. عده*‏اي طرفدار فرد بودند و عده*‏اي شوراي رهبري را ترجيح مي*‏دادند. در آن زمان مهمترين مخالفت با رهبري يك فرد را، خود مقام معظم رهبري داشتند. بنده نيز رهبري فرد را نقد كردم.

                در نهايت در مجلس خبرگان رهبري رأي*‏گيري كرديم و بر اين اساس، 45 نفر به رهبري فرد و بيش از 20 نفر نيز به شوراي رهبري رأي دادند. بنابراين قرار شد كه يك فرد به عنوان ولي*‏فقيه انتخاب شود، عده*‏اي آيت*‏الله گلپايگاني و عده*‏اي آيت*‏الله خامنه*‏اي را مطرح كردند، اما در نهايت آيت*‏الله خامنه*‏اي با كسب دو سوم آراء رهبر انقلاب اسلامي شدند. آيت*‏الله خامنه*‏اي پيش از اينكه كانديد شوند، اعلام كردند كه بنده ولايت فرد را قبول ندارم، به همين دليل كانديد نمي*‏شوم كه پس از يكسري صحبت*‏هايي كه انجام داديم، ايشان را متقاعد به كانديداتوري كرديم كه در نهايت براي رهبري نظام رأي آوردند.

                رفسنجانی درباره گزارش كميسيون تحقيق آمريكا در مورد عراق و شرايط منطقه، گفت:

                در اين گزارشي كه "بيكر" از حزب جمهوري *و " لي*‏هميلتن" از حزب دموكرات*‏ها، نه ماه بر روي آن كار كردند و روز گذشته (چهارشنبه) گزارش نهايي خود را به كاخ سفيد و كنگره آمريكا ارايه دادند، صريح اعلام شده است كه سرانجام جنگ عراق پيروزي نبوده و هرچه جلوتر رويم، اين جنگ فاجعه*‏آميزتر مي*‏شود و راه حل نظامي ندارد. در اين گزارش، آخرين فرصت، براي حل مسئله عراق، اعراب و فلسطين پايان سال 2008 اعلام شده است.

                مسئله بعدي كه در اين گزارش آمده است مسئله ايران و سوريه به ويژه ايران است. در گزارش مزبور، 80 بار نام ايران آمده است و روي ايران حساب ويژه*‏اي باز كرده*‏اند. اين نشان مي*‏دهد كه آمريكايي*‏ها بن*‏بست را جدي گرفته*‏ و راه نظامي را منتفي و راه سياسي را آغاز كرده*‏اند كه در اين راه نيز، ايران و سوريه مد نظر قرار دارند.

                رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام با اشاره به حضور آمريكا در عراق و افغانستان، گفت: آمريكا در باتلاق عراق گيرده كرده و بايد با "بكسل" بيرون كشيده شود، هرچند كه چنين بكسلي وجود ندارد. باتلاق افغانستان هم كمتر از عراق نيست. آمريكا در افغانستان هيچ كاري انجام نداد، معضل مواد مخدر، مسئله طالبان و بن*‏لادن حل نشده است. آمريكايي*‏ها به قصد محاصره ايران به خليج*‏فارس آمده*‏اند كه بنده در خطبه*‏اي در نماز جمعه اعلام كردم كه ايران در محاصره آمريكا قرار ندارد، بلكه اين آمريكاست كه در محاصره ايران است، چون آنان در دسترس ما هستند.
                آمريكا و اروپا دو سه سال است كه بر روي نقطه خاصي كه همان پرونده هسته*‏اي كشورمان است، فشار مي*‏آورند، موضوع پرونده هسته*‏اي ايران هنوز هم خطرناك است و نبايد احساس امنيت كرد، اما اين مسئله با تدبير قابل حل است. مسئله هسته*‏اي كشورمان با شعار حل نمي*‏شود،*‏ در اين راستا، نيازمند كار متراكم، دانش و حوصله هستيم كه اين امر نيز قابل تحقق است. در اين مسئله نيازمند انسجام هستيم. نبايد علائمي ارسال كنيم كه دشمن گمان كند كه مي*‏تواند ما در داخل بهم بريزد، انجام اين كار و دادن اين علائم كار درستي نيست.



