The End Of Dictador Islamic Republic (Election fraud)
Collapse
This is a sticky topic.
X
X
-
WOW! vaghean ajab elamiei! in gheimate bensino age pain nayaran yani tishe be risheye khodeshon zadan! yani al fatehe! khodeshonam be bahaneye abo, bargho nafte majani be ghodrat residan!نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

«در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»صادق هدايت؛ بوف کور
Comment
-
استقرار پلیس ضد شورش در جایگاه های پمپ بنزین
گزارش های رسيده از تهران حاکی است که نيروی انتظامی برای جلوگيری از اغتشاش های بيشتر در جايگاه های پمپ بنزين مستقر شده است.
به دنبال ناآرامی های گسترده که سه شنبه شب در تهران و شهرهای مختلف ايران در اعتراض به طرح سهميه بندی بنزين صورت گرفت، چند پمپ بنزين در مناطق مختلف به آتش کشيده شد و برخی از بانک ها و فروشگاه های زنجيره ای در تهران مورد حمله معترضين خشمگين قرار گرفت.
همزمان، مردم با هجوم به جايگاه های پمپ بنزين گالن های خود را از بنزين پر کرده و اقدام به ذخيره سازی آن کردند.
فريبرز سروش، روزنامه نگار در تهران در گفت وگو با راديو فردا ضمن تاييد خبر استقرار نيروهای پليس در پمپ بنزين ها گفت که «در حال حاضر پمپ بنزين ها، چهارراه های اصلی و ميادين شهر در کنترل پليس ضد شورش و لباس شخصی ها است و بنا بر اعلام رييس جايگاه داران ايران، بيش از يک سوم از پمپ بنزين ها در جريان اعتراضات مردمی از بين رفته و پليس برای محافظت از دو سوم باقيمانده وارد عمل شده است.»
وی افزود:«خيابان ها به طور چشمگيری در تهران خلوت شده است، چرا که بيش از چهار پنجم ترددهايی که در تهران صورت می گيرد مربوط به مسافربرهای شخصی و تاکسی ها است.»
نیروی انتظامی پس از نا آرامی های سه شنبه شب در مناطق مختلف شهر تهران مستقر شده است. به گفته اين روزنامه نگار، «در حال حاضر آژانس ها، تاکسی ها و پيک های موتوری از ارائه خدمات به مردم خودداری می کنند و از سوی ديگر، بيش از شش هزار موتورسيکلت مسافربر شخصی در تهران وجود دارد که در محدوده طرح ترافيک اقدام به جابه جايی مردم می کردند که آنها نيز با سهميه يک ليتر بنزين در روز دست از کار کشيده اند.»
آقای سروش گفت آنچه الان بار جابه جايی مسافران را بدوش می کشد، مترو تهران و آن شش هزار اتوبوسی هستند که در تهران فعال بوده اند.
تلويزيون دولتی ايران دو روز پس از اعتراضات به طرح سهميه بندی بنزين از آرام بودن خيابان ها خبر داده است و اين در حالی است که صف های طولانی برای دريافت بنزين همچنان در جايگاه های پمپ بنزين ادامه دارد.
مهدی احمدی مقدم، رييس پليس ايران در اين زمينه گفته است: « خدا را شکر که روز چهارشنبه گزارشی مبنی بر اقدامات غيرقانونی در تهران دريافت نشد.»
اما اقدام به سهميه بندی بنزين که پس از ۱۶ سال بار ديگر به صحنه سياست و اقتصاد ايران بازگشته است چه تاثيری بر تورم و قيمت اجناس گذاشته است؟
به گفته فريبرز سروش هنوز برای بررسی اين مسئله کمی زود است، ولی در روزهای اخير، قيمت برخی از اقلام مشخص مانند لبنيات و بويژه شير تا ۲۵ درصد بالا رفته است و ديگر اقلام خوراکی بالاخص روغن های مايع و جامد خوراکی و حبوبات در فروشگاه های مواد غذايی کمياب يا گران شده است.
وی گفت: «از آنجا که در حال حاضر خودروهای مسافربر و آژانس ها از چرخه حمل و نقل عمومی خارج شده اند و سهميه کارت سوخت ماشين های فعال در آژانس ها هنوز صادر نشده يا به دست آنها نرسيده، هنوز قيمت مشخصی برای حمل و نقل عمومی که در اختيار بخش خصوصی است، پيدا نشده اما به طور قطع اين گرانی و بالا رفتن تورم بزودی در بخش حمل و نقل عمومی نيز نمودار خواهد شد.»
راديو و تلويزيون دولتی در بخش های مختلف خبری خود بيانيه های متعدد وزارت نفت جمهوری اسلامی را پخش کرده است که در آنها اعلام شده «آژانس ها مطمئن باشند که از لحاظ دريافت سوخت با مشکلی روبه رو نخواهند بود.»
در روزهای اخير، قيمت برخی از اقلام مشخص مانند لبنيات و بويژه شير تا ۲۵ درصد بالا رفته است و ديگر اقلام خوراکی بالاخص روغن های مايع و جامد خوراکی و حبوبات در فروشگاه های مواد غذايی کمياب يا گران شده است.
یک روزنامه نگار در تهران
ولی به گفته آقای سروش، اين مسئله چندان بر تصميم رانندگان آژانس ها برای بازگشت به چرخه حمل و نقل عمومی موثر نبوده است.
واکنش مطبوعات ایران به «اعتراض ها»
روزنامه کيهان که از طرفداران سرسخت دولت محمود احمدی نژاد به شمار می رود، «مافيای قاچاق» و «مخالفان دولت» را را متهم کرد که در ناآرامی های تهران و شهر های ديگر ايران دست داشته است.
به نوشته اين روزنامه، « آشوبگرانی که از ماه ها قبل دستورهای لازم را برای ايجاد هرج و مرج و اغتشاش در تهران «به محض اعلام خبر سهميه بندی بنزين» دريافت کرده و با هم هماهنگ شده بودند، سه شنبه شب پس از مواجه شدن با بی اعتنايی مردم در اجرای نقشه خود برای ايجاد آشوب ناکام ماندند و پس از دستگيری هسته های اصلی آنها به تدريج پراکنده شدند.»
روزنامه کارگزاران نيز حوادث سه شنبه شب را « شورش بنزين» توصيف کرده است.
روزنامه سرمايه با اشاره به واکنش های مردم نسبت به تصميم دولت در سهميه بندی کردن بنزين ميزان خسارات وارده ناشی از اعتراضات مردمی را ۲۲۵ ميليارد تومان برآورد کرده است.
