The End Of Dictador Islamic Republic (Election fraud)

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #301
    ترمز حاکميت
    با يک حرکت ملی
    بايد کشيده شود
    مهران جوادي




    حاکميت ظاهرا بدون ترمز و فرمان در سراشيبی می رود. آشوبهای پی در پی در جای جای کشور و تحريم ها و فشارهای فزاينده بين المللی همه گواهی بر شرايط خطير کنونی است . اما نگران کننده ترعدم درک دقيق شرايط از سوی بخشی از نيروهای فعال در صحنه سياست ايران است. آنچه که به نظر می رسد بايد محوری ترين بحث در ميان نيروهای سياسی را تشکيل دهد تلاش برای تمرکز پيدا کردن حول محورهای مشخص با هدف سازماندهی موج نارضايتی عمومی است که از لايه های زيرين جامعه دارد به سطح می رسد و گريزی از آن نيست. هرچند که تجربه سال های هفتاد شش و هفتاد و هشت و انعطاف حاکميت و ورود بخشی از نيروهای مترقی به ساختار حاکميت عاملی است که بخشی از نيروها در مقابل شرايط خطير کنونی دست به عصا حرکت کنند تا بلکه بتوانند از فيلترهای حکومتی برای چند انتخابات پيش رو گذر کنند.

    اما اين نکته حتما بايد مورد توجه قرار گيرد که با توجه به انتخابات مجلس گذشته و خلف وعده خاکميت در تائيد صلاحيت ها، علی رغم قول قطعی رهبر به آقای خاتمي(رئيس جمهور وقت)، اين نکته بايد لحاظ گردد که با توجه به اينکه حاکميت کنونی طی دو سال گذشته دست به ساختار شکنی زده و عملا بخش عمده ای از معيارهای پذيرفته شده را در رفتارهای داخلی و بين المللی خود کنار گذاشته است، به نظر می رسد اگر راهی برای نفوذ به اين ساختار متصلب بتوان متصور شد از طريق قرار گرفتن در پيشاپيش مردم و داشتن مرزبندی مشخص و قابل تشخيص برای توده مردم از حاکميتی است که برای بقای خود کشور را به ثمن بخس ميخواهد معامله کند و بقای خود را به بقای کشور گره زده است. گام های بلند حاکميت برای حاکم کردن فضای جنگی بر کشور و تشديد فشارهای اقتصادی که بخش اعظمی از جامعه را تحت فشار قرار داده است و مقابله آشکار با چنين سياست هايی بخشی از آن فاکتورهايی است که اگر از سوی نيروهای سياسی پيشرو به عنوان محور برنامه های آينده شان مورد توجه ويژه قرار نگيرد عملا سيب رسيده نارضايتی عمومی را به دامن آمريکا خواهد انداخت و کشور را در معرض حمله و خطر فروپاشی قرار خواهد داد. بنابراين اتحاد فراگير همه نيروها حول محورهای ذکر شده و محوريت شخصيت هايی شبيه خاتمی با پتانسيل پذيرش از سوی اکثريت جامعه در مرکز اين حرکات بخشی از فعاليت هايی است که به نظر می رسد بايد سرلوحه برنامه ی نيروهای سياسی مترقی قرار گيرد. بی توجه به سخنان افرادی شبيه آقای زيباکلام که با احساس خطر از حضور مجدد خاتمی در عرصه سياسی کشور به دست و پا افتاده اند تا خاک به چشم مردم بپاشند بايد با حفظ اتحاد اين شرايط سرنوشت ساز که سرنوشت و آينده ايران به آن وابسته است را به سلامت پشت سر گذارد.



    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #302
      پرسش و پاسخ حجاريان
      اصحاب قدرت نمی خواهند
      اجازه جای پای محکم به اصلاح طلبان بدهند
      من عضو سپاه نبودم که از آن بيرون آمده باشم. در زمان اعدام های سال 67 نيز معاون سياسی استانداری خوزستان بودم. البته اطلاعاتی از اين سو و آن سو به گوشم می*رسيد كه اين اتفاقات در پايتخت و برخی مراكز استانها همزمان شروع شده و كليه اپوزيسيون با مرام*ها و مسلك*های گوناگون از آن صدمه ديدند. آماری كه تاكنون از ناحيه اپوزيسيون ارائه شده عددی بين 5 تا 8 هزار نفر است.







      سايت نوروز يک پرسش و پاسخ اينترنتی باسعيد حجاريان ترتيب داد که شماری از خوانندگان داخل و خارج اين سايت سئوالات خود را با حجاريان درميان گذاشتند. از مجموعه اين پرسش و پاسخ برخی سئوالات و پاسخ ها را که جنبه عمومی داشته و کمتر روی مسائل سازمانی جبهه مشارکت متمرکز است برگزيده و خلاصه زير را تنظيم کرده ايم.

      - صهبا الستي:ازنظرشما جايگاه حقوقی بهاييان در ايران چيست؟

      سعيد حجاريان: تا آنجا كه من مطلع هستم فتوای مشهور درباره جامعه بهائيان محقون الدم بودن آنهاست، اما به نظر من هر كسی كه شناسنامه ايرانی دارد، ماليات پرداخت می*كند و به خدمت سربازی می*رود، ازحقوق پايه شهروندی برخوردار است.

      - امير يقين لو : با مسئوليتهای شما قبل از اصلاحات آشنا نيستم .لطفاً آنها را برايم ليست کنيد؟

      سعيد حجاريان: مسئوليت*های من قبل از دوران اصلاحات و البته پس از انقلاب به شرح زير هستند:

      1- كميته انقلاب اسلامی مستقر در ستاد مشترك ارتش

      2- دفتر اطلاعات و تحقيقات نخست وزيري

      3- وزارت اطلاعات

      4- معاونت سياسی استانداری خوزستان

      5- معاون سياسی مركز تحقيقات استراتژيك رياست جمهوري

      - خسرو:اشتباهات جبهه مشارکت، شخص آقای خاتمی و توده مردم در شکست اصلاحات و در محاق رفتن اين پروژه را در چه مواردی می دانيد؟

      سعيد حجاريان: اينكه چرا شما درباره نقش اصحاب قدرت در شكست اصلاحات سئوالی نكرديد و در عوض می*خواهيد كه پای مردم را به دايره نقد وارد كنيد، به خودتان مربوط می*شود.

      - مريم:عکس گذرنامه سعيدامامی رو چه کسی اينترنتی کرد؟

      سعيد حجاريان: شايد عكس او را از منابع اروپايی كه فتوكپی پاسپورت سعيد امامی را به دليل مسافرت او به آن كشورها در اختيار داشته*اند، به دست آورده باشند.

      - نصير: نظر شما در خصوص تغيير اساسی ساختار نظام چيست؟

      سعيد حجاريان: اگر منظور شما از نظام و ساختار دقيق باشد، مثلا تحول ساخت اجتماعی يا اقتصادی را نيز شامل شود، با آن به كلی مخالفم. دگرگونی*های عميق و آزمون*های بزرگ كه ممكن است منجر به خطای بزرگ نيز شود، قابل جبران نيستند.

      - روزبه رحيمي:ا چرا در هيچ منبعی نقدی در مورد رهبر انقلاب نوشته نمی*شود؟
      سعيد حجاريان: چون تنها مرجع رسمی اين كار خبرگان رهبری است و آن هم كميسيون اختصاصی دارد و انتقاداتش محرمانه است.

      - حسن خادمي: با توجه به اينکه شما در دوره اعدام مجاهدين در سال 67 در وزارت اطلاعات بوديد، چرا تاکنون در اين زمينه اظهار نظری نکرده*ايد؟

      سعيد حجاريان: من در مقطع مذكور معاون سياسی استاندار خوزستان بودم، البته اطلاعاتی از اين سو و آن سو به گوشم می*رسيد كه اين اتفاقات در پايتخت و برخی مراكز استانها همزمان شروع شده و كليه اپوزيسيون با مرام*ها و مسلك*های گوناگون از آن صدمه ديدند. آماری كه تاكنون از ناحيه اپوزيسيون ارائه شده است عددی بين 5 تا 8 هزار نفر است.

      - مصطفی جهانبخش: علت خروج شما از سپاه پاسداران چه بود؟

      سعيد حجاريان: من اساسا عضو سپاه نبوده*ام كه از آن خارج شوم.

      - مهدی هنرپرداز: چرا و بر اساس کدام استدلال شما نظام مشروطه را بر جمهوری تمام عيار

      ترجيح می*دهيد؟

      سعيد حجاريان: من گمان دارم با توازنی كه ميان نيروهای سياسی در حال حاضر وجود دارد، امكان برقراری يك جمهوری تمام عيار موجود نيست.

      - محمد لکي:هنوز اعتقاد داريد در پارادايم مشروطيت هستيم؟

      سعيد حجاريان:من قبلا نيز گفته ام كه هنوز تكاليف انقلاب مشروطيت به انجام نرسيده است و هنوز نيز بر اين عقيده استوار هستم و طبيعتا اصلاح طلبی، گفتمان مطلوب برای برآورده شدن حداقل مطالبات سياسی است و نيز اعتقادی بر آن ندارم كه جامعه گسسته و فروپاشيده شده است. هنوز نهادهای زيادی كاركرد خود را بعنوان چسب و ملات پيوستگی اجتماعی بازی می*كنند.

      - نادر: به نظر نمی*رسد در تركيب سياسی آتي(مجلس و دولت آينده) اصلاح*طلبان دارای اكثريت قاطع باشند.

      سعيد حجاريان: اصلاح*طلبان طبعا مانند هر اقليتی بايد تلاش كنند كه به گونه*ای موثر نقش خود را در قوه مقننه بازی كنند. ضمن آنكه اعتقاد به پارلمانتاريسم به عنوان تنها روش سياسی را بايد كنار گذارند. به گمان من در آينده نزديك بعيد است كه مصادر قدرت اجازه دهند كه اصلاح*طلبان در قوای مقننه و مجريه و نيز نهادی مدنی جای پای محكمی پيدا كنند. مع*الوصف نبايد از مسابقه نااميد شد.

      - تهمورس کيانی- سياتل- ايالات متحده: سياست ما درباره فلسطين بايد بر مبنای حقوق بشر و مصالح ملی ايران باشد يا بر مبنای ايدئولوژی؟

      سعيد حجاريان:

      تا آنجا كه به اعتقاد من مربوط است، ما نبايد فلسطينی*تر از فلسطينيان باشيم.



      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #303
        دستگيری های گسترده در سطح تهران به نحو بی سابقه ادامه دارد


        فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران:بنابه گزارشات رسيده از تهران رژيم امروز دست به دستگيری های گسترده در سطح شهر تهران زده. از صبح امروز تا به حال تعداد بيشماری از موتور سواران را دستگير کرده تنها در شهر ری در يکی از کلانتری ها آن که بنام کلانتری 174 می باشد بيش از 60 موتور سوار دستگير شدند و در حال حاضر در بازداشت بسر می برند يکی از دستگير شدگان بنام آقای جلال اقدامی می باشد. در حال حاضر خانواده های دستگير شدگان در مقابل کلانتری تجمع کردند و خواهان آزادی فرزندانشان هستند.
        فعالين حقوق بشرو دمکراسی در ايران، دستگيرهای کور و گسترده را در روز 18تير به منظور ايجاد جو رعب و وحشت و ممانعت از برگزاری مراسم هشتمين ساگرد 18 تير را محکوم می کند.

