The End Of Dictador Islamic Republic (Election fraud)

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #241
    مثلث اژه ای- حسينيان- ذوالقدر
    تبليغ تئوری براندازی نرم
    کشف شبکه های جاسوسی
    سرکوب انتظامی و خيابانی- دستگيری خانگی و اداری
    رخنه چنان در اعماق مهم ترين نهادهای تصميم گيرنده مشهود است که
    می توان به همان هائی شک کرد که جلوجلو می دوند و فرياد می زنند
    "جاسوس را بگير، جاسوس را بگير!"




    شايعات پيرامون بازداشت صاحب پرشين بلاک حکايت از مقابله سازمان يافته مثلث اژه ای وزير اطلاعات، ذوالقدر قائم مقام وزير کشور و روح الله حسينيان مشاور جديد در کابينه احمدی نژاد با وبلاگ نويسی و وبلاگ ها دارد. برای مقابله های جديد با جنبش زنان، دانشجويان، معلمان، وبلاگ ها و حتی مخالفان سياست های نظامی و اتمی فعلا سوژه روز جاسوسی و براندازی نرم و يا سفت است! به همين دليل بوترابی هم فعلا با اتهام جاسوسی بازداشت شده است! اين درحالی است که بموجب شواهد بسيار، سرائيل و امريکا از پنهان ترين اخبار نظامی و اتمی جمهوری اسلامی اطلاع دارند و براساس آنها سياست های خود را در برابر ايران تنظيم می کنند. اين نفوذ و کسب اطلاعات محرمانه چنان است که به بهانه توقف غنی سازی و تحميل راست آزمانی اطمينان دارند و می دانند چه چيزهائی را می توانند از زير زمين های اتمی دراختيار سپاه بيرون بکشند. ماجرای دستگيری فرماندهان سپاه و اعضای شورای عالی امنيت ملی در اربيل عراق نيز نشان داد که از محرمانه ترين و مهم ترين سفرهای پنهانی نيز با اطلاع اند. همچنان که ماجرای ربودن و يا نجات سردار عسگری معاون وزارت دفاع در زمان شمخانی از خطر لو رفتن و دستگير شدن در ايران نشان داد تا مغز کدام نهادها نفوذ دارند. چنان که بعيد نيست همان ها که اين روزها اين و آن را باتهام جاسوسی دستگير می کنند، خود دزد باشند که می دوند و فرياد می زنند "دزد را بگير دزد را بگير!" و اين تازه سرکوه يخی است که از آب بيرون آمده و فاش شده و مطبوعات و خبرگزاری ها نوشته اند، بدنه اين کوه هنوز زير آب است و از دل آن طرح ها و ماجراهائی در کشور بصورت ناگهانی بروز می کنند که دشوار می توان تصور کرد کار آن دست ها نيست. دست هائی که درکنار تصميم گيرندگان اصلی زانو به زانو می نشينند و نقش مشاور و رايزن و همدم و محرم دارند! و ناگهان مثلا مبتکر تئوری يورش فرهنگی می شوند و يا طرفدار خوش حجابی! در بحرانی ترين اوضاع و يا ابتدا اين و آن شهر را به آن و اين منطقه وصل می کنند و سپس که شورش شد، فرمان باز کردن آتش به روی مردم می دهند! خواست صنفی معلمان را با يورش و چماق و زندان پاسخ می دهند و... نفوذ و جاسوسی و خط دهی را در هفت توی آن نهادهائی بايد جستجو کرد که از درون آنها اين پديده ها می تراود نه در پرشين بلاک که در زير و از قلم محمد علی ابطحی در باره دستگير صاحب آن می خوانيد:

    ابطحی ـ آقای دکتر بوترابی، رئيس پرشين بلاگ سال ها از فعالان حوزه های دانشجوئی بود. در ايام جنگ با دشمن جنگيد و يار آشنای جبهه ها بود. چند سال پيش که وبلاگ نويسی در ايران رواج يافت، با اين که شرکت شناخته شده ی کارهای کامپيوتری داشت، برای رشد و تقويت وبلاگ نويسی، پرشين بلاگ را خريد. به تقويت فرهنگی وبلاگها ايمان داشت. به خاطر همين وسواس فرهنگی، مخالفان صنفی اش بارها از او به عنوان مأمور حکومت و وزارت اطلاعات ياد می کردند. او را دستگير کردند اما تا امروز دليل آن را نفهميده ام. بوترابی با علاقه شخصی مديريت سايتی را بر عهده گرفت که در آن حدود ۷۸۰ هزار وبلاگ فارسی وجود دارد که ۱۷۰ هزار تای آن فعالند. اين يک سرمايه بزرگی است که ۱۷۰ هزار ايرانی مشغول توليد نوشته فارسی هستند. کمترين کار وبلاگ نويسی گسترش زبان فارسی است. با اين فشارها، اگر آقای بوترابی پس از آزادی از زندان عطای وبلاگ را به لقای آن بخشيد و در اثر نگرانی از اين نوع رفتارها، به همراه آن چهار پنج تا حوزه ديگری که آن ها هم از سر سوز و عشق به وبلاگ سرمايه شخصی را در اختيار وبلاگ نويسان قرار داده اند، تصميم بگيرند آن را تعطيل کنند، چه به سر اين همه توليدات فرهنگی کشور خواهد آمد؟ هم برای دستگيری بوترابی نگرانم و هم برای سرنوشت وبلاگ ها. بوترابی از نظر شخصی و اخلاقی از صادق ترين و متدين ترين و حتی پراحتياط ترين افراد و مديران بخش خصوصی بود. اميدوارم آزاد شود و پرشين بلاگ را هم ادامه دهد. وبلاگ نويسی جوان ايران راه طولانی و زيادی در پيش دارد.



    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #242
      گزارش نماينده مجلس رژيم از سفر متکی به اسکانديناوی: حقوق بشر و بگير و ببندهاى اخير در كشور..از نكات و محورهاى اصلى و مشترك همه ديدارها بود...مذاكرات ..گاهى آمرانه و نوعا انتقادى و شكل و ماهيت محاكمه را داشت تا مذاكره...حضور كمرنگ.. در مراسم ويژه*‏ سفارت .. ناشى از ضديت و در حالت خوشبينانه آن بي*‏تفاوتى ايرانيان مقيم سوئد نسبت به حضور وزير امور خارجه بود... جمهورى اسلامى متعهد شد بابت حمله حزب الله به سفارت دانمارک در تهران ده*‏ها هزار دلار به مقامات دانماركى خسارت بپردازد ...


      روشنگری: اگر در رژيم اسلامی تجمع آرام و مسالمت آميز برای اعلام مخالفت با سنگسار زنان "اقدام عليه امنيت ملی" ناميده می شود و تجمع کنندگان به بهانه "اقدام غيرقانونی" به مجازات های سنگين مالی و زندان محکوم می شوند و اگر کارگر حق برگزاری روز همبستگی بين المللی خود و حق فرياد زدن عليه بی عدالتی و بی حقی را نداشته و راهی زندان می شود, در عوض حزب اللهی های رژيم نه تنها کاملا آزادند که هر زمان دلشان خواست در هر نقطه ای تجمع و تظاهرات برپا کنند که حتی رژيم خسارت حملات اين عوامل خود به سفارت خانه های خارجی را هم از جيب مردم ايران پرداخت می کند. و اين آش آنقدر شور است که نماينده مجلس رژيم را هم به اعتراض واداشته است.

      اکبر اعلمی نماينده مجلس رژيم در گفتگو با ايلنا در اين زمينه گفته است:"براى آن دسته از افرادى كه ظاهرا به دليل جريحه*‏دار شدن احساساتشان به ساختمان سفارت دانمارك حمله كرده و به آن خسارت وارد ساختند، جالب است كه بدانند جمهورى اسلامى ملزم و متعهد شده است كه از بابت خسارات وارده ده*‏ها هزار دلار به مقامات دانماركى خسارت بپردازد و يقينا اين مبلغ از جيب ملت ايران پرداخت خواهد شد."

      اعلمی در باره محورهای مذاکرات در کشورهای اسکانديناوی گفت:" مسايل مربوط به حقوق بشر و بگير و ببندهاى اخير در كشور، فعاليت*‏هاى صلح*‏آميز هسته*‏اى در ايران و اوضاع نگران*‏كننده منطقه خصوصا در عراق و افغانستان و همچنين حاشيه*‏هاى نشست شرم*‏الشيخ از نكات و محورهاى اصلى و مشترك همه ديدارها بود."

      وی در باره لحن طرفين در گفتگوها گفت:"در طول مذاكرات مقامات دو كشور مذاكرات طرف*‏هاى مقابل با وزير امور خارجه ايران به سبك ساير كشورهاى اروپايى گاهى آمرانه و نوعا انتقادى و شكل و ماهيت محاكمه را داشت تا مذاكره و وقت متكى بيشتر صرف پاسخگويى به ابهامات، اتهامات و رفع شبهات مي*‏شد."

      اعلمی به تلويح به نفرت ايرانيان مقيم سوئد از رژيم اسلامی و کسادی بازار سفارت رژيم در استکهلم پايتخت سوئد اعتراف کرد و با ذکر اين که " 80 الى 100 هزار نفر از ايرانيان در سوئد اقامت دارند" گفت:" با توجه به جمعيت عظيم ايرانيان مقيم سوئد حضور كمرنگ آنها در مراسم ويژه*‏اى كه سفارت برگزار كرد را مي*‏توان ناشى از ضعف مديريت سفارت در بسيج ايرانيان و يا ضديت و در حالت خوشبينانه آن بي*‏تفاوتى ايرانيان مقيم سوئد نسبت به حضور وزير امور خارجه جمهورى اسلامى در اين كشور دانست."

