Announcement

Collapse
No announcement yet.

Bahai'at

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Originally posted by donsaeid View Post
    vaaaay mesle catolika ke noskheye asle ketab moghadas ro ghayem kardan, inaham noskheye asle tobe namero ghayem kardan... looool

    omidvaram khoda tobehaye bab ro maghbol bedare va az gonahanesh kam kone

    Daghighan ! Vali bayad sabr kard va did keh Bahaei ppl chi migan !

    Comment




    • با درود
      دوست گرامی رد واین پست اخیر خود را در دربارهء موضوع توبه نامهء حضرت باب فرستاده اند که در اینجا از ایشان تشکر می کنم بابت زحماتی که می کشند. شرط اول گفتگو همانا کشف حقیقت و آشنا شدن با نقطه نظرات دیگران در مورد مسائل گوناگون است. قضاوت آن را باید به دست خواننده و شنونده سپرد و تا آنجا که ممکن است پایه های دوستی و محبت و مودت را، صرف نظر از گوناگونی هایمان در آراء و عقاید، همواره مستحکم سازیم همانطور که خداوند در قرآن شریف فرموده: فبشر عباد الذین یستعمون القول فیتبعون احسنه، و یا، لا اکراه فی الدین.
      در خصوص توبه نامه در این تاپیک اشاراتی قبلاً شده بود اما از آنجا که بعضی نکات برای خوانندگان شاید ناشناخته باشد، امیدوارم درج این جواب به درک مسئله کمکی نماید. بنده قبلاً هم اشاره کردم با همین بحثهای فارغ از تعصب است که جوامع به تکامل می رسند و شکوفا می گردند.



      گفتگوی گروه خرافات زدائی
      آريا
      با گروه رهپويان وصال شيرازی
      درباره مقاله
      باب اولين پيغمبر صاحب توبه نامه

      نويسندگان محترم,

      ما مقاله شما را به اميد آن که مطلب توبه نامه سيد باب را برای ما روشن نماید دقيقا مطالعه نموديم ولی متاسفانه بايد به عرض برسانيم که مطالب مطرح شده از طرف شما نه تنها مطلب را برای ما روشن نکرد بلکه سؤالات جديدی را نيز برای ما مطرح کرد. بدين جهت برای پيدا کردن جواب های خداپسندانه بايد مطالعات بيشتری انجام می کردیم. اما مسائلی که برای ما سؤال برانگیز شد بدين قرارند:

      اگر سيد باب توبه کرده است چه لزومی دارد دارد بر علیه کسی که به اسلام باز گشته است بعد از ساليان دراز رديه نوشته شود؟

      اگر صاحب ادعا توبه کرده بود چگونه طرفداران او با آن شهامت و شجاعت مرگ را استقبال کردند؟

      و به چه علت يکی از مريدان او را به نام سيد حسين که توبه کرد آزاد کزدند؟

      چرا علما اينگونه سؤالات بی مورد و بی ربط در جلسه محاکمه از سيد باب کردند که اگر به آن سؤالات هم جواب می داد دليل صدق ادعای او نبود؟

      چرا شخصي که توبه کرده است تير باران می شود؟

      مطلب 124000 پيغمبر که شما مطرح فرموده ايد از چه منبعی استنباط شده؟

      به هر جهت همه اين سؤالات ما را بر آن داشت که مطلب را دقیقا مورد بررسی قرار دهیم و برای اين کار بايد به تاريخ آن دوران مراجعه می کرديم. چون منابع بابی و بهائی در اختيار ما نبود به ناچار به منابع تاريخی موجود مراجعه نموديم. ولی اميدواريم که بهائيان هم به اين پرسش شما پاسخی بدهند. اکنون نتيجه تحقيقات خودمان را مجانا و بدون چشم داشت به پاداشی در اختيار شما می گزاريم و اميدواريم که در قبال اين خدمت مجانی ما را از دعای خير فراموش نفرمائيد.

      1- مسئله 124000 پيغمبر را در هيچ گونه تاريخی نيافتيم. چون در قرآن کريم خداوند می فرمايد برای هر قومی پيغمبری فرستاديم. مگر شما 124.000 فوم بر روی کره زمين می شناسيد؟ و اگر چنين بوده است چرا هيچ گونه اثری از آنها مشاهده نمی شود؟ پيغمبرانی که از طرف خداوند بزرگ برای هدايت بشر فرستاده شده اند تعداد آنها از انگشتان دست تجاوز نمی کنند. به نظر ما طرح اين گونه مسائل نا مربوط بدون ذکر منبع دليل عدم آگاهی نویسندگان به رویدادهای تاریخی است.

      2- می دانيم که سيد علی محمد معروف به باب با دو نفر از مريدان خود به نام های سيد حسين کاتب و محمد علی زنوزی در زندان چهريق بوده است. شخص اول منشی باب بوده و آن طور که خود می گويد به دستور باب توبه می کند تا مدارک و نوشتجات او را حفظ کرده به دست طرفداران او برساند. او چنين می کند و از مرگ نجات پيدا می کند. دليل درستی اين مطلب اين است که سيد حسين بعدا در تهران دستگير می شود و چون ديگر حاضر به تقيه و توبه نيست با فجيع ترين وضع با عده ديگری از بابيان کشته مي شود. حال شما بايد به اين سؤال جواب بدهيد که اگر مسئله توبه نامه صحت دارد چرا باب را کشتند و يکی از طرفداران او را که توبه کرد آزاد نمودند؟

      3- اگر واقعا سيد باب توبه کرده بود آيا هيچ انسانی که ذره ای عقل و شعور خداوند به او عطا کرده است می تواند قبول کند که صاحب ادعا خود توبه کند و همبند او که از مريدان او است با چنان شهامت بی نظيری مرگ را با آغوش باز بپذيرد؟ در باره اين شخص به نام ملا محمد علی زنوزی که باب به او لقب انيس داده است ما به شرح حال رجال ايران (نوشته مهدی بامداد جلد 3 ص 20-419) مراجعه نموديم. تحت نام محمد علی چنين نوشته است:

      ميرزا محمد علي هنگام ورود باب به تبريز به او گرويد و از پيروان خاص و خالص وی گرديد. در روز تيرباران باب با التماس و اصرار زياد از مامورين تقاضا می کرد که اول او را بکشند ولی چون از اقوام سيد علی زنوزی از علمای بزرگ تبريز بود ميل داشتند که کشته نشود. سيد علی دستور داد زن و بچه او را به نزد او آوردند شايد ديدار آنان در وی اثر کند و از عقيده خود برگردد. زن و دختر شش ساله هر چه اصرار کردند مؤثر نيافتاد و محمد علی به گفته های زنش اعتنائی نکرد و او را از پيش خود راند. زن که از وی مأيوس شد دختر را پيش پدر فرستاد. دختر دامن پدر را گرفت و به او گفت بابا بيا با هم برويم. ملا محمد علی روی دختر خود را بوسيد و او را نزد مادر فرستاد. در وقت تيرباران تيرها سهوا و يا عمدا به خطا می رفت. در اين بين تيری به ملا محمد علی اصابت می کند. روی خود را به باب کرده به وی گفت از من راضی شدی؟

      معين السلطنة در کتاب خود اين عبارت را به عربی "أرضيت عنی يا مولای؟" ذکر کرده است. حال کدام عقل سالمی قبول مي کند که صاحب ادعا خود توبه کند اما يکی از مؤمنان او با اين شهامت و از خود گذشتگی مرگ را با آغوش باز بپذيرد و زن و بچه خود را بی سرپرست بگزارد و حتی به گريه و زاری طفل خورد سال هم اهميتی ندهد. آيا وقت آن نرسيده است که با دست آويز کردن اين گونه مطالب بی اساس خاتمه بدهيد و اگر واقعا ايرادات منطقی به عقايد باب و بها داريد مطرح بفرمائيد؟


      All history has been the stories of races, cultures, nations, peoples, and religions.



