مانند هر هفته نگا هی داریم به فیلمهای برگزیده سینمای جهان.
* فیلم های روز سینمای جهان*

*نفرین گل طلایی Curse of the Golden Flower/ Man cheng jin dai huang jin jia *
کارگردان: ژانگ ییمو. فیلمنامه: ژانگ ییمو بر اساس نمایشنامه ای از چائو یو. موسیقی: شیگرو ئومه بایاشی. مدیر فیلمبرداری: ژیائودینگ ژائو. طراح صحنه: تینگ ژیائو هیو. بازیگران: چاو یو نفت[امپراطور پینگ]، گونگ لی[امپراتریس فونیکس]، چوئو جای[شاهزاده جای]، لیو ین[ولعیهد وان]، نی داهونگ[پزشک سلطنتی جیانگ]، جین جونجی[شاهزاده یو]، لی مان[جیانگ چان]، چن جین[بانو جیانگ]. ١١٤ دقیقه. محصول ٢٠٠٦ هنگ کنگ، چین. نام دیگر: Autumn Remembrance،The City of Golden Armor. نامزد اسکار بهترنی طراحی لباس، برنده جایزه بهترین طراحی لباس از اتحادیه طراحان لباس، نامزد جایزه ساترن برای بهترین طراحی لباس از آکادمی فیلم های فانتزی-علمی تخیلی و ترسناک، نامزد ١٤ جایزه از مراسم فیلم هنگ کنگ، نامزد بهترین فیلم از ایمیج آوارد، نامزد ریل طلایی برای بهترین تدوین صدا از انجمن تدوینگران صدای آمریکا، نامزد جایزه بهترین فیلمبرداری و بهترین طراحی لباس از مراسم ساتلایت.
قرن دهم میلادی، چین. آخرین روزهای حکومت خاندان تانگ...امپراطور پینگ به همراه پسر دومش جای برای حضور در جشن گل به دربار بازمی گردد. ملکه بیمار است، او قبلاً با پسر خوانده اش وان که مقام ولیعهدی را دارد، رابطه ای ممنوعی را تجربه کرده است. وان که اینک رابطه ای عاشقانه با جیانگ چان دختر پزشک دربار دارد، نقشه کشیده تا به همراه وی از دربار فرار کند. شاهزاده جای نگران سلامتی ملکه است و زیر نفوذ او بزرگ شده است. امپراطور که بوی خطر را در دربار خود حس کرده، تنها شاهد واقعی توطئه ها، یعنی خانواده پزشک دربار را از قصر دور می کند. اما در راه جیانگ چان و مادرش با کسانی که قصد جان شان را کرده اند، روبرو شده و ناچار به قصر بازمی گردند. اما در بازگشت وقایع غیر منتظره و تلخی انتظارشان را می کشد...
*چرا باید دید؟*
سال های پایانی حکومت خاندان تانگ، دورانی پر از آشوب های تلخ سیاسی و اجتماعی بود. این حوادث به دربار نیز راه یافته و در میان سه پسر امپراطور که هر کدام از زنی متفاوت به دنیا آمده بودند نیز آتش اختلافات را شعله ور کرده بود. حضور ملکه زیبا و جوان این نیز آتش را تندتر ساخته و این دایره فریب و ریا در شب جشنواره گل ها موسوم به چونگ یانگ با حمله هزاران جنگجوی ملبس به زره های طلایی به شکلی خونین کامل شده بود.
هزار سال بعد از این وقایع که تاریخ چین را به شکلی عمیق دگرگون کرد، ژانگ ییمو یکی از پر افتخارترین و نام آورترین فیلمسازان فعلی چین با خرج ٤٥ میلیون دلار داستانی از آندوره پر زرق و برق ساخته است تا آجری دیگر بر دیواری که خود و یکی دو تن دیگر به تازگی آن را بنا کرده اند، بیفزاید: دیوار سینمای پر خرج و رزمی که جانشین باله های پکنی شده است!