      اعلمی به تحقير اعتراضات ايرانيان در برابر مراکز رژيم در جريان سفر متکی به اسکانديناوی پرداخت تا از اين طريق اهميت سياسی اعتراضات گروههای مستقل ايرانيان را در اسکانديناوی و کارزار روشنگرانه آنان را عليه اعدام و شکنجه و سرکوب و نقض حقوق بشر در ايران کم رنگ جلوه دهد. او از اجتماعات اعتراضی تحت عنوان "برپايى اجتماعات و اعتراضات چند ده نفره عليه سفر وزير امور خارجه ايران در نقاط تعيين شده" در هر سه كشور نروژ, سوئد و دانمارک به عوان نکته "درخور توجه" ياد کرد و در عين حال با اشاره به اين که "ايرانيان با هر طرز تفكرى در هر نقطه از جهان كه باشند، ايرانى محسوب مي*‏شوند و ايران متعلق به آنهاست و آنها نيز متعلق به ايران هستند" خواستار شد "به هر طريق ممكن بستر لازم براى گفت*‏وگوهاى سازنده با اين دسته از مخالفين و حتى معارضين نظام نيز مهيا شده و بدين وسيله تعامل منطقى و بدور از پرخاشگرى جهت شنيدن سخنان آنها فراهم شود."

      نماينده مجلس رژيم در حالی از "تعامل منطقی " با مخالفان جمهوری اسلامی ياد کرده است, که از نظر اپوريسيون آزادی خواه و عدالت طلب, رژيم جمهوری اسلامی يک رژيم ضد مردمی, نامشروع و ناقض حقوق بشر است که فقط با سرنگونی آن با اتکا به مبارزات مستقل مردم ايران, امکان رهايی و نجات کشور از چنگال بحران های خطرناک و جنگ, تجاوز خارجی, تجزيه و ازهم پاشيدگی فراهم می گردد و خط مشی مبتنی بر مذاکره و "تعامل" که سفارت خانه های رژيم نيز در جهت منزوی کردن مخالفان بر آن تاکيد می کنند, خريداری ندارد. اين واقعيتی است که حتی اعلمی نيز با اعتراف به "ضديت و در حالت خوشبينانه آن بي*‏تفاوتى ايرانيان مقيم سوئد نسبت به حضور وزير امور خارجه جمهورى اسلامى در اين كشور" به آن اعتراف کرده است. اعلمی و همفکران او در تبليغ خط "تعامل" با "مخالفين و حتی معارضين نظام" را بهتر است خطی شکست خورده بدانند. تظاهرات ايرانيان در اسکانديناوی اين خواب آشفته را يک بار ديگر زايل کرده است.

      اعلمی به ايلنا گفته است:"حضور بيش از 120 هزار ايرانى با تخصص، استعداد و ظرفيت*‏هاى گوناگون در اين نقطه از جهان كه دو نفر از آنها هم به عنوان نماينده به پارلمان سوئد راه يافته*‏اند، فارغ از نوع گرايشات و علايق آنها نسبت به دولت و حاكميت يكى از مهم*‏ترين فرصت*‏ها و ظرفيت*‏هايى است كه بايد روى آن سرمايه*‏گذارى شود، در غير اين صورت حتى مي*‏تواند به ظرفيتى عليه كشور ما مبدل گردد."

      نکته ای که ظاهرا اعلمی مايل به درک آن نيست اين است که در رژيمی که جمع کردن امضا مجازات زندان دارد و دانشجو ربايی امری رايج است و معلم برای خواست افزايش حقوق با پرونده سازی امنيتی راهی زندان می شود و در عوض چماق حزب الله آزادانه حرکت می کند و هزينه اوباش گری های آنها هم از جيب سوراخ ملت اسير ايران پرداخت می شود, ايرانيان مقيم خارج از کشور به طور عموم و در سوئد مثل هر کشور ديگر محل اقامت آنان جايی برای صرف نظر کردن از "گرايشات و علايق" نمانده است. رژيم اسلامی اگر وحشی و سرکوبگر و انحصار طلب نبود و تحمل پذيرش "گرايشات و علائق" گوناگون را داشت که اين همه ايرانی خانه و کاشانه خود را ترک نمی کردند و به کشورهای مختلف پناهنده نمی شدند. بنابراين حذب توده انبوه ايرانيان تحصيل کرده مقيم خارج در چهارچوب رژيم سرکوبگر اسلامی و "خارج از گرايشات و علائق" آنها سازی ناساز و نواختن شيپور از سر گشاد آن است.

      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #243
        Iran plays down importance of US talks

        TEHRAN (AFP) - Iran on Wednesday punctured any expectations talks with the United States over Iraq would mark a breakthrough between the two foes, saying its policy of not negotiating with Washington was unchanged.



        Supreme leader Ayatollah Ali Khamenei said Iran would merely use the talks with US diplomats over Iraq to remind Washington of its "occupiers' duty" in the conflict-torn country.

        "The Iranian foreign ministry, at the request of Iraq, decided to participate in face-to-face talks with the United States and remind them of their duties and responsibilities over the security of Iraq," he said.

        "They (the United States) made a written request for these talks and said they will not discuss any other issues except Iraq," Khamenei said in remarks broadcast on state television.

        "And we tell them: even the Iraqi issue does not concern you and talks are only over the occupiers' duty about the security of Iraq," he added.

        Officials in Tehran and Washington said earlier this week the two arch foes would hold talks in the next few weeks, most likely in Baghdad at ambassador level, over security in Iraq.

        The United States insisted on Monday that the planned talks did not presage a retreat from a near three-decade-old US policy to isolate the Islamic republic, with White House spokesman Tony Snow saying the contacts will be "about Iraq and only Iraq."

        US-Iranian relations have been frozen since 1980 after radical students stormed the US embassy in Tehran in the wake of the country's Islamic revolution and held its diplomats hostage for 444 days.

        Iran's leaders have repeatedly said they are ready to talk to the United States but only if Washington changes its position towards the Islamic republic, which it accuses of sponsoring terrorism.

        "The Islamic republic's policy in not negotiating with the United States remains, as long as the policies of this arrogant government have not changed," Khamenei said.

        He also rounded on "elements" within Iran who believed that change was in the air over US-Iranian relations.

        "If some elements inside the country think the Islamic republic has changed its policy of not talking to the United States, they are gravely mistaken," he said.

        Khamenei's downbeat assessment came after criticism from conservatives of the decision to hold the discussions, which the editor of the hardline daily Kayhan likened to "dancing with wolves and shaking hands with the devil."

        Some moderates had expressed hope the contacts could result in a warming of ties and a small group of deputies in the Iranian parliament has even been canvassing support to set up an Iran-US friendship group.

        Two weeks ago hopes were dashed that Iran and the United States would hold substantive contacts at a conference on Iraq's security in the Egyptian resort of Sharm el-Sheikh.

        At that meeting, Foreign Minister Manouchehr Mottaki barely exchanged pleasantries with US Secretary of State Condoleezza Rice while a lower-level encounter between high-ranking diplomats lasted just minutes.

        Ties remain bedevliled by Iran's controversial nuclear programme, as well as Iraq, where the United States accuses the Islamic republic of aiding militant Shiite groups and attacking US forces.

        Strains have also intensified in recent months over the arrest by the United States of seven Iranians accused of being operatives of the Revolutionary Guards' elite Qods Brigade intent on stirring trouble in Iraq.

        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #244
          “I knew if I wanted to make it, I had to get to Detroit.”

          That’s not something you hear every day, but speaker Ramin Ahmadi isn’t one for saying everyday things. Ahmadi’s the Connecticut physician and Yale professor who founded the Derby-based Griffin Center for Health and Human Rights, which has worked toward humanitarian causes all over the world. More subversively, he teaches rebellious Iranians about thinkers like Mohandas Gandhi and Martin Luther King, in hopes of fomenting a non-violent revolution in that country.

          But 20-some years ago, before racking up this list of accomplishments, Ahmadi was merely a teenager in deep trouble with the law. And before he could work toward his current success, he had to get to Detroit.

          Born in Iran, Ahmadi was 15 when the Islamic revolution led by Ayatollah Khomeini swept the country.

          “I left Iran when I was 17 … it was two years after the Islamic revolution,” Ahmadi said. “I left at the end of ’81, beginning of ’82 … the year the Islamic Republic regime was particularly brutal with political activists.”

          Ahmadi was an activist, but his family was not. So they stayed behind when he left Iran.

          “I came across the border to Pakistan … illegally sneaked across at night with a group of friends who regularly smuggled things across the border.” He wandered for two years, first as an illegal immigrant in Pakistan and then as a refugee in Barcelona, Spain, all the while hoping to reach the United States.

          “The only family I had outside of Iran, my mother’s sister … was a citizen living in the United States with her husband. She sponsored me. … That’s how I ended up in the U.S., in Michigan.” Detroit, to be exact, where he soon learned English well enough to enroll in a local community college.

          From there he went on to a four-year college, medical school and then a residency at Yale, but even while carving out a successful life in America his mind still wandered toward Iran.

