Announcement
Collapse
No announcement yet.
Emam Zaman
Collapse
X
-
عرض كردم: سرورم، چرا مردم از انتخاب امام براي خويش منع شدهاند؟ آن حضرت(ع) فرمودند:
امام مصلح يا مفسد؟24
عرض كردم: امام مصلح. فرمودند:
آيا امكان ندارد كه انتخابشان فرد مفسدي را شامل شود در حالي كه احدي از صلاح و فساد درون ديگري آگاه نيست؟25
عرض كردم: چرا، ممكن است. حضرت(ع) فرمودند:
علت آن همين است و برايت دليل ديگري ميآورم كه عقلت آن را بپذيرد. به من بگو رسولان الهي كه خداي متعال آنان را برگزيده و كتاب بر آنها فرو فرستاده و وحي و عصمت را پشتيبان آنان نموده تا پيشواي ملتها و براي برگزيدن هدايتيافتهتر از ديگران باشند. [پيامبراني] مانند: موسي و عيسي(ع)، آيا با وجود برتري عقلي و كمال علميشان ممكن است منافق را مؤمن بپندارند و او را انتخاب كنند؟26
عرض نمودم: خير. فرمودند:
اين موسي ـ كليمالله ـ است كه با وجود تزايد عقل و كمال و نزول وحي بر او، هفتاد تن از برجستگان قوم و شخصيتهاي سپاهش را براي ميقات پروردگار خويش برگزيد و در ايمان و اخلاص آنها هيچگونه شك و ترديدي نداشت، اما انتخاب او بر منافقين تعلق گرفته بود. خداوند متعال ميفرمايد:
واختار موسي قومه سبعين رجلاً لميقاتنا.27
و موسي هفتاد نفر از قوم خود را براي ميقات ما برگزيد.
تا آنجا كه ميفرمايد:
لن نؤمن لك حتّي نري الله جهرةً فأخذتهم الصّاعقة بظلمهم.28
[آنان به موسي گفتند:] تا خدا را آشكارا نبينيم، به تو ايمان نميآوريم. پس صاعقة عذاب به سبب ظلمشان ايشان را فرا گرفت.
وقتي كه ميبينيم انتخابشدگان [دست] پيامبر فاسد بودند، نه صالح ـ در حالي كه او ميپنداشت آنها صالح هستند ـ درمييابيم كه انتخاب (برگزيدن) اختصاص به كسي دارد كه به ضماير و سراير وجود مردم آگاه است. در جايي كه پيامبران به جاي صالح، فاسد باشند، انتخاب مهاجرين و انصار اعتبار و ارزشي ندارد.29
[...] سعد ميگويد: سپس مولايمان، حضرت حسنبنعلي، امام عسكري(ع) همراه با آن طفل مبارك براي اقامة نماز برخاستند و من نيز بازگشتم و به جستجوي احمدبناسحاق پرداختم، و او گريهكنان به استقبالم آمد. از او پرسيدم: چرا تأخير كردي و چرا گريان هستي؟ گفت: جامهاي را كه مولايم فرمودند گم كردهام.
به او گفتم: تقصيري متوجه تو نيست، برو و حضرت(ع) را آگاه كن. شتابان رفت و خندان برگشت و بر محمد و آلش(ص) صلوات ميفرستاد. پرسيدم خبر چيست؟ گفت: آن جامه را ديدم كه زير قدوم مولايم گسترده بود و بر آن نماز ميخواندند.
سعد ميگويد: خداي را سپاس گفتم و پس از آن نيز چند روزي به منزل مولايمان رفتيم اما آن كودك گرانقدر را نزد آن حضرت مشاهده نكرديم.30نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment
-
حضرت مهدى (عجّ) در نگاه سبط اكبر(ع)
از مجموع 438 روايتى كه براى امام حسن مجتبى (ع)بر شمردهاند1، 10 روايت پيرامون حضرت مهدى(عجّ) است و اين غير از روايتهايى است كه به طور غير مستقيم در باره آن حضرت است و مىتوان به روايات رجعت، روايات كلى پيرامون ائمه دين و... اشاره كرد.
