Announcement

Collapse
No announcement yet.

Islam Is A Perfect Religion ?

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • #91
    در جامعه پيامبر نه حجاب وجود داشت و نه جداسازی مکانی و محيطی ميان زن و مرد؛ به آن صورت که بنيادگرايان اسلامی امروزه خواهان آن هستند. حاصل آنکه* در قرون اوليه اسلام، زندگی جنسی بسيار آزادانه*تر و روابط ميان زن و مرد بسيار بازتر از ادعای امروز بنيادگرايان بوده است. سبب آن نه آزادی*خواهی اسلام که طبيعت مهارناپذير جوامع انسانی آن دوران بوده است. از اين گذشته بيان مسائل جنسی برای پيامبر و امامان و گفت*وگو با آن*ها در اين باره بسيار آسان و عادی بوده است. کسی از امام صادق پرسيده است که آيا مرد می*تواند فرج (عضو جنسی) زن خود را ببوسد؟ امام صادق پاسخ داده چه لذتی از اين بالاتر! روی همين بنياد، ادبيات اروتيک نيرومندی در جهان و تاريخ اسلام شکل گرفت که بی*گمان با مسيحيت قابل مقايسه نيست. امروزه مردم مسلمان و حتا نخبه*گانشان آگاهی چندانی از اين گنجينه اروتيک ندارند و بنيادگرايانی که اين ادبيات را می*شناسند، هم، به انواع شيوه*ها از جمله حذف و سانسور و تحريف می*کوشند تا سنت اسلامی را پيراسته از آن فرانمايند.

    ادبيات اروتيک اسلامی، به واقع، شگفت*انگيز است. نوشته*های اروتيک اسلامی واقعاً قابل مقايسه با ادبيات اروتيک قديم اروپا و نيز کشورهايی مانند چين قديم است. تنها هم نوشته نيست. آن*ها که در غرب زندگی می*کنند کافی است به بخش شرقی موزه*های اروتيک بروند و ببينند چه تخيل فعال جنسی در مينياتورهای اروتيک اسلامی به کار رفته است.

    ماه پيش در کپنهاک به يکی از اين موزه*ها رفتم. بسياری از آن*چه ما گمان می*بريم که ابداع غربی*های امروزی است، در واقع در تخيل مسلمانان قديم وجود داشته؛ از سکس گروهی گرفته تا سکس لزبين*ها، سکس هموسکسوئل*ها و انواع و اقسام حالت*های مختلف آميزش. همه اين مينياتورهای اسلامی که به دست هنرمندان مسلمان پديدآمده، سراسر نظام گفتار بنيادگرايان را نقض می*کند. آن هنرمندان ميناتوريست در باورشان به اسلام کمتر از بنيادگرايان صادق نبوده*اند. در لايدن که بودم، توجهم به نسخه خطی کتابی جلب شد به فارسی که در کتابخانه ثروتمند دانشگاه نگهداری میشود: لذةالنساء؛ لذتی که زنان از سکس می*برند و لذتی که از سکس با زنان می*توان برد. اين نسخه مربوط به سال ۱۷۳۱ است، يعنی قرن هجدهم ميلادی. چيزی نيست که در اين کتاب يافت نشود. کتاب، متن و تصوير است؛ شبيه شاهنامه*های قديم. انواع و اقسام آميزش*های جنسی مرد و مرد، مرد و زن و زن و زن در اين کتاب با تصوير و شرح جزييات دقيق آمده است. من عکس چند صفحه از کتاب را خريدم. از همه جالب*تر برای من آن بخشی بود که درباره علل گرايش زنان به سکس با همديگر (زنان لزبين) توضيح می*داد:

    « از زنی پرسيدند که زنان را در سُحق (آميزش جنسی با زن ديگر) چه لذت حاصل میشود؟ گفت: زنان را شهوت بسيار است و اکثر آن است که زن را هنوز شهوت (ارگاسم) حاصل نشده باشد، مرد فارغ می*شود؛ زن بی ميل مقصود برمی*خيزد. به اين سبب زنان سُحق را بر جماع (آميزش با مردان) ترجيح می*دهند».

    گمان نکنيد که نويسندگان کتاب*های اروتيک در اسلام مشتی اديب از خدابرگشته ملحد بوده*اند. مهم*ترين کتاب*های اروتيک به زبان فارسی و عربی به دست فقيهان نوشته شده است؛ از لذة النفوس و متعة العروس تفرشی گرفته که در حقيقت يک Lovers Guide بی*کم و کاست است تا دائرةالمعارف اروتيک ارزشمند شيخ نفزاوی، از فقيهان سده دهم هجری با عنوان رَوح العاطر و نزهة الخاطر که در قرن نوزدهم به فرانسه ترجمه شده و همين چند ماه پيش هم در قطع رحلی و با تصاويری بديع (که اصل برخی از آن*ها در موزه لوور پاريس است) در پاريس دوباره منتشر شد: Cheikh Nefzaoui Le Jardin Parfumé, Manuel d’Erotologie Arabe, Edition Méditerranée, Paris, 2003

    سيد نعمت الله جزائری، شاگرد برجسته علامه مجلسی در حديث و فقه، کتابی دارد با عنوان زُهَر الربيع (شکوفه*های بهار). چه کسی باور می*کند که محدث و فقيهی درباره نوزده شيوه آميزش از پشت با زن شرح دقيق و موبه مويی بدهد؟ يا چگونگی لذت بردن از آميزش با مردان و امردان؟ يا استفاده زنان از آلت جنسی مصنوعی مردان در تاريخ اسلام سابقه*ای طولانی داشته باشد؟ يا آميزش زنان با يکديگر چنين سنت نيرومندی پشت سر داشته باشد؟ در اين کتاب*ها روايت از پيامبر و امامان در کنار تجربه شخصی آدم*های معروف و نيز تجربه*های نويسنده کنار هم آمده است، با قصه و حکايت و طنز و مطايبت. واقعاً بنيادگرايان اسلامی در برابر اين نوشته*های تاريخی برای گفتن چه دارند؟

    فقيهان قم و نجف که اين کتاب*ها را بر سر بالين خود می*گذارند و شب به شب می*خوانند، آيا می*دانند که وقت فتوا از کدام اسلام سخن می*گويند؟ فقيهان قديم البته می*دانستند. کتب فقهی قديم را باز کنيد. چقدر احکام فقهی می*يابيد درباره آميزش با حيوانات، آميزش با مرد با زن و استمنای (Masturbation) زن يا مرد. اينها نشان*دهنده چيست؟

    Comment


    • #92
      I have to admit this reply is only the answer to the thread's title . . .

      and I have no answer to say . .but Islam is a religion of peace and strong faith. . . the true meaning of the religion Islam are only shown through the people with faith . .and true love for god !

      I have deep love for my good .. .and in my eyes . . yes .. islam is the perfect religion . .because its my religion . .and people differ in opinions!

      Comment


      • #93
        i think islam could be a perfect religion if people let it, i mean i guss it is but somany radical muslims give it a bad name by doing these crazy things

        the reason it is not because govenrments and even most muslim are afraid to realy explore it or even let outsiders explore it
        i have even heard not belive yet but heard that it is against the religion to talke bad about it or cartiqe it in front of non belivers and i think this is one reason why so many muslim country are so bent on not giving liberty to their people

        i mean anytime you have liberty other belifes coul infringe on your belife but so what its all about your belife standing that test

        example look at donsaid from his writings and views i can see that he is not afraid of liberty because he belives in his faith and belives in it the right way and is very strong in it and it even inspires other to i guss do the same thing

        another example are the new religious muslim in america the white* ones who are in texas.

        i know it sounds racist but with it i am refering to americans who are converting from other relligion to islam and are cocation or normally people wouldnt think they are muslim

        also i know i am probably in the violation of mixing politics and religion but i had to write what i wrote because thats the fact of the matter
        politics is defining what the perfect relligion is and politics wants to force relligion on people.
        if you still see it so nessary to warn me go ahead but dont delete it


        G-d determines who walks into your life....It is up to you to decide who you let walk away, who you let stay, and who you refuse to let go.


        Comment


        • #94
          You are totally off track and sound not clever!
          Originally posted by mike 435
          politics is defining what the perfect relligion is
          Only God Defines What is Right or Wrong and What is Perfect Religion! and He did so by Last Religion ( Islam )!
          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment


          • #95
            Originally posted by donsaeid View Post
            You are totally off track and sound not clever!

