The End Of Dictador Islamic Republic (Election fraud)

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #346
    نظاميان در ايران قدرت مي گيرند

    پايگاه خبري بي بي سي در تحليلي با پرداختن به اين موضوع كه هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي را به سختي مي توان انتخاباتي پرشور در تاريخ جمهوري اسلامي ناميد، اعلام كرد: اين انتخابات، تغييري مهم در ايران را كه همان افزايش قدرت در ميان نظاميان است، به نمايش مي گذارد.

    بي بي سي افزود: در حالي كه بسياري از نامزدهاي آزادي خواه و اصلاح طلب رد صلاحيت شدند، به نظر مي رسد محافظه كاران به طور يكپارچه كنترل مجلس را در دست گيرند و اين مسئله پيامد مهمي را براي كل جهان در برخواهد داشت.

    سپاه پاسداران از زمان روي كار آمدن محمود احمدي نژاد، قدرت را در دست گرفته و فرماندهان سابق اين سپاه از جمله خود رئيس جمهوري ايران، اكثر رده هاي بالاي دولتي را به خود اختصاص داده اند.

    اكنون نيز انتظار مي رود اعضاي سپاه پاسداران اكثريت كرسي هاي مجلس را تصاحب كنند و بدين ترتيب قدرت روحانيت مسلمان شيعي ايران را تحت الشعاع قرار دهند.

    به گفته كريم سجادپور تحليل گر ايراني موقوفه كارنگي براي صلح بين المللي كه موسسه غيرانتفاعي خصوصي آمريكايي است، افزايش قدرت نظاميان در ايران نشانه اي از وقوع تغييرات مهمي در سياست اين است. وي ادامه داد:به نظر من سپاه در حال حاضر به عنوان فاكتور ايكس در هر دو صحنه سياسي و اقتصادي به شمار مي رود.

    يه ادعاي او قدرت و ثروت به طور كامل در دست سپاه قرار گرفته است. ظرف چند سال گذشته، سپاه پاسداران قراردادهاي دولتي به ارزش ميلياردها دلار را از آن خود كرده است. نيروهاي سپاه سدها و جاده ها را مي سازند و در حال تبديل شدن به بزرگترين قدرت منفرد در صنعت نفت هستند.

    سعيد ليلاز يكي از افسران سابق سپاه پاسداران گفت: موقعيت كنوني سپاه را تشنه قدرت بيشتر ساخته است. مي توانم به شما بگويم كه نيروهاي نظامي بي صبرانه خواهان دستيابي به قدرت و تاثير سياسي بيشتر هستند. آنها از قدرت كافي اقتصادي و مديريتي برخوردارند. از ميزان تجربه خوب در زمينه هاي اجرايي نيز بهره برده اند.

    وي افزود: شايد معتقدند كه بهتر از سياستمداران كلاسيك مي توانند كشور را اداره كنند. ما آزادي خواهي را در زمان رفسنجاني، دموكراسي را در زمان خاتمي و عدالت اجتماعي را در زمان احمدي نژاد آزموديم.

    به گفته شيرين عبادي وكيل مدافع حقوق انساني و برنده جايزه صلح نوبل، اين حالت نشانه اي از شكل گيري دولتي نامحبوب و غيرمردمي است. وقتي دولتي از مردم حمايت كند، از انتقاد بيمي نداشته و تحمل پذيرش مخالفت را نيز داراست. اما يك دولت ضعيف، معمولا از انتقادات هراسان است.

    بي بي سي در ادامه مي آورد: اما در اين بين غرب نيز بايد از افزايش قدرت نظامي در ايران بيمناك باشد. با همه اين حرف ها، اين سپاه بود كه سال گذشته ملوانان انگليسي را به اسارت گرفت و اكنون نيز از سوي آمريكا به اتهام حمايت از شورشيان در عراق و تجهيز حزب الله و حماس، مورد سرزنش قرار مي گيرد. از اينرو چنانچه نظاميان در دولت ايران به قدرت بيشتري دست يابند، مي توان انتظار روند سازش ناپذيرتري را در مورد برنامه هسته اي ايران و حتي دخالت فعال تري در خاورميانه را از سوي آنان شاهد بود!

