Iran:The Next War

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #151
    مصاحبه وزيرخارجه روسيه با اشپيگل- ترجمه آزاده تهرانی
    هيچکس نمی تواند
    آينده اتمی ايران را پيش بينی کند
    موشک هائی که روسيه به ايران داده دفاعی است و فقط 40 کيلومتر بُرد دارد




    هفته نامه آلمانی اشپيگل متن مصاحبه خبرنگار خود با "سرگی ايوانف" وزير خارجه روسيه را در شماره 26 نوامبر خود منتشر کرد. دراين مصاحبه مشروح، مسائلی در ارتباط با امنيت روسيه و مسائل اتمی ايران مطرح می شود که اين دو بخش از آن مصاحبه را می خوانيد:



    - چند روز ديگر ناتو در خاک اتحاد شوروی سابق – ريگا، پايتخت جمهوری ليتوانی- تشکيل جلسه خواهد داد. آيا وزارت دفاع روسيه نگران اين مسئله نيست؟

    ايوانف- خير. کشورهای بالتيک کشورهای مستقلی هستند و در تصميم خود آزاد هستند، در چه اتحاديه نظامی وارد شوند، البته يک بخش از جامعه روسيه احساس خوبی ندارد که ناتو در جلوی دروازه های سن پطرزبورگ تشکيل جلسه بدهد. من شخصا با آرامش به اين مسئله نگاه می کنم. اما اگر ناتو در ليتوانی دست به يک مانور نظامی با تانک و هواپيمای جنگی بزند آنگاه موجب نگرانی در ارتش روسيه خواهد شد.

    - لهستان اخيرا چندين فروند هواپيمای مدرن اف 16 از امريکا خريداری کرده و امريکا نيز در نظر دارد در لهستان سيستم دفاع موشکی خود را مستقر سازد. شما هم در نظر داريد در خاک جمهوری بلاروس سيستم هوائی مشابهی را مستقر سازيد. آيا اين به معنای آغاز دوباره جنگ سرد با امريکا نيست؟

    ايوانف- خير. يا دست کم اين از اهداف ما نيست. ما در حوزه نظامی لنينگراد شمار سربازان و سلاح های خود را تا نصف تقليل داده ايم. من هيچ نفعی در آن نمی بينم که روسيه در آنجا گردان های خود را مستقر سازد. ما آنها را در مرزهای جنوبی و در خاوردور نياز داريم. اما آنچه شامل هواپيماهای خريداری شده لهستان از امريکا ميشود، مايلم يادآوری کنم که هواپيماهای اف 16 هواپيماهای جنگی هستند و سيستم دفاع هوائی ما بخاطر امنيت داخلی مرزهای ماست.

    - اجازه بدهيد به مسئله ايران بپردازيم. درحاليکه کشورهای غربی سرگرم بررسی محاصر اقتصادی و در تنگنا قرار دادن ايران هستند، روسيه به ايران راکت های دفاع هوائی می فروشد. اگر سازمان ملل موافق تحريم اقتصادی عليه ايران باشد، روسيه چه رويه ای در پيش خواهد گرفت؟

    ايوانف- شما بايد در نظر بگيريد که ما با چه همسايگانی سروکار داريم. از اين لحاظ ما مايليم جای خود را با شما عوض کنيم. ما با همسايگانی مانند کره شمالی، افغانستان، ايران و با کمی فاصله پاکستان سروکار داريم.

    - بنظر می رسد که شما با مشکلات زيادی سروکار داريد؟

    ايوانف- بله همينطور است. به همين دليل ما بايد سياست دفاعی خود را براساس وضعيت ويژه خود سامان دهيم تا کشور شما. اما آنچه مربوط به ايران است. هرکشوری می تواند به کشور ديگر، به شرط آنکه آن کشور مورد تحريم واقع نشده باشد سلاح بفروشد. فروش سلاح ما به ايران، به سلاح های دفاعی محدود شده است. سيستم دفاع موشکی هوائی برای مثال هيچ تاثيری در تناسب قوا در منطقه ندارد، زيرا شعاع بُرد آنها فقط 40 کيلومتر است.

    - شما موضع احمدی نژاد را درباره اسرائيل می دانيد. چنين کشوری صلاح است سلاح اتمی دراختيار داشته باشد؟

    ايوانف- ما موضع او را محکوم کرديم. مسئله اصلی اما برنامه اتمی ايران است. نيروگاه هسته ای بوشهر که ما به ساخت آن مشغوليم هيچ ارتباطی با برنامه اتمی ايران ندارد. اين نيروگاه مرتبا از جانب بازرسان آژانس بين المللی اتمی کنترل می شود.

    - پس ايران در نظر ندارد که با کمک تکنولوژی اتمی روسيه، بمب اتم بسازد؟

    ايوانف- بله. من کاملا به اين امر مطمئن هستم. در بوشهر غنی سازی انجام نخواهد شد، زيرا ما به ايران اورانيوم غنی شده نمی فرستيم. بقيه مواد سوختی اورانيوم نيز به روسيه برگردانده می شود. طنز و ارک از پروژه های مسئله ساز هستند که آژانس بين المللی آنها را زير نظر گرفته است. اما اين که ايران بتواند طرح های خود را عملی سازد، هيچکس دراين باره پيش بينی دقيقی نمی تواند بکند.

    - اين که واقعا نگران کننده است.

    ايوانف- ما بيش از کشورهای غربی نگران اين مسئله هستيم. همه از ساخت بمب اتم در آينده دور صحبت می کنند، اما اين درحالی است که ايران راکت هائی با بُرد متوسط دراختيار دارد که به روسيه می رسد، اما به اروپای غربی نه.

    - پس به اسرائيل هم می رسد!

    ايوانف- عدم به رسميت شناختن اسرائيل از طرف ايران سياست اشتباهی است. ما اين را به ايرانی ها آشکارا گفته ايم. اما نبايد به نقش روسيه در باره نفوذ بر ايران مبالغه شود. آنچه مربوط به تحريم ايران است نبايد وسيع باشد، درغير اينصورت ايران می تواند راه کره شمالی را طی کند و بازرسان آژانس بين المللی را به کشور خود راه ندهد و هيچکس نداند دراين کشور چه می گذرد.



    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #152
      Campaign Against Sanctions and Military Intervention in Iran



      The 2006 midterm elections have been an unmistakable rejection of Bush's Iraq policy and a significant victory for the global antiwar movement. However, the danger for the US and/or Israel to either attack Iran or force devastating sanctions upon its people continues to be very real.


      The desire of the American electorate to change direction on the war has been heard loud and clear by the Democrats who will control Congress starting January 2007. When it comes to Iran, however, the picture is not so clear cut. The reckless and ill-advised policy options being actively considered have changed very little.


      We submit that the work of the peace community is hardly over. We council against complacency, which some may be inclined to fall into after the elections. Iranian residents of US and Europe, in particular, must remain vigilant and lend their voices and actions now to prevent an attack on their country resulting in chaos, death and destruction in Iran.