                Comment


                • An ultra-intrusive approach to Iran

                  IRAQ HAS descended into hell. The Iraq Study Group has proposed enlisting Iraq's neighbors in a last-ditch effort to restore stability. But while Americans are expecting miracles from the study group , there is an obvious dilemma: How can Iran be a partner in Iraq at the same time it is a nuclear pariah? Fortunately, there is a solution that prevents Iran from having a nuclear weapons program at the same that it allows Iran to claim it has achieved its main demand, enrichment on Iranian soil.

                  We propose that Germany, France, and Britain form a holding company with Iran that leases Western centrifuges for a new facility in Iran. (Leasing keeps Iran from claiming that it might "own" the centrifuges and avoids legal problems that might result from such a claim.) Other important countries, such as Russia, could also join the company, though Russia might only join if it could contribute in kind rather than in hard cash. As in URENCO, the European enrichment consortium, Iran would sign a treaty not to enrich uranium anywhere else. By leasing Iran's existing centrifuges, the corporation's Western technicians could start monitoring the current Iranian facility immediately. Every day without monitoring lets Iran travel another mile down the road to mastering uranium enrichment on its own.

                  For economic reasons, Iranian centrifuges would be mothballed as soon as Western centrifuges can be sent into the country; Western centrifuges are that much more efficient. Shutting down Iran's work on its own centrifuges would immediately halt its quest to master the enrichment process. These Western centrifuges would be "black-boxed" -- covered so that Iran could not steal sensitive technology. A related option is to let Iran lease Russian centrifuges, which use a different enrichment method from the one Iran is trying to master. This option would speed up the process of mothballing Iranian centrifuges.

                  One of the lessons we learned from Iraq is that intrusive inspections are effective in preventing a country from acquiring weapons of mass destruction. We propose the most intrusive inspection process imaginable: Western technicians would provide minute, round-the-clock scrutiny of every aspect of a multinational uranium enrichment facility on Iranian soil. Not only would this prevent Iran from diverting either the uranium produced or the sensitive equipment in the facility to a weapons program, but it is the most effective way of detecting covert enrichment facilities elsewhere in Iran.

                  Technical means of detecting secret enrichment facilities -- "sniffing" out uranium leaks -- are ineffective at detecting even small centrifuge plants. All the other proposals for dealing with Iran's nuclear ambitions must make do with such limited capabilities if they want to detect secret enrichment facilities. However, we can use other techniques that might be called "social means." After all, another lesson from the inspection process in Iraq was the importance of knowing who had worked on weapons of mas destruction and where they had moved. This knowledge would be used to keep track of Iranians capable of assisting a clandestine bomb project and deter them from helping any clandestine activity. Such scrutiny would also ensure that Iran was not be able to use the knowledge its scientists have already gained in almost a year of running their own enrichment plant.

                  If Iran accepts this proposal, no secret nuclear bomb project could profit from it; indeed, any such project would be seriously impaired by it. Our proposal would undermine Iranian hardliners who reject any collaboration with the West, while at the same time strengthening the moderates' position in Tehran by showing such collaboration is profitable.

                  But if the West refuses to accommodate that portion of Iran's nuclear ambitions that are peaceful, especially when doing so can prevent a nuclear bomb, then Americans cannot expect to have a partnership in Iraq.

