Basij & Nirouy-e Entezami

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #61
    حمايت سازمان مجاهدين انقلاب
    و همه اصلاح طلب ها از رفسنجانی




    همزمان با اعلام كانديداتوری هاشمی رفسنجانی برای مجلس خبرگان كه پس از موافقت مشروط با جامعه روحانيت مبارز اعلام شد؛ محمدسلامتی دبيركل مجاهدين انقلاب ضمن استقبال از كانديداتوری هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس خبرگان طی مصاحبه ای با خبرگزاری مهر گفت: ما هاشمی را در جبهه اصلاحات مي*دانيم.

    هاشمی رفسنجانی در فهرست انتخاباتی مجمعين (دو جامعه روحانيت مبارز و مجمع روحانيون مبارز) نيز قرار دارد و لذا از سوی كليه گروههای اصلاح طلب نيز حمايت خواهد شد.

    سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی مانند كليه گروههای اصلاح طلب مصمم به حضور در انتخابات آتی است.

    قائم مقام حزب اعتماد ملی حجت الاسلام رسول منتجب نيا نيز در گفتگو با خبرگزاری هاشمی رفسنجانی در فهرست انتخاباتی اين حزب در انتخابات مجلس خبرگان قرار دارد.



    خبرگزاری های داخلی همچنين گزارش دادند كه اعضای شورای مركزی حزب موتلفه* اسلامی، ديروز با هاشمی رفسنجانی ديدار كردند. اين ديدار پس از ملاقات رهبران موتلفه با مراجع مذهبی در قم وبازگشت به تهران صورت گرفت

    رفسنجانی در اين ملاقات برنظر و نقش مردم در تعيين سرنوشت كشور تاكيد كرد و گفت: عمل به قانون اساسی، احترام به رای مردم است.

    همه بايد تلاش كنند تا در انتخابات آينده بويژه مجلس خبرگان رهبری، مردم به طور گسترده و پرشور شركت كنند و در عين حال سالم و بي*نقص برگزار شود.
    وی افزود: اگر اعتماد مردم به صحت و سلامت انتخابات جلب شود، مشاركت و حضور مردم در پای صندوق*های رای در همه* انتخابات تضمين مي*شود.

    در اين ديدار كه از جمله عسگراولادی، حبيبی، بادامچيان و شجونی حضور داشتند ازهاشمی رفسنجانی دعوت شد تا در انتخابات مجلس خبرگان شركت كند.



    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #62
      جامعه مدرسين حوزه علميه قم
      پشت هاشمی رفسنجانی ايستاد




      موضع جامعه مدرسين حوزه علميه قم و جامعه روحانيت مبارز در حمايت از هاشمی رفسنجانی برای رفتن به مجلس خبرگان اعلام شد. مجلس خبرگانی كه باحتمال زياد در همان ابتدای دوره جديد كاری خود، جانشين آيت الله مشكينی را برای رياست مجلس بايد انتخاب كند. شتاب گيری موضع گيری ها و صف بندی واحد روحانيون نشان از درك نوينی از شرايط و خارج كردن كشور از رهبری فردی و خطر كودتا و يا حاكميت يكدست فرماندهان سپاه دارد. خبرگزاری های داخلی روز گذشته از قول سخنگوی جامعه مدرسين حوزه علميه قم گزارش دادند:

      محمد غروی يكی از اعضای جامعه مدرسين به نمايندگی از شورای مركزی جامعه مدرسين با هاشمی رفسنجانی برای پذيرش كانديداتوری مجلس خبرگان رهبری ديدار كرد كه در نهايت هاشمی رفسنجانی اين درخواست را به صورت مشروط پذيرفت.

      غروی گفت: در دعوتی كه از هاشمی رفسنجانی برای حضور در ليست جامعه مدرسين به عمل آمد، ايشان يك «اما» يی گذاشتند ولی ما پاسخ آقای هاشمی به درخواست*‏مان را قبول*‏شده و مثبت تلقی مي*‏كنيم. ايشان شرطی گذاشتند كه مي*‏توان آن را قبول*‏شده تلقی كرد و اميدواريم مشكلی ايجاد نشود.



      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #63
        حاكميت سپاهی از افشای اين واقعيات وحشت دارد
        رجائی خراسانی:
        درآستانه پايان جنگ با عراق
        مسئولين كشور روحيه باخته
        از جبهه جنگ باز می گشتند




        سعيد رجايی خراسانی نماينده جمهوری اسلامی ايران در سازمان ملل متحد در سال*های جنگ با عراق، همزمان با افشاگری اخير هاشمی رفسنجانی پيرامون شرايط كشور در آستانه اعلام قبول آتش بس در جنگ با عراق گفت:

        شرايط جبهه**های جنگ در مقطع پيش از پذيرش قطعنامه به صورتی بود كه حتی مسئولين كه برای سركشی به مناطق جنگی مي*رفتند نيز، روحيه خود را مي*باختند. بنابر اين صلاح در اين بود كه ايران قطعنامه 598 را بپذيرد. *آقای هاشمی درست مي*گويد كه شرايط داخلی و بين*المللی به هيچ عنوان به سود ايران برای ادامه جنگ نبود.

        در مقطع زمانی پذيرش قطعنامه بسياری از كشورهای جهان و حتی خاورميانه فكر مي*كردند پيروزی ايران، منافع بسياری از كشورها را به خطر خواهد انداخت.

        البته نامه ای كه آقای هاشمی منتشر كرده محرمانه نبود؛ بلكه تنها مسائلی فراموش شده و تاريخی در آن مطرح است كه با صلاحديد آقای هاشمی منتشر شد.



        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #64
          سپاه پاسداران
          از مرحله حامی حكومت، به مرحله
          حكومت و جلب حمايت رسيده
          ايران- وبلاگ "قوقولی قو"




          نامه ای كه «راز پايان جنگ» را آشكار می كند، بدون شك مهمترين سند تاريخی منتشر شده پيرامون مسائل ايران در سالهای اخير است. اهميت اين نامه منحصر به نقش تاريخی آن نمی شود. اين نامه به سه دليل عمده تاثيرات عمده ای در سياست امروز ايران دارد:

