The End Of Dictador Islamic Republic (Election fraud)

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #226
    آقای خامنه ای!
    چرا همه ايرانی ها بايد
    مانند شما بيانديشند؟
    احمد زيدآبادی
    چرا شما اصرار داريد همه ايرانيان ارزيابی شما را از شرايط داشته باشند
    و اگر جز اين باشد حرف دشمن را تکرار می*کنند و يا به گفته برخی از مقام*های
    امنيتی، از عوامل دشمن هستند؟ واقعيت اين است که بسياری از ايرانيان، ارزيابی متفاوتی نسبت به ارزيابی شما از مجموعه شرايط کشور و بحران هسته*ای جاری دارند و دقيقا از آينده اين کشور می*ترسند!





    من از حساسيت*های نظام سياسی ايران در باره هرگونه انتقاد و يا پرسش از رهبری نظام جمهوری اسلامی به خوبی آگاهم و می*دانم که ورود به اين حيطه، عبور از خط قرمزی است که عملا در کشور ما اعمال می*شود.

    به همين علت، با آنکه از سال*ها پيش قصد نوشتن نامه*ای به ايشان داشتم و بويژه می*خواستم از قانون شکنی*ها و اجحاف*هايی که در طول دوره بازداشتم در سال 1379 بر من و دوستانم روا شد، نزد وی شکايت ببرم، اما هر بار از تصميم خود منصرف شدم، زيرا حساسيت موضوع می*توانست حمل بر خودنمايی و يا ابراز بی*باکی و تهور شود.

    اين بار اما بخصوص پس از سخنان رهبری در شهر مشهد، تصميم گرفتم تا قصد ديرينه خود را عملی کنم و اميدوارم که اين تصميم به مسائلی مانند خودنمايی و ابراز بی*باکی نسبت داده نشود.
    هر چند که من نيز مانند هر موجود انسانی ديگر، از وسوسه خودنمايی در امان نيستم و از بی باکی هم به سهم خود بهره*ای دارم، اما برای گريز از مواضع تهمت، تاکيد می*کنم که قصدم از نوشتن اين مطلب، ابراز وجود سياسی از طريق به چالش کشيدن مقام عالی نظام نيست و از همين رو، در سرتاسر اين نوشته، تلاش می*کنم تا در کاربرد واژه*ها و عبارات، موقعيت خاص ايشان را در نظر داشته باشم و قلم را به ورطه بی*احترامی و جسارت نکشانم.

    در عين حال، هر چند که شايد از شجاعت هم خداوند برای من نصيبی قرار داده باشد، اما بر کسی پنهان نيست که من اهل ماجراجويی و گزافه*گويی حتی در جايی که کمترين هزينه و خرجی هم نداشته باشد، نيستم و اينک نيز نمی*خواهم با خطاب قرار دادن رهبری، دست به ماجراجويی بزنم.
    با اين همه، ممکن است اين پرسش پيش آيد که چرا طبق سنت مالوف در ايران، پرسش*ها و يا انتقادهايم را از رهبری در قالب نامه*ای سربسته به دفتر ايشان ارسال نمی*کنم و بر انتشار علنی آن اصرار دارم.

    پاسخ پرسش فوق اين است که آنچه می*خواهم در اين نوشته مطرح کنم، در شمار مسائل شخصی نيست که نيازمند ارسال نامه خصوصی باشد. در اين نوشته در واقع قصد دارم برخی از بزرگترين مشکلات روياروی جامعه ايرانی را طرح کنم و نظر رهبری را هم در اين باره جويا شوم، به اين اميد که طرح اين موضوع برای ساير ايرانيانی هم که مانند من می*انديشند، مفيد افتد.
    پرسش نخست من از رهبری به همان حساسيت*های موجود در مورد طرح پرسش و يا نقد اظهار نظرهای ايشان بر می*گردد.

    سوال اين است که به چه علت شرعی، عقلی، قانونی و يا عرفی و بر اساس کدام مصلحت عمومی، پرسش علنی از رهبری و يا نقد گفته*ها و عملکرد وی، عملا در جامعه ايران ممنوع است؟
    از نقطه نظر شرعی می*دانيم که حتی انبيا و اوليای خداوند که در نزد ما از منزلت معنوی بی*مانندی برخوردارند، هيچگاه افراد جامعه و از جمله پيروان خود را از به چالش کشيدن رفتار و گفتار خود بر حذر نداشته*اند و سيره پيامبر اسلام و خلفای راشدين بخصوص اميرالمومنين علی نيز نشان می*دهد که آن بزرگان، هيچگاه در مقابل تندترين برخوردهايی که افراد عادی جامعه با آنها داشته*اند، شدت عمل نشان نداده*اند و اگر هم از تعرض لفظی بی*ادبانه و بی*موردی به خشم آمده*اند، کلام را با کلام پاسخ داده*اند و نه با تشکيل پرونده و ارجاع به قاضی و وضع مجازات.

    در اينجا نمی*خواهم با فهرست کردن شيوه برخورد پيامبر و اصحاب آن بزرگوار در برابر انتقادهای لفظی ديگران، فضل فروشی کنم، اما تاکيد می*کنم که مصونيت رهبری از طرح پرسش و انتقاد در جامعه ما، نه فقط سابقه*ای در شرع ندارد، بلکه بدعتی بی*سابقه در تفکر اسلامی به شمار می*رود.
    از نقطه نظر عقلی نيز همه دلايلی که در حوزه نقد و پرسش به ذهن بشر می*رسد، دلالت بر ضرورت انتقاد از رهبران جامعه در هر سطحی دارد و حتی يک دليل عقلی نيز نمی*توان برای حرمت نقد و پرسش از رهبران سياسی و مذهبی جوامع ارائه کرد.

    از لحاظ قانونی هم تا آنجا که من اطلاع دارم، توهين به رهبری در قوانين جمهوری اسلامی جرم شناخته شده، اما نقد گفتار و رفتار وی در هيچ قانونی منع نشده است.

    از منظر عرفی نيز، امروزه در همه کشورهايی که رهبران آنها با رای مردم انتخاب می*شوند، انتقاد و پرسش که جای خود، بلکه شهروندان از حق هر نوع تخطئه و تعرض لفظی به آنها نيز برخوردارند. نمونه*ای از اين تعرض*ها و تخطئه*ها را صدا و سيمای جمهوری اسلامی به نقل از مطبوعات آمريکا و انگليس عليه رهبران اين کشورها روزانه پخش می*کند. حتی سيمای جمهوری اسلامی صحنه*هايی از راهپيمايی معترضان به سياست آمريکا در شهرهای مختلف آن کشور نشان می*دهد که تصوير جرج بوش را به صورتی حيوانی خون آشام بر روی پلاکاردها حمل می*کنند و پليس هم متعرض آنان نمی*شود.

    به هر حال، وقتی که هيچ مبنای شرعی، عقلی، قانونی و عرفی برای منع نقد رهبری و پرسش از وی وجود ندارد، چرا کارگزاران امنيتی و قضايی نظام، در مورد کوچکترين اشاره غير مستقيمی در گفته*ها و نوشته*های افراد به مواضع رهبری تا اين اندازه سخت می*گيرند و آن را ذنب لايغفر می*پندارند؟

    آيا رفتار آنان در اين باره، مورد تاييد رهبری است؟ اگر هست، بر اساس کدام حجت شرعی و يا عقلی؟ و اگر نيست چرا اين موضوع علنی و صريح اعلام نمی*شود تا هم راه نقد اصولی و منطقی گشوده شود و منتقدان احساس امنيت کنند و هم کارگزاران نظام امکان سوء استفاده از اين مساله را پيدا نکنند؟

    تا آنجا که من به ياد دارم، در دوران حيات بنيانگذار جمهوری اسلامی، به رغم فضای سنگينی که برخی از هواداران آتشين مزاج ايشان در جهت منع هر گونه نقد آن مرحوم ايجاد کرده بودند، آيت الله خامنه*ای خود يکی از معدود منتقدان به نسبت صريح نحوه اداره کشور و پاره*ای از اظهار نظرهای مرحوم آيت*الله خمينی بود.

    با توجه به اين سابقه، انتظار می*رفت که در دوره رهبری خود ايشان، فضای نقد و پرسش از مقام*های عالی نظام بسط و گسترش يابد، اما متاسفانه نه فقط چنين نشد، بلکه صداهای ضعيفی هم که در دوران حيات آقای خمينی در نقد ايشان بلند بود، در دوره بعدی يا خاموش شد و يا هزينه سياسی و امنيتی در پی داشت. من هنوز توجيهی منطقی برای اين مساله پيدا نکرده*ام و اميدوارم شخص رهبری يا يکی از نزديکان ايشان، در اين باره توضيحی ارائه کنند.

    پرسش دومم اما مربوط به مساله*ای است که برای جامعه ايرانی سرنوشت*ساز شده و چنانچه در مورد آن، تصميم درست گرفته نشود، چه بسا کشور ما را در شرايط فوق*العاده خطرناکی قرار دهد.
    همانطور که همه می*دانيم، بحث دستيابی ايران به چرخه سوخت هسته*ای، مدت*ها است که ايران را اسير بحرانی بين*المللی کرده و سبب صدور قطعنامه*های الزام آوری از طرف شورای امنيت سازمان ملل عليه ايران شده است.

