Basij & Nirouy-e Entezami

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #46
    فرمانده بسيج وزارتخانه‌ها و ادارات در گفتگو با فارس:

    بسيج آماده امداد و نجات تخصصي در حوادث است

    فرمانده ناحيه مقاومت بسيج وزارتخانه‌ها و ادارات از آماده شدن بخش هاي مختلف اين ناحيه در موضوع امداد و نجات تخصصي خبر داد.


    مسعود چيني گرزاده كه امروز چهارشنبه در حاشيه رزمايش نبي اكرم ،با اشاره به برگزاري موفق اين رزمايش، هدف از اجراي آن را حفظ آمادگي و ساماندهي نيروهاي بسيج عنوان كرد و افزود:نيروهاي شركت كننده آموزش هاي مقابله با دشمن در شرايط مختلف را فرا گرفته‌اند و همچون يك نبرد حقيقي و با استفاده از انواع سلاح هاي نيمه سنگين و سبك به تمرين عملي اين آموزش ها پرداختند.
    وي حركت بسيج وزارتخانه ها و ادارات به سمت تخصصي شدن به منظور استفاده از توان و تجربه نيروهاست تا در موارد مختلفي همچون حوادث غير مترقبه بتوانيم،از ظرفيت هاي موجود براي كمك رساني عمومي استفاده كنيم.
    فرمانده ناحيه مقاومت بسيج وزارتخانه ها و ادارات در عين حال خاطرنشان كرد:در همين رزمايش نيز مديران كل و مسئولان بخش‌هاي مختلف وزارتخانه‌ها و ادارات حضوري فعال دارند و در مواقع لزوم نيز مي توان از اين هماهنگي به بهترين نحو استفاده كرد.
    چيني گرزاده همچنين ساماندهي 45 گردان عاشورا و 10 گردان الزهرا در اين ناحيه را اعلام كرد و اظهار داشت: ديگر اعضاي بسيج نيز در گروه‌هاي وي‍ژه امداد و فرهنگي جذب شده‌ان
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #47
      Ya'ani daran khareshounn mikonan bichareh haro.. beheshoun poul midan ta beran varaye inha,in dalghak baziha ro anjam bedan ..!

      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #48
        روزنامه قدس در خبری ادعا کرده است که سه نفر که اين روزنامه از آنها به عنوان "عوامل بمبگذارى" نام برد دستگير شده اند.
        براساس اين خبر دستگيرشدگان به گروه پژاك تعلق دارند. براساس اين خبر: "اخيرا تعداد 12 نفر از عوامل خود را در دوره بمب‌گذارى و ترور آموزش داده و سه نفر از آنها را جهت منفجر كردن لوله گاز ايران به تركيه از طريق مرز ابراهيم خليل به اين منطقه اعزام كرده كه قبل از هرگونه اقدامى دستگير و بازداشت شده‌اند."

        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #49
          حجاريان:
          "دستگاهی"
          شهرت نفرت انگيزی كه
          ريشه در استبداد حكومتی دارد

          موج سوم يورش به مطبوعات آغاز شده كه ادامه اش به احزاب و دانشگاه ها و حوزه های دينی هم خواهد رسيد. الان خيلی از روحانيون خودشان را خلع لباس كرده اند، بعضی ها هم از قم خارج شده اند و برخی نيز تحت فشارند. آخوند دستگاهی، دانشجوی دستگاهی، بازاری دستگاهی، روزنامه دستگاهی، احزاب دستگاهی و استادان دستگاهی... اين فاجعه در راه است!







          در اعتراض به توقيف روزنامه و هفته نامه های شرق، نامه، حافظ و خاطره، يك جلسه و ديدار اعتراضی درتهران برگزار شد. دراين جلسه و از جمع كسانی كه حضور يافته بودند، سعيد حجاريان كه به كمك حجت الاسلام انصاری راد، رئيس فراموش نشدنی كميسيون اصل 90 مجلس ششم و شمس الواعظين سردبير از سردبيری و روزنامه نگاری محروم شده از جای خود برخاسته بود گفت: شايد مشكل روزنامه‌‏نگاری از اولين مرحله پيدايش روزنامه يعنی از پيدايش گازتا بود كه شروع شد. نشريه كاغذ اخبار در ايران با دستگاه تلاقی پيدا كرد و دستگاه آن را چون دستاورد تجدد بود سعی كرد مال خود كند و كم كم روزنامه‌‏ها را دستگاهی كردند، مثل بقيه امور؛ آخوند دستگاهی، دانشگاه دستگاهی، حزب دستگاهی و پارلمان دستگاهی.

          قديم‌‏ها می‌‏گفتند فلان آخوند دستگاهی است. الان می‌‏خواهند كم كم روزنامه‌‏ها را دستگاهی كنند. يعنی روزنامه‌‏هايی كه هستند يا مال دستگاه باشد يا خنثی باشند، زرد باشند، حرف‌‏های عادی بزنند، درباره هنرپيشه‌‏ها و فوتباليست‌‏ها بنويسند و اگر می‌‏خواهند حرف سياسی خلاف امنيت دستگاه بزنند، بايد بسته شوند. لذا می‌‏بينيم كه موج سوم تعطيلی روزنامه‌‏ها و مطبوعات آغاز شود.

          موج اول دهه 60 بود، موج دوم روزنامه‌‏های ما بودند و در دوره اصلاحات بسته شدند و الان هم مطبوعات دچار موج سوم توقيف هستند.

          وقتی دموكراسی نباشد، كم كم سراغ احزاب می‌‏روند. الان احزاب هم در معرض خطرند. احزاب را هم می‌‏بندند. بعد می‌‏روند سراغ رشته‌‏های علوم انسانی در دانشگاه‌‏ها و آنها را هم می‌‏بندند. جامعه‌‏شناسي, فلسفه, علوم سياسی، الان می‌‏خواهند استادهای سكولار را از دانشگاه بيرون كنند. بعد كم كم می‌‏روند سراغ حوزه‌‏ها؛ امروز بعضی علما خودشان را خلع لباس كرده‌‏اند، بعضی‌‏ها از قم خارج شده‌‏اند، برخی‌‏ها هم در قم هستند اما تحت فشارند.

          همين دعوايی كه در مورد انتخابات خبرگان است، دعوای روحانيت مستقل است با روحانيت دستگاهی. اين دعوا, دعوای دو ديدگاه است و فقط به حوزه و دانشگاه و روزنامه و احزاب اختصاص ندارد بلكه همه جا هست. حتی در بازار دو طيف وجود دارد؛ يك طيف بازاری است كه رانت دستگاهی دارد و ديگری بازاری كه رانت دستگاهی ندارد. به همين دليل بازار خراب شده و ديگر بازار گذشته نيست. آنها كه رانت‌‏خوار نيستند، امكان رقابت ندارند.

          از 70 نفر از دانشجويان دانشگاه اميركبير در سال جديد ثبت نام نكرده‌‏اند. در بين دانشجويان هم، عده‌‏ای می‌‏شوند دانشجوی دستگاهی، عده‌‏ای هم اخراج می‌‏شوند و می‌‏روند دنبال كار خودشان, روزنامه‌‏نگاری هم از اين قاعده مستثنی نيست. مهم اين است كه آيا روزنامه‌‏نگاری مستقل می‌‏تواند با همبستگی خود جلوی روزنامه‌‏های دستگاهی بايستد و مقاومت كند.



          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #50
            در پی ناآرامی های هفته گذشته و بازداشت و یا ربوده شدن برخی فعالان دانشجویی از روز جمعه گذشته از وضعیت و یا محل بازداشت امید عباسقلی نژاد اطلاعی در دست نیست.

