Announcement

Collapse
No announcement yet.

Emam Zaman

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • #31
    حيات فرهنگى در عصر امام مهدى(ع)




    بى‏ترديد عصر امام مهدى(ع) عصر حاكميت نور دانش و بينش و از درخشان‏ترين و زيباترين اعصار روى كره زمين از آغاز آفرينش جهان و انسان خواهد بود. آنچه در اين نوشتار تقديم خوانندگان عزيز مى‏شود برخى از ابعاد زندگى و شكوفايى و درخشندگى آن عصر است كه با تلخيص از نظر گرامى‏تان مى‏گذرد.


    اشاره :

    بى‏ترديد عصر امام مهدى(ع) عصر حاكميت نور دانش و بينش و از درخشان‏ترين و زيباترين اعصار روى كره زمين از آغاز آفرينش جهان و انسان خواهد بود. آنچه در اين نوشتار تقديم خوانندگان عزيز مى‏شود برخى از ابعاد زندگى و شكوفايى و درخشندگى آن عصر است كه با تلخيص از نظر گرامى‏تان مى‏گذرد.

    در عصر درخشان امام مهدى(ع) حيات فرهنگى به گونه‏اى شكوفا و بارور مى‏گردد و دانش و فرهنگ و معنويت بويژه علوم دينى و احكام و مقررات و معارف انسان‏ساز اسلام در سراسر گيتى بسط و گسترش مى‏يابد و چرخ‏هاى فرهنگ و آگاهى و شناخت با سرعت وصف‏ناپذيرى به حركت مى‏افتد.
    كتابهاى مربوط به شرح حال راويان احاديث كه به كتابهاى رجالى مشهورند و نيز شرح حال و بيوگرافى آنان و تقسيم‏بندى روايات به صحيح و ضعيف كه بيشتر به حدس و گمان تكيه دارد و در عصر غيبت و به خاطر نرسيدن دست مردم به امام معصوم مورد استفاده قرار مى‏گيرد به پايان مى‏رسد؛ زيرا در عصر ظهور مردم به مقررات و احكام قطعى دست مى‏يابند و از اينها بى‏نياز مى‏گردند. همچنين بيشتر تفاسير از اعتبار ساقط مى‏شود و تنها تفاسير برخاسته از روايات رسيده از پيامبر و اهل بيت باقى مى‏ماند.
    همين‏گونه قرائتهاى مختلف از قرآن شريف كه دليلى براى آن نازل نشده است برداشته مى‏شود چرا كه مردم قرآن و قرائت صحيح آن را به گونه‏اى كه بر قلب مصفاى محمد(ص) فرود آمده است از امام مهدى(ع) مى‏آموزند و تفسير و پيام و مفهوم آن را آن‏گونه كه خدا اراده فرموده است مى‏شناسند و بر معارف بلند و راز و رمز و شگفتيهاى آن كه همچنان ناشناخته و پوشيده است، آگاهى مى‏يابند.
    حضرت امام باقر(ع) فرموده‏اند:
    توتون الحكمة فى زمانه حتى ان المراة لتقضى فى بيتها، بكتاب اللَّه و سنّة رسوله1
    يعنى به مردم عصر حكومت درخشان او، دانش و بينش ارزانى مى‏گردد كه زن در كانون خانه خويش براساس كتاب خدا و سنت پيامبرش عادلانه و آگاهانه داورى مى‏كند و نيازى به ديگرى ندارد.
    اين روايت نشانگر اين واقعيت است كه مردم در روزگار حاكميت آن حضرت، براساس آداب و مقررات دينى تربيت شده و احكام شريعت را آموخته و بر پايه‏اى از فرهنگ و تمدن اوج مى‏گيرند كه هر بانويى مى‏تواند در درون خانه خويش ميان آن دو انسان براساس مقررات كتاب خدا و سيره و روش عادلانه پيام‏آور بزرگ او قضاوت كند.
    اميرالمؤمنين على(ع) هم طى گفت‏وگويى با جناب كميل بن زياد نخعى مى‏فرمايند:
    اى كميل، هيچ علمى نيست مگر آن كه با من آغاز گردد و هيچ سرى نيست مگر آنكه با قائم پايان پذيرد.2
    لازم است بدانيم كه خود امام مهدى براساس كتاب خدا و سيره و شيوه انسانساز و افتخار آفرين پيامبر تدبير امور مى‏كند و به اندازه ذره‏اى از آن انحراف نمى‏جويد. او شريعت جديد يا دين ديگرى نمى‏آورد كه با اسلام راستين ناسازگار باشد.
    همچنين واقعيت كه رخ خواهد داد اين است كه همه مذاهب پديد آمده پس از رحلت پيشواى بزرگ توحيد پيامبر گرامى ملغى مى‏شود و از ميان مى‏رود چرا كه اينها راه و رسمى است كه در كتاب خدا و سنت پيامبر جايى ندارد. در كلامى كه از عالم اهل سنت به نام ابن العربى بيان گرديده آمده است:
    امام مهدى پس از ظهور، دين را همان‏گونه كه بود و نازل گرديد آشكار مى‏سازد، به طورى كه اگر پيامبر گرامى حاضر باشد به همان حكم كند. او مذاهب مختلف را از روى زمين با ارشاد و هدايت خويش برمى‏دارد و جز دين خالص و پاك آسمانى نمى‏ماند.3
    آرى در آن شرايط پر افتخار است كه اتحاد بزرگ اسلامى تحقق مى‏پذيرد چرا كه همه مسلمانان در اصول دين و فروع آن و همه مسايل فقهى و احكام و مقررات شرعى، متحد و يكپارچه مى‏گردند.
    دين راستين همان اسلام واقعى خواهد بود و مذهب همان مذهب تشيع كه مذهب خاندان وحى و رسالت است و پيامبر گرامى مردم را بدان دعوت نموده است. و همه بشريت بدين سان زير پرچم پر افتخار لااله‏الااللَّه، محمد رسول‏اللَّه، على ولى‏اللَّه در اوج سعادت و رفاه و نيكبختى زندگى مى‏كنند.
    در حديثى كه امام مجتبى از پدرش حضرت على نقل مى‏فرمايد چنين آمده است:
    مهدى زمين را از برهان و دانش و نور هدايت پر مى‏كند تا آن‏جا كه سراسر گيتى به وى ايمان آورد و كافران مسلمان شوند و فاسقان صالح گردند.4
    و باز حضرت على(ع) در بيان ديگرى از حضرت مهدى چنين مى‏فرمايد:
    ... لافترك بدعة الا ازالها ولا سنة الاّ اقامها.5
    يعنى آن پيشواى الهى تمامى بدعتها را نابود مى‏كند و همه سنتها و شيوه‏هاى پسنديده را زنده و برپا مى‏كند.