            Only God Defines What is Right or Wrong and What is Perfect Religion! and He did so by Last Religion ( Islam )!
            i am talking about what humans are doing right now
            i do agree with that rest with g-d
            but i am saying what is sadly happening rightnow
            politics and religion dont mix

            the same way that they dont mix you cant use politics to decied what religion is what it should be or how it should be practiced

            i dont like to pick a perfect religion i like to think that g-d has decided
            i dont man should flater himself of declaring what is the best religion


            G-d determines who walks into your life....It is up to you to decide who you let walk away, who you let stay, and who you refuse to let go.


            Comment


            • #96
              I have something to say . . .
              way back our times. . God sent many prophets to people. . to try to bring them in the enlighted path . .and most of them did .. and most didnt ..
              but the last Prophet sent who is Prophet Mohammed (s.w.a.s) he was the last of them . . no man would be propheet and God chose and sent with Mohammed the Quran Declaring that Islam is the religion that people have to go into ..
              but what happened that many people followed .. but when the prophet died. . so did their religion..and so many things happened . . downfalls we call . .like the Killing of Imam Ali . .the Killing of Imam Hassan and the well known event Karbala when Imam Hussain was murdered and his woman and children either killed or taken as hostages. . .
              Islam is a beautiful religion.. should you practice it right. . .the love of God and our Prophet and his decendants fill us Muslims to the extent, that if your a strong believer . .and you let all your heavy burdens on them and follow their saying . .you have gauarnteed Heaven . .

              My deep devotion to all the listed above are not just words.. .they are actual feelings..and when a non-muslim offends my religion . . i am hurt to extents that words cannot explain. . because when the outsiders call my Religion and the people who follow it as Barbarics..and draw Prophet Mohammed (s.w.a.s) in a picture of the terrosrit i was filled with grieve . .but i knew that punishement would be great. . .

              My friend . .you should look always to the actual roots and heart of a Religion to understand its qaulity . .sadly . .people tend to mix religion with many things. ..

              Comment


              • #97

                Comment


                • #98
                  Over the last decade growing numbers of Muslims have declared the Qur'an to be a book filled with alleged scientific miracles. Numerous web sites, books and videos have been produced that proclaim Islam to be truly a religion of divine origin, citing "scientifically accurate" statements in the Qur'an and Hadiths. Many of these productions introduce their claims with a statement like this:

                  One of the most remarkable things in the Quran is how it deals with science. The Quran which was revealed in the 7th century to Muhammed (p.b.u.h.) contains unbelievable scientific facts which are being discovered in this century. Scientists are shocked and many times speechless when they are shown how detailed and accurate some verses in the Quran are to modern science. For those who doubt the truth of Islam, I ask you: Could Muhammad, a 7th century desert Arab , from a poor and barbaric society, with no tradition of knowledge, philosopy and learning as the Greeks, with no author as prolific as Homer or Plato, an uneducated orphan who could not read and write, produce a book like the Qur'an if it was not from God?

                  This article will confront this question, as well as confront the various verses from the Qur'an which Muslim's cite as scientific miracles. This article will also look into various scientific absurdities found in the Qur'an and Hadiths that many Muslims fail to mention.

                  Of the roughly 1.3 billion Muslims on the planet, 90% are Sunni. Therefore, this article will confront the teachings of Sunni Islam. Hadith literature is, for the most part, unique to Sunni Islam, as many other sects (Shia, Submitter, Sufi) do not regard such writings as highly as the Sunnis do. Because of this, citing various Hadiths is only relevant in a discussion about Sunni Islam.

                  Creation of Earth
                  Modern scholars have criticized the bible for it's claim that the Earth was created in six days. This has been waved off as just another myth concocted by an ancient people to explain how the world was created. The Qur'an has made the same mistake regarding the amount of time needed to create the earth, as is seen in the following verse:

                  And verily We created the heavens and the earth, and all that is between them, in six Days, and naught of weariness touched Us. (Qur'an 50:38

                  It is a known fact that Muhammad had contact with Jews and Christians, and much of the Qur'an is modeled after the Bible. While the Qur'an does not have the bible's claim that "on the seventh day God rested" (Genesis 2:2) it still proclaims the earth to be created in six days.

                  Muslims who seek to cast the Qur'an as being compatible with modern science, point out that the Qur'an also says that a day for Allah and the angels is similar to 50,000 years (Qur'an 70:4). In citing this verse, Muslims try to say the Earth was completed in 300,000 ( 6 x 50,000 ) years. While it is a nice try, the reality is this still does not agree with modern science, which states that it took several billion years for the Earth to reach this stage. Billions of years passed before there were trees, or forests, or animals.

                  Furthermore, such claims open the Qur'an to more criticism. The verse that allegedly says a day equals 50,000 years (Qur'an 70:4) states:

                  "The angels ascend to Him in a day, the measure of which is fifty thousand years." This verse actually seems to be discussing the speed of travel for angels. Possibly it is saying that the angels can travel in a day, the amount of space it would take others 50,000 years to cover. My goal is not to offer alternative interpretations to this myth. However, I dispute the claim that the this verse is saying a day equals 50,000 years because such a thing contradicts other parts of the Qur'an!

                  A day cannot equal 50,000 years because according to the Qur'an, a day equals 1,000 human years (Qur'an 22:47 & 32:5). Furthermore, to claim that it took Allah 300,000 years to create the Earth is to insult the God of Islam, as when he creates, he says "Be!" and it is (Qur'an 2:117).

                  The Qur'an on Embryology
                  In 1982 Keith Moore, an anatomy professor at the University of Toronto, produced a textbook titled "The Developing Human, 3rd edition". In this book Moore states his astonishment at the way embryonic development is depicted in the Qur'an. Moore would go on to produce fourth and fifth editions of his textbook, as well as another book titled "Human Development as described in the Quran and Sunnah", all of which many Muslims cite with great pleasure. Moore and his Muslim supporters are referring to the following verse:

                  We placed him as sperm in a place of rest, firmly fixed; Then We made the sperm into a clot of blood; then of that blood clot We made a lump; then we made out of that lump bones and clothed the bones with flesh; then we developed out of it another creature. So blessed be God, the best to create! (Quran 23:13-14)

                  Indeed, at first glance, this seems like a remarkable statement for a "7th century desert Arab" to make. However, upon closer study, one realizes that there is both explanation and error to this verse. First we must ask if this was an original theory, and second we must ask if it is correct.

                  Many people are amazed by the mention of sperm in this verse. This is nothing special. Since the beginning of time man has been aware of the "seed" that is released from the penis during sexual intercourse. The Bible, a text much older than the Qur'an, tells a story of a man who was struck down by God for "spilling his seed on the ground" (Genesis 38:9-10).

                  The entire study of human life as mentioned in the Qur'an is not original at all. While Muslims try to claim that Muhammad made these statements before scientists discovered them, they are wrong. Theories of the formation of a child inside the womb was put forth by Aristotle nearly 1,000 years before the Qur'an was written. In fact Aristotle correctly described the function of the umbilical cord, something not mentioned in the Qur'an, showing that earlier philosophers were aware of such things mentioned by Muhammad and more. Every mention of human development in the Qur'an is similar to Roman and Greek theories. Consider the following verse referring to sperm:

                  He is created from a drop (of sperm) emitted-- Proceeding from between the backbone and the ribs. (Qur'an 86:6-7)

                  Clearly this verse is incorrect, and clearly it has origins in earlier theories. First of all, for sperm to originate between the back and the ribs would mean that it comes from the kidneys! We now know that semen is produced in the testicles, but people in Muhammad's time did not know this. Eleven centuries before Muhammad, the Greek physician Hippocrates theorized that sperm passed through the kidneys into the penis. For centuries this was an accepted (and incorrect) belief of the origins of sperm.

                  There are those who claim Muhammad had no contact with Greeks or Romans. Pre-Islamic Arabia definitely had contact with Byzantium, Syria, Egypt, Persia, and Babylon. There were many Jews and Christians living in the area, and they were familiar with Greek or Roman philosophy. The Christians were connected to Rome. The Jews were connected to Babylon and Persia. It is easy to see how such theories regarding embryonic development may have reached Muhammad.

                  Finally, to touch back on the verses that spoke of the development of an unborn child, I will say they too are incorrect. The Qur'an stated that the blood clot was turned to bone and then God "clothed the bones with flesh" (Quran 23:13-14). It is scientific fact that living tissue forms first, and then bones grow at a later time, and continue to gain strength (by building calcium) for many years after birth. Therefore, this is one of many scientific inaccuracies in the Qur'an.

