Iran:The Next War

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #181
    ژنرال اسرائیل در گفتگو با Global Research

    اسرائیل نباید اجازه تاخیر

    در حمله به ایران را بدهد

    ترجمه و تلخیص افسانه نگاهی

    گلوبال سرچ از قول یک ژنرال اسرائیل بنام"اودد تیرا" که با او مصاحبه کرده، نوشت:

    درحالیکه حمله به ایران ضرورت ادامه حیات اسرائیل است، کاخ سفید از خود ضعف سیاسی برای تصمیم گیری نشان می دهد. دمکرات های امریکا، اخیرا بسیار احمقانه عمل کردند و ما اکنون برای جبران اشتباهات آنها باید سردبیران نشریات مهم امریکا را برای ایجاد فضای موافق حمله به ایران قانع کنیم. ما باید دو حزب امریکا را قانع سازیم که بر سر سیاست حمله به ایران متحد شوند. مسئله ایران غیر مرتبط با اوضاع عراق است. ما باید برویم سراغ کسانی در آینده می خواهند کاندیدای ریاست جمهوری امریکا شوند و آنها را با سیاست کنونی بوش موافق کنیم. مثل هیلاری کلینتون. آنها باید بوش را برای مقابله فوری با ایران حمایت کنند. ما باید از نفوذ خود روی کشورهای اروپایی استفاده کنیم تا بوش در در انزوا قرار نگیرد. افزایش تبلیغات مهم است، اما کافی نیست و به همین دلیل اسرائیل باید سیاست های تهاجمی را بعنوان تاکتیک خود اتخاذ کند. از جمله کارهائی که اسرائیل باید روی آن سرمایه گذاری فوری کند گسترش ارتباط های غیر علنی با عربستان سعودی است، تا این کشور با امریکا برای حمله به ایران متحد شود. درعین حال، اسرائیل باید بتواند بعنوان یک نیروی مستقل نظامی اما در همکاری با نیروی هوائی امریکا وارد فضای هوائی عراق شود. همزمان با این امکان، ما باید بتوانیم از پایگاه های هوائی جمهوری آذربایجان نیز استفاده کرده و آماده پاسخگوئی به واکنش های ایران باشیم.

    منابع رسمی امریکا از تغییر تاکتیک سیاسی امریکا سخن می گویند. بموجب این تغییر حمله به ایران برای زمان دورتری در نظر گرفته شده است. اسرائیل باید با این تغییر تاکتیک بشدت مخالفت کند.»

    ژنرال اسرائیل در پایان و در پاسخ به این سئوال که "با ایران چه باید کرد؟" می گوید: باید برای یک حمله مستقل و یا در همکاری با امریکا به ایران آماده باشیم.

    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #182
      آمريکا ناو هواپيمابر ,جان سی. استنيز, را در ماه جاری ميلادی به خليج فارس اعزام می کند. افزايش حضور نظامی ايالات متحده در سواحل جنوبی ايران می تواند نوعی اخطار به جمهوری اسلامی تلقی شود.

      يک مقام عالی رتبه وزارت دفاع آمريکا گفت اعزام اين ناو به خليج فارس به دنبال درخواست سال گذشته ,مرکز فرماندهی آمريکا, صورت می گيرد.

      پيشتر مقام های وزارت دفاع آمريکا گفته بودند که هدف پنتاگون از ارسال اين ناو هواپيما بر به منطقه، می تواند اعمال فشار روانی بر ايران در زمينه برنامه های هسته ای و نيز واکنشی در برابر فعاليت های جمهوری اسلامی در عراق باشد.

      مقامات وزارت دفاع آمريکا همچنين گفته اند ناو آمريکايی به منظور کمک به نيروهای اين کشور در عراق و افغانستان نيز مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

      ما مدت هاست که در اين منطقه حضور داريم و تا مدت طولانی در اينجا باقی خواهيم ماند

      وزيردفاع امريکا
      در حال حاضر ناو هواپيمابر يو اس اس آيزنهاور در خليج فارس مستقر است.

      ماه گذشته رابرت گيتس وزير دفاع آمريکا در کنفرانسی خبری به هنگام ديدار از عراق به خبرنگاران گفته بود:, ما مدت هاست که در اين منطقه حضور داريم و تا مدت طولانی در اينجا باقی خواهيم ماند,.

      آقای گيتس افزود:.,لازم است همه اين موضوع را به ياد داشته باشند، هم دوستان ما و هم کسانی که خود را دشمن ما می دانند,.

      به گزارش خبرگزاری فرانسه، رابرت گيتس در پاسخ به اين پرسش که آيا افزايش حضور نيروهای دريايی آمريکا در خليج فارس ارتباطی به برنامه هسته ای ايران دارد يا نه، گفته بود:,فکر نمی کنم اين مساله پاسخی به عمل ديگران باشد.,

      پيشترنشريه ,نوی تايمز, (تايمز نيروی دريايی) گزارش داده بود که ناو هواپيما بر ,جان سی. استنيز, در هفته اول ژانويه به دستور وزير دفاع آمريکا به منطقه خليج فارس اعزام خواهد شد.

      در همين زمينه ، خبرگزاری ها از قصد وزارت دفاع آمريکا برای ساخت يک پايگاه دريايی در خليج فارس خبرداده بودند.

      درحالی که هدف از ايجاد چنين پايگاهي، ,هشدار به مقام های ايران, عنوان شده، اما تاکنون هيچ يک از مقام های رسمی پنتاگون حاضر نشده اند درباره اين گزارش توضيحی ارائه دهند.

      شبکه تلويزيونی CBS به نقل از مقام های نظامی ناشناس گزارش داده که برنامه ايجاد يک پايگاه دريايی بزرگ در خليج فارس، در واقع به منظور استقرار واحدی ديگر از ناوگان هوايی ارتش آمريکا و پيوستن به پايگاهی است که آمريکا پيشتر در منطقه مستقر کرده است

      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #183
        گزارش جدید بوستون کلوب

        مقابله با ایران

        کشورهای خلیج فارس

        آماده همراهی با امریکا

        روزنامه بوستون گلوب خبر داد که يك گروه ويژه كاری در وزارت امور خارجه* آمريكا برای مقابله با برنامه های اتمی ایران تشکیل شده است. این گروه رسما اعلام کرده که برنامه های اتمی ایران نظامی است. اعضای این گروه همگی از مقامات نظامی و غیر نظامی امریکا هستند و اکنون فاش شده است که از یکسال پیش طرح های مقابله با ایران اتمی را با کشورهای عربستان سعودی، امارات متحده و بحرین بوده اند. شماری از مقامات کاخ سفید، پنتاگون و وزارت امور خارجه امریکا نیز با این گروه همکاری می کنند. از جمله فعالیت های گروه یاد شده برجسته ساختن خطر ایران اتمی و فراهم سازی زمینه افکار عمومی جهان برای حمله نظامی به ایران است. گشایش پرونده های مهم تروریستی و انفجاری دو دهه اخیر که نام رهبران جمهوری اسلامی به اشکال مختلف در آنها مطرح است از جمله فعالیت های دیگر این گروه است.

        طرح تهیه شده توسط این گروه برای انتقال سخت افزارهای نظامی به خلیج فارس و استقرار آنها در کشورهای منطقه و برنامه های مشترک نظامی که ابعاد آن هنوز روشن نیست قراراست طی هفته های آینده تسلیم کنگره امریکا شود.

        استقرار سيستم های دفاع موشكی پيشرفته تر و رادار هشدار اوليه برای ردگيری و ممانعت از حملات موشكی ايران و سرانجام آماده شدن برای یک رويارويی نهايی نیز در برنامه این گروه است.

        ( تمام این خرید های نظامی با بزرگ کردن خطر ایران و ترساندن کشورهای نفت خیز منطقه و بازپس گرفتن پول فروش نفت از آنها و فروش این تجهیزات به آنها ممکن شده است و از این طریق سیاست جنگی و اتمی ایران عملا بزرگترین خدمت به کنسرن های بزرگ نفتی- تسلیحاتی امریکا از آب در آمده است.)

