4 - امام، مبلغ حج
تبليغ آيات سورهي برائت از سوي اميرمؤمنان (عليهالسلام) در سال نهم هجري، جلوهاي ديگر از اين پيوند است . تقريبا، تمام مفسران و مورخان، اتفاق نظر دارند كه هنگامي كه آيات نخستين سورهي برائت، قبل از فرا رسيدن مراسم حج، نازل شد، پيامبر اسلام (صلياللهعليهوآلهوسلم) براي ابلاغ اين فرمان كه در بارهي وضع باقي ماندهي مشركان بود، آن را به ابوبكر داد تا درموقع حج، در مكه، براي عموم مردم بخواند، ولي آن را گرفت و به امام علي (عليهالسلام) داد و او مامور ابلاغ آن گرديد . ايشان هم در مراسم حج، آن آيات نوراني را ابلاغ كرد . (31)
از اين كه امام علي (عليهالسلام) در مراسم حج آن سال شركت ميكند و علاوه بر ابلاغ آيات نوراني قرآن كريم، خطبه ميخواند (32) و مردم را از حج جاهلي، نهي، و به حج ابراهيمي دعوت ميكند، در مييابيم كه ميان حج و ولايت، ارتباط مستقيمي وجود دارد .
5 - آخرين حج و ولايت
بارزترين جلوهي اين پيوند در «حجةالوداع» تجلي دارد . از اين كه پيامبر اكرم (صلياللهعليهوآلهوسلم) ماموريت مييابد كه مناسك حج و خلافت و ولايت و امامتبلافصل خود را در آخرين سفر حج، به سمع و نظر جهانيان برساند، در مييابيم كه اين دو، پيوندي ناگسستني دارند .
شكافندهي دانشها، امام محمد باقر (عليهالسلام) در اين باره ميفرمايند:
رسول خدا (صلياللهعليهوآلهوسلم) از مدينه، عازم سفر حجشد، در حالي كه همهي احكام دين، غير از حج و ولايت را رسانده بود . جبرييل (عليهالسلام) نزد او آمد و عرضه داشت: «اي محمد! خداوند بلند مرتبه، سلامات ميرساند و ميفرمايد: من، هيچ پيامبري از پيامبرانام و رسولي از فرستادگانام را قبض روح نكردم مگر بعد از كامل كردن دينام و تاكيد بر حجتام . از دين تو، دو فريضه باقي مانده كه ابلاغ آن بر قومات، لازم است: فريضهي حج و فريضهي ولايت و خلافتبعد از خودت . من، زمينام را از حجتام خالي نگذاشتم و هرگز خالي نخواهم گذاشت . خداوند به شما امر ميكند كه حج را به قومات ابلاغ كني و خود، حجبه جا آوري و هر كه از مردم مدينه و اطراف آن و عرب، استطاعت دارد، با تو حج گزارد و از نشانههاي حجشان به آنان بياموزي، مانند آن چه كه از نمازشان و زكات شان و روزه شان به ايشان آموختي . . .» . (33)
رسول خدا (صلياللهعليهوآلهوسلم) به آخرين حج ميرود و همان طوري كه دربارهي نماز فرموده بود: «صلوا كما رايتموني اصلي» (34) در اين حج نيز ميفرمايد: «خذوا عني مناسككم» (35) منتها در ابلاغ پيام مهمتر، از توطئهي مخالفان و دشمنان و سرپيچي آنان بيم دارد كه پيك وحي از سوي خداوند متعال ميفرمايد:
«يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك و ان لم تفعل فما بلغت رسالته والله يعصمك من الناس» ; اي پيامبر! آن چه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است، كاملا (به مردم) برسان و اگر نرساني، رسالت او را انجام ندادهاي و خداوند تو را از (خطرات احتمالي) مردم نگاه ميدارد . (36)
پيامبر نيز در سرزمين «غدير خم» ، مردم را جمع كرد و اميرمؤمنان را به عنوان ولي و خليفهي بلافصل خود معرفي كرد و فرمود: «من كنت مولاه فهذا علي مولاه» . (37)
امين وحي الهي نازل شد و اين آيه را بر پيامبر (صلياللهعليهوآلهوسلم) خواند: «اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام دينا» (3
با توجه به اين مطالب، بر حاجي فرض است، علاوه بر انجام دادن فريضهي حج، به روح آن، يعني فريضهي ولايت توجه داشته باشد; چرا كه تمام مناسك حج، نشاني به سوي ولايت است و اگر توام با آن نباشد، ارزشي ندارد .