                  Comment


                  • #99
                    Scientific Absurdities in the Qur'an and Hadith

                    To believe in the Qur'an is to not think rationally. There are numerous myths and scientific errors within the text of the Qur'an, and the Hadiths. Muslims accept many scientific absurdities with blind devotion. The world has matured as a whole, and has shed many of the fears and superstitions held by primitive cultures of the past. Unfortunately, because the text of the Qur'an is revered, people do not question many superstitious concepts that Muslims should have outgrown long ago.

                    To begin, I would like to give an example of a myth from Hindu culture. According to Hindu tradition, the god Siva would leave his wife home alone for long periods of time. One day she took skin from her own body, and used it to create a child. The child was used to protect her, and the house. When Siva returned, the child refused to let him enter the house. Without hesitation Siva drew his sword and decapitated the child. Siva's wife was quite angry, and to make up for what he did, Siva went out and cut off the head of an elephant, and placed it on the child's body. This is why the Hindu deity Ganesh has the body of a human, but the head of an elephant.

                    Now that I have told this story, will any Muslim believe it? Of course not. It is an absurd myth. There is no need to debate this issue, it is obvious that this is not true. It is a myth created by a primitive culture. If it is easy to see that this is a myth, why is it so difficult for Muslims to see the myths within their own text? I will now give a run down of some of the scientific errors in the Qur'an.

                    The Qur'an has a story of a woman who has never had sexual intercourse (a virgin) that becomes pregnant and gives birth (Qur'an 19:16-21). This is a myth deeply rooted in many cultures. Muslims are used to debating with Christians, so they are never told that virgin birth is impossible, as this is a doctrine of Christianity as well. The reality is, this is a scientific absurdity.

                    The Qur'an tells us that this same child who was born of a virgin mother is able to speak in complete sentences at only a day old (Qur'an 19:29-33)! While Muslims and Christians are debating the scientific knowledge written in the pages of the Qur'an, a rational thinker can clearly see that this idea of the talking baby, born of a virgin mother, is absurd. It was a myth adopted by Muhammad, and inserted into the text of the Qur'an.

                    For further scientific absurdities consider the following Hadith:

                    Sahih Muslim, Book 40, Number 6985:

                    Narrated AbuHurayrah:

                    Allah's Apostle (peace_be_upon_him) said: The Last Hour would not come unless the Muslims will fight against the Jews and the Muslims would kill them until the Jews would hide themselves behind a stone or a tree and a stone or a tree would say: Muslim, or the servant of Allah, there is a Jew behind me; come and kill him; but the tree Gharqad would not say, for it is the tree of the Jews.

                    A rational person can quickly realize the ridiculous nature of this Hadith. There is scientific error at so many levels. First, the idea of stones and trees talking is from the realm of fairy tales. In order for the stone or tree to talk, it would need a brain, lungs, the proper vocal cords, and an understanding of the language it is speaking. Equally disturbing is the claim that one of these trees, the Gharqad, will take sides with the Jews.

                    If the thought of trees and stones talking was not enough, the Qur'an mentions clouds that can speak. Allah said to the clouds "come willingly or unwillingly" and they said "we come willingly" (Qur'an 41:11). Most readers pass right by this verse, but many questions come up when analyzing it. At what point does water vapor become conscious? Is a water molecule alive? With two atoms of hydrogen, and one of oxygen, where is the brain or the orifice required for speech?

                    Stories of non-living matter (rocks, etc) acting similar to living organisms is also found in the Qur'an. There are stories of mountains that have fear (Qur'an 33:72). Fear is an emotion which is caused by chemical impulses in the brain. Do the mountains, made a stone and dirt, have brains with these chemical impulses taking place?

                    One major scientific error in the Qur'an can be seen in the following verses:

                    And he followed a road; Till, when he reached the setting-place of the sun, he found it setting in a muddy spring, and found a people thereabout. We said: O Dhu'l-Qarneyn! Either punish or show them kindness. (Qur'an 18:85-86)

                    This is a major scientific blunder in the Qur'an. A man walked until he reached the setting place of the sun, and saw it setting in a muddy spring. Modern science has taught us that the earth revolves around the sun. The above excerpt from the Qur'an seems to state that it is the sun that moves, as well as sets on earth! If the sun were to touch the surface of the earth, everything would be incinerated, and all life would die.

                    Comment


                    • Another curiosity is the mythical beings known in Islam as Jinn. There are Muslims who believe that Jinn stand on top of each other's shoulders all the way up to heaven, and listen to what is being discussed. There is a Hadith narrated by Aisha (Sahih Bukhari Volume 9, Book 93, Number 650) that says soothsayers and psychics receive some of their information from Jinn who stealthily acquire this info by listening to the discussions in heaven. The Qur'an says that the stars were created to defend heaven from such eavesdroppers (Qur'an 37:6-8 as well as saying that the stars are used as missiles (projectiles) to drive them away (Qur'an 67:5).

                      First of all, if Jinn can reach heaven by standing on the shoulders of one another, that means heaven is a given distance from earth. If this is true, then eventually we will be able to fly to heaven by space shuttle, or see it with a telescope. What is far worse in this theory is the thought that stars are used to throw at the Jinn. Stars are essentially stationary, but one can imagine how 7th century Arabs might have been in awe of the sights in the sky. This myth seems to confuse shooting stars with stars. The authors of the Qur'an and Hadiths probably thought stars and "shooting stars" were the same thing, when in reality they are not.

                      According to the Qur'an there was a man who could understand the speech of animals (Qur'an 27:18-19). While zoologists have formed methods of communicating with apes and chimps, no human being has ever been able to understand the "language" of species different from our own. The ability to speak like a human is formed by advanced brains with complex thought patterns, something most animals do not have. Therefore, to think that a man could understand the spoken language of another animal is absurd.

                      What is even worse is the verses cited have this man hearing the speech of ants! It is a scientific fact that ants have no speech patterns. They communicate through chemical trails, and other forms of odor. In otherwords they communicate via smell, not sound! This blunder is understandable, as the average desert Arab in the seventh century would not know this. However this lack of knowledge of the animal kingdom proves human origin of the text, and disputes theories of a divine origin.

                      The Qur'an states that Allah created the sky in layers. He created seven heavens, and decked the lowest heaven with lamps (Qur'an 67:3-5) and adorned it with the beauty of the stars (Qur'an 37:6). The Qur'an also states that the moon is within these seven heavens (Qur'an 71:15-16). If the stars (lamps) are in the lowest heaven, they are either closer to the earth than the moon, or are at an equal distance from the earth as the moon. Either way this is scientifically inaccurate. It is a known fact that the stars are much farther away than the moon.

                      The following Hadith speaks of monkeys that are Muslims:

                      Sahih Bulhari Volume 5, Book 58, Number 188 -

                      Narrated 'Amr bin Maimun:

                      During the pre-lslamic period of ignorance I saw a she-monkey surrounded by a number of monkeys. They were all stoning it, because it had committed illegal sexual intercourse. I too, stoned it along with them.

                      It is a rule in both Islam and Judaism that women who commit adultery are to be stoned. According to the above Hadith monkeys were subject to this law as well. What other laws do monkeys follow? Are they required to make a pilgrimage to Mecca? Are they required to read the Qur'an? What constitutes adultery in the monkey world? This is simply a myth. This is similar to a story found in the Ramayana, an ancient Hindu epic, that talks of the monkey Hanuman, and others of his kind, fighting for control of the monkey kingdom.

                      There is a Hadith (Sahih Buklhari Volume 1, Book 9, Number 490) which states that if a woman or a dog passes in front of you while you are praying, your prayer will not make it to heaven. While there are chauvinistic implications here, I'd like to focus on the scientific aspect. What is it about women and dogs that nullify prayers? Are the prayers carried by a type of sonic wave that women and dogs disrupt? It is obvious that there is no scientific explanation to this absurd myth. No one should be surprised by this, as numerous Hadiths say dogs are evil, and should be killed. Sahih Bukhari Volume 4, Book 54, Number 540 says plainly: "Allah's Apostle ordered that the dogs should be killed."

                      Of course when it comes to killing animals, there are different laws for different species. Dogs are to be killed instantly, however snakes are to first get verbal warning if he comes to your house. If the snake comes a second time, kill him (Sunan Abu Dawud Book 41, Number 5240). The interesting thing about such a Hadith is the fact that snakes cannot hear. It is bad enough to assume that any animal would understand you giving a verbal warning, but to assume that an animal that is deaf will understand you is ridiculous. It is the equivalent of writing a note for a bat, and leaving it on your door so that he may read it later.