    در اينجا من نمی*خواهم از اهميت يا عدم اهميت برخورداری از چرخه سوخت هسته*ای و يا از ميزان تاثير دستيابی به اين چرخه در توسعه و پيشرفت کشور سخن بگويم.

    اصلا فرض را بر اين می*گيرم که آنچه مقام*های کشور در باره اهميت استراتژيک سوخت هسته*ای و تاثير آن در پيشرفت کشور می*گويند، تماما درست و دقيق باشد، اما به گمان من مساله اصلی اين است که از خود بپرسيم به چه هزينه*ای؟

    در زندگی اجتماعی و فردی بشر بسياری چيزهای مفيد و خوب وجود دارد که به دليل هزينه*های مترتب بر آنها کنار نهاده می*شوند، زيرا دنيا، دنيای تزاحم امور و نظام ترجيحات است.
    در نظام ترجيحات يک ملت، حفظ موجوديت کشور بی*گمان در راس اولويت*هاست و پس از آن حفظ امنيت داخلی و سرمايه*های انسانی و ملی قرار دارد.

    اگر قرار باشد دستيابی به يک دستاورد اقتصادی يا علمی، موجوديت يا امنيت يا سرمايه*های ملی آن را به خطر اندازد، چه توجيه منطقی برای اصرار بر آن دستاورد وجود دارد؟

    می*دانيم که جمهوری اسلامی بر اين نکته پافشاری می*کند که منظورش از دستيابی به چرخه سوخت هسته*ای، توليد سلاح اتمی نيست. با توجه به اين نکته، چرخه سوخت هسته*ای برای ايران تنها جنبه اقتصادی و علمی پيدا می*کند. اما کدام دستاورد اقتصادی يا علمی در جهان وجود دارد که بتوان به آن از دريچه حق و باطل نگريست؟

    هر امر اقتصادی به ناچار بايد با مکانيسم تحليل اقتصادی يعنی هزينه و فايده آن، مورد ارزيابی قرار گيرد و از همين روست که منتقدان برنامه هسته*ای کشور با توجه به اصل هزينه – فايده، خيری در ادامه اين برنامه در شرايط حاضر نمی*بينند چرا که تبعات منفی تحريم فزاينده کشور و يا احتمال حمله نظامی به مراتب پر هزينه*تر از فايده*های دستيابی به چرخه سوخت هسته*ای است.

    در اينجا اما من از مقام رهبری نمی*خواهم که نظر خود را رها کند و نظر منتقدان را بپذيرد چرا که هر کس بر اساس ديدگاه و اطلاعات خود، ارزيابی خاص خويش را از شرايط دارد. يک نفر ممکن است بر مبنای يک سری داده*ها، شرايط را خطرناک تصور کند و فردی ديگر، بر اساس داده*های متفاوت، اوضاع را عادی و معمولی فرض کند.

    سوال من از رهبری اما اين است که چرا ايشان اصرار دارند که همه ايرانيان ارزيابی ايشان را از شرايط داشته باشند و اگر جز اين باشد به تعبير وی حرف دشمن را تکرار می*کنند و يا به گفته برخی از مقام*های امنيتی، از عوامل دشمن هستند.

    در دنيای امروز، روزانه ميليون*ها خبر و گزارش در باره يک موضوع انتشار می*يابد که مسلما يک نفر نمی*تواند همه آنها را مطالعه کند. هر کس به فراخور ديدگاه کلی خود نسبت به نظام جهانی، بخشی از اخبار را گزينش و آنها را مطالعه می*کند.

    از همين رو، ارزيابی افراد مختلف از شرايط خاص، به فراخور ديدگاه کلان خود و خبرهايی که خوانده*اند، متفاوت است و اين امری کاملا طبيعی است.

    آيا از نظر رهبری، يک ايرانی بر مبنای مطالعات خود، نمی*تواند ارزيابی متفاوتی نسبت به ايشان از شرايط کشور داسته باشد؟





    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #227
      کار و اشتغال کليد ورود برای حل بسياری از نابسامانی هاست. سرنوشت اشتغال در کشور ما در طول دولت های بعد از جنگ روشن تر از آن است که نياز به تشريح فراوان داشته باشد. حمله به حداقل دستمزد, بيرون انداختن تدريجی بيش از 60 درصد نيروی کار کشور از حوزه شمول قانون کار, رواج شرکت های پيمانی سفيد امضا با شرايط بهره کشی ظالمانه و بشدت غيرانسانی از نيروی کار, نابودی عملی شرايط انعقاد قراردادهای دستجمعی, ناتوانی در ايجاد اشتغال و حيف و ميل سرمايه گذاری ها, تعديل و اخراج گسترده نيروی کار, ورشکستگی واحدهای توليدی و آوارگی کارگران و.. دستاورد برنامه "سازندگی" و "اصلاحات" برای کارگران ايران بود.
      گروه احمدی نژاد با بهره برداری فعال تبليغاتی از اين وضعيت و شکاف گسترده طبقاتی حاصل آن با شعارهای عامه پسند و وعده حل مشکلات معيشتی اقشار محروم و خانه خراب به ميدان آمد. اما نه تنها گرهی از مشکلات کارگران نگشود که پا جای پای دولت های سابق گذاشت. نه تنها هيچ يک از معايب دوران "سازندگی" و "اصلاحات" را برطرف نکرد که وضع در زمينه حقوق, قوانين و شرايط کار بدتر و بدتر شد.
      بهترين نمونه در اين زمينه تعيين دستمزد 183 هزار تومانی برای سال جاری است که حتی کفاف نيمی از مخارج ماهانه يک خانوار کارگری را هم نمی دهد و تازه همين حقوق را هم بايد کارگران به خواب ببينند و شرکت های پيمانی که اکنون به شکل عمده کارفرمايی در واحدهای توليدی خرد و متوسط تبديل شده اند از پرداخت اين حداقل دستمزد به کارگران خودداری می کنند و دولت "عدالت پرور" هم البته نازک تر از گل به اين پيمانکاران نمی گويد چرا که خود بزرگ ترين کارفرما و پيمان کار کارگران به شمار می رود.
      اعتراضات کارگران به وضعيت دستمزدها, به مساله حقوق معوقه, به اخراج ها, به شرايط طاقت فرسای کار, و به تعطيلی واحدهای توليدی به جايی نمی رسد و گوش شنوايی در دولت "مهرپرور" ندارد.
      در زمينه ايجاد اشتغال نيز عليرغم هياهوی فراوان و وعده های کلان عملا نتايج حاصله تاکنون بسيار ناچيز بوده است و جوابگوی خيل عظيم بيکاران نيست.
      داووی, معاون اول احمدی نژاد در "جشن اشتغال" در مشهد روز شنبه آمارهايی در باره نتايج حاصله از ايجاد بنگاههای زودبازده اعلام کرد و گفت:"تاکنون 166 هزار طرح برای بنگاه های اقتصادی عملی شده و به بهره برداری رسيده است و در اين زمينه 427 هزار نفر در قالب اين طرح مشغول به کار شده اند."
      از آمارهای ارائه شده توسط داوودی که خبرگزاری مهر آن را بازتاب داد چنين برمی آيد که از مجموع 36 هزار ميليارد تومان بودجه اختصاصی, 8 هزار ميليارد تومان بابت اين تعداد اشتغال پرداخت شده است. به عبارت ديگر خود مقامات رسمی رژيم به زبان آمار اعتراف می کنند که ميزان موفقيت آنها در زمينه ايجاد اشتغال حدود يک سوم ميزان پيش بينی شده آنها برای ثابت نگاه داشتن نرخ بيکاری است که شامل سالانه بيش از يک ميليون فرصت شغلی می شود. به همين دليل آمار او در باره کاهش يک درصدی نرخ بيکاری در يک سال اخير با آمارهای پيشين دولت در باره رابطه حجم اشتغال و نرخ بيکاری متناقض است. داوودی "نرخ بيکارى را در سال *84، 6/12 درصد اعلام کرد و گفت: هم کنون نرخ بيکارى 6/11درصد است که يک درصد کاهش را شاهد بوده ايم."
      ناتوانی و ناکامی دولت در تامين اشتغال کافی برای مهار بيکاری در کشور ريشه ها و زمينه های متعددی دارد که بايد جداگانه مطرح شود, ولی عليرغم تعدد ريشه ها و زمينه ها يک نکته کاملا روشن است: بدون وجود يک جنبش گسترده و سازمانيافته مطالباتی بيکاران و کارگران اخراجی و فشار دائم و موثر آنها بر رژيم, امکان مهار و کاهش بيکاری عليرغم درآمد 60 ميليارد دلاری نفتی بشدت ناچيز است. همچنان که بدون اعتراض سازمانيافته و موثر از سوی کارگران و جذب حمايت ساير مزدبگيران احتمال افزايش حداقل دستمزد وجود ندارد. دولت احمدی نژاد به قدری "مهرورز" است که عليرغم اعتراضات يک دو ماه اخير معلمان حتی حاضر نشده است ميزان دستمزد آنها را در سطح نرخ رسمی تورم بالا ببرد و در حالی که بانک مرکزی آمار می دهد که نرخ تورم 1/13 درصد است, وزارت امور اقتصادی و دارايي، سازمان مديريت و برنامه*ريزی و بانک مرکزی روز شنبه 25 فروردين طرح مشترکی را به دولت پيشنهاد کرده اند که براساس آن حقوق کارمندان دولت در سال*جاری فقط 5 درصد افزايش می يابد.
      در واقع جبهه اصلی نزاع با رژيم که از آن بسيار هم وحشت دارد, جبهه نزاع مطالباتی است؛ نزاعی که نبايد گذاشت حوادث سياسی و بحران آفرينی ها و تنش های خارجی, فرصت طلبی ها و بهره برداری های جناحی, آن را کمرنگ و منحرف سازد. هر قدر اين نزاع جلو کشيده شود و برای آن تدارک و فعاليت نقشه مند صورت گيرد به همان ميزان در تقويت صف آرايی مردم در برابر حکومت و جناح هايش موثر است.

