Announcement

Collapse
No announcement yet.

Emam Zaman

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • #46
    نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


    صادق هدايت؛ بوف کور

    Comment


    • #47
      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment


      • #48
        نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


        صادق هدايت؛ بوف کور

        Comment


        • #49
          نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


          صادق هدايت؛ بوف کور

          Comment


          • #50
            به گزارش خبرگزاری آینده روشن، مصطفي برزگرگنجي افزود: اين فرد كه مدعي امام چهاردهمي بود به همراه ‪ ۵۵‬ نفر از مريدان فريب خورده*اش دو ماه پيش به دليل خرافه پرستي و بدعت در مذهب در شهر قم دستگير شد.

            وي نسبت به حركت شوم دشمنان در رواج و گسترش خرافه*پرستي در ميان مردم، هشدار داد و گفت: افراد شياد با تظاهر به آداب مذهبي به دنبال اخاذي از مردم بويژه زايران مي*باشند.

            وي افزود: مقابله با انواع خرافه*پرستي و عقايد ضاله همانطور كه علما و مراجع و مسوولان ارشد نظام بارها و بارها بر باطل بودن آن تاكيد كرده*اند ، وظيفه*اي مهم بر دوش همه مسلمانان بويژه قوه قضائيه است .

            گنجي ادامه داد: دادستاني دراين راستا به منظور برخورد با افرادي سودجو ،تلاش گسترده*اي را آغاز كرده واقدامات كيفري شديدي را درخصوص شيادان اعمال خواهد كرد.

            وي يادآور شد: بسياري از اين افراد فاسد كه گاهي به اعمال منافي عفت نيز روي مي*آورند، اهل قم نيستند و تنها جهت ايجاد پوشش مذهبي و نفوذ در عقايد افراد بي*سواد واستفاده ازاحساسات پاك مردم باحضور دراين شهر زيارتي به كار اخاذي و شيادي از زوار مي*پردازند.

            گنجي افزود: مردم بايد گول اين افراد را نخورده و در صورت مشاهده چنين شياداني مراتب را به نيروهاي انتظامي يا دادستاني اطلاع دهند.

            وي به اين نكته اشاره كرد كه طي چند ماه گذشته عده*اي افراد رمال و دعا نويس كه از احساسات مردم سوء استفاده مي*كردند نيز دستگير شده اند.

            Comment


            • #51
              قتل عام مهدی نوظهور و پيروانش در عراق


              عمليات گسترده در اطراف نجف که در روزهای يکشنبه و دو شنبه در اطراف نجف تداوم داشت و بنا بر گزارش خبر گزاريها يکی از بزرگ ترين کشتارها طی يک روز را در دوره اشغال عراق برجای گذاشت، همچنان در ابهام است. پاتريک کابرن گزارشگر اينديپندنت نيز نوشته است جزئيات آنچه روی داده ناروشن مانده است.

              تلفات اين عمليات که در آن از بمباران های فشرده هوايی توسط هواپيماهای بمب افکن اف 16 و تانک استفاده شد و يک هلی کوپتر نيز ساقط شده و دو سرنشين آمريکايی آن کشته شدند، بين 250 تا 300 نفر گزارش شده است و بنا برگزارش الجزيره در ميان کشته شدگان تعدادی زن و کودک هستند. تعدادی پليس عراقی نيز کشته و زخمی شده اند. ارتش آمريکا کشته شدگان را ,جنگجويان, وابسته به يک ,سکت , معرفی کرد. در مورد عمليات و سکت مزبور الجزيره گزارشی داده است که اطلاعات آن ممکن است مدافعان همه سکت ها در عراق را از اين عمليات خوشنود کند.
              بنا بر اين گزارش رهبر سکت ادعا داشت که " مهدی" است وحدود 700 پيرو داشت. در رسانه های غربی با استفاده از قياس نوشته اند اوادعا داشت که " مسيح " است. به گفته مقامات عراقی فرد مزبور که مسلم است کشته شده است يک شهروند 44 ساله عراقی بود و خود را مهدی بن علی بن علی بن علی بن ابيطالب می خواند. شيروان الولی وزير امنيت حکومت عراقی گفت: يکی از علايم ظهور مهدی قتل علماست و يکی ديگر از مقامات گفت گروه نزديک نجف جمع شده بود تا برخی از رهبران شيعه را که برای مراسم اين ماه به نجف می آيند به قتل برسانند. يکی ديگر از مقامات گفت آنها قصد داشتند به زايران و علمای شيعه حمله کنند. با وجود اين گزارشات حاکی است که پيروان اين سکت هم شيعه و هم سنی بوده اند.

              به گزارش الجزيره پيروان گروه خود را جند السماء می خواندند.

              الجزيره در پايان گزارش خود اضافه کرده است: ,از موارد قبلی ادعای مهدی گری که با خشونت زياد همراه بود، جنبش مقاومت در برابر نيروهای امپرياليستی بريتانيا در سودان درسالهای 1880 و چند صد نفر از جمله زنان در مسجد اعظم مکه در سال 1979 بود

              Comment


              • #52






                Comment


                • #53
                  امام زمان با بشقاب پرنده به جنگ دشمنانش مي رود

                  چند وقت پيش,ظهر ها يكي از شبكه هاي جمهوري اسلامي برنامه اي را پخش مي كرد كه در آن يك آخوند خوش رو و بذله گو!,براي جوانان با همان لهجه مخصوص آخوندي سخنراني مي كرد.