اكنون، سر اين كه چرا به هنگام طواف، بايد بين خانه و مقام بود، و چرا نماز طواف را پشتسر مقام ابراهيم (عليهالسلام) خواند، روشن ميشود; زيرا، اين رموز، به ما ميآموزد، طوافي با ارزش است كه ما بين توحيد و امامتباشد . نيز نبايد جلوتر از مقام ايستاد، چون، سبقتبر امام، ما را به وادي حيرت و ضلالت ميكشاند . همان طوري كه به ما دستور دادهاند، براي نماز، جلوي قبر مطهر امام نميتوان ايستاد . (39)
اگر كعبه، مطاف خاكيان است
ويا گر قبلهي افلاكيان است
طواف كعبه و دلهاي عشاق
به گرد مهدي صاحب الزمان است (40)
6 - عرفه و عرفان ولايت
روز عرفه، ظرف مناجات و نيايش، (41) و عرفه، سرزمين اشك و دعا (42) براي يافتن معرفتي عميقتر است .
ادعيهي شيعه، سرتاسر معارف ناب و درسهاي بسيار جامعي را در بر دارد . در بخشي از دعاي عرفه سيد الساجدين و زين العابدين (عليهالسلام) اين چنين آمده است:
پروردگارا! تو، براي هر عصري، امامي شايسته ذخيره كردهاي كه به دست او، آن چه را ديگران از بين بردهاند، احيا كني . خدايا! او را تاييد كن و ما را از كساني قرار ده كه اوامرش را امتثال ميكنند . . . (43)
عرفان به ولايت امام عصر (عجل الله تعالي فرجه) انسان را از زندگي جاهلي ميرهاند و سبب ميشود كه حجاش نيز جاهلي نباشد . اگر كسي امام زماناش را نشناسد، علاوه بر مرگ جاهلي، زندگي جاهلي دارد . لذا همواره بايد دعا كرد كه: «. . . اللهم عرفني حجتك; فانك ان لم تعرفني حجتك، ضللت عن ديني; (44) خدايا، حجتات را به من بشناسان، كه اگر حجتخود را به من نشناساني، از دين خود گمراه ميشوم .» .
معرفت و ارادت به «ولايت» ، بسيار مهم و با ارزش است . امام صادق (عليهالسلام) ميفرمايد: «ما نبيء نبي قط الا بمعرفة حقنا و بفضلنا علي من سوانا; (45) هيچ پيامبري به نبوت نرسيد، مگر از طريق معرفت نسبتبه حق ما و برتري دادن ما بر غير ما» .
وقتي نبوت كه از عاليترين منصبهاي الهي است، به اين سبب حاصل شده باشد، جز اين است كه عاليترين اسرار حج، توام با ولايتباشد؟
در برخي از احاديث، مصداق آيهي شريف «ومن دخله كان آمنا (46) » را افرادي بيان فرموده كه داخل حصن حصين اعتقاد و التزام به ولايت و امامتشده باشند . اين، به نوبهي خود، جلوهاي از پيوند حج و ولايت است .