            همسر امید عباسقلی نژاد با اعلام این خبر افزود: روز سه شنبه برای پیگیری وضعیت همسرم به دادگاه انقلاب مراجعه کردم که با برخورد بد ماموران در این دادگاه مواجه شده و در نهایت موفق به دریافت خبری از وضعیت امید عباس قلی نژاد نشدم. وی ضمن ابراز نگرانی شدید نسبت به وضعیت همسرش خواستار پاسخگویی نهادهای مسئول در این مورد شد


            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #51
              در ۲ هفته گذشته بار دیگر شاهد خیزش دانشجویان دانشگاههای مختلف کشور در اعتراض به حاکم شدن فضای پادگانی در دانشگاهها و موج وسیع برخورد با نهادهای مدنی مستقل حاضر در آن و به ویژه انجمن های اسلامی دانشجویان بودیم. اقتدارگرایان سرمست از باده قدرت که به خیال خام خود شعله های آزادیخواهی و تحول طلبی را رو به خاموشی می یافتند در اقدامی نابخردانه به قلع و قمع فعالین دانشجویی و به اضمحلال کشانیدن انجمن های اسلامی دانشجویان از طریق جلوگیری کردن از برگزاری انتخابات آزاد آنها برآمدند تا به سودایشان برای خشکانیدن ریشه های این درخت تناور و بالنده که اکنون بیش از نیم قرن از بنیانگذاریشان می گذرد و در طی این سالها همواره مدافع عقلانیت و آزادی بوده است جامه عمل بپوشانند.

              از سوی دیگر دامنه تعرضات به جامعه دانشگاهی تنها به دانشجویان نیز محدود نمانده و دامن اساتید محترم و موجه دانشگاه را نیز گرفت تا تیر کین تاریک اندیشان پس از دستگیری دکتر رامین جهانبگلو استاد دانشگاه، حکم به اخراج محترمانه جمعی دیگر از اساتید از دانشگاهها دهد.بدین گونه بود که عمق عداوت اقتدارگرایان با جامعه دانشگاهی کشور که سرمایه اصلی آینده ایران آزاد است بیش از پیش آشکار شد و کوس رسوایی ادعای علم گرایی کاذبشان که گوش فلک را کر کرده بود به صدا در آید.

              اما همچون همیشه و از آنجا که منطق ایدئولوژیک و واقعیت گریز تمامیت خواهان مانع از فهم بديهیات توسط آنان می شود این بار نیز طراحان گوش به فرمان حلقه زور و تزویر در برآورد پاسخ جامعه دانشگاهی و فرزندان ملت در دانشگاهها راه به خطا برد و آنچه آنان تیر خلاص بر پیکر جامعه آزادیخواه می پنداشتند مایه قوام و اتحاد دانشجویان و اساتید در برابر زورگویی و استیلاطلبی نابخردان آزادی ستیز شد.

              از سوی دیگر سناریو نویسان اقتدارگرایی در فاز رسانه ای خود در اقدامی نخ نما شده آگاهانه کوشیدند تا با استفاده از فضای اعتراضات مدنی و مسالمت آمیز شکل گرفته اعتراضات دانشجویان و مطالبه خواسته های به حق شهروندی از سوی ایشان را به سرنخ!های مختلف متصل بخوانند و فرزندان پاک ایران زمین را که جز به آزادی و توسعه کشور نمی اندیشند عامل خواسته و ناخواسته بیگانه بنامند تا با پاک کردن صورت مسئله و حاکم کردن فضای ترس، هم دانشجویان را از پیگیری مطالباتشان برحذر دارند و هم فضای لازم برای برخورد با آنان را فراهم آورند. گویی اینان هیچگاه به حکم عقل و تجربه گدشته خود نیز رجوع نمی کنند تا دریابند این گونه پروژه های نخ نما دردی از آنان دوا نمی کند و مساله اصلی که همانا به رسمیت شناخته شدن حقوق انسانی شهروندان ایرانیست همچنان مایه شکل گیری تلاش های مدنی دیگری در راه ایجاد دموکراسی و احقاق حقوق بشر در ایران خواهد شد. برخورد با تشکلها و فعالین مدنی شناسنامه دار و پرسابقه و به خاموشی کشاندن فعالین مدنی با اتهام زنی های گسترده و عامل بیگانه خواندن آنان ممکن است در نظر اقتدارگرایان به معنای به پایان بردن اعتراضات و رسیدن به ساحل امن و سلامت باشد اما همانگونه که واقعیت های مشهود و وقایع هفته های اخیر به خوبی گواهی می دهند در عمل نتیجه عکس به بار خواهند آورد. هرچند دانشجویان هیچگاه اجازه تسلط این نگاه امنیتی بر ارکان دانشگاهها به منظور نابودی نهادهای مستقل دانشجویی و نیز به سکون و رخوت کشیدن قشر دانشگاهی را نخواهند داد اما بد نیست تئورسین های خشونت و انسداد نیز نیم نگاهی به حاصل پروژه های خویش بیاندازند تا دریابند انسداد منافد تنفسی و حیاتی جامعه برای جلوگیری از ابراز خواسته ها و مطالبات آزادیخواهانه جامعه از کانال تشکل های مدنی و فعالین دموکراسی خواه به از بین رفتن این مطالبات منجر نمی شود و این مطالبات سرانجام از مکانی دیگر بروز خواهند کرد. به تعویق انداختن این خواسته ها و نسبت دادن آنان به توطئه بیگانگان تنها به انباشته شدن بیش از پیش مطالبات اجتماعی و امکان شکل گیری انفجارهای اجتماعی برای بروز آنان منجر خواهد شد.

              انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک به عنوان نهادی پرسابقه، خوشنام و پیشگام در طرح مطالبات تحول طلبانه و آزادیخواهانه دانشجویان، اساتید و در معیاری عام تر شهروندان ایرانی برای داشتن زندگی توام با کرامت انسانی، جامعه ای توسعه یافته و حاکمیتی دموکراتیک و مطیع در برابر خواست مردم در سالهای گذشته همواره مورد هجوم و حمله طراحان پروژه های امنیتی اقتدارگرایان و عمال و سربازانشان در سطح دانشگاهها بوده است. گاه که فرصت یافته اند با بهانه قرار دادن موضوعات مختلف ندای وا اسلاما سر داده اند و پروژه زمین گیر کردن آن در درون دانشگاه را وجهه همت حق ستیزانه شان قرار داده اند و گاه که احساس ناتوانی از پیش بردن پروژه برخورد از درون دانشگاه به واسطه عمال قدم به مزدشان کرده اند خود مستقیم وارد عمل شده و به دستگیری و برخورد با فعالین انجمن اسلامی پرداخته اند که تعداد زیادی از اعضای انجمن طعم اینگونه برخوردها را در مقاطع مختلف چشیده اند و تاوان دفاع شجاعانه شان از آزادی را با روزهایی از عمر خویش پرداخته اند. اما آنچه در نزدیک به نیم قرن گدشته و به خصوص در ۱۰ سال گذشته مانع از به ثمر نشستن طرح های دشمنان آزادی و دموکراسی برای به تعطیلی کشاندن انجمن اسلامی پلی تکنیک شده است و ضامن حفظ و بقای آن بوده همانا وابستگی انجمن به دانشجویان و حمایت بی دریغ آنان از نمایندگان منتخبشان در این نهاد برای دفاع از خواسته های سیاسی، صنفی و فرهنگشیان بوده است. این حضور و پشتوانه گرانمایه که برخواسته از حس اعتماد و دوستی دانشجویان با فعالین انجمن و فضای فعال و پویای پلی تکنیک تهران است صد البته بسیار بر اربابان زور و تزویر و سربازانشان در دانشگاهها گران آمده است و می آید.از این رو بر آن شدند تا با جدا کردن بدنه فعال دانشجویی پلی تکنیک از انجمن اسلامی و زیر سوال بردن انتخابات آزاد آن از طریق جوسازی، غوغا سالاری و هماهنگی با نهادهای امنیتی خارج از دانشگاه و به عملگی شبه نظامیان ساکن در داخل دانشگاه امر اربابانشان را لبیک گویند. اینان که کار سرکوب در فضای عمومی سیاسی و اجتماعی ایران را به واسطه برخوردها و تحولات اخیر تمام شده می پندارند بر آن شده اند تا راه را بر ریشه کن کردن این درخت تناور بگشایند و عقده سالهای طولانی ایستادگی در برابر اندیشه های غیرانسانیشان را از انجمن پلی تکنیک بستانند. غافل از آنکه همان دانشجویانی که هر سال با رای خود نمایندگانشان را در انجمن اسلامی انتخاب می کنند و مهر مشروعیت بر فعالیت های آنان می کوبند هر زمان که کیان آزادی و استقلال دانشگاه به خطر افتد به پا خواهند خواست.ایستادگی مدنی دانشجویان پلی تکنیک در حوادث هفته گذشته در برابر زیاده خواهی اصحاب خشونت و انحصار طلبان، شبه نظامیان و افراد غیر دانشگاهی مدعی تصمیم گیری برای دانشگاه گواه خوبی بر این مدعاست.آری در هفته ای که گذشت جامعه دانشگاهی پلی تکنیک در کنار سایر دانشگاهیان و دانشجویانی که برای حفظ کیان آزادی و استقلال دانشگاهها می کوشند خطاب به خشونت طلبان و آزادی ستیزان عقل گریز فریاد زند:


              ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست عرض خود می بری و زحمت ما می داری


              هنگامی که طراحان پروژه به اضمحلال کشاندن انجمن اسلامی دانشجویان بر خلاف انتظار خود با ایستادگی قاطبه دانشجویان و شکست طرح خود مواجه شدند مستقیما وارد عمل شده و کوشیدند با دستگیری یاشار قاجار دبیر انجمن اسلامی دانشجویان به تاوان ایستادگی برای برگزاری انتخابات آزاد و مقاومت در برابر شبه نظامیان، اعضای انجمن اسلامی را از برگزاری انتخابات منصرف کنند تا با سپری شدن روزهای پایانی سال تحصیلی و عدم برگزاری انتخابات انجمن اسلامی دانشجویان نفسی به راحتی برآورند. طرحی که با تدبیر و شجاعت همه دانشجویان پلی تکنیک که به یاری انجمن شتافته بودند بار دیگر به شکست انجامید و انتخابات انجمن اسلامی دانشجویان همانند همیشه پرشور و با حضور پررنگ دانشجویان برگزار شد.
              شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک ضمن تشکر صمیمانه از تمام دانشجویان فهیم و آگاه پلی تکنیک برای حضور هوشمندانه و ایستادگی مدنی قابل تحسینشان در جریان انتخابات انجمن اسلامی دانشجویان اعلام می کند همراه با تمامی دانشجویان پلی تکنیک و سایر دانشگاههای کشور در کنار یاران دبستانی در بندمان ایستاده و با تمام توان پیگیر آزادی آنان و به ويژه یار و همراه عزیزمان یاشار قاجار دبیر محترم انجمن اسلامی دانشجویان امیرکبیر و نیز سایر اعضا و دانشجویان زندانی آقایان عابد توانچه، پویا حببیب اللهی و … خواهیم بود.و نیز به تمامی آنان که در اندیشه خام ریشه کن کردن نهال آزادیخواهی در میان ایرانیان و به ویژه دانشجویان هستند و برای برخورد با مدافعان دموکراسی،آزادی و حقوق بشر توطئه چینی می کنند هشدار می دهیم که از بازی نخ نما پرونده سازی برای فعالین دانشجویی و سیاسی دست بردارند و پیش از آنکه گذر زمان بر باد بودن بنیاد اراده آزادی ستیزی را به رخشان بکشد و انفجار مطالبات معوقه جامعه آنان را به خود آورد ، به خود آیند و بیش از این در برابر خواست ایرانیان برای زندگی در میهنی آزاد،دموکراتیک و توسعه گرا نایستند.

              تا زمیخانه و می نام و نشان خواهد بود سر ما خاک ره پیر مغان خواهد بود
              حلقه پیر مغان از ازلم درگوش است بر همانیم که بودیم و همان خواهد بود


              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #52
                يک هفته پس از اظهارات وزير اطلاعات در مورد اينکه آمريکا قصد دارد برنامه های خود را با استفاده از روزنامه نگاران عملياتی کند، فدراسيون بين المللی روزنامه نگاران از وضعيت رو به وخامت روزنامه نگاران ايرانی اظهار نگرانی کرد. فدراسيون بين المللی روزنامه نگار که بزرگترين اتحاديه صنفی روزنامه نگاران در سطح جهان به شمار می رود، از دولت ايران خواسته است که امنيت روزنامه نگاران را برقرار کند.

                اتهام اينکه روزنامه نگاران قرار است برنامه های آمريکا را در کشور عملياتی کنند پس ازآن صورت می گيرد که رامين جهانبگلو روشنفکر ايرانی که چندين ماه در زندان انفرادی به سر می برد هنگام آزادی با مراجعه به خبرگزاری ايسنا گفت که توسط منابع آمريکايی مورد استفاده قرار گرفته است. جهانبگلو محققی است که طی سالهای گذشته مانند دهها محقق و روزنامه نگار ايرانی برای تحقيقات وپژوهش های خود ازبورس ها و فرصت های مطالعاتی استفاده کرده است و با انتشار مجموعه مصاحبه های خود با مشاهير عرصه فرهنگ و انديشه، خدمات زيادی به جامعه روشنفکری ايران انجام داده است. رامين جهانبگلو به جرم جاسوسی دستگير شد و پس از آن دادستان کل کشور از وجود فيلم ويدئويی اعترافاتش خبرداد، با وثيقه ای سنگين از زندان آزاد شد؛ بدون آنکه مسوولان اطلاعاتی، حتی به تکرار ادعاهای قبلی خود عليه وی بپردازند.

                وزير اطلاعات درسخنانی که هفته گذشته بيان کرد، عملا به مواردی پرداخت که جزو محور های اصلی "اعترافات" جهانبگلو و مجموعه افرادی بود که طی سالهای گذشته به زندان رفتند و در بازگشت از زندان در حالی که از وضعيت زندان تعريف می کردند، گفتند که به صورت ناخواسته مورد سوء استفاده بيگانگان قرار گرفته اند.

                اين سخن وزير اطلاعات که "استکبار به سرکردگی آمريکا برای حصول به اهداف و انعکاس برنامه های خود در ايران جوانان دانشجويان روزنامه نگاران و کسانی که قابل اعتماد بوده و در جامعه تاثيرگذار هستند را محور قرار داده است"، مسير زندگی وآينده افراد زيادی را که برای ارتقای فعاليت های حرفه ای وتحصيلی خود به خارج ازکشور سفر می کنند يا در کنفرانس های علمی ودانشگاهی شرکت می کنند به مخاطره انداخته است. سخن وزير اطلاعات درحالی منتشر شد که روزنامه شرق وماهنامه نامه نيز به فاصله کمی از اين اظهارات توقيف شدند تا مجموعه ای ديگر از اصحاب مطبوعات خانه نشين شوند. درمراسمی که به مناسبت تعطيلی روزنامه شرق در محل انجمن صنفی روزنامه نگاران انجام شد، کامبيز نوروزی طی سخنانی با اشاره به مساله امنيت حرفه‌ ای روزنامه‌نگاران و با بيان اين که حرفه روزنامه‌نگاری هنوز نتوانسته به ثبات برسد گفت: "روزنامه‌نگاران ايرانی همچنان در خوف و رجاء شغل خود به سر می‌برند."

