Announcement

Collapse
No announcement yet.

Events/Havades

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • سارق مسلحي كه با حمله به بانك ملي شعبه ابن سينا در اصفهان، رئيس بانك را به قتل رسانده بود، صبح امروز در ملأعام به دار مجازات آويخته خواهد شد.



    متهم ۲۵ ساله كه محمد نام دارد، متهم است اوايل دي ماه سال گذشته با همدستي دوستش به نام وحيد به انگيزه سرقت وارد بانك ملي شعبه ابن سينا در اصفهان شده و در هنگام سرقت، رئيس بانك به نام محمدرضا فروزاني را با شليك يك گلوله از پاي درآورده است.



    متهمان اين پرونده با حضور به موقع پليس در محل حادثه دستگير شد و به سرقت مسلحانه منجر به قتل اعتراف كردند. با تكميل تحقيقات، پرونده به شعبه يكم دادگاه كيفري استان اصفهان ارجاع شد و قاضي رضايي پس از اخذ آخرين دفاعيات، محمد (متهم رديف اول) را به اتهام ارتكاب سرقت مسلحانه مفسد في الارض شناخت و به اعدام و از جهت قتل عمدي رئيس بانك نيز به قصاص نفس (اعدام) محكوم كرد.



    اين حكم در ارديبهشت امسال مورد تأييد قضات ديوان عالي كشور قرار گرفت و قرار است صبح امروز اين سارق جنايتكار در ملأعام به دار مجازات آويخته شود.

    Comment


    • جواني که در پي اختلاف خانوادگي خواهرش ، خودروي همسر او را به آتش کشيده بود ، از سوي ماموران کلانتري 153 شهرک ولي عصر دستگير شد.



      در پي تماس تلفني شهروندان يکي از محله هاي شهرک ولي عصر مبني بر آتش سوزي يک دستگاه خودروي پرايد ، ماموران با عزيمت به محل و تحقيق از شاهدان عيني متوجه شدند ، اين خودرو را سرنشين يک خودروي سمند به آتش کشيده و پس از ارتکاب جرم از محل متواري شده است.



      با شناسايي مالک خودرو به نام شهرام ، وي در اظهارات خود عنوان کرد ، از چندي پيش با همسرش اختلاف پيدا کرده است تا اين که پدر و برادر همسرش پس از مراجعه به منزل وي همسرش را وادار کرده اند خانه او را ترک کند و چون آنها وي را تهديد کرده بودند ، احتمال داد خودروي او از سوي برادر همسرش به آتش کشيده شده باشد.



      دستگيري متهم



      به دنبال اين اظهارات ، دستور قضايي لازم صادر و در مرحله بعدي ، ماموران موفق شدند مظنون را با هويت مهدي دستگير کنند.



      با تحقيق از فرد دستگير شده ، وي ابتدا منکر آتش زدن خودرو شد اما در ادامه و پس از مواجهه حضوري با شاهدان ، به جرم خود اعتراف کرد.



      متهم در اعترافات خود گفت: پس از اختلاف خواهرم با همسرش تصميم گرفتم از شوهرش انتقام بگيرم و پس از تهيه يک گالن بنزين ، زماني که متوجه شدم رفت و آمدي در محل صورت نمي گيرد با ريختن بنزين ، خودرو را به آتش کشيدم و متواري شدم.



      به دنبال اين اعترافات ، متهم با صدور قرار قانوني براي ادامه تحقيقات در اختيار پليس آگاهي قرار گرفت تا درباره سوابق وي ، تحقيقات لازم انجام شود

      Comment


      • اولياي دم قرباني جنايت فرودگاه مهرآباد كه در جريان آن پسر جواني با ضربه چاقو از سوي دوستش به قتل رسيده بود از قصاص (اعدام) عامل جنايت گذشت كردند.



        دوم ارديبهشت سال ،۸۰ چند پسر جوان به قصد بدرقه يكي از دوستانشان كه عازم كشور تايلند بود به فرودگاه مهرآباد رفتند.



        در بين بدرقه كنندگان جوان ۱۹ساله اي به نام اسماعيل كه مشروبات الكلي مصرف كرده بود با چاقويي كه همراه داشت مشغول شوخي كردن با دوست ۱۸ ساله خود محمدرضا شد ولي براثر شوخي نابجا چاقو به بدن محمدرضا اصابت كرد و باعث خونريزي شديد وي شد. اسماعيل از محل گريخت و محمدرضا نيز بعد از انتقال به بيمارستان جان سپرد.



        اسماعيل سه سال تحت تعقيب پليس جنايي قرار داشت تا اينكه سرانجام كارآگاهان اداره دهم آگاهي موفق به بازداشت وي شدند.



        جوان متهم به قتل در مراحل بازجويي اظهارات ضد و نقيضي را عنوان كرد و سعي داشت منكر ارتكاب قتل محمدرضا شود ولي وقتي خود را در برابر شاهدان حادثه ديد لب به اعتراف گشود و درحالي كه از قتل دوستش بسيار متاثر بود، تقاضاي بخشش كرد، اما با تقاضاي اولياي دم، حكم قصاص او از سوي شعبه ۱۱۵۷ دادگاه جنايي تهران صادر شد.