مقدمه
ارتجاع همه جانبه پس از رحلت پيامبراكرم صلىاللهعليهوآلهوسلم و لزوم حضور جريانى روشنى بخش و راهنما در عرصههاى گوناگون، عاملى بود كه «نظام امامت» را فلسفه وجودى بخشيد و طبق آن، نظام امامت بعد از رسول اكرم صلىاللهعليهوآلهوسلم عهدهدار مديريت جامعه اسلامى مىشد و خطر هر نوع ارتجاع به نظام فاسد قبل از پيامبر را منتفى مىساخت و آيه «اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى» نيز بر اين اساس تحقق مىيافت؛ زيرا با وجود ناظرى عالم و توانا و كارگزارى مقتدر و اصولگرا، دين الهى براى هميشه محفوظ مىماند. اما سرنوشت به گونهاى رقم خورد كه سيستم امامت به حاشيه رانده شد و از كاركرد اصلى خود بازماند. از اين روى منصوبان اين نظام يكى پس از ديگرى، چشم به راه آخرين امامى بودند كه با قدرت الهى كاركرد واقعى اين نظام را به آن بازگرداند و او كسى نيست جز موعود آل محمد. حجم گسترده روايات امامان معصوم عليهمالسلام ، بخصوص امام على عليهالسلام كه حتّى خود موفق به تشكيل حكومت اسلامى شد، گوياى اين واقعيت است. به اين ترتيب انتظار معصومان، از جمله امام حسن عليهالسلام ، براى ظهور مهدى موعود عليهالسلام را بايد از اين زاويه ديد؛ يعنى ظهور امامى كه با قدرت الهى به يكباره همه موانع را به كنار خواهد زد و جريان اصولىاى را كه به حاشيه رانده شده، به متن جامعه بازخواهد گرداند و تمام ارتجاعهاى سياسى، اقتصادى، اعتقادى، فرهنگى و... را نابود و پرچم جامعه نبوى را بر خواهد افراشت و به تمام معنا، اكمال دين و اتمام نعمت تحقّق خواهد يافت. با اين رويكرد به موضوع مهدويت، برساحل احاديث امام حسن مجتبى عليهالسلام پيرامون آخرين موعود آل محمد صلىاللهعليهوآلهوسلم مىنشينيم.
سخنان امام حسن عليهالسلام پيرامون حضرت مهدى عليهالسلام
از مجموع 438 روايتى كه براى امام حسن مجتبى عليهالسلام بر شمردهاند1، 10 روايت پيرامون حضرت مهدى عليهالسلام است و اين غير از روايتهايى است كه به طور غير مستقيم در باره آن حضرت است و مىتوان به روايات رجعت، روايات كلى پيرامون ائمه دين و... اشاره كرد. از مجموع 10 روايت مورد نظر ما، 6 روايت از خود امام حسن عليهالسلام و 2 روايت به نقل از امام حسن عليهالسلام از رسول اكرم صلىاللهعليهوآلهوسلم ، يك روايت به نقل از امام على عليهالسلام و يك روايت از حضرت خضر عليهالسلام در حضور امام حسن عليهالسلام است.
الف) روايات نبوى صلىاللهعليهوآلهوسلم
1. آخرين حجّت خدا
عبداللّه بن حسين (حسن) بن حسن، از پدرش، از امام حسن عليهالسلام نقل كرد:
روزى پيامبر صلىاللهعليهوآلهوسلم خطبه خواند و پس از حمد و ثناى خداوند فرمود: «مردم! بزودى فراخوانده مىشوم و بايد اجابت كنم ومن در ميان شما دو چيز گرانبها ـ كتاب خدا و عترت و خاندانم ـ را به جا مىگذارم كه اگر به آن دو تمسك جوييد، هرگز گمراه نمىشويد. پس از آنان ياد بگيريد و به آنان ياد ندهيد، چون از شما داناترند. زمين از آنان خالى نمىماند وگرنه اهل خود را به كام مىكشد.» سپس فرمود: «خدايا! من مىدانم كه دانش نابود نمىشود و پايان نمىيابد و تو زمين خود را از حجّت بر بندگانت ـ كه يا آشكار است و پيروى نمىشود و يا بيمناكِ غائب است ـ خالى نمىگذارى تا حجّتت تباه نگردد