        با آنکه یکسال از فعاليت*های اين گروه می گذرد، حتی مقامات وزارت خارجه امریکا نیز اذعان دارند که این فعالیت های فوق العاده محرمانه است و آنها نیز از جزئیات آن بی خبرند.

        بوستون کلوپ می نویسد که تغيير رژيم ایران يكی از اهداف كليدی این گروه و فوق محرمانه بودن فعاليت*های آن نیز نشان دهنده اموری غیر عادی است. گرچه برخی مقامات کاخ سفید و وزارت دفاع امریکا در ماه های اخیر گفته اند که استفاده از جنگ سرد فعلا نسبت به حمله نظامی برتری دارد.

        از نکات قابل توجه درباره کار این گروه آنست که اعضای آن عمدتا از "بيرينگ پوينت" (يك شركت ارايه دهنده* خدمات مشاوره در امور امنيتی و مديريتی) استخدام شده اند. در جریان اشغال عراق نیز همین شرکت به خدمت گرفته شد.

        از جيمز جفری، معاون وزير خارجه و اليوت آبرامز، معاون مشاور امنيت ملی بوش، بعنوان دو چهره جنگ طلب دولت بوش که با گروه یاد شده همکاری دارند نام برده می شود. اليزابت چینی، دختر ديك چنی، معاون بوش تا پيش از مرخصی* استعلاجی دوران بارداری*اش در اوايل سال جاری ميلادی رياست مشترك اين گروه را عهده دار بود.




        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #184
          نشريه انگليسی اينديپندنت به نقل از سندی تايمز گزارش داد اسرائيل برنامه ای در دست دارد تا با سلاح اتمی به تاسيسات هسته ای ايران حمله کند. بر اساس گزارش سندی تايمز دواسکاردران از نيروی هوايی اسرائيل به تمرين عملياتی پرداخته اند که براساس آن به تاسيسات هسته ای ايران با بمب های bunker busting" حمله کنند. فرماندهان نظامی اسرائيل گفته اند با سلاح های عادی نمی توان تاسيسات اتمی ايران را نابود کرد. در طرح آن ها بمب هايی که با اشعه ليزر هدايت ميشوند تونل هايی به سوی هدف باز ميکنند و بعد آن ها با سلاح های اتمی کوچک تاسيسات هسته ای زير زمينی را زير ضرب ميگيرند. درمقاله آمده است سه هدف در جنوب تهران از جمله در نظنز در نظر گرفته شده است. سندی تايمز نوشته است که درز خبر ممکن است برای فشار بر آمريکا باشد. زيرا در اين خبر گفته شده اگر آمريکا اقدام نکند، اسرائيل با سلاح هسته ای به ايران حمله خواهد کرد.


          05:27


          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #185
            وزیرخارجه فرانسه راهی عربستان شد

            ریاض

            کانون اخبار مهم منطقه و جهان اسلام

            ریاض – 6 ژانویه – وزیرامورخارجه فرانسه "فیلیپ دوستو بلازی" برای مذاکره با مقامات عربستان سعودی وارد ریاض پایتخت عربستان سعودی شد. او دراین سفر قرار است درباره مسائل لبنان و منطقه با سعودی ها گفتگو کند. "دوستوبلازی" قبل از حرکت از پاریس به خبرنگاران گفت که درعربستان با پادشاه این کشور نیز ملاقات خواهد داشت. وزیر خارجه فرانسه فاش ساخت که حزب الله لبنان برای حل مناقشاتی که با دولت این کشور دارد، نقش عربستان سعودی را بعنوان میانجی این مناقشات پذیرفته است. این نکته در ماه دسامبر توسط حزب الله باطلاع دولت فرانسه رسانده شده است.

            در همین ارتباط سایت خبری "زمان" نیز شب گذشته نوشت:

            پادشاه عربستان مستقیما با حزب الله لبنان در تماس قرار گرفته است و روزنامه السفیر نیز از قول حزب الله لبنان نوشت که "عربستان سعودی می تواند بعنوان میانجی در لبنان ایفای نقش کند".

            محمد فنیش که از جمله وزرای شیعه دولت سینوره در لبنان بوده و از کابینه استعفا داده است ماه گذشته درجده با پادشاه عربستان ملاقات و از وی خواست که از نفوذ عربستان سعودی برای پایان دادن به اختلافات شیعه و سنی در منطقه استفاده کند.

            (اظهارات وزیر خارجه فرانسه نشان دهنده آنست که حزب الله لبنان نزدیکی به جهان عرب را برای مسائل خود با دولت لبنان به پیوند با جمهوری اسلامی ترجیح داده است. پیش از حزب الله لبنان، حماس در فلسطین نیز با خود داری از محکوم کردن اعدام صدام حسین مواضع خود را با مواضع حزب الله لبنان در این ارتباط و کشورهای اسلامی منطقه همسو ساخت و حاضر به پیروی از رهبران جمهوری اسلامی دراین ارتباط نشد. از جانب دیگر این اخبار نشان میدهد که بیم از جنگ مذهبی در منطقه هر روز بیش از روز پیش دامنه می گیرد.)


            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #186
              دولت اسرائيل گزارش يک هفته نامه بريتانيايی مبنی بر اينکه اسرائيل قصد حمله به تسهيلات هسته ای ايران دارد را رد کرده است.
              يک سخنگوی دولت اسرائيل در گفتگو با بی بی سی اين خبر را بی اساس خواند.

              هفته نامه ساندی تايمز به نقل از منابع نظامی اسرائيلی که نام آنان ذکر نشده است نوشته است که اسرائيل طرح های پنهانی برای بمباران تسهيلات هسته ای ايران در نطنز، اصفهان و اراک را تهيه کرده است. اين منابع گفته اند که ظن آن می رود از اين تسهيلات برای توليد تسليحات اتمی استفاده می شود.

              به نوشته ساندی تايمز در اين حملات از هواپيماهای رادارگريز، سلاحهای هسته ای تاکتيکی و بمبهای موسوم به سنگرکوب که تا دهها متر در استحکامات نظامی نفوذ می کند استفاده خواهد شد.

              گزارش ساندی تايمز می افزايد در حمله ای که اسرائيل طرح ريزی کرده، برای نخستين بار پس از سال ۱۹۴۵ از سلاح اتمی استفاده خواهد شد.

              بنا به اين گزارش، در اين حملات ابتدا بمبهايی که با ليزر هدايت می شوند تونلهايی تا اعماق زمين ايجاد می کنند و بلافاصله بمبهای هسته ای در نطنز در عمق زمين منفجر می شوند تا ضمن انجام تخريب گسترده، از خطر گسترش مواد راديو اکتيو يا پرتوزا کاسته شود.

              محمد علی حسینی سخنگوی وزارت خارجه ايران در واکنش به خبر ساندی تایمز، گفت: هرگونه اقدامی علیه ایران بدون پاسخ نخواهد بود و مهاجم از اقدام خود پشیمان خواهد شد.

              دولت ايران بر اين نکته پافشاری می کند که برنامه هسته ای اش برای توليد انرژی است.


              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #187
                جانشين فرمانده نيروى مقاومت بسيج تاكيد كرد: تسلط بر تنگه هرمز كه تنها راه عبور بيش از 40 درصد انرژى جهان است، ما را به حدى از قوت و توانمندى رسانده كه شيشه عمر اقتصادى و امنيت انرژى جهانى در پنجه*هاى پولادين ايران است.

