Announcement

Collapse
No announcement yet.

Events/Havades

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • بعد از گذشت شش ماه از سقوط مرگبار دختر جوان به داخل كانال صادقيه پيكر متلاشي شده وي در حوالي يافت آباد كشف شد.



    پنجم دي ماه سال ۸۴ مرد جواني در حالي كه صدايش از شدت هيجان مي لرزيد با استفاده از تلفن همراه خود با مركز آتش نشاني تماس گرفت و خبر از سقوط يك دختر جوان به داخل كانال آب حوالي ميدان صادقيه تهران داد.



    بلافاصله تيم امدادي براي كمك به دختر سقوط كرده به محل اعزام شدند، در اين فاصله رهگذران كه در زير باران شاهد سقوط اين دختر جوان به داخل كانال بودند سعي كردند به او كمك كند ولي پيكر دختر جوان كه آب او را با خود مي برد به زير پل كشيده شد و از اين زمان به بعد دختر جوان ناپديد شد.



    مأموران آتش نشاني از سه ايستگاه به محل حادثه اعزام شدند و در زير باران شديد جست و جوهاي خود را براي يافتن دختر جوان آغاز كردند ولي با گذشت زمان تمامي اميدها براي نجات وي به نااميدي تبديل شد.



    با اعلام شكايت درباره ناپديدشدن دختر جوان از سوي والدين نگران اين دختر ۲۹ ساله، مشخص شد كه وي زهرا نام داشته و كارشناس روانشناسي كودك بود و روز حادثه بعد از پايان كار روزانه اش هنگامي كه از محل كار خود در حال بازگشت به سوي منزل بود، پس از پياده شدن از ميني بوس در فلكه صادقيه به دليل لغزندگي زمين پايش سر خورده و در حاليكه آن قسمت از كانال فاقد حفاظ بوده به مسيل آب پرت شده است.



    از هنگام گزارش موضوع ،مسير كانال آب صادقيه كه با گذشتن از پارك ارم و رودخانه كن به دشتهاي قم ختم مي شود توسط ماموران آتش نشاني وپليس تحت بررسي قرار گرفت، اما اثري از دختر جوان پيدا نشد، تا اينكه چند روز پيش بعد از گذشت شش ماه از حادثه تأسف بار جسد متلاشي شده زهرا در مسير كانال آب در حوالي منطقه يافت آباد توسط رهگذران پيدا شده و موضوع به كارآگاهان اداره يازدهم آگاهي تهران اطلاع داده شد كه بررسي هاي صورت گرفته هويت او را مشخص كرد.



    بدين ترتيب پرونده سقوط مرگبار اين دختر جوان بعد از ۶ ماه جستجو بسته شد.

    Comment


    • متهم رديف اول پرونده جنجالي (قتلهاي سريالي زنان خانه دار پايتخت) در جلسه محاكمه مدعي شد تمامي قتلها از سوي دختر جوان همدستش صورت گرفته و او هيچ نقشي در جنايتها نداشته است .



      جلسه محاكمه دختر و پسر جواني كه مطبوعات به آنها لقب «قاتلان سريالي زنان خانه دار پايتخت» دادند، صبح ديروز درحالي برگزار شد كه صحن علني دادگاه كيفري استان تهران مملو از جمعيتي بود كه براي شركت در محاكمه عاملان يكي از جنجالي ترين پرونده هاي پايتخت در سال گذشته به آنجا آمده بودند.



      با ورود عليرضا متهم رديف اول به صحن دادگاه، اولياي دم سه مقتول جنايت در حاليكه فرياد مي زدند او جنايتكار است خواستار قصاص متهم بودند، با حضوراعظم متهم رديف دوم در جلسه دادگاه جنب و جوش و اعتراضات خانواده مقتولان افزايش يافت كه با دخالت ماموران آرام گرفت.



      پس از شروع جلسه به رياست قاضي عزيز محمدي و با حضور چهار قاضي مستشار دادگاه، نماينده دادستان تهران در جايگاه قرار گرفته و به بيان كيفرخواست خود پرداخت.

      قاضي حيدري در كيفرخواست خود با اشاره به اينكه اين حادثه باعث جريحه دار شدن احساسات عمومي شده است به تشريح ماجراي قتل سه زن بيگناه به نامهاي فرحناز، مهناز و شهره از سوي دو متهم درجريان سرقتهاي زنجيره اي پرداخت.