                  Comment


                  • وزير خارجه آمريكا از تمايل خود براى ديدار با همتاى ايرانيش ,در هر مكان، هر زمان، هرجا و درباره هر موضوعى, در صورت تعليق برنامه غني*سازى ايران خبر داد.
                    به گزارش فارس، كاندوليزا رايس روز گذشته در مصاحبه با خبرگزارى فرانسه در عين حال درخواست*ها از واشنگتن براى شكستن تحريم 27 ساله مذاكرات با ايران درباره مسئله هسته*اى يا درخواست كمك از تهران براى حل بحران در عراق را رد كرد.
                    وى با حمايت آمريكا از قطعنامه پيشنهادى اروپا درباره ايران تصريح كرد:* ,اين يك قطعنامه خوب است.,
                    وى ابراز ,خوشبينى, كرد اين قطعنامه كه به هدف تعليق برنامه غني*سازى اورانيوم ايران تهيه شده، بتواند به زودى تصويب شود.
                    وزير خارجه آمريكا تصريح كرد: ,اين قطعنامه بايد به زودى به راى گذاشته شود. فكر مي*كنم به اندازه كافى طول كشيده باشد.,
                    روسيه روز دوشنبه از تغييراتى كه اروپاييها در متن قطعنامه درباره مسئله هسته*اى ايران اعمال كرده*اند، استقبال كرد اما هنوز با تحريم سفر مقامات مرتبط با برنامه*هاى موشكى و هسته*اى ايران مخالفت*هايى داشت.
                    رايس گفت از قطعنامه اخير اروپا رضايت دارد زيرا بر اساس فصل هفتم منشور سازمان ملل تهيه شده كه اين اقدامات را براى همه اعضاى سازمان ملل ضرورى مي*شمارد.
                    وى افزود: ,اين قطعنامه فصل هفتم را اعمال مي*كند كه به نظر من مهمترين عنصر در اينجا است.,
                    وزير خارجه آمريكا تاكيد كرد: ,اين قطعنامه براى ايرانيها اين مسئله را بسيار روشن مي*كند كه نمي*توانند به برنامه خود ادامه دهند و در سيستم بين*الملل جاى داشته باشند و من اميدوارم آنها اقدامات خود را متوقف كنند تا اينكه بازگشت به مذاكرات مد نظر قرار گيرد.,

                    Comment


                    • وزير خارجه سابق آمريكا خواستار مذاكره واشينگتن با ايران و سوريه درباره كشمكش*‏هاى خاورميانه شد.
                      به گزارش خبرگزارى فرانسه "كالين پاول" وزير خارجه دولت اول بوش، در گفت*‏وگو با شبكه تلويزيونى "سي*‏بي*‏اس" گفت: "فكر نمي*‏كنم چنين ارتباطاتى تأثير چندانى بر خشونت*‏هاى سكولارى در عراق داشته باشد."
                      پاول حضور تهران و دمشق در عراق را حاشيه*‏اى توصيف كرد و گفت: "فكر نمي*‏كنم سوريه و ايران مايل باشند به ما در عراق كمك كنند."
                      وى افزود: "همچنين نسبتاً خشنود هستم كه آنچه در عراق رخ مي*‏دهد، در بيشتر نقاط خودجوش است. پول، منابع و تسليحات اكنون در عراق وجود دارد."
                      با اين حال پاول با عدم موافقت "جورج بوش" رئيس*‏جمهورى آمريكا براى مذاكره با ايران و سوريه موافقت نكرد و گفت: "به*‏رغم نبود روابط ديپلماتيك رسمى با ايران، آمريكا در طول سال*‏هاى 2000 تا 2003 سطح روابط پايينى با اين كشور داشت."
                      پاول با بيان اينكه "خصومت در روابط ايران و آمريكا به 27 سال پيش بازمي*‏گردد"، افزود: "تعامل با ايراني*‏ها دشوار است و آنها بسيار بد عمل مي*‏كنند."
                      وى تأكيد كرد: "اما همزمان معتقدم كه مذاكرات سطح پايين مانند آنچه پيش از اين داشتيم، برخى كانال*‏هاى ارتباطى در اختيار ما قرار مي*‏دهد."
                      پاول گفت: "آيا من ايران و سوريه را از بالا نگاه مي*‏كنم؟ البته كه چنين است. زمان مشاغل ديپلماتيك و نظامى خود به بسيارى از افراد از بالا نگاه مي*‏كردم، با اين حال بايد با آنها مذاكره مي*‏كردم."