      US Military in the Region


      While congressional support for an outright attack on Iran may have diminished, tensions are quite high and many other risks of conflict still remain. There are now over 150,000 US troops in Iraq, the highest number since January [1]. Recent US naval build up in the Persian Gulf includes the addition of tens of US military vessels, including nuclear-powered aircraft carriers and submarines which are under the command of US Navy's Fifth Fleet based in Bahrain [2].


      The US has undertaken "security exercises" together with navies from two dozen foreign powers in addition to Bahrain, Qatar and UAE mere miles from Iranian territory [3]. Such flagrant power projection on Iran's doorstep is dangerous and irresponsible, even with the best of intentions. Such provocations raise the probability of military "incidents," which -- intentional or not -- could quickly escalate to a full military engagement with devastating consequences for the people of Iran and the region.


      Elsewhere in the region, US has established clandestine support of ethnic separatist groups to explore “alternative means of putting pressure” on Iran [14]. Israel has provided “equipment and training” to at least one Kurdish separatist group and US has provided it with a list of targets inside Iran [14].


      The new Democratic congress may finally force a plan for ground troop redeployment from Iraq, but this almost certainly means that US troops will remain somewhere else in the region, such as -- per Rep. John Murtha’s suggestion [4] -- Kuwait, where they could easily take part in operations against Iran.


      Escalating threats


      Recent events in Israel have also changed the equation, but unfortunately not in the direction of peace. Israel's summer bombing of Lebanon, was widely seen as a precursor to a possible Iran action [5]. Yet despite the complete failure of his objectives in Lebanon, Prime Minister Olmert considers the operation a success [7] and, most tellingly, his threats to strike Iran have escalated sharply [6]. Ephraim Sneh, Israel’s deputy defense minister has openly suggested that Israel might be forced to launch a military strike against Iran's nuclear program[16].


      US Congress members, Republican and Democrat, have already expressed unflinching support for offensive Israeli military actions as the overwhelming bipartisan endorsement of the Lebanon bombing proved. President Bush, too, has escalated his rhetoric, summarized as "Iran must realize it will pay a price for its intransigence. [8]"


      Given that neither the IAEA, nor the CIA nor the Israeli intelligence have found any evidence of an Iranian nuclear weapons program, as reaffirmed in the secret CIA document revealed in Seymour Hersh’s most recent article on Iran [14], the "intransigence” refers to the unprovable "thought-crime" of having "nuclear ambitions" or desiring "technical knowledge" rather than actually developing weapons or breaking international law. In his article, Hersh reports that the White House is hostile to the CIA document, which absolves Iran of developing a covert nuclear weapons program.


      Bush is now openly using the language of "consequences" [8] reminiscent of the speeches before the Iraq invasion, "consequences" for made-up "crimes" proof of whose innocence is by definition impossible to provide.


      Who can possibly prove that a country no longer has "ambition" as Bush demands? Who can demonstrate either that Iran has or has not crossed "the technological threshold" as Olmert asserts [9]? These are unrealistic standards designed to fail from the outset, to denigrate Iran, and to justify US/Israel mobilization in the region.


      New Policy or Damage Control?


      The Bush administration’s replacement of Donald Rumsfeld with Robert Gates and his public embrace of the new Iraq Study Group (ISG), headed by James Baker, are being widely interpreted as a shift in Iraq policy. The ISG, in particular, is said to be contemplating a region wide conference to include Iran and Syria


      While these signals appear to be a move in the direction of a military disengagement, nothing of the kind has been acknowledged by the Administration. On the contrary, when asked about Iraq while visiting Vietnam on November 18, President Bush declared “we will succeed unless we quit [11].”


      In fact Bush has launched his own parallel investigation to undermine or offer alternatives to the ISG recommendations. According to Robin Wright, Bush is launching “a very fast review, trying to come out at the same time that the Iraq Study Group comes out with its recommendations for the very reason that it doesn’t want to feel that this is the only plan on the table [12].”


      Robert Gates Jr., who had deep involvement in the Iran-Contra affair [13], has been portrayed as favoring dialogue with Iran. According to Seymour Hersh, however, there are other possible motives for picking Gates.


      White House saw Gates as someone who would have the credibility to help it stay the course on Iran and Iraq. Gates would also be an asset before Congress. If the Administration needed to make the case that Iran’s weapons program posed an imminent threat, Gates would be a better advocate than someone who had been associated with the flawed intelligence about Iraq [14].


      It is therefore entirely plausible that far from a genuine change in policy, the Bush/Cheney war machine is seeking to simply project the appearance of policy change while continuing to implement the original neo-conservative vision.


      In the UK, Tony Blair has stated in his speech at Guildhall that “There can be a new partnership with Iran if it stopped supporting terrorism in Iraq and gave up its nuclear ambitions….. Syria and Iran could choose partnership or isolation [17].” However, despite the conciliatory tone about partnership, the US and the UK have both vigorously pursued their efforts to impose sanctions on Iran at the UN Security Council where they have faced resistance by Russia and China who fear that sanctions, as in the case of Iraq, can lead to a military attack on Iran.


      International Sanctions and Isolation


      If war seems too politically inconvenient at this particular point in time, the war mongers can always push for intermediate steps like sanctions. Sanctions in international diplomacy have almost never worked. They have always disproportionately hurt the least privileged civilians in society despite being labeled “smart” in nearly all instances.


      Bush offers the (presumably non-militaristic) “solution” of "isolating" Iran. Can a country be more isolated than North Korea where this policy has not only backfired politically but has brought untold suffering to the civilian population? Have sanctions accomplished anything in the regimes of Burma or Cuba or Iran itself in the last 27 years? Has the death of 500,000 children in Iraq [10] resulted in peace for Iraqis?


      Contrary to popular protestations, sanctions are a tool for regime change. They are nearly universally designed to actually hurt the people and to steer the blame toward the government, hoping to force an uprising. This is something that rarely succeeds in the best of circumstances, and will certainly backfire given Iranian nationalistic sentiments.

      As far as their stated objectives, economic sanctions are either ineffective, or they require military enforcement, as they did in Iraq. Sanctions are no solution. Sanctions are war by other means.


      Importance of the Peace Movement


      The peace movement was instrumental in shaping the outcome of the 2006 midterm elections. The American electorate isn’t simply upset about the casualties in Iraq. Indeed people everywhere are capable of showing great sacrifice for causes they believe in and Americans are no exception.


      The people’s backlash against Republicans stems from their overdue recognition that they had been lied to, taken advantage of and manipulated into an illegal, immoral and unnecessary invasion by the Bush Administration. In this regard the peace movement’s considerable education campaign to present the facts, question the policy and expose the lies and the dishonesty helped bring outraged citizens to the polls.


      We thank the hundreds of thousands of protesters, writers and speakers who over the past four years broke through the propaganda and exposed the moral bankruptcy of the imperialists in US and UK.