      بنا به كيفرخواست نخستين قتل در تاريخ ۲۶ آذرماه به وقوع پيوست كه طبق گزارش ماموران كلانتري ۱۰۳ گاندي زن خانه داري به نام فرحناز در حاليكه دست و پايش با طناب قرمز بسته شده بود در اتاق خواب خانه خود به قتل رسيده بود، دومين قتل در ۶ دي ماه به ماموران گزارش شد كه با حضور ماموران در صحنه قتل مشخص شد مقتول به نام مهناز به شيوه اي مشابه در حاليكه دست و پاي وي نيز با طناب قرمز بسته شده بود به قتل رسيده است.



      در جريان سومين جنايت در تاريخ ۱۱ دي ماه نيز زني به نام شهره به شيوه اي كاملا مشابه دو جنايت قبلي به قتل رسيد، باگزارش سه قتل مشابه در حالي كه تحقيقات گسترده اي در اين باره از سوي بازپرس اصغر زاده آغاز شده بود، با نقد شدن يكي از چك هاي مسافرتي در خيابان آفريقا نخستين سرنخ به دست ماموران افتاد و عليرضا شناسايي شد.



      بررسي هاي بعدي نشان داد آخرين تماس تلفني با خانه فرحناز ( نخستين مقتول جنايت) نيز از خيابان آفريقا كه خانه عليرضا در آنجا واقع بود صورت گرفته است.



      در بازجويي هاي صورت گرفته عليرضا به ارتكاب قتل با همدستي دختر دانشجويي به نام اعظم اعتراف كرده و در توضيح انگيزه خود از جنايت گفت: از سه ماه قبل به خاطر مشكلات مالي كه داشتم تصميم به سرقت گرفتم، براي اين كار در روزنامه ها خانه هايي را كه مالكانشان قصد فروش داشتند پيدا كرده و به همراه همدستم اعظم و به بهانه خريد به اين خانه ها رفته و هنگامي كه متوجه مي شديم زن صاحبخانه تنها است اقدام به سرقت كرده و براي آنكه شناسايي نشويم او را با ضربات چاقو مي كشتيم.



      نماينده دادستان در ادامه به اعترافات صريح متهم رديف دوم در مراحل مختلف تحقيق و بازجويي پرداخته و با بيان جزئيات قتلها ، براي هر دو متهم خواستار كيفر قانوني شد.



      عليرضا: قاتل اعظم است من كسي را نكشتم



      پس از تقاضاي قصاص از سوي خانواده مقتولان حادثه، متهم رديف اول در حالي كه رنگ به چهره نداشت از جاي خود بلند شد، او در حالي كه سعي مي كرد خونسردي خود را حفظ كند خطاب به هيأت قضات گفت: من كسي را نكشته ام و اتهام را قبول ندارم. به خاطر اعظم قتل را قبول كردم. چون تحت فشار بودم.



      عليرضا در پاسخ به سئوال هيأت قضات مبني بر اينكه به خاطر چه موضوعي تحت فشار بودي گفت: اعظم يك سال مرا تحت فشار قرار داده بود. او از من عكس و فيلم هايي داشت كه مي توانست زندگيم را به هم بريزد.



      وي با اشاره به جزئيات حوادث اتفاق افتاده خطاب به قاضي گفت: به خاطر حفظ زندگيم با اعظم همكاري كردم. قرار نبود قتلي اتفاق بيفتد.اولين قتل كاملا غافلگيرانه رخ داد.



      وي با اشاره به اينكه انسان خونسردي است و هشت مرتبه به خانه هاي زنان تنها رفته است ادامه داد: من هيچ پيشنهاد قتلي به اعظم ندادم. اعظم حدود دو سال مرا آزار داد كه از ۱۰۰ بار قتل بدتر بود. او مي دانست كه قبلا زني در زندگيم بوده به همين خاطر مرا تهديد مي كرد و من مجبور بودم براي همه نقش بازي كنم.



      وي با تشريح نحوه قتل ها و قسمتي از بازسازي صحنه قتل در دادگاه مجدداً مدعي شد كه او تنها دست و پاي قربانيان را مي گرفته و اعظم ضربات مرگبار را وارد مي كرده است اما اين اظهارات عليرضا با ضربات وارده بر مقتولان مطابقت نداشت و قاضي با اشاره به تناقض گويي هاي عليرضا از وي خواست تا واقعيت را بگويد.



      وي همچنين درخصوص اينكه اگر اعظم قاتل بوده پس چرا در هيچ يك از قتل ها لباس وي خوني نبوده است گفت: چون اعظم كاپشن تنش مي كرد و لباس خوني اش پيدا نبود.



      من نخستين قرباني عليرضا بودم



      پس از دفاع متهم رديف اول و وكيل وي، اعظم با قدم هايي لرزان در جايگاه حضور يافت. او در حالي كه مدعي بود از حرف هاي عليرضا شوكه شده است ضمن رد اتهام معاونت در قتل گفت: مي دانم گناهكارم و بايد مجازات شوم اما واقعيت اين است كه در هيچ يك ازمراحل قتل ها حضور نداشتم. ۹ ماهي بود كه عليرضا ورشكست شده بود.



