Announcement

Collapse
No announcement yet.

Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • برخی گردانندگان شبکه های ماهواره ای با توجه به پخش برنامه های حسينی از شبکه بين المللی جام جم سيما و آشنايی ايرانيان خارج از کشور با صدا و چهره او در حال مذاکره با وی برای اجرای برنامه های طنز در راستای جذب آگهی های بيشتر هستند.

    به گزارش خبرگزارى انتخاب به نقل از عصر ايران، سيد محمد حسينی مجری شبکه های سه و پنج سيما - پس از پشت سر گذاشتن يک پرونده پر سر و صدای مالی راهی قبرس شد.

    انتقادهای او در شبکه های فارسی زبان خارج از کشور نسبت به اوضاع و شرايط داخلی ايران مويد پناهندگی او به يک کشور خارجی است.

    برخی گردانندگان شبکه های ماهواره ای با توجه به پخش برنامه های حسينی از شبکه بين المللی جام جم سيما و آشنايی ايرانيان خارج از کشور با صدا و چهره او در حال مذاکره با وی برای اجرای برنامه های طنز در راستای جذب آگهی های بيشتر هستند.

    در اين ميان شبکه در دست تاسيس nili tv که متعلق به آژانس های زنجيره ای املاک نيلی در دوبی است به توافقاتی برای راه اندازی شبکه به اتفاق حسينی دست يافته است.

    وی که بازيگر نقش هاى هنرى جنگ 73 بود، همراه كاظم احمدزاده در برنامه شب بخير تهران شناخته شد و بعد از بازى در يك سريال با اجراى مشترك يك مسابقه بزرگ اوج گرفت و اسم در كرد.

    او پس از چند سال ناباورانه از شبكه پنج به شبكه سه آمد، انتقالى كه با نتايج نظرسنجى اخير صدا وسيما مايه دلخورى شبكه پنجى ها شد.

    حسينى سپس با حسين رفيعى برنامه مهتاب را هر شب روى آنتن برد و در نهايت شب هاى جمعه با مسابقه سيمرغ كه از شبكه سوم پخش مى شود مردم را سرگرم کرد.

    گفتنی است محمد حسينى بر اساس آخرين نظرسنجى انجام شده با 27/86 درصد آرا محبوب ترين مجرى تلويزيونى شناخته شد. پس از وى عادل فردوسی و داريوش فرضيانی (عمو پورنگ) نيز از برگزيدگان بودند.

    نگاهى به جدول انتخاب بهترين هاى سيما از نگاه آراى مردى نشان مى دهد كه حسين رفيعى مجرى مهتاب، مرتضى حيدرى مجرى گفت وگوى ويژه خبرى شبكه ،۲ مزدك ميرزايى مجرى و گزارشگر ورزشى و داريوش كاردان مجرى صندلى داغ در پله هاى بعدى قرار دارند.

    حسينی سال گذشته به يک تلويزيون خارجى که درباره توليدات سيما مستندی ساخته بود، درباره حضور خانم ها در مسابقه سيمرغ گفته بود: به ما ابلاغ کرده اند خانم ها را در بخش هايی که نياز به تحرک بدنی زياد و حرکات دور از شان آن ها دارد شرکت ندهيم و حتما برای آن ها از لباس های کاملا پوشيده و آزاد استفاده کنيم.

    شنيده ها همچنين حاکی از اين است که خروج حسينی همراه با همسر و پسرش بوده است.

    Comment


    • در پی اعتراضات گسترده دانشجويان دانشگاه اميرکبير(پلی تکنيک تهران) در خردادماه گذشته، از ابتدای فصل تابستان و شروع تعطيلی دانشگاه ها موج سنگينی از برخورد و فشار بر فعالين دانشجويی در اين دانشگاه آغاز شد که آخرين مورد آن احضار گسترده دانشجويان به کميته انضباطی دانشگاه بوده است. گفتنی است به دليل تعطيلات تابستانه دانشگاه آمار دقيقی از کليه دانشجويانی که به کميته انضباطی احضار شده اند، در دست نيست. ولی گزارش ها حاکی از آن است، در اقدامی بی سابقه دست کم ۲۵ نفر از فعالين دانشجويی به صورت هم زمان به کميته انضباطی احضار شده اند.

      گفته می شود احکام بعضی از احضارشدگان به صورت غيابی و بدون حضور و اطلاع ايشان و بی آن که دفاعيه ای از آن ها اخذ شود، صادر شده و به مرحله اجرا درآمده است که از جمله احکام صادره می توان به ,تعليق از تحصيل تا دو ترم با احتساب سنوات, اشاره نمود. اسامی دانشجويانی که تاکنون احضاريه برای ايشان ارسال شده است به اين شرح است: علی عزيزي، آرمين سلماسي، بابک زمانيان، بيژن پوريوسفي، صديقه بيگدلي، فرهاد نوري، نويد دلبري، احسان منصوري، عباس حکيم زاده، علی کارگر، علی صابري، علی کميجاني، سهيل ضيائي، نسيبه حاجيلري، محسن سهرابي، نريمان مصطفوي، عليرضا قره گزلو، مهدی مشايخي، متين مشکين، مصطفی غفوري، توحيد علی اشرفي، سميه ميرآشه و حامد ابراهيمی. گفتنی است دانشجويان فوق همگی عضو انجمن اسلامی دانشجويان بوده و در ميان ايشان ۸ نفر عضو فعلی شورای مرکزی انجمن، ۸ نفر عضو سابق شورای مرکزی انجمن و دبير شورای صنفی دانشگاه می باشند.

      جالب آن که آن دسته از دانشجويان که در پی دريافت احضاريه به کميته انضباطی مراجعه نموده اند، عنوان داشته اند کارمندان کميته انضباطی از ايشان خواسته اند تا کليه فعاليت های فرهنگی-سياسی خود را، از قبل از ورود به دانشگاه تاکنون، به صورت جزئی تشريح نمايند. همچنين دانشجويان در خصوص عنوانين شکايت خود در کميته انضباطی ساعت ها مورد بازجويی قرار می گيرند. گفتنی است مستندات اتهامات دانشجويان احضار شده به کميته انضباطی عکس ها و فيلم هايی است که توسط بسيجيان در اعتراضات خردادماه از دانشجويان گرفته شده است.

      همچنين در اقدام تعجب برانگيز و بی سابقه ديگر در کميته انضباطی اتهامات سنگينی به دانشجويان احضار شده زده می شود و از ايشان خواسته می شود که در برابر آن به دفاع از خود بپردازند و وقتی دانشجويان احضار شده مورد اتهامی خود را تکذيب کرده و خواستار ارئه مستندات از سوی کميته انضباطی می شوند به ايشان گفته می شود که افرادی ,متدين, و ,قابل اعتماد,، اتهام مورد نظر را در مورد آنها تاييد کرده اند و لذا نيازی به ارائه مستندات وجود ندارد! همچنين پس از ساعت ها بازجويی و تحت فشار فراوان از دانشجوی احضار شده خواسته می شود بلافاصله دفاعيات خود را نوشته و تحويل دهد.

      پيش از اين، در ابتدای تابستان و در شروع موج برخورد سنگين با دانشجويان کميته ناظر بر نشريات دانشجويی در اقدامی غيرقانونی بدون وجود هيچ گونه شکايتي، حکم توقيف و لغو امتياز ۱۱ نشريه منتقد را صادر کرد که از آن جمله می توان به نشريات واژه، سحر، کيميا، آفتاب و... اشاره کرد.