امام صادق (عليهالسلام) در پاسخ پرسش از معناي آيهي شريف «فيه آيات بينات مقام ابراهيم و من دخله كان آمنا» فرمود: «اطلاق آن، مراد نيست; زيرا، ملحدان و صاحبان عقايد باطل نيز در آن جا داخل ميشوند و حال آن كه در امان نيستند، بلكه مراد، كساني هستند كه هم عارف به حق ما باشند و هم جايگاه والاي كعبه را بشناسند . اين افراد، اگر داخل كعبه شوند از گناهان خود پاك شده و دنيا و آخرت آنان كفايتخواهد شد .» . (47)
7 - حج، ميعاد با ولايت
طواف بر گرد سنگهاي كعبه، مقدمهي آن چيزي است كه ائمه (عليهمالسلام) ما را به آن امر فرمودهاند . (4
كعبهي سنگ، نشاني است كه ره گم نشود
حاجي! احرام دگر بند، ببين يار كجاست
امام محمدباقر (عليهالسلام) با مشاهدهي طواف كنندگان كعبه ميفرمايد: «در جاهليت هم، اين چنين، هفت دور بر گرد اين كعبه ميگشتند . مردم، مكلف اند اطراف اين سنگها بگردند و پس از آن نزد ما آمده، مودت و نصرت و آمادگي شان را بر ما عرضه كنند .» . (49)
سپس حضرت (عليهالسلام) به سخن حضرت ابراهيم (عليهالسلام) كه در قرآن آمده، استشهاد كرد و آن را تلاوت فرمود: «فاجعل افئدة من الناس تهوي اليهم» (50) ; پروردگارا! تو، دلهاي گروهي از مردم را متوجه آنان ساز .
در روايت ديگري امام باقر (عليهالسلام) به «قتادةبن دعامه» معروف به «فقيه اهل بصره» ، ضمن استشهاد به اين آيهي شريف ميفرمايد: «مراد، تمايل قلبها به سمت كعبه نيست . اگر چنين بود، بايد با ضمير مفرد (اليه) ميفرمود و نه جمع (اليهم). به خدا سوگند! آن كه ابراهيم فرا خواند تا قلبها به سوي او متمايل شود، ماييم . . .» (51)
خداي سبحان، بعد از آن كه جاي خانه را براي ابراهيم آماده ساخت تا او، آن خانه را بنا كند، به او فرمود: «و اذن في الناس الحجياتوك رجالا و علي كل ضامر ياتين من كل فج عميق» (52) ; مردم را دعوت عمومي كن تا پياده و سواره بر مركبهاي لاغر، از هر راه دوري به سوي تو بيايند .
نكتهي بسيار دقيق و ظريف، در كلمهي «ياتوك» نهفته است . مردم، حج مشرف شوند، اما نه «ياتونا» (به سوي ما)، بلكه «ياتوك» (به سوي تو) كه ولي زمان هستي .
گويا، حج، مقدمهاي براي رفتن و حاضر شدن در محضر ولي زمان (عليهالسلام) است . پنجمين پيشواي حق بعد از نبي (صلي الله عليه وآله) ميفرمايد: «مردم، فرمان داده شدهاند تا نزد اين سنگ بيايند و برگرد آنها طواف كنند و سپس نزد ما آيند و دوستي و نصرت خود را اعلام كنند .» (53) ; يعني، زمينهي «حضور الحاضر و قيام الحجة بوجود الناصر» (54) را فراهم كنند .
اگر محتواي حج و روح كعبه، حضور و اعلام آمادگي نزد معصوم (عليهالسلام) نباشد، مكه، همان بازار عكاظ، و كعبه، جايگاه بتها و توليت آن، در شب نشيني مستانه با مشك شراب معاوضه ميشود . (55)
اين مسئلهي پر رمز و راز، «حج ابراهيمي» را از «حج جاهلي» امتياز ميبخشد . امام محمد باقر (عليهالسلام) دربارهي ملاقات امام عصر و اعلام آمادگي بر حمايت و اطاعت، ميفرمايد:
فعال كفعال الجاهلية! اما - والله! - ما امروا بهذا و ما امروا الا ان يقضوا تفثهم وليوفوا نذورهم! فيمروا بنا فيخبرونا بولايتهم ويعرضوا علينا نصرتهم; (56) اين اعمال، مانند اعمال زمان جاهليت است! آگاه باشيد! به خدا سوگند! مردم، به حج مامور نشدند و مامور نگشتند، مگر اين كه مناسك حج و حلق و تقصير به جا آوردند و به عهد و نذرهاي خويش وفا كنند و بر ما بگذرند و ولايت و محبتشان را به ما اطلاع دهند و نصرت و ياري خود را بر ما عرضه دارند .
حرم و زمزم و صفا باشد
از صفاي تو با صفا، مهدي! (57)




Comment