          1- نامه در شرايط سياسی و بين المللی خاصی منتشر شده است. در حاليكه مطابق گزارشاتی كه در مطبوعات منعكس می شود، با گذشت 24 سال از آزاد سازی خرمشهر هنوز قسمت های عمده ای از اين شهر بازسازی نشده است. در حاليكه تجربه جنگ هشت ساله ايران و عراق نشان داد كه جنگ چگونه می تواند سرمايه های مادی و انسانی يك كشور را نابود كند و دسترنج مردم و منابع كشور را به مجرای صنايع نظامی و تخريب بكشاند، در حاليكه ايالات متحده با فتح افغانستان و عراق و تاسيس پايگاه های جديد در تركيه و حضور بيش از پيش در آبهای خليجِ فارس در عمل بيش از هر همسايه ديگر با ايران مرز مشترك دارد و درحاليكه ديگر ازهيچ كس پنهان نيست كه پس از 11 سپتامبر ماشين جنگی ايالات متحده برای گشايش جبهه های جديد و گسترده، برای مصرف توليدات نظامی- اتمی، برای تخريب و كشتار به راه افتاده است و درحاليكه در سراسر جهان صلح طلبان از بيم نابودی اين كره خاكی سر آسوده به بالين نمی گذارند، عده ای از حاكمان ايران كاری جز فراهم كردن خوراك تبليغاتی جنگ طلبان كاخ سفيد انجام نمی دهند. اين عده كه تنها راه بقای خود را در ايجاد فضای نظامی گری (و به تبع آن سركوب نيروهای سياسي) می دانند و با تمام قوا در راه قبض قدرت پيش می روند، نه منافع مردم و كشور و نه حتی منافع كم و بيش خود (سهمی از قدرت و نه همه ی قدرت) را درنظر نمی گيرند. به عبارتی امثال آن فرمانده كه در سال 67 با وجود وضعيت اسفناك نظامی و اقتصادی ايران و با اذعان به آن می گويد:«بازهم بايد جنگيد» امروز هم حرفهايی می زنند كه «شعاری بيش نيست».حتی اگر ايران توان مقابله نظامی هم داشته باشد، درگير شدن در اين مقابله (درگيری ای كه می توان از آن جلوگيری كرد) گناهی نا بخشودنی است .

          2- نامه توسط هاشمی رفسنجانی منتشر شده است؛ اگر اين نامه اتفاقی منتشر می شد دارای اهميتی نبود كه امروز دارد. انتشار اين نامه از سوی دفتر هاشمی رفسنجانی يك كنش غير منتظره، حساب شده و استراتژيك است. كنشی كه معانی عميقی دارد:

          ظاهرا ميانه رو ها و «سياسيون» اصلاح طلب، كه در گفته های محسن رضايی به شكل شفافی از «نظاميون» متمايز شده اند، تصميم گرفته اند فعالانه در سرنوشت كشور مشاركت كنند. اين مشاركت بی شك زمينه ساز رويارويی های هزينه بر خواهد خواهد بود كه البته هزينه اش اولا كمتر از هزينه ها و ويرانی های جنگ است و ثانيا اين بار اين هزينه ها از جيب دولتمردان با سابقه نظام اسلامی پرداخت خواهد شد و نه دانشجويان و صلح طلبان بی پناه.

          ظاهرا كار به جاهای حساسی رسيده است. بگو مگو ميان هاشمی رفسنجانی و محسن رضايی همانطور كه روزنامه كارگزاران نوشته است يك بار ديگر در سال 82 نيز رخ داده بود. چرا در آن زمان اين نامه منتشر نشد؟ دو دليل عمده در اين رابطه به نظر می رسد: اول اينكه اين روزها بخصوص عرصه انتخابات سرنوشت ساز خبرگان رهبری است و هاشمی رفسنجانی كه از رودست خوردن ها در انتخابات های گذشته طاقتش طاق شده اين بار جوابی درخور به منتقدين دست راستی خود می دهد و دليل دوم كه بی نهايت مهمتر از دليل اول است اين مساله است كه مناقشات بين المللی ايران رفته رفته به بزنگاه های برگشت ناپذيری می رسد. اين مناقشات دو سرانجام بيشتر نخواهد داشت: چالش نظامی با آمريكا و دولت نظامی. دولتی كه در آن جايی برای هاشمی رفسنجانی هم نخواهد بود.

          3- نامه بخصوص چالشی عظيم در برابر فرماندهان و نقش آفرينان امروز سپاه پاسداران است. سپاه پاسداران در طول ساليان دراز تغيير و تحولات عمده ای را در خود داشته است. جريان های گوناگون در اين سالها در درون سپاه پاسداران نشو و نما كرده اند و گروهی نيز دگرديسی هايی داشته اند كه بر ما نامحرمان نامعلوم است. آنچه كه يك ناظر بيرونی از تحولات سپاه می بيند به طور خلاصه چنين است:

          امروز سپاه به يك نيروی «برای خود» تبديل شده است. سپاه ديگر نقش «پشتيبان» بعضی جريان های سياسی را بازی نمی كند. خود قدرتمندترين جريان سياسی شده است كه پشتيبان خود است. ساختار نظامی سپاه پشتيبان فعاليت های سياسی و اقتصادی آن است. با انتشار اين نامه (كه در آن شعار زدگی، ماجراجويی های بالقوه خطرناك و انقلابی گری ظاهری فرمانده سپاه پاسداران در دوران جنگ نشان داده می شود) نور اميدی در دلها می درخشد كه شايد كارگزاران بيست و چند ساله ی نظام از ترس سپاه كمی رو به سوی مردم بياورند و بعد از سالها، مردم محرم حساب شوند و «راز» های مگو برايشان گفته شود.



          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #65
            دو نوجوان كه هفته پيش بخاطر ارتكاب قتل تا پاى چوبه دار رفتند، فعلا با گذشت خانواده*هاى مقتولان از مجازات مرگ نجات يافته*اند. ايران با آنكه دو معاهده بين*المللی حقوق بشرى، كنوانسيون حقوق كودك و كنوانسيون بين*المللي حقوق مدنى و سياسى را امضا كرده است باز نوجوانان را اعدام مى*كند. سازمان ديده بان حقوق بشر در اطلاعيه*اي كه اين هفته منتشر كرد به اين موضوع اعتراض نمود. در ايران گروه كوچكى از فعالان حقوق بشر و حقوق كودك تلاش مى*كنند تا با تغييرات قانونى جلوى مجازات اعدام براى نوجوانان را بگيرند. از جمله آنان خانم نسرين ستوده، وكيل مدافع چند تن از نوجوانان محكوم به اعدام است.

            مصاحبه*گر: کیواندخت قهاری

            خانم ستوده، هم اکنون چه فعالیت*هایی برای حذف احکام اعدام برای نوجوانان در ایران صورت می*گیرد؟

            نسرین ستوده: طی سالهای گذشته همواره فعالان حقوق کودک در ایران بر پایین*بودن سن مسئولیت کیفری تاکید داشتند و اینکه باید سن مسئولیت کیفری در ایران اصلاح بشود و به سن ۱۸ سالی معمولا در قوانین کشورهای مختلف به اجرا درمی*آید، توجه بشود. متاسفانه سن مسئولیت کیفری کودکان را در معرض مجازاتهای سنگین، از جمله اعدام، قرار می*دهد. با توجه به پیگیری فعالان حقوق کودک در این زمینه لایحه*ای دو سال پیش به مجلس واصل شد که مطابق این لایحه قاضی می*تواند در رشد و کمال عقلی مرتکب شک کند و بنابراین حکم اعدام را به مجازات سبک*تری از قبیل حبس و زندان تبدیل بکند. اما علی*رغم اینکه این لایحه برای تصویب به مجلس رسیده، از طرف دیگر براساس قانون سابق همچنان کودکان به مجازات می*رسند، از جمله به اعدام محکوم می*شوند.