      او به خاطر فساد اخلاقي بادرآمدي كه به دست مي آورد نمي توانست زندگيش را بگذراند. او مرا فريب داده و به من گفت: به خاطر بدهي ها تحت فشار است و زندگي اش در حال نابودي است و من به خاطر آن كه به او علاقه داشتم، خواستم تا به او كمك كنم.



      دختر جوان در ادامه افزود: وقتي عليرضا به من پيشنهاد شركت در سرقتها را كرد گفت شايد در اين سرقت ها قتل هم اتفاق بيفتد كه من در آن مرحله از همكاري با او امتناع كردم.



      اما او با تلفن هاي مكرري كه زد مرا اغفال كرد و به اين ترتيب من خودم نخستين قرباني او بودم. من مي خواستم ره صد ساله را يك شبه بروم. عليرضا دائماً مي گفت با اين كار آينده ات تأمين مي شود.



      دختر جوان در ادامه افزود: در اين سه جنايت من تنها دست و پاي مقتولان را بستم و واقعيت قتلها را نمي دانستم. در قتل دوم وقتي لباس عليرضا خوني شد از او پرسيدم چه كاري كرده اي كه او گفت: مي خواست مقاومت كند كه من تنها او را زخمي كردم.



      وي در پاسخ به سئوال قاضي مبني بر اين كه مگر روزنامه ها را نمي خواندي و اصلاً چرا وقتي فهميدي قتل اتفاق افتاده در جنايت دوم شركت كردي بيان داشت آقاي قاضي من روزنامه نمي خواندم از صبح در رستوراني كار مي كردم و اصلاً فرصت روزنامه خواندن نداشتم.



      من گناهم را قبول دارم و مي دانم اگر من اين مرد را همراهي نمي كردم، مرتكب جنايت نمي شد. در پايان جلسه علني و پس از دفاع اعظم، جلسه غيرعلني برگزار شد. قرار است حكم درخصوص پرونده ظرف مدت قانوني صادر شود.

      Comment


      • يک بار ديگر با تلاش سرپرست دادسراي جنايي و شوراي صلح و سازش اين دادسرا و با اخذ رضايت از خانواده مقتول ، عامل جنايت در يک قدمي مجازات مرگ ، به زندگي بازگشت.



        ساعت 12 روز 22 فروردين ماه سال 83 ماموران پليس در تماس يکي از شهروندان در جريان وقوع يک جنايت در منطقه زعفرانيه تهران قرار گرفتند. با عزيمت بازپرس ويژه قتل به محل مشخص شد مقتول تيمور نام دارد که با ضربات چاقو به قتل رسيده است.



        همسر مقتول در تحقيقات مقدماتي در حالي که مضطرب و نگران نشان مي داد، عنوان کرد همسرش تيمور در درگيري با يکي از همکارانش به نام يونس به قتل رسيده و عامل جنايت از محل متواري شده است.



        دستگيري قاتل



        با توجه به اين اظهارات ، ماموران متوجه شدند همسر مقتول قصد گمراه کردن ماموران را دارد و از آنجايي که آنها در اولين فرصت خود را به محل رسانده بودند، اين نگرش وجود داشت که قاتل هنوز موفق به ترک محل جنايت نشده است.



        بنابر اين پس از جستجو، عامل جنايت در حالي که زير ميز پنهان شده بود، دستگير شد و در مرحله مقدماتي به قتل دوستش اعتراف کرد. متهم گفت: 6 ماه پيش با مقتول آشنا شدم و هر دو سنگ کار ساختمان بوديم.



        روز حادثه تيمور مرا به خانه اش دعوت کرد و با تهديد قصد اخاذي از من را داشت که بر سر اين موضوع با هم درگير شديم و من او را به قتل رساندم.



        در ادامه اين تحقيقات ، ماموران متوجه رابطه قاتل با همسر مقتول شدند و مشخص شد اين جنايت به انگيزه اخلاقي صورت گرفته است.



        خودکشي همسر مقتول



        با مشخص شدن اين موضوع چند روز بعد همسر مقتول نيز پس از فاش شدن رابطه پنهاني اش با قاتل ، در منزل پدري اش خودکشي کرد. با پايان گرفتن مرحله تحقيقات ، پرونده با صدور کيفرخواست براي محاکمه متهم به شعبه 74 دادگاه کيفري استان تهران ارسال شد.