و اوليايت پس از هدايت، گمراه نشوند كه ايشان در شمار اندك ولى نزد خدا بزرگترين منزلت را دارند.» وقتى از منبر پايين آمد، عرض كردم: اى رسول خدا! تو حجّت بر همه آفريدههايى. فرمود: «حسن جانم! خداوند مىفرمايد: «همانا تو بيم دهندهاى و براى هر قومى هدايتگرى است!2 من بيم دهندهام و على هدايتگر است.» عرض كردم: يا رسولاللّه! فقولك انّ الارض لاتخلو من حجّة؛ اى رسول خدا! پس اين سخن شما كه «زمين خالى از حجت نمىماند» منظورتان چيست؟ فرمود: «نعم علىٌّ هو الامام والحجة بعدى، و انت الحجة والامام بعده والحسين الامام والحجة بعدك و... يخرج اللّه تعالى من صلب الحسن الحجة القائم امام شيعته زمانه و منقذ اوليائه يغيب حتّى لايرى فيرجع عن امره قوم و يثبت آخرون «و يقولون متى هذا الوعد ان كنتم صادقين»3 و لولم يبق من الدنيا الاّ يوم واحد لطوّل اللّه عزّوجلّ ذلك حتى يخرج قائمنا فيملأها قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراً و ظلماً فلاتخلوا الارض منكم اعطاكم اللّه علمى و فهمى و لقد دعوت اللّه تبارك و تعالى ان يجعل العلم والفقه فى عقبى و عقب عقبى و مزرعى (زرعى) و زرع زرعى»4؛ آرى، على آن امام و حجّت پس از من است و تو حجّت و امام پس از اويى و حسين امام و حجّت پس از تو است... و خدا از صلب حسن، حجّت قائم را مىآورد، كه امام پيروان خود (امام زمان خود) و نجات بخش دوستان خود خواهد بود. او غائب مىشود؛ تا آنجا كه ديگر ديده نشود. پس گروهى از او برمىگردند و گروهى پايدار مىمانند و مىگويند: «متى هذا الوعد ان كنتم صادقين»آن وعده چه شد اگر راستگوييد» و اگر از عمر دنيا جز يك روز نماند، خداى عزّوجلّ آن را روز را چنان بلند گرداند كه قائم ما ظهور كند و زمين را پر از عدل و داد سازد، همان گونه كه از ظلم و جور پرشده است. پس، زمين (از شما كه حجّت خدا هستيد) خالى نمىماند و خدا به شما دانش و حكمت مرا داده است و من از خداوند ـ تبارك و تعالى ـ خواستهام كه علم و فقه را در نسل و نژادم به ميراث گذارد.»
2. دوازده امام از اهل بيت عليهمالسلام
خزّاز قمى، از هشام بن محمد و او از پدرش نقل كرد: بعد از شهادت اميرمؤمنان عليهالسلام ، حسن بن على بر منبر رفت و خواست سخن بگويد كه گريه گلويش را گرفت. لحظاتى نشست. بعد برخاست و فرمود:
«الحمد للّه الذى احسن الخلافة علينا اهلالبيت و عند اللّه نحتسب عزاءنا فىخير الآباء رسول اللّه صلىاللهعليهوآلهوسلم و عنداللّه نحتسب عزاءنا فى اميرالمؤمنين و قد اصيبت (لقد اصبت) به الشرق و الغرب... و لقد حدّثنى جدّى رسول اللّه صلىاللهعليهوآلهوسلم : «انّ الامر يملكه اثناعشر اماماً من اهل بيته و صفوته ما منّا الاّ مقتول او مسموم؛5 سپاس خدايى را كه جانشينى خود را بر ما خاندان نبوت ارزانى داشت. ما غمگسارى خود را در (فراق) بهترين پدرمان ـ رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم ـ به حساب خدا مىگذاريم. ما غمگسارى خود را در (فراق) اميرمؤمنان به حساب خدا مىگذاريم. شرق و غرب عالم با او و داغدار شد... جدّم، رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم به من فرمود: «اين امر (ولايت) را 12 امام از برگزيدگان خاندانش دارا شوند. همه ما كشته يا مسموم خواهيم شد».
