Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • donsaeid
    Senior Member
    • Nov 2005
    • 28300

    #526
    * تهران بزرگ * مراسم سالروز ميلاد امام موسي كاظم(ع) شب گذشته وصبح امروز در حرم امام راحل برگزار شد. به گزارش چهارشنبه روابط عمومي آستان امام خميني (ره)، اين مراسم با حضور اقشارمختلف مردم و مداحي مداحان اهل بيت برگزار شد. هفتم صفر سال ‪ ۱۲۸‬هجري قمري، امام موسي كاظم(ع) ديده به جهان گشودند. امام كاظم (ع) پس از شهادت پدر بزرگوارشان ‪ ۳۵‬سال امامت و رهبري شيعيان جهان را بر عهده داشتند.

    تهرام/د/‪۶۸۴/۵۸۸/۶۸۷‬

    ***

    * تهران بزرگ * مديركل دفتر هماهنگي امور اقتصادي استانداري تهران گفت:
    صدور كالاهاي غيرنفتي طي دوماه گذشته از گمركات استان تهران ازنظر وزن ‪۱۱‬ درصد واز لحاظ ارزش ‪ ۲۵‬درصد نسبت به مدت مشابه سال گذشته افزايش داشت.

    سعيد شمس‌الديني درجلسه كارگروه صادرات غيرنفتي‌استان تهران با اشاره به تحقق ‪ ۱۰۵‬درصدي اهداف برنامه دربخش صادرات غيرنفتي در مقايسه‌با ارقام پيش بيني شده افزود: دراين مدت بيش از ‪ ۳۸۲‬هزارتن كالاهاي غيرنفتي به ارزش ‪۱/۱‬ ميليارد دلار از گمركات استان صادر شد. به گزارش روابط عمومي استانداري تهران، شمس الديني گفت: سازمان بازرگاني استان تهران بايد ضمن راه‌اندازي سايت كارگروه توسعه صادرات درسال آينده با شفاف‌سازي مقررات و رقابتي كردن بازار با مشوق‌هاي صادراتي زمينه‌توسعه صادرات غيرنفتي‌استان را افزايش دهد.

    تهرام/د/‪۶۸۴/۵۸۸/۵۳۷‬

    ***

    * كرج * همزمان با هفته منابع طبيعي، آثار چوبي يك هنرمند كرجي چهارشنبه در فرهنگسراي كوثر اين شهرستان به نمايش گذاشته شد. دراين نمايشگاه ‪۹۰‬ اثر هنري خلق شده از تنه درختان و تكه‌هاي چوب توسط محمد كرمي ‪ ۲۶‬ساله در معرض ديد عموم قرار گرفته‌است. وي هدف از برپايي اين نمايشگاه را ضرورت حفظ و صيانت از منابع طبيعي و نقش انها در زندگي انسانها ذكر كرد. كرمي يادآور شد: ‪ ۱۶‬سال است كه در خلق آثار چوبي فعاليت دارد و آثار عرضه شده در اين نمايشگاه حاصل ‪ ۱۰‬سال تلاش او مي‌باشد.

    ‪۶۸۴/۶۹۲/۶۹۳‬

    ***
    مدير آموزش و پرورش نظرآباد گفت: يك هزار دانش‌آموز دختر و پسر در اين شهرستان با نهج‌البلاغه آشنا شدند."عبدالرسول عباسي" روز چهارشنبه در گفت وگو با خبرنگار ايرنا افزود:اين عده كه در مقاطع راهنمايي و متوسطه در حال تحصيل هستند در قالب طرح آشنايي بانهج‌البلاغه طي يك ماه آموزش ديدند.

    وي يادآور شد: در پايان، مسابقه‌اي بين شركت‌كنندگان برگزار شد و پس از بررسي نتايج آن، از نفرات برتر نيز تجليل به عمل آمد.

    ‪۵۶۱/۲۸۱۹‬

    ***

    *ساوجبلاغ * بازارچه صنايع دستي خيرين باهدف كمك به‌مستمندان روز چهارشنبه در سرسراي شهيد مقصودي هشتگرد مركز شهرستان ساوجبلاغ برپا شد.مسوول كميسيون امور بانوان فرمانداري ساوجبلاغ گفت: عوايد حاصل از اين بازارچه كه براي نخستين بار در اين شهرستان برپا شده در اختيار افراد نيازمند بخصوص زنان سرپرست خانواده قرار مي‌گيرد."سيده هاجر مظفري" جلب مشاركت زنان در رفع چالش‌هاي اجتماعي، ساماندهي كمكها وحمايت از نيازمندان بخصوص زنان آبرومند را از هدفهاي برگزاري اين بازارچه ذكر كرد.
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment

    • donsaeid
      Senior Member
      • Nov 2005
      • 28300

      #527
      رييس جمهور احمدي‌نژاد چهارشنبه‌شب درجمع منتخبين و نخبگان استان لرستان گفت، دشمنان ايران، نااميد از فشارهاي سياسي خارج از مرزها، به برخي از عناصر داخل كشور دل بسته‌اند و "ما از ارتباط سياسي آنها خبر داريم."
      دكتر "محمود احمدي نژاد" رييس جمهوري، در اين نشست گفت: موج دوم انقلاب اسلامي همه مرزها را در خواهد نورديد، بطوريكه اين موج، توفنده تر و عميق تر از ‪ ۲۷‬سال قبل خواهد بود.

      وي افزود: امروز در همه جاي دنيا صحبت از ايران، اسلام و انقلاب اسلامي به موضوع روز همه ملتها تبديل شده است و اينها از همين موضوع عصباني هستند.

      وي اظهار داشت: البته ماانتظار نداريم آنها از دست ما راضي باشند زيرا عصبانيت آنها نشانگر صحيح بودن راه ماست.

      وي اظهار داشت: اوضاع در خارج از ايران بحراني است چون دنيا فهميده كه انقلاب اسلامي امروز از فناوري انرژي صلح آميز هسته‌اي برخوردار است و مقتدر و شكست ناپذير مي‌باشد.

      وي با بيان اينكه ملت ما به اندازه سر سوزني زير بار ظلم و زور ديگران نخواهد رفت افزود: حتي اين زورگويان اگر به ظاهر چند كشور قدرتمند هم باشند ما زير بار زور آنها نخواهيم رفت.

      رييس جمهوري اضافه كرد: ما نبايد به حال برخي از كشورها و ملتها كه نه قانون، نه اخلاق و نه ملت را مي‌فهمند افسوس بخوريم ، تنها بايد در مقابل آنان ايستادگي نماييم.

      رييس قوه مجريه‌افزود: آنها مي‌دانند كه بافشارهاي سياسي از بيرون نمي‌توانند ملت ما را تسليم كنند، بلكه اميدشان به برخي از عناصر در داخل كشور و توسل به بازي‌هاي سياسي است و ما از ارتباط سياسي آنها خبر داريم.

      دكتر احمدي نژاد گفت: طرح آنها اين است كه مي‌خواهند با گرفتن يك آرايش درخارج، بلندگوهاي خود را در داخل فعال كرده تا پشت جبهه ما را تضعيف كنند ولي اينها اشتباه مي‌كنند چرا كه ملت دست اينها را خوانده است.

      وي تصريح كرد: براي ساختن كشورعوامل گوناگوني بايد قرار گيرد كه يكي از آنها وحدت و همدلي است و رمز موفقيت ما در همه عرصه‌ها اين دو محور است و كدورت، بددلي و چند دستگي مخل كشور ماست.

      وي يادآور شد: امروز شياطين فراواني در كار هستند تا بين ملت و مردم در يك شهر، محله، دانشگاه و خانواده كينه ايجاد كنند و اگر فضاي برادري و وحدت در كشور ما قوي تر باشد، هم دشمنان ما مايوس تر شده و هم زمينه تلاش ها فراهم تر خواهد شد.

      رييس جمهوري افزود : بايد دانست كه بدون همدلي امكان تحقق آرمانهاي انقلاب اسلامي وجود ندارد.

      رييس جمهوري ايران با اشاره به‌اينكه پيگيري همه ما براي تحقق عدالت است و بدون آن امكان ساخت كشور و عمران و آباداني وجود نداردافزود:دولت امروز مصمم به اجراي عدالت به خصوص در مورد واگذاريها است.

      بگفته وي عدالت از سخت‌ترين مراحل كار است كه اين سختي در نهضت انبيا نيز وجود داشته است.

      وي اضافه كرد: در برنامه عدالت نبايد فرقي بين دوستان، نزديكان و خودي ها و غير خودي‌ها باشد.

      وي اظهار داشت: كساني هستند كه در انقلاب، نظام و بين مردم ادعا هم مي‌كنند اما اجراي عدالت را بر نمي‌تابند.

      دكتر احمدي نژاد افزود: يكي‌از موازين اجراي عدالت عزل و نصب‌ها در كشور است كه برخي به آنها اعتراض مي‌كنند و بايد در انتخاب مديران تلاش كنيم تا عدالت را رعايت كرده و انسانهاي پاك ، شايسته و مردمي را انتخاب كنيم .

      رييس جمهوري گفت: البته ما در حد توان خود تاكنون اين كار را كرده‌ايم.

      وي در ادامه گفت: توزيع عادلانه منابع استاني براي رسيدن به يك نقطه مطلوب نيازمند يك تحول سنگين بوده و راه سختي است كه با استفاده‌از منابع‌و ذخاير ارزي و امكانات در سه يا چهار سال آينده اين كار را انجام خواهيم داد تا فاصله‌ها كم شود.

      رييس قوه مجريه افزود: اصل اين حكومت براي خدمتگزاري و عدالت و رفع محروميت برپا شده است و كساني كه فكر مي‌كنند گرفتن پست فرصتي براي اشخاص، گروهها و مسايل شخصي خود است در دنيا و آخرت زيانكار هستند.

      وي اظهار داشت: كساني با فشار، رابطه و توقع انتظار دارند كه در مسايل دخالت كنند و در برخي جاها هم موفق شده‌اند ولي ما مصمم هستيم تا از آن جلوگيري كنيم و اين خط را بطور كامل از بين خواهيم برد.

      رييس جمهوري با اشاره به اينكه اهداف بلند نيازمند پايداري و استقامت است افزود: همه بايد آن را پيگيري كنيم.

      وي اضافه كرد: مردم براي تحقق آرمانها از جمله عدالت نيازمند مقاومت و سختي‌ها هستند وكارشكني ها، ناتواني ها، كم توجهي‌ها و بدفهمي‌ها را بايد تحمل كنيم.

      بگفته وي علاوه بر اين در عرصه جهاني هم پيگيري آرمانهاي انقلاب اسلامي نيازمند استقامت و پايداري است.

      دكتر محمود احمدي نژاد گفت: تلاش ومجاهدت مستمر عامل ديگري براي آباداني و ساخت كشور است و بدون مجاهدت و تلاش ما به هيچ جايي نخواهيم رسيد.

      وي يادآور شد: اگر احساس كنيد دولت به تنهايي مي‌تواند مشكل اشتغال را حل كند اشتباه است چرا كه وظيفه دولت ايجاد زيرساخت لازم براي فراهم شدن زمينه‌هاي اشتغال در كشور است.
      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment

      • donsaeid
        Senior Member
        • Nov 2005
        • 28300

        #528
        مصارف انساني و علمي از انرژي هسته‌اي اين روزها افكار عمومي ايران را تحت تاثير قرار داده است.

        پيچيدگي روند پرونده اتمي ايران و گزارش تازه آن به شوراي امنيت، استفاده از انرژي هسته‌اي و كاربرد اين فناوري در ابعاد متفاوت صنعتي، پزشكي و كشاورزي و دانشي كه دانشمندان ايراني با زحمت فراوان بدست آورده‌اند، مزيد بر علت شده تا جامعه ايران با نوعي آگاهي و حساسيت خاص بحث استفاده از انرژي هسته‌اي را دنبال كند.

        علاوه بر مسوولين امر، مردم ايران نيز خود را در مرحله‌اي تاريخي و حساس مي بينند و نسبت به استفاده از اين انرژي كه مي‌تواند به رشد صنعت و فناوري كمك كند، علاقمند شده‌اند.

        صفوف فشرده اتوبوس، تجمع دانشجويان در دانشگاه‌ها، مردم كوچه و خيابان و پارك‌ها و ديگر مراكز تجمع انساني، كنگره‌ها وهمايش‌ها اين روزها مهمترين بحث جامعه (انرژي هسته‌اي) را با وسواس دنبال مي‌كنند و جملگي بر استفاده به حق ايران تاكيد دارند.

        تعدادي از ايرانيان روز پنجشنبه در گفت وگو با خبرنگاران ايرنا در تهران و استان‌هاي ديگر تاكيد كردند كه در شرايط پيش رو بايد "وحدت ملي" را بيش از گذشته حفظ كرد.