                      The following Hadith shows the poor sanitation habits of Muhammad and his followers:

                      Sunan Abu Dawud Book 1, Number 0067:

                      Narrated AbuSa'id al-Khudri:

                      I heard that the people asked the Prophet of Allah (peace_be_upon_him): Water is brought for you from the well of Buda'ah. It is a well in which dead dogs, menstrual clothes and excrement of people are thrown. The Messenger of Allah (peace_be_upon_him) replied: Verily water is pure and is not defiled by anything.

                      The issue here is not hygiene, but rather a lack of scientific understanding of bacteria, viruses, and germs that can be present in water. Excrement is a very common cause of water becoming contaminated with Escherichia coli (E. coli), a bacteria commonly found in the colon that is deadly to humans if ingested. Water contaminated with dead dogs or menstrual fluids can be equally dangerous.

                      Conclusion


                      Muslims cite alleged scientific miracles in the Qur'an and Hadiths to try and prove a divine origin of their faith. In this short study of Islamic science, these claims have been debunked. Clearly there was no supernatural force giving Muhammad scientific information. While the Muslims argued that advanced scientific knowledge in the Qur'an is a sign of divine origin, the rational thinker points out that the numerous and obvious scientific errors point to a wholly human origin.

                      Comment


                      • به نقل از موسسه گفت*و*گوی اديان، نشست نمايندگان اديان اسلام، مسيحی و يهود با هدف توسعه فهم و درك متقابل در سوييس برگزار شد*.

                        *به*گزارش شورای اديان سوييس، در اين نشست كه جمع كثيری از پيروان اين اديان و مذاهب اين كشور حضور دارند، بر وجه اشتراك تمامی اديان يعنی *«التزام به صلح*» *تاكيد می*شود*.

                        *اين شورا در گزارش خود آورده است كه اديان الهی، مسئوليت*های مشابهی در قبال صلح، همزيستی و يك*پارچگی اجتماعی دارند و در اين گردهمايی بر اين موضوع تاكيد خواهد شد*.

                        *بر اين اساس، برگزاری چنين همايشی نشان*دهنده آن است كه مذاهب در تقابل با يكديگر نيستند بلكه برای هم و با هم كار می*كنند*.

                        *پس از پيروان مسيحيان پروتستان، مسلمانان در سوييس با نزديك به پنج درصد از كل جمعيت اين كشور، دومين اقليت دينی محسوب می*شوند*. *يهوديان نيز با كمتر از يك درصد جمعيت سوييس سومين اقليت دينی اين كشور هستند.

                        *همچنين به گزارش پايگاه اينترنتی **«*اسلام*آن لاين*»*، **«*مجلس اديان*» *با عضويت نمايندگان اديان سه گانه*الهی يهوديت، مسيحيت واسلام در **"*برن*" *پايتخت سوئيس تشكيل شد*.

                        *بنيانگذاران اين مجلس در يك كنفرانس مطبوعاتی ابراز اميدواری كردند *مجلس مزبور به صحنه*ای برای ايجاد اعتماد ميان اديان سه*گانه و حلقه وصل اتباع اين سه دين با دولت فدرال، احزاب سياسی و مسئولان تبديل شود**.

                        "توماس فيبف*"، *رئيس اين مجلس جديد در گفت*وگو بااسلام *آن*لاين، ايجاد اعتماد ميان اديان آسمانی موجود در سوئيس و محافظت از آرامش دينی و يافتن نقاط مشترك ميان مسلمانان، مسيحيان و يهوديان برای اجرای گفتمان در مورد مسائل دينی و سياسی را جزو اهداف اين نهاد نوبنياد برشمرد*. *فيبف گفت*: اقليت مسلمان تعهدات و خواسته*های دينی خاصی دارند كه طرف*های ذيربط نمی*دانند با اين خواسته*ها چگونه برخورد كنند*.

                        *اعضای مجلس اديان پس از مشورت، طرف*های ذيربط را درجريان راهكارهای لازم چنين برخوردی قرار می*دهند*.

                        *اين در حالی است سخنان **«*ليزه پروكوپ**»، *وزير كشور اتريش درباره آنچه **عدم تمايل به هم*گرايی مسلمانان با جامعه* *اين كشور ناميد، مورد اعتراض قرار گرفت*. *وزير كشور اتريش در گفت*وگويی با روزنامه تيرول گفت*: *تحقيقات ما نشان می*دهد كه ** *درصد از مسلمانان اتريش علاقه*ای به هم*گرايی با ديگران و اختلاط با محيط زندگی خود ندارند*. *پروكوپ همچنين گفت*: *هركسی كه نمی*خواهد با جامعه اتريش هم*گرايی داشته باشد، جايی در اين كشور ندارد*. *ما هيچ*كس را به زور در اينجا نگه*نمی*داريم*. *وی با اشاره به اينكه تحقيق مذكور نشان داده است نسل*های دوم و سوم مسلمانان نيز در اتريش به اختلاط با ديگران تمايل ندارند، افزود*: *بايد مراقب باشيم كه در كشورمان ناآرامی*های مشابه فرانسه يا آلمان بوقوع نپيوندد*.

                        *اين نماينده مجلس با اشاره* به اينكه شمار مسلمانان در اتريش به **** هزار تن می*رسد، افزود**: *ما چنين الفاظی را كه از سوی برخی سياست*مداران برای مبارزه انتخاباتی پاييز آينده به كاربرده می*شود، محكوم می*كنيم*.

                        «آناس شقفه*»، *رئيس جامعه مسلمانان در اتريش نيز از سخنان وزير كشور انتقاد كرد*. *وی تاكيد كرد كه يك سياست*مدار در اين سمت مهم بايد الفاظ خود را بسيار محتاطانه انتخاب كند*. *شقفه درباره نتايج تحقيقات مورد اشاره وزير كشور گفت*: *نتايج اين تحقيقات بسيار عجيب است و اين سوال پيش می*آيد كه معيارهای مورد استناد اين تحقيق چه بوده*است*. *جامعه مسلمانان اتريش با جمعيتی بالغ بر ****هزار نفر، نزديك به ****درصد از جمعيت ** **ميليونی اين كشور را تشكيل می*دهند*. *اسلام پس از مذاهب كاتوليك و پروتستان، سومين دين رسمی اتريش است*.

                        *با اين حال *«ليزه پروكوپ*»، *وزير كشور اتريش از اظهارات اخير خود درباره عدم تمايل مسلمانان به هم*گرايی با جامعه اتريش دفاع كرد*.

                        *وی كه به خاطر اظهاراتش بشدت مورد انتقاد قرار گرفت، در دفاع از خود در گفت*وگو با راديوی اتريش اظهار داشت*: *هم*گرايی از ديد من به معنای **«*تناسب*» *يا **«*حل شدن*» *نيست، بلكه به معنای پذيرفتن ارزش*های يك سرزمين است*.

                        Comment


                        • این همه مسلمان، آیا شما بیشتر از همه اینها میفهمید؟!

                          این همه مسلمان و خداپرست در دنیا وجود دارد! آیا اینها همگی اشتباه میکنند و شما این وسط تنها عاقل و خردمند هستید و بقیه احمق هستند؟

                          پاسخ:

                          کاملا ممکن است که یک شخص درست بگوید و همه انسانهای دیگر اشتباه بگویند و کثرت برای هیچ باوری حقانیت نمی آورد.

                          اصولا تعدد و تکثر افرادی که به اندیشه ای وابستگی دارند برای آن اندیشه حقانیت نمی آورد. متاسفانه بسیاری از عقاید و استدلالهایی که مسلمانان دارند مربوط به دوران وحشیگری اعراب زمان رسول الله است، بسیاری از این مفاهیم را میتوان در زندگی قبیله ای و بادیه نشینی ریشه یابی کرد. در میان گفتمان ناگهان یاد جنگ بدر می افتند و میگویند لشگر ما بیشتر است، ما میلیاردها نفر هستیم و شما یک نفر هستید! پس ما درست میگوییم و شما اشتباه میکنید! ما حق هستیم و شما باطل!!