                سردار مجيد ميراحمدى جانشين فرمانده نيروى مقاومت بسيج در گفت و گو با خبرنگار دفاعى خبرگزارى فارس افزود: از اين طريق ما مي*توانيم به هر ميزان كه تحت فشار قرار بگيريم، اين فشار را به اقتصاد آمريكا و اروپا و امنيت رژيم صهيونيستى منتقل كنيم.
                وى با اشاره به تصويب قطعنامه 1737 شوراى امنيت در جهت ممنوع كردن فعاليت*هاى صلح*آميز هسته*اى ايران اظهار داشت: روح حاكم بر اين قطعنامه به استناد فصل هفتم منشور ملل متحد و تحت ماده 41 آن براين امر استوار است كه فعاليت*هاى هسته*اى جمهورى اسلامى ايران مي*تواند امنيت جهانى را به مخاطره اندازد و به همين دليل مجازاتهايى را براى كشور ما در نظر گرفته*اند و مدت 60 روز نيز فرصت داده شده تا فعاليت*هاى غنى سازى متوقف و در واقع براى هميشه، ايران اسلامى با اين خواسته "دستيابى به فن*آورى صلح*آميز هسته*اى" خداحافظى كند.
                وى با تاكيد بر ضرورت واكاوى همه جانبه دلايل مخالفت با اين قطعنامه و بررسى پيامدهاى مثبت و منفى آن بر امنيت و منافع ملي، هدف اول تصويب قطعنامه را "مرعوب سازى" با برگ شوراى امنيت و جنگ روانى با هدف تاثيرگذارى بر افكار عمومى مردم ايران، اراده مسئولين نظام و افكار عمومى جهانيان عنوان كرد و افزود: مرحله كنونى در واقع "جنگ اراده*ها با تكيه بر افكار عمومى" است و در چنين شرايطى توجيه افكار عمومى و چرايى اين مقاومت كه در جهت منافع ملى است، در كنار پيامدهاى پذيرش قطعنامه 1737 و تبيين و تشريح منطقى آن امرى لازم و ضرورى به نظر مي*رسد.
                ميراحمدى با اشاره به رفتار متناقض آمريكا و متحدانش در زمينه برخورد با كشورهاى داراى فناورى هسته*اى كه اين موضوع به*صورت مشروح از سوى صاحب *نظران داخلى و خارجى بيان شده است، تاكيد كرد كه پذيرش قطعنامه شروعى براى طرح ساير پرونده**هاى خودساخته از طرف آمريكاست؛ زيرا آمريكا صراحتاً در سند راهبرد امنيت ملى خود در سال 2006 كه مبناى طرح*ريزى و اقدامات سياسي، نظامي، اقتصادى و فرهنگي*اش مي*باشد، آورده كه چالش ما با ايران فراتر از مسائل هسته*اى است؛ بدين معنا كه نظام جمهورى اسلامى ايران يا بايد به قرون وسطى بازگشته و يا دست از اسلام بردارد.
                جانشين فرمانده نيروى مقاومت بسيج بر اين اساس نتيجه*گيرى كرد كه موضوع پرونده هسته*اى شروع است و نه پايان كه اگر در اين مرحله عقب نشينى صورت گيرد، نه تنها اين پرونده خاتمه نمي*يابد كه پرونده*هاى ديگرى نيز روى ميز شوراى امنيت قرار مي*گيرد.
                وى درباره تبعات پذيرش اين قطعنامه شوراى امنيت گفت: اين مسئله فضاى تهديدزايى براى كشورمان را شدت مي*بخشد؛ چرا كه برآورد دشمنان از ما اين خواهد بود كه نظام جمهورى اسلامى ايران مرعوب گشته و بر توانمندي*اش اميدوار مي*شود و طبيعتاً در فضاى تهديد نمي*توان انتظار رونق اقتصادى و توسعه و پيشرفت و سرمايه*گذارى اقتصادى و احساس امنيت سرمايه*گذارى از جانب صاحبان سرمايه را داشت.
                ميراحمدى به استراتژى رايس در اين رابطه اشاره كرد كه با نام "استراتژى قورباغه*اى" (مرگ تدريجى) معروف شده است و اضافه كرد: مضمون اين استراتژى اين است كه فضاى تهديد عليه كشورمان را مرحله به مرحله و با صبر و حوصله شدت بخشند.
                اين كارشناس مسائل منطقه با بيان اينكه ايران اكنون قدرت اول خاورميانه است و قدرت و اقتدار آن به همراه نقش بي*بديلش، مانع اساسى تحقق خاورميانه بزرگ مورد نظر آمريكا به شمار مي*رود، عقب نشينى ايران را موجب از دست دادن اين فرصت تاريخى دانست كه برگشت به اين جايگاه نيز مستلزم بسيارى از معادلات و صرف هزينه*ها و رخدادهايى است كه مديريت بر آن رخدادها و معادلات نيز در اختيار و اراده ما نيست؛ پس پذيرش قطعنامه بدان معنى است كه فرصت را به تهديد تبديل مي*كنيم!
                سردار ميراحمدى در ادامه اين سخن ميشل فوكو را بيان كرد كه اظهار داشته "قدرت در جائى است كه فرهنگ مقاومت وجود دارد" و اظهار داشت: فرهنگ مقاومت به عنوان منبع اصلى توليد قدرت، نقش خود را امروز به طور ملموس و انكارناپذيرى نشان داده است. انتفاضه فلسطين، پيروزى حماس و مقاومت حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه و ... ناشى از آموزه*هاى فرهنگ و مقاومت و برگرفته از انقلاب اسلامى است؛ در واقع عمود خيمه اين فرهنگ، جمهورى اسلامى ايران است.
                وى تصريح كرد: شكستن مقاومت ما غلبه بر اين فرهنگى است كه در حال جهانى شدن است و اين مسئله همان خطرى است كه فوكوياما به آمريكائيان گوشزد كرده كه اسلام با ظرفيت*هاى خويش در حال جهانى شدن است؛ ضمن آنكه اين عقب*نشينى باعث از دست رفتن عقبه*هاى استراتژيك جمهورى اسلامى ايران و افول آن خواهد شد.
                جانشين فرمانده نيروى مقاومت بسيج با يادآورى اين مسئله كه راهبردهاى امنيتى و دفاعى جرج بوش و اتخاذ استراتژى يكجانبه*گرايى و عمليات پيشدستانه با شكست*هاى پى در پى مواجه و حيثيت آمريكا را به شدت مخدوش كرده است، مسائل عراق و لبنان را موجب تنزل قدرت و اعمال اراده بيشتر اين كشور دانست كه در صورت پذيرش قطعنامه 1737 از سوى ايران باعث بازسازى حيثيت و تجديد قدرت آمريكا خواهد شد.
                وى اين نكته را هم اضافه كرد كه ساختار قدرت در جهان شاهد افول هژمونى آمريكا و تكثر قدرتهاى بزرگ و بازيگري*هاى جهانى است و موفقيت آمريكا در اين قطعنامه مجدداً موضع هژمونى را تقويت و راه يكجانبه*گرايى را هموارتر مي*كند و درست به همين دليل چين و روسيه تلاش كردند با حفظ منافع خود قطعنامه را تعديل و از يكجانبه*گرايى آمريكا جلوگيرى كنند. بي*شك عدم پذيرش قطعنامه براى منافع ملى و امنيت ملى با ساختار چند قطبى و از جمله حفظ جايگاه قدرت طراز اول ايران در خاورميانه امر بسيار مطلوبى است كه نبايد اين فرصت از دست برود.
                ميراحمدى با ذكر اين موضوع كه صاحب*نظران روابط بين*الملل امروزه معتقدند كه مولفه*هاى قدرت ملى دچار تغييرات اساسى شده كه بي*شك قدرت علمى به عنوان مولفه*اى اساسى در ميان ديگر مولفه*هاى قدرت ملى يعنى فرهنگي، نظامي، سياسى و اقتصادى شناخته مي*شود و كشورى كه مي*خواهد مستقل باشد و با تهديدات قدرتهاى فرامنطقه*اى مواجه است، بايد به حفظ و ارتقاء و همچنين كسب مولفه*هاى قدرت ملى به عنوان منافع حياتى بنگرد و از دست دادن فنآورى هسته*اى و تكنولوژى مرتبط با آن مساوى خداحافظى با پيشرفت، استقلال و قدرت است كه عقب ماندگى و وابستگى را در آينده نه چندان دور به ارمغان مي*آورد.
                جانشين فرمانده نيروى مقاومت بسيج در پاسخ به اين سوال كه آيا امكان مقاومت همراه با پيروزى وجود دارد، گفت: پاسخ به اين سؤال قاعدتاً در برآورد از قوتها و ضعف*ها، آسيب*ها و فرصت*ها در هر يك از سناريوهاى محتمل كه عليه ما بكار گرفته خواهد شد، به دست مي*آيد اما در يك جمع*بندى كلى بايد توجه داشت كه موقعيت جغرافيايى و ژئوپلتيك ايران امكان اشكال مختلف مقاومت را براى سناريوهاى مختلف دشمن ايجاد كرده است. همچنين موقعيت كشور و قرار گرفتن در هارتلند انرژى جهان از يك سو و داشتن بيش از 2 هزار كيلومتر مرز ساحلى و تسلط بر تنگه هرمز كه تنها راه عبور بيش از 40 درصد انرژى جهان است، ما را به حدى از قوت و توانمندى رسانده كه شيشه عمر اقتصادى و امنيت انرژى جهانى در پنجه*هاى پولادين ايران است و ما مي*توانيم به هر ميزان كه تحت فشار قرار بگيريم اين فشار را به اقتصاد آمريكا و اروپا منتقل كنيم.
                وى افزود: متحدين آمريكا در منطقه خصوصاً كشورهايى كه سرزمين آنها پايگاه نظامى آمريكا است و يا تسهيل كننده راهبردهاى آمريكا عليه ما مي*باشند، در معرض تهديد ما هستند، آنها بايد اين پيام را به درستى درك كنند كه استراتژى جمهورى اسلامى ايران در خليج فارس، "امنيت براى همه يا هيچكس" است و اگر اين پيام درست فهميده شود، عامل بازدارنده بسيار موثرى براى كاهش فشارها است.
                سردار ميراحمدى با تاكيد بر اينكه امنيت اسرائيل به عنوان متحد استراتژيك آمريكا در منطقه عليه ما و تهديد آن يك امكان راهبردى است، گفت: به هر ميزان امنيت ما در مخاطره قرار گيرد، اين فشار بر امنيت رژيم صهيونيستى قابل انتقال است و اين براى رژيم متزلزل و شكست خورده اسرائيل و دولت آمريكا غيرقابل تحمل است. مهم اين است كه استراتژى مدنظر مقام معظم رهبرى كه فرمودند "اگر دشمن به ما ضربه*اى بزند ما دو چندان و خارج از مرزها به او پاسخ خواهيم داد"، به*درستى درك شود.
                وى همچنين خاطرنشان كرد: فشارهاى افكار عمومى داخل آمريكا و پيروزى دمكراتها در مجلس سنا و كنگره، آن هم به دليل شكست*هاى راهبردهاى آمريكا در خاورميانه اين كشور را در شرايط نامطلوبى قرار داده است كه نمي*تواند بيشتر از راه اندازى جنگ روانى دست به اقدامات هزينه*بر ديگرى بزند.
                اين كارشناس مسائل استراتژيك از مسئولان خواست تا موضعگيري*هايشان براساس فهم درست از جنگ روانى غرب باشد و تاكيد كرد: وقتى آنها تلاش مي*كنند تا ما را به عنوان تهديد كننده امنيت جهانى با هدف دستيابى به سلاح*هاى كشتار جمعى معرفى كند، موضعگيري*هاى افراطى و نسنجيده،* وسيله*اى براى بهره*بردارى دشمن بوده و پسنديده نيست.
                جانشين فرمانده نيروى مقاومت بسيج، مناسب*ترين موضع*گيري* در شرايط فعلى را ابراز مظلوميت و محروميت يك ملت كه مي*تواند و مي*خواهد از حقوق مسلم خود دفاع كند، عنوان كرد كه در اين خصوص رعايت اصول حكمت، مصلحت و شجاعت در بيان مواضع امرى لازم است.
                وى در ادامه گفتگوى خود با فارس، وجود عقبه*هاى استراتژيك و خيزش جهان اسلام در مقابل هرگونه تهديد عليه ملت ايران را از جمله ظرفيت*هاى انكارناپذير دانست و اضافه كرد: بخش اعظمى از قواى دشمن در كشور عراق مستقر است كه در اين سرزمين گرفتار و زمين*گير گشته و آنها را به شدت آسيب پذير نموده است و آيا آمريكا مي*تواند بدون توجه به اين محدوديتها دست به اقدامى بزند؟
                ميراحمدى در پايان گفتگو با فارس با يادآورى اين مسئله كه همبستگى و انسجام داخلى ملت ايران كه يك بار ديگر با حضور همه جانبه در انتخابات 24 آذر ماه به نمايش درآمد، پشتوانه عظيم و اقيانوسى پايان ناپذير در فرهنگ مقاومت است و اين حد از همبستگى و انسجام ملى در چنين شرايطى را يك فرصت كم نظير خواند.