        18 تير 1386

        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #304
          هشدار مجاهدين انقلاب
          عقب نشينی يا سرکوب؟
          حاکميت راه دوم را انتخاب کرده
          دامنه اين حركت جديد می تواند تمامی كانون*ها و شخصيت*ها كه در يك فعاليت آزاد و قانونی می توانند حضور داشته باشند را بگيرد. پلمپ دفتر سازمان ادوار تحكيم وحدت را بايد نقطه عطفی در برخورد با تشكل*های سياسی رسمی و دارای مجوز رسمی فعاليت از کميسيون ماده 10 دانست و نقطه آغازی برای برخورد با احزاب سياسی شمرد.





          محسن آرمين سخنگوی سازمان مجاهدين انقلاب در يک تماس کوتاه خبری با خبرگزاری ايسنا، پيرامون رويدادهای روزهای اخير و جمع بندی شورای رهبری اين سازمان درباره اين حوادث گفت:

          در جلسه اخير سازمان مسائلی از جمله بازداشت دانشجويان دفتر تحكيم وحدت، پلمپ دفتر سازمان ادوار تحكيم وحدت و پيش از آن توقيف مجدد روزنامه هم ميهن و لغو امتياز روزنامه مشاركت مورد بحث و گفت*وگو قرار گرفت.

          اين اقدامات موجی از برخورد با نهادهای مستقل از قدرت است و پيش*بينی حوادثی كه در آينده رخ خواهد داد. اين حوادث، تنها در چارچوب درك واقعی از شرايط سياسی و اجتماعی كشور قابل تحليل است.

          در شرايط فعلی آثار و نتايج شديدا زيانبار رويكردها، سياست*ها و اقدامات غلط و شعاری عيان شده است. بيكاری، تورم، قيمت اجاره و خريد مسكن از علائم آشكار يك بحران واقعی در عرصه اقتصادی است.

          آرمين با اشاره به نتايج منفی سياست خارجی و صدور قطعنامه های شورای امنيت و همچنين بحران داخلی که دولت با آمارهای غلط سعی در انکار آن دارد، مسئله انتخابات آينده مجلس را طرح کرده وگفت:

          چنين شرايطی جريان حاكم را به شدت نسبت به سرنوشت خود نگران كرده است. به طور كلی اين جريان دو راه پيش رو دارد؛ يا اين*كه در سياست*ها و رويكردهای خود تجديدنظر كند و اشتباهات گذشته خود را بپذيرد و درجهت اصلاح آن تلاش كند، يا اين *كه بر روش*های پيشين خود اصرار بورزد كه متاسفانه حوادث اخير بيانگر اين واقعيت است كه راه دوم را انتخاب كرده است.

          هرچه می*گذرد تحمل برخی از نيروهای جريان حاكم كم تر* می*شود و حوادثی كه اين روزها با آن مواجه هستيم از جمله بازداشت اعضای شورای مركزی دفتر تحكيم وحدت، پلمپ دفتر ادوار تحكيم وحدت و توقيف مجدد روزنامه هم*ميهن نشانه*های آن است. دامنه اين حركت جديد می تواند تمامی كانون*ها و شخصيت*ها را كه در يك فعاليت آزاد و قانونی می توانند حضور داشته باشند بگيرد. ايجاد محدوديت برای مطبوعات و رسانه*ها از جمله خبرگزاری ايلنا، همگی نشانگر عدم تحمل اين جريان است.

          مثلا سازمان ادوار تحكيم وحدت يك تشكل سياسی دارای مجوز رسمی از سوی وزارت كشور است. تشكل*های سياسی رسمی و قانونی زير نظر كميسيون ماده 10 احزاب وزارت كشور فعاليت می*كنند و مادام كه فعاليت آن*ها مجاز شمرده شده باشد، هيچ دستگاهی حق برخورد با آن*ها را ندارد. از اين نظر پلمپ دفتر سازمان ادوار تحكيم وحدت را بايد نقطه عطفی در برخورد با تشكل*های سياسی رسمی مستقل دانست و نقطه آغازی برای برخورد با احزاب سياسی شمرد. با نزديك شدن انتخابات مجلس بايد شاهد وقوع اشكال جديدتری از اين نوع برخوردها باشيم. به دانشجويان عزيز متذكر می*شويم كه تشديد فشارها بر جنبش دانشجويی با هدف دوگانه ايجاد انفعال و راديكاليزه كردن فضای جنبش دانشجويی است . خنثی*سازی اهداف اين حركت و حفظ فضای پرتحركی كه بتدريج در دانشگاه*ها در حال شكل*گيری است و حضور فعال و موثر در انتخابات آينده پاسخی است از سر درايت و تدبير به طراحان سناريوهای جديد.



          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #305
            رفسنجانی رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در جلسه ای با بيان اينکه نمی توان نسبت به سرنوشت کشور بی تفاوت بود ، از تندروی ها و افراط سياسی در دو جناح سياسی کشور به عنوان دو لبه قيچی که اعتماد مردم را به کارآمدی نظام سست می کند ياد کرده و بر لزوم دوری نيروهای معتدل و عقلگرای دو جناح از چهره های افراطی به عنوان يک ضرورت نام برده است. وی در مورد هرگونه اختلاط مرزبندی اين نيروها با افراطيون تحت عناوينی چون ائتلاف هشدار داده و خواستار استقلال عمل آنها شده است. رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام همچنين با تاکيد بر ضرورت جدا شدن حساب افراطيون دوم خردادی با اصلاح طلبان معتدل در افکار عمومی ، اعلام کرده که بدون دخالت مستقيم در فرآيند انتخابات از نيروهای معتدل حمايت خواهد کرد. برخی آگاهان سياسی در اين راستا خبر از فعال شدن طيفی از اطرافيان آقای هاشمی به محوريت دکتر حسن روحانی رئيس مرکز تحقيقات استراتژيک برای انتخابات مجلس هشتم و شکل بندی "قطب سوم" انتخاباتی خبر می دهند که عمدتا شامل نيروهای معتدل و تکنوکرات اصلاح طلب خواهد بود.

            * برخی اخبار حکايت از واگذاری امتياز روزنامه "صبح امروز" به يکی از چهره های شاخص جريان اصولگرا دارد؛ قرار است اين روزنامه که در دوره حاکميت دوم خردادی ها توسط يکی از چهره های شاخص جبهه اصلاحات و مشاور رئيس جمهور وقت منتشر می شد، در آستانه انتخابات 24 اسفند با قالب و محتوايی جديد وارد عرصه مطبوعات کشور شود.

            * مرکز مطالعات و تحقيقات استراتژيک امارات ، کتاب 5 زبانه يک نويسنده آمريکايی درباره جزايرسه گانه ايرانی که فاقد هر گونه استدلال علمی بوده و در آن از تنب های کوچک و بزرگ وجزيره ابوموسی به عنوان "الماس اشغال شده خليج" ياد شده را، در سطح وسيعی بين مراکز علمی و سفارتخانه ها و کنسولگری های مستقر در ابوظبی توزيع کرده است.

            * اخيرا شماره جديدی از يک نشريه که گردانندگان آن سال گذشته به دليل همکاری با گروهک منافقين دستگير شدند اما مجوز آن هنوز ابطال نگرديده، توسط همسرمديرمسئول متواری نشريه وبا هدايت مستقيم وحمايت مالی هواداران رجوی منتشر و درتيراژ محدودی در برخی شهرستان ها توزيع شده است.

            * کارتل های صهيونيستی با سوء استفاده از خلاء*های قانونی برای حمايت کشورهای اسلامی از صنعت بومی دخانيات، سالانه 24 ميليارد نخ سيگاربا اسانس های مختلف وارد اين کشورها می کنند که ازاين مسير ارقام کلانی ارز ازجيب مسلمانان به حساب خزانه مافيای جهانی مواد دخانی واريز می شود.

            * آمريکايی ها در ادامه اقدامات خصمانه خود عليه اعتقادات و باورهای مذهبی ملت مسلمان ايران فيلمی در زمينه وضعيت حجاب در کشورمان ساخته اند و فرهنگ عفاف را مورد هجمه قرار داده اند؛ اين فيلم که در برگيرنده تصاويری از پوشش زنان ايرانی از سال 59 تا کنون است، در آينده ای نزديک برای ايجاد موج جنگ روانی تازه عليه کشورمان به نمايش گذاشته خواهد شد.

            * تعدادی ازعناصر وابسته به جريان چپ مارکسيستی يکی ازدانشگاه های کشور که با عناصر فعال درزمينه کمپين يک ميليون امضايی و تبليغ وانتشار آن در سطح جامعه ارتباط دارند، موسسه ای شبه فرهنگی راه اندازی کرده و در قالب برپايی دوره های آموزشی درباره موضوعات مختلف، ديدگاه های خود را درباره حقوق بشر و زنان ترويج می کنند. اپوزيسيون خارج از کشور و برخی سرويس های اطلاعاتی غربی آشکارا از اين کمپين به عنوان بهانه ای برای اتهام زدن به نظام در خصوص حقوق زنان حمايت می کنند اما عدم استقبال از اين طرح، مدافعان آن را کم انگيزه کرده است.

            * در پی درج مطلبی در خصوص "سوابق و فعاليت های يک عضو ارشد اتاق بازرگانی و معادن ايران" در بخش گفته می شود هفته گذشته، اخباردريافتی حاکی ازآن است که نامبرده (الف - الف. ق) برای رسيدگی به موضوع توسط نهادهای نظارتی احضار شده ، اما برای تثبيت موقعيت خود ، تحرکات جديدی را آغاز کرده که جا دارد مورد توجه مراجع ذيربط قرار گيرد.

            * اخيرا يکی از مقامات سابق سازمان جاسوسی CIA با انتشار کتابی تحت عنوان The Destroy Divide Plan A Rheology در آمريکا، به افشاگری در زمينه توطئه سازمان مذکور عليه شيعيان دنيا به ويژه ايرانی ها پرداخته است.

            * نماينده يک شرکت سنگاپوری در کشورمان که تحت حمايت يکی از مسئولان سابق سازمان پژوهش های وزارت علوم ، 3 ميليون و 108 هزار دلار از محل فروش هزاران دستگاه ويدئو پرژکتور مستعمل به مراکز علمی درآمد کسب کرده بود ، پس از رای ديوان محاسبات مبنی بر لزوم بازگشت اين رقم به خزانه، روند گذشته را از طريق فروش گوشی های بی سيم با تکنولوژی از رده خارج با هماهنگی يکی از وزرای دولت سابق تکرار کرد و با تصدی مديريت يکی ازکارخانجات مخابراتی عظيم کشور ، در نهايت مسئوليت مهمی در ارتباط با صدور کارت هوشمند سوخت را هم برعهده گرفت!

            * برخی افراد و کتاب فروشی ها در شهرستان های مختلف استان کردستان اقدام به توزيع کتب و جزوات حاوی عقايد و ديدگاه های فرقه جعلی وهابيت در مساجد و بين نمازگزاران کرده اند؛ اين کتاب ها و جزوات که توسط وزارت شئون اسلامی و اوقاف و دعوت يک کشور عربی منتشر شده اند، به صورت قاچاق وارد ايران شده اند.

