Announcement

Collapse
No announcement yet.

Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • "ما خواستار تصويب و اجراي لايحه مديريت خدمات كشوري، و نظام پرداخت هماهنگ حقوق هستيم". اين فشرده آن چيزي بود كه معلمان تهران و نمايندگان تشكل هاي فرهنگيان سراسر كشور را ديروز در مقابل مجلس شوراي اسلامي گرد آورد.

    هماهنگ کردن حقوق پرسنل نهادهاي دولتي و همطراز کردن آن در نهادها و وزارتخانه هاي مختلف، هدفي بود که در دوره رياست جمهوري محمد خاتمي، در قالب لايحه مديريت خدمات كشوري به مجلس هفتم ارائه شد. دولت فعلي نيز در آغاز کار خود از تصويب اين لايحه در مجلس استقبال کرد و تحقق برخي از وعده هاي خود را نيز موکول به اجراي اين لايحه دانست. حتي يک ماه پيش مقامات دولتي وعده دادند که با اجراي اين لايحه از ابتداي سال 86 مشکلات حقوق معلمان بر طرف خواهد شد. اما در حالي كه اجراي لايحه مزبور به تصويب مجلس هفتم رسيده بود، با نامه دولت از شمول اجرا خارج شد و مجلس هشتم نيز با نامه دولت مبني بر عدم اجراي لايحه نظام پرداخت هماهنگ حقوق موافقت کرد.

    معلماني كه ديروز از ساعت يك تا 5 عصر در مقابل مجلس شوراي اسلامي گرد هم آمده بودند، پرده اي سفيد به طول حدود 10 متر طول در دست داشتند كه روي آن بريده جرايد و نيز تصاويري از نامه هاي اداري وجود داشت. نوشته هايي که از يك چيز حكايت داشت: نامناسب بودن وضع معيشتي معلمان از زبان همه مسوولين رسمي كشور از جمله رئيس جمهور و وزير آموزش و پرورش.

    در اين گردهمايي اعتراضي برخي از معلمان در سخنان کوتاهي، اعتراض خود را نسبت به عملكرد دولت، وزارت آموزش و پرورش و مجلس اعلام كردند. در طول مراسم شعار هايي نيز داده مي شد، از جمله: "خجالت، خجالت، مدعي عدالت"، "مجلس به اين بي غيرتي هرگز نديده ملتي"، "مي مانيم تا حق خود بگيريم"، "تعطيلي مدارس، جواب طرح مجلس"، "وزير مترسك معزول بايد گردد"و...

    در اين همايش، نمايندگان تشكل هاي فرهنگيان از ساير استانها و شهرستانها از جمله گيلان، اصفهان، تهران، همدان، كرمانشاه، كردستان، شيراز، ارديبل، آستانه اشرفيه، پاكدشت، خميني شهر، دزفول، خراسان و... نيز حضور داشتند.

    معلمان را که تعدادشان حدود 500 نفربود، صف طويل و بهم چسبيده اي از نيروهاي ضد شورش نيروي انتظامي محاصره کرده و بين آنان و خيابان مجاهدين اسلام فاصله انداخته بود.در مقابل نرده هاي جلوي مجلس نيز تعدادي از نيروهاي ضد شورش به حال آماده باش بودند. در بين ماموران و نيروهاي امنيتي، تعدادي با لباس فرم سپاه نيز حضور داشتند که همه آنان فاقد درجه و برچسب اسم بودند.

    دوربين هاي متعددي در حال فيلمبرداري از تجمع معلمان بود.چند دوربين از فاصله اي كاملا نزديك و دوربين هاي متعدد ديگري نيز از مقابل مجلس، از خيابان مجاهدين اسلام و پنجره هاي طبقات بالاي مجلس.

    در روزهاي اخير برخي از نهادها به معلمان معترض هشدار داده بودند که براي تجمعات اعتراض آميزشان از وزارت کشور مجوز بگيرند، اما دبيرکل سازمان معلمان گفته است: "طرح مشکل فرهنگيان در ديدار و ملاقات با نمايندگان خود در مجلس، نياز به اخذ مجوز ندارد".

    اغلب خبرنگاران که از ورود به جمع تجمع كنندگان خودداري مي كردند، با ديدن نيروهاي امنيتي به سرعت آنجا را ترك مي كردند.

    "گرامي مقدم"، "رشيد جلالي جعفري" و "اكبر اعلمي" از نمايندگان مجلس در ميان تجمع كنندگان حضور يافتند و ضمن ابراز تاسف از عدم اجراي اين لايحه اعلام كردند، نهايت تلاش خود را براي تصويب مجدد آن بكار خواهند بست.آنان دراين تجمع همچنين سعي كردند مواضع مجلس را در قبال اين لايحه تبيين كنند.از نظر آنان مجلس تلاش لازم را انجام داده اما دولت از اجراي اين طرح ناتوان است.

    اظهاراتي که با واكنش معلمان مواجه شد. به اعتقاد آنان دولت موظف به اجراي هر آن چيزي است كه مجلس تصويب كند.

    سپس معلمان با شعار "حداد عادل بيا" خواستار حضور حداد عادل براي ارائه توضيح شدند كه البته اين خواسته آنان بي پاسخ ماند.

    اين تجمع سرانجام در ساعت 5 عصر با صدور بيانيه اي پايان يافت.

    در اين بيانيه كه در3 بند صادر شده، ضمن بيان روند اعتراضات و مشكلات معلمان آمده است: "مجلس تا 25 بهمن ماه فرصت خواهد داشت تا نسبت به تصويب و ابلاغ مجدد اين لايحه اقدام كند در غير اين صورت اعتراض معلمان ادامه خواهد يافت... در صورت عدم تصويب اين لايحه، معلمان روز 30 بهمن ماه و اول اسفند ماه آينده در مدارس تحصن خواهند كرد".

    در پايان بيانيه مي خوانيم: "در نيمه اسفند ماه تشكل ها براي تصميم گيري نحوه اعتراض و راهبرد آينده تشكيل جلسه خواهند داد".

    چراغاني چه شد؟

    از هنگام آغاز به کار محمود فرشيدي او بارها به معلمان وعده داده بود که کليه مشکلات شان با اجراي لايحه مديريت خدمات کشوري حل خواهد شد. وي اواخر آذرماه در گفتگو با خبرگزاري مهر "بزرگترين مشکل معلمان را در نظر گرفتن شرايط حقوق و مزاياي فرهنگيان" عنوان کرده و گفته بود که در صورت تصويب لايحه مديريت خدمات کشوري، اعتباراتي به آموزش و پرورش تعلق مي گيرد که بر اساس آنها مي توان مشکلات معلمان را بر طرف کرد.

    محمود احمدي نژاد خود نيز آخرين بار در اول مرداد ماه سال گذشته به معلمان گفت که "تامين حقوق و مسکن معلمان از اولويتهاي کاري دولت براي ارتقاي سطح آموزش و پرورش در کشور" است.

    چند روز پس از سخنان احمدي نژاد، مديركل امور اداري آموزش و پرورش در 24 مرداد سال جاري اعلام کرد: "تا دو ماه آينده تمام مشكلات شغلي، حقوقي و معيشتي معلمان در تمام سطوح و بازنشستگان اين عرصه با تصويب لايحه خدمات كشوري آموزش و پرورش در مجلس شوراي اسلامي حل خواهد شد". عليرضا براتيان که مشاور وزير آموزش و پرورش نيز هست، هم چنين گفت: "لايحه اي در ۱۵ فصل و ۱۱۰ ماده براي حل مشكلات معلمان تنظيم شده كه تمام دستگاه ها و ارگان هاي مربوطه را براي همكاري مجاب كرده است كه بيشترين فصل اين لايحه مربوط به حقوق و مزاياي معلمان و بازنشستگان است". وي با با ارائه آمارهايي از طرح ها و لوايح و بندهاي آنان از جمله گفت: "درخصوص بازنشستگان آموزش و پرورش ۱۲ طرح داريم كه عمده آن مربوط به ارتقاي شغلي معلمان در آستانه بازنشستگي و افزايش ضريب ۶۱۳ درصدي حقوق اين افراد است... حقوق و مزايا هم با شرايط جديد و متناسب با مزيت و مدرك و سابقه افراد پرداخت مي شود".

    مشاور محمود فرشيدي علاوه بر اين ها از "تغيير وضعيت معلمان حق التدريسي، افزايش رديف هاي آزاد براي جذب نيروي انساني، حذف سقف ۶۵ درصدي ارتقاي شغلي، استفاده توام از هم طرازي و ارتقاي شغلي براي كارشناسان ارشد" به عنوان وعده هايي که تا چند ماه ديگر و با تصويب لايحه خدمات کشوري عملي خواهد شد سخن گفت. او حتي اضافه کرد: "اگر اين خبر ضمن سال تحصيلي و حضور معلمان در مدارس اعلام مي شد، جا داشت كه معلمان سردر مدارس را چراغاني و بين مردم شيريني و گل پخش كنند".

    دو ماه بعد از وعده مدير کل اداري وزارت آموزش و پرورش نه تنها خبري از عملي شدن آن وعده ها نشد، بلکه معلمان در پنجمين ماه سال تحصيلي دانستند که دولت درخواست پس گيري لايحه خدمات کشوري را داده است.

    هفتصد هزار معلم زير خط مطلق فقر

    روز گذشته روزنامه سرمايه طي گزارشي درباره وضعيت اقتصادي معلمان کشور به نقل از يک عضو كانون صنفي معلمان نوشت: "در وزارت آموزش و پرورش 700 هزار نفر از معلمان كشور حدود 130 تا 250 هزار تومان حقوق مي*گيرند يعني در خط مطلق فقر زندگي مي*كنند".