          “I’m active in human rights,” he said. “And of course for Iran I was emotionally involved.” His work with the Griffin Center brought him to troubled spots all over the world: East Timor, Guyana, Nicaragua, and Sri Lanka after the 2004 tsunami. But he dared not go to Iran, though he wrote extensively about it.

          “For the past decade or so I have been writing a lot of articles in Persian.” These were written for the Iranian expatriate community, since in Iran itself “my books were banned. They cannot be published in Iran. But once they had the Internet I noticed we had readers in Iran.”

          He talked with young Iranians in online chat rooms, discussing the lives and philosophies of Gandhi and Martin Luther King, and the value of non-violence in bringing about governmental change. And after awhile, he started making regular trips to Dubai, the Arab city which Ahmadi calls “the Las Vegas of the Middle East.” Wealthy young people from all over the region use Dubai as a playground and a temporary reprieve from the watchful eye of their oppressive theocratic governments.

          “Every week, 10, 15 thousand young Iranians come to Dubai to have fun,” he says. “They come to party, drink, go to discos, spend time with women. That’s what it’s all about.”

          All of that is illegal in Iran. Officially the Iranian government disapproves of such pleasure jaunts, but unofficially finds them a useful valve for letting off pressure. Thus, it’s unlikely the government will crack down on this weekly exodus.

          And here’s what brings Ahmadi to Dubai: among those tens of thousands of Iranians each week, a few come to hear him give lessons on the principles of non-violence.

          “They go to a loft [with Ahmadi] for five, six, seven days of workshops, then they go home to Iran and disseminate this information to their friends,” Ahmadi said. “It’s difficult for the Iranian government, among the 15,000 who came out, to find the seven or eight who came not for discos, but for Martin Luther King and Gandhi.”

          Back in Iran, there’s already an underground system set up to accept and distribute this subversive information.

          “Iran is a very complex society,” Ahmadi said. “It resembles Poland of the 1980s, meaning a lively — I won’t say civil society, but … there’s a woman’s rights movement, a student movement, a labor movement … a lot of activists looking for strategies to advance their cause.”

          But is non-violence truly the right strategy for Iran? In 1938, Gandhi paused in his protests against the British in India long enough to advise the Jews of Germany to try non-violent resistance against the Nazis. But what worked against Winston Churchill might not be so effective against the likes of Adolf Hitler. Wouldn’t Ahmadi’s faith in non-violence imply a certain faith in the current Iranian government, too?

          No. “We expect violence from the government,” Ahmadi said. “There’s no pure non-violent movement, because the state will commit acts of violence.” But Ahmadi says it’s inaccurate to assume Gandhi’s techniques wouldn’t have worked against the Nazis.

          “Germany had a successful non-violence movement,” he says. “They didn’t go far enough … some German women married to Jewish husbands started an underground network. A phone tree … when the Gestapo came, less than 24 hours after the arrest of their husbands the women had a non-violent protest known as the Rosenstrasse.”

          Faced with thousands of women openly protesting in the streets of Berlin, the Gestapo quietly released the protestors’ Jewish husbands, rather than cause more dissent by shooting German women in the streets. “It was the only act of non-violence that we know of in [Nazi] Germany, and it was a success,” Ahmadi said. “The problem was the Germans didn’t do enough of it.”

          But he thinks his countrymen back home someday will. “Non-violence will win. We have faith in it.” He quickly corrected himself. “Not just faith: logic and reason. With Hitler [non-violence] really wasn’t used.”

          But it already has a proven track record in Iran. “Do not forget the 1979 [Islamic] revolution was a velvet revolution. [Khomeini] didn’t use weapons to take down the state apparatus … he used violence later. The overthrow of the Shah happened with mass demonstrations.” And if Ahmadi succeeds in his efforts, future historians will say the same about the overthrow of the Iranian theocracy, too. ●

          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #245
            انتقادها بالا گرفت
            دستگير کنندگان اوباش
            خود کم از اوباش نيستند!





            طرح دستگيری اوباش تهران با شرکت نقاب پوشان ورزيده نيروی انتظامی که به نمايش قدرت و زهر چشم گرفتن از مردم بيشتر شبيه است تا مقابله با اراذل، با واکنش های تندی درحاکميت روبرو شده که در اصل انعکاسی است از واکنش های مردم.

            نايب رئيس كميسيون حقوقی و قضايی مجلس*‏هفتم گفت: نيروی*‏انتظامی اجازه ندارد بدون حكم قضايی وارد منازل اشخاص- حتی اراذل و اوباش- شود و بايد برای هر منزل، حكمی قضايی صادر شده باشد. طبق قانون نبايد برخوردهای خارج از مقررات صورت گيرد، هرچند اراذل و اوباش كه جرم آنها ثابت شده است، مشمول قانون تشهير می*‏شوند و در واقع قانون اين مجازات*‏ها را پيش*‏بينی كرده است.

            عضو هيات*‏رئيسه كميسيون فرهنگی مجلس*‏هفتم نيز گفت: نحوه برخورد پليس با اراذل و اوباش نبايد در انظارعمومی به قدری خشن باشد كه موجب احساس نگرانی در مردم شود.

            اگر برخورد نيروی انتظامی با اراذل و اوباش تحقيرآميز، بدور از كرامت انسانی و بدون داشتن مجوز باشد، قابل قبول نيست. البته برخی شيوه*‏های تنبيهی در خصوص اراذل و اوباش، مجازات*‏هايی است كه در قانون نيز پيش*‏بينی شده است كه برآن اساس افراد دارای جرم محرز و ايجاد ناامنی اجتماعی براساس آن مجازات می*‏شوند، در غير اين صورت نيروی*‏انتظامی اجازه ندارد در مورد افرادی كه مشمول مجازات*‏هايی نظير گردانده شدن در ميادين به صورت تحقيرآميز نمی*‏شوند، راسا اقدام كند.

            در همين ارتباط وزير کشور نيز در مصاحبه باخبرنگاران در مقابل سئوالات متعدد در همين ارتباط قرار گرفت و سرانجام ناچار شد بگويد که اگر کج روی هائی شده اصلاح خواهد شد. او گفت که برای اجرای اين طرح بين قوه قضائيه و نيروی انتظامی همآهنگی وجود دارد و اين درحالی است که دادگستری خود به منتقد نيروی انتظامی در جريان اين طرح تبديل شده است. آنچه را بعنوان يورش به هرتجمع و تحصنی در دو سال گذشته شاهد بوده ايم و در هفته های اخير بعنوان مقابله با بدحجابی و اکنون مقابله با اوباش شاهديم، همگی زير نظر و بدستور و سازماندهی سردار ذوالقدر قائم مقام وزير کشور و دارند اختيارات ويژه از جانب رهبر برای هدايت نيروی انتظامی انجام می شود.



            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #246
              در اجراى طرح ارتقاى امنيت اجتماعى كه از ابتداى ارديبهشت*‏ ماه آغاز شده, برخورد با مالكان خودروهاى بدحجاب در دستور كار پليس قرار گرفته است, بر اساس اين طرح خودروهاى حامل فرد بدحجاب يا خودروهايى كه راننده آن زنان بدحجاب هستند، توسط ماموران اجراى طرح امنيت اخلاقى و ماموران راهنمايى و رانندگى توقيف و به پاركينگ منتقل مي*‏شوند.

              به گزارش خبرنگار ايلنا, نيروى انتظامى با اين توجيه كه حضور فرد بدحجاب در خودرو از جرائم مشهود محسوب مي*‏شود، نسبت به برخورد با خودروهاى حامل فرد بدحجاب اقدام كرده و راساً به توقيف خودروها مي*‏پردازد.

              اما نيروى انتظامى در تحويل خودروهاى توقيفى شيوه خاصى را در برنامه قرار داده، به اين ترتيب كه در روزهاى ابتدايى اجراى اين طرح از مالكان خودروهاى توقيف شده مي*‏خواست براى انجام اقدامات مربوط به تحويل خودروهاى توقيفى در ساعات پايانى شب به مركز مبارزه با مفاسد اجتماعى تهران، واقع در خيابان وزراء، مراجعه كنند كه بر اساس مشاهدات خبرنگار ايلنا، اين افراد عمدتاً در ساعات مذكور مقابل ساختمان اين مركز، حضور يافته و هيچ پاسخ مشخصى را نيز از مسوولان مربوط دريافت نمي*‏كردند.

              به دنبال ايجاد نارضايتى بين ساكنان محدوده مركز پليس مفاسد، اين شيوه عمل نيروى انتظامى تغيير كرد و بر اساس اعلام ناجا، مالكان خودروهاى حامل فرد بدحجاب موظف شدند كه براى انجام مراحل مربوط به ترخيص خودروى خود از ساعت 5 بامداد در محل حاضر شوند و مالكان اين خودروها براى اينكه در اولين ساعات، كارهاى مربوطه را انجام دهند، از ساعت 12 شب در محل حاضر مي*‏شدند تا در نوبت اول رسيدگى قرار گيرند.

              اين اقدام و تجمع مالكان خودرو با اعتراض مجدد مردم محل روبرو شده و نيروى انتظامى براى بار سوم شيوه ترخيص خودروهاى حامل افراد بدحجاب را تغيير داد تا اين بار، نيروى انتظامى خود اقدام به نوبت*‏دهى به اين افراد كند.