      Comment


      • Comment


        • در25 سال گذشته
          سقوط هواپيمای های مسافربری
          1492 قربانی درايران گرفته




          پيرامون سقوط هواپيمای مسافربری مسير بندرعباس- مشهد، محمد رحمتی وزير راه و ترابری ضمن مصاحبه با خبرگزاری های داخلی قرار رقم كشته شدگان حادثه فرودگاه مشهد(28 تن كشته و 43 تن مجروح و نا مشخص بودن سرانجام 15 مسافر ديگر) تائید کرد.

          خبرگزاری مهر در همین ارتباط نوشت: در 25 سال گذشته 17 سانحه هوايی در ايران داشته ايم كه بدون محاسبه قربانيان فرودگاه مشهد، 1464 نفر در اين 17 سانحه كشته شده اند. او جدول زير را ارائه داد:

          برخی از سوانح بزرگ هوايی ايران از سال 1359 (1980) تاكنون به شرح زير است:

          1 ـ شهريور 1385 (سپتامبر 2006): سقوط هواپيمای توپولوف در فرودگاه مشهد (تعداد كشته‌شدگان تا زمان ارسال خبر مشخص نيست)؛

          2 ـ دی 1384 (دسامبر 2005): سقوط هواپيمای فالكن سپاه پاسداران حوالی اروميه با 12 كشته؛

          3 ـ آذر 1384 (دسامبر 2005 ): سقوط هواپيمای سی 130 در نزديكی فرودگاه مهرآباد با 106 كشته؛

          4 ـ فروردين 1384 (آوريل 2005): سقوط هواپيمای بويينگ 707 در فرودگاه مهرآباد با دو كشته؛

          5 ـ آبان 1383 (نوامبر 2004 ) : سقوط هواپيمای فوكر 50 در نزديكی فرودگاه شارجه با 45 نفر كشته؛

          6 ـ اسفند 1382 (فوريه 2003) : سقوط هواپيمای ايلوشين در جنوب شرق ايران با 276 كشته؛

          7 ـ دی 1381 (دسامبر 2002): سقوط هواپيمای آنتونوف در مركز ايران با 46 كشته؛

          8 ـ اسفند 1381 (فوريه 2002) : سقوط هواپيمای توپولوف در خرم‌آباد با 119 كشته؛

          9 ـ ارديبهشت 1380 (مه 2001): سقوط هواپيمای ياك و كشته شدن 29 نفر (از جمله وزير راه و ترابری)؛

          10 ـ اسفند 1379 (فوريه 2000): برخورد دو هواپيمای نظامی و مسافربری در تهران با شش كشته؛

          11 ـ فروردين1376 (مارس 1997): سقوط هواپيمای نظامی در شمال شرق ايران با 80 كشته؛

          12 ـ آبان 1373 (اكتبر 1994): سقوط هواپيمای فوكر شركت آسمان در نطنز با 66 كشته؛

          13 ـ فروردين 1373 (مارس 1994): سقوط هواپيمای ترابری ارتش با 24 كشته؛

          14 ـ اسفند 1372 (فوريه 1993): برخورد دو هواپيمای نظامی و مسافربری با 132 كشته؛

          15 ـ تير 1367 (ژوييه سقوط هواپيمای ايرباس بر اثر حمله موشكی ناو آمريكايی با 290 كشته؛

          16 ـ آبان 1365 (نوامبر 1986): سقوط هواپيمای ترابری ارتشی در زاهدان با 103 كشته؛

          17 ـ بهمن 1359 (ژانويه 1980): سقوط هواپيمای مسافربری بويينگ در مسير مشهد تهران با 128 كشته.


          Comment


          • سفر نفتی نخست وزير ژاپن به ازبكستان و قزاقستان
            ژاپن خود را آماده
            حوادث آينده ايران می كند

            نزديك ترين متحد امريكا، اگر از رويدادهای مهم آينده در خليج فارس و آشفتگی در صدور نفت با اطلاع نبود، يكباره در جستجوی نفت جايگزين راهی آسيای ميانه نمی شد.







            درميان اخباری كه شبكه های مختلف تلويزيونی آن را پوشش بی وقفه می دهند، يك از مهم ترين خبرها، كه مستقيما به آينده رويدادهای ايران مربوط است يا گفته نشد و يا بسيار كم اهميت از كنار آن گذشتند. اين خبر مربوط به سفر نخست وزير ژاپن به آسيای ميانه بود. روزنامه نويس دويچلند دراين ارتباط نوشت: "كوی زمی” نخست وزير ژاپن 28 اگوست وارد قزاقستان شد و پس از گفتگوهای خود با نظربايف رئيس جمهور اين كشور در پشت درهای بسته، در كنفرانس مطبوعاتی خود اعلام داشت: هدف اصلی از اين سفر تامين انرژی برای ژاپن بود، زيرا اين بسود ژاپن نيست كه از لحاظ تامين انرژی به كشورهای معين صادر كننده نفت وابسته باشد.

            قزاقستان و ازبكستان بخاطر منابع سرشار نفت، برای ژاپن كشورهای مناسبی هستند. نخست وزير ژاپن پس از 4 روز مذاكره اقتصادی و سياسی با مقامات قزاقستان اين كشور را به قصد ازبكستان ترك كرد. كشوری كه در مصاحبه مطبوعاتی خود در قزاقستان اشاره به اهميت آن برای ژاپن كرده بود.

            سفر نخست وزير ژاپن و قراردادهای نفتی كه با قزاقستان و ازبكستان بسته شد و حتی اشاره مستقيمی كه به ضرورت عدم وابستگی ژاپن به كشورهای معين نفت خير( بخوانيد ايران) كرده است، آشكار تر از آنست كه نياز به گفتن باشد: اگر ژاپن آينده تيروتاری برای ايران پيش بينی نمی كرد نيازی به پيدا كردن جانشين ايران داشت؟ اين نزديك ترين متحد امريكا، بيش از بقيه متحدان آن درجريان حوادث نيست و با پيش بينی حوادث آينده خليج فارس راهی ازبكستان و قزاقستان نشده است؟