            * مديرکل اجتماعی و انتخابات استانداری يکی از استان های شمالی کشور که با تصدی سازمان آموزش و پرورش استان مذکور جزء مديران دو شغله دولت نهم به حساب می آيد، قصد داشت از حوزه انتخابيه زادگاهش نامزد نمايندگی مجلس هشتم شود اما با فشار افراد ذی نفوذ در شهرستان مذکور از اين کار منصرف گرديد.

            * استانداريکی ازاستان های آذری نشين دراقدامی سئوال برانگيز، پس از 2 ماه مذاکره فشرده با يکی از مديران کارآمد و ارزشی منطقه، رضايت او را برای رياست سازمان بهزيستی استان جلب کرد اما بلافاصله فرد ديگری که اخيرا به استخدام دولت درآمده و فاقد تجربه مديريت و ظاهرا از نزديکان اوست، به سمت مذکور منصوب شده است.

            * مشکلات خانوادگی يکی از اعضای تيم ملی دو و ميدانی ايران به ورزشگاه محل برگزاری مسابقه ليگ باشگاه ها کشيده شد و درگيری های به وجود آمده، باعث محروم ماندن اين ورزشکار از شرکت در مسابقات قهرمانی کشور شد.

            * اخيرا نيروهای اشغالگرعراق با همکاری منافقين اقدام به تهيه البسه رسمی نيروهای مسلح جمهوری اسلامی کردند و مزدوران گروهک پژاک نيزجهت جمع آوری اطلاعات مورد نيازخود از داخل ايران و انجام عمليات خرابکارانه، با البسه مذکور به کشور مان نفوذ می کنند . اين مسئله توسط مسئولان امر به طور جدی در حال بررسی و پيگيری است.

            * کميته بررسی نحوه اجرای مصوبات عفاف و حجاب و آئين نامه اجرايی مصوبات مذکور، در شورای فرهنگ عمومی کشور و با حضور نمايندگان دستگاه های مختلف تشکيل شده و فعاليت های خود را آغاز کرده است.

            * مديرکل مستعفی صدا و سيمای يکی از استان های شمالی که در روزهای اخير برای کانديداتوری در انتخابات هشتمين دوره مجلس از مسئوليت خود کناره گيری کرده، در اقدامی زودهنگام کارت ويزيت چاپ و توزيع و سايت شخصی تبليغاتی خود را فعال کرده است.

            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #306
              نماز جمعه هاشمي: گرانی مردم را به ستوه آورده
              امام قبل از رحلت
              تصميم گرفت جنگ را تمام کند!





              نماز جمعه ديروز تهران را هاشمی رفسنجانی خواند. با توجه به سالگرد قبول قطعنامه 598 و پايان جنگ با عراق، سخنان رفسنجانی عمدتا روی مراحل پذيرش اين قطعنامه متمرکز بود. هاشمی گفت:

              در آن زمان جنگ به جايی رسيده بود كه برخی شعارهای ما ديگر به نظر می*رسيد عملی نيست چرا كه آمريكا و قدرت*های بزرگ عملا وارد جنگ شده بودند و سلاح*های خطرناك را به رژيم بعث می*دادند.بر اساس مصلحت اين قطعنامه را پذيرفتيم. هيچ*كس غير از امام نمی*توانست مسأله به اين بزرگی را حل كند. ايشان چون می*دانست بعد از رحلت *شان ممكن است كشور دچار مشكل *شود و كسی نتواند از عهده*ی اين كار را برآيد خود مسووليت اين كار را بر عهده گرفت.

              امروز آمريكا در عراق گرفتار است و از اخبار شنيده می*شود كه كنگره* آمريكا و مجلس نمايندگان اين كشور قانونی را تعيين كرده كه تا پايان سال ميلادی اين*ها بايد از عراق خارج شوند هرچند كه بوش اين مسأله را نمی*پذيرد و وتو می*كند اما نشان می*دهد كه اين*ها در درون خودشان هم با فشار مواجه*اند.

              رفسنجانی در ارتباط با مسائل داخلی گفت: گرانی و تورم، بخصوص گرانی مسکن و اجاره مردم را به ستوه آورده است.



              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #307
                ماستمالی پرونده چماقداری و سرکوب در 18 تير


                مهر
                پس از 8 سال برای اولين مرتبه؛
                جزئيات حادثه 18 تير از زبان سردار فرهاد نظری در گفتگو با مهر : وابستگی سياسی نداشتم ، قربانی شدم
                فرمانده انتظامی اسبق تهران بزرگ در نخستين گفتگويی که پس از گذشت هشت سال از حوادث 18 تير 78 در کوی دانشگاه با خبرگزاری مهر انجام داد، به بازگويی جزئياتی از حادثه مذکور و آخرين تحولات مربوط به پرونده خود در کميسيون اصل نود مجلس شورای اسلامی پرداخت. "مهر" از آنجا که در مورد حادثه 18 تير از همه تريبونها و بخشها اعلام نظر شده و کمتر به سخنان سردار نظری توجه شده ، برای احيای حق ايشان مصاحبه را منتشر می کند.
                سردار فرهاد نظری که اين روزها برای پيگيری پرونده خود در کميسيون اصل نود مجلس شورای اسلامی به خانه ملت مراجعه می کند، در راهروی مجلس به سئوالات متعدد خبرنگار پارلمانی مهر، پاسخ داد و درباره شکايت از سيد محمد خاتمی رئيس جمهور سابق و نتيجه آن، متذکر شد که هنوز پيگير اين پرونده است ، گرچه تاکنون به نتيجه مطلوبی نرسيده است.

                وی در تشريح جزئيات پرونده خود در کميسيون اصل نود مجلس هفتم اظهار داشت: رئيس کميسيون اصل نود در نامه ای به رئيس جمهور سابق اعلام کرد اين کميسيون شکايت بنده را کاملا وارد دانسته و آقای خاتمی بايد در اين زمينه پاسخگو باشد و خسارات مادی و معنوی وارده به اينجانب، جبران و به نحو متقضی از اينجانب اعاده حيثيت شود.

                فرمانده انتظامی اسبق تهران افزود: هنوز مسئوولان سياسی و اجرايی دولت گذشته اقدام عملی در جهت تحقق خواسته کميسيون اصل نود انجام نداده اند و اين پرونده در کميسيون مذکور در دوره های ششم و هفتم مجلس بر حقانيت بنده تاکيد کرده و مکاتبات جهت قرائت گزارش کميسيون در خصوص حادثه 18 تير و شکايت بنده از آقای خاتمی در صحن علنی به نتيجه نرسيده است.

                "بنده درخواست ارجاع پرونده شکايت خود از رئيس جمهور سابق به دستگاه قضايی را طرح کرده ام تا اين مساله در دادگاه صالحه برابر با قانون خارج از نوبت مورد رسيدگی قرار گيرد و از رئيس قوه قضاييه نيز می خواهم زمينه محاکمه مسوولان مربوطه در دولت سابق را جهت روشن شدن همه ابعاد حوادث کوی دانشگاه فراهم کند تا با صدور حکم عادلانه، عدالت عينی تحقق يابد".

                از سردار نظری در خصوص علت به نتيجه نرسيدن شکايت او از رئيس جمهور سابق سئوال شد که او در پاسخ اظهار داشت: اين نکته قابل تامل است که برخی مسئولان در گذشته بنده را در حوادث کوی دانشگاه قربانی اين قضايا کردند . به اعتراف صريح خود آنها بايد توجه کرد به خصوص نامه 9/11/80 سيد محمد علی ابطحی معاون وقت حقوقی و پارلمانی رئيس جمهور که خطاب به آقای خاتمی نوشته است "سردار فرهاد نظری فرمانده وقت نيروی انتظامی تهران بزرگ به عنوان متهم اول مطرح شد و ... در نتيجه به دستور جنابعالی توبيخ و عزل گرديد" و در سپس سطر ديگر نامه ادامه داده است "... در جريان کوی دانشگاه 5 نفر افسر ارشد ديگر از نيروی انتظامی در محل حاضر بودند که به دلايلی دبيرخانه شورايعالی امنيت ملی وارد آن حوزه نشدند؛ لذا در حق وی (فرهاد نظری) ظلم شده است".

                وی افزود: در اين مسائل کسی قربانی می شود که دارای پشتوانه سياسی و وابستگی به حزب يا جريان خاصی نباشد و يا شايد بتوان گفت که علت اينکه پيگيری های اينجانب به نتيجه نمی رسد تنها بودن بنده در اين قضايا و عدم حمايت جريان خاصی سياسی می باشد.

                به اعتقاد فرمانده انتظامی اسبق تهران، اصل موضوع کوی دانشگاه ناشی از جنگ قدرت بين دولتمردان و برخی جريانات سياسی وقت بوده و آنها در يک معامله پشت پرده " سربازی که سال ها به عشق خدمت به مردم کشورش سرب های داغ را با جان خود سرد کرده تا خدشه ای به امنيت مردم وارد نشود و ثمره آن 7 بار مجروحيت، 16 مرتبه عمل جراحی سنگين و 70 درصد جانبازی مادام العمر بوده را قربانی کردند."

                سردار نظری ادامه داد: آنها محاکمه ای صورت دادند که حتی اتهامی که متوجه ما به عنوان نيروهای پليس کشور شد، بر اساس قانون گذشته و حال جرم محسوب نمی شود و بعد از سال 78 نيز در ادوار مختلف با شيوه های قوی تر وارد اين عرصه شدند و از سوی ديگر در سياستی دوگانه دولت مردان سابق و مسئولان وقت دبير خانه شورايعالی امنيت ملی نه تنها فرماندهان ناجا را مورد مواخذه قرار ندادند، بلکه برای آنها تشويقاتی در نظر گرفتند اما هنوز حقايق به مردم گفته نشده و تصور می کنند مردم ايران آگاه نيستند.

                از فرمانده انتظامی اسبق تهران بزرگ درباره اعتراف ابطحی به بی گناهی او و نظر سيد محمد خاتمی در اين زمينه سئوال شد که وی پاسخ داد: اسناد و مدارک و مکاتبات زيادی نزد بنده وجود دارد که آقايان به بی گناهی من اعتراف کرده اند؛ آقای خاتمی در تاريخ 27/11/80 طی نامه ای تاکيد کرد "سابقه سردار نظری روشن و درخشان است و هيچ مسئله ای نبايد باعث خدشه دار شدن آن سابقه شود" و ادامه می دهد "من هم معتقدم آنطور که بايد و شايد ادای حق نشد، اما اين به هيچ وجه به معنای تقصير و گناه سردار نظری نيست و ما بايد رای دادگاه در مورد ايشان مورد احترام قرار بدهيم."

                سردار نظری در عين حال بر اين نکته تاکيد کرد آنچه که در سطور فوق گفته شده، صرفا در حد مکاتبات داخلی و آن هم به خاطر مکاتبات و پيگيری های او بوده و هيچگاه مسئولان دولت سابق حاضر به بيان اين حقايق و واقعيت ها به صورت علنی نشده اند.

