هميشه بگذاريم بين دو قطب مخالف و متصاد به موقعيتي همسان و برابر برسيم و بين اين دو بلغزيم. چرا كه در اين صورت به تعالي دست يافته و قادر به نظاره كردن خواهيم بود درست مانند اينكه در پشت پرده ايستاديم و به بازي اين دو نگاه ميكنيم. چون در چنين حالتي ما در شرايط خنثي قرار گرفتهايم و اين يعني ما آزاد و رها هستيم
Announcement
Collapse
No announcement yet.
Ravanshenasi
Collapse
X
-
ارتباط با ديگران فقط از راه آنچه ميگوييم برقرار نميشود بلكه چگونه گفتن نيز اهميت دارد. كليد در ارتباط، سادگي است؛ سعي نكنيد كه مردم را با اداي واژگان پيچيده تحت تاثير قرار دهيم. به گفتهي ناپلئون بناپارت "روشن بنويسيد"يك ارتباط موفق با كلمات هيجان انگيز آغاز ميشود تا مخاطب گوش بسپارد و خلاصهاي چشمگير بيان ميشود و در نهايت طوري سخن به اتمام ميرسد كه ميل به اقدام و ادامه برانگيخته شود و نزديك شدن حاصل گردد
Comment
-
خشونت در ميان خانواده های مهاجر ايرانی
مرد همراه با همسر و فرزندان خود مهاجرت کرده است: در اين حالت چون خانواده وارد دنيايی ناشناخته شده است و تلاش دارد امکانات زيستی تازه ای را برای خود در ماههای اوليه مهاجرت فراهم کند، زن و مرد با يکديگر درگيری جدی پيدا نمی کنند؛ در ماههای اول مهاجرت خشونت در خانواده کمتر است مگر به شکل آزارهای جنسی که آن هم احتمالا مسئله ای سابقه دار بوده است.
طی اولين سالها که همان سالهای انتظار برای گرفتن اجازه اقامت و کار است درگيری های درون خانه افزايش می يابد و فشارهای عصبی و تنهايی به شکل رفتارهای خشونت بار خود را نشان می دهد. متهم کردن يکديگر به عنوان مسبب شرايط تازه، خشمی را پديد می آورد که يا به شکل رفتار های خشن خود را نشان می دهد و يا به افسردگی و ناراحتی های روحی ديگر می انجامد.
البته حضور دائم زن و مرد در خانه و در شرايط زيستی نامطلوب نيز بر شدت مشکلات می افزايد.
در همين سالهاست که زنان در ميابند که می توانند به پشتوانه قانون و عرف جامعه از خود در زمان بروز خشونت از سوی مرد اقدام کنند، اما معمولا تا آنجا پيش می روند که با ارزش های آنها تناقض نداشته باشد.
در موارد زيادی زنانی که مورد آزار جسمی قرار می گيرند حاضر نيستند که مسئولان را مطلع کنند و اين موضوع را نه تنها برای خانواده بلکه برای خود نيز يک ننگ تلقی می کنند. برخی مردان هم با آگاهی از اين موضوع با اطمينان خاطر بيشتری دست به خشونت می زنند.
حتی اگر اقدام عليه مرد با نظام ارزشی زن تناقضی هم نداشته باشد و اعتماد به نفس او در محيط تازه نيز افزايش يافته باشد، آمادگی روحی و روانی او برای مقابله با رفتار خشونت آميز مرد عامل تعيين کننده مهمی است. خشونت هايی که به شکل های مختلف جسمی و روحی در طی ساليان متمادی بر زن روا شده است، شرايط روحی را برای او به وجود آورده است که معمولا قادر به تصميم گيری و اقدام جدی نيست.
در همين حال تنهايی در خارج از کشور و دوری از خانواده و دوستان نزديک، ترس و نگرانی تازه ای در زنان ايجاد می کند. شوهر به عنوان تنها تکيه گاه و حامی نقش تازه ای را در زندگی زن به عهده می گيرد که کندن از او را دشوار تر می کند.
در عين حال اين گروه از شوهران نيز از عواطف زن سوء استفاده می کنند و با عنوان کردن تنهايی و نقشی که زن در رفع تنهايی آنها دارند، مسئوليت و بار عذاب وجدان را بر دوش همسران خود می گذارند.
