محسن هاشمى در خصوص تعداد فرزندان هاشمى رفسنجانى به خبرنگار خبرگزارى دانشجويان ايران(ايسنا) ميگويد: ,ما 5 فرزند هستيم؛ فاطمه متولد 1339 ، محسن متولد 1340 ، فائزه متولد 1341، مهدى متولد 1348 و ياسر متولد 1350.,
وى در مورد طريقه آشنايى پدر و مادرش با يكديگر گفت: ,موقعى كه پدرم در سيزده سالگى به قم رفت، طلبه بود و در خانواده اخوان مرعشى زندگى ميكرد. آن خانه دقيقا روبروى خانه امام بود. پدربزرگم ماهى 50 تومان به برادران مرعشى ميداد كه پدر من در خانه آنها زندگى كند. مادر من هم از مرعشيهاست و اخوان مرعشى باعث آشنايى پدر و مادر من با يكديگر شدند. مادر مادر من نوه صاحب عروه است.,
محسن هاشمى درمورد خواستگاه طبقاتى پدر و مادرش توضيح داد: ,پدر من در خانوادهاى زندگى ميكرد كه پدرش امين ده “بهرمان” بود و زندگى آنها از طريق كشاورزى ميگذشت. پدر مادر من يك روحانى بود كه در رفسنجان زندگى ميكرد و به كشاورزى مشغول بود. پدر و مادر من هم در سال 1337 با هم ازدواج كردند. خانواده پدر من از نظر مالى وضع خوبى داشتند و وضع آنها متوسط به بالا بوده است، الان سطح زندگى ما متوسط به بالاست.,
وى در مورد منزل مسكونى پدرش نيز گفت: ,بعد از اينكه پدر من ازدواج كرد، خانهاى در قم خريد و از همان موقع مجله “مكتب تشيع” را تاسيس كرد، كتاب “فلسطين” را نوشت و كتاب “امير كبير قهرمان مبارزه با استعمار” هم متعلق به آن دوران است. وقتى پدرم به تهران آمد در خيابان نايبالسلطنه، نزديك مدرسه علوي، خانه دو طبقهاى اجاره كرد؛ ما در طبقه اول و آقاى خامنهاى و خانوادهاش در طبقه دوم زندگى ميكرديم. آن موقع من حدود 5 سال داشتم. چند سال بعد در تپههاى بالاى خيابان دولت، پدرم دو خانه ساخت كه يكى از آنها را به پسر آيتالله كاشانى فروخت و در يكى از آنها هم خودمان زندگى ميكرديم. آخرين خانهاى كه داشتيم، در دزاشيب بود كه تقريبا 1100 متر مساحت داشت. در آن خانه زندگى متوسطى داشتيم. از وقتى اين خانه را خريديم پدرم هميشه در زندان بود. بعد از انقلاب هم در اين خانه زندگى ميكرديم، ولى بعد از ترور پدرم گفتند كه اين خانه از نظر حفاظتى مطمئن نيست؛ لذا منزل ديگرى را در خيابان دولت اجاره كرديم بعد از اينكه امام به جماران آمد خانه دو طبقهاى كه همجوار منزل امام بود توسط همراهان امام خريدارى شد و بعد از آن به توصيه امام ما در آن خانه زندگى ميكنيم و هنوز هم آنجا هستيم كه حدود 500 متر مساحت دارد. الان بيش از 20 سال است كه پدرم در اين خانه زندگى ميكند.,
محسن هاشمى در مورد محل تحصيل فرزندان هاشمى رفسنجانى نيز ميگويد: من خودم دوران دبستان و راهنمايى را در مدرسه علوى گذراندم، بعد از آن به مدرسه جهانآرا رفتم. فائزه و فاطمه در مدرسه رفاه درس ميخواندند مهدى و ياسر هم در مدرسه نيكان. من ليسانس و فوق ليسانس را در بلژيك و كانادا گرفتم و ساير بچهها در ايران ادامه تحصيل دادند.,