        سيد "محمد حسن روحاني"، فوق ليسانس الهيات معتقد است استفاده صنعتي به خصوص در كاربرد برق و تامين نيروگاه‌هاي برقي، بهداشت ، پتروشيمي وديگر مصارف ناشناخته مي‌تواند ايران را به طرز فوق‌العاده‌اي به توسعه برساند.

        وي مي‌گويد، تمام دولت‌ها براي رفاه ملت هايشان مي‌توانند از اين انرژي استفاده كنند و ما هم مستثني نيستيم.

        وي افزود: دليل كارشكني آمريكاي‌ها و برخي دولت‌هاي اروپايي به‌دليل هوشياري مردم ايران در مواقع سرنوشت ساز است.

        "مرتضي دهستاني"، يك كارگر مشغول كار در يك شركت خدماتي مي‌گويد: من از انرژي هسته‌اي به شكل دقيق اطلاع ندارم اما اگر به اين توانايي دست پيدا كنيم ديگر نياز نيست به ديگران باج بدهيم.

        وي افزود: دانش هسته‌اي از نظر من يعني اينكه خودمان بيشتر از گذشته به توليد براي مصارف مي‌رسيم. دانش و داشتن هر علم توليد قدرت مي‌كند و غربي‌ها كه سياست انحصارطلبي را دنبال مي‌كنند مي‌دانند اگر ما به اين فناوري دست پيدا كنيم ديگر محتاج آنها نيستيم و از همين رو ناراحت هستند.

        "نسرين اسلامي"، زن جواني كه در اين مورد نظر خاصي ندارد فقط مي‌گويد:
        اقتصاد و علم هر كشوري را به پيشرفت مي‌كشاند پس هر جور شده بايد اين كار را براي ايران كرد.

        "محمدي"، مرد جوان دانشجو معتقد است اروپايي‌ها تحت تاثير مستقيم فشارهاي آمريكا هستند و آنها چون قصد دارند در منطقه يكه تازي كنند بنابراين دست به هر اقدامي مي‌زنند.

        وي افزود: مثلا حمله به عراق كه ديكتاتور دست نشانده‌اش را سرنگون كرد به خاطر نزديك شدن به خاورميانه و تسلط به كشورهاي در حال توسعه بود. و آنها حاضرند با ما مخالفت كنند تا توسعه پيدا نكنيم.

        وي مي‌گويد: انرژي هسته‌اي صلح آميز حق تمام ملت‌هاست و ما هم بايد داشته باشيم.ضمن اينكه ما هرگز انحصاري فكر نمي‌كنيم و اين حق را حتي براي كوچكترين كشور جهان برسميت مي‌شناسيم.

        خانم يوسفي، دانشجوي علوم ارتباطات با حرارت خاصي مي‌گويد: انرژي هسته اي حق مسلم ماست.همين!
        وي افزود: گزارش شدن پرونده ايران به شوراي امنيت نشان داد تا چه اندازه سازمان‌هاي بين‌المللي زير نفوذ قدرت‌هاي جهاني مانند آمريكا هستند.

        اين دانشجوي ايراني افزود: من حتي معتقدم آمريكا كه اين روزها دم از نقش شوراي امنيت مي‌زند براي اين ارگان بين‌المللي نيز جايگاهي قائل نيست .

        وي گفت: برهمين اساس دولت ايران با پشتوانه مردمي بايد ضمن احترامي كه همچنان براي جامعه جهاني قائل است ، در راستاي منافع ملي خود قدم "عبدللهي"، روزنامه نگار و نويسنده در مصاحبه با خبرنگار ما گفت:
        آژانس بين‌المللي انرژي اتمي از نظر ايرانيان همچنان مسوول پرونده ايران و بايد پاسخگو نيز باشد.

        وي افزود: برغم فشارها و عدم رعايت موازين بين‌المللي مانند "ان پي تي" كه ايران پايبند به آن است، آمريكايي‌ها و برخي دولت‌هاي غربي فضايي غير حقوقي را در جهان ايجاد كرده‌اند.

        وي گفت: آنها از ايران خودكفا و پيشرفته يعني يكي از شعارهاي اساسي انقلاب اسلامي مي‌هراسند و نمي‌خواهند كه كشوري با ماهيت اسلامي مانند ايران قدرت داشته باشد، زير منافعشان در خطر است.

        مقام‌هاي آمريكايي‌ها در روزهاي اخير در اظهاراتشان به صراحت مردم ايران را از تحقيقات و حركت به سمت علم برحذر مي‌دارند و اين در تاريخ بي سابقه است.

        مرد ميانسالي كه در اتوبوس در حال مطالعه روزنامه‌اي سياسي است پيروزي حماس و تحولات عراق را كه بر خلاف خواست غربي‌ها در حال شكل‌گيري است نتيجه تاثيرات ايرانيان مي‌داند و مي‌گويد: آنها از اين ميترسند كه ما بتوانيم جهان را به سمت معنويت و افكار انساني هدايت كنيم.

        خانم دكتر "دباغي" پزشك متخصص مي‌گويد: انواع راديو ايزوتوپ‌هاي مواد هسته‌اي در درمان بعضي بيماري‌ها و شناخت اين بيماري‌ها موثر است. مثل اسكان گاليوم كه مي‌توان با فناوري هسته‌اي به اين تشخيص رسيد.

        وي معتقد است اين انرژي كه امروز تمام جهان براي دستيابي به آن بسيج شده‌اند ارزش حياتي دارد و استفاده از اين انرژي تمام نشدني حق همه ايرانيان است.

        وي با اشاره به اينكه انرژي‌هاي فسيلي جهان رو به پايان است گفت: اين فرصت دوباره بشر از جمله ملت ايران است تا بتواند از علم در جهت تحقق انرژي نو استفاده كند.

        وي افزود: ما در بحث پزشكي حتي لوازم مورد نيازمان را مي‌توانيم با استفاده از اين توانمندي تهيه كنيم واين يعني حركت به سمت توسعه يافتن كه حق هرملتي است
        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment

        • donsaeid
          Senior Member
          • Nov 2005
          • 28300

          #529
          شماري از ساكنان منطقه فرديس كرج از وارد آمدن خسارت به وسايل برقي مردم براثر نقص فني در شبكه‌ها و نوسان برق طي چند روز گذشته گلايه كردند.

          به گفته آنان، آتش سوزي در يك ترانس برق و تعويض نامناسب آن از ديگر مواردي است كه موجب نوسان شديد برق شده است .

          غلقان نيك طلب يكي از كسبه فرديس به خبرنگار ايرنا گفت: هفته گذشته يك دستگاه ترانس تقويت‌كننده برق براثر اتصال برق در اين منطقه دچار آتش سوزي شد.

          وي افزود: بلافاصله ماموران اداره برق فرديس با حضور در محل، يك ترانس جديد جايگزين آن كردند و ترانس قبلي را به تعميرگاه انتقال دادند.

          نيك طلب گفت: اداره برق فرديس پس از تعمير اين ترانس آن را درجاي قبلي خود نصب كرد كه درجريان نصب آن، برق منطقه فرديس دوباره دچار نوسان شديد شد.

          اين شهروند خاطرنشان كرد: همزمان با عمليات رفع نقص شبكه برق، تعدادي از وسايل برقي منازل و مغازه‌ها خراب شد.

          سعيد رويان صاحب يك كافي نت در فرديس گفت: نوسان برق علاوه بر انفجار تعدادي از لامپها موجب سوختگي رايانه‌هاي اين كافي نت شد.

          وي افزود: انتظار مي‌رود مسئولان شركت توزيع برق غرب استان تهران براي جبران اين خسارات چاره‌انديشي كنند.

          عده‌اي از مغازه‌داران و مراكز درماني خصوصي فرديس نيزاز مسوولان خواستار پيشگيري از تكرار چنين حوادثي شدند.

          مدير برق منطقه جنوب كرج دراين‌باره به خبرنگار ايرنا گفت: نوسان برق طي چند روز اخير در فرديس ناشي از نقص فني در يك ترانس برق بوده است.

          فرود فرهمند افزود: اين ترانس به صورت موقت از مدار خارج شد و به تعميرگاه انتقال يافت.

          وي اظهار داشت: از آنجا كه بار ترافيكي منطقه به لحاظ مصرف برق در سطح بالايي قرار داشت، نصب مجدد اين ترانس با مشكلاتي همراه شد.

          مدير برق منطقه جنوب كرج خاطرنشان كرد: بزودي اين ترانس در جاي قبلي خود نصب مي‌شود و نوسان برق منطقه كاهش مي‌يابد.

          وي به ميزان خسارات ناشي از نوسان برق و چگونگي جبران آن اشاره نكرد.

          منطقه ‪ ۳۵۰‬هزار نفري فرديس در جنوب شرقي كلانشهر كرج قرار دارد.
          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment

          • donsaeid
            Senior Member
            • Nov 2005
            • 28300

            #530
            رييس جمهوري كشورمان روز چهارشنبه درراستاي سفرهاي استاني خود به مناطق محروم كشور هشتمين سفر خود به استان لرستان را آغاز كرد.

            هواپيماي حامل رييس جمهوري در ساعت ‪ ۸/۴۳‬دقيقه روز گذشته در فرودگاه خرم آباد به زمين نشست و از سوي مسوولان، نماينده ولي فقيه در لرستان و استاندار مورد استقبال قرار گرفت.

            وي سپس در گلزار شهداي خرم آباد حاضر شد و به مقام شامخ شهيدان اداي احترام كرد.

            دكتر احمدي نژاد سپس در جمع با شكوه مردم شهرستان خرم‌آباد قرار گرفت و به ايراد سخنراني پرداخت.

            وي در بخشي از سخنان خود گفت: ما بجز برقراري عدالت هيچ وظيفه ديگري نداريم‌و در اين راستا تلاش خواهيم كرد تا پرچم عدالت را در سراسر ايران برقرار نمايد.

            وي در ادامه بااشاره به مشكلات موجود استان لرستان گفت: كارشناسان مسايل مختلف اين استان از جمله مشكلات اشتغال ، فرهنگ و آموزش را بررسي كرده و راهكارها را نيز در نظر گرفته و در نشست پنجشنبه شب هيات دولت كه در خرم آباد برگزار خواهد شد مطرح و تصميمات لازم در خصوص آنها اخذ خواهد شد.

            وي در وصف مردم لرستان گفت : مردم لرستان مردمي هستند كه در طول تاريخ اين سرزمين همواره با شجاعت و شهامت خودشان پاسدار عزتمند استقلال و شرف و ناموس و دين ملت ايران بوده اند.

            رييس جمهوري افزود : مردم لرستان مردمي هستند كه با صفا و با ايمان خودشان چه در دوران ستمشاهي وچه بعد از آن همواره پرچمدار مبارزه با ظلم، بي عدالتي و بيديني و بي‌غيرتي بوده‌اند.

            وي با اشاره به اينكه تاريخ ملت ما شجاعت‌هاي اين ديار را در مقابله با حكومت وابسته پهلوي هيچ گاه فراموش نخواهد كرد، افزود: مردم غيور اين ديار كساني هستند كه با دست خالي درمقابل ظالمان ساليان طولاني ايستادند و آرزوي تسلط كامل طاغوت را بر اين خطه بر دل آنان گذاشتند.

            وي افزود :در دوران دفاع مقدس نيز وقتي دشمنان ماباآخرين تجهيزات نظامي به مرزهاي سرزمين ما تجاوز كردند عشاير غيور و رزمندگان دلاور لرستان به پا خاستند و با سلاحهاي شخصي خود حركت كرده و جلوي دشمنان را سد كردند.

            وي گفت : هر جا كه در كشور نيازمند يك حركت دلاورمندانه بوده‌ايم همواره جوانان رشيد لرستاني به ميدان آمده و هنر رشادت و دليري خود را به نمايش مي گذاشتند.

            بگفته رييس جمهوري استان لرستان به‌لحاظ فرهنگي يكي از مراكز و بخش‌هاي مهم ايران اسلامي است.

            رييس جمهوري افزود:لرستان مهد پرورش دانشمندان،فقها،هنرمندان نويسندگان پهلوانان و ورزشكاران پرافتخار است.

            وي سپس خرم آباد را به مقصد اليگودرز ترك كرد و در ساعت ‪ ۱۱/۳۰‬در جمع مردم اين شهرستان به ايراد سخنراني پرداخت.

            وي در بخشي از سخنانش ضمن تشريح مشكلات كنوني مردم منطقه گفت: مصمم هستيم تا مشكلات شما را با هر تواني كه داريم حل و فصل نماييم.

            رييس جمهوري سپس براي ديدار با مردم شهرستان ازنا، اليگودرز را ترك كردند و بعد از چند دقيقه براي اقامه فريضه نماز ظهر و عصر در كنار رودخانه‌اي در بين شهرستانهاي ازنا و اليگودرز فرود آمدند.