            Comment


            • مراسم سالگرد قتل عام زندانيان سياسی ايران در سال 1367، همانند سال های گذشته روز دهم شهريور در گلزار خاوران برگزار شد. جمع زيادی از خانواده قربانيان با دسته گل های بزرگ راهی خاوران شدند و گزارش های رسيده حاكيست كه جمعيت امسال افزون تر از سالهای گذشته بود، كه دليل عمده آن می توان نشان دادن مقاومت در برابر طرح های دولت برای صاف كردن گلزار خاوران و تبديل آن به گذرگاهی و جاده ای عمومی باشد.
              امسال با استقرار نيروهای انتظامی در محل، تا حدودی از موقعيت امنيتی سال های گذشته كاسته شده بود، اما همين نيرو از ورود جوانان مجرد به گلزار جلوگيری می كرد، ضمنا در اصلی خاوران را بسته و در پشت را باز كرده بودند كه محل عبور از گورستان بهائيان است. جمعيت را به نوبت اجازه ورود به گلزار دادند و تنها پس از خروج آنها كه قبلا وارد محوطه شده بودند به گروه بعدی اجازه ورود می دادند. اين طرحی بود كه برای قطع ارتباط، گردش همگانی در اطراف گوستارستان به رسم همه ساله و سرود خوانی به اجرا گذاشته بودند. با آنكه در داخل گلزار جو امنيتی كمتر از سالهای گذشته بود، مع الوصف ماموران امنيتی از خانواده ها و كسانی كه به گلزار آمده بودند فيلم و عكس تهيه می كردند. كاری كه هر سال می كنند و چهره های اصلی همان چهره های همه ساله بودند، گرچه شكسته تر و پيرتر.
              امسال در ميان جمعيت بودند عده زيادی كه برای نخستين بار دراين مراسم شركت می كردند. اعضای جوان و نوجوان خانواده ها و يا آنها كه جوانی خود را با جستجوی تاريخ 28 ساله جمهوری اسلامی آغاز كرده اند. امسال نيز، همانند سالهای پيش مراسم ياد بود با يك دقيقه سكوت و ادای احترام به جانباختگان آغاز شد و پس از آن عده ای از حضار كه بعضا از ديگر نقاط ايران به تهران آمده بودند، از خاطراتی كه با قربانيان قتل عام داشتند سخن گفتند. شعر و سرود خوانی و مرثيه های محلی نيز در آخر مراسم، به رسم هرساله خوانده شد. شركت كنندگان در اين مراسم همگی سرود خوانان دور تا دور مكانی كه عزيزانشان آرام در آن خفته بودند، می گشتند وهمزمان گلهايی را كه در دست داشتند بر زمين خاوران می گذاشتند .
              ناصر زرافشان وكيل كه به دليل بيماری در مرخصی است، با حضور در مراسم امسال بر ضرورت پاسداری از سنت اين يادبود سالهانه تاكيد كرد.

              Comment


              • سمت گيری اتمی درايران
                آژانس انرژی اتمی
                از خود سلب مسئوليت كرد




                درآستانه پايان مهلت ايران برای اجرای قطعنامه شورای امنيت سازمان ملل برای متوقف سازی غنی سازی در نظنز و ادامه كار تاسيسات آب سنگين در اراك گزارش جديد مديركل آژانس انرژی بين‌‏المللی اتمی منتشر شد.

                اين گزارش شرح كاملی است از مناسبات آژانس اتمی با برنامه های اتمی جمهوری اسلامی و با آنكه برخی مقامات ايران جنبه های مثبتی را در آن يافته و خوشبينانه با آن برخورد كرده اند، در باره آخرين بازديدها از ايران يادآور می شود:

                در 26 جولای راستی آزمايی اطلاعات در كارخانه غنی سازی سوخت در نطنز صورت گرفت جايی كه در حال ساخت است . بين 11 تا 16 آگوست 2006 از ايران بازديد شد اما ايران از فراهم كردن اطلاعات بيشتر خودداری كرد. به نظر مقامات اين كشور اين بازديد ها و اطلاعات بدست آمده بسيار زيادی بوده است. ايران همچنين نگرانی

                13 آگوست 2006 آژانس از 10 رآكتور IR-40 در اراك بازديد كرد. ساخت كارخانه در حال انجام است.

                درگزارش آژانس اشاره به ضرورت كنترل و تضمن‌‏های معتبر درباره نبود فعاليت‌‏ها و مواد اعلام نشده درايران شده است. دراين بخش اشاره به منبع ذرات آلوده اورانيوم پيداشده در دانشگاه فنی شده است.

                در باره برنامه‌‏های سانتريفيوژهای نيز ايران هيچ اطلاعات جديدی در دسترس آژانس قرار نداده است.

                آژانس درحال انجام بازرسی‌‏هايی درباره اسناد واطلاعاتی است كه ممكن است از سوی واسطه های خارجی به ايران داده شده باشد. ايران به بی اعتنايی به درخواست آژانس برای ارائه برخی اسناد ادامه می دهد اما موافقت كرده است به آژانس اجازه بررسی را بدهد. اما بعدا به بازرسان اطلاع داده شد كه يادداشت برداری از اسناد مجاز نيست و يادداشت هايی كه تا آن زمان طی ديدارهای بازرسان برداشته بودند نيز ازبين برده شدند. برخی اسناد همچنان در ايران مهر و موم است.
                آژانس درحال جستجو و روشن كردن اين است كه ايران درباره آزمايش‌‏های جداسازی خود شفاف نمايی كند. از زمان آخرين گزارش، مدير كل آژانس توانسته است تا توضيحات ارائه شده از سوی ايران در ماه ژوئن را مورد ارزيابی قراردهد. و نسخه يادداشت شده از سوی محققی كه مسؤول آزمايشات پلوتونيوم است مورد بررسی قرار دهد و نتيجه گرفته است كه آنها درباره مسائل مهم به اندازه كافی اطلاعات شفافی را به دست نياورده اند.

                در يك تلاش ديگر برای بدست آوردن اطلاعات درباره پارامترهای تشعشعی، آژانس با يك عامل رآكتور و آن محقق در 11 جولای ملاقات كرد كه اين دونفر اطلاعات لازم را برای روشن شدن مسئله ارائه نداند. ايران اعلام كرده است كه اطلاعات مناسب ديگری رادر دسترس ندارد.
                در8آگوست 2005 آژانس از يكی از اين كانتينرها نمونه‌‏های محيطی برداشت، نتايج گرفته شده از اين تحقيقات از سوی آژانس نهايی شده ونشان می دهد كه ذرات اورانيوم غنی شده بسيار بالايی دارد. در15 آگوست 2006 از ايران درخواست شد تا اطلاعاتی را در باره منبع آلودگی در خصوص كانتينرها ارائه دهد.

                درمدت پايان جولای 2006 تا 29 اگوست 2006 ايران از دادن ويزای يكساله چندبار ورود به بازرسان منصوب شده از سوی آژانس براساس توافق پادمانی صورت گرفته بود خودداری كرد. در 30 آگوست2006 ايران اين ويزاها را به دو تن از بازرسان داد و در 31 آگوست 2006 به آژانس اطلاع داد كه در پی روند اداری عادی ويزای يكساله يك بار ورود برای بازرسان تا 10 سپتامبر 2006 صادر می‌‏شود.

                ايران هنوز به درخواست های آژانس برای شفاف سازی در خصوص نگرانی ها و دسترسی به انجام نمونه گيری محيطی از ديگر تجهيزات و مواد مربوط به PHRC پاسخ نداده است.
                ايران همچنين برای آژانس اجازه دسترسی به رئيس سابق PHRC را برای مصاحبه نداده است. گرچه ايران مقداری اطلاعات درباره توليد ارزيابی های در PFEP ارائه داده اما به ممانعت از دسترسی آژانس به سوابق موثر در PFEP ادامه می دهد.
                ايران شفافيت لازم را برای از بين بردن ابهامات مربوط با برخی از فعاليتهايش انجام نداده. ايران فعاليت های غنی سازی خود را تعليق در نياورده است و براساس بندهای پروتكل الحاقی اقداماتی صورت نداده است.