        با تاييد حكم از سوي شعبه ۲۶ ديوان عالي كشور حكم قصاص به اجراي احكام فرستاده شد درحالي كه متهم در انتظار اعدام بود، خانواده مقتول به احترام «ايام فاطميه» با اعلام رضايت، از اعدام قاتل فرزندشان صرفنظر كردند.



        روز گذشته قاضي محمدرضا زماني علويجه از رضايت اولياي دم خبر داد. قاضي زماني علويجه گفت: بعد از اعلام رضايت اولياي دم از جنبه عمومي جرم، اسماعيل به پنج سال حبس محكوم شد كه بدين ترتيب با گذشت سه سال ديگر وي از حبس آزاد خواهد شد

        Comment


        • پسر جواني كه به اتهام كيف قاپي و مجروح كردن دو شهروند تهراني دستگير شده است علت ارتكاب جرايم خود را لجبازي با مادرش عنوان كرد.



          عصر روز دوشنبه زن جواني در حال گذر از يكي از كوچه هاي منطقه غرب پايتخت ناگهان مورد حمله يك پسر جوان قرار گرفت.



          پسر بعد از تهديد زن اقدام به ربودن كيف دستي او كرده و به سرعت اقدام به فرار كرد، ولي پدر و پسري كه شاهد صحنه سرقت بودند براي جلوگيري از گريختن سارق به او نزديك شدند اما جوان سارق هنگامي كه خود را در محاصره اين پدر و پسر ديد، با استفاده از چاقويي كه در دست داشت به آنها حمله كرد و آنها را به شدت مجروح كرد. رهگذران به محض ديدن صحنه درگيري، خود را به محل رسانده و در نهايت اين جوان ۲۱ ساله به نام «امير» بازداشت شد.



          با حضور مأموران پليس در محل، مجروحان به بيمارستان و جوان متهم به كلانتري انتقال يافت. متهم در مراحل بازجويي ضمن اعتراف به كيف قاپي و درگيري خونين با پدر و پسر مجروح، در خصوص علت ارتكاب اين جرايم گفت: ساعاتي قبل از حادثه با مادرم درگير شدم و خانه را ترك كردم.



          از دست مادرم ناراحت بودم، براي اينكه با او لجبازي كرده باشم مقداري كراك مصرف كردم. در حالي كه در وضعيت غيرعادي بودم متوجه زن مالباخته شدم كه در حال عبور از خيابان بود. براي اينكه به مادرم ثابت كنم كه مي توانم خرج خودم را تأمين كنم به اين زن حمله كرده و اقدام به ربودن كيف دستي او كردم.



          بنابه به اين گزارش در حالي كه امير مدعي است، اين نخستين سرقت وي مي باشد، كارآگاهان پليس آگاهي براي بررسي ساير سرقتهاي احتمالي وي بازجويي هاي فني و پليسي را تحت نظر بازپرس روشن آغاز كرده اند

          Comment


          • راننده جواني که دختر دانشجويي را به عنوان مسافر سوار خودرو کرده و پس از اخاذي از وي ، قصد ربودنش را داشت ، تحت تعقيب پليسي قضايي قرار گرفت.



            چند روز پيش مردي با مرکز فوريتهاي پليسي 110 تهران تماس گرفت و پليس را در جريان عملکرد يک راننده خاطي که قصد ربودن دختر جواني را داشت ، قرار داد.



            اين مرد در تشريح ماجرا به پليس گفت : در جاده مخصوص کرج در حال حرکت بودم که ناگهان جواني که راننده يکدستگاه پرايد مشکي رنگ بود ، با سرعت زياد از من سبقت گرفت و باعث شد که کنترل خودرو را از دست بدهم و از جاده منحرف شوم.



            وي افزود: به رفتار پسر جوان مشکوک شدم و او را تعقيب کردم که متوجه حضور يک زن جوان داخل خودرويش شدم که ملتمسانه تقاضاي کمک مي کرد.



            وي ادامه داد: براي نجات دختر جوان به تعقيب راننده پرايد پرداختم که در حوالي قلعه حسن خان ، راننده متخلف با يک دستگاه خودروي ديگر تصادف کرد.



            در همين گيرودار دختر جوان خود را به بيرون انداخت و مرد پرايدسوار بلافاصله از محل متواري شد. وي افزود: دختر زخمي از سوي رانندگان عبوري به بيمارستان منتقل شدند و از مرگ حتمي نجات يافت.



            زن جوان با عزيمت ماموران به بيمارستان و تحقيق در اين زمينه گفت : از دانشگاه تعطيل شدم تا به خانه بروم منتظر تاکسي بودم که راننده پرايد با 2 مسافر مقابلم توقف کرد و سوار شدم.