                          این درحالی است که اگر تریلیونها نفر به چیزی غلط باور داشته باشند آن چیز همچنان غلط باقی خواهد ماند. بسیار در طول تاریخ پیش آمده است که تمامی مردمان یک چیز را باور داشتند و شخصی چیزی بر خلاف آن باور رایج را باور داشت. و از اتفاق همان یک شخص به چیز درستی باور داشته است و تمامی باقی مردمان به چیز غلطی باور داشتند.

                          برای نمونه مخترعین، مکتشفین و یا متفکرینی که نظریه نوینی میدهند، اولین کسانی هستند که چیزی را اختراع یا کشف میکنند و تمامی انسانهای دیگر که همزمان با این افراد زندگی میکنند و نیز قبل از آنها میزیسته اند با این کشف و یا اختراع بیگانه هستند و حتی نظریاتی مخالف آن داشته اند، و الا نمیتوان به آن اشخاص مخترع یا مکتشف گفت! بنابر این تابحال در طول تاریخ به تعداد تمامی اختراعات و اکتشافات و نظریات علمی اتفاق افتاده است که تمامی انسانهای روی زمین خطا بکنند و یا نسبت به چیزی به اطلاع باشند و تنها یک شخص نسبت به آن چیز آگاهی درستی داشته باشد.

                          سفسطه ای که اسلامگرایان و یا خداباوران میکنند مانند آن است که شخصی مقابل مندلیف مبتکر جدول دوره ای عناصر باستد و بگوید، نادان! هیچکس نمیگوید عناصر را میتوان به این صورت که تو میگویی دسته بندی کرد! آیا همه اشتباه میکنند و تو کسی هستی که درست فکر میکنی؟! بقیه همه احمق هستند و تو فقط میفهمی؟

                          واقعیت این است که حوزه علم و فلسفه حوزه دموکراسی نیست. اینکه تمامی دانشمندان به چیزی اعتقاد داشته باشند یا تمامی فلاسفه چیزی را قبول داشته باشند لزوماً به آن معنی نیست که آن چیز درست است. تمامی فرضهای علمی و فلسفی و تمامی نتایج و احکام آنها باید بطور عینی و بدون توجه به تعداد باورمندان و موافقان آنها باید درست باشند.

                          بنابر این بعنوان افراد خردگرا، ما معتقد به این دلیل به نتایج علمی یک سری از دانشمندان و یا نتایج فلسفی یک عده از فلاسفه نیستیم چون آن فلاسفه در اکثریت هستند یا حتی اینکه آن فلاسفه و دانشمندان مورد تایید ما هستند. بلکه به آنچه آنها گفته اند باور داریم تنها و تنها به دلیل اینکه آن مفاهیم درست هستند. بعبارت دیگر اساساً برای یک انسان خردگرا مهم نیست که یک حرف را چه کسی زده است، بلکه تنها مسئله مهم این است که آیا له و یا علیه آن حرف و ایده شواهد و دلایل معتبر و صحیح وجود دارد یا نه، و صحت و حقانیت آن حرف و ایده از روی آن شواهد و دلایل است که روشن میشود نه از روی نام و اعتبار گوینده آن.

                          کسانیکه اشتباه میکنند احمق نیستند.

                          بسیاری از افرادی که تازه اسلام را کنار گذاشته اند و خردگرا و بیخدا شده اند گمان میکنند خداباوران و مسلمانان انسانهای احمقی هستند. ممکن است از لحاظ منطقی بتوان احمق را کسی دانست که به چیزی احمقانه اعتقاد داشته باشد، اما مسئله اینجاست که آنچه از نظر ما احمقانه است از نظر آن باورمندان احمقانه نیست. خداباوران و مسلمانان معمولاً به دلیل اینکه از آنچه خردگرایان و خداناباوران راجع به اسلام و خدا میدانند نا آگاه هستند به این مفاهیم گرایش دارند.

                          دانش در مورد دین و خدا خود نوعی علم است و طبیعی است که عده زیادی از این دانش و شناخت سکولار نسبت به دین و خدا آگاه نباشند. این افراد را نمیتوان احمق نامید. همانطور که هر شخصی قطعاً راجع به بسیاری از علوم که در تخصص و علاقه او نیستند نا آگاه است. نتیجه آنکه هر آنکس که به چیز غلطی اعتقاد دارد لزوماً احمق و خنگ نیست. در بیشتر از مواقع بی اطلاعی و خطا در استدلالها و سفسطه های متعدد است که باعث میشود افرادی به دین و خدا اعتقاد داشته باشند. بنابر این بیخدایان و خردگرایان باور ندارند که خداباوران احمق هستند و فرضی که در پرسش شده است فرضی غلط است.

                          البته آزمایشها و مطالعات علمی و آمار متعددی وجود دارند که نشان میدهند افرادی که از تواناییهای ذهنی کمتری برخوردار هستند و یا از هوش پایینتری برخوردار هستند تمایلات بیشتری نسبت به دین و خداباوری دارند. نمونه های متعددی از این مطالعات را میتوانید در نوشتاری با فرنام "رابطه مستقیم خداباوری با نادانی" بخوانید، این فرض تنها در صورتی درست است که انسانهای کم هوش را احمق بنامیم. و از آنجا که کم هوشی مسلماً به کسانی اطلاق خواهد شد که هوششان از میانگین هوش دیگران کمتر باشد، باید حداقل نیمی از جمعیت زمین را احمق خواند.

                          آیا همه مردمان دنیا باورمند به خدا هستند؟

                          متاسفانه افراد مذهبی چون معمولا در محیطی کاملا بسته زندگی میکنند و یا اجازه ارتباط با دنیای خارج را ندارند و یا جرات آنرا ندارند یا به دلیل اینکه تشنه دانش نیستند، و خود را دست یافته به حقیقت مطلق میدانند نیازی برای افزودن به دانسته های خود احساس نمیکنند. بنابر این بدون مشاهده و ارائه آمار معتبر همه دنیا را همفکر خود میدانند و بدون اینکه بدانند در دنیا چه میگذرد، برای خود فکر میکنند همه دنیا خداپرست هستند و همه دنیا عاشق ما مسلمانان هستند مگر یک عده اسرائیلی و امریکایی خبیث! این افراد چون عمه و خاله و دایی و خواهر و برادر خود را همفکر با خود میدانند و آنها را نیز مسلمان فرض میکنند، فکر میکنند کل جامعه بشری در دنیا موافق با آنها هست و مانند عمه و خاله آنها فکر میکنند و شخص خداناباور تنها 1 نفر است که به حرف جدیدی رسیده است! اما واقعیت این است که دنیا از خانواده و کوچه و محله و شهر و استان و کشور این افراد بسیار بزرگتر است! در دنیای امروز جمعیت زیادی از مردم، بی خدا، بی دین، شک گرا، ملحد، کافر و مشرک هستند! نه تنها امروز در دنیا تعداد قابل توجهی از این افراد وجود دارد و بعد از مسیحیت، اسلام و هندوئیسم، بی خدایی بالاترین میزان جمعیت را در جهان دارد و در بسیاری از کشورهای جهان میزان خرد و شعور بشری جایگاه دین را همچون جایگاه دخانیات محدود به مکانهای مشخصی میدانند بلکه از همه مهمتر اینکه رشد بی دینی در تمام دنیا در تمام کشورها و در تمام ادیان سریعتر از رشد هر نوع دینی است! برای بدست آوردن آماری از بیخدایی به بخش "آمار بیخدایی" سری بزنید! از اینها گذشته بودایی ها حدود 2500 سال قدمت دارند و به هیچ عنوان به هیچ نوع خدایی اعتقاد ندارند، بودایی ها اکثریت مردم ژاپن، چین، برمه و سایر کشورهای آسیایی را تشکیل میدهند. بودائی ها همچون آئتئیست ها وجود پدیده ای به نام خدا را خرافی و باطل میدانند. (1) همچنین ادیان چینی همچون تائوئیسم و کنفسیوسیم نیز کاملاً بیخدا هستند و وجود هر نوع خدایی را انکار میکنند. خداناباوری و خردگرایی از حیث قدمت نیز سنتی بسیار بسیار کهنتر از ادیان جدیدی مانند اسلام و مسیحیت هستند.