        پس از محاکمه متهم و درخواست قصاص از سوي خانواده مقتول ، قاضي و 4 مستشار دادگاه متهم را به قصاص و يکصد ضربه تازيانه محکوم کردند و پس از ارسال حکم به ديوان عالي کشور و بررسي آن ، حکم صادره به تاييد رسيد و براي اجرا به شعبه اجراي احکام دادسراي جنايي ارسال شد.



        تلاش براي جلب رضايت



        بنابر اين گزارش ، هنگامي که قاتل در يک قدمي قصاص (اعدام) قرار داشت ، قاضي فخرالدين جعفرزاده و داديار جابري تلاش گسترده اي را آغاز کردند و پس از چند جلسه گفتگو با خانواده مقتول ، موفق به جلب رضايت آنها براي گذشت شدند.



        دقايقي پس از جلب رضايت خانواده مقتول ، قاضي جعفرزاده ، سرپرست دادسراي جنايي به خبرنگار ما گفت: شوراي صلح و سازش باب گفتگو و آشتي را ميان طرفين ماجرا مي گشايد ؛ زيرا دعوت به صلح و سازش در ميان مردم ، جزيي از آموزه هاي ديني و اخلاقي محسوب مي شود.



        جعفرزاده تصريح کرد: در قرآن مجيد به قصاص اشاره شده است و در ادامه اين حق که براي انسان ها در نظر گرفته شده است ، به عفو و بخشش نيز تاکيد شده است.



        بنابر اين با اين نگرش در شوراي صلح و سازش از خانواده مقتول دعوت مي شود و گاه با پرداخت ديه و حتي بالاتر از قيمت تعيين شده ديه ، سعي در جلب رضايت شاکيان مي شود.



        بسياري از مواقع خانواده مقتول از قبول ديه هم صرف نظر کرده و عنوان مي کنند به صرف آموزه هاي ديني ، از حقوق شرعي و قانوني خود در ارتباط با متهم گذشت کرده اند.



        جعفرزاده تصريح کرد: سياست قوه قضاييه ، صلح و آشتي ميان مردم است و در اين زمينه شوراي صلح و سازش موفق شده است تاکنون در چندين مرحله رضايت خانواده مقتولان را اخذ کنند.



        او افزود: درخصوص جلب رضايت ، بيشتر کساني مورد توجه قرار دارند که فاقد سابقه کيفري در زمينه شرارت و مانند آن باشند و کساني که با سبق تصميم اقدام به ارتکاب قتل کنند، مشمول تلاش شوراي صلح و سازش نخواهند بود.

        Comment


        • عامل يک جنايت که پس از قتل يک دختر جوان در سمنان به تهران متواري شده بود، روز گذشته در يک عمليات ويژه از سوي ماموران شعبه 10 پليس آگاهي دستگير شد.



          چندي پيش با وقوع جنايتي در سمنان مشخص شد، دختري جوان در يکي از محله هاي سمنان به قتل رسيده است. با بررسي و تحقيق در اين زمينه معلوم شد عامل جنايت پس از ارتکاب قتل به تهران متواري شده است.



          با صدور دستور قضايي و تحقيق در اين زمينه ردپاي متهم فراري در تهران به دست آمد که با ارسال نامه به شعبه 10 پليس آگاهي از سوي بازپرس پرونده ، روز گذشته ماموران در مرحله بعدي اين متهم را در تهران شناسايي و دستگير کردند.



          با صدور قرار قانوني براي اين متهم از سوي بازپرس دادسراي جنايي ، وي صبح امروز همراه ماموران به سمنان منتقل خواهد شد تا در خصوص جنايت و انگيزه هاي خود از قتل دختر جوان پرده بردارد.

          Comment


          • فردي که به بهانه استخدام منشي ، اقدام به آزار و اذيت يک دختر جوان جوياي کار کرده بود، پس از شکايت اين دختر، در درگيري تن به تن با ماموران انتظامي دستگير شد.



            دختر جواني که مضطرب و نگران به نظر مي رسيد، هراسان به يک خودروي واحد گشت انتظامي در حوالي خيابان جمهوري مراجعه و عنوان کرد، فردي با درج آگهي در روزنامه ، اعلام کرده بود براي باشگاه ورزشي اش به منشي نياز دارد.



            وي افزود: پس از تماس تلفني و مراجعه به محل ، او از من خواست تا روز بعد براي استخدام مراجعه کنم. زماني که وارد محل شدم ، او به سويم حمله ور شد و مرا مورد آزار و اذيت قرار داد.



            دستور دستگيري



            به دنبال اين اظهارات ، پرونده اي تشکيل شد و بازپرس حسين اصغرزاده دستور دستگيري متهم را صادر کرد. با صدور دستور قضايي ، ماموران با راهنمايي دختر جوان عازم محل شدند و متهم وقتي متوجه حضور پليس شد، از گشودن در امتناع کرد، که در ادامه ماموران با حکم قضايي وارد محل شدند و پس از درگيري تن به تن با متهم ، وي را که با استفاده از فنون رزمي قصد حمله به ماموران داشت ، دستگير کردند. با انتقال متهم به دادسراي جنايي ، وي مقابل بازپرس جنايي قرار گرفت.