خبرنگار ايسنا از محسن هاشمى پرسيد: در مورد اينكه در دوران جنگ كشور را براى ادامه تحصيل ترك كرديد انتقادات و شايعات زيادى وجود دارد، آيا اين انتقاد را ميپذيريد؟ وى گفت: ,من قبل از جنگ براى ادامه تحصيل به لندن رفته بودم كه موقع انقلاب به ايران بازگشتم. قبل از جنگ و حتى قبل از انتخاب بنيصدر براى ادامه تحصيل به بلژيك رفتم، چون خاله من در آنجا زندگى ميكند. من براى ادامه تحصيل در دانشگاه شيراز قبول شده بودم ولى به دليل مسائل امنيتي، خانواده به من فشار ميآوردند و بالاخره مرا به خارج فرستادند. در سال 65 موقعى كه دوره دكترا را شروع كرده بودم درس را نيمهتمام رها كردم و به ايران برگشتم و در طرحهاى موشكى فعاليت ميكردم.,
محسن هاشمى درباره سابقه جبهه خود و برادرانش نيز گفت: ,من بيش از 10 بار به جبهه رفتم و در بسيارى از سفرهاى حاج آقا به جبهه همراه ايشان بودم. مهدى هم سابقه جبهه دارد و جانباز شيميايى است و ياسر هم در جنگ مجروح شده است.,
وى در مورد مسؤوليتهايش پس از جنگ توضيح داد: ,پس از جنگ به عنوان كارشناس در بخش موشكى سپاه فعاليت ميكردم و از آنجا كم كم مسؤوليت معاونت سرپرستى موشك شهاب 2 يا همان راكت بغداد به عهده گرفتم. پس از آن عضو هيات مديره سازمان صنايع دفاع بودم. هنگامى كه پدرم رييس جمهور شد بازرس ويژه رييس جمهور شدم و در عين حال عضو غير موظف هيات مديره مترو نيز بودم، يعنى در مترو كار اجرايى نميكردم. از زمان آقاى خاتمى هم مديرعامل مترو هستم و حكم مرا هم آقاى نورى امضا كرده است.
فاطمه هم قبل از رياست جمهورى پدرم مسؤوليت نداشت و در زمان دولت حاج آقا مسؤوليت بنياد امور بيماريهاى خاص را برعهده گرفت. فائزه هم مسؤول ورزش بانوان بود. مهدى و ياسر هم در زمان دولت حاج آقا مشغول به تحصيل بودند. مهدى در اواخر تحصيل در سازمان گسترش براى ساخت سازههاى دريايى و سكوهاى نفتى مشغول به كار شد و ياسر هم در اواخر تحصيل در وزارت جهاد سازندگى مشغول به كار شد. مهدى الآن مسؤوليت رياست سازمان بهينهسازى مصرف سوخت را برعهده دارد.,
هاشمى در مورد بحث تغيير مديرعامل مترو كه چندى پيش مطرح شده بود گفت: ,اين يك بحث فرعى بود كه بيشتر حالت انتخاباتى داشت و هنوز هيچ تغييرات مديريتى در مترو اتفاق نيفتاده است. من فكر ميكنم تصميمى بود كه مرا عوض كنند ولى به دليل مسائل انتخاباتى آن را به تاخير انداختند. سرنوشت اين كار به نتيجه انتخابات بستگى دارد.,
وى در مورد سفر هاشمى رفسنجانى در اواخر دولتش به عربستان و شايعات پيرامون آن گفت: ,سفر به عربستان به دعوت اين كشور و هزينه اين كشور بود و هيچ بريز و بپاشى در اين سفر صورت نگرفت.,
محسن هاشمى در مورد ديدگاه مردم نسبت به خانواده هاشمى هم گفت: ,ما 25 سال است كه از طريق ضد انقلاب و اپوزيسيون داخلى و در رقابتهاى سياسى دائما تخريب شدهايم و شايعات زيادى در مورد ما درست شده كه من همه آنها را تكذيب ميكنم. شايعاتى از قبيل اينكه در كانادا ملك داريم، در جاى ديگرى سرمايهگذارى كردهايم و در جاى ديگرى اتوبان داريم، كيش مال ماست، دوو مال ماست، ماهان مال ماست، كلاردشت مال ماست و ... همه دروغ است. همين زياد بودن اين مسائل نشان ميدهد كه همه آنها دروغ است. اكنون هم در آستانه انتخابات اين شايعات را در بروشورهايى منتشر ميكنند. مثلا در يكى از اين بروشورها آمده كه هواپيمايى با 10 ميليارد دلار خريدارى شده و همه كميسيونهاى آن را مهدى گرفته است، اصلا 10 ميليارد دلار واقعيت ندارد و يا مثلا ميگويند تمام كميسيونهاى مترو را محمود هاشمى (عموى من) دريافت ميكند.,