                          مورد دومی که در این استدلال باید به آن پرداخت این است که چطور دینداران به خود اجازه میدهند خود را جزو یک دسته کلی بدانند؟ در دنیا بزرگترین جامعه دینی جامعه مسیحیت است. مسیحیان به محمد به عنوان یک فرد دروغگو و جنایتکار نگاه میکنند و برخی از مسیحیان معتقدند محمد از شیطان وحی میگرفته است و اسلام دینی است ساخته شیطان برای گمراه کرده مردم از راه مسیح (2). از آنجا که مسیحیان اعتقاد دارند عیسی پسر خداوند است و انجیل کتاب مقدسشان میگوید من (عیسی) و پدر (خدا) یکی هستیم و قرآن به شدت با این قضیه مخالف است (سوره توبه آیات 28 تا 30) اسلام تمامی مسیحیان امروز را مشرک میداند (ممکن است مسلمانانی که سواد ندارند و زحمت خواندن تازینامه را به خود نداده اند یا میخواهند از اصول اسلام دست بردارند و به اتحادیه اروپا یا سایر اتحادیه های بشری بپیوندند این واقعیت را انکار کنند)، بنابر اصول اسلامی تمامی مسیحیان این دوران را نجس و مشرک میدانند یا حداقل باید بدانند اگر تقیه نکنند! نه مسیحیان خدای مسلمانان را قبول دارند نه مسلمانان خدای مسیحیان را. مسیحیان خدای مسلمانان را دروغین میدانند و مسلمانان خدای سه گانه مسیحیان را شرکی آشکار.

                          بنابر این مسلمانان و مسیحیان و اگر به همین روال به قضیه نگاه کنیم هیچکدام از دین باوران به خدای ادیان دیگر بگونه ای که باورمندان آن ادیان به خدایانشان اعتقاد دارند، باورمند نیستند. در واقع هر خداباوری تنها یک خدا را قبول دارد و تمامی خدایان دیگر را دروغین دانسته و وجودشان را انکار میکند. مثلاً مسلمانان وجود اهوره مزدا، زئوس، زحل، کریشنا و مسیح (بعنوان خدا) را انکار میکنند و تنها به یک خدا یعنی الله اعتقاد دارند. در میان تمامی ملتها و فرهنگهای دنیا در حدود 2700 خدای مختلف در اذهان مردم وجود داشته است (3). اگر این تعداد را دقیق فرض کنیم هر خداباوری نسبت به 2699 خدا کاملا "خداناباور" است و تنها نسبت به یکی از این 2700 خدا باورمند است. کدام مسلمانی میتواند بطور جدی لحظه ای به این فکر کند که به زئوس خدای یونان باستان و خانواده اش اعتقاد داشته باشد؟ خدایان یونان، روم، مصر و ایران باستان در باور خداباوران امروزی مسخره هستند، و در باور خداناباوران خدایان مدرن همچون الله نیز به همان میزان مضحک و مسخره هستند. بنابر این خداناباوران و خداباوران همیشه در مورد اینکه 2699 خدای موجود در تاریخ و اذهان مردمان جهان دروغین و باطل هستند توافق نظر دارند و تنها در مورد یک خدا است که با هم اختلاف نظر دارند. آشکار است که خداباوران نمیتوانند خود را با سایر خداباوران همدسته و همفکر بدانند زیرا به چیزهای مشترکی معتقد نیستند. تفاوت میان خدایان ادیان مختلف مثلا یهودیت و مسیحیت و اسلام تنها در نامشان نیست. این خدایان در ماهیت بسیار با یکدیگر متفاوتند. بعنوان مثال خدای یهودیت بر روی زمین راه میرود و میدود و حتی کشتی میگیرد. خدای مسیحیت به شکل انسان تجسد پیدا میکند و برای بخشیده شدن گناهان انسانها از انسانها کتک میخورد. خدای اسلام نیز آنورتر از آسمان هفتم بر روی عرش یا تخت الهی اش نشسته است و در روز قیامت فرشته هایی او را حمل خواهند کرد.

                          Comment


                          • از ادیان که بگذریم در فرقه ها و مذاهب موجود در ادیان نیز تفاوتهای بسیاری وجود دارد، مثلا اهل تسنن جمعیت بسیار بیشتری از شیعیان دارند و تشیع را انحرافی در اسلام و ساخته شده توسط فردی یهودی (4) میدانند و معتقدند تشیع مرده پرستی و شخص پرستی و مکان پرستی و در نتیجه شرک و بت پرستی است اهل تسنن به هیچ وجه زیر بار زیارت اماکن مقدس شیعی نمیروند، زیارت امام حسین و امام رضا رفتن و کمک و یاری خواستن از امامان و مقدسین را شرک مطلق و نابخشودنی میدانند! بنابر این اهل تسنن نیز اهل تشیع را قبول ندارند! تشیعیان نیز اهل تسنن را منحرف و نادان میدانند چون در تاریخ اسلام با آنها اختلاف دارند و دو اصل امامت و عدل را از اصول دیگر اسلام میدانند. شیعیان معتقدند عمر فاطمه دختر پیامبر و همسر امام علی را کشته است و سنی ها این را انکار میکنند. شیعیان معتقدند علی قرار بوده است جانشین محمد شود و سنی ها میگویند چنین قراری نبوده است و ابوبکر شایسته ترین فرد بعد از محمد بوده است.

                            در میان شیعیان نیز اکثر شیعیان به دین سیاسی اعتقاد ندارند و برای آخوندها و عمامه به سر ها و حکومتشان به مبلغ دو شاهی ارزش و اعتبار قائل نیستند و این افراد را شیاد و دروغین میدانند! تنها عده بسیار اندکی هستند که عکس خمینی را در ماه میبینند و دفتر ولی فقیه را دفتر نمایندگی بارگاه الهی بر روی زمین میدانند و سید علی خامه ای را ولی امر مسلمین جهان! این اختلافات تا جایی پیش میرود که این مذاهب همدیگر را تکفیر میکنند و گاهی حکم به قتل یکدیگر داده اند و جنگها در طول تاریخ میانشان وجود داشته است.

                            شاید لازم به ذکر نباشد که مسلمانان علیه مسیحیان جهاد میکنند و آنها را تکه تکه میکنند و مسیحیان نیز علیه مسلمانان جنگهای صلیبی کرده اند و آنها را تکه تکه کرده اند و شیعیان به مقدسات اهل تسنن بسیار توهین میکنند "مراسم عمر کشان را از قسمت آوا و نما گوش کنید" و آنها را در مواقع ضروری میکشند "به لیست دانشمندان دینی اهل تسنن کشته شده در ایران" توجه کنید و سنی ها نیز در کشورهایی مثل پاکستان و عراق هر چند وقت یکبار چند شیعه ای را به رگبار میبندند یا الله اکبر میگویند و در جمعیت خودشان را منفجر میکنند. و سعی میکنند دشمنی خود را نشان ندهند اما در واقع تشنه به خون یکدیگر هستند. همچنین لازم به ذکر نیست که دسته ای از آدمهای مذهبی که در جامعه شیعی ایران وجود دارند به شدت مورد تنفر و تمسخر قرار دارند و به آدمهای عقده ای و روانی و دیوانه مشهور هستند و مردم برای آنها جوک درست میکنند به "مجموعه جوکهای اسلامی" نیز سری بزنید.

                            بنابر این اگر یک دیندار این سفسطه را میکند، در نظر داشته باشید که

                            اکثریت و یا اقلیت برای یک ایده حقانیت نمی آورد.

                            شما تنها نیستید و 800 میلیون آدم دیگر همفکر با شما هستند

                            طرف مقابل شما تمامی مردم خداپرست جهان را نمایندگی نمیکند و 99 درصد مردم خداپرست دنیا از طرف مقابل شما بیزار هستند و اورا احمق میدانند!

                            نکته آخر اینکه اگر این افراد به حرف خود اعتقاد دارند، نباید شیعه باشند! چون تعداد سنی ها چندین برابر شیعیان است! اگر بازهم به حرف خود اعتقاد دارند نباید مسلمان باشید! چون تعداد مسیحیان بیشتر از تعداد مسلمانان است! و چقدر نابخردانه است اگر شخصی تنها به دلیل اینکه اندیشه ای طرفداران بیشتری دارد از هواداران آن اندیشه باشد، نان به نرخ روز بخورد.

                            چرا بسیاری از مردم به دین گرایش پیدا میکنند؟

                            این پرسش پاسخ ساده ای ندارد و موضوع بسیار گسترده ای است که هم میتوان آنرا در بعد شخصی از دیدگاه روانشناسی پاسخ داد و هم میتوان در بعد اجتماعی از دیدگاه جامعه شناسی به آن پرداخت. از آنجا که پرداختن به این پرسش از حوصله این نوشتار خارج است تنها بگونه ای بسیار خلاصه چند دلیل را بر خواهیم شمرد.

