انتقاد سلطانيه از سياست دوگانه آژانس در برخورد با مسائل هستهاي
خبرگزاري فارس: ايران در بيانيه خود در نشست شوراي حكام آژانس بينالمللي انرژي اتمي از سياست دوگانه آژانس در برخورد با مسائل هستهاي انتقاد كرد.
به گزارش خبرنگار فارس از وين، علياصغر سلطانيه، نماينده جمهوري اسلامي ايران نزد آژانس بين المللي انرژي اتمي در اجلاس امروز شوراي حكام بيانيه جمهوري اسلامي ايران را قرائت كرد.
متن كامل اين بيانيه بدين شرح است:
«بسم الله الرحمن الرحيم
آقاي رئيس، نمايندگان محترم؛
در ابتدا مايلم قدرداني خالصانه دولت متبوع خود را از حمايت هاي با ارزش كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد ابراز كنم و همراهي خود را با موضع اعلام شده توسط سفير محترم مالزي بعنوان رياست گروه عدم تعهد اعلام نمايم.
آقاي رئيس،
يك بار ديگر دريافت جايزه صلح نوبل را به مديركل و آژانس تبريك مي گويم.
همانگونه كه دكتر البرادعي اعلام نموده، اعتبار آژانس را ارتقاء بخشيده و همزمان انتظارات از آژانس را بالا برده و مسئوليت آن را افزايش داده است. در وضعيت جديد آژانس مي بايست بيش از گذشته تعهد ، قابليت و ظرفيت خود را نه تنها براي اجراي پادمان ها بلكه جهت تسهيل و كمك به گسترش بهره گيري از انرژي هسته اي را كه هدف اصلي و اوليه آژانس بوده است، به منصه ظهور رساند. همزمان آژانس بايد يك توازن مناسب بين عدم اشاعه كه نقش محوري دارد و خلع سلاح هسته اي كه سنگ بناي معاهده NPT است، برقرار سازد. اين مسئوليتي گران بار است.
آقاي رئيس،
در سال هاي اخير تلاش هاي سازمان يافته اي براي تجديدنظر در مباني معاهده NPT جهت محدود ساختن آن به يك هدف تك منظوره صورت گرفته است.
در اين راستا متأسفانه تعهدات خلع سلاح هسته اي كاملاً ناديده انگاشته شده است و از دسترسي به مواد و فن آوري صلح آميز هسته اي براي ديگران ممانعت شده است. همزمان تعهدات عدم اشاعه به طور مستمر پررنگ تر شده است. خواسته هاي جاه طلبانه نسبت به معاهده NPT موجب ايجاد محدوديت هاي بيشتر ، سخت تر و عميق تر نسبت به فراهم نمودن دسترسي به فن آوري هسته اي صلح آميز شده است. اضافه بر اين مصمم هستند كه توليد سوخت هسته اي را كاملاً انحصاري نمايند. اين رويكرد انحرافي به نظم هسته اي بين المللي مباني بنيادين عدم اشاعه را نقض نموده است.
اين رهيافت تجديدنظر طلبانه نسبت به عدم اشاعه، فن آوري هسته اي را منحصراً براي دارندگان تسليحات هسته اي و متحدان آنها مشروع مي سازد. به اضافه كساني كه بطور گستاخانه اين تسليحات هسته اي را اشاعه داده اند، همزمان كساني را كه متعهدند اين مائده الهي تبديل به سلاح نشود، با محدوديت مطلق مواجه ساخته اند.
آقاي رئيس،
اين رهيافت پيام روشني دارد. بليـط ورود به باشگاه هسته اي مشروط به ويژگي هاي خاصي است كه كشورهايي كه مايلند به اين جايگاه برتر دست بيابند، حتماً مي بايست يك يا چند ويژگي را احراز نمايند.
1-موضع مستمر و قاطع نسبت به حفظ تسليحات هسته اي داشته و با خلع سلاح هسته اي مخالف باشند.