                آژانس قادر به تائيد ماهيت صلح آميز برنامه های هسته ای ايران نيست

                Comment


                • سخنرانی رفسنجانی در اجلاس خبرگان
                  دست های مرموزی
                  ميان روحانيون و مسئولان دركاراند




                  هاشمی رفسنجانی كه در هفته های پس از جلسه پرتشنج سران نظام پيرامون تصميم قطعی پيرامون طرح 1+5 و قطعنامه شورای امنيت در همين ارتباط سكوت اختيار كرده بود، در اجلاس اخير مجلس خبرگان، برای اعضای اين مجلس سخنرانی كرد. او كه درمحافل مختلف حكومتی گفته می شود با سياست های نظامی رهبر مخالف است، در سخنرانی خود، ضمن اشاره به درگيری های آمريكا در عراق و افغانستان، گفت: بعيد نيست با از بين رفتن بعثی‌ها و طالبان در غرب و شرق ايران، آمريكايی‌ها برای ايران برنامه داشته باشند. آمريكا برای القای اختلافات شيعه و سنی در كشورهای عربی منطقه تلاش می كند. در اين زمينه نيز بايد با گسترش روابط اين سوءظن را برطرف كرد.

                  اگر مردم از عدم همدلی مسوولان مايوس شوند، گناهی بزرگ متوجه مسببين خواهد بود. دست مرموزی ديده می‌شود كه در صدد فاصله انداختن بين روحانيت و مسوولان می‌باشد كه لازم است مسوولانه و هوشيارانه مانع آن شد.


                  Comment


                  • از رهائی فرج سركوهی در فرودگاه مهرآباد
                    تا پيدا شدن سروكله جهانبگلو در خبرگزاری ايسنا
                    دو سئوای كه ايسنا نكرد:
                    1- با لب تاپ سخنگوی دولت خاتمی چه كردی؟
                    2- خبرداری سرخرانقلاب مخملين را در اوكرائين برگرداندند؟





                    محسنی اژه ای وزير اطلاعات و امنيت برای آنكه از روی دست علی فلاحيان كپی نكرده باشد، رامين جهانبگلو را بجای آنكه مانند فرج سركوهی ببرد در فرودگاه مهرآباد رها كند، او را جلوی خبرگزاری ايسنا رها كرد. البته می توانست جلوی خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی "ايرنا" و يا خبرگزاری خودی "مهر" و يا حداقل جلوی خبرگزاری "فارس" او را رها كند، اما قرار بود با آبروی "ايسنا" هم بازی كنند، او را بردند آنجا رها كردند تا برود از پله ها بالا و آنچه را در فيلم اعترافات گفته، بصورت زنده در اين خبرگزاری بگويد.

                    جهانبگلو درباره كودتای مخملی چيز نگفت، فقط گفت كه چندتا مقاله برای اين و آن موسسه نوشته و قرار بوده بنويسد كه بنيانگذاران آن موسسه ها مشكوك بوده اند. يعنی همان سناريوئی كه بموجب آن عباس عبدی و قاضيان و چند نفر نظرسنج عمومی را بردند زندان تا بگويند هر نظر سنجی كه كرده و منتشر كرده اند سفارت "گالوپ" و ديگر موسسات بی همه چيزی بود كه اينها نمی دانسته اند سرشان به سازمان های جاسوسی بند است.

                    حكومتی كه پشت خود را به چاه های جمكران و تاسيسات آب سنگين داده، چگونه از يك مقاله و يا تحقيق ستون فقراتش می لرزد، لابد رازی است كه دارندگان علم غيب می دانند. قرار بود جهانبگلو خود را جاسوس معرفی كند و پيش تر هم مقامات اطلاعاتی و امنيتی و حتی دادستان كل كشور"دری نجف آبادی” كه تجربه اطلاعاتی هم دارد همين را گفته بود. اما وقتی جاسوس های اتمی ريز محرمانه ترين فعاليت های زير زمينی را به وزارت دفاع امريكا رسانده و اين وزارتخانه نيز برای آنكه افشاگری ها را "بومی” كند آنها را داده به سخنگويان سازمان مجاهدين تا آنها اعلام كنند، ادعای جاسوس گيری و اعتراف جاسوسی گرفتن از آدمی مانند جهانبگلو مضحك تر از آن بود كه مدال كشف آن را به محسنی اژه ای و دارودسته سعيد امامی و روح الله حسينيان و حسين شريعتمداری بدهند. به همين دليل گفتند برو بگو برای فلان و فلان موسسه كار می كرده اند و آن موسسه ها مشكوك بوده اند و بعدش هم بی سر و صدا برو خانه تا بلكه اين ماجرا هم مثل ماجرای عبدی و بقيه نظرسنجی ها و يا براندازان قانونی- ملی مذهبی ها- و يا اعترفات علی افشاری و... فراموش شود. تاريخ مصرف اين ماجرا هم گذشت.

                    َبر جهانبگلو در اوين چه گذشت و او بموجب كدام تعهد از پله های خبرگزاری ايسنا بالا رفت و پشت حرف هائی كه زد چه واقعياتی قرار دارد، همه مانند موارد مشابه تا چندی بعد فاش خواهد شد، گرچه در آن زمان آنقدر حوادث تازه روی داده باشد كه كسی توجه به افشاگری های جديد جهانبگلو نكند. اين رويدادی تكراری در جمهوری اسلامی است.

                    راستی ما اگر جای خبرنگاران خبرگزاری ايسنا بوديم از جهانبگلو می پرسيديم:

                    - مقامات امنيتی راست می گفتند كه تو لب تاپ رمضان زاده سخنگوی دولت را دزده ايد؟ چند فروختی؟

                    - خبرداری در اين چند وقت كه نبودی برای كشيدن روسيه به سمت خودشان لقمه بزرگی را امريكا گذاشت در سفره روسيه و سر خر انقلاب مخملی اوكرائين را برگرداندند و دولت قبل از اين انقلاب را سوارش كردند؟



                    Comment


                    • چند شب پيش
                      همه بودند
                      جز آنها كه هيچ وقت با همه نيستند




                      ابطحی- ديشب مراسم سومين سالگرد روزنامه شرق بود. شايد به دليل اهميت جايگاهی كه روزنامه شرق در عرصه سياسی، فرهنگی و اقتصادی كشور پيدا كرده است و مديران انديشمند و باهوش و كادر محتوائی نوانديش آن، در شرايط سخت فعلی كشور قابليت و ظرفيت كم نظيری از خود ارائه كرده اند، در مراسم سالگشت تأسيس آن تقريباً همه چهره های تأثير گذار جدی كشور حضور داشتند.



                      در بدو ورود با شمس الواعظين برخورد كردم، نگذاشت وارد سالن اصلی شوم و مرا با خودش به محوطه باز كنار سالن برد. از هوای خوب و گعده های گوناگون البته در فضای باز بهره بردم ولی از مراسم اصلی سالن بی بهره مانديم.