                وی همچنين از اينکه رئيس جمهور سابق به عنوان رئيس شورايعالی امنيت ملی و رئيس شورايعالی انقلاب فرهنگی که مسئوليت بخش های فرهنگی و دانشگاهی در تمام ابعاد را بر عهده داشت و در برابر مردم برای دفاع از ارزش های اين مرز و بوم سوگند خوره بود اما در خصوص حوادث کوی دانشگاه از حقايق دفاع نکرد، به شدت انتقاد کرد.

                "با کمال تاسف آقای خاتمی نه تنها در برابر قانون پاسخگوی عملکرد خود نبود، بلکه حتی برای تحقق بخشيدن به شعار گفتگوی تمدن ها و پايبندی به گفتمانی که خود مطرح کرده بود قدمی پيش نگذاشت و اکنون نيز از حضور در کميسيون اصل نود مجلس يا مجامع عمومی برای مناظره در جهت تنوير افکار عمومی خودداری می کند".

                اين فرمانده اسبق ناجا تاکيد کرد: امروز دست محبت به سوی آقای خاتمی دراز می کنم و از او می خواهم بر اساس پيمانی که با مردم بسته بود، يک بار برای هميشه به شعار خود برای گفتگو جامه عمل بپوشاند و به جای آنکه دوستان او مستقيم و غير مستقيم با استفاده از تريبون های مختلف خادمين ملت را نزد مردم به عنوان مجرم معرفی کنند، حقايق را برای مردم روشن کنند.

                وی افزود: مسئولان دولت گذشته از طرفی دانشجو و دانشگاه را ابزار سياسی کرده و سکوی پرتابی جهت سهم خواهی بيشتر از قدرت قرار دادند اما رئيس جمهور سابق و سيد بزرگواری که آن زمان سکاندار اصلاحات بود، بداند که به هرحال بايد پاسخگوی وجدان خود و مردم باشد و فردا نيز در قيامت به عنوان تضييع کننده حق الناس پاسخگوی اين جانب خواهد بود.

                سردار نظری در بخش ديگری از اين گفتگوی تفصيلی در واکنش به برخی مطالب که در روزهای اخير به بهانه کالبد شکافی وقايع کوی دانشگاه در برخی رسانه ها مطرح شد، اظهار داشت: اولين سئوالی که در اين زمينه مطرح می شود، اين است که چرا کسانی که مدعی بازخوانی حوادث کوی دانشگاه هستند، بر 18 تير تاکيد دارند و از 17 تير 78 هيچ سخنی نمی گويند؟

                فرمانده انتظامی اسبق تهران ادامه داد: آنچه حقيقت دارد اين است که علت شروع حوادث کوی دانشگاه، تحرکاتی بود که در روز پنجشنبه 17 تير انجام شد ولی در اذهان عمومی فقط روز 18 تير مطرح می شود و علت اين مساله آن است که رفتار آشوب گران در روزهای قبل از پنجشنبه 17 تير و روز پنجشنبه و پس از آن به گونه ای بود که ده ها جرم عليه حاکميت و مردم انجام شد که خيلی ها به عمد از اين حوادث گذشتند..

                "جرائمی که اغتشاش گران در مدت مذکور انجام دادند، به استناد گزارش کميته تحقيق منصوب آقای خاتمی و همچنين دستگاه قضايی که حرف آخر را می زند و ما بايد تابع آن باشيم، جرم هايی در حد اقدامات تروريستی بود ولی از آنجا که حتی دو طرف قضايا با هم سازش کرده اند، اجازه داده نشد حقيقت به درستی کالبد شکافی و به مردم منتقل شود".

                وی افزود: اينجانب به دليل آنکه برای بيان حقيقت هيچ بلندگو و تريبونی در اختيار نداشته ام و يا به دليل محرمانه بودن برخی اسناد و مدارک موجود، از انتشار و اطلاع آن به مردم خودداری کرده ام اما از همان عده به عنوان مدير سياسی و دانشگاهی در مراجع قضايی شکايت کردم و آنها در مراجع قضايی محکوم شدند که رسانه ها و محققان علاقمند به مساله می توانند بر اساس عمل به وظيفه ذاتی خود، موضوع را بررسی و افکار عمومی را در جريان واقعيت قرار دهند.

                اين فرمانده اسبق نيروی انتظامی تصريح کرد: امروز يک سند درباره حادثه 18 تير که تناقض گويی و سياست دوگانه مسئولان وقت را آشکارا نشان می دهد، وجود دارد ولی هنگامی که بخشی از آن را در اختيار رسانه ها قرار دادم هيچ يک از آنها حاضر به انتشار آن نشدند و اين در حاليست که انتشار اين مدرک بسياری از حقايق را روشن خواهد کرد.

                سردار نظری که معتقد است حوادث کوی دانشگاه نبايد به عنوان آتش زير خاکستر باقی بماند و کسانی که در وقوع اين حوادث آشکارا و پنهان نقش آفرينی کرده اند، بايد به مردم معرفی شود، در عين حال از اعلام آمادگی خود برای مناظره با دولت مردان سابق و کسانی که خود را در اين عرصه صاحب نظر می دانند، سخن گفت.

                او اعلام کرد که از رئيس سازمان صدا و سيما به صورت مکتوب خواسته است برای روشن شدن ابهاماتی که در زمينه حادثه 18 تير وجود دارد، زمينه برگزاری يک مناظره با دولت مردان سابق به ويژه سيد محمد خاتمی و فعالان سياسی وابسته به جريان اصلاح طلب را برای بيان نا گفته ها و روشن شدن واقعيت های حوادث کوی دانشگاه، فراهم کند.


                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #308
                  از فرمانده انتظامی اسبق تهران بزرگ سئوال شد چرا در برابر مطالبی که در طول 8 سال گذشته درباره واقعه 18 تير 78 مطرح شد، سکوت و از افشای اسناد و اسامی افرادی که در جريان کوی دانشگاه دست داشتند، خودداری کرده است. او در پاسخ اظهار داشت: اعتقاد بنده اين است که همه بايد تابع قانون باشيم و به آن احترام بگذاريم و عملکرد ما نيز بايد در چارچوب مقررات صورت گيرد.

                  سردار نظری افزود: بنده اصلا دنبال جنجال آفرينی و مطرح کردن خودم نبوده و نيستم و بيشتر از هر چيز مصالح مردم و نظام برايم اهميت دارد و علاقمندم در فضايی مناسب و به دور از مسائل جناحی و هياهوهای سياسی مسائل مطرح و بررسی شود و به همين علت آماده همکاری با کسانی که دوست دارند در اين زمينه تحقيق کنند، هستم.

                  "البته بنده مايلم مسائل مربوط به کوی دانشگاه برای همگان بر اساس واقعيت روشن شود و خود نيز، پيگير موضوع هستم و در اين زمينه کتاب "... برای تاريخ" را منتشر کردم که در آن نيز، بخشی از حقايق کوی دانشگاه بيان شد و مورد استقبال فراوان قرار گرفت ولی پيشنهاد می دهم دانشجويانی که در رشته قضايی تحصيل می کنند، تز پايان نامه خود را به بررسی پرونده کوی دانشگاه اختصاص دهند و مسئولان قضايی نيز، در حد امکان آنها را در روشن شدن ابعاد قضيه ياری دهند."

                  از فرمانده انتظامی اسبق تهران بزرگ درباره موقعيت و وضعيت امروز او سئوال شد و سردار نظری پاسخ داد: بنده با آنکه از دادگاه حکم برائت گرفته ام و باز هم آماده پاسخگويی به سئوالات هر مرجع و دادگاه صالحه در زمينه حوادث کوی دانشگاه هستم اما آقايان به آنچه انجام شد، اکتفا نکردند و بنده را 8 سال به اجبار خانه نشين کردند.

                  وی ادامه داد: اينجانب حتی به عنوان جانباز 70 درصد که قانون برای او حق و حقوقی را مشخص کرده، عملا از حقوق اجتماعی خود محروم شده ام و در هر جا که مورد محبت مردم واقع شدم مورد کينه مخالفان قرار گرفته ام و حتی در انتخابات آرای ملت تحت تاثير اهداف سياسی قرار گرفت و با عواطف و احساسات مردم بازی شد.

                  اين فرمانده اسبق ناجا گفت: آنها به جايگاه يک سرباز وطن در اذهان عمومی لطمه وارد کردند و با استفاده از ترفندهای مختلف از جمله وابسته نشان دادن من به احزاب و گروه های سياسی بنده را مورد هجمه قراردادند و هر چه فرياد زدم مقلد پير جماران و مقام ولايت هستم و تا زمانی که لباس پاسداری را برای دفاع از حريم دين و مردم به تن دارم ورود به دستجات سياسی را حرام می دانم ، اما کسی صدای مرا نشنيد.

                  سردار فرهاد نظری در خاتمه با تاکيد بر اينکه هرگز قصد تخطئه خدمات دولت مردان سابق را ندارد، از رئيس جمهور سابق خواست که صدای او را بشنود و به عنوان يک روحانی معتقد به حق الناس و بازخواست از اين مساله در روز قيامت، آرزوی وی را برای برگزاری مناظره در برابر وجدان آگاه مردم برآورده کند

                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #309
                    مجيد دوستعلی
                    از قتل های محفلی کرمان
                    تا دبيری هيات دولت احمدی نژاد




                    خبر انتصاب مجيد دوستعلی به سمت دبير هيات دولت با نورافکنی که روی سابقه وی روشن شد، يکبار ديگر نشان داد که آمران و عاملان قتل عام زندانيان سياسی در سال 1367 و قتل های زنجيره ای- از دکتر سامی تا داريوش فروهر و ادامه اش تا امروز- بعنوان اپوزيسيون غلبه کرده بر جنبش اصلاحات قدرت را بدست گرفته اند.

                    سابقه دوستعلی دبير جديد هيات دولت احمدی نژاد به قتل های محفلی کرمان باز می گردد و نقشی که وی هم بعنوان متهم پشت پرده و هم قاضی محاکمه کننده متهمين اينسوی پرده ايفا کرد. گرچه متهمين اينسوی پرده نيز که همگی اعضای بسيج بودند گزندی نديده و با صحنه گردانی دوستعلی صحيح و سالم به پايگاه هايشان بازگشتند.

                    متهمين علنی شده قتل های محفلی کرمان 6 نفر بودند، که در يک چشم بندی حيرت آور در دادگاه مطرح شد که اوليای دم همگی رضايت داده اند و مجرمين می توانند به پايگاه هايشان بازگردند. اين رضايت اوليای دم را سخنگوی وقت قوه قضائيه که بعدا وزير دادگستری شد و سپس در يک حادثه رانندگی مشکوک به قتل رسيد "جمال کريمی راد" اينگونه توضيح داد:

                    «پنج نفر از شش متهم با دريافت عفو از اوليای دم فقط ناگزير به پرداخت ديه و گذراندن بين ۲۸ تا ۱۵ سال زندان به دليل "جنبه عمومی جرمشان" هستند. فقط يک نفر به قصاص محکوم شده که هنوز اين حکم قابل تجديد نظر است.»