            در ميانه راه مسافران پياده شدند. دقايقي بعد راننده چاقويي به سمتم گرفت و با آن که بازور و تهديد پولهايم را گرفت ولي مرا رها نکرد. هر چه گريه و التماس کردم با من کاري نداشته باشد بي فايده بود تا اين که يک راننده عبوري متوجه کمک خواهي من شد.



            با اطلاعاتي که اين دختر دانشجو در اختيار ماموران کلانتري 154 قرار داد ، چهره نگاري رايانه اي از راننده زورگير صورت گرفت و روز گذشته حکم جلب متهم فراري به دستور بازپرس شعبه هشتم دادسراي هاشمي تهران ، صادر شد و وي تحت تعقيب پليسي قضايي قرار گرفت.

            Comment


            • هزاران هندي براي زيارت مردي كه داراي دمي به درازي 13 اينچ معادل حدودا 33 سانتي‌متر است صف بسته‌اند و معتقدند زيارت اين مرد مي‌تواند مشكلات آنها را حل كند.



              به گزارش آنانوا و به نقل از منابع خبري هند اين مرد كه چاندر اورام نام دارد علاوه بر دم دزار 33 سانتي‌متري‌اش ، علاقه زيادي به بالا رفتن از درخت و خوردن موز دارد.



              مردمي كه از راه‌هاي دور و نزديك براي زيارت و ديدار او به غرب بنگال مي‌آيند پيرو آيين «ميمون هندو» هستند كه آن را تجسم خداي بشر مي‌دانند.



              آقاي اورام نيز از اين موقعيت چندان ناراضي نيست و اجازه مي‌دهد تا مردم نادان به دم او دست بزنند و آن را ستايش كنند. با اين حال اورام مي‌گويد اين دم هميشه هم براي او خاصيت نداشته است و سبب شده تا او همچنان مجرد باقي بماند.



              او مي‌گويد 20 بار خواستگاري كرده اما هر بار درخواست او به خاطر دمش رد شده است. او مي‌گويد وقتي مردم با دم من احساس آرامش مي‌كنند و حتي باور دارند كه بيماري‌هاي آنها با دست زدن به دم من خوب مي‌شود آنها را نااميد نمي‌كنم.



              با اين حال پزشكان هندي مي‌گويند اين دم تنها به خاطر يك جهش ژنتيكي و يك ناهماهنگي كروموزومي پديد آمده است و هيچ ربطي به تقدس اين مرد ندارد.



              آنها حتي پيشنهاد كرده‌اند كه دم اورام را با يك عمليات جراحي ساده بردارند اما او موافقت نكرده است. خواهر اورام به پزشكان گفته است او هرگز نمي‌تواند بدون دم خود زندگي كند چرا كه اين دم بخشي از زندگي او شده است.

              Comment


              • گفت وگوي يك روز قبل از اجراي حكم اعدام : وحيد برخلاف بسياري از محكومان به اعدام بسيار خونسرد بود و دائم از شغل قبلي اش كه گچ كاري ساختمان بود حرف مي زد.



                چه شد كه تصميم به اين كار گرفتي؟

                به خاطر مشكلات مالي دست به اين كار زدم.

                از چه زماني تصميم به سرقت مسلحانه گرفتي؟

                دو ماه قبل از حادثه تصميم به سرقت گرفتم. موضوع را با همدستم در ميان گذاشتم و او هم با من موافقت كرد.

                اهل كجايي؟

                لرستان.

                پس چرا براي سرقت به اصفهان آمدي؟

                فكر مي كردم، در اصفهان راحت تر مي شود سرقت كرد.

                سابقه كيفري ديگري داري؟

                خير

                محل سرقت را قبلاً شناسايي كرده بودي؟

                نه. شب قبل از حادثه با اتوبوس به اصفهان آمديم و روز حادثه به سراغ چند بانك رفتيم اما آن قدر شلوغ بود كه اصلاً نمي توانستيم سرقت كنيم.

                چه طور بانك مورد نظرت را شناسايي كردي؟

                حدود دو ساعتي در آن اطراف قدم زديم تا اين كه متوجه شديم بانك مورد نظر از سوي ماموران پليس حفاظت نمي شود. در آن لحظه بود كه تصميم به ورود و انجام سرقت گرفتيم.

                وقتي قتل اتفاق افتاد چه كار كردي؟

                شوكه شده بودم. نمي دانستم چه كار كنم حتي فرصت خودكشي هم پيدا نكردم.

                حالا چه درخواستي داري؟

                دلم مي خواهد زنده بمانم و به خانواده محمدرضا خدمت كنم.

                فكر نمي كني خيلي دير شده است؟

                مي دانم كه اشتباه كرده ام و حاضرم مجازات شوم.



                سارق مسلح بانك ملي شعبه ابن سيناي اصفهان سحرگاه ديروز در آخرين لحظات قبل از اجراي حكم مدعي شد به خاطر مشكلات مالي دست به جنايت زده است.