                  در يكي از برنامه ها موضوع سخنراني ظهور امام دوازدهم شيعيان بود.سخنران مي گفت:"اينطور نيست كه امام زمان با شمشير بخواهد دشمنانش را شكست دهد,مگر شما نشنيده ايد كه هر از گاهي مي گويند يك بشقاب پرنده بر فراز آسمان ديده شده است,خوب ما كه از ماهيت مسافرين اين بشقاب پرنده ها مطلع نيستيم,شايد در روز ظهور,امام زمان با همين بشقاب پرنده ها به جنگ دشمنان خود برود و شما عزيزان بايد منتظر آن روز باشيد ,زيرا در روز ظهور امام به شما جوانان عزيز مي گويد كه فلاني شما برو حاكم لندن شو فلاني شما برو حاكم شيكاگو بشو و يا فلاني شما برو حاكم برلين بشو).پس شما بايد براي آن روز آماده باشيد كه اگر امام گفتند فلاني برو حاكم پاريس بشو آمادگيش را داشته باشي"

                  Comment


                  • #54
                    آيا غيبت مختص امام زمان عليه اسلام است؟
                    ممكن است در اذهان اين سئوال نقش ببندد كه آيا غير از امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف، اشخاص ديگري نيزاز نظرها غايب گشته اند؟

                    با مرور تاريخ درمي يابيم كه برخي از انبياء و اولياي الهي نيز به دلايل مختلفي غايب گشته اند كه به ذكر نمونه هايي از آن غيبتها مي پردازيم :

                    1-غيبت حضرت خضر:به اعتقاد اكثر مسلمين جهان و نوشته مورخان ، خضر پيغمبراز زمان حضرت موسي عليه السلام تا كنون زنده است و كسي از مكان يارانش اطلاعي ندارد . داستان وي با حضرت موسي در قرآن آيات 59 تا 82 سوره كهف ذكر شده است.
                    2-غيبت حضرت موسي بن عمران (ع) :ايشان از وطن، از فرعون و قوم او فرار نمود و داستانش در قرآن در سور مختلف آمده است. در طول غيبت هيچ كس از او اطلاعي نداشت و موسي را نمي شناخت، تا زمانيكه خداوند او را برانگيخت و او به دعوت خلق برخاست.3- غايب شدن يوسف بن يعقوب :
                    با وجود آنكه يعقوب پيغمبر بود و به او وحي مي شد، ولي از غيبت فرزندش يوسف خبر نداشت و ديگر فرزندانش نيز بي خبر بودند تا اينكه پس از سالها غيبت اين رازفاش گرديد .

                    4-غيبت حضرت يونس :وقتي قوم او بر مخالفت افزودند و او را اطاعت ننمودند . يونس (ع) از ميان آنان گريخت و از نظر قوم خود پنهان گشت . خدا او را در شكم ماهي پنهان نمود و او را زنده نگاه داشت، سپس او را بيرون آورده و سالم به سوي قومش بازگردانيد .
                    5-داستان اصحاب كهف :اينان به خاطر حفظ دينشان از ترس مردم فرار كرده و 309 سال از نظر قوم غايب شده و به حالت ترس به غاري پناه بردند، تا آنكه خدا آنها را از خواب بيدار نموده و به سوي قومشان بازگرداند.6- داستان حضرت عزيز :
                    جريان ايشان در آيه 261 سوره بقره آمده كه خداوند او و الاغش را صد سال مي ميراند و بعد او را زنده مي گرداند در حاليكه آب و غذايش هنوز باقي و تغييري نكرده است .

                    7-غيبت حضرت عيسي: يهود و نصاري بر كشته شدن ايشان اتفاق نظر دارند، اما خداوند با بيان اينكه او را نكشته و دار نزده اند بلكه مطلب بر آنان مشتبه گشته است ( نساء 156 ) ايشان را تكذيب كرد .
                    عيسي بن مريم هم اكنون زنده و غايب است و زمان ظهورحضرت مهدي ارواحنا له الفداه از آسمان به زمين فرود مي آيد . پيامبر اكرم صلوات الله عليه مي فرمايند كه در زمان ظهور، حضرت عيسي به امام زمان در نماز اقتدا مي كند .

                    8-غيبت حضرت ابراهيم :در زمان تولد حضرت ابراهيم ، آزر منجم ، خبر تولد نوزادي را داده بود كه سلطنت نمرود را بر هم خواهد زد . پس نمرود تصميم به كشتن او گرفت . به شهادت تاريخ بين 77 تا 100 هزار كودك پسر دراين ماجرا كشته شدنداما نمرود نتوانست ابراهيم را بكشد . مادرش او را در غاري به دنيا آورد و همانجا بزرگ شد . گويند اين غيبت 13 سال به طول انجاميد.
                    9- غايب شدن حضرت صالح :
                    حضرت صالح بر قوم ثمود كه مردمي بت پرست بودند، مبعوث گرديد .شيخ صدوق در كمال الدين ، ج 1 ، ص 136 از حضرت صادق عليه السلام روايت مي كند كه :

                    صالح مدتي از نظر قومش غايب شد. صالح در روز غيبت مردي كامل و داراي شكمي هموار ، اندامي زيبا ، محاسني انبوه و گونه هايي كم گوشت ، ميانه رو و متوسط القامه بود. پس ازغيبت ، وقتي به سوي قوم بازگشت تغييركرده بود و او را نشناختند.