گروه دوم زنانی هستند که به دليل مشکلات خانوادگی به تنهايی و يا با فرزندانشان به مهاجرت تن داده اند. آنها معمولا برای اينکه بتوانند از کشور خارج شوند و اجازه شوهر را هم داشته باشند، علت اصلی مهاجرت را پنهان نگاه می دارند.
همسران اين گروه از زنان هم معمولا به طمع دستيابی به امکانات اقامتی در کشوری ديگر با خروج آنها موافقت می کنند.
هر چند که حضور در خارج از کشور محيط امن تری را برای زن به وجود می آورد اما خشونت از سوی مرد از راه دور و از طريق تلفن، نامه و فشار روانی بر بچه ها ادامه دارد. زنان گروه دوم همواره در اين بيم هستند که درصورت ملحق شدن همسرشان به آنها رفتارهای نامطلوب زناشويی که در ايران تجربه کرده اند دوباره تکرار شود.
استفاده از بچه ها به عنوان عامل فشار از سوی مرد، زن را دچار عذاب وجدان می کند و سردرگمی تازه ای را برای او به بار می آورد: ترس، اضطراب و افسردگی از عوارض رفتارهای خشونت آميز در ايران است که تا مدتها زنان را در محيط تازه عذاب می دهد. به اين ترتيب اعمال خشونت و فشار در خانواده از راه دور هم امکان پذير است .
گروه ديگر زنان مهاجر ايرانی که مورد خشونت خانوادگی قرار می گيرند تازه عروسانی هستند که با همسرشان در خارج از کشور ملحق می شوند. اين زنان يا همسرانشان را هرگز نديده اند و يا در ديداری کوتاه و بدون شناختی درست تصميم به ازدواج گرفته اند.
در بسياری از اين گونه ازدواج ها، تصويری که اين مردان از زندگی خود در خارج از کشور ترسيم می کنند با واقعيت تطبيق ندارد. پس اولين تجربه اين گروه از زنان در مهاجرت نه تنها رودرروئی با شرايط جديد کشور ميزبان است بلکه رودرويی با مردی است که با انتظارات آنها کاملا تفاوت دارد.
در اين شرايط، اين گروه از مردان معمولا به عنوان تنها منبع اطلاعاتی زن، او را محدود می کنند و اجازه نمی دهند که دنيای جديد و امکاناتش را بشناسد. اين در حالی است مرد گاه به طور دائمی زن را تهديد می کند که می تواند او را از داشتن مزايت اقامت سلب کرده و به ايران باز گرداند.
تحقير زنان در اين دوره در بی پناهی کامل آنها صورت می گيرد. اطلاعات آنها از محيط تازه بر اساس منافع مرد مخدوش شده است؛ حمايت خانواده که می توانست به زن کمک کند، وجود ندارد و گاه حتی تماس آنها با خانواده شان هم تحت کنترل مرد صورت می گيرد؛ زنان برای خروج از خانه با محدوديت روبرو می شوند، يادگيری زبان قدغن می شود و به لحاظ مالی تحت فشار گذاشته می شوند. به اين ترتيب هر گونه حرکت مستقل آنها محدود و يا ناممکن می شود.
دستيابی زنان در اين شرايط به خانه های امن زنان و يا حمايت های قانونی نيز به دليل عدم اطلاع و ترس آنها صورت نمی گيرد.
فشارهای وارده به اين گروه از زنان و سرخوردگی و ياس از رسيدن به روياهايی که در سر داشته اند، آنها را در وضعيت روحی قرار می دهد که مراجعه به مشاور و دريافت درمان های روانی را ضروری می کند.
اما از آنجا که اين کار هم می بايد تحت نظر شوهر صورت بگيرد پس يا ناممکن می شود و يا نتيجه لازم را نمی دهد.
گروه ديگر مهاجران، مردانی هستند که برای اقامت به تنهايی و بدون همسرانشان به خارج از کشور آمده اند. در اين موارد معمولا تا ملحق شدن زن و فرزندان به مرد زمان زيادی طول می کشد و سالهای دراز دوری برقراری ارتباط ميان آنها را دشوار می کند. پس وقتی دوباره به هم می رسند نه تنها بايد با مشکلات حل نشده گذشته دسته و پنجه نرم کنند و دشواری های تازه خود را نيز تحمل کنند بلکه تا حدی نيز نسبت به يکديگر احساس بيگانگی می کنند. اين عوامل نامطلوب زمينه ساز درگيريهای جدی و گاه خشونت بار در اين دست از خانواده ها می شود.