                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #188
                  طرح حمله اتمی به ایران

                  گزارش جدید ساندی تایمز

                  اطلاعات "سیمورهرش" را تائید می کند

                  سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی با اشاره به گزارش هفته نامه ساندی تایمز که در آن جزئیات فنی حمله به ایران طرح شده بود گفت: هرگونه حمله و هجومی به ایران با پاسخی سخت و محکمتر همراه خواهد بود. سخنگوی دولت اسرائيل نیز در گفتگو با بی بی سی اين خبر را بی اساس خواند.

                  هفته نامه ساندی تايمز به نقل از منابع نظامی اسرائيلی نوشته بود که اسرائيل طرح های پنهانی برای بمباران تسهيلات هسته ای ايران در نطنز، اصفهان و اراک را تهيه کرده است. در اين حملات از هواپيماهای رادارگريز، سلاحهای هسته ای تاکتيکی و بمبهای موسوم به سنگرکوب که تا دهها متر در استحکامات نظامی نفوذ می کند استفاده خواهد شد. ساندی تايمز نوشت، در حمله ای که اسرائيل طرح ريزی کرده، برای نخستين بار پس از سال ۱۹۴۵ از سلاح اتمی استفاده خواهد شد. در اين حملات ابتدا بمب هايی که با ليزر هدايت می شوند تونل هايی تا اعماق زمين ايجاد می کنند و بلافاصله بمبهای هسته ای در نطنز در عمق زمين منفجر می شوند تا ضمن انجام تخريب گسترده، از خطر گسترش مواد راديو اکتيو يا پرتوزا کاسته شود.

                  به نوشته ساندى تايمز، يكى از مقامات ارتش اسراييل گفته است كه به محض اينكه چراغ سبز به اين عمليات داده شود، اين ماموريت فورى آغاز شده و تاسيسات اتمى ايران با يك ضربه نابود خواهند شد. مقامات اسراييلى و آمريكايى در ديدارهاي متعددى خود برنامه حمله به تاسيسات اتمى ايران را مورد بحث و بررسى قرار داده اند.

                  آنچه ساندی تایمز منتشر کرده شباهت به طرحی دارد که قبلا نشريه آمريكايى"نيويوركر" به نقل از سیمور هرش در ماه آوريل سال گذشته منتشر کرده بود.




                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #189
                    Is Israel Planning a Nuclear Strike on Iran?

                    The British Sunday Times has reported that Israel is preparing for a nuclear strike on Iran's atomic weapons facilities. Planted or not, the story should serve as a wake-up call for the West.

                    When it comes to its alleged nuclear weapons and what it intends to do with them, Israel likes to keep the world guessing. Hence it came as no surprise that Israel has denied a report that it is preparing for a nuclear strike on Iran's purported nuclear facilities -- a report which may serve Israel well as a means of psychological warfare, even if it makes the rest of the world's hair stand on end.