                    اين مطالب نمونه هايي چند از غيبت انبياء و اولياي الهي بود كه به عنوان شاهد بر وجود غيبت درزمان قبل از ولي عصر (عج) ارائه گرديد.

                    Comment


                    • #55

                      Comment


                      • #56

                        Comment


                        • #57
                          ثانیاً این داستان با وجود تناقضات فراوان و سخنان بی*اساس و نیز مجهول بودن عدّه*ای از روات آن، قابل استناد نیست، حتّی بعضی از محقّقین با بررسی*های گسترده*ای که انجام داده*اند، معتقدند جزیره خضراء افسانه*ای بیش نیست و واقعیت ندارد.([30]) و برخی همچون آقا بزرگ تهرانی می*گویند: این داستان تخیّلی است.([31])

                          3 ـ روایتی که ابن طاووس از امام رضا(علیه السلام) نقل کرده است که فرمود: «اللّهمّ صلّ علی ولاة عهده والأئمّة من ولده». ابن طاووس می*گوید: روایت فوق اینگونه نیز نقل شده «اللّهمّ صلّ علی ولاة عهده والأئمّة من بعده».([32])

                          این روایت نیز نمی*تواند اثبات کند که آن حضرت دارای فرزند است. زیرا با وجود دو گونه نقل معلوم نیست مقصود فرزندان بعد از آن حضرت است، یا امامان پس از او. بنابراین روایت مجمل است. علاوه این دو روایت ناظر به پس از ظهور حضرت است نه پیش از آن.

                          هــ صاحب کتاب الشموس المضیئة پس از نقل هفت روایت در باره اقامتگاه و خانواده داشتن آن حضرت که بعضی از آن را آورده*ایم، چنین نتیجه می*گیرد: «از مجموع این روایات معلوم می*شود که حضرت حجّت(علیه السلام) خانواده و اقامتگاه دارد، هر چند که جزئیّات آن را نمی*دانیم».([33])

                          سپس اضافه می*کند که داستان جزیره خضراء به نقل از مرحوم علامه مجلسی(رحمه الله) و داستانی قریب به آن در اثبات الهداة با این قید که شیعیان آن جزیره از تمام مردم دنیا تعداد شان بیشتر است و هر یک از فرزندان امام(علیه السلام) در آن جزیره*ها حکومتی دارند، چنین آورده است: «با توجه به عمر طولانی و مبارک ایشان ممکن است آن حضرت همسر و فرزندان متعدّدی داشته باشد که بعضی مرده و برخی زنده*اند». بنابراین آن حضرت فرزندان و نوادگان زیادی خواهد داشت که شمارش آنها به سادگی ممکن نیست».([34])

                          با عنایت و دقّت در مطالب کتاب مذکور توجّه به چند نکته ضروری است:
                          اوّلا: نمی*توان به آن هفت روایت در اثبات ازدواج آن حضرت و در نتیجه وجود فرزندان و داشتن اقامتگاه استناد کرد، چرا که برخی از آن روایات همان روایاتی است که قبلا به آنها اشاره شد.([35]) و برخی دیگر گویای وجود همسر و فرزند برای آن حضرت نیست و بعضی دیگر با خفای شخصی و عدم اطلاع از مکان او سازگاری ندارد.

                          ثانیاً: وجود فرزندان بی*شمار آن حضرت با فلسفه غیبت منافات دارد، زیرا ممکن است فرزندان در صدد تشخیص هویّت خود برآیند و خواهان دانستن حسب و نسب خود باشند.([36])

                          ثالثاً: چطور ممکن است شیعیان آن جزیره (بنابر نقل وی از کتاب إثبات الهداة)([37]) تعدادشان از تمام مردم دنیا بیشتر باشد. با اینکه علم پیشرفته*ی نقشه*برداری و جغرافیای امروز در شناسایی نقاط این کره خاکی چیزی را از قلم نینداخته است و امروزه جایی وجود ندارد که ناشناخته باشد، حتّی مثلث برمودا،([38]) کاملا شناخته شده و اسرارش (خواص مغناطیسی) آشکار گشته و تعداد زیادی به آن مکان رفته*اند و گزارشهای متعدّدی ارائه کرده*اند. بنابراین معقول نیست که جمعیّتی چند میلیاردی بیش از جمعیّت فعلی جهان در مکانی زندگی کنند و کسی هم از آنها هیچگونه اطلاعی نداشته باشد.([39])

                          به هر جهت اینگونه مطالب نمی*تواند دلیلی قاطع بر اثبات ازدواج و در نتیجه فرزندان و مکان اقامت خاصّی برای آن حضرت باشد.