    از همه مهمتر اينكه، ايران احتمالا شاهد شكل گيري دولتي يكدست تندرو خواهد بود و روياي غرب مبني بر روي كارآمدن مجدد ميانه روها در تهران قطعا بي حاصل خواهد ماند.


    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #347
      We have just witnessed the passing of yet another defeat for the struggle for freedom in Iran, and yet another victory for a regime that is far too incompetent and far too unrepresentative for a progressive and prosperous Iran. Sixty percent or more of the Iranian electorate went to the polls, therefore tacitly approving the unfair electoral process that was cooked for them. The best way to deal with the elections was to boycott it, as so many, including myself, had suggested, and the vast majority of the Iranian electorate considered (for various reasons that I will try to deal with) otherwise.

      It is worth noting that 60% is pretty much the figure that most Western democracies are happy to have for their elections. It is also worth noting that we can probably cut some 25% to 35% off that figure, as being somehow, or even directly, coerced. Government employees, from the army to the ordinary office workers, at banks, the educational system and other domains, are all openly subject to discrimination in case they do not go to the polls. However, we do not have a 25-35% participation rate but a much higher one. So, many others went to the polls too.

      Who is at fault here? It is partially the fault of those who oppose the regime, who are incoherent and far more incompetent than the current Iranian rulers. It is ours, the opposing views of the regime's, fault in being unable to present a believable, popular and coherent counter-argument. However it is also true that the odds are in favour of the regime, because the regime has all the natural resources, including crude oil it sells to the same West it stands against, obtaining the material possibilities to directly bribe or intimidate a significant number of the electorate, and most of the Iranian media channels, TV, radio, and the written press, which are under direct or indirect control of the ruling clique.

      It is a sad moment for Iran's progress and the fight for a free and democratic Iran. And we need to realise this sad reality. The opposition is too unrealistic and too fragmented, instead of focusing on a social agenda to awakening the ordinary Iranian people, it is far too preoccupied with dramatic, unpopular and unrealistic turnarounds, even revolts or regime-change. There would be nothing wrong in regime-change, but change to what? Don't you see that more than 60% of the Iranian electorate participate in the elections?

      This must be a wake-up call for some of the day-dreaming opposition groups. The Iranian regime is very strong now. It has just secured the tacit backing of the majority of the Iranian electorate (we can call it the majority of the Iranian people, as the electorate represent most of the adult Iranian population) for another four long and painful years for freedom-lovers and human-rights activists, especially with oil prices above $100 a barrel.

      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #348
        اطلاعات تا کنون درز کرده از طرح دولت اگر درست باشد مربوط به برچيدن يارانه ها در ازای پرداخت نقدی بدون شناسايی افراد نيازمند است. هر چند دولت هنوز به طور رسمی مختصات عمومی و جزئيات طرح وعده داده شده را اعلام نکرده است.....


        روشنگری: از زمانی که احمدی نژاد در پيام نوروزی خود از "تحول بزرگ اقتصادی" سخن به ميان آورد, گمانه زنی های رسانه ای در باره چند و چون اين طرح آغاز شد. با اين که بيش از دو هفته از زمان اعلام کلی اين مساله گذشته است, هنوز به طور رسمی در باره اين طرح سخنی به ميان نيامده است. با اين حال رسانه ها و بويژه رسانه های نزديک به سياست دولت به صورت قطره چکانی در باره محتوای اين طرح به انتشار اخبار غير رسمی و گمانه زنی رو آورده اند. بيشتر به نظر می رسد که هدف از اين شيوه اطلاع رسانی نوعی سنجش فضا قبل از رو کردن طرح به صورت رسمی است تا برآوردی از موافقت ها, مخالفت ها و جهت گيری ها به دست آمده باشد.

        به هر حال سروکله "مقام های آگاه" اينجا و آنجا پيدا شده است و اظهارنظرهايی در باره محتوای "تحول بزرگ " وعده داده شده دولت مطرح شده است. از جمله خبرگزاری فارس که نزديک به دولت است به نقل از "يک مقام آگاه" طرح دولت را "آغاز هدفمند كردن يارانه ها و پرداخت مرحله به مرحله يارانه هاى نقدى" دانسته و در تشريح جزئيات آن گفته است:" در اولين مرحله اجراى اين طرح، يارانه حامل هاى انرژى از جمله بنزين به صورت نقدى در حساب همه افراد واريز خواهد شد و به تدريج افراد پردرآمد از مشمولين دريافت يارانه انرژى حذف مى شوند.در مراحل بعدى يارانه كالاهاى اساسى از قبيل گندم و نان مشمول طرح يارانه نقدى مى شود."