فرزند هاشمى رفسنجانى در مورد ديدگاههاى فرهنگى پدرش در محيط خانواده و جامعه اظها داشت: ,پدر من معتقد است كه بايد دنيا و آخرت مردم را با هم در نظر گرفت. او به هيچ افراط و تفريط را نميپسندد. آقاى هاشمى يك روحانى معتدل آگاه به مسائل زمان است و با توجه به اينكه در شرايط رهبرى جامعه قرار گرفته نميتواند مانند سايرين نظرات تند فرهنگى و يا نظرات خيلى كند فرهنگى داشته باشد. ايشان هيچ گاه از ما نخواسته كه رهبانيت به خرج دهيم. هميشه از ما خواسته كه معتدل عمل كنيم. هيچ در مورد اين قبيل مسائل وقت به ما فشار وارد نميكرده كه مثلا چگونه لباس بپوشيم. اگر جايى بد عمل ميكرديم به ما تذكر ميداد و ما هم گوش ميداديم. نظر ايشان در جامعه هم همين است و هيچ كدام از تندرويها را قبول ندارد. اين تندرويها باعث شده كه بخش مهمى از جامعه دهن كجى كنند و از خروج از حريم مباحث اسلامى به عنوان ابزار مبارزه استفاده كنند. زمانى مبارزه با تشكيل گروههاى مسلح انجام ميشد اما الان ظواهر مبارزه طورى شده كه با روشهاى نرم مخالفتها ابراز ميشود.,
محسن هاشمى در مورد حساسيت پدرش در استفاده از بيتالمال اظهار داشت: ,فكر نميكنم هيچ كس به اندازه ايشان نسبت به استفاده از بيتالمال حساسيت داشته باشد. الآن بسيارى از آقايان سهم امام ميگيرند و به طلبهها پرداخت ميكنند كه پدر من حتى در اين مورد هم وسواس دارد و آن را انجام نميدهد.,
وى در مورد شايعه اينكه يكى از فرزندان هاشمى قصد داشته از طريق كانادا به آمريكا برود، خنديد و گفت: ,اين شايعه از بيخ دروغ است. فقط من در كانادا بودم كه الان 16 سال است به اين كشور نرفتهام.,
وى در پاسخ به اين سوال كه آيا پدرش از ابتدا قصد داشت در انتخابات رياست جمهورى كانديدا شود يا خير؟ گفت: ,از اواسط سال گذشته كه بحث انتخابات رياست جمهورى به صورت جدى مطرح شد، فشارهاى زيادى به ايشان وارد ميشد كه حتما در صحنه حضور پيدا كند، اما پدرم هميشه اصرار داشت كه چنين اتفاقى نيفتد و براى اين كار اجماع گروهها را شرط كردند، اما اين اجماع حاصل نشد و پدرم با افزايش فشارهاى گروهها تصميم گرفت كه وارد عرصه شود.,
هاشمى خاطرنشان كرد: ,يكى از نگرانيهاى ايشان وجود افراط و تفريط در جامعه است. مساله ديگر، شرايط حساس ايران در منطقه است و علاوه بر اين نبايد فراموش كنيم كه حضور ايشان باعث افزايش مشاركت مردم ميشود و انتخابات جدى گرفته شود. تقريبا همه افراد خانواده با رياست جمهورى پدر مخالف بودند چون معتقد بوديم كه ديگر دليلى ندارد پدر دوباره وارد اين عرصه شود. هميشه در شرايط بحرانى به اولين كسى كه فشار وارد ميشود تا مساله را حل كند پدر من بوده است. ايشان هميشه خود را در معرض انتخاب مردم قرار داده و فقط مسؤوليت رياست مجمع تشخيص انتصابى بوده است.,