                      اولين حلقه ای كه برخورد كردم، آقای دولت آبادی، نويسنده نامدار كشور، محور آن بود. می گفت خودم را خانه نشين كرده ام. ناشرم در حال ورشكستگی است چون اجازه چاپ نمی دهند؛ اعلام كرده ام كه تغييرات مورد نظر آنان را هم اعمال كنيم، ولی باز هم مجوز نمی دهند. اضافه شدن سحرخيز به آن جمع باعث شوخی و بحث در مورد حكم زندانی شدن او شد كه اخيراً اعلام شده. رضا خاتمی می گفت كه بايد خود را برای اعتصاب غذای تو آماده كنيم كه ظاهراً تصميم اعتصاب غذا نداشت! به مصطفی تاجزاده تعارف كردند كه بين شمس و سحرخيز بنشيند، قبول نكرد. مثل هميشه يك چيزهايی گفت كه معمولاً چون صدای خنده ی مصطفی بلندتر از حرفهايش هست، مفهوم نشد. بر و بچه های سازمان مجاهدين انفلاب هم در حلقه ی ديگری بودند. بحث بود كه آيا جمعيت اين ها بعد از كنگره به يك مينی بوس رسيده يا همچنان به اندازه ی فولكس واگن است. محمد عطريان فر و رحمانيان و محمد قوچانی و جهانبخش، مديران خوب روزنامه شرق با مهربانی سر ميزها حاضر می شدند و خوش آمد می گفتند. گمانم بر اين است كه در كشور كمتر جلساتی پيدا می شود كه اين گونه همه در آن حضور يابند. افتخار اين كار برای شرقيان مبارك است.



                      من به دليل آن كه می خواستم در مراسم عروسی دختر آقای عبدالعلی زاده، وزير سابق مسكن هم شركت كنم زودتر خداحافظی كردم. ديديم سعيد حجاريان كه نه خوب راه می رود و نه خوب می تواند حرف بزند نزديك در ورودی نشسته بود كه خسته نشود. ديدن سعيد با اين حال زار برای دوستانش خيلی سخت است. از داخل سالن صدای مراسمی می آمد كه گويا جوائزی می دادند. من هم منتظرم خبر اصلی مراسم سالروز شرق را در رسانه ها بخوانم. هوای خوب بيرون سالن و رفيق بد، بی آن كه زغال خوبی در كار باشد، مانع از اين شد كه بفهميم به چه كسانی جايزه دادند. دورادور مباركشان باشد. حضور محمد رضا جلائی پور و دوستان جوان همراهش هم كه سمينار دين و مدرنيته را برگزار كرده بودند و بيشتر آنان با شرق همكاری می كردند باعث شد تا بار ديگر ياد تلاش های كم نظير آنان برای برگزاری سميناری كه همه خوبی هايش در اثر تلاش اين دوستان بود بيفتم. راستی آقای كيميائی، كارگردان نامدار سينما هم چه آدم افتاده و درويش مسلكی است. می گفت وقتی با آقای خاتمی در نيويورك بوديم، او هم در آن جا بوده و خاطرات آن ايام را بازگو می كرد. حاتمی كيا هم مثل هميشه محجوب و آرام نشسته بود. همسر آقای مهندس موسوی خوئينی و فرزندش هم آنجا بودند؛ پرسيدم خبری از ايشان نداريد، گفت نه.كاش زودتر آزادشود.



                      شرق، انصافاً روزنامه ای است كه همه شاخص های يك روزنامه خوب را دارد. سالگرد تاسيسش مبارك و از گزند تعطيل و تعقيب مصون باشد الهی.


                      Comment


                      • بهزاد نبوی:
                        تندروترين افراد نيز با دخالت خارجی مخالف‌اند




                        بهزاد نبوی در ششمين نشست اصلاح‌طلبان استان زنجان گفت: هيچكس نبايد دلخوش به حضور بيگانگان برای تغيير وضعيت باشد. كما اين ‌كه امروز با ديدن آنچه در افغانستان و عراق روی داد حتی 2 درصد از تندروترين افراد نيز اين كار را صلاح نمی‌دانند و آن را راه‌حلی مناسب قلمداد نمی‌كنند.

                        نبوی در باره دوران اصلاحات و بحث هائی كه بعنوان انتقاد از خود و پيدا كردن مقصر در جبهه اصلاحات راه افتاده و عملا به تشتت در جبهه اصلاحات دامن می زدند گفت:

                        تعدادی بعد از انتخابات همديگر را به عنوان مقصر اصلی شكست اصلاحات عنوان كردند كه اصلاً درست نيست. عده‌ای حركت‌های بنده را در تحصن و تندروی‌های مجلس، عامل شكست اصلاح‌طلبان در انتخابات می‌دانند. بايد عوامل بررسی شوند و نبايد همديگر را مقصر بدانيم.


                        Comment


                        • مصطفی تاج زاده
                          دو ديدگاه اتمی در ج.ا
                          دارای چه استدلال هائی است




                          امروز:پيرو اعلام آمادگی اينجانب برای مناظره درباره عملكرد مسئولان كنونی پرونده هسته‌ای كشورمان با آقای محسن رضايی ("عصرنو" شماره 27، مورخ 29/3/85)، سايت وی با درج مقاله‌ای انجام مناظره را مشروط به تحقق شرايطی، از جمله ايجاد فضايی عاری از پيش‌داوری‌ها كرد كه ظاهراً به معنای جواب منفی ايشان است. در عين حال اين سايت با نقد مقاله‌ام عملاً وارد مناظره با من شد. اكنون ضمن درج كامل مقاله سايت آقای رضايی، به نقد آن می‌پردازم تا ضمن اينكه مناظره قلمی درباره پرونده هسته‌ای ادامه يابد، تفاوت دو ديدگاه‌ "تقابلی” و "تعاملی” روشن شود.



                          مناظره‌ هسته‌اي

                          سخنی با مصطفی تاج‌زاده

                          آقای مصطفی تاج‌زاده در يادداشتی كه چندی پيش با محور قرار دادن مصاحبه دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در سيمای جمهوری اسلامی ايران منتشر كردند، نكاتی را بيان داشتند كه در آنها كمتر نشانه‌ای از واقع‌نگری و بی‌طرفی به چشم می‌خورد و از طرفی ضمن معرفی خود در نقش رهبر يا سخنگوی اصلاح‌طلبان، وی يا هر مقام مسئول ديگری را به مناظره درباره پرونده هسته‌ای دعوت كرده‌اند. حال صرف‌نظر از اين‌كه درخواست آقای تاج‌زاده به عنوان معاون اسبق وزير كشور در دوره اصلاحات و عضو شورای مركزی سازمان مجاهدين انقلاب برای مناظره پذيرفته شود يا نه، با توجه به اين‌كه بسياری از مطالبی كه آقای تاج‌زاده در يادداشت خود به آنها اشاره كرده‌اند، ناظر به نوشته‌های سايت «بازتاب» در پرونده هسته‌ای، به ويژه يادداشت‌هايی است كه از اين قلم انتشار يافته، درباره نكته‌های مورد اشاره آقای تاج‌زاده، مطالب زير را جهت روشن شدن برخی مسائل، ضروری می‌دانم:

                          1ـ نقطه ثقل سخنان آقای تاج‌زاده تقسيم‌بندی حاكمان به دو گروه اصلاح‌طلبان و اقتدارگراها می‌باشد و ساير موارد مطروحه، انشعاباتی از اين طرز تقسيم‌بندی است، اما آقای تاج‌زاده به اين نكته توجه نداشته‌اند كه با توجه به عملكرد و رويكردهای بزرگان علمی و سياسی كشور در قبال پرونده هسته‌ای، اين تقسيم‌بندی مبنای درستی ندارد، چون بسياری از چهره‌های اصلاح‌طلب مانند مهندس موسوی، يا آقای محتشمی‌پور موافق ايستادگی و برون‌رفت از گفت‌وگو‌های طولانی و بی‌نتيجه بودند و در مقابل، تعداد كثيری از چهره‌های محافظه‌كار مانند آقای حسن روحانی هم مدافع اعتمادسازی و تنش‌زدايی می‌باشند. پس نزديك‌تر به واقع آن است كه ديپلماسی هسته‌ای را به دو دوره اعتمادسازی و ايستادگی تقسيم كنيم و در اين صورت اگر آقای تاج‌زاده نمايندگی گفتمان اعتمادسازی را برعهده دارد، می‌توان با نظر به عملكرد دوستان مسئول آقای تاج‌زاده در زمان حاكميتشان بر پرونده هسته‌ای، با ايشان مناظره كرد.