    تربيت در عصر امام مهدى(ع)
    از واقعيت‏ه‏اى ترديد ناپذير اين است كه انسان در همه ابعاد، قابل تربيت و سازندگى است و هنگامى كه برنامه‏هاى تربيتى براساس ارزشهاى والاى اخلاقى و انسانى تنظيم گردد بشريت راه اعتدال و درستى را خواهد گزيد. و در راه و روش شايسته و ستوده‏اى گام خواهد نهاد. اما اگر برنامه‏ها و عوامل تربيتى فاسد و ناصالح باشد بدون ترديد نتيجه معكوس خواهد داد و انسان به سوى تباهى خواهد رفت.
    1. كانون خانه و خانواده كه كودك در آن ديده بر جهان مى‏گشايد يك كانون و عامل تربيتى است كه در جهت‏دهى به كودك نقش بسيار مهمى دارد.
    2. پس از خانه، نقش مدرسه است كه كودك با ورود بدانجا مراحل نخستين دانش و فرهنگ را از طريق آموزگاران دريافت مى‏دارد و هر چه مراحل مختلف علمى را طى مى‏كند سطح مطالعه و فرهنگ و آگاهيهاى او بالا مى‏رود تا سرانجام به عالى‏ترين مراحل و مدارج علمى و فكرى مى‏رسد.
    3. عامل محيط و جامعه، كودكى كه در جامعه‏اى مملو از دروغ و شائبه و بى‏بندبار رشد مى‏كند تربيت ناشايست و نادرست مى‏پذيرد و كودكى كه در جامعه دين باور و امانت‏دار و سرشار از حيا و درستكارى تربيت شود فردى شايسته خواهد بود.
    4. رسانه‏هاى گروهى و دستگاههاى تبليغاتى جامعه همچون روزنامه‏ها و مجلات، راديو و تلويزيون و...
    امام مهدى(ع) كه در انديشه اصلاح جامعه جهانى است و مى‏خواهد جامعه‏اى به راستى اسلامى پى‏ريزى نموده و آن را به ارزشهاى والاى انسانى و قرآنى آراسته سازد، در اين راه مى‏بايست از وسايل و عوامل تربيتى بهره گيرد و آموزشهاى تربيتى صحيح و سازنده خويش را به وسيله اين وسايل و تجهيزات به گوشها برساند. از اين رو مدارس و آموزشگاهها را، فرهنگ و تعاليم انسانساز اسلام اداره و رهبرى مى‏كند و راههاى تعليم و تربيت در همه مراحل از شيوه‏ها و برنامه‏هاى اسلامى بهره‏مند مى‏گردد و وسايل ارتباط جمعى به طور كامل، شايسته و مفيد و ثمربخش مى‏شوند و از چهارچوب مقررات و ارزشهاى اسلامى تجاوز نمى‏كنند.6
    چنانچه حضرت على(ع) با عباراتى بسيار شنيدنى چنين نويد مى‏دهد كه:
    مهدى(ع) هواهاى نفسانى را به هدايت باز خواهد آورد آن‏گاه كه هدايت را به هواپرستى بفروشند و آرا و نظرها را بر قرآن منطبق سازد چون قرآن را بر مدار آراى خويش باز خوانند.7
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment


    • #32
      YouTube - Rare footages, catastrophy in Imam Hadi and Askari (as) mosq

      YouTube - imam zaman, Hese gharib , ali lohrasbi
      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment


      • #33
        Disappear into thin air? Scientists take step toward invisibility.

        Flip a switch and make something disappear? It's been the stuff of science fiction for decades. Now, two Duke University scientists and their colleagues have built the world's first device to render an object invisible.

        At least, it's invisible to microwaves..

        But researchers say the work demonstrates that, in principle, objects could be made to disappear from radar, cameras, and other detection devices. The trick? A new class of engineered substances called metamaterials.

        These materials could someday add muscle to microscopes, reduce the size and increase the capability of radar, sonar, and other remote-sensing devices, and cloak or shield objects, researchers add. The rudimentary microwave cloaking device was reported in Friday's edition of the electronic journal Science Express.

        It's hard to overstate "how amazing this whole field is," says Nathan Myhrvold, former chief technology officer for Microsoft Corp., who now heads Intellectual Ventures, a company in Bellevue, Wash., that focuses on inventions.

        Metamaterials exhibit electrical and magnetic properties not found in natural materials. In essence, they respond to radiation - whether microwaves or visible light - in new ways. The US military's current stealth technology makes a plane hard to detect by radar. In theory, metamaterials could make it disappear.

        The cloaking device, announced Friday, looks deceptively simple. "It's a compelling example of what we can do" with key properties that metamaterials exhibit, says David Smith, a Duke University professor of electrical and computer engineering who is one of the field's two founding fathers.

        In essence, the device consists of tiny copper antennas etched on thin, nested cylinders of circuit-board material. In the center, the team put a small object that would send microwaves flying helter-skelter if they struck it. A microwave beam slipped past this array of antennas and the target it encircled, much like ocean swells flow past a small offshore rock poking through the surface. The microwaves slipped by the setup virtually unaffected.

        Potential applications range from improving cellphone technology to shielding people and equipment from disruptive forms of radiation.

        The field of metamaterials is still in its infancy, Dr. Smith says. In 1967, Russian physicist Victor Veselago showed that it was possible in principle for matter to appear to display oddball traits.

        Light could appear to move backward. A reed would appear to bend back out of a batch of metamaterial, rather than continue in the same general direction, as it would in water. A lens made from this theoretical material would perfectly reproduce the tiniest details of the object behind it - at least over very short distances - in ways no traditional lens can.

        In the late 1990s, physicist John Pendry of London's Imperial College began making metamaterials. By tailoring their designs, researchers could give these materials unique electrical and magnetic properties that their constituents - like the copper and fiberglass in Smith's device - couldn't hope to match individually.

        In 2000, Smith found a combination of metamaterials that displayed the oddball optical properties Dr. Veselago's calculations predicted.

        While Smith and his colleagues are working to cloak a three-dimensional object, others are looking to perfect superlenses.

        In May, a team led by physicist Xiang Zhang of the University of California at Berkeley unveiled the first crude superlens using ultrahigh-frequency sound waves.

        The hope, he says, is to develop devices, such as ultrasound imagers and sonar, that are smaller and lighter and render objects in far more detail than today's devices can.