      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #228
        Iran's Supreme Court has acquitted a group of men charged over a series of gruesome killings in 2002, according to lawyers for the victims' families.

        The vigilantes were not guilty because their victims were involved in un-Islamic activities, the court found.

        The killers said they believed Islam let them spill the blood of anyone engaged in illicit activities if they issued two warnings to the victims.

        The serial killings took place in 2002 in the south-eastern city of Kerman.

        'Morally corrupt'

        The case raises serious questions about vigilantes in Iran taking justice into their own hands and undermining the rule of law.

        Up to 18 people were killed in just one year, but only five of the murders were tried in court.

        According to their confessions, the killers put some of their victims in pits and stoned them to death. Others were suffocated. One man was even buried alive while others had their bodies dumped in the desert to be eaten by wild animals.

        The accused, who were all members of an Islamic paramilitary force, told the court their understanding of the teachings of one Islamic cleric allowed them to kill immoral people if they had ignored two warnings to stop their bad behaviour.

        But there was no judicial process to determine the guilt of the victims in these cases.

        The group even killed a young couple they thought were involved in sex outside marriage, but media reports say the couple were either married or engaged to be married.

        Lawyers for the victims' families say the Supreme Court has five times overturned the verdict of a lower court that found all the men guilty of murder.

        Now the Supreme Court is reported to have acquitted all the killers of the charge of murder on the grounds that their victims were all morally corrupt.

        Some of the group may, however, face prison sentences or have to pay financial compensation to their victims' families.

        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #229
          سازمان امنیت داخلی اسرائیل ایران را متهم کرده است سعی دارد اسرائیلی های ایرانی الاصل را که به این کشور سفر می کنند برای مقاصد جاسوسی استخدام کند.
          سازمان امنیت داخلی اسرائیل موسوم به "شین بت" در بیانیه ای گفت که ماموران سازمان اطلاعات ایران که در ظاهر کارمندان کنسولگری ایران در ترکیه فعالیت می کنند در چندین مورد به اسرائیلی هایی که در استانبول برای گرفتن گذرنامه ایرانی مراجعه می کنند پیشنهاد کار به عنوان جاسوس داده اند.

          دولت ایران هنوز واکنشی به این اتهام نشان نداده است.

          رادیوی ارتش اسرائیل به نقل از یک افسر شین بت گفت که سازمان او حداقل ده مورد تلاش ایران برای استخدام اسرائیلی ها طی دو سال گذشته را کشف کرده است.

          روزنامه اسرائیلی هاآرتص روز سه شنبه در گزارشی نوشت که شین بت یک اسرائیل ایرانی الاصل را هنگام بازگشت از ایران بازداشت کرده و این مرد اعتراف کرده که به استخدام نیروهای اطلاعاتی ایران درآمده و برای تامین هزینه هایش پول دریافت کرده است.

          بنابه این گزارش این مرد گفت از او خواسته شده یکی از بستگان خود که برای نیروهای امنیتی اسرائیل کار می کند را به استانبول بکشاند. این گزارش نگفت که این مرد چه زمانی دستگیر شده و آیا هنوز در بازداشت است یا نه.

          اسرائیلی های ایرانی الاصل برای گرفتن گذرنامه ایرانی و سفر به این کشور به کنسولگری ایران در استانبول مراجعه می کنند. ایران و اسرائیل روابط دیپلماتیک نداشته و روابط بسیار خصمانه ای دارند.

          شمار زیادی از یهودیان ایرانی بعد از انقلاب اسلامی به خارج از کشور، از جمله اسرائیل مهاجرت کرده اند اما بنابه تخمین ها حدود 25 هزار کلیمی در ایران زندگی می کنند.

          براساس ارقام رسمی دولت اسرائیل ریشه های حدود 135 هزار یهودی اسرائیلی به ایران می رسد و بسیاری از آنها در ایران قوم و خویش دارند.


          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #230
            Boost in Iran's Capacity To Enrich Uranium Noted

            Iran has doubled its capacity to enrich uranium in the past two months but remains far from the technological know-how the Bush administration fears and the capabilities that President Mahmoud Ahmadinejad recently claimed, according to an official letter written by a senior U.N. nuclear inspector yesterday.

            The letter to Iranian officials from Olli Heinonen, a deputy director general at the International Atomic Energy Agency, confirmed that, in a visit earlier this week, inspectors saw eight separate lines -- or "cascades" -- with 164 centrifuges each operating at a nuclear enrichment facility in the town of Natanz and that "some uranium is being fed into those cascades." A copy of the letter was made available to The Washington Post.

            In February, inspectors reported seeing four such cascades operating at the same site, but none was enriching uranium. At the time, Iranian officials said they hoped to be operating 18 cascades by May, each one of which could enrich uranium.

            Ahmadinejad and his aides suggested two weeks ago that Iran had reached that goal and was operating 3,000 centrifuges, a number that would signal significant progress in the country's effort to enrich large quantities of uranium. But on Sunday and Monday, inspectors saw a total of 1,312 centrifuges in separate cascades, according to the letter. It remains unclear how effectively they are running, because Iran has encountered considerable technological hurdles in the past two years.

            If Iran masters the technology to run the centrifuges in large cascades at high speeds for prolonged periods, it could produce enough uranium for a nuclear bomb. So far, it has not demonstrated the ability to properly build, assemble or run centrifuges that spin uranium at high speeds to purify it for uses such as fuel.

            "The whole game for the Iranians is to present a fait accompli," said one U.S. official who agreed to discuss sensitive aspects of the program on the condition of anonymity. "They can put thousands and thousands of centrifuges together, but if none operate the way they need to over a sustained period, then they haven't mastered enrichment. But they want to create the impression that they have and then use it as a bargaining ploy in negotiations."

            U.S. intelligence officials have estimated that Iran is as many as 10 years away from being able to manufacture enough uranium for a single weapon and the means to deliver it. Iranian officials say their efforts are aimed solely at producing low-enriched uranium for a future nuclear energy program. But Bush administration officials have charged that the effort is a cover for a weapons program that must be stopped. Because the same system can produce either low-grade or bomb-grade uranium, U.S. officials have said that Iran should be prevented from using the technology until there is international confidence that the country's intentions are peaceful.

            On a stop in Israel yesterday, Defense Secretary Robert M. Gates said there is time for diplomacy in dealing with Iran's program, a strategy, he said, that "appears to be working."

            "These things don't work overnight, but it seems to me clearly the preferable course to keep our focus on the diplomatic initiatives, and particularly because of the united front of the international community at this point," he added.

            The IAEA letter, addressed to Iran's ambassador to the agency, noted that Tehran recently agreed -- after several months of negotiations -- to allow inspectors to make unannounced visits in Natanz and to install tamper-proof 24-hour monitoring cameras directed at the cascades. "I trust that these arrangements will be implemented as agreed," Heinonen wrote.

            But Heinonen took exception with an Iranian decision to end inspections at a nuclear research reactor under construction in the city of Arak. U.N. Security Council resolutions have called on Iran to stop work at Arak and Natanz or face increased economic sanctions.

            Iran maintains that its program is permissible under the terms of the nuclear Non-Proliferation Treaty and that it has no intention of complying with the resolutions.

            Before the resolutions were passed, Tehran agreed to inspections at Arak, and agency representatives visited the site in January. But after the most recent U.N. sanctions were imposed, in March, Iran responded by notifying the agency that it was ending access.

            In the letter, Heinonen said the action "was not justified" and that it is the legal opinion of the agency that the agreement "cannot be modified unilaterally." An IAEA official, who agreed to discuss the differences on the condition of anonymity, said there is no suspicion that Iran is concealing work at Arak. "It's just the principle" of access, the official said.

            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #231
              محکومیت فاطمه حقیقت*جو برای نطق در مجلس
              فاطمه حقیقت*جو، نماینده* مردم تهران در مجلس ششم، از سوی شعبه*ی 76 دادگاه كیفری استان تهران به اتهام نشر اكاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و توهین و افترا به پرداخت بیست میلیون ریال جزای نقدی محكوم شد.