            در جلسه تحقيق از متهم ، دختر جوان در حالي که مي گريست ، عنوان کرد: من خانواده محرومي دارم که پس از سالها تلاش شبانه روزي پدرم ، موفق شدم در رشته کامپيوتر فارغ التحصيل شوم.



            وي افزود: از آنجايي که وضع مالي خانواده ام چندان مساعد نبود، پس از پايان تحصيلات تصميم گرفتم براي خود شغلي انتخاب کنم و مدتي بعد با مشاهده آگهي يک باشگاه ورزشي در روزنامه در حوالي خيابان جمهوري ، ابتدا تماس گرفتم و به دعوت صاحب باشگاه عازم محل شدم.



            دختر جوان ادامه داد: پس از ورود به محل ، فردي که خود را علي د معرفي مي کرد، گفت صاحب يک سبک ورزشي در رشته هنرهاي رزمي است و از من خواست روز بعد به همراه مدارکم براي شروع کار به دفتر باشگاه مراجعه کنم.



            در دام شيطان



            دختر جوان در ادامه گفت: وقتي وارد باشگاه شدم ، برخلاف روز گذشته متوجه شدم او ميز و صندلي ها را جمع کرده است و دقايقي بعد او به بهانه نشان دادن اتاق محل کار، مرا مورد حمله و آزار و اذيت قرار داد.



            وي افزود: وقتي متوجه شدم در کابوس هولناکي گرفتار شده ام ، در يک لحظه اقدام به فرار از محل کردم و پس از مراجعه به يک واحد گشت انتظامي ، درخواست کمک کردم.



            به دنبال اين اظهارات ، متهم به جرم خود اعتراف کرد و بازپرس جنايي با صدور قرار قانوني ، دستور ادامه تحقيق از وي را در شعبه 5 پليس آگاهي صادر کرد.



            بنابر اين گزارش هنگامي که تحقيق در اين زمينه ادامه داشت ، دختر جوان اقدام به خودکشي کرد که با انتقال به موقع وي به بيمارستان او از مرگ حتمي نجات پيدا کرد.



            هشدار! مراقب باشيد



            بازپرس حسين اصغرزاده در خصوص اين پرونده به خبرنگار ما گفت: متهم مدعي است که صاحب يک سبک خاص در رشته رزمي است و درباره وي و محلي که او در قالب آگهي عنوان کرده است نياز به منشي دارد، دستور تحقيقات قضايي صادر شده است.



            بازپرس جنايي افزود: وجود پرونده فوق اين نگرش را به وجود آورده است که بايد در زمينه مراجعه دختران جوان به برخي از شرکتهاي خصوصي که با درج آگهي عنوان مي کنند قصد استخدام منشي دارند، هشدارهاي لازم ارائه شود.



            وي تصريح کرد: متاسفانه نظارت کافي بر فعاليت برخي از شرکتهاي خصوصي وجود ندارد و صاحبان اين شرکتها به راحتي پس از ثبت شرکت ، مبادرت به اعمال مجرمانه مي کنند، که نمونه آن را در اين پرونده شاهد هستيم.



            اصغرزاده با هشدار به خانواده ها و دختران جوان جوياي کار، از آنها خواست ابتدا در خصوص اين شرکتها تحقيق کنند و هنگام مراجعه ، حتما يکي از نزديکان خود را به همراه ببرند تا از نزديک فعاليت آنها را کنترل کنند.



            او افزود: چندي پيش بحث شرکتهاي خصوصي و نحوه استخدام افراد در اين شرکتها به صورت جدي مطرح شد، که نتيجه اين مذاکرات و بحثها مشخص نيست.



            وي تاکيد کرد: آموزش به مردم و کنترل شرکتهاي خصوصي از سوي مراجع قانوني ، در حال حاضر يک نياز عمومي در جامعه است و ما اميدواريم فعاليت اين شرکتها در هر نقطه اي که هستند، تحت کنترل جدي قرار بگيرد تا شاهد بروز اين گونه رخدادهاي تاسفبار نباشيم.

            Comment


            • جوان 31 ساله، به جرم اعمال منافي عفت با دو دختر 9 و 11 ساله، صبح امروز در ميدان ولايت شاهرود در ملاء عام به دار مجازات آويخته شد.