خشونت در خانواده های ايرانی مهاجر ريشه در برخی شرايط تربيتی و فرهنگی آنها در ايران دارد. تغيير در مناسبات سابق در خانواده از آنجا که منافع مرد را به خطر می اندازد از سوی برخی از آنها به آسانی صورت نمی گيرد.
ساختار ارزشی زنان در ايران معمولا هر گونه حق خواهی و سرپيچی و ايستادگی در برابر شرايط نامطلوب زندگی زناشويی را مشکل می کند. از آنجا که همواره فشارهای اقتصادی و اجتماعی اثرات جدی خود را در کانون خانواده و در مناسبات ميان زن و مرد بر جای می گذارد، دشواری زندگی در مهاجرت هم اثرات نامطلوب خود را اغلب به شکل خشونت های جسمی و روحی نشان می دهد.
Comment
-
براي بدست آوردن حافظهاي بهتر راههايي وجود دارد كه در زير بيان مي شود.
يك ليست از اعمالي كه بايد انجام دهيد تهيه كنيد:
از آنجايي كه حافظه كوتاه مدت ظرفيت محدودي دارد شما مي توانيد با تهيه يك ليست از مواردي كه ميخواهيد بخاطر بسپاريد به حافظه خود كمك كنيد اين عمل همچنين ذهن شما را براي فعاليتهاي مهمتري آزاد ميگذارد.
- موضوعاتي را كه مي خواهيد به خاطر بسپاريد دستهبندي كنيد:
در صورتي كه قلم كاغذ در دسترس نبودند با دستهبندي كردن مواردي كه بايد در ذهن نگهداريد سبب به خاطر سپردن مطلوبتر موارد ميشويد.
مثلا در مورد خريد روزانه به طريق موادي كه بايد تهيه كنيد را دستهبندي كنيد مثلا پنج قلم سبزي، چهار قلم وسايل خانه، سه قلم ميوه و غيره.
- ايجاد ارتباط بين موارديكه بايد به خاطر بسپاريد :
مثلا هنگامي كه مجبور به حفظ كردن اعداد هستيد، بهتر است بين آنها ارتباطي برقرار كنيد بدين صورت كه اگر مي خواهيد شماره هاي 2 ، 4 ، 5 ، 6 ، 1 ، 4 ، 1 ، 4 را حفظ كنيد احتمالا براي از بر كردن آن مشكل خواهيد داشت اما اگر بين آنها اينگونه ارتباط برقرار كنيد كه : ( 2 ، 2 ) 456 ? 1414 كه شماره تلفنهاي مكاني خاص است راحتتر ميتوانيد آن را از بر كنيد.
شماره تلفنها عموما دسته بندي شدهاند و راحتتر حفظ مي شوند اين روش مانند دسته بندي كردن كه در قبل توضيح داده شده مي باشد.
اما بيشتر بر روي اعداد انجام مي گيرد.
- براي بخاطر آوردن اسامي به قيافهها فكر كنيد:
راه حفظ كردن اسامي اين است كه يك رابطه بين اسم و قيافه فرد ( وجه مشترك ) به وجود آوريد بهتر است يك خصوصيت برجسته از ظاهر فرد را پيدا كنيد و بر آن متمركز شويد.
- افكار خود را خلاصه كنيد:
بيشتر دانشجويان براي نكات مهم يك كتاب از ما?يكهاي مخصوص متن استفاده مي كنند اين عمل به آنان كمك مي كند به هنگام دوره كردن تنها اين مطالب را مرور كنند حال همين كار را مي توان بصورت ذهني انجام داد يعني آنچه مهمتر است را انتخاب كنيد و آنها را بخاطر بسپاريد.
- تا آنجا كه مي توانيد مطالعه كنيد :
مشكل شما فراموش كردن كلمات است اين بدين خاطر است كه آنها را زياد بكار نميبريد مثلا در زبان انگليسي حدود 200000 لغت وجود دارد حال آنكه تنها حدود 5000 لغت در كارهاي روزمره بكار ميروند و طبيعي است كه اگر از همين لغات استفاده شود كلمات ديگر بتدريج از خاطر ميرود.