            مردم يك روستاي نزديك به‌محل فرود بالگرد رييس جمهوري به استقبال رييس جمهوري آمده و در حمايت از وي شعار انرژي هسته‌اي حق مسلم ما است، سر دادند.

            وي پس از اقامه نماز و ديدار با مردم اين روستا در جمع مردم شهرستان ازنا حاضر شد و به سخنراني پرداخت.

            رييس جمهوري در بخشي از سخنان خود در اين شهرستان گفت: هيچ ملتي بدون استقامت و پايداري به جايي نمي‌رسد.

            وي اظهار داشت: راهي را كه ملت ما انتخاب كرده راه ترقي و پيشرفت است و پايداري و مقاومت رمز ترقي براي اهداف بلند ملت ايران است.

            رييس جمهوري سپس ازنا را به‌مقصد شهرستان درود ترك كرده تا پس نيم ساعت با لباس محلي بختياري در جمع مردم با صفاي درود قرار گيرد.

            وي در بخشي از سخنراني در درود گفت: ما آمده‌ايم تا مشكلات شما را از نزديك بررسي كنيم و براي رفع مشكلات شما چاره‌انديشي نماييم.

            رييس جمهوري در ساعت ‪ ۱۷/۳۰‬دقيقه وارد شهرستان خرم آباد شد تا در جمع ايثارگران لرستاني و خانواده‌هاي آنان قرار گيرد.

            رييس جمهوري در اين نشست گفت: هيچ كس نمي‌تواند ما را از استفاده صلح آميز از انرژي هسته‌اي منع كند.

            وي با تاكيد بر صلح آميز بودن تمامي برنامه‌هاي هسته‌اي ايران افزود:
            كساني كه خيال مي‌كنند با سر و صدا و بازيهاي مختلف مي‌توانند حقوق ملت ما را ضايع كنند، بايد بدانند ايثارگران ايران با تمام وجود در مقابل آنان ايستاده‌اند.

            وي تصريح كرد: امروز برخورداري از فناوري صلح آميز هسته‌اي و فناوري توليد سوخت هسته‌اي هم قانوني است وهم جزو خواسته‌هاي به حق مردم است.

            رييس جمهوري در آخرين نشست خود در اولين روز سفر خود به استان لرستان در جمع نخبگان اين استان قرار گرفت و مسايل مهم روز كشور و جهان را بيان كرد.

            دكتر محمود احمدي نژاد گفت :سازمانهاي بين‌المللي بجاي منع كردن ما از حقوق قانونيمان چرا جلوي قلدري زورگويان را نمي‌گيرند.

            وي اضافه كرد: وظيفه سازمانهاي بين‌المللي اين است كه جلوي يك قلدر را بگيرند ولي آنها برعكس به طرف مقابل قلدرها (ايران )مي‌گويند شما از حق خود كوتاه بياييد .

            وي افزود : البته ما نيز به آنها مي‌گوييم شما متوجه نيستيد و اين فكر و ايده شما قرون وسطايي است .

            رييس جمهوري گفت: امروز برخي كشورهاي به ظاهر قدرتمند تمام نقاب‌هاي دموكراسي حقوق بشر و مساوات را در آورده و به دور انداخته‌اند و به صراحت در جهان دوگانه عمل مي‌كنند.

            وي گفت : آنان بدون اطلاع آژانس بين‌المللي انرژي اتمي قراردادهاي چند ميلياردي هسته‌اي امضا مي‌كنند وحتي اجازه بازديد به بازرسان اين آژانس نمي‌دهند.

            وي اضافه كرد: برخي كشورها حتي معاهده منع توليد و گسترش سلاحهاي هسته‌اي "‪ "NPT‬و "پروتكل الحاقي" را امضا نكرده و با جمع شدن در يكجا مي‌خواهند در خصوص فناوري صلح‌آميز هسته‌اي ساير ملتها تصميم‌گيري كنند ولي بايد بدانند كه اين انديشه قرون وسطايي است.

            وي يادآور شد: استدلال برخي سازمانهاي بين‌المللي و كشورها مضحك و ضعيف است و به ما مي‌گويند كه شما بياييد اعتماد كشورها را به خود جلب كنيد تا سازمانهاي بين‌المللي حقوق شما را به رسميت بشناسند.

            رييس جمهوري قرار است در دومين روز از سفر خود به شهرستانهاي پلدختر، كوهدشت ، دلفان ، بروجرد و سلسله سفر نمايد و با مردم اين شهرستانها ديدار كند.

            آخرين برنامه سفر وي به استان لرستان نشست پنجشنبه هيات دولت در استانداري لرستان براي بررسي مشكلات استان خواهد بود.
            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


            «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
            صادق هدايت؛ بوف کور

            Comment

            • donsaeid
              Senior Member
              • Nov 2005
              • 28300

              #531
              ** نشست عصر( روز سوم ):امنيتي كردن پرونده ايران
              در نشست عصر، نمايندگان كشورهاي اندونزي، سوريه، برزيل، يمن، سريلانكا، كلمبيا، افريقاي جنوبي به عنوان اعضاي اين شورا سخنراني كردند و سپس "علي اصغر سلطانيه" نماينده جمهوري اسلامي ايران در آژانس بين‌المللي انرژي اتمي درباره برنامه‌هاي هسته‌اي ايران سخنراني كرد.

              "سلطانيه" برغم سنگيني فضاي شوراي حكام عليه ايران و گزارش البرادعي، به خبرنگاران گفت كه ايران تصميمم دارد همچنان به همكاري‌هاي خود با آژانس بين‌المللي انرژي اتمي ادامه دهد.

              در هر صورت انتظار به پايان رسيد و نشست عصر با ارائه جمع بندي از سوي "يوكيا آماتو"رييس ژاپني شوراي حكام پايان يافت.

              "آماتو"رييس ژاپني اين شورا دراين جمع‌بندي ديدگاههاي مخالفان و موافقان موضوع ايران را در گزارش خود با عنوان "گزارش دبيركل آژانس درباره اجراي پادمانهاي موافقت شده توسط جمهوري اسلامي ايران درچارچوب ان.پي.تي ارايه كرد.

              درآغازاين جمع بندي آمده است :شوراي حكام ازمديركل ودبيرخانه آژانس به خاطرفعاليت حرفه‌اي براي تهيه اين گزارش قدرداني مي‌كند.

              آماتو گفت: براساس قطعنامه قبلي اين شورا، گزارش حاضر به شوراي امنيت سازمان ملل ارجاع مي‌شود.


              ** تصميم شوراي حكام : ارجاع يا گزارش
              البرادعي بعد از پايان نشست فصلي شوراي حكام در جمع خبرنگاران گفت:
              گزارش پرونده ايران به شوراي امنيت به معناي عدم موفقيت اين آژانس در رسيدگي به فعاليتهاي هسته‌اي ايران نيست، اما ورود شوراي امنيت به اين موضوع به ما كمك مي‌كند كه به پيش برويم.

              البرادعي افزود: همه به دنبال راههاي ديپلماتيك شامل توافق جامع براي اين مساله هستند كه متضمن منافع طرفين باشد.

              جمع بندي "آماتو" بلافاصله با تاكيد بر ارجاع پرونده هسته‌اي ايران، به شوراي امنيت روي سايت بي‌بي‌سي قرار گرفت:
              "شوراي حكام آژانس بين‌المللي انرژي اتمي باپايان دادن به نشست خود در مقراين آژانس در وين راي به گزارش (كردن )پرونده اتمي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل متحد داد".

              اما در ديگر سو مقامات تهران نيز تصميم شوراي حكام مبني بر ارسال پرونده به شوراي امنيت را به "گزارش" تعبير كردند.

              مديركل حقوقي وزات امور خارجه تصميم شوراي حكام را اينطور ارزيابي مي‌كند:
              "عدم تصويب قطعنامه جديد بمنزله آن است كه شوراي حكام هيچ تصميمي براي گزارش موضوع هسته‌اي ايران به شوراي امنيت اتخاذ نكرده است و باتوجه به عدم تصويب قطعنامه جديد توسط شوراي حكام، ارسال گزارش آقاي البرادعي نيز به شوراي امنيت از نظر حقوقي مخدوش مي‌باشد...قطعنامه ماه فوريه مقرر نموده است كه ارسال گزارش مدير كل آژانس به شوراي امنيت با قطعنامه ماه مارس شوراي حكام همراه باشد و گنجاندن اين عبارت در قطعنامه ماه فوريه شوراي حكام فقط با اين هدف صورت گرفته كه تصميم نهايي در مورد ارسال گزارش به تصويب قطعنامه ماه مارس شوراي حكام منوط گردد، بدين ترتيب عدم صدور قطعنامه جديد توسط شوراي حكام بمنزله عدم توافق و عدم اتخاذ تصميم نسبت به ارسال گزارش مديركل آژانس به شوراي امنيت تلقي مي‌گردد".

              اما مقامات آمريكايي كه نتيجه اين نشست براي آنان دلخواه بود، واكنش نشان داده و تاكيد كردند كه پرونده ايران به شوراي امنيت ارجاع شده است.


              ** واكنشها
              "گريگوري شولتي" سفيرآمريكادرآژانس بين‌المللي انرژي هسته‌اي روز چهارشنبه بعد از پايان نشست شوراي حكام، با لحني تهديد آميز دربيانيه‌اي گفت كه ايران بايد برنامه به ادعاي وي "سلاح هسته‌اي "را متوقف كند، والا با پيامدهايي روبرو مي‌شود.

              "نيكلاس برنز" معاون وزيرخارجه آمريكا بلافاصله اعلام كرد، بحران هسته‌اي ايران هفته آينده در شوراي امنيت سازمان ملل مطرح مي‌شود.

              برنزگفت: شوراي امنيت سازمان ملل مرجع مناسبي براي تشديد فشار عليه ايران خواهد بود.

              برنزگفت: شوراي امنيت سازمان ملل بيانيه محكمي را درباره ايران صادر مي‌كند و چنانچه دولت ايران خواست جامعه بين‌الملل را برآورده نكند، درآن صورت البته ما نگاهمان به اعمال تحريمهاي هدفمند خواهد بود كه چند كشور تاكنون بررسي آنها را آغاز كرده‌اند.

              مك كليلان سخنگوي رياست جمهوري آمريكا نيز روز چهارشنبه ايران را متهم كرد كه اظهارات ايران تنش زا بوده است.

              جان بولتون سفير و نماينده آمريكا در سازمان ملل روز چهارشنبه در واكنش به بيانيه رسمي ايران در شوراي حكام كه در آن عنوان شده آمريكا مي‌تواند درد و زيان ايجاد كند، اما خود آن كشور نيز دردپذيراست، به رسانه‌هاي آمريكايي، گفت: اين اظهارات نشان مي‌دهدكه ايران چقدر تهديدكننده است.

              وي افزود: اين اظهارات نشان مي‌دهد كه ايران قصد دستيابي به سلاح‌هاي هسته‌اي را دارد.

              "فيليپ دوست بلازي" وزير خارجه فرانسه نيز چهارشنبه شب باصدور بيانيه‌اي درپاريس افزود: يك بارديگر ايران، به پيشنهاد شركاي اصلي خود بويژه روسيه جواب مثبت نداده است.

              دوست بلازي گفت: بحران اعتماد بر طبيعت و اهداف برنامه هسته‌اي ايران كاملا سايه افكنده است.

              وزيرخارجه فرانسه دراين بيانيه افزوده بود كه اكنون زمان ورود شوراي امنيت سازمان ملل در پرونده هسته‌اي ايران فرارسيده است، همانطوري كه در نشست لندن دراين خصوص با وزيران كشورهاي روسيه، آمريكا، چين و اروپايي تصميمي گرفته شده بود.

              از سوي ديگر وزيرامورخارجه آلمان گفت كه ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل به معناي به پايان رسيدن كوشش‌هاي ديپلماتيك نيست.

              "فرانك والتراشتاين ماير"وزيرامورخارجه آلمان چهارشنبه شب دربرلين و در واكنش به ارجاع گزارش پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل بااعلام اين مطلب افزود: اين تصميم به معناي پايان ديپلماسي نيست بلكه برعكس اين اقدام را بايد در جهت يافتن راه‌حل ديپلماتيك ارزيابي كرد.
              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


              «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
              صادق هدايت؛ بوف کور

              Comment

              • donsaeid
                Senior Member
                • Nov 2005
                • 28300

                #532
                يك روزنامه‌آمريكايي در گزارشي با اشاره به سفر "سرگئي لاوروف" وزيرامور خارجه روسيه به واشنگتن نوشت كه اين مساله از تلاش مسكو براي بازگشتن به دوران قدرت خود در زمان اتحاد جماهير شوروي سابق، حكايت دارد.