      Comment





      • All history has been the stories of races, cultures, nations, peoples, and religions.



        Comment




        • در انجام اين عمل قبيح چند مطلب برای خواننده روشن می شود. اولا کشتن دو برادر تاجر خوشنام نه به جهت حفظ بيضه اسلام بلکه برای به دست آوردن پول بوده است. دوما فتوای شيخ محمد باقر نه به خاطر دين داری او بلکه برای تصفيه حساب او با ظل سلطان و به علت کدورتی که از او در دل داشته بوده است. که شايد بدين وسيله در شهر آشوبی به پا شود و کار حاکم را مشکل نمايد. در واقع دو برادر قربانی طمع کسب پول و جنگ قدرت روحانيون با حکومت شده اند. چه عمل ننگينی و چه مهر باطلی که بر پيشانی مدعيان دينداری در تاريخ زده شد.

          باز گرديم به اصل مطلب توبه نامه سید باب. اين اتهام مربوط به جلسه گفتگوی ايشان با روحانيان تبريز و در مجلس ولی عهد بوده است. گزارش ها و نقل قول ها از اين مجلس تا چندی قبل توسط دو گروه بيان شده بودند. اما اين گزارش ها متاسفانه هيچ گونه همخوانی با همديگر نداشتند. از طرفی روحانيون سيد باب را به بی اطلاعلی از مسائل فقهی متهم می کردند و از طرف ديگر معروف است که بابیان روحانیون را آدمهای بی سوادی که حتی قدرت درک ادعای سيد باب را هم نداشتند می دانستند. و برای اثبات ادعای خود به سؤالات نا مربوط آنان از سید باب در جلسه گفتگو اشاره می نمایند چون سؤالات مطرح شده هيچ ربطی به ادعای وی نداشتند. و اگر به آن سؤالات هم مطابق ميل روحانيون جواب می داد دليل صدق ادعای او نبود.

          اين مسئله برای آنهائی که قصد دست يابی به حقيقت داشته اند ايجاد مشکل کرده بود چون از طرفی نمی توانستند قبول کنند که چگونه شخصی که روحانيون او را به آن صفات موصوف می دانستند توانسته بود صد ها نفر را آنچنان شیفته و مؤمن به خود بسازد که در راه ایمان به او از جان و مال خويش بگزرند. و از طرف ديگر روحانيون سالخورده ای که ساليان دراز از کيسه خلق الله خورده بودند و مطالعات مذهبی داشتند چگونه از شخصی که ادعای وضع شريعت جديد دارد اينگونه سؤالات بی مايه می نمايند. اين مشکل خوشبختانه به دست آقای حسن مرسلوند و با چاپ کتاب گفت و شنود سيد علی محمد باب با روحانيون تبريز (1374) حل گردید. در اين کتاب سندی به نام ناموص ناصری به برای نخستين بار به طبع رسيده است.


          برای روشن شدن اين مطلب نظری به مندرجات اين کتاب مياندازيم تا علت طرح سؤالات نا مربوط علما و مسئله توبه نام بر ما روشن گردد. برای شناخت کتاب ناموس ناصری بايد ياد آور شويم که نسخه خطی اين کتاب به قلم ميرزا محمد تقی مامقانی فرزند ملا محمد باقر مامقانی يکی ار رؤسای روحانی حاضر در جلسه نوشته شده است. (اصل نسخه خطی اين کتاب در کتاب خانه آيت الله العظمی نجفی مرعشی موجود است). نويسنده اين کتاب را برای هديه به ناصر الدين شاه و به نام او نگاشته. از اين رو نمی توانسته است مطالبی خلاف واقع برای شاهد عينی بنويسد. او برای درست بودن ادعای خود و نادرست بودن توشته های ناسخ التواريخ و روضت الصفا شاه را به داوری و شهادت می طلبد.


          نويسنده اين نوشته را در سفر سوم ناصر الدين شاه به اروپا در تبريز به او تقديم می کند. در پيشگفتار می نويسد منبع تمامی کتاب هائی که تا به امروز در باره مناظره سيد باب با روحانيون تبريز نوشته شده اند يکی ناسخ التواريخ و ديگری روضت الصفا ناصری است. او معتقد است که هر دو مورخ به خطا رفته اند و ناريخ را دگرگون نوشته اند. و چنين استدلال می کند که اطلاعات آنها از شنيده های نا درست بوده است. در اين زمينه چنين می نويسد:


          از آنجا که مورخين در آن مجلس مبارک حضور نداشتند محاورات آن مجمع را به استناد سماعات افواهيه به کلی تغيير داده مقاولاتی که اصلا اتفاق نيافتاده مذکور داشته و بيان واقع را بالمرة قلم نسخ بر سر گذاشته اند.

          در سال 1264 هجری شمسی حاجی ميرزا آقاسی وزير محمد شاه و به دستور او ناصر الدين ميرزا که در آن زمان ولی عهد بود مأمور برگزاری جلسه گفتگوئی بين روحانيون تبريز و سيد باب می نمايد تا حق از نا حق مشخص گردد. از اینرو ولی عهد دستور احضار زندانی قلعه چهريق را به تبريز صادر می نمايد و از علمای تبريز می خواهد که جلسه ای با سيد باب به گفتگو بشينند.

          در بين راه چهريق به تبريز در اروميه واقعه ای اتفاق میافتد که روحانيون تبريز را به چاره انديشی وامیدارد. اين واقعه را از کتاب ناموس ناصری تاليف ميرزا محمد تقي مامقانی ذکر شده نقل می کنيم.

          از آنجا که اغلب مردم همج و رعاع و اتباع کل ناعق هستند و حرکات و سکناتشان از روی بصيرت و شعور و تحقيق نيست, در هنگام ورود او به اروميه عامه اهالی آنجا از صغير و کبير و اناث و ذکور به استقبال او شتافتند, او را با طمطراق و اجلال وارد شهر کردند. اتفاقا فردای آن روز مشار اليه به جهت شست وشو به يکی از حمام های آنجا رفته, بعد از بيرو آمدن او اغنام کالانعام هجوم و ازدحام آورده تمامی آب خزانه حمام را به فنجانی به قيمت يک تومان از حمامی خريداری نمودند. چون اين حکايت در تبريز منتشر شد عوام اهل تبريز نيز به توهم افتاد, گمانها در حق او بردند و منتظر ورود او و انعقاد مجلس علما بودند که اگر در آن مجلس آثار غلبه از جانب او ظاهر شود يا امر مجلس به اشتباه بگذرد, عارف و عامی وغريب و بومی حتی عساکر نظامیه بی تامل دسته بيعت به او داده, اطاعت او را به هر چه حکم رود واجب شمارند. بالجمله حالت انقلاب و تزلزل غريبی در شهر حادث شد که جای حيرت عقول و الباب بود. بعد از چند روز مشار اليه را بی خبر وارد شهر کردند. در خانه مرحوم کاظم خان فراش باشی محترما منزل دادند. پس از چند روز مرحوم حاج ملا محمود نظام العلما که از جمله تلاميذ سيد اجل اوحد آقا سيد علی طباطبائی و شيخ اجل امجد شيخ احمد احسائی اعلی الله مقامه... حسب الامر ابلاغی به عامه معتبرين علمای بلد نوشته و ايشان تکليف به حضور مجلس محاوره با مشار اليه نمودند. هيچ يک از علمای شهر اقدام به اين امر نکرده متشبث به بعضی اعذار شدند. و اين فقره بيشتر مايه توهمات واهيه عوام الناس شد. به جزو والد ماجد... و مرحوم حاج ملا مرتضی ملقب به علم الهدی را نيز که از معرف علما و از تلاميذ مجاز شيخ اجل احسائی قدس سره ...به همراهی خود به آن مجلس که در حضور مبارک اسعد وليعهد منعقد بود برد. بالجمله حاضرين مجلس از علما منحصر به همين سه بزرگوار شد. (ناموس ناصری ص 40-41)

          ازمطالب ذکر شده می توان چنين نتيجه گرفت که استقبال شايان مردم از سيد باب در اروميه روحانيون تبريز را به وحشت میاندازد که اگر اين کار در تبريز تکرار شود ديگر نه از تاک نشانی می ماند و نه از تاک نشان. پس بايد چاره ای انديشيد و مقام و منصب به دست آمده را رايگان از دست نداد. از اين رو دست به ابتکاری جالب می زنند. برای شناخت اين ابتکار تاريخی باز به ناموس ناصری (ص42) مراجعه می کنيم:


          All history has been the stories of races, cultures, nations, peoples, and religions.