      Unfortunately these efforts, while certainly welcome, have come too late for the over 655,000 dead Iraqis [15]. Thousands of invading soldiers have been killed and billions of dollars of public funds have been squandered by corrupt war profiteers. This tragedy does not have to be repeated for Iran.


      Our Position and demands

      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #153
        The peace movements in US, UK and Israel have a chance to make the critical difference. It is of utmost importance for all anti-war organizations to mobilize their members and put pressure on their respective governments to back off from the confrontational posture, demonizing rhetoric and threats of violence which can easily become self-fulfilling prophesies.


        We reach out to the peace movement in Israel and consider it a natural ally in the struggle against military aggression. No one knows better than Israeli peace activists the futility of military aggression as a solution to regional problems.


        We urge all Iranian expatriate communities around the globe to mobilize their forces to prevent Iran from becoming another Iraq. We urge all peace-loving people across the world to demand a halt to the confrontational attitude of the US against Iran. We urge all to ask the United States to stop waging war on Iran in all forms including economic or so-called “smart” sanctions and to respect the sanctity of lives of millions of children in Iran who will be the victims of such sanctions.


        We consider ethical diplomacy with mutual respect to be the only solution to the present conflict. We call upon the US government to respect the sovereignty of Iran and other countries in the Middle East. We demand direct negotiations between the US and Iran without pre-conditions to resolve areas of conflict . We demand the return of Iran’s file to the IAEA for peaceful resolution of all outstanding issues. We demand that the US and the UK stop politicizing this case.

        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #154
          هفته نامه اکونوميست چاپ لندن در شماره 30 نوامبر خود مقاله ای را به موضوع مشارکت ايران و آمريکا در مورد عراق اختصاص داده است.
          در اين مقاله که با عنوان 'به معامله بزرگ چه اميدی است؟' چاپ شده آمده است که آمريکا و ايران در خلال حدود سه دهه گذشته حرف چندانی برای گفتن به يکديگر نداشته اند مگر آنچه که به شکل تبليغات غيردوستانه از بلندگوهای دو طرف پخش شده است حال آنکه اينک منتقدان جورج بوش از حزب دموکرات خواستار مذاکراه وی با دو کشور ايران و سوريه هستند تا راهی برای حل بحران عراق يافت شود.

          اکونوميست می افزايد که محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری آتشين مزاج ايران که هفته گذشته ميزبان همتای عراقی خود بود، قطعا خود را در نقش يک قدرت تاثير گذار منطقه ای می بيند و به آمريکا گفته است که بايد از عراق خارج شود.

          اين نشريه می نويسد که ايران نه تنها يکی از بازيگران در عرصه سياست خشونت آميز عراق، بلکه کشوری است که در برابر اسرائيل به مسلح کردن حزب الله لبنان می پردازد و برای گروه های تندرو فلسطينی از جمله حماس پول می فرستد.

          به گفته نويسنده مقاله، ايران از مداخله سوريه در امور لبنان حمايت می کند و همچنان با خواست شورای امنيت برای متوقف کردن قسمت های خطرناک برنامه هسته ای خود مخالفت می ورزد.

          اکونوميست می افزايد که نحوه برخورد با ايران باعث شکاف در دولت بوش شده زيرا تصميم گيری در اين مورد با برد و باخت کلان همراه است.


          لفاظی های تند آقای احمدی نژاد، تمايل وی به از ميان رفتن اسرائيل و تلاش برای در دست گرفتن رهبری گسترده تر مسلمانان باعث می شود تا برای آمريکا، اسرائيل و اروپا، که به زودی در برد موشک های ايران قرار می گيرد، دستيابی اين کشور به بمب اتمی به يک کابوس تبديل شود


          اکونوميست

          در ادامه مقاله آمده است که لفاظی های تند آقای احمدی نژاد، تمايل وی به از ميان رفتن اسرائيل و تلاش برای در دست گرفتن رهبری گسترده تر مسلمانان باعث می شود تا برای آمريکا، اسرائيل و اروپا، که به زودی در برد موشک های ايران قرار می گيرد، دستيابی اين کشور به بمب اتمی به يک کابوس تبديل شود.

          به نوشته اکونوميست، برخی از مقامات ايرانی تلويحا گفته اند که تنها در صورتی در مذاکرات برای بهبود شرايط در عراق مشارکت می کنند که از فشار خارجی در مورد برنامه هسته ای اين کشور کاسته شود.

          اکونوميست می نويسد که در آمريکا بحث بر سر اين موضوع جريان دارد که آيا دستيابی به 'معامله ای بزرگ' با ايران می تواند به خصومت دو طرف خاتمه دهد و ايران را قانع کند دست از حمايت از "تروريسم" بردارد و با بهبود روابط اقتصادی و تجاری با آمريکا و بر طرف شدن نگرانی های امنيتی، سوء ظن های کنونی در باره برنامه های هسته ای خود را رفع کند.

          فرصتهای از دست رفته آمريکا و ايران؟

          اين نشريه يادآور می شود که تلاش کسانی در رهبری ايران برای گشودن باب گفتگو با آمريکا در سال 2003 و زمان حمله نظامی به عراق با بی اعتنايی مقامات دولت جورج بوش مواجه شد که در آن زمان از نظريه تغيير رژيم های نا مطلوب برای آمريکا سخن می گفتند.

          اکونوميست می پرسد آيا اين فرصتی بود که از دست رفت؟ و اضافه می کند که اقدامات ايران در ادامه مسلح کردن "تروريست های" مخالف اسرائيل و خودداری از تحويل اعضای شبکه القاعده که ايران آنان را 'در بازداشت خانگی' توصيف کرده اما به برنامه ريزی حملات بعدی مظنون هستند، موجب شد که اين پيشنهاد راه به جايی نبرد.

          رهبران ايران نيز، به گفته اکونوميست، در مورد معامله با آمريکا و چگونگی آن اختلاف نظر دارند و در حاليکه مشکلات جورج بوش در عراق باعث احساس قدرت جناح تندرو در جمهوری اسلامی شده، اين کشور در حال حاضر علاقه ای به گفتگوهای جدی نشان نمی دهد.


          دامنه حمايت نظامی ايران از حزب الله لبنان در جنگ اخير با اسرائيل باعث نگرانی همسايگان عرب اين کشور شده در حاليکه در داخل نيز، اقتصاد ايران نيازمند سرمايه گذارانی است که تهديدات آقای احمدی نژاد آنان را فراری داده است


          اکونوميست

          اکونوميست می نويسد که سال گذشته آقای بوش به منظور تقويت موضع کشورهای اروپايی در گفتگوهای هسته ای آنان با ايران با دادن مجموعه ای از امتيازات تجاری و ساير مشوق ها به اين کشور موافقت کرد و در ماه مه سال جاری، اعلام داشت که در صورتی که ايران برنامه های شک برانگيز هسته ای خود را به حالت تعليق در آورد، آمريکا در مذاکرات شرکت خواهد کرد.