2- وابستگي نهادينه و سازماني به تسليحات هسته اي بعنوان ابزار برتر براي امنيت داشته و استفاده آن را عليه اهداف واقعي مجازي توسعه دهند.
3-از هرگونه تعهد عدم اشاعه سرباز زده و بطور سازمان يافته توليد و انبار سلاح هسته اي را دنبال كنند.
آقاي رئيس،
اين وضعيت به ظاهر مضحك مي نمايد اما واقعيتي انكارناپذير است كه امروز بر
نظام هسته اي بين المللي حاكم شده است. معاهده NPT بعداز اينكه كنفرانس بازنگري در توليد حداقل نقاط اشتراك شكست خورد ضربه اي اساسي ديد، اما اين اتفاقات اخير شكافي عميق به آن وارد كرده است.
امروز در كمال شگفتي شاهد مواضع نوظهوري هستيم كه مدعي است توليد و توسعه تسليحات هسته اي در اختفاء كامل براي هر كس كه بيرون از معاهده باقي مانده اقدامي مشروع است. فجيع تر آنكه اينگونه برنامه هاي هسته اي با همكاري و گشودن درهاي فن آوري ، مواد و تجهيزات عملاً تقويت نيز مي شوند.
تصريح مي كنم كه اين اظهارات به هيچوجه متوجه كشور هند كه شريك و دوست ما در منطقه است نمي باشد. هند هيچگاه در اعتراض به رويكرد NPT ملاحظه اي نداشته است و نيز هيچگاه نيات خود را براي رسيدن به سلاح مخفي نكرده است.
آنچه مايه نگراني است اعمال اين رويكرد به اسرائيل است كه روابطي عميق با آمريكا داشته و به كمك آن كشور توانسته است سلاح هسته اي توليد نموده و از تبعات آن مصون باشد. تلاشهاي مشكوك براي محدود كردن گسترده خاورميانه عاري از سلاح هسته اي به كشورهاي حوزه خليج فارس نشانه اي از تحولات بعدي است. با تداوم روند كنوني كاملاً قابل انتظار است كه تسليحات هسته اي اسرائيل از مخفي گاهها بيرون آمده و شناسايي شده و پاداش داده شوند. آقاي بولتون در واقع مي توانست حين اظهارات تهديدآميز خود به ايران اين خبر خوش را نيز به حاميان اسرائيل اعلام كند كه حتماَ براي او كف بلندتري مي زدند. عليرغم اين مواضع چندگانه، ايالات متحده پرچمدار مقابله با برنامه هسته اي صلح آميز ايران است.
آقاي رئيس،
حال اينكه جمهوري اسلامي ايـران برخلاف اشاعه دهندگان تسليحات هسته اي:
-اعلام، تاكيد و تصريح نموده كه با سلاحهاي هستهاي مخالف است و آنها را غيراخلاقي، غيرمشروع و غيرقانوني مي داند.
-با آژانس درمورد راستي آزمايي برنامه هسته اي صلح آميز همكاري كامل داشته قصورات اوليه را كه ناشي از تحريم مواد و فن آوري غرب بوده است تا حد ممكن اصلاح نموده است.
-به مقررات پادمان پايبند بوده و مفاد پروتكل الحاقي را براي سه سال متوالي اجرا كرده است.
-فعاليت هسته اي خود را براي يك دوران طولاني با هدف ايجاد و تقويت اعتماد تعليق كرده است.
-مواد و فعاليت هاي هسته اي اظهار شده در كشور بطور كامل توسط آژانس حسابرسي شده است.
-همكاري با آژانس را با هدف نيل به راي نهايي مبني بر غياب مواد و فعاليت اظهار نشده ادامه داده است.