                فدراسيون بين المللی روزنامه نگاران در بر گيرنده سنديکاهای روزنامه نگاری صد وپانزده کشور جهان است و انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران، نماينده اين فدراسيون درکشور به شمار می رود. اين درحالی است که محافظه کاران با راه اندازی انجمن روزنامه نگاران مسلمان - که در کميسيون ماده ۱۰ وزارت کشور مربوط به فعاليت "احزاب سياسی" ثبت شده است - طی سالهای گذشته تلاش کردند تا با بديل سازی برای انجمن ياد شده عملااز انباشت قدرت اجتماعی ومشروعيتی که بين روزنامه نگاران مستقل داشت جلوگيری کند. اما با توجه به حمايت روزنامه نگاران از اين انجمن وهمچنين فعاليت های آن عملا تنها اين انجمن است که نمايندگی ايران در فدراسيون بين المللی روزنامه نگاران را بر عهده دارد.

                چنانکه اين فدراسيون در بيانيه خود آورده است، با توجه به سياست های جديد حکومت ايران، از اين پس همه روزنامه نگارانی که راهی سفر خارجی شوند می توانند با اتهام جاسوسی مواجه شوند. بی بی سی درخبری با نقل قول از دبيرکل IFJ کريستوفر وارن آورده است: "اين نوع از فشارهای پنهان از سوی دولت ايران همزمان با توقيف روزنامه ها و افزايش محدوديت برای رسانه ها در ايران، سبب نگرانی فزاينده شده است. اين وقايع [تعطيلی روزنامه شرق وماهنامه نامه] نمايانگردوری گزيدن بيشتر دولت ايران از آزادی بيان و بيانگر شيوه های غير قابل قبول برای رفتار با صداهای مستقل در رسانه ها است. کارکنان رسانه ها در سراسر ايران همچنان با سانسور خشن دست به گريبان هستند، آنها تنها برای آنکه کار روزنامه نگاری خود را دنبال می کنند مورد تهديد قرار گرفته يا زندانی می شوند."

                بيانيه اضافه کرده است: "ما دولت ايران را به ايجاد امنيت برای روزنامه نگاران و رعايت آزادی رسانه های خبری فرا می خوانيم، ما همچنين از دولت ايران می خواهيم که فورا همه روزنامه نگاران زندانی را که به دليل فعاليت های اطلاع رسانی زندانی شده اند، آزاد کند."

                پس از انتشار سخنان وزير اطلاعات، روزنامه کيهان، رسالت، جام جم، رسالت وجمهوری اسلامی به استقبال ازسخنان وی رفتند تا حيات روزنامه نگاری مستقل ايرانی ومنتقدان دولت بار ديگر با تهديد جدی مواجه شود.

                اين تهديد نه تنها درخصوص روزنامه نگاران، بلکه در مورد سازمان های غيردولتی نيز رو به افزايش بوده است. مقامات دولتی معتقدند ايالات متحده پس از آنکه اعلام کرد می خواهد با اختصاص ۷۵ ميليون دلار، با مردم ايران ارتباط ايجادکند، تنها از طريق اين انجمن ها است که می تواند مقاصد خود را عملی کنند. اين درحالی است که جامعه مطبوعاتی وجامعه مدنی ايران بارها اعلام کرده اند که هيچگاه نگاهی به کمک های اينچنينی از منابع آمريکايی ندارند.

                اژه ای دراين زمينه گفته است: "براساس اعلام مقامات رسمی آمريکا، تاسيس مراکز و تشکل‌های غيردولتی با عناوينی که در ايران خريداری دارد و شبيه مراکزی که قابل اعتبار و اعتماد است، تربيت نيروهايی با ادعاهای اسلامی و وجهه اسلامی از اولويت‌های اين کشور است که بودجه اختصاص يافته برای مقابله در اين راستا است."

                وزير اطلاعات ارايه بورس‌های مختلف برای دانشجويان، برگزاری آموزش و همايشهای مختلف در ايران و کشورهای همسايه برای خبرنگاران و ديگر قشرها را از ديگر روش‌ها و برنامه‌های آنچه دشمنان ناميده خوانده است. وی گفته برخی افرادی که در ماه‌های اخير دستگير شده‌اند، می گويند که اصلا سياسی نبوده‌ايم و با روی آوردن به بورسيه و دعوت به همايش‌ها و دريافت پول زياد اکنون در مسيری قرار گرفته‌ايم که آدم سياسی در دست ديگران هستيم.

                اين درحالی است که هيچگ اه در هيچ کدام از دادگاه های جمهوری اسلامی ادعاهايی نظير ادعاهای اخير وزير اطلاعات وزير اطلاعات به اثبات نرسيده است. به عقيده تحليلگران، اظهارات وزير اطلاعات از برنامه اين وزارتخانه برای کنترل حداکثری برجامعه مدنی خبر می دهد.


                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #53
                  ساعت 8 صبح روز 3 مهر 1385 عوامل اداره اطلاعات نكاء به همراه نيروى انتظامى به منزل رزازى وارد شده و او را بازداشت و به مقر اطلاعات نيروى انتظامى منتقل نمودند.
                  رزازى تا عصر همان روز بدون بازجويى در بازداشت بود و هدف مأموران دفع الوقت بود تا بعد از ساعت ادارى وى را به ستاد خبرى اداره اطلاعات برده و با وى تسويه حساب كنند. دراويش نكاء با اطلاع از نيت مأموران اطلاعات نكاء تصميم گرفتند تا جلوى درب بازداشتگاه ازدحام نمايند كه ماموران اطلاعات متوجه شدند بازداشت بيشتر وى نه تنها سبب دريافت تشويقى براى آنها نخواهد شد بلكه ممكن است سبب وخامت اوضاع شهر شود و توبيخاتى را نيز شامل حال ماموران كند لذا رزازى را رها نمودند.
                  اسماعيل رزازى و محمود رزازى از دراويش گنابادى هستند و مجالس درويشى در نكاء را برگزار ميكنند. اين دو قبلا در 30 ارديبهشت 1385 توسط مأموران اطلاعات نكاء بازداشت شده بودند و منزل آنها مورد تفتيش قرار گرفته بود.
                  علت يورش مجدد نيرويهاى امنيتى به منزل رزازى شكايت آنها از اداره اطلاعات نكا به مقامات مختلف قضايى و سياسى بوده است. گفتنى است اقدامات مأموران سرخود و بدون احكام قضايى بوده است.