                    دادگاه های اوليه دو بار اين شش مامور اجرای قتل های محفلی را که همگی اعضای بسيج بودند، به دليل اقدام خودسرانه در جايز دانستن ريختن خون قربانيان، به قصاص نفس محکوم کرده بود، اما ديوان عالی کشور اقدام اين افراد را به دليل "مهدور الدم بودن مقتولان" قتل شبه عمد اعلام داشت و از اعدام آنها جلوگيری کرد.

                    مجيد دوستعلی، که پس از اعلام نظر ديوان عالی کشور قاضی دادگاه سوم پرونده قتل های محفلی کرمان شد (او در اين زمان رئيس شعبه پنجم دادگاه عمومی کرمان بود) در يک مصاحبه گفت: "اوليای دم، قاتلان اعضای خانواده خود را تحت فشار نبخشيده اند! مساله مهم اين است که وقتی رضايت در دفتر اسناد رسمی تنظيم شده و روی پرونده گذاشته شده است، ما ديگر كاري نداريم که چه کرده اند که به رضايت رسيدند".

                    دوستعلی عضويت محکومان در "پايگاه بسيج" را تاييد کرد اما نقش فتوا دهندگان و آمران را تکذيب کرده و گفت: "اين که کسی به آنها خط داده باشد که مرتکب چنين اعمالی شوند، اثبات نشده است. حتی ديديد فرمانده سپاه پاسداران کرمان هم در جلسه علنی دادگاه حضور يافت."

                    دوستعلی در مورد مساله رسيدگی به فساد فی الارض که در اين پرونده مطرح بوده است گفت كه اين امر بايد در دادگاه نخست صورت می گرفت ، نه دادگاه سوم که من قاضی آن شده ام.

                    متهمان محمدحمزه. م ، محمد. ی، سيلمان. ج ، محمد. س، چنگيز. س و علی. م ، در نيمه دوم سال ۱۳۸۱ پنج تن را با نامهای محمدرضا نژاد ملايری، شهره نيکپور، جميله اميراسماعيلی، مصيب افشاری و محسن کمالی را بنام بسيج دستگير کرده و به قتل رساندند. آنها انگيزه خود را اجرای مجازات شرعی اعلام داشته و گفتند که قربانيان، افراد فاسدی بوده اند که بنابر شرع اسلام، مهدورالدم و قتلشان واجب بود.

                    محمدحمزه. م، که محکوم به آدم ربايی، سرقت، ارتباط نامشروع و تخريب و تحريق يک دستگاه خودرو شده، انگيزه خود را اصلاح جامعه اعلام کرده و گفته بود: "افرادی که دستگير کرديم، مهدورالدم و لايق قتل بودند. وی اتهام سرقت را نپذيرفته، چون معتقد بود "آنچه از قربانيان می ستانده، از لحاظ شرعی مباح بوده است."

                    محمدحمزه .م در دادگاه اعلام کرد: "افرادی که کشتيم بارها دستگير و به مراجع قضايی تحويل داده شده بودند اما با جرمی کوچک، مجازات و سپس آزاد می شدند".

                    يکی از افرادی که توانست از چنگ قاتلان جان سالم به در برد، گفت علت اين که اين گروه وی را نکشته اند، اين بوده است که سه بار استخاره کردند، اما هر سه بار استخاره خوب نيامد.( تمامی اين اطلاعات به نقل از مطبوعات وقت است که هنوز نيمه آزادی داشتند و در باره قتل های محفلی کرمان توانستند حقايقی را بنويسند.)

                    نکته مهمی که بعدا حتی برخی مطبوعات وسياسيون داخل کشور به آن اشاره کردند اينست که آمر قتل های محفلی کرمان شخص مصباح يزدی بوده است. يعنی حامی تمام و کمال احمدی نژاد و باحتمال بسيار قاضی دوستعلی که احمدی نژاد در فرمان انتصاب او به عنوان دبير هيات دولت روی بسيجی بودن و حضور درجبهه جنگ با عراق تاکيد کرده از پرورش يافتگان مصباح يزدی بايد باشد.



                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #310
                      آنچه شمس الواعظين درباره تدارک حاکميت برای مقابله با تهاجم خارجی می گويد،
                      نتيجه بحثی است که درمحافل سياسی و مطبوعاتی جريان دارد.
                      حالت فوق العاده
                      در کشور برقرار شده است!
                      اداره کشور شباهت پيدا کرده به زمان حاکميت مشترک شاه
                      و حضرت اشرف"قوام السلطنه" نخست وزير تام الاختيار






                      مجلس امام زمان تعطيل شده و مجلسيان غيب شده اند. بجای مجلس محافل مطبوعاتی و سياسی رويدادهای اين روزها را دنبال می کنند، گرچه امکان انتشار نظراتشان را ندارند. تصميمات اقتصادی و اتمی رهبر در روزهای اخير، تغييرات شتابزده در کابينه، اعتراف احمدی نژاد به تورم و گرانی و سر در آوردن آمار گرانی های اخير در روزنامه ها، بستن خبرگزاری ايلنا، اختلاف نظر در ميان فرماندهان سپاه که در سرمقاله تهاجمی شريعتمداری در کيهان برای بازپس گيری بحرين بازتاب يافت و... همگی نشان های حالت فوق العاده ايست که در کشور حاکم است.



                      مجلس تعطيل است و دولت شتابزده و تا پيش از آغاز کار دوباره مجلس سرگرم تغييرات مهمی در کابينه، ساختار دولت و تصميمات اقتصادی است. اين تصميمات برخی بصورت بخشنامه و تصميم احمدی نژاد اعلام می شود و برخی که می تواند با واکنش های جدی از سوی چهره های شناخته روبرو شود، با حکم رهبر اعلام می شود. مانند فرمان واگذاری 5 بانک به بخش خصوصی توسط رهبر و ادغام دو وزارتخانه بازرگانی و صنايع و يا بستن خبرگزاری ايلنا و يا منحل ساختن سازمان طرح و برنامه با بخشنامه احمدی نژاد و يا تصميم وزارتخانه های دادگستری و ارشاد اسلامی. برخی تصميمات در زمينه امور اتمی را نيز رهبر گرفته و بعنوان توافق هيات مذاکره کننده ايرانی با هيات مذاکره کننده سازمان انرژی اتمی اعلام می شود. مثل توافق برای بازديد از تاسيسات آب سنگين اراک و مانور روی زمان بندی مذاکرات با هدف به تعويق انداختن جلسه شورای امنيت برای تصويب قطعنامه سوم عليه ايران. و يا از اين ستون به آن ستون کردن به اميد نتايج انتخابات امريکا و يا فشار کنگره برای خروج امريکا از عراق و... از اين نوع تصميمات رهبر و مشاوران نا مرئی اش در پشت صحنه است.



                      شيوه عمل دولت و اداره کشور شباهت بسيار يافته است با دوران نخست وزير قوام السلطنه که مجلس را منحل کرده و با اختياراتی که از شاه گرفته بود و امور را با او همآهنگ ميکرد، با بخشنامه تصميمات بزرگی می گرفت که لازمه اش تصويب در مجلس بود. اتفاقا در همين دوران مذاکرات جدی خارجی با اتحاد شوروی از يکسو و مذاکرات در شورای امنيت سازمان ملل بر سر خروج ارتش اتحاد شوروی از ايران از سوی ديگر و مقدمه چينی برای حمله نظامی به آذربايجان و کردستان و سرکوب دو حکومت خود مختار محلی مطرح بود.

                      مجلس امام زمان تعطيل و مجلسيان غيب شده اند. بجای مجلس محافل مطبوعاتی و سياسی رويدادهای اين روزها را دنبال می کنند، گرچه امکان انتشار نظراتشان را ندارند. تصميمات رهبر در روزهای اخير، تغييرات شتابزده در کابينه، اعتراف احمدی نژاد به تورم و گرانی و سر در آوردن آمار گرانی های اخير در روزنامه ها که در همين شماره پيک نت و چند قلم آن را می خوانيد، مانورهای اتمی، بستن خبرگزاری ايلنا ... همگی نشان های حالت فوق العاده ايست که در کشور حاکم است.

                      شايد بخش کوتاهی از مصاحبه نسبتا بلند شمس الواعظين روزنامه نگار و سردبير چهار روزنامه توقيف شده در 4 سال اول رياست جمهوری محمدخاتمی، در باره دليل يورش تازه به مطبوعات که چند روز پيش در روزنت "روز" منتشر شد، جان کلام آن بحث هائی باشد که در محافل مطبوعاتی اين روزها جريان دارد.

                      شمس الواعظين در اين مصاحبه می گويد:



                      «با اقدام شتابان توقيف روزنامه هم ميهن، لغو امتياز روزنامه مشارکت و توقيف هفته نامه ندای مردم کردستان و توقيف و فيلتر کردن خبرگزاری ايلنا، درعمل می بينيم تيمی که به صورت امنيتی به رسانه ها نگاه می کند دوباره فعال شده و در آينده علائم بيشتری را از اقداماتش شاهد خواهيم بود.

                      با نزديک شدن به انتخابات آينده، برای آماده سازی آن ازهمين الان دارند اقدام به پيشگيری می کنند. ضمنا دراثر فشارهای بين المللی آنها به اين سمت برده شده اند. آنها معتقدند طی چند ماهه آينده ايران تحت فشار، تهديد و تعرض هايی قرارخواهد گرفت و بنابراين علاقمندند که جريان توليد اطلاعات را به کنترل و مهارخودشان دربياورند تا بتوانند ازنظر داخلی و بين المللی با آن مقابله کنند. اين تنها تفسيرسياسی است که می توان نسبت به اقدامات ياد شده ارائه کرد.

                      آيا قراراست اتفاق مهمی بيافتد که دولت همه منابعش را بسيج کرده برای مقابله با رسانه ها و بستن منافذ اطلاع رسانی؟



                      اتفاقی هم اگر قراراست بيافتد، حداقل مردم مطلع نيستند. ولی افکار عمومی بايد بداند که دولت تحت فشارهای جدی بين المللی است. دولت اطلاعات دقيقی دارد مبنی برآمادگی برخی کشورها برای برداشتن گام سوم تحريم ها و شايد هم در فاصله باقی مانده گام ديگری درشکل وارد آمدن ضربات هوايی به تاسيسات اتمی ايران ظهور و بروز بکند و به همين جهت دولت درمعرض پاره ای فشارها قرارمی گيرد و بايد مقاومت کند. لذا بايد ازقبل عرصه توليد اطلاعات دراين زمينه ها تحت کنترل باشد. چيزی که دولت به دنبال آن است اين است که حتی هشدار درباره احتمال وقوع پاره ای ازبحران ها و مشکلات در آن هنگام برای مردم ايران نبايد به صورت نگران کننده ای مطرح شود.