              به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران برای فاطمه حقیقت*جو به دلیل یكی از نطق*های خود در مجلس ششم پرونده*ای به اتهام نشر اكاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و توهین و افترا در شعبه*ی 76 دادگاه كیفری استان تهران تشكیل شده بود.
              بر اساس این گزارش دومین جلسه* رسیدگی به این پرونده 21 فروردین*ماه سال جاری در شعبه*ی مذكور بدون حضور وی برگزار شده بود كه شعبه رسیدگی كننده به این پرونده پس از بررسی، وی را به پرداخت بیست میلیون ریال جزای نقدی محكوم كردند.

              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #232
                این رتبه در حالی برای ایران به دست آمده که در سال*های 2005 و 2006 رتبه ایران به ترتیب 59 و 65 بوده و این در واقع نشان می*دهد که در این رتبه بندی ایران از دو سال قبل تاکنون ده پله سقوط داشته كرده*است.
                رده*بندی آمادگی دیجیتالی کشورها در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات از سال 2000 و با همکاری واحد اطلاعات اقتصادی اکونومیست و شرکت آی*بی*ام تعیین می*شود. این شاخص از طریق سنجش فضای تجارت الکترونیکی و عوامل دیگری مانند موقعیت*های شغلی اینترنتی، میزان پهنای باند*، دسترسی مردم به اینترنت و استفاده از برنامه*های متن باز، میزان آمادگی دیجیتالی کشورها و موقعیت آنها در مقایسه با یکدیگر را تعیین می*کند.
                شاخص*های مورد استفاده در این گزارش و میزان تاثیر نهایی آنها (*به*درصد) عبارتند از: زیرساخت*های تکنولوژی و ارتباطات(*20*درصد)*، فضای تجاری (*15*درصد)*، فضای اجتماعی و فرهنگی (*15*درصد)*، فضای قانونی (*10*درصد)، چشم*انداز و سیاست*های دولتی (*15*درصد) و دسترسی کاربران به فضای تجاری (*25*درصد) از جمله مواردی هستند که در تعیین رتبه*بندی و امتیاز کشورها مورد تحلیل قرار گرفته*اند.
                این گزارش نشان می*دهد که رشد ICT در کشورهای جهان سرعت بیشتری به خود گرفته و در واقع بسیاری از کشورها توانسته*اند بیشتر برنامه*ریزی*های خود در این عرصه را روی استفاده مردم از کالاها و خدمات مختلف به وسيلهIT متمرکز کنند. شاخص*های امسال نشان می*دهد که برقراری ارتباطات اینترنتی با سرعت و امنیت بیشتر و با قیمت ارزان*تری در اختیار کشورهای مختلف قرار گرفته است.
                آمارهای امسال همچنین نشان می*دهد کشورهای پیشرو در آمادگی دیجیتالی امتیازهای کمتری را نسبت به سال قبل کسب کرده*اند، در حالی که کشورهای آسیایی نسبت به قبل رتبه*های بهتری را به دست آورده*اند.
                با اين حال بر*اساس این گزارش، کشورهای خاورمیانه و آفریقایی در دو سال اخیر همچنان کمترین امتیاز را در میان مناطق مختلف جهان داشته*اند، در حالی که همچنان بالاترین امتیازهای آمادگی دیجیتالی در اختیار کشورهای آمریکای شمالی و اروپای شرقی قرار دارد.
                دسترسی به اینترنت پرسرعت یک شاخص مهم
                بر*اساس این گزارش آمادگی دیجیتالی به شدت به میزان گسترش ارتباطات و اتصال کاربران به شبکه*ها وابسته است، به این ترتیب عملا بدون دسترسی کاربران به ارتباطات دیتا و صدا آمادگی دیجیتالی کشورها افزایش نمی*یابد.
                این گزارش همچنین نشان می*دهد اینترنت پرسرعت در بسیاری از کشورها در طی سال 2007 افزایش یافته و بر اين اساس تحقیقات گروه pyramid میزان دسترسی کاربران خانگی به اینترنت پرسرعت در هلند به 60*درصد افزایش یافته است.
                شاخص فضای تجاری شاخصي موثر
                شاخص فضای تجاری کشورها یکی از فاکتورهای اساسی آمادگی دیجیتالی است و واحد اطلاعات اقتصادی اکونومیست این شاخص را با بررسی ترکیبی از فاکتورهای اقتصادی، سیاسی و تجاری به دست می*آورد*. رده*بندی فضای تجاری در واقع یکی از هسته*های اصلی آمادگی دیجیتالی است. در این شاخص کشورهای آمریکای*شمالی در بالای جدول قرار دارند و به عنوان مثال پیش*بینی می*شود که کانادا تا پنج سال آینده به پرطرفدارترین قطب اقتصادی و سرمایه*گذاری تبدیل شود. در این راه ثبات فضای سیاسی*، رشد مثبت سرمایه*گذاری خارجی و حمایت قوی از بخش*خصوصی از عوامل رشد اقتصادی این کشور عنوان شده است.
                در اروپای غربی هم فنلاند*، انگلستان و دانمارک قطب*های اقتصادی بزرگی به شمار می*روند و سختگیری*های مالیاتی و در عین حال افزایش خدمات عمومی باعث شده این کشورها با فرآیند جهانی شدن بیشتر همراه شوند. هم*اکنون دانمارک و فنلاند از بیشترین نرخ مالیات برخوردارند و با دارا بودن محصولات قابل رقابت در بازارهای جهانی*، تجارت آزاد و کیفیت کالاها و خدمات عمومی توانسته*اند رتبه بالایی را در جدول امسال به خود اختصاص دهند.
                نقش دولت*ها در آمادگی دیجیتالی
                گزارش آمادگی دیجیتالی تاکید می*کند که دولت*ها نقش اساسی در آمادگی دیجیتالی ایفا می*کنند. بر *این اساس بسیاری از سیاست*های اقتصادی و تکنولوژی کشورها تاثیر مستقیمی بر آمادگی دیجیتالی می*گذارد.
                امروزه دموکراسی الکترونیکی یکی از بهترین مظاهر دولت الکترونیکی به شمار می*آید و رای*گیری الکترونیکی در هر کشور نشان*دهنده افزایش میزان کاربران اینترنت و عمومی شدن استفاده از آن است. اما چون رای*گیری الکترونیکی یک پدیده نو در جهان به شمار می*آید، هنوز بسیاری از کشورها در زمینه امنیت و صحت انتخابات به صورت الکترونیکی تردیدهایی دارند. اين در حالي است كه در ایرلند و هلند تحقیقات گسترده*ای در زمینه چگونگی انجام راي*گيری الکترونیکی و صحت اجرای آن صورت گرفته و کارشناسان به نتایج زیادی هم رسیده*اند. اما آمریکا بیشترین استفاده از مکانیزم رای الکترونیکی را انجام داده است. استونی نیز که در رده بیست و هشتم جدول قرار دارد در یک انتخابات محلی در سال 2005 نخستین کشوری بوده که از اینترنت به عنوان یک کانال و ابزاری برای راي*گيری استفاده کرده است.
                استفاده از تکنولوژی و میزان دسترسی
                برای اندازه*گیری آمادگی دیجیتالی یکی از شاخص*ها افزایش سرعت، بالارفتن صحت عملیات، افزایش تعداد سرویس*ها و این که آیا ابزارهای دیجیتالی در کشور به تعداد کافی وجود دارد و آیا استفاده از این فاکتورها تا چه حد در این کشور مفید بوده است.
                آن کشورهایی که به چنین مرحله*ای رسیده*اند، توانسته*اند سرویس*های ارزش افزوده متعددی را ایجاد کنند و در زمان اجرای امور، صرفه جویی*های فراوانی را به عمل آورند. اگر چنین شاخص*هایی در یک کشور وجود نداشته و یا قابل جمع*آوری نباشد، تعداد کامپیوترهای شخصی و تلفن*های همراه مبنای این شاخص قرار می*گیرند. این شاخص در واقع امسال به این گزارش اضافه شده و باعث شده که سمت*و*سوی گزارش آمادگی دیجیتالی امسال به فضای خدماتی نزدیک*تر شود.
                اعتقاد کارشناسان اکونومیست بر این است که توانایی اقتصاد دیجیتالی هر کشور به مصرف عمومی رساندن خدمات و کالاها است.
                در همین بخش نیز کشورهای آمریکای شمالی و اروپای*غربی بالاترین میزان را به خود اختصاص داده*اند و خاورمیانه و آفریقا در پایین*ترین جایگاه قرار گرفته*اند.
                در کشورهایی که به آمادگی دیجیتالی رسیده*اند کاربران به طور منظم با ابزارهای دیجیتالی به خدمات عمومی و نهادها و سازمان*های دولتی دسترسی دارند*. بر این اساس هر کشوری که مردم در آن براي دسترسی به خدمات دولتی از ابزارهای آنلاین بیشتر بهره گرفته*اند، به آمادگی دیجیتالی نزدیک*تر شده است.
                فلسفه شکل*گیری دولت الکترونیک نیز بهبود خدمات عمومی بوده و موفق*ترین کشورها در این زمینه آنهایی بوده*اند که مبنای کار خود را روی توسعه زیرساخت*ها و سپس تولید قرار داده*اند. دولت الکترونیک انگلستان به عنوان بهترین نمونه در این گزارش معرفی شده است. پورتال دولت الکترونیکی انگلستان تنها در طی یک ماه 1/2میلیون کلیک را به خود اختصاص داده که این به دلیل خدمات متنوع و به خصوص خدمات مالی است که این پورتال به شهروندان ارائه می*دهد.
                سرمایه*گذاری زنده در تکنولوژی اطلاعات یک ضرورت است و فعالیت*های آنلاین باید شکل قانونی*تری به خود بگیرد. تعامل واقعی با شیوه*های تجاری جدید می*تواند به کشورها کمک کند تا به صورت مستقل در صنعت تکنولوژی جلو بروند. به عنوان مثال بانکداری از طریق موبایل در اقتصاد کشورهای در حال توسعه مثل فیليپین و افغانستان پروژه*های موفقی بوده که در نتیجه کمبود منابع زیرساختی دیگر رخ داده است.
                بیشترین نمود آمادگی دیجیتالی فراهم کردن کانال*های دیجیتالی کافی و کامل برای کاربران خصوصا برای انجام کارهای مالی آنها است و در واقع بانکداری الکترونیکی یکی از اصول اساسی در زمینه آمادگی دیجیتالی به شمار می*آید. البته این برای همه کشورها یکسان نیست بلکه هر کشور فراخور وضعیت خود از روش*های بهره*گیری متفاوتی از فناوری اطلاعات و ارتباطات بهره می*گیرد.
                کاربران امروزی بیشتر به دنبال این هستند که چه ترکیبی از خدمات و نرم*افزارهای کاربردی برای انجام بهتر کارهای مالی آنلاین مناسب است.
                و ایران در رده آخر ...
                رتبه ایران در رده*بندی آمادگی الکترونیکی امسال نسبت به سال گذشته چهار*پله تنزل داشته و به جایگاه 69 رسیده است. سال گذشته نیز رتبه ایران نسبت به سال قبل از آن شش رتبه کاهش پیدا کرده بود. رتبه شصت و نهم ایران در واقع پایین*ترین جایگاه در جدول آمادگی دیجیتالی کشورها و نشان*دهنده کاهش امتیاز شاخص*های مختلف در صنعت ICT است. این در حالی است که کشورهای دیگر حوزه خاورمیانه مثل امارات*متحده در جایگاه سی و سوم*، ترکیه در رتبه چهل و دوم، عربستان سعودی در رتبه چهل و ششم، لبنان در رتبه پنجاه و دوم، مصر در جایگاه پنجاه و هشتم، پاکستان در رتبه شصت و سوم، قزاقستان در رتبه شصت و چهارم و آذربایجان در رتبه شصت و هشتم بالاتر از ایران قرار دارند. ایران در این گزارش از نظر شاخص ارتباطات و زیرساخت*های تکنولوژی امتیاز 80/2 را از 10 به خود اختصاص داده است. این میزان در حالی برای ایران به دست آمده که بالاترین رتبه در این زمینه براي سوییس با 60/9 امتیاز است. در زمینه شاخص فضای تجاری رتبه ایران 17/4 است در حالی که بالاترین رتبه در این بخش از آن کشور کانادا با 69/8 امتیاز است. در زمینه شاخص فضای اجتماعی و فرهنگی رتبه ایران 60/4 است در حالی که بالاترین امتیاز در این زمینه از آن آمریکا با امتیاز 80/8 است. در عرصه فضای قانونی رتبه ایران 10/2 است در حالي كه در این بخش هنگ*گنک بالاترین امتیاز را با رقم 70/9 به خود اختصاص داده است. در زمینه چشم*انداز و سیاست*های دولتی ایران امتیاز 50/2 را به خود اختصاص داده در حالی که در این بخش دانمارک با 85/9 بالاترین امتیاز را به خود اختصاص داده است. در زمینه شاخص دسترسی کاربران به فضای تجاری نیز رتبه ایران 50/2 است كه در این بخش آمریکا و هنگ*کنگ با 50/9 بیشترین امتیاز را در این بخش به خود اختصاص داده*اند

