RedWine jokes (18+)

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #31


    مردي از زن تركش ميپرسد قسم بخور من رو به خاطر پول نميخواي زنه ميگه:مهلومه عزيزم ..! حالا چند هزار تومان پول بده
    ---
    يكروز بهيك ترك ميگن چه رنگي دوست داري
    ميگه قهوي نوك مميي
    ---
    يه روز حسين رضازاده ميگه يا حسين و يه وزنه 1000 كيلويي رو بالا سر ميبره
    شب كه مي خوابه حضرت ابوالفضل مي ياد خوابش و ميگه
    بي وفا ديگه دوستم نداري
    ---
    يه روز رشتيه شاكي ميد خونه و شروع ميكنه بچه هاشو كتك زدن
    همه رو ميزنه لت و پار ميكنه الا يكيشونو
    زنش ميپرسه چرا اين يكي رو نزدي
    يارو ميگه اخه اين يكي سيده

    Last edited by Rasputin; 06-11-2008, 07:11 AM.

    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #32
      Sex On The Beach

      A guy is walking along the beach, when he meets a girl with no legs, crying.
      "Why are you crying?" he asks.

      "I've never been hugged," she says. The guy hugs her, but she continues crying.

      "Why are you crying?" he asks.

      "I've never been kissed," she says. The guy kisses her, but she continues crying.

      "Why are you crying?" he asks.

      "I've never been screwed," she says. The guy picks her up and throws her into the water.

      "There," he says. "Now you're screwed."

      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #33
        تركه امريكائيه داشتند از ازرائيل سوال ميكردندامريكائيه مي پرسه چند سال ديگه بهترين موشك دنيا رو ميسازيم؟ازرائيل ميگه:400سال ديگه.ميگه چه بد كه من تا اون موقع مردمنوبت به تركه ميرسه ميگه :كي ما ادم ميشيم؟ ازرائيل ميگه والله تا اون موقع عمر من كفاف نميده
        ---
        يه روز يه يارو مست مي كنه ميرود سر نماز وقتي نوبت قنوت ميشه ميگويد پروردگارا آخه خدايا.
        ---
        پسر:باباموقعي كه شما با مامان رفتيد ماه عسل . منم بودم ؟
        پدر : آره عزيزم.رفتني پيش من بودي . برگشتني پيش مامان
        ---
        يك روز تلفن خانه به صدا در مي آيد ، زن به مرد مي گويد گوشي را بردار مرده ميگه : زن خودت گوشي را بردار من پيرژامه تنمه
        ---
        به لره ميگن از چه لبي خوشت مياد ميگه لب جوب
        ---
        يه بار يه رشتي ميره امريكا واسه مامانش نامه ميده مادر جان براي من زن بگير عكس بچه منم بفرست
        ---
        ازقزوينيه مي پرسن ازچه ورزشي توكشورراضي هستي
        مي گه فوتبال
        ميگن چون كه ايران رفته جام جهاني
        مي گه نه چونكه رييس فدراسيونش دادكانه
        ---
        ازقزوينيه مي پرسن
        چراداماد نميشي.
        ميگه :
        هنوزبراذرزن موردعلاقه ام راپيدا نكرده ام

        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #34
          از تركه مي پرسن كي ميخواي آدم شي ميگه من از اين قرتي بازي ها خوشم نمياد
          ---
          تركه به شكمش ميكه خوب حال ميكني من كارميكنم تومي خوري شكمش مي كه مي خواي من كاركنم توبخور
          ---
          برق خونه تركه قطع ميشه يه ظرف مسي بر ميداره ميره در خونه لره بعد به لره ميگه ببخشين برق دارين يه خورده به من بدين لره بر ميگرده بهش ميكه واقعا" ميگن تركا خرند راست گفتند آخه اگه من برات تو اين ظرف برق بريزم خوب برق ميگردت
          ---
          يه مرده داماد ميشه همون شب تو رختخواب عروس بهش ميگه ميدوني بايد چكار كني داماد ميگه بله هر وقت كسي اومد من ميرم زير تخت
          ---
          يه رشتي با عصبانيت ميگه اين تركا واقعا خرن... من 2 ساله هر چي به اين همسايه تركم ميگم خونه تو اون وره كبرا خانوم زن تو فاطي زن منه ... حاليش نميشه هي مياد خونه من سراغ زن من