                      Comment


                      • يک مقام سابق شورای امنيت ملی آمريکا، کاخ سفيد را به سانسور مقاله ای که او طی آن قصد داشت ديدگاه هايش را در انتقاد از سياست های دولت جورج بوش در قبال ايران بيان کند متهم کرده است.
                        فلينت لِوِرِت (Flynt Leverett) مدير ارشد سابق امور خاور ميانه در شورای امنيت ملی آمريکا و تحليلگر سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمريکا، سيا، گفت که کاخ سفيد به هيات سانسور سيا دستور داده است تا بخش هايی از مقاله او درباره سياست آمريکا در قبال ايران که او قصد ارائه آن به ستون آزاد روزنامه نيويورک تايمز را داشت حذف کند.

                        وی در سال 2003 از شورای امنيت ملی کناره گيری کرد.

                        طبق قوانين آمريکا آثار کارمندان سابق سازمان سيا بايد پيش از چاپ به تاييد اين سازمان برسد چرا که احتمال فاش شدن اطلاعات محرمانه از اين طريق وجود دارد.

                        به گفته آقای لِوِرِت در واقع اين استدلالی است که دولت جورج بوش در دفاع از اقدام خود برای سانسور بخش هايی از مقاله او ارائه کرده است.

                        آقای لِوِرِت که قبلا از دولت آمريکا به خاطر عدم معامله مستقيم با ايران انتقاد کرده، می گويد که هيات سانسور سازمان سيا خواهان حذف هرگونه اشاره ای به تماس های قبلی آمريکا با ايران بود.

                        اما او می گويد که رويدادهايی که در مقاله خود به آنها اشاره کرده محرمانه نيست.

                        وی گفت که اقدام سيا مبتنی بر استدلالی "ساختگی به منظور ساکت کردن يک منتقد جا افتاده سياست ناکارآمد خارجی دولت در زمانی است که کاخ سفيد سخت می کوشد فشار سياسی برای اتخاذ رويکردی متفاوت را دفع کند."

                        بنابه گزارش ها يک مقام کاخ سفيد در واکنش به اتهامات فلينت لِوِرِت گفت: "مساله اصلا سياسی نيست."

                        به گزارش خبرگزاری فرانسه، همچنين مارک منسفيلد، سخنگوی سيا گفت که تنها معيار در بررسی يک مقاله پيش از چاپ اين است که حاوی اطلاعات محرمانه نباشد.

                        وی به اين خبرگزاری گفت: "مرور سازمانی نشان داد که مقاله او حاوی برخی اطلاعاتی است که محرمانه است."

                        آقای لِوِرِت گفت که دو پاراگراف کليدی در مقاله او هست که کارمندان سيا خواهان حذف آنها بوده اند.

                        اولی به همکاری آمريکا با ايران در مورد افغانستان پس از حملات 11 سپتامبر 2001 مربوط می شد. دومی نيز به آنچه ادعا می شود پيشنهادی از سوی مقام های ايرانی به آمريکا در اوايل سال 2003 در آستانه جنگ عراق برای بحث درباره احتمال يک "بده بستان بزرگ" به منظور حل چندين مساله کليدی مورد اختلاف ميان دو کشور بوده ارتباط دارد.

                        آقای لِوِرِت گفت که او قبلا مفاد اين مقاله را در جای ديگری چاپ کرده و به علاوه همين محتويات به طور علنی از سوی ساير مقام های بلندپايه شورای امنيت ملی مورد بحث قرار گرفته است.

                        فلينت لِوِرِت که اکنون برای يک موسسه مطالعاتی ليبرال (New America Foundation) کار می کند گفت او مقالات متعددی درباره ايران نگاشته و چاپ کرده است و پس از ترک شغل دولتی خود اغلب به طور علنی درباره ايران اظهار نظر کرده است.