        Comment


        • #34
          وجود حضرت مهدي عليه‏السلام ناپيدا يا ناشناس


          يكي از موضوعاتي كه پيرامون وجود حضرت مهدي عليه‏السلام مطرح است، مسأله چگونگي غيبت آن حضرت مي‏باشد؛ بدين معنا كه آيا ديده نشدن آن حضرت همان ناپيدايي و غيبت جسمي است، يا به معناي ناشناسي و غيبت معرفتي مي‏باشد؟



          انواع غيبت
          الف: غيبت معرفتي:
          غيبت معرفتي، همان غيبت شخصيتي و حقوقي است. در اين فرض، امام زمان عليه‏السلام از ديد معرفتي ما مخفي است؛ يعني آن حضرت به طور عادي زندگي مي‏كند و مردم كوچه و بازار او را ملاقات كرده و با او نشست و برخاست و معاشرت مي‏كنند و حضرت با مردم هم صحبت و همدم مي‏شود، ولي مردم شناخت و معرفت به اينكه، اين شخص امام زمان عليه‏السلام است، ندارند. حكمت الهي چنين اقتضاء كرده كه حضرت به وسيله ناشناس ماندن از خطراتِ احتماليِ ستمگران و ظالمان در اَمان بماند تا ذخيره‏اي براي روز مبادا باشد.
          رواياتي بر اين نظريه دلالت مي‏كنند مثل:
          1 ـ امام صادق عليه‏السلام فرمود: "اِنَّ في صاحِبِ هذَا الاَْمْرِ سُنَنٌ مِنَ الأَْنْبِياءِ عليهم‏السلام سُنَّةٌ مِنْ مُوسيَ بْنِ عِمْرانَ وَ سُنَّةٌ مِنْ عيسي عليه‏السلام وَ
          سُنَّةٌ مِنْ يُوسُفَ وَ سُنَّةٌ مِنْ مُحَمَّدٍ صلي‏الله‏عليه‏و‏آله فَاَمّا سُنَّةٌ مِنْ مُوسَي بْنِ عِمْران فَخائِفٌ يَتَرَقَّبُ وَ اَمّا سُنَّةٌ مِنْ عيسي عليه‏السلام فَيُقالُ فيهِ ما قيلَ في عيسي عليه‏السلام وَ اَمّا سُنَّةٌ مِنْ يُوسُفَ فَالسَّتْرُ يَجْعَلُ اللّهُ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ الْخَلْقِ حِجابا يَرَوْنَهُ وَلايَعْرِفُونَهُ وَ اَمّا سُنَّةٌ مِنْ مُحَمَّدٍ صلي‏الله‏عليه‏و‏آله فَيَهْتَدي بِهُداهُ وَ يَسيرُ بِسيرَتِهِ؛1 در صاحب اين امر (حضرت مهدي عليه‏السلام ) سنت‏هايي از پيامبران عليهم‏السلام است: سنّتي از موسي بن عمران و سنتي از عيسي عليه‏السلام و سنّتي از يوسف عليه‏السلام و سنتي از محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ؛ امّا سنتي كه از موسي عليه‏السلام دارد، آن است كه خائف و منتظر فرصت نشسته است.
          امّا سنتي كه از عيسي عليه‏السلام دارد آن است كه درباره‏اش بگويند آنچه را كه درباره عيسي عليه‏السلام مي‏گفتند.
          امّا سنتي كه از يوسف عليه‏السلام دارد، مستور بودن است. خداوند بين او و مردم حجابي قرار مي‏دهد، به طوري كه او را مي‏بينند ولي نمي‏شناسند.
          و امّا سنتي كه از محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله دارد، آن است كه هدايت شده به هدايت او و سير كننده به سيرت اوست."
          2 ـ امام صادق عليه‏السلام فرمودند: "فَما تُنْكِرُ هذِهِ الاُْمَّةُ اَنْ يَفْعَلَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ بُحُجَّتِهِ كَما فَعَلَ بِيُوسُفَ اَنْ يَمْشِيَ في اَسْواقِهِمْ وَ يَطَأَ بُسُطَهُمْ حَتّي يَأْذَنَ اللّهُ في ذلِكَ لَهُ2؛ چگونه اين امت انكار مي‏كند كه خداوند عزّ وجلّ با حجّت خويش همان كند كه با يوسف كرد كه امام آنان در بازارهايشان راه برود و بر فرش‏هايشان قدم بگذارد، امّا او را نشناسند تا آن زمان كه خداوند به ظهور او اجازه فرمايد."
          ب: غيبت جسماني
          غيبت جسماني همان غيبت شخصي و حقيقي است. طبق اين نظريه، امام زمان عليه‏السلام از ديد ظاهري مردم مخفي و ناپيدا مي‏باشد. غيبت جسماني به دو صورت قابل تصور است:
          1 ـ غيبت جسماني به دليل نامرئي بودن امام زمان
          به اين معنا كه حضرت روي همين زمين هستند و روي همين زمين زندگي مي‏كنند و به جاهاي مختلف سير و سفر كرده و به احوالات و رفتار شيعيان نظارت مي‏كنند و آن‏ها را مورد عنايت و لطف خود قرار مي‏دهند، ولي هيچ كس وجود حضرت را با چشمان ظاهري نمي‏بيند، چنانچه حضرت خضر عليه‏السلام چنين است.
          امام رضا عليه‏السلام فرمودند:
          "اِنَّ الْخِضْرَ عليه‏السلام شَرِبَ مِنْ ماءِ الْحَياةِ فَهُوَ حَيُّ لايَمُوتُ حَتّي يُنْفَخَ فِي الصُّورِ وَ اِنَّهُ لَيَأْتينا فَيُسَلِّمُ عَلَيْنا فَنَسْمَعُ صَوْتَهَ وَلانَري شَخْصَهُ وَ اِنَّهُ لَيَحْضُرُ حَيْثُ ما ذُكِرَ فَمَنْ ذَكَرَهُ مِنْكُمْ فَلْيُسَلِّمْ عَلَيْهِ وَاِنَّهُ لَيَحْضُرُ الْمُوسِمَ كُلَّ سَنَةٍ فَيَقْضي جَميعَ الْمَناسِكِ وَيَقِفُ بِعَرَفَةَ فَيُؤْمِنُ عَلي دُعاءِ الْمُؤْمِنينَ وَ سَيُؤْنِسُ اللّهُ بِهِ وَحْشَةَ قائِمِنا في غَيْبَتِهِ وَ يَصِلُ بِهِ وَحْدَتَهُ3؛
          خضر عليه‏السلام از آب حيات نوشيد؛ از اين جهت زنده ماند و تا نفخ صور نخواهد مرد، او به نزد ما مي‏آيد و سلام مي‏دهد، ما صداي او را مي‏شنويم، ليكن بدنش را نمي‏بينيم، و در هر جا كه نامش ذكر شود حاضر است. پس هر كه از شما او را ياد كند، بايد به او سلام كند، و در هر سال به موسم حج حاضر گردد، جميع اعمال را به جا مي‏آورد و در عرفه مي‏ايستد و دعاي مؤمنين را تصديق مي‏كند، و به زودي خداي تعالي وحشت قائم ما را به سبب انس گرفتن به او زايل گرداند، و تنهايي او را به رفاقت وي مبدّل مي‏كند."
          اين نوع اختفاء كه همان ناپيدائيست، با اختفاء به صورتِ ناشناس بودن، فرق دارد، زيرا اختفاء به صورت ناشناسي به طور عادي صورت مي‏گيرد و هيچ گونه مؤونه‏اي در بر ندارد و حضرت به صورت ناشناس رفت و آمد مي‏كند و مردم ايشان را مي‏بينند ولي نمي‏شناسند، امّا استتار به شكل نامرئي بودن، نياز به اعجاز دارد، تا حضرت در حين حضور، ظهور نداشته باشد. اين جاست كه خداوند متعال براي آخرين وصيّ نبيِّ اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله و آخرين ذخيره الهي، اعجاز را عاملي براي حفظ و صيانت ايشان قرار داده تا بشريت از فيض وجود او بي‏بهره نباشد و هيچ وقت زمين از حجت الهي خالي نماند. كه امام صادق عليه‏السلام فرمود: "لَوْ بَقِيَتِ الاَْرْضُ بِغَيْرِ اِمامٍ لَساخَتْ4؛ اگر زمين بدون امام بماند، حتما فرو خواهد ريخت."
          شايد در اينجا سؤالي به ذهن بيايد كه اگر وجود حضرت مهدي جسم نامرئي است، پس ملاقات و ديدار بزرگان با ايشان (كه در كتاب‏هاي معتبر نقل شده است5) چطور توجيه مي‏شود؟
          در جواب بايد گفت: نامرئي بودن حضرت به اراده و تصميم خود ايشان بستگي دارد، در مواقعي كه نياز به ظهور و پيدائي است تا شيعيان خاص و محبّين خودر را مورد لطف و عنايت قرار دهد، ظهور پيدا كرده و مشكلات آن‏ها را برطرف مي‏كند."
          امام صادق عليه‏السلام مي‏فرمايد: "لِلْقائِمِ غَيْبَتانِ: اِحْديهُما طَويلَةٌ وَ الأُْخْري قَصيرَةٌ فَالاُْولي يَعْلَمُ بِمَكانِهِ فيها خاصَّةٌ مِنْ شيعَتِهِ، وَالأُْخْري لايَعْلَمُ بِمَكانِهِ فيها اِلاّ خاصَّةُ مَواليهِ في دينِهِ6؛ براي حضرت مهدي عليه‏السلام دو غيبت است: يكي كوتاه و ديگري طولاني. در غيبت اوّل، جز شيعيانِ مخصوص، كسي از مكان آن حضرت با خبر نيست، و در غيبت دوم، جز دوستان مخصوص و مواليان حقيقي در دين، كسي به مكان او آگاه نيست."