                    The British Sunday Times reported that Israel had drawn up secret plans to destroy Iran's uranium enrichment facilities -- which are suspected of being part of a secret nuclear weapons program -- using low-yield nuclear weapons.

                    Two Israeli air force squadrons have been training to blow up an enrichment plant in Natanz using tactical nuclear weapons known as "bunker busters," the newspaper reported, citing Israeli military sources. Two other sites at Arak and Isfahan would be targeted with conventional weapons, it said.

                    According to the plan, a conventional laser-guided bomb will first be used to blow a shaft down through the layers of hardened concrete at the Natanz site. Nuclear warheads would then be fired into the plant, exploding deep underground in an attempt to reduce radioactive fallout.

                    The newspaper reported that Israeli pilots have recently been flying as far as Gibraltar to simulate the 2,000-mile (3,200 kilometer) round trip to Natanz. Three possible routes to Iran have been mapped out, including one over Turkey.

                    Israel has refused to rule out pre-emptive military action against Iran, along the lines of its air strike against Iraq's Osirak nuclear plant in 1981. However, many analysts believe Israel cannot destroy Iran's nuclear facilities by itself. The newspaper, which did not rule out the possibility that Israel was engaging in saber-rattling, also quoted sources as saying a nuclear strike would only be used if a conventional attack was ruled out and if the United States declined to intervene.

                    Germany's papers Monday expressed alarm at the report and called on the West to stand firm on Iran so that Israel would not feel pressured into taking matters into its own hands.

                    The business daily Handelsblatt writes:

                    "It's not easy to believe Israel's denials (that it is planning an attack), because top Israeli politicians and military officers regularly threaten Iran with violence. Deputy defense minister Ephraim Sneh said in November he did not want to rule out a military option against Iran as "a last resort." In October Prime Minister Ehud Olmert sent a similar warning to Tehran. (...)

                    "The Israeli public is being systematically prepared for a possible military strike against Iran's nuclear facilities. Hardly a day goes by without top politicians, generals, intelligence officers or security-political think tanks musing about military options. They evaluate possibilities and weigh up their consequences.

                    "They may argue over the details, but in one question there is a reckless consensus: that the Iranian regime can not be dissuaded from developing the bomb using diplomatic means alone."

                    The left-of-center daily Berliner Zeitung writes:

                    "Israeli politicians have not ruled out a pre-emptive strike against Iran in theory, and the fact that Israel has already bombed a foreign nuclear installation, in Iraq in 1981 -- albeit with conventional means -- speaks for the validity of the Sunday Times' report.

                    "On the other hand, the obvious question is whether the article was deliberately planted in the media. Officially Israel is following a policy of ambiguity as to the existence of Israeli nuclear weapons. Recently, however, Prime Minister Ehud Olmert included the country in the ranks of the nuclear powers. Before that, US Defense Secretary Robert Gates had classified Israel as a nuclear power. Is the new report a new attempt to threaten Tehran with the bomb, without doing so directly -- and also to test the reaction of the West?"

                    "The headlines about Israel's alleged attack plans against Iran can be clearly seen as a weapon of psychological warfare. Israel profits from such news: It makes the Iranians aware of the consequences of their policies and puts the world under pressure to not simply accept Iran's nuclear program. (...)

                    "It is irrelevant if the story is true or not. The only important thing is whether one believes Israel is ready to use force. The Israeli government has been making it clear to the world for months that it will not accept an Iranian nuclear bomb and will stop at nothing to prevent it. It is obvious that a military strike could be a last resort after other efforts have been exhausted. No state will simply look on as a regime which wishes its destruction arms itself. And Iran wants to wipe Israel from the map. Israel will act if the major powers fail to keep Tehran from developing the bomb. However, it is doubtful that the conflict could be solved with a single military strike (...). A protracted and bloody conflict is much more likely.

                    "This in turn can not be in the interests of the Americans and the Europeans. For this reason, they should deter the Israeli government from acting by itself. This however means resolutely confronting Iran and, if necessary, acting against Tehran even without a United Nations mandate. In short: (The West) cannot allow Iran to acquire nuclear weapons under any circumstances."

                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #190
                      If Israel had tactical nukes, would it use them against Iran?

                      A nuclear weapon has not been used since 1945, when the US Armed Forces dropped two such bombs on the Japanese cities of Hiroshima and Nagasaki during World War II. Now, according to London's Sunday Times, Israel is preparing for its own Hiroshima and has drawn up plans to not only introduce the weapon of mass destruction into the Middle East but even use it against Iran.

                      The newspaper report, improbable as it might sound, should not be immediately dismissed. While Israel is publicly rooting for diplomatic efforts to stop Iran's nuclear program, there is no doubt that the IDF - and particularly the Air Force - are preparing for the possibility that Israel might decide to launch a military strike against the Islamic Republic's nuclear facilities.

                      But would Israel use tactical nuclear weapons - if it had them - to do so? According to foreign reports, Israel has a large arsenal of nuclear weapons and according to the Sunday Times report, has been training with low-yield warheads that are just large enough to cause the necessary destruction at Iran's nuclear facilities, but also just small enough to contain the blast and prevent major collateral damage and fallout.

                      While it would be difficult to completely destroy all of Iran's several dozen nuclear facilities, senior officials and IAF officers believe that a successful strike on a number of key elements of the nuclear program - such as the uranium enrichment center in Natanz, the heavy water facility at Arak and the Isfahan nuclear technology center - would be enough to stop the country's race for nuclear power.

                      Assuming strikes on these facilities would suffice in at least temporarily stopping Iran's atomic race, there are still many hurdles along the way, some of which could potentially be passed by using tactical nuclear weapons.

                      The Sunday Times report is not the first to raise the "tactical nuclear" possibility. Last April, Seymour M. Hersh wrote in the New Yorker magazine that the United States was considering using bunker-buster bombs tipped with nuclear warheads to strike at Iran's nuclear facilities.

                      If Israel decided to attack Iran, in addition to the difficulty in flying directly to the country and neutralizing its air defenses, the IAF would also have to succeed in penetrating bunkers at the nuclear facilities - some known to be dozens of feet below ground and reinforced by concrete and steel.

                      According to Israeli officials, while an air strike on Iran could be successful, the IAF would need exact intelligence on each target and on the type of bunker, its depth, and what type of reinforcements it featured. Those pieces of information are crucial for choosing the type and number of bombs the IAF would need to drop.
                      This is where tactical nuclear weapons could conceivably come in.

                      While bunker buster bombs would still be needed, the powerful blast of a low-yield nuke could do the trick in further penetrating and destroying the underground facility. If Israel indeed has nuclear weapons and the ability to manufacture low-yield warheads, as the Sunday Times report claims, this option would definitely be under consideration.

                      While the use of nuclear weapons might be tempting - due to their strength - there is a downside that could in the end tilt the scales in the direction of conventional weapons. While Israel is suspected of possessing nuclear weapons, the official Israeli policy has for years been not to be the first country in the Middle East to introduce nuclear weapons into the region. In addition, Israel would be reluctant to use a WMD that could set off a regional war.


                      If, however, Iran is Israel's greatest existential threat ever, as Prime Minister Ehud Olmert claims it is, then even the hitherto unthinkable might be considered - even tactical nukes - when it comes to Israel's survival.

                      iran

                      Comment

                      • abadani69
                        Senior Member
                        • Aug 2005
                        • 21339

                        #191
                        نشريه بريتانيايي ساندي تايمز در شماره روز گذشته خود گزارشي را به چاپ رسانده که اهود المرت، نخست وزير اسرائيل که محبوبيتش بخاطر جنگ ضعيف آن کشور با حزب الله در لبنان رو به کاهش است، در حال برنامه ريزي براي بمباران سايت هاي توسعه اتمي ايران با سلاحهاي اتمي است.