                          یــ برخی ممکن است برای اثبات ازدواج و فرزند داشتن حضرت مهدی(علیه السلام) به کنیه مشهور آن حضرت یعنی «أبا صالح» استدلال کنند و بگویند این کنیه به معنای پدر صالح است و این دلالت بر وجود فرزندی به نام صالح برای آن حضرت دارد. این نیز سخن درستی نیست زیرا:

                          اوّلا: با جستجو و تفحّص در میان کنیه*های نقل شده برای حضرت مهدی(علیه السلام) در کتابهای معتبر، چنین کنیه*ای نقل نشده است، بلکه به نظر می*رسد این کنیه بر اثر کثرت استعمال در میان مردم، معروف شده است و در بعضی از مجلاّت([40]) و کتابها که در پاسخ از این سؤال مطالبی گفته شده است، بیشتر جنبه های ذوقی و استحسانی، با احتمالاتی بدون ذکر سند و دلیل در نظر گرفته شده است، مثلا: گفته شده است که این کنیه ممکن است از آیه شریفه (وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ مِنم بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الاَْرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّــلِحُونَ)([41]) گرفته شده باشد.([42]) و یا می*گویند: چه مانعی دارد که ما به آن حضرت بگوئیم أبا صالح یعنی پدر تمام نیکی*ها و خوبی*ها؟ و ممکن است برخی استدلال کنند به احادیثی که در آنها واژه أبا صالح و صالح به کار رفته است.

                          مرحوم مجلسی(رحمه الله) نیز در این رابطه داستانی در بحار الأنوار نقل کرده است، در حالیکه با رجوع به آن احادیث و دقّت در آنها معلوم می*گردد، صالح یا أبا صالح نام جنّی است که مأموریت دارد تا اشخاص گمشده را هدایت و راهنمایی کند. در کتاب من لا یحضره الفقیه چنین آمده است: «امام صادق(علیه السلام)فرمود: هرگاه راه را گم کردی صدا بزن یا صالح! یا بگو: یا أبا صالح راه را به ما نشان دهید، خداوند شما را رحمت کند!»([43]).

                          امّا مرحوم مجلسی(رحمه الله) در حکایات و داستانهای اشخاصی که امام زمان(علیه السلام) را دیده*اند «قضیه*ای را از پدرش نقل می*کند و او نیز از شخصی به نام امیر اسحاق استرآبادی که چهل مرتبه با پای پیاده به حجّ مشرّف شده بود نقل می*کند که در یکی از سفرهایش قافله را گم کرد و متحیّر با حالت عطش و بی*آبی مانده بود، سپس صدا زد یا صالح یا أبا صالح ما را راهنمایی بفرما، ناگاه شخص سواره*ای را از دور دید که آمد و او را راهنمایی کرد و به قافله*اش رساند. وی می*گوید: پس از آن قضیّه من متوجه شدم که او حضرت مهدی(علیه السلام) بوده است.»([44])

                          روشن است که این قضیه ارزش علمی و استدلالی ندارد و صرفاً داستانی بیش نیست، زیرا معلوم نیست که شخص مورد نظر واقعاً امام(علیه السلام)را دیده باشد.

                          ثانیاً: با توجّه به معانی مختلف کلمه «أب» در لغت عرب که تنها به معنای پدر نیست، بلکه به معنای صاحب و غیر آن نیز آمده است([45]) و همچنین در روایتی از رسول خدا(صلی الله علیه وآله وسلم)آمده است که فرمود: «من و علی پدران این امتیم»، می توان استفاده نمود که مقصود از این کنیه معنای پدرِ فرزندی به نام صالح نیست، بلکه أبا صالح یعنی کسی که افراد صالح و شایسته در اختیار دارد و نیز ممکن است کنیه ابا صالح بدین جهت باشد که امام زمان(علیه السلام)پدر و مجری اصلاح جامعه است، یعنی او تنها کسی است که به اذن خدا جامعه بشری را اصلاح خواهد نمود.

                          بنابراین با عنایت به مطالب فوق و احتمالات متعدّد، نمی*توان از این کنیه بر ازدواج و داشتن فرزند برای آن حضرت استفاده کرد.

                          پس دلیل دوّم قائلین به ازدواج آن حضرت که روایات است، مخدوش می شود و جایی برای استفاده واستدلال به آن باقی نمی ماند، لذا نمی*توانیم به آن روایات تمسّک کنیم.

                          امّا دلیل أوّل که برای ازدواج آن حضرت به استحباب شرعی ازدواج و سنّت بودن آن استدلال شده بود، دلیل محکم و قابل قبولی است، چون مقتضی موجود است، اگر چه زمان استنتاج هنوز نرسیده و زود است تا قضاوت قطعی بشود، چرا که باید دیدگاه مقابل را نیز بررسی کرد و از نبودن مانع و یا وجود امری مهمتر از ازدواج نیز مطمئن شد.

                          آیا ازدواج امام(علیه السلام) با فلسفه غیبت سازگاری دارد؟
                          ـ نظریه دوّم: برخی معتقدند که اساساً آن حضرت ازدواج نکرده است.

                          تنها دلیل آنان این است که: ازدواج امام(علیه السلام) با فلسفه غیبت سازگاری ندارد، زیرا لازمه ازدواج داشتن همسر و فرزند است و این امر باعث می*شود که حضرت شناخته شده و اسرارش فاش شود و از سوی دیگر غیبت به معنای خفای شخص است، یعنی ناشناس بودن نه نامرئی بودن، در حالی که با ازدواج کردن شناخته می*شود و حد اقلّ شناخته شدن شناسایی وی توسط همسرش می*باشد.