          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #35
            يه كشمشه به يه نخوده ميرسه ميگه واي چاك سينه ها رو .نخوده ميگه همين حرفا رو زدي چوب تو كونت كردن
            ---
            يارو قزوينيه داشته دور يه درخت سريع مي دويده .يكي بهش ميگه واسه چي دور درخت ميدوي . يارو ميگه طبق قانون 5 نيوتن اگه با سرعت نور دور درخت بدوم مي تونم به پشت خودم برسم
            ---
            قزوينيه ديوان شعر مي نويسه، اسمشو ميذاره خسرو و فرهاد
            ---
            تركه زنگ ميزنه خونه دوست دخترش و ميگه: سلام... ببخشيد من لهجه دارم... دختره ميگه: آره! تركه مي‌گه:‌ پس قطع مي‌كنم دوباره مي‌گيرم
            ---
            به يه تركه ميگن وقتي سردت ميشه چيكار ميكني: ميگه ميرم بقل بخاري. ميگن اگه خيلي سردت بشه چيكار ميكني ميگه ميرم به بخاري ميچسبم. ميگه اگه خيلي خيلي سردت بشه چيكار ميكني؟ ميگه ميرم بخاري رو روشن ميكنم
            ---

            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #36
              يه روز يه تركه مي ره كلاس غيرت و با غيرت ميشه
              شب زنش بلند ميشه بره مچ پاي زنش را ميگيره و مي پرسه:
              كجا مي ري؟
              زنش ميگه توالت
              تركه مي گه لازم نكرده بگير بخواب خودم بجات ميرم
              ---
              رفيق يه رشتيه ميره دم مغازه رشتيه بهش ميگه بدو كه زنت با اصغر اقا تو خونس.هر دو ميدون طرف خونه رشتيه وقتي ميرسن يارو قلاب ميگيره رشتيه ميره بالاي پنجره شروع ميكنه تو خونه رو نگاه كردن يه دفعه شرع ميكنه به خنديدن مي افته پايين. دوستش ميگه بي غيرت چرا ميخندي ؟ رشتيه ميگه اخه تا حالا كون لخت اصغر اقا رو نديده بودم
              ---
              يه تركه داشته زنشو به قصد كشت ميزده ازش ميپرسن اين بنده خدا رو چرا ميزني . تركه ميگه نميدونم اگه ميدونستم كه مي كشتمش

              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #37
                يه روز يه بچه به باباش ميگه بابا پنكمون سوخت باباش
                ميگه معلومه وقتي 15 نفر بشينند زيرش ميسوزه
                ---
                دو نفر داشتن مي رقصيدن يه تركه هي پشت سر هم مي گفته سبز زرد آبي قرمز سبز زردآبي قرمز.ازش مي پرسن يعني چي سبز زرد آبي قرمز؟
                تركه مي گه:من رقص نورم
                ---
                از غضنفر مي پرسن؟ چه طوري ترک شدي ؟
                مي گه: اولش تفريحي بود
                ---

                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #38
                  يه روز تركه ميره امام زاده زيارت مي بينه امام زاده خيلي شلوغه اعصابش خراب ميشه داد مي زنه بابا كم شلوغ پلوغ كنيد پارسال من اومدم ايقدر شلوغ كردين حاجت ها همه قاطي شد من حامله شدم
                  ---
                  يه تركه كتاب فروشي مي زنه پشت شيشه مي نويسه: جلد دوم قرآن رسيد
                  ---
                  به قزويني ميگن به كي راي ميدي ميگي علي اقا تزريقاتي مي گن چرا ميگه چون از همه بيشتر كانديده
                  ---
                  يه روز دو تا ترك سوار پژوميشن يكيشون يه نوار ويدئو رو ميخواد به زور توي ضبط صوت بذاره اون يكي بهش ميگه احمق كودن اين نوار مال تريليه نه پژو
                  ---
                  يه روز يه رشتيه زنش رورتو فيلم سوپر مي بينه ميگه خوب شد فيلم بود واقعي نبود
                  ---

                  iran

                  Comment

                  • okiddi
                    Member
                    • Jul 2005
                    • 442

                    #39
                    Originally posted by RedWine
                    Check your Dirty IQ!
                    lool

                    thats cool
                    >> Doroste ke inja bozorg shodam man vali khone IRANI to raghame <<

                    Az in ghafas, az in zamin mikham beram paar bekesham,
                    baraye in hame diavar yek goshei daar bekesham