ب) روايت علوى عليهالسلام
1. عدالت گستر زمين
طبرسى از زيد بن وهب جهنى نقل كرده است: حسن بن على عليهماالسلام در (راه) مدائن زخمى شد. در حالى كه درد مىكشيد، نزد او رفتم و عرض كردم:... اى فرزند رسول خدا! آيا شيعيان خود را همچون گوسفندان بىچوپان رها مىكنى؟ فرمود: اى برادر جهنى! من چيزى از منبعى موثق مىدانم. اميرمؤمنان عليهالسلام روزى مرا شادمان ديد، فرمود:
«حسن جان! شادمانى مىكنى؟ چگونه خواهى بود وقتى پدرت را كشته ببينى؟ يا چگونه خواهى بود وقتى فرمانروايى جهان اسلام را بنى اميه به دست گيرند؟ اميرشان آن حلقوم گشادِ روده فراخ است كه مىخورد و سير نمىشود، مىميرد و در آسمان ياور و در زمين عذرى ندارد، پس بر شرق و غرب آن چيره شود. در حالى كه مردم از او فرمان برند و پادشاهىاش به درازا كشد؛ بدعتها و گمراهىها پديد آورد. حق و سنّت رسول خدا صلىاللهعليهوآلهوسلم را بميراند. اموال مسلمانان را در ميان هواداران خود تقسيم كند و آن را از سزاوارانش باز دارد... فكذلك حتى يبعث اللّه رجلاً فى آخر الزمان و كلب من الدّهر و جهل من الناس يؤيّده اللّه بملائكته و يعصم انصاره و ينصره بآياته و يظهره علىالارض حتّى يدينوا طوعاً و كرهاً يملأ الارض عدلاً و قسطاً و نوراً و برهاناً يدين له عرض البلاد و طولها حتّى لايبقى كافراً الاّ آمن و لا طالح الاّ صلح و تصطلح فى ملكه السّباع و تخرج الارض نبتها و تنزل السّماء بركتها و تظهر له الكنوز، يملك ما بين الخافقين اربعين عاماً فطوبى لمن ادرك ايّامه و سمع كلامه؛6 اين گونه خواهد بود تا در آخر الزمان و سختى دوران و نادانى مردمان، خدا رادمردى را برانگيزد كه با فرشتگان خود به او يارى رساند و يارانش را عصمت دهد و با آيات خود به او كمك كند و او را بر زمين چنان چيره سازد كه خواه ناخواه فرمانش برند. زمين را پر از عدل، نور و برهان كند. تمام طول و عرض سرزمينها مطيعش گردند؛ تا جايى كه كافرى نماند مگر ايمان آورد و بدكارى نماند مگر سامان گيرد. در حاكميت او درندگان آشتى كنند و زمين، سبزههاى خود را برآورد و آسمان، بركات خود را فرو ريزد و گنجها برايش آشكار شوند. او تا 40 سال در شرق و غرب عالم حكم مىراند. پس خوش به حال كسى كه روزگار او را دريابد و سخنش را بشنود.»نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment
-
تكاليف منتظران حضرت مهدي(عج)
خبرگزاري فارس: در اين مقاله نويسنده به صورت تيتر وار تكاليف منتظران واقعي ظهور را بيان ميكند.
1-تحصيل شناخت صفات و آداب و ويژگيهاي آن جناب
2- رعايت ادب نسبت به ياد او
3- محبت خاص نسبت به آن حضرت
4- محبوب نمودن او در ميان مردم
5- انتظار فرج و ظهور آن حضرت
6- اظهار اشتياق به ديدار آن حضرت
7- ذكر مناقب و فضايل آن حضرت
8- اندوهگين بودن مومن از فراق آن حضرت
9- حضور در مجالس فضايل و مناقب آن حضرت
10- تشكيل مجالس ذكر مناقب و فضايل آن حضرت
11و12- سرودن و خواندن شعر در فضايل و مناقب آن حضرت
13- قيام،هنگام ياد شدن نام يا القاب آن حضرت
14و15و16- گريستن و گرياندن وخود را به گريه كنندگان شبيه نمودن بر فراق آن حضرت
17- درخواست معرفت امام عصر از خداوند
18- تداوم درخواست معرفت آن حضرت
19- مداوت به خواندن دعاي غريق
20- دعا در زمان غيبت آن حضرت
21- شناختن علامتهاي ظهور آن حضرت
22- تسليم بودن و عجله نكردن
23- صدقه دادن به قصه سلامتي آن حضرت
24- صدقه دادن به نيابت آن حضرت
25و26- حج رفتن به نيابت از آن حضرت و فرستادن نايب از طرف آن جناب
27و28- طواف بيت الحرام به نيابت از امام و نايب ساختن ديگري تا از طرف ايشان طواف نمايد
29- زيارت مشاهد رسول خدا و ائمه به نيابت از مولايمان
30- استحباب اعزام نايب براي زيارت از سوي آن حضرت