                          2ـ آقای تاج‌زاده در نكته اول از يادداشت خود كه نوشته است: (می‌توان با انجام يك بازی دو سر برد يعنی گفت‌وگو، منافع ملی ميهن پاس داشته شود. كافی است جمهوری اسلامی با خويشتنداری و تداوم مذاكرات، به اعتمادزايی ادامه دهد. به ويژه آن‌كه ايران در زمينه صنايع هسته‌ای در سال‌های گذشته اقداماتی انجام داده بود كه به علت پنهان بودن شبهاتی ايجاد كرده است) به دو محور منافع ملی و پنهان‌كاری اشاره كرده، حال سؤال اين است:

                          الف: مگر موضع ايستادگی، كه عملكردهای فراقانونی مانند تعليق را كه عليه منافع ملی می‌باشد، نفی كرده است، چيزی غير از پايبندی به تعهدات به ويژه «NPT» است؟

                          ب: اگر آقای تاج‌زاده معتقد است كه موضع ايستادگی، منافع ملی را تامين نكرده است، ايشان يا دوستان هم فكرشان مشخص كنند كه منافع ملی طی دو سال گفت‌وگوهای اعتمادسازی چگونه تأمين شده است؟

                          ج:پنهان‌كاری كه شما آن را مسبب اصلی حساسيت آژانس بر پرونده هسته‌ای و دليل ادامه اعتمادسازی ايران در برابر جهان، ذكر كرده‌ايد، در چه دوره‌ای رخ داده است؟ در دوره مسئوليت اصلاح‌طلبان يا در دوره ايستادگی؟

                          3ـ آقای تاج‌زاده گفته‌اند: «هيچ يك از اتهامات ديگر مانند نقض حقوق بشر، قادر نيست پرونده جمهوری اسلامی را به شورای امنيت سازمان ملل ارجاع كند. مضاف بر آن چنانچه چالش هسته‌ای ايران در آژانس حل نشود و پرونده كشورمان در نهايت منحصراً در شورای امنيت مفتوح بماند، به احتمال بسيار زياد آمريكا خواهد توانست برخی اتهامات عليه جمهوری اسلامی را نيز به اين پرونده اضافه كند و شورای امنيت را به موضع‌گيری يا صدور قطعنامه در اين موارد، عليه كشورمان ترغيب كند».

                          اولا؛ اين‌كه آمريكا برای اتهاماتی مثل نقض حقوق بشر و حمايت از تروريسم نمی‌تواند پرونده ايران را به شورای امنيت بكشاند، سخن درستی نيست. چون مگر نه اين است كه كشور سوريه را با عنوان حمايت از تروريسم به شورای امنيت كشانده‌اند؟ و مگر نه اين‌كه در سال 2001 با تأييد شورای امنيت ـ در موضوع تروريسم ـ به افغانستان حمله كردند؟ و نيز در اوايل دهه 90 كشور ليبی را به خاطر پرونده لاكربی مورد لشكركشی قرار دادند؟

                          دوم اين‌كه؛ اصل اولی در پرونده هسته‌ای، حل و فصل آن در آژانس انرژی اتمی و كشانده نشدن پای شورای امنيت به ميان است، اما اگر ما با تكيه بر خواسته‌های قانونی خود، به مطالبه حقوق مسلم خود پرداختيم و آنان نيز در مقابل، پرونده ما را در شورای امنيت مفتوح نگه داشتند، در اين صورت هيچ حرجی برای ارجاع كامل پرونده به شورای امنيت نخواهد بود. مگر در اين چند سال پس از پيروزی انقلاب، ما بارها شاهد صدور قطعنامه‌ها و اعمال تحريم‌ها نبوده‌ايم؟ پس صرف ترس از كشانده شدن پای ايران به شورای امنيت و صدور قطعنامه و تحريم، نمی‌تواند مجوزی برای چشم‌‌پوشی از منافع ملی و خواسته‌های عمومی باشد.

                          4ـ آقای تاج‌زاده با تأكيد بر ادامه اعتمادسازی به شيوه گفت‌وگوی دوران اصلاحات، معتقدند كه روش‌های غير از گفت‌وگو موجب تضعيف ايران است و در اين‌باره نوشته‌اند: «اين روند ارجاع پرونده ايران به صورت كامل به شورای امنيت و صدور قطعنامه، نقض غرض است و در آن صورت، موضع ايران را در مورد فعاليت‌های هسته‌ای نيز تضعيف خواهد كرد». حال آقای تاج‌زاده بايد مشخص كنند كه اعلام حمايت 116 كشور جهان(غيرمتعهدها) مبنی بر تأييد صلح‌آميز بودن برنامه هسته‌ای ايران و دفاع اعضای سازمان كنفرانس اسلامی از مواضع ايران و بازگشت غرب و حتی آمريكا به ميز مذاكره با ايران پس از مدت‌ها جوسازی، تضعيف موقعيت ايران به حساب می‌آيد يا تقويت آن؟

                          5ـ آقای تاج‌‌زاده با نوشتن اين‌ مطلب كه: «مسئول پرونده هسته‌ای در مصاحبه‌های گوناگون اعلام می‌كند كه ايران هرگز قصد خروج از آژانس بين‌المللی انرژی اتمی را ندارد و شعار خروج از «NPT» كاملا فراموش شده است». اين مطلب را از ياد برده‌اند كه يكی از نقاط قوت جمهوری اسلامی در پرونده هسته‌ای، قانونمند رفتار كردن مسئولان آن است كه همين امر موجب شده تا بسياری از كشورهای حامی ايران، رفتار متناقض آمريكا و اروپاييان را اجحاف در حق ايران بدانند. و نيز از جمله اصول قانونی و مسلم در پرونده هسته‌ای، بحث پايبندی به «NPT» و باقی ماندن در آژانس به شمار می‌رود. حال اگر آقای تاج‌زاده ديدگاه برخی افراط‌گرايان را كه به خروج از «NPT» معتقد بودند ملاك ارزيابی قرار دهند، بايد موضع و ديدگاه خودشان را در برابر گروهی از اصلاح‌طلبان كه انرژی هسته‌ای را به طور كلی نفی كرده‌اند، بيان كنند.

                          6ـ «ظاهراً آقايان نيز به اين نتيجه رسيده‌اند كه برای اثبات صلح‌آميز بودن فعاليت‌های هسته‌ای ايران، چاره‌ای جز امضای آن نيست. به اين ترتيب شعارهای گذشته اقتدارگراها در مورد خيانت‌بار بودن امضای پروتكل الحاقی، كنار گذاشته شد». آقای تاج‌زاده با مراجعه به آرشيو روزنامه‌های آن زمان و جستجو در منابع حقوق بين‌الملل متوجه می‌شوند كه پذيرش پروتكل در ميان اغلب كشورهای عضو «NPT» رويه‌ای معمول و قانونی بوده و از طرفی در داخل ايران نيز پذيرش پروتكل هيچ‌گاه مورد مخالفت اصولگرايان معتدل نبوده است. آنچه مورد انتقاد واقع شده، پذيرش شتابزده و اجرای بی‌قيد و شرط اين پروتكل بدون طی مراحل آن بر اساس مقررات خود آژانس می‌باشد.