          Comment




          • چون محاورين اين مجلس اشخاص عالم حکيم بوده اند ديدند که اگر طرح گفتگو با مشار اليه با بعضی مسائل غامضه حکميه و مشاکل علوم مکتومه که مشرع هر خائضی نيست بياندازند و مجيب به طريق مغالطه و کافر ماجرائی پيش آيد نه اکثری از مجلس و نه سامعين که غايب اند تشخيص قول محق از مبطل را نداده کار به کلی در پرده اشتباه و خطا مستور مانده انعقاد آن مجلس نسبت به سايرين بالمره خالی از فايده خواهد بود و بر علم خود محاورين نيز چيزی نخواهد افسود, چه ايشان خود پيش از وقت مراتب جهالت و نادانی او را سنجيده داشتند...پس از ابتدا باب فحص و سؤال از اينگونه مسائل را که شبهه پرداز است مسدود داشته مسائلی را پيش آوردند که خواص و عوام در فهم صحيح و سقيم و منتج و عقيم آن مساوي اند.


            در اينجا اشاره ای به سؤالات مطرح شده در مجلس ولی عهد میاندازيم. سؤال نظام العلما از باب: پادشاه ما درد پای نقرس دارد شما دعا کنید این درد پا رفع شود تا ما همه به تو ایمان بیاریم (منبع یاد شده ص 46). سؤال ملا محمد ممقانی: کسور حساب چند تا است؟ (ص 47). در ادامه: از تو میپرسم بگو طلاق در شرع ما چند قسم است, طلاق بدعت کدام است, طلاق سنت کدام (ص 49). باز نظام العلما: قلن چه صيغه است؟با توجه به سؤالات مطرح شده در مجلس آیا طرح اينگونه سؤالات ابتدائی از شخصی که ادعای صاحب شريعت جديد بودن داشته چه معنائی می توانسته داشته باشد. اين سؤالات دقيقا حساب شده مطرح شده اند و روحانيون شيخی زرنگتر از ان بوده اند که دم به تله بدهند و کار خود را زار سازند. از متن مطالعه شده چند مطلب به خوبی روشن می شود. اولا سه روحانی حاضر در جلسه شيخی هستند چون روحانيون شيعه حاضر به دخالت در اين جلسه نمیشوند. ثانیا علت طرح سؤالات نا مربوط ترس روحانیان از رویاروئی با سید باب بوده است که بدین ترتیب موفق میشوند جلسه را به مسخرگی برگزار کنند و به هدف خود برسند.

            اگر سید باب به همه سؤالات مطرح شده جواب قانع کننده هم می داد آیا دلیل بر صحت ادعای او بود؟ این سؤالاتی است که هر طلبه جوانی که یک سال در مدارس علمیه بوده است می توانست جواب بدهد. پس بهتر است که در باره مجلس ولیعهد و گفتگو در این مجلس دیگر شما اظهار عقیده نفرمائید که بیشتر موجب آبروریزی برای روحانیت نشود. چون مشخصا و بدون هیچگ.نه شک و تردیدی روحانیون کلاه گشادی بر سر مردم و تاریخ ما گزاشتند و یکی از پدیده های مهم تاریخ ما را به بازی گرفته اند. امیدواریم که روزی در یک دادگاه صالحه این مسئله مطرح شود و آنهائی که با این تزویر و ریا مردم را گمراه کردند در برابر تاریخ مسؤول این عمل زشت و ناپسند خود بشوند. بعد از محاکمه سید باب را مجددا به قلعه چهریق برمیگردانند.

            و اما در مورد توبه نامه و نادرست بودن این ادعا باز در منبع یاد شده میخوانیم:

            این داعی حقیر آنوقت خود در آن مجلس حضور داشت: مشار الیه را در پیش روی والد مرحوم نشانده آن مرحوم آنچه نصایح حکیمانه و مواعظ مشفقانه بود با کمال شفقت و دلسوزی به مشار الیه القا فرمودند. در سنگ خارا قطره باران اثر نکرد. (ص 59)

            و باز از قول ملا محمد مامقانی می نویسد: حال در آن دعاوی که در مجلس همایونی در حضور ما کردی از دعوی صاحب الامری و افتتاح وحی تاسیسی و آیتان به مثل قران و غیره در سر آنها باقی هستی؟ گفت آری. فرمودند از این عقائد برگرد خوب نیست خود و مردم را عبث به مهلکه نیانداز! گفت حاشا و کلا! پس مرحوم والد قدری نصایح به آقا محمد علی کردند اصلا مفید نیافتاد(ص 60). ملا محمد مامقانی به سید باب میگوید: چون من توبه مرتدّ فطری را قبول میدارم اگر از این عقائد اظهار توبه نامئی من تو را از این مهلکه خلاصی میدهم. گفت حاشا! حرف همان است که گفتم و جای توبه نیست. (ص61)

            کلیه مطالب مندرجه در این مقاله از آثار نویسندگان شیعه نقل شده اند که مورد قبول شما هم باشند.
            بعد از شرح این مطالب چنین نتیجه میگیریم که

            1) بنا برگفته های شاهد عینی جلسه توبه ای در کار نبوده است. و جلسه با خدعه و تزویر برگزار گردیده.


            2) تقیه و توبه در شرع انور برای حفظ جان و مال و از همه مهمتر بیضه اسلام امر شده است. پس چرا شما که این مسئله را برای خود حق مسلم میدانید از دیگران دریغ میدارید و آنها را متهم به انجام کاری میکنید که خود به آن عامل هستنید. در حالی که آنها از آن بیزارند.

            3) مسئله خرید و فروش شغل امامت آیا نباید شما را به فکر وادارد که سرنوشت ملت و کشو به دست چه کسانی بوده است؟ آنها با اینگونه تفکرات حکومت را حق خود و حاکمین را غاصب میدانستند. آیا نباید به حال پیغمبر والامقام (ص) گریست که چه امتی دارد! آیا اینها وارثان همان فرستاده والامقام حضرت باری هستند؟؟؟

            4) آیا حاضرید فکر کنید که به چه انگیزه ای دو تاجر ثروت مند اصفهانی که در ناز و نعمت زندگی می کردند حاضر به تقیه نشدند و جان خود را بر سر آرمان خود گذاشتند!