        همين "مقام آگاه" افزوده است:" يارانه نقدى به حساب هر فرد كه بر اساس كد ملى هر فرد مثلا در بانك ملى افتتاح شده، واريز مى شود."

        به گفته وی "با توجه به سابقه پرداخت يارانه نقدى مرغ و تخم مرغ كه در دوره سازندگى با شكست روبرو شد و پس از حذف يارانه فقط يكبار يارانه نقدى آن پرداخت شد، دست اندركاران دولت نهم تلاش دارند اين طرح براى اقشار مورد هدف(حقوق بگيران با درآمد ثابت و اقشار فقير وكم درآمد) مستمر بوده و مردم قبل از حذف يارانه، مبلغ يارانه نقدى آن را دريافت كنند."

        وى يادآور شد: "كارشناسان هم اكنون در حال بررسى ميزان پرداخت يارانه نقدى و نحوه آغاز آن هستند.اين طرح داراى سابقه مطالعات در دولت هاى سازندگى و اصلاحات بود، ولى مسئولان ذيربط به دليل برخى آثار اوليه شجاعت لازم را در اجراى آن نداشتند. "

        سايت "آفتاب" نزديک به ديدگاهها و مواضع هاشمی رفسنجانی و حسن روحانی, در گفتگو با "دکتر وحيد محمودی" که از وی به عنوان "کارشناس اقتصادی" نام برد, در رابطه با طرح دولت تفکيک سه نوع هدف گيری در رابطه با "هدفمند کردن يارانه ها" از زبان وی را مطرح کرده و با اشاره "هدف گيری کامل", "هدف گيری صفر" و "هدف گيری جزئی" به عنوان سه روش شناسايی گروههای دريافت کننده يارانه, شکل دوم يعنی "هدف گيری صفر" را منطبق با روش دولت در طرحی که هنوز قرار است به طور رسمی اعلام شود دانسته و در تشريح آن هم گفته است در اين روش "فارغ از شناسايی افراد نيازمند که مشکلات خاص خود را دارد و هزينه*بر است به همه افراد کمک مي*شود."

        به اين ترتيب اطلاعات تا کنون درز کرده از طرح دولت اگر درست باشد مربوط به برچيدن يارانه ها در ازای پرداخت نقدی بدون شناسايی افراد نيازمند است.

        در باره يارانه ها و نحوه پرداخت آن, عوارض و تبعات برچيدن آن, رابطه حذف يارانه ها با قيمت ها و نقش دولت در اين رابطه گفتنی بسيار است که بايد منتظر ماند تا طرح به شکل رسمی از سوی دولت اعلام شود, زيرا واکنش های منطبق بر گمانه زنی های رسانه ای و خبرهای غير رسمی ممکن است دقيق نباشد. با اين حال آن چه صرفتظر از محتوای طرح دولت, محل انتقاد است, شيوه کار دولت "مهرورز" است. اين که بعد از 18 روز از زمان وعده طرحی که قرار است اقتصاد کشور را زير و رو کند, هنوز اين "مقام آگاه" و آن "کارشناس اقتصادی" بر اساس حدس و گمان در باره آن سخن می گويند نشان می دهد که طراحان آن در پشت پرده و در حلقه ای بسته و محدود برای سرنوشت اقتصاد بحران زده کشور نقشه کشيده اند و آنچنان محدود که بسياری از چند و چون و جزئيات آن بی خبرند. اين شيوه کار, خشن, آمرانه, توطئه آميز, تحميلی و مستبدانه است و در جايی که پای سرنوشت ميليونها شهروند يک کشور و سطح زندگی و معيشت آنها در ميان است کوچک ترين مجال و فرصتی برای شکل گيری نظر, اراده و طرح مستقل اثباتی به احدی نمی دهد. اين شيوه کار متعلق به کسانی است که مردم را رعيت و خود را ارباب آنها و مالک همه چيزشان از گذشته تا آينده می دانند.