            خانم ستوده، علتش چيست؟

            نسرین ستوده: علت این امر، همانگونه که اشاره شد، پایین بودن سن مسئولیت کیفری* در ایران هست، زیرا مطابق تبصر ۲ ماده ۱۲۰۱ قانون مدنی سن بلوغ در ایران برای دختران ۹ سال تمام قمری و برای پسران ۱۵ سال تمام قمری*ست و مطابق ماده ۴۹ قانون مجازات اسلامی سن مسئولیت کیفری همان سن بلوغ در افراد است. یعنی دختران از آغاز ۱۰ سالگی و پسران از آغاز ۱۶ سالگی دارای بلوغ فکری فرض می*شوند. بر همین اساس قانونگذار به مثابه فردی بزرگسال و بالغ با آنها برخورد می*کند و در صورتی که مرتکب جرائم سنگینی از جمله قتل بشوند، طبق قانون به مجازات مرگ و قصاص محکوم می*شوند.

            اما خانم ستوده ایران امضاکننده*ی دو معاهده* بین*المللی حقوق بشری*ست، کنوانسیون حقوق کودک و کنوانسیون حقوق مدنی و سیاسی. در نتیجه قوانین ایران الان در تضاد با این معاهدات قرار گرفته است. این را چه گونه مى*توان از نظر حقوقی حل کرد؟

            نسرین ستوده: بله. ما هم بر این اعتقاد هستیم که ایران با پیوستن به این دو معاهده بین*المللی اساسا باید از اعمال مجازات اعدام نسبت به افراد زیر ۱۸ سال جلوگیری به*عمل آورد. بويژه میثاق مدنی*ـ سیاسی بین*المللی را ایران در سال ۱۹۶۳ بدون هیچ پیش*شرطی پذیرفته که طبق آن اعدام افراد زیر ۱۸ سال ممنوع است. پیوستن ایران به کنوانسیون حقوق کودک حکایت دیگری داشت که در زمان پیوستن به آن رزرو یا حق شرطی کلی* را قائل شد که هرگاه دولت ایران در هر زمان یا مکانی هر یک از مقررات این کنوانسیون را مغایر با قوانین داخلی خودش بداند، بتواند از اجرای آن خودداری کند. این حق شرط چنان کلی*ست که اساسا می*تواند حق شرط ایران را لم یکن بکند، اساسا سازمانهای بین*المللی اعلام کنند که این حق شرط پذیرفته نیست. چون هرچند به*موجب قوانین بین*المللی کشورها می*توانند در پیوستن به کنوانسیون*ها حق شرطهایی را برای خودشان پیش*بینی بکنند، اما این حق شرط آنچنان نمی*تواند کلی و وسیع باشد که کل تعهدات آن دولت را متنفی بکند. به همین دلیل پیوستن ایران به این دو معاهده بین*المللی ایران را در زمره کشورهایی قرار می*دهد که باید از اعدام افراد زیر ۱۸ سال جلوگیری به*عمل بیاورد.

            در موارد مشخص تاکنون تلاشهای حقوقدانان و وکیلانى مثل شما که مدافع حقوق کودکان ونوجوانان هستند تا چه حد مثمر ثمر بوده است؟

            نسرین ستوده: مهمترین خواسته*ی ما آن است، با توجه به اینکه کلیات لایحه دادگاه اطفال در مجلس به تصویب رسیده و احتمال تصویب این لایحه در ۲ یا ۳ سال آتی داده می*شود، بخشنامه کلی به همه*ی واحدها ابلاغ شود و از اجرای احکام اعدام افرادی که در زمان ارتکاب جرم زیر ۱۸ سال داشتند جلوگیری به*عمل بیاید. اما متاسفانه امروز چنین بخشنامه*ای صادر نشده و در حالیکه لایحه دادگاه اطفال بزهکار مراحل تصویب خودش را در مجلس طی می*کند، کودکان ما به اعدام سپرده می*شوند. اگر مواردی فرعی بوده که از اجرای حکم جلوگیری به*عمل آمده، اساسا این موارد قابل اعتنا نیستند. چون در هر موردی هر لحظه پس از صدورحکم فرد محکوم در معرض اجرای حکم اعدام قرار می*گیرد. بنابراین واقعیت آن است که به هیچ نوجوان محکوم به اعدامی نمی*توان تضمین داد که فردا اعدام نشود.

            امید به این هست که این قوانین بالاخره بتواند تغییر پیدا کند؟
            نسرین ستوده: ما نه تنها خواستار سرعت بخشیدن به تصویب قانونی هستیم که البته به تمام انتظارات جامعه مدنی ایران برای حمایت از حقوق کودکان پاسخ نمی*دهد، بلکه بر این اعتقادیم که تا تصویب کامل این قانون باید تمهیداتی اتخاذ شود که از اجرای احکام صادره جلوگیری به*عمل آید، به نحوی که جوانانی که محکوم به اعدام شده*اند این تضمین را بیابند که احکام اعدام آنها تا تصویب قانون مربوطه اجرا نمی*شود.

            چیزی شبیه به آنچه در فیلیپین بوده تا مدتی پیش، تا جایی که من می*دانم.

            نسرین ستوده: بله. مثلا در آمریکا هم در بعضی ایالتها اجرا شده است. ایالتهایی بودند که حکم اعدام داشتند. قانونش داشت مراحل لغو احکام اعدام در مجلس می*گذراند که این احکام متوقف می*شوند، بعد هم آن قانون رای نمی*آورد و این افراد محکوم به مرگ به اعدام سپارده می*شوند. ولی می*گویند تا تصویب آن قانون ما این را معلق نگه* می*داریم.

            خانم ستوده، بسیار سپاسگزارم که وقت*تان را در اختیار ما قرار دادید.


            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #66
              در حالى كه وكيل مدافع احمد باطبى با استناد به اظهارات همسر موكلش، وضعيت باطبى را نگران*كننده عنوان كرد، معاون دادستان تهران گفت: ,امروز در زندان بودم و وضعيت باطبى هيچ نگران*كننده نيست.,


              خليل بهراميان در گفت*وگو با خبرنگار حقوقى خبرگزارى دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار داشت: احمد باطبى حدود سه ماه است كه در بند 209 زندان اوين به سر مي*برد و تاكنون با وى ملاقاتى نداشته*ام. تا زمانى كه موكلم در بند 209 نگهدارى شود با وى ملاقات نخواهم كرد اما در ملاقاتى كه همسر باطبى با وى داشته، وضعيت او را نگران*كننده بيان كرده و ظاهرا يك درگيرى لفظى ميان ماموران و باطبى و همسرش صورت گرفته است.


              بهراميان درباره*ى حسام فيروزي، ديگر موكلش اظهار داشت: حسام فيروزى پزشك احمد باطبى بوده كه حدود 24 ساعت در بازداشت به سر برد و بعد از انجام تحقيقاتى از وي، بالاخره آزاد شد.


              وى درباره*ى پرونده خالد حردانى نيز گفت: نسبت به حكم موكلم كه به اتهام اقدام عليه امنيت ملى به اعدام محكوم شده بود، به ديوان عالى اعتراض كردم كه پرونده در هيأت تشخيص ديوان عالى كشور مطرح رسيدگى است.


              وى مدعى شد: خالد حردانى شاهد مرگ اكبر محمدى بوده و تحت فشار است.


              در همين زمينه سالاركيا، معاون امور زندان*هاى داستان عمومى و انقلاب تهران در گفت*وگو با خبرنگار حقوقى ايسنا، درباره*ى اظهارات وكيل مدافع باطبى و وضعيت وى اظهار داشت: امروز در زندان بودم و وضعيت باطبى هيچ نگران*كننده نيست و مشكل خاصى نيز ندارد.