                          Comment


                          • #58
                            امّا فلسفه غیبت بنا بر آنچه در روایات آمده است خوف از کشته شدن است. امام صادق(علیه السلام)درباره آن حضرت می*فرماید: «برای غلام (مهدی(علیه السلام)) غیبتی است قبل از این که قیام کند، شخصی پرسید: برای چه؟ فرمود: می*ترسد. سپس با دست مبارکش به شکمش اشاره کرد.»([46])

                            مقصود امام صادق(علیه السلام) از این حرکت احتمال کشته شدن آن حضرت است، و همچنین از امام سجّاد(علیه السلام) نقل شده است که فرمود: «در قائم ما سنّتهایی از پیامبران گذشته وجود دارد... و سنّتی که از موسی(علیه السلام) در او هست، خوف و غیبت است.»([47])

                            بنابراین، فلسفه*ی غیبت، دوری و پنهان بودن از مردم است تا اینکه صدمه و گزندی به او نرسد و از شرّ دشمنان در امان بوده و هر چیزی که خلاف آن باشد، بر آن حضرت روا نیست و ازدواج با این امر و فلسفه منافات دارد. در نتیجه می*توان گفت: ازدواج کردن امری است مستحب و پسندیده و مهمّ و حفظ اسرار و پنهان زیستی و حفظ جان از گزند دشمنان امری است اهمّ و مهمتر و هر گاه امری دائر شود بین مهمّ و اهمّ، عقل اهم را برمی*گزیند.

                            به عبارت دیگر مصلحت اهمّ و فلسفه غیبت بیشتر است از مصلحت ازدواج، لذا فلسفه غیبت مانعی است برای ازدواج و می*تواند از فعلیّت ازدواج جلوگیری کند و حال که ازدواج مانع دارد، ازدواج نکردن آن حضرت نمی*تواند به عنوان اعراض از سنّت تلّقی شود، چون که وی اعراض نکرده، بلکه امر اهمّ را اختیار کرده است.

                            ـ نقد و بررسی:
                            با عنایت به دلیل فوق ممکن است برخی در مقام جواب بگویند: پنهان زیستی و خوف آن حضرت از کشته شدن مانع از ازدواج نمی*تواند باشد، زیرا در روایات موارد دیگری نیز وجود دارند که به عنوان فلسفه*ی غیبت شناخته می*شوند، مانند:

                            الف) به دنیا آمدن مؤمنانی که در صلب افراد کافر هستند، درباره این مطلب امام صادق(علیه السلام)فرموده است: «قائم ما اهل بیت تا تمام کسانی که (مؤمنان) در اصلاب پدران خود به ودیعت نهاده شده*اند، خارج نشوند، ظهور نخواهد کرد و هنگامی که همه خارج شدند، آن حضرت بر دشمنان خدا پیروز شده و آنها را می*کشد.»([48])

                            ب) امتحان الهی: امام کاظم(علیه السلام) به برادرش علی بن جعفر فرمود: «برای صاحب این امر (امام مهدی(علیه السلام) ) غیبتی است که عدّه*ای از معتقدین به وی برمی*گردند. این غیبت محنت و سختی از طرف خداوند است که با آن خلقش را امتحان می*کند.»([49])

                            ج) سرّی از اسرار الهی: در روایتی از امام صادق(علیه السلام) چنین نقل شده است: «صاحب این امر غیبتی دارد که گریزی از آن نیست... راوی پرسید: چرا؟ فرمود: به دلیل امری که ما اجازه بازگو کردنش را نداریم. راوی پرسید: پس حکمت غیبت او چیست؟ فرمود: همان حکمتی که در غیبت حجّتهای دیگر خداوند بوده است که پس از ظهورش کشف خواهد شد، همان طور که فلسفه*ی کارهای خضر نبی(علیه السلام) برای موسی(علیه السلام) تا هنگام جدایی آنها کشف نشد. سپس امام فرمود: ای پسر فضل! این امر از امور خداوند و از اسرار الهی و غیبی از غیب*های خداست.»([50])

                            با توجّه به موارد مذکور و موارد دیگری که به عنوان فلسفه غیبت شمرده شده است، نمی*توان فلسفه غیبت را فقط در خوف از کشته شدن دانست که با ازدواج آن حضرت منافات داشته باشد. شهید سیّد محمّد صدر در این رابطه می*نویسد: «اگر بپذیریم که غیبت آن حضرت به معنای مخفی شدن شخص وی است، بدین معنا که جسم مبارک او از دیده*ها مخفی شده و با اینکه میان انبوه جمعیّت بوده و آنها را می*بیند اما آنها او را نمی*بینند، در این صورت باید گفت آن حضرت ازدواج نکرده و تا زمان ظهور مجرّد خواهد بود.

                            و این مسأله هیچ بعدی هم ندارد، زیرا هر چیزی که با غیبت در تضادّ باشد و آن حضرت را با خطر مواجه کند بر وی جایز نیست، چرا که ازدواج باعث کشف شدن امر آن حضرت می*گردد. علاوه بر آن برای ازدواج لزوماً باید آن حضرت ظاهر شده و در معرض دید مردم قرار گیرد و این همان چیزی است که باید از آن اجتناب کند.