اين روزنامه به نقل از رييس انجمن جايگاه *داران سراسر کشور نوشت: «حدود ۳۰ درصد جايگاه*های کشور تخريب کامل شده که به طور متوسط هر يک بين ۳۰۰ تا ۴۰۰ ميليون تومان ضرر ديده*اند.»
روزنامه اعتماد ملی، در سرمقاله ای با عنوان« استراتژی غافلگيری » به انتقاد از تصميم ناگهانی دولت برای اجرای سهميه بندی بنزين پرداخته و نوشته است: «داعيه *داران اداره بهتر کشور و منتقدان دائمی دولت*های پيشين در تب نقد هر چه به گذشته تعلق دارد نزديک بود تا کار دست همه بدهند.»
اين روزنامه با اشاره به اينکه در تمام دنيا پمپ بنزين ها بی تنش هستند، نوشت است: «مردم با گذراندن ساعات فراوانی در نيمه *شب* ها برای اخذ کارت*های سوخت اقدام کرده *اند،اما مشخص نيست به چه دليل آقايان درصدد غافلگير کردن مردم هستند.»
iran
Comment
-
مارک کرک و رابرت اندروز دو عضو جمهوریخواه و دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا طرحی تدوین کرده اند که طبق آن هر شرکت خارجی که به گونه ای در فروش بنزین به ایران دخالت داشته باشد، حق صدور بنزین به آمریکا نخواهد داشت.
هدف از این طرح، محدود کردن دسترسی جمهوری اسلامی به بنزین مورد نیاز خود به منظور وادار کردن آن به گردن نهادن به درخواست شورای امنیت سازمان ملل متحد برای تعلیق فعالیتهای مرتبط با غنی سازی اورانیوم اعلام شده است.
پیش از این کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا تأکید کرده بود که صادرات بنزین به ایران شامل تحریم بین المللی نخواهد شد زیرا آمریکا نمی خواهد به مردم ایران آسیب برساند.
در حقیقت، از زمانی که بحث تحریم بین المللی ایران به میان آمده، *مقامهای مختلف آمریکایی بارها اعلام کرده *اند که قصد مجازات مردم ایران را ندارند و تنها در پی تحت فشار قرار دادن دولت و نهادهای صاحب قدرت در ایرانند.
با این حال، در ماههای اخیر رهبران آمریکا از جمله جرج بوش رئیس جمهور این کشور، به اعمال برخی از تحریمهای اقتصادی که ممکن است برای مردم ایران نیز دردناک باشد، اشاره کرده* اند.
به نظر می* رسد که آمریکاییها روز به روز از وعده نخستین خود مبنی بر محدود کردن دامنه تحریم اقتصادی به جناحها و نهادهای حاکم بر ایران فاصله می* گیرند و به اعمال تحریمهایی نزدیک می* شوند که مردم ایران را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.
مسلماً دامنه تحریمهایی که دولتها را تحت فشار قرار دهد، اما به مردم آنها آسیبی نرساند، بسیار محدود است و از همان ابتدا تقریباً روشن بود که در صورت گسترش تحریم* بین المللی، دامن مردم ایران را نیز خواهد گرفت.
حرکت نمایندگان مجلس آمریکا و نیز واکنش برخی از مقامهای امنیتی اسرائیل به آشوبهای اخیر در ایران نشان می دهد که آنها نسبت به تأثیر تحریم اقتصادی بر ایران دلگرم شده اند و این دلگرمی قاعدتاً انگیزه *ای برای تشدید تحریمها در حوزه* های مختلف خواهد شد
با این همه، به رغم تلاش گسترده *آمریکا برای گسترش تحریم مالی و بانکی ایران، به نظر نمی *رسد جلوگیری از ورود بنزین به ایران، در حال حاضر در دستور کار دولت آمریکا باشد.
ظاهراً محرک دو نماینده مجلس آمریکا از ارائه طرحی مبنی بر محدود کردن دسترسی ایران به بنزین وارداتی، تحولات داخلی ایران در پی اعلام سهمیه بندی بنزین در روزهای اخیر بوده است.
این دو نماینده از آشوبهای ناشی از سهمیه بندی بنزین در ایران به این نتیجه رسیده *اند که مسئله بنزین می* تواند اهرم فشار مناسبی علیه ایران باشد و از همین رو، بسرعت درصدد تدوین طرحی برای محدود کردن واردات بنزین به ایران برآمده اند.
با این حال، حتی اگر دو نماینده مجلس آمریکا در نهایت موفق شوند که حمایت دو مجلس نمایندگان و سنا را از طرح خود به دست آورند، بعید است که جرج بوش حاضر به تصویب آن به عنوان قانون باشد.
در شرایط کنونی به نظر می *رسد که ترجیح دولت آمریکا این است که اگر قرار باشد تحریمها بر زندگی مردم ایران تأثیر بگذارد، این تأثیر غیرمستقیم باشد.
به نظر برخی از تحلیلگران غربی، تحریمهایی که به طور مستقیم زندگی روزمره ایرانیان را هدف بگیرد، نظام حاکم را در جهت بسیج افکار عمومی علیه تحریم *کنندگان یاری خواهد کرد اما تأثیر غیرمستقیم تحریمها بر زندگی مردم این کارآیی را ندارد و فشار افکار عمومی را بسوی نظام حاکم هدایت خواهد کرد.
بنابراین، هر گونه تحریم بنزین که به طور محسوس و مستقیم بر فعالیت روزمره ایرانیان تأثیر بگذارد، از جمله مواردی نیست که دولت آمریکا در حال حاضر علاقمند به اعمال آن باشد.
از این گذشته، در حالی که دولت محمود احمدی نژاد به دلیل کمبود منابع مالی مجبور به سهمیه بندی بنزین شده، دخالت آمریکا در تحریم بنزین ایران می *تواند توجیه مناسبی در اختیار دولت ایران برای سهمیه بندی بنزین به عنوان امری که نه به اختیار دولت بلکه به جبر شرایط صورت گرفته است، قرار دهد.
از این رو، به نظر می *رسد تلاش برخی نمایندگان کنگره آمریکا برای محدود کردن دسترسی ایران به بنزین وارداتی به نتیجه نرسد و حتی با واکنش منفی دولت جورج بوش روبرو شود.