اما براي جنگ طلبان واشنگتن جايگاه واقعيت ها به توهمات مبدل شده است. اينها ظاهراَ توانايي كشف نيات و ذهن خواني را دارند برهمين اساس نسبت به برنامه ايران قضاوت مي كنند. همين داوري موهوم با تبليغات به مبناي اقدامات بعدي تبديل مي شود. اين شيوه اي بسيار آسان است چون براي تشكيك در نيات ارايه مدركي نياز نيست.
چگونه ميتوان در نيت كشوري كه در يك طرف آشكار سياست خود را براي براندازي نظام ايران اظهار داشته و نسبت به آن طراحي مي كند براي آن بودجه مشخص پيش بيني و تصويب مي نمايد و صحنه ديگر خود را مصلح جانبه جهاني قلمداد نموده و از منافع و خير جهاني صحبت مي كند و اقدامات خود را در چارچوب مقررات و نهادهاي جهاني توجيه مي كند، ترديد نكرد. بايد از مردم جهان پرسيد به چه كشوري بيشتر اعتماد دارند ايران يا امريكا و از تجاوزات و تهديدات كدام كشور بيم دارند ايران يا آمريكا؟ مردم منطقه ما هر روز و به هزاران زبان اين را نشان داده اند.
به كشورهايي كه در كنار امريكا پرچمدار مقابله با برنامه هاي صلح آميز هسته اي ايران هستند نگاه بيفكنيم. بعضي از آنها مستمرا زراد خانه هسته اي خود را توسعه داده و روز آمد مي نمايند. بعضي ديگر اخيرا استفاده از سلاح هسته اي در وضعيت متعارف را مشروع نموده و در دكترين خود قرار داده اند . بعضي ديگر اگر چه در ظاهر فاقد تسليحات هسته اي هستند كثيري از اين سلاحها را در قلمرو خود نگهداري ميكنند و يا بطور رسمي با تسلحيات هسته اي و پيمانهاي نظامي پشتيباني ميشوند و در طرح ريزي هاي كاربرد سلاح هاي هسته اي سهيمند.
اطلاق صفت "عدم پايبندي" به برنامه صلح آميز هسته اي ايران يكي از بزرگترين فضاحت ها در تاريحچه آژانس است كه قطعا به اعتبار نهاد هاي جهاني خسارت شديد وارد خواهد كرد و انحرافي جدي را در رسالت اوليه اين نهادها بنا مي نهد كه به ضرر صلح و امنيت جهاني مي باشد.
البته اين جلوه اي از واقعيات سياسي فعلي است و براي ما و هيچكس غير منتظره نمي باشد. اما سئوال اين است كه اين همه هياهو درنهايت چه هدفي را تامين خواهد نمود؟
موضوع فني، حقوقي برنامه صلح آميز هستهاي ايران از ابتدا به يك جنجال عميق سياسي مبدل شده است. بردن موضوع به شوراي امنيت عملا آنرا به يك موضوع امنيتي مبدل خواهد كرد و ما چاره اي نخواهيم داشت جز اينكه از اين پس، در اين چارچوب به مسئله بپردازيم.
عليرغم همه اين واقعيات، ما يك پيشنهاد صادقانه براي حل موضوع داريم. مبناي پيشنهاد بسيار ساده است:
"شما به حقوق ما احترام بگذاريد و ما نيز به نظرات شما احترام ميگذاريم".
ما همه راههاي ديپلماتيك براي حل مسئله بنحو مسالمت آميز از طريق روسيه، چين، كشوروهاي اروپايي كشورهاي نم در يك چارچوب منصفانه را دنبال كرده و همه درهاي مذاكره براي حل و فصل موضوع را باز نگه داشته و فكر مي كرديم اين تلاشها نياز به زمان براي رسيدن ميوه دارد. اما كسانيكه با عجله و عصبانيت دنبال اهداف ديگري هستند نمي خواهند ساير بازيگران صحنه بين المللي توفيقي در اين مسير داشته باشند.