              دادستان عمومي و انقلاب شاهرود گفت: «داوود شجاع نجفي» اهل خراسان جنوبي به حكم دادگاه كيفري استان سمنان و تأييد ديوان عالي كشور به جرم تجاوز به عنف به يك دختر 9 ساله در سبزوار و يك دختر 11 ساله در شاهرود به دو بار اعدام محكوم شد.



              محمد طوريان افزود: اين مجرم به وسيله موتورسيكلت پس از ربودن دختر 11 ساله شاهرودي به وي تجاوز كرده بود كه توسط مأموران انتظامي دستگير و طي مراحل بازجويي به يك مورد تجاوز به دختر 9 ساله در شهرستان سبزوار نيز اعتراف كرد.



              وي گفت: پرونده وي پس از انجام بازپرسي در دادسراي عمومي و انقلاب شاهرود براي صدور حكم به دادگاه كيفري استان سمنان ارسال شد. طوريان اضافه كرد: مجرم مزبور 4 بار به عمل شنيع خود اقرار كرده بود.

              Comment


              • دختر جواني كه به خاطر گرفتار نشدن پسر مورد علاقه اش، اتهام قتل عمدي را گردن گرفته بود، از سوي قضات شعبه ۷۱ دادگاه كيفري استان تبرئه شد.



                در اين پرونده كه هفته گذشته در شعبه ۷۱ دادگاه كيفري استان تهران تحت بررسي قرار گرفت دختر ۲۰ ساله اي به نام الهه متهم بود كه اوايل سال ۸۴ در پي درگيري خونين در خانه شان در كرج مرد جواني به نام رحمان را با يك ضربه چاقو به قتل رسانده بود.



                با بازداشت الهه، وي در جريان بازجويي مقدماتي قتل را گردن گرفت اما پس از مدتي با انكار قتل عمدي مدعي شد همسر صيغه ايش به نام حامد عامل جنايت بوده و وي تنها به خاطر علاقه اي كه به وي داشته، قتل را گردن گرفته است.



                با صدور كيفرخواست الهه در شعبه ۷۱ دادگاه كيفري استان به رياست قاضي عزيزمحمدي محاكمه شد و در دفاع از خود با انكار اعترافات اوليه اش گفت: شب حادثه حامد به خاطر اين كه مست و عصباني بود با چاقو ضربه اي به رحمان وارد كرد، ولي من به خاطر علاقه به حامد در كلانتري جرم را پذيرفتم اما تازه متوجه شدم كه او از اعتماد و علاقه من سوءاستفاده كرده است.



                بر پايه اين گزارش، قضات دادگاه پس از شنيدن اظهارات شاهدان حادثه و متهم به قتل، الهه را از اتهام قتل عمدي تبرئه كردند.

                Comment


                • عليرضا متهم رديف نخست پرونده قتل هاي سريالي زنان در تهران ، روز گذشته از سوي قضات شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران به 3 بار قصاص نفس و همدست او به حبس محکوم شد.



                  26 آذرماه سال گذشته فردي به کلانتري 103 گاندي تماس گرفت و از قتل زن همسايه اش خبر داد. به اين ترتيب ماموران به محل حادثه رفتند و ماجرا را به بازپرس کشيک جنايي تهران اطلاع دادند.



                  جسد زن صاحبخانه که با طناب قرمزرنگ بسته شده بود ، به پزشکي قانوني منتقل شد. ماموران در بررسي از محل حادثه پي بردند، مقداري پول نقد و جواهرات به سرقت رفته است.



                  کارآگاهان جنايي تحقيقات گسترده اي را براي شناسايي سارق يا سارقان قاتل آغاز کردند تا اين که خبر از وقوع قتل 2 زن خانه دار ديگر در کمتر از چند روز به مرکز پليس رسيد که به شيوه فوق به قتل رسيده بودند.



                  در ادامه تحقيقات پليسي ، زني با مراجعه به مرکز پليس ، از حضور يک زن و مرد ناشناس که به عنوان خريدار به خانه شان آمده بودند ، خبر داد.



                  با اطلاعاتي که اين زن و متصدي بانکي که چکهاي مسروقه از خانه يکي از زنان قرباني در آنجا وصول شده بود ، ردپاي قاتل به نام عليرضا شناسايي و وي بازداشت شد و پس از اعترافات وي ، همدستش اعظم هم بازداشت شد.



                  متهمان روز 14 تيرماه در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران محاکمه شدند و اتهامات خود را نپذيرفتند و قتل ها را بر گردن يکديگر انداختند.



                  روز گذشته قاضي عزيز محمدي رئيس شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران پس از مشورت با چهار قاضي و مستشارش ، براي عليرضا متهم رديف نخست پرونده 3 بار قصاص و اعظم متهم رديف دوم پرونده مجازات حبس صادر کرد. هنوز از ميزان مجازات حبس متهم ديگر اعظم گزارشي منتشر نشده است.