                  شكايتهاى اسماعيل و محمود رزازى در ارتباط با فشارهاى قبلى اطلاعات نكا در ذيل آمده است:


                  شكايت از تهاجم اداره اطلاعات بهشهر به منزل دراويش نكاء
                  بازپرس محترم شعبه سوم دادسراى نكا
                  با سلام، توقيراً در خصوص پرونده مطروحه در آن شعبه به استحضار عالى مي‌رساند:
                  در ساعت 11 ظهر مورخ 30/2/85 عده‌اى با عنوان مأمورين ادارة اطلاعات بهشهر به منزل شخصى موكل اينجانب اسماعيل رزازى در شهرستان نكا حمله‌ور شده و ضمن تفتيش اسباب و لوازم همسر و فرزندان موكلم، اموال شخصى وى از قبيل سى دي، عكس، نوار و كتاب را به سرقت برده و در پاسخ به سؤال همسرش مبنى بر اينكه حكم قضايى خود را ارائه نمايند مأمورين اظهار مى دارند كه دستور دادستان شهرستان بهشهر را دارند. پس از تفتيش منزل و سرقت اموال در برگه اى مرقوم مى نمايند كه در تاريخ 1/3/85 ساعت 30/9 صبح خود را به ادارة اطلاعات بهشهر معرفى نمايد.
                  لو فرض صدور دستور تفتيش منزل موكل اينجانب از سوى دادستان بهشهر، برابر مقررات آمرة دادرسى كيفرى دادستان بهشهر حق دخالت در حوزه قضايى شهرستان نكا را نداشته و برابر بخشنامة شمارة 12670/78/1 مورخ 1/12/78 نظر به اصل 22 قانون اساسي، نمى تواند امر تفتيش منازل و اماكن را به ادارة اطلاعات تفويض نمايد و لازم است اين اجازه و تفويض اختيار پس از اعلام وقوع بزه باشد و در آن مشخصات نماينده و حدود مأموريت او درج گردد كه البته مفاد اين بخشنامه مربوط به ضابطين دستگاه قضايى است پس هرگز دادستان نمى تواند اين امر را به اداره اطلاعات تفويض نمايد چرا كه اداره اطلاعات ضابط دادگسترى محسوب نمى گردد و نمى توان توجيهى قانونى براى اين دستور خلاف قانون دادستان و متعاقب آن حملة مأمورين اطلاعات و سرقت و تخريب اموال موكل اينجانب، يافت و اين حكايت از اين دارد كه دادستان تحت نفوذ متنفذين قرار دارد.
                  حضرتعالى به خوبى مستحضريد كه اين گونه اقدامات و احضارهاى خلاف قانون اداره اطلاعات، نقض صريح اعلاميه جهانى حقوق بشر و اصول 20، 22، 23، 32، 36، قانون اساسى ايران و خلاف دستورات و تأكيدات بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران در فرامين متعدد بوده و برابر مواد570 و 576 و 197 قانون مجازات اسلامى مستوجب تعقيب و مجازات كيفرى آمرين و عاملين امر مى باشد.
                  هر چند برابر اصل سوم قانون اساسي، دولت ايران موظف به تأمين حقوق و آزاديهاى افراد جامعه مى باشد اما گويى در مملكت، حضور عناصر و نيروهاى ذى نفوذ اما نفوذى و معاند در دستگاههاى امنيتى و اطلاعاتي، قصد ايجاد چالش به منظور عدم نيل و دستيابى دولت ايران به اهداف عاليه خود را دارند.
                  بنيانگذار جمهورى اسلامى به كرات، آنگونه كه در آثار و سخنرانيهاى ايشان مرقوم و مشهود است از جمله صفحه 93 تفسير سوره حمد، ارادت ظاهرى و باطنى خود را به بزرگان سلسله دراويش نعمت اللهى سلطانعليشاهى گنابادى اظهار و حتى در نامة حاكم شرع وقت ايران در زمان حيات آيت الله خمينى به صراحت مأمونيت و مصونيت دراويش اين سلسله به كليه قواى امنيتى و سپاه پاسداران كشور اعلام و تعرض بدون مجوز مستوجب تعقيب متعرض مى باشد.
                  حال بايد بررسى كرد كه اين كدام دست نفوذى در وزارت اطلاعات است كه با نقض صريح قانون و بر خلاف شرح وظايف قانونى وزارت اطلاعات، با سوء استفاده از مقام، اعمال سلايق و اجتهادهاى شخصى و تعصبات غير معقول، موجبات سلب آزاديهاى مقرر در قانون اساسى را براى موكل اينجانب و خانواده اش فراهم آورده است ؟!
                  آيا اين اقدامات اداره اطلاعات بهشهر و دادستان توهين به بنيانگذار نظام اسلامى نيست ؟!
                  آيا اظهارات اداره اطلاعات بهشهر مبنى بر اينكه احضاريه موكل در نزد آنهاست، اقتدار و شأن و منزلت مقامات قضايى شهرستان كه حافظ جان و مال و ناموس مردمند را خدشه دار نمى سازد ؟ و موجبات سوء ظن به دستگاه عدالت را فراهم نمى كند ؟
                  مگر نه اينست كه نهاد اطلاعات در حكومت اسلامى بايد مقيد به موازين شرعى و معيارهاى اخلاقى باشد !
                  لازم است دادستان بهشهر مبانى قانونى و دلايل صدور چنين دستورى را ارائه نمايد.
                  پس انتظار مى رود جناب عالى به عنوان قاضى ذى صلاح در حوزة قضايى شهرستان نكا با درايت و بينش كاملترى به اين نداى مظلوميت لبيك گفته و در راستاى حفظ امنيت و آسايش عمومى جامعه، خاطيان و مسببين امر را مجازات نماييد تا رفع مزاحمت از موكل اينجانب و خانواده اش صورت گيرد و خسارات وارده جبران شود.
                  با سپاس اسماعيل رزازى