براي رفع اين مشكل بايد تا آنجا كه ميتوانيد مطالعه كنيد براي اين منظور داستانهاي خوب ادبيات كلاسيك انگليسي مثل كتابهاي چارلز ديكنز، جين استين، يا سامرست موآم را بخوانيد.
- خود را بيازماييد:
يكي از راههايي كه فرد را مطمئن ميكند مطلبي را فراموش نكرده است اين است كه خود را بيازمايد مثلا قبل از امتحان از خود آزموني بگيرد اين آزمون سبب ميشود كه علاوه بر آنكه مطالب را در ذهن خود مرور
ميكنيد مطالبي را كه فراموش كردهايد دوباره به خاطر بسپاريد.
- آرامش خود را حفظ كنيد:
اضطراب و نگراني بوضوح ميتواند حافظه را مختل كند بنابراين اگر دچار فراموشي ميشويد احتمال دارد فكرتان خسته شده و نياز به استراحت داشته باشيد همچنين براي بخاطر سپردن و بخاطر آوردن موضوعات مختلف بايد در خود ايجاد آرامش كنيد.
- به داروهاي مصرفي خود دقت كنيد:
داروهاي بسياري وجود دارند كه در ايجاد فراموشي مؤثرند مانند قرصهايي كه براي لاغري بكار مي روند، قرصهاي ضد فشار خون، آنتي هيستامينها و ?
- راههاي متفرقه:
آنچه كه ميخواهيد به خاطر بسپاريد، به صداي بلند با خود تكرار كنيد.
از نشانه هايي مثل بستن نخ به دور انگشت و يا وارونه بستن ساعت و غيره استفاده كنيد.
- هشدارهاي پزشكي:
هر فراموشي جزيي را نميتوان بيماري فراموشي سالمندان و يا آلزايمر تلقي كرد در صورت داشتن موارد زير، فراموشي شديد و حاد بوده و بايد به پزشك مراجعه كنيد.
ارتباط خود را با دنياي پيرامون خود از دست دادهايد، مثلا فراموشي سال جاري و يا تاريخ روزي كه در آن هستيد، فراموشي مكاني كه در آنجا هستيد، فراموشي نام همسر و همين طور فراموشي سال تولد خود و غيره.
فراموشي شما به حدي رسيده است كه از آن احساس نگراني مي كنيد.
فراموشي شما به حدي رسيده است كه در انجام فعاليتهاي روزانه خود دچار مشكل شده ايد.
Comment
-
در پـــــــــي کسي باشيد که شما را محض خاطر تفاوتهايتان دوست بدارد، نه به رغم آنها . اگر چنين کسي را يافتيد، عشق مادام العمر خود را پيدا کرده ايد . خوشبختانه همگي ما موجودات منفردی هستيم که از بسياری لحاظ به هم شبيهيم، با اين وجود از بهضي لحاظ هم با هم متفاوتيم . همين تفاوتهاست که هويت ما را ميسازد و راستای رشد و دگرگوني ما را تعيين ميکند . بهنجار بودن، اين نيست که يگانگي خود را از دست بدهيم و با بقيه همرنگ باشيم . بهنجار بودن اين است که به سلوک يگانه و ويژه خود بباليم و فخر کنيم . همانا اين جنبه از وجود ماست که عامل جذب ديگران است و عاشقانه ترين هديه ای که ميتوانيم به آنها پيشکش کنيم
Comment
-
بهتر زندگي کنيم
عشق بايرترين زمين ممکن را ارزاني رشد ما ميکند. اين خاک با چشم پوشي از خويشتن کهنه و پيش فرضهای بيهوده مان آبياری ميشود. ميوه آن نيز ديدگاهي است نو نسبت به خودمان و جهان، جهاني سرشار از امکانهای نامحدود برای کاويدن و کشف کردن. عشق کور نيست و از بينايي کامل برخوردار است. با عشق ميتوانيم آنگونه ببينيم که تاکنون نديده ايم
Comment
-