    علي اکبر باغاني هم چنين گفت: "هر بار كه معلمان مساله معيشتي و بودجه آموزش و پرورش را مطرح مي*كنند مسوولان حساس بودن زمان و مسايل برون مرزي را مطرح مي*كنند. قرار است حقوق كاركنان آموزش و پرورش را وزارت دارايي بپردازد. اين مشكلي است كه در حال حاضر پيش آمده، اكنون معلمان با حقوق ناچيز خود زندگي مي*كنند و امكانات و اضافه كارشان هم به حداقل رسيده است".

    نايب رييس کانون صنفي معلمان با اشاره به لايحه بودجه سال 86 و بودجه اي که دولت براي آموزش و پرورش در نظر گرفته، گفت: "اگر به نرخ تورم در سال آينده و مشكلاتي چون مسكن فرهنگيان نگاه كنيم مي*بينيم مشكلات معلمان در سال آينده مضاعف است و ادامه كار براي آنان بسيار سخت خواهد بود".

    بي جهت نيست که وي مي گويد: "شايد اين روند، تكرار اعتصاب*هاي سال 82 را هم به دنبال داشته باشد".

    Comment


    • Comment


      • به دنبال ممانعت لباس شخصي ها از خروج هاشم آقاجري و عبدالله مومني از تهران، مومني سخنگوي سازمان ادوار تحكيم وحدت، ضمن غيرقانوني خواندن اين عمل گفت: "ماموران در زماني مانع ورود ما به هواپيما شدند كه تمام مراحل اداري انجام و پاسپورت هاي ما نيزممهور شده بود".

        اين دو كه به همراه مرضيه مرتاضي لنگرودي و عليرضا رجايي براي شركت در سمينار "گذشته و آينده اصلاحات در ايران" و به دعوت دانشگاه MIT به ايالات متحده آمريكا سفر مي كردند، هنگامي كه از پاويون فرودگاه براي نشستن در هواپيما خارج مي شدند از سوي افراد لباس شخصي بازداشت شدند.

        عبدالله مومني، سخنگوي سازمان ادوار تحكيم وحدت، درگفت وگو با روز دراين مورد اظهار داشت: "پس از وقوع اين مساله هرچه علت را جويا شديم پاسخي ندادند و پاسپورت*هاي ما را نيز توقيف و اعلام كردند، بايد طي 72 ساعت آينده به امور گذرنامه* دفتر رياست جمهوري مراجعه كنيم تا پاسخهاي لازم را دريافت داريم".

        وي در ادامه ضمن اشاره به اينكه دو ماه قبل نيز سفري به خارج از كشور داشته كه بدون مانع انجام شده است، افزود: "ممنوع*الخروج شدن را بايد قاضي يك دادگاه صالحه رسما اعلام كند.اگر كسي هم ممنوع الخروج باشد در زير گذرنامه اش مهر خروج نمي زنند در حالي كه گذزنامه ما مهر خروج خورده بود. طبق قانون كسي كه مهر خروج گرفته نمي تواند از كشور خارج نشود".

        وي همچنين گفت هيچ پرونده اي در دادگاه ندارد كه بواسطه آن ممنوع الخروج شده باشد.
        مومني در باره علت اين برخورد ها گفت: "به نظر مي رسد عده اي از نيروهاي مافوق قانون وجود دارند كه بصورت غير پاسخگو امكان اين برخورد ها را دارند.اين برخورد ها هم در راستاي ايزوله كردن نيروهاي روشنفكر و آزاديخواه انجام مي شود. به اين ترتيب مي خواهند تمام صدا ها خاموش و تنها صداي دولت در جهان شنيده شود".

        وي افزود: "البته آنها بسيار تمايل دارند كهنيروهاي تحول خواه و مدافع آزادي و دموكراسي بطور كامل از ايران خارج شوند.در اين زمينه حتي راه را براي خروج آنان هم باز مي کنند، امااگر برگشتي در كار باشد ترجيح مي دهند جلوي خروج آنها را بگيرند".

        مومني در مورد پاسخگو نبودن اين نيروها گفت: "اين نوع برخورد با ما تا آنجا عجيب بود كه هنگام خارج كردن ما از گيت پاويون فرودگاه، مامورين انتظامي به لباس شخصي ها معترض شدند و ابتدا اجازه خارج كردن ما را ندادند، اما در نهايت وقتي يكي از نيروهاي لباس شخصي گفت: دستور، دستور حاجي است، آنان نيز حرفي نزدند".

        دكتر آقاجري هم در گفت و گو با خبرگزاري ايسنا ضمن اعلام اينكه ممنوع الخروج نيست، گفت: "ماه پيش هم به دعوت دانشگاه سوربن به پاريس رفته بودم و ممنوع*الخروج نبودم اما به نظر مي*رسد اين تصميمات در پي تعارض و ناهماهنگي و هم*چنين وجود تشكيلاتي موازي گرفته شده است؛ چراكه تنها مرجع قضايي مي*تواند كسي را ممنوع*الخروج كند و البته بايد آن را به اداره گذرنامه ابلاغ كند".

        در همين حال صابري ظفرقندي، سرپرست دادسراي ناحيه* 9 در خصوص ممنوع الخروج شدن دكتر آقاجري به خبرگزاري دانشجويان ايران گفت: "قرار ممنوع*الخروج شدن هاشم آقاجري از سوي دادگاه انقلاب صادر شده و مدت قرار عدم خروج از كشور شش ماه است و نمايندگي وزارت اطلاعات در فرودگاه مهرآباد نيز از خروج وي جلوگيري كرده است".

        هاشم آقاجري، عبدالله مومني، مرضيه مرتاضي لنگرودي و عليرضا رجايي، چهار نفري بودند كه از ايران براي شركت در كنفرانس "گذشته و آينده اصلاحات در ايران" به آمريكا سفر مي كردند كه از اين ميان تنها رجايي و خانم مرتاضي موفق به انجام اين سفر شدند.در اين کنفرانس فعالين ديگري همچون مسعود بهنود، كاظم علمداري، فرخ نگهدار، مهرداد مشايخي، فاطمه حقيقت جو، بنو عزيزي، اكبر گنجي و ولي نصر شركت دارند.

        حدود سه هفته قبل نيز از خروج تقي رحماني براي شركت در كنفرانس "انجمن قلم دانمارك" جلوگيري بعمل آمده بود.

        Comment


        • روز جمعه جلسه اي با حضور و سخنراني مسعود بهنود روزنامه نگار و فرخ نگهدار از چهره هاي سياسي خارج از کشور در شهر نيويورک برگزار شد. اگرچه شهر نيويورک به لحاظ تعداد ايرانيان مهاجر در رتبه هاي پاييني قرار دارد، اما نگراني از اخبار نگران کننده مربوط به وضعيت ايران - و به ويژه اخبار مربوط به احتمال جنگ - باعث شد تا جمعي از ايرانيان مقيم نيويورک دور هم جمع شوند و به گفته هاي سخنرانان با محوريت روابط ايران و آمريکا گوش سپارند.

          مسعود بهنود سخنان خود را با اين سوال آغاز کرد که از چه زماني ايران پناه همه مظلومان شد و از چه زماني دشمن بزرگ آمريکا؟

          وي ادامه داد: ما هميشه در پاسخ به اين سوال صورت مساله را تعمدي ناديده گرفته ايم.

          اين روزنامه نگار مقيم لندن افزود: اين انرژي هسته اي که امروز تبديل به مشکل اصلي دولت جمهوري اسلامي ايران شده است در آغاز انقلاب يکي از اتهامات اصلي خلعتبري وزير وقت خارجه بود که به حکم خلخالي اعدام شد. خلخالي از وي در دادگاه پرسيد آيا تو تفاله هاي اتمي را در ايران دفن کرده اي؟ وي پاسخ منفي داد و خلخالي دوباره پرسيد آيا درباره اش حرف زده اي که خلعتبري جواب داد البته به مقتضاي شغلم. خلخالي در پاسخ به او گفت، همين کار براي اعدام تو کافي است! اما امروز همين انرژي هسته اي تبديل به حق مسلم ما شده است! آن زمان تلاش و صحبت همه اين بود که بايد اين لکه ننگ شاه را از پيشاني پاک کرد.

          وي در ادامه به لغو قرارداد ايران با زيمنس اشاره کرد که بر اساس ماده 33 آن قرارداد تنها ايران مي توانست اين قرارداد را لغو کند و در صورت لغو آن، ديگر زيمنس نمي توانست به قرارداد خود ادامه دهد تا آنجا که پس از انقلاب براي انقلابيون پيغام فرستاد که مانع از اين عمل شوند اما پاسخ شنيد که اين ظلم بزرگي است و بايد به دور ريخت!

          وي در خصوص احتمال حمله نظامي آمريکا به ايران و نگراني هاي ايرانيان خارج از کشور افزود: هيچ کس نمي تواند بگويد نگران مادرت که در تهران است نباش! اما واقعيت اين است که در داخل مردم چندان هم حالشان بد نيست. حتما شما هم مانند من روزي چند بار با ايران در تماس هستيد و مي بينيد که اينگونه است و اگر کمي هم پافشاري کنيم موضوع تبديل به جک ميان پيغام هاي تلفني بچه ها مي شود. اين همان تجربه اي است که در جنگ ايران و عراق داشتيم. اول جوک ساختيم و بعد سعي کرديم آنرا قابل تحمل سازيم.