                  شكواييه به كليه مقامات در ارتباط با تهاجم بدون مجوز اطلاعات بهشهر به منازل دراويش نكاء
                  هو
                  121
                  حضرت آيت الله خامنه اى (مد ظله العالى)
                  مقام معظم رهبرى ايران
                  با سلام، توقيراً به استحضار عالى مى رساند: در ساعت 11 ظهر شنبه مورخ 30/2/85 تعداد شش نفر ناشناس و نامحرم بدون مجوز قانونى و قضايى و با عنوان مأمورين ادارة اطلاعات بهشهر با لباس شخصى در غياب اينجانبان و با حضور تنهاى همسر و فرزندانمان، به عنف و زور و قهر به منزل شخصى اينجانبان اسماعيل رزازى و محمود رزازى در شهرستان نكا وارد شده و اقدام به تفتيش اسباب و اثاثيه و لوازم همسر و فرزندانمان نموده و اموال شخصى از قبيل سى دي، عكس، نوار و كتابهاى عرفانى را به سرقت برده و پس از تفتيش منزل و سرقت اموال در برگه اى مرقوم مى نمايند كه در تاريخ 1/3/85 ساعت 30/9 صبح خود را به ستاد خبرى ادارة اطلاعات بهشهر به نشانى ,بهشهر، خيابان پاسداران، جنب سپاه پاسداران, معرفى و نزد اشخاصى فاقد صلاحيت و نفوذى و معاند نظام به نامهاى ,احسانى و معزز, حاضر شويم.
                  حضرتعالى به خوبى مستحضريد كه برابر تشريفات دادرسى كيفري، تفتيش منازل و اماكن بايد با اجازة مخصوص مقام قضايى و پس از اعلام وقوع بزه باشد كه در اين مجوز صادرة مقام قضايى بايد زمان، مكان بازرسي، مشخصات نماينده و حدود مأموريت او درج شود و اين مجوز صرفاً قابل اعطا به ضابطين دادگسترى است نه ادارة اطلاعات كه صرفاً تشكيلاتى امنيتى در كشور است لذا اينگونه اقدامات و احضارهاى خلاف قانون اداره اطلاعات، نقض صريح اعلاميه جهانى حقوق بشر و اصول 20، 22، 23، 32، 36، قانون اساسى ايران و خلاف دستورات و تأكيدات بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران در فرامين متعدد بوده و برابر مواد570 و 576 و 656 قانون مجازات اسلامى مستوجب تعقيب و مجازات كيفرى آمرين و عاملين امر مى باشد.
                  هر چند برابر اصل سوم قانون اساسي، دولت ايران موظف به تأمين حقوق و آزاديهاى افراد جامعه ميباشد اما گويى در مملكت، حضور عناصر و نيروهاى ذى نفوذ اما نفوذى و معاند در دستگاههاى امنيتى و اطلاعاتي، قصد ايجاد چالش به منظور عدم نيل و دستيابى دولت ايران به اهداف عاليه خود را دارند.
                  بنيانگذار جمهورى اسلامى به كرات، آنگونه كه در آثار و سخنرانيهاى ايشان مرقوم و مشهود است از جمله صفحه 93 تفسير سوره حمد، ارادت ظاهرى و باطنى خود را به بزرگان سلسله دراويش نعمت‌اللهى سلطانعليشاهى گنابادى اظهار و حتى در نامة حاكم شرع وقت ايران در زمان حيات آيت الله خمينى به صراحت مأمونيت و مصونيت دراويش اين سلسله به كليه قواى امنيتى و سپاه پاسداران كشور اعلام و تعرض بدون مجوز مستوجب تعقيب متعرض مى باشد.
                  حال بايد بررسى كرد كه اين كدام دست نفوذى در وزارت اطلاعات است كه با نقض صريح قانون و بر خلاف شرح وظايف قانونى وزارت اطلاعات، با سوء استفاده از مقام، اعمال سلايق و اجتهادهاى شخصى و تعصبات غير معقول، موجبات سلب آزاديهاى مقرر در قانون اساسى را براى اينجانبان و خانواده هايمان فراهم آورده است ؟!
                  آيا اين اقدامات اداره اطلاعات بهشهر توهين به بنيانگذار نظام اسلامى نيست ؟!
                  آيا اينگونه احضار نمودن مردم توسط اداره اطلاعات بهشهر اقتدار و شأن و منزلت مقامات قضايى كه حافظ جان و مال و ناموس مردمند را خدشه دار نمى سازد ؟ و موجبات سوء ظن به دستگاه عدالت را فراهم نميكند ؟
                  مگر نه اينست كه نهاد اطلاعات در حكومت اسلامى بايد مقيد به موازين شرعى و معيارهاى اخلاقى باشد !
                  لازم است ادارة اطلاعات بهشهر مبانى قانونى و دلايل چنين اقدامى را ارائه نمايد.
                  پس انتظار مى رود جنابعالى با درايت به اين نداى مظلوميت لبيك گفته و با برخورد قاطع با چنين افرادى در دستگاههاى امنيتى كه هدفى جز بدنامى نظام و ضربه به اسلام را دنبال نمى كنند، در راستاى حفظ امنيت و آسايش عمومى جامعه، رفع مزاحمت از اينجانبان بعمل آمده و خسارات وارده جبران شود و خاطيان و مسببين امر مجازات شوند.
                  در پايان اين مرقومه و عرضحال، توجه حضرتعالى را به فرازى از بيانات حضرت آيت الله خمينى ذيل فرمان هشت ماده اى جلب مى نمايم كه فرموده اند :
                  , هيچكس حق ندارد به خانه يا مغازه يا محل كار شخصى كسى بدون اذن صاحب آنها وارد شود. تمام اينها جرم و گناه است و بعضى از آنها چون اشاعة فحشا و از گناهان بسيار بزرگ است، مرتكبين امور فوق مجرم و مستحق تعزير شرعى هستند. ,
                  با سپاس اسماعيل رزازى محمود رزازى از دراويش سلسله نعمت اللهى سلطانعليشاهى گنابادى



                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #54
                    رونوشت :
                    1- دفتر رسيدگى به شكايات مقام معظم رهبرى جهت برخورد قانونى با متخلفين حسب فرمايشات و تذكرات بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران.
                    2- بازرسى ويژة نهاد رهبرى جهت پيگيرى موضوع و تأديب مقامات امنيتى
                    3- رياست جمهورى اسلامى ايران جهت نظارت برعملكرد خودسرانه عناصر نفوذى در سيتم امنيتى كشور
                    4- رياست قوه قضاييه جهت دفاع از آزاديهاى مشروع وحفظ حقوق ملت در برابر تعرضات نهادهاى امنيتى
                    5- فرماندهى نيروى انتظامى جمهورى اسلامى جهت برقرارى نظم و آسايش عمومى جامعه
                    6- دبير شوراى عالى امنيت ملى جهت بررسى اينگونه اقدامات خلاف قانون و خلاف مصالح ملى كشور توسط نهاد امنيتى
                    7- رياست ديوان عالى كشور بعنوان عاليترين مقام قضايى جهت اجراى فرمان حاكم شرع
                    8- دادستان كل كشور جهت تعقيب دادستان عمومى و انقلاب بهشهر بدليل عدم نظارت صحيح بر عملكرد اداره اطلاعات و عدم برخوردارى از اقتدار و شأن قضا
                    9- سازمان بازرسى كل كشور جهت پيگيرى موضوع در اجراى قانون تشكيل سازمان
                    10- رياست كميسيون اصل نود مجلس شوراى اسلامى جهت بررسى موضوع در كميسيون
                    11- نماينده مردم نكا در مجلس شوراى اسلامى جهت استحضار از وضعيت نا امنى مردم در منطقه
                    12 ? اداره بازرسى و نظارت وزارت اطلاعات جهت نظارت بيشتر بر عملكرد كاركنان اداره اطلاعات بهشهر و جلوگيرى از تكرار اين قبيل نا هنجاريها
                    13- شوراى امينت كشور جهت پيگيرى موضوع
                    14- وزارت دادگسترى جهت برخورد با عدم اجراى صحيح قانون در كشور
                    15- اداره حقوق بشر وزارت امور خارجه جهت بررسى نقض حقوق اينجانبان و برخورد با اينگونه اعمال موهن و ناقض حقوق اساسى بشر
                    16- مدير كل دادگسترى استان مازندران جهت اجراى قانون و برخورد قضايى مناسب با متخلفين
                    17- امام جمعه محترم شهرستان نكا جهت صدور دستورات لازم و تذكر مبنى بر خلاف شرع بودن اقدامات مأمورين اطلاعات
                    18- استاندار محترم مازندران جهت استحضار و اقدام قانونى لازم بعنوان رئيس شوراى تأمين امنيت
                    19- فرماندهى نيروى انتظامى شهرستان نكا جهت پيگيرى موضوع و برخورد با اخلالگران در نظم و امنيت شهر
                    20- فرماندهى سپاه پاسداران نكا جهت برخورد با اينگونه اقدامات خلاف امنيت
                    اين نامه به انضمام پنج برگ مدارك تهيه و در اختيار كليه رسانه هاى خبرى جهت انعكاس موضوع قرار گرفته است.