                ساعت نزديك ۶ صبح بود. تعداد زيادي از مردم اصفهان در ميدان ابن سينا حضور يافته بودند تا شاهد اعدام مردي باشند كه ۵ ماه قبل در حالي كه مسلح بود وارد يكي از شعب بانك ملي شده و با تهديد كارمندان آن، قصد اخاذي و سرقت از بانك را داشت كه منجر به قتل رئيس بانك شد.



                هوا روشن تر شده بود كه صداي آژير خودروي حامل متهم فضا را پر كرد. ماموران انتظامي اصفهان با تدابير خاص محوطه اجراي حكم را تحت كنترل خود درآورده بودند.



                خودروي پاترول پليس در جايگاهش متوقف شد. در خودرو كه باز شد جوان ۲۹ ساله با پاهايي لرزان از خودرو پياده شد و به سمت چوبه دار برده شد.



                حكم صادره كه از سوي شعبه اول دادگاه كيفري استان اصفهان صادر شده بود، در ملأعام قرائت شد. سپس مسئول اجراي احكام به سراغ وحيد رفت و از او خواست تا اگر صحبتي دارد بيان كند. او در نسيم صبحگاهي روز حادثه را به خاطر آورد.



                همه چيز در يك لحظه رخ داده بود. وحيد و دوستش اسلحه اي را از مرزهاي غربي كشور خريداري كرده بودند و مي خواستند با حمله به بانكي يك روزه پولدار شوند، اما هرگز تصور نمي كردند كه خود قرباني نقشه مرگبارشان شوند.



                محل سرقت بانك ملي شعبه ابن سينا بود. آنها در ابتدا قصد داشتند به سراغ رئيس بانك بروند و با تهديد اسلحه اقدام به سرقت وجوه نقد كنند، اما در همان لحظه يكي از كاركنان بانك به سرعت به طرف در ورودي رفت و دو سارق جوان با تصور اين كه مسئولان بانك متوجه نقشه آنها شده اند، بدون آن كه نقاب به صورتشان بكشند اسلحه هاي خود را از زير پيراهنشان بيرون كشيده و به تهديد مشتريان و كارمندان بانك پرداختند اما زماني كه محمدرضا (رئيس بانك) قصد داشت تا براي نجات جان مشتريان و كارمندان بانك پولهاي گاوصندوق را به وي بدهد، وحيد ترسيده و يك بار شليك كرد اما رئيس بانك باز هم جلوتر آمد.



                در آن لحظه بود كه وحيد به طرف مقتول چند تير شليك كرد و او جان باخت. اين جوان سحرگاه ديروز در اصفهان به دار مجازات آويخته شد

                Comment


                • دادگستري استان گيلان در تشريح اعتراف‌هاي اين متهم اعلام كرد: متهم به قتل به هويت «بهزاد ـ ع» 28 ساله، از سال 77 تاكنون مرتكب چندين فقره جنايت در محدوده خمام شده و پس از ارتكاب اين جنايات با صحنه سازي توانسته بود، ذهن ماموران را منحرف كرده و از چنگ قانون بگريزد.

                  بر اين اساس متهم در سال81، زني 35 ساله كه در همسايگي محل كارش بود را پس از ورود به منزل و تعرض به وي به قتل رسانده و جسدش را در چاه همان خانه مي‌اندازد. اين در حالي است كه جسد مقتوله در همان زمان كشف شد اما مدارك كافي براي شناسايي قاتل به دست نيامد.

                  بنا بر اعتراف اخذ شده از متهم، وي در سال 82 نيز دو فقره قتل ديگر مرتكب شده است كه طي آن دو مرد يكي به دليل اختلافات مالي و ديگري بر اثر نزاع سر قمار توسط اين شخص كشته شدند اما وي به گونه‌اي صحنه سازي كرد كه مرگ آنها به صورت خودكشي جلوه كند.

                  همچنين قتل دختر 12 ساله در سال 79 با توجه به اظهارات وي در جريان بازجويي‌ها محرز شد و متهم به آدم‌ربايي، تجاوز و قتل اين دختر اعتراف كرد.

                  به گزارش ايسنا، بنا بر اعلام دادگستري استان گيلان، آخرين جنايت «بهزاد» نيز مربوط به تعرض و قتل دختر جوان 27 ساله در بندرانزلي مي‌شود كه متهم با وعده يافتن كار، او را از منزل خارج كرده و به طرز دلخراشي به قتل رسانده بود و انگيزه قتل را نيز جواب رد به ازدواج با او عنوان كرده است.

                  رييس كل دادگستري استان گيلان با اعلام اين كه اين پرونده خارج از نوبت رسيدگي مي‌شود، بر اجراي قاطعانه قانون تاكيد كرد و گفت: متهم به عنوان مفسد في‌الارض به اشد مجازات خواهد رسيد.

                  اين 5 فقره قتل از جمله جنايات به اثبات رسيده متهم به قتل است و تحقيقات در خصوص اثبات چند فقره قتل ديگر توسط وي ادامه دارد

                  Comment


                  • مرد مهاجم هنگامي كه تصميم به سرقت از آرايشگاه زنانه گرفت، هرگز نمي توانست تصور كند كه چند مشتري زن وي را دستگير كرده و تحويل پليس دهند.