با این حال، حرکت نمایندگان مجلس آمریکا و نیز واکنش برخی از مقامهای امنیتی اسرائیل به آشوبهای اخیر در ایران نشان می دهد که آنها نسبت به تأثیر تحریم اقتصادی بر ایران دلگرم شده اند و این دلگرمی قاعدتاً انگیزه *ای برای تشدید تحریمها در حوزه* های مختلف خواهد شد.
iran
Comment
-
تهران بعد از سهميه بندی بنزين
5 هزار تومانی را مردم
در تبريز تحريم کرده اند
سيامک زند
تب سهميه بندی بنزين و خبرهای به آتش کشيده شدن نزديک به 30 درصد بمپ بنزين ها همچنان بالاست. برای پائين آوردن اين تب، تلويزيون پخش برنامه "رويای گرگها" را سرعت بخشيده. اين برنامه درباره روابط مجاهدين خلق با صدام است و فيلمهايی را هم که با دوربين مخفی وزارت اطلاعات عراق گرفته شده پخش می کند. اما چه کسی گوش و چشمش دنبال اين برنامه هاست؟ حواس همه توی خيابان هاست و خبرهائی که تلويزيون امريکا درباره بنزين و تحريم ها پخش می کند دهان به دهان می گردانند. البته اس ام اس های تلفن های همراه هم پس از يک نيمروز که مخابرات آنها را مختل کرده بود دوباره راه افتاده است. تلويزيون از همکاری مجاهدين و صدام می گويد و مردم می گويد: شنيده*ای صدای امريکا هم گفته در تبريز مردم بدون کارت ولی ليتری 90 تومان بنزين می زنند؟
البته همه خبرهای تبريز فقط از صدا و سيمای امريکا پخش نمی شود. مثل اين خبر که شنيده ام در تبريز اسکناس پنج هزار تومانی را مردم به رسميت نمی شناسند و کسبه آن را قبول نمی کنند. می دانيد چرا؟ چون در پشت آن نوشته شده "دانش اگر در ثريا باشد، مردانی از سرزمين پارس برآن دست خواهند يافت"
در تهران و نه درتبريز گفته می شود که قرار است حکومت خودش اين 5 هزار تومانی ها را از مدار گردش پول ايران خارج کند، تا بلکه حساسيت ها در آذربايجان فروکش کند. هنوز دنبال وصله پينه اند، نه چاره اصلی.
حوادث شب اعلام سهميه بندی، بصورت پراکنده ادامه دارد. از جمله آتش زدن اتومبيل ها در محلات. پريشب (پنجشنبه شب) يک اتومبيل را در ميدان ارژانتين بالا تر از پارکينگ بيهقی آتش زدند.
فروشگاه های بزرگ تهران مجهز به ماموران انتظامی شده اند و شايد بزودی يک واحد انتظامی با يک پاسگاه در جلوی در ورودی آنها داير شود. ماجرای حمله به فروشگاه شهروند حکيميه و به غارت رفتن آن و يا غارت فروشگاه رفاه و حمله به بانک ها در آن شب معروف خيلی جدی تر از آتش زدن پمپ بنزين ها بود. آن که بنزين می خواهد بالاخره با هر قيمتی شده آن را تهيه می کند و بعد هم می کشد روی قيمت مسافر و جنس و ... اما آنکه گرسنه است و منتظر فرصت حمله به فروشگاه ها مقوله ديگری است!
اين چاق سلامتی هم شده باب روز: حالتان خوب است؟ باکتان پر است؟
توی اين شلوغ پلوغی يادم رفته بود بنويسم که سهميه بندی بنزين هنوز روی فيلم های قاچاق تاثير نگذاشته، مثلا وقتی اين روزها می روی دنبال خريد فيلم سينمايی زير گوشت زمزمه می کنند: فيلم تجاوز به دختر را تا نشده به قيمت سهميه می خواهی؟ يک فيلم داريم از اتاق خواب يک زن و شوهر با قيمت قديم!
شمار مشتری های فيلم های خانوادگی و با فيلم تجاوز رقابت می کنند، تا ببينيم بعد از قيمت جديد چه خواهد شد.
iran
Comment
-
چهره عریان تر سیاست اتمی و جنگی
حکومت انتظامی در تهران
و ناتوانی درعقب نشینی
سیامک زند
24 ساعت پس از شورش مردم در بسیاری از شهرهای ایران و بویژه تهران، به آتش کشیده شدن دهها پمپ بنزین و غارت شماری از مغازه ها و حمله به بانک ها و ادارات در تهران و بسیاری از شهرهای بزرگ و کوچک واقع بینانه ترین تفسیر از وضع شهرها چنین است:
حکومت انتظامی برقرار شده و ایست های بازرسی در محلات و خیابان ها، عملا کشور را وارد شرایط جنگی کرده است. کنار هر پمپ بنزین واحدهای ویژه مستقر شده اند. صف هاي طویل بنزين امروز در تمام روز و شب گذشته برقرار بود. با آنکه از تمام شهرهای بزرگ کشور گزارش حوادثی مشابه حوادث تهران رسیده و نیازی به نام بردن از آنها نیست، با این وصف باید به یاد داشت که دراصفهان و تبريز، اهواز و یاسوج شورش مردم گسترده تر از شهرهای دیگر بوده است.
مصاحبه هائی که از مقامات و از جمله وزیر کشور از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد و عمدتا تهدید مردم بود، وضع آشفته مجلس و سخنان تهدید آمیز رئیس مجلس در باره شورش سه شنبه شب مردم بخاطر سهمیه بندی شدن بنزین و اعلام تعطیل طولانی و تابستانی مجلس همگی نشان داد که حکومت نه تنها نمی تواند، بلکه امکان عقب نشینی ندارد و با پرداخت هزینه بسیار سنگین نارضائی وسیع مردم همچنان به مسیر سیاست جنگی و اتمی خود می خواهد ادامه دهد.
iran
Comment
-
کشته شدن دو نفر در یاسوج
یک مقام نیروی انتظامی تایید کرد دو نفر در ناآرامی*های چهارشنبه گذشته یاسوج که در پی سهمیه*بندی بنزین روی داد، کشته شده*اند.
به گزارش خبرگزاری کار ایران، غلامعلی توسلی، معاون اجتماعی و ارشاد نیروی انتظامی كهگیلویه و بویراحمد، در عین حال اعلام داشت که مشخص نیست این دو نفر توسط چه کسانی به قتل رسیده*اند.
به گفته توسلی نیروی انتظامی در این ناآرامی*ها از سلاح گرم استفاده نکرده است. وی هچنین گفت که 160 نفر در پیوند با این اعتراضات در بازداشت به سر می*برند.
iran
Comment
-
رهبر ایران: شرایط کشور استثنایی و بی نظیر است
آیت الله خامنه ای در جمع مسئولان اجرایی ایران به مسئله بنزین اشاره کرد و اقدام دولت آقای احمدی نژاد را 'شجاعانه' خواند
آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، در دفاعی کم سابقه از عملکرد دولت محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران، شرایط فعلی این کشور را 'استثنایی' و 'بی نظیر' خوانده است.