                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #233
                  اگر دزدی نکنیم، پس جواب شهدا را چه بدهیم؟!






                  معاون وزير نفت و مدير عامل شركت ملي نفت در اظهاراتی عجیب گفته است: به اعتقاد من مديري كه پرونده(فسادمالی) نداشته باشد به این معنی است که اصلا کار نکرده است.



                  نوذري این گفته خود را اینچنین توجیه نموده است :تصميم هايي كه مديران صنعت نفت مي گيرند به صلاح نظام است بنابراين نمي توان به خاطر يك فساد! عملكرد صنعت نفت را زير سئوال برد.



                  معاون وزیر نفت گفته امروز مسئوليت ذخاير اقتصاد كشور یعنی همان نفت در دست مديران اين وزارتخانه است و اگر امروز تصميم نگيريم فرداي قيامت باید در مقابل شهدا پاسخ گو باشیم!!



                  نوذري افزوده متاسفانه در برخي سازمان ها يك بيماري!! به نام ترس در ميان مديران ان سازمان وجود دارد كه خوشبختانه در صنعت نفت كمتر است!


                  گفتنی است طی سالیان گذشته و خصوصا در زمان حاکمیت دولت موسوم به سازندگی ابتدا منطق «کارکردن با دزدی بهتر است از کار نکردن» و پس از آن منطق «با پیگیریهای قضایی جرات مدیران را سلب نکنید» بارها از سوی مسوولین رده بالای اجرایی تبلیغ می شد.


                  این روند تا جایی ادامه یافت که حتی یکی از خطیبان جمعه تهران پس از برگزاری جلسات محاکمه شهردار اسبق تهران در سال 77 به اتهام اختلاس بیت المال ، در سخنانی عجیب و از جایگاه خطبه های نمازجمعه که محل دعوت به عدالت و تقوا ست،به دفاع از این اختلاسگر بیت المال و اطرافیانش وهمچنین انتقاد از قوه قضائیه پرداخت که موجب اعتراضهای بیسابقه و فریاد اعتراض شدید نمازگزاران شد. وی نیز در برابر این اعتراضهای بیسابقه مجبور شد بلافاصله خطبه ها را به پایان رساند.



                  این مقام بلندپایه وزارت نفت در حالی سخنان فوق را بیان می دارد که احمدی نژاد تا کنون بارها بر این نکته تاکید کرده است که هیچ توجیهی اعم از ارتباط با رئیس جمهور،هم عقیده بودن با وی ،بهانه خوب کار کردن و ... نمی تواند توجیه گر هرگونه تعرض به بیت المال باشد. وی در تمامی سخنرانیهای خود در این باره،از جمله اولین سخنان خود در محل مجلس شورای اسلامی پس از انتخاب شدن به سمت ریاست جمهوری همچنین تاکید کرد که به شرط مطلع شدن، خود اولین مبارزه گر با متعرضین به اموال عمومی مردم خواهد بود.



                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #234
                    در باره علت بازداشت حسین موسویان رسانه*های ایران اخبار متفاوتی منتشر کرده*اند. برخی از این رسانه*ها دستگیری موسویان را به مسائل مالی ربط می*دهند و برخی آن را به "جاسوسی" در مورد مسائل هسته*ای مرتبط می*دانند.

                    در حالی که گمانه*زنی در باره علت دستگیری حسین موسویان همچنان ادامه دارد، خبرگزاری فارس که نزدیک به محافل امنیتی و قضایی توصیف می*شود عصر چهارشنبه، 2 مه، از قول "يك منبع موثق" اعلام کرد که این مقام نزدیک به شورای تشخیص مصلحت نظام جمهوری اسلامی به سبب «ارتباط با عوامل خارجي و تبادل اطلاعات با آنها» دستگير شده است. به گفته منبع مورد استناد فارس، «موسویان در حال حاضر در زندان اوين به*سر مي*برد و بازجویی از وی آغاز شده است.»



                    "منبع موثق" خبرگزاری فارس اتهام موسويان را مسايل اقتصادي ندانسته است. او افزوده است: « وي به خاطر يكسري ارتباطات با عوامل خارجي و تبادل اطلاعات با آنها دستگير و بازداشت شده است.»
                    به گفته اين "منبع موثق" خبرگزاری فارس، «موسويان احتمالاً درخصوص مسائل هسته*اي با خارجي*ها يكسري تبادل اطلاعات داشته است و اتهام جاسوسي درباره وي مطرح باشد.»



                    در دوره ریاست جمهوری خاتمی موسویان از اعضای ارشد گروه مذاکره*کننده ایران بر سر پرونده هسته*ای بود.



                    فارس در ادامه از قول منبع خود می*نویسد: « پرونده موسويان هنور در مرحله تحقيقات مقدماتي در دادسراي تهران تحت رسيدگي است. او در حال حاضر در مرحله بازجويي قرار دارد و تحقيقات درباره وی ادامه دارد.»