                          7ـ «بازرسی‌های سرزده بازرسان از مراكز مختلف هسته‌ای و گفت‌وگو با مقامات مورد نظر آژانس در يك سال گذشته بيش از آنچه در دولت خاتمی معمول بود، انجام شده است».

                          قابل توجه آقای تاج‌زاده بايد گفت: بازرسی‌هايی كه صورت پذيرفته، در چهارچوب امضای پروتكل الحاقی توسط نماينده سابق دولت در آژانس بوده است و توضيح واضحات است كه در عرف معاهدات بين‌المللی و قراردادهای جهانی، تعويض دولت‌ها و يا سيستم‌های حكومتی، كم‌ترين اثری در نقض يا كم‌اثر كردن تعهدات دولت های پيشين ندارد.

                          8ـ آقای تاج‌زاده در بند «د» نكته 4 نوشته‌اند كه: «تعليق غنی‌سازی در سطح صنعتی همچنان ادامه يافته است و طرحی برای ازسرگيری آن بدون توافق قبلی با آژانس مشاهده نمی‌شود و رسما نيز اعلام شده كه هدف كنونی ايران، تداوم غنی‌سازی تحقيقاتی است». غافل از اين‌كه غنی‌سازی صنعتی در ايران هيچ گاه آغاز نشده بود كه تعليق شود و همين دو سال تعليق فعاليت‌های غنی‌سازی تحقيقاتی، با توجه به اين‌كه غنی‌سازی تحقيقاتی مقدمه فعاليت صنعتی می‌باشد، باعث عقب‌ماندگی كشور از پروسه فنی شده است.

                          9ـ ظاهر اين سخن آقای تاج‌زاده كه نوشته‌اند: «تنها اختلاف، فعاليت تعدادی محدود سانتريفيوژ (نمونه آزمايشگاهی) است كه آيا پيش از مذاكرات و روشن شدن تكليف نهايی متوقف شود يا همچنان به كار خود ادامه دهد. در اين مورد هم ملاك ارزيابی نهايی آن چيزی است كه در مذاكرات به توافق می‌رسند». نشان می‌دهد فعاليت «UCF» اصفهان دستاورد قابل‌توجهی برای ايشان و هم فكرانشان،‌ نيست.

                          10ـ «اقتدارگراها خود ثابت كردند مذاكره با آمريكا نشانه مرعوب يا جاهل بودن طرفداران آن نيست و هرگز بدتر از برقراری رابطه با ايالات متحده محسوب نمی‌شود». به نظر می‌رسد كه در اينجا خلط كوچكی بين مذاكره از موضع احقاق منافع ملی با مذاكره در غير آن موضع، رخ داده است. چون در حال حاضر كه تعليقی وجود ندارد و زمان به سود ايران است و به نوعی برگ برنده كه همان فعاليت غنی‌سازی در حد ممكن است، در دست ايران می‌باشد؛ ادامه و انجام مذاكرات برخلاف گذشته هيچ ضرری ندارد.

                          11ـ و اما درباره اين سخنان كه «در دوره حكومت يكدست اقتدارگراها، جمهوری اسلامی بدون هرگونه پيش‌شرطی آمادگی خود را برای مذاكره مستقيم با دولت آمريكا اعلام كرد و دبير شورای امنيت ملی نيز بدون محكوم كردن كمپ‌ديويد توسط دولت مصر، به قاهره سفر كرد ... با ارسال نامه آقای احمدی‌نژاد به رئيس‌جمهور آمريكا، مشروعيت وی رسما پذيرفته شد! ... همچنين از آقای جواد لاريجانی كه شعارش مذاكره با شيطان در قعر جهنم است. مجددا دعوت شده تا در عرصه سياست خارجی فعال شود». بايد گفت: هرچند شايد با برخی مطالب نوشته شده در اين بند ما نيز با آقای تاج‌زاده موافق باشيم، اما اين نكته را بايد گوشزد كرد كه مسئله مصر و نامه به بوش، ارتباطی به پرونده هسته‌ای ندارد و فرصت و نوشته‌ای جدا لازم است تا درباره آن بحث شود.

                          12ـ« نكته بسيار مهم آن‌كه بسته پيشنهادی شبيه پيشنهادهای قبلی اروپايی‌ها در سال گذشته است كه در آن زمان به گرفتن آب ‌نبات در برابر درّ غرطان تشبيه شد و چندی پيش آقای احمدی‌نژاد به آن عنوان «دادن طلا در برابر گردو» داد، اما پس از دريافت سبد جديد، مسئولان هسته‌ای امروز و منتقدان راديكال ديروز، تقريبا همگی تأكيد می‌كنند كه پيشنهاد حاوی نكات مثبت است... نبايد همچون اجلاس شورای حكام آژانس در پاييز 84 ذوق ‌زده شد كه پرونده هسته‌ای به شورای امنيت سازمان ملل ارجاع نشد و ايران فرصتی حدود سه ماه پيدا كرد... عملكرد اصلاح‌طلبان در يك سال گذشته نشان داده است كه با ماجراجويی اقتدارگراها مخالفت و از تصميمات و اقدامات مثبت حكومت يكدست حمايت می‌كنند.» چند مسئله را درمورد عبارت بالا بايد خاطرنشان كرد:




                          Comment


                          • اجلاس خبرگان رهبری
                            برای عده ای، مرگ آسان تر از بازنشستگی است




                            ابطحی- اقای مشكينی رئيس مجلس خبرگان در آخرين جلسه ی اين اجلاس گفته اند كه حكومت ما از تمام لحاظ مورد تاييد وامضای معصومين(ع) است. ايشان نظام را متصل به الله ونيروهای نظامی را جندالله و جوانان را حزب الله واكثريت ملت را اوليا ءالله معرفی كرده است. مسائلی نيز در باره ی فضيلت ماه قمری بر شمسی و فضيلت انسان بر حيوان بدليل آنكه حيوان سر را به سمت غذا ميبرد ولی انسان غذا را به غذا را به طرف دهان ميبرد در جلسه ی خبرگان كه عاليترين نهاد حكومتی است گفته اند. سخنان ايشان، بخصوص در بد ترين نوع بهره برداری از دين برای يك حكومت بشری قويترين عامل دوری جامعه از دين ويا رويگردانی از حكومت است. محققان و روزنامه نگاران و سخنرانان رسمی و حكومتی كه مرتب از كم شدن توجه جامعه به مبانی دينی حرف ميزنند و مرتب توطئه های دشمنان خارجی وايادی داخلی آنان را پيدا ميكنند ، در كنار پيدا كردن ردپای دشمنان خارجی و بين المللی وتلاشهای آنان برای تضعيف مبانی دينی در جوانان، بايد توجه كنند كه اين نوع سخنان در مجلس رسمی ومهمی كه يكی از وظايفش تعيين بالاترين مقام كشوراست، بيشتر از فعاليتهای دشمنان خارجی به بی اعتنايی جامعه به مبانی دينی منجر ميشود. البته به عقيده ی من ريشه بسياری از اين مشكلات را بايد در اين جستجو كرد كه قانونی برای بازنشسته شدن مسئولان وجود ندارد. اگر آيه الله مشكينی- با اين سن وكسالتهای فراوانی كه دارند و خداوند شفا عنايت نمايد- بازنشست شده بود، نه سوابق دينی ونه سوابق علمی ايشان آسيب ميديد ونه به مبانی دينی جوانان چنين ضربه هايی وارد ميشد