        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #349
          فرايند چرخه درونی بحران زای جنگ قيمت ها در بازار آزاد ايران نشان می دهد "دولت مهرورز" که امنيتی هايش در شکنجه و سرکوب کارگران, زحمتکشان و زنان قاطعيت دارند,... بر سرانگشت بازار می چرخد.


          روشنگری: در جامعه ايران در کنار اخباری چون اعدام کودکان, سرکوب و دستگيری گسترده زنان به بهانه بدحجابی و سرکوب وحشيانه کارگران, "خبرهای" ديگری هم هست که هر چند برای بخشی از منتقدان صرفا سياسی رژيم, چندان جلوه ای ندارند, اما مساله حياتی و روزمره توده های دهها ميليونی مردم ايران را تشکيل می دهند و محل تلاقی و برخورد مستقيم و بلاواسطه انبوه مردم با واقعيات سرسخت زندگی در نظام جهنمی جمهوری اسلامی را می سازند. اين شکنجه گاه بلاواسطه مردم ايران, "بازار" نام دارد که در وجه عمده از طريق شلاق "قيمت"ها با مردم سخن می گويد. و اين روزها, چهره واقعی "بازار" ايران و "اخلاقيات" و "آزادی" آن را که عقل و هوش از کارگزاران فکری و نظری نئوليبراليسم ايرانی برده است را بهتر از همه می توان در جنگ نامرعی و روزمره ای که بر عليه مصرف کننده گان به پيش می برد ديد.

          در آغاز اين هفته ناگهان شايع شد که مواد شوينده ناياب شده است. هم دولت, هم مردم, هم طرفداران "آزادسازی قيمت ها" به نايابی مواد شوينده واکنش نشان دادند. واکنش مردم همان هجوم به فروشگاهها بود و صد البته اعلام نارضايتی. واکنش طرفداران "بازار آزاد" تشويق و تاييد افزايش صد در صدی قيمت پودر لباسشويی بود با يک سبد وعده های توخالی(1). هر چه باشد "قدرت بازار" آزادی قيمت يک کالای ديگر از چنگ سيستم فاسد و بحران زده نظارت و کنترل دولتی قيمت ها را به دست آورده بود و بايد هم از سوی حاميان "بازار" و "آزادسازی قيمت ها" مورد تشويق و هلهله قرار می گرفت. اما در مورد دولت, "محمدصادق مفتح" معاون وزير بازرگانی روز يکشنبه 12 خرداد در توجيه نايابی پودر شوينده به خبرگزاری فارس گفت:"وقتى تغيير قيمتى در بازار صورت مي*گيرد برخى سودجويان براى كسب سود بيشتر و يا گرانى احتمالى از عرضه پودر جلوگيرى مي*كنند و بازار با عدم عرضه روبرو مي*شود."

          البته دولتی ها فقط به تلويح در رها کردن مصرف کننده زير شلاق قيمت های آزاد در حوزه مواد شوينده با گفتن اين که "وقتى تغيير قيمتى در بازار صورت مي*گيرد" اعتراف نمی کنند, در کنار چنين اعترافی مدعی اند که با دستگيری محکتران خرده پا و افزايش توليد کارخانه های مواد شوينده "بازار پودر طى روزهاى آينده متعادل مي*شود". با اين حال در جدال بر سر آزادسازی قيمت ها, اين خدای بازار يعنی سود و مکانيسم اصلی آن, يعنی احتکار است که حوزه به حوزه نظارت و کنترل قيمت ها را با کشاندن دامنه نبرد به نقاط ضعف سيستم فاسد نظارت دولتی در همدستی با عوامل همين سيستم حذف خواهد کرد.