                        اما او افزود که اين هيات سيا که کار آن نظارت بر نوشته های کارمندان سابق است تا هفته پيش "هرگز برای حذف يا تغيير حتی يک کلمه در پيش نويس مقالات من تلاش نکرده بود."

                        تونی اسنو سخنگوی کاخ سفيد در اين مورد گفت: "کاخ سفيد نوشته های او را مسدود نکرده است. ما منتقدان را به بهانه های واهی در مورد امنيت ملی ساکت نمی کنيم. اگر ادعايی مشروع در زمينه امنيت ملی وجود داشته باشد، مطمئن هستم که ارائه خواهد شد."

                        Comment


                        • روسيه در حالى كه مقامات آمريكايى از نزديك بودن توافق نهايى بر سر قطعنامه تحريم ايران سخن مي*رانند، مخالفت خود را با ممنوعيت سفر مقامات هسته*اى و موشكى ايران اعلام كرد.

                          به گزارش خبرگزارى فرانسه از سازمان ملل، مخالفت مسكو با يكى از بندهاى اصلى قطعنامه پيشنهادى غرب عليه ايران بار ديگر فصل تازه*اى از اختلافات درباره تحريم احتمالى ايران در شوراى امنيت گشود.
                          بنا بر اين گزارش، امروز در مقر سازمان ملل در نيويورك پنج عضو دايم شوراى امنيت بعلاوه آلمان موسوم به گروه 1+5 نشست غيررسمى دو ساعته*اى درباره ايران برگزار كردند و قرار است فردا نيز مذاكرات ادامه يابد.
                          "ويتالى چوركين" نماينده دايم روسيه در سازمان ملل به خبرنگاران گفت: ,ما گمان مي*كنيم ممنوعيت سفر مناسب نيست و مسئله*اى است كه ضرورتى ندارد. اين امر كمكى به كار نخواهد كرد.,
                          "آلخاندرو ولف" نماينده موقت آمريكا در سازمان ملل با اين امر مخالف كرد و در جمع خبرنگاران تصريح كرد: ,ما اعتقاد داريم ممنوعيت سفر مقامات ايرانى يك اولويت است و از مفاد مهم اين قطعنامه به شمار مي*رود.,
                          چوركين ادامه داد: ,اگر چه روسيه ضرورت اعمال محدوديت بر فعاليت*هاى مربوط به برنامه هسته**اى ايران را پذيرفته است اما ما با يك فهرست خاص از محدوديت*ها موافقت كرده*ايم.,
                          "امير جونز پرى" نماينده انگليس در سازمان ملل نيز خاطر نشان كرد كه شش قدرت هسته*اى در نظر دارند كه بار ديگر و پيش از ارايه متن به 10 عضو شوراى امنيت سازمان ملل تشكيل جلسه دهند.
                          وى گفت: ,پيشنهاد روى ميز است و دربردارنده همه نكات است. ما روز چهارشنبه بررسى خواهيم كرد كه كجاى كار هستيم.,
                          اين سخنان در شرايطى است كه هم "نيكلاس برنز" معاون رايس و هم سخنگوى وزارت امور خارجه آمريكا در سخنانى از نزديك بودن توافق بر سر قطعنامه ايران دم زدند.

                          Comment


                          • Iran has formally protested to the US over the arrest in Iraq of two Iranians that Tehran said were diplomats invited there by the Iraqi government.
                            American officials said US forces had detained several Iranians suspected of planning attacks in Iraq.

                            A spokesman for the Iraqi President, Jalal Talabani, said he is unhappy about the US action.

                            The White House said the arrests validated US claims of Iranian "meddling" in Iraq.

                            The Swiss ambassador in Tehran, who looks after US interests in Iran, was called to the foreign office to discuss the arrests, the Iranian news agency, Irna ,said.

                            Iranian foreign ministry spokesman Mohammad Ali Hoseyni said the arrests contravened international law and might have "unpleasant repercussions," Irna reported.