اين پيشنهاد و مصالحه ناشي از نگراني از شوراي امنيت نبود. البته روشن است كه ما شوق و هيجان آمريكا براي آنكه زور بازويش را نشان بدهد را ساده نمي گيريم اما در زير اين ماهيچه هاي فربه، تركهاي استخوانش را نيز مي بينيم .
آمريكا قدرت ايجاد خسارت و درد را دارد اما آمريكا همزمان در برابر خسارت و درد متقابل نيز شكننده است . بنابر اين اگر آمريكا قصد زور آزمايي دارد اين گوي و اين ميدان .
پيشنهاد مصالحه ما در ماهيت وجوديش تلاشي صادقانه براي حل يك مسئله سياسي شده به شيوه سياسي بوده است قبل از آنكه وضعيت از كنترل خارج شود . ما ايرانيها ضمن پايبندي به اصولمان هنگام مصالحه منصف و توانا هستيم. لذا پيشنهاد ما براي يك مصالحه دوران انتقالي هدفي جز جايگزيني "مقابله" با "ديپلماسي" نداشته است. بدين ترتيب يك فرصت ناب براي ديپلماسي و همكاري كه منطقه گرفتار ما عميقا به آن نيازمند است مي تواند ايجاد گردد. اگر اين فرصت از دست برود كسي نمي تواند پيش بيني كند كه چگونه و درچه زمان ديگري دوباره پيش خواهد آمد.
در شرايط متفاوت ناگزيريم وضعيت را ارزيابي نموده و سياست و رويه خود را متناسب با شرايط جديد تنظيم نمائيم .
بخاطر محدوديت زماني، من از ذكر تحليل جزيي گزارش مديركل و كل پرونده هسته اي خودداري مي كنم. هيات نمايندگي ايران متن توضيحي جامعي را (INFCIRC/672) آماده كرده است كه در اختيار نمايندگان محترم قرار مي گيرد.
من درخواست مي كنم كه اين بيانيه در اسناد شوراي حكام ثبت شود.
از توجه شما متشكرم.»
خبرگزاري فارس: ايران در بيانيه خود در نشست شوراي حكام آژانس بينالمللي انرژي اتمي از سياست دوگانه آژانس در برخورد با مسائل هستهاي انتقاد كرد.
به گزارش خبرنگار فارس از وين، علياصغر سلطانيه، نماينده جمهوري اسلامي ايران نزد آژانس بين المللي انرژي اتمي در اجلاس امروز شوراي حكام بيانيه جمهوري اسلامي ايران را قرائت كرد.
متن كامل اين بيانيه بدين شرح است:
«بسم الله الرحمن الرحيم
آقاي رئيس، نمايندگان محترم؛
در ابتدا مايلم قدرداني خالصانه دولت متبوع خود را از حمايت هاي با ارزش كشورهاي عضو جنبش عدم تعهد ابراز كنم و همراهي خود را با موضع اعلام شده توسط سفير محترم مالزي بعنوان رياست گروه عدم تعهد اعلام نمايم.
آقاي رئيس،
يك بار ديگر دريافت جايزه صلح نوبل را به مديركل و آژانس تبريك مي گويم.
همانگونه كه دكتر البرادعي اعلام نموده، اعتبار آژانس را ارتقاء بخشيده و همزمان انتظارات از آژانس را بالا برده و مسئوليت آن را افزايش داده است. در وضعيت جديد آژانس مي بايست بيش از گذشته تعهد ، قابليت و ظرفيت خود را نه تنها براي اجراي پادمان ها بلكه جهت تسهيل و كمك به گسترش بهره گيري از انرژي هسته اي را كه هدف اصلي و اوليه آژانس بوده است، به منصه ظهور رساند. همزمان آژانس بايد يك توازن مناسب بين عدم اشاعه كه نقش محوري دارد و خلع سلاح هسته اي كه سنگ بناي معاهده NPT است، برقرار سازد. اين مسئوليتي گران بار است.