          اخبار احتکار, سند "ابتکار"

          به عنوان دليل در اثبات اين نظر, هم می توان به خبرهای منتشره در مورد حرکت زنجيره احکتار و هم می توان به چرخه درونی بحران زای اين جنگ نامرئی به شکل مجرد و محصولی که توليد می کند اشاره کرد. در مورد اول خبرها به خودی خود بهترين سند ابتکار "بازار" و محکترانش در دواندن دولت به دنبال خود هستند. وقتی برنج به شکل ناگهانی کمياب و قيمتش دو برابر شد از جمله اقداماتی که دولت برای صورت داد, وارد کردن انبوه برنج از پاکستان از طريق گمرک مرزی بود. واردات انبوه واکنش به کميابی برنج و در واقع مشروط به کميابی آن بود. چنان که اکنون در واکنش به احکتار تايد و ساير پودرهای شوينده است که معاون وزير بازرگانی وعده افزايش توليد اين مواد را مطرح می کند. با اين حال خدای بازار همچنان ابتکار عمل را در دست دارد. جلوی افزايش قيمت برنج اگر موقتا با واردات گرفته شود, به سر وقت مواد شوينده می روند و قيمت مواد شوينده اگر مهار شود به سر وقت کالاهای ديگر. اين هاست عناوين و فشرده چند خبر از خبرگزاری های فارس و ايسنا مورخ 12 خرداد, يعنی زمان تنطيم اين يادداشت:


          خبرگزارى فارس:به دنبال شايعه گرانى چاى و قند: چاى هم در استان كرمانشاه ناياب شد. به دنبال شايعه افراد سودجو مبنى برگرانى چاى و قند و شكر از صبح امروز چاى در همه نقاط استان كرمانشاه ناياب شد....دلالان و واسطه*ها.. روز گذشته و امروز قيمت چاى خارجى را بين 3 تا 4 برابر معادل بيش از 400 درصد افزايش داده*اند... على محمدى نيك يك كارشناس بازار:واسطه*ها و دلالان وارد كننده..هر چند گاه يك بار قيمت يك كالا را گران مي*كنند تا دولت مجبور به وارد كردن كالا و آزاد سازى بدون ماليات گمركى آن شود و از اين اقدام سود كافى به جيب بزنند."


          خبرگزاری فارس: محتكران اين بار بازار چاى را در ايلام نشانه گرفته*اند.
          "..بازار بكر و دست نخورده چاى ايلام دستخوش تحولات ناگهانى افزايش قيمت*ها شده كه منشأ و اثر آن از استان*هاى جنوبى و شرقى كشور مانند استان لرستان بوده كه به اين استان سرايت كرده است...از روز گذشته بازار چاى در ايلام ملتهب شده و هر مغازه دارى كه چاى دارد آنرا به دو تا چهار برابر قيمت روزهاى گذشته مى *فروشد. يک فروشنده:اكنون عملاً چاى خارجى به ازاى هركيلوگرم تا بيست هزار تومان و در برخى از شهرستان*هاى جنوبى و شرقى ايلام تا 30 هزار توامان به فروش مي*رسد."


          خبرگزارى فارس:ماكارونى 20 تا 30 درصد گران شد.
          "با قطع سهميه آرد كارخانه*هاى ماكارونى توسط شركت بازرگانى دولتى اين محصول هم گرانى20 تا 30 درصدى را تجربه كرد....توزيع كنندگان و خرده فروشان ماكارونى را با افزايش قيمت 150 الى 200 تومانى به دست مردم مى رسانند بطوريكه بسته هاى 500 گرمى ما كارونى از 550 تومان به 700 تومان رسيده و بسته هاى 700 گرمى از 800 تومان به 950 الى 1000 تومان رسيده است."


          خبرگزاری ايسنا: افزايش بى رويه و کاذب قيمت قند در تبريز
          "...روز گذشته به دنبال ايجاد شايعاتى مبنى بر افزايش قيمت قند، برخى از مغازه داران اقدام به فروش هر کيلوگرم قند به قيمت 20هزار ريال کردند که اين موضوع باعث به وجود آمدن نگرانى و استرس بين خانواده*ها شد."


          خبرگزاری ايسنا: كمبود پودر لباسشويى در خرم*آباد
          طى چند روز گذشته در بازارهاى مصرف لرستان، پودر لباسشويى اعم از دستى و ماشينى به صورت قابل توجهى با كمبود مواجه شده و اين امر باعث افزايش قيمت اين كالاى مصرفى شده است." يک شهروند به ايسنا گفت: "قيمت پودر لباسشويى دستى توسط دولت 500 وماشينى 700 تومان اعلام شده، ولى برخى مغازه داران با عدم توجه به اين قيمتها اقدام به فروش پودر با قيمت بالاتر از نرخ مصوب دولتى مى كنند...مردم مجبور هستند حتى اگر اين قيمت به 1000 تومان هم برسد، اين كالا را خريدارى كنند، چون جزو اقلام پر مصرف خانوار است."