                    منبع خبرگزاری فارس درخصوص احتمال آزادي موسويان تصريح كرده است.« با توجه به اينكه ايشان تحت بازجويي هستند لذا بحث آزادي وي فعلاً منتفي است.»



                    خبر خبرگزاری فارس در حالی انتشار می*یابد که ساعاتی پیش از آن سایت بازتاب، که به برخی محافل امنیتی و نظامی نزدیک است برخی رسانه*های خارجی را عامل ربطدادن دستگیری موسویان با مذاکرات هسته*ای دانسته بود. بازتاب نوشت: « در حالی که برخی رسانه*های خارجی تلاش می*کنند بازداشت وی را با موضوع مذاکرات هسته*ای در دوران حسن روحانی مرتبط کنند، منابعی معتقدند موسویان به خاطر پاره*ای پرسش*ها در زمینه فعالیت*های اقتصادی بازداشت شده است و امروز بعدازظهر آزاد خواهد شد.» بازتاب در ابتدای خبر خود از آزادی قریب*الوقوع موسویان خبر داده بود.



                    ساعاتی قبل از خبرگزاری فارس و سایت بازتاب، سایت آفتاب نیوز که نزدیک به جناح هاشمی رفسنجانی است، با استناد به روزنامه*ی اعتماد نوشته بود: «منابع رسمی درباره دستگیری موسویان خبری منتشر نکرده*اند، اما اخبار غیررسمی حاکی از وارد کردن اتهاماتی در رابطه با پرونده هسته*ای به این دیپلمات ارشد سابق هسته*ای است. موسویان در تیم هسته*ای حسن روحانی دبیر سابق شورای عالی امنیت ملی از جایگاه ویژه*ای برخوردار بود. موسویان برخی انتقادات را نسبت به رویکرد تیم جدید هسته*ای کشور ابراز کرده بود».



                    روزنامه*ی "تایمز مالی" چاپ لندن نیز از طریق مصاحبه*ای با محمد عطریانفر، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران و مدیر سابق روزنامه*ی همشهری، خبر دستگیری حسین موسویان را منتشر کرد. عطریانفر در مصاحبه با تایمز مالی گفته است که بنابر خبری تأیید نشده اتهام موسویان فساد مالی است، اما "در این مورد ظن قوی وجود دارد که دستگیری او به نوعی به امور هسته*ای مربوط *شود.»

                    روزنامه*ی تایمز مالی در متن این خبرنوشته است که جمهوری اسلامی اخیراً بر روی مقاماتی که به خارج سفر می*کنند، حساسیت ویژه*ای نشان می*دهد. موسویان از این گروه مقامات است. او به گفته*ی عطریانفر حلقه*ی ارتباطی با «با لابی*هایی در خارج» بوده است.



                    حسین موسویان نخست سفیر جمهوری اسلامی در روسیه بود و پس از آن، در زمان ریاست جمهوری رفسنجانی به مقام سفارت در آلمان فدرال رسید. او در دوره*ای که حسن روحانی دبیر شورای عالی امنیت ملی و سرپرست مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی بود، در شورای مذکور عضویت داشت و از اعضای مهم گروهی بود که مذاکرات مربوط به مناقشه*ی هسته*ای را پیش می*برد. موسویان به عنوان طرفدار رفسنجانی شهرت دارد.


                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #235
                      Critic of Iran’s Nuclear Policy Is Charged With Spying

                      A prominent critic of Iran’s nuclear policies over the past two years was arrested this week on spying charges, the semiofficial Fars news agency reported Wednesday.

                      The critic, Hossein Moussavian, who served as a senior nuclear negotiator until President Mahmoud Ahmadinejad took office in 2005, was arrested after he appeared before a court Monday evening, Fars reported.

                      “He was arrested because of his ties with foreigners and for giving them information” about the country’s nuclear program, the news agency said, quoting an “informed source.” Mr. Moussavian is being interrogated, the source told Fars, and will not be released soon.

                      His arrest precedes a scheduled meeting of Iran’s foreign minister, Manouchehr Mottaki, and Secretary of State Condoleezza Rice at the international conference on Iraq in Egypt on Thursday.

                      At the time of his arrest, Mr. Moussavian was working at the Strategic Research Center, a research organization affiliated with the Expediency Council, which is headed by Ali Akbar Hashemi Rafsanjani, the former president.

                      Iran has been locked in a dispute with the United Nations Security Council over its enrichment of uranium, which Tehran says is for peaceful purposes but Western nations fear will be used in a bomb. The Security Council has passed two resolutions since December demanding that Iran cease enrichment and it imposed sanctions when it refused.

                      The next deadline for compliance is at the end of May. Mr. Moussavian had warned in an interview with the ISNA news agency earlier this year that the government should not ignore the United Nations resolutions, saying that they were mandatory for all United Nations members.

                      He also said the country would be pursuing its current nuclear policy even if a more moderate figure than Mr. Ahmadinejad had been elected president. That seemed to place responsibility for the policy squarely on the country’s supreme religious leader, Ayatollah Ali Khamenei, who has the final word on all state matters.

                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #236
                        Mohsen Rezaie, the current deputy head of the Expediency Council, and the owner of Baztab is a very shrewd Iranian politician. In fact, when it comes to former IRGC commanders turned politician, he is one of the most able.

                        During the 2005 elections, in which he was initially participating, he soon realized that he had no chance. Therefore rather than embarrass himself, he pulled out, even though it was not an easy decision. After all, he was the former head of IRGC. Other contenders such as Larijani, Ahmadinejad and Ghalibaf had served under him in the IRGC, and were junior to him in the political arena too.

                        By taking this decision, he managed to keep his credibility intact, both within the hallways of power, and in the Iranian press. He saved himself for another battle on another day. He has since managed to stay on the sidelines, and to act as a powerful media referee of the government. He has criticized Ahmadinejad, with force, in many cases where he deserved it. After all, it was Baztab which published the videos of Ahmadinejad talking about his messianic moment at the UN. This was a valid stance, because such tendencies were a danger for the regime as a whole. And he was supported by the top in his decision.

                        Since then, he has become such a strong critic of the government that the Ministry of Islamic Culture and Guidance has tried to filter Baztab. So far, government in Tehran has failed to completely shut down his site, thankfully. Another sign of his strength is the fact that Rafsanjani is now against him. The publication of Khomeini's ceasefire letter by Rafsanjani created a very bad relationship between the two. Nevertheless, despite being sniped by Ahmadinejad and Rafsanjani, Rezaie is still standing. He has powerful friends, thanks to his superior skills of choosing his timing, his friends, and his enemies.

                        Now, in true Rezaie style, he is back. With the Majlis attacking Ahmadinejad, while Rafsanjani seems too old to run for another term, Rezaie, sensing that the timing is right, is trying to re-enter the political scene. According to reports from Tehran, he is forming a new political party. The timing is very good. We have two years before the Iranian presidential elections.

                        The Isargaran, where he is a member, are most likely to back Ghalibaf. So if he starts now, he will have time to build the party, and gain enough credibility, to go solo. There is only one problem. Apparently he has chosen "Etehade Melli" meaning national unity as the name. If anything, the fact that he has decided to go it alone, is a perfect indication of disunity, especially within the conservatives.

                        If he is looking for a campaign song, I think the most befitting is Frank Sinatra's "I did it my way"....translated into Farsi (of course), and preferably sung by a non female, non Russian lady who is not wearing a revealing dress, and is not playing the violin either... that's if he is interested in Mottaki's vote.

                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #237
                          همزمان با تائید خبر زندانی شدن هاله اسفندیاری، پژوهشگر مرکز آمریکایی وودرو ویلسون، پس از سفر به ایران، گزارش هایی منتشر شده مبنی بر اینکه یک ایرانی دانشگاهی مقیم لس آنجلس نیز هنگام بازگشت از سفر یک ماهه به تهران در فرودگاه دستگیر شده است.
                          خانم اسفندیاری ماه دسامبر سال گذشته میلادی برای دیدار مادر نود و سه ساله خود به تهران رفت و به گفته خانواده اش هنگامی که یک هفته بعد به فرودگاه می رفت سه مرد نقابدار مسلح به چاقو تاکسی را متوقف کردند و کیف دستی وی را (با گذرنامه های ایرانی و آمریکایی اش) ربودند.

                          به این ترتیب گذار خانم اسفندیاری به ادارات امنیتی افتاد و در آن جا حدود پنجاه ساعت بازجوئی پس داد و به زندان اوین فرستاده شد.

                          بنا به گزارش ها، دیگر فرد ایرانی بازداشت شده نیز برای دیدار مادر بیمار خود به تهران سفر کرده بوده و دو روز پیش به دنبال درگذشت مادرش قصد بازگشت به آمریکا را داشته که در فرودگاه تهران بازداشت شده است.

                          همزمان با روی کار آمدن دولت جدید در ایران و شکست اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری، شواهد متعددی حکایت از تلاش هایی داشت که ظاهرا هدف آن نشان دادن پایان سیاست نرمش و تسامح در برابر مخالفان و منقدان و به آخر رسیدن دوران استقبال از تبادلات فرهنگی و رفت و آمد ایرانیان مهاجر به زادگاه خود است.