              در طرح ارتقاى امنيت اجتماعي، هر يك از تخلفات داراى مجازات خاصى است. به نحوى كه بر اساس آيين نامه نصب شده در مركز پليس مفاسد، طول مدت توقيف خودرويى كه اقدام به ايجاد مزاحمت براى نواميس كند 3 ماه و طول مدت توقيف خودروهاى حامل فرد بدحجاب 2 ماه تعيين شده است. همچنين براى مواردى چون حمل سگ در خودرو و يا ايجاد آلوگى صوتي، مدت زمان مشخصى براى توقيف در نظر گرفته شده است.

              لازم به ذكر است؛ ترخيص خودرو نيازمند حضور راننده متخلف و صاحب سند است و همين امر موجب افزايش جمعيت حاضر در محل براى تحويل خودروهاى توقيفى شده است.

              گفتنى است؛ در هفته گذشته، تعدادى از مسوولان و مديران كل استانى نيز با تاييد اين موضوع خواستار رسيدگى نيروى انتظامى به اين وضعيت شدند؛ اما نيروى انتظامى از ارائه توضيح در اين خصوص خوددارى مي*‏كند.

              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #247
                سخنرانی رهبر برای بسيج دانشجوئی
                ج. ا مرکز فرماندهی
                مقابله جهانی با امريکاست
                در بسياری از زمينه*ها كاملا با حريف برابريم.
                دشمن برای ناكارآمد جلوه دادن دولت مكتبی و حامی ارزشهای اسلامی
                در پيشرفت اقتصادی كشور مانع تراشی می*كند
                650 هزار بسيجی
                در 700 دانشگاه مستقر شده اند

                اين سخنان و نظرات را نبايد بی اهميت تلقی کرد و يا به مسخره گرفت، زيرا اساس و پايه دولتی که اکنون حاکم شده و فضای تيره و تار سياسی، تحميل سانسور به مطبوعات، محاکمات فرمايشی، انتخابات پرتقلب و جنجال سازی های خيابانی و نوبتی، درکنار سرکوب حق طلبی های کارگران، معلمان، زنان؛ دانشجويان و ديگر اقشار مملکت و فلج سازی و بی محتوا کردن مجلس مملکت، کابوس براندازی های رنگی و نرم و غير نرم تا حد مقابله با هر نشست و اعلام نظری مخالف سياست حاکم، همه و همه از دل همين نظرات بر خاسته و در مجموع خود حاکميتی نظامی- اتمی را باعث شده است.






                رهبر جمهوری اسلامی "علی خامنه ای" روز گذشته، در يکی ديگر از ديدارهای فرمايشی که عده ای را به ديدار وی می برند و او برای آنها سخنرانی می کند و در باره همه مسائل داخلی و خارجی ديدگاه های خود را بيان می کند، با گروهی از اعضای بسيج دانشگاه ها ديدار کرد.

                در اين ديدار جمله ای از دهانش رهبر بيرون پريد، که علاوه بر تائيد نقش بسيج در تشنج های اخير دانشگاه هاست، اعتراف به پديد آمدن ديدگاه های متفاوت و منتقد در ميان بسيج دانشگاه هاست. ما اين جمله را در داخل گيومه و رنگی مشخص کرده ايم. در ادامه همين بخش از سخنرانی خود، علی خامنه ای از دولت احمدی نژاد حمايت کرد که هدف از اين حمايت نيز در واقع فرو نشاندن اوج گيری انتقادها در ميان بسيج و نيروهای جناح راست عليه احمدی نژاد و دولت اوست.

                رهبر جمهوری اسلامی در بخش ديگری از سخنرانی خود برای آنها که بعنوان بسيجی به ديدارش برده شده بودند بار ديگر همان بلندپروازی هائی را مطرح کرد که بر خلاف ادعای وی نه متکی به اراده و خواست و رضايت مردم، بلکه متکی به موشک و فعاليت های اتمی است. اين بلند پروازی هسته مرکزی سياست تنش آفرين بين المللی و سرکوب داخلی است که به همين دليل بايد آن را نيز از ميان پرگوئی ها بيرون کشيد تا معلوم شود پشت صحنه چه می گذرد و در سر صاحب قدرت چه می گذرد.

                از سخنرانی مشروح علی خامنه ای که اغلب موجب می شود تا آن دو کلام و دو جمله خبری مورد نظر نيز در ميان پرگوئی ها و لفاظی های به ظاهر ضد امريکائی وی گُم شود، خلاصه ای تهيه کرده ايم که می خوانيد:

                « روحيه بسيجی راز ايستادگی و رمز اميد ملت ايران به آينده است. همين روحيه و تفكر بسيجی بوده است كه ملت ايران و جمهوری اسلامی را در عرصه سياسی جنگ عظيم اراده*ها و تدبيرها، به «مركز فرماندهی بيداری و مقابله ملت ها» با نظام سلطه*گر امريكا تبديل كرده است. ميدان پيچيده جنگ عظيم اراده*ها و تدبيرهاست و واقعيت اين است كه ملت و جمهوری اسلامی ايران در اين عرصه، نقش تعيين كننده*ای بر عهده داشته و دارند به گونه*ای كه می*توان گفت "نظام اسلامی بمبی قوی در دنيای سياست منفجر كرده است كه قدرت آن هزاران برابر بيشتر از بمبی است كه آمريكايی*ها در هيروشيما به كار بردند. "

                در عرصه رويارويی ملت ها با نظام سلطه*گر آمريكا، جمهوری اسلامی ايران به مركز فرماندهی جبهه ملت ها تبديل شده و در بسياری از زمينه*ها نيز كاملا با حريف برابری می*كند.

                دشمن برای ناكارآمد جلوه دادن دولت مكتبی و حامی ارزشهای اسلامی در پيشرفت اقتصادی كشور مانع تراشی می*كند كه بسيج دانشجويی می*تواند با كمك به افزايش كارآمدی دولت اين نقشه را خنثی كند.

                "گاه دشمن برای تكميل نقشه خود در صدد آن است كه حرف حقی از زبان يك فرد يا گروهی بيان شود."

                در اين ديدار محمدرضا مردانی رئيس سازمان بسيج دانشجويی گفت: هم*اكنون 649 هزار دانشجو در 2600 دفتر بسيج دانشجويی مستقر در 700 دانشگاه سراسر كشور مشغول فعاليت اند.



                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #248
                  مسوول رسيدگى به نامه هاى مردمى به رييس جمهور در استاندارى مركزي، گفت: از 156 هزار نامه ارسالى به رييس جمهور 40 درصد آنها جواب مثبت دريافت كرده*‏اند.
                  به گزارش ايلنا، مدير دفتر ارزيابى و عملكرد و رسيدگى به شكايات مردمى در استاندارى استان مركزي، با اشاره به اينكه بررسى نامه ها هنوز به اتمام نرسيده است، گفت: اگر نامه ها رقمى بالاتر از اين تعداد است كه از تاريخ 28 ارديبهشت ماه سال 85 كار تفكيك، تلخيص، تايپ و تفكيك كارشناسى آن توسط 600 نيروى بسيجى در دو شيفت كارى صورت گرفت و براساس موضوع، به 67 سازمان ارجاع شد.
                  اميرحسين قاسمي، بيشترين موضوعات مطرح شده در نامه ها را حدود 80 درصد، مسائل اقتصادى با فاكتورهاى خاص اشتغال، مسكن و كمك عنوان كرد و گفت: بيش از 46 هزار نامه جهت رسيدگى به كميته امداد امام(ره) فرستاده شد و بانكها، اداره تعاون و اداره كار پس از كميته امداد بيشترين حجم نامه هاى ارسالى را داشتند.
                  مسوول رسيدگى به نامه هاى رييس جمهورى در استان مركزي، گفت: هدف گروه از بررسى نامه ها تنها پاسخ*‏دهى مثبت نبود، بلكه روشنگرى و هدايت صحيح مردم به سوى كانالى كه آنها را زودتر به هدف مى رساند، در اولويت كارى قرار داشت.
                  وى با اشاره به اينكه پاسخگويى به برخى نامه*‏ها، به لحاظ خارج بودن از ضوابط قانونى و موازين تعريف شده غير ممكن بود، گفت: از تعداد كل نامه هاى بررسى شده، بيش از 6 هزار نامه در استاندارى مركزى مانده كه مربوط به افرادى است كه پس از ارزيابى شيوه پيشنهادى مورد قبول آنها واقع نشده كه در دست اقدام است.
                  قاسمى گفت: با احتساب موضوعات، 30 درصد نامه ها در دست اقدام و به 30 درصد نامه ها كه در چارچوب مقررات و ضوابط ادارى نبوده جواب منفى داده شده است.
                  وى 38 هزار نامه را مربوط به متقاضيان كار عنوان كرد و گفت: معرفى به بنگاههاى اقتصادى زودبازده و اداره تعاون بهترين راه پاسخگويى به اين نامه ها بوده تا در قالب تشكيل تعاوني، مساله آنها حل شود.
                  يكى از مسوولان پيگيرى نامه ها در استاندارى مركزى كه مايل نبود نامش در گزارش آورده شود، به خبرنگار ما گفت: در برخى از ادارات هنوز كار بررسى نامه ها شروع نشده و با دستور رسيدگى فورى كه به ادارات ابلاغ شده، در اين چند روزه با هماهنگى نيروها در روابط عمومى ادارات مشغول تفكيك و مطالعه نامه ها هستند.
                  وى گفت: بررسى عملكرد ارائه شده از سوى برخى از ادارات نيز كه به تاييد مديران رسيده و حكايت از پاسخگويى 90 تا 95 درصدى داشته، پس از بررسى مجدد متوجه شديم كه حتى رقم 10 درصد در خصوص آمار ارائه شده صحت ندارد.
                  وى در رابطه با نامه هاى ارسال شده متقاضيان كار گفت: متاسفانه همه نامه ها به دو مركز كاريابى داده شده و بخش دولتى به طور غير مستقيم، بخش خصوصى را كه هرگز با اين حجم متقاضى يك باره روب] رو نمى شد، به سود بسيار در كوتاهترين مدت زمانى رسانده است.
                  حضور خبرنگار ما در جلسات توجيهى براى متقاضيان كار، تسهيلات و تشكيل تعاونى ها، حاكى از سردرگمى و نارضايتى مردم در عدم پاسخگويى صحيح و سرگردانى آنها خبر مى دهد.