رهبر جمهوری اسلامی با انتقاد تلویحی از دولت های پیشین ایران گفته برخی افراد تصور می *کردند دوران شعارهای اصلی انقلاب به پايان رسيده و "حتی برخی به اين شعارها گستاخی و جسارت نيز کردند، اما به همت مردم و روی کار آمدن دولت نهم، اين شعارها و ارزشها بار ديگر احيا شده است."
سخنان روز شنبه (سی ام ژوئن) رهبر جمهوری اسلامی در حالی طرح می شود که در روزهای گذشته و به دنبال اجرای طرح سهمیه بندی بنزین در ایران، نا آرامی هایی در شهرهای مختلف این کشور رخ داده و بنا به گزارش ها، پس از به آتش کشیده شدن چند پمپ بنزین فضای امنیتی در برخی از این اماکن حاکم شده است.
آیت الله خامنه ای که در جمع مسئولان اجرایی ایران سخن می گفت، به مسئله بنزین نیز اشاره کرده و اقدام دولت آقای احمدی نژاد را 'شجاعانه' خواند.
موضع جمهوری اسلامی ایران در عرصه سياست خارجی از ابتدا تهاجمی بوده و تبديل آن به موضع تدافعی خطاست و متأسفانه اين خطا گاه اتفاق افتاده است
آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی
به گفته برخی ناظران حمایت رهبر جمهوری اسلامی از محمود احمدی نژاد این بار زمانی رخ می دهد که اجرای طرح سهمیه بندی بنزین اعتراض های فراوانی را در ایران برانگیخته و ادامه فعالیت های مرتبط با غنی سازی اورانیوم، این کشور را به سومین قطعنامه شورای امنیت نزدیک کرده است.
شورای امنیت سازمان ملل تا کنون با صدور دو قعطنامه خواهان توقف غنی سازی در ایران و از سر گیری مذاکرات هسته ای این کشور شده است. اما مقام های ایرانی توقف غنی سازی را 'خارج از دستور کار' نامیده و گفته اند برای گفتگوها پیش شرطی نمی پذیرند.
آیت الله خامنه ای روز شنبه بار دیگر این موضع ایران را تکرار کرده و با حمایت از سیاست خارجی دولت آقای احمدی نژاد، گفته موضع جمهوری اسلام در عرصه سياست خارجی از ابتدا 'تهاجمی' بوده و "تبديل اين سياست به موضع تدافعی خطاست و متأسفانه اين خطا گاه اتفاق افتاده است."
اینکه در برخی شهرها، مردم که تا آن زمان یک مدیرکل را هم ندیده بودند، از نزدیک با رئیس جمهور دیدار کنند، کار مهمی است ... و باید تا انتها ادامه یابد
آیت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی
رهبر جمهوری اسلامی اشاره دقیقتری به مورد این خطا نکرده و تنها افزوده که موضع تهاجمی به معنای سیاست 'طلبکارانه' است و با سیاست 'جنگ با دنیا' تفاوت دارد.
وی افزوده است: "جمهوری اسلامی ایران در قضیه سیاست های استکباری، در مسئله زن، در مسئله ایجاد جنگ*های داخلی و تولید سلاح، در قضیه اشاعه سلاح های کشتار جمعی، در زمینه گسترش فرهنگ لاابالی گری و اشاعه شهوت جنسی از دنیای به اصطلاح مدرن امروز سوال دارد و طلبکار است."
آیت الله خامنه ای در بخش دیگری از سفرهای داخلی پرشمار آقای احمدی نژاد که منتقدان زیادی در دو سال اخیر داشته، دفاع کرده و گفته است: "اینکه در برخی شهرها، مردم که تا آن زمان یک مدیرکل را هم ندیده بودند، از نزدیک با رئیس جمهور دیدار کنند، کار مهمی است ... و باید تا انتها ادامه یابد."
iran
Comment
-
واقعيت را ببينيد، انکارش نكنيد
شورش بنزينی نشان داد
جامعه مترصد فرصتی
برای خروج از مدار قدرت است
عباس عبدی
... انسجام ظاهری جامعه ما عموماً ناشی از حضور قدرت حكومتی است و از تعامل سازنده اجزای جامعه (اعم از افراد و نهادهای غيردولتی) با يكديگر و دولت حاصل نمی*شود. انسجام موجود بيش از آن كه خود خواسته و مطلوب مردم باشد، ناشی از حضور قدرت و اعمال ابزارهای آن، يعنی نيروی انتظامی و قضايی است. فقدان اعتماد اجتماعی، ناشی از بيگانگی جامعه با سياست*های جاری و كم*رنگ*تر شدن حضور و مشاركت اجتماعی، موجب گسيخته*شدن انسجام اجتماعی و نظم و انضباط خودجوش می*شود و به ميزانی كه نظم ناشی از حضور قدرت جايگزين چنين نظمی شود، بر شكنندگی نظم موجود افزوده می*گردد و جامعه تنها مترصد فرصتی است تا از مدار قدرت خارج شود و ماهيت اصلی رفتار اجتماعی خود را بروز دهد.
حجيم شدن دولت به قيمت كوچك شدن مشاركت مردمی از يك طرف و نيز بسته شدن دايره تصميم*گری*ها در جمع*های محدود و به حاشيه رانده شدن جامعه و نخبگان ، نتيجه*ای جز اين ندارد. اين كه يك روز تثبيت قيمت سوخت را به عنوان هديه و عيدی به مردم اعلام كنيم (چيزی كه مال خود مردم است را به نحو نامناسبی به خودشان دادن و منت بر آنان گذاشتن) و بعد آنها را به داشتن عادت بد و مذموم مصرف ارزان بنزين محکوم کردن، نتيجه*ای جز غيبت مردم از صحنه اجتماعی و تصميم*سازی ندارد . مردم را موجوداتی منفعل و بی*خاصيت خواستن، نتيجه*ای جز نظاره*گر بودن آتش*سوزی پمپ*بنزين*ها كه از ثروت*های همان مردم هستند، ندارد. اينجاست كه ساز و كار خود فريبی فعال می*شود و به جای پرداختن به ريشه وقايع و درك واقعيت، بلافاصله دست*های خارجی و بيگانان به ميان آورده می*شود و كسی هم نيست كه بپرسد اين*ها چه بيگانگانی هستند كه می*توانند در عرض كمتر از يك ساعت نيروهای خود را بسيج كرده و اين بلوا را فراهم كنند؟
اين رويدادها فقط يك علامت بود، علامتی كه دست*اندركاران می*بايست بيش از پيش به آن توجه كنند.