            5) ده ها نفر از انسانهائی که می توانستند در ادارات دولتی کار بکنند ولی به خاطر اعتقادی که داشتند حتی حاضر نشدند که مخفیانه در اوراق استخدامی عقیده خود را پوشیده نگاه دارند و بهدین جهت استخدام نشدند و در فقر مادی زندگی می کردند شما را به فکر نمیاندازد؟

            به درگاه خداوند بزرگ و حضرت محمد دعا مینمائیم که شما را راهنمائی بفرماید که شاید اندکی دست از تاریک اندیشی خود بردارید و با توجه به زندگی این نایبان خود ساخته پیغمبر اکرم آشنا شوید و موجبات جنگ و خونریزی جدیدی را بر علیه هم وطنان دگر اندیش ما فراهم ننمائید. امیدواریم که شما از آن گروهی نباشید که خداوند در قران کریم می فرماید:

            خدا بر دل و گوش ها و چشمانشان مهر بر نهاده است و خود بی خبرانند. (سوره النحل آیه 10

            اهدنا الصراط المستقیم


            All history has been the stories of races, cultures, nations, peoples, and religions.



            Comment


            • نسخه هاي ديگري از توبه نامه باب پيدا شد

              پس از آن كه پژوهشگران متوجه شدند نسخه اصلي توبه نامه سيد علي محمد شيرازي ملقب به باب در صندوق كارپردازي مجلس وجود دارد ، تصاوير جديدي از توبه نامه هاي ديگر وي نيز در ايران كشف شد.

              دو تصوير تازه يافت شده از دو متن حاوي توبه نامه هاي ديگري از سيد علي محمد شيرازي به تازگي در يكي از آرشيوها يافت شده است . اين دو متن پيش از انقلاب از سوي محفل مقدس روحاني ملي ايران در مجموعه اي با نام " مجموعه آثار حضرت اعلي " در ايران منتشر شده بود. اين تصاوير كه به تازگي از سوي مركز اسناد وزارت اطلاعات در اختيار پژوهشگران قرار گرفته براي نخستين بار است كه در سطح وسيع منتشر مي شود و سياست رسمي آئين بهايي مانع انتشار عمومي آن است.

              اصل اين اسناد در محلي با عنوان "ارض اقدس" واقع در شهر حيفا در فلسطين نگهداري مي شود و تصوير آنها در دهه 1350 شمسي از روي متن اصلي برداشته شده است . اين دو سند با شماره 91 در " مجموعه آثار حضرت اعلي " منتشر شده و شرح آن در اين كتاب اين گونه است : " مجموعه تواقيع و ادعيه مباركه حضرت باب ارواحنا فداه كه به خط جناب ملاحسين (منظور ميرزا حسين علي نوري است) مي باشد در شيراز از نسخه خطي متعلق به سركار خانم افسر خليلي استنساخ عكسي شده است" .

              در "مجموعه آثار حضرت اعلي" متون مختلفي گردآوري شده كه همگي به انشاي سيدعلي محمد شيرازي و حاوي توقيع، دعا، و لوح است و دو متن مذكور از ميان اين آرشيو بيرون كشيده شده است كه متن آنها حاوي توبه و انابه به درگاه پروردگار از سوي وي بوده است . سيد علي محمد باب در اين متون از كردار گذشته خود توبه و اظهار ندامت كرده بود. بر اساس متون تاريخي، وي در سه مقطع مختلف نسبت به ادعاهاي خود موضع انكار گرفته بود كه بهائيان اين موضوع را به شدت رد مي كنند .

              با پيدا شدن توبه نامه باب كه به دستور ميرزا تقي خان اميركبير و در حضور علماي آذربايجان تهيه شده بود اين ادعاي تاريخي مورد ترديد قرار گرفت و همچنين با توجه به اين دو متن صحت تاريخي اين موضوع قوت مي يابد
              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


              صادق هدايت؛ بوف کور

              Comment


              • توبه نامه باب

                پس از دستگيري او را روانه شيراز كردند تا در حضور علما در مسجد وكيل و در حضور امام جمعه شيراز دعاوي خود را انكار نمود. كتاب تلخيص تاريخ نبيل زرندي واقعه را چنين توصيف مي‏كند: "حضرت باب در حضور امام جمعه رو به جمعيت كرد و گفت: "لعنت خدا بر كسي كه مرا وكيل امام غايب بداند، لعنت خدا بر كسي كه مرا باب امام بداند، لعنت خدا بر كسي كه بگويد من منكر وحدانيت خدا هستم، لعنت خدا بر كسي كه مرا منكر نبوت حضرت رسول بداند، لعنت خدا بر كسي كه مرا منكر انبياء الهي بداند. لعنت خدا بر كسي كه مرا منكر اميرالمؤمنين - عليه السلام - و ساير ائمه اطهار بداند". و همچنين در مجلدات آخر روضة الصفا هدايت اين گونه مي‏نگارد: "روي او را سياه كردند و به مسجد وكيل بردند و او اظهار توبه و انابه كرد و بر خود لعن نمود و پاي جناب فضايل مآب شيخ امام جماعت را بوسيد و استغفار كرد". ولي در رساله سياح كه نوشته عباس افندي (عبدالبهاء) است به صورت مجمل چنين وارد شده است: "بر منبر نوعي تكلم نمود كه سبب سكوت و سكون حاضران و ثبوت و رسوخ تابعان گرديد". سفر سيد علي‏محمد به اصفهان و روانه كردن او به تهران پس از آن كه در مسجد وكيل شيراز توبه نامه خود را ابراز داشت.
                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                صادق هدايت؛ بوف کور

                Comment


                • متن كامل مستندات جديد براي تاييد توبه نامه باب


                  متن كامل مستندات جديد براي تاييد توبه نامه سيد علي محمد شيرازي - ملقب به باب - منتشر شد .

                  به تازگي نسخه اي از "مجموعه آثار حضرت اعلي" شامل متون مختلفي كه همگي به انشاي سيدعلي محمد شيرازي (باب) و حاوي توقيع، دعا، و لوح است كه مستندات جديدي را در مورد اين كه شخص مورد نظر پس از طرح ادعاي بابيت امام زمان از اين مدعاي خود بازگشته است تاييد مي كند.


                  اين كتاب كه در حدود 1270 هجري به خط ملاحسين به رشته تحرير در آمده براي نخستين بار متني را نشان مي دهد كه به صراحت از توبه باب از ادعاهاي گذشته خويش حكايت مي كند . اين كتاب پيش از انقلاب از سوي محفل مقدس روحاني ملي ايران در مجموعه اي با نام "مجموعه آثار حضرت اعلي" در نسخه هاي خطي محدود در ايران منتشر شده بود. سياست رسمي آئين بهايت مانع انتشار عمومي آن است و خبرگزاري مهر براي نخستين بار آن را در سطح وسيع منتشر مي كند.



                  اصل اين كتاب كه به خط ملاحسين از مريدان باب بوده در محلي با عنوان "ارض اقدس" واقع در شهر حيفا در فلسطين نگهداري مي شود و تصوير آنها در دهه 1350 شمسي از روي متن اصلي برداشته شده است .



                  محفل ملي بهاييان ايران به عنوان شرحي بر اين كتاب نوشته است : "مجموعه تواقيع و ادعيه مباركه حضرت باب ارواحنا فداه كه به خط جناب ملاحسين مي باشد در شيراز از نسخه خطي متعلق به سركار خانم افسر خليلي استنساخ عكسي شده است."



                  متن مورد نظر كه در صفحات 194 تا 197 آمده و در آن نيز به صراحت از ادعاهاي خود بازگشته و آن را به جهت خلاصي و گويي در زندان نوشته، بدين قرار است :



                  "قبله محترم دام فضلكم ، تلاوت آيات دو ورقه خط شريف را نموده ، صفحه عربي بجهه خلاص كل عرض شده منظر شريف خواه رسيد ،كه ثلج الفواد و ساكن للقلب باشند .