31- سعي در خدمت كردن به آن حضرت
32- اهتمام ورزيدن به ياري آن جناب
33- تصميم قلبي بر ياري كردن آن جناب در زمان حضرت و ظهور او
34- تجديد بيعت با آن حضرت بعد از فرائض همه روزه و هر جمعه
35- صله آن حضرت به وسيله مال
36- صله شيعيان و دوستان صالح امام به وسيله مال
37- خوشحال كردن مومنين
38- خيرخواهي براي آن حضرت
39- زيارت كردن آن حضرت
40- ديدار مومنين صالح و سلام كردن بر آنان
41- درود فرستادن بر آن حضرت
42- هديه كردن ثواب نماز به آن جناب
43- هديه نماز مخصوص
44- نماز هديه به آن حضرت به گونه مخصوص و در وقت معين
45- اهدا قرائت قرآن به آن حضرت
46- توسل و طلب شفاعت نزد خداوند به وسيله آن حضرت
47- دادخواهي و توجه نمودن و عرض حاجت بر آن حضرت
48- دعوت كردن مردم به آن حضرت
49-رعايت حقوق آن حضرت و مواظبت بر اداي آنها ورعايت وظايف نسبت به آن بزرگوار
50- خشوع دل هنگام ياد آن حضرت
51- عالم بايد علمش را آشكار سازد
52-تقيه كردن از اشرار و مخفي داشتن راز از اغيار
53- صبر كردن بر اذيت و تكذيب و ساير محنتها
54- درخواست صبر از خداي تعالي
55- سفارش يكديگر به صبر در زمان غيبت حضرت قائم
56- پرهيز از مجالسي كه نام آن حضرت در آنها مورد تمسخر باشد
57- تظاهر با ستمگران و اهل باطل
58- ناشناس ماندن و پرهيز از شهرت يافتن
59- تهذيب نفس
60- اتفاق و اجتماع بر نصرت آن حضرت
61- موفق شدن بر توبه واقعي و بازگرداندن حقوق به صاحبان آنها
62و63- پيوسته به ياد آن حضرت بودن و به آدابش عمل كردن
64- دعا به درگاه الهي براي جلوگيري از نسيان ياد آن حضرت
65- اينكه بدنت نسبت به آن جناب خاشع باشد
66- مقدم داشتن خواسته آن حضرت برخواسته خود
67- احترام كردن نزديكان و منسوبين به آن حضرت
68- بزرگداشت اماكني كه به قدوم آن حضرت زينت يافته اند
69و70- وقت ظهور را تعيين نكردن وتكذيب وقتگذاران
71- تكذيب مدعيان نيابت خاصه از آن حضرت در زمان غيبت كبري
72- درخواست ديدار آن حضرت با عافيت و ايمان
73- اقتدا و تاسي جستن به اخلاق و اعمال آن حضرت
74- حفظ زبان از غير ياد خداوند ومانند آن
75- نماز آن حضرت
76- گريستن در معصيت مولايمان حضرت امام حسين
77- زيارت قبر مولايمان امام حسين
78- بسيار لعنت كردن بر بني اميه در آشكار و پنهان
79- اهتمام در اداي حقوق برادران ديني
80- مهيا كردن سلاح و اسب در انتظار ظهور آن جنابنه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment
-
چگونه منتظر باشيم؟
اميد به ظهور منجى ما را بر آن مىدارد كه در تاريكىها ننشينيم به سمت نور و روشنايى رهسپاريم تا صبح دولت اميد بدمد و با انوار وجودش رستگار شويم. نشستن و دست روى دست گذاشتن ما را جاودانه نخواهد ساخت درچنين حالتى تباهىها روز به روز گسترش خواهند يافت و ما در گوشههاى تاريك زمان گم خواهيم شد.
بشر بحران زده امروز منتظر يك منجى است تا او را از بحران و پريشان حالى نجات دهد و به آرامشى مطلوب برساند. اين آرامش را بشر خود از خويشتن دريغ كرده است و بشر خود به وجود آورنده اين ناآرامى است كه امروز ديگر از آن به تنگ آمده، ظهور منجى را انتظار مىكشد و امّا او خواهد آمد و جهان را نجات خواهد داد. او همين الان مهمان دلهاى ماست و به ما وعده داده شده است. آرى او خواهد آمد و با ظهورش عشق و آرزوهاى ما تجسّم عينى خواهند يافت. او مظهر تمام صفات پسنديدهاى است كه مىتوان متصور شد. او حجت خدا بر خلق است و با آمدنش تاريكىها روشن مىشوند و ظلم و نابرابرىها رفع و دفع خواهند شد. او خليفة ا... به تمام معناست و مظهر عباد صالح خداست. او الگوى كمال انسانى و جانشين شايسته پدرش و اجدادش و رسول خداست. او منتهاى آرزوى ماست.