          بهنود با بازگشتي به دوران انقلاب اسلامي گفت: در آن زمان و در حين آن حرکت ها مشخص شد که مردم ايران بر سر دو چيز توافق دارند. يکي نارضايتي از رژيم شاه و ديگري آمريکا. همه احزاب از جمله چپ، ملي، مذهبي و... در قبل از انقلاب ضد آمريکايي بودند و پس از انقلاب نيز اين موضوع تشديد شد تا آنجا که سفارت آمريکا در تهران آن زمان تبديل به محل تفريح شده بود تا مردم شب ها اطراف آن جمع مي شدند و شام مي خوردند و دست فروش ها بساط گسترانده بودند!

          وي در ادامه با اشاره به "زيرکي روحانيت" افزود: همين خصلت روحانيت موجب شد تا متوجه شوند اين اسب، اسب خوبي است و بر آن سوار شد گفت و اسب من است. موسوي خوئيني ها را به عنوان مامور به سفارت فرستادند تا آمريکائي ها را تصفيه کند. بعد ها اين افراد شدند دانشجويان پيرو خط امام و بعدها اصلاح طلب.

          اين اجماع ضدآمريکايي تنها در نخواستن شاه تکرار مي شد اما اين معناي آن نيست که مردم به جاي شاه اين دولت را مي خواستند. خصوصا که خود آقاي خميني نيز تا 8 روز بعد از نوفل شاتو حرفي از رفتن شاه نمي زد و تنها به رعايت قانون اساسي اشاره مي کرد.

          بهنود که در سالهاي انقلاب ايران در روزنامه تهران مصور مشغول به کار بود، از دليل نفرت جمعي مردم چنين گفت: در دهه 60 هر کس در دنيا شخص قابل قبولي بود و اسمي داشت اعم از سينماگراني مثل مارلون براندو، ورزشکاران، فيلسوفاني چون سارتر، سياستمداران، نويسنده ها، نقاشان و... همه ضدآمريکايي بودند و دليل آن هم جنگ آمريکا با ويتنام بود. به همين دليل اين امر به مد آن زمان تبديل شده بود و همه ضدآمريکايي بودند. در اين شرايط آمريکا با ايران دچار تناقض مي شد. همان تناقضي که با ايران دوران شاه نيز داشت. چراکه آمريکا خود را يک کدخدا و دنيا را يک روستا مي داند. کدخداي بدي هم براي مردم نيست و منافع آنان را نيز در نظر مي گيرد اما مثلا براي ايران مي خواست تعيين کند که تو مصرف کننده باش. نفت بفروش، کالا بخر. اگر هم کسي حاضر به همکاري نباشد، با کدخدا درگير شده است. در نتيجه بعد از انقلاب مسئولان متوجه شدند که با کدخدا در افتاده اند و حتي در اندازه شاه هم توان مقاومت ندارند. پس اين سوال را مطرح کردند که آيا درگيري در خانه به نفع ما خواهد بود؟ در واقع به قول ناپلئون بدترين جا براي مبارزه داخل اتاق خواب است و اگر اين جنگ به داخل خانه مي آمد، آتش درگيريها دامن قوميت ها را مي گرفت و بحث جداسازي و اعتراضات بلوچ ها، ترک ها، کردها و... مطرح مي شد.

          اين تحليلگر سياسي که به قول خود از سياست بيزار بوده، افزود: راه حلي که آنان براي مقابله با اين مشکل در نظر گرفتند اين بود که دعوا را به راه دور بکشانند. جايي مثل فلسطين چون قلب آمريکا به دليل حضور يهوديان و منافع مشترک با آمريکا بهترين جا براي درگيري دور از خانه با آمريکاست چرا که به راستي قلب آمريکا در جدال در آن نقطه درد خواهد گرفت و آسيب خواهد ديد. بعد از آن لبنان و عراق و... حال بعد از 28سال، آمريکا اين سيستم را خوانده و از پشت خنجر مي زند تا نفوذ ايرانيان را از عراق و لبنان قطع کرده و آنها را از آنجا بيرون کند. اگر اين اتفاق بيفتد، ايران مجبور است با آمريکا آشتي کند چون درگيري در درون خانه را تحمل نخواهد کرد. در صورت خروج ايران از اين مناطق نيز هيچ نيرويي در واشنگتن نمي تواند براي ايران دردسري ايجاد کند. مي توان گفت اين سياست براي چنين روزي ساخته شده بود تا مورد معامله قرار گيرد و اين اتفاق خواهد افتاد.

          وي در خصوص دوستي ايران و آمريکا افزود: آمريکايي منطقي به هر قضيه اي مي نگرد و ايراني و کليه شرقي ها احساسي. مثل دو عقربه ساعت در دو جهت مخالف هم. تندروي در اين قضيه باعث باخت مي شود.

          پس از پايان سخنان مسعود بهنود، فرخ نگهدار ديگر سخنران جلسه بود.

          وي سخنان خود را چنين آغاز کرد: امسال من هم مثل بهنود 60 ساله خواهم شد. من تمام مدت عمرم را در ترس گذراندم و اين ترس را از چشم حکومت مي ديدم. براي من و طيف هم نسل من زندگي عجين شده است با امر مخالفت، امر سياست و... خوب يا بد اين واقعيت زندگي من بوده است و نمي توان از واقعيت گريخت. اولين سيگنال هايي که از اين امر با ذهن من درآميخته، شاه و آمريکا بوده که هر دو تجسم شيطان، زورگو و آزاردهنده را داشتند. کساني که ذهنت را مي کاوند و مي گويند چرا اينگونه فکر مي کني و آنرا به دور بايد ريخت. در دوران سالهاي 60 نيز همه دنيا با ما بودند و اين مسئله احساس اعتماد به نفس، درست ديدن و حق به جانب بودن را در ما القا مي کرد و ساواکي ها و مخالفين ما هر روز منزوي تر، سرخورده تر و بي اعتماد تر به خودشان مي شدند. اين حس مشترک در جريان انقلاب شد فرياد. شايد در اعلاميه ها و بيانيه ها آنچنان نشاني از مرگ بر آمريکا نيست اما در واقع از نگاه مردم شاه و آمريکا يکي هستند. اين احساس در 100 سال گذشته ايران در نوسان و تغيير بوده است. از مشروطه تا 50 سال اول اين حس مثبت بود به آمريکا و در يک ربع قرن آخر باز دچار نوسان شد.

          نگهدار در ادامه به اين نکته اشاره مي کند که: اگر در دهه 60 ويتنام، چين، هند در زمان نهرو به علاوه کشورهاي سوسياليستي همين روحيه را داشتند اما از آن حس چه باقي مانده و در کجا؟ در مردم و دولت روسيه، در چين، در هند؟ هيچ کدام. اگر ويتنام قهرمان آن زمان بود، امروز آن حس را کنار گذاشته و نه مي خواهد آن را فراموش کند و نه به نسل آينده منتقل کند. امروز در ويتنام همکاري کاملا مسالمت آميزي با آمريکا برقرار است. اما چرا اين حس در ايران جا نيفتد؟ من اين اعتقاد را ندارم که چون در ايران نگراني از جنگ نيست پس ما هم بايد اين واقعيت را ناديده بگيريم و در خصوص آن حرفي به ميان نياوريم. برعکس من معتقدم بايد بگوييم که چه بر سر مردم مملکت ما خواهد آمد اگر اين اتفاق رخ دهد و چه تاثيراتي را بر اين نسل خواهد گذاشت.

          وي در ادامه افزود: با اولين حمله نظامي دلهره اي در کشور درست مثل زمان جنگ ايران و عراق به وجود خواهد آمد که اين امر در وهله اول اقتصاد کشور را فلج خواهد کرد و سرمايه گذاري را براي دراز مدت از آنجا به مکان امن تري منتقل خواهد کرد.

          نگهدار در تشريح نکته ديگري در اين رابطه گفت: دومين نکته اين است که شکاف هاي قومي را عميق خواهد کرد و بدبيني را نسبت به سني ها و يا اقوام ديگر به وجود خواهد آورد. در درون شيعه نيز يک اکثريت پديد خواهد آمد که با نگاه امنيتي به تفاوت قومي رقم مي زند.

          اين فعال سياسي افزود: اتفاق ناگوار بعدي اين خواهد بود که يک شکاف فرهنگي مثل کشور ونزوئلا به وجود مي آيد که بعد از چاوز تمام اهالي بالاي شهر و روزنامه خوان موافق آمريکا شدند و اگر جرج بوش هرکاراشتباهي نيز مرتکب مي شد، آنان تائيدش مي کردند. در وهله آخر نيز تاثير منفي است که بر روي زندگي ايرانيان خارج از کشور مي گذارد همانگونه که اکنون نيز 4 اسم عربي، اسلامي، ايراني و شرقي نامهايي هستند که حساسيت خارجي ها را نسبت به طرف برمي انگيزند.

          وي در خصوص ايرانيان داخل کشور گفت: متاسفانه 30 تا 35 درصد جامعه يا نمي دانند يا نمي خواهند بدانند که شعار دموکراسي و حقوق بشر چيز خوبي است و براي آنان فقرزدايي مهم تر است. اين فقرزدايي هم همه را نمي تواند پوشش دهد.

          فرخ نگهدار در خصوص امکان مذاکره ايران و آمريکا گفت: زماني که افرادي چون قاضيان و عبدي به نظرسنجي افکار عمومي در خصوص امکان برقراري اين مذاکره پرداختند، هر دو دستگير شده و حبس را تحمل کردند. قبل از آن در اوائل دهه 70 مهاجراني اولين وزيري بود که در اين خصوص صحبت کرد که با او نيز برخورد شد اما از آن به بعد طيف هاي گسترده تري از داخل حکومت به اين نکته اشاره کردند. تا آنجا که امروز مي بينيم، خاتمي با کري وارد بحث مي شود. من نمي توانم بپذيرم اين حرکت بدون اطلاع و علي رغم مخالفت آقاي خامنه اي بوده باشد. البته اپوزسيون خارج از کشور نيز نظير رضا پهلوي و سازمان مجاهدين مخالف اين مذاکره هستند و معتقدند آمريکا بايد فشار بيشتري بياورد.