                            1- بسیاری از انسانها درست فکر کردن را بلد نیستند. آنها معمولاً چیزهایی را قبول میکنند که "دوست دارند" و چیزهایی را که "دوست ندارند" قبول نمیکنند. برای افرادی که درست فکر کردن را بلد نیستند "درست بودن" مفاهیم ارزشی ندارد، و هرگاه تمایلات آنها با عقلانیتشان در تناقض باشد، تمایلاتشان پیروز خواهد شد. این افراد درصورتیکه خردگرا (خردگرایی چیست؟) شوند دین را کنار خواهند گذاشت.

                            2- دین یک صنعت بسیار بزرگ و گسترده است و میلیاردها دلار در سال خرج حفاظت از این صنعت بزرگ میشود. دین فروختن و تبلیغ دین حرفه و شغل افرادی است و این افراد همچون هر صاحب حرفه دیگری در جلب مشتریان خود میکوشند و برای آن تبلیغ میکنند. دین ابزار خوبی برای تحمیق مردم است و افراد زیادی بر حماقت مردم حکمرانی میکنند. این افراد با هر وسیله که بتوانند دین را تبلیغ میکنند و دشمنان دین را به هر وسیله که باشد یا نابود میکند یا خفه میکنند. قطعاً اگر برای هر چیزی آنقدر که برای دین تبلیغ میشود تبلیغ میشد آن چیز به اندازه دین رایج و محبوب میشد.

                            3- انسانها از آنچه واقعا باعث مسائل میشود نا آگاه هستند و همین نا آگاهی باعث میشود موجودات غیبی و ناپیدا را علت مسائلی که اطرافشان اتفاق می افتد بدانند. این درست همان چیزی است که باعث شده است انسانهای بدوی خدا را خلق کنند و انسانهایی که همانند آن انسانهای بدوی فکر و حتی زندگی میکنند نیز به دلایل بسیار مشابهی هنوز خداباور و دیندار هستند. (10)

                            4- دین با احساسات افراد در آمیخته است، خداباوران از ترس جهنم رفتن و یا به طمع به بهشت رفتن حتی از بررسی افکار دینی خودشان هراسانند چه برسد که بخواهند آنها را نعوذ بالله بررسی کنند و در حقانیت آنها شک کنند.

                            5- دین قسمتی از هویت فردی برخی از افراد میشود و افراد بدون هیچ دلیل و شواهد معتبری آنرا از محیط خود کسب میکنند. (11) افراد معمولاً در مورد اخباری که میشنوند موشکافانه و شکگرایانه برخورد میکنند اما در مورد مفاهیم دینی آنچنان خنگ میشوند که تو گویی مغزشان فلج شده است.

                            Comment


                            • براستی نمیتوان یک دلیل را برای تمامی دانشمندان و فلاسفه برشمرد، هرکدام از فلاسفه و دانشمندان به دلیل و یا دلایل خاصی به خدا اعتقاد داشته اند و تمامی این دلایل اشتباه هستند. تارنمای افشا در بخشی با فرنام "رد براهین اثبات وجود خدا" به رد تمامی این دلایل پرداخته است، و اگر دلایل جدیدی ارائه شود، در صورتیکه در آن دلایل سفسطه و یا فرضهای غلط وجود داشته باشد به رد آنها نیز خواهد پرداخت.

                              باید توجه کرد که مسئله وجود یا عدم وجود خدا یک بحث فلسفی است و هیچ ارتباطی با علم (5)ندارد. خداوند به دلیل فرا طبیعی بودن خود نمیتواند یک فرضیه علمی باشد زیرا علم چیزی به نام فراطبیعی (Supernatural) را به رسمیت نمیشناسد. خداباوران اصرار دارند بگویند حوزه علم محدود به واقعیت های طبیعت است و به واقعیت روحانی از حوزه علم خارج است، اما واقعیت این است که علم وجود چیزهای فراطبیعی را به این دلیل به رسمیت نمیشناسد که کوچکترین مدرک و شواهدی برای وجود چنین چیزی موجود نمیباشد. در واقع چیزهای فراطبیعی تماماً ساخته ذهن و تخیل انسانها است و حقیقتی ندارد. موسسه هایی مانند موسسه جیمز رندی سالها تمامی ادعاهای مربوط به وجود چیزهای فراطبیعی را بررسی کرده اند اما هرگز به شواهد معتبری دست نیافته اند. موسسه جیمز رندی مبلغ یک میلیون دلار جایزه را به کسی که بتواند وجود هر پدیده غیر طبیعی و فرا طبیعی را نشان بدهد و در شرایط آزمایشگاهی ثابت کند پاداش خواهد داد. برای اطلاعات بیشتر به نوشتاری با فرنام "جایزه یک میلیون دلاری موسسه جیمز رندی" مراجعه کنید. نتیجه آنکه مسئله وجود یا عدم وجود خدا در تخصص دانشمندان نیست.

                              مسئله وجود خدا مربوط به فلسفه و بطور مشخص مربوط به شاخه فلسفه دین از فلسفه است. البته ممکن است در علم مسائلی مطرح شود که فلاسفه دین (6) علاقه مند شوند ممکن بودن پدیده خدا را با آن بسنجند. مثلا در کیهان شناسی قضیه بیگ بنگ (7) و در بیولوژی قضیه تکامل و مسائل بسیار متعدد ریاضی که با فلسفه دین پیوند میخورند، مثلاً تئوری مجموعه ها و تعریف جورج کانتور از مجموعه بینهایت. اما این باعث نمیشود که دانشمندان مستقیماً به پدیده خدا بپردازند. همچنین ممکن است دانشمندانی از روی فقر فلسفیشان نظم و پیچیدگی موجود در کشفیات خود را به وجود خدا نسبت بدهند. مثلاً نیوتون از این دسته افراد بوده است (برای جزئیات بیشتر پیرامون خداباوری نیوتون به نوشتاری با فرنام نیوتون و خداباوری او مراجعه کنید). برخی وجود نظم در طبیعت را اثباتی برای وجود خدا دانسته اند که بی اساس و غلط بودن این استدلال را در نوشتاری با فرنام "برهان نظم" نشان داده ایم. برخی از دانشمندان دلایل شخصی و غلط ویژه خود را داشته اند مثلا پاسکال برای وجود خدا استدلالی آورده است که به "شرط پاسکال" معروف است(برای جزئیات بیشتر از خداباوری پاسکال و ایرادات وارد بر آن به نوشتاری با فرنام شرح سفسطه اگر آخرتی باشد شما ضرر کرده اید ما ضرر نکرده ایم اگر نباشد باز هم ما ضرر نکرده ایم مطالعه کنید). افرادی مانند انیشتن اساساً خداباور نبوده و خداباوران به خطا آنان را خداباور می انگارند (برای جزئیات به نوشتاری با فرنام انیشتن و خدای او مراجعه کنید).

                              اگر دانشمندی در یک کتاب علمی و دانشگاهی خداوند را وارد علوم خود کند، مثلاً در کتاب بیولوژی بنویسد که خداوند انسانها را خلق کرده است، و یا در کتاب مکانیک بنویسد که اگر نیرویی به جسم متحرک وارد شود انشاءالله از حرکت خواهد ایستاد، این نظر او ارزش و اعتبار علمی نخواهد داشت و باقی دانشمندان بعنوان دیوانه به او نگاه خواهند کرد. از همین رو است که در هیچ کتاب علمی (مثلاً کتابهایی که در دانشگاه ها تدریس میشوند) هیچ اثری از خدا نیست. خدا از دیدگاه علمی یک پدیده تخیلی همانند لولوخورخوره و سوپر من است. لذا اگر دانشمندی در مورد خدا اظهار نظر کند همانند این است که باقالی فروشی در مورد فیزیک کوانتومی نظر بدهد، یا یک فیزیکدان متخصص در زمینه فیزیک کوانتوم در مورد اینکه باقالی را چگونه باید پخت و در کجا باید ایستاد تا فروش بیشتری داشته باشد نظر بدهد. البته این به این معنی نیست که نظر یک باقالی فروش راجع به فیزیک کوانتوم و نظر یک دانشمند در مورد خدا بی اعتبار است و تنها فلاسفه دین حق دارند که در مورد پدیده خدا نظر بدهند. بلکه به این معنی است که از آنجا که پدیده خدا در حوزه دین علم مطرح نیست، باید احتمال آنرا داد که از آنجا که اکثر مردم خداباور هستند و به نوعی خدا اعتقاد دارند، و از آنجا که این دانشمندان نیز برخاسته از همان مردم هستند و تخصص ویژه ای در مورد قضیه خدا ندارند و اطلاعاتشان معمولاً در مورد دین و خداوند همانقدر است که اطلاعات مردم عادی است، باورهای دینی اکثر آنها همچون باورهای دینی اکثر مردم باشد. نتیجه آنکه باید انتظار داشت اکثر دانشمندان نیز مانند اکثر مردم به وجود خدا اعتقاد داشته باشند.