                  Comment


                  • Originally posted by RedWine View Post

                    اين كتاب كه در حدود 1270 هجري به خط ملاحسين به رشته تحرير در آمده براي نخستين بار متني را نشان مي دهد كه به صراحت از توبه باب از ادعاهاي گذشته خويش حكايت مي كند . اين كتاب پيش از انقلاب از سوي محفل مقدس روحاني ملي ايران در مجموعه اي با نام "مجموعه آثار حضرت اعلي" در نسخه هاي خطي محدود در ايران منتشر شده بود. سياست رسمي آئين بهايت مانع انتشار عمومي آن است و خبرگزاري مهر براي نخستين بار آن را در سطح وسيع منتشر مي كند.


                    با درود فراوان
                    جناب رد واین زحمات شما قابل ستایش است.
                    در مورد توبه نامه توضیحاتی کافی آمد. با اجازه توضیحی مختصر دربارهء این ادعا، که دوستان باز طبق معمول عجله فرموده‏اند و حتی زحمت خواندن متن خودشان را هم ننموده‏اند، تقدیم حضورتان کنم. انتشار تازهء این ادعا البته برای کسی که همینطور مطالب را می‏خواند شاید جالب باشد اما حدّ اقل برای بنده که دست کم یک بار تاریخ دینم را خوانده‏ام متوجه اشتباهات این ادعاها خواهم شد.
                    دوستان باید بدانند که جناب ملاحسین در تاریخ مذکور(یعنی ۱۲۷۰ هجری که در مطلب بالا آمده)در قید حیات نبودند . فاعتبرو یا اولی الابصار

                    والسلام الی من اتبع الهدی

                    Last edited by Borzo; 05-24-2007, 12:12 PM.

                    All history has been the stories of races, cultures, nations, peoples, and religions.



                    Comment


                    • to bodi onja va didi?

                      jaryane in tobe name shode mesle holocust! ahmadi nezhad ono enkar mikone shoma ham tobe namaro looool
                      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                      صادق هدايت؛ بوف کور

                      Comment


                      • دريچه ايي به آئين بهايي - بهائيان و حجاب

                        سال گذشته در چنين روزهايي، بحث داغ حجاب بار ديگر گر چه كوتاه مدّت، اما فراگير به موضوع روز ايران اسلامي تبديل شد؛ بگير و ببندهاي هر چند محدود در گوشه و كنار اتفاق افتاد و مانند هميشه نشست هاي متعدد برگزار گرديد اما معلوم بود كه ديگر اكثرأ متوجه شده اند ( يا لااقل وانمود مي كردند كه متوجه شده اند) كه مسأله حجاب را بايد از جنبه هاي مختلف آن مورد بررسي قرار دهند و نگاه يك سويه و مبتني بر قهر و غضب درمان درد نيست.

                        بالاخره اين نشستها به تصويب كليات طرح مد و لباس در مجلس شوراي اسلامي انجاميد. گر چه اين طرح مدعي بود كه به هيچ وجه در صدد اجباري كردن حجاب نيست؛ اما جزئيات آن نشان مي داد كه طراحان آن سعي دارند تا در عمل، با حمايت هاي اقتصادي دولتي، از الگوهاي مشخصي از پارچه و البسه و همچنين وضع عوارض گمركي بر واردات تجاري پوشاك و پارچه هاي خارجي و در عين حال استفاده از نيروي انتظامي براي ممانعت از فروش لباس هاي خارجي دست دوم ، يك نوعِ خاص از پوشاك و لباس ( ظاهرأ با الهام از نماد هاي ايراني) را رايج كنند.
                        تقريبا مانند تمام طرحهاي ديگر، كسي دقيقا متوجه نشد كه عاقبت ان اقدامات به كجا كشيد و چه كارهايي در اين جهت انجام شد اما معلوم است كه در اخذ نتيجه موفق نبوده است زيرا بعد از گذشت يكسال ،در روزهاي اخير مجددا همان جريان ،و بسيار شديد تر تكرار شد .مثل سال گذشته (و سالهاي قبل از ان)،از هر مسوولي كه علت عدم توفيق را پرسيدند پاسخ دادند كه بايد همه همكاري كنند و اين چيزي نيست كه فقط نيروي انتظامي يا اداره اماكن و يا قوه قضائيه و غيره بتوانند به تنهايي از پس ان بر آيند و يك پروژه بسيار بزرگ و عظيم فرهنگي است و همه كشور بايد مشاركت كنند.دراين ميان اظهار نظرهاي مختلف و بعضا متناقض از جانب مسوولان بلند پايه نيز كم نبود.حجت الاسلام ابراهيم پور،يكي از مسوولان اجرايي طرح ملي حجاب،گفت كه دشمنان داخلي و خارجي با استفاده از اين راهكار،قصد نابوديارزش هاي اسلامي را دارند و اضافه كرد كه در اين طرح ملي از خواهران طلبه بعنوان "مربيان حجاب"استفاده مي شود.ايشان همچنين برگذاري مراسم صبحگاه حجاب،جشن حجاب در مدارس،طراحي پيك نوروزي حجاب،مراسم چادر گذاري دختران مكلف،برپايي جلسات توجيهي والدين و راه پيمايي حجاب را ،از مهم ترين برنامه هاي طرح ملي حجاب عنوان كرد.احمد رضا رادان،رئيس پليس تهران بزرگ،خبر از "متوقف كردن خودروهاي حامل افراد بد حجاب" و "سركشي به اماكن عمومي مانند اموزشگاه ها"و برخورد با مرداني كه از "لباسهاي غير متعارف"استفاده مي كنند داد و "بي هويتي" ، "بيماري و اختلال شخصيتي"و "اختلال و انحراف اخلاقي"و "هيجان مداري و مد گرايي "را از عمده دلايل بد حجابي دانست و تعدادبد حجابان جامعه را 10% كل جمعيت دانست.او كه مدعي بود طرح مبارزه با بدحجابي در سال جاري ،مبتني بر بررسيهاي علمي است كه در دانشگاههاي ناجا و تهران صورت گرفته ،اضافه كرد كه 70% بد حجابان از نوعي فقدان اعتماد به نفس رنج برده و نوعي سر در گمي را در خود احساس مي كنند. رادان مي افزايد كه 93% از پرسش شوندگان نيز اظهار كردند كه نيروي انتظامي مي تواند به موضوع بد حجابي پايان دهد.امام جمعه مشهد نيز بد حجابها را گرگان روز و خفاشان شب ناميد.كار به جايي رسيد كه اعلام شد گردشگران خارجي نيز بايد بدانند كه سفر به ايران يعني رعايت حجاب .اما رئيس قوه قضائيه برخورد نيروي انتظامي را نامناسب و نا كارا دانست و برخي نمايندگان مجلس نيز اين نظر را تاييد كردند.در اين ميان گفته شد كه نماينده سازمان گردشگري ايران در مصاحبه اي در تركيه ،منكر بر خورد با بد حجابي در ايران شده و اظهار داشته كه اگر كسي در ايران روسري نپوشد هيچ ارگان دولتي به او تذكر نخواهد داد.
                        در ايران، ديري است كه مسائل كوچك فرعي را مبناي حل مشكلات عظيمه قرار مي دهند ، مثلأ بعيد نيست كه يكي از مسئولين بلند پايه بگويد تنظيم باد چرخ هاي اتوموبيل باعث صرفه جويي در مصرف سوخت ، طولاني تر شدن عمر مفيد لاستيك ها و كاهش تصادفات رانندگي مي شود و در پي آن با احتساب هزينه هائي كه براي واردات بنزين صرف مي شود و اينكه با اين پول ها چقدر كارخانه و مسكن و غيره مي شود ساخت و مشكلات مردم را حل نمود و اينكه با كاهش تصادفات چقدر از هزينه هاي مالي و جاني كاسته مي شود و در عين حال آلودگي هوا نيز كاهش مي يابد و ديگر مردم هواي تميز تنفس كرده، به انواع بيماري ها دچار نمي شوند؛ در محاسن اين اقدام داد سخن دهد و ناگهان نتيجه گيري كند كه همه مشكلات و مصيبات ما از ناحيه كساني است كه باد چرخ ها را تنظيم نمي كنند و اين ها از ايادي شيطان بوده، دستشان با امريكا و اذناب او در يك كاسه است و حتي از آن ها پول مي گيرند كه باد چرخ ها را تنظيم نكنند و پس از تقسيم بندي انواع باد ها ، انواع مجازات ها را براي اين خائنين به ملك و ملّت پيشنهاد نموده، در ادامه به ارائه راهكارهاي اقتصادي براي حل اين معضل پرداخته، بگويد كه در هر چهار راه ( يا هر 100 قدم به انتخاب مسئولين يا رأي گيري عمومي)، يك ايستگاه تنظيم باد رايگان تعبيه و واردات دستگاههاي مربوط به باد از معافيت بازرگاني برخوردار شود و در انتها براي اثبات صحت نظريه خود از معارف اسلامي بهره گرفته، آيه يا حديثي را ذكر كند كه در ان كلمه "ريح"به معني (باد) آمده باشد و بدين وسيله نشان دهد كه در اسلام نيز اين مسأله از اهميت فوق العاده اي برخوردار بوده است و به اين ترتيب تمام معضلات جامعه حل و فصل شود.