ژانگ ییمو متولد ١٩٥١ دانش آموخته آکادمی سینمایی پکن و از نسل پنجم فیلمسازان چین است. او بعد از انقلاب فرهنگی در گروهی که چن کایگه و ژانگ جونژائو نیز در آن حضور داشتند، شروع به فیلمسازی کرده. اولین فیلمش ذرت سرخ در سال ١٩٨٨ برنده خرس طلایی جشنواره برلین شد و سومین فیلمش Ju Dou[١٩٩٠] برنده جایزه خوشه طلایی جشنواره والادولید شده و به مقام نامزدی نخل طلای جشنواره کن دست یافت. این اتفاقات باعث شد تا توجه سینما دوستان سراسر دنیا به شرق معطوف شده و ظهور سینمایی تازه و کارگردان های با استعداد و صاحب سبک را دریابند. انتظاری که بیهوده نبود و ییمو به سهم خود در سال های بعد با چراغ سرخ را بیفروزید، زندگی، مثلث شانگهای، راه خانه و دوران خوش به آن پاسخی درخور داد. اما این فیلم های کم خرج پاسخ گوی بازارهای داخلی و خارجی نبود. ازاین رو در آستانه هزاره جدید او به همراه چند فیلمساز دیگر بانی موجی تازه از فیلم های رزمی شدند که قالبی حماسی داشتند و از بودجه فراوان بهره می بردند. پنج سال قبل ییمو با ساختن قهرمان[با شرکت جت لی] به جرگه این کارگردان ها پیوست و حاصل آن قدر برایش خوشایند بود که در سال های گذشته با ساختن خانه خنجرهای پرنده و اینک نفرین گل طلایی به این شیوه ادامه داد. قهرمان جایزه آلفرد بائر جشنواره برلین را گرفت و نامزد دریافت خرس طلایی جشنواره شد و جایزه بهترین کارگردانی را از انجمن ملی منتقدان فیلم آمریکا برای وی به ارمغان آورد. خانه خنجره های پرنده نیز او را به مقام نامزدی جایزه گلدن گلاب رساند و جوایزی از انجمن های منتقدان ایالت های گوناگون آمریکا را نصیب اش کرد. همه اینها مهر تاییدی بر این موج تازه فیلم های حماسی/رزمی چینی بود که قرار بود و هست که خونی تازه در رگ های سینمای چین جاری کند. آخرین حلقه این فیلم ها نفرین گل طلایی است و بر خلاف آثار مهم کارنامه وی که سویه تاریک زندگی روستائیان چینی را هدف گرفته بود، به اقتضای ژانر انتخابی اش زندگی توطئه آمیز درباریان را نشانه رفته است.
نفرین گل طلایی که بر اساس نمایشنامه توفان تندری چائو یو ساخته شده، یک ضیافت دیداری است. سرشار از رنگ و شکوه که از هماهنگی حرکات بازیگران نقش های کوچک و طراحی صحنه و لباس ناشی می شود. شکوهی که با ساختن شهر ممنوع تازه ای برای فیلم شکل گرفته و به طراحی صحنه های رزمی فیلم توسط همکار دو فیلم قبلی ییمو به نام چینگ زیو تانگ ختم شده و نفرین گل طلایی را بعد از قول به گران ترین فیلم تاریخ سینمای چین بدل کرده است.اما حاصل این همه تلاش و هزینه نزد منتقد و تماشاگر جدی چیست؟
یک ملودرام درباری که اجزای تشکیل دهنده اش روابط ممنوع، حسادت ها و توطئه ها، عشاقی که خواهر و برادر از آب در می آیند و همه کلیشه های این گونه فیلم ها که نفرین گل طلایی را از نظر محتوی به یک سریال آبکی عاشقانه شبیه میکند. البته ناگفته نماند که ییمو تمامی سعی خود را برای سر و سامان دادن به حوادث فیلم می کند و روند دراماتیک درستی به کار خود داده و تماشاگر را تا پایان با خود همراه می کند. ولی همه اینها ظاهراً کافی نیست ،چون نه تماشاگر غربی بر خلاف دو فیلم پیشین در گیشه از آن استقبالی می کند[نزدیک به ٧ میلیون دلار فروش در آمریکا] و نه منتقد و داور جشنواره!