محسن هاشمى در پاسخ به اين سوال كه اگر پسر هاشمى رفسنجانى نبود نسبت به او چه نظرى داشت؟ گفت: ,اگر من شرايط حزبى داشتم براساس تمايلات حزبى عمل ميكردم، اما وقتى كه وارد موضوع ميشوم و حقايق را ميبينم خود به خود به ايشان گرايش پيدا ميكنم. شايد اگر پسر ايشان نبودم اطلاعاتم اينقدر وسيع نبود ولى با اين وجود باز هم به سمت ايشان گرايش پيدا ميكردم.,
وى در پاسخ به اين سوال كه چرا پدرش در انتخابات مجلس ششم راى مناسبى نداشت گفت: ,راى پدر من آن چنان هم نامناسب نبود، آقاى هاشمى در انتخابات مجلس آراء خود را به دست آورد و اين در مقايسه با ميزان شركتكنندگان راى كمى نيست. نكتهاى كه نبايد فراموش شود اين است كه در انتخابات مجلس ششم ليستها راى آوردند نه اشخاص. با اين وجود پدر من راى مناسبى آورد چون اولين نفر ليست دوم بود.,
وى در پاسخ به اين سوال كه آيا پدرش در منزل موسيقى گوش ميكند، فيلم ميبيند يا ورزش ميكند؟ گفت: ,موسيقى گوش نميكند ولى فيلم ميبيند و ورزش هم ميكند.,
محسن هاشمى در ارزيابى از نتيجه انتخابات گفت: ,ارزيابى نتيجه اين انتخابات خيلى سخت است. گروههاى سياسى چپ و راست قصد دارند كه انتخابات به دور دوم كشيده شود و نامزد مورد حمايتشان در دور دوم با آقاى هاشمى رقابت كنند. اميدوارم انتخابات به دور دوم كشيده نشود ولى بايد همه چيز را پيشبينى كرد.,
وى در مورد دليل اقامت خواهرش در لندن نيز توضيح داد: ,پسر فائزه در لندن درس ميخواند و به همين دليل در اين يك سال نزد فرزندش بوده و در همين فرصت براى دوره دكتراى خود نيز درس ميخواند.,
محسن هاشمى در مورد ارتباط كارگزاران با هاشمى رفسنجانى نيز گفت: ,كارگزاران حاج آقا را پدر معنوى خود ميدانند و از تفكرات آقاى هاشمى خيلى مايه ميگيرند.,
وى در پاسخ اين سوال كه آيا خود را آقازاده ميدانيد يا خير، گفت: ,بستگى دارد كه چه تعريفى از لفظ آقازاده ارائه شود. ما به معنايى كه اكنون در جامعه رايج است و بار منفى دارد آقازاده نيستيم، اما در لفظ يك آقازاده هستيم
وى در مورد طريقه آشنايى پدر و مادرش با يكديگر گفت: ,موقعى كه پدرم در سيزده سالگى به قم رفت، طلبه بود و در خانواده اخوان مرعشى زندگى ميكرد. آن خانه دقيقا روبروى خانه امام بود. پدربزرگم ماهى 50 تومان به برادران مرعشى ميداد كه پدر من در خانه آنها زندگى كند. مادر من هم از مرعشيهاست و اخوان مرعشى باعث آشنايى پدر و مادر من با يكديگر شدند. مادر مادر من نوه صاحب عروه است.,
محسن هاشمى درمورد خواستگاه طبقاتى پدر و مادرش توضيح داد: ,پدر من در خانوادهاى زندگى ميكرد كه پدرش امين ده “بهرمان” بود و زندگى آنها از طريق كشاورزى ميگذشت. پدر مادر من يك روحانى بود كه در رفسنجان زندگى ميكرد و به كشاورزى مشغول بود. پدر و مادر من هم در سال 1337 با هم ازدواج كردند. خانواده پدر من از نظر مالى وضع خوبى داشتند و وضع آنها متوسط به بالا بوده است، الان سطح زندگى ما متوسط به بالاست.,