آقاي رئيس،
در سال هاي اخير تلاش هاي سازمان يافته اي براي تجديدنظر در مباني معاهده NPT جهت محدود ساختن آن به يك هدف تك منظوره صورت گرفته است.
در اين راستا متأسفانه تعهدات خلع سلاح هسته اي كاملاً ناديده انگاشته شده است و از دسترسي به مواد و فن آوري صلح آميز هسته اي براي ديگران ممانعت شده است. همزمان تعهدات عدم اشاعه به طور مستمر پررنگ تر شده است. خواسته هاي جاه طلبانه نسبت به معاهده NPT موجب ايجاد محدوديت هاي بيشتر ، سخت تر و عميق تر نسبت به فراهم نمودن دسترسي به فن آوري هسته اي صلح آميز شده است. اضافه بر اين مصمم هستند كه توليد سوخت هسته اي را كاملاً انحصاري نمايند. اين رويكرد انحرافي به نظم هسته اي بين المللي مباني بنيادين عدم اشاعه را نقض نموده است.
اين رهيافت تجديدنظر طلبانه نسبت به عدم اشاعه، فن آوري هسته اي را منحصراً براي دارندگان تسليحات هسته اي و متحدان آنها مشروع مي سازد. به اضافه كساني كه بطور گستاخانه اين تسليحات هسته اي را اشاعه داده اند، همزمان كساني را كه متعهدند اين مائده الهي تبديل به سلاح نشود، با محدوديت مطلق مواجه ساخته اند.
آقاي رئيس،
اين رهيافت پيام روشني دارد. بليـط ورود به باشگاه هسته اي مشروط به ويژگي هاي خاصي است كه كشورهايي كه مايلند به اين جايگاه برتر دست بيابند، حتماً مي بايست يك يا چند ويژگي را احراز نمايند.
1-موضع مستمر و قاطع نسبت به حفظ تسليحات هسته اي داشته و با خلع سلاح هسته اي مخالف باشند.
2- وابستگي نهادينه و سازماني به تسليحات هسته اي بعنوان ابزار برتر براي امنيت داشته و استفاده آن را عليه اهداف واقعي مجازي توسعه دهند.
3-از هرگونه تعهد عدم اشاعه سرباز زده و بطور سازمان يافته توليد و انبار سلاح هسته اي را دنبال كنند.
آقاي رئيس،
اين وضعيت به ظاهر مضحك مي نمايد اما واقعيتي انكارناپذير است كه امروز بر
نظام هسته اي بين المللي حاكم شده است. معاهده NPT بعداز اينكه كنفرانس بازنگري در توليد حداقل نقاط اشتراك شكست خورد ضربه اي اساسي ديد، اما اين اتفاقات اخير شكافي عميق به آن وارد كرده است.
امروز در كمال شگفتي شاهد مواضع نوظهوري هستيم كه مدعي است توليد و توسعه تسليحات هسته اي در اختفاء كامل براي هر كس كه بيرون از معاهده باقي مانده اقدامي مشروع است. فجيع تر آنكه اينگونه برنامه هاي هسته اي با همكاري و گشودن درهاي فن آوري ، مواد و تجهيزات عملاً تقويت نيز مي شوند.
تصريح مي كنم كه اين اظهارات به هيچوجه متوجه كشور هند كه شريك و دوست ما در منطقه است نمي باشد. هند هيچگاه در اعتراض به رويكرد NPT ملاحظه اي نداشته است و نيز هيچگاه نيات خود را براي رسيدن به سلاح مخفي نكرده است.