          Comment


          • حضورکريستين امانپوراز برجسته ترين خبرنگاران شبکه "سي ان ان" آمريکا براي پوشش دادن خبرهاي ايام سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي، درزماني که همه چشم ها متوجه رفتارتهران درعراق وتاسيسات هسته اي است، درايران با واکنش هاي مختلفي روبروشده است.

            کريستين امانپور طي روزهاي گذشته گزارش هايي را ازتهران به صورت زنده براي شبکه "سي ان ان" ارائه کرد. او درگزارش روزهاي گذشته خود از بازديد قريب الوقوع خود ازمراکز هسته اي ايران دراصفهان خبرداد. حضور امانپور آنچنان محور خبرها بوده است که هنگام مصاحبه رييس سازمان انرژي اتمي يکي ازخبرنگاران از احتمال حضور وي در تاسيسات اتمي ايران درنطنز پرسيد. او پاسخ داد: "ما اين سوال را داريم كه آيا اين مقدار كه ايران اجازه*ي بازديد از تاسيسات هسته*يي*اش را مي*دهد كشورهاي ديگر مثل آمريكا و كشورهاي اروپايي اين اجازه را به كشورها يا به ما و رسانه*هاي گروهي و كشورهاي غير متعهد براي بازديد از تاسيساتشان مي*دهند، يا نه؟"

            مهدي کوچک زداه نماينده مجلس نسبت به حضور امانپور درتهران اعتراض کرده است. او به ايسنا گفته است: "اجازه ورود به افرادي كه عناد و دشمني اربابانشان با نظام جمهوري اسلامي ايران بسيار روشن است، هيچ توجيهي در پيشگاه ملت ايران ندارد. مسؤولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و وزارت امور خارجه بايد پاسخگوي ملت ايران باشند، كه چرا به عنصري وابسته تحت پوشش مقدس خبرنگاري براي كليه گزارش*هاي فتنه*انگيز با مقاصد اختلاف*افكنانه اجازه ورود به ايران داده*اند.

            اودرخصوص گزارشگري اين خبرنگار شبکه "سي ان ان" اضافه کرده است: "همه ما شاهد بوده*ايم كه در قضاياي سال*هاي قبل، بدترين گزارش*ها كه در تعارض با واقعيات موجود در جامعه ايران بوده است، توسط اين به اصطلاح خبرنگار و در حقيقت جاسوس بيگانه تهيه و براي مردم دنيا پخش شده است."

            نماينده تهران مسئولين جمهوري اسلامي را متهم کرده که اعتماد به نفس خود را ازدست داده اند: "مسؤولان نبايد تا اين حد حس اعتماد به نفس خود را از دست داده و براي اثبات طرفداري از دموكراسي و آزادي بيان، درصدد جلب نظر رسانه*هاي صهيونيستي و مزدوران آنها برآيند." اوگفته است که " علاوه بر دستگاه*هاي دولتي، قشرهاي مختلف نيز موظف هستند محدوده خود را از آلوده شدن به ناپاكي*ها، پاك نگه دارند و خبرنگاران نيز بايد در اعتراض به حضور وي، اقدامي انجام مي*دادند. "

            کريستين امانپور چهل ونه ساله که هم اينک علي رغم اعتراض کوچک زاده هرجا که مي رود مورد استقبال قرار مي گيرد، براي تهيه گزارش به مجلس شوراي اسلامي نيز رفته است. اوتوانسته است با برخي ازنمايندگان مجلس مصاحبه کند. ظاهرا بسياري ازنمايندگان ديگر علاقه مند هستند که روي صفحه تلويزيوني ازشبکه معروف خبري "سي ان ان" نمايش داده شوند. البته، به وي اجازه حضور درجمکران براي تهيه گزارش داده نشده است. موضوعي که انتقاد وي را به همراه داشته است. او ظاهرا مي خواسته که گزارش درخصوص امام زمان وارتباط آن با مواضع احمدي نژاد تهيه کند. پيش ازاين شبکه چهارم انگليس گزارشي ازمسجدجمکران تهيه کرده بود. او به ايسنا گفته است: "خيلي خوشحال هستم كه در ايران هستم و هميشه دوست دارم وقتي به ايران مي*آيم مصاحبه انجام دهم و با مردم صحبت كنم. اما سوال سياسي جواب نمي*دهم. اصرار من به عنوان خبرنگار اين است كه بتوانم هر چه كه بتوانم واقعيت را بگويم."

            امانپور درسفري به قم درموسسه آينده روشن حضورپيدا کرده است وبا مسئولين اين موسسه مذهبي به گفت وگو نشسته است.

            Comment


            • در حاليکه آمريکا دو ناو جنگي اش را وارد آب هاي خليج فارس کرده و دنيا نگران وقوع جنگي ديگر در خاورميانه است، ايران نيروهايش را در مرز عراق به حالت آماده باش درآورد.

              چند ماهي است که از بين نيروهاي ارتش، سپاه، نيروي انتظامي، نيروي دريايي و نيروي هوايي فقط ارتش است که بيشتر سربازان وظيفه را جذب مي کند. منطقه اعزام اين سربازان نيز پادگان هاي واقع در مرز عراق است. حتي سربازان وظيفه اي که چند ماه گذشته اعزام شده بودند و محل خدمت شان در شهرهايي غير از شهرهاي مرزي بود، به پادگان هاي مرزي منتقل شده اند. علي، يکي از اين سربازان است که مي گويد: "اکثرا در حالت آماده باش هستيم. حتي برخي از شب ها با لباس و پوتين مي خوابيم. وضعيت کادري ها بدتر است. آن ها آموزش هاي ويژه اي مي بينند و لب مرز هستند."

              رضا هم که در سپاه خدمت مي کند مي گويد: "اينجا مرخصي تمامي کادري ها باطل شده است و دستور آمده که تمام نيروها آماده باش باشند. به ما هم که وظيفه هستيم به زحمت مرخصي مي دهند. فرماندهان مدام در حال سان ديدن و سربازان به طور مدام در حال تمرين و مبارزه با دشمن فرضي هستند."

              در ايران شايعه شده که جنگ نزديک است. سربازان نيز اين شايعه را شنيده اند و رضا مي گويد: "دو طرف مرزها صف آرايي کرده اند. اين را فرمانده مان مي گويد."

              در چنين شرايطي و در حالي که احمدي نژاد نگران حمله آمريکا نيست، لاريجاني بارديگر مرکز هسته اي اصفهان را به روي خارجي ها گشود تا جمله چند روز پيش احمدي نژاد ثابت شود که "در ماجراي هسته اي رييس جمهور کاره اي نيست و تمام تصميمات توسط رهبري گرفته مي شود."

              اما در خصوص نظر و گرايش آيت الله خامنه اي نيز اختلاف نظرهايي وجود دارد. برخي ها براين نظرند که رهبر همچنان از دولت احمدي نژاد حمايت مي کند اما عده اي ديگر نظري خلاف دارند. يکي از تحليل گران سياسي که زماني از مديران ارشد وزارت امور خارجه ايران بوده در گفت و گو با خبرنگار روز مي گويد: "اين درست است که رهبري تصميم گيرنده اصلي است اما اينگونه هم نيست که رييس جمهور هيچ نظري ندهد و تاثيرگذار نباشد. اما آنچيزي که اکنون شاهدش هستيم اين است که رهبري هم تا حدودي از خط دولت نهم فاصله گرفته است و به سمت جريان هاشمي و راست معتدل گرايش پيدا کرده. رهبر هم چندان موافق صحبت هاي راديکال و تهديدات احمدي نژاد نيست و به همين دليل است که نظر مثبتي به بازگشت محسن رضايي به سپاه دارد تا شايد او و تيمش نيروهاي سپاه را که اکنون سرانش موافق احمدي نژاد هستند، کنترل کنند. حتي شنيده مي شود سياست هسته اي از اين به بعد در دست شوراي روابط خارجي متشکل از خرازي و ولايتي و نيروهاي معتدل نظام قرار مي گيرد تا هاشمي و خاتمي نقش بيشتري در تعديل اوضاع داشته باشند."

              اما در ايران خانواده ها نگران هستند. محمد . ع که صاحب يک شرکت بازرگاني و صاحب يک فرزند پسر است که طبق قانون تا چند ماه ديگر بايد وارد خدمت سربازي شود، معتقد است در شرايط فعلي پسرش نبايد به سربازي برود: "نمي ذارم تنها پسرم بره سربازي. اونم واسه اينا."

              همسرش هم نظري مشابه دارد: "همينجا تو خونه قايمش مي کنم. اينقدر همينجا نگهش مي دارم که جنگ تموم شه. ايشاله که جنگ نشه اما اگه شد چه خاکي تو سرم بکنم. حاضر نيستم اين ريسک و بکنم و بذارم پسرم بره خدمت. همينجا پيش خودم نگهش مي دارم. يک مغازه واسش مي خرم. اگه هم جنگ شد مي يارمش خونه."

              اما همه هم براين نظر نيستند. عباس يک بسيجي 22 ساله است. از آن بسيجي هاي "جان برکف" که تازه از مانوري از خوزستان بازگشته. اومي گويد: "ايشالا جنگ نشه اما اگه آمريکا روش و زياد بکنه مجبوريم يه مشت محکم بزنيم تو دهنش تا بفهمه اينجا عراق نيست. ايران هم ايران زمان جنگ با عراق نيست. ما الان اينقدر قدرت نظامي و تجهيزات و فن آوري نظامي داريم که بتونيم تو خاک خودمون از پس دشمن بربيايم. اونم دشمني که تو خاک افغانستان و عراق زمين گير شده. ما که ده برابر از اين دو تا کشور قوي تريم."