                        مسأله حجاب نيز ، اين گونه است . من نمي دانم كه واقعأ حجاب در صدر اسلام چه مفهومي داشته است و تا چه حد جزء مسائل اساسي و ضروري و واجبات دين بوده و آيا رسول گرامي و آزاد انديش اسلام دستور داده بود كه عده اي روز و شب در كوچه و بازار بگردند و متخلفين را به سزاي اعمالشان برسانند و كلأ چه مجوزي در اصل شريعت اسلام و قرآن ( و نه در فتاواي مختلفه فقها) موجود است كه باعث مي شود تا در سطحي چنين گسترده ( مجلس) به تعيين پوشاك مردم( عمدتا زنان) در سطحي چنين محدود ( تعيين پارچه و طرح) اقدام شود.تا انجا كه تاريخ نشان مي دهد در بين تمام جوامع مذهبي و حتي روميان و يونانيان باستان،نوعي از پوشش براي موي و روي مطرح بوده است اما شكل امروزين ان ،حاصل فرايند پيچيده و تدريجي است كه مرد سالاري نقش مهمي در ان ايفا كرده است.خانم دكتر درخشنده صادقي در پژوهش خود راجع به حجاب مي نويسد:

                        " به هر روي حجاب در بين اشراف رواج بيشتري داشت. زنان طبقات كارگر در كشورهاي مسلمان كه پايه اقتصاد كشاورزي داشتند، بدون چادر در كشتزارها و چراگاهها مشغول به كار بودند. در ايران تا به امروز در كشتزارهاي برنج و چايكاريهاي شمال،چراگاه هاي غرب و در كارخانه هاي ريسندگي و قاليبافي ها شاهد اين پديده هستيم. دختران و زنهاي زحمتكش بدون پوشش در چادر سياه، در اين بخشها براي گسترش نيروي اقتصادي كشور به كار مي پردازند.پوشش چادر سياه رنگ براي زنان تا چندي پيش متداول نبوده و زنها از چادرهاي زيباي رنگين استفاده مي كردند."

                        اما من مي دانم كه در ديانت بهايي چنين محدوديتي ابدأ و به هيچ شكل وجود ندارد. گر چه از همين حالا صداي فرياد هاي گوشخراش و روح آزار كساني را مي شنوم كه مي گويند : يعني افراد مي توانند برهنه به ميدان شهر بيايند و كسي حق ندارد به انها چيزي بگويد ؟ و در پاسخ فرياد اين عزيزان عرض كنم كه چرا فورأ به سمت ديگر طيف مي رويد ؟ آيا همة مردم دنيا منتظر بودند تا ديانت بهايي چنين حرفي را بزند و به يكباره همگي برهنه شده به ميدان بيايند؟ و آيا بهاييان در عمل اين گونه نشان داده اند ؟! خير جانم، مراتب تأكيد ديانت بهايي در امر عفت و عصمت نيازي به ذكر ندارد و در ضمن، داشتن پوشش ، يك امر تقريبأ كلي و عام در بين انسان هاست و فقط حد و حدود آن متفاوت است و متمدن ترين و به اصطلاح غربي ترين غربيها هم چندان تمايلي به برهنه ظاهر شدن در ميانه ميدان شهر ندارند؛ شايد به اين دليل كه ( در شرايطي) ، منعي هم براي اين كار نداشته اند؛ اما كساني كه قرن ها به بدترين شيوه ها از اين عمل نهي بلكه ترسانيده شده اند، هميشه در نهان خود اين را آرزوي خود دانسته اند . اما ببينيم بهاءالله دقيقأ چه مي گويد .او مي گويد :

                        زمام لباس و پوشاك در اختيار خود مردم است؛ اما بايد هوشيار باشند تا خود را ملعبه دست جاهلان قرار ندهند .

                        Comment


                        • در قسمت اول، بهاءالله ترتيب پوشيدن لباس را به اختيار مردم واگذار مي كند كه خود بايد تصميم بگيرند كه چه بپوشند و چگونه بپوشند . تا اينجاي بيان،هشدار به ديگران است ، يعني اينكه به شما ربطي ندارد كه كسي چه مي پوشد و شما وكيل و وصي ديگران نيستيد ؛ اما در ادامه و در تكميل مطلب، شرط مهمي را بيان مي كند كه بايد به آن توجه شود . در قسمت دوم، خطاب به خود شخص است كه « مبادا خود را ملعبه دست جاهلان قرار دهي». دقت بسيار لازم است. بهاءالله از كساني كه به بهانه هاي مختلف به افراد ديگر تعرض نموده، مدام از پوشش و لباس آن ها ايراد مي گيرند و يا انها را مسخره مي كنند، با لفظ « جاهلين» ياد مي كند. البته ممكن است نمونه هايي هم يافت شود كه ظاهرأ حق به جانب همين جهال باشد؛ مثلأ يك نمونه ساده: فرض كنيد شخصي را به خاطر پوشيدن سرپايي در يك مهماني مورد تمسخر ، استهزا و يا حتي توهين و غيره قرار دهند كه البته منطقي به نظر مي آيد وظاهراحرفشان صحيح مي باشد؛ اما باز لفظ جاهل در مورد آن ها صادق آيد ، بدين لحاظ كه حرمت يك انسان را نگاه نداشته اند ، حال اگر مواردي يافت شود كه حتي حرف و اعتراض اين اشخاص هم غير منطقي و ناصحيح باشد ( كه در اكثريت موارد اين گونه است) جهلي بر جهل آن ها افزوده مي گردد .

                          در گفتار بهاءالله صحبت از اين نيست كه آيا حرف آن معترض كذائي صحيح است يا اشتباه.بيان او فارغ از صحت و سقم است. بهاءالله نفس اين كار را حاكي از جهل مي داند و به تلويح ابلغ از تصريح متذكر مي دارد كه به اين نوع اعمال نمي توان عنوان" امر به معروف و نهي از منكر" داد و به اين ترتيب رويكرد جديد و كاملأ متفاوتي به موضوع امر به معروف و نهي از منكر ارائه مي كند . در واقع مفهوم "جهل" در اين توصيه مي تواند "جهل نسبت به مفهوم امر به معروف و نهي از منكر" باشد كه بايد در فرصتي مناسب از زواياي مختلف به آن نظر كرد.