                    عصر روز پنج شنبه به مأموران كلانتري 22 مهرشهر اطلاع داده شد. ماموران تجسس كلانتري با حضور در محل وارد يك آرايشگاه زنانه شدند و مرد اخاذ را كه توسط صاحب آرايشگاه و چند تن از مشتريان به دام افتاده بود، بازداشت كردند.



                    ماموران در نخستين بررسي هاي خود به بازجويي از صاحب آرايشگاه پرداختند كه وي در توضيح ماجرا گفت: ساعتي قبل در حالي كه تعدادي مشتري زن در آرايشگاه بود، ناگهان زنگ در آرايشگاه به صدا درآمد، منشي آرايشگاه به تصور اين كه يك مشتري ديگر آمده در را براي وي باز كرد، اما ناگهان متوجه مردي شديم كه چاقو در دست داشت و وارد آرايشگاه شد.



                    او با چاقويي كه در دست داشت به تهديد مشتريان پرداخت و قصد اخاذي از ما را داشت. در همان لحظه به پليس 110 زنگ زديم و سارق جوان غافلگير شد. ماموران انتظامي با اظهارات زن جوان، زورگير ناكام را به كلانتري انتقال دادند.



                    زنان شجاع تر از سارقان

                    مرد سارق در بازجويي مقدماتي مدعي شد از ساعاتي قبل آرايشگاه را تحت مراقبت قرار داده بودم. روز حادثه به تصور اين كه زن ها از وحشت چاقو مقاومت نمي كنند وارد آرايشگاه شدم اما زن آرايشگر و مشتريان مرا به دام انداختند و اكنون از اين كه به اين صورت دستگير شده ام بسيار شرمنده و خجالت زده هستم. بر پايه اين گزارش، تحقيقات در اين زمينه ادامه دارد

                    Comment


                    • پليس و نيروهاي امدادي، كودك 5 ساله را پس از 15 ساعت سرگرداني پيدا كردند، كه او شبانه 20 كيلومتر را بدون خستگي در كوهستان طي كرده بود. بعدازظهر 29 خردادماه در روستاي سليمانيه سبزوار، زن و شوهري به اتفاق پسربچه



                      پنج ساله شان براي گيلاس چيني به باغ خود رفتند، اما هنگامي كه پدر و مادر اين كودك مشغول ميوه چيني بودند، ناگهان متوجه شدند كه كودك آنها ناپديد شده است و به اين ترتيب در باغهاي اطراف به دنبال او گشتند، اما هيچ اثري از وي پيدا نشد.



                      به اين ترتيب در حالي كه خانواده كودك بسيار نگران و مضطرب بودند موضوع به پليس 110 گزارش شد، بلافاصله چندين تيم گشت و تجسس پليس سبزوار به همراه اكيپ هاي امدادي عمليات جستجو را آغاز كردند.



                      چون منطقه كوهستاني بوده و هوا نيز تاريك شده بود عمليات جستجو به سختي صورت مي گرفت ، تمامي نيروهاي امداد و نجات تا هنگام صبح به دنبال يافتن اين پسربچه 5 ساله راههاي كوهستاني را تحت بازرسي و كنترل قرار دادند.



                      اما در حاليكه به نظر مي رسيد با گذشت 15 ساعت از ناپديد شدن كودك، احتمال پيدا شدن وي بسيار اندك باشد، سرانجام كودك 5 ساله ساعت 9 صبح روز بعد در روستاي سنگ سفيد سبزوار كه از محل ناپديد شدن وي كيلومترها فاصله داشت توسط روستاييان پيدا شد.



                      روستاييان در حالي اين كودك را پيدا كردند كه او خسته و وحشتزده به دنبال خانواده اش مي گشت، بررسي هاي اوليه نشان داد كه اين كودك خردسال به طرز شگفت آوري مسافت 20 كيلومتر را در كوههاي صعب العبور و مرتفع كوهپيمايي كرده و پس از گذراندن يك شب در منطقه كوهستاني خود را به اين روستا رسانده است.



                      پدر و مادر بي قرار اين كودك كه شب طولاني و سختي را پشت سر گذاشته بودند كودك 5 ساله را در آغوش گرفته و از خداوند به خاطر اين لطف سپاسگزاري كردند

                      Comment


                      • مردي که در اقدامي هولناک ، دختر جوان جوياي کار را در حسن رود بندرانزلي به قتل رسانده است ، پس از اعتراف به قتل يک دختر 12 ساله ، در ادامه تحقيقات به قتل 3 نفر ديگر نيز اعتراف کرد.



                        چندي پيش يک دختر جوان که فارغ التحصيل رشته شيمي بود ، پس از تماس تلفني فردي که عنوان مي کرد براي او کار مناسب پيدا کرده است ، از خانه خارج شد ولي ديگر بازنگشت.