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #40
                      يه روز يه مردي ميره دستشويي افتابه روشوت ميكنه ميشكنه.
                      يكي ميگه چرا آفتابه رو شكوندي ؟
                      جواب ميده ميگه چون واسه من فيگور مياد
                      ---
                      چندنفرازاهالي محل رشتيه مي رن پيش رشتيه ومي گن بيابروزنت روطلاق بده مردم درخونت صف بستن ودارن بازنت چيزمي كنن رشتيه ميگه خيلي زرنگين من اگه زنموطلاق بدم بايدبرم اخرصف الان هروقتي بخوام بي نوبت ميرم تو
                      ---
                      تازه ترين اخبار درموردخدمت سربازي.......ميگن توشهر رشت تك پدرهامعافند
                      ---
                      رشتيه صبح از خواب بلند ميشه ميبينه زيرش 4 تا آجر گذاشتن
                      ---
                      يه اصفهاني ماهي ميفروخت.هرخانم خوشگل وخوش هيكلي كه ازجلوش ردميشد،دادميزد:ماهي،بخداماهي !.هروقت هم كه زن بدهيكل و زشتي رد ميشد،ميگفت:فيل ماهي،گاوماهي
                      ---

                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #41
                        A couple was invited to a swanky masked Halloween Party. She got a terrible headache and told her husband to go to the party alone. He being a devoted husband protested, but she argued and said she was going to take some aspirin and go to bed, and there was no need of his good time being spoiled by not going.
                        So he took his costume and away he went. The wife, after sleeping soundly for about an hour, awakened without pain and, as it was still early, she decided to go the party.
                        Since her husband did not know what her costume was, she thought she would have some fun by watching her husband to see how he acted when she was not with him.
                        She joined the party and soon spotted her husband cavorting around on the dance floor, dancing with every nice chick he could, and copping a little feel here and a little kiss there. His wife sidled up to him and being a rather seductive babe herself, he left his partner high and dry and devoted his time to the new stuff that had just arrived. She let him go as far as he wished; naturally, since he was her husband.
                        Finally, he whispered a little proposition in her ear and she agreed, so off they went to one of the cars and had a little bang. Just before unmasking at midnight, she slipped away, went home, put the costume away and got into bed, wondering what kind of explanation he would make for his behavior.
                        She was sitting up reading when he came in, and she asked what kind of a time he had. He said:
                        - Oh, the same old thing. You know I never have a good time when you're not there.
                        - Did you dance much?
                        - I'll tell you, I never even danced one dance. When I got there, I met Pete, Bill Brown and some other guys, so we went into the den and played poker all evening. But you're not going to believe what happened to the guy I loaned my costume to......."

                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #42
                          قزوينيي يك مغازه ميزنه اسمشو ميذاره گي تو گي
                          ---
                          يه دفعه يه قزوينيه ميره خواستگاري.ميگن چرا با شرت اومدي؟
                          ميگه : به خاطر اينكه اگه جواب مثبت(+)باشه آماده باشم
                          ---
                          يه روز هواي اردبيل خوب بود تركه زنگ ميزنه هواشناسي تشكر ميكنه
                          ---
                          يه روز يه تركه سوار تاكسي ميشهراننده ميگه آقا چرا در ماشينو نمي بندي تركه ميگه زرنگي مي خواي دربست حساب كني
                          ---
                          يه روز تركه ان ميبينه تو خيابون يك انگشت ميزنه ميخوره ميگه مزه قورمه كه نميده يك انگشت ديگه ميزنه ميخوره ميگه مزه قيمه هم نميده بار سوم انگشت ميزنه ميگه اه اه ان بود خوب شد لگد نكردم
                          ---
                          يارو مادرش ميميره تركه مياد تسليت بگه ميگه:اين شتريه كه دم خونه همه ميخابه اين دفه هم رو مادره تو خابيد

                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #43
                            قزوينيه بچشو ميبره مدرسه ميگه : اين بچه رو تربيتش كنيد .... ناظم مدرسه پرسيد مگه چكار كرده ؟ .. قزوينيه ميگه : روي بخاري عكس باسن كشيده ..هم اونجاي منو سوزونده هم دست داييشو هم لب بابابزرگشو
                            ---
                            به يه تركه ميگن تابه حال ماشين حول دادي ميگه نه ولي يكبارحول شدم توماشين دادم
                            ---
                            تركه مي ره قله اورست بهش مي گن انگيزه شما از اين فتح بين المللي چي بود؟ميگه والا انگيزه نداشتم بار خورد رفتيم
                            ---
                            قزوينيه به دوستش زنگ ميزنه ميگه : فردا شب يه سكس پارتي گرفتم توپ ...بخور بخور و بزن بزن ...دوستش ميگه دمت گرم ..كيا هستن حالا ؟؟؟ قزوينيه ميگه نخواستم زياد شلوغ بشه فقط خودمو خودت
                            ---