                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #311
                        به رغم ظاهری که به نمایش می گذارند
                        جمهوری اسلامی، بی ثبات ترین
                        دوران حیات خود را طی می کند



                        حکومتی که از سایه خویش نیز وحشت دارد، بی شک حکومت با ثباتی نیست و بسیاری از تصمیمات و چنگ و دندان نشان دادن های داخلی، با دست پس زدن ها و با پا پیش کشیدن ها در تمامی عرصه های سیاست خارجی حاکمیت در هفته ها و حتی روزهای اخیر ناشی از همین بی ثباتی است. این بی ثباتی که حاکمیت باصطلاح یکدست می کوشد:
                        - با وسعت بخشیدن به دستگیری های سیاسی، (نگاه کنید به یورش به تشکل های دانشجوئی و...)
                        - تنگ تر و تنگ تر کردن حلقه سانسور و بی خبر نگهداشتن مردم، (نگاه کنید به توقیف روزنامه هم میهن و خبرگزاری ایلنا)
                        - ادامه سیاست جنگی، ادعای رهبری جهان سوم و خاورمیانه، ماجراجوئی در منطقه و جنگ تبلیغاتی با شیخ نشین های خلیج فارس (نگاه کنید به سرمقاله جنجالی و اخیر حسین شریعتمداری درباره خواست شیعیان بحرین جهت بازگشت به آغوش جهموری اسلامی و یا آخرین سخنرانی فرمانده کل سپاه پاسداران درباره خاورمیانه و رویای سلطه بر بازار کشورهای ثروتمند و نفتی منطقه)،
                        - فلج ساختن مجلسی که خود نام آن را "مجلس امام زمان" گذاشته بود، (نگاه کنید به تصمیماتی که با استفاده از تعطیلات تابستانی مجلس از جانب دولت و به شکل کودتائی در باره ترکیب کابینه و سازمان های وابسته به آن گرفته شد)
                        - برداشتن بلندترین گام ها در جهت خصوصی سازی و همسوئی کامل با بانک جهانی و قبول و تعمیق لیبرالیسم اقتصادی در کشور و مانور برای تغییر ترکیب مالکیت این بانک ها و مدیران آنها که در لیست تحریم سفر و معامله جهانی قرار گرفته اند و دور زدن این تنگنا (نگاه کنید به فرامین اخیر رهبر درباره واگذاری 5 بانک به بخش خصوصی)،
                        - تقسیم غنائم نقدی و بانکی، زیر زمینی (نفتی) و رو زمینی (پتروشیمی و صنایع وابسته به آن)، به امید حفظ نظام به کمک قوای نظامی، بین شرکت های جدیدی که سرداران سپاه تشکیل داده اند، (نگاه کنید به فرمان خصوصی سازی 5 بانک و پنهان نگهداشتن هویت صاحبان و تشکیل دهندگان شرکت هائی که این بانک ها در اختیار آنها قرار خواهد گرفت)
                        - توصیه موکد و بی پرده رهبر به شورای نگهبان برای تنگ تر کردن باز هم بیشتر حلقه خودی ها در دو انتخابات مجلس و ریاست جمهوری که در پیش است، (نگاه کنید به دیدار اعضای شورای نگهبان با رهبر و دستورات رهبر به آنها)
                        - مذاکره با سازمان انرژی اتمی و اعضای دائم شورای امنیت از یکسو و برداشتن گام های بلند به سوی لیبرالیسم مورد تاکید بانک جهانی از سوی دیگر، با این امید که امریکا و اروپا، سرانجام یک ایران اتمی اما تابع بانک جهانی و مطیع مناسبات اقتصادی با غرب و سرکوب کننده همه نیروهای مترقی و تحول خواه و عدالت محور در داخل را بپذیرد و بعنوان ژاندارم منطقه ثبات آن را تضمین کند، (نگاه کنید به بازی موش و گربه علی لاریجانی با سولانا و البرادعی دو مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و سازمان انرژی اتمی)
                        - انکار لفظی گرانی، تورم و بحران اقتصادی، اما تائید آن در عمل و در تصمیماتی که درباره بنزین گرفته شد و در باره برق و گاز زمزمه آن جریان دارد، (نگاه کنید به انگیزه های واقعی سهمیه بندی بنزین و نه ادعاهای حکومت و همچنین سخنرانی اخیر نایب رئیس مجلس "باهنر" در سفر تابستانی به کرمان، درباره برق و گاز)
                        - ترس از رفتن به سوی یک انتخابات کمتر گزینش شده و جلب مشارکت مردم و نمایش مشروعیت و ترجیح دادن زد و بند با قدرت های بین المللی و جلب مشروعیت از این طریق تا اتکاء به رای مردم که می تواند بساط کنونی را برهم زند (نگاه کنید به موضع گیری های هاشمی رفسنجانی، خاتمی و مهدی کروبی در سخنرانی هایشان برای دیدارکنندگان)
                        ...
                        معدلی که از این لیست گرفته می شود هرچه نام داشته باشد، ثبات نام ندارد!
                        و تازه به این لیست می توان آمار و ارقام و ریز اخبار و گزارش های منتشر شده و نشده ای را هم افزود که ابعاد بحران را وسیع تر نشان می دهد. مانند آمار فقر؛ رقم 17 در صدی تورم، فلج معاملات بانکی با خارج، اعترافات منتشر شده اوباش دستگیر شده در مطبوعات. که این آخری خود تابلوی تمام نمای عمق فاجعه خشونت و جنایتی است که بدون لحظه ای تردید و دو دلی باید گفت از کوزه حاکمیت مدافع سنگسار و سرکوب زنان طرفدار حقوق برابر با مردان و تجاوز به زنان و دانشجو در داخل زندان ها با هدف اعتراف گیری، جز این جنایات و خشونت و باندهائی که انواع نام ها را برای خود انتخاب کرده اند نمی توانست بیرون بیاید که آمده است. وقتی نماینده دادستان در زندان سنندج به یک زن فعال حقوق بشر تجاوز می کند تا او را وادار به اعتراف کند و یا در زندان اوین فرد دیگری با همین مقام به زهرا کاظمی تجاوز می کند تا اعتراف بگیرد، دیگر چه انتظاری می توان از فلان باند رباینده نوجوانان و یا دختران داشت؟ هیچ جای تعجب نیست که همین باندها دقیقا به سبک بسیج و نیروهای امنیتی معروف شده به "لباس شخصی" سوار بر موتورسیکلت و به کمر بستن سلاح گرم و به بهانه ایجاد مزاحمت برای فلان دختر جوانی را می ربایند و یا به بهانه بی حجابی آن دختر را با خود به بیابان ها می برند!
                        شرح جزئیات نیاز نیست، وقتی کل را می گوئید، جزء نیز در دل آنست.
                        این کارنامه، کارنامه ثبات نیست، هر چند مجهز به سپاهی 400 هزار نفره و بسیجی سازمان یافته و مسلح یک میلیونی باشد و شب ها سر بر بال موشک اتمی بگذارد و ظاهری با ثبات را از خود به نمایش بگذارد. چنین ثباتی تا لحظه فروپاشی ناگهانی رژیم رضاشاهی نیز برقرار بود. همچنان که شاهنشاه عاری از مهر نیز بعنوان خورشید روی زمین "آریامهر" مدعی آن بود.
                        گُذاری که کشتی بی لنگر جمهوری اسلامی از آن عبور می کند در جای جای خود چنین نشانه ها وعلائمی را دارد و بر تمام نیروهای سیاسی خارج از حاکمیت، پیرامون حاکمیت و حتی اگر یافت شوند در درون حاکمیت، وظیفه ملی دارند چاره ای بیاندیشند. سخنان کلی دردی را دوا نمی کند. کارپایه جانشین را باید بر مبنای یک برنامه حداقل سیاسی- اقتصادی تنظیم کرده و آن را با جسارت اعلام داشت و مردم را در اطراف آن بسیج کرد. در این میان سهم آنها که هنوز امکان سخن گفتن مستقیم با مردم را دارند برجسته تر از آنهائی است که از چنین امکانی نیز محروم اند. بحث از مخالفت با سیاست جنگی و ماجراجویانه حاکمیت آغاز می شود و با ارائه صریح و روشن راه حل برای معضلات یاد شده در بالا ختم می شود. به استقبال هر رویداد و امکان و شرایطی باید با این عزم حرکت کرد. انتخابات پیش روی مجلس و بدنبال آن انتخابات ریاست جمهوری از جمله این رویدادها و امکانات است. امروز باید چاره ای اندیشید و با جسارت سخن گفت، چرا که پس از وقوع انفجاری کور که دیگر قوائی برای کنترل و سرکوب آن نیز وجود و حضور نخواهد داشت، آن که ابتکار عمل را بدست خواهد گرفت امریکاست!


                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #312
                          بحران
                          در 6 قلم
                          سيامک زند






                          1- اين روزها کار به جايی رسيده که طاقت مردم به دقيقه رسيده است . دهان ها گشوده شده است. در همين دهان گشودن ها معلوم می شود، مثلا عمه فلانی در دهه 60 زندان بوده و چه شکنجه هايی شده است. يا متوجه می شويد دختر دايی دوستتان اعدام شده است. و بالاخره اينکه زخم های کهنه سر باز کرده است و مردم ديگر علنا حرف هايشان را می زنند، حتی حرف ها و درددل های قديمی را. جايی نيست که ديگر مخالفتی بيان نشود و يا محفلی نيست که در آن بحث سياسی نشود. مردم خوب اوضاع را زير نظر دارند. شايد نتوانم بگويم که مردم حاضرند برای بدرقه رژيم هزينه بدهند، ولی به جرات می توانم بگويم که مردم برای دفاع از رژيم حاضر به دادن کوچکترين هزينه نيستند . فضای پليسی به خوبی در سطح جامعه قابل لمس است . که البته آقايان چند روز پيش اعلام کردند چون در کشورهای ديگر پليس زياد به چشم نمی آيد ما هم می خواهيم پليس های نا محسوس را وارد ميدان کنيم. ولی نمی گويند که در ممالک ديگر جوانی به خودی خود جرم نيست.

                          2- در ايران جوانی که پا را از خانه بيرون می گذارد مطمئن است که طبق قوانين اسلامی چندين جرم دارد. دايره قرمز انقدر تنگ شده که چند جای يک جوان به صورت طبيعی از اين دايره بيرون می زند. آنقدر آش شور شده که جديدا جلسات پرسش و پاسخ زيادی از سوی بسيج دانشجويی گذاشته می شود تا خيلی از رفتارها توجيه شود.

                          3- پديده ديگری که جامعه را در برگرفته افسردگی همراه با خشم است. همان چند تفريح بسيار کوچکی را هم که جوانان داشتند از آنها گرفته اند و راه خانه نشينی را به آنها تحميل کرده اند. در حال حاضر 2 راه حل در برابر جوان هاست. يکی اعتياد و ديگری اينکه جوان سياسی شود. البته اين اوضاع در شهرستانها بسيار وخيم است . از گرانی نگويم سنگين تر هستم. در ادارات کارمندان و حتی مراجعين فقط می کوشند به هر ترتيبی شده جزو خودی ها محسوب شوند. البته اين تلاش وقفه ای در ابراز مخالفت هايشان نمی اندازد . حکومت با چنين فضايی که درست کرده است خودش را يک ابر قدرت نشان می دهد و اينطور تبليغ می کند که هيچ ضربه ای به آن نمی تواند وارد شود.



                          4- شمار دست فروش روز به روز زيادتر می شود، البته اگر گردو فروشان و لنگ فروشان را حساب نکنيم! شمار گداها نيز به همين نسبت زياد شده است. نخنديد، ديروز کسی بنزين گدايی می کرد و از من 1 ليتر بنزين می خواست. دزدها هم زيادتر شده اند و باک زن ها، شب ها بنزين اتومبيل ها را می دزدند و خيلی زودهم آن را به پول تبديل می کنند.