این اتفاق در نزد تماشاگر از کمبود صحنه های رزمی -که کفه ترازوی فیلم را به سمت ملودرام سنگین تر می کند- ناشی می شود و شکوه و جلال دربار نمی تواند جای آن را پر کند. شاید این نقطه فرود موج تازه سینمای آسیا باشد، به همین خاطر توصیه می کنم فرصت دیدار نفرین گل طلایی را از دست ندهید. هر چه باشد شکست ییمو از پیروزی خیلی ها چشمگیرتر و دیدنی تر است!
ژانر: اکشن، ماجرایی، درام، عاشقانه.

*آلفا داگ Alpha Dog *
نویسنده و کارگردان: نیک کاساوتیس. موسیقی: ارون زیگمن. مدیر فیلمبرداری: رابرت فریسی. تدوین: آلن هیم. طراح صحنه: دومینیک واتکینز. بازیگران: بن فاستر[جک مازورسکی]، شاون هاتوسی[الویس اشمیت]، امیل هیرش[جانی ترولاو]، شارون استون[الیویا مازورسکی]، جاستین تیمبرلیک[فرانکی بالن باخر]،آنتون یالچین[زاک]، بروس ویلیس[سانی ترولاو]، هری دین استانتون[کازمو گادابتی]. ١٢٢ و ١١٧ دقیقه. محصول ٢٠٠٦ آمریکا. نام دیگر: Jesse James Hollywood.
جک مازورسکی موادفروش قادر به پرداخت بدهی خود به جانی ترولاو نیست. از این رو جانی و دارو دسته اش،زاک برادر کوچک جک را می دزدند تا و تحت فشار قرار دهند. زاک که زیر نظر فرانکی، دوست جذاب جانی قرار دارد. او به مرور از حالت گروگان خارج شده و شروع به زیستن آرزوهای خود درباره مشروب و دخترها نزد فرانکی خوشگذران می کند. در حالی که مادرش از فرط ناراحتی به مرز جنون رسیده و به پلیس مراجعه می کند. این واقعه سبب می شود تا جانی که تا آن روز رفتار روسای مافیا را تقلید می کرده، به فکر رهایی از این دردسر بیفتد...
*چرا باید دید؟*
٧٢ ساعت! آیا می شود در این مدت زمان کوتاه زندگی شخص یا اشخاصی را تغییر داد! آلفا داگ یا به عبارتی مقلدان درجه یک و کارگردانش اعلام می کنند که این امکان همیشه وجود دارد. سرگذشت جوان هایی که شیفته زندگی خلافکاران[سکس، پول و مشروب و مواد مخدر] شده و می شوند، تا امروز دستمایه فیلم های زیادی بوده. فیلم هایی که اغلب پایان خوشی نداشته اند و آلفا داگ نیز یکی از آنهاست. فیلم قصه ٧٢ ساعت از زندگی گروهی جوان کالیفرنیایی است که زندگی تبهکاران خرده پا را در پیش گرفته اند. در حالی که به طبقه متوسط رو به بالا و یا مانند رهبرشان جانی به طبقه مرفه جامعه تعلق دارند. جرم برایشان معنی تفریح و بازی با آتش را دارد و هرگز به فکر سرانجام رفتار خود نیستند و مطابق معمول این فیلم ها حادثه ای که هرگز فکرش را هم نکرده اند، رخ می دهد و همه کاسه و کوزه شان را به هم می ریزد.
الفا داگ فیلم افتتاحیه جشنواره سندنس ٢٠٠٦ آخرین فیلم نیکلاس دیوید راولند کاساوتیس متولد ١٩٥٩ [فرزند جان کاساوتیس و جینا رولندز] که در ١٩٧٠ در نقشی کوتاه در یکی از فیلم های پدرش-شوهران- وارد سینما شده بود، در ١٩٩٩ با ساختن چیدن ستاره شروع به کارگردانی کرد. آلفا داگ پنجمین فیلم اوست و هم چون کارهای پیشین وی از ساختار درستی بهره مند است. کاساوتیس تقریباً با هر فیلمش ژانر تازه ای را آزموده و از این امتحانات سربلند بیرون آمده است. دختره خیلی دوست داشتنی است، جان کیو و دفتر یادداشت همگی فیلم های قابل اعتنا و موفقی بودند. آلفا داگ نیز با وجود بودجه اندک خود تااین لحظه بیش از ١٥ میلیون دلار عایدی داشته، که رقم مناسبی به شمار می رود.