کودکان بي ترديد بخشاينده تر از بزرگسالانند. به نظر مي رسد که طي فرآيند رشدمان آموخته ايم يکدنده باشيم ، چارچوبي شکننده و آسيب پذير برای خويشتن بسازيم و طبعي نابخشا حاصل کنيم. خاطره ی خطاهای گذشته را مثل تيغي در لحظه ی مناسب از نيام بيرون ميکشيم. در جر و بحث کارآزموده ميشويم و با سرسختي بر آنچه فکر ميکنيم حق است پا مي فشاريم. تصميم ميگيريم تمامي نبردها را پيروز شويم و به محض آن که شکست خورديم ، خيال انتقام در سر مي پرورانيم. بخشايش فقط وقتي فراهم ميآيد که ديگران را بشناسيم و به ناکامل بودن خود اقرار کنيم و بپذيريم احتمال خطا برای همه به يک اندازه وجود دارد
Comment
-
چند سطري از عشق بايد گفت! براي خوشنودي الهه ها كه در آسمان به انتظارند كه هرگز نرسي، و بداني كه خواهي رسيد. اين شك با تو بودن يا نبودن و تحرك، تلاشي براي يك لحظه داشتن نگاه او، چنين مي شود، تلاشي مقدس. به آسمانها نبايد انديشيد، ذهن خسته از روز مرگي را چگونه در پيچاپيچ معادله هاي سخت گم كنيم. همينجا، ميشود درك كرد، معني خوشبخت بودن را تو بايد بداني، تو براي او يك اسطوره اي، با اسب سفيد و تو هرگز براي او « تو » نيستي تو براي خودت تو هستي! ارزشت را درك كن
Comment
-
هيچ ديواری آنقدر بلند نيست که ما را از تنهايي و نوميدی انساني ديگر جدا نگه دارد. حتي اگر خودمان را متقاعد کنيم که به ديگران نيازی نداريم، آنها به ما نيازمندند. عشق موثرترين عامل ايجاد پيوستگي با هر چيز است. در عشق نيروی روشنگری، شفابخشي، اتحاد و يگانگي، اغنا و احيا نهفته است، فقط بايد دريچه ها را به روی آن باز گذاشت
Comment
-
چگونه خود درمانی کنيم؟
در يک دنيای ايده ال شايد نيازی نباشد با شکست ها و مشکلات متعدد دست و پنجه نرم کرد . اگر می شد جلوی شکست ها را گرفت، از دوريها اجتناب کرد و احساس امنيت بوجود آورد درصد افسردگی کاهش قابل توجهی می کرد. اما از چنين دنيايی دوريم و در نتيجه بايد با افسردگی مقابله کرد.
در مجموع کنترل شيوه های زندگی و روش های دفاعی مناسب و برخورد درست با مشکلات نقش موثری در درمان بازی می کند بويژه در افسردگی های خفيف. فقط با بعضی تغييرات ساده می توانيد به خود درمانی بپردازيد.
يک مثال ساده تغيير در زمان خواب است. اگر از آن دسته کسانی هستيد که تا پاسی از شب بيدارند و سرگرم تماشای تلويزيون يا کار با کامپيوتر و... طبعا روز بعد با کسالت و خستگی در محل کار حاضر می شويد حتما سعی کنيد در خواب خود نظم ايجاد کنيد. نظم در خواب نظم در خانواده بوجود می آورد و مانع از بروز افسردگی است.
شما می توانيد با منفعل نبودن به خود درمانی بپردازيد. به جای گپ (چت) اينترنتی از ان برای جستجوی روش های مفيد به حالتان استفاده کنيد.
به کتابخانه برويد و در جستجوی روش های درمانی گام برداريد. شکی نيست که بايد با آگاهی روش های مختلف درمانی را سنجيد.
شرکت در کلاس های يوگا و تمرکز ذهن می تواند خيلی مفيد باشد. اصولا مراقبه و در نظر داشتن حالات روحی و جسمی اهميت زيادی دارد.
برخی به پرورش گل و گياه علاقه زيادی دارند. گل کاری و نگاه داشتن فضای سبز تاثير مثبتی بر روح و روان انسان می گذارد. شما هم می توانيد با فضای سبز سر حال تر و شاداب تر زندگی کنيد و گاه به سياحت در فضای سبز دست بزنيد.