                          ایجاد محدودیت برای رفت و آمد ایرانیان و جلوگیری از تبادلات فرهنگی بین کسانی که در داخل و خارج کشور آرمان های مشترکی برای پیشرفت و رشد همه جانبه وطنشان دارند، زمانی لازم می آید که دولتی دچار بحران ناکارآمدی شود و بیمناک آن باشد که دیگران هم از وضعیت داخلی و نارضائی های عمومی با خبر شوند


                          فرخ نگهدار، فعال سیاسی در لندن

                          چندی پیشتر، نازی عظیما مترجم و گزارشگر موسسه آمریکائی 'رادیو فردا'، که برای دیدار مادر بیمارش به تهران رفته بود با مشکل توقیف گذرنامه ایرانی خود مواجه شد و بنا به گزارش ها به وی اعلام شده به این زودی ها نمی تواند از کشور خارج شود.

                          خانم عظیما، خانم اسفندیاری و نفر سوم که ظاهرا از خروجش جلوگیری شده، هر سه گذرنامه های آمریکایی و تابعیت های دوگانه داشته اند.

                          "ستون پنجم"

                          خانم اسفندیاری در زمره هواداران اصلاحات در ایران به شمار می رود و در سال های اخیر تلاش خود را برای دعوت از روشنفکران ایرانی و فعالان عرصه های فرهنگ و سیاست و برپایی میزگردهای کارشناسی مصروف داشته و از جانب گروه های برانداز و مخالف جمهوری اسلامی نیز مورد حملات شدید قرار داشته است.

                          این دستگیری ها و محدودیت هایی مانند این، دو ماه بعد از آن صورت می گیرد که فعالان حقوق زنان و جنبش دانشجویی ایران نیز از سوی روزنامه های هوادار دولت این کشور به داشتن ارتباط با نهادهای غیردولتی خارجی متهم شده و برخی دفاتر این نهادها توسط ماموران امنیتی مهر و موم و فعالیت آن ها تعطیل شده است.

                          روزنامه های نزدیک به دولت ایران جوایز بین المللی را که به برخی روشنفکران و فعالان ایرانی اعطا می شود، "حق العمل برای سرنگونی نظام" تلقی کرده و عملا هر نوع ارتباط فرهنگی و صنفی را با خارج از ایران به عنوان "ارتباط با بیگانه" یا "جاسوسی" محکوم دانسته خواستار منزوی کردن و حتی دستگیری کسانی شده اند که به نظرشان "ستون پنجم دشمن" و عوامل "تهاجم فرهنگی بیگانه" اند.


                          برخی روزنامه ها جوایز بین المللی را "حق العمل برای سرنگونی نظام" تلقی کرده و عملا هر نوع ارتباط فرهنگی و صنفی را با خارج از ایران به عنوان "ارتباط با بیگانه" یا "جاسوسی" محکوم دانسته خواستار منزوی کردن و حتی دستگیری کسانی شده اند که به نظرشان "ستون پنجم دشمن" و عوامل "تهاجم فرهنگی بیگانه" اند



                          سال پیش همزمان با دستگیری جنجالی رامین جهانبگلو، پژوهشگر ایرانی، آگاهان پیش بینی کردند که باید در انتظار سخت گیری هایی در رفت و آمد به کشور و تبادلات اطلاعات و فرهنگی داشت.

                          رامین جهانبگلو در متنی که همزمان با آزادیش به نام وی منتشر شد، ضمن اشاره به انقلاب های رنگین در مناطق مختلف دنیا ادعا کرده بود که از تمایلات موسسات مختلف آمریکایی و اروپایی خبر دارد که در پی تغییر حکومت هستند.

                          پیام برای دیگران

                          فرخ نگهدار، فعال سیاسی مقیم لندن، به سایت فارسی بی بی سی گفت این رفتارها نشانگر تلاش کسانی است که می خواهند به ایرانیان اصلاح طلب خارج از کشور بقبولانند دوران تبدیل معاند به مخالف و مخالف به منقد که در زمان دولت محمد خاتمی اعلام شده بود، پایان گرفته تا بدین ترتیب از رفت و آمد گروه های فکری و فرهنگی به ایران جلوگیری کنند.

                          با این حال وی معتقد است که این گونه روش ها کارایی خود را از دست داده است.

                          به گفته آقای نگهدار ایجاد محدودیت برای رفت و آمد ایرانیان و جلوگیری از تبادلات فرهنگی بین کسانی که در داخل و خارج کشور آرمان های مشترکی برای پیشرفت و رشد همه جانبه وطنشان دارند، زمانی لازم می آید که دولتی دچار بحران ناکارآمدی شود و بیمناک آن باشد که دیگران هم از وضعیت داخلی و نارضائی های عمومی با خبر شوند.


                          برخی دستگیری عضو ارشد سابق مذاکرات هسته ای ایران را نیز در راستای برخورد با هرگونه ارتباط با خارجیان ارزیابی کردند

                          برخی آگاهان سیاسی ایجاد محدودیت رفت و آمدها را با دیگر محدودیت هایی که در ماه های اخیر برای فعالان زن، دانشجویان، کارگران و گروه های صنفی مختلف مانند وکلا، روزنامه نگاران و هنرمندان و استادان دانشگاه ها به وجود آمده بخش های مختلف یک طرح بزرگ می دانند که قصد دارد آثار تحولات ناشی از 'جنبش دوم خرداد' را از جامعه پاک کند.

                          شاید دور از ذهن نباشد اگر دستگیری حسین موسویان، دپیلمات هسته ای سابق ایران نیز رفتاری در همین راستا ارزیابی شود؛ رویه ای که هدفش می تواند پرهیز دادن سیاست پیشه گان و حتی فعالان اقتصادی ایران از ارتباط با خارجی ها باشد.

                          در خبرهای حاشیه ای که همزمان با حبس نه روزه این دیپلمات سابق و معاون مرکز پژوهش های مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران منتشر شد، مواردی همچون "سفرهای مکرر به خارج" و "مسائل امنیتی" و انتقال اطلاعات محرمانه به خارجی ها به چشم می آمد.

                          پایان تسامح

                          گمانه زنی برخی ناظران مسائل ایران در مورد ایجاد محدودیت ها و چرخش در سیاست تساهل و تسامح دو هفته پیش با انتصاب روح الله حسینیان به عنوان مشاور امنیتی رییس جمهور عملا به تحقق پیوست.

                          آقای حسینیان به عنوان حاکم شرع و قاضی دادگاه های سیاسی و امنیتی تنها کسی بود که همزمان با جنجال مربوط به دستگیری سعید امامی و خودکشی وی در زندان به حمایت و جانبداری از او پرداخت و در یک برنامه تلویزیونی اصلاح طلبان را به توطئه چینی های اطلاعاتی متهم کرد.

                          در همین حال محسن آرمین سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، از طراحی "باند در حال بازسازی همفکران سعید امامی و حمایت لجستیک برخی نهادهای دارای تشکیلات آهنین و طرفدار افراطیون حاکم" از آنان خبر داده و و احتمال داده است که فعالیت های این گروه در ماه*‏های آینده با اشکالی از بحران*‏های تصنعی ادامه یابد.

                          به گفته آقای آرمین، تحولات و تحرکات تامل*‏برانگیزی در عرصه سیاست خارجی و مناقشه هسته ای ایران و مسائلی نظیر آغاز مذاکرات گسترده با آمریکایی*‏ها، همراه با آنچه وی بحران ناکارآمدی حکومت در آستانه انتخابات مجلس می نامد، از عواملی است که حکومت جمهوری اسلامی را به سخت گیری ها و صحنه آرایی هایی ترغیب کرده است.


                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #238
                            با حمله به خاخام يهودي؛ نماينده ايراني كنفرانس دوحه را به هم ريخت

                            نماينده ايران در كنفرانس بين المللي گفت وگوي بين مذاهب روز گذشته در حين سخنراني يك خاخام يهودي به شدت برآشفت و با حمله لفظي خود سخنان اين روحاني يهودي را قطع كرد.

                            به گزارش روزنامه قطري پنيسولا، پنجمين كنفرانس بين المللي گفت و گوي بين مذاهب روز گذشته در دوحه قطر برگزار شد.

                            "جوزف ارنكرز"، يكي از رهبران روحاني يهودي كه به نمايندگي از آمريكا در اين كنفرانس شركت كرده بود، در طول سخنراني خود مدعي شد كه تهران خواهان نابودي همه يهوديان اسرائيل است.

                            در اين لحظه "محمد صادق حسيني"، مشاور دبيركل مركز همكاري ايران و اعراب در تهران با عصبانيت سخنان وي را قطع كرد و با صداي بلند در حالي كه ميكروفنش روشن بود، به زبان عربي گفت: "آهاي يهودي!" (اوه يهوديان!)، ايران هرگز چنين قصدي ندارد، آنچه كه شما مي گوييد دروغ است، اين طرح هاي شماست كه مشكوك است ... به آنچه كه در گوانتانامو انجام مي دهيد، نگاهي بياندازيد.