              دو سال پيش عزت الله سحابي در مصاحبه اي پيش بيني کرده بود که "اگر راديکال هاي بنيادگرا سر قدرت بيايند هيچ واهمه اي از آمريکا ندارند. در ضمن اينان با سياست هايشان آمريکا را بيشتر حساس مي کنند و ايران را به سمت راديکال شدن منطقه مي برند چون از جنگ نمي ترسند. آن ها معتقدند حتي اگر نتوانند مانع پيش روي آمريکاييان شوند اما با انهدام چاه هاي نفت، سرزميني سوخته را تحويل آمريکا مي دهند تا ايران را براي آمريکا غيرسودمند و باتلاقي کنند."

              ظاهرا پس از گذشت دو سال بخشي از پيش بيني عزت الله سحابي در حال وقوع است .

              Comment


              • پاريس - ژاک شيراک رئيس جمهور فرانسه براي کاهش عکس العمل هاي ديپلماتيک نسبت به اظهارات قبليش در مورد برنامه هسته اي ايران، گفت فرانسه همچنان معتقد به جلوگيري از تبديل ايران به يک قدرت هسته اي است.

                اين اظهارات ساعاتي پس از مصاحبه وي که در آن گفته بود اگر ايران يک يا دو سلاح هسته اي هم داشته باشد خطري محسوب نمي شود، بيان شد.

                دفتر رياست جمهوري فرانسه ضمن اعلام اين نظر رسانه هاي آمريکايي را متهم کرد که از "هر بهانه اي براي ضربه زدن به فرانسه استفاده مي کنند."

                اظهارات شيراک که روز دوشنبه در مصاحبه با نشريات نيويورک تايمز، اينترناشنال هرالد تريبون و نوول ابزرواتور بيان شد با مواضع فرانسه و اظهارات معمول آقاي شيراک تفاوت اساسي داشت.

                روز سه شنبه آقاي شيراک خبر نگاران را به کاخ اليزه فراخواند تا حرف هاي خود را پس بگيرد. در بيانيه اي که روز پنج شنبه دفتر رياست جمهوري منتشر کرد گفته شده: "فرانسه، همگام با جامعه بين المللي نمي تواند يک ايران مسلح به سلاح هسته اي را تحمل کند. برنامه هسته اي ايران شفاف نيست و به همين دليل براي منطقه خطرناک بوده و باعث گسترش سلاح هاي هسته اي خواهد شد."

                فرانسه، همراه با انگستان و آلمان، کوشش هايي را براي متوقف کردن برنامه هسته اي ايران انجام داده است. در ماه دسامبر نيز اين کشور همراه با ايالات متحده در تصويب قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل براي برقراري تحريم هايي عليه ايران به دليل سرباز زدن ايران از توقف غني سازي اورانيوم همکاري کرد.

                علي رغم بيانيه روز پنج شنبه کاخ اليزه، روزنامه لوموند اظهارات شيراک را "تغييري بنيادي در زماني نامناسب" ناميد و نتيجه مي گيرد که اين سخنان ممکن است به اعتبار بين المللي فرانسه لطمه بزند. لوموند مي نويسد: "زماني که جامعه بين المللي بار ديگر در نيويورک گرد هم مي آيند که دوباره ايران را تهديد کنند، همه خواهند پرسيد موضع فرانسه تا چه اندازه معتبر است."

                تعدادي از متحدان فرانسه در مذاکرات با ايران روز پنج شنبه، حداقل رسما، اظهار کردند که با توضيحات اصلاحي رئيس جمهور قانع شده اند.

                درعکس العمل به اين سخن که يک ايران هسته اي چندان هم خطرناک نيست، مارگارت بکت، وزير خارجه انگليس گفت: "من چنين تصوري ندارم و تا آنجا که مي دانم رئيس جمهور فرانسه هم چنين فکري نمي کند."

                يک ديپلمات آلماني گفت مطمئن است سياست فرانسه در قبال ايران تغييري نکرده است. وزارت خارجه اين کشور از سويي ديگر گفت از اظهارات گفته شده رضايت دارد.

                سه ماه پيش از دومين دور انتخاب شدن شيراک، برخي از ديپلمات هاي فرانسوي بطور خصوصي مي گفتند از اين موضوع واهمه دارند که شيراک به صورت يک جانبه و براي کسب اعتبار سازشي را با تهران انجام دهد.

                آقاي شيراک اخيرا بسياري از رهبران غرب را ، با اين برنامه خود براي فرستادن وزير خارجه به ايران براي حل بحران لبنان، عصباني کرده بود. اين ماجرا با مخالفت عربستان سعودي و مصر منتفي شد و اعضاي دولت وي نيز پيش بيني کردند چنين سفري شکست خواهد خورد.

                اظهارات شيراک در مبارزات انتخاباتي فرانسه نيز بازتاب يافت. گروه نيکولاس سارکوزي، وزير کشور و کانديداي حزب راست ميانه شيراک، يعني يو ام پي ، با احتياط کامل با سخنان شيراک برخورد کردند. وي رقيب شيراک هم به حساب مي آيد.

                پير لولوش، مشاور سارکوزي در سياست خارجي و دفاع گفت: "موضع آقاي سارکوزي آن است که ايران نبايد به سلاح هسته اي دسترسي داشته باشد. من در مورد سخنان آقاي شيراک اظهار نظر نمي کنم؛ ايشان هنوز رئيس دولت هستند."

                جک لانگ، مشاور سياست خارجي خانم سگولن رويال، کانديداي حزب سوسياليست فرانسه نيز گفت:" تعجب مي کنم چطور يک سياستمدار فرانسوي چنان سخن مي گويد که گويي ايران از هم اکنون داراي بمب هسته اي است."

                خانم سگولن رويال با داشتن انرژي هسته اي براي مقاصد غير نظامي نيز توسط ايران مخالف است. فرانسوا هلند، رهبر حزب سوسياليست و دوست خانم رويال با لحني متفاوت گفته بود: "فکر مي کنم آقاي شيراک حرف خود را پس بگيرد."

                Comment


                • دولت بوش به شرکت هاي نفت و گاز اروپايي نسبت به سرمايه گذاري در ايران هشدار داد. اين اقدام به منظور خنثي کردن حرکت تهران براي جذب سرمايه گذاران بزرگ بين المللي صورت مي گيرد.

                  در عرض دو هفته گذشته، دولت آمريکا با تعدادي از مديران شرکت هاي نفتي در مورد خاورميانه ملاقات داشته است و در يکي از جلسات يک مقام رسمي وزارت خارجه به آن ها هشدار داده و گفته است شرايط ايران "حاد است و حاد تر هم خواهد شد."

                  يکي ديگر از مديران يک شرکت بزرگ اروپايي گفت: "دولت تمام نيروي خود را صرف اين کرده است که اين شرکت ها را قانع کند که هر گونه فعاليت مرتبط با ايران اشتباه خواهد بود."

                  علي رغم فشار هاي دولت بسياري از شرکت هاي بزرگ نفتي قرار است فردا در جلسه اي در وين، که توسط شرکت ملي نفت ايران برگزار مي شود، براي نشان دادن علاقه خود به 12 سايت نفتي زميني و 5 سايت دريايي، گرد هم آيند. مديراني از شرکت هاي رويال داچ شل، لوک اويل از روسيه، شرکت بين المللي اکتشاف و بهره برداري نفت سينوپک از چين، و شرکت او ام وي از استراليا در اين گرد هم آيي شرکت خواهند کرد.

                  پاتريشيا ماري، سخنگوي شرکت فرانسوي توتال گفت: "مسلما ايران به عنوان يک سرزمين نفت خيز براي همه جالب است." شرکت توتال که بين سال هاي 1995 و 2002 بالغ بر 4 ميليارد دلار در ايران سرمايه گذاري کرده است نيز در اين گردهم آيي شرکت مي کند. وي در مورد توصيه هاي تهديد آميز آمريکا گفت: "ما آن را مي شنويم...ولي به قانون فرانسه و قانون اروپا احترام مي گذاريم؛ ما مجبور نيستيم از قوانين آمريکا تبعيت کنيم."
                  ماري گفت شرکت توتال امسال در مورد ادامه يا توقف پروژه گاز طبيعي مايع (LNG ) در جنوب ايران تصميم مي گيرد.

                  هفته گذشته شرکت رويال داچ شل و شرکت اسپانيولي رپسول موافقت نامه اي را براي امکان سنجي راه اندازي پروژه چند ميلياردي گاز طييعي مايع با ايران امضا کردند.

                  شرکت هاي نفتي و مشاوران آنها گفتند هر گونه اکراه در همکاري با ايران بيشترنتيجه خست ايران خواهد بود تا تهديدهاي آمريکا. ايران معمولا در قرارداد هاي خود شرکت ها را وادار به انجام هزينه ها مي کند و درازاي آن مقداري نفت در اختيار آن ها مي گذارند تا پيش از واگذاري کامل به شرکت ملي نفت، سود اندکي ببرند.

                  گري سيک، متخصص مسائل ايران در دانشگاه کلمبيا مي گويد: "ايراني ها در عمل باعث شدند تحريم ها موثرتر واقع شود."