                        پس از شکايت والدين دختر ، سرانجام ماموران فردي به هويت بهزاد ع (28 ساله) را دستگير کردند که نامبرده اعتراف کرد ، پس از آشنايي با دختر جوان در منطقه حسن رود شماره تلفن او را گرفته و سپس به بهانه کار او را به يک جاده خلوت کشانده و وقتي قصد آزار و اذيت او را داشته ، وي مقاومت کرده که وي نيز او را به قتل رسانده و جسدش را در يک گودال انداخته است.



                        قتل دوم



                        به دنبال اين اعترافات ، جسد دختر جوان از داخل يک گودال کشف شد و پرونده با دستور قضايي به صورت ويژه در دستور کار ماموران پليس آگاهي استان گيلان قرار گرفت و در مرحله بعد متهم اعتراف کرد در سال 79 نيز يک دختر 12 ساله را به منزل مسکوني خود کشانده و پس از آزار و اذيت به قتل رسانده و جسدش را داخل چاه خانه انداخته است.



                        به دنبال اين اعترافات و بررسي پرونده مشخص شد، متهم پس از شکايت پدر اين دختر دستگير شده و چون مدرکي عليه وي وجود نداشته ، آزاد شده و حتي از پدر دختر نيز شکايت و از او اعاده حيثيت کرده است .



                        شرح 3 جنايت ديگر



                        بنابر اين گزارش ، به دنبال اعتراف دوم متهم ، دادگستري گيلان روز گذشته جزييات 3 اعتراف ديگر متهم را در ارتباط با جنايت هاي ديگر فاش کرد.



                        دادگستري گيلان اعلام کرد، متهم با هويت بهزاد ع از سال 77 تاکنون مرتکب چندين فقره جنايت در محدوده شهرستان خمام شده است و پس از ارتکاب جنايت ها ، با صحنه سازي بدون آن که ردپايي از خود باقي گذاشته باشد ، موفق به فرار از مجازات شده است.



                        بر اين اساس متهم در سال 81 با ورود به منزل زن 35 ساله اي در نزديکي محل کارش ، او را مورد آزار و اذيت قرار داده و پس از قتل ، جسد زن را در چاه خانه انداخته و متواري شده است که پس از شکايت درخصوص گم شدن اين زن ، چندي بعد جسد کشف شده اما شناسايي نشده است.



                        بنا بر آخرين اعترافات متهم ، وي در سال 82 نيز مرتکب 2 فقره قتل عمدي شده است که در اين جنايت ها 2 مرد ، يکي به دليل اختلافات مالي و ديگري بر اثر نزاع بر سر قمار توسط متهم به قتل رسيده اند، اما وي با صحنه سازي ، اين 2 فقره جنايت را خودکشي جلوه داده بود.



                        دادگستري استان گيلان خاطرنشان کرد: در حال حاضر تحقيقات گسترده در ارتباط با متهم به صورت ويژه ادامه دارد و 5 فقره قتلي که وي به ارتکاب آنها اعتراف کرده ، در حال حاضر به اثبات رسيده است و تحقيقات درخصوص چند فقره جنايت مشابه ديگر توسط متهم ادامه دارد.

                        Comment


                        • متهم به قتل با ادعاي ناموسي از سوي 5 قاضي شعبه 71 دادگاه كيفري استان به قصاص محكوم شد.



                          در جلسه رسيدگي به اين پرونده كه روز گذشته برگزار شد نماينده دادستان در قرائت كيفرخواست عنوان كرد: حسين ‌18 ساله متهم به قتل عمدي محمود با چاقو است؛ در تاريخ ‌11/ 9/ 83 ساعت ‌30/ 21 وقوع يك مورد درگيري منتهي به جرح در پارك فدك از توابع اسلامشهر به مامورين اطلاع داده شد كه مامورين پس از مراجعه به محل متوجه مي‌شوند فرد مزبور به بيمارستان سعيديه منتقل شده پس از مراجعه متوجه مي‌شوند معالجات موثر نبوده و محمود فوت كرده است.



                          نماينده‌ي دادستان افزود: متهم در بازجويي انگيزه‌ي قتل را درخواست مسائل غيراخلاقي عنوان مي‌كند و ظاهرا درگيري و نزاع در دو مرحله رخ داده است.



                          در مرحله‌ي دوم متهم عنوان مي‌كند چون از نيت مقتول مطلع بوده، چاقو را در جيب خود قرار مي‌دهد و در حضور برادر، دايي و دوستان كه شهادت آنها در پرونده موجود است ضربه‌اي به سينه‌ي مقتول وارد كرده است.



                          وي افزود: پزشكي قانوني علت تامه‌ي مرگ را پارگي قلب به علت اصابت شي‌ء نوك تيز به قفسه‌ي سينه تعيين كرده‌ كه با قراين پرونده انطباق دارد و با اعلام بزهكاري مجدد متهم مستند به ماده‌ي ‌206 و ‌207 از قانون مجازات اسلامي تقاضاي اعمال مجازات قانوني و شرعي را براي وي دارم.