              وى درباره*ى درگيرى لفظى ميان ماموران و همسر احمد باطبى گفت: چنين چيزى نشنيده*ام.


              سالاركيا درباره*ى اظهارات بهراميان در مورد خالد حردانى بيان كرد: نمي*دانم منشأ چنين حرف*هايى چيست. گفتن مطالب اين*چنينى راحت است؛ در حالى كه بايد منشأ و مأخذ اين سخنان مشخص شود. از سويى زندان يك مكان عمومى است و برخورد با زندانيان تقريبا يكسان است.


              معاون امور زندان*هاى دادستان تهران درباره*ى بازداشت حسام فيروزى گفت: بدون دستور مقام قضايى نمي*توان كسى را بازداشت يا زندانى كرد، جز در جرايم مشهود كه اين امر نيز داراى شرايط خاصى است.

              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #67
                این تصویر از سر در" دخمه" در شهر ری، اقدسیه گرفته شده است





                گزارش زير با نام "سعيد" برای انتشار دراختيار ما قرار گرفته است. از آنجا كه اطلاعات ارائه شده را از منابع ديگری نيز تا حدودی دراختيار داشته ايم، اين گزارش را در كليات خود با واقعيات درانطباق دانسته و منتشر می كنيم.



                «سه شنبه11مهرساعت 4عصر مردی با ظاهر كاملا حزب اللهی پيراهن يقه بسته وريش بلند طالبانی وارد سينما بهمن ميدان انقلاب شده وبا داد وفرياد كه سينما حرام است!.و هر كه به سينما بيايد فاسد است وكسی كه در سينما كار كند لقمه حرام می خورد ومستحق مرگ ! بدون مقدمه به يك كارگر بدبخت سينماحمله كرده وبا ضربات چاقو وی را به قتل رساند !! وی سپس درحالی كه فرياد می زده همه شما فاسد وكافريد و بايد كشته شويد به سمت تماشا چيان حمله ور شد. سپس به دنبال هنرپيشه ها ی سينما در داخل سالن سينما می گشت !! كه نهايتا پس از مجروح كردن 2 نفر توسط مردم دستگير شد. !!

                شايد باور اين داستان ان هم در قلب تهران تا حد زيادی سخت باشد.اما متاسفانه عين واقعيت است.

                اين فرد متعصب مذهبی كه تحت تاثير آموزه های طلبانی وشايد گزارش اخير مجلس در مورد سينما قرار گرفته بود دست به چنين جنايتی زد.



                اما اوكيست و از كجا امده است ؟

                وی "مصطفی" نام دارد و23 ساله است .ديپلمه و كارمند اموزش وپرورش. اهل شهرری .بسيجی فعال وعضوگردان های عاشور. چند سالی است كه به طور مرتب در جلسات محفل مذهبی-تروريستی"دخمه" شركت می كند.

                محفل دخمه

                اين محفل درشهرری - خيابان اقدسيه، پس از پايان جنگ توسط گروهی از سرخوردگان جنگ تشكيل شد . موسس اصلی و بانی ان فردی به نام محمود عطايی بود. وی كه فردی سرخورده و دارای مشكلات متعدد روحی بود توانست با عضوگيری افراد مشابه خودش بتدريج اين محل را تبديل به يك ستاد تشكيلات تروريستی كند . طراحی و برنامه ريزی اهداف مد نظر در اين محل صورت می گيرد. بتدريج و با عضوگيری ازبين افراد رده بالای وزارت اطلاعات و بويژه اطلاعات سپاه، حراست بيت رهبری و حفاظت اطلاعات قوه قضاييه اين محفل تبديل به يك تشكيلات بسيار قدرتمند و كاملا مصون تبديل شد.

                جلسات اين محفل كه با پوشش جلسات مذهبی صورت می گرفت عملا به محفلی برای طراحی تصميم گيری و برنامه ريزی برای سركوب مخالفان نظام، روشنفكران، جنبش دانشجويی وحمله به تجمعات مختلف گرديد.

                همچنين در همين محفل برنامه ريزی برای اعزام تروريست برای خارج كشور مانند لبنان، عراق و...صورت ميگيرد.

                گفت ميشود در طراحی حمله 18 تير به دانشجويان و سركوب های بعد از آن وهمچنين سركوب اعتراضات دانشجويی تابستان 82 نقش اصلی را داشته است.

                در طی سالهای اخير "انصار حزب الله" عملا هدايت اين محفل تروريستی را به عهده گرفته است و سران اين گروه فاشيستی مانند "حسين الله كرم" و "سعيد حداديان" و اخوندی بنام "طباطبايی" از اعضای ثابت جلسات جمعه عصرهای اين محفل می باشند.

                از معروفترين دانش اموخته های اين مكتب تروريستی "سعيد عسگر" و "جان نثاری" و "پورچالويی" و ...بودند كه پس از دستوری كه ازبالا دريافت كردند اقدام به ترور حجاريان كردند. سعيد عسگر اكنون مغازه لوازم آرايش باز كرده !!! و بقيه تيم ترور حجاريان درموقعيت كاری بهتر به سر كار خود باز گشته اند.»



                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #68
                  با پيگيرى مأموران امنيتى و انتظامى استان اردبيل چند تن از مسئولان اين شهر در حين ارتكاب اعمال خلاف، دستگير شدند.

                  به گزارش خبرنگار ,بازتاب, از اردبيل، چند روز پيش، هنگامى كه رئيس شوراى شهر اردبيل و چند تن ديگر از مسئولان اين شهر در يكى از باغ*هاى اطراف شهر ,هير, در جلسه**اى سرگرم اقدامات خلاف بودند، مأموران امنيتى و انتظامى وارد شده و با بازداشت متخلفان، پرونده آنان به مراجع قانونى ارسال مي*شود.

                  پرونده اين عضو شوراى شهر به دادسراى مربوطه در تبريز منتقل شده و انتشار گسترده اين خبر در محافل اردبيل، موجب خشم مردم اردبيل شده است.

                  ارژنگي، دادستان اردبيل در گفت*وگو با خبرنگار ,بازتاب,، ضمن تأييد دستگيرى اين مقام شوراى شهر، اظهار داشت كه پرونده براى بررسى و تحقيقات نهايى به دادسراى مربوطه ارجاع شده است.

                  اين در حالى است كه چند روز پيش نيز در منزل يكى ديگر از اعضاى شوراى شهر اردبيل، مقاديرى مواد مخدر به دست آمده بود كه در حال حاضر اين عضو شورا، متوارى و تحت پيگرد مقامات قضائى و امنيتى است.

                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #69
                    درمحافل سياسی گفته می شود
                    پيام جديد هاشمی به خامنه ای:
                    اينها نه به امام ارادات داشتند
                    و نه به شما وفا خواهند كرد!