                  يکي ديگر از مديران نفتي گفت ايرانيان معمولا نرخ هاي سود يک رقمي براي سرمايه گذاران نفتي در نظر مي گيرند يعني به مراتب کمتر از آنچه شرکت هاي نفتي در جاهاي ديگر عايدشان مي شود.

                  وي گفت: " ايرانيان همواره مي گويند نيازي نمي بينند تا نرخ بالاتري پيش بيني کنند زيرا شرايط خاک شناسي ايران کمترين ريسک را دارد و آن ها مي دانند که ذخاير نسبتا قابل توجهي دارند. ولي اکنون ضروري است خطرات سياسي را نيز در نظر بگيريم."

                  کوشش براي جلوگيري از سرمايه گذاري در نفت بخشي از سياست بوش براي به انزوا کشاندن ايران است؛ سياستي که به دليل پيگيري ايران در دست يابي به فن آوري هسته اي دنبال مي شود.

                  تجارت شرکت هاي آمريکايي با ايران ممنوع است. در سال 1995 بر اساس يک بخشنامه دولتي حتي حمل نفت ايران به اروپا نيز توسط اين شرکت ها ممنوع شده بود. در سال 1996 کنگره آمريکا قانون تحريم ايران و ليبي را تصويب کرد که به دولت آمريکا اجازه مي داد شرکت هايي را که با ايران تجارت مي کنند مجازات نمايد. هر چند ايالات متحده اقدامات شرکت هاي نفتي اروپايي مرتبط با نفت در ايران را ناديده گرفته است ليکن يک مدير اروپايي گفت احتمالا دولت بوش در اين سياست تجديد نظر خواهد کرد.

                  سين مک کورميک ، سخنگوي وزارت خارجه در مورد مذاکرات نفتي شرکت شل با ايران گفت : "سرمايه گذاري هاي فراتر از حد معيني سياستمداران را وامي دارد که نگاهي به آن بکنند تا مگر به عنوان دولت اقدامي لازم باشد."

                  يک سخنگوي شرکت شل نيز اظهار داشت: "هنوز هيچ تصميمي گرفته نشده است و هر تصميمي براي انجام يک پروژه يک سال بعد خواهد بود."

                  Comment


                  • روزي نيست که رييس جمهور بوش يا اطرافيانش در کاخ سفيد، ايران را مورد هدف تيرهاي زهرآلود خود قرار ندهند.

                    از نظر دولت بوش، کشور آيت الله ها مسؤول تمامي مشکلات به وجود آمده در خاورنزديک و خاورميانه است: عراق، لبنان، افغانستان، درگيري هاي فلسطين و اسراييل و غيره. درواقع مي توان گفت ليست اعتراضات و شکايات عليه دولت تهران بسيار بلند است.همين نکته باعث شده تا ناظران امر از خود بپرسند: به راستي آيا وقوع جبهه سوم [جنگ عليه ايران]، بعد از افغانستان و عراق، از قبل تصميم گيري نشده است؟

                    زبان استفاده شده توسط واشنگتن به هيچ وجه واضح نيست: ايران در منطقه ايجاد بي ثباتي مي کند، پروژه هسته اي خود را گسترش مي دهد، در تلاش است تا به قدرت خاورميانه تبديل شود و در نهايت برتري خود را بر ديگران تحميل کند. در نظر کاخ سفيد، اکنون بايد اين حکومت اسلام گرا را به هر وسيله ممکن از تکاپو انداخت.

                    در حال حاضر، دولت واشنگتن به مسأله دستگيري و بازداشت مسؤولين و مأمورين ايراني در خاک عراق بسنده کرده. ولي آيا نيروهاي امريکايي در يکي از همين روزها از مرز عبور نخواهند کرد؟ آيا در يکي از همين روزها نزاع و مشاجره، آن هم از نوعي که به درگيري آشکار منتهي شود، آغاز نخواهد شد؟

                    در ساختمان کنگره امريکا، دموکرات ها نگران شکل بد اتفاقات هستند. آنها مي دانند که رييس جمهور بوش عادت دارد به تنهايي عمل کند و تازه پس از عمل، قانونگزاران را از اقدامات خود مطلع نمايد. اکنون هشدار و اخطارها به سوي کاخ سفيد چند برابر شده است. ازطرف ديگر، در منطقه خليج فارس نيز نگراني هاي بسياري مشاهده مي شود؛ اين منطقه اي است که ايالات متحده واحدهاي نظامي خود را که مجهز به موشک هاي پاتريوت هستند در آن مستقر نموده تا بدين طريق از متحدان خود دفاع و حمايت کند.

                    از ديد ديگر ناظران، ايده وقوع يک جنگ جديد کاملاً منتفي است. آنها معتقدند استراتژي دولت بوش اين است که از ايران به عنوان يک دام، يا به بيان بهتر يک طعمه، استفاده کند. در مدتي که تمامي توجهات به جانب ايران معطوف شده، مطمئناً وضعيت عراق به فراموشي سپرده خواهد شد و ديگر کمتر کسي است که به بحث پيرامون آن بپردازد.

                    با اين حال، يک عامل اطمينان بخش ديگر براي کساني که نگران هدف قرار گرفتن ايران هستند: حد محبوبيت رييس جمهور بوش تمامي رکوردها را از آخر شکسته است و افکار عمومي امريکا نيز ديگر دنباله روي او نيست.

                    Comment


                    • رژيم احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران زير فشار هاي فزاينده اي قرار گرفته است تا دست از تلاشش براي دست يابي به سلاح اتمي بردارد و تلاش مي کند تا در مجامع بين المللي براي خود دوستي پيدا کند. هدف روز گذشته ايران براي تبليغات سياسي، کشورهاي عدم تعهد بود که ايران اميدوار است در مقابل آمريکا و متحدانش بايستند. آمريکا و متحدانش، ايران را متهم کرده اند که برنامه هاي اتمي ايران، سرپوشي براي ساخت سلاح اتمي است.

                      اخيرا، هياتي متشکل از هفت ديپلمات از تاسيسات اتمي اصفهان بازديد کردند. مقامات ايراني گفتند که آنها به چشم خودشان صلح آميز بودن اهداف اين برنامه را ديدند.

                      علي اصغر سلطانيه، سفير ايران در آژانس بين المللي انرژي اتمي، گفت: "اين بالاترين درجه شفافيت است که يک کشور مي تواند داشته باشد و نشان دهنده اين است که دولت جمهوري اسلامي ايران به نظرات مجامع بين المللي توجه دارد". هفت ديپلمات که از کشورهاي سودان، مالزي، کوبا، مصر و الجزاير، به عنوان نمايندگان کشورهاي عضو جنبش عدم تعهد، حضور پيدا کردند. اين گروه، سال گذشته از حق ايران براي دستيابي به انرژي اتمي، دفاع کرده بود.

                      در تاسيسات اصفهان، اورانيوم خام يا "کيک زرد" توليد مي کند که به هگزافلوريد تبديل مي شود که سوخت لازم براي روند غني سازي است. آقاي سلطانيه گفت که 250 تن هگزافلوريد اورانيوم در اين سايت توليد شده است. روز گذشته در حدود 90 خبرنگار ايراني و خارجي به همراه اين هيات از سايت بازديد کردند.

                      اما ايراني ها که از نشان دادن سايت اصفهان به چشمان کنجکاو خوشنود بودند، چنين موقعيتي براي بازديد از سايت نطنز که به طور رسمي اعلام شده است 3000 سانتريفوژ در زير زمين دارد که روند توليد سوخت هسته اي را سرعت مي بخشد، در اختيار بازديدکنندگان قرار نداد.

                      ايران مي گويد که برنامه هاي اتمي اش محدود به توليد سوخت براي رآکتور هاي توليد کننده الکتريسيته است، اما اجازه نمي دهد که مقامات آژانس بين المللي انرژي اتمي، وارد کشور بشوند. شوراي امنيت سازمان ملل، اواخر اين ماه، قدم هاي بيشتري عليه ايران برخواهد داشت.

                      Comment


                      • با اعلام تشکيل فرماندهی جديد نيروهای مقابله با شورش در عراق، يک شخصيت سنی عراقی خواستار تسريع در استقرار نفرات تازه نفس آمريکايی به بغداد شده است.
                        روز دوشنبه، 5 فوريه، طارق الهاشمی، يکی از دو معاون رييس جمهوری عراق و از شخصيت های سنی اين کشور، از آمريکا خواست تا برای کمک به خاتمه دادن به عمليات شورشيان مخالف دولت، برنامه اعزام نفرات تازه نفس به بغداد را به سرعت به اجرا بگذارد.

                        آقای هاشمی گفت که اقدامات قبلی برای سرکوب شورشيان به دليل کمبود نفرات نظامی با شکست مواجه شده بود.

                        وی ابراز اميدواری کرد که با اختصاص تعداد کافی نيروهای عراقی و آمريکايی به عمليات مقابله با شورشيان، نظم در اين کشور برقرار شود.

                        معاون رييس جمهوری عراق از دولت اين کشور به خاطر آنچه که واکنش کند و "غير حرفه ای" به مساله خشونت های جاری در عراق می خواند انتقاد کرد.

                        وی همچنين احتمال دست داشتن ايران در خشونت های جاری را مطرح کرد و گفت که موج بمب گذاری های اخير در عراق چنان وسعتی داشته که قاعدتا بدون مداخله يک دولت خارجی امکانپذير نبوده است.

                        طارق الهاشمی گفت که مردم عراق انتظار دارند هر چه زودتر شاهد استقرار نفرات تازه نفسی باشند که دولت آمريکا وعده اعزام آنان را داده و هشدار داد که تاخير در اجرای اين برنامه می تواند به وخامت بيشتر اوضاع منجر شود.