آنچه مايه نگراني است اعمال اين رويكرد به اسرائيل است كه روابطي عميق با آمريكا داشته و به كمك آن كشور توانسته است سلاح هسته اي توليد نموده و از تبعات آن مصون باشد. تلاشهاي مشكوك براي محدود كردن گسترده خاورميانه عاري از سلاح هسته اي به كشورهاي حوزه خليج فارس نشانه اي از تحولات بعدي است. با تداوم روند كنوني كاملاً قابل انتظار است كه تسليحات هسته اي اسرائيل از مخفي گاهها بيرون آمده و شناسايي شده و پاداش داده شوند. آقاي بولتون در واقع مي توانست حين اظهارات تهديدآميز خود به ايران اين خبر خوش را نيز به حاميان اسرائيل اعلام كند كه حتماَ براي او كف بلندتري مي زدند. عليرغم اين مواضع چندگانه، ايالات متحده پرچمدار مقابله با برنامه هسته اي صلح آميز ايران است.
آقاي رئيس،
حال اينكه جمهوري اسلامي ايـران برخلاف اشاعه دهندگان تسليحات هسته اي:
-اعلام، تاكيد و تصريح نموده كه با سلاحهاي هستهاي مخالف است و آنها را غيراخلاقي، غيرمشروع و غيرقانوني مي داند.
-با آژانس درمورد راستي آزمايي برنامه هسته اي صلح آميز همكاري كامل داشته قصورات اوليه را كه ناشي از تحريم مواد و فن آوري غرب بوده است تا حد ممكن اصلاح نموده است.
-به مقررات پادمان پايبند بوده و مفاد پروتكل الحاقي را براي سه سال متوالي اجرا كرده است.
-فعاليت هسته اي خود را براي يك دوران طولاني با هدف ايجاد و تقويت اعتماد تعليق كرده است.
-مواد و فعاليت هاي هسته اي اظهار شده در كشور بطور كامل توسط آژانس حسابرسي شده است.
-همكاري با آژانس را با هدف نيل به راي نهايي مبني بر غياب مواد و فعاليت اظهار نشده ادامه داده است.
اما براي جنگ طلبان واشنگتن جايگاه واقعيت ها به توهمات مبدل شده است. اينها ظاهراَ توانايي كشف نيات و ذهن خواني را دارند برهمين اساس نسبت به برنامه ايران قضاوت مي كنند. همين داوري موهوم با تبليغات به مبناي اقدامات بعدي تبديل مي شود. اين شيوه اي بسيار آسان است چون براي تشكيك در نيات ارايه مدركي نياز نيست.
چگونه ميتوان در نيت كشوري كه در يك طرف آشكار سياست خود را براي براندازي نظام ايران اظهار داشته و نسبت به آن طراحي مي كند براي آن بودجه مشخص پيش بيني و تصويب مي نمايد و صحنه ديگر خود را مصلح جانبه جهاني قلمداد نموده و از منافع و خير جهاني صحبت مي كند و اقدامات خود را در چارچوب مقررات و نهادهاي جهاني توجيه مي كند، ترديد نكرد. بايد از مردم جهان پرسيد به چه كشوري بيشتر اعتماد دارند ايران يا امريكا و از تجاوزات و تهديدات كدام كشور بيم دارند ايران يا آمريكا؟ مردم منطقه ما هر روز و به هزاران زبان اين را نشان داده اند.
به كشورهايي كه در كنار امريكا پرچمدار مقابله با برنامه هاي صلح آميز هسته اي ايران هستند نگاه بيفكنيم. بعضي از آنها مستمرا زراد خانه هسته اي خود را توسعه داده و روز آمد مي نمايند. بعضي ديگر اخيرا استفاده از سلاح هسته اي در وضعيت متعارف را مشروع نموده و در دكترين خود قرار داده اند . بعضي ديگر اگر چه در ظاهر فاقد تسليحات هسته اي هستند كثيري از اين سلاحها را در قلمرو خود نگهداري ميكنند و يا بطور رسمي با تسلحيات هسته اي و پيمانهاي نظامي پشتيباني ميشوند و در طرح ريزي هاي كاربرد سلاح هاي هسته اي سهيمند.