اگر امروز اهداف و آرزوهای بلندی در حوزه داخل و مهم*تر از آن در عرصه بين*المللی بيان می*شود، بايد به لوازم و ابزار اين اهداف و آرزوها نيز ملتزم بود. با دمپايی ابری لا*انگشتی نمی*توان به قله اورست صعود كرد. قدرتمندترين حكومت*ها، آنهايی هستند كه بيشترين انسجام و اعتماد اجتماعی را دارند و اين سرمايه*ای است كه موجب افزايش بهره*وری در سرمايه*های فيزيكی، مالی و انسانی می*شود و در غياب چنين انسجام و اعتمادی، سرمايه*هايی چون پول نفت، نه*تنها مشكل*گشا و نعمت نيست، بلكه مشكل*ساز و نقمت است، چرا كه با تكيه بر اين سرمايه بادآورده تنها می*توان مشكلات را به*طور موقتی تسكين داد و بروز آنها را اندكی به تأخير انداخت، اما پس از اين تأخير، با شدت و حدّت بيشتری بروز پيدا می*كند.
واقعه رخ*داده پس از سهميه*بندی بنزين، چون درد و تب در بيماری است. می*توان با يك مسكن يا قراردادن حوله خيس بر بدن، درد را تسكين و تب را از ناپديد کرد، اما چنين كاری اگر با هدف شناخت سرچشمه درد و تب همراه نباشد، صرفاً موجب خشنودی موقتی بيمار می*شود. از اين رو بايد از كليه دست*اندركاران جامعه، دوستانه و حتی عاجزانه درخواست كرد كه اين تذكرات و موارد مشابه را بيش از آن*كه از زاويه رقابت*های سياسی تلقی كنند، برای يك بار هم كه شده آنها را مشفقانه و از سر دلسوزی برای كشور و حتی ساخت قدرت، مطالعه و برداشت كنند و مثل كشوهای پيشرفته، گروه*های كاری بی*طرف (و نه دولتی و تحت امر) و كارشناسانه را برای بررسی و تجزيه و تحليل اين امور تعيين و بر اساس گزارش نهايی آنها، سياست*ها و برنامه*های خود را اصلاح كنند. اگر امروز چنين كاری نكنند، فردا فرصتی برای اين كار نيست
iran
Comment
-
تقليد نيروی انتظامی از احمد جنتی در دروغگوئی !
تهران در تصرف
نيروی انتظامی باقی می ماند
اوباشی که لوله آفتابه در دهان آنها فرو کرده بودند، به ادعای دبيراطلاع رساني
نيروی انتظامی توان به آتش کشيدن نه تنها تهران، بلکه سراسر ايران را دارند!
دبير شورای اطلاع رسانی نيروی انتظامی، روز گذشته اعلام داشت:
حوادث شامگاه سه شنبه کار عده ای از اراذل و اوباش که تحت تعقيب پليس و حامل سلاح سرد هم بودند. اين اوباش که تحت تعقيب پليس نيز بودند، پس از دستگيری تحويل مقامات قضايی شدند.
تعداد بازداشت شدگان ۸۰ نفر است که خساراتی به دو فروشگاه، تعدادی بانک و پمپ بنزين وارد کرده اند.
وی در باره حضور گسترده نيروهای انتظامی در تمام سطح شهر تهران گفت: اين نيروها تا هر زمان که ضرورت ايجاد کند، در سطح شهر حضور خواهند داشت.
اگر ادعاهای دبير اطلاع رسانی نيروهای انتظامی را واقعيت تلقی کنيم و نه فرافکنی و دروغ پردازی هائی به تقليد از آيت الله های حکومتی، بايد پذيرفت که اراذل و اوباش دارای چنان قدرت و توانی هستند که بتوانند در عرض چند ساعت پايتخت کشور را به آتش بکشند و آن صحنه سازی های دستگيری اوباش و آفتابه در دهان آنها فرو کردن توسط واحدهای انتظامی نقابدار در محلات تهران نمايشنامه ای بيش نبوده است.
ضمنا اين اراذل و اوباش، با اعتراف دبير اطلاع رسانی نيروی انتظامی بايد دارای يک شبکه سراسری در ايران باشند و يا هر شهر کوچک و بزرگ کشور آنقدر اراذل و اوباش دارد که بتوانند ايران با به آتش بکشند!
جدا از مصاحبه تاسف بار و اطلاع رسانی خنده دار دبير اطلاع رسانی نيروی انتظامی که خود به خواب خرگوشی زدن است، اخبار منتشر شده در باره شورش مردم در شهرهای مختلف کشور نشان دهنده خشم و نفرت انباشته شده ايست که فقط برای بروز خيابانی آن نياز به فرصت است. يعنی همان ارزيابی از روز آشکارتری که در همان ساعات اوليه اعلام سهميه بندی بنزين و در عنوان نخست پيک نت " بنزين روی آتش خشم و نارضائی مردم" منعکس شد.
دبيراطلاع رسانی نيروی انتظامی در مصاحبه خود که خبرگزاری ايسنا آن را مخابره کرده مدعی دستگيری و سرکوب اراذل و اوباش شده است. نمی دانيم چرا خبرنگار ايسنا از او نپرسيده که اگر اين ادعا درست است، ديگر چه نيازی به ادامه حضور گسترده نيروهای انتظامی در سراسر تهران و گشت زنی در محلات مختلف است؟
اين همان ضرب المثل خوب ايرانی "سر زير برف بردن کبک، به خيال پنهان شدن" نيست؟ که تمام مقامات و امام جمعه ها از روز شنبه و در تفسير شورش مردم در سراسر ايران اعلام می کنند و حالا نوبت به دبير اطلاع رسانی نيروی انتظامی رسيده؟
حتی خبرگزاری های داخلی نيز گزارش داده اند که علاوه بر تهران، در بيرجند، اصفهان، بندر عباس، ياسوج، ايلام، استان خراسان رضوی، زنجان، آذربايجان شرقی و غربی، گرگان، و مازندران و حتی شهرهای کوچک تر مردم به بهانه بنزين دست به شورش زدند و شماری کشته شده اند. از جمله و بويژه در ياسوج که تاکنون چندين بار مردم از اين شهر به پيک نت پيام رسانده و اطلاع داده اند که چهار نفر در شورش اين شهر براثر شليک گلوله از جانب نيروهای امنيتی و انتظامی کشته شده اند و ساختمان دولتی نيست که آسيب نديده باشد.
iran
Comment
-
حضور گسترده نيروهاي ويژه پليس در خيابان هاي تهران
دبير شوراي اطلاع رساني نيروي انتظامي، روز شنبه نهم تير، از گشتزني نيروهاي ويژه پليس براي جلوگيري از وقوع دوباره حوادث شامگاه سه شنبه كه پس ازاعلام سهميه بندي بنزين در سطح شهرهاي ايران روي داد، خبر داد.