                        اين نشريه انگليسي گزارش داد: اسرائيل نقشه هاي محرمانه اي طراحي کرده تا تاسيسات غني سازي اورانيوم ايران را با سلاحهاي تاکتيکي اتمي هدف قرار دهد. بر اساس سخنان چندين منبع نظامي اسرائيل، دو اسکادران نيروي هوايي آن کشور مشغول رزمايش براي منفجر کردن تاسيسات ايراني با استفاده از سلاحهاي سبک اتمي "پناهگاه شکن" است. اين اولين حمله با سلاحهاي اتمي بعد از سال 1945 است که ايالات متحده آمريکا به روي شهرهاي هيروشيما و ناکازاکي بمب اتمي انداخت. سلاحهاي اسرائيلي هر کدام قدرتي برابر با يک پانزدهم قدرت بمب هيروشيما دارد.

                        اسرائيل بطور رسمي داشتن سلاحهاي اتمي را نه تائيد مي کند و نه تکذيب. آنگونه که روزنامه اسرائيلي هارتز مي نويسد: "اسرائيل مدت مديدي است که به سياست ابهام اتمي خود ادامه مي دهد. اشاره هاي اخير اولمرت اين گمان را تقويت کرده که اسرائيل سلاحهاي اتمي دارد، اما دولت اسرائيل بر سر حرف خود ايستاده که هرگز در بکارگيري سلاحهاي اتمي پيش قدم نخواهد شد."

                        در "گزارش تهديد اتمي"، که آمار آن توسط "مرکز تحقيقات منع گسترش" تهيه شده، چنين آمده: "اسرائيل ششمين کشور و اولين در منطقه خاور ميانه است که به سلاحهاي اتمي دست يافته است. اسرائيل برنامه اتمي خود را از اواسط دهه 1950 شروع و در اواخر سال 1966 اولين سلاح اتمي خود را تکميل نمود... هم اکنون اسرائيل هم از نظر کمي و هم کيفي زرادخانه اي پيشرفته دارد." (به "فدراسيون دانشمندان آمريکايي" و "مرکز اطلاعات دفاعي" مراجعه کنيد.)

                        بنا به گفته ساندي تايمز، طرح بمباران ايران تا اندازه اي در ارتباط با ارزيابي سرويس اطلاعاتي موساد اسرائيل است که ايران را در آستانه تهيه مقدار کافي اورانيوم غني شده براي ساخت سلاحهاي اتمي تا دوسال آينده دانسته است. اين روزنامه اشاره مي کند که "مقامات اسرائيلي و آمريکايي چندين بار براي بررسي اقدام نظامي عليه ايران ملاقات کرده اند". روزنامه اسرائيلي هارتز به خوانندگان خود يادآوري مي کند که احمدي نژاد خواهان "محو اسرائيل از صفحه روزگار" است.

                        بنا بر اين گزارش"خلبانان اسرائيلي در هفته هاي اخير به جبل الطارق پرواز کرده اند تا تمريني براي سفر 2000 کيلومتري آنها براي هدفهاي ايراني باشد، " و "سه مسير، از جمله برفراز ترکيه، را مورد بررسي قرار داده اند." در توضيح اينکه چرا سلاحهاي اتمي بکار گرفته خواهد شد، ساندي تايمز توضيح ميدهد: "فرماندهان نظامي اسرائيل معتقدند که سلاحهاي متعارف قادر به انهدام تاسيسات غني سازي ايران نيستند. تعداد زيادي از آنها در زير بيش از 20 متر بتون و صخره قرار دارند. با همه اينها، منابع ارشد ميگويند فقط در صورتي از سلاحهاي اتمي استفاده خواهد شد که حمله متعارف منتفي شده و ايالات متحده مانع تراشي نکند."

                        زهاوا گالون، نماينده مجلس اسرائيل و عضو حزب چپ گراي مرتز " از اولمرت خواسته تا اين گزارش را تکذيب کند." او گفته: "امکان ندارد اسرائيل پس از تجربه لبنان بخواهد نقش کلانتر جهان را بازي کند و نقشه ماجراجويي ديگري را بکشد." (روزنامه ژروسالم پست)

                        سخنگوي وزارت امور خارجه ايران در اشاره به اسرائيل و در پاسخ به گزارش ساندي تايمز گفته است: "اين حرکت به جامعه جهاني نشان ميدهد که تهديد اساسي براي جهان و منطقه رژيم صهيونيستي است..."

                        سخنگوي اهود المرت در مورد خبر روزنامه بريتانيايي به طور خلاصه گفت: "ما در مورد چنين داستانهايي در ساندي تايمز اظهار نظر نمي کنيم."

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #192
                          فرمانده سابق نيروى دريايى روسيه در درياى سياه، حضور تعداد زياد زيردريايي*‏هاى هسته*‏اى آمريكا در خليج *‏فارس را نشانه طرح حمله آمريكا به ايران دانست.

                          به گزارش "ايلنا"، خبرگزارى اينترفكس گزارش داد كه "ادوارد بالتين" روز گذشته(سه شنبه) گفت: حضور زيردريايي*‏هاى آمريكا در آّبهاى خليج*‏ فارس به معناى آن است كه واشنگتن در حال طراحى حمله به ايران است.
                          بالتين افزود: اين امر نشان مي*‏دهد آمريكا طرح*‏هاى خود براى حمله به ايران را متوقف نكرده است.
                          وي، تصادم زيردريايي*‏هاى آمريكا با كشتي*‏هاى مسافربرى ژاپن در تنگه هرمز را سرزنش كرد و گفت: لازم است زيردريايي*‏هاى آمريكا براى دستيابى به ديد واضح*‏ترى كه آنها را در هدف قرار دادن اهداف*‏ شان يارى كند، عميق*‏تر از عمق معمول برانند.
                          بالتين گفت: در منازعات پيشين، زيردريايي*‏هاى آمريكا مسير را پاك*‏سازى مي*‏كردند تا از طريق تخريب تأسيسات دفاع هوايى دشمن، راه را براى حمله، هموار كنند.

                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #193
                            رهبر در جمع فرماندهان سپاه چه می گويد؟
                            استراتژی جنگی رهبر جمهوری اسلامي
                            اعلام جنگ به کشورهای خليج فارس از زبان معاون فرماندن بسيج
                            رهبر فرمودند: اگر به ما ضربه* زدند از خارج مرزها ضربه دو چندان بزنيد



                            مجيد ميراحمدی جانشين فرمانده بسيج است. اين سردار سپاه با خبرگزاری خودی "فارس" يک گفتگوی جنگی کرده که در اوضاع بحرانی منطقه عملا خدمت به تشنج نظامی و تحريک بيشتر کشورهای منطقه عليه ايران است. او دراين مصاحبه حرف های زيادی زده است که قطعا حرف های جنگی اش را بدليل لباسی که بر تن دارد زير ذره بين گذاشته و به حربه ای تبليغاتی عليه ايران تبديل می کنند. ضمنا از خلال گفته های او مشخص می شود که بحث بر سر قبول قطعنامه شورای امنيت مهم ترين بحث در راس حاکميت و در شورای فرماندهان سپاه است، گرچه به روی خود نيآورده و به مردم نمی گويند. سردار ميراحمدی درباره قطعنامه شورای امنيت می گويد:

                            روح حاكم بر قطعنامه شورای امنيت به استناد فصل هفتم منشور ملل متحد و تحت ماده 41 تصوب شده و می گويد که فعاليت*های هسته*ای جمهوری اسلامی ايران می*تواند امنيت جهانی را به مخاطره اندازد. مدت 60 روز نيز فرصت داده شده تا فعاليت*های غنی سازی متوقف و در واقع برای هميشه، ما با فن*آوری صلح*آميز هسته*ای خداحافظی كند. هدف اول تصويب قطعنامه «مرعوب سازی» و جنگ روانی با هدف تاثيرگذاری بر افكار عمومی مردم ايران، اراده مسئولين نظام و افكار عمومی جهانيان است.