                  Comment


                  • بستري شدن مردي که بخش نسبتا بزرگي از سر خود را در دست دارد در يکي از بيمارستان هاي شهر کلکته در هند موجب اجتماع مردم در برابر بيمارستان شده است.



                    پزشکان مي گويند ماه ها پس از سوختگي شديد بخشي از جمجمه اين مرد جدا شد. وي اکنون تحت عنوان "مردي که سرش را در دست دارد" مورد توجه عموم قرار گرفته است اما برخي پزشکان در مورد اينکه اين بخش جدا شده قسمتي از جمجمه يا پوست سر اين مرد است ترديد دارند.



                    اين بيمار اکتبر سال گذشته دچار برق گرفتگي شد. دکتر معالج اصرار دارد که وي تحت يک پديده نادر پزشکي قرار گرفته است و اشاره مي کند زماني که به بيمارستان مراجعه کرده بود جمجمه اش کاملا سوخته بود و طي چند ماه ترميم يافت سپس بخشي از جمجمه به علت نرسيدن خون به ناحيه آسيب ديده که در چنين سوختگي هايي روي مي دهد جدا شد.



                    قسمت داخلي جمجمه و غشايي که به استخوان سازي کمک مي کند و بطرز معجزه آسايي سالم مانده بود امکان رشد استخوان جديد را فراهم آورد.



                    به اين ترتيب شکل گيري مجدد استخوان جمجمه آغاز شد و پزشکان مي گويند 80 درصد بخش خارجي آن اکنون سخت شده است و اميدوارند تا سه ماه ديگر کاملا بهبود يابد.



                    برخي متخصصان ترديد دارند که اين قسمت جدا شده بخشي از جمجمه اين مرد باشد. آنها معتقدند بخش جدا شده قسمتي از پوست سر اوست و اثبات اين امر را منوط به انجام بررسي هاي بيشتر مي دانند.

                    Comment


                    • يك زن انگليسي ادعا كرد توسط فرزند 18 ماهه اش در تلويزيون منزلشان يك روح پيدا كرده است.



                      به گزارش روزنامه سان، تريسي تيلور از كودك 18 ماهه اش فيت ، كه در حال دست كشيدن به صفحه تلويزيون بود عكس مي گيرد اما پس از آنكه عكس را چاپ مي كند مي بيند كه تصوير مرموزي بر صفحه تلويزيون نقش بسته است.



                      تيلور قسم مي خورد كه در لحظه عكس گرفتن ، تلويزيون خاموش بوده است و او يقيقن دارد كه اين تصوير مرموز متعلق به يك روح تلويزيوني است. از اين عجيب تر اينكه تيلور مي گويد دختر هيجده ماهه اش با اين روح ارتباط دارد چرا كه وقتي عكس را ديده گفته است: ” اين بن است“.



                      تريسي از محله لور اينس ويگان معتقد است كه بايد درك آكورا شكارچي روح را به خانه فرابخواند تا اين روح را از درون تلويزيون و خانه آنها بيرون كند.

                      Comment


                      • bache ha in zene ke too india ba yek mar ezdevaj karde....chejoooriast??????....man dorost motavajeh nemisham....???!!!!

                        Comment


                        • يك مرد جوان ايتاليايي كه از خانه فرار كرده بود پس از دستگيري ، عاجزانه از پليس خواست تا او را به زندان ببرند اما به خانه بازنگردانند چون او تحمل زندگي با پدر بزرگ پيرش را ندارد دد

                          اين مرد 30 سال ايتاليايي كه تنها با عنوان اي. ام از او ياد شده ، به دليل مشاجره و لفاظي با پليس در شهر ساردينيان در ساساري به شش ماه حبس در خانه محكوم شده بود. اما اين ايتاليايي كم حوصله چند روز پس از اجراي حكم از خانه گريخته و خود را به اولين پاسگاه پليس معرفي كرد و از آنها خواست تا او را به جرم فرار از محلي كه بايد حبس مي شده دستگير كنند و به زندان بيندازند.
                          وكيل اين جوان سي ساله گفت نمي داند چه اتفاقي بين اين پدر بزرگ و نوه افتاده است اما او به حدي از زندگي با پدر بزرگش خسته شده كه عاجزانه تقاضاي به زندان افتادن دارد دد

                          با اين وجود دادگاهي در جنوا دستور داد كه اين جوان مجددا بايد به خانه پدربزرگش بازگردد و نه تنها دوره قبلي مجازات را به پايان برساند بلكه به خاطر فرار از خانه دو ماه و بيست روز ديگر نيز در همان خانه محبوس باشد. چند روز پيش از اين نيز جوان ايتاليايي ديگري به پليس رجوع كرده و خواهش كرده بود به جاي حبس در خانه در زندان به سر ببرد. در ايتاليا قوانيني برضد خلافكاران وضع شده كه آنها را به حبس در خانه وا مي دارد اما بسياري از ايتاليايي ها ترجيح مي دهند در زندان به سر ببرند اما در خانه با پدربزرگ هايشان نمانند دد

                          Comment


                          • lol ajab mojazatiiii...bebin too italia pedar bozorg ha chetory hastan?????!!!