تصويري از نا آرامي هاي شامگاه سه شنبه در تهران
سرهنگ مهدي احمدي با اعلام اين مطلب به خبرگزاري دانشجويان ايران، ايسنا، حوادث شامگاه سه شنبه را انجام شده از سوي آنچه كه وي «تعدادي اراذل و اوباش تحت تعقيب پليس» خواند، دانست.
وي با غيرمنتظره ناميدن اعتراض هاي گسترده مردم به سهميه بندي بنزين، گفت: «عده اي از اراذل و اوباش كه تحت تعقيب پليس و حاملان سلاح سرد بودند، حوادث چند شب گذشته را سبب شدند و از آنجا كه از سوي پليس تحت تعقيب قرار داشتند، پس از دستگيري، تحويل مقامات قضايي شدند.»
سرهنگ احمدي افزود:«اين افراد با ارتكاب سرقت و حمله به اماكن مختلف، خساراتي را به اموال شخصي افراد وارد كردند.»
اطلاعيه شامگاه سه شنبه وزارت نفت و شوراي اطلاع رساني دولت در خصوص آغاز سهميه بندي بنزين از ساعت ۲۴، تهران و برخي ديگر از شهرهاي ايران را به صحنه درگيري مردم با نيروهاي يگان ويژه و لباس شخصي ها تبديل كرد.
يك مقام نيروي انتظامي، ناآرامي هاي شامگاه سه شنبه در اعتراض به سهميه بندي نيزين را كار « تعدادي اراذل و اوباش» ناميد.
در پايتخت ايران، مردم خشمگين به پمپ بنزين ها هجوم بردند و چندين پمپ بنزين را در تهران و اسلامشهر به آتش كشيدند، اتوبان هاي نيايش و رسالت را بستند، و عليه برخي از مقامات، از جمله محمود احمدي نژاد، رييس جمهوري اسلامي ايران، شعار دادند.
دبير شوراي اطلاع رساني نيروي انتظامي جمهوري اسلامي ايران، تعداد بازداشت شدگان حوادث تهران را بيش از ۸۰ نفر اعلام كرد و افزود: «متهمان همچنين خساراتي به دو فروشگاه، تعدادي بانك و پمپ بنزين وارد كردند.»
پيش از اين، خبرگزاري دولتي جمهوري اسلامي، ايرنا، از دستگيري ۳۰۰ نفر خبر داد و ساير خبرگزاري ها از مجروح شدن تعدادي از مردم بدون ذكر آمار آن خبر دادند.
به گفته اين مقام نيروي انتظامي، از روز حادثه تاكنون، حضور نيروهاي ويژه پليس در سطح شهرتهران پررنگ تر شده است و «براي تحت كنترل قرار دادن شرايط ، نيروهاي پليس جهت پيشگيري از حوادث مشابه، اقدام به گشت زني مي كنند.»
او در مورد مدت حضور نيروهاي ويژه پليس در تهران، به طور تلويحي از حضور «نامحدود» آنها در خيابان هاي پايتخت ايران سخن گفت و افزود:«اين نيروها تا هر زمان كه ضرورت ايجاد كند، در سطح شهر حضور خواهند داشت.»
دبير شوراي اطلاع رساني نيروي انتظامي همچنين گفت: «پس از دستگيري اراذل و اوباش، از فرداي اعلام سهميه بندي بنزين تاكنون، حوادث قابل توجهي در سطح كشور رخ نداده است.»
پيش از اين نيز، صبوري، معاون سياسي - امنيتي فرمانداري تهران نيز در واكنش به هجوم مردم به پمپ بنزين ها، از اتخاذ «تدابير ويژه» در تهران خبر داده بود.
درگيري در شهرهاي ايران درهمين ارتباط، منابع رسمي جمهوري اسلامي گزارش هايي را از درگيري در شهرهاي تهران، بيرجند، اصفهان، بندر عباس، ياسوج، ايلام، استان خراسان رضوي، زنجان، آذربايجان شرقي و غربي، گرگان، و مازندران منتشر كرده اند.
در اين خصوص، روز جمعه، خبرگزاري ايلنا به نقل از مقام هاي جمهوري اسلامي ايران گزارش شد كه دردرگيري هاي شهر ياسوج، دو نفر كشته شده اند.
برخي از گزارش ها نيز، كه توسط منابع و خبرگزاري هاي رسمي درايران تاييد نشده اند، حاكيست كه دستكم ۱۵۰ نفر در ياسوج بازداشت شده اند.
اين گزارش هاي تاييد نشده همچنين حكايت از كشته شدن تعدادي از مردم معترض در ناآرامي هاي ناشي از سهميه بندي بنزين در شهرهاي مختلف و يا زخمي شدن شماري از مردم براثر شليك گلوله دارند.
iran
Comment
-
Iran leader backs "brave" gasoline rationing move
TEHRAN (Reuters) - Iran's supreme leader on Saturday threw his weight behind a gasoline rationing scheme which sparked angry protests and left more than a dozen petrol stations burnt out in the world's fourth largest oil exporter.
Supreme Leader Ayatollah Ali Khamenei, Iran's highest authority under its system of clerical rule, hailed the government's "bravery" in a speech to President Mahmoud Ahmadinejad and senior officials, state television reported.
Despite huge energy reserves, the Islamic Republic has limited refining capacity and imports 40 percent of its fuel needs, a sensitive issue when world powers are threatening new U.N. sanctions over Tehran's nuclear ambitions.
Seeking to rein in costly imports and soaring consumption of heavily-subsidised fuel, the government in May raised the litre price by 25 percent and on Wednesday launched a delayed plan to ration the sale of gasoline.
Many motorists complained the amount of fuel they are allowed to buy, just 100 litres a month, is not enough and some lawmakers have called for a review of the allowances.
But Khamenei, who has also previously defended the government against criticism on some issues, made clear he backed the move.
"The issue of gasoline is one of these actions which the government bravely made a decision about," he was quoted as saying. "And of course, by studying all of its aspects, (the implementation of) this decision should continue."
Critics say the government needed to act to put a brake on demand but that raising the price would be more efficient than artificially restricting the sale of gasoline.
They say the announcement that rationing would start just hours beforehand added to public anger, leading to the torching of 19 petrol stations on Tuesday, according to media reports.