فیلم بر اساس حادثه ای واقعی که در دبیرستانی دختر کاساوتیس در آن تحصیل می کرد، ساخته شده و قصه جوان ترین فرد فهرست افراد به شدت تحت تعقیب FBI معروف به جسی جیمز هالیوود است. فیلم کاساوتیس به یک نکته اساسی می پردازد و آن آزادی بیش از اندازه ای است که از طرف والدین به فرزندان شان داده شده و آن را مقدمه ورود نوجوان ها به دنیای جرم و جنایت می داند. چیزی که بروس ویلیس در نقش پدر جانی ترولاو نیز در ابتدای فیلم هنگام مصاحبه با گزارشگر بر زبان می آورد: من باید مراقب بچه خودم باشم، شما هم همین طور! شاید پیام فیلم و کاساوتیس دیرهنگام و از دید برخی متحجرانه باشد، اما در زمانه ای که جوان آمریکایی شاهد زندگی پر از حادثه بت های فعلی خود مانند کرتیس "فیفتی سنت" جکسون روی پرده سینما است و راه سریع و راحت دستیابی به پول، سکس و کلاً آدرنالین را همچون بسیاری در موادفروشی می یابد، ساخته شدن آلفا داگ ها گریزناپذیر می نماید.
اگر زبان کوچه و بازار شما را آزار نمی دهد[چون کاساوتیس برای واقعگرایی لازم از زبان کوچه استفاده کرده و همین امر باعث شده تا در از کلمه **** بیش از ٣٠٠ بار در طول فیلم استفاده شود] فرصت را برای دیدار از آلفا داگ از دست ندهید. یکی از فیلم های قابل توجه گونه انتقاد اجتماعی که دیدارش نه فقط برای نوجوان ها، بلکه والدین نیز ضروری است!
ژانر: جنایی، درام.
* فیلم های روز سینمای جهان*

*نفرین گل طلایی Curse of the Golden Flower/ Man cheng jin dai huang jin jia *
کارگردان: ژانگ ییمو. فیلمنامه: ژانگ ییمو بر اساس نمایشنامه ای از چائو یو. موسیقی: شیگرو ئومه بایاشی. مدیر فیلمبرداری: ژیائودینگ ژائو. طراح صحنه: تینگ ژیائو هیو. بازیگران: چاو یو نفت[امپراطور پینگ]، گونگ لی[امپراتریس فونیکس]، چوئو جای[شاهزاده جای]، لیو ین[ولعیهد وان]، نی داهونگ[پزشک سلطنتی جیانگ]، جین جونجی[شاهزاده یو]، لی مان[جیانگ چان]، چن جین[بانو جیانگ]. ١١٤ دقیقه. محصول ٢٠٠٦ هنگ کنگ، چین. نام دیگر: Autumn Remembrance،The City of Golden Armor. نامزد اسکار بهترنی طراحی لباس، برنده جایزه بهترین طراحی لباس از اتحادیه طراحان لباس، نامزد جایزه ساترن برای بهترین طراحی لباس از آکادمی فیلم های فانتزی-علمی تخیلی و ترسناک، نامزد ١٤ جایزه از مراسم فیلم هنگ کنگ، نامزد بهترین فیلم از ایمیج آوارد، نامزد ریل طلایی برای بهترین تدوین صدا از انجمن تدوینگران صدای آمریکا، نامزد جایزه بهترین فیلمبرداری و بهترین طراحی لباس از مراسم ساتلایت.