                    در برخی محافل سياسی تهران، پيرامون جدالی كه انتشار دوباره نامه آيت الله خمينی برای پذيرش آتش بس در جنگ با عراق آغاز شده و همچنان ادامه دارد گفته می شود:

                    آنچه در پشت صحنه دراين ارتباط جريان دارد بسيار جدی تر و تند تر از آن مطالبی است كه دراين ارتباط انتشار می يابد. بحث در جلسات افطاری بزرگان حكومتی عموما بر همين محور دور می زند و پرونده های كهنه يكبار ديگر ورق زده می شود. همه ميدانند كه انتشار آن نامه در ارتباط تنگاتنگ است با انتخابات مجلس خبرگان و اطلاعاتی كه از كانال های مختلف سران حكومت پيرامون خطر حمله به ايران و يا محاصره اقتصادی كشور وجود دارد. بر خلاف آن ملاحظه ای كه در مطبوعات و ديدارها در باره رهبر بكار می رود، در ديدارهای خصوصی سران بشدت به منش و سياست های او حمله می شود و بويژه روحانيون سرشناس، او و دوران رهبری اش را در سقوط اعتبار مردمی روحانيت مقصر می دانند. در همين محافل نقل می شود كه اخيرا جمله ای يا در ديدار و ملاقات هاشمی و خامنه ای ميان آن دو رد و بدل شده و يا بصورت پيام. متن آن جمله كه به هاشمی رفسنجانی نسبت داده شده و اشاره به انتخابات گزينشی مجلس خبرگان و تركيب آينده است چنين است:

                    «اينها نه به امام ارادت داشتند و نه به شما وفا خواهند كرد!»



                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #70
                      مهدوی كنی فاش ساخت
                      تشنج درجلسه سران وقت
                      هنگام قرائت نامه صلح خمينی
                      درهمان جلسه هم می خواستند گريبان كسی را بگيرند
                      كه آيت الله خمينی را برای قبول آتش بس قانع كرده بود.
                      آيت الله خمينی نگفته بود نامه منتشر نشود،
                      اما در آن موقع انتشار آن شايد صلاح نبود




                      آيت*الله مهدوي*كنی دبيركل جامعه روحانيت مبارز تهران در يك موضع گيری قابل پيش بينی، تلويحا از هاشمی رفسنجانی در كارزاری كه بر سر انتشار نامه آيت الله خمينی جريان دارد حمايت كرد.

                      او درعين حال اطلاعات تازه ای از آن جلسه ای را پخش كرد كه نامه پايان جنگ آيت الله خمينی در آن خوانده شد و طرفداران ادامه جنگ، بدليل نقشی كه او در ماجرای منجر به نامه آتش بس داشت بيخ ديوار گذاشته بودند.

                      كنی گفت:

                      « هنگام قرائت نامه يكی از دوستان كه الان هم در قيد حيات هستند و انشاءالله زنده باشند، از روی علاقه زياد به امام، عصبانی شدند و گفتند كه اين نمی شود و بايد ديد چه كسی كاسه زهر را به حضرت امام خورانده است، در اينجا حاج احمد آقا گفتند كه امام خمينی شفاها به من گفته اند كه بحث و دعوا در مورد مسئله جنگ، آتش بس و قطعنامه حرام است. من نگفته ام كسانی كه نامه را منتشر كردند كار حرامی انجام دادند. امام هم نگفته بودند نامه را منتشر نكنيد، ليكن در آن شرايط شايد مصلحت اقتضاء می كرد كه نامه منتشر نشود.»



                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #71
                        پس از هاشمی
                        نوبت رهبر هم قرار است برسد!
                        سرمقاله "جمهوری اسلامی”




                        روزنامه جمهوری اسلامی در بخش هائی از سرمقاله ای كه آشكارا مخالف نوشته های حسين شريعتمداری در كيهان و جبهه گيری وی عليه هاشمی رفسنجانی به بهانه انتشار نامه آتش بس درجنگ عراق از سوی آيت الله خمينی است، در شماره شنبه15 مهرماه خود نوشت:

                        وقتی فضای سياسی كشور را گردوغبار بپوشاند حرف حساب گم می شود. به همين دليل كسانی كه حرفی دارند ناچارند صبر كنند تا گردوغبار فرو بنشيند و فضا صاف و شفاف شود تا شايد بتوان گوشی شنوا و حواسی جمع برای توجه كردن پيدا كرد.

                        اين نوشته به فضای پر گردوغبار هفته گذشته كشورمان نظر دارد كه انتشارنامه حضرت امام خمينی رضوان الله تعالی عليه درباره چگونگی پذيرش آتش بس بهانه آن بود. اين نامه توسط دفتر رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام منتشر شد و عده ای به بهانه اين اقدام هرچه خواستند گفتند و هرچه خواستند نوشتند...

                        افرادی نوشتند و گفتند انتشار نامه امام يك اقدام غيرمسئولانه بود و با ذكر طبقه بندی های متعدد « محرمانه » و « سری » و « فوق سری» برای آن سعی كردند رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام را به زير پا گذاشتن مصالح كشور و انقلاب متهم كنند. اين اتهام توسط كسانی به آقای هاشمی رفسنجانی وارد شد كه يا هيچ نسبتی با انقلاب و امام و نظام و دفاع مقدس ندارند و يا حداكثر نسبتی كه دارند در مقايسه با آقای هاشمی رفسنجانی نسبت دايه و مادر است . كار به جائی رسيد كه افرادی كه حتی يك نكته از هزاران نكته ناگفته دفاع مقدس را نه ميدانند و نه لمس كرده اند با بی باكی تمام و بطور مكرر هرچه خواستند به كسی كه بيش از نيم قرن از عمر خود را در مبارزه عليه آمريكا و اسرائيل و دست نشاندگان داخلی آنها گذرانده ... شگفت انگيزتر آنكه يك مداح در شب ماه مبارك رمضان و در خانه خدا و به بهانه دلسوزی برای دين و انقلاب و نظام به تحليل ماجرا پرداخته و ميگويد نامه امام را با اين هدف منتشر كرده اند كه به آمريكا بگويند ميتواند مسئولين كشور را وادار به تسليم شدن در مساله هسته ای نمايد! و سپس تهديد می كند كه ما جواب اين افراد را در انتخابات خواهيم داد! هم او در سالهای اخير هرچه توانست نسبت به مسئولين طراز اول نظام جمهوری اسلامی گستاخی كرد و كار را به جائی رساند كه مورد غضب و تهديد بعضی مراجع تقليد قرار گرفت و هم اكنون نيز به خود اجازه ميدهد به آقای هاشمی رفسنجانی كه از اركان نظام است اينگونه جسارت كند . راستی تا چه وقت قرار است شاهد چنين وضعيت اسفناكی در عرصه مجالس مذهبی آنهم در نظام جمهوری اسلامی باشيم ...
                        نامه امام 10 سال قبل توسط آقای منتظری در كتاب خاطرات وی چاپ شده و از همان زمان روی سايت متعلق به وی موجود است . برملا شدن اين واقعيت برای همه كسانی كه در رده های مختلف مسئوليتی قرار دارند آنهم با ادعای آگاهی داشتن از عمق مطالب و ادعای خطرهای سنگين انتشار اين نامه يك رسوائی بزرگ بود. زيرا پرده از عمق بی اطلاعی آنان و بی گدار به آب زدنشان برداشت . آنان اگر ادعا كنند از انتشار اين نامه در 10 سال قبل بی خبر بودند بايد به حال كشوری كه مسئولان آن از انتشار نامه ای به اين مهمی خبر ندارند .

