در حالی كه طی چند روز گذشته برخی از بنگاه*های تحقيقاتی از افزايش رشد اقتصادی كشورهای خاورميانه و شمال آفريقا در سال ٢٠٠٧ به خاطر بالا* رفتن بهای جهانی نفت خبر داده بودند، اكونوميست در تازه*ترين گزارش خود پيش**بينی كرد كه از سال ٢٠٠٦ رشد اقتصادی ايران روی نوار نزولی قرار مي*گيرد و در سال ٢٠٠٧ به ٦/٤ درصد مي*رسد.
اگر روند ارزيابی موسسات تحقيقاتی جهان را بپذيريم بايد گفت كه ايران علي*رغم در اختيار داشتن حجم زيادی از منابع نفتی در جهت عكس ساير كشورهای منطقه و فروشندگان نفت جهانی حركت خواهد كرد. دو روز پيش موسسه مالی ,استاندارد اند پورز,، اعلا*م كرد كه كشورهای خاورميانه امسال نيز سال باثباتی را به لحاظ اقتصادی و مالی پشت سر خواهند گذاشت و از افزايش سرمايه*گذاری در بخش**های غيرنفتی با عنوان دلا*يل اصلی رشد اقتصادی در كشورهايی مثل قطر و بحرين در سال ٢٠٠٧ ياد كرد.
به نظر مي*رسد حركت صعودی سرمايه*گذاری در كشورهای منطقه نقطه عطف تفاوت منحنی رشد آنها با جايی مثل ايران است. به عبارتی نفتي*های جهان با تسهيل شرايط مراودات اقتصادی مي*توانند به زودی حتی از شرايط ناامن اقتصاد نفتی نيز دور شوند.
هجوم سرمايه**های خارجی به حوزه*های غيرنفتی در واقع فعال كردن تمام حوزه*های اقتصادی و صنعتی برای جدا شدن از اقتصاد تك*محصولی است. گردش سرمايه و ورود سرمايه*های خارجی بدون كوچك*ترين برخورد با ناهمواري*های محيطی چارچوب رشد اقتصادی را مشخص كرده است. از همين منظر مي*توان منحنی افت رشد اقتصادی در ايران را ارزيابی كرد.
البته طی روزهای گذشته معاون اقتصادی سازمان مديريت با اعلا*م اين مطلب كه رشد اقتصادی ايران تا يك سال ديگر به ٧ درصد مي*رسد در واقع تصوير تازه*ای از فضای اقتصادی كشور ارائه كرد اما هنوز هيچ يك از فعالا*ن اقتصادی نمي*دانند كه محاسبه دولت برای رسيدن به رشد ٧ درصد بر چه اساس و مبنايی شكل گرفته است.
* آنچه امروز واقعيت دارد اتكای بيشتر اقتصاد و برنامه*های دولتی به درآمدهای نفتي، ايدئولوژيك شدن اقتصاد و دور شدن از سرمايه*های جهانی است كه آينده رشد اقتصادی را با اما و اگرهای زياد همراه كرده است. آن هم در شرايطی كه برای رسيدن به حداقل*هايی از نقاط بهينه اقتصاد، بر اساس برنامه*های بلندمدت كشور، هر سال بايد ٨ درصد رشد روی منحني*های اقتصادی شكل بگيرد.
به هرحال بايد اين واقعيت را پذيرفت كه آينده اقتصادی كشور تا حد زيادی دچار ابهام شده است. آن*قدر كه به لحاظ روانی حتی سرمايه*گذاران داخلی نيز برای تزريق سرمايه به حوزه*های واقعی و مولد اقتصاد نمي*توانند با خيالی آسوده عمل كنند.
بدون*شك در اين شرايط دسترسی به دلا*رهای نفتی تضمين*كننده سرمايه لا*زم برای رشد اقتصادی نخواهد بود. افت صنعت فيزيكی نفت، كاهش ميزان توليد روزانه نفت و تهديدهای بين*المللی برای اقتصاد حاكی از آن است كه برنامه*ريزان دولتی بايد هرچه سريع*تر در تئوری اتكا به نفت با عنوان تنها منبع مالی برای رشد اقتصادی تجديد نظر كنند.