اگر در کشور سرد سيری مثل کانادا زندگی می کنيد به جای احساس تنفر از زمستان و هوای سرد آنجا از تفريحات و ورزش های زمستانی لذت ببريد. در فصل زمستان معمولا سرگرمی های خاصی برای افراد در نظر گرفته می شود، سعی کنيد به آنها پشت نکنيد.
موسيقی درمانی و رقص يک راه ديگر در خود درمانی محسوب می شود که می تواند بسيار مفيد باشد آن را از ياد نبريد
Comment
-
هيچ دگرگوني سعادت آور نخواهد بود مگر به شيوه ای تعالي بخش انجام شود. از همين رو انسان سعادتمند انساني است که بي آنکه يکراست جويای سعادت باشد، برخوردار از شادی ناخواسته ای شود. شادی ناخواسته ای که مزد پيشروی ، شکوفايي و تحقق کامل خويشتن خويش است
Comment
-
First Part !
تدليس، خدعه، دروغ، شگردها و اعمال غيرمتعارف نابهنجار و گاه مجرمانه اى است كه با هدف مخفى ساختن عيوب و نقايص موجود يا ابراز دروغين اوصاف و كمالات مفقود يكى از متقاضيان ازدواج عليه طرف مقابل در اوان شكل گيرى خانواده صورت مى گيرد. اين پنهانكارى و خلاف واقع نمايى، اعم از اين كه از سوى يكى از طرفين يا هر دو يا از ناحيه شخص واسطى باشد، به گونه اى خلاف انتظار، غيرمتعارف و مسامحه ناپذير و در جهت گيرى ارادى فرد به ازدواج تأثيرگذار است و فضاى كنش را چنان غبارآلود و مشتبه مى كند كه امكان تشخيص واقع از غير آن ميسر نيست.
جامعه پذيرى و تعليم و تربيت اجتماعى از مهمترين زيرساختهايى است كه همنوايى فرد با جمع و الزام به رعايت ارزش ها، هنجارها، الگوها و انتظارات پذيرفته شده را تسهيل كرده و انگيزه كجروى را به حداقل مى رساند. در مقابل عدم موفقيت فرد در فرايند جامعه پذيرى كه عمدتاً از ضعف قابليت، استعدادهاى طبيعى، عدم ايفاى نقش ها و وظايف، ناهمسويى و تعارض و ضعف عملكرد عوامل جامعه پذيركننده چند پارگى و تكثرگرايى فرهنگى، رواج الگوهاى ناهمگون و ... ناشى مى شود.
افراد فاقد جامعه پذيرى مطلوب به دليل ظرفيت بالاى ناهمسوگرايى در صورتى كه به هر دليل موفقيت در ازدواج مورد نظر خود را به اتخاذ رويه هاى غيرمجاز و تخلف از وسايل و شيوه هاى نمادى شده و معيارها و ارزش هاى مورد احترام جمع، مشروط بيابند، بى شك آمادگى بيشترى براى كجروى و دست يازيدن به اقدامات مخاطره آميز عليه ديگران دارند.
كارشناسان امور خانواده، ضعف تجربه شناخت و رويارويى با جنس مخالف و به عبارتى ناهماهنگى ميان بلوغ جنسى و بلوغ اجتماعى جوان را عامل اصلى در غلتيدن او به شيوه هاى غيرمجازو گرفتارى در دام انحراف ديگران مى دانند كه دختران و زنان از حيث كسب آمادگى لازم براى ازدواج، وضعيتى به مراتب بدتر از پسران و مردان دارند و احتمالاً مشروط شدن ازدواج دوشيزگان به اذن پدر يا جد پدرى با هدف رفع اين نقيصه و بهره گيرى از مأمن و تكيه گاهى مطمئن و كسب آمادگى براى ورود به عرصه پرمخاطره ازدواج طراحى شده است
برخى آسيب شناسان با ارجاع به تجارب عينى و استناد به نقش باورهاى دينى در سلوك كلى مؤمنان، سوق يابى به انواع انحرافات از جمله تدليس يا فريب در ازدواج را در مراحل مقدماتى ازدواج بيش از هر چيز ناشى از ضعف يا فقدان تعلقات دينى افراد مى دانند. چرا كه افراد به ميزان برخوردارى از تعليم و تربيت دينى و به ميزان فرهيختگى از گرايش به انحرافات و آلودگى ها بوي?ه انحرافات آشكار و توجيه ناپذير بر كنار هستند
Comment
-
II Part
همچنين از ميان دو مقطع سنى نوجوانى و جوانى به دليل وقوع تحولات مستمر جسمى، روحى و تجربه وضعيت هاى متنوع و پرشتاب محيطى از يك سو و عدم برخوردارى از ظرفيت ها و توانمندى هاى بالفعل براى تجزيه و تحليل معادلات پيچيده محيطى و در مواردى جامعه پذيرى ناهمگون، هيجانات و بحرانهاى روحى، تمايلات تنوع جويانه، روحيات پرخاشجويانه، تهور و گستاخى و ... استعداد فوق العاده اى براى زيرپا نهادن قوانين و آلوده شدن به انواع انحرافات و كجروى ها را دارند.