                        سئوال اساسی در اين ماجرا اينست كه اين هتاكی ها و حرمت شكنی ها! آيا مرزی هم می شناسد؟ هاشمی رفسنجانی كسی است كه امام برای سلامت او هنگامی كه به سفر يا جبهه ميرفت دستور قربانی كردن ميداد. او همان كسی است كه برای هموار شدن راه پذيرش قطعنامه جنگ تحميلی به امام پيشنهاد داد به عنوان فرمانده جنگ محاكمه و قربانی شود تا به امام آسيب نرسد. او همان كسی است كه امام خمينی نسبت به احتمال فاصله افتادن ميان او و حضرت آيت الله خامنه ای هشدار داده بود و نگران بود. هاشمی كسی است كه امام درباره او فرموده است من هاشمی را بزرگ كرده ام و فرمود هاشمی زنده است تا نهضت زنده است . كسانی كه امروز با بهانه قرار دادن انتشار يك نامه آنهم نامه ای كه 10 سال است در معرض ديد عموم قرار دارد اينگونه هاشمی را ميكوبند آيا به هاشمی به عنوان خاكريزی كه عبور از وی راه را برای رسيدن به مقاصد ديگر هموار می كند نگاه نمی كنند ! آيا كوبيدن ممتازترين چهره روحانيت انقلابی كه امروز چشم جهانيان بعد از رهبری به اوست و نظير او را در جهان نميتوان يافت به معنای وجود يك جريان با هدف كوبيدن روحانيت انقلابی نيست ! بدين ترتيب در چارچوب اين هدف بعد از هاشمی نوبت كيست ؟



                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #72
                          پاسخ نيروی انتظامی
                          به قوه قضائيه خودی
                          درميدان هفت تير
                          زنان را زديم
                          خوب كرديم زديم!




                          22 خرداد گذشته، نيروی انتظامی به اجتماع زنانی كه خواهان رفع تبيض حقوقی بودند يورش برد و آن كرد كه در هر يورش ديگری می كند. در جريان همين يورش موسوی خوئينی دبيركل سازمان ادوار تحكيم وحدت را هم دستگير كردند و بردند اوين كه هنوز در اوين است و به گفته خودش( درجريان حضور در مراسم چهلم پدرش) زير فشار و شكنجه است تا از رهبر طلب عف كند! پيدا كردن رابطه تظاهرات زنان با دستگيری موسوی و شكنجه برای درخواست عف از رهبر را خودتان پيدا كنيد. اما ...

                          زنان گفتند كتك خورده ايم. هم آنها كه چند ساعت تا دو سه روزی بازداشت شده بودند و هم آنها كه كتك خورده اما گريخته بودند. گفتند چرا در مطبوعات می نويسيد و يا جنجال خبری می كنيد، به دادگستری شكايت كنيد، مثل همه كشورهای متمدن جهان بررسی می كنيم. درجمهوری اسلامی هم می شود عليه هر كس شكايت كرد؛ از جمله نيروی انتظامی! حالا اگر برخی شكايت ها را ميگذارند در كوزه و آبش را ميخورند و برخی ديگر را هنوز جوهرش خشك نشده طرح می كنند و اول روزنامه را می بندند و بعد رسيدگی می كنند يك حرف ديگر است.

                          زنان شكاكی و كتك خورد آن تظاهرات، وعده حاج آقا كريمی سخنگوی سابق قوه قضائيه و وزير دادگستری كنونی را قبول كردند و بجای خبر سازی مطبوعاتی، شكايت كردند. مثل همه كشورهای مترقی جهان!

                          دادگستری هم مثل دادگستری همه كشورهای متمدن جهان اين شكايت را ثبت كرد و گفت بررسی می كنيم. روز گذشته نتيجه اين بررسی، پس سه ماه اعلام شد كه در ادامه و به نقل از خبرگزاری های داخلی می خوانيد:

                          « نيروی انتظامی در نامه*‏ای به بازپرس شعبه سوم دادسرای كاركنان دولت به استعلام اين بازپرسی نسبت به برخورد مأموران ناجا در تجمع روز 22 خرداد در ميدان هفت تير تهران پاسخ داد.

                          نسرين ستوده، وكيل پرونده ضرب*‏وشتم*‏شدگان اين تجمع گفت: نيروی انتظامی در پاسخ به استعلام بازپرس پرونده كه خواسته بود ناجا اسامی مأموران اعزامی اين نيرو به ميدان هفت تير را اعلام كند، نه تنها اين اسامی را اعلام نكرده است، بلكه اظهار كرده كه تجمع مزبور فاقد مجوز از وزارت كشور بوده و بنابراين نيروی انتظامی حق برخورد با تجمع*‏كنندگان را داشته است.

                          وی افزود: نيروی انتظامی همچنين اعلام كرده است كه غير از مأموران اين نيرو، نيروهای ديگری هم در محل تجمع حضور داشتند، ضمن اينكه حمله به بانوان و اسامی مندرج در سايت*‏های خبری را هم تكذيب كرده است.»



                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #73
                            تاييد مشی ماجراجويانه در زمينه پرونده هسته ای و تلاش برای متحد کردن جناح ها بر محور اين خط مشی, منع حق انتقاد علنی از ناکارايی های دولت حتی برای "خودی ها", سرپوش گذاشتن بر رانت خواری و فساد گسترده مالی در درون نظام به بهانه "اختلافات طبيعی فكری و سليقه*ای", محورهای مورد تاکيد خامنه ای برای سرپوش گذاشتن بر تناقضات رژيم است