اكونوميست مي*نويسد: رشد اقتصادی ايران در سال ٢٠٠٦ پنج درصد است و پيش*بينی مي*شود اين رقم در سال ٢٠٠٧ به ٦/٤ درصد برسد. * بر اساس اين گزارش همسويی احمدي*نژاد با مجلس به همراه توانايی رهبری در برقراری رابطه*ای متعادل ميان اين دو، اتحاد سياسی مستحكم*تری در دوران رياست*جمهوری احمدي*نژاد را نسبت به دوران حكومت اصلا*ح*طلبان برای ايران به ارمغان آورده است. * در عين حال چه محافظه*كاران تندرو و چه آنهايی كه صبغه عملگرايی دارند، مديريت اقتصادی احمدي*نژاد را مورد انتقاد قرار داده*اند و از تبعات امنيتی سياست*های اقتصادی وی نگران هستند.
اكونوميست در ادامه به بررسی دورنمای اقتصادی ايران در سال*های آينده پرداخته و رشد اقتصادی ايران را شديدا با حجم درآمدهای نفتی مرتبط دانسته است. * بر اساس پيش*بينی اكونوميست، تا سال ٢٠٠٩ قيمت نفت در حد بالا*يی خواهد بود و تا اين زمان تراز حساب*های جاری ايران مثبت خواهد بود اما در اثر كاهش بيشتر قيمت نفت از اين سال به بعد ايران با كسری تراز حساب*های جاری مواجه خواهد شد.
رشد اقتصادی ايران برای سال*های ٢٠٠٨ تا ٢٠١١ به ترتيب ٤، ٦/٣، ٤/٣ و ٣/٣ درصد پيش*بينی شده است. * ميزان تورم كالا*های مصرفی در سال ٢٠٠٦ نيز ٨/١٥ درصد برآورد شده است و اين رقم در سال ٢٠٠٧ به ١٦ درصد افزايش خواهد يافت. نرخ تورم در سال*های ٢٠٠٨ تا ٢٠١١ نيز به ترتيب ٥/١٥، ١٥، ١٥ و ٨/١٤ درصد پيش*بينی شده است.
تراز حساب*های جاری ايران در سال ٢٠٠٦ معادل ٧/٥ درصد توليد ناخالص داخلی ايران در اين سال بوده است. بر اساس پيش*بينی اكونوميست اين رقم در سال*های ٢٠٠٧ و ٢٠٠٨ مثبت و به ترتيب معادل ٢/٣ و يك درصد توليد ناخالص داخلی خواهد بود اما از سال ٢٠٠٩ تراز حساب*های جاری ايران منفی خواهد شد و در سال ٢٠٠٩ به ٨/٠- درصد مي*رسد. اين رقم در سال*های ٢٠١٠ و ٢٠١١ به ترتيب به ٢/٢- و ٢/٣- درصد مي*رسد. *
اگر روند ارزيابی موسسات تحقيقاتی جهان را بپذيريم بايد گفت كه ايران علي*رغم در اختيار داشتن حجم زيادی از منابع نفتی در جهت عكس ساير كشورهای منطقه و فروشندگان نفت جهانی حركت خواهد كرد. دو روز پيش موسسه مالی ,استاندارد اند پورز,، اعلا*م كرد كه كشورهای خاورميانه امسال نيز سال باثباتی را به لحاظ اقتصادی و مالی پشت سر خواهند گذاشت و از افزايش سرمايه*گذاری در بخش**های غيرنفتی با عنوان دلا*يل اصلی رشد اقتصادی در كشورهايی مثل قطر و بحرين در سال ٢٠٠٧ ياد كرد.
به نظر مي*رسد حركت صعودی سرمايه*گذاری در كشورهای منطقه نقطه عطف تفاوت منحنی رشد آنها با جايی مثل ايران است. به عبارتی نفتي*های جهان با تسهيل شرايط مراودات اقتصادی مي*توانند به زودی حتی از شرايط ناامن اقتصاد نفتی نيز دور شوند.
هجوم سرمايه**های خارجی به حوزه*های غيرنفتی در واقع فعال كردن تمام حوزه*های اقتصادی و صنعتی برای جدا شدن از اقتصاد تك*محصولی است. گردش سرمايه و ورود سرمايه*های خارجی بدون كوچك*ترين برخورد با ناهمواري*های محيطی چارچوب رشد اقتصادی را مشخص كرده است. از همين منظر مي*توان منحنی افت رشد اقتصادی در ايران را ارزيابی كرد.
البته طی روزهای گذشته معاون اقتصادی سازمان مديريت با اعلا*م اين مطلب كه رشد اقتصادی ايران تا يك سال ديگر به ٧ درصد مي*رسد در واقع تصوير تازه*ای از فضای اقتصادی كشور ارائه كرد اما هنوز هيچ يك از فعالا*ن اقتصادی نمي*دانند كه محاسبه دولت برای رسيدن به رشد ٧ درصد بر چه اساس و مبنايی شكل گرفته است.