                          ممكن است كساني معتقد باشند كه اين بيان بهاءالله متوجه گروه ديگري از جاهلان نيز مي باشد .آناني كه با به كار گيري اصول روانشناسي رفتار هاي اجتماعي و تبليغات وسيع و ديگر ترفندهاي تجاري، در پي حفظ بازار پوشاك و صنايع مربوط به آن و كسب درآمدهاي كلان و رواج انواع و اقسام ابداعات عجيب و غير عجيب در امر مد و پوشاكند و مخاطبين خود را با شيوه هاي مختلف فريب داده، به آن ها مي قبولانند كه اين طرح يا مد داراي ارزش ذاتي مي باشد و در نهايت به خريد محصولات خود وادارشان مي كنند. البته بهاءالله اينان را جاهل مي نامد؛ زيرا مسير صحيح زندگي را گم كرده، اهداف كم ارزش را جايگزين آرمان هاي متعالي انساني نموده ، با فريب مردم ارتزاق مي كنند. گر چه فريب دادن بسيار ناپسند است ، اما مخاطبين اصلي در گفتار بهاءالله اينان نيستند؛ بلكه آن هايي هستند كه فريب مي خورند و به اين ترتيب خود را بازيچه دست قرار داده، به فرمان آن ها عمل مي كنند. بهاءالله آن ها را از بازيچه شدن در دست جاهلان نهي و به اين ترتيب عامل دروني و محافظ قوي تري را در وجودآن ها خلق مي كند . اين موضوع بسيار دقيق است . بهاءالله نمي گويد چه لباسي تو را ملعبه دست جاهلان مي كند . او هيچ نوع طرح يا مد مشخصي را نيز توصيه نمي كند . نه حرفي از كت و دامن است و نه از مانتوي اسلامي و كت و شلوار و كراوات و تي شرت و غيره . او به سادگي بيان مي كند خود را بازيچه قرار ندهيد . اما معيار بازيچه شدن و تعيين كننده مصاديق آن چيست و كيست؟ در وهله اول خود شخص است و نه كسي ديگر . هر فردي خود بايد تشخيص دهد كه در چه مكاني و چه زماني و در حضور چه كساني و... چه بپوشد تا ملعبه نباشد. ملعبه شدن مي تواند به مفهوم سوء استفاده از فرد و يا به معناي استهزاء و تمسخر و به اصطلاح ، دست انداختن باشد. پوشيدن يك دست كت و شلوار شيك و كراوات در هنگامي كه عازم كوه نوردي هستيد، همان قدر باعث ملعبه شدن است كه پوشيدن پيژاما يا لباس كوهنوردي هنگام مراسم خواستگاري و در عين حال نه كت و شلوار و كراوات ونه پيژاما، هيچ كدام في حد ذاتهم، باعث ملعبه شدن نيستند. در دوره عبدالبهاء و جانشين ايشان شوقي افندي ، به خانم هاي بهايي در ممالك شرقي مثل ايران و مصر توصيه مي شد كه رعايت حجاب اسلامي را بنمايند؛ اما اين نه به معناي تعيين نوع لباس براي آن ها بود، بلكه صرفأ به جهت رعايت همان قاعده "ملعبه نشدن" بود و اين توصيه فقط به شرقي هاارائه مي شدو حال آنكه اگربه بهاييان غرب هم مي شد، در جهت عكس، يعني در جهت ملعبه شدن آن ها ،*عمل مي كرد؛ گو اينكه همان طور كه ذكر شد، حتي اگر كسي چنان بپوشد كه نا معمول و نا مناسب باشد، باز كسي كه او را به لعب بگيرد جاهل است . جهل او،يكي از اين بابت است كه درك صحيحي از آزادي انسان ها ندارد و نمي داند كه افرادحتي اگر اشتباه بكنند، نبايد مورد بي احترامي واقع شوند؛ زيرا به هر حال انسان هستند و از شرافت و امتياز انسان بودن برخوردارند و ديگر اينكه نمي داند او در مقامي نيست كه بتواند انسان ديگري را ملعبه خود كند و كسي به او اين حق را نداده است. البته اين موضوع ابعاد مختلف و پيچيده تري نيز دارد كه در اين مختصر مجال ورود به آن ها نيست، باشد تا فرصتي ديگر . اما آنچه كه واضح است اين است كه بهاءالله اختيار پوشش و لباس را به مردم واگذار كرده است. اين تفكر ، انسان ها را داراي شعور و آگاهي مي داند؛ به نظر آنان احترام مي گذارد و به اين مسأله آگاهي كامل دارد كه اگر در قرن بيستم و بعد از آن نتوان به انسان ها و فكر آن ها اعتماد كرد و در مسائلي مثل لباس پوشيدن هم براي آن ها تعيين تكليف نمود، بايد در مرگ همه ارزش ها مرثيه سرود . مخصوصأ كه مسأله حجاب عمدتأ متوجه زنان است و در عصري كه زنان بيش از پيش در راه احقاق حقوق از دست رفته خود مي كوشند، اين تبعيض خود، مانع بزرگي در راه اتحاد و هماهنگي بيشتر بين زنان و مردان ايجاد كرده، باعث بروز سوء تفاهمات عظيم و عميق در بين انان مي شود.

                          تمام مطالب فوق با فرض اين قضيه بود كه اصولأ تعيين حجاب يك امر ممكن و شدني است و حال آنكه حتي اين فرض هم صحيح نيست و مقتضيات عصر حاضر اصولأ با اين مسأله در تناقض است .در زنگبار، رانندگي زنان با حجاب،ممنوع شده است.در كبك در كانادا،اسماهان منصور،يك دختر مسلمان به علت پوشش حجاب ،از تيم ملي فوتبال كنار گذاشته شدو دختران محجبه تكواندو كار كانادا نيز از مسابقات قهرماني كانادا،محروم شدند. چند روز پيش در اينترنت عكسي از يك بانوي ورزشكار مسلمان ديدم كه با مانتو و مقنعه و خلاصه حجاب معمول، در حال شيرجه زدن از روي سكوي استخر بود. بسيار متحير شدم . با خودم گفتم اگر قرار بر رعايت حجاب باشد، حضور در چند درصد از مسابقات ورزشي براي بانوان مسلمان امكان پذير است؟ بر فرض كه با هزار ترفند و صرف هزينه هاي هنگفت و ساخت ورزشگاههاي مخصوص با حصارهاي بلند ( در صورت لزوم سيم خار دار و متصل به برق فشار قوي ) و شايد هم سر پوشيده ( چون به هر حال بايد به فكر ماهواره هاي جاسوسي كه اصولأ به اين منظور به آسمان فرستاده مي شوند هم بود ) و سيستم هاي ضد استراق بصر ( و حتي سمع)، بتوان موجباتي براي برگزاري اين مسابقات فراهم نمود؛ آيا بانوان غير مسلمان و حتي مسلمان متعهد ولي غير معتقد به حجاب ( كه تعداد ان ها كم هم نيست) در اين مسابقات شركت مي كنند؟ لا والله . حتي اگر قبول كنند و حاضر به شركت شوند ، بانوان مسلمانِ با حجاب چه گناهي كرده اند كه بايد در شرايطي نا برابر با آنان به رقابت بر خيزند ؟ آيا رقابت بانويي مسلمان با حجاب اسلامي با ديگران در مسابقات شنا ، يا دوو ميداني، منصفانه است ؟ آيا مي شود براي تمام رشته هاي ورزشي يك پسوند « با حجاب اسلامي» ابداع كرد ؟ تا كي بايد وقت و فكر مسلمانان صرف تفكر در چنين مسائلي و پيدا كردن راه حل هاي دست نايافتني براي آن ها شود ؟ اين وضعيت ورزش بود؛ ديگر مشكلات حضور در كارخانه ها و مراكز صنعتي و محيط هاي گرم و طاقت فرسا و ديگر شغلهايي كه رعايت حجاب در آن ها واقعأ مشكل ساز است را خود تصور نماييد.