                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #55
                      فعالان حقوق بشر در ايران : بنابر گزارشات رسيده از شهر اهواز نيروهای امنيتی با سرکوب مردم اهواز از انجام يک مراسم سنتی در اين شهر جلوگيری کردند .
                      در پی حلول ماه رمضان همه ساله در شهر اهواز مراسمی مذهبی از سوی مردم اهواز انجام می گيرد . اين مراسم که با آغاز ماه رمضان همراه با جشن و شادی بود، 20 دقيقه از آغاز آن نگذشته بود که با يورش نيروهای امنيتی به درگيری انجاميد. در اين درگيری عده ای از سوی ماموران امنيتی مجروح و تعداد زيادی بازداشت شدند.
                      اسامی برخی از دستگير شدگان به قرار زير می باشد .
                      1- احمد زوری 2- علی دلفی 3- موسی دلفی 4- عبدالله شموسی 5- هادی زرگانی 6- سعيد شحيطاط 7- عبدالله غبيشاوی 8- ايوب مراقی 9- احمد علوانی 10 - محمد عميرات 11 - علی زوری و ...
                      ايشان بعد از دستگيری سريعا به مرکز فرماندهی نيروی انتظامی واقع در کوی "امانيه" منتقل شدند و از سرنوشت آنها تاکنون هيچ اطلاعی در دست نمی باشد.

                      iran

                      Comment

                      • donsaeid
                        Senior Member
                        • Nov 2005
                        • 28300

                        #56

                        اختلافات ارتش و سپاه



                        از عمليات فتح‌المبين به بعد جنگ در شب انجام مي‌شد و بدون استفاده از قواي زرهي و با حضور گسترده نيروي انساني همراه با ايثارگري‌هاي سپاه و بسيج. با اينكه به قول كاستن به قول جامعه‌شناس برجسته جنگ. بي‌ترديد جنگ براي داوطلب از جاذبه خاصي برخوردار است زيرا او با روي گشاده آن را مي‌پذيرد و براي دفاع از يك آرمان وارد جنگ مي‌شد» اما هيچ كدام از شرايطي كه ذكر شد با اصول منظم و كلاسيك جنگ همخواني ندارد.
                        به تدريج نياز نيروهاي رزمي و عملا نياز جبهه به تخصص‌هاي نظامي كم كم از بين رفت. همين موضوع باعث شد به مرور زمان ابتكار عمل در خط مقدم بدست سپاه نيفتد و نيروي زميني ارتش كه در مدت طولاني پس از آزادسازي خرمشهر پتانسيل بالاي خود را در اولين عمليات‌هاي آزادسازي با موفقيت به ارا گذاشته بود. در جبهه‌هاي مياني محدود شده و عملا به نوعي سرگرم جنگ گردد. اگر به موضوع فوق نكات زير را هم بيفزائيم ـ كه براي كوتاهتر شدن كلام به طور خلاصه به آنها اشاره مي‌شود ـ نگاه ما دقيقتر خواهد بود.
                        ـ خط استراتژي دقيق و از پيش تعيين شده نظامي جز در چند عمليات بزرگ
                        ـ كوچك بودن صحنه‌هاي عمليات در بسياري از موارد تا آن حد كه طراحي استراتژيك را غير ممكن مي‌كرد
                        ـ صرفه‌جويي در استفاده از امكانات زرهي به علت تحريم تسليحاتي و فشار اقتصادي
                        ـ تشكيل شدن بدنه ارتش از سرباز بر خلاف داوطلب بودن نيروهاي تحت فرماندهي سپاه
                        ـ كسب مجوز توسط سپاه براي گرفتن سرباز و جذب سربازهاي انقلابي‌تر و محروم شدن ارتش از آنها كه بالطبع ايجاد دوگانگي بيشتر در روحيه ارتش و سپاه مي‌كرد.
                        ـ دستگيري فرمانده نيروي دريايي ارتش (ناخدا يكم افضلي) و فرمانده جبهه مياني نيروي زميني (سرهنگ عطاريان) به جرم عضويت در حزب توده و جاسوسي براي شوروي كه باعث متهم‌تر شدن ارتش به دور بودن از انقلاب و فاصله گرفتن از سپاه كاملا انقلابي شد.
                        امام به اين موضوع توجه جدي داشتند. بيانات و پيامدهاي ايشان در طي سال‌هاي نيمه دوم جنگ مالامال از تذكرات در اين موارد است. مي‌فرمودند « شما توانستيد در مقابل تمام قدرت‌هاي عالم بايستيد و تا اين روح برادري محفوظ است ... شما محفوظيد» «اگر بناباشد كه يك وقت خداي نخواسته ارتش بگويد من سپاه هم بگويد من بسيج هم بگويد من آن روز است كه فاتحه همه‌تان خوانده شده است». ايشان به فرمانده سپاه مي‌گفتند « هميشه به سپاه سفارش كنيد .... با ارتشي ها با برادري رفتار كنند» و در پاسخ به شهيد محلاتي نماينده خود در سپاه كه در مورد اقدام براي جلوگيري از گروه‌گرايي سؤال كرده بودند مرقوم كردند: «در اين امر كه با سرنوشت سپاه سر و كار دارد با قاطعيت و بدون ملاحظه از احدي انجام گيرد».
                        هر چند تدابي رامم كاهش دهنده بخشي از مشكلات بخصوص كم توجهي سپاه به ارتش بود ولي واقعيت اين بود كه ابتكار عمل جنگ در دست سپاه بود نه ارتش. بنابراين احساس مي‌شد كه هم سپاه بايد امكانات بيشتري داشته باشد و هم منظم‌تر عمل كند. در همين راستا امام به سپاه دستور دادند كه تحت نظارت آيت‌الله خامنه‌اي از بعضي امكانات ارشت استفاده كند» همينطور در ششمين سال جنگ حكم تشكيل 3 نيروي مجزاي زميني ، هوايي و دريايي را به سپاه ابلاغ كردند.
                        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                        «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                        صادق هدايت؛ بوف کور

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #57
                          فعالان حقوق بشر در ايران : بنابر گزارشات رسيده از شهر اهواز نيروهای امنيتی با سرکوب مردم اهواز از انجام يک مراسم سنتی در اين شهر جلوگيری کردند .
                          در پی حلول ماه رمضان همه ساله در شهر اهواز مراسمی مذهبی از سوی مردم اهواز انجام می گيرد . اين مراسم که با آغاز ماه رمضان همراه با جشن و شادی بود، 20 دقيقه از آغاز آن نگذشته بود که با يورش نيروهای امنيتی به درگيری انجاميد. در اين درگيری عده ای از سوی ماموران امنيتی مجروح و تعداد زيادی بازداشت شدند.
                          اسامی برخی از دستگير شدگان به قرار زير می باشد .
                          1- احمد زوری 2- علی دلفی 3- موسی دلفی 4- عبدالله شموسی 5- هادی زرگانی 6- سعيد شحيطاط 7- عبدالله غبيشاوی 8- ايوب مراقی 9- احمد علوانی 10 - محمد عميرات 11 - علی زوری و ...
                          ايشان بعد از دستگيری سريعا به مرکز فرماندهی نيروی انتظامی واقع در کوی "امانيه" منتقل شدند و از سرنوشت آنها تاکنون هيچ اطلاعی در دست نمی باشد.

                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #58
                            جمعى از دانشجويان كارشناسى ارشد شبانه دانشگاه تهران امروز از رييس*جمهور خواستار رفع مشكل خوابگاهى خود شدند. اين دانشجويان با حضور در برابر تالار علامه امينى دانشگاه تهران، محل برگزارى مراسم آغاز سال تحصيلى جديد، از عدم ارايه خوابگاه برخلاف مفاد دفترچه ثبت*نام از سوى دانشگاه اعتراض كردند.

                            دكتر احمدى نژاد پس از شنيدن سخنان دانشجويان معترض، تاكيد كرد: مشكل خوابگاه دانشجويان كارشناسى ارشد شبانه حل مي*شود و در دست پيگيريست.

                            وزير علوم نيز در جمع اين دانشجويان، تصريح كرد: *عليرغم اينكه تعهدى براى ارايه خوابگاه به دانشجويان شبانه نداريم و به اين دانشجويان هيچ امكاناتى اختصاص داده نمي*شود، اما پس از بازديد از خوابگاه دانشجويان كارشناسى ارشد نوبت دوم اعلام شد كه مسوولان دانشگاه تهران براى رسيدگى به اين امر بسيج شوند.