          مرحوم ميرزاي قمي صاحب قوانين نقل مي‏كند كه من با علاّمه بحرالعلوم به درس آقا باقر بهبهاني رحمه‏الله مي‏رفتيم و با او درس‏ها را مباحثه مي‏كردم و غالبا من درس‏ها را براي سيّد بحرالعلوم بيان مي‏نمودم. من به ايران آمدم و پس از مدّتي در بين علما و دانشمندان شيعه، سيّد بحرالعلوم به عظمت و علم معرفي شد. من تعجّب مي‏كردم و با خود مي‏گفتم او كه اين استعداد را نداشت، چطور به اين عظمت رسيد؟ تا اينكه موفّق به زيارت نجف اشرف شدم، در آنجا سيّد بحرالعلوم را ديدم. در محضر او بحثي مطرح شد، ديدم جدا او درياي موّاجي است كه بايد حقيقتا او را بحرالعلوم ناميد. روزي در خلوت از او سؤال كردم: آقا ما كه با هم بوديم، آن وقت‏ها شما اين مرتبه از استعداد و علم را نداشتيد، چگونه به اين مقام رسيدي؟ سيد بحرالعلوم فرمود: جواب سؤال شما از اسرار است، به تو مي‏گويم، امّا از تو تقاضا دارم كه تا من زنده‏ام به كسي نگوئي. من قبول كردم. ابتدا اجمالاً فرمود: چگونه اين طور نباشد و حال آنكه حضرت وليّ عصر عليه‏السلام مرا شبي در مسجد كوفه به سينه خود چسبانيده؟
          گفتم: چگونه خدمت آن حضرت رسيديد؟
          فرمود: شبي به مسجد كوفه رفته بودم، ديدم آقايم حضرت ولي عصر عليه‏السلام مشغول عبادت است. ايستادم و سلام كردم، جوابم را مرحمت فرمود و دستور داد كه پيش بروم، من مقداري جلو رفتم ولي ادب كردم و زياد جلو نرفتم. فرمود: جلوتر بيا. پس چند قدمي نزديكتر رفتم. باز هم فرمود: جلوتر بيا. من نزديك شدم تا آنكه آغوش مهر گشود و مرا در بغل گرفت و به سينه مباركش چسباند. در اينجا آنچه خواست به اين قلب و سينه سرازير شود، سرازير شد.7
          در موضوع پنهان بودن حضرت مهدي عليه‏السلام از ديدگان بشر با خواست و اراده خود او، روايات زيادي نقل شده است كه به چند نمونه از آن‏ها اشاره مي‏كنيم:
          1 ـ امام رضا عليه‏السلام فرمودند: "لايُري جِسْمُهُ، وَلايُسَمّي بِاسْمِهِ8؛ [حضرت مهدي عليه‏السلام ] ديده نمي‏شود و به اسم نام برده نمي‏شود."
          2 ـ امام صادق عليه‏السلام فرمودند: "تَفْقِدُ النّاسُ اِمامَهُمْ فَيَشْهَدُ الْمَوْسِمَ فَيَراهُمْ وَلايَرَوْنَهُ9؛ مردم امام خود را گم كنند و او در موسم حج حاضر باشد و آن‏ها را ببيند و مردم او را نمي‏بينند."
          ابو هاشم؛ داود بن قاسم جعفري مي‏گويد: از امام علي النقي عليه‏السلام شنيدم كه مي‏گفت: "اَلْخَلَفُ مِنْ بَعْدي اِبْني الْحَسَنُ فَكَيْفَ لَكُمْ بَالْخَلْفِ مِنْ بَعْدِ الْخَلْفِ؟ فَقُلْتُ: وَ لِمَ جَعَلَنِيَ اللّهُ فِداكَ فَقالَ: لاَِنَّكُمْ لاتَرَوْنَ شَخْصَهُ وَلايَحِلُّ لَكُمْ ذِكْرُهُ بِاسْمِهِ فَقُلْتُ: فَكَيْفَ نَذْكُرُهُ؟ قالَ: قُولُوا الْحُجَّةُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ صلي‏الله‏عليه‏و‏آله 10؛ جانشين من پس از من فرزندم حسن است. شما چگونه باشيد در جانشين بعد از آن جانشين؟ عرض كردم قربانت چرا؟ فرمود: چون شخص او را نبينيد و بردن نام او براي شما روا نباشد. عرض كردم: پس چگونه او را ذكر كنيم؟ فرمود: بگوئيد حجت از آل محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ."
          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment


          • #35

            2 ـ غيبت جسماني به دليل تصرف در چشمان مردم
            در اين فرض ناپيدائي حضرت مهدي عليه‏السلام به خاطر دخل و تصرف ايشان در چشمان مردم است.
            در اين مورد نيز نياز به اعجاز و قدرت الهي است تا در حين حضور و ظهور امام زمان عليه‏السلام در ميان مردم و حضور و ظهورشان در اجتماعات و تجمعات، ديده نشود.
            در قرآن كريم و روايات به مواردي اشاره شده است كه با معجزه الهي، افرادي نمي‏توانستند يك موجود قابل ديدن را ببينند. مثل:
            الف: "وَجَعَلْنا مِنْ بَيْنِ اَيْديهِمْ سَدّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدّا فَاَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لايُبْصِرُونَ"11؛ "ما در جلو و پشت سر آنان سدي قرار داديم، و آنان را پوشانديم؛ چندان كه هيچ نمي‏بينند."
            مفسران از عبداللّه بن مسعود نقل كرده‏اند كه قريش كنار دَرِ خانه رسول اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله جمع شدند، آن حضرت از منزل بيرون آمد و بر سر آنان خاك پاشيد و آنان حضرتش را نمي‏ديدند.12
            از ابن عباس نقل شده است كه: قريش جمع شدند و گفتند: وقتي محمّد داخل شد همگي با هم در برابرش مي‏ايستيم. رسول اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله داخل گرديد. در آن هنگام خداي متعال در جلو و پشت سر آن مردمان، سدي قرار داد كه حضرت را نديدند. آن حضرت نمازگزارد و به طرف آنان آمد، در حالي كه بر روي سر آنان خاك مي‏ريخت و آنان حضرت را نمي‏ديدند. وقتي كه حضرت رفت، قريش خاك را ديدند و گفتند: اين چيزي است كه به وسيله آن، محمد صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ما را جادو كرده است13.
            ب ـ "وَ اِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَيْنَكَ وَ بَيْنَ الَّذينَ لايُؤْمِنُونَ بِالآْخِرَةِ حِجابا مَسْتُورا"14؛ "وقتي قرآن مي‏خواني، بين تو و كساني كه به آخرت ايمان نمي‏آورند پرده‏اي پوشيده قرار مي‏دهيم."
            علاوه بر آنكه ظاهر آيه دلالت بر اين دارد كه خداي متعال، رسول اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله را به هنگام قرائت قرآن، از كفاري كه قصد ايزاي او را داشتند پنهان و مستور مي‏داشت، در برخي از تفاسير است كه خداوند متعال پيغمبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله را در هنگام قرائت قرآن از ابوسفيان، نضر بن حارث، ابوجهل و حمالة الحطب مي‏پوشاند. آنان از نزد آن حضرت مي‏گذشتند ولي او را نمي‏ديدند.15
            ج ـ ابن هشام در "سيره نبوي" حكايتي از مستور ماندن وجود مقدس پيغمبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله از نظر ام جميل (حمالة الحطب) نقل كرده و در پايان آن، اين جمله را از پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله نقل مي‏كند كه:
            "لَقَدْ اَخَذَ اللّهُ بِبَصَرِها عَنّي؛ خداوند ديد او را از من گرفت [و مرا از او پنهان نمود16]."
            در زندگي ائمه عليهم‏السلام نيز شواهد متعددي در اين زمينه وجود دارد، مانند: غايب شدن امام زين العابدين عليه‏السلام از نظر مأموران عبدالملك بن مروان كه علاوه بر علماي شيعه، علماي اهل سنّت مثل "ابن حجر" نيز آن را روايت كرده‏اند.17
            در پايان اين نوشتار اشاره به دو نكته حائز اهميت است:
            نكته اوّل: تا موقعي كه مخفي شدن از طريق عادي و طبيعي ممكن باشد، معجزه سهمي در پنهان شدن حضرت مهدي عليه‏السلام ندارد، ولي با توجه به بعد زماني قادر نيستيم مقتضيات مكاني و زماني موجود در هر برخوردي را بشناسيم و بدانيم كه آيا براي حضرت مهدي عليه‏السلام در آن شرايط امكان اختفاء به صورت طبيعي وجود داشته يا اينكه پنهان شدنِ اعجازي براي ايشان ضروري بوده است.
            به عنوان مثال براي مخفي شدن آن حضرت پس از دو بار رو در رويي با جعفر كذّاب، هر دو حالت احتمال دارد و بستگي دارد به شرايطي كه حضرت مهدي عليه‏السلام در آن زمان داشته است، امّا در مورد شروع اين برخورد، در هر حال نيازي به اعجازي بودن آن، وجود ندارد و ممكن است طبيعي و معمولي باشد.
            نكته دوم: معجزه يا در بيننده اثر مي‏گذارد، يا در ديده شده. تصرّف در بيننده به اين است كه او را از ديدن چيزي كه در جلو اوست ناتوان كند و مكان را تهي از امام ببيند با اينكه امام عليه‏السلام روبروي او باشد. پس اگر طبق مصلحتي و هدفي الهي، راه منحصر به اين باشد كه شخصي حضرت را ببيند و شخص ديگري نبيند، در اين صورت كسي كه مي‏بيند، ديدنش عادي است و آنكس كه نمي‏بيند، ديدگانش به واسطه معجزه در حجاب فرو رفته است. تصرّف در حواس ديگر، همچون شنوائي و لامسه نيز همين گونه است و گاهي فقط برخي از حواس از ادراك ناتوان مي‏شوند.
            تفاوت دو نظريّه اساسي در مورد اعجاز الهي در اين است كه نظريّه اوّل اعجاز را هميشگي و نسبت به همه كس در طول دوران غيبت كبري مي‏داند، در نتيجه براي ديدار آن حضرت بايد اين حالت عمومي اعجاز استثناء بخورد، در صورتي كه طبق نظريّه دوم آنچه طبيعي و عادي است، آشكار بودن جسم و بدن حضرت مي‏باشد و پنهان شدن جسم يك امر استثنائي مي‏باشد و فقط هنگام منحصر شدن راه حفظ امام در اين طريق از اختفا، روي مي‏دهد.
            و امّا تصرف معجزه در ديده شده و چيزي كه قابل ديدار است، واضحترين راهش اين است كه معجزه ميان رسيدن صورت نوري (تصوير) صادر شده از جسم حضرت مهدي عليه‏السلام يا امواج صوتي او و غير اين‏ها از آنچه كه حواس پنج گانه دريافت مي‏كنند حائل شود و
            نگذارد كه به بيننده يا شنونده برسند.
            بدين ترتيب اين شخص از ادراك واقعيتي كه پيش روي او نهاده شده است عاجز مي‏شود. 18
            نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