                            و این فرض که فقط برای همسر خود آشکار شود، اگر چه عقلا ممکن است ولی فرض آن بسیار بعید است، بلکه فرض باطلی است، زیرا چنین زنی با خصوصیات خاصّ به طوری که امام(علیه السلام)هویّت واقعی خود را از او مخفی نکند و هیچ خطری هم از ناحیه*ی او متوجّه امام(علیه السلام) نباشد، چنین زنی بین زنان عالم یافت نمی*شود، چه رسد به اینکه بگوییم در هر عصری چنین زنی وجود دارد;

                            امّا اگر غیبت را به معنای پنهان بودن و پوشیدگی عنوان آن حضرت بدانیم بدین معنا که او به صورت ناشناس در بین مردم زندگی می*کند، در این صورت هیچ اصطکاکی با ازدواج ندارد و از آسانترین کارهاست، زیرا ازدواج به صورت ناشناس صورت گرفته و همسر وی نیز در طول عمر خود بر هویت واقعی او آگاه نخواهد شد و اگر به علّت عدم مشاهده پیری در چهره*ی آن حضرت به هویت وی گمانی برد، حضرت او را طلاق داده و یا در شهری دیگر، دورِ جدیدی از زندگی خود را آغاز کرده و دوباره ازدواج می*کند».

                            سپس شهید صدر می*گوید: «حال که ثابت شد که ازدواج آن حضرت در عصر غیبت ممکن است، امکان دارد بگوئیم این امر تحقّق یافته است، چون مهدی(علیه السلام) به تبعیّت از سنّت اسلامی سزاوارتر است، خصوصاً اگر معتقد شدیم که معصوم تا جایی که ممکن است به مستحبّات عمل کرده و مکروهات را ترک می کند. بنابراین التزام به این که ازدواج وی در عصر غیبت ممکن است، در اعتقاد به آن کافی است»([51]).

                            با عنایت و دقّت در دلیل قائلین به ازدواج نکردن آن حضرت و جواب مذکور و کلام شهید سیّد محمّد صدر نکاتی قابل تأمّل است. از جمله:

                            1. مواردی که به عنوان فلسفه*ی غیبت از روایات قابل استفاده است که به چند نمونه*ی آن اشاره شد، در عرض یکدیگر نیستند، به این معنا که اگر غیبت برای امتحان باشد، دیگر مسأله*ی خوف و ترس از کشته شدن در آن نیست. بلکه اینها در طول یکدیگرند، لذا نمی*توان با بیان موارد دیگر فلسفه*ی غیبت قائل به ازدواج امام(علیه السلام) شد. چون در عین این که غیبت برای ترس از کشته شدن است، برای امتحان کردن بندگان و معتقدین به آن حضرت نیز می*باشد که این هم جای استبعاد ندارد، به عبارت دیگر فرضیّه ترس از کشته شدن در تمام موارد دیگر نیز جاری است.

                            2. سخن شهید صدر در معنای غیبت به دو صورت ناشناسی (مردم او را می*بینند ولی نمی*شناسند) و ناپیدایی (جسم و شخص او دیده نمی*شود) و بنا کردن مسأله*ی ازدواج را بر ناشناسی، سخن جامع و فراگیری نیست، چون نمی*توانیم به ناشناسی به تنهایی و یا به ناپیدایی آن حضرت قطع پیدا کنیم، چرا که ممکن است آن حضرت گاهی ناشناس باشد و گاهی ناپیدا، همانطور که این برداشت از روایات نیز قابل استفاده است.([52])

                            3. شهید صدر معتقد است زنی که لیاقت و شایستگی و به اصطلاح هم کفو آن حضرت باشد در عالم وجود ندارد، صدور این سخن از ایشان جای تعجب است، چرا که زنان شایسته و بایسته با فضائل اخلاقی و معنوی بالا در هر دوره*ای وجود داشته و هست. زنانی همچون حضرت مریم(علیها السلام) و آسیه همسر فرعون که در قرآن کریم الگوی دیگران شمرده شده*اند([53]) و یا مانند حضرت خدیجه همسر پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله وسلم) بوده*اند و هستند و از سوی دیگر در روایات وارده در شأن و خصوصیات اصحاب و یاران خاصّ امام زمان(علیه السلام) آمده است که پنجاه نفر آنان زن می*باشند.([54])

                            آیا اینگونه زنان که لیاقت واقع شدن در زمره اصحاب خاص را دارند و محرم خیلی از اسرار هستند، لیاقت همسری آن حضرت را ندارند؟ چه مانعی دارد که امام(علیه السلام) از میان آنان زنی را به همسری برگزیند؟

                            4. به نظر می*رسد که ازدواج آن حضرت به صورت ناپیدایی امری ممکن باشد برخلاف شهید صدر که آن را غیر ممکن می*داند، زیرا ناپیدایی امری همیشگی برای امام(علیه السلام) نیست، و از سوی دیگر همانطور که برای همراهان و خواصّ غائب نیست([55]) برای همسر خود نیز می*تواند غائب نباشد.

                            ـ نتیجه گیری:
                            کسانی که می گویند حضرت مهدی(علیه السلام) ازدواج نکرده است، تنها دلیلشان فلسفه*ی غیبت است که آنهم ترس از کشته شدن و افشاء سرّ امام است. ولی با توجّه به موارد دیگر در فلسفه*ی غیبت که در طول یکدیگربودند نه در عرض، این امر نمی*تواند مانع ازدواج آن حضرت باشد، گرچه در این بحث فقط به عدم اثبات مانع پرداخته شده است. چون اثبات عدم المانع نیاز به اطلاعاتی کافی و جامع و احاطه*ی کامل بر زندگی شخصی آن حضرت دارد و این نیز در حدّ توان ما نیست.