                روزنامه "واشنگتن تايمز" روز پنجشنبه نوشت: سفر لاوروف به واشنگتن و ديدار او با مقامات آمريكايي تاييدي بر آرزوي "ولاديمير پوتين"رييس جمهوري روسيه براي رسيدن به قدرت پيشين اين كشور در عرصه بين‌المللي است.

                به نوشته "واشنگتن تايمز"، پوتين از زمان رسيدن به قدرت اعلام كرده هدف او بازگرداندن وجهه قدرتمند روسيه در عرصه بين‌المللي است.

                اين روزنامه آمريكايي كه‌بازگوكننده ديدگاههاي نومحافظه‌كاران آمريكاست، تصريح كرده كه "تنها سخنراني كردن و آرزو داشتن براي رسيدن به اين هدف كافي نيست، روسيه بيشتر به نظر مي‌رسد در مسيري قرار دارد كه همانند كشور عربستان سعودي شود كه با وجود ضعف اقتصادي و سياست‌هاي سركوب‌كننده داخلي بخاطر برخورداري از سرمايه‌هاي عظيم انرژي،از روابط خوبي با كشورهاي غربي برخوردار است".

                واشنگتن تايمز مي‌نويسد: درهمين حال گفته مي‌شود يكي از دلايل سفر لاوروف به واشنگتن، متقاعد كردن دولت "جورج بوش" رييس جمهوري آمريكا براي پذيرش طرح پيشنهادي روسيه به ايران است كه در آن مسكو اورانيوم مورد نياز نيروگاه‌هاي هسته‌اي ايران را در خاك خود غني‌سازي مي‌كند.

                به‌نوشته واشنگتن تايمز، "دولت بوش نيز برخلاف نظر خود، باتوجه به اينكه با راي وتو احتمالي روسيه در شوراي امنيت مواجه است، در تلاش است تا با رعايت نزاكت در مورد اين ابتكار روسيه اظهارنظر كند زيرا هم روسيه و هم ايران از ديدگاه واشنگتن، سابقه عدم پايبندي به قوانين بين‌المللي را دارند".

                واشنگتن تايمز مي‌نويسد: ابتكار روسيه در مورد ايران تنها بازي قدرتي نيست كه مسكو آن را آغاز كرده است. بلكه پوتين بار ديگر سياست‌هاي شوروي سابق را در قبال خاورميانه به اجرا در آورده است و تلاش مي‌كند نفوذ خود را در اين منطقه گسترش دهد كه ديدار با هيات حماس از آن جمله است.

                اين روزنامه نوشت: از همه اين مسائل مهم‌تر سرمايه عظيم انرژي روسيه است و با توجه به فضاي كنوني كه قيمت نفت افزايش يافته، مسكو در حال دستيابي به يك قدرت جديد است.

                به نوشته اين روزنامه ، رييس جمهوري روسيه اعلام كرده در نشست آتي كشورهاي صنعتي جهان موسوم به "گروه هشت" كه در فصل تابستان در سنت پيترزبورگ و به رياست روسيه برگزار خواهد شد، مساله "امنيت انرژي" به عنوان مساله اصلي خواهد بود كه مورد بررسي قرار مي‌گيرد و گفته مي‌شود پوتين در اين نشست از ديگر اعضاي اين گروه خواهد خواست به بي‌اعتقادي خود به روسيه پايان دهند.

                واشنگتن تايمز نوشته است كه اخيرا روسيه از قدرت خود و سرماي زمستان استفاده كرد و گاز صادراتي به كشورهاي اروپايي را كاهش داد كه اين مساله باعث افزايش قيمت و كاهش ذخاير كشورهاي اروپايي شد.

                اين روزنامه نوشت: شركت گاز روسيه همچنين قيمت گاز طبيعي صادراتي به اوكراين را درهر يك هزار متر مكعب از ‪ ۵۰‬دلار به ‪ ۲۳۰‬دلار افزايش داد البته در پي آن اوكراين و روسيه به توافق رسيدند كه قيمت گاز طبيعي را به ‪۹۵‬ دلار كاهش دهند و اين درحالي است كه كشور بلاروس كه از متحدان كرملين است، گاز طبيعي خود را به قيمت ‪ ۴۶‬دلار از مسكو وارد مي‌كند.

                واشنگتن تايمز مي‌نويسد: هرچند هيچ يك از اين اقدامات، روسيه را به يك قدرت بزرگ تبديل نمي‌كند، ولي آن را به يك آشوبگر بالقوه در امور بين المللي تبديل خواهدكرد لذا باتوجه به اينكه‌اقتصاد آمريكا در گرو كشورهايي همچون روسيه، ايران، ونزوئلا يا عربستان سعودي است، اين كشورها تنها مي توانند براي آينده مشكل ايجاد كنند.
                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                صادق هدايت؛ بوف کور

                Comment

                • donsaeid
                  Senior Member
                  • Nov 2005
                  • 28300

                  #533
                  سفير عراق در تهران در گفت وگويي با تلويزيون عراقي الفيحاء اعلام كرد: اطلاع رساني دستگاههاي خبري ايران بخصوص خبرگزاري جمهوري اسلامي (ايرنا) در خصوص رويدادهاي سه سال اخير عراق ، ستودني است.


                  براساس گزارش چهارشنبه‌شب تلويزيون الفيحاء،"محمد مجيد الشيخ" گفت: من نحوه اطلاع رساني رسانه‌هاي ايران و بويژه خبرگزاري جمهوري اسلامي 0ايرنا) كه رويداد هاي عراق را واقع بينانه منعكس كرده‌اند ، مي‌ستايم.

                  وي تاكيد كرد: ابتدا مقامات ايران نگران تحولات عراق بودند و اين نگراني در رسانه‌هاي ايران بوضوح هويدا بود، آنها تابع يك خط و مشي همراه با نگراني بودند.

                  سفير عراق در تهران اظهارداشت: خيلي پيش با مسوولان خبررساني ايران از جمله ايرنا و بعد روزنامه‌ها و شبكه‌هاي تلويزيوني گفتگوهايي انجام دادم و واقعيات عراق را برايشان تشريح كردم.

                  سفير عراق در تهران اضافه كرد: من هيچگونه عمليات تحريك آميز در روند اطلاع رساني ايرنا كه نخستين بار از بين رسانه‌هاي ديگر با مسوولانش گفتگو كردم و نيز ساير رسانه‌هاي ايران ، نديده‌ام.

                  درهمين حال مجري تلويزيون الفيحاء عراق نيز از نحوه اطلاع رساني رسانه هاي جمهوري اسلامي ايران درباره رويدادهاي عراق به آن جهت كه واقعيات اين رويدادهاي اين كشور را شفاف و بدون تحريك منعكس مي‌كند، قدرداني كرد.
                  نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                  «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                  صادق هدايت؛ بوف کور

                  Comment

                  • donsaeid
                    Senior Member
                    • Nov 2005
                    • 28300

                    #534
                    همواره‌ جنبش زنان ایران مورد نقدقرار میگرفت که‌ اصولا" وجود ندارد و یا اگر هست در سطح الیت و نخبگان مانده‌ و توده‌ ای نشده‌ است. ناقدان گویا شرایط سیستم توتالیتر حاکم بر ایران را در نظر نداشته‌ وبا وجودیکه‌ سایر جنبشها از جمله‌ جنبش دانشجویی و جنبش کارگری گرفتار همین معضل محدودیت بودند ،از جنبش زنان انتظار معجزه‌ داشتند.
                    براستی نظامهای توتالیتر پیچیده‌ امروزی را نمیتوان تنها با فشارهای داخلی سرنگون یا وادار به‌ تمکین در مقابل خواست مردم کرد،چرا که‌ آنان چنان ابزارهای قدرت و سرکوب و بمباران تبلیغاتی مسموم در اختیار دارند و بویژه‌ در ایران چنان فریبکارانه‌ با ایجاد بحرانهای مصنوعی بموقع، مردم را سرکوب ،سردرگم و منفعل مینمایند که‌ جنبشهای اجتماعی محروم از کانالهای وسیع و قوی اطلاع رسانی را تا حدود زیادی خنثی میسازند.
                    امروزه‌ که‌ بنظر میرسد منافع قدرتهای جهانی و فشارهای بین المللی تا حدودی در راستای فشارهای داخلی قرار گرفته‌ است ، تغییرات محسوسی هم در جنبشهای اجتماعی ایران و نحوه‌ اعتراضاتشان مشاهده‌ میشود. در واقع فعالین مدنی ایران امیدوارند فشارهای بین المللی نیز در جهت تغییرات دمکراتیک و بی خشونت یا کم خشونت یاریگرشان باشد و مردم و کشورکمترین آسیب را متحمل شوند.
                    در این راستا با وجود سرکار آمدن دولتی تندرو و بشدت سرکوبگر وبا بازگشت پوپولیسم،هر چند که‌ فشار و سرکوب حاکمیت شدیدتر شده‌ ،اما بر مقاومت و ایستادگی جنبشها افزوده‌ شده‌ و شرایط بین المللی نیز به‌ فعالین جنبشها هشدار میدهد که‌ تا دیر نشده‌ بخو‌د بجنبید چراکه‌ فردای آکنده‌ از جنگ و مخاصمه‌ فردایی قابل کنترل نخواهد بود.
                    جنبش زنان از آنجا که‌ جنبشی طرفدار صلح و تغییرات عاری از خشونت است هیچگاه میدان را از حضور مؤثر خویش خالی نگذاشته‌ است.هر چند بعد از سرکار آمدن دولت احمدی نژاد جنبش زنان همچون سایر جنبشهای اجتماعی شوکه‌ شد_ بحدی که‌ من هم نگران شده‌ بودم_اما خوشبختانه‌ دیری نپایید که‌ از شک‌ بدر آمد وبار دیگر حضور سبز و پویای خود را در هشتم مارس به‌ نمایش گذاشت.
                    جالب اینجاست که‌ امسال تعداد تشکلهای خواهان مراسم در تهران و بسیاری از شهرستانها بیشتر از سال قبل بود و بنظر میرسد نیروهای جوانتر و بیشتری به‌ جنبش زنان پیوسته‌اند. با توجه‌ به‌ اهمیت همگانی به‌ روز جهانی زن ،بنظرم دیگر نمیتوان جنبش زنان را به‌ محدود ماندن در سطح نخبگان متهم کرد . حمایت هر چند نوشتاری جنبش زنان از جنبش کارگری و ارتباطات جنبش دانشجویی و جنبش زنان و پیوستن قشر وسیعی از دانشجویان دختر به‌ جنبش زنان نوید آغاز همگرایی جنبشهای اجتماعی ایران است.
                    نکته‌ جالب توجه‌ جنبش زنان ایران در داخل کشور پیوستن دختران به‌ مادران است و اینکه‌ بر خلاف آنچه‌ در کنفرانس بنیاد پژوهشهای ایران در آلمان دیدم،مادران فعال در جنبش زنان ایران در داخل کشور مسنتر و تنهاتر نمیشوند.این مسئله‌ البته‌ به‌ تفاوت فضای داخل و خارج کشور وتفاوت آرمانهای ایدئولوژیک آنان نیز برمیگردد. نسل دخترانی که‌ خارج از ایران پرورش‌ میابند فقط ایرانی نبوده‌ و با توجه‌ به‌ زندگی در جامعه‌ای آزاد ، با فشارهای وارده‌ بر نسل جوان دختران داخل کشور مواجه‌ نیستند. آنها با آرمانهای ایدئولوژیک مادران خودنیز که‌ عمدتا" از نسل چپهای دوران انقلابند تا حدود زیادی بیگانه‌اند و دغدغه‌های متفاوتی دارند هر چند که‌ میهن خو‌د راهم دوست دارند. اما در داخل کشور دختران ما با همان مشکلات ما دست به‌ گریبانند و از یک گروه ایدئولوژیک هم نیستند. دختران ما همچون خود ما از تبعیض جنسیتی رنج میبرند و به‌ انواع مختلف با آن مبارزه‌ میکنند. ما مادران سی و چهل ساله‌ اکنون با نسل بیست ساله‌ فعالی مواجهیم که‌ عده‌ای از آنان نیز وبلاگ نویسان برجسته‌ای هستند. دخترانی که‌ گرمی و شور و فوق العاده‌ای‌ به‌ جنبش زنان میبخشند و با همه‌ سرکوبها سرشار از انرژی هستند.
                    با توجه‌ به‌ فضای سیاسی کشور و ممنوعه‌ شدن زنان و فمنیسم و فیلتر سایتهایشان وممنوعیت مراسمشان، زنان مبارز ایران هشتم مارس را باز هم گرامی داشتند اما بنظر میرسد اینبار زنان بدان حد از تعدد و قدرت و توان رسیده‌اند که‌ نیروی انتظامی را به‌ وحشت انداخته‌اند،بطوریکه‌ با کمال بیرحمی به‌ سرکوب و ضرب و شتم آنان میپردازد. من رفتارغیر انسانی نیروی انتظامی را در دهم مرداد سنندج و در پارک استقلال دیده‌ام . کاملا" درک میکنم بر زنان نستوهمان در پارک دانشجو و پارک لاله‌ چه‌ گذشته‌ است. میدانم چقدر وحشیانه‌ زنان را کتک میزنند ،همچنانکه‌ دهم مرداد زن کردی را که‌ میخواست به‌ یاری مرد خود در زیر مشتها و لگد نیروی انتظامی بشتابد زیر ضربات باتوم گرفتند و با کمال بیرحمی ضربات باتوم را بر سر و پشت و باسنش میکوبیدند و او فریاد میزد....
                    آیادقت کرده‌اید مردان نیروی انتظامی هنگام کتک زدن زنان چقدر حقیرند؟ آنها باتوحش و حتی شهوت مشتها و لگدها و باتومها را بر پیکر زنان مینوازند، همچنانکه‌ در خانه‌ همسران بیچاره‌ خود را زیر مشت و لگد میگیرند.چهره‌هایشان آکنده‌ از خشم است و دهانهایشان پر از الفاظ رکیک، درست همانگونه‌ به‌ همسرانشان ناسزا میگویند. ضرب و شتم آنان تنها نشانه‌ عجز آنان است. آنان با سپر و باتوم و اسلحه‌ در مقابل زنانی با دستان خالی اما مصمم و استوار عاجز و ناتوانند. باوجود این در عجبم که‌افراد نیروی انتظامی آیا شرایط بحرانی کشور را نمیبینند؟ چرا به‌ کشتی شکسته نظام‌ آویزان هستند؟ کشتیی که‌ بزودی در سودای اتمی سکاندارانش غرق خواهد شد. براستی ارزش دارد که‌ زنان مملکت را بخاطر حاکمان خودخواهی که‌ ملت را گروگان گرفته‌اند کتک زد؟ آنهم بخاطر مطالبه‌ بدیهیترین حقوق انسانیشان؟ براستی شرم آور نیست بانوی شاعر مسنی را زدن؟آنکه‌ به‌ سیمین بهبهانی باتوم زد از خودش خجالت نکشید؟
                    بهرحال هر قدر که‌ نیروهای اطلاعاتی و انتظامی ما زنان را کتک زده‌ و شکنجه‌ کنند جز بر حقارت خود و ارزش ما نمی افزایند. شک ندارم که‌ جنبش زنان مقاومتر و پویاتر خواهدشد . جنبشی که‌ در آینده‌ ایران سربلند آزادو دمکراتیک وامیدوارم فدرال، نقش برجسته‌ای خواهد داشت.
                    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                    «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                    صادق هدايت؛ بوف کور