                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #44
                              رشتي به خانومش ميگه چرا دير اومدي ؟ خانومه ميگه : اخه يه اقاهه افتاده بود دنبالم پدرسگ ابنقدر اروم راه مي رفت
                              ---
                              ترکه داروخونه میزنه روش مینویسه:نواربهداشتی با نصب درمحل
                              ---
                              به تركه ميگن به نظرتو ترك ترين خواننده كيه؟ ميگه: حبيب مي پرسن چرا؟ ميگه اخه گيتار ميزنه بعد ميگه صداي دهل مي اد
                              ---
                              به تركه مي گن دورانه نامزدي را به چي تشبيه ميكني؟ ميگه به دوچرخه اي كه باباي آدم براي بچش بخره ولي نزاره سوارش بشه
                              ---
                              به يك عربي مي گن اوقات فراغت رو چگونه مي گذروني ميگه چي مي دونم آقام ميگوزه ما براش دست مي زنيم
                              ---
                              يه روز يه خانومه داشته با اتوبوس مسافرت ميكرده خانومه يه باد ازش ول ميشه وهمه نگاه ميكنن يه لره جلوتر نشسته بوده وجريانرا كه ميبينه مگيه ببخشيد من بودم وميشينه بعد از چند دقيقه خانومه ازش تشكر ميكنه وميگه شما ابرويه من را خريديد اين ادرس منه شوهرم ريس فلان كارخانه ست ميگم اگه خاستي يه كارخوب بهت بده لره كه بيكار بود يهو خوشحال ميشه وبلند ميشه وميگه اقايون خانوما از اينجا به بعد هر چي اين خانوم گوزيد پا يه حساب من
                              ---
                              يه روز يه ترکه شلوارش رو برعکس می پوشه مامانش می گه "قربون پسرم برم که وقتی داره می ره انگار داره مياد
                              ---
                              يه تركه ميره عربستان وقتي برميگرده رفيقاش از ميپرسن اون جا خوش گزشت ميگه اره يه مسجد بزرگي بود . ميگن نه اون جا اصلي خوب بود؟تركه ميگه اره حرم امام خوب بود.ميگن نه اون جا اصليه؟ميگه:گبرمحمدرفتم.دوستاش عصباني ميشن ميگن:خره خانه خدا چه طور بود. تركه ميگه ها... اونجا شلوغ بود نرفتم
                              ---
                              یک روز موز به خیار میرسه میگه خوش بهحالت خیاره میگه چرا میگه آخه تراراحت گاز میزنند میخورند اما من بدبخت را تاشلوارم را در نیارن نمی خورند
                              ---
                              خبرنگاربه يك قزويني ميگه يك خاطره تلخ از انقلاب بگو ميگه سال 42 بود توي راهپيمائي مادرم را گم كردم يكي ترتيبمو داد خبرنگار ناراحت ميشه ميگه احمق بي تربيت يك خاطره شيرين بگو ميگه سال 57 بود يك بچه اي توي راهپيمائي مادرش را گم كرده بود

                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #45
                                يه تركه ميره درمونگاه به پرستار ميگه يه پني سيلين دارم برام بزن.پرستاره ميپرسه قبلا زدي ؟ تركه ميگه آره ديروز زدم خلاصه آمپولو ميزنه و تركه ميره تو كمابخاطرحساسيت به پني سيلين. بعد كه به هوش مياد پرستاره با عصبانيت ميره بالاي سرش ميگه احمق مگه من از تو نپرسيدم تا حالا پني سيلين زدي گفتي آره تركه ميگه درسته
                                چرا ناراحت ميشي ديروز هم همينطوري شدم
                                ---
                                يك روز يك دايناسورنربه ماده مي گه بريم پشت كوه ماده ميگه نه نره مي گه همين كارارو كردي كه نسلمون مونقرض شود
                                ---
                                يه روز يه تركه خودشو دار ميزنه . ولي پزشك قانوني اعلام ميكنه متوفي ضربه مغزي شده.
                                بعد از تفحص معلوم ميشه يارو خودشو با كش دار زده
                                ---
                                يك روز دو تا دختر و پسر رشتي كه تازه با هم نامزد كرده بودند دست هم رو گرفته بودند دختره مي گه عزيزم مي خواي جايي رو كه آمپول زدم بهت نشون بدم پسره خوشحال مي شه مي گه آره دختره مي گه بالاي اون داروخانه
                                ---
                                يه بار خروسه با زنش مي ره بيرون دم يه مرغ فروشي كه مي رسه به زنش مي گه ببين من مي خوام تو توي خونه اين طوري بگردي
                                ---

                                iran

                                Comment

                                Working...