اطلاق صفت "عدم پايبندي" به برنامه صلح آميز هسته اي ايران يكي از بزرگترين فضاحت ها در تاريحچه آژانس است كه قطعا به اعتبار نهاد هاي جهاني خسارت شديد وارد خواهد كرد و انحرافي جدي را در رسالت اوليه اين نهادها بنا مي نهد كه به ضرر صلح و امنيت جهاني مي باشد.
البته اين جلوه اي از واقعيات سياسي فعلي است و براي ما و هيچكس غير منتظره نمي باشد. اما سئوال اين است كه اين همه هياهو درنهايت چه هدفي را تامين خواهد نمود؟
موضوع فني، حقوقي برنامه صلح آميز هستهاي ايران از ابتدا به يك جنجال عميق سياسي مبدل شده است. بردن موضوع به شوراي امنيت عملا آنرا به يك موضوع امنيتي مبدل خواهد كرد و ما چاره اي نخواهيم داشت جز اينكه از اين پس، در اين چارچوب به مسئله بپردازيم.
عليرغم همه اين واقعيات، ما يك پيشنهاد صادقانه براي حل موضوع داريم. مبناي پيشنهاد بسيار ساده است:
"شما به حقوق ما احترام بگذاريد و ما نيز به نظرات شما احترام ميگذاريم".
ما همه راههاي ديپلماتيك براي حل مسئله بنحو مسالمت آميز از طريق روسيه، چين، كشوروهاي اروپايي كشورهاي نم در يك چارچوب منصفانه را دنبال كرده و همه درهاي مذاكره براي حل و فصل موضوع را باز نگه داشته و فكر مي كرديم اين تلاشها نياز به زمان براي رسيدن ميوه دارد. اما كسانيكه با عجله و عصبانيت دنبال اهداف ديگري هستند نمي خواهند ساير بازيگران صحنه بين المللي توفيقي در اين مسير داشته باشند.
اين پيشنهاد و مصالحه ناشي از نگراني از شوراي امنيت نبود. البته روشن است كه ما شوق و هيجان آمريكا براي آنكه زور بازويش را نشان بدهد را ساده نمي گيريم اما در زير اين ماهيچه هاي فربه، تركهاي استخوانش را نيز مي بينيم .
آمريكا قدرت ايجاد خسارت و درد را دارد اما آمريكا همزمان در برابر خسارت و درد متقابل نيز شكننده است . بنابر اين اگر آمريكا قصد زور آزمايي دارد اين گوي و اين ميدان .
پيشنهاد مصالحه ما در ماهيت وجوديش تلاشي صادقانه براي حل يك مسئله سياسي شده به شيوه سياسي بوده است قبل از آنكه وضعيت از كنترل خارج شود . ما ايرانيها ضمن پايبندي به اصولمان هنگام مصالحه منصف و توانا هستيم. لذا پيشنهاد ما براي يك مصالحه دوران انتقالي هدفي جز جايگزيني "مقابله" با "ديپلماسي" نداشته است. بدين ترتيب يك فرصت ناب براي ديپلماسي و همكاري كه منطقه گرفتار ما عميقا به آن نيازمند است مي تواند ايجاد گردد. اگر اين فرصت از دست برود كسي نمي تواند پيش بيني كند كه چگونه و درچه زمان ديگري دوباره پيش خواهد آمد.
در شرايط متفاوت ناگزيريم وضعيت را ارزيابي نموده و سياست و رويه خود را متناسب با شرايط جديد تنظيم نمائيم .
بخاطر محدوديت زماني، من از ذكر تحليل جزيي گزارش مديركل و كل پرونده هسته اي خودداري مي كنم. هيات نمايندگي ايران متن توضيحي جامعي را (INFCIRC/672) آماده كرده است كه در اختيار نمايندگان محترم قرار مي گيرد.
من درخواست مي كنم كه اين بيانيه در اسناد شوراي حكام ثبت شود.
از توجه شما متشكرم.»


Comment