                          جوان هائی که در سال انتخابات رياست جمهوری دوره نهم مغرورانه می گفتند ما رای نمی دهيم، حالا دارند لحظه شماری می کنند که انتخابات شود. اينطور که از حرف های مردم مشخص است آنها ديگر بدنبال تحول نيستند بلکه فقط می خواهند احمدی نژاد نباشد و می خواهند به رهبر که از ايشان حمايت می کند دهن کجی کنند.

                          5- مسئله ديگر خرافات مذهبی است که يک عده را به باتلاق فرو برده است و هيچ جور هم رها نمی کند . از کسانی که در هشتگرد برای خود کعبه درست کرده اند و با لباس احرام می روند زيارت گرفته تا آن که برای خودش راه افتاده است در خيابان ها و با پخش اعلاميه می گويد من امام زمان هستم و 3 سال است که ظهور کرده ام .

                          6- بحران بعدی خروج مردم از ايران است. اگر در قديم از فرار مغز ها صحبت می کرديم حالا بايد از فرار مردم صحبت کنيم . خيلی ها حتی به کشورهای عربی رفته اند.

                          آنکس که فکر می کند ايران در باتلاق بحران فرو نرفته، کولر خانه اش را خاموش کند و سرش را از پنجره بيتش بيرون بيآورد.



                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #313
                            جايگاه ولايت مطلقه, ريشه اصلی فساد

                            *از "دلايل" شورای نگهبان برای رد طرح رسيدگى به دارايى مقامات و مسوولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى مصوب جلسه*ى پنجم تيرماه 1386 مجلس: "الزام رهبرى به تعيين مرجعى خاص براى دريافت گزارش اموال خلاف موازين شرع است."


                            روشنگری: در مورد فساد در جمهوری اسلامی و منشا آن گزارشات متعددی تاکنون انتشار يافته است. هر چه باشد در طول سال های سياه حکومت اسلامی بيش از 600 ميليارد دلار درآمدهای نفتی ناپديد شده است و حالا حتی با لشکری عظيم از خبره ترين کارشناسان و پيچيده ترين ابزارهای تکنولوژيک و صرف ماهها و بلکه سالها وقت هم نمی توان سرانجام به دقت محاسبه کرد که اين ثروت عظيم نفتی چگونه مصرف شده و چگونه به تاراج رفته است.
                            يک پايه عظيم فساد در نظام جمهوری اسلامی, ذات قانون ستيز ولايت مطلقه فقيه يعنی ستون خيمه اين نظام و صوری و بی محتوا بودن تفکيک قوا در چهارچوب ساختار اين نظام است. البته روشن است که نه تفکيک قوا و نه برابری صوری همگان در برابر قانون مانع فساد دولت ها و دولتمردان نيست, و مانع کشت و پرورش ويروس فساد نمی شود. با اين حال فساد در شرايط پاسخگو بودن صاحبان قدرت و فرمانروايان در برابر قانون و برتری قانون بر فرمانروا می تواند کمتر باشد و امکانات بيشتری برای مبارزه با آن وجود داشته باشد.
                            از جمله رياکاری های مهم تبليغاتی رژيم جمهوری اسلامی اين است که درست در حالی که فساد از منشا اصلی آن يعنی جايگاه فراقانونی ولايت مطلقه فقيه می جوشد, خامنه ای و فرامين او مهم ترين تکيه گاه معتقدان تندرو اين رژيم در مبارزه با فساد و دست درازی به دارايی های ملی به حساب می آيد.
                            با اين حال همين نظام در جريان گردش کار خود وقتی ادعاهای خود را به عرصه عمل می کشاند, اصلاح ناپذيری خود را در مقابله با فساد درون زا به همگان نشان می دهد. تازه ترين نمونه آن در روز سه شنبه 26 تير موضع گيری شورای نگهبان در باره طرح مصوب پنج تيرماه مجلس پيرامون دارايی مقامات و مسوولان و کارگزاران نظام اسلامی است.
                            دلايل شورای نگهبان در رد مصوبه مجلس واقعا خواندنی است. اما برای دانستن عمق اين ادله لازم است ابتدا به سابقه لايحه مصوب مجلس اشاره کرد. اصل 142 قانون اساسی همين رژيم رسيدگی به دارايی های "رهبري، رييس جمهوري، معاونين وي، هيات وزيران و خانواده*هاى آنها" را مقرر کرده است. از طرفی پرونده های رو شده فساد نشان می دهد که بخش بزرگی از غارتگری ها الزاما فقط از سوی خويشاوندان درجه يک مسوولان صورت نمی گيرد و ارتباطات وسيع تری از حلقه خانوادگی را شامل می شود. علاوه بر آن طرح بررسی دارايی های مسوولان نظام حتی به صورت فرمال نيز طبق اعتراف رسمی تا همين اواخر صورت نمی گرفت. در دوره شاهرودی به ادعای خودش دفتر و دستکی برای اين منظور راه اندازی شد, اما روال اجرايی اين "بررسی" در واقع نشان می دهد که مطلقا از شفافيت و علنيت خبری نيست. در 2 دی ماه گذشته هاشمی شاهرودی در پاسخ به خبرنگار ايسنا در مورد اين سوال که "آيا رسيدگي* به دارايي*هاى مسوولان كشور بر اساس اصل 142 قانون اساسى اجرا مي*شود يا خير؟.. می گويد: "اين امر از وظائف قوه قضاييه نيست، بلكه از اختيارات شخص رييس قوه است."
                            او سپس به "دفتر"ی که به اين منظور ايجاد کرد اشاره می کند و می گويد:"ما دفترى را براى اين كار تشكيل داديم بر اساس آن دفترچه*هايى تنظيم شد كه مي*بايست در آن ريز دارايي*هاى منقول و غير منقول اين افراد ثبت و هر گونه تغيير در آن مشخص مي*شود كه در بين وزراء و مسوولين كه مشمول اين اصل هستند توزيع و آنها نيز پس از تكميل آن را به قوه قضاييه بازگرداندند."

                            فردی به نام "رنجبر" که "رييس دفتر اجراى اصل 142 قانون اساسى" است در گفتگويی با خبرگزاری فارس مورخ يک شنبه، 24/4/1386 در مورد نحوه کار "دفتر" مورد اشاره شاهرودی می گويد:"اين دفتر در حين خدمت به گزارش*هاى مراجع نظارتى اعم از سازمان بازرسي، ديوان محاسبات، مراجع اطلاعاتى و انتظامى و همچنين گزارش*هاى مردمى رسيدگى مي*كند. البته رسيدگى به صحت و سقم اين گزارشات به نحو خيلى محرمانه و سرى است".

                            به اين ترتيب تا جايی که به مسوولان اصلی رژيم و مشمولان اصل 142 برمی گردد, شاهرودی به عنوان منتخب خامنه ای که در برابر خود او پاسخگوست وظيفه اخص شخصی بررسی اموال خامنه ای را برعهده می گيرد که آن را هم به رييس دفتری واگذاشته است که آن رييس دفتر هم می گويد ماجرا "خيلی محرمانه و سری است." به اين ترتيب وضع انباشت ثروت و سرمايه مسوولان اصلی نظام در دايره بسته خودشان می ماند و به جايی درز نخواهد کرد و صاحبان اصلی کشور هم صد البته نامحرم تر از آن هستند که از اين گزارشات "خيلی محرمانه و سری" خبردار شوند.

                            اما اگر حلقه اول و اصلی فساد, يعنی دولتمردان اصلی نظام از هر گونه نظارت و بررسی در عمل معاف است و نحوه برداشت بخش اعظم دلارهای نفتی را خودسرانه و بدون هر گونه دخالت و نظارتی تعيين می کند, راههای عقيم مشابهی نظير "دفتر" بی خاصيت شاهرودی و "دفترچه های" مخفی اش در طرح مجلس در رابطه با حلقه دوم فساد يعنی فساد آنهايی که الزاما از خويشاوندان درجه اول مسولان درجه اول رژيم نيستند, (مثل شهرام جزايری) اما در اثر پيوندهای موجود با مسوولان درجه اول امکانات "برداشت" به دست می آورند, تصويب و تدوين شد و به شورای نگهبان رفت. شورای نگهبان در پاسخ خود در رد مصوبه مجلس آورد:"اصل طرح مبنى بر تسرى شمول آن به مقاماتى كه در اصل 142 قانون اساسى ذكر نشده خلاف حصر مستفاد از اصل مذكور تلقى و مخالف آن شناخته شد."
                            تا اينجا شورای نگهبان در واقع با هر نوع چاره انديشی برای فساد به بهانه محدويت های پيش بينی شده مربوط به حوزه بررسی اصل 142 مخالفت می کند. معنای عملی اين مخالفت اين است که به طور نمونه هاشمی رفسنجانی می تواند به جای اين که آن "شلينگ 8 اينچی" معروف را به بيت المال از ناحيه مثلا پسرش مهدی به صورت مستقيم وصل کند, از طريق خويشاوندان درجه دو و درجه سه به صورت غير مستقيم وصل کند. و صد البته بعد در "دفترچه"ای که تحويل شاهرودی می دهد (آيا می دهد؟) می تواند ادعا کند که شخصا ريالی هم از خزانه برداشت نکرده و ريالی هم دارايی هايش اضافه نشده است.
                            صرفنظر از محتوای راه حل های پيشنهادی مجلس, مخالفت شورای نگهبان با اصل تسری مقابله با فساد به رده دوم کاربدستان نظام, چراغ سبز به ادامه کار افرادی نظاير شهرام جزايری است تا در پيوند با مسوولان درجه اول کارشان را ادامه دهند.

                            شورای نگهبان اما به اين حد اکتفا نکرده و در بند سوم ادله خويش جوهر هولناک و ذات قانون ستيز ولايت مطلقه فقيه را صريح و عريان مورد تاکيد قرار داده و آورده است:" در ماده*ى 3 الزام رهبرى به تعيين مرجعى خاص براى دريافت گزارش اموال خلاف موازين شرع است."

                            تصور نبايد کرد که گماشتگان خامنه ای در شورای نگهبان فورمولبندی خود را ناشيانه و بدون فهميدن محتوای آن آورده اند. برعکس دقيقا می دانند چه نوشته اند و حقيقت اين است که برداشت آنها با جوهر نظام ولايی دقيقا منطبق است.

                            وقتی به ليست اختيارات "رهبر" و جايگاه فرعونی و خدايی وی در نظام اسلامی نگاه کنيم, معلوم است که احدی حق "الزام" قائل شدن برای "رهبر" را نبايد داشته باشد, معلوم است که "رهبر" اصلا ورای قانون است و هر نوع کنترل و نظارت بر او "خلاف موازين شرع" است.