توسل به تدليس به دليل تقارن عادى اين مقطع سنى با شكوفايى تمايلات جنسى و ميل به ازدواج و وجود بسترها و زمينه هاى مساعد براى زيرپا نهادن استانداردهاى مورد قبول جامعه ممكن است به يكى از شگردهاى محتمل براى تحقق آرزوهاى وى در ازدواج و فايق آمدن بر موانع و محدوديت هاى اجتماعى مؤثر منجر شود.
افراد خودگرا و جامعه گريز تحت تأثير خصيصه هاى روان ن?ندى و منش تك روانه خود در فرايند ازدواج نيز در صورتى كه صداقت ورزى و واقع نمايى را مانع دستيابى به تمنيات فرد مدارانه خود بيابند، به راحتى با ارجاع به توجيهات اغواگرايانه ممكن است براى رسيدن به هدف خود، به هر اقدامى دست بزنند.
لذا اين منش ماكياوليستى مصمم است تا هر مانع و رادعى را در مسير نيل به اغراض خودپسندانه حذف يا توجيه كند چرا كه او خود مرجع و معيار هر چيزى است.
محققان برآنند كه نشو و نما يافتن در فضاى خانوادگى پرتنش و عارى از نظام تربيتى متوازن، زندگى در محله هاى پرآسيب، مشاهده مكرر معاشرت ها و رفتارهاى كجروانه، ارتباط با افراد و گروههاى نااهل، ضعف جامعه پذيرى، جدا افتادن از الگوها و معيارهاى پذيرفته شده، تأثيرپذيرى مستمر از برنامه هاى آسيبى و خشونت زاى رسانه هاى جمعى، آشفتگى فضاى فرهنگى، استعداد كجروى و ميل به انحراف را تشديد مى كند.
در صورتى كه فردى تدليس و فريب در ازدواج را تنها راه رسيدن به منافع شخصى خود حتى به قيمت تضييع حقوق مسلم ديگران تشخيص دهد، توسل به آن بسيار محتمل خواهد بود. مسأله زمانى حادتر مى شود كه فرد از ناحيه تربيت اجتماعى و پايبندى مسؤولانه به تعهدات اخلاقى از يكسو و وسوسه دستيابى به منافع وي?ه از طريق تدليس، در فشار مضاعف قرار گيرد و كفه ترازو به سوى تدليس سنگينى كند، احتمال بهره گيرى از اين رفتار شدت مى گيرد.
تدليس و فريب در ازدواج در مواردى تحت تأثير ارجاع ناخودآگاه به كليشه هاى مثبت و تلقى هاى جهت دار تبديل مى شود. تجارب عينى و شهودى نشان مى دهد كه ما معمولاً به افراد خوش منظر، زيبا و داراى جاذبه هاى جسمى تمايل بيشترى داريم و معمولاً با ارجاع به اين زيرساختهاى روانى به صورت ناخودآگاه مجموعه اى از وي?گى هاى شخصى مطلوب را به آنها نسبت مى دهيم يا در صورت بروز وي?گى ها و رفتارهاى خلاف انتظار آنها را فى الفور توجيه مى كنيم.
فرد متقاضى ازدواج در صورت مواجهه با اين افراد براى پذيرش مشتاقانه ايشان و موافقت با ازدواج آنها، صرفاً به دليل اعتماد به همين وي?گى مطلوب و قطع نظر از بود و نبود ساير اوصاف و وي?گى هاى تأثيرگذار آمادگى زيادى خواهد داشت
Comment

Comment