                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #249
                    بخش هائی از سخنرانی عبدالله رمضان زاده
                    10 سال پس از دوم خرداد
                    نتايج فاجعه بار
                    دو سال سلطه سياست جنگی




                    بخش هائی از سخنرانی عبدالله رمضان*‏زاده، سخنگوی دولت خاتمی و قائم مقام کنونی جبهه مشارکت در نشست «ده سال پس از دوم خرداد» :

                    برای بررسی دستاوردهای اصلاح*‏طلبان در حوزه سياست خارجی بايد ابتدا به اين سوال كه «ما در چه شرايطی كشور را تحويل گرفتيم، به كجا رسانديم و امروز به كجا رسيده*‏ايم» پاسخ داده شود.
                    در روزهای پايان سال 75 كشور به لحاظ نظامی در وضعيت آماده*‏باش نظامی كامل بود و تهديدات خارجی به اوج خود رسيده بود. اتهاماتی در مورد انفجارهای عربستان متوجه ما كرده بودند و بنادر دستگاه*‏های نظامی ما در آماده*‏باش كامل بود و حتی برخی نقاط نيز سنگربندی شده بود. تقريبا هيچ كشور بزرگ خارجی در ايران سفير نداشت و روابط سياسی ما به پايين*‏ترين حد خود با دنيا در سطح بين*‏المللی قرار گرفته و حداكثر ارتباط ما در سطح مديران كل وزارت خارجه بود.

                    با پيدايش حضور مستقل و آگاهانه مردم در انتخابات، دو تحول بعد از دوم خرداد در عرصه سياست خارجی اتفاق افتاد؛ يك تحول از ناحيه كسانی بود كه ما مايل به ارتباط با آنها بوديم و تحول ديگر از ناحيه ما بود. آنها پذيرفتند كه ملت تصميم جدی گرفته و خود وارد مقوله تصميم*‏گيری برای سرنوشت خودش شده است و روند منقطع تصميم*‏گيری برای سرنوشت خود را مجددا پس از پيروزی انقلاب احيا كرده است.

                    در نتيجه آنچه به گفتمان اصلاح*‏طلبی مشهور شد، روش تقابل در سياست خارجی به روش تعامل تبديل شد، به همين جهت از روز دوم خرداد 76 تا اواسط تير 84 هيچ تهديد خارجی مستقيم نظامی متوجه منافع ملت ايران - كه تماميت ارضی ما را در معرض خطر قرار دهد- نشد.

                    ما معتقد بوديم كه برای توسعه پايدار و گسترش رفاه عمومی، نيازمند استفاده از منابع مالی خارجی و بازارهای خارجی برای گسترش حوزه رفاه عمومی هستيم. عرصه سياست خارجی برای ما ارزش مستقلی محسوب نمی*‏شد بلكه آن را وسيله و ابزاری برای تحقق اهدافی كه دولت در داخل برای مردم متصور بود، می*‏ديديم و در كنار آن به دنبال ارتقای جايگاه ملت ايران و نزديك كردن اين جايگاه به شانی كه ملت ايران برای خود قائل است، بوديم.

                    پذيرفتن اينكه ما نيازمنديم حيثيت و عزت ملت ايران را در صحنه بين*‏المللی حفظ كرده و به*‏گونه*‏ای رفتار كنيم كه ملت ايران به عنوان ملتی با شعور و دارای منطق در عرصه بين*‏المللی مطرح شود، به اين منجر شد كه روابط گسترده صلح*‏آميز در عرصه بين*‏المللی داشته باشيم. ما با تمام همسايگان خود روابط مثبت بر اساس منطق برد- برد و سود طرفينی فراهم كرديم.

                    دولتی كه به آرای عمومی متكی باشد و در داخل نيز اعتماد عمومی وجود داشته باشد، در خارج از مرزها می*‏تواند اعتمادسازی كند. اصل تعامل زمانی امكان*‏پذير است كه ديگران به شما اعتماد داشته باشند. وقتی اعتمادشكنی می*‏كنيد، نمی*‏توانيد از تعامل حرف بزنيد.

                    كسی كه نمايندگی مردم را با پشتوانه آرای مردمی داشت، آنقدر جرات و جسارت در صحنه بين*‏المللی پيدا كرد كه در زمانی كه همه جنگ*‏طلبان بر طبل جنگ می*‏كوبيدند، پيشنهادی را مطرح كرد تا جلوی روند جنگ*‏طلبی در دنيا را بگيرد. اعلام گفت*‏وگوی تمدن*‏ها اگرچه در داخل با بی*‏مهری مواجه شد اما در خارچ از مرزها برای ملت ما عزت و حيثيت داشت و موجب شد صلح*‏طلبان عالم نقطه اتكايی پيدا كنند تا بر محور آن حركت*‏های خود را ادامه دهند.

                    14 تا 18 درصد گاز دنيا در منطقه عسلويه و پارس جنوبی وجود داشت. قطری*‏ها از اين منطقه بهره*‏برداری كرده بودند و ما به دليل نداشتن منابع مالی و تكنولوژی، نتوانسته بوديم از آن بهره*‏برداری كنيم. در سال 77 دولت تصميم گرفت در اين زمينه اقدام كند. هر آنچه امروز دولت به عنوان صادرات غيرنفتی ذكر می*‏كند، بيش از 70 درصد آن مربوط به پارس جنوبی است.

                    از سال 50 تا 76، نوزده ميليون نفر از گاز شهری استفاده می*‏كردند كه در سال 84 در نتيجه پروژه*‏هايی كه در پارس جنوبی انجام شد، 39 ميليون و 500 هزار ايرانی از گاز بهره*‏مند شدند. پارس جنوبی در 20 فاز طراحی شد كه اگر ادامه می*‏يافت، اكنون ما دو برابر درآمد نفت عايد كشورمان می*‏شد.

                    زمانی كه دولت را تحويل گرفتيم، با 120 كشور دنيا روابط سياسی- اقتصادی و تعاملی داشتيم كه در دوران اصلاحات به 170 كشور رسيد و ما توانستيم كليه بازارها را در دست داشته باشيم.

                    نرخ ريسك سرمايه*‏گذاری در دوران اصلاحات از 6 به 4 رسيده بود كه متاسفانه امروز دوباره به 6 رسيده است.

                    متاسفانه نگاه به شرق پول هنگفتی را به دامن روس*‏ها ريخته است. وقتی جامعه*‏ای سرزنده است و پشت سر دولت می*‏ايستد و آن دولت به صورت عقلانی، منطقی و كارشناسی عمل می*‏كند، در عرصه سياست خارجی منافعی را عايد كشور می*‏سازد كه در سياست تقابلی، احساسی، بی*‏منطق و شعاری اين منافع پيدا نمی*‏شود.

                    رئيس جمهور خطاب به غرب می گويد «ما را تحريم كنيد، ما هيچ چيز از شما نمی*‏خواهيم». اين هيچ چيز نمی*‏خواهيم، با 60 ميليارد دلار واردات جور درنمی*‏آيد. ما الان اگر بخواهيم يك جنس معمولی بخريم، هيچ بانكی حاضر نيست برای ما اعتبار بگذارد، مگر اينكه 10 درصد اضافه از ما بگيرد. وقتی منابع ملی اين*‏گونه هدر می*‏رود، ما بايد در پردرآمدترين سال تاريخ ايران، با تورم بسيار گسترده روبرو شويم.

                    در روندی كه ايران در عرصه بين*‏المللی از انزوا درآمد در يك سال دو قطعنامه امنيتی عليه ايران صادر می*‏شود.

                    به هر قيمتی و با كمك هر كسی در داخل بايد جلوی آسيب بيشتر به كشور را گرفت. ما نگاه به خارج نداريم و ائتلاف ملی برای جلوگيری از مصيبت عظما را لازم می*‏دانيم. به همين دليل از همه گروه*‏های اصلاح*‏طلب انتظار همدلی داريم.



                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #250
                      مواظب نفوذ آنهائی باشيد که 4 سال پيش حاکميت دو گانه را مطرح کردند
                      نفوذ در بسيج را از توده ای ها ياد گرفته اند
                      اعتراف رهبر به دسته بندی
                      مذهبی- سياسی در بسيج!
                      کسانی هم در بسيج دکان ارتباط با امام زمان باز کرده اند
                      گزارش سيامک زند




                      امروزآقای خامنه ای برای جوانان بسيجی سخنرانی کرد و بصورت غير مستقيم به شقه شدن بسيج اشاره کرد و گفت: "حواستان به نفوذی ها باشد. در قديم حزب توده بود که با ريا کاری و چاپلوسی نفوذ می کرد که بعدها کسان ديگری هم از آنها ياد گرفتند و در 4 سال پيش حاکميت دوگانه را مطرح کردند که اصلا معنی ندارد. اينطور نشود که کسی برای يک چيز کوچک از بسيج درآيد، يا مثلا برای يک تفکری درگيری ايجاد شود. از نفاق پرهيز کنيد و مواظب کسانی باشيد که دکان درست کرده اند و می گويند ما امام زمان را ديديم".