                            از سوی دیگر در مباحث تحقیقی و علمی نیاز به دلیل داریم و براساس مدارک و ظواهر به نتیجه می*رسیم. بنابراین، گرچه با وجود این گونه مدارک، ازدواج آن حضرت امری ممکن است، ولی نمی*توانیم با قطع و یقین به آن حکم کنیم، همانطور که نمی*توانیم به عدم ازدواج قطع پیدا کنیم.

                            آیا سکوت بهتر نیست؟
                            ـ نظریّه سوّم: گروهی دیگر می*گویند نباید به اینگونه مباحث پرداخت و نهایتاً باید توقّف کرد و در جواب این نوع سؤالات کلمه «نمی*دانم» و «نمی*دانیم» را بر زبان جاری می*کنند، چرا که اصل ازدواج یا عدم ازدواج حضرت جزء اعتقادات ما نیست، زیرا در مباحث اعتقادی ما نیامده است که باید معتقد شویم به امام زمانی که ازدواج کرده یا نکرده است. این نوع موضوعات از مسائل شخصی است که معمولا در روایات نیامده و کسی هم به آن نپرداخته است، حتّی امام عسکری(علیه السلام) نیز در رابطه با ازدواج فرزندش چیزی نفرموده است.

                            نگاه اجمالی به تاریخ غیبت صغری و کبری حاکی از وجود نداشتن چنین مسائلی است و حتّی کسانی که توفیق لیاقت ملاقات با آن حضرت را یافته*اند، هیچگونه سؤالی درباره ازدواج آن حضرت از آنها صادر نشده است و غالباً به دلیل مشکلات فراوان یا نیازهای مادّی و معنوی و یا پرسیدن مسائل علمی از این گونه سؤالات غافل بوده*اند، گرچه اساساً سؤال نکردن از ازدواج طبیعی است، چرا که خیلی اوقات پیش می*آید که سالها با اشخاص و دوستان زیادی آشنا هستیم، ولی لزومی نمی*بینیم که از زندگی شخصی او سؤال کنیم، مثلا بگوییم آیا همسر دارید؟ اگر دارید دختر چه کسی است؟ آیا فرزند دارید؟ جنسیّت آنها چیست؟ و... لذا اساساً لزومی ندارد که از این گونه امور مطّلع شویم و این مسائل در زندگی ما نیز هیچ تاثیری ندارد و به دلیل اطّلاع نداشتن مورد مؤاخذه قرار نمی*گیریم.

                            ـ نقد و بررسی:
                            درست است که اینگونه مسائل جنبه شخصی دارند و دانستن یا ندانستن آن تأثیری در زندگی ما ندارد، ولی امامان ما مانند انسانهای عادی نبوده*اند که بی*تفاوت از کنارشان بگذریم، زیرا آنها هادیان و رهبران دینی و اجتماعی مردم هستند که طبق نصوص متعدّد از آیات و روایات، دارای مقام عصمت و مصونیّت از خطا و اشتباه می*باشند.

                            لذا دوستان و شیعیان آن حضرت دوست دارند سیره و روش آن امام را در مسائل خانوادگی و شخصی نیز بدانند و به ابهامات و یا سؤالات احتمالی ذهن خویش پاسخی مناسب بدهند و این مسأله مختص به امام مهدی(علیه السلام) نیست، همانطور که هنوز عدّه*ای می*پرسند: چرا امام حسن مجتبی(علیه السلام) با جعده ازدواج کرد؟ یا چرا امام جواد(علیه السلام) با امّ الفضل دختر مأمون، یعنی کسی که قاتل پدرش بود ازدواج کرد؟ آیا از آنها فرزندی باقی ماند؟ و... امام عصر(علیه السلام) نیز از این قاعده مستثنی نیست، بلکه قضیه برعکس است و حسّاسیّت در امام زمان(علیه السلام) که مهدی موعود است و قیام خواهد کرد و حکومت جهانی را تشکیل خواهد داد و... بیشتر است.

                            بنابراین، اساس بحث از زندگانی شخص آن امام مانعی ندارد، گرچه به علّت موقعیّت استثنایی وی که همان در غیبت به سربردن باشد، ما اطّلاع چندانی نداریم و ناچاریم به همان مقدار از ادلّه و ظواهر و عمومات اکتفاء کنیم.




                            Comment


                            • #59
                              یاد آوری یک نکته:
                              لازم به یاد آوری است که بحث اصلی ما ازدواج امام زمان(علیه السلام) است که مطالب مذکور پیرامون همین عنوان است. ولی از مباحثی پیرامون فرزندان و ویژگی*های همسر آن حضرت که لازمه ازدواج است خودداری کردیم و سعی بر این بود که به مقدار نیاز اکتفاء و از زیاده گویی پرهیز نماییم.