قرن دهم میلادی، چین. آخرین روزهای حکومت خاندان تانگ...امپراطور پینگ به همراه پسر دومش جای برای حضور در جشن گل به دربار بازمی گردد. ملکه بیمار است، او قبلاً با پسر خوانده اش وان که مقام ولیعهدی را دارد، رابطه ای ممنوعی را تجربه کرده است. وان که اینک رابطه ای عاشقانه با جیانگ چان دختر پزشک دربار دارد، نقشه کشیده تا به همراه وی از دربار فرار کند. شاهزاده جای نگران سلامتی ملکه است و زیر نفوذ او بزرگ شده است. امپراطور که بوی خطر را در دربار خود حس کرده، تنها شاهد واقعی توطئه ها، یعنی خانواده پزشک دربار را از قصر دور می کند. اما در راه جیانگ چان و مادرش با کسانی که قصد جان شان را کرده اند، روبرو شده و ناچار به قصر بازمی گردند. اما در بازگشت وقایع غیر منتظره و تلخی انتظارشان را می کشد...
*چرا باید دید؟*
سال های پایانی حکومت خاندان تانگ، دورانی پر از آشوب های تلخ سیاسی و اجتماعی بود. این حوادث به دربار نیز راه یافته و در میان سه پسر امپراطور که هر کدام از زنی متفاوت به دنیا آمده بودند نیز آتش اختلافات را شعله ور کرده بود. حضور ملکه زیبا و جوان این نیز آتش را تندتر ساخته و این دایره فریب و ریا در شب جشنواره گل ها موسوم به چونگ یانگ با حمله هزاران جنگجوی ملبس به زره های طلایی به شکلی خونین کامل شده بود.
هزار سال بعد از این وقایع که تاریخ چین را به شکلی عمیق دگرگون کرد، ژانگ ییمو یکی از پر افتخارترین و نام آورترین فیلمسازان فعلی چین با خرج ٤٥ میلیون دلار داستانی از آندوره پر زرق و برق ساخته است تا آجری دیگر بر دیواری که خود و یکی دو تن دیگر به تازگی آن را بنا کرده اند، بیفزاید: دیوار سینمای پر خرج و رزمی که جانشین باله های پکنی شده است!
ژانگ ییمو متولد ١٩٥١ دانش آموخته آکادمی سینمایی پکن و از نسل پنجم فیلمسازان چین است. او بعد از انقلاب فرهنگی در گروهی که چن کایگه و ژانگ جونژائو نیز در آن حضور داشتند، شروع به فیلمسازی کرده. اولین فیلمش ذرت سرخ در سال ١٩٨٨ برنده خرس طلایی جشنواره برلین شد و سومین فیلمش Ju Dou[١٩٩٠] برنده جایزه خوشه طلایی جشنواره والادولید شده و به مقام نامزدی نخل طلای جشنواره کن دست یافت. این اتفاقات باعث شد تا توجه سینما دوستان سراسر دنیا به شرق معطوف شده و ظهور سینمایی تازه و کارگردان های با استعداد و صاحب سبک را دریابند. انتظاری که بیهوده نبود و ییمو به سهم خود در سال های بعد با چراغ سرخ را بیفروزید، زندگی، مثلث شانگهای، راه خانه و دوران خوش به آن پاسخی درخور داد. اما این فیلم های کم خرج پاسخ گوی بازارهای داخلی و خارجی نبود. ازاین رو در آستانه هزاره جدید او به همراه چند فیلمساز دیگر بانی موجی تازه از فیلم های رزمی شدند که قالبی حماسی داشتند و از بودجه فراوان بهره می بردند. پنج سال قبل ییمو با ساختن قهرمان[با شرکت جت لی] به جرگه این کارگردان ها پیوست و حاصل آن قدر برایش خوشایند بود که در سال های گذشته با ساختن خانه خنجرهای پرنده و اینک نفرین گل طلایی به این شیوه ادامه داد. قهرمان جایزه آلفرد بائر جشنواره برلین را گرفت و نامزد دریافت خرس طلایی جشنواره شد و جایزه بهترین کارگردانی را از انجمن ملی منتقدان فیلم آمریکا برای وی به ارمغان آورد. خانه خنجره های پرنده نیز او را به مقام نامزدی جایزه گلدن گلاب رساند و جوایزی از انجمن های منتقدان ایالت های گوناگون آمریکا را نصیب اش کرد. همه اینها مهر تاییدی بر این موج تازه فیلم های حماسی/رزمی چینی بود که قرار بود و هست که خونی تازه در رگ های سینمای چین جاری کند. آخرین حلقه این فیلم ها نفرین گل طلایی است و بر خلاف آثار مهم کارنامه وی که سویه تاریک زندگی روستائیان چینی را هدف گرفته بود، به اقتضای ژانر انتخابی اش زندگی توطئه آمیز درباریان را نشانه رفته است.