                          در ادامه‌ي اين جلسه، ولي دم كه مادر مقتول بود با حضور در جايگاه، قصاص متهم را تقاضا كرد.



                          مرتضي يكي از شهود پرونده نيز در شرح ماجرا، توضيح داد: من و حسين (متهم) با هم بيرون بوديم كه محمود (مقتول)، حسين را صدا زد و به ما گفت شما بايستيد و حدود ‌30 متر از ما دور شدند و من و ساير دوستان هم با فاصله دنبال آنها راه افتاديم كه صداي فرياد و بعد گريه آمد.



                          من رفتم و ديدم آنها كه چهار نفر (فيروز، محمود، مصطفي و مجيد) بودند، قصد اذيت كردن حسين را داشتند؛ من محمود را كنار كشيدم و گريه كردم كه با او كاري نداشته باشند كه حسين در اين موقعيت فرار كرد و داخل كبابي رفت و به او گفت كه مي‌خواهند مرا اذيت كنند و بزنند. محمود به من گفت برو به حسين بگو بيايد با او كاري ندارم ولي صاحب كبابي گفت حسين به خانه‌اش رفته است.



                          وي افزود: در راه بازگشت كه برادران حسين را ديدم گفتم كه چيزي نشده است؛ دوباره حسين آمد در حالي كه يك زنجيري در دست داشت و درگيري پيش آمد و من يك لحظه برگشتم كه ديدم محمود به سمت عقب آمد و يك دفعه روي زمين افتاد.



                          اين شاهد، در پاسخ به سوال قاضي مبني بر اين كه هنگامي كه به حسين رسيدند در چه وضعيتي بود، گفت: حسين خود را عقب مي‌كشيد و مي‌گفت به من دست نزنيد و ولم كنيد. من خودم از زبان محمود شنيدم كه گفت مي‌خواهم با او لواط كنم.



                          وي درباره‌ي انگيزه‌ي احتمالي متهم، گفت: مصطفي به محمود گفته بود در محله‌ي شما ما را اذيت مي‌كنند. محمود و مصطفي با هم دوست بودند و محمود اختلافي با حسين نداشت.



                          وي ادامه داد: من زنجير را در دست راست حسين ديدم و چون فاصله دور بود چاقو را نديدم ولي درباره‌ي سابقه‌ي لواط حرف‌هايي شنيده بودم.



                          در ادامه‌ي جلسه حسين ‌18 ساله كه متهم به قتل عمدي محمود است در جايگاه حاضر شد كه قبول كرد متهم به دست او كشته شده و گفت: به خاطر آبرويم او را كشتم.

                          Comment


                          • پس از قطع ناگهاني آب در يكي از روستاهاي كرمان، صاحبخانه با بيرون آمدن يك مار از داخل لوله آب منزلش مواجه شد.



                            در پي اين اتفاق عجيب در روستاي كشتوئيه از توابع بخش شهداد استان كرمان رخ داد، صاحبخانه گفت: پس از ساعتي از قطع ناگهاني آب منزل، زماني كه شير آب را مجدداً باز كردم، يك مار كه حدود يك متر طول داشت، با فشار زياد از لوله آب بيرون آمد.



                            وي افزود: ماري كه از لوله آب بيرون آمد، جان در بدن نداشت و به طور كلي له شده بود. هاشم درساز، رييس شوراي روستاي كشتوئيه ضمن تائيد اين خبر اظهار كرد: متاسفانه آب مصرفي اين روستا، بهداشتي نيست و مردم از آب كشاورزي كه منبع ذخيره است، استفاده مي‌كنند.



                            وي افزود : اين گونه موارد براي مردم تازگي ندارد، چرا كه پيش از اين نيز شاهد بيرون آمدن چندين بچه قورباغه از شير آب منازل بوديم.



                            حسن حسن پور، عضو شوراي اسلامي اين روستا نيز مسؤولان مربوطه را در اين زمينه بي‌توجه خواند و ضمن انتقاد از آنها گفت: اگر اين مار سمي بود و زهر خود را داخل آب ريخته و موجب مرگ حداقل اعضاي اين خانواده مي‌شد، چه كسي جوابگو بود؟



                            وي افزود: مسوولان آب و فاضلاب شهرستان كرمان، چند ماه پيش تعدادي لوله آب جهت برطرف كردن اين مشكل وارد روستا كردند اما هنوز هيچ اقدامي در جهت بكار گذاشتن آنها صورت نگرفته است.

                            Comment


                            • مرد تهراني که براي سرکشي به کارخانه اش به کرج عزيمت کرده بود ، از سوي فرد يا افراد ناشناس به قتل رسيد و جسدش به آتش کشيده شد.



                              شامگاه سه شنبه 30 خرداد ماموران هنگام گشتزني در حوالي صفادشت شهريار کرج به يک دستگاه خودروي پژو پرشيا که در گوشه اي از خيابان بدون سرنشين رها شده بود ، مشکوک شدند و در بررسي داخل خودرو ، روي صندلي آن لکه هاي خون و شماره تلفني که روي يک برگه نوشته شده بود ، مشاهده کردند.