                      اين چندمين بار است که آيت الله خامنه ای از حزب توده ايران و سوابق آن نام می برد و کم کم دارد قضيه سئوال برانگيز می شود و اين که مبادا به همان سبک مقابله با اين حزب می خواهد مقابله با جريانات مذهبی مخالف خود را سازمان بدهد!

                      بهرحال، آنچه دراين سخنرانی مهم تر از نقشه های ايشان برای آينده بود، اعتراف به شقه شقه شدن بسيج، پس از متلاشی شدن اصولگرايان بود.

                      در يادداشت های کوتاه اخير خودم چند بار اشاره به زاويه های جديد در بسيج کرده بودم. سخنان امروز آقای خامنه ای نه تنها تائيد آن يادداشت های من بود، بلکه جنبه های جدی تری هم به آن يادداشت ها داد. مسائل هم با اين سخنرانی ها و توصيه ها حل شدنی نيست. ايشان راست می گويد که تعداد کسانی که ادعا می کنند امام زمان را ديده اند زياد شده اند و می توان آنها را در کوچه و خيابان هم ديد، اما ايشان به روی خودش نمی آورد که رئيس دولتش می خواست از چاه جمکران تا قلب تهران يک اتوبان بکشد تا امام زمان از اين اتوبان زودتر به تهران برسد و يا رئيس مجلس خبرگانش ليست نمايندگان مجلس هفتم را نيمه شب از دست امام زمان گرفته بود و يا، باز همين رئيس دولت هاله نور را بالای سر خودش در سازمان ملل ديد.

                      به هر تقدير، در بسيج 2 تفکر کلی و چندين تفکر کمتر کلی و کاملا متفاوت در 2 نقطه با فاصله طولانی از هم بوجود آمده است، که فاصله اين 2 نقطه را طيف های مختلفی از گرايشات سياسی متفاوت پر می کند . من اين 2 تفکر کاملا متضاد را برايتان می نويسم .

                      - 1 اين تفکر(تفکر اول) با ديدن حوادثی و روند جاری در دولت و کشور به منتقد حکومت تبديل شده است و در بسياری از باورهای تلقين شده گذشته شک کرده است و بر سر 2 راهی قرار گرفته است.

                      2- افرادی در بسيج هستند که به آنها تلقين شده خامنه ای با امام زمان در ارتباط است و قادر است آينده تحولات و تصميمات خود را ببينند. بنابراين وقتی آيت الله خامنه ای می گويند که بر سر مسئله هسته ای قاطعانه برويد جلو، بايد با خيال راحت رفت جلو و هيچ خطری هم ما را تهديد نمی کند . اين تفکر همان بود که آقای احمدی نژاد در سخنرانی خود برای 3 خرداد و آزاد سازی خرمشهر برای سپاهيان گفت. آقای احمدی نژاد در آن سخنرانی و بعد از درس اخلاق دادن به بشريت گفت :" ما به خدا متصل هستيم، کسی که به خدا متصل است شکست برايش مفهوم و معنی ندارد و همه اش پيروزيست" . اکثر جوانانی که در گروه دوم قرار دارند به اين موضوع معتقد شده و در حقيقت مسخ شده اند. درحالی که فطرت ناپاکی هم ندارند و به همين دليل هم ممکن است بر سر يک پيچ تند سياسی از اين تفکر جدا شوند و مثلا تابع کس ديگری شوند که او هم می گويد با امام زمان ارتباط دارد اما امام زمان به او چيز ديگری، خلاف آنچه که خامنه ای ميگويد را گفته و يا می گويد. بنابراين، در بخشی از سخنرانی آقا برای بسيج، مقابله با رقبای آشکار و پنهان آينده هم بود.

                      روی هم رفته مسائل و شرايط نشان می دهد که هر قدر پايگاه اجتماعی حکومت محدود تر می شود آنها بيشتر به سنگر ارتجاع پناه می برند و ماجرای گسترده ارتباط با امام زمان هم از دل اين عقب نشينی بيرون آمده است.

                      جامعه نيز در حال حاضر با آنکه درحالت بی ثباتی قرار گرفته و يا اينطور به نظر می رسد، در اين حالت نمی تواند باقی بماند و بر خلاف شقه شقه شدن نيروهای حاکميت، يکپارچه تر و مسنجم تر می شود.



                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #251
                        توضيحات وزارت اطلاعات درباره 'شبکه جاسوسی'


                        مقام اطلاعاتی به چهره های علمی هشدار داده که خیلی از مصاحبه* هایی که صورت می* گیرد ترفند است
                        سه روز پس از آنکه وزير اطلاعات ايران از شناسايی و برخورد با شبکه های جاسوسی خبر داد که به گفته وی، برای آمريکا و متحدانش در عراق فعاليت می کرده اند، يکی از مقامات اين وزارتخانه اطلاعات بيشتری در اين زمينه در اختيار خبرنگاران قرار داد.
                        مدیرکل ضدجاسوسی وزارت اطلاعات ايران طی نشستی خبری در تهران گفت شبکه ای که شناسايی آن پيشتر اعلام شده بود، با سرویسهای اطلاعاتی آمریکا و بريتانيا مرتبط بوده، گروههایی در عراق از آن حمایت می کرده اند و حوزه فعالیت این شبکه، استانهای آذربایجان غربی، کردستان، خوزستان، کرمانشاه، همدان و تهران بوده است.

                        اين مقام اطلاعاتی گفته: "ما با شگردهای خاص اطلاعاتی و حرکتهای بموقع توانستیم این افراد را شناسایی و اقداماتشان را خنثی کنیم ... این شبکه به صورت اساسی ضربه خورده و اگر معدودی از افراد در آن همچنان فعالیت دارند، یا تحت نظارتند یا خیلی زود نسبت به دستگیری آنها اقدام می* کنیم".

                        وی افزوده که اغلب اعضای اين شبکه ايرانی اند و در برخورد با آنان از تبادل اطلاعاتی با سرويسهای اطلاعاتی برخی از کشورهای منطقه هم استفاده شده است.

                        به گفته وی، افراد این شبکه در اقصی نقاط کشور پراکنده بوده و تلاش داشتند به افراد و مناطق مهم و حساس کشور دسترسی پیدا کنند و با نفوذ در این مراکز و به کارگیری افراد موردنظرشان اطلاعات طبقه* بندی شده را که مورد نیاز سرویسهای اطلاعاتی آمريکا و بريتانياست، کسب کنند.

                        مديرکل ضدجاسوسی وزارت اطلاعات گفته که افراد اين شبکه با نظارت سرويسهای اطلاعاتی آمريکا و بريتانيا به عملیات* تخریبی، بمبگذاری، ترور، ربایش افراد، فیلمبرداری و عکسبرداری از مراکز حساس دست می زده اند و با اقدامات "نرم *افزاری و عملیات روانی" در مناطق مرزی سعی می کردند نسبت به حکومت ايران "گسست و واگرایی قومی" ایجاد کنند.

                        وی در توضيح اينکه اين شبکه چگونه به "گسست و واگرايی قومی" در ايران دامن می زده گفته: "آنها با راه* اندازی و ایجاد گروههای خلافکار با پوششهای سلفی و تکفیری که آموزش می *دادند از تضادهای مذهبی و فرقه *ای استفاده می *کردند و دامنه فعالیت* آنها متأسفانه هم شامل مسائل عملیاتی اطلاعاتی و هم مسائل فرهنگی و قومی و ظرفیتهای منطقه* ای می* شد".


                        این شبکه به صورت اساسی ضربه خورده و اگر معدودی از افراد در آن همچنان فعالیت دارند، یا تحت نظارتند یا خیلی زود نسبت به دستگیری آنها اقدام می* کنیم


                        مديرکل جاسوسی وزارت اطلاعات

                        او سرويسهای اطلاعاتی آمريکا و بريتانيا را متهم کرده که افراد را در مناطق مرزنشين "با دادن وعده *های دروغین به افراد در مناطق مرزنشین از قبیل دادن اقامت یا اعطای روادید یا بورسیه یا حتی تهدید" به کار می گيرند اما هیچگاه به وعده *هایشان عمل نمی* کنند: "چه بسیار افراد خودی که به این وعده *ها دل خوش کرده اما به آنها نرسیده* اند".

                        مديرکل ضدجاسوسی وزارت اطلاعات علاوه بر مسائل قومی، برخی فعاليتهای پژوهشی را نيز به سرويسهای اطلاعاتی آمريکا و بريتانيا نسبت داده و گفته: "متأسفانه اساتید ما در معرض تهدیدات اطلاعاتی قرار گرفته* اند و آنها [سرويسهای اطلاعاتی] با شیوه* هایی که دارند ابتدا ارتباط ابتدائی برقرار می *کنند اما بزودی این ارتباط علمی تبدیل به ارتباط اطلاعاتی می *شود".

                        وی به چهره های علمی هشدار داده: "هر بیگانه *ای که ارتباطی برقرار کرد قابل اعتماد نیست، خیلی از مصاحبه* هایی که صورت می* گیرد علمی نیست بلکه ترفندی است تا افراد خواسته *های آنها را دنبال کنند".