نفرین گل طلایی که بر اساس نمایشنامه توفان تندری چائو یو ساخته شده، یک ضیافت دیداری است. سرشار از رنگ و شکوه که از هماهنگی حرکات بازیگران نقش های کوچک و طراحی صحنه و لباس ناشی می شود. شکوهی که با ساختن شهر ممنوع تازه ای برای فیلم شکل گرفته و به طراحی صحنه های رزمی فیلم توسط همکار دو فیلم قبلی ییمو به نام چینگ زیو تانگ ختم شده و نفرین گل طلایی را بعد از قول به گران ترین فیلم تاریخ سینمای چین بدل کرده است.اما حاصل این همه تلاش و هزینه نزد منتقد و تماشاگر جدی چیست؟
یک ملودرام درباری که اجزای تشکیل دهنده اش روابط ممنوع، حسادت ها و توطئه ها، عشاقی که خواهر و برادر از آب در می آیند و همه کلیشه های این گونه فیلم ها که نفرین گل طلایی را از نظر محتوی به یک سریال آبکی عاشقانه شبیه میکند. البته ناگفته نماند که ییمو تمامی سعی خود را برای سر و سامان دادن به حوادث فیلم می کند و روند دراماتیک درستی به کار خود داده و تماشاگر را تا پایان با خود همراه می کند. ولی همه اینها ظاهراً کافی نیست ،چون نه تماشاگر غربی بر خلاف دو فیلم پیشین در گیشه از آن استقبالی می کند[نزدیک به ٧ میلیون دلار فروش در آمریکا] و نه منتقد و داور جشنواره!
این اتفاق در نزد تماشاگر از کمبود صحنه های رزمی -که کفه ترازوی فیلم را به سمت ملودرام سنگین تر می کند- ناشی می شود و شکوه و جلال دربار نمی تواند جای آن را پر کند. شاید این نقطه فرود موج تازه سینمای آسیا باشد، به همین خاطر توصیه می کنم فرصت دیدار نفرین گل طلایی را از دست ندهید. هر چه باشد شکست ییمو از پیروزی خیلی ها چشمگیرتر و دیدنی تر است!
ژانر: اکشن، ماجرایی، درام، عاشقانه.

*آلفا داگ Alpha Dog *
نویسنده و کارگردان: نیک کاساوتیس. موسیقی: ارون زیگمن. مدیر فیلمبرداری: رابرت فریسی. تدوین: آلن هیم. طراح صحنه: دومینیک واتکینز. بازیگران: بن فاستر[جک مازورسکی]، شاون هاتوسی[الویس اشمیت]، امیل هیرش[جانی ترولاو]، شارون استون[الیویا مازورسکی]، جاستین تیمبرلیک[فرانکی بالن باخر]،آنتون یالچین[زاک]، بروس ویلیس[سانی ترولاو]، هری دین استانتون[کازمو گادابتی]. ١٢٢ و ١١٧ دقیقه. محصول ٢٠٠٦ آمریکا. نام دیگر: Jesse James Hollywood.
جک مازورسکی موادفروش قادر به پرداخت بدهی خود به جانی ترولاو نیست. از این رو جانی و دارو دسته اش،زاک برادر کوچک جک را می دزدند تا و تحت فشار قرار دهند. زاک که زیر نظر فرانکی، دوست جذاب جانی قرار دارد. او به مرور از حالت گروگان خارج شده و شروع به زیستن آرزوهای خود درباره مشروب و دخترها نزد فرانکی خوشگذران می کند. در حالی که مادرش از فرط ناراحتی به مرز جنون رسیده و به پلیس مراجعه می کند. این واقعه سبب می شود تا جانی که تا آن روز رفتار روسای مافیا را تقلید می کرده، به فکر رهایی از این دردسر بیفتد...