            صادق هدايت؛ بوف کور

            Comment


            • #36

              Comment


              • #37
                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                صادق هدايت؛ بوف کور

                Comment


                • #38
                  نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                  صادق هدايت؛ بوف کور

                  Comment


                  • #39
                    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                    صادق هدايت؛ بوف کور

                    Comment


                    • #40
                      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                      صادق هدايت؛ بوف کور

                      Comment


                      • #41
                        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                        صادق هدايت؛ بوف کور

                        Comment


                        • #42
                          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                          صادق هدايت؛ بوف کور

                          Comment


                          • #43
                            Originally posted by donsaeid View Post
                            Emam zaman is something just shia belives in and even not all of them...

                            Sunna talks about jesus and that he will come back to earth...

                            Shi'a and Sunnis both believe that Isa a.s. will reappear with the Mahdi to help the Mahdi. The only difference between Shi'a and Sunni is that in the Shi'a tradition, the Mahdi has already been born as son of Imam Hassan Askari a.s., while in the Sunni tradition the Mahdi has not been born. This latter view runs into some problems theologically that I can describe if that is desired. Additionally, both sides disagree on the conditions of human society necessary for the appearance of the Mahdi (in fact they are the absolute extremes). Again, I can describe if that is desired.

                            Comment


                            • #44

                              Comment


                              • #45
                                نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


                                صادق هدايت؛ بوف کور

                                Comment

                                Working...
                                X