وى در مورد منزل مسكونى پدرش نيز گفت: ,بعد از اينكه پدر من ازدواج كرد، خانهاى در قم خريد و از همان موقع مجله “مكتب تشيع” را تاسيس كرد، كتاب “فلسطين” را نوشت و كتاب “امير كبير قهرمان مبارزه با استعمار” هم متعلق به آن دوران است. وقتى پدرم به تهران آمد در خيابان نايبالسلطنه، نزديك مدرسه علوي، خانه دو طبقهاى اجاره كرد؛ ما در طبقه اول و آقاى خامنهاى و خانوادهاش در طبقه دوم زندگى ميكرديم. آن موقع من حدود 5 سال داشتم. چند سال بعد در تپههاى بالاى خيابان دولت، پدرم دو خانه ساخت كه يكى از آنها را به پسر آيتالله كاشانى فروخت و در يكى از آنها هم خودمان زندگى ميكرديم. آخرين خانهاى كه داشتيم، در دزاشيب بود كه تقريبا 1100 متر مساحت داشت. در آن خانه زندگى متوسطى داشتيم. از وقتى اين خانه را خريديم پدرم هميشه در زندان بود. بعد از انقلاب هم در اين خانه زندگى ميكرديم، ولى بعد از ترور پدرم گفتند كه اين خانه از نظر حفاظتى مطمئن نيست؛ لذا منزل ديگرى را در خيابان دولت اجاره كرديم بعد از اينكه امام به جماران آمد خانه دو طبقهاى كه همجوار منزل امام بود توسط همراهان امام خريدارى شد و بعد از آن به توصيه امام ما در آن خانه زندگى ميكنيم و هنوز هم آنجا هستيم كه حدود 500 متر مساحت دارد. الان بيش از 20 سال است كه پدرم در اين خانه زندگى ميكند.,
محسن هاشمى در مورد محل تحصيل فرزندان هاشمى رفسنجانى نيز ميگويد: من خودم دوران دبستان و راهنمايى را در مدرسه علوى گذراندم، بعد از آن به مدرسه جهانآرا رفتم. فائزه و فاطمه در مدرسه رفاه درس ميخواندند مهدى و ياسر هم در مدرسه نيكان. من ليسانس و فوق ليسانس را در بلژيك و كانادا گرفتم و ساير بچهها در ايران ادامه تحصيل دادند.,
خبرنگار ايسنا از محسن هاشمى پرسيد: در مورد اينكه در دوران جنگ كشور را براى ادامه تحصيل ترك كرديد انتقادات و شايعات زيادى وجود دارد، آيا اين انتقاد را ميپذيريد؟ وى گفت: ,من قبل از جنگ براى ادامه تحصيل به لندن رفته بودم كه موقع انقلاب به ايران بازگشتم. قبل از جنگ و حتى قبل از انتخاب بنيصدر براى ادامه تحصيل به بلژيك رفتم، چون خاله من در آنجا زندگى ميكند. من براى ادامه تحصيل در دانشگاه شيراز قبول شده بودم ولى به دليل مسائل امنيتي، خانواده به من فشار ميآوردند و بالاخره مرا به خارج فرستادند. در سال 65 موقعى كه دوره دكترا را شروع كرده بودم درس را نيمهتمام رها كردم و به ايران برگشتم و در طرحهاى موشكى فعاليت ميكردم.,
محسن هاشمى درباره سابقه جبهه خود و برادرانش نيز گفت: ,من بيش از 10 بار به جبهه رفتم و در بسيارى از سفرهاى حاج آقا به جبهه همراه ايشان بودم. مهدى هم سابقه جبهه دارد و جانباز شيميايى است و ياسر هم در جنگ مجروح شده است.,
وى در مورد مسؤوليتهايش پس از جنگ توضيح داد: ,پس از جنگ به عنوان كارشناس در بخش موشكى سپاه فعاليت ميكردم و از آنجا كم كم مسؤوليت معاونت سرپرستى موشك شهاب 2 يا همان راكت بغداد به عهده گرفتم. پس از آن عضو هيات مديره سازمان صنايع دفاع بودم. هنگامى كه پدرم رييس جمهور شد بازرس ويژه رييس جمهور شدم و در عين حال عضو غير موظف هيات مديره مترو نيز بودم، يعنى در مترو كار اجرايى نميكردم. از زمان آقاى خاتمى هم مديرعامل مترو هستم و حكم مرا هم آقاى نورى امضا كرده است.