                            Comment


                            • زمزمه ها در ايران
                              بشقابهای ماهواره جمع شد
                              رسيورهای كتابی وارد می شود؟




                              در ایران و بویژه در تهران، موج حملات پشت بامی برای جمع کردن بشقاب های ماهواره رو به فروکش گذاشته است. همزمان با خوابیدن این موج زمزمه های جدیدی آغاز شده است که با توجه به سوابقی که از گذشته باقی است می تواند واقعیت باشد. بموجب این زمزمه ها، صدها هزار دستگاه رسیورهای کتابی دیجیتال سفارشی ایران به دوبی رسیده و پشت مرزهای آبی ایران است. این رسیورها نیازمند بشقاب و نصب روی بام ها نیست و با یک آنتن بسیار کوچک، درکنار تلویزیون همان نقشی را بازی می کند که بشقاب روی پشت بام. از حضور وسیع این رسیوردها که حتی از یک کتاب نیز کوچک تر و کم حجم تر اند به بازار مصرف اروپا اکنون دو سالی می گذرد و تقریبا بازار آن پایان یافته و صادرات آن به کشورهای آسیائی با سرعت آغاز شده است. این رسیورها دراندازه های مختلف – نه بیشتر از یک کتاب- و قیمت های متنوع و ارزان اکنون در تمام فروشگاه های صوتی و تصویری اروپا نه تنها موجود است، بلکه اغلب حراج نیز می شود. این گمان که با استفاده از این بازار رو به رکود در اروپا، مافیای واردات قاچاق به ایران بهره گرفته و با نازل ترین قیمت دهها و صدها هزار رسیور را خریده و زمینه فروش داخلی آن را با حمله به پشت بام خانه ها فراهم ساخته باشند گمان بی جائی نیست.



                              همزمان با این اخبار، سیمای جمهوری اسلامی همچنان به حیات رو به موت خود ادامه می دهد. یک وبلاگ نویس "مسافری درکویر" می نویسد:

                              بخش عمده اي از برنامه هاي سيما هنوز اختصاص دارد به مردم مظلوم كشورهاي مختلف از جمله فلسطين، لبنان، عراق، افغانستان و... مردم ايران هم كه اصلا مظلوم نيستند! هنوز بخش عمده اي از برنامه هاي صدا و سيما به مذهب و مسائل مذهبي ربط پيدا مي كند كه متاسفانه توسط افرادي مطرح مي شود كه اصلا صلاحيت براي اجراي برنامه هاي مذهبي را ندارند. هنوز در برنامه هاي سيماي ايران تصاويري از جنگ ايران و عراق و گزارش هايي از زندگي شهيدان و جانبازان اين جنگ را ميبينيم. جالب اين است كه فقط خاطرات را مي شنويم و خبري از انعكاس مشكلات زندگي خانواده هاي شهيدان و يا آن جانبازي كه پول تهيه داروي خود را ندارد نيست.

                              بزرگترين مشكل سيما اين است كه آينه اي از جامعه امروزي ايران نيست. درست همانطوري كه تلويزيون شاه هم آينه اي از جامعه آن روز ايران نبود. متاسفانه ريا و تظاهر را به راحتي در برنامه هاي سیما مي توانيم ببينيم و اين كتابي صحبت كردن ها و استفاده از واژگاني كه مخصوص مكتب جمهوري اسلامي است توجه مردم را به سيماي جمهوري اسلامي كم كرده است.

                              نكته جالب ديگر اينجاست كه برنامه هاي تلويزيون جام جم جمهوري اسلامي كه مخصوص ايراني هاي خارج از كشور است كاملا با شبكه هاي داخلي ايران از زمين تا آسمان تفاوت دارند. ظاهر مجري ها اولين تغییری است كه توجه را جلب ميكند. معمولا آقايون مجري ريش هاي خود را تراشيده اند و خانم ها هم ميتوانند فقط ! در تلويزيون جام جم آرايش كنند! خط هاي تلفني بيشتري جواب داده مي شود و مسلما انتقاد ها هم بيشتر است و حتي به نظر من امور فني هم خيلي دقيق تر انجام ميشوند. خيلي از هنرپيشه ها و هنرمنداني كه مردم داخل نمي توانند آنها را در شبكه هاي داخلي ببينند هر چند وقت يكبار در تلويزيون جام جم آفتابي ميشوند.

                              معمولا جمهوري اسلامي در همه چيز سياست هايش را چندگانه جلو مي برد و اين در مورد صدا و سيما هم صدق مي كند.


                              Comment


                              • پس از 30 سال
                                حرف های شاه سابق
                                سخن امروز حاكمان شده!





                                موسی غنی نژاد كه از كارشناسان اقتصادی متمايل به برنامه های صندوق بين المللی پول و بانك جهانی است، در ميزگرد نفت و اقتصاد سياسی در سازمان دانش آموختگان ايران گفت: در آمدهای نفت هميشه درخدمت اهداف حكومت ها بوده است. پيش از انقلاب، شاه نيز در پی كارهای پوپوليستی بود. مثلا می گفتند تا چند سال ديگر ما از ژاپن و غرب پيشی خواهيم گرفت.

                                غنی نژاد با يادآوری يكی از مصاحبه های شاه با يك روزنامه فرانسوی و انتقاد خبرنگار لوموند به شاه در باره وضعيت حقوق بشر در ايران گفت: شاه در جواب اين خبرنگار گفت ما زمانی كه در اروپا همه بر روی درخت زندگی می كردند منشور حقوق بشر كوروش را داشتيم و لازم نيست شما به ما درس حقوق بشر دهيد و ما اين دموكراسی شما را قبول نداريم. امروز می بينيم كه اين حرفها مجددا زده می شود و اين گفتمان بعد از 30 سال قديمی نشده است و اينها همه به دليل در آمد بالای نفت است!

                                عباس عبدی كه دراين ميزگرد شركت داشت، در ادامه صحبت های غنی نژاد گفت: اگر اهل فتوا بودم نفت را حرام اعلام می كردم چرا كه نفت عقل حاكمان را زايل می كند و بسياری از سخنان و رفتار عجيبی كه اين روزها زده ميشود به دليل مستی ناشی از نفت و زايل شدن عقل است.

                                عباس عبدی ادامه داد: در ارزيابی كه يكی از وزارتخانه ها از نامه ها ی نوشته شده به رييس جمهور در سفر های استانی داشته مشخص شده است كه تمامی درخواستهای مردم، درخواست پول است. مشخص نيست كه اگر دولت خود را نوكر مردم می داند، اين چه نوكری است كه همه از او پول می خواهند و مگر نوكر به كسی پول می دهد؟ فضای تبليغاتی به گونه ای است كه همه نوكر شده اند.


                                Comment

                                Working...
                                X