                              ماموران بلافاصله با صاحب شماره تلفن تماس گرفتند و پس از ارائه مشخصات خودرو ، دريافتند صاحب خودرو مردي به نام احمد عزيزي مالک يک کارخانه در کرج است.



                              با کشف هويت صاحب خودرو ، پليس با خانه وي تماس گرفت و مشخص شد احمد مرد کارخانه دار براي رسيدگي به امور کارخانه اش در تهران به شهرستان کرج عزيمت کرده است.



                              به اين ترتيب خانواده وي براي تحويل خودرو به مرکز پليس فراخوانده شدند. تحقيقات پليسي ادامه داشت تا اين که بامداد پنجشنبه اول تير ماه مردي با مرکز فوريت هاي پليسي 110 کرج تماس گرفت و از پيدا شدن جسد يک مرد ميانسال در داخل کانال آبي در حوالي مشکين آباد کرج خبر داد.



                              کارآگاهان جنايي اداره آگاهي کرج پس از کسب اين خبر ، به محل حادثه اعزام و متوجه جسد مردي شدند که با شليک گلوله از پا درآمده و جسد هم به آتش کشيده شده بود. با دستور بازپرس کشيک امور جنايي کرج ، جسد مقتول براي بررسي علت مرگ و هويت وي به پزشکي قانوني منتقل شد.



                              با توجه به ناپديد شدن مرد کارخانه دار ، اين فرضيه براي کارآگاهان جنايي کرج که ممکن است جسد سوخته متعلق به وي باشد ، قوت گرفت و با مراجعه خانواده وي به پزشکي قانوني ، هويت وي تاييد شد.



                              با مشخص شدن هويت مقتول ، کارآگاهان به تحقيق از خانواده وي پرداختند و مشخص شد مقتول هنگام عصر پسرش را در حوالي خانه شان پياده و خود براي سرکشي به کارخانه مراجعه کرده و آخرين مکالمه تلفني مقتول با خانواده اش ، ساعت 22 شب بوده و به يکباره تلفن همراه وي قطع شده است.



                              در ادامه تحقيقات پليسي مشخص شد مقتول شب حادثه اسناد ، مدارک و چندين دسته چک همراه داشته است.



                              با توجه به پيدا نشدن اسناد و مدارک مقتول ، اين فرضيه که ممکن است مرد کارخانه دار از سوي فرد يا افراد ناشناس به انگيزه سرقت به قتل رسيده باشد ، قوت گرفت و کارآگاهان جنايي پليس آگاهي کرج تحقيقات گسترده اي را براي شناسايي قاتل يا قاتلان آغاز کردند.

                              Comment


                              • اولياي دم يك قرباني، بعد از گذشت 6 سال از جنايت، از قصاص نفس عاملان قتل گذشت كردند.



                                بيست و پنجم ارديبهشت ماه سال ۷۹ كارآگاهان اداره دهم آگاهي از وقوع جنايتي در بازار خيام مطلع شدند. سرايدار يكي از انبارهاي پارچه بازار با ضربات چاقو از پاي درآمده بود.



                                پليس جنايي وقتي بر بالين جسد حاضر شد با چهره مردي ميانسال كه دستها و پاهايش با طناب بسته شده بود و ضربات چاقو چندين نقطه از بدنش را پاره كرده بود مواجه شدند.



                                قرباني حمدالله نام داشت كه جسد وي با دستور قاضي محمد سلطان همتيار بعد از انجام تحقيقات مقدماتي به پزشكي قانوني انتقال يافت. عاملان جنايت بعد از كشتن حمدالله چندين طاقه پارچه را از محل حادثه ربوده و متواري شده بودند.



                                تلاش پليس براي شناسايي عاملان اين جنايت چندين ماه به طول انجاميد و در نهايت منجر به بازداشت دو مرد به نامهاي الله مراد و شكرعلي شد. آن دو بعد از دستگيري در مراحل بازجويي به قتل حمدالله اعتراف كردند.



                                جلسات دادرسي اين پرونده در شعبه ۱۶۰۸ دادگاه جنايي تهران برگزار شد و قاضي همتيار بعد از اخذ آخرين دفاعيات از متهمان ،هر دو را به اعدام محكوم كرد. حكم از سوي ديوان عالي كشور تأييد شد و به اجراي احكام ارسال گرديد.



                                روز گذشته پورمكري مدير اجراي احكام خبر از رضايت اولياي دم از اعدام اين متهمان داد و گفت: با تلاش فخرالدين جعفرزاده رئيس دادسراي امور جنايي تهران و جابري قاضي اجراي احكام، اولياي دم كه خواستار قصاص نفس عاملان جنايت بودند بعد از چند مرحله برگزاري جلسه صلح و سازش از خواست خود مبني بر اعدام متهمان گذشت كردند. بدين ترتيب در حال حاضر پرونده براي صدور حكم از جنبه عمومي جرم به دفتر قاضي پرونده ارجاع شده است.

                                Comment

                                Working...
                                X