                          گذشته از همه اين ها ، آيا بانوان مسلمان از خود نمي پرسند چرا ؟؟؟

                          Comment


                          • Comment



                            • نمايندگی جامعه بين المللی بهاييان در سازمان ملل متحد اخيرأ دست به انتشار گزارشی در خصوص وخامت اوضاع اقليت بهايی در ايران زده است.

                              بنا بر اين بيانيه، طی شش ماه گذشته، تلاش دستگاه امنيتی جمهوری اسلامی برای شناسايی بهاييان ايران افزايش يافته است.

                              اين بيانيه همچنين به برشمردن برخی تبعيض ها عليه اين اقليت در ايران پرداخته است.

                              به گفته سازمان ملل متحد، عفو بين الملل، اتحاديه اروپا، و ايالات متحده، معتقدان به بهائيت که پرجمعيت ترين اقليت ايران محسوب می شود، که پس از انقلاب ۵۷ به صورت مداوم تحت آزار و اذيت، ارعاب و تعقيب قرار داشته اند.

                              به مناسبت انتشار بيانيه اخير، راديو فردا گفت و گويی داشته با ديان علايی نماينده جامعه بين المللی بهاييان در سازمان ملل متحد انجام داده است.

                              چگونه متوجه شديد که «تلاش جمهوری اسلامی ايران برای شناسايی بهاييان» در ماه های اخير تشديد شده؟

                              اصل مطلب اين است که خانم اسما جهانگير گزارشگر ويژه سازمان ملل در زمينه آزادی اديان سال گذشته برای اعلام کرد که نامه محرمانه ای در اينباره به دستش رسيده است. در اين نامه به نيروهای انتظامی و امنيتی ايران ابلاغ شده بود که پيروان بهاييت را در ايران شناسايی کنند و آن ها را در تمام کشور زير نظر بگيرند.

                              اسما جهانگير گزارشگر ويژه سازمان ملل در زمينه آزادی اديان سال گذشته اعلام کرد که نامه محرمانه ای که به نيروهای انتظامی و امنيتی ايران ابلاغ شده بود به دستش رسیده در این نامه تاکید شده که پيروان بهاييت را در ايران شناسايی کنند و آن ها را در تمام کشور زير نظر بگيرند

                              دیان علایی
                              می دانيد که اين اطلاعات به چه منظوری جمع آوری می شود؟

                              ما نمی تونيم به قطعيت بگوييم که چرا اين کار صورت می گيرد؛ اما به هر حال جمع آوری اسامی و اطلاعات مربوط به تمام کسانی که عضو گروه يا مذهب خاصی هستند باعث نگرانی است.

                              اکنون البته در طول سال رفته رفته شاهد مواردی از تشديد نقض حقوق بهاييان از جمله حقوق اقتصادی آنان هستيم. به عنوان مثال در برخی موارد از آنان سلب شغل می شود.

                              در مواردی حتی به صاحبان مسلمان مِلکی که افراد بهايی در آن مشغول به کار بوده اند گفته شده که مستاجر خود را بيرون کنند.

                              در هر صورت نمی توان به روشنی گفت که اين جمع آوری اطلاعات با چه هدف خاصی انجام می شود، اما هم اکنون نشانه های آن را در نقض اين اقليت می بينيم.

                              نقض حقوقی که اشاره کرديد تنها منحصر به حقوق اقتصادی است؟

                              ببينيد؛ در حال حاضر شهروندان ايرانی بهايی، از حقوق مساوی با شهروندان ايرانی مسلمان برخوردار نيستند. اين تبعيض در مورد مسائل مختلف از جمله اجتماعی، اقتصادی، و حتی دانشگاهی و مدرسه ای وجود دارد و البته حق اجرا کردن آئين های مذهبی خود را نيز ندارند.

                              گذشته از اين مسائل، به صورت مستمر تحت بازداشت و بازجويی قرار می گيرند و سپس با وثيقه های سنگين آزاد می شوند.

                              اشاره کرديد به دانشجويان بهايی؛ در بيانيه اخيرتان هم به اين مساله اشاره شده. در ايران چه تبعيضی عليه دانشجويان بهايی اعمال می شود؟

                              تا حدود سه سال پيش، فرم کنکور گزينه ای برای تعيين مذهب داشت و از آنجايی که بهاييت در قانون اساسی جمهوری اسلامی به عنوان مذهب شناخته نمی شود، بچه ها از شرکت در کنکور محروم بودند.

                              پس از آن که فرم ها تغيير کرد، امکان شرکت در کنکور برای جوانان بهايی فراهم شد اما همزمان مشکلات ديگری هم پديد آمد.

                              مثلأ در مقابل گزينه مذهب بر کارت دانشجويی آنها نوشته شده بود اسلام و مسئولان دانشگاه هم حاضر به عوض کردن آن نبودند.

                              يا ديگر اينکه در بسياری از موارد، از انتخاب محل دلخواهشان برای تحصيل محروم می شدند؛ مثلأ غير بهايی هايی که رتبه بدتری نسبت به بهاييان داشتند، وارد دانشگاه می شدند.

                              سال گذشته حدود ۱۸۰ نفر از جوانان بهايی توانستند وارد دانشگاه های ایران شوند اما بنا بر اطلاعات ما، حدود ۱۲۰ نفر از آنها تا کنون صرفأ به خاطر عقايدشان اخراج شده اند

                              دیان علایی
                              اين مساله هنوز هم ادامه دارد. از سوی ديگر سال گذشته حدود ۱۸۰ نفر از جوانان بهايی توانستند وارد دانشگاه شوند اما بنا بر اطلاعات ما، حدود ۱۲۰ نفر از آنها تا کنون صرفأ به خاطر عقايدشان اخراج شده اند.

                              در بيانيه شما همچنين به آزار و اذيت بچه های مدرسه ای از جمله به «فشارهای روانی» اشاره شده. به عنوان مثال چه فشار روانی به بچه ها وارد شده است؟

                              فشارهای مختلف؛ مثلأ در بعضی موارد بچه های بهايی را سر کلاس های درس پای تخته می بند و راجع به دينشان بدگويی می کنند؛ در مواردی حتی بچه ها را کتک زده اند. موارد ديگری بوده که والدين بچه ها را به مدرسه خواسته اند و گفته اند که اگر بچه های بهايی دينشان را اسلام ذکر نکنند، از مدرسه اخراج خواهند شد.

                              به عنوان نمونه با خبر شده ايم که در شهر شيراز فرم هايی در مورد اطلاعات خانوادگی بين تمامی کودکان اقليت مذهبی پخش شده است که در بخش مربوط به مذهب نوشته شده است: «مسيحی، يهودی، زرتشتی، و فرقه «ضاله» بهاييت».

                              می توانيد حدس بزنيد که چنين کاری می تواند چه تاثير روحی بر کودکان داشته باشد.

                              در سازمان ملل برنامه ای در مواجهه با اين موارد در پيش داريد؟

                              در درجه نخست اينکه دولت ايران از امضا کنندگان ميثاق های مدنی و حقوق بشری سازمان ملل متحد است و به همين جهت هم بايد در خصوص نقض حقوق هر فردی در کشور، از جمله بهاييان پاسخگو باشد.

                              ما اينجا از کشورهای عضو سازمان ملل می خواهيم که در شورای حقوق بشر يا مجمع عمومی اين سازمان، خواستار پاسخگويی جمهوری اسلامی شوند.

                              اما در همين حال البته فشار از سوی سازمان های غير دولتی يا افراد عادی جامعه نيز می تواند به جمهوری اسلامی گوشزد کند که در پيش گرفتن چنين رويکردی در قبال مردم خود، پذيرفتنی نيست.

                              Comment


                              • Comment

                                Working...
                                X