                            شورای نگهبان با رد هر نوع امکان نظارت بر دارايی "رهبر" سرچشمه اصلی و جوشان فساد را مورد تاييد قرار می دهد. اشتباه نبايد کرد. مساله اين نيست که آيا خامنه ای شخصا آدم فاسد و مال اندوزی است يا نيست؛ هر چند هنوز محل پرسش است که مثلا فرزند او "آقا مجتبی" در جريان انتخابات رياست جمهوری اخير هزينه ميلياردی لشکرکشی انتخاباتی به نفع احمدی نژاد را از کدام محل تامين کرد؟ و اگر فرزند يک پينه دوز جنوب شهری هم بود می توانست چنين کند يا نه؟ مساله اصلی اين است که وقتی رسما و عملا به نام شرع, حوزه ای کليدی از هر گونه کنترل, نظارت و شفافيت برکنار بماند, حوزه های ديگر نيز از آن تاثير خواهند گرفت و همين خواهد شد که اکنون در جمهوری اسلامی به صورت روزمره شاهديم: باندهای مختلف فساد و شبکه های تودرتوی مافيايی با پيوندهای بغرنج چند ضلعی و تارعنکبوتی با مسوولان بالای نظام, هست و نيست مردم را تاراج می کنند.

                            اگر از باغ دهقان ملک خورد سيبی/ برآورند غلامان او درخت از بيخ!

                            جمهوری اسلامی تجسم عريان فساد است و به طور علنی با انکار هر نوع الزام به شفافيت و علنيت و حسابرسی در مورد دارايی مسوولان؛ با سپردن بررسی دارايی های مسوولان به افرادی که قانونا نه در برابر مردم که در برابر همان مسوولان پاسخگو و اصلا گماشته آنها و نمک خورده شان محسوب می شوند, وهن شفافيت, علنيت و حکومت قانون است. مبارزه با فساد در درجه اول مبارزه با قدرت فرعونی ولايت مطلقه فقيه و اختيارات فراقانونی ولی فقيه است. سرچشمه و جرثومه فساد همان خيمه اصلی نظام ئ قدرت خدايگونه "رهبر" است. مهار فساد و رانت خواری بدون آوار کردن اين خيمه بر سر برنشستگان آن ممکن نيست.

                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #314
                              روشنگری. حقيقت را در نظام اسلامی ايران تنها در چارچوب اشتباه لپی ميتوان شنيد. ايسنا سخنان معاون اول قوه قضاييه رژيم را چنين نقل کرده است:" دادگسترى استان كردستان دقت، سرقت و تدبير را در رسيدگى به پرونده*هاى قضايى مردم سرلوحه امور قرار داده است." عين حقيقت است. نهادهای رژيم با نهايت دقت و تدبير و حتی با ,سرعت,، نه تنها به ,سرقت, بلکه به سرکوب و جنايت اشتغال دارند. اين شخصيت رژيم هم، در نشست مربوطه به روش جاری دولتمردان جمهوری اسلامی و برخلاف عرف معمول جهان، به شدت همه را تهديد کرد که بزن و بکش راه می اندازيم.
                              ضمنا معلوم نيست چرا:,بيش از 40 درصد پست*هاى قضايى و 60 درصد پست*هاى ادارى اين دستگاه در استان بلاتصدى است,. آيا اين به آن معنانيست که با کمبود ,ذوب در ولايت فقيه, روبرو شده اند و ترجيح ميدهند پست ها را خالی بگذارند تا به شهروندان
                              ,غيرذوب, بسپارند. زيرا ميدانند اکثريت شان آرزو دارند خود نظام ولايی را , ذوب , شده و نيست و نابود ببينند.

                              ايسنا
                              معاون اول قوه قضاييه:
                              با ناامن كنندگان جامعه به شدت برخورد مي*شود


                              معاون اول قوه قضاييه در نشست شوراى قضايى استان كردستان گفت: دستگاه قضايى مصمم است براى حفظ حقوق شهروندى و احساس آرامش و امنيت عمومى مردم با ناامن كنندگان امنيت اقتصادي، فرهنگي، اخلاقى و حيثيتى برخورد عبرت آموز كند.

                              به گزارش خبرگزارى دانشجويان ايران (ايسنا)، به نقل از اداره كل روابط عمومى و اطلاع رسانى قوه قضاييه، حجت الاسلام والمسلمين رييسى تصريح كرد: دستگاه قضا در راستاى سياست*هاى مقام معظم رهبرى و رييس قوه قضاييه قصد دارد براى احقاق حق زمان رسيدگى به پرونده*ها را كاهش دهد.

                              وى با تبريك فرا رسيدن ماه مبارك رجب گفت: اين ماه بهار مومنان و دينداران براى مبارزه با خودخواهى و حركت به سمت دگر خواهى در پرتو خداخواهى است كه در اين ميان سهم قضات به عنوان حافظان منافع مردم دوچندان است.

                              رييسى همچنين با اشاره به اين*كه جاى جاى كردستان يادآور دلاوري*ها، جانفشاني*ها و وفادارى مردم استان در همراهى رزمندگان براى حفظ اصول و ارزش*هاى نظام مقدس جمهورى اسلامى ايران از شر اشرار است، گفت: خدمت به مردم اين منطقه عبادت خالصانه خداوند است.

                              رييس كل دادگسترى استان كردستان نيز در ابتداى اين مراسم با اشاره به اين*كه بيش از 40 درصد پست*هاى قضايى و 60 درصد پست*هاى ادارى اين دستگاه در استان بلاتصدى است، تاكيد كرد: با اين وضعيت حداقل و حداكثر زمان رسيدگى به پرونده*هاى قضايى در دادگاه*هاى انقلاب عمومى و دادسراى استان 15 تا 75 روز است و هيچ پرونده*اى با اطاله دادرسى روبرو نيست.

                              گروسى افزود: دادگسترى استان كردستان دقت، سرقت و تدبير را در رسيدگى به پرونده*هاى قضايى مردم سرلوحه امور قرار داده است.

                              همچنين قبل از نشست شوراى قضايى استان معاون اول قوه قضاييه ضمن بازديد از مجتمع شوراهاى حل اختلاف در شهرستان سنندج با مردم و مسوولان اين شورا ديدار و از نزديك مسايل و مشكلات را بررسى كرد.

                              وى با حضور در مهديه مقدسه سنندج نماز ظهر و عصر را اقامه و در خصوص ماه پر فيض و بركت رجب و چگونگى بهره گيرى از اين ماه براى جوانان مهديه صحبت كرد.


                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #315
                                نماز جمعه نرم و رنگی در تهران

                                سید احمد خاتمی نرم نرم تمرین نشستن روی قالیچه رنگی احمد جنتی را می کند

                                جمهوری اسلامی به تار موی

                                هاله اسفندیاری بند است!

                                تمام درد آقایان، جامعه مدنی، مطبوعات آزاد، دمکراسی، تشکل های کارگری، کانون های صنفی و انجمن های دانشجوئی است و به زعم آنها، آقای بوش روی این تخم ها در کاخ سفید نشسته تا جوجه های رنگی در بیآید! پاسخ به این که چرا چتر نظامی که با رای 99 در صد مردم ایران جانشین نظام شاهنشاهی وابسته به امریکا شد، پس از نزدیک به سه دهه کارش به جائی رسیده که چهارتا موسسه امریکائی و گیس سفیدی مثل هاله اسفندیاری می توانند در آن انقلاب رنگی و نرم راه انداخته و به جای پنجره، از دروازه برگردند، بسیار شنیدنی تر از پخش اعتراف گیری هاست. مملکتی که در یک شب و به بهانه سهمیه بندی بنزین شعله های خشم از دهها شهر بزرگ و کوچک آن زبانه می کشد، کجا گوش مردمش بدهکار اعتراف گیری است؟




                                سيداحمد خاتمی که یک شبه از حجت الاسلامی در خبرگزاریهای رسمی جمهوری اسلامی تبدیل شده است به آیت الله(!) تا بتدریج افکار عمومی آماده نشستن ایشان بر صندلی احمد جنتی در شورای نگهبان شود، خطبه های نماز جمعه دیروز تهران را خواند. احمد خاتمی در این خطبه ها به اعترافات تلویزیونی هاله اسفندیاری اشاره کرد و همان نتیجه ای را از این اعترافات گرفت که خود بارها در نماز جمعه تهران اشاره به آنها کرده بود و در اصل ماجرای اعتراف گیری را برای اثبات ادعاهای امثال او ترتیب دادند. یعنی دمکراسی مساویست با براندازی و ابزار این براندازی هم مطبوعات و سازمان های غیر وابسته به دولت، که در دوران اصلاحات رونق گرفتند. شلیک هم از خمپاره یورش فرهنگی غرب صورت گرفته که بارها رهبر به کشف آن افتخار کرده است.

                                نه رهبر تا حالا پاسخ داده و نه امثال احمدخاتمی و احمد جنتی و دیگر هم اندیشان آنها پاسخ داده اند:

                                - دیوارهای سنگر آن فرهنگ اسلامی که شما مدافع و مروج و پاسدار آن شده اید، چرا و چگونه فرو ریخته که به این آسانی فرهنگ غربی به آن یورش می آورد و تا آستانه فتح آن پیش می رود و بی وقفه از آن می نالید؟

                                - کار به کجا کشیده که نظام موجودیتش به چند تار موی امثال هاله اسفندیاری بند است؟

                                - آن چه زمین نرمی است که به این آسانی می توان درآن تخم رنگی پاشید و فورا محصول گرفت؟

                                حال بخوانید رجز خوانی احمد خاتمی در نماز جمعه تهران را:

                                «اعترافاتي كه مجريان سياست*هاي آمريكا در اين برنامه داشتند، اثبات كرد آمريكا نه تنها در ايران بلكه در كشورهاي ديگر مستقل دنيا به دنبال پروژه* كودتاي نرم يا انقلاب مخملي بوده است كه البته در برخي از كشورها مثل صربستان و اوكراين به نتيجه هم رسيدند، اما در ايران آنچنان كه توطئه*هاي ديگرشان ناكام ماند، در اين عرصه هم ناكام ماندند.

                                مبناي كودتاي نرم يا انقلاب مخملي بر اشاعه* فرهنگ حكومتي غرب در قالب جامعه* به اصطلاح مدني بوده است. وظيفه* اصلي كودتاچيان در كودتاي نرم ايجاد شكاف ميان ملت و حاكميت از طريق جذب و سازماندهي افراد خاص و راه*اندازي جنگ تبليغاتي در جامعه است. پايگاه عملياتي اين كودتا مجموعه*اي از مطبوعات، محافل روشنفكري و نفوذ در داخل گروه*ها و تشكيلات دانشجويي و به راه انداختن جريان*هاي فمينيستي و مشابه آنها بوده است. »

                                نماز های جمعه مثل سخنرانی های رهبر یکطرفه است. یعنی کسی حق ندارد درجا بلند شده و از سخنران سئوال کند. همه باید گوش باشند و اگر اعتراض و سئوالی دارند هم آن را ببرد خانه هایشان. اگر غیر از این بود، درهمین نماز جمعه احمد خاتمی به آسانی می شد در باره بخش دیگری از سخنرانی او نیز پرسید:

                                آن که میان ملت و حاکمیت شکاف ایجاد کرد، اتفاقا طیف خود شماهاست. یعنی حاکمیت شما خود به خود حسابش از حساب ملت جدا شده، اگر نشده بود که نباید از امثال هاله اسفندیاری و انقلاب رنگی و براندازی نرم و یورش فرهنگی سفت در فغان بودید. خانه از پایه ویران شده، بیهوده در خیال نقش ایوان نباشید!




                                iran

                                Comment

                                Working...