                            پرونده هسته*ای شروع است و نه پايان كه اگر در اين مرحله عقب نشينی صورت گيرد، نه تنها اين پرونده خاتمه نمی*يابد كه پرونده*های ديگری نيز روی ميز شورای امنيت قرار می*گيرد. »
                            جانشين فرمانده بسيج در ادامه اين مصاحبه تقريبا می گويد چه بحث پرتنشی در ميان فرماندهان سپاه جريان دارد:

                            « با قبول قطعنامه فضای تهديدزايی برای ايران بوجود می آيد، چرا كه برآورد دشمنان از ما اين خواهد بود كه نظام جمهوری اسلامی ايران مرعوب گشته و بر توانمندی*اش اميدوار می*شود.

                            استراتژی رايس(وزير خارجه امريکا) «استراتژی قورباغه*ای» (مرگ تدريجي) است. مضمون اين استراتژی اين است كه فضای تهديد عليه كشورمان را مرحله به مرحله و با صبر و حوصله شدت بخشند.

                            ايران اكنون قدرت اول خاورميانه است و مانع اساسی تحقق خاورميانه بزرگ مورد نظر آمريكا به شمار می*رود. پذيرش قطعنامه بدان معنی است كه فرصت را به تهديد تبديل كنيم! انتفاضه فلسطين، پيروزی حماس و مقاومت حزب الله لبنان در جنگ 33 روزه و ... ناشی از آموزه*های فرهنگ و مقاومت و برگرفته از انقلاب اسلامی است؛ در واقع عمود خيمه اين فرهنگ، جمهوری اسلامی ايران است.


                            وی اين نكته را هم اضافه كرد كه ساختار قدرت در جهان شاهد افول هژمونی آمريكا و تكثر قدرتهای بزرگ و بازيگری*های جهانی است و موفقيت آمريكا در اين قطعنامه مجدداً موضع هژمونی را تقويت و راه يكجانبه*گرايی را هموارتر می*كند. بی*شك عدم پذيرش قطعنامه برای منافع ملی و امنيت ملی با ساختار چند قطبی و از جمله حفظ جايگاه قدرت طراز اول ايران در خاورميانه امر بسيار مطلوبی است كه نبايد اين فرصت از دست برود.

                            موقعيت جغرافيايی و ژئوپلتيك ايران امكان اشكال مختلف مقاومت را برای سناريوهای مختلف دشمن ايجاد كرده است. همچنين موقعيت كشور و قرار گرفتن در هارتلند انرژی جهان از يك سو و داشتن بيش از 2 هزار كيلومتر مرز ساحلی و تسلط بر تنگه هرمز كه تنها راه عبور بيش از 40 درصد انرژی جهان است، ما را به حدی از قوت و توانمندی رسانده كه شيشه عمر اقتصادی و امنيت انرژی جهانی در پنجه*های پولادين ايران است و ما می*توانيم به هر ميزان كه تحت فشار قرار بگيريم اين فشار را به اقتصاد آمريكا و اروپا منتقل كنيم.

                            متحدين آمريكا در منطقه خصوصاً كشورهايی كه سرزمين آنها پايگاه نظامی آمريكا است و يا تسهيل كننده راهبردهای آمريكا عليه ما می*باشند، در معرض تهديد ما هستند، آنها بايد اين پيام را به درستی درك كنند كه استراتژی جمهوری اسلامی ايران در خليج فارس، «امنيت برای همه يا هيچكس» است و اگر اين پيام درست فهميده شود، عامل بازدارنده بسيار موثری برای كاهش فشارها است.

                            به هر ميزان امنيت ما در مخاطره قرار گيرد، اين فشار بر امنيت رژيم صهيونيستی قابل انتقال است و اين برای رژيم متزلزل و شكست خورده اسرائيل و دولت آمريكا غيرقابل تحمل است. مهم اين است كه استراتژی مدنظر مقام معظم رهبری كه فرمودند «اگر دشمن به ما ضربه*ای بزند ما دو چندان و خارج از مرزها به او پاسخ خواهيم داد»، به*درستی درك شود.

                            وی همچنين خاطرنشان كرد: فشارهای افكار عمومی داخل آمريكا و پيروزی دمكراتها در مجلس سنا و كنگره، آن هم به دليل شكست*های راهبردهای آمريكا در خاورميانه اين كشور را در شرايط نامطلوبی قرار داده است كه نمی*تواند بيشتر از راه اندازی جنگ روانی دست به اقدامات هزينه*بر ديگری بزند.


                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #194
                              Neither sanctions nor bombs will end the Iran nuclear crisis

                              As if George Bush did not have enough to contend with, another Middle East crisis is threatening to flare. In defiance of international condemnation and last month's UN security council resolution, Iran is pressing ahead with a programme of uranium enrichment that it claims is only for civilian energy but is widely suspected of concealing a bid to build a nuclear warhead. Is there anything the world can do to stop it - if indeed there is a pressing case for doing so?

                              According to recent leaks in the Israeli and British press, Israel believes that military action is the only answer. Officials in Tel Aviv argue that a nuclear bomb in Tehran's hands poses an unacceptable risk, one that a massive onslaught by warplanes - perhaps deploying Israel's own nuclear arsenal - could pre-empt and smash.
                              The Israelis may have a number of motives for spinning this story. They may be trying to intimidate Tehran, or soften up world opinion in advance of a strike. They could also be pressing Washington into taking a harder line with Iran. But what is certain is that the use of military force against Tehran would be an unmitigated disaster for everyone involved, not just the civilians incinerated in such an attack.

                              Not only would military strikes be unlikely to knock out targets that are well dispersed and defended, they would provoke deadly retaliation by Tehran's proxies in Iraq and Afghanistan against British and US servicemen; the price of oil would rocket, particularly if Iranian commanders retaliated by disrupting tanker traffic through the Strait of Hormuz; and throughout in the Muslim world and beyond massive popular reaction could well bring down pro-western regimes.

                              It is not as if Iran presents any immediate, compelling threat. Israeli officials argue that a nuclear bomb in the hands of a man who talks about Israel being "eliminated from the pages of time" poses an unacceptable risk, but he wields no power in foreign affairs. Moreover, Israel's nuclear deterrent would mean mutually assured destruction.

                              Most of Iran's critics continue to regard economic sanctions as an effective diplomatic tool, and last month the UN security council finally passed a resolution that imposed very mild sanctions on the Iranian regime for its nuclear non-compliance. Washington will be pushing for more if, as seems likely, Iran's enrichment programme goes on. But this would be more seriously resisted by Iran's allies on the council, Russia and China.

                              That is not to say that the US has no way of hitting the Iranian economy. It has put huge pressure on international banks not to back Iranian ventures, forcing many foreign businesses to curb their own trade and investment there. This has been particularly hard on Iran's oil sector, which earns nearly all the economy's foreign exchange. Yet such measures are unlikely to thwart Tehran, which will offer foreign contractors better terms or strike up closer relations with Chinese companies.

                              But even if sanctions did have any real economic impact, the effect would be more likely to rally ordinary Iranians to their country's nuclear cause. A civilian nuclear programme attracts wide popular support and most Iranians can hardly fail to see their nuclear cause as perfectly reasonable. Under the 1968 non-proliferation treaty, their country has an "inalienable right" to produce nuclear energy "for peaceful purposes"; and though their leaders have a track record of duplicity, most Iranians point to glaring double standards. Many other countries have been left free to pursue enrichment programmes, while others, such as India and Israel, are nuclear powers but have never signed the treaty.

                              Their history shows why Iranians are quick to sense injustice. For 2,000 years they have been subjugated by invaders and oppressors, from the Arabs to the Russian tsars. In the early 1950s the great Iranian nationalist Mohammed Mossadeq knew better than most how his fellow countrymen resented such iniquity. For two arduous years he rallied them to support his nationalisation of the Anglo-Iranian Oil Company, urging them to resist devastating British sanctions with a Shia spirit of self-sacrifice and martyrdom, until he was overthrown in a US and British-backed coup.