          با اينهمه، به گفته اکونوميست، هر بار که جورج بوش گامی به پيش نهاد، ايران فعاليت های هسته ای خود را شدت بخشيد و به همين ترتيب، پيشنهاد سفير ايالات متحده در عراق برای گفتگو در باره راه های خاتمه دادن به خشونت در عراق را نيز با بی اعتنايی ناديده گرفت.

          اين نشريه می نويسد که آقای احمدی نژاد که خزانه ای پر از پول نفت دارد و اروپاييان نيز به نفت وی وابسته هستند اطمينان دارد که می تواند هر نوع تحريم خارجی را بدون آسيب پشت سر بگذارد و اعلام داشته است که مشکلات آمريکا مانع از اقدام نظامی عليه تاسيسات هسته ای ايران و يا کمک به اسرائيل در اين زمينه می شود.

          اکونوميست در مورد محاسبات اشتباه در اين زمينه هشدار می دهد و می نويسد که آمريکا بر سر يافتن راه حلی ديپلماتيک برای مساله هسته ای ايران دست به قمار زده است و هستند کسانی از اعضای دولت ايالات متحده که اميدوارند چنين مذاکراتی بتواند به گفتگوهای بعدی بيانجامد اما در همانحال، آقای بوش تاکيد داشته است که، با وجود مشکلات نظامی در عراق، هيچ گزينه ای را در برخورد با اقدامات هسته ای ايران کنار نگذاشته است.

          اين نشريه می نويسد که در همانحال، از هيجان در بازار نفت کاسته شده و افزايش ظرفيت توليد عربستان سعودی به زودی می تواند پاسخگوی تهديد ايران به قطع صادرات نفت باشد.

          در همانحال، به گفته نويسنده مقاله، دامنه حمايت نظامی ايران از حزب الله لبنان در جنگ اخير با اسرائيل باعث نگرانی همسايگان عرب اين کشور شده در حاليکه در داخل نيز، اقتصاد ايران نيازمند سرمايه گذارانی است که تهديدات آقای احمدی نژاد آنان را فراری داده است.

          اکونوميست در خاتمه می نويسد: ايران هم ممکن است فرصت ها را از دست بدهد.



          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #155
            Powell says U.S. should talk to Iran, not attack

            LONDON (Reuters) - Former U.S. Secretary of State Colin Powell does not believe the United States will attack Iran and says Washington should speak to Tehran and Syria.


            Powell, who said Iraq was in a civil war on Wednesday, was speaking to the Leaders in London Business Forum on Thursday.

            Answering a question from Reuters, Powell said: "Iran is a regional power and it will have to be dealt with. We should find ways to speak to them and also speak to the Syrians."

            Both Iran and Syria have been accused by the U.S. government of sponsoring terrorism and fomenting violence in Iraq. Iran has also been accused of trying to build nuclear weapons. Both countries deny the accusations.

            "I hope that over time Iran will play a responsible part in the region," he said. "As you know Iran is doing very well now, they have no particular pressure on their nuclear program."

            He said he could not speak for the administration of President Bush but he could not see any circumstances which would cause a military conflict between the United States and Iran.

            "We all agree that it's not a good thing for Iran to develop their nuclear program if it could develop nuclear weapons, but the United States is not going to attack Iran," he said.

            Powell said the Bush administration would have to work with the United Nations and Russia to keep Iran from evolving its nuclear program beyond power generation.

            The Iraq Study Group, a commission of five U.S. Democrats and Republicans, is set to release a report on December 6 which is expected to call for regional talks as the way forward in Iraq, including involvement by Syria and Iran.

            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #156
              درمانورجنگی نمی افتند، در پرواز عادی سقوط می کنند
              راز سقوط هواپيماهای حامل
              افراد و فرماندهان سپاه چيست؟




              با اعلام سقوط هواپيمای گروهی از پرسنل سپاه پاسداران، رحيم صفوی فرمانده سپاه پاسداران، بلافاصله با طرح اين ادعا که وقوع يک انفجار در داخل هواپيما، عامل اين حادثه شده است، گفت که اين انفجار از نظر امنيتی و اطلاعاتی شواهدی را نشان می دهد و چون در هفته بسيج بوده، معنا و مفهومی رادربردارد.

              فرمانده سپاه پاسداران سپس گفت: ايران در محيط خطر سير می کند و افزود:« پس از رزمايش اخير و در هفته بسيج، دشمن بايد کاری انجام می داد .»

              به ادعای رحيم صفوی «دور تا دور ما را دشمنان کينه توز و عنود گرفته و در درون ما نيز بعضا منافقين وجود دارند.»

              عليرغم اين اظهارات فرمانده کل سپاه که بلافاصله و بعنوان يک نظر سانسور نشده به سراسر جهان مخابره شد، ساعاتی پس از آن اعلام شد هواپيما به دليل نقص فنی موتور و برخورد بال هواپيما با باند فرودگاه (به عبارتی، ناشی بودن خلبانان سپاه)و نه انفجار در داخل ، سرنگون شده است. فرمانده کل سپاه نيز دراظهار نظر جديدی، بدون آنکه بی آن که صريحا مسئله انفجار را تکذيب کند گفت، که از کارشناسان خواسته که علت دقيق اين سانحه را پی گيری کنند.

              صرف نظر از دليل سقوط اين هواپيما، آنچه که مهم است، اتهامی است که رحيم صفوی در اولين اظهار نظر بيان کرده است. يعنی دست داشتن منافقين در داخل، دراين ماجرا! و نيز وقوع حادثه در هفته بسيج!

              ظاهرا اين منافقين بايد يا در بسيج باشند و يا در سپاه، و اگر منافق هم نباشند، لابد با هم رقابت داشته اند که اين حادثه را بوجود آورده اند. رحيم صفوی در اولين اظهار نظر خود، شايد متاثر از حادثه و زير فشار عصبی نکته ای را مطرح کرد که قطعا فورا به او تذکر داده شده تا تکذيب کند، پيش از آنکه به يک بحث جدی تر در درون نيروهای نظامی و ميان بسيج و سپاه تبديل شود.

              شيوه تصفيه های متداول در نيروهای مسلح، از بعد از ترور سرلشکرارتش "صيادشيرازی» و يا بازداشت های ايدئولوژيک سالهای گذشته تر؛ ظاهرا تغيير شکل داده و شکل سرنگونی هواپيماها را به خود گرفته است. تجربه ای که در جريان جنگ با عراق هم به کار گرفته شد و گروه زيادی از فرماندهان ارتشی مخالف ادامه جنگ با سقوط هواپيما کشته شدند.

              در همين ارتباط است که بايد سقوط هواپيمای فالکون در آذربايجان غربی و مرگ فرمانده نيروی زمينی، معاون نيروی زمينی سپاه پاسداران، فرمانده لشگر 27 رسول الله و برخی ديگر از مسئولان سپاه را در همان سقوط بخاطرآورد. برخی منابع موثق می گويند که اکثر فرماندهان کشته شده در ماجرای سقوط هواپيمای فالکون در آذربايجان غربی از مخالفان باند سردار ذوالقدر در سپاه بودند و همان ها زمينه خروج او از سپاه و رفتن وی را به وزارت کشور فراهم کردند.