                            روشنگری: خامنه ای در سخنانی متناقض در جمع سران سه قوه, جناح های رژيم را به اتحاد عمل فراخواند. او به يکی به نعل و يکی به ميخ زد. از جمله محورهای منازعات جناحی, مساله تعليق غنی سازی اورانيوم است. اقتدارگرايانی که در انتخابات اخير به قدرت رسيده اند, تيم سابق هسته ای را به خاطر پذيرش تعليق غنی سازی اورانيوم به سازش طلبی متهم می کنند و سياست دوره يکساله اخير را در پرتو اين انتقاد توجيه می کنند. متقابلا, هواداران رفسنجانی و اصلاح طلبان ضمن تاکيد بر درستی سياست رژيم در سال 83 سياست کنونی را برای آينده رژيم خطرناک می دانند و خواستار تجديد نظر در اين سياست هستند. خامنه ای برای اين که هر دو طرف را به نوعی راضی کند و در عين حال از مشی ماجراجويانه فعلی هم حمايت نمايد, از يک سو تعليق غنی سازی اورانيوم در سال 83 و قبل از بر سر کار آمدن دولت احمدی نژاد را تا حدودی تاييد کرد, از سوی ديگر انتقادات جناحی بر سياست کنونی را رد کرد و گفت: "اگر آن راه را (راه تعليق غنی سازی اورانيوم در دو سال پيش را) تجربه نمي*كرديم شايد امروز خود را سرزنش مي*كرديم كه چرا آن روش را امتحان نكرده*ايم اما اكنون با دلی محكم و تسلط كامل به پيش مي*رويم و ديگر هيچكس نمی تواند دليل قابل قبولی درباره اشتباه بودن راه هسته**ای كشور ارائه كند چرا كه ما آن راه ديگر را تجربه كرده*ايم."
                            خامنه ای به مشاجراتی که پيرامون سياست رژيم در رابطه با پرونده هسته ای در دور اخير ميان جناح ها صورت گرفت, از جمله انتشار نامه خمينی در باره پايان جنگ و پذيرش قطعنامه از سوی دفتر رفسنجانی اشاره کرد و به انتقاد صريح از انتشار اين نامه و حملات تند دو جناح به هم در رابطه با آن پرداخت و گفت:"اگر اين حرفها و گله گزاري*ها بيان نمي*شد بهتر بود اما حالا كه صورت گرفته نبايد درباره تأثير آن اغراق كرد و به گونه**ای حرف زد كه انگار حادثه مهمی اتفاق افتاده است."
                            خامنه ای اما هدفی را که در انتشار اين نامه نهفته بود, يعنی هشدار دادن به رژيم که عاقبت سر دادن شعارهای توخالی و دشمن تراشی, عقب نشينی و ناکامی و شکست مفتضحانه خواهد بود رد کرد و مدعی شد که پذيرش قطعنامه پايان جنگ "مطلقا به معنای شكست و تسليم طلبی نبود." او به عنوان دليل هم مدعی شد که خمينی "مظهر استقامت، ايستادگی و اميد به آينده بود و در همه تصميمات جنگ، پذيرش قطعنامه و ديگر حوادث بر همين اساس عمل كرد."
                            البته بعيد است اين توضيحات خامنه ای منتقدان سياست کنونی را مجاب کند, زيرا صفاتی نظير "استقامت، ايستادگی و اميد به آينده" که خامنه ای برای خمينی قطار کرد, هيچ ربطی به اتخاذ تاکتيک های سياسی ندارد. آدم می تواند شجاع باشد, اما وقتی توان جنگيدن نداشته باشد عقب نشينی کند, می تواند ترسو باشد اما بجنگ برود, می تواند به آينده نااميد باشد اما بجنگد, می تواند اميدوار باشد, اما مصالحه کند.
                            در حقيقت خامنه ای حاضر نشد علت اصلی اتخاذ سياست هسته ای دوره اخير را توضيح دهد. سخنان او در مورد خمينی حرف های توخالی و توجيهات ارزان مايه است.

                            در حالی که مشاجره جناح های رژيم بر سر پرونده هسته ای افزايش يافته است, خامنه ای بويژه از منتقدان سياست های فعلی خواست که پشت سر سياست رسمی رژيم بايستند و گفت:"هنگامی كه نظام در كليت خود موضعی يا تصميمی مي*گيرد همه بايد يك پارچه و متحد پشت سر آن موضع بايستند كه تا به امروز اين چنين بوده و به ياری خداوند بعد از اين هم، همينطور خواهد بود."
                            البته خامنه ای توضيح نداد که "اگر تا به امروز چنين بوده" که جناح ها پشت سر سياست رسمی رژيم در زمينه پرونده هسته ای ايستاده اند, پس به چه دليل او بر آن به شکل "بايد" تاکيد می کند و چرا تلاش می کند سرو ته بحث های تند دو طرف بر سر درستی يا نادرستی تعليق غنی سازی اورانيوم را با تناقض گويی به هم بياورد؟ او توضيح نداد که اگر جناح های رژيم با هم متحد هستند پس چرا او از "گله گزاری افراطی مسئولان از يكديگر" انتقاد می کند؟


                            لانه اصلی "دشمنان" و "اختلافات طبيعی"

                            خامنه ای گفت:"اتحاد و الفت قلبی مسئولان از هميشه بهتر و بيشتر است اما بايد در مقابل تلاش های اختلاف* افكنانه دشمنان، به شدت هوشيار بود و اجازه نداد اختلافات طبيعی فكری و سليقه*ای به دو دستگی بيانجامد."

                            خامنه ای مسلما می داند که اختلافات جناح های رژيم فقط به مساله انرژی هسته ای محدود نمی شود. بخشی از نظام, شامل بدنه دستگاه فاسد دولتی, گروه کثيری از نمايندگان مجلس, قوه قضاييه و مجمع تشخيص مصلحت در حوزه اقتصادی با سياست های يک ساله اخير بخش ديگر نظام که دولت را اداره می کند بشدت مخالف است و عقيم کردن اين سياست ها و به شکست کشاندن طرح هايی چون ايجاد اشتغال از طريق توسعه بنگاههای زودبازده به کمک تسهيلات بانکی, تثبيت قيمت ها, نرخ بهره بانکی, نظام تعرفه ها و.... را پيش می برد. بالا کشيدن 90 ميليارد تومان از وام بانکی و پس ندادن آن, ماجرای فساد بانکی که اخيرا رو شده و به صف آرايی جناح ها دامن زده, تهديد احمدی نژاد مبنی بر اين که اگر ظرف دو هفته اسامی تسهيلات بگيران کلان اعلام نشود, آنها را افشا خواهد کرد, فقط نوک کوه يخ جدالی است که در زمينه سياست های اقتصادی جريان دارد.
                            در حقيقت اين عاملان و آمران سياست های اقتصادی کنونی و متمردان از اجرای اين سياست ها در جناح رقيب دولت هستند که خامنه ای تلاش های آنها را به عنوان "تلاش های اختلاف*افكنانه دشمنان" نام می برد. چون طرف های اصلی دعوا در داخل نظام هستند نه بيرون از آن. او به شيوه ای رياکارانه اختلافات آنان را "طبيعی" و "فکری و سليقه ای" می نامد. آيا آن که 90 ميليارد تومان بالا کشيده و آن که تهديد کرده که نامش را افشا می کند اختلافشان "طبيعی" است؟ و "سليقه ای" است؟ پس تکليف اصل مبلغ 90 ميليارد چه می شود؟ همين نوع "اختلافات" است که نبايد به "دودسته گی" بيانجامد؟ و اگر نخواهد بيانجامد, به معنای چيست جز دعوت به اين که رانت خواران بخورند و صدايی از جريان فساد درونی رژيم به بيرون درز نکند؟ خامنه ای با دعوت به سرپوش گذاشتن بر اختلافاتی که رسما و علنا در زمينه فساد و رانت خواری داغ شده است, چهره رياکارانه خود را به خوبی به نمايش گذاشته است. رياکار از آن نظر که در حرف برای مبارزه با فساد دستورالعمل صادر می کند, در عمل سازش و دمسازی با همان مفسدان را راه حفظ وحدت نظام می داند و اين وسط مردم هم طبعا نامحرم هستند که از طريق دعواهای دو طرف نبايد بتوانند سر در بياورند که در پشت صحنه چه غارتی جريان دارد. خامنه ای در سخنان خود "گله گزاری افراطی مسئولان از يكديگر را به ويژه در افكار عمومی كاری غلط" می نامند و می گويد:"مردم خوب ايران چه تقصيری كرده*اند كه با اين گله گزاريها آنها را دلشكسته می كنيم؟"
                            نه به راستی هم! "مردم خوب ايران" چرا بايد سر دربياورند که نام آن کسی که پشت وام 90 ميلياردی بوده چيست و با کدام آقازاده و دانه درشت نظام مرتبط بوده است؟ مردم خوب ايران چرا بايد بدانند که خريدار سهام بانک پارسيان که بوده و به چه مرجع قدرتی وابسته بوده است. هر چه باشد اين ها در نظام جمهوری اسلامی "اختلافات طبيعی فكری و سليقه*ای" است, و بيان اين جور اختلافات "به ويژه در افكار عمومی" مردم را "دلشکسته" می کند, در عوض "مردم خوب ايران" بايد به خاطر حفظ رژيم جمهوری اسلامی يک دور ديگر خود را برای رياضت کشی و تحمل فقر و گرسنگی در اثر تحريم های اقتصادی و يا نابودی خانه و کاشانه و امکانات زندگی شان در اثر تجاوز نظامی آماده کنند و اين آمادگی هم اصلا آنها را "دلشکسته " نمی کند.

