عابدزاده: حاضرم دوباره دروازهبان تيمملى باشم
عقاب آسيا هنوز هم عقاب آسياست. حتى اگر پرواز نکند و حتى اگر در رؤياهايش پرستوهايى را ببيند که بال مىگشايند و تا آن سوى ابرها مىروند.
ديشب وقتى شب با عينک سياه خود رؤياهاى ما را ديد زد با مردى همکلام شديم که روزگارى تمام قفسهاى تورى را بيمه مىکرد. گپ تابستانى مهدى حدادپور و اميد مافى با احمدرضا عابدزاده را بخوانيد و يک کلاه خالى کنارش بگذاريد!
احمدرضا شنيديم در کلاس نخبگان همه را سر ذوق آوردي. خيلى از تو تعريف مىکنند.
لطف دارند. خب آمادهتر از قبل هستم. روزبهروز بيشتر اوج مىگيرم.
فکر مىکنيم همين حالا هم بتوانى توى دروازه ايران بايستي؟
اى بابا. اعتمادبهنفس مىدهيد؟
نه، جدى گفتيم!
من به خاطر دل مردم حاضرم هر کارى بکنم. حتى درون دروازه هم بايستم. اين مردم خيلى هواى مرا دارند.
ناصر حجازى چند روز پيش مصاحبه کرده بود و گفته بود فقط احمدرضا به درد ساختن دروازهبانهاى تيمملى مىخورد. خواندي؟!
نخواندم. ناصرخان خيلى بزرگوار است. از حجازى بزرگتر هم مگر داريم. يک سلطان داريم که علىآقا پروين است و يک عقاب که ناصرخان حجازى است!
ولى خودت هم عقاب هستي. عقاب آسيا سالها لقب تو بوده!
اين هم به نظر مردم برمىگردد. مردم اگر نباشند ما هم نيستيم.
بعد از گرفتن مدرکA مقصدت کجا خواهد بود احمدرضا؟
توکل به خدا. مىروم جايى که به مملکتم خدمتى شده باشد. مىروم جايى که دل مردم شاد شود.
مثلاً تيمملي؟
اگر بخواهند مىروم. البته به خاطر مردم و به خاطر ايران.
خستهاي. حرفى هم مانده احمدرضا؟
نه، ممنون که زنگ زديد. گرچه حوصله روزنامهها را ندارم اما اين موقع شب حرف زدن با شما لذت زيادى داشت.
مرسى احمدرضا. مواظب خودت باش
عقاب آسيا هنوز هم عقاب آسياست. حتى اگر پرواز نکند و حتى اگر در رؤياهايش پرستوهايى را ببيند که بال مىگشايند و تا آن سوى ابرها مىروند.
ديشب وقتى شب با عينک سياه خود رؤياهاى ما را ديد زد با مردى همکلام شديم که روزگارى تمام قفسهاى تورى را بيمه مىکرد. گپ تابستانى مهدى حدادپور و اميد مافى با احمدرضا عابدزاده را بخوانيد و يک کلاه خالى کنارش بگذاريد!
احمدرضا شنيديم در کلاس نخبگان همه را سر ذوق آوردي. خيلى از تو تعريف مىکنند.
لطف دارند. خب آمادهتر از قبل هستم. روزبهروز بيشتر اوج مىگيرم.
فکر مىکنيم همين حالا هم بتوانى توى دروازه ايران بايستي؟
اى بابا. اعتمادبهنفس مىدهيد؟
نه، جدى گفتيم!
من به خاطر دل مردم حاضرم هر کارى بکنم. حتى درون دروازه هم بايستم. اين مردم خيلى هواى مرا دارند.
ناصر حجازى چند روز پيش مصاحبه کرده بود و گفته بود فقط احمدرضا به درد ساختن دروازهبانهاى تيمملى مىخورد. خواندي؟!
نخواندم. ناصرخان خيلى بزرگوار است. از حجازى بزرگتر هم مگر داريم. يک سلطان داريم که علىآقا پروين است و يک عقاب که ناصرخان حجازى است!
ولى خودت هم عقاب هستي. عقاب آسيا سالها لقب تو بوده!
اين هم به نظر مردم برمىگردد. مردم اگر نباشند ما هم نيستيم.
بعد از گرفتن مدرکA مقصدت کجا خواهد بود احمدرضا؟
توکل به خدا. مىروم جايى که به مملکتم خدمتى شده باشد. مىروم جايى که دل مردم شاد شود.
مثلاً تيمملي؟
اگر بخواهند مىروم. البته به خاطر مردم و به خاطر ايران.
خستهاي. حرفى هم مانده احمدرضا؟
نه، ممنون که زنگ زديد. گرچه حوصله روزنامهها را ندارم اما اين موقع شب حرف زدن با شما لذت زيادى داشت.
مرسى احمدرضا. مواظب خودت باش

Comment