                            يكى از دانشجويان معترض كارشناسى ارشد شبانه در اين رابطه به ايسنا گفت: در زمان ثبت* نام اعلام شد كه خوابگاه در اختيار ما قرار مي*گيرد، درصورتى كه تنها براى هفت روز در يك زيرزمين بدون امكانات اجازه اسكان داده شد كه در اين ميان برخورد نامناسب برخى از كارمندان خوابگاه، محيط غيربهداشتى محل اسكان، عدم برخوردارى از امنيت لازم و حتى عدم پذيرش دانشجويان دخترى كه از شهرستان آمده و جايى براى اسكان ندارند از ساير مشكلات خوابگاهى دانشجويان كارشناسى ارشد نوبت دوم است.

                            اين دانشجويان در نامه*اى به رييس*جمهور خواستار رفع مشكل خوابگاهى موجود شدند.

                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #59
                              افشاگری های تازه، به بهانه انتشار نامه آيت الله خمينی
                              انتشار پيام های افشاگرانه
                              فرماندهان سابق سپاه
                              موج جديد عليه حكومت سپاهی
                              از ميان پيام های انتشار يافته در روزنامه انتخاب ديروز

                              1- گاهی، زياد صبركردن آفت است. هاشمی اگر افشاگری را ادامه ندهد حذف خواهد شد. 2- اخراج سردار ذوالقدر از سپاه و ممنوع المصاحبه كردن محسن رضائی فرمانده كل وقت سپاه پاسداران از سوی عبدالله نوری. 3- روياهای جنگ طلبانه عده ای با انتشار نامه آيت الله خمينی پايان يافت. همان ها كه می خواهند يكبار ديگر مملكت را به جنگ بدهند.4- جلوی پوپوليست های قصی القلب را بايد زودتر گرفت. افراطی گری های برخی فرماندهان كشور را عقب انداخته و خواهد انداخت.




                              روزنامه انتخاب، در يك اقدام كم نظير، روز گذشته پيام هائی را با اسامی مختلف منتشر كرد كه برخی از آنها حاوی اطلاعات دست اولی در باره سالهای جنگ است. كسانی اين پيام ها را نوشته اند كه خود در جبهه بوده اند و سپاهی. در برخی از اين نامه ها اشاره به اوضاع امروز كشوراست و حمله به سياست جنگی – اتمی فرماندهان سپاه و رهبر. در يكی از همين نامه ها، برای نخستين بار فاش می شود كه عبدالله نوری، كه پس از جنگ از سوی آيت الله خمينی نماينده وی در سپاه پاسداران شد، دراولين اقدام خود سردار ذوالقدر قائم مقام فرمانده كل سپاه و قائم مقام كنونی وزارت كشور و دارای فرمان رهبر كنونی برای فرماندهی نيروی انتظامی را از سپاه اخراج كرد و هر نوع مصاحبه مطبوعاتی محسن رضائی فرمانده سپاه را ممنوع كرده بود، تا تكليف نهائی همه آنها كه در جنگ، ادامه آن و شكست ها نقش داشتند روشن شود. درگذشت آيت الله خمينی اجازه ادامه اقدامات عبدالله نوری را نداد و علی خامنه ای او را از نمايندگی سپاه عزل و آيت الله موحدی كرمانی را جانشين او كرد. سردار ذوالقدر با عزل عبدالله نوری به سپاه بازگشت و در تمام 10-15 سال گذشته سردار ذوالقدر پای ثابت بسيار از ترورها، دستگيری ها، شكنجه ها و برپائی بازداشتگاه های مخفی و حتی برخی مناسبات بين المللی بوده است.

                              در يكی ديگر از پيام ها می خوانيد كه چه فرماندهانی خواهان مرگ چه فرماندهان ديگری درجبهه ها بودند و امروز همان ها كه خواهان مرگ برخی فرماندهان بودند عالی ترين مقامات را دراختيار دارند. از جمله فرماندهانی كه مرگش را می خواسته اند "سردارهمت" بوده كه يك بزرگ راه اكنون بنام اوست و در سينه بهشت زهرا خوابيده و آن كه خواهان مرگش بوده صاحب قدرت و ثروت!

                              زير پوشش اين پيام ها و نامه ها، علاوه بر افشاگری های خبری، مستقيم ترين حملات به سياست جنگی و دولت سپاهی شده، كه نشان دهنده آغاز تحركات جديد سياسی در حاكميت است. بيم از زدوبندهای بزرگ بين المللی و حركات كودتائی در داخل كشور برای تصفيه رقبا می تواند از جمله دلائل و انگيزه های افشاگری های كنونی باشد. همانگونه كه دسته بندی های مهم سياسی جديد، در آستانه انتخابات مجلس خبرگان رهبری متاثر از آنست. دسته بندی هائی كه در اخبار مربوط به همين انتخابات و موضع گيری های روحانيون سنتی در برابر حكومت نظامی ها در همين شماره پيك نت می خوانيد.

                              پيام هائی را كه روزنامه انتخاب روز گذشته منتشر كرد می شد خلاصه كرد و جنبه های تبليغاتی آن به سود هاشمی رفسنجانی را حذف كرد، اما برای درك دقيق تر سمت گيری های سياسی و تحولات آينده، بهتر ديديم عين همان پيام ها با همه جنبه های تبليغاتی اش منتشر شود تا خوانندگان خود قضاوت كنند.




                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #60
                                محمد علی ابطحی
                                آن كه هاشمی را ناديده می گيرد
                                يادش رفته او مدارك زيادی دارد!





                                انتشار نامه حضرت امام در مورد پايان جنگ از سوی آقای هاشمی رفسنجانی يك كار شجاعانه بود. خواص عالم سياست كه در ايام جنگ فعال بودند همه از مضمون نامه مطلع بودند ولی اكنون رسما انتشار يافته است. در تمام دنيا نامه های سری و محرمانه تعيين كننده را بعد از گذشت سالهای طولانی منتشر می كنند. امام در همان نامه علنی كه اعلام كردند جام زهر را نوشيدند گفته بودند كه در موضوع جنگ مسائلی هست كه بايد سر فرصت به آنها توجه كرد. انتشار اين نامه نشانه آن است كه آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان اداره كننده اصلی جنگ تحميلی آن فرصت را در اختيار مردم ايران قرار داده است. چنانچه می توان از مضمون اين نامه فهميد كه بنا به انديشه امام شجاعت تسليم شدن در برابر واقعيت ها كمتر از شجاعت دفاع و جنگ با دشمن نيست. اين يك مبنای جدی برای هر حكومتی است. گاهی تسليم شدن در برابر واقعيت ها از هر نوع مقاومت و حمله ای شجاعانه تر است و بيشتر به نفع مردم و كشور و دين و ارزش هاست. اين شجاعت امام كمتر از شجاعت ايشان در ايستادگی در برابر رژيم گذشته نيست. روشن شدن شفاف و مستند تاريخ خيلی به بهتر خواندن آن كمك می كند و جلو حرف و حديث های غير واقعی و احيانا مغرضانه از جنس شايعه را سد می كند. فرمانده سابق سپاه هم اگر افتخار ارائه گزارش واقعی به امام را به نام خود ثبت كند بهتر از روشی است كه در پيش گرفته است. در عالم سياست انتشار اين نامه از سوی هاشمی رفسنجانی هشدار نيز تلقی می شود. هشداری از سوی هاشمی به كسانی كه او را ناديده می گيرند. همه آشنايان به سياست می دانند هاشمی برگه ها و خاطرات فراوانی از اين دست در اختيار دارد.



                                iran

                                Comment

                                Working...