              سقوط هفته گذشته يک هليکوپتر نظامی در اصفهان که هنوز جزئيات آن به خارج از حفاظت اطلاعات سپاه راه نيافته، اکنون با سقوط هواپيمای حامل 36 پرسنل سپاه کامل شده است. آيا درکنار جابجائی های پرشماری که در عرض يکسال گذشته و با فرامين رهبر در سطوح فرماندهی سپاه و بسيج و ارتش و وزارت دفاع انجام شده، نوعی تصفيه وجودی هم درجريان است؟

              راستی، چرا در جريان اين همه مانور و رزمايش زمينی و هوائی و دريائی، هواپيمای نظامی که معمولا دو خلبان دارند سقوط نمی کنند، اما هواپيماهای نظامی حامل چند ده فرمانده و سپاهی سقوط می کنند؟



              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #157
                آغاز دوباره رجز خوانی های نظامی
                فرمانده نيروی دريائی ارتش:
                امريکا در مانور آخر خليج فارس
                دربرابر مانور ايران شکست خورد!




                فرمانده نيروی دريايی ارتش جمهوری اسلامی، عليرغم آرامش خبری که پيرامون خطر حمله به ايران جريان دارد، ناگهان اعلام کرد: برای جنگ و رويارويی فرسايشی آماده هستيم!

                "دريادار كوچكی» که در يک كنفرانس خبری که به مناسبت سالروز نيروی دريائی برپا شده بود سخن می گفت، اضافه کرد:

                استراتژی نيروی دريايی منضبط و ولايت*مدار دفاع همه جانبه در آب هاست!

                ما با تعدد و تنوع تهديدات مواجه هستيم و برای هر تهديد يك برنامه خاص و برای هر سناريو راههای مقابله با آن را آماده كرده ايم.

                ناوچه موشك*انداز مجهز به موشك*های با برد بالای صدكيلومتر و توپ 76 ميلی*متری كه 23 هزار قطعه دارد در داخل كشور ساخته شده است. تنها چند كشور قادر به ساخت چنين تجهيزات هستند. با كشورهای ديگر در زمينه مراوده علمی ارتباط داريم نه اينكه به آنها نياز داشته باشيم، زيرا بحث مراوده از نيازمند بودن جدا است و اكثر افسران نيروی دريايی در دانشگاه امام خمينی (ره)، كه بهترين دانشگاه خاورميانه است، مشغول تحصيل هستند.

                فرمانده نيروی دريائی با مقايسه مانور دريائی اخير امريكا در خليج فارس و همچنين مانور نيروهای ايران در آبهای خليج فارس گفت: آمريكا در اين رزمايش شكست خورد! هيچ كشوری با او همكاری نكرد! آمريكا در كيسه*ای رزمايش می*كند كه سر آن كسيه در دست ما است.



                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #158
                  مشاور امنيت*‏ملى كاخ*‏سفيد از تلاش رئيس*‏جمهورى آمريكا براى بررسى گزينه*‏هاى متفاوت با هدف اتخاذ استراتژى جديد در عراق خبر داد.
                  به گزارش "ايلنا"، روزنامه واشينگتن*‏پُست نوشت كه "استفان هادلى" مشاور امنيت*‏ ملى آمريكا در گفت*‏وگو با برنامه "اين هفته" شبكه خبرى "ان.بى.سى"، گفت: "جورج بوش، رئيس *‏جمهورى آمريكا پس از گذشت 4 سال از حمله به عراق گزينه*‏هاى متفاوتى نظير خروج بخشى از نيروهاى نظامى آمريكا و استقرار مجدد نيروها در مرز ايران و سوريه با عراق را براى برون*‏رفت از اوضاع بحرانى اين كشور بررسى مي*‏كند."
                  هادلى افزود: "بوش آماده بررسى احتمالات رد شده قبلى است، زيرا وى درك كرده است كه امور به خوبى و با سرعت كافى پيش*‏روى نمي*‏كند."
                  وى گفت: "رئيس*‏جمهورى در حال بررسى ايده*‏هايى از يادداشت ششم نوامبر (15 آبان) "دونالد رامسفلد" وزير دفاع سابق آمريكاست كه دو روز پس از پيروزى دموكرات*‏ها در انتخابات سنا و كنگره استعفا كرد."
                  به نوشته اين روزنامه آمريكايي، اين گزينه*‏ها شامل استقرار گسترده نيروهاى نظامى آمريكا نزديك مرزهاى ايران و سوريه، خروج نيروهاى نظامى آمريكا از مواضع آسيب*‏پذير و شروع خروج نيروهاى آمريكايى براى تشويق عراقي*‏هاست تا آستين*‏هاى خود را بالا بزنند و مسووليت كشور خود را بر عهده گيرند. هادلى با بيان اينكه پيشنهادهاى رامسفلد قطعا مورد بررسى قرار مي*‏گيرد، گفت: "نورى المالكي، نخست*‏وزير عراق، براى رئيس*‏جمهورى آمريكا به طور شفاف بيان كرده است كه وى و دولت عراق مايلند مسووليت*‏هاى بيشترى بر عهده گيرند و اين چيزى است كه سه سال به دنبال آن بوده*‏اند اما آنها هنوز همه ابراز لازم را در اختيار ندارند."
                  وى با بيان اينكه "بوش پيشنهادهاى رامسفلد، نمايندگان دموكرات و جمهوري*‏خواه كنگره، رهبران نظامي، مقامات عراقى و نيز گزارش گروه تحقيقاتى عراق را بررسى خواهد كرد"، گفت: "وى قصد دارد از همه اين مسائل براى به دست آوردن راهى رو به جلو استفاده كند. بوش اميدوار است كه اين مسير رو به جلو، حمايت مردم آمريكا را نيز به همراه داشته باشد."