                              The same historical experiences explain why Iran has good reason to fear for its national security. How ironic, then, that its critics spin rumours of military strikes or talk openly of regime change in a way that would make any country want an ultimate deterrent of its own.

                              Here lies the crux of the Iranian nuclear dilemma. Threats to deny any country its inalienable rights, or the means to defend itself against nuclear neighbours, are always likely to fall on deaf ears. And to talk to Iranians in such terms is likely only to inflame their worst fears. If Iranians are to change their attitudes, America and its allies need to change theirs. They need to accept that Iran has as much right as any country to pursue a programme of civilian energy, and it cannot be blamed for pursuing nuclear weapons when it is surrounded by countries - Israel, Pakistan and the US - that have their own.

                              To dissuade the Iranians from pursuing either goal - nuclear energy or warheads - Washington would have to make massive concessions. It would need to fit the issue into a wider Middle East picture and find ways of making Iran feel less threatened. In return for cessation of uranium enrichment, or for more effective guarantees that it would not be used for a weapons programme, Washington could offer not only to lift all sanctions but also to drop calls for regime change and undertake not to meddle in Iran's domestic affairs; pull back its military presence in the region; and pressure Israel into surrendering or scaling down its nuclear arsenal. Israel talks about its defence against annihilation, but it might be such wider consequences of an Iranian nuclear programme that it really fears.

                              Unfortunately, Bush looks a long way from even considering such moves. He has rejected the recommendations of last month's Baker-Hamilton report, which called for dialogue with Tehran after 26 years of estrangement, and of congressmen who have called for a "grand bargain" to settle all the differences between Iran and the US.

                              By doing so, he has dramatically raised the stakes in the Middle East. In the coming months there is a real risk that Iran's nuclear ambitions could spark conflicts that make Iraq and Afghanistan look like small fry indeed.

                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #195
                                دو سناتور آمريکايی عليه انجام عمليات نظامی در ايران به کاخ سفيد هشدار داده اند. اين هشدارها ظاهرا در واکنش به سخنرانی شب قبل جورج بوش که در آن ايران و سوريه را متهم کرده بود به عوامل خشونت در عراق اجازه ورود و خروج از خاک خود را می دهند مطرح می شود.
                                سناتور دموکرات جیمز وب که از اعضای کمیته روابط امور خارجه سنای آمريکاست روز پنجشنبه در دیدار اعضای این کمیته با کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا درباره امکان استفاده کاخ سفید از یک مصوبه کنگره علیه ایران هشدار داد.

                                سناتور وب به قطعنامه سال 2002 در مورد عراق اشاره داشت.

                                در آن قطعنامه که عمليات نظامی عليه عراق را در صورت لزوم مجاز می کرد آمده بود که اگر لازم باشد آمريکا می تواند برای دفاع از منافع خود در خارج از خاک عراق هم به زور متوسل شود.

                                سناتور وب هشدار داد احتمال اینکه کاخ سفید بخواهد از این بخش از مصوبه کنگره برای توجیه عملیات نظامی در داخل خاک ایران استفاده کند وجود دارد.

                                این سناتور دموکرات که پسرش در عراق خدمت می کند از وزیر امور خارجه آمریکا پرسید: "آیا این موضع دولت است که براساس قطعنامه کنگره این اختیار را دارد تا در صورتی که ايران به طور مستقیم آمریکا را تهدید نکند دست به حمله نظامی علیه ایران بزند؟"


                                قطعنامه کنگره که سناتور وب به آن اشاره کرد به صراحت از رییس جمهور اختیار توسل به زور علیه ایران را سلب می کند. عبور از مرز ایران به منظور تعقیب شبکه های نظامی یا اهداف دیگر به برخورد سنا با کاخ سفید منجر خواهد شد. حداقل من تلاش خواهم کرد آنرا به یک رویاریی تبدیل کنم


                                جوزف بايدن

                                خانم رایس یک جواب شفاهی فوری به سناتور وب نداد ولی تاکید کرد به زودی به سوال وی به طور کتبی پاسخ خواهد داد.

                                با این همه سناتور دموکرات جوزف بایدن رییس جدید کمیته روابط امور خارجه سنا هم تاکید کرد اگر جورج بوش بخواهد تحت عنوان کشف و نابود کردن شبکه های حامی گروه های عراقی در خاک ایران دست به عملیات نظامی بزند در برابر او خواهد ایستاد.

                                وی گفت: "قطعنامه کنگره که سناتور وب به آن اشاره کرد به صراحت از رییس جمهور اختیار توسل به زور علیه ایران را سلب می کند. عبور از مرز ایران به منظور تعقیب شبکه های نظامی یا اهداف دیگر به برخورد سنا با کاخ سفید منجر خواهد شد. حداقل من تلاش خواهم کرد آنرا به یک رویاریی تبدیل کنم."

                                به نظر می رسد اين اظهارات در واکنش به سخنرانی يک شب قبل جورج بوش، رئيس جمهور آمريکا، که در آن ايران را متهم به حمايت از "تروريست ها و شورشيان" کرده بود ابراز می شود.

                                آقای بوش با اشاره به ايران و سوريه گفته بود: "اين دو رژيم به تروريست ها و شورشيان اجازه می دهند از خاکشان برای ورود و خروج از عراق استفاده کنند. ايران تامين کننده حمايت های مالی برای انجام حملات به نيروهای آمريکايی است."

                                آقای بوش سپس هشدار داد: "ما حمايت های ايران و سوريه [از شورشيان و شبه نظاميان] را مختل خواهيم کرد. به علاوه ما شبکه هايی را که تامين کننده آموزش و سلاح های پيشرفته برای دشمنان ما در عراق هستند را يافته و نابود خواهيم کرد."

                                آمريکا در گذشته نيز ايران را به حمايت از شبه نظاميان شيعه متهم کرده بود، اتهامی که ايران رد می کند.

                                انکار برنامه ريزی برای عمليات در ايران

                                از سوی ديگر ارتش آمریکا روز پنجشنبه با حمله به کنسولگری ایران در شهر اربيل عراق تعدادی از مقام های ایرانی را به اتهام دست داشتن در آنچه آنرا فعاليت عليه عراق و نيروهای ائتلاف خوانده دستگیر کرده است.

                                چند هفته پیش هم نیروهای آمریکا تعدادی از مقام های دولت ایران را در عراق بازداشت کردند. به گزارش منابع خبری آمريکا افراد بازداشت شده پس از چند روز آزاد شده و حداقل تعدادی از آنها به ايران بازگردانده شده اند.

                                ژنرال ریچارد پیس، رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا، روز پنجشنبه گفت این اقدام ها در راستای آنچه او کشف و نابودی شبکه های حامی دشمنان آمریکا در عراق می خواند انجام شده است.

                                با این همه به گفته او آن افراد به خاطر اینکه ایرانی بوده اند دستگیر نشده اند: "کاری که ما همواره انجام داده ایم این بوده که این شبکه ها را بدون توجه به ملیت آنها تعقیب کنیم. در این رابطه در دو عملیات در هفته های اخیر اتباع ایرانی دستگیر شده اند. ایرانی ها در تهیه تسلیحات علیه نیروهای ما شرکت دارند. این وظیفه ماست که از سربازان خود دفاع کنیم."

                                ژنرال پیس در ادامه مطرح شدن برنامه انجام عملیات سری نیروهای آمریکایی در داخل ایران را رد کرد.

                                با توجه به تحولات اخير از جمله دستگیری مقام های ایرانی در عراق، تحريم برخی بانک های ايرانی و اعزام يک ناو جنگی تازه به خليج فارس نشان می دهد که کاخ سفید در حال به کار گيری تمامی ابزارهايی است که برای فشار بر ايران در اختيار دارد.



                                iran

                                Comment

                                Working...