                            US investigation

                            In Baghdad, a spokesman for President Talabani said Iranian security personnel had been invited to Iraq by the president to help improve the situation.

                            "The president is unhappy about it, and has been making contact with the American authorities to arrange their release," Mr Talabani's spokesman, Hiwa Osman, told the BBC.

                            US officials said several Iranians had been arrested by US forces in Iraq, including two with diplomatic immunity, but said those two had been released.

                            White House spokesman Alex Conant said the US was investigating several Iranians still detained in Iraq.

                            "We suspect this event validates our claims about Iranian meddling, Mr Conant said.

                            "We will be better able to explain what this means about the larger picture after we finish our investigation."

                            The Iranians were arrested in two raids last week on suspicion of planning attacks in Iraq, the New York Times newspaper said.

                            Comment


                            • Almost 5 years ago, I wrote a piece for Iranian.com ("Just Not Fair") regarding the imbalance of justice regarding victim compensation when it came to the US vs Iran. Unfortunately, based on the recent case ruling that Iran owes $254 million for the Khobar tower bombings, it seems as though little has changed over the years. Iran keeps getting sued by terror victims, but does anything meaningful ever come out of these lawsuits?

                              According to the Antiterrorism and Effective Death Penalty Act and the Flatow Amendment of 1996, terror victims can sue foreign states that sponsor terrorism. Using this piece of legislation, many groups and individuals have successfully sued Iran in federal courts. The victims included those from the hostage crisis of 1979 and Beirut bombings of 1983.

                              Most recently, $254 million was awarded to families of the 19 Americans who were killed in the 1996 Khobar towers bombing on Saudi Arabia. US District Judge Royce C. Lamberth ruled that Iran financially supported Hezbollah who was responsible for the bombing and was therefore responsible for compensating victims of the terrorist act.

                              Iran rejected claims that it was involved with the attack, did not send an attorney, and did not even respond to the lawsuit. Interestingly, Judge Lamberth is the same individual who ruled in the late 90’s that Iran was responsible for the suicide bombing attack in Israel that took the life of an American college student, Alisa Flatow. He ordered Iran to pay $247 million in damages to the Flatow family.

                              Because Iran does not even fully acknowledge these lawsuits, it is not expected that the Iranian government would pay these victim compensations. Therefore, for years, these victims’ families have been seeking payment from Iran’s seized assets, particularly in foreign countries where the assets are more easily accessible than in the US.

                              I do not know if any of these victims have actually received compensation or not. However, I am unclear as to how federal legislation and rulings made in federal courts can be enforced internationally without the involvement of international courts and laws.

                              Furthermore, I do not believe that the message set forth by the Antiterrorism act has any significant meaning. It does not deter terrorism and if foreign states do not even acknowledge these lawsuits, it does not really bring justice to these families. In fact, the injustice will just continue to spread. The Iranian assets sought after by victims’ families, belong to the people of Iran who have nothing to do with sponsoring terrorism.

                              With rumblings that the UN will impose sanctions against Iran and that the US may take some sort of military action against Iran, there are clearly bigger issues facing Iranian government than terror victim compensations. However, by trying to punish the Iranian government, it is the impoverished millions of Iranians, already ignored by the government, who ultimately suffer.

                              Comment


                              • Couple of weeks ago I attended a gathering put together by a local Iranian American civic organization. The gathering had many purposes with one of them being to create more awareness about our ancient Shabe Yalda celebration.

                                Well, in the spirit of my last article where I suggested that Iranians need to be Better Keepers of our culture is why in the weeks following the event I was curious to see in fact in my circle of friends and family there are many good keepers or not. So very casually I observed how they celebrated Shabe Yalda vs. how those same non-Christian IA's devoted their time, energy, and money in celebrating Christmas.

                                As you probably can guess, Christmas or I should say Xmas won hands down in all categories -- at least in my small sample.