                    Comment

                    • donsaeid
                      Senior Member
                      • Nov 2005
                      • 28300

                      #535
                      سوءقصد جديد بر عليه يک پالايشگاه نفت در عربستان سعودي، در تاريخ ٢٤ فوريه. اين سوءقصد که شاخة سعودي القاعده مسئوليت آنرا بر عهده گرفت، بر توليد تأثيري نگذاشت. ولي اين حادثه، همانقدر که ترديدها در مورد پروندة هسته‌اي ايران، بر قيمت هر بشکه نفت سنگيني مي‌کند. هر ضربه‌اي به عرضة نفت نگران کننده شده، چرا که ذخاير سعودي، برخلاف آنچه پيش‌تر به وسيلة مقامات رياض اعلام شده بود، آنقدرها سرشار نمي‌نمايد.

                      در شرايطي که نگراني در ايالات متحد و در ديگر مناطق هر روز عميق‌تر مي‌شود، متخصصين در دو جبهه گرد آمده‌اند: خوش‌بينان معتقدند که وفور، اصل حاکم براي سال‌هاي دراز آينده باقي خواهد ماند؛ بدبينان چنين برداشت مي‌کنند که در آينده‌اي نه چندان دور نفت محصولي ناياب خواهد بود. با اين وجود، هر دو گروه در اين مورد متفق‌القول‌اند که عربستان سعودي ـ اولين توليد کنندة جهان ـ نقشي اساسي ايفا خواهد کرد. از نظر خوش‌بينان، سلطان‌نشين سعودي آهنگ توليد خود را همزمان با بالا رفتن تقاضا، افزايش خواهد داد؛ در نظر بدبينان، اين کشور به زودي شاهد کاهش ذخيره‌هاي نفتي خود بوده، و در نتيجه هر گونه اميدي به بالا بردن توليدات جهت پاسخگوئي صريح به نيازها کاملاً بيهوده است. قبل از تأمل در بارة آينده، مي‌بايد مورد عربستان سعودي را به دقت تحليل کرد.

                      اهميت اين کشور در اقتصاد نفتي بي‌نياز از شرح و بيان است. نه تنها عربستان اولين توليدکننده و صادرکنندة نفت خام است، بلکه تنها صادرکننده‌اي است که از ذخايري چشم‌گير نيز برخوردار است، ذخايري که به وي اجازه خواهند داد، در صورت وقوع بحران، سريعاً توليد خود را افزايش دهد. در سال ١٩٩٠، زماني که عراق به کويت حمله‌ور شد و توليد هر دو کشور از بازار رخت بر بست، اين ويژگي از اهميتي حياتي برخوردار بود؛ و به‌عربستان امکان داد که با افزايش سريع توليد نفت‌اش، به تنهائي، از «شوک‌نفتي» مشابهي که محاصرة اقتصادي اعراب در سال‌هاي ١٩٧٤- ١٩٧٣، و انقلاب ايران در ١٩٨٠- ١٩٧٩، به وجود آورده بودند، پيشگيري کند.

                      با در نظر گرفتن قابليت منحصربه‌فرد عربستان سعودي در افزايش توليد خود، در زمان مورد نياز، اين کشور طي دوران مديدي، از نظر واشنگتن در مقام عاملي کليدي در امنيت انرژي ايالات متحد به شمار مي‌رفته است. از اينرو، زماني که در بهار سال ٢٠٠٥، قيمت نفت خام رو به افزايش گذاشت،‌ اولين اقدام پرزيدنت جرج دبليو بوش دعوت از شاهزاده عبدالله، وليعهد وقت (که اينک پادشاه کشور است)، به مزرعه خود در تگزاس، جهت تقاضاي بالابردن توليد کشور متبوع‌اش بود. آقاي بوش، پيش از اين ملاقات در برابر خبرنگاران اظهار داشت: «وليعهد از اهميت حفظ قيمت در سطحي منطقي آگاه‌اند.»(١) در پايان اين گردهم‌آئي، يک سخنگو متذکر شد که شاهزاده تقبل کرده توليد سعودي افزايش يابد، و چنين افزود: «امري که به نفع پائين نگاه داشتن [قيمت نفت] خواهد بود»(٢) با وجود آنکه تعهدات شيخ عبدالله در آن روزها هيچ گونه تقليل چشم‌گيري در قيمت نفت به دنبال نياورد، واشنگتن بر فشار خود بر رياض، جهت توسعه افزايش توليد ادامه داد.

                      خشم ونگراني در رياض

                      براي شناخت دقيق نقشي که به سلطان‌نشين سعودي محول شده، مي‌توان به پيش‌بيني‌هاي منتشرة سالانه از طرف وزارت نيروي آمريکا در مورد آيندة عرضه و تقاضا مراجعه کرد. در سال ٢٠٠٤، اين وزارتخانه پيش‌بيني کرد که تقاضاي جهاني به ميزان ٥٧ درصد از سال ٢٠٠١ تا ٢٠٢٥ افزايش خواهد يافت، و از ٧٧ ميليون بشکه در روز به ١٢١ ميليون بالغ خواهد شد. براي برآورده کردن اين تقاضا، توليد عربستان مي‌بايست ١٢٠ درصد افزايش يافته، از ٢.١٠ ميليون به ٥.٢٢ ميليون بشکه در روز برسد. اين درصد افزايش، در ميان ديگر کشورها و يا گروه‌هاي توليد کننده، هيچگونه قياسي نمي‌تواند داشته باشد. روسيه و ديگر جمهوري‌هاي سابق شوروي در حوزة درياي خزر، با افزايش پيش بيني ‌شده‌اي در حد ٥.٨ ميليون بشکه در روز، يعني ٣.١٧ ميليون بشکه در روز، از سال ٢٠٠١ تا ٢٠٢٥، نزديک‌ترين کشورها به اين ميزان خواهند بود؛ در مورد ايران، عراق و کويت، اين افزايش حدوداً ٦.٧ ميليون بشکه پيش بيني مي‌شود، يعني در مجموع ٥.١٦ ميليون بشکه در روز؛ در شرايطي که فرض بر اين است که افزايش مهم‌ترين توليدکنندة آفريقائي، کشور نيجريه، فقط ٦.١ ميليون بشکه باشد، و به ٨.٣ ميليون بشکه در روز برسد. وزارت نيروي آمريکا در اکثر مناطق ديگر جهان، ايستائي يا افول توليد را پيش‌بيني کرده، به صورتي که سهم اضافة پيش‌بيني‌شدة عربستان از قرار ٣.١٢ ميليون بشکه در روز، جهت برآوردن تقاضاي جهاني، اساساً غير قابل چشم‌پوشي خواهد شد.(٤)

                      ولي آيا عربستان سعودي در شرايطي قرار دارد که طي ٢٥ سال بتواند به اين کارآئي دست يابد، آيا قادر به هرگونه افزايشي، هر قدر قليل خواهد بود؟ اين سئوالاتي است که تحليل‌گران اغلب کشورها را به خود مشغول کرده.

                      جدل،‌هنگامي آشکار شد که نيويورک تايمز، در ماه فورية ٢٠٠٤، ‌فاش کرد تحليل‌گران بسياري به اين نتيجه رسيده‌اند که حوزه‌هاي اصلي نفتي سعودي بيش از آن حدي که معمولاً پيش‌بيني مي‌شده بود، روي به اضمحلال دارند. اين تحليل‌گران توان سلطان‌نشين، جهت افزايش توليد فعلي را، وراي مرز ٩ تا ١٠ ميليون بشکه در روز، مورد ترديد قرار دادند. روزنامة نيويورکي تصريح مي‌کند که، اگر توليد سلطان‌نشين تا به امروز توانسته تقاضاي بين‌المللي را دنبال کند، «حوزه‌هاي نفتي کشور اينک تا حدي رو به اضمحلال گذاشته‌ که مسئولان صنعت نفت و دولت از خود مي‌پرسند: آيا سلطان نشين در شرايطي خواهد بود که عطش جهاني براي نفت خام را طي سال‌هاي آينده فرونشاند؟»(٥)

                      ولي اين امر بر جدل نقطه پاياني نگذاشت. در ماه مه سال ٢٠٠٥، بانکداري از اهالي هيوستون، آقاي ماتيو آر. سيمونز، کتابي به چاپ مي‌رساند که تأثيري چون انفجار بمب خواهد داشت، «تاريک روشن صحرا: بحران آيندة نفتي سعودي و اقتصاد جهاني»(١٠). آقاي سيمونز مصرانه تأئيد مي‌کند اکثر حوزه‌هاي پايه‌اي نفت سعودي از هم اينک روي به اضمحلال دارند، و اينکه افزايش توليد آنان در سال‌هاي آينده غير ممکن خواهد بود. وي تأئيد مي‌کند: «احتمال ضعيفي مي‌توان داد که عربستان سعودي هيچگاه قادر به عرضة کمّي نفت در مقياسي باشد، که از اين کشور انتظار مي‌رود. توليد سعودي به اوج توليد ممتد خود رسيده است [...] و در آينده‌اي نزديک اين احتمال وجود دارد که روي به افول گذارد.»(١١)

                      با اينهمه، آقاي ماتيو (يا به عبارت ديگر «مات») سيمونز نه از طرفداران محيط زيست است و نه از مخالفان شرکت‌هاي نفتي. وي رئيس و مديرعامل يکي از مهم‌ترين بانک‌هاي سرمايه‌گذار در زمينة نفت در جهان، يعني شرکت «سيمونز اند کامپاني اينترناشنال» است، که از دهه‌ها پيش، ميلياردها دلار در شاخة انرژي و پشتيباني مالي جهت «بررسي ذخائر» و توسعة ذخاير نوين نفتي، در سراسر جهان سرمايه‌گذاري کرده. در اين راستا وي دوستي نزديکي با شخصيت‌هاي طراز اول محافل نفتي، از جمله آقاي بوش و معاون وي ريچارد چني نيز، برقرار کرده است. وي مقادير قابل توجهي اطلاعات در مورد حوزه‌هاي نفتي اصلي بر کرة ارض گردآوري کرده، و مسلماً وي در جهان، در اين زمينه، يکي از مطلع‌ترين افراد به شمار مي‌رود. از اينرو، تخمين بدبينانة وي مي‌بايست بسيار جدي تلقي شود.