                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #159
                    وزير دفاع سابق آمريكا پيش از استعفايش در يادداشتى به كاخ*‏سفيد خواستار به كارگيرى حداكثر توان نيروهاى نظامى آمريكا براى هدف قرار دادن ايران شد.
                    به گزارش ,ايلنا,، آسوشيتدپرس گزارش داد كه ,دونالد رامسفلد, وزير دفاع سابق آمريكا، ششم نوامبر (پانزدهم آبان)، يعنى دو روز پيش از استعفا، در نامه*‏اى به كاخ*‏سفيد خواستار تغييرات اساسى در استراتژى آمريكا در عراق شد. رامسفلد در اين نامه نوشت: ,به عقيده من، اكنون زمان اصلاح استراتژى ما در عراق است زيرا آشكارا آنچه نيروهاى نظامى آمريكا در عراق انجام مي*‏دهند، به اندازه كافى مؤثر و سريع نيست.,
                    وى در اين نامه پيشنهاد كرد: ,آمريكا براى هدف قرار دادن القاعده، جوخه*‏هاى مرگ و ايراني*‏ها در عراق حداكثر توان خود را به كار گيرد و همزمان نيروهاى ائتلاف به جز آنهايى كه براى آموزش نيروهاى عراقى لازم هستند را از عراق خارج كند.,
                    دونالد رامسفلد افزود: ,براى كاهش نفوذ ايراني*‏ها در دولت عراق، نيروهاى نظامى آمريكا را نزديك مرزى ايران و سوريه مستقر كنيد.,
                    ,اريك راف,، مسؤول روابط عمومى وزارت دفاع آمريكا ديروز ـ شنبه ـ در گفت*‏وگو با خبرگزارى آسوشيتدپرس، در حالى كه تأكيد كرد وى منبع افشا اين خبر به روزنامه ,نيويورك*‏تايمز, نبوده است، صحت يادداشت رامسفلد را تأييد كرد و گفت: ,گزينه*‏هاى ارائه شده در اين روزنامه، ايده*‏هاى شخصى رامسفلد است كه از گفت*‏وگو با افراد متفاوت به دست آمده است و بخشى از بازبينى بررسى رسمى پنتاگون كه اكنون انجام مي*‏شود، نيست.,

                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #160
                      انتشارغيرمترقبه وصيت نامه جنگی رامسفلد
                      بعنوان استراتژی جديد جنگی امريکا در عراق
                      استقرار کامل امريکا
                      درمرز ايران و عراق
                      عمليات با حداکثر توان نظامی عليه ايران
                      سرکوب نيروهای القاعده و جوخه های مرگ با حداکثر قدرت
                      خروج همه نيروهای نظامی ائتلافی از داخل عراق




                      خبرگزاری اسوشيتدپرس؛ در اوج سکوت در باره طرح های جديد امريکا در منطقه خاورميانه و بويژه عراق و ايران ناگهان آخرين ديدگاه های رامسفلد وزير دفاع مستعفی امريکا را منتشر ساخت.

                      اين خبرگزاری مدعی شد که رامسفلد وزير دفاع سابق آمريكا پيش از استعفا، در يادداشتی به كاخ*‏سفيد به تاريخ ششم نوامبر خواستار شده بود: امريکا بايد با حداکثر توان نظامی خود عليه ايران وارد عمل شود. به عقيده من، اكنون زمان اصلاح استراتژی ما در عراق است، زيرا آشكارا آنچه نيروهای نظامی آمريكا در عراق انجام می*‏دهند، به اندازه كافی مؤثر و سريع نيست. آمريكا برای هدف قرار دادن القاعده، جوخه*‏های مرگ و ايرانی*‏ها در عراق بايد حداكثر توان خود را به كار گيرد و همزمان نيروهای ائتلاف به جز آنهايی كه برای آموزش نيروهای عراقی لازم هستند را از عراق خارج كند. همچنين نيروهای نظامی آمريكا بايد نزديك مرزی ايران و سوريه مستقر شوند.

                      با توجه به اينکه رامسفلد ديگر وزير دفاع امريکا نيست، اکنون اين سئوال مطرح است که به چه دليل اين نامه او ناگهان از سوی يکی از بزرگترين خبرگزاری های جهان منتشر شده است؟ اگر نامه و پيشنهادات رامسفلد همين باشد که منتشر شده، معنای آن چنين است که آن تغيير استراتژی امريکا درعراق که يکماه پيش با خوشبينی مطرح بود و درايران نيز بازتاب وسيع درحاکميت داشت، در واقع معنائی خلاف تصورات داشته و تغيير استراتژی پيشنهاد همان است که رامسفلد پيشنهاد کرده و نه خروج امريکا درعراق. اکنون با توجه به فشار سنگينی که اسرائيل با استفاده از تمام امکاناتش برای متقاعد ساختن يکپارچه اروپا و امريکا ( وحتی روسيه) به ضرورت حمله به ايران وارد ميدان شده، طرح نامه محرمانه رامسفلد معنای ديگری جز تائيد همين استراتژی می تواند داشته باشد؟ يعنی استقرار ارتش امريکا در مزرهای مشترک ايران وعراق و قطع کليه ارتباط های ايران و سوريه با عراق، سرکوب داخلی درعراق و روی کار آوردن يک دولت نظامی در اين کشور.



                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #161
                        راديو صدای آمريکا:نامزد پرزيدنت بوش برای پست وزارت دفاع می گويد به باور او آمريکا در عراق برنده نمی شود.

                        رابرت گيتز روز سه*شنبه در جلسه کميته نيروهای مسلح سنای آمريکا، که برای تائيد نامزدی او تشکيل شده بود، گفت برای شنيدن نظريات جديد در باره عراق آمادگی دارد. با اين حال تاکيد کرد که تصميم نهائی با پرزيدنت بوش است .

                        در مورد ايران، رابرت گيتز گفت هر اقدام نظامی عليه آن کشور آخرين گزينه خواهد بود. وی اظهار داشت عراق نشان داده است که سمت و سوی جنگ وقتی آغاز شد، قابل پيش*بينی نخواهد بود. گيتز همچنين گفت او جنگ عليه سوريه را تائيد نخواهد کرد.

                        سناتور جان وارنر رئيس فعلی کميته از انتصاب رابرت گيتز استقبال کرد و گفت او در خدمت به کشور سابقه درخشانی داشته است.

                        کارل لوين، سناتور دمکرات گفت گيتز در مقابله با سياست های ورشکسته و ارجحيت های نادرست پنج سال گذشته، با آنچه او آنرا چالشی عظيم ناميد، روبرو خواهد بود.

                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #162
                          تفسير "دی ولت" از سفرشتابزده وزيرخارجه آلمان به سوريه
                          نگرانی از جنگ اعراب سنی، با ايران شيعه


                          اعلام استعفای جان بولتن نماينده کاخ سفيد در سازمان ملل همزمان شد با سفر و سخنان غافلگير کننده آيت الله حکيم رئيس مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق که خود را از بغداد به کاخ سفيد رسانده بود. اين سفر بدنبال مذاکرات نخست وزير عراق با بوش در اردن و بازگشت جلال طالبانی از تهران انجام شد. اهميت سفر آيت الله حکيم در آن اظهار نظری منعکس است که در امريکا و طی يک مصاحبه و سخنرانی بيان داشت. او گفت که خواهان ادامه حضور نظامی امريکا و خروج مرحله ای آن ازعراق است! اين درحالی است که مقتدا صدر که سعی می کند جائی در کنار سيد حسن نصرالله در جمهوری اسلامی پيدا کند در اعتراض با ملاقات نخست وزير عراق با بوش اعلام خروج از ائتلاف حاکم در عراق کرده بود. بدين ترتيب و عملا، ما با دو گروه شيعه در عراق روبرو هستيم که در برابر هم قرار دارند و اين هر دو در برابر سنی های عراق.