فاطمه هم قبل از رياست جمهورى پدرم مسؤوليت نداشت و در زمان دولت حاج آقا مسؤوليت بنياد امور بيماريهاى خاص را برعهده گرفت. فائزه هم مسؤول ورزش بانوان بود. مهدى و ياسر هم در زمان دولت حاج آقا مشغول به تحصيل بودند. مهدى در اواخر تحصيل در سازمان گسترش براى ساخت سازههاى دريايى و سكوهاى نفتى مشغول به كار شد و ياسر هم در اواخر تحصيل در وزارت جهاد سازندگى مشغول به كار شد. مهدى الآن مسؤوليت رياست سازمان بهينهسازى مصرف سوخت را برعهده دارد.,
هاشمى در مورد بحث تغيير مديرعامل مترو كه چندى پيش مطرح شده بود گفت: ,اين يك بحث فرعى بود كه بيشتر حالت انتخاباتى داشت و هنوز هيچ تغييرات مديريتى در مترو اتفاق نيفتاده است. من فكر ميكنم تصميمى بود كه مرا عوض كنند ولى به دليل مسائل انتخاباتى آن را به تاخير انداختند. سرنوشت اين كار به نتيجه انتخابات بستگى دارد.,
وى در مورد سفر هاشمى رفسنجانى در اواخر دولتش به عربستان و شايعات پيرامون آن گفت: ,سفر به عربستان به دعوت اين كشور و هزينه اين كشور بود و هيچ بريز و بپاشى در اين سفر صورت نگرفت.,
محسن هاشمى در مورد ديدگاه مردم نسبت به خانواده هاشمى هم گفت: ,ما 25 سال است كه از طريق ضد انقلاب و اپوزيسيون داخلى و در رقابتهاى سياسى دائما تخريب شدهايم و شايعات زيادى در مورد ما درست شده كه من همه آنها را تكذيب ميكنم. شايعاتى از قبيل اينكه در كانادا ملك داريم، در جاى ديگرى سرمايهگذارى كردهايم و در جاى ديگرى اتوبان داريم، كيش مال ماست، دوو مال ماست، ماهان مال ماست، كلاردشت مال ماست و ... همه دروغ است. همين زياد بودن اين مسائل نشان ميدهد كه همه آنها دروغ است. اكنون هم در آستانه انتخابات اين شايعات را در بروشورهايى منتشر ميكنند. مثلا در يكى از اين بروشورها آمده كه هواپيمايى با 10 ميليارد دلار خريدارى شده و همه كميسيونهاى آن را مهدى گرفته است، اصلا 10 ميليارد دلار واقعيت ندارد و يا مثلا ميگويند تمام كميسيونهاى مترو را محمود هاشمى (عموى من) دريافت ميكند.,
فرزند هاشمى رفسنجانى در مورد ديدگاههاى فرهنگى پدرش در محيط خانواده و جامعه اظها داشت: ,پدر من معتقد است كه بايد دنيا و آخرت مردم را با هم در نظر گرفت. او به هيچ افراط و تفريط را نميپسندد. آقاى هاشمى يك روحانى معتدل آگاه به مسائل زمان است و با توجه به اينكه در شرايط رهبرى جامعه قرار گرفته نميتواند مانند سايرين نظرات تند فرهنگى و يا نظرات خيلى كند فرهنگى داشته باشد. ايشان هيچ گاه از ما نخواسته كه رهبانيت به خرج دهيم. هميشه از ما خواسته كه معتدل عمل كنيم. هيچ در مورد اين قبيل مسائل وقت به ما فشار وارد نميكرده كه مثلا چگونه لباس بپوشيم. اگر جايى بد عمل ميكرديم به ما تذكر ميداد و ما هم گوش ميداديم. نظر ايشان در جامعه هم همين است و هيچ كدام از تندرويها را قبول ندارد. اين تندرويها باعث شده كه بخش مهمى از جامعه دهن كجى كنند و از خروج از حريم مباحث اسلامى به عنوان ابزار مبارزه استفاده كنند. زمانى مبارزه با تشكيل گروههاى مسلح انجام ميشد اما الان ظواهر مبارزه طورى شده كه با روشهاى نرم مخالفتها ابراز ميشود.,
محسن هاشمى در مورد حساسيت پدرش در استفاده از بيتالمال اظهار داشت: ,فكر نميكنم هيچ كس به اندازه ايشان نسبت به استفاده از بيتالمال حساسيت داشته باشد. الآن بسيارى از آقايان سهم امام ميگيرند و به طلبهها پرداخت ميكنند كه پدر من حتى در اين مورد هم وسواس دارد و آن را انجام نميدهد.,