Khamenei suggested the money Iran could save through the scheme -- gasoline imports cost it $5 billion last year -- should be used to improve living conditions.
"If this huge amount decreases eventually, certainly it will be spent on issues related to people's lives, employment and building roads and schools," he said.
The government has not said if drivers will be allowed to buy fuel above their allocation at a higher price than the subsidised rationed price of 1,000 rials (11 U.S. cents) per litre. If not, analysts say a black market is inevitable.
Ahmadinejad's economic management has faced mounting criticism from the public and the media.
Some 57 economists said in a open letter this month government policies were fuelling price rises and failing to deliver the fairer society he promised when he came to power.
The United States, which is leading efforts to isolate Iran over its nuclear plans, has said Iran's gasoline imports are a point of "leverage." Washington accuses Iran of seeking to build nuclear weapons, a charge Tehran denies.
iran
Comment
-
گزارش کيلوئی دولت
از پيشرفت در همه جبهه ها
عباس عبدی
عباس عبدی طی مقاله ای، نقدی بر گزارش شورای اطلاع *رسانی دولت از عملكرد دو ساله دولت نوشته است که بخش استنادی اين مقاله را می خوانيد:
1- گزارش دولت هيچ تشابهی با اين نوع گزارش ها كه مرسوم و علمی و منضبط است ندارد و بی*مقدمه وارد بخش كشاورزی و دام می*شود و سپس بخش مسكن، نفت و انرژی، نظام بانكی، سهام عدالت، صادرات و واردات و ساير بخش*ها عناوين ديگر اين گزارش هستند كه هيچ تناسبی با يك گزارش علمی ندارند.
2ـ در گزارش به نحو لازم و حتی در حداقل هم به اصول و سياست*های كلان اقتصادی اجرائی اشاره نشده است كه براساس كدام راهبرد و سياست*های اقتصادی دستاوردی وجود داشته است و خواننده متحير می*ماند كه اتخاذ چه سياستی منجر به چنين دستاوردهايی شده است؟ اگر گزارش ادعا می*كند كه سرمايه*گذاری خارجی به نحو بی*سابقه*ای در كشور اضافه شده، و نيز اذعان دارد كه فشارهای جهانی و تحريم*ها هم همزمان بوده است، اما توضيح نمی*دهد كه چگونه و براساس چه سياستی موفق به انجام چنين هدفی شده*اند.
3ـ فقدان اعتماد به*نفس در گزارش موج می*زند. زيرا در همه جا سعی كرده با ارائه آمار و ارقامی (كه واقعی بودن آنها بحث ديگری است) خود را بهتر از دولت*های 16 سال قبل معرفی كند، در حالی كه چنين امری جز از فقدان اعتماد به*نفس، از چيز ديگری ناشی نمی شود. آيا نويسنده گزارش فكر نكرده كه اگر توليدات پتروشيمی در اين دو سال زياد شده، از آسمان كه نيامده، طبعاً سرمايه*گذاری*های دولت*های قبلی موجب آن شده است. و اين را نمی*توان افتخار اين دولت دانست.
4ـ گزارش مخاطب خود را افراد فهميده و فهيم تصور نكرده است. لذا آمارهايی را ارايه می*دهد كه مطمئن است كسی، نويسنده را برای آنها مواخذه نمی*كند. آخر چگونه می*شود كه سود بانكی كم شود و رغبت مردم برای سپرده*گذاری بيشتر شود؟؟!! يا اينكه بحران خارجی و تحريم زيادتر شود و روابط بانكی ما هم دچار اختلال شود، ولی در عين حال 38 ميليارد دلار سرمايه*گذاری خارجی صورت گيرد؟!
5ـ گزارش دنبال ارايه تصويری صحيح از اقتصاد و مملكت نبوده، و حتی به معيارهای درونی دولت هم توجهی نكرده است. مثلاً آمار خود را از مراجع غيرمعتبر ارايه كرده. در خصوص آمار اشتغال مرجع اصلی مركز آمار است و نه وزارت كار، اما چون ارقام رسمی مركز آمار به نفع نبوده به ارقام مخدوش و غير معين مراكز دولتی ديگر مراجعه كرده است.
6ـ كيلويی بودن ارقام گزارش از ويژگی*های آن است. كلمات سر راست 1000 تفاهم*نامه، 1000 انجمن علمی، 600 مصوبه، 500 هزار واحد مسكونی و... از جمله ارقامی هستند كه معرف اين ويژگی است. يا اينكه 500 هزار نفر به ظرفيت 750 هزار نفری آموزش عالی در اين دو سال اضافه شده است!!
7ـ فقدان اعتماد به*نفس در موارد ديگر گزارش هم مشهود است، به طوری كه به مسايل اساسی كه مورد توجه جامعه است، مثل دو يا چند برابر شدن قيمت مسكن يا رشد نقدينگی يا حجم عظيم مصارف دلاری از درآمدهای نفتی و... مطلقاً اشاره*ای نمی*كند.
8ـ ادعاهايی در گزارش مطرح می*شود كه توهين به شعور خواننده است، مثل اينكه در طول تاريخ كشور برای اولين بار كوشش دولت برای كاهش وابستگی بودجه به نفت نتيجه داده است!!! و در سال 1386 به زير 50 درصد خواهد رسيد!!
10ـ در طول گزارش حتی به يك مورد ضعف و نارسايی اشاره نشده است، در صورتی كه هر عاقلی می*داند كه بهترين سياست*ها هم مآلاً منجر به بروز مشكلاتی می*شوند كه بايد آنها را ذكر كرد ولی همان فقدان اعتماد به*نفس كه در زير پوشش نمايش افراطی اعتماد به*نفس پنهان می*شود، مانع از آن می*شود كه دولت ضعف*ها را ببيند يا اگر ديد جرأت بيان و توضيح آنها را داشته باشد.
11ـ بخشی از آمارهای ارايه شده رسمی نيستند، و از دل بدنه كارشناسی دولت برنيامده*اند. اگر دولت به هر دليلی آمارهای رسمی را معتبر نمی*داند، بناچار بايد سازوكار ديگری را برای ارايه آمار ارايه دهد، پيش از آنكه در گزارش رسمی خود به آنها استناد كند.