                          با اين نگاه به اوضاع منطقه، سفر کوتاه و شتابزده وزير خارجه آلمان به سوريه و تفسير روزنامه مهم و نزديک به محافل بالای حکومتی در آلمان اهميت ديگری پيدا می کند که می خوانيد.

                          دی ولت در شماره 5 دسامبرخود نوشت: وزير امور خارجه آلمان برای ديدار و مشورت سياسی وارد سوريه شد و با بشاراسد و همچنين وزير خارجه سوريه "وليد معلم" گفتگو کرد. اشتاين ماير در پايان ديدار با بشار اسد که برای يکساعت در نظر گرفته شده بود اما دو ساعت به طول انجاميد گفت: منطقه از هيچ ثباتی برخوردار نيست، در مرحله گذار است و شرايط سختی را از سر می گذراند. بنفع سوريه است که از نفوذ خود برای کاهش بحران در لبنان و عراق استفاده کند.

                          دی ولت سپس تفسير خود را از اين سفر اينگونه ارائه می دهد:

                          برای عراق اگر راه حلی وجود داشته باشد، اين راه حل بدون نقش سوريه عملی نيست، اما اگر بجای راه حل ديپلماتيک جنگ داخلی درعراق آغاز شود، آنگاه جنگ گسترده ای در منطقه شعله ور خواهد شد که يکسر آن کشورهای عربی سنی هستند و طرف ديگر آن ايران. اينک انتخاب با سوريه است که در جبهه کنونی خود در اتحاد با ايران باقی بماند و يا در يک جبهه مشترک با عربستان سعودی و اردن متحد شود. آنچه غرب از سوريه می خواهد کاملا شفاف است و در چند مورد خلاصه می شود:

                          حزب الله بايد از نقشه خود برای سرنگونی دولت لبنان و همچنين حمايت از حزب الله مسلح لبنان دست بردارد و ارتباط خود را با ايران کم کند.


                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #163
                            تفسیر وزیر دفاع ج.اسلامی، از نامه آخر

                            وزیر دفاع مستعفی امریکا "رامسفلد"

                            طرح جدید امریکا

                            جبهه ایران- جبهه اعراب است



                            وزير دفاع که همراه احمدی نژاد به سفر مازندران رفته بود، گفت:

                            نامه محرمانه وزير دفاع امریکا -"رامسفلد"- شكست خورده و بر كنار شده آمريكا به بوش و اعتراف به شكست در عراق و اتخاذ راه*بردهاي غلط بيانگر آن است كه دوره تجاوز و اشغالگري و زورمداري و قلدرمآبي به پايان رسيده است!

                            آمريكا به جاي جبران اشتباهات گذشته و ايجاد تغييرات اساسي در راهبرد و سياست*هاي خود به حربه جديدي متوسل شده و سعي دارد با دامن زدن به اختلافات مذهبي و مطرح كردن خطر شيعه و سني و اختلافات قومي - مطرح كردن جبهه ايراني - جبهه عربي بين كشورهاي منطقه اختلاف و درگيري ايجاد كند. با اين جبهه*بندي كاذب درصدد اند اوضاع داخلي كشورهاي منطقه را نيز به نفع اسراييل دچار بي*ثباتي و تزلزل نمايد. باید با حل اختلافات از طريق گفتگوهاي سازنده، و پرهيز از اختلافات جزيي نقشه* جديد آمريكا در منطقه را خنثی کرد.


                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #164
                              آلمان در يک گامی
                              ورود نظامی به ميدان خاورميانه
                              آلمان. آزاده تهرانی




                              دو کشور بزرگ اروپائی، يعنی فرانسه و آلمان دوران کوتاه اما بسيار مهمی را برای جهت گيری های استراتژيک جهانی می گذرانند و اين درحالی است که انگلستان، سومين کشور بزرگ اروپائی با هدايت حزب حاکم به استراتژی خود در همسوئی با امريکا ادامه ميدهد. از ميان آن دو کشور، يعنی فرانسه و آلمان، فعلا فرانسه تا نتيجه انتخابات رياست جمهوری اين کشور که در پيش است، در يک رکود تصميم گيری بسر می برد. پس از اين انتخابات است که مشخص خواهد شد فرانسه به متحد سياست خاورميانه ای امريکا تبديل خواهد شد و يا به اندک استقلال خود ادامه خواهد داد. شواهد حکايت از پيروزی کانديدای حزب سوسياليست دارد و اين پيروز در انتظار، از هم اکنون تقريبا مواضع خود را در سفر به اسرائيل روشن کرده است: مقابله جدی با سياست اتمی جمهوری اسلامی، بعنوان مهم ترين و بلند ترين گامی که فرانسه را به امريکا وصل می کند.

                              اما آلمان!

                              آنگونه که از اخبار جسته گريخته و منتشره در مطبوعات اين کشور بر می آيد، در درون دولت اين کشور بزرگترين چالش ها بر سر سياستی که در برابر ايران و عراق بايد داشت جريان دارد. چالشی که در سرانجام خود اين کشور را همسوتر با استراتژی امريکا در منطقه خواهد کرد و يا موفق به اندک فاصله کنونی از اين استراتژی خواهد شد.

                              سفر کم سر و صدای رئيس جمهور مصر "مبارک" به آلمان و مذاکرات افشاء نشده اش با صدراعظم اين کشور و بدنبال وی، سفر نخست وزير اسرائيل که در پيچيده ترين شرايط امنيتی راهی آلمان شده است، نشان دهنده حساسيتی است که نسبت به موضع گيری های آينده اين کشور وجود دارد. پيش از سفر رئيس جمهور مصر و نخست وزير اسرائيل به آلمان، جورج بوش در ادامه موضع گيری هايش در رابطه با طرح "جيمزبيکر" از اروپا و بويژه آلمان خواست تا در برابر آينده عراق فعال تر عمل کنند و سهم نظامی خود را بپذيرند. در واقع اين پيامی بود برای آلمان و ناتو، که رهبران آلمان مفهوم آن را خيلی سريع درک کردند، چنان که در آخرين موضع گيری صدر اعظم آلمان منعکس شد: موافقت با حضور نظامی در عراق!

                              اما اين موافقت تا عمل به آن، فاصله ای را بايد طی کند که با مقاومت ها و بحث های جدی در کابينه ائتلافی اين کشور همراه خواهد شد. از هم اکنون و شايد برای نخستين بار در تاريخ آلمان، وزير خارجه در برابر صدراعظم ايستاده و با حضور نظامی آلمان در عراق مخالفت کرده است. اشتاين ماير در توجيه اين مخالفت که در واقع می تواند زمينه ساز شکست ائتلاف سوسيال دمکرات ها و حزب سی. د. او باشد گفته است: من نتوانستم در آخرين سفرم به امريکا (هفته گذشته) که همزمان بود با حضور نخست وزير انگلستان در واشنگتن از نظرات دقيق امريکا در برابر عراق اطلاع حاصل کنم. درحاليکه ما هنوز نمی دانيم امريکا می خواهد چه کند، عاقلانه نيست که نيروی نظامی به عراق اعزام داريم.