                            به طور خلاصه, تاييد مشی ماجراجويانه در زمينه پرونده هسته ای و تلاش برای متحد کردن جناح ها بر محور اين خط مشی, منع حق انتقاد علنی از ناکارايی های دولت حتی برای "خودی ها", سرپوش گذاشتن بر رانت خواری و فساد گسترده مالی در درون نظام به بهانه "اختلافات طبيعی فكری و سليقه*ای", محورهای مورد تاکيد خامنه ای برای سرپوش گذاشتن بر تناقضات رژيم است

                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #74
                              قاضی باغانی موارد مجاز و غيرمجاز بودن قتل مردم به بهانه کافر يا ملحد و يا مهدورادم بودن آنها را تشريح کرد. طبق اعتراف وی "قتل افراد با ادعاى مهدورالدم بودن بدون دليل و شاهد قصاص دارد". معنای مخالف اين نظر آن است که قتل افراد با همين ادعا در صورت داشتن شاهد قصاص ندارد. گفتنی است براساس همين احکام شرعی بود که آدمکشان رژيم و باندهای ترور گروهی ار دگرانديشان را در ايران به قتل رسانده اند.
                              مشرح خبر به نقل از ايسنا:


                              رييس شعبه 13 تشخيص ديوان عالى كشور با بيان اين كه اگر كسى با فرض مهدورالدم بودن كسى را به قتل برساند و دليل و شاهدى نداشته باشد، قصاص خواهد شد، گفت: تشخيص مرتد نيز بر عهده*ى حاكم است و اگر ارتداد شخصى براى حاكم ثابت شد، بايد دادخواست خود را به دادگاه ارائه دهد.

                              حجت*الاسلام و المسلمين علي*اصغر باغانى در گفت*وگو با ايسنا، مصاديق مهدورالدم از نظر فقه شيعه و قانون را برشمرد و گفت: اولين مورد از مهدورالدم، كافر حربى است. يعنى كافرى كه در حال جنگ با مسلمانان است كه خونش هدر و قتلش موجب قصاص و ديه نخواهد شد.

                              وى ادامه داد: مورد ديگر مهدورالدم زنى است كه با وجود همسر داشتن با مرد اجنبى زنا كند و مرد آنها را در حال عمل ببيند كه ريختن خونش مباح است و در اين صورت همسر آن زن مي*تواند هم مرد اجنبى و هم زن خود را به قتل برساند و البته بايد در دادگاه در حال عمل بودن آنان و رضايت زن خويش به اين عمل* را ثابت كند كه اين مورد موافق ماده 630 قانون مجازات اسلامى است.

                              وى افزود: مورد بعدى از موارد مهدورالدم كسى است كه به پيامبران اولوالعزم ( محمد، ابراهيم، موسي، عيسي، نوح)و امامان و حضرت زهرا (عليهم*السلام)، اهانت كند كه اين مورد در ماده*ى 513 قانون مجازات اسلامى بيان شده است.

                              رييس شعبه 13 تشخيص ديوان عالى كشور با اشاره به فتواى امام خمينى (ره)، درمورد مهدورالدم بودن سلمان رشدي، گفت: حكم امام(ره) به وجوب قتل سلمان رشدى بر اين اساس بود كه او به پيامبران الهى است، اهانت كرده بود.

                              باغانى گفت: مورد ديگر از موارد مهدورالدم اين است كه كسى به مقدسات دين اسلامى توهين كند مثل اين است كه به كعبه جسارت كند يا قرآن را آتش بزند، پنجمين مورد كسى است كه ادعاى نبوت كند و مدعى شود كه از طرف خداوند مأمور هدايت بشر است.

                              رييس شعبه 13 تشخيص ديوان عالى كشور تصريح كرد: اگر كسى در اين*گونه قتل*ها دليل و شاهدى نداشته باشد، قصاص خواهد شد.

                              باغانى افزود: ششمين مورد مهدورالدم، شخص مرتد است و مرتد كسى است كه يكى از ضروريات دين مثل نماز، روزه و... را انكار كند.

                              وى ادامه داد: تا زمانى كه اين شخص اهانت به مقدسات نكند و فقط منكر باشد، نمي*توان چنين شخصى را بدون اذن حاكم به قتل رساند.

                              رييس شعبه 13 تشخيص ديوان عالى كشور گفت: در مورد اخير بايد به دادگاه شكايت كرد تا اگر براى دادگاه ثابت شد، اقدام به قتل كند و قتل چنين شخصى بدون اذن حاكم جايز نيست.

                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #75
                                گروه خبری دراويش گنابادی در ياهو: فرماندار شهرستان گناباد بر اساس دستور مستقيم معاون امنيتى وزارت اطلاعات به نام صابر امروز 18 مهر 1385 حضرت آقاى دكتر حاج نورعلى تابنده بزرگ و مقتداى بزرگترين سلسله صوفيه و عرفانى ايران كه در ايام ماه رمضان در بيدخت گناباد اقامت داشتند اخطار نمود تا بيدخت را ترك كنند. در اين ارتباط به حضرتشان وقت داده بودند تا حداكثر ساعت 8 امشب بيدخت را ترك كنند ولى چون ايشان بيدخت را ترك نكردند حدود 350 نفر از نيروهاى ويژه ضد شورش به سرپرستى مسولين امنيتى شهرستان منزل ايشان را احاطه كردند. در اين بين 2 اتوبوس از نيروهاى انتظامى زن نيز در محل وارد شدند. دراويش بيدخت ضمن حلقه زدن به دور منزل مقتداى خود اعلام كرده*اند تا سرحد جان با نيروهاى امنيتى برخورد خواهيم كرد.
                                براساس دستورالعمل وزارت كشور مقامات محلى حق تبعيد افراد را ندارند ولى اين اقدامات به دستور وزارت اطلاعات و بدون توجه به مصوبات وزارت كشور صورت گرفته است.
                                آگاهان بر اين باورند كه اين نوع اقدامات توسط بازماندگان سعيد امامى در وزارت اطلاعات صورت ميگيرد كه وضع كشور را به هم ريخته و با دولت احمدى نژاد تسويه حساب نمايند و اختيارات بيشترى بدست آورند.

                                iran

                                Comment

                                Working...