                        فرماندهی جديد

                        با وجود هشدار معاون رييس جمهوری عراق، خبرنگار بی بی سی در بغداد می گويد که استقرار و آغاز به کار نيروهای اضافی آمريکايی و عراقی در اين کشور احتمالا تا چند ماه ديگر عملی نخواهد شد.

                        بخش اعظم نيروهای تازه نفس مامور مقابله با شورشيان در بغداد خواهند شد

                        ماه گذشته رييس جمهوری آمريکا در اعلام استراتژی جديد خود در مورد عراق اعلام داشت که حدود بيست هزار نظامی آمريکايی ديگر را به منظور مقابله با نا امنی به خصوص در پايتخت عراق به اين کشور اعزام می کند.

                        همزمان، مقامات نظامی آمريکايی گفته اند که تشکيلات فرماندهی جديدی را برای هدايت نيروهای مشترک آمريکايی و عراقی در عمليات عليه شورشيان در عراق ايجاد می کنند.

                        قرار است فرماندهی اين نيروها را ژنرال عبود جمبر، از افسران شيعه ارتش عراق، بر عهده داشته باشد.

                        ژنرال جنبر در جريان جنگ سال 1991 نيروهای خارجی به رهبری آمريکا عليه رژيم سابق عراق عضو ارتش اين کشور بود و در جنگ مشارکت داشت.

                        گفته می شود که با تشکيل فرماندهی جديد، نيروهای عراقی و آمريکايی به عمليات مشترکی در محله های مختلف بغداد و بازداشت پيکارجويان مسلح و جمع آوری اسلحه در اين شهر مبادرت خواهند کرد.

                        دولت عراق گفته است که ظرف روزهای آينده دستور العمل برنامه جديد برای مقابله با نا آرامی در بغداد را اعلام می کند و مقامات نظامی آمريکايی نيز اين برنامه را بسيار گسترده توصيف کرده اند.

                        Comment


                        • مسئولان امنيتی در قندهار تاييد کرده اند که دو نفر از علمای دينی اين ولايت هدف تيراندازی افراد مسلح قرار گرفته اند.
                          عصمت الله علی زی، فرمانده پليس قندهار گفت که در اين حمله ملا امام، معاون شورای علمای قندهار همراه با يکی از همراهانش کشته شده است.

                          اين دو تن از متواليان زيارتگاه بزرگی در قندهار نيز بوده اند که جايگاه مهمی در ميان شهروندان مذهبی قندهار دارد.

                          پليس قندهار می گويد تلاش های آنان برای رديابی عاملان اين حمله تا حالا به جايی نرسيده است.

                          ملا امام، معاون شورای علمای قندهار، از منتقدان صريح طالبان و هم دولت افغانستان بود.

                          گزارشگران می گويند، او در سخنرانی های خود بارها از طالبان و نيز از نيروهای دولتی به دليل کشتار غيرنظاميان در ولايات جنوبی انتقاد می کرد.

                          اين تازه ترين مورد از حمله به علمای دينی در ولايات جنوبی افغانستان است.

                          در گذشته چندين نفر از ملاها و شخصيت های مذهبی در افغانستان هدف حمله مردان مسلح قرار گرفته اند.

                          بيشتر اين حملات به بقايای گروه طالبان نسبت داده می شود ولی در مورد تازه ترين حمله در قندهار، تا هنوز هيچ گروهی مسئوليت را به دوش نگرفته است.

                          Comment


                          • دادگاهی در کره جنوبی رئيس شرکت خودروسازی هيوندای را به جرم اختلاس به سه سال زندان محکوم کرده است.
                            چونگ مونگ کو، رئيس شصت و هشت ساله شرکت "هيوندای موتور" از سوی دادگاه متهم به اختلاس حدود پنجاه و شش ميليون پاوند (صد و ده ميليون دلار) و استفاده از آن برای مصارف شخصی و پرداخت پول به افراد ديگر شده است.

                            با اين حال يک سخنگوی شرکت هيوندای حکم صادره را "نا اميد کننده" خوانده و گفته وکلای آقای چونگ تقاضای تجديد نظر خواهند کرد.

                            شرکت هيوندای موتور بزرگترين سازنده خودروی کره جنوبی محسوب می شود و برخی تحليلگران پيش از صدور رای گفته بودند که محکوم شدن رئيس اين شرکت می تواند بر صنعت خودرو در کره جنوبی و حتی بر کل اقتصاد اين کشور اثر منفی داشته باشد.

                            'جرم سنگين'

                            در جلسه دادگاه، قاضی اعلام کرد که برای "از بين بردن اعمال غير قانونی و ضد-بازار و به منظور ساختن اقتصادی پيشرفته تر برای کره جنوبی" اجرای سختگيرانه قانون ضروری است.



                            گروه هيوندای در سال 1974 به عنوان يک شرکت ساختمانی پايه گذاری شد اما در دهه های بعد، فعاليت خود را به بسياری از زمينه های ديگر از جمله خودروسازی، فروشگاه های زنجيره ای، کشتی سازی، صنايع الکترونيک گسترش داد

                            دادستان های دادگاه در جريان دادگاه استدلال کردند که جرائم آقای چونگ "سنگين" بوده و خواهان مجازات شش سال حبس برای وی بودند.

                            اما قاضی دادگاه گفت "به دليل خدمات بزرگ آقای چونگ به پيشرفت اقتصادی" در کره جنوبی و همچنين به دليل فعاليت های خيريه وی، حکم سبکتری برای او در نظر گرفته است.

                            وکلای مدافع آقای چونگ خواهان صدور حکم تعليقی برای موکل خود بودند. آنها استدلال کردند که حبس در زندان می تواند به اقتصاد کره جنوبی لطمه بزند.

                            گروه هيوندای در سال 1974 توسط چونگ جو يونگ به عنوان يک شرکت ساختمانی پايه گذاری شد اما در دهه های بعد، فعاليت خود را به بسياری از زمينه های ديگر توليدی و مالی گسترش داد.

                            در سال 2000، اين گروه به تجديد سازماندهی خود مبادرت کرد و زير گروه هايی را تشکيل داد که در زمينه های متعدد از جمله خودروسازی، فروشگاه های زنجيره ای، کشتی سازی، صنايع الکترونيک و امور مالی فعاليت دارند و مجموعه گسترده ای از شرکت های وابسته را تحت پوشش خود قرار داده اند.

                            Comment


                            • در حالی که محمود عباس رئيس دولت خودگردان فلسطين و خالد مشعل رهبر در تبعيد حماس به دعوت دولت عربستان سعودی، خود را برای ديدار و گفتگو در شهر مکه در روز سه شنبه آماده می کنند، درگيری مسلحانه بين نيروهای وابسته به آنها در نوار غزه ادامه دارد.
                              طی روزهای اخير، رهبران سياسی فتح و حماس چندين بار به توافق آتش بس دست يافته اند، اما آتش بس از سوی نيروهای مسلح وابسته به آنها رعايت نشده و جنگ و خونريزی پس از يک وقفه کوتاه از سر گرفته شده و شمار تلفات را به دهها کشته و صدها زخمی رسانده است.

                              ربودن افراد در ايست های بازرسی، حمله به مراکز دانشگاهی و دولتی، تيراندازی از پشت بام خانه های مردم عادی و تبليغات تحريک آميز راديويی از جمله اقداماتی است که که افراد مسلح وابسته به دو گروه رقيب فلسطينی عليه يکديگر انجام می دهند.

                              بسياری از فلسطينی های که زندگی روزمره آنها بر اثر درگيری ها مختل شده و از بيم جان در خانه های خود محبوس شده اند، پس از چند دور اعلام آتش بس و نقض آن، اميد خود را به بهبود اوضاع از دست داده اند و بويژه نگران آنند که به دليل بروز جنگ داخلی، وجهه فلسطينی ها در جامعه بين المللی به کلی مخدوش و تلاش برای تشکيل دولت مستقل فلسطينی از سوی جامعه جهانی متوقف شود.

                              در چنين شرايطی نتيجه ديدار محمود عباس و خالد مشعل در مکه می تواند بر روند تحولات خونين فلسطين به شدت تاثيرگذار باشد.

                              چنانچه آقای عباس و آقای مشعل بتوانند درمورد اختلافات خود برای تشکيل دولت وحدت ملی به توافق نهايی برسند، احتمال فروکش کردن درگيری ها در سرزمين های فلسطينی افزايش خواهد يافت، هر چند که همه مشکلات به آسانی حل نخواهد شد.

                              از شواهد اما چنين بر می آيد که دامنه اختلاف بين فتح و حماس برای تشکيل دولت وحدت ملی همچنان وسيع است و با يک يا دو دور مذاکره اختلاف آنها بر طرف نمی شود.

                              از همين رو، مقام های فتح و حماس پيش بينی کرده اند که پس از ديدار محمود عباس و خالد مشعل، نمايندگان آنها مذاکرات را در شهر مکه به اميد دستيابی به توافق ادامه خواهند داد.

                              به هر حال، با توجه به نفوذ سعودی ها بر دو طرف مذاکره کننده، رفع اختلاف های فتح و حماس در اجلاس مکه – چنانچه طبق برنامه اعلام شده برگزار شود – کاملا دور از انتظار نيست، هر چند که اطمينانی هم نسبت به آن وجود ندارد.

                              در اين ميان مساله مهم جامعه فلسطين اين است که اگر فتح و حماس قادر به حل اختلافات خود نباشند، درگيری بين هواداران آنها به کدام سمت وسو خواهد رفت و چه تاثيری بر سرنوشت فلسطينیان خواهد گذاشت.

                              در اين باره می توان گمانه های مختلفی را مطرح کرد.