آرى با ظهور حضرت قائم، عجّلاللَّهتعالىفرجه، انسان، انسان بودنش را و شايستگىهايش را و جامعه، جامعه بودنش را به تمام معنا درك خواهند كرد. انسان و جامعه همانى خواهد بود كه ولى خدا از او مىخواهد. امّا آنانى كه منتظر اويند بايد شايسته منتَظر باشند بايد خانه دل بيارايند و بعد به انتظار بنشينند. او بهترين و برترين در عصر خويش است.
بنابراين با بهترين حالات شخصى و اجتماعى بايد به استقبال ظهورش شتافت. وقتى قرار است يك ميهمان معمولى به خانهمان بيايد خانه را پاك ساخته، مىآرائيم تا رضايت خاطر ميهمان را به دست آوريم. حال كه او (حضرت قائم، عجّلاللَّهتعالىفرجه) بهترين و برترين ميهمان ما و بشر خواهد بود چگونه مىتوانيم خانههاى دلمان را و جامعهمان را پاك نسازيم و نيارائيم؟ براى درك حضورش بايد با ناپاكىها و پليدىها جنگيد و محيط را براى حضورش مهيا ساخت. قبل از هر چيز بايد بر خود بشوريم و نفس آلوده خويش را به دار تقوى بكشيم. پس آنگه كه خود پاك شديم جامعه نيز پاك خواهد بود و پاكان در مقابل ظلم و جور خواهند ايستاد و نبرد را به تمكين ترجيح خواهند داد. آنگاه كه مژده ايستادگى در برابر ظالمان به گوش مظلومان برسد به ظهور منجى مشتاقتر و مايلتر خواهند بود و خود به قيام خواهند برخاست و همانا كه ظهور حضرتش قيام مظلومان خواهد بود.
اميد به ظهور منجى ما را بر آن مىدارد كه در تاريكىها ننشينيم به سمت نور و روشنايى رهسپاريم تا صبح دولت اميد بدمد و با انوار وجودش رستگار شويم. نشستن و دست روى دست گذاشتن ما را جاودانه نخواهد ساخت درچنين حالتى تباهىها روز به روز گسترش خواهند يافت و ما در گوشههاى تاريك زمان گم خواهيم شد. راز جاودانگى در پويايى است نه در منفعل بودن. راز جاودانگى ما در با او بودن است چرا كه او حجت خداست براى با او بودن بايد خالص بود و با عشق در اين راه گام نهاد و همينطور بايد براى مبارزهائى بىامان با ظلم و جور و هرچه پليدىهاست آماده بود.
انتظار يك بنبست اجتماعى نيست بلكه يك رودخانه جارى از حقايق اجتماعى است. انتظار ديدن روزنه اميد براى رهايى است. انتظار ديدن افق فردا و فرداهاست. اميد به آينده است. اشتياق رسيدن به بهترين وضع است و نه تنها تلاش براى تثبيت وضع موجود نيست بلكه تلاشى است براى بهتر شدن، تكامل يافتن و هميشه پويا زيستن.
بنابراين جامعه منتظر، جامعهاى است پويا، رو به تكامل و متمايل به بهتر و انسانى زيستن و فرد منتظر بايد هميشه در حال گريز از وضع موجود و تلاش براى فردايى بهتر از امروز باشد بايد بر عليه هرچه شرّ است بشورد تا جامعه براى ظهور و حضور آن انسان كامل آماده باشد. جاى بسى تأسف است كه در جامعهاى آلوده، ناپاك، نامناسب و آلوده به پلشتىها منتظر چنين انسان والا و وارستهاى باشيم كه اين نه شرط ادب است، نه شرط ميهماندارى و نه شرط انسانى الهى. پس بايد بهپاخيزيم و با ادب حضور، جامعه را براى ظهور آماده سازيم.نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران

صادق هدايت؛ بوف کور
Comment
-
روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله امروز خود فاش کرد که علاوه بر ظهور مدعيان نيابت امام زمان و گرويدن تعدادی از مردم به آنها, "تعدادی زن در تهران و اصفهان و کرج و قزوين در همين سالها و ماه های اخير مدعی شده اند که همسر امام زمان عليه السلام هستند".
اين روزنامه که تحليل خود را به منظور هشدار به حکومت مذهبی در مورد خطرات جنگ مذهبی نوشته است در ادامه آورده است "عده ای نيز دور اين زنان جمع شده اند و به آنها معتقد شده اند.
متم کامل اين سرمقاله با عنوان "اين هشدار را جدى بگيريد" را در لينک زير در روشنگری بخوانيد:
Comment


Comment