                            "ارنكرز" در طول سخنراني خود گفته بود كه امروز بزرگترين چالش خاخام ها محافظت از جامعه اسرائيل است و فلسطيني ها بر مسلمانان سراسر جهان نفوذ كرده اند.

                            وي مدعي شده بود: ما از جانب تهران تهديد مي شويم، ايراني ها درصدد نابودي همه يهوديان ساكن اسرائيل هستند و سازمان ملل هيچ اقدامي در اين رابطه انجام نمي دهد.

                            اما پيش از آنكه خاخام يهودي جمله خود را به پايان برساند، "صادق حسيني" با اعتراض شديد نطق وي را قطع كرد و به زبان عربي فرياد زد: ايران هرگز چنين قصدي ندارد.

                            " ارنكرز" به سردي پاسخ داد كه به دليل نداشتن هدفون (براي ترجمه زبان) نمي داند كه وي (حسيني) چه مطلبي را عنوان كرده است.

                            با اين حال خاخام يهودي خطاب به حسيني گفت: اين نشانه بي ادبي شماست، ما خواهان محافظت از جامعه يهوديان هستيم.

                            به نوشته روزنامه پنيسولا، چند نماينده عربي پس از خاتمه اين كنفرانس در گفت و گو با "حسيني" از موضع وي قدرداني كردند.

                            گفتني است پنجمين كنفرانس بين المللي گفت و گوي بين مذاهب روز گذشته در دوحه قطر برگزار شد و پنج تن از رهبران روحاني يهودي (خاخام) به سخنراني پرداختند كه "جوزف ارنكرز"، به نمايندگي از آمريكا به ايراد سخناني پرداخت.


                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #239
                              THE INTERNATIONAL SOCIETY FOR IRANIAN STUDIES

                              Committee for Academic & Intellectual Freedom

                              To: Ayatollah Sayyid ‘Ali Khamenei, Supreme Leader of the Islamic Republic of Iran

                              Dr. Mahmoud Ahmadinejad, President of the Islamic Republic of Iran
                              Ayatollah Mahmoud Hashemi Shahroudi, Head of the Iranian Judiciary
                              Mr. Mohammad Hassan Zia'i-Far, Secretary of the Islamic Human Rights Commission

                              We are deeply troubled by the news of the arrest and detention of the internationally distinguished and respected Iranian-born academic Dr. Haleh Esfandiari in Tehran on May 8. Dr. Esfandiari is currently the director of the Middle East program at the Woodrow Wilson International Center for Scholars in Washington, D.C., a publicly - and privately-funded nonpartisan research institution devoted to the promotion of national and international dialogue. Dr. Esfandiari’s numerous publications have ranged in topic from women’s rights in Iran to the conditions of Palestinian refugees and she has been a staunch advocate of pursuing peaceful dialogue between Tehran and Washington in resolving their diplomatic standoff. Following a family visit to Iran last autumn, Dr. Esfandiari has been prevented from leaving the country since December 2006 and was finally detained on May 8 on unspecified grounds.

                              As the leading international, non-partisan, academic organization devoted to Iran and Iran-related studies, we strongly deplore the arrest of such a highly-respected academic and call on Iranian authorities for the immediate release of Dr. Esfandiari and for granting her permission to leave the country whenever she chooses. In the meantime, we ask the Iranian authorities to guarantee her well-treatment and health and to provide her visitation rights and regular phone calls to her relatives and friends while she remains in confinement.

                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #240
                                اين تنش به گردابی تبديل شده است که هر چه در مدار آن قرار گيرد با دروغ و رياکاری و تباهی از هر دو سو سرشته می شود و جز تيزتر کردن تيغ سرکوب و اعدام و شکنجه, جز گسترش باز هم بيشتر فقر, گرانی و فلاکت برای مردم ايران,... و جز قهقرا و انهدام هيچ نتيجه ديگری ندارد.


                                روشنگری: تاکتيک های دوره اخير آمريکا و جمهوری اسلامی در رابطه با پرونده هسته ای ايران همچنان نشان از بازی با کارت های مختلف است: تهديد, مانور, نمايش مذاکره, امتيازخواهی, و نرمش های ظاهری در عين پافشاری بر مواضع. مثلا درست در حالی که از زبان وزير خارجه عراق در مصاحبه با آسوشيتدپرس بر گفتگوی ريان كروكر سفير آمريكا در عراق، و ديويد سترفيلد مشاور ويژه رايس با عباس عراقچى معاون وزير خارجه ايران در حاشيه كنفرانس شرم*‏الشيخ سخن گفته می شود, كوين آنداهل فرمانده ناو پنجم آمريكا در بحرين در بحبوحه تنش با ايران از جايگزينى ناو يو اس اس دويت دى آيزنهاور با ناو "يو اس اس نيميتز " در خليج فارس خبر می دهد و در همين خبر تاکيد و تصريح می شود که هدف تحت فشار قرار دادن ايران است و در واقع نمايش آشکار اين که "گزينه نظامی" از روی ميز آمريکا برداشته نشده است. از آن سو لاريجانی با سولانا مذاکره می کند و گفته می شود که يک محور اين مذاکرات طرح سوئيس است که بر تعليق همزمان يعنی تعليق تحريم های شورای امنيت از يک سو و غنی سازی اورانيوم ايران از سوی ديگر تاکيد دارد, و در همان حال منوچهر متکی در سخنانش در استکهلم در رابطه با طرح سوئيس می گويد:"تعليق فعاليت های هسته ای در دستور کار ايران قرار ندارد."
                                اين رفتار متناقض و بازيهای ديپلماتيک رژيم و آمريکا حالا تقريبا به نوعی به طبيعت بحرانی که بر محور پرونده هسته ای ساخته شده تبديل شده است. در زير اين لايه متناقض رفتارهای دو طرف, تحريم ها به تدريج به پيشروی خود ادامه می دهند و چيزی که پژواکی ندارد صدای قربانيان اين رويارويی شوم يعنی صدای مردم ايران است.
                                خاصيت اين رويارويی به نوعی است که چرخش ها در هر سمتی با توجه به تعدد کارت ها و استفاده همزمان از آنها از هر دو سو به مردم ايران و مبارزه آنها برای دمکراسی ضربه می زند. زمانی که در بارومترهای سياسی تحليل گران احتمال سازش بالا می رود, عوامل رژيم چنان که خود گفته و نوشته اند خطر تحريکات خارجی و راه افتادن انقلاب مخملی و تجزيه ايران را برجسته می کنند و از اين طريق موج تازه بازداشت ها, توطئه عليه فعالين جنبش ها, راه اندازی بساط بگير و ببندهای گسترده خيابانی زنان و جوانان, دستگيری های وسيع و بی رحمانه و صدور احکام وحشيانه اعدام و قرار دادن سايه اعدام بر سر گروه کثيری از دستگير شدگان در سيستان و بلوچستان, امنيتی تر و ميليتاريزه تر کردن فضا در مناطق دارای خواست های ملی, سرمايه گذاری بيشتر بر تمرکز دستگاه سرکوب و افزايش غلظت امنيتی آن را توجيه می کنند, زمانی که خطر رويارويی نظامی شدت می گيرد, باز به بهانه جلوگيری از همسويی با "دشمن" مقابله با منتقدان سياست های ماجراجويانه خود را شدت می دهند.
                                اين تنش به گردابيتبديل شده است که هر چه در مدار آن قرار گيرد با دروغ و رياکاری و تباهی از هر دو سو سرشته می شود و جز تيزتر کردن تيغ سرکوب و اعدام و شکنجه, جز گسترش باز هم بيشتر فقر, گرانی و فلاکت برای مردم ايران, جز تهديد مبارزه سالم سياسی در تصفيه حساب مستقل مردم ايران با استبداد سياه فقاهتی و قرار دادن اين مبارزه در معرض فساد, و در يک کلام جز قهقرا و انهدام هيچ نتيجه ديگری ندارد. دو سوی اصلی اين تنش اگر با مخالفت گسترده و همه جانبه مردم در ايران و آمريکا و افکار عمومی مخالف جنگ و سلطه طلبی و سلاح هسته ای مهار نشوتد, براساس طبيعت سياه و ارتجاعی شان, همچنان به کار خود ادامه خواهند داد. و درست مثل ساعت زنگ داری که در وقت معين زنگ می زند, مرحله به مرحله حلقه محاصره تحريم ها به گرد مردم ايران تنگ تر می شود. به همين دليل است که صدای سوم, صدای قربانيان اصلی اين رويارويی شوم و بدفرجام ناگزير است پايان دادن به بحران هسته ای و انجماد اين بحران را, "نه به جنگ و تحريم و نه به جمهوری اسلامی" را در دوره کنونی به عنوان معيار عمومی هم در تبيين بسياری از اولويت های عمل و اقدام مبارزاتی اش و هم در داوری و کنشگری نسبت به مبارزات ضد استبدادی جاری به دقت لحاظ کند.

                                iran

                                Comment

                                Working...