                      استدلال آقاي سيمونز، اساساً بر چهار نکته تکيه دارد: ـ قسمت اعظم نفت سعودي از حوزه‌هاي عظيمي استخراج مي‌شود که شمار آنان محدود است؛

                      ـ اين حوزه‌ها از ٤٠ يا ٥٠ سال پيش مورد بهره‌برداري قرار گرفته‌اند، و اکثريت آنان، امروز فاقد نفت خامي‌اند که بتواند به سهولت استخراج شود؛

                      ـ براي حفظ حجم توليد بالا در اين ٥ يا ٦ حوزة نفتي، سعودي‌ها بيش از پيش مجبور به تزريق هيدروليک و يا ديگر شيوه‌هاي دست‌يابي فرعي شده‌اند تا سقوط فشار چاه‌ها را جبران کنند؛ ـ طي گذشت زمان، نسبت آب به نفت در اين منابع زيرزميني آنقدر بالا خواهد بود که استخراج نه تنها مشکل، که غيرممکن خواهد شد.

                      قرائت کتاب «تاريک روشن صحرا» سهل نيست. اين کتاب، مطالبي ارائه مي‌دهد که اساساً بر پاية تشريحي از جزئيات ساختار نفتي سلطان نشين ارائه شده‌اند، تشريحي با تکيه بر اسناد خدماتي، که به وسيلة فناوران سعودي در مورد جنبه‌هاي مختلف توليدِ اين و يا آن حوزه نگاشته‌ شده‌اند. در اين کتاب از فرسودگي حوزه‌ها و به کارگيري هر چه روزافزون‌تر «تزريق آب» براي محفوظ نگاه‌داشتن فشار زيرزميني ـ فناوري‌اي که مي‌تواند به تخريب ذخاير دست نخورده بيانجامد ـ سخن بسيار به ميان آمده. با تکيه بر اين بررسي‌هاي فني است که آقاي سيمونز قادر به اثبات اين مطلب مي‌شود که، مهم‌ترين حوزه‌هاي سعودي، به سرعت به پايان زندگي مولد خود نزديک مي‌شوند.

                      باز هم مطلبي که خشم و نگراني مسئولان سعودي را موجب مي‌شود. طي يک سخنراني در واشنگتن، وزير نفت، النعيمي با ادعاهاي آقاي سيمونز مخالفت کرده و تکرار مي‌کند، کشور متبوعش براي پاسخگوئي به تقاضاي رو به افزايش جهاني کاملاً آمادگي دارد. و در ١٧ ماه مه ٢٠٠٥ اظهار مي‌دارد: «رسماً تأکيد کرده، اطمينان مي‌دهم: منابع سعودي غني است، و آمادگي داريم توليد خود را، بر اساس الزامات بازار، افزايش دهيم.» طي گردهم‌آئي پاريس، آقاي ال‌نعيمي طرحي را پيشنهاد مي‌کند، که شامل افزايش توليد از ١٠ ميليون، به ١٢ ميليون بشکه در روز ، و شايد هم بيشتر خواهد ‌شد ـ تا ١٥ ميليون در صورت لزوم ـ اگر افزايش تقاضاي جهاني تشديد شود.(١٢)

                      با اين وجود، اينبار نزد متخصصين شک و ترديد عميق‌تري ملاحظه مي‌کنيم. بسياري از تحليل‌گران مطرح کرده‌اند که نفت اضافي که اينک از عربستان سعودي استخراج مي‌شود حاوي درصد بالائي گوگرد است. به طور مثال، در ملاقات بوش‌ـ‌عبدالله در تگزاس، آقاي جيسن شنکر، از شرکت واکوويا چنين عنوان کرده: «هيچ تغيير اساسي بر پاية اين گردهم‌آئي پيش نخواهد آمد.»(١٣)

                      متحيرکننده‌ترين شاخص اين تحولات در مورد پيش‌بيني‌ها، در «چشم‌انداز جهاني انرژي» در ژوئية ٢٠٠٥، به چاپ مي‌رسد. بايد به ياد داشت که سال پيش از آن، اين «چشم‌انداز» افزايشي معادل ١٢.٣ ميليون بشکه در روز را طي ربع قرن آينده، براي رسيدن به ٥.٢٢ ميليون بشکه در روز، در سال ٢٠٢٥، پيش‌بيني کرده بود. کاملاً بر عکس، در سال ٢٠٠٥، فقط افزايشي معادل ٣.١٦ ميليون بشکه در روز را در ٢٠٢٥ پيش‌بيني مي‌کند ـ تقليلي چشم‌گير بر اساس ارقام سال گذشته(١٤). هيچ توضيحي در مورد اين چرخش ارائه نشد، ولي چنين تصور مي‌شود که تحليل‌هاي آقاي سيمونز و ديگر کساني که «خوش‌بين» نيستند، در تفکر رسمي واشنگتن انعطاف ايجاد کرده است.

                      از سوي ديگر اين امر محتمل است که پيش‌بيني‌هاي وزارتخانه براي سال ٢٠٢٥، به صورت مضحکي «خوش‌بينانه» از کار در آيد. حتي آقاي ال‌نعيمي، طي حرافي‌هاي خصوصي‌اش، هيچگاه به صراحت از مرز ١٢ ميليون بشکه در روز فراتر نرفته. و در صورت محق بودن آقاي سيمونز، حتي اين مرز نيز مي‌تواند خارج از دسترس قرار داشته باشد.

                      مسلماً، در هيچ موقعيتي، اين بحث شامل عامل مهم ديگر، يعني تأثير احتمالي شرايط سياسي بر توليد عربستان نشده است. يک آشفتگي، به صورتي که در زمان سقوط شاه ايران در ١٩٧٩- ١٩٧٨ پيش آمد، به طور مسلم سقوطي در توليد به دنبال خواهد آورد که مي‌تواند سال‌هاي متمادي به طول انجامد. يک سوءقصد وسيع تروريستي بر علية تأسيسات نفتي نيز بي‌شک تأثيراتي مشابه به همراه خواهد داشت.

                      با وجود آنکه شرايط داخلي از ثباتي نسبي برخوردار است، مي‌بايد خود را در برابر قريب‌الوقوع بودن شرايطي در آينده آماده نگاه داريم، که در آن، ذخاير جهاني نفتي ديگر نتوانند تقاضاهاي سيري‌ناپذير انرژي کرة ارض را سيراب کنند.
                      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                      «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                      صادق هدايت؛ بوف کور

                      Comment

                      • donsaeid
                        Senior Member
                        • Nov 2005
                        • 28300

                        #536

                        ما شهادت می دهیم

                        اجلاس سالانه ی کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد امسال نیز همچون سال های پیشتر در روز 13 مارس در شهر ژنو برگزار می گردد . برگزاری این اجلاس فرصتی ست تا شهادتی تاریخی را در مقابل چشمان جهان به نمایش بگذاریم که : در ایران حاکمیتی برسرکار است که هم از آغاز در مصاف با آزادی و حرمت به آن ، از به کارگیری شقی ترین روش های سرکوب به بهانه های ضدیت با مصالح اسلام خودداری نکرده است !

                        ما می توانیم شهادت دهیم که : رژیم جمهوری اسلامی در ایران با تبدیل کردن حوزه خصوصی به حوزه ی عمومی و مخدوش کردن محدوده های این دو و به بهانه ی " نقش دولت " در حراست از حریم مصالح عموم به مجوزی ریاکارانه دست می یابد تا هر مخالفتی را مغایر با منافع عمومی تلقی کرده و به سرکوب آن اقدام نماید .

                        ما می توانیم شهادت دهیم که : دولت ایران به مثابه ی رژیمی دخالت گر در چگونگی ساماندهی به " همسائی اندیشه و تفکر " و نیز " مشابهت سازی نگاه به هستی " ـ در قالب اسلامی کردن جامعه و دریافت آن به امری الزامی و قطعی که می باید به معیاری عمومی تبدیل شود ـ عملا به حذف و سرکوب و نهایتا به محو نظری و فیزیکی مخالفان خود مبادرت می ورزد !

                        ما می توانیم شهادت دهیم که : رژیم جمهوری اسلامی در ایران صرف نظر از این که کدام « جناح » اش بر مسند حاکمیت نشسته باشد ـ دستور دهنده ـ عامل و بحری مستقیم کشتارهای هولناک سال های 60 و 67 بوده است ! و نیز با تصویب قوانین شرعی در دستگاه های قضایی اش قاتل هزاران انسان است که به بهانه های واهی مخالفان نظام ، محاربین و مفسدین فی الارض فاسدان اجتماعی و اشاعه دهندگان اعمال خلاف شرع به جوخه های اعدام و طناب های دار سپرده شده ند .

                        ما می توانیم شهادت دهیم که : در ایران سر به نیست کردن نویسندگان ـ شاعران و روشنگران مستقیما توسط بالاترین مراجع مذهبی وسیاسی رژیم جمهوری اسلامی و فتاوی آنان به مرحله یاجرا در آمده است .

                        ما می توانیم شهادت دهیم که : در ایران تبادل آزادانه ی اطلاعات و اخبار و نیز روشنگری در امور مربوط به زیست اجتماعی وجود ندارد و دولت با ایجاد ارگان های موازی با نهاد های مدنی عملا موانع متعددی را برسر راه روزنامه نگاران ـ خبرنگاران ـ تحلیل گران و عکاسان و کلا اهل مطبوعات ایجاد کرده است .

                        ما می توانیم شهادت دهیم که : در ایران موقعیت زنان چه در حوزه ی خصوصی و خانواده و چه در حوزه ی عمومی و اجتماعی بسی شکننده تر و آسیب پذیرتر از هر گروه اجتماعی در ایران است . پوشش اجباری ـ گاها محرومیت از کار اجتماعی ـ تبعیض جنس ـ کنترل سیستماتیک بر فعالیت های آنان چه در خانه و چه در محل کار و نیز دخالت گری در امر علایق شخص و فعالیت های ذهنی و فکری آنان و در نهایت در صورت ابراز علاقه و تمایلات عاطفی و احساسی شان ـ با مجازات های ضدانسانی اعدام و سنگسار روبه رو یند !

                        ما می توانیم شهادت دهیم که : در ایران جمهوری اسلامی ـ کودکان با نقض مدام و سیتماتیک کنوانسیون جهانی دفاع از کودک ـ در بازار کار به برده گی کشیده می شوند ! به دلیل فقرو فلاکت خانواده ها و عدم حمایت دولت از تامین اجتماعی آنان ، از تحصیل باز می مانند ـ به کودکان خیابانی تبدیل می شوند ـ مورد تجاوز جنسی قرار می گیرند و در کشور های هم جوار ایران و نیز کشور های ساحلی خلیج فارس به فروش می رسند .

                        ما می توانیم شهادت دهیم که : کارگران را در ایران سرکوب می کنند . آنان را از حقوق اجتماعی شان محروم می سازند . از ایجاد تشکل های مستقل شان جلوگیری می شود . از پرداخت کارمزد ماهیانه شان خودداری می کنند . به زندان شان می افکنند و گاه اعتراضات برحق آنان بر علیه کار مزد ماهیانه شان و آنچه که اجحاف و نادیده گرفتن حقوق شان می نامند ـ با به کارگیری قوه قهریه ی ارگان های سرکوب گر رژیم به گلوله می بندند و کشتارشان می کنند !

                        ما می توانیم شهادت دهیم که : رژیم جمهوری اسلامی دامنهی تجاوزات ضد انسانی اش را بر علیه مخالفان فکری وسیاسی خود حتی به خارج از مرزهای جغرافیایی ایران کشانیده است و بسیاری ازفعالان سیاسی و فرهنگی را در کشورهای همسایه ی ایران و نیز کشورهای اروپایی به قتل رسانده است !

                        ما می توانیم شهادت دهیم که : رژیم ایران به مثابه رژیمی ایدئولوژیک و مذهبی از آغاز قدرت گیری اش تا اکنون به اذیت و آزار و نیز محدودیت های سخت و غیر انسانی بر اقلیت های ملی ـ قومی ـ مذهبی و فرهنگی درون ایران به گونه ای پیگیر و سیستماتیک پرداخته و حتی گاه با سبعانه ترین شکل ممکن به سرکوب نظامی و اعدام آنها مبادرت کرده است !