                              اما شگفت آور است که آمار چیزی بر خلاف این انتظار را نشان میدهند. در کشور آمریکا 90% مردم به وجود خدا و حیات پس از مرگ اعتقاد دارند و تنها 10 درصد مردم وجود خدا را انکار میکنند. این درحالی است که تنها 40% از کسانیکه تحصیلات لیسانس در یکی از رشته های علمی دارند، به این دو موضوع اعتقاد دارند، و تنها 10% از کسانیکه دانشمندان برجسته به شمار می آیند به خدا و زندگی پس از مرگ باورمندند. و همچنین میان اعضای از میان اعضای آکادمی ملی دانشمندان امریکا، 72% بیخدا (آتئیسم، بیخدایی، الحاد چیست؟ ) 21 درصد ندانمگرا (اگناستیسزم، چیست؟) و تنها 7% معتقد به یک خدای دارای شخصیت ( هستند. (9).

                              جالب است که در میان فلاسفه ای که در 300 سال گذشته زندگی میکرده اند نیز برجسته ترین نامها بیخدا هستند. براستی برابر با فلاسفه بیخدایی همچون، آرتور شوپنهاور، توماس هابس، مارتین هیدگر، دیوید هیوم، آلبرت کاموس، فرانز کافکا، سر آلفرد جولیوس آیر، بوکونین میخائیل ،چارلز برادلف ، ردلف کارناپ، ویلیام ک کلیفورد، آگوسته کمته، دارو کلارنس، جان دوی، الیس آلبرت، جورج ویلیام، زیگموند فروید، لودوینگ آندریاس فوئرباخ، گیبون ادوارد، اما گلدمن، هلدمن جولیس امانوئل، هوباخ پاول هنری، جورج جاکوب (یعقوب)، هوک سیدنی، توماس هنری، یگرسول روبرت گرین، لوئیس جوزف، کارل مارکس، مک کاب جوزف مارتین، فردریش نیچه، منکن هنری لوئیس، توماس پین، آین رند، جان مکینون رابرتسون، برترند راسل، کارل سایگن، مارگارت سانگر، ژان (شاان) پاول سارتر، که تغییر شگرفی در فلسفه ایجاد کرده اند و برخی از آنها پدر علوم جدیدی بودند و علومی را پایه گذاری کرده اند تنها میتوان تعداد اندکی فیلسوف همچون امانوئل کانت را برشمرد که به خدا اعتقاد داشته اند، اکثر فلاسفه در 300 سال گذشته نسبت به خدا حالت انکار داشته اند و دین را آفتی بزرگ برای بشریت و ترمز تمدن میدانسته اند.

                              اما در گذشته اینچنین نبوده است، پیشرفت علم پیشرفت بیخدایی را نیز به همراه داشته است، البته ممکن است این پیشرفت بیخدایی و کمرنگ شدن نفوذ دین در زندگی و اجتماع و قانون و کوتاه شدن دست آن از علم بوده باشد که موجب پیشرفت علم شده باشد اما به هرحال بدون شک در گذشته خداباوری باور مرسوم تری بوده است. قدما را نباید بخاطر خداباوری و یا حتی اسلامشان توبیخ کرد و از دست آنها عصبانی بود. از هر انسانی در حد شعور و هوش او و اطلاعاتی که در اطراف او وجود داشته است و او میتوانسته است آنها را کسب کند انتظار داشت. یک دانشجوی سال اول رشته فلسفه اطلاعات فلسفی اش ده ها برابر بیشتر از اطلاعات سقراط و افلاطون و ارسطو است.

                              بنابر این علی رغم اینکه اگر تمامی فلاسفه و دانشمندان نیز یک حرف را بزنند بازهم این مسئله به خودی خود دلیل بر درستی آن حرف نیست، تعداد دانشمندان و فلاسفه بیخدا در صورتیکه در اکثریت بودن جمعیت خداباوران را در نظر بگیریم بسیار بسیار شگفت انگیز است و آشکار میسازد که خداباوری بیشتر به طبقه ای از اجتماع بشری تعلق دارد که از دانش و فلسفه بیشتر محروم است. رابطه میان باورهای دینی و میزان دانش رابطه ای معکوس است. هرچقدر امکانات آموزشی و فکری کمتر باشد باورهای دینی قوی تر و هرچقدر علم و دانش قوی تر باشد باورهای دینی ضعیفتر و کمتر خواهد بود.

                              Comment


                              • نتیجه گیری:

                                نتیجه آنکه چه 2 نفر به ایده ای اعتقاد داشته باشند چه 20 میلیون نفر و چه 1.5 میلیارد نفر، آن عقیده همچنان میتواند اشتباه و زشت باشد! عرصه علم و گفتمان عرصه دموکراسی نیست! هیچ وقت در بررسی علوم نمی آیند و بگویند چون 10 تا فیزیک دان به این اعتقاد دارند که ذرات بی انتها هستند و 20 تا فیزیک دان به این اعتقاد دارند که ذرات بی نهایت نیستند، پس فیزیک میگوید ذرات بی نهایت هستند! در گفتمان و بحث علمی و فلسفی در مورد اسلام و خدا نیز استفاده از این سفسطه، نوعی لگد پرانی و فرار از بحث است! به افرادی که چنین حرفی میزنند بگویید چرا وقتی بیمار میشوند پیش دکتر میروند؟ چرا بیماریشان را از طریق دموکراسی حل نمیکنند؟ از 20 نفر از آشنایانشان بپرسند بیماریشان چی هست و از روی نظر آنها به تیمار بپردازند.



                                توضیحات:

                                1) روحانیون بودیست در کتاب پرسش های خوب برای پاسخ های خوب در مورد این مسئله توضیحات کافی داده اند.

                                2) سایت مسیحی پیامبر آور مرگ یک نمونه از این نوع باور مسیحیان به اسلام است.

                                3) تارنمایی با نام آزمایشگر خدا لیستی از این 2700 خدا و مشخصات آنها ارائه میکند.

                                4) بسیاری از اهل تسنن معتقدند شخصی یهودی با نام عبدالله ابن سبا برای فتنه جویی تشیع را پایه گذاری کرده است و شیعیان حتی وجود چنین شخصی را انکار میکنند، بحث مفصلی در این مورد را در اینجا و اینجا بخوانید.

                                5) در این نوشتار منظور از کلمه علم همان (Science) و منظور از دانشمند (Scientist) است نه دانش و یا کسی که چیزی را میداند.

                                6) منظور از فلاسفه دین، دینداران فیلسوف نیست، بسیاری از کسانیکه متخصص در رشته فلسفه دین هستند خود باورمند به دین نیستند و اغلب کسانیکه در فلسفه دین باعث تحول شده اند خود دیندار نبوده اند.

                                7) یک اثر بسیار درخشان در مورد بیگ بنگ و وجود خدا، کتابی است که بصورت مناظره میان دو تن از بزرگترین فلاسفه خداباور و خداناباور زمان حال توسط دانشگاه آکسفورد منتشر شده است. نام این کتاب "Big Bang Cosmology, Atheism and Theism" است و یک نوشتار از نوشتارهای آنرا میتوانید در نوشتاری با فرنام "آغاز بی علت جهان" به زبان فارسی بخوانید.

                                8 منظور از خدای دارای شخصیت، خدایی است زنده که دارای شعور و اراده است.

                                9) منابع این آمار را در نوشتاری با فرنام "رابطه مستقیم خداباوری با نادانی" بیابید.

                                10) نوشتار جالبی در این زمینه توسط دکتر احمد ایرانی با فرنام "نظرهای علمی درباره دین، پیدایش و تکامل دین" نوشته شده است که نحوه شکل گیری دین را توضیح میدهد، و خواندن آن توصیه میشود.

                                11) دکتر ریچارد داوکینز در همین زمینه نوشتاری با فرنام "دلایل خوب و بد برای باورمند بودن" بودن دارد که خواندن آن توصیه میشود.

                                Comment

                                Working...
                                X