          خبرگزاری ايسنا: رييس سازمان بازرگانى استان قم خبرداد: جريمه 5 ميليونى گران*فروشان پودر شوينده در قم.
          حسن جمشيدي*ها گفت که تمام واحدهاى صنفى موظفند پودر شوينده دستى را به قيمت مصوب دولتی عرضه کنند "در غير اين صورت با متخلفان به شدت برخورد قانونى مي*شود."


          نگاهی به فرايند چرخه درونی بحران زای جنگ قيمت ها

          چنان چه مرور خبرها نشان می دهد, اين دولت است که افتان و خيزان و البته با زبان تهديد و "برخورد قانونی" و غيره (2) سعی می کند "بازار آزاد" را در حدی که شورش مردم گرسنه و شلاق خورده های قيمت ها تاج و تخت نظام فقاهتی را برباد ندهند مهار کند و باز چنان چه خبرها نشان می دهد, "بازار" است که به شکل نامرئی جنگ را هدايت می کند؛ زمين بازی را تعيين می کند و اصطلاحا دست بالا را دارد. برنج را مهار کنند, به سر وقت مواد شوينده می رود, مواد شوينده را مهار کنند, به سر وقت ماکارونی و چای می رود و به سر وقت قند و شکر و سيمان. حرف نئوليبرال ها در مورد اين حرکت زنجيره ای مداوم "بازار آزاد" در يک کلام همان آزادسازی قيمت هاست. معنای حرف آنها اين است که قيمت چای خشک بايد به 30 هزار تومان, برنج پنج تا هشت هزار تومان و پودر شوينده به 1000 تومان برسد. قيمت نان بايد حداقل پنج برابر شود و حبوبات و سبزيجات و ميوه ها بايد از طريق عرضه آزاد در برابر تقاضا به "تعادل" برسد. در عين حال دستمزدها و درآمدها نبايد متعادل با قيمت ها بالا برود برای اين که به "تزريق نقدينگی به جامعه" منجر می شود و حتی نه فقط دستمزدها نبايد افزايش يابد که حتی حقوق های معوقه هم به همين دليل بهتر است خزنده و قطره قطره و غيرمستقيم پرداخت شود. (3) اين که با اين انفجار قيمت ها صدها هزار نفر در کشور از گرسنگی تلف خواهند شد, مساله آنها نيست. به هر حال بازار کليه فروشی و تن فروشی, "شکوفا" خواهند شد, افزايش جمعيت هم مهار خواهد شد و اگر به "بازار آزاد" اجازه حضور در حوزه جرايم و مجازات ها هم داده شود, صنعت زندان خصوصی و نگهبانی خصوصی هم در کشور رونق خواهد گرفت. نئوليبرال ها قبلا در شيلی, روسيه و آرژانتين و... ميليون ها نفر را با نسخه "شوک تراپی" خود به کشتن داده و به خاک سياه نشاندند ولی در حالی که اکنون طشت رسوايی نسخه آنها از بام ها افتاده است, دنبال روان ايرانی آنها هنوز با صراحت زننده و تهوع آوری, ضمن توهين به روشنفکران ايران و جهان به دنباله روی متعصبانه از سياست "شوک تراپی" ادامه می دهند.
          "دولت مهرورز" نيز که امنيتی هايش در شکنجه و کشتار و سرکوب کارگران و زحمتکشان قاطعيت دارند, هم به خاطر پيوندهای درونی همه جانبه اش با "بازار آزاد" و هم به خاطر ناتوانی ذاتی دستگاه دولتی و عقيم بودن راهکارهايی که در مقابل زياده روی ها و افراط های "بازار آزاد" مجبور است به صورت تناوبی به آنها پناه ببرد, بر سرانگشت بازار می چرخد. نگاهی به فرايند چرخه درونی بحران زای جنگ قيمت ها در بازار آزاد نيز همين واقعيت را در شکل مجرد و نه در قالب خبرهای روز نشان می دهد. وقتی انبوه برنج برای شکستن قيمت ها و احتکار بازار وارد بازار عرضه می شود, سرمايه ای که بايد برای رونق توليد داخلی برنج سرمايه گذاری شود, صرف مهار قيمت مصرف آن می شود. در نتيجه هم توليد داخلی ضربه می خورد, هم سرمايه که در اين رابطه معين عبارت است از قدرت مقاومت در برابر تالان گری و تجاوز روزمره بازار آزاد به سطح قيمت اين محصول از دست می رود. هربار که اين چرخه در مورد کالای معينی بوقوع می پيوندد, قدرت مقاومت توليد داخلی به علت تشديد ورشکستگی توليدکنندگان ضعيف تر, هدر رفت سرمايه بيشتر, امکان تنظيم بعدی بازار قيمت کالای مورد نظر ناچيزتر و قدرت تعرض "بازار آزاد" و قاچاقچيان و محکتران "بازار آزاد" قوی تر خواهد شد. به عبارت ديگر تکرار اين چرخه معيوب سرانجام و در فرجام کار به واگذاری حوزه به حوزه قيمت گذاری ها به "بازار آزاد" منجر می شود و قربانيان آن هم البته فقط اکثريت مردم ايران هستند که زير خط فقر دست و پا می زنند.