                        ما می توانیم شهادت دهیم که : هر آنچه که در جهان امروز به مثابهی حق شهروندی و حقوق فردی و تبلورات زندگی اجتماعی در عرف بین الملل پذیرفته می شود و براساس پذیرش آنها حرمت و کرامت انسان معاصر معنای انسانی به خود می گیرد تا از طریق اعمال آنها حقوق انسانی به رسمیت شناخته شود ـ در ایران جمهوری اسلامی نه تنها محلی از اعراب ندارد که با دخالت گری رژیم در تمام عرصه های حیات اجتماعی همواره نقض می گردد .

                        پس با توجه به کارنامه سیاه رژیم و عملکرد سراسر جنایت کارانه اش در زِیر پاگذاشتن همه ی مفاد پذیرفته شده ی میثاق های بین المللی حقوق بشر ـ ما خواستار محکوم کردن رژیم ایران در نقض حقوق بشر و اخطار جدی و قاطع به سردمداران رژیم در امر گردن نهادن به حقوق فردی و اجتماعی مردم ایران هستیم !

                        ما خواستار آنیم : تا با تنظیم دادخواستی مبنی بر تجاوز به حقوق مردم ایران و سرکوب و شکنجه و نیز کشتار ملت های غیر فارس در ایران ـ آنان را به مثابه ی عاملان جنایت علیه بشریت به دادگاه های ذیصلاح بین المللی معرفی نمایند !

                        ما خواستار آنیم : تا کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل ناظری دائمی را بر عملکردهای رژیم جمهوری اسلامی و چگونگی نقض حقوق انسانی مردم ایران توسط رژیم ، بگمارد ـ تا با تهیه ی گزارش و ارسال آن به نهادهی حقوقی بین المللی رژیم ایران در معرض دائمی و پیوسته ی قضاوت قرار گیرد !

                        ما شهادت می دهیم که : رژیم جمهوری اسلامی ایران ، جنایت کار ـ ناقض حقوق بشر ، سرکوب گر آزادی و نظامی توتالیتر است .

                        ما شاهدان تاریخی دوره ای از سیاه ترین دوران تاریخی مردم ایران هستیم !

                        ما شهادت می دهیم ـ

                        شهادت ما را ببینید

                        شهادت ما را بشنوید !



                        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                        «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                        صادق هدايت؛ بوف کور

                        Comment

                        • donsaeid
                          Senior Member
                          • Nov 2005
                          • 28300

                          #537


                          اطاعت از قانون زور؟




                          ابتدا یک رشته از پرسش هایی را در چهار وجه مختلف مطرح می کنم، تا شاید خواننده ای که این مقاله را می خواند، با نویسنده دربحث مشارکت داشته باشد.

                          الف) آیا زور تابع قانون است؟ در معنایی فراختر، آیا قدرت تابع قانون است؟ بدون اینکه بخواهم رابطه میان زور و قدرت را شرح دهم، درهمین جا خواننده می تواند با ما همراه شود که، اگر قدرت را به مثابه چیرگی و سلطه هر فرد یا هر گروه یا هر دولت و یا هر جامعه ای بر افراد و گروهها و حامعه های دیگر تلقی کنیم، و در این میان زور را به مثابه اشکال عریان شده این چیرگی و سلطه بدانیم، در این صورت آیا می توان چیرگی و میل به تسلط را خواه در اشکال مضمر (= قدرت) و خواه در اشکال آشکارتر (= زور)، تابع قانون قلمداد کرد؟

                          ب) مسئله را به صورتی دیگر نگاه کنیم، آیا چه رابطه ای میان قدرت یا زور، با قانون وجود دارد؟ اگر رابطه ای وجود دارد، در کنار سؤال نخست این سؤال هم مطرح می شود که، آیا هر قانونی تابع زور و قدرت است؟ یا نه، می توان گفت همه قوانین تابع قدرت هستند، اما تنها بعضی از قوانین تابع زور هستند؟ آیا اگر قانونی تابع زور شد، باید از آن اطاعت کرد؟ آیا هر کس می تواند به بهانه اینکه قانون و یا قوانینی تحت قیادت زور تنظیم شده اند، از اطاعت آن سرباززند؟ آیا قانونمند کردن جامعه ها و یا دولت ها به «قانون بد»، بهتر از بی قانونی نیست؟ در چه موقع فرد یا جامعه ای مجاز به تمرد و یا تخطی از قوانین هستند؟ در این صورت معنای اعتراض مدنی چیست؟

                          ج) اکنون سلسله پرسش های خود را که خواننده محترم می تواند در پاسخ به آنها نویسنده را یاری یا همراهی کند، به شکل سومی مطرح می کنم : رابطه خردمندی و زور و قدرت چگونه رابطه ای است؟ آیا اقتضای خردمندی مصلحت اندیشی است؟ آیا اگر چنین است، اقتضای خردمندی، سبک و سنگین کردن زور است؟ به این معنا که هر گاه کفه زور سنگین تر بود، باید از آن اطاعت کرد و هر جا که سبک تر بود، باید نسبت به اجرای آن بی اعتنا گذشت؟ به این دو مثال که به نقل از آقای احمد زید آبادی است، توجه کنید : به نظر او اگر با راننده قوی هکل و فحاش روبرو شدید و او نیز کرایه ای بیش از حق خود مطالبه کرد، چاره ای ندارید که تسلیم زور او شوید. چون اگر هم گلاویز شوید و یا مقاومت کنید، با ناسزاههای او و احیانا کتکی که ممکن است این وسط نوش جان کنید، مواجه می شوید و در نتیجه مقاومت دربرابر زورگویی او بی فایده است. مثال دوم، با پرونده اتمی ایران و واکنش جهانیان روبرو هستیم. اگر محافظه کاران مدعی هستند که جهانیان در برخورد با حقوق ایران در خصوص دستیابی به دانش هسته ای زورگویی می کنند، در این شرایط که خطر تهدید و حمله وجود دارد، اقتضای خردمندی این است که تسلیم زور آنها شوند و از زیان بیشتر حتی به خودشان بپرهیزند. البته آقای زید آبادی بنا به رسالت شرافتمندانه ای که برای نویسندگی خود قائل است، دفاع از کرامت انسانی را مرزی می شناسد، که نمی تواند تابع هیچ زوری باشد به غیر از آن، وقتی قانونی متخذ از قدرت و زور بیشتر بود، راهی جز تسلیم شدن در برابر آن نیست.

                          د) رشته چهارم پرسش های خود را از رابطه حق و «قدرت قانون» و یا «قانون قدرت»، آغاز می کنم. پرسش اینجاست که، آیا وقتی زور و یا قدرتی تجاوز به قلمرو حق و حقیقت را مبنای کردوکار قانون گذاری خود دانست، انسان و یا جامعه باید در برابر آن سر تسلیم فرود بیاورد؟ یا نه، وظیفه هیچ قانون گذاری، تنظیم چیزها بر مبنای حق و حقیقت نیست، بلکه وظیفه قانون گذار تنها شناسایی مصلحت ها و تنظیم قوانین بر اساس آنهاست؟ در این صورت اگر مصلحتی بر ضد حقیقت و حقوق اساسی انسان و جامعه ها تنظیم شد، آیا جامعه مؤظف به اطاعت کردن از چنین قوانینی است؟ بنا به اندیشه های رایج در میان سیاستمداران و کثیری از روشنفکران و اصلاح طلبان، مصلحت ها هر چیزی و هر اقدام سیاسی اند که بیرون از مدار حق و حقیقت دید ه می شوند. انتخاب مفهوم «مصلحت اندیشی» هم از این روست که، اندیشه بیرون از مدار حق و حقیقت به ارزیابی واقعیت می نشیند. این دیدگاه از مصلحت اندیشی از دو سو تقویت می شود. از یک سو بیان «دروغ مصلحت آمیز» را، که از ایام دیر در افواه عمومی وجود داشت و دارد. از سوی دیگر، نگاه سیاستمدارن به مصلحت اندیشی است که به ویژه در ایام بعد از انقلاب به شدت رواج پیدا کرد. دیگر جای اشاره نیست که مقالاتی صریحی از بعضی از اصلاح طلبان، مانند مقاله «مصلحت بالاتر از حقیقت» از آقای دکتر مرتضی مردیها، مصلحت را اموری بیرون از حق و حقیقت تفسیر می کنند. با این دید، مصلحت ها ناظر به مقولات و مضامینی چون ، حقیقت، عدالت و ارزش ها و باورها و حتی آزادی ها ی اساسی و مدنی جامعه نیست، توجیه جرج بوش در محدود کردن اطلاع رسانی درجنگ با عراق و حتی توجیه شکنجه، مبتنی بر همین مصلحت ها ارزیابی می شد.

                          بدون آنکه بخواهم محتوای مقاله را به بحث درباره همه پرسش های بالا اختصاص دهم، بحث خود را از بیان دو نظر که گزارشگر دو دیدگاه روشنفکری و اصلاح طلبی در ایران است، آعاز می کنم. در واقع این مقاله نیز ناظر به پاسخ دو مقاله از این دو دسته از روشنفکران است. یک مقاله از آقای احمد زید آبادی به نام «آیا آدم عاقل زیر بار زور می رود و یا نمی رود؟» دومی از آقای حسین باستانی به نام «آیا نقض قوانین غرب مشروع است؟». در نظر نگارنده آقای احمد زید آبادی نماد آن دسته اقلی از روشنفکران است که دغدغه حقیقت دارند تا مصلحت. روشنفکرانی که با شفاف سازی در ایده راهنمای خود، می توانند نماینده جریان روشنفکری در آینده کشور باشند. دسته دیگر که آقای حسین باستانی از آنها نمایندگی می کند، نماد اکثریتی از روشنفکران و اصلاح طلبانی است که فکر و ذکر آنها دل مشغول مصلحت هاست. مصلحت هایی که راه دستیابی آنان را به کانون های قدرت هموارتر می کند. این چیزی است که خود آنان می گویند و نویسنده کوشش ندارد تا چیز تازه ای به آنان نسبت دهد.

                          بیان آقای زید آبادی، بالنسبه بیان حق مداری است و بنا به برداشت نویسنده، هر خواننده ای می تواند این دغدغه را در لابلای قلم ایشان ببیند. اما در قلم و اندیشه های امثال آقای حسین باستانی و دوستان دیگر او، چنین احساسی به ذهن خواننده متبادر نمی شود. اگر بخواهم این دو نماد فکری را در یک تقسیم بندی بگنجانم، اولی نقش و وظیفه «روشنفکری» را انجام می دهد و دومی نقش «سیاستمدارانی» را بازی می کند که طرفی از قدرت بسته اند. اگر بخواهم نگاه کوتاهی به این دو نقش، تا آنجا که داشته باشیم که به بحث ما مربوط می شود، در چند عبارت ساده : کار روشنفکر، بیان حقیقت و جستن راههایی است که از راه آزادی به «حقیقت» و از راه حقیقت به «آزادی نامحدود»، دست پیدا می کند. از همین رو، «شفافیت» و «مبارزه با سانسور» مهمترین وظیفه ای است که یک روشنفکر ممکن است پیشاروی خود بیابد. اما یک سیاستمدار حرفه ای، حقیقت و آزادی را نه به «نفس حقیقت و آزادی»، بلکه ابزاری برای دستیابی بهتر و بایسته تر به «قدرت» یا حداکثر ابزاری برای «درست اداره کردن» جامعه می شناسد. روشنفکری آزادی و مردم سالاری را، راه راست کرامت انسان می شناسد، اما سیاستمدار حرفه ای، این مقولات را تنها راه «درست اداره کردن» جامعه تلقی می کند. به دیگر سخن، «کار درست انجام دادن» برای روشنفکران اهمیت دارد، اما برای سیاستمدار حرفه ای، نه کار درست انجام دادن، بلکه «کار را درست انجام دادن» اهمیت دارد. به عنوان مثال مدیر یک سازمان مخوف مافیایی یا پلیسی، وقتی سازمان متبوع خود را خوب اداره می کند، زمانی است که همه کارها را به خوبی و درستی انجام دهد. اما یک مدیر اداری یا یک مدیر سیاسی در مقام روشنفکری، نمی تواند سازمانی را و یا جامعه ای را جز با «کار درست» انجام دادن، اداره کند. اگر با بیان حق و آزادی و اگر با کار درست انجام دادن و بر اخلاق و کرامت انسانی استوار ماندن، روشنفکر نمی تواند سازمان و یا جامعه ای را به مقصود برساند، آن را به مدیرانی وامی نهد که شایسته چنین جامعه و چنین سازمانی هستند. از همین رو امام علی (ع) وقتی در اواخر حکمرانی خود، با جفای مردم روبرو شد، رو به آنان گفت : «می دانم که چه چیزی شما را راست می کند [گفته می شود اشاره به ترک چوب عمر است که به استبداد جامعه را خوب اداره می کرد]، اما به خدا قسم نمی خواهم که به خاطر راست شدن شما خودم را تباه گردانم».