* آنچه امروز واقعيت دارد اتكای بيشتر اقتصاد و برنامه*های دولتی به درآمدهای نفتي، ايدئولوژيك شدن اقتصاد و دور شدن از سرمايه*های جهانی است كه آينده رشد اقتصادی را با اما و اگرهای زياد همراه كرده است. آن هم در شرايطی كه برای رسيدن به حداقل*هايی از نقاط بهينه اقتصاد، بر اساس برنامه*های بلندمدت كشور، هر سال بايد ٨ درصد رشد روی منحني*های اقتصادی شكل بگيرد.
به هرحال بايد اين واقعيت را پذيرفت كه آينده اقتصادی كشور تا حد زيادی دچار ابهام شده است. آن*قدر كه به لحاظ روانی حتی سرمايه*گذاران داخلی نيز برای تزريق سرمايه به حوزه*های واقعی و مولد اقتصاد نمي*توانند با خيالی آسوده عمل كنند.
بدون*شك در اين شرايط دسترسی به دلا*رهای نفتی تضمين*كننده سرمايه لا*زم برای رشد اقتصادی نخواهد بود. افت صنعت فيزيكی نفت، كاهش ميزان توليد روزانه نفت و تهديدهای بين*المللی برای اقتصاد حاكی از آن است كه برنامه*ريزان دولتی بايد هرچه سريع*تر در تئوری اتكا به نفت با عنوان تنها منبع مالی برای رشد اقتصادی تجديد نظر كنند.
اكونوميست مي*نويسد: رشد اقتصادی ايران در سال ٢٠٠٦ پنج درصد است و پيش*بينی مي*شود اين رقم در سال ٢٠٠٧ به ٦/٤ درصد برسد. * بر اساس اين گزارش همسويی احمدي*نژاد با مجلس به همراه توانايی رهبری در برقراری رابطه*ای متعادل ميان اين دو، اتحاد سياسی مستحكم*تری در دوران رياست*جمهوری احمدي*نژاد را نسبت به دوران حكومت اصلا*ح*طلبان برای ايران به ارمغان آورده است. * در عين حال چه محافظه*كاران تندرو و چه آنهايی كه صبغه عملگرايی دارند، مديريت اقتصادی احمدي*نژاد را مورد انتقاد قرار داده*اند و از تبعات امنيتی سياست*های اقتصادی وی نگران هستند.
اكونوميست در ادامه به بررسی دورنمای اقتصادی ايران در سال*های آينده پرداخته و رشد اقتصادی ايران را شديدا با حجم درآمدهای نفتی مرتبط دانسته است. * بر اساس پيش*بينی اكونوميست، تا سال ٢٠٠٩ قيمت نفت در حد بالا*يی خواهد بود و تا اين زمان تراز حساب*های جاری ايران مثبت خواهد بود اما در اثر كاهش بيشتر قيمت نفت از اين سال به بعد ايران با كسری تراز حساب*های جاری مواجه خواهد شد.
رشد اقتصادی ايران برای سال*های ٢٠٠٨ تا ٢٠١١ به ترتيب ٤، ٦/٣، ٤/٣ و ٣/٣ درصد پيش*بينی شده است. * ميزان تورم كالا*های مصرفی در سال ٢٠٠٦ نيز ٨/١٥ درصد برآورد شده است و اين رقم در سال ٢٠٠٧ به ١٦ درصد افزايش خواهد يافت. نرخ تورم در سال*های ٢٠٠٨ تا ٢٠١١ نيز به ترتيب ٥/١٥، ١٥، ١٥ و ٨/١٤ درصد پيش*بينی شده است.
تراز حساب*های جاری ايران در سال ٢٠٠٦ معادل ٧/٥ درصد توليد ناخالص داخلی ايران در اين سال بوده است. بر اساس پيش*بينی اكونوميست اين رقم در سال*های ٢٠٠٧ و ٢٠٠٨ مثبت و به ترتيب معادل ٢/٣ و يك درصد توليد ناخالص داخلی خواهد بود اما از سال ٢٠٠٩ تراز حساب*های جاری ايران منفی خواهد شد و در سال ٢٠٠٩ به ٨/٠- درصد مي*رسد. اين رقم در سال*های ٢٠١٠ و ٢٠١١ به ترتيب به ٢/٢- و ٢/٣- درصد مي*رسد. *

Comment