                              قاعدتا اگر حماس و فتح نتوانند هر چه سريعتر برای اداره سرزمين های فلسطينی و نحوه پيشبرد روند صلح با اسراييل به دستور کار و برنامه مشترکی دست يابند، سناريوهای احتمالی زير در انتظار آنهاست.

                              سناريوی نخست اين است که نيروهای فتح و حماس تمام ظرفيت خود را در يک جنگ داخلی تمام عيار به کار گيرند و دامنه نبرد را به سراسر سرزمين ها از جمله کرانه باختری رود اردن بکشانند و جامعه بين المللی هم ناظر ساکت اوضاع باشد.

                              به نظر می رسد در صورت وقوع چنين سناريويی، جنگ بين دو طرف، تلفات انسانی و مالی بی شماری به جا بگذارد به گونه ای که تاسيسات و نهادهای اندک جامعه فلسطينی به کلی ويران و منهدم شود.

                              مهاجرت وسيع جمعيت نوار غزه و کرانه باختری به مصر و اردن و ساير کشورهای عربی يکی ديگر از پيامدهای اين سناريو خواهد بود.

                              احتمال تحقق اين سناريو، با توجه به سطح آگاهی و دانش جامعه فلسطينی و نفرت مردم عادی از غرق شدن در جنگ داخلی، ضعيف است، مگر آنکه فتح يا حماس تصور کنند که با يک جنگ تمام عيار، می توانند به سرعت طرف مقابل را حذف کنند.

                              سناريوی دوم اين است که جامعه بين المللی در مقابل درگيری داخلی فلسطينی ها ساکت ننشيند و در صدد ارسال کمک به يکی از دو طرف درگيری برآيد. بدون شک شانس فتح برای کسب کمک های خارجی قابل قياس با حماس نيست، از همين رو، احتمال پيروزی فتح در يک جنگ داخلی بالا خواهد بود، گو اينکه اين پيروزی هزينه خارق العاده ای بر جامعه فلسطينی تحميل خواهد کرد.

                              سناريوی سوم اين است که اسراييل از بيم تاثير منفی جنگ داخلی بين فلسطينی ها بر جامعه خود، نوار غزه را بار ديگر به اشغال خود در آورد و موقعيت نظامی خود را در کرانه باختری بيش از پيش تحکيم و تقويت کند.

                              احتمال تحقق چنين سناريويی بسيار کم است زيرا شواهد نشان می دهد که اسراييل علاقه ای به فرو رفتن در «باتلاق» مشکلات نوار غزه را ندارد و ترجيح می دهد که خود را از معرکه حتی المقدور دور نگه دارد.

                              سناريوی چهارم اين است که شورای امنيت سازمان ملل و يا اعضای پيمان آتلانتک شمالی (ناتو) اقدام به استقرار نيروی حافظ صلح در نوار غزه کنند.

                              قاعدتا در صورت گسترش درگيری های داخلی در سرزمين های فلسطينی، فشار جهانی بر سازمان ملل برای استقرار نيروی حافظ صلح دراين منطقه افزايش خواهد يافت، اما با توجه به مخالفت اسراييل با استقرار نيروی بين المللی در سرزمين های فلسطينی، روند استقرار احتمالی نيروها طولانی خواهد شد، هر چند که صرف مخالفت اسراييل در چنان شرايطی مانع تصميم سازمان ملل نخواهد شد.

                              سناريوی پنجم اين است که جامعه جهانی از مصر و اردن بخواهد که مانند دوران پيش از جنگ چهارم ژوئن ۱۹۶۷، نوار غزه و کرانه باختری را به کنترل خود در آورند.

                              در حال حاضر به نظر نمی رسد که مصر و اردن علاقه ای به اين کار داشته باشند، اما بيم از هجوم دوباره پناهندگان فلسطينی به کشورشان بخصوص نگرانی اردن از تبديل شدن به کشور جايگزين فلسطين، ممکن است آنها را به کنترل سرزمين های فلسطينی متقاعد کند.

                              قاعدتا سناريوهای فوق به جز استقرار احتمالی يک نيروهای حافظ صلح بين المللی در سرزمين های فلسطينی، هيچکدام به نفع آرمان تشکيل دولت مستقل فلسطينی نيست و همين چشم انداز تيره ممکن است رهبران فتح و حماس را در کليه سطوح متقاعد کند که اگر قادر به رفع اختلافات خود از طريق تشکيل دولت وحدت ملی نيستند، دست کم برای برگزاری انتخابات زودرس پارلمانی و رياست جمهوری و سپردن حل بحران به داوری خود فلسطینیان، به توافق برسند.

                              Comment


                              • غلامرضا آقازاده، رییس سازمان انرژی اتمی ایران روز يکشنیه 4 فوريه در مصاحبه با خبرنگاران گفت که ایران کماکان به اجرای پیمان "ان پی تی" متعهد است.
                                آقای آقازاده از آمادگی ایران برای تنظیم یک برنامه کاری با آژانس بین المللی انرژی اتمی خبر داده تا به گفته وی، در یک زمان مشخص تمام موضوعات باقی مانده میان طرفین حل شوند.

                                رییس سازمان انرژی اتمی ایران، در عین حال پرونده هسته ای ایران را سیاسی خوانده و گفته تا زمانی که مسایل سیاسی حل نشوند، آژانس بین المللی انرژی اتمی نمی تواند یا نمی خواهد که این موضوعات را حل کند.

                                آقای آقازاده تاکید کرد که همکاری های ایران در چارچوب پیمان "ان پی تی" با آژانس بین المللی انرژی اتمی ادامه پیدا خواهد کرد. وی اضافه کرد که "میان ایران وآژانس تنها چند موضوع باقی مانده که موضوعات غیر قابل حلی نیستند."

                                خبر خوش هسته ای

                                رییس سازمان انرژی اتمی ایران به خبرنگاران گفت که به زودی آنچه وی آنرا خبر خوش هسته ای خواند اعلام می شود. او جزئيات چندانی درباره "خبر خوش هسته ای" نداد. آقای آقازاده در مورد نصب 3 هزار دستگاه سانتریفوژ تازه در ايران که در روزهای اخير در خبرها مطرح بوده به خبرنگاران گفت: "خیلی طول نمی کشد که تمام پاسخ خود را در مورد سانتریفوژها خواهید گرفت."

                                هفته پیش علاالدین بروجردی رئيس كميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس شورای اسلامی خبر داده بود که ايران در حال نصب سه هزار دستگاه سانتريفوژ جديد در تأسيسات غنی سازی اورانيوم در نطنز است، خبری که بلافاصله با تکذیب مقامات سازمان انرژی اتمی ایران مواجه شد.

                                علی لاريجانی دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران نیز پیش از این در مورد راه *اندازی 3 هزار سانتريفيوژ گفته بود که اين امر از برنامه*های تحقيق و توسعه ایران به شمار می رود و در يك زمان بندی تحقق خواهد یافت.

                                نصب دوربین های جدید در نطنز

                                رييس سازمان انرژی اتمی ایران در این مصاحبه گفت که آژانس بين*المللی انرژی اتمی طی دو روز گذشته دوربين*هايی را در قسمت تزريق گاز و انبار در تاسيسات هسته *ای نظنز نصب کرده و اين دوربين ها در نظنز فعال است.

                                رييس سازمان انرژی اتمی ایران تاکید کرد که آنچه در نظنز و اصفهان انجام شده در چارچوب پیمان "ان پی تی" است و ایران کماکان به آن متعهد است.

                                آقای آقازاده گفت که "ما تلاش می *کنيم فراتر از ان پی تی عمل نکنيم."

                                قطعنامه را اجرا نمی کنیم، شفاف عمل می کنیم

                                آقای آقازاده در مورد قطعنامه ‪ شورای امنیت مبنی بر تحریم محدود ایران گفت که "ما اين قطعنامه را از نظر حقوقی دارای اشکالات جدی و از نظر اجرايی ناعادلانه می *دانيم و به آن عمل نخواهيم کرد."

                                شورای امنيت سازمان ملل در آخرين روزهای سال گذشته ميلادی به اتفاق آرا قطعنامه ای را عليه ايران تصويب کرد که کشورهای عضو سازمان ملل را از فروش تجهيزات مرتبط با برنامه هسته ای به ايران منع و سرمايه های افراد و شرکت های مرتبط با اين برنامه ها را در بانک های خارج از ايران مسدود می کند.

                                آقای آقازاده گفت که شفاف* سازی فعاليت *های هسته *ای، از برنامه* های قطعی ايران است و قرار است در آينده برای سفرای کشورهای غربی برنامه بازديدی از طرح های هسته ایران ترتیب داده شود.

                                تکذیب ترور دانشمند هسته ای ایران

                                آقای آقازاده در مصاحبه خود با خبرنگاران شایعه ترور یکی از دانشمندان هسته ای ایران را رد کرد و گفت که هیچ اتفاقی برای متخصصان هسته ای ایران نیفتاده است.

                                هفته نامه ساندی تایمز چاپ لندن طی گزارشی که امروز 4 فوریه (15 بهمن) منتشر کرد، مدعی شد که يک دانشمند هسته ای ایران به نام اردشير حسين پور توسط موساد (سرویس جاسوسی اسرائیل) "ترور" شده است. به نوشته این هفته نامه، اردشیر حسین پور که در نیروگاه اصفهان که در آن گاز هگزافلوراید اورانیوم تولید می شود کار می کرد، توسط موساد به قتل رسيده است. اما مقامات ایران اعلام کرده اند که آقای حسین پور بر اثر گازگرفتگی فوت کرده و در تاسیسات هسته ای ایران نيز فعالیت نمی کرده است.

                                Comment

                                Working...
                                X