          (1) نگاه کنيد به يادداشت روشنگری در لينک زير:




          (2) در مورد وجه "غيره" معاون وزير بازرگانى در گفت*وگو با خبرگزاری فارس در مورد تنطيم بازار برنج گفته است: "براى تنظيم بازار برنج از سه محور استفاده كرديم؛ يكى با برداشتن موانعى كه در گمرك و قرنطينه وجود داشت سعى كرديم تا واردات برنج آسان شود، ديگر سعى كرديم برنج را در بين خانواده*هاى كم در آمد و آسيب پذير جامعه توزيع كنيم كه در اين مدت 30 هزار تن برنج توزيع شد؛ محور سوم جلوگيرى از احتكار برنج بود كه با شناسايى انبارهاى محتكران سعى شد تا نياز بازار برآورده شود...به همين شكل تمهيدات تنظيم بازار در خصوص بازار پودر هم در حال پيگيرى است."

          (3) نگاه کنيد به يادداشت روشنگری در لينک زير:


          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #350
            Over the past three decades, American policy towards Iran has drifted from ineffectual to misguided while the Islamic Republic has remained an enigma for most western strategists. The regime’s rule is defined by oppression at home and aid to terrorists abroad. It routinely threatens Israel and challenges American interests where and when it can. Yet, successive American administrations have failed to develop a coherent, decisive strategy to face-down the fundamentalist regime.

            Three basic strategies are in play today — one already deployed, another being flirted with, and the third ominously hinted at. Economic sanctions have been imposed since the mid 1990s with little if any effect on the regime. Much as in Iraq under Saddam Hussein, the regime has oil to fill its trough, but it is the Iranian people that bear the brunt of the economic pressure and are ultimately hurt.

            Then there is the misguided counsel of direct negotiations with the regime. The only result of direct negotiations would be bestowing legitimacy upon the reviled apocalyptic regime. Is it wise for the U.S. government to help legitimize an oppressive regime that has lost the support of its own people?

            The third, and most wrong-headed option regularly hinted at in government circles is military confrontation. This short sighted, ill conceived option is another example of what ails American foreign policy today — lack of knowledge and understanding of the adversary. It fails to differentiate between the Iranian people, who genuinely like the Americans, and the Islamic regime ruling Iran, which despises all things American. Besides, who in their right mind would seriously think that the American people are ready and willing to sacrifice tens of thousands of their sons and daughters yet again?

            The Islamic Republic would actually welcome either of the two misguided U.S. strategies — negotiations or war. Both strategies will strengthen their repressive control over Iran and will allow them to extend their strategic hegemony over much of the Middle East, into parts of Central Asia and the Indian Ocean region.

            The Islamic Republic has a long record of using negotiations as a tactic of buying time to further its illicit policies. Besides, official negotiation means officially recognizing the legitimacy of the other side — which is something the clerical regime has longed for. Official negotiations will also be interpreted as the U.S. government’s concession to the clerical regime.