                            Comment


                            • با گذشت 4 ماه از كشف جسد دختر جواني كه به داخل كانال صادقيه سقوط كرده بود، پرونده اين حادثه غمناك براي مختومه شدن به دادسرا ارسال شد.



                              بنابر اين گزارش، دختر جواني به نام فاطمه، سال گذشته در اثر لغزندگي زمين و نبود حفاظ در اطراف كانال آب صادقيه، به داخل كانال آب سقوط كرد و تلاشهاي ماموران آتش نشاني براي نجات وي بي نتيجه ماند.



                              در حاليكه بررسي ها براي يافتن جسد دختر جوان ادامه داشت، جسد دختر جوان در بيست و يكم بهمن ماه از طريق تماسهاي مردم و توسط ماموران كلانتري ۱۵۱ در منطقه يافت آباد، به صورت سالم يافت شد و در ميان غم و اندوه خانواده اش به خاك سپرده شد.



                              برپايه اين گزارش كارآگاهان پليس آگاهي تهران بزرگ كه از هنگام ناپديدشدن دختر ۲۹ ساله، رسيدگي به پرونده وي را به عهده داشتند، روز گذشته بعد از خاتمه مراحل بررسي، پرونده را براي مختومه شدن به دادسرا ارجاع دادند.

                              Comment


                              • مامور نيروي انتظامي به اتهام قتل شبه عمد يك مرد جوان در دادگاه كيفري اصفهان در حالي محاكمه شد كه اولياي دم درخواست قصاص نفس (اعدام) را كردند.



                                فرار مرگبار



                                شامگاه ۱۲ تير ۸۴ زماني كه ماموران گشت انتظامي مواد مخدر در حال گشت زني در خيابان هاي مركزي شهر اصفهان بودند به مرد جواني كه در حال تردد بود، مظنون شدند. در بازرسي بدني از اين جوان ۲۷ ساله كه بهرام نام داشت مقداري مواد مخدر كشف شد.



                                بنابراين يكي از ماموران به نام محمدجواد كه قصد بازداشت وي را داشت، به دستان بهرام از پشت سر دستبند زد. در همان لحظه مرد جوان به قصد فرار شروع به دويدن به سمت رودخانه كرد و لحظاتي بعد صداي افتادن جوان متهم در رودخانه به گوش رسيد.



                                جوان متهم در حالي كه دستانش بسته بود، نمي توانست شنا كند و در كمال ناباوري مقابل چشمان شاهدان در آب خفه شد.



                                با انتقال جسد به پزشكي قانوني، تحقيقات اوليه در اين خصوص آغاز شد و افسر پليس به اتهام قتل بازداشت شد. در جريان تحقيقات ،محمدجواد كه متهم به قتل عمدي شده بود، اتهام را نپذيرفت، كارآگاهان پليس در جريان بازجويي از شاهدان حادثه، متوجه شدند كه قرباني شخصا براي فرار از چنگال ماموران به طرف رودخانه فرار كرده است.



                                بنابراين محمدجواد به اتهام قتل شبه عمد روانه زندان شد و با صدور كيفرخواست وي صبح روز سه شنبه گذشته در شعبه ۱۱۶ دادگاه كيفري استان اصفهان محاكمه شد.



                                در ابتداي جلسه محاكمه ، اولياي دم درخواست قصاص براي متهم كردند و دو شاهد حادثه كه يكي از آنهادر هنگام حادثه در خدمت سربازي به سر مي برد با دستور قاضي اسحاقي به تشريح شب حادثه پرداخت و مدعي شدند محمد جواد در مرگ مرد جوان نقشي نداشته است و وي خودش در آب افتاده است.



                                در ادامه جلسه محاكمه اتهام قتل شبه عمد به محمدجواد تفهيم شد و وي ضمن رد اتهام وارده گفت: من اتفاقات آن شب را قبول دارم اما وقتي دستبند را به دست مرحوم زدم او ناگهان اقدام به فرار كرد و وقتي به رودخانه رسيد پايش به سنگي گير كرد و داخل رودخانه افتاد. من اصلا خارج از وظيفه ام عمل نكردم.

                                Comment

                                Working...
                                X