12ـ بی*نظمی و ادبيات غير رسمی ويژگی ديگر گزارش است. برای نمونه يك خط درباره اعتبارات بانكی نوشته شده و 10 خط درباره خريد نقدی گندم، ادبيات گزارش نشان می*دهد كه يك نفر دم*دستی در دفتر دولت مجموعه*ای از آمار و ارقامی كه جلويش بوده را با همكاری ديگران نوشته و گزارش را به هم سنجاق كرده*اند. اين بی نظمی در قالب ادعاهای عجيب خود را نشان داده است. مثل اين گزاره: "برای اولين بار پس از جنگ، دولت در بودجه جلوی افزايش هزينه های مصرفي(!!) و جاری را گرفت و برای اولين بار نسبت بودجه عمرانی را گسترش داد." فارغ از مضمون و ادبيات اين گزاره، به نظر می رسد نويسنده هيچ آشنائی با بودجه های قبلی نداشته است.
در يک کلام می توان گفت که دولت در سياست*های خود در اين دو سال هم مثل نوشتن همين گزارش عمل كرده است.
فارغ از همه اينها يك كار خوب و انسانی اين دولت خريد نقدی گندم است كه بايد از آن تقدير كرد، شايد هم بهتر است رفتار دولت*های قبلی را در اين زمينه محكوم كنيم. ضمناً جمله پايانی گزارش را هم نبايد از ياد برد كه «رييس*جمهور و دولت نهم تنها رئيس*جمهور و دولتی هستند كه تاكنون در تاريخ ايران، موفق به بازديد از همه شهرهای كشور و ديدار با مردم سراسر كشور شده*اند.»
iran
Comment
-
Iran Has a Message. Are We Listening?
TEHRAN I found the general at the end of a winding road in the Alborz Mountains 150 miles north of Tehran. He was sitting placidly at a table laden with cherries, nectarines and other fruits. A stream flowed nearby. It was a pleasant and pastoral place to discuss an uncomfortable matter: the tension between Iran and the United States, and the looming possibility of war.
The general, Mohsen Rezai, is secretary of Iran's powerful Expediency Council. He's also the former commander of the Revolutionary Guards. He rarely speaks to foreign reporters -- especially Americans. I was surprised when, during a recent visit to Iran, I learned from one of Rezai's aides that he would be willing to meet me at his vacation villa in the mountains.
Given Iran's complex, nearly impenetrable politics, it is difficult to say whether Rezai wanted to deliver a semi-official message, or was freelancing. But it seemed like the former, especially because the government also arranged rare interviews with other senior officials, including Ali Larijani, the main negotiator on Iran's nuclear program.
Rezai's intention was clear: No matter what question I asked, he somehow managed to bring the discussion back to Tehran's need to find its way out of its dangerous stalemate with Washington. President Bush "has started a cold war with Iran, and if it's not controlled, it could turn into a warm war," he said.
Rezai suggested that Iran is searching hard for a face-saving way to end the standoff over its ever-advancing uranium-enrichment program. He endorsed, in a more forthright way than I have heard from any other senior Iranian official, a "timeout" proposed by Mohamed ElBaradei, the director general of the International Atomic Energy Agency. "What it means is for Iran to stay at the [enrichment] level it has reached, with no further progress. By the same token, the U.N. Security Council will not issue another resolution," said Rezai, who indicated that the idea is gaining support inside the Iranian regime. "The Iranian nuclear issue has to be resolved through a new kind of solution like this."
Rezai also suggested that the talks recently begun in Baghdad between Ryan Crocker, the U.S. ambassador to Iraq, and his Iranian counterpart, Hassan Qomi, had taken the edge off the sense of threat felt in Tehran. The talks amounted to a long-overdue acknowledgment by Bush that he must deal with the regime, Rezai contended, sounding pleased.
In his late 60s, Rezai doesn't look as formidable as his résumé. A soft-spoken man of medium height, he commanded the elite Revolutionary Guards during most of the brutal Iran-Iraq war in the 1980s, and he helped lead the Iranian offensives that secured Iraqi territory by the end. ("Iran doesn't succumb," Rezai told me proudly when I asked what might happen if the United States ever attacked.) He was also one of five senior Iranian officials whom an Argentine judge named as suspects late last year in the 1994 bombing of a Jewish community center in Buenos Aires that killed 85 people. (Iran called the charges "baseless.")
Rezai's effort at outreach suggests that the policy of diplomatic coercion being pursued by the United States, Britain, France and Germany is working, at least to some degree. Iran has grown weary of its economic and political isolation, and senior officials in Tehran remain preoccupied with the possibility of a U.S. military strike. Now Iran is eager to satisfy ElBaradei's demands for further clarity on the illicit history of its program -- so much so that Larijani met twice with him last week.
What is not clear is whether the Bush administration will accept a "timeout," as opposed to a full suspension of Iran's enrichment activities. It also is not clear, despite Rezai's hopes, that Bush has given up on regime change; hence the "presidential finding" Bush recently signed that authorizes the CIA to conduct non-lethal operations to harass the Iranian regime. Having isolated Tehran diplomatically, the Bush administration seems content to simply wait until it "caves."
But my 10-day visit to Iran in late June, mostly spent in Tehran, convinced me that any hopes that Iran will just give up are badly misguided. Yes, the regime is under pressure, but it isn't close to having its back to the wall economically, despite its recent move to ration gasoline, which provoked violent protests. Stores are well stocked, the streets are thronged with shoppers, and flower stores and luxury goods abound, indicating that people in this oil-rich economy still have plenty of disposable income. The U.N. sanctions and the quiet pressure on international banks to cut off business with Iran inflict some pain, but they are generally nuisances and not deal-breakers. And the sanctions are shot full of holes: European businesses do vibrant trade with Iranian counterparts, and Iranians have just shifted their business dealings from dollars to Euros.
Bush's feeble $75 million effort to promote democracy in Iran also is not gaining traction. While much of the Western media in recent weeks have focused on the detention of four Iranian Americans who made the mistake of traveling back to their homeland at a time when the government is even more paranoid than usual about American plots, they scarcely make news in Tehran. Indeed, the Bush program's most notable impact has been giving the regime justification for a new crackdown on dissent.
Even so, the comments by Rezai and Larijani indicate that, with 18 months left in Bush's presidency, Iran may be offering his administration a last chance at a new relationship. At least twice before, the administration has slapped down such overtures. In late 2001, Iran provided invaluable assistance in stabilizing the post-Taliban government led by Hamid Karzai in Afghanistan, pledging $550 million worth of assistance (about the same amount promised by the United States) at a January 2002 donors' conference. A week later, Bush declared Iran part of the "axis of evil" during his second State of the Union address -- a stinging rebuff that Iranians still talk about bitterly. Then, in the spring of 2003, Iranian officials used their regular Swiss intermediary to fax a two-page proposal for comprehensive talks to the State Department, including discussions of a "two-state approach" to the Israeli-Palestinian issue. That, too, was ignored.
iran
Comment












Comment