                          دیدگاه آقای حسین باستانی، نماد آن قسم از اصلاح طلبانی است که فکر و ذکر آنها جستن مصلحت هایی است که به کمک آنها می توان جامعه را به «درستی» اداره کرد، هرچند در چنین جامعه ای با تکیه به قوانین تبه کارنه، نتوان «کار درست» انجام داد. او در مقاله ای که بدان اشاره شد می پرسد : « آيا به لحاظ اعتقادي، ملزم به عدم نقض قوانين و مقرراتي که آنها را غير عادلانه مي دانيم هستيم؟ سوالي که به نوبه خود، به يک سوال ساده تر مي انجامد: آيا براي دفاع از ارزش هاي اعتقادي خود، حق قانون شکني داريم؟» در ادامه خود او پاسخ می دهد که :«پاسخ نوگرایان دینی به سؤال فوق ، صراحتا منفی است». البته او در همین پاسخ، روشن می کند که دغدغه او چیست؟ او حتی از خود نمی پرسد که به نام و نمایندگی کدام دسته از «نواندیشان دینی»، چنین پاسخی را به آنها نسبت می دهد؟ کدام اثر و نوشته از او حاوی بیان و تحلیل های دینی بوده است، که حالا وارد نشده این واژه را، هم به نام خود و هم با تعریفی که خود او می شناسد، اعلام می کند؟ اما این ادعا حاوی تناقضات بسیاری است که در زیر توجه خوانندگان را به بخشی از این تناقضات جلب می کنم. :

                          -1 نخستین تناقض، به خواستگاه مشروعیت و اقتداری باز می گردد که بخشی از اصلاح طلبان حکومت گرا در فراز و فرود سه دهه اخیر کسب نموده اند. اگر اطاعت از «قانون بد» به مثابه چاره حراست از قانون گرایی، راه و رسم سیاسی این دسته از نو اندیشان دینی است، اگر «حتي در جوامعي که نسبت به ممکن بودن هر گونه اعتراض مدني ترديد داشته باشيم، مجاز شمردن "نقض قانون" اقدامي بس خطرناک خواهد بود.» و اگر همواره عدم نقض قانون «قاعده اي است که نوگرايان ديني، حتي در بالاترين شرايط فشار در ايران به آن ملتزم بوده اند و انتقاد به ناعادلانه بودن رفتار دستگاه هاي حکومتي با خود را، توجيه کننده نقض قانون ندانسته اند» و در نتیجه همواره باید «رعایت قانون را یک خط قرمز غیر قابل نقض تلقی کرد»، این دسته از نوگرایان دینی باید به این سؤال مهم پاسخ دهند که، در چه شرایطی مجاز هستیم نظام حقوقی یک کشور را مورد پرسش و حتی در معرض تغییر قرار دهیم؟ پاسخ های آقای حسین باستانی در التزام به قانون گرایی ، به هیچ رو ناظر به شرایط امروز ایران نیست، چنانچه دیدگاههای نویسنده این سطور یک بحث نظری است و ناظر به شرایط امرزو نمی تواند باشد. توجه آقای حسین باستانی نیز، با توجه به اینکه موضوع بحث او اشاره به وضعیت نقض قانون کشورهای اروپایی است، و بعد از آنجا مواضع خود و دوستانشان را شرح می دهد، نمی تواند یک بحث مصداقی باشد. بنابراین حق داریم از او دوستانشان بپرسیم، که حدود سه دهه کسب صدارت ها و کسب امتیازات از خان سفره این حکومت، در مقایسه با بسیاری از روشنفکران و دلسوختگان این مرز و بوم و از جمله خود این نویسنده که در ماههای گذشته چنان در فشار فقر و حتی فقر مطلق بسر برده که مجبور به ترک کاشانه نموده است، آیا این همه را بر ویرانه بزرگترین نقض قانون شکنی، یعنی انقلاب 22 بهمن ماه 1357 تحصیل نکرده اند؟

                          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                          «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                          صادق هدايت؛ بوف کور

                          Comment

                          • donsaeid
                            Senior Member
                            • Nov 2005
                            • 28300

                            #538
                            هر چند آقای حسین باستانی و دوستانشان می توانند با اصل انقلاب مخالف باشند، و چنانچه در بحث های نظری که مطرح می کنند، جز این نیستت که انقلابی که گذشت مورد پرسش و تردید اساسی قرار دهند، چنانچه بعضی از آنها در بیان و اظهار آن هم تردید نمی کنند. و هر چند ما کماکان بر دفاع از حیثیت این انقلاب استوار مانده ایم، اما خوب است، پاسخ دهند که بدهی خود را در برچیدن از خوان سفره قدرت، به این ملت و به ویژه به آن دسته از روشنفکرانی که هم پیشگام تر از آنان بوده اند، و هم آنکه تاوان بسیار پرداخته اند، چگونه پرداخت می کنند؟

                            -2 اعتراض مدنی یکی از روش های مسالمت آمیز درهر جامعه دموکراتیک، برای اعمال تغییرات مدنی در جامعه سیاسی است. اعتراض مدنی، مستلزم نافرمانی محدود تا نامحدود از قوانین جاری کشور است. “دیوید ثورو” مبدع مفهوم نافرمانی مدنی، به این حقیقت آگاه بود که، وقتی میان قوانین و عدالت و همچنین هر گاه میان قوانین جاری کشور و وجدان اخلاقی جامعه تضاد , تعارض ایجاد شود، انسان در برابر کدامیک متعهد است؟ او در پاسخ به این پرسش می گوید : «پیمان بنيادین انسان در برابر حکومت نيست، بلکه در برابر قوانين فراگير عالم است». به اعتقاد او : «راستی و درستی مطلق، تنها حقيقتی است که مصلحت همگان است. انسان در برابر حکومتی که بی عدالتی را رسميت می بخشد مسئول و متعهد نيست. وجدان، برتر از مصلحت قانون و حکومت اکثریت است». با این حال” دیوید ثورو” منکر ضرورت وجودی دولت نيست، بلکه معتقد است دولت تنها هنگامی شایسته اطاعت است که اهداف غائی آن مبتنی بر وجدان اخلاقی باشند. ثورو در ادامه تلاش هایش چهار سال از پرداخت مالیات خودداری کرد، زندانی کشید، هر چند معتقد بود که "بسيار آماده اطاعت است"، اما وجدان خود را همواره در برابر این پرسش قرار می داد که، هر گاه نظام قانونی کشور با عدالت همخوانی نداشته باشد، چه وظیفه ای پیشاروی انسان است؟ گاندی معتقد بود که : «نافرمانی مدنی، حق فطری هر شهروند است. شهروندی که از چنين حقی صرفنظر کند، از حق انسانی خود صرفنظر کرده است. آمادگی نافرمانی مدنی را در خود کشتن، به منزلة در زنجير کردن وجدان خود است».

                            امرزو کمتر اندیشه گر فلسفه اجتماعی می یابید که نافرمانی مدنی را مهمترین ابزار ابراز و اعتراض به قوانینی نشمرد، که با حقوق ذاتی انسان مغایرت دارند. در اینجا به دو نقل قول اشاره می کنم، که یکی مربوط به یک فیلسوف اجتماعی لیبرالیستی است، که نظریات او معطوف به “عدالت” است و دومی فیلسوف نامدار سوسیلیستی است که بیش از هر چیز داری دغدغه “مفاهمه و آزادی” است. جان راولز می نویسد : «نافرمانی مدنی، خود را در کنشی علنی، مسالمت آميز و وجدانی، اما مغاير قانون و معمولا" با هدف تغيير قوانين و يا تغيير سياست حکومت متجلی می سازد». و هابرماس نیز تصريح می کند که: « نافرمانی مدنی، از آنجا به جزء غيرقابل اغماض يک فرهنگ سياسی بالغ تعلق دارد که، دولت در تحليل نهايی بايد از اين امر صرفنظر کند که شهروندانش، فرمانبری را به دلايلی غير از مشروعيت آشکار نظم حقوقی بپذيرند». در نظر هابرماس نافرمانی مدنی «سنگ محک بلوغ نظام دمکراتيک» شمرده می شود.

                            در حقیقت آنها که مرزهای قانونی را به تابوها و محرمات مطلق تبدیل می کنند، به نوع دیگری کورس از جریان محافظه کاران می ربایند. بدین ترتیب، جریان اصلاح طلبی با خود به تناقض می رسد، زیرا از یک طرف خود را منتسب به جریان نواندیشی می داند و از طرف دیگر، با تابو شمردن مرزهایی که جامعه را دریک ساخت منجمد فرو می برد، مانع هر نوع تحول اساسی در زندگی مدنی می شوند. و لذا این جریان در تحول جدید در حالی که انتظار می رفت بعد از شکست خود و شکست امیدهای جامعه دستخوش تحولی اساسی شوند، امروز در رویکرد جدید نسبت به تغییرات اجتماعی، پیمان محافظه کاری به ارمغان می آورند.

                            در قسمت بعد ادامه تناقضات را با اشاره به مقاله آقای زید آبادی پی خواهم گرفت
                            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                            «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
                            صادق هدايت؛ بوف کور

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #539
                              وزير اطلاعات گفت: بيش از ‪ ۵۰‬نفر از عوامل بمب‌گذارى اخير خوزستان توسط نيروهاى امنيتى شناسايى و دستگير شدند.
                              حجت‌الاسلام غلامحسين محسنى اژه‌اى روز پنجشنبه در خرم‌آباد در گفت و گو با خبرنگار ايرنا افزود: اين افراد اكنون در بازداشت بسر مي‌برند و بزودى تحويل مقامات قضايى خواهند شد.
                              وى اظهار داشت: متاسفانه اين افراد با دشمنان جمهورى اسلامى ايران در خارج از كشور نيز مرتبط بوده‌اند.
                              بگفته وى تقريبا همه عوامل ناامنى ها و بمب‌گذارى هاى خوزستان نيز شناسايى شده كه برخى دستگير و مابقى نيز دستگير خواهند شد.

                              محسنى اژه‌اى اضافه كرد: البته نتيجه اين اقدامات و دستگيريها به اين معنى نيست كه عوامل ديگرى در نا امنى هاى خوزستان وجود ندارد.

                              وزير اطلاعات گفت : دشمنان ما در تلاش براى ضربه زدن به نظام هستند و اين ناامنيها نيز متاثر از تلاش هاى دشمنان نظام مقدس جمهورى اسلامى است.

                              وزير اطلاعات روز پنجشنبه به منظور شركت در نشست استانى هيات دولت كه قرار است امشب در استاندارى لرستان برگزار شود روز پنجشنبه وارد خرم آباد شد.

                              رييس جمهورى نيز روز گذشته براى ديدار با مردم شهرهاى استان لرستان هشتمين سفر استانى خود به لرستان را آغاز كرد.


                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #540
                                مراسمى كه عصر امروز به مناسبت روز جهانى زن از سوى فعالان نهادهاى غيردولتى زنان و بدون مجوز در پارك دانشجو برگزار شد، با دخالت نيروى انتظامى به خشونت گراييد.
                                به گزارش خبرنگار "ايلنا"، جمعى از فعالان نهادهاى غيردولتى زنان عصر امروز به مناسبت بزرگداشت روز جهانى زن در پارك دانشجو اجتماع كردند كه اين تجمع دقايقى پس از برگزارى با دخالت نيروى انتظامى به خشونت كشيده شد.
                                بر اساس اين گزارش، زنان فعال در نهادهاى غيردولتى زنان ضمن خواندن سرودهايى در دفاع از حقوق زنان، خواستار برگزارى اين مراسم شدند كه در خلال اين امر درگيرى هايى نيز بين پليس و تجمع كنندگان روى داد.
                                سردار "قدرت الله محمودى" كه فرماندهى نيروهاى انتظامى حاضر در پارك دانشجو را برعهده داشت، در گفت وگو با خبرنگار ايلنا، با بيان اينكه اين تجمع بدون هيچ گونه مجوزى صورت گرفته است، گفت: نيروى انتظامى با عملكرد خود باعث شد تا اين تجمع رنگ و بوى سياسى به خود نگيرد و در اين رابطه چند نفر دستگير شده و در حال بررسى موضوع هستيم.
                                پيش از اين جمعى از نهادهاى غيردولتى زنان اعلام كرده بودند كه براى آنچه كه آن را "اعلام همبستگى با زنانِ جهان و محو هرگونه نابرابري، تبعيض، خشونت و برقرارى صلح، عدالت، برابري، و آزادى" خوانده‌‏ بودند؛ در روز جهانى زن (چهارشنبه 17 اسفند- 8 مارس) از ساعت 16 الى 17 در پارك دانشجو گردهم مي‌‏آيند

                                iran

                                Comment

                                Working...