وى در مورد شايعه اينكه يكى از فرزندان هاشمى قصد داشته از طريق كانادا به آمريكا برود، خنديد و گفت: ,اين شايعه از بيخ دروغ است. فقط من در كانادا بودم كه الان 16 سال است به اين كشور نرفتهام.,
وى در پاسخ به اين سوال كه آيا پدرش از ابتدا قصد داشت در انتخابات رياست جمهورى كانديدا شود يا خير؟ گفت: ,از اواسط سال گذشته كه بحث انتخابات رياست جمهورى به صورت جدى مطرح شد، فشارهاى زيادى به ايشان وارد ميشد كه حتما در صحنه حضور پيدا كند، اما پدرم هميشه اصرار داشت كه چنين اتفاقى نيفتد و براى اين كار اجماع گروهها را شرط كردند، اما اين اجماع حاصل نشد و پدرم با افزايش فشارهاى گروهها تصميم گرفت كه وارد عرصه شود.,
هاشمى خاطرنشان كرد: ,يكى از نگرانيهاى ايشان وجود افراط و تفريط در جامعه است. مساله ديگر، شرايط حساس ايران در منطقه است و علاوه بر اين نبايد فراموش كنيم كه حضور ايشان باعث افزايش مشاركت مردم ميشود و انتخابات جدى گرفته شود. تقريبا همه افراد خانواده با رياست جمهورى پدر مخالف بودند چون معتقد بوديم كه ديگر دليلى ندارد پدر دوباره وارد اين عرصه شود. هميشه در شرايط بحرانى به اولين كسى كه فشار وارد ميشود تا مساله را حل كند پدر من بوده است. ايشان هميشه خود را در معرض انتخاب مردم قرار داده و فقط مسؤوليت رياست مجمع تشخيص انتصابى بوده است.,
محسن هاشمى در پاسخ به اين سوال كه اگر پسر هاشمى رفسنجانى نبود نسبت به او چه نظرى داشت؟ گفت: ,اگر من شرايط حزبى داشتم براساس تمايلات حزبى عمل ميكردم، اما وقتى كه وارد موضوع ميشوم و حقايق را ميبينم خود به خود به ايشان گرايش پيدا ميكنم. شايد اگر پسر ايشان نبودم اطلاعاتم اينقدر وسيع نبود ولى با اين وجود باز هم به سمت ايشان گرايش پيدا ميكردم.,
وى در پاسخ به اين سوال كه چرا پدرش در انتخابات مجلس ششم راى مناسبى نداشت گفت: ,راى پدر من آن چنان هم نامناسب نبود، آقاى هاشمى در انتخابات مجلس آراء خود را به دست آورد و اين در مقايسه با ميزان شركتكنندگان راى كمى نيست. نكتهاى كه نبايد فراموش شود اين است كه در انتخابات مجلس ششم ليستها راى آوردند نه اشخاص. با اين وجود پدر من راى مناسبى آورد چون اولين نفر ليست دوم بود.,
وى در پاسخ به اين سوال كه آيا پدرش در منزل موسيقى گوش ميكند، فيلم ميبيند يا ورزش ميكند؟ گفت: ,موسيقى گوش نميكند ولى فيلم ميبيند و ورزش هم ميكند.,
محسن هاشمى در ارزيابى از نتيجه انتخابات گفت: ,ارزيابى نتيجه اين انتخابات خيلى سخت است. گروههاى سياسى چپ و راست قصد دارند كه انتخابات به دور دوم كشيده شود و نامزد مورد حمايتشان در دور دوم با آقاى هاشمى رقابت كنند. اميدوارم انتخابات به دور دوم كشيده نشود ولى بايد همه چيز را پيشبينى كرد.,
وى در مورد دليل اقامت خواهرش در لندن نيز توضيح داد: ,پسر فائزه در لندن درس ميخواند و به همين دليل در اين يك سال نزد فرزندش بوده و در همين فرصت براى دوره دكتراى خود نيز درس ميخواند.,
محسن هاشمى در مورد ارتباط كارگزاران با هاشمى رفسنجانى نيز گفت: ,كارگزاران حاج آقا را پدر معنوى خود ميدانند و از تفكرات آقاى هاشمى خيلى مايه ميگيرند.,
وى در پاسخ اين سوال كه آيا خود را آقازاده ميدانيد يا خير، گفت: ,بستگى دارد كه چه تعريفى از لفظ آقازاده ارائه شود. ما به معنايى كه اكنون در جامعه رايج است و بار منفى دارد آقازاده نيستيم، اما در لفظ يك آقازاده هستيم
Comment