                        اين مقام اطلاعاتی قوی ترين اعضای شبکه جاسوسی در ايران را مرتبط با سازمان مجاهدين خلق در عراق دانسته و گفته که اين افراد در زمان حکومت صدام حسين در عراق برای دستگاه اطلاعاتی عراق فعاليت اطلاعاتی می کرده اند و اکنون اطلاعات را در اختيار سرويسهای اطلاعاتی آمريکا و بريتانيا می گذارند.

                        وی مدعی شده که دستگاه اطلاعاتی عراق حتی در زمان حکومت صدام حسين نيز متعلق به او نبوده و برای سرويسهای اطلاعاتی آمريکا و بريتانيا فعاليت می کرده اند و هنوز هم بازمانده اين دستگاه به همان فعاليت مشغول است.

                        غير از وزير اطلاعات که هر از گاه با رسانه های سخن می گويد، اينکه يکی از مقامات اطلاعاتی ايرانی رو در رو با خبرنگاران به دادن اطلاعات و پاسخ دادن به پرسشهای آنان بپردازد اقدامی بسيار کم سابقه است.

                        اين اقدام در شرايطی صورت می گيرد که چند پژوهشگر ايرانی که تابعيت آمريکايی دارند هنگام سفر به ايران بازداشت و رسماً متهم به جاسوسی شده اند.

                        بازداشت اين افراد و متهم کردن آنان به جاسوسی، اعتراض دولت آمريکا و همچنين فعالان حقوق بشر را در داخل و خارج ايران به همراه داشته که دولت ايران اين اعتراضات را دخالت در امور داخلی خود دانسته است.

                        دولت ايران در مقابل، پس از آنکه از کشف شبکه جاسوسی خبر داد سفير سوئيس در تهران را که حافظ منافع آمريکا در ايران به شمار می رود احضار و به رفتار آمريکا اعتراض کرد.



                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #252
                          سايت بازتاب در خبر زير به نقل از "خبرنگار" خود در خبری ادعا کرده است که خامنه ای گويا قصد دارد بنيادهای بزرگی که تاکنون حيات خلوت روحانيت حکومتی و منبع اصلی تامين ماليه آنها به شمار می رفته اند و کنترل آنها در دست خود وی بوده است, مشمول واگذاری به بخش خصوصی کند که منظور از "بخش خصوصی" معلوم نيست. اصل خبر به نقل از "بازتاب" به شرح زير است:


                          " رهبر انقلاب در تصميم مهمي، فعاليت*هاى اقتصادى بنيادها را مشمول واگذارى سياست*هاى كلى اصل 44 ارزيابى كردند.

                          بنا بر اين گزارش، با تصميم رهبر انقلاب، كميته*اى مشغول بررسى وضعيت فعاليت*هاى شركت*هاى اقتصادى زيرمجموعه بنيادها از جمله بنياد مستضعفان شده تا وضعيت اين شركت*ها براى واگذارى در چهارچوب سياست*هاى كلى اصل 44 معين شود.

                          در دستور رهبر انقلاب تصريح شده، شركت*هاى اقتصادى كه در چهارچوب سياست*هاى اصل 44 قابل واگذارى به بخش خصوصى و تعاونى هستند، تعيين شده تا پس از اعلام به ايشان در رابطه با واگذارى آنها تصميم*گيرى شود.

                          گفتنى است، در چهارچوب سياست*هاى كلى اصل 44 دولت موظف شده است تا خرداد سال 1389 كليه شركت*ها و فعاليت*هاى اقتصادى مشمول سياست*هاى كلى اصل 44 را به بخش خصوصى و تعاونى واگذار كند كه با تصميم اخير رهبر انقلاب مبنى بر واگذارى فعاليت*هاى اقتصادى تحت پوشش بنيادها كه در حيطه نهادهاى عمومى به شمار مي*روند، عملا رهبرى گام ديگرى فراتر از سياست*هاى كلى اصل 44 برداشته كه به تقويت رقابت، كارآمدى و توانمندى بخش خصوصى در اقتصاد ايران منجر مي*شود."

                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #253
                            سايت آفتاب واکنش رسانه های غربی به سخنان خامنه ای بر سر قبر خمينی در روز دوشنبه را منتشر کرد. براساس اين گزارش, خبرگزاری فرانسه نوشت آيت*الله علی خامنه*ای رهبر عالی ايران به قدرت*های غربی هشدار داد كه ايران برای پرداخت بها و ايستادگی در رابطه با برنامه هسته*اي*اش آماده است.

                            به*گزارش فرانس پرس، آيت*الله خامنه*ای در سخنانش، ايده التماس ايران از غربي*ها برای اجازه دادن به ادامه فعاليت هسته*ايش را به سخره گرفت. اين خبرگزاری افزود: رهبر عالی ايران در جمع هزاران تن از افرادی كه در حرم امام خمينی اجتماع كرده بودند، گفت مقاومت هشيارانه، تنها راه تحقق حق يك ملت است. آنها(مردم) بايد آگاه باشند، حقوقشان را بشناسند و بر آن پافشاری كنند.

                            به گزارش خبرگزاری فرانسه، آيت*الله خامنه*ای در ميان شعارهای انرژی هسته*ای حق مسلم ماست و مرگ بر آمريكای جمعيت حاضر افزود: ملتی كه مي*خواهد به استقلال برسد، بايد بهايی بپردازد. اگر ملت خواستار حفظ حقوق خود در برابر قلدران است، پس بايد بهايی هم بپردازد، نمي*توان گوشه*ای نشست و انتظار توسعه و پيشرفت داشت.

                            ايشان تصريح كردند: ايراني*ها نبايد برای رسيدن به حق خود در زمينه دست يابی به انرژی هسته*اي، گدايی و التماس كنند. آنها نبايد به قدرت*های سلطه*جو التماس كنند، اين طريق و مسلك يك ملت آزاد و مستقل نيست.

                            آسوشيتدپرس در بخشی از گزارش خود نوشت: آيت*الله خامنه*ای كه آخرين حرف را در تمامی مسائل كشور بيان مي*كند، گفت كه حقوق ملت را نمي*توان از طريق التماس به*دست آورد. اگر شما استدعا كنيد، عقب *نشينی كنيد و انعطاف نشان دهيد، قدرت*های مستكبر رفتارشان را جدي*تر مي*كنند.

                            خبرگزاری رويترز نيز نوشت: آيت*الله علی خامنه*ای رهبر عالی ايران امروز گفت كه اين كشور در زمينه حق خود برای توليد و توسعه فناوری هسته*ای از قدرت*های جهانی گدايی نمي*كند و نشان داده است كه برای حفظ اين قبيل حقوق، از ميدان خطر عقب نمي*نشيند.

                            رويترز افزود: اظهارات عالي*رتبه*ترين مقام جمهوری اسلامی دو روز پيش از اجلاس گروه هشت متشكل از كشورهای بزرگ صنعتی جهان ايراد شد كه پيش* بينی مي*شود شامل مذاكرات و مباحثات در زمينه مناقشه برنامه هسته*ای ايران نيز باشد.

                            اين خبرگزاری افزود: آيت*الله خامنه*ای در اين سخنرانی كه از تلويزيون پخش شد، گفت: آيا تصور مي*كنيد كه ملت ايران برای دستيابی به حقوق هسته*ای خود و پذيرش اين حق از سوی قدرت*های قلدر، گدايی خواهد كرد؟ ...خير، اين روحيه يك ملت آزاد و مستقل نيست.

                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #254
                              رهبران ريز و درشت جمهوری اسلامی امسال برای سالمرگ خمينی سنگ تمام گذاشتند و تا توانستند او را به عرش اعلا رساندند. البته آنها می دانند که ما اگر يک جامعه آزاد داشته باشيم که مقابله فکری با خرافات و توحش فکری خمينی و ميراث خوارانش با خطر ربوده شدن و اتهام ارتداد و اعدام و حمله چماقداران روبرو نباشد, به سرعت برق و باد بايد بند و بساط شان را جمع کنند و به گورستان تاريه نقل مکان نمايند؛ و می دانند که آن همه ستايش از "انديشه های امام راحل"شان را فقط مديون گورهای دسته جمعی ای هستند که او به پا کرد و دستگاه عظيم جنايت و آدم کشی ای که از خمينی به آنها رسيد و بنابر اين خيالشان جمع است که در ميدان بی رقيب و بی حريف جولان می دهند و خلايق را می فريبند و به چشم نسل جديد خاک می پاشند. وگرنه در وصف "انديشه های" امامشان مساله 2510 و 2515 از رساله فقهی توضيح المسائل اش کفايت می کند که اتفاقا با بحث های جاری در باره صيغه هم رابطه دارد برای اين که به آداب صيغه کردن دختر بچه های 9 ساله اشاره دارد به شرح زير:

                              مساله 2510: "زنی كه نه سالش تمام نشده و زن يائسه عده ندارند يعنی اگر چه شوهرش با او نزديكی كرده باشد بعد از طلاق می تواند فورا شوهر كند."

                              مساله 1515: زنی كه نه سالش تمام شده و يا يائسه نيست اگر صيغه بشود مثلا يك ماه يا يك سال چنانچه شوهرش با او نزديكی نمايد و مدت آن تمام بشود يا شوهر مدت را به او ببخشد در صورتی كه حيض می بيند بايد به مقدار دو حيض و اگر حيض نمی بيند يعنی چهل و پنج روز از شوهر كردن خودداری نمايد.