*چرا باید دید؟*
٧٢ ساعت! آیا می شود در این مدت زمان کوتاه زندگی شخص یا اشخاصی را تغییر داد! آلفا داگ یا به عبارتی مقلدان درجه یک و کارگردانش اعلام می کنند که این امکان همیشه وجود دارد. سرگذشت جوان هایی که شیفته زندگی خلافکاران[سکس، پول و مشروب و مواد مخدر] شده و می شوند، تا امروز دستمایه فیلم های زیادی بوده. فیلم هایی که اغلب پایان خوشی نداشته اند و آلفا داگ نیز یکی از آنهاست. فیلم قصه ٧٢ ساعت از زندگی گروهی جوان کالیفرنیایی است که زندگی تبهکاران خرده پا را در پیش گرفته اند. در حالی که به طبقه متوسط رو به بالا و یا مانند رهبرشان جانی به طبقه مرفه جامعه تعلق دارند. جرم برایشان معنی تفریح و بازی با آتش را دارد و هرگز به فکر سرانجام رفتار خود نیستند و مطابق معمول این فیلم ها حادثه ای که هرگز فکرش را هم نکرده اند، رخ می دهد و همه کاسه و کوزه شان را به هم می ریزد.
الفا داگ فیلم افتتاحیه جشنواره سندنس ٢٠٠٦ آخرین فیلم نیکلاس دیوید راولند کاساوتیس متولد ١٩٥٩ [فرزند جان کاساوتیس و جینا رولندز] که در ١٩٧٠ در نقشی کوتاه در یکی از فیلم های پدرش-شوهران- وارد سینما شده بود، در ١٩٩٩ با ساختن چیدن ستاره شروع به کارگردانی کرد. آلفا داگ پنجمین فیلم اوست و هم چون کارهای پیشین وی از ساختار درستی بهره مند است. کاساوتیس تقریباً با هر فیلمش ژانر تازه ای را آزموده و از این امتحانات سربلند بیرون آمده است. دختره خیلی دوست داشتنی است، جان کیو و دفتر یادداشت همگی فیلم های قابل اعتنا و موفقی بودند. آلفا داگ نیز با وجود بودجه اندک خود تااین لحظه بیش از ١٥ میلیون دلار عایدی داشته، که رقم مناسبی به شمار می رود.
فیلم بر اساس حادثه ای واقعی که در دبیرستانی دختر کاساوتیس در آن تحصیل می کرد، ساخته شده و قصه جوان ترین فرد فهرست افراد به شدت تحت تعقیب FBI معروف به جسی جیمز هالیوود است. فیلم کاساوتیس به یک نکته اساسی می پردازد و آن آزادی بیش از اندازه ای است که از طرف والدین به فرزندان شان داده شده و آن را مقدمه ورود نوجوان ها به دنیای جرم و جنایت می داند. چیزی که بروس ویلیس در نقش پدر جانی ترولاو نیز در ابتدای فیلم هنگام مصاحبه با گزارشگر بر زبان می آورد: من باید مراقب بچه خودم باشم، شما هم همین طور! شاید پیام فیلم و کاساوتیس دیرهنگام و از دید برخی متحجرانه باشد، اما در زمانه ای که جوان آمریکایی شاهد زندگی پر از حادثه بت های فعلی خود مانند کرتیس "فیفتی سنت" جکسون روی پرده سینما است و راه سریع و راحت دستیابی به پول، سکس و کلاً آدرنالین را همچون بسیاری در موادفروشی می یابد، ساخته شدن آلفا داگ ها گریزناپذیر می نماید.
اگر زبان کوچه و بازار شما را آزار نمی دهد[چون کاساوتیس برای واقعگرایی لازم از زبان کوچه استفاده کرده و همین امر باعث شده تا در از کلمه **** بیش از ٣٠٠ بار در طول فیلم استفاده شود] فرصت را برای دیدار از آلفا داگ از دست ندهید. یکی از فیلم های قابل توجه گونه انتقاد اجتماعی که دیدارش نه فقط برای نوجوان ها، بلکه والدین نیز ضروری است!
ژانر: جنایی، درام.














Comment