                              ـ نتیجه*گیری کلّی:
                              دلایل نظریّه*ی اوّل (قائلین به ازدواج آن حضرت) یا مخدوش است و رسا نیست و یا غالباً ناظر به زمان ظهور آن حضرت است و از بیان ازدواج وی در زمان غیبت ساکت است.
                              دلائل نظریّه*ی دوّم (قائلین به ازدواج نکردن آن حضرت) که فلسفه*ی غیبت یعنی ترس از کشته شدن بود، با احتمالات و ذکر موارد دیگر فلسفه غیبت و این که آن موارد در طول یکدیگرند، نتوانست مدّعای خود را به طور کامل ثابت کند.
                              دلیل نظریّه*ی سوّم (قائلین به توقّف) که عدم اعتقادی بودن موضوع و عدم اطّلاع از مسائل شخص آن حضرت بود، با سیر تحقیقات علمی و اشتیاق شیعیان بر اطّلاع از این مسائل و پیدا کردن جوابی برای سؤالات و ابهامات ذهنی خود، سازگار نبود.

                              بنابراین، با توجّه به عمومات در استحباب ازدواج و مکروه بودن عزوبت و ترک آن در هر حالی و مانع نبودن فلسفه*ی غیبت، می*توان نتیجه گرفت که وی ازدواج کرده است و لازم نیست که این امر باعث افشاء سرّ آن حضرت شود و با فلسفه*ی غیبت منافات داشته باشد، بلکه همسر وی می*تواند زنی پاکدامن و خودساخته همچون یاران خاصّ و یا ابدال آن حضرت باشد و همچنین لازم نیست که این ازدواج، از نوع دائم آن باشد، بلکه با ازدواج موقّت (غیر دائم) نیز می*تواند به امر مستحب عمل کند، همانطور که لازم نیست حتماً عمر همسر وی مانند عمر خود آن حضرت طولانی باشد.

                              از طرفی لازمه ازدواج، داشتن فرزند هم نیست که سؤال شود فرزندانش در کجا زندگی می*کنند؟ بلکه ممکن است ازدواج کرده باشد ولی دارای فرزند هم نباشد و نداشتن فرزند نیز برای آن حضرت نقص نیست، چرا که وی می*تواند صاحب فرزند شود، ولی به دلیل انجام مأموریت الهی و حفظ خود از شناسایی دیگران، می*تواند با اختیار خود صاحب فرزند نشود.

                              پس اگر چه دلیل محکم و قاطعی بر ازدواج آن حضرت در اختیار نداریم، ولی مانعی هم برای ازدواج نمی*بینیم، لذا با شواهد و قرائن و عمومات ادلّه استحباب ازدواج می*توانیم معقتد شویم که آن حضرت ازدواج کرده است. واللّه اعلم.

                              Comment


                              • #60

                                حسن روحاني طي سخناني يادآور شد:


                                وي خاطرنشان كرد: امام(ره) مي*گفت از خرافه بپرهيزيد. يكي از عصبانيت*هاي لحظات آخر آيت*الله توسلي بحث خرافه بود. گفته مي*شود آيت*الله توسلي در حال دفاع از امام جان باخت. من مي*خواهم يك جمله ديگر اضافه كنم و آن اين*كه آيت*الله توسلي در حال دفاع از امام زمان(عج) بود كه قلبش از حركت ايستاد و اين*كه عده*اي دكان باز كرده*اند و در مسير فريب مردم هستند. ايشان ناراحت بود و آن*جا عصباني شد و بيان كرد كه امام در مواجه با مدعيان ملاقات با امام زمان(عج) با ناراحتي گفته بود كه شيادها اين بازي را كنار بگذاريد، در حال دفاع از امام(ره) و بيت امام و دفاع از اسلام و امام زمان(عج) جان به جان آفرين تسليم كرد.

                                روحاني ادامه داد: اين چه بازي است كه ما اينقدر مردم را عوام فرض كرده*ايم؟ مي*ترسم كه فردا مهر امام زمان را هم درست كنند و به مردم نشان دهند. اگر لازم باشد همه جزييات را براي مردم خواهيم گفت. عده*اي وقتي نماز مي*خوانند. جلوي خود يك جانماز خالي پهن مي*كنند و مي*گويند اين را براي امام زمان گذاشته*اند يا در سر سفره يك بشقاب غذا براي امام زمان مي*كشند يا شنيده*ام كه مي*گويند فلان جلسه مهم را روز جمعه بياندازيد تا با حضور آقا تصميم بگيريم. اين چه بازي است و چه خرافاتي است كه راه افتاده است. آيت*الله توسلي براي اين مسائل سوخت و جان باخت. براي اين خرافه*ها و اين بازي درآوردن*ها و شيادي*ها. امام زمان(عج) در آخرين متني كه از ولي عصر در كتب تاريخي ما آمده فرموده است؛ هر كس ادعا كند كه مرا ديده دروغگو و افترازننده است. دو – سه سال پيش بازي راه افتاد كه در آن مي*گفتند در تهران براي امام زمان تريبون درست كنيم. يا كسي ديگر مي*گفت كه امام زمان دو سال ديگر ظهور مي*كند، و امروز چند سال از آن سخنان گذشته است و معلوم شد كه آن فرد دروغ مي*گفت.

                                رييس مركز مطالعات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام افزود: اسلام امام(ره) اسلام منطق، وحي و قرآن بود و ما بايد از مبناي امام و راه و اصول امام حفاظت كنيم. دست*هايي در گوشه و كنار حركت*هايي را آغاز كرده است و اين حركت*ها در مسيري است كه منطق امام را كم كم از صحنه خارج كند و استراتژي امام را تغيير دهند و اصول امام را كنار بزنند. اين حركت شروع شده است البته خطرناك نيست. ما بايد هوشيار باشيم.

                                Comment

                                Working...
                                X