                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #255
                                وحشت رهبر
                                نارضائی و مخالفت
                                به هر رنگی، براندازی است!
                                ترجمه روزبه محسنی




                                رفتار رژيم ايران عليرغم سر و صدای زيادی که دارد نشانه هايی از "به خود شك داشتن"را بروز می دهد. بازداشت دانشمندان ايرانی تبار نشان دهنده هراس شديد تهران از دگرگونی های سياسی است. دگرگونی هائی كه می تواند به آسانی شعله ور شود.

                                خبرگزاری ABC 22 ماه می گزارشی از رئيس جمهور امريکا، درارتباط با تصويب برنامه مخفی سيا بر عليه رژيم ايران منتشر کرد كه می تواند بنوبه خود بر بدگمانی های تهران بيافزايد.

                                رهبر متكبر جمهوری اسلامی آيت الله خامنه ای که در سال 1989 برگزيده شد يك دهه را در هراس از "تهاجم فرهنگی غرب" به سر برد. در نظر او "دشمنان" انقلاب اسلامی در شكست دادن انقلاب توسط تجاوز نظامی ناكام شده بودند (منظور او جنگ ايران و عراق است) و ايشان با سفسطه ای ناگزير نوعی از "تهاجم" را كه نامرئی و از تبار فرهنگی بود، اختراع كرد. جمهوری اسلامی هر سال بودجه سنگينی را جهت مقابله با تهاجم فرهنگی از طريق ارسال پارازيت بر رسانه های فارسی زبان غربی، حمايت از نهادهای مذهبی، تشويق "هنر و ادبيات متعهد و جنگی" اختصاص داده و ايستگاه های متعدد راديويی و تلويزيونی برای پشتيبانی از سفسطه پردازی هاتاسيس كرده است.

                                يكی از نتايج هراس از تهاجم فرهنگی كشتارهای اواسط دهه 90 بود كه طی آن بيش از 80 تن از نويسندگان، مترجمان و استادان دانشگاه - بتدريج و طی چند سال- به قتل رسيدند. رژيم روشنفكران ايرانی را به چشم رهبران اپوزيسيون و نسخه ايرانی "واتسلاو هاول" - رهبر ناراضيان لهستان در سال های پيش از فروپاشی اروگاه سوسياليسم- می ديد كه ظاهرا روشنفكر بی خطری بود و در سال 1989 به سرعت بر مسند قدرت نشست.

                                خامنه ای دهه دوم حكومتش را در هراس از چنين انقلاب مخملينی به سر برد. با وجود وحشتی كه خامنه ای از تهاجم فرهنگی داشت، ارزش های ليبرال و دموكراتيك با قدرت تمام توانستند بنيان های فرهنگی انقلاب اسلامی را در هم بشكنند. از آن پس نگرانی های او بر اين "انديشه" تمركز يافت كه دشمنان انقلاب می توانند از بين فعالان سازمان های غير دولتی (NGO ها) كه به اموری چون حقوق بشر، بهبود شرايط زندگی كودكان، سنديكاها، محيط زيست و مبارزه با مواد مخدر می پردازند، سربازگيری كنند. بنا براين به هر فعاليت اجتماعی يا فرهنگی خارج از نظارت حكومت با سوء ظن نگريسته می شود، بخصوص اگر نشانی از "انقلاب های رنگی" داشته باشد كه در گرجستان، اوكراين و قرقيزستان (كشورهای نزديك به مرزهای ايران) تغيير رهبران را باعث گرديدند.



                                در دنيای به شدت در هم تنيده کنونی تعجبی ندارد اگر ببينيم بسياری از كشورهای غربی بودجه ای برای پخش برنامه های راديويی برای ايران و حمايت از گروه های جامعه مدنی - مشابه كاری كه برای كشورهای مشابه ايران كردند- اختصاص داهند. در دو سال گذشته بريتانيا، آلمان، فرانسه و هلند و چند كشور ديگر بودجه پخش برنامه برای ايران را به شكل اساسی افزايش داده اند. به عنوان مثال شبكه BBC در صدد است به زودی پخش برنامه های ماهواره ای برای ايران را آغاز كند. بسياری از دولت های غربی از كارگاه ها و كنفرانس هايی حمايت می كنند كه سازمان های غير دولتی ايران( NGO ها) و روزنامه نگاران را دعوت می كنند تا تعليم ببينند و آزموده شوند. اين دولت ها همچنين گرايش دارند نسبت به افزايش بودجه های محدود اين NGO ها در چهارچوب سازمان ملل اقدام كنند.

                                آمريكا به سهم خود ميليون ها دلار برای پخش برنامه های رسانه ای و مبادلات آموزشی و فرهنگی برای ايران اختصاص داده است. به عنوان مثال درخواست بودجه 75 ميليون دلاری مربوط به ايران در سال 2005 با تمام ملحقات آن بسيار شناخته شده است. كشورهای اروپايی نيز بخش كوچكی از اين تخصيص بودجه ها را برای همان اهداف آموزشی و تربيتی و حمايت محدود از NGO ها بر عهده گرفته اند. اين تلاش ها به عنوان سياست های آمريكايی برای "تغيير رژيم ايران"شهرت يافته اند و اين اتهامی است كه نه تنها دولت ايران، بلكه بعضی از تحليل گران غربی نيز اغلب بر دولت آمريكا وارد می كنند. مقام های مسئول آمريكايی هم در سطوح گوناگون توضيح داده اند واشنگتن به جای "تغيير رژيم" در پی "تغيير رفتارهای رژيم" می باشد.

                                عمادالدين باقی، فعال حقوق بشر در نامه سرگشاده ای از مسئولان دولت آمريكا خواست تا مشخص كنند به كدامين نهادها يا شخصيت های ايرانی پول پرداخته اند و اين موضوع را مورد بحث قرار داد كه سكوت واشنگتن در مورد اين اتهام که اصلاح طلبان ايرانی اين كمك ها را دريافت كرده اند می تواند نتيجه فعاليت های اصلاحی همه افرادی از اين دست را در ايران به خطر اندازد. رژيم در واقع از حمايت مالی كشورهای غربی به عنوان اهرم فشاری عليه فعالان جامعه مدنی بهره می جويد. رژيم ايران حتی در صورت توقف حمايت مالی كشورهای غربی باز هم NGO ها و جنبش های مدنی را تحمل نخواهد كرد.

                                طرز رفتار رژيم با" موسسه جامعه باز سوروس" نمونه ای از نحوه برخورد اين حكومت است. وزارت اطلاعات كه تحت كنترل رهبری است ظاهرا به اين نتيجه رسيده كه به هر تماس خارج از كنترل حكومت بين ايرانی ها و خارجيان به ديده شك و ترديد بنگرد.



                                هراس خامنه ای از انقلاب مخملی باعث شد تا او سياست "هراس افكنی" را در پيش گيرد. مطبوعات از نخستين قربانيان اين سياست بودند كه پس از موج توقيف های سال 1999 به نحو وسيعی از فعاليتشان جلوگيری شد. جمهوری اسلامی از سال 2004 روزنامه نگاران و وبلاگ نويسان داخلی را كه پس از تعطيل شدن مطبوعات به گستردگی باليده بودند، هدف گرفت.

                                سياست هراس افكنی از مرزهای مطبوعات بسيار فراتر رفته است. در ماه های اخير تظاهرات رانندگان شركت واحد، معلمان، فعالان حقوق زنان و دانشجويان به شدت سركوب گرديد و شماری از تظاهركنندگان بازداشت شدند. رژيم مدعی است ناآرامی های اجتماعی به مقدار قابل توجهی با تمايل ايالات متحده در بر پا كردن انقلاب مخملين مرتبط است. ظاهرا بنيادگرايان مذهبی تصور می كنند ايرانيان كاملا آماده قيام هستند و تنها تلاش كوچكی از سوی آمريكا قادر است آنها را راهی خيابان ها كند.

                                رژيم ايران از يك انقلاب مردمی برخاسته است و هميشه مدعی بوده خواسته های مردم ايران را نمايندگی می كند. اما نگاهی به كردار آن نشان می دهد که تا چه اندازه از مردم ايران در هراس است. به باور رژيم اكثريت مردم ايران مخالف حكومت عمل می كنند و بی حجابی، مشاهده تلويزيون های ماهواره ای خارجی و پيروی از لباس پوشيدن به سبك غربی نمونه هايی از مخالفت مردم با حكومت است و در پی آن تلاش برای تسلط بر تمام شئون زندگانی شخصی انسان ها به عنوان نمودی از سياست های استيلاگرانه توسط رژيم ايران ضرورت می يابد تا حكومت بتواند از مشروعيت و اقتدار فقه شيعه حفاظت كند.

                                موضوع نقض حقوق بشر توسط ايران جهت بررسی دقيق بايد پيش روی جهانيان قرار گيرد. بيانيه های مقام های رسمی، اعضای كنگره، رهبران سازمان های علمی و گروه های حقوق بشربايد وسيعا منتشر شود. غفلت در اين امر ممكن است اين نگرانی را در فعالان جامعه مدنی ايران دامن بزند كه غرب فقط نگران برنامه هسته ای ايران است و توجهی به مردم ايران ندارد. هواداران برخورد عميق تر با مسائل ايران به خوبی قادر خواهند بود با گفتگويی رو در رو فرصت اعتراض مستقيم به تهران را به خاطر نقض حقوق بشر به كف آورند.




                                iran

                                Comment

                                Working...