                              وزير خارجه آلمان مستند به سفر خويش به امريکا اظهار نظر کرده، اما اشاره به نتايج سفر نخست وزير اسرائيل و رئيس جمهور مصر به آلمان نکرده است. دو سفری که باندازه پيام بوش برای ورود نظامی آلمان به عراق در موضع گيری جديد صدراعظم اين کشور موثر بوده است. بدين ترتيب، شايد بايد منتظر يکسره و يکسويه شدن دولت در آلمان نيز بود. همانگونه که بايد منتظر تغيير دولت در فرانسه بود. دو رويدادی که حاصل آن بزودی معلوم خواهد شد.



                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #165
                                گروهى از دانشمندان كه بيش از دو دهه قبل نظريه جنجالى "زمستان هسته*اى" را مطرح كرده بودند، اكنون در گزارشى جديد اعلام كرده*اند يك جنگ هسته*اى حتى در ابعاد محدود و منطقه*اى نيز مي*تواند سبب تخريب شديد محيط زيست شود.

                                به گزارش خبرگزارى آسوشيتدپرس، محققان با استفاده از مدلهاى آب و هوايى و نيز توزيع جمعيت در كره زمين تخمين مي*زنند هر درگيرى هسته*اى ولو كوچك ميان دو كشور در يك منطقه از زمين، سبب مرگ ناگهانى بين سه تا ‪۱۷‬ ميليون نفر و كاهش شديد دماى جو زمين مي*شود كه اين امر مي*تواند به از بين رفتن محصولات كشاورزى و مشكلات بيشتر بينجامد.

                                هر چند نتايج اين پيش*بيني*ها ترسناك به نظر مي*رسد، اما باز اين نتايج بسيار ملايم*تر از پيش*بيني*هاى نظريه قديمي*تر "زمستان هسته*اى" است. در اين نظريه چنين مطرح شده كه گرد و خاك و دود بر جاى مانده از يك جنگ هسته*اى بين ابرقدرتهاى جهان سبب مسدود شدن نور خورشيد مي*شود كه اين امر يخبندان در زمين و مرگ ميلياردها نفر در پى شيوع قحطى و گرسنگى را به دنبال خواهد داشت و اين وضعيت در نهايت ‪ ۹۰‬درصد از نسل بشر را از زمين محو خواهد كرد.

                                نظريه جديد، آمار مشخصى در مورد ميزان مرگ*ومير در پى آثار زيست*محيطى يك نبرد هسته*اى منطقه*اى ارائه نكرده اما خطر درگيرى كشورهاى كوچكتر داراى سلاح*هاى هسته*اى را پيش*بينى كرده است.

                                اين مطالعه كه نتايج آن روز دوشنبه در همايش اتحاديه ژئوفيزيك آمريكا در سانفراسيسكو ارائه شده، نخستين موردى است كه آثار زيست*محيطى درگيري*هاى هسته*اى منطقه*اى را با جزييات تشريح مي*كند.

                                برخى از فرضهاى مطرح شده در اين مطالعه مورد ترديد برخى كارشناسان آب و هوايى غيرمرتبط با اين تحقيقات است اما همين كارشناسان نيز عقيده دارند هرچند ممكن است در برخى از نتايج مطالعه از جمله آثار انتشار دوده در جو اغراق صورت گرفته باشد، اما باز هم اين مطالعه نشان مي*دهد كشورهايى كه بخواهند حمله هسته*اى را به همسايگان خود انجام دهند خود نيز از عواقب اين حمله در امان نخواهند بود.

                                نظريه "زمستان هسته*اى" نخستين بار در سال ‪ ۱۹۸۳‬توسط "كارل سگان" منجم مشهور و چهار تن از همكارانش براى اندازه*گيرى آثار زيست محيطى جنگ هسته*اى احتمالى بين آمريكا و شوروى سابق مطرح شده بود.

                                هر چند ذخيره تسليحات هسته*اى ابرقدرتهاى جهان با پايان جنگ سرد به ميزان زيادى كاهش يافته، اما هم*اكنون برخى نظريه پردازان "زمستان هسته*اى" از جمله "برايان تون" از دانشگاه "كلرادو" در "بولدر" و "ريچارد توركو" از دانشگاه "كاليفرنيا" در لوس*آنجلس با توجه به شرايط جديد جهانى اين موضوع را دوباره با شرايطى جديد مطرح كرده*اند.

                                در ماه اكتبر كشور كره شمالى از آزمايش يك بمب هسته*اى خبر داد و كشورهاى هند و پاكستان در سالهاى اخير به شكل رسمى به جمع دارندگان سلاحهاى هسته*اى پيوسته*اند و تصور مي*شود رژيم اسرائيل نيز اين مجهز به اينگونه تسليحات باشد.

                                محققان ياد شده با بررسى چگونگى پراكندگى جمعيت در مناطق مختلف جهان اعلام كردند به طور مثال بروز درگيرى هسته*اى در منطقه فلسطين اشغالى موجب مرگ سريع ‪ ۳‬ميليون نفر و در منطقه چين موجب مرگ ‪ ۱۷‬ميليون نفر خواهد شد.

                                به علاوه دوده منتشر شده در پى انفجارهاى هسته*اى ظرف چند هفته در جو سرتاسر زمين پخش شده و به صورت معلق باقى مي*ماند كه اين امر سبب مسدود شدن نور خورشيد و كاهش قابل توجه ميانگين دماى زمين در سه سال نخست مي*شود و هر چند پس از يك دهه دماى زمين مجددا شروع به افزايش مي*كند، اما با گذشت يك دهه از اين واقعه باز زمين سردتر از وضعيت خود در پيش از جنگ هسته*اى منطقه*اى خواهد بود.

                                سرد شدن زمين سبب كاهش دوره رشد محصولات كشاورزى به مدت يك ماه از هر سال در شمال آمريكا، اروپا و آسيا مي*شود و الگوهاى بارش از جمله بارانهاى موسمى در آفريقا و جنوب شرقى آسيا مختل مي*شود كه اين احتمالا سبب از بين رفتن محصولات كشاروزى خواهد شد.

                                به علاوه ضخامت لايه اوزون كه زمين را در برابر پرتوهاى خطرناك فرابنفش حفاظت مي*كند در پى چنين حادثه*اى به طور ميانگين ‪ ۲۰‬درصد كاهش خواهد يافت كه بالاترين سطح اين كاهش در قطبهاى زمين و به ميزان ‪ ۷۰‬درصد خواهد بود.

                                گزارشى از اين مطالعه در وب سايت اتحاديه ژئوفيزيك آمريكا در آدرس ‪ www.agu.org‬موجود است.

                                iran

                                Comment

                                Working...