                                You may ask what does this have to do with the need for more productive IA civic organizations. Well to put it simply -- if we want to get to a point where we are not so quick to let go of our heritage just like for example how the Jewish-Americans (that are not married to Christians) preserve their heritage by for instance celebrating Hanukah and not Christmas -- we and such organizations then have our work cut out.

                                Not only from the standpoint that what these civic organizations are trying to preserve is in a country that its culture is predominately based on European, Christian, Judaism, and even pagan traditions, but they are also going head to head with the powerful force of American consumerism. Not to mention having to deal with many older IA naysayer's who for various reasons don't even see the need for such organizations (must read for them) or are skeptical of such organizations due to their conspiracy theories.

                                To overcome these challenges I think what maybe is needed it to find a better way of presenting, repackaging (for the lack of better word), and/or celebrating their rituals. To better explain lets look at the successful (as measured by its wide appeal) rituals/holidays in America that have gone through such transformations.

                                Of course the grand daddy of reformulating, repackaging a ritual/holiday is Christmas. It has gone from a pagan holiday celebrating solstices to a religious holiday celebrating Jesus Christ Birthday to now a holiday that seemingly has become a celebration of our material world. This last reformulation is maybe why some have even referred to it as Xmas, and in return why many Christians are trying to once again reinstall the word Christ into the holiday. Other holidays that have also been successful in getting popular by going through a transformations are St. Patrick day, Valentine day, Halloween, and New Years Eve.

                                Now I don't have a particular suggestion of what is needed for Iranians to make sure that their kids and future generations don't poo poo celebrating Shabe Yalda, or Norouz while at the same time being perfectly fine with celebrating Christmas or Halloween. However I do think that any reformulation (for the lack of better word) should be done with the simple concept that it should be FUN for all participants. For example instead of "just" telling stories, reading Hafez poems (that kids can't understand), eating "ajil" and pomegranate on Shabe Yalda -- how about instead having a Thanksgiving feast like dinner and maybe even giving gifts to the kids that they used to get 4 days later on Jesus birthday -- just a thought!

                                This is of course were educated activists in various civic organizations can play a significant role in not only addressing issues mentioned above but also many other important issues that I haven't even touched on. After all as evident by the success of other ethnicities in U.S. who have used such organizations to increase their communities unity and success; they can not only address many of the needs of recently immigrated Iranians, but also address needs of those who have been here for a long time. For example they could not only organize events to retain our heritage and cultural values and traditions but they can also raise awareness among other Americans, just like what JCC has done for Jewish-Americans.

                                In another example they could help or work with other groups to make sure those of us who aren't privileged enough to hire the best attorney are having our civil and constitutional rights upheld, just like what NAACP has done for the African-American community. If these organizations are successful in their efforts the IA community should then become more empowered. Empowered enough to have more of an impact on our elected officials decisions which will effect us, empowered enough so our kids will be proud of being Iranians, empowered to become a powerful and vibrant economic force in the American economic system and etc ...

                                Obviously such results are as I mentioned highly dependent on the success of such organizations. In my opinion many of the local civic organizations that have been started in the IA community were as a result of some well intentioned people with usually very limited budget and resources and usually no background in running a non-profit. I would venture to say majority of them probably don't even have a non-profit business plan -- especially those that failed.

                                Moreover as you know and as evident by the number of TV stations serving IA community vs. number of TV stations serving the Spanish speaking community -- is that one of our problems is that everyone wants to be the chief. In fact the sheer number of just "some" of the IA organizations (click here) in relation to the size of our community should make most people wonder about their viability or another word odds of success. In my opinion it doesn't take an MBA to figure out that in some cases some type of merger or collaborations is needed.

                                To conclude I urge you to either become more active in an IA civic organizations by volunteering your time, or at least support them by attending their events and making financial contributions -- and in cases that are appropriate do ask those who are active in such organizations to consider merging or at least collaborating with other IA organizations.

                                Comment

                                Working...
                                X