            Do the prime supporters of global terrorism deserve rewarding? No matter how one considers this dilemma, the fact is that the regime is despised by the majority of the people because, besides oppressing the people, it has mismanaged the economy to the point that the per capita income of an Iranian, corrected for inflation, is one third of what it was 30 years ago.

            Inflation today is 24 percent according to the regime's official figures, unemployment for men is 30 percent and for women is 50 percent. The people are on the brink and the society is ready to explode, but lack of perceived international support and a vacuum of leadership has postponed the inevitable.

            Bombing Iran would be militarily ineffective, and would lead to enormous, and protracted difficulties for the U.S., including tremendous loss of life as well as loss of meaningful U.S. influence in the region. It would almost certainly lead to a much more virulent conflict in Iraq, while the possibility of a full-scale war against Israel will increase exponentially. Moreover, military attacks of any nature against Iran, by the U.S. and/or Israel, would result in the devastation of Iran and un-accepted loss of life of the people — a people who, as mentioned earlier, are not the enemies of America or Israel, but who have genuine affection for both. Bombing Iran could also precipitate the balkanization of the Greater Middle East.

            War has been the great ally of the clerical regime. In 1982, after only 2 years in power, the regime was almost swept from office by a groundswell of public outrage against the clerics. Khomeini embraced the war with Iraq — a war that could easily have been avoided — and used the Iranian people’s patriotic zeal to guarantee the survival and longevity of the Islamic Republic. Ahmadinejad and the clerics in Tehran once again see the possibility of using the people’s greater hatred of a foreign aggressor to dissipate their lesser hatred of the fundamentalist regime. By taking the bait, America will guarantee the longevity of the clerical regime.

            But there is a ‘Fourth Option’ forward. The Iranian people, so far pawns in this political morass, have always been there, patiently waiting for any sign of real support to mount a challenge. The political history of this people is rife with examples of a seemingly oppressed and passive people suddenly rising to challenge the powers that be, when the right leadership as well as the perception of support converged. The Iranian people are fast approaching that point today.

            To help leadership emerge from among the Iranian people, Washington must take a very strong, clear-cut, unequivocal stand in support for the people. The Iranian people must be assured that the U.S. government and the American people stand with them in their quest for freedom.

            As a prelude to this new approach, all saber rattling must cease so that the American people and the U.S. Government are once again accepted as friends and supporters and not as possible aggressors. Then the President of the United States — the leader of the Free World — must demand that they be treated with respect and dignity. If the Iranian people are convinced that when they stand up for their own freedom, there will not stand alone, there is little doubt that they will take decisive action. Again with history as our guide, stabilizing Iran would have a tremendously positive effect on stabilizing the region.

            The reality is that the U.S. should have already been following this ‘Fourth Option’. The Option should include a comprehensive psychological strategy which would empower the Iranian people to seize the situation. To keep control of the people, the clerics have artificially created a sense of siege within Iran. The siege needs to be broken.

            So far, conventional policies have been the norm. The State Department’s role is to seek diplomatic solutions and open official lines of communications with foreign powers. Some quarters are also charged with finding military solutions. But no one is charged with thinking outside the box. It is time to take action and implement this logical, low cost strategy. But it is a call to help empower the people to take charge of their own lives and to bring about the changes they desire. Also it is time and absolutely necessary for internal/ external Iranians to put away their tactical differences to come up with acceptable, untainted national democratic alternative to replace the corrupt clerical government.

            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #351
              Much has been said and analyzed about the reasons for the fascist Islamic regime’s survival after 30 years. There are many things yet to be said and yet to be unveiled.

              The IRI’s biggest survival tools are:

              One, is the fact that the IRI has a tremendously strong propaganda machine, much stronger than any Western nation’s, including the U.S. Like Khomeini himself said, the revolution was a “cultural” uprising before anything. That discredits the argument some Iranians, who don’t want to listen to the regime itself, make, that the revolution was about the injustices the U.S did towards Iran, or the Palestinian conflict, or to give Iranians freedom, or dignity, or to build our country, and things of that nature.

              Using this propaganda machine, the regime has created a vast army of young Arab and Muslim human bombs who are considered a grave threat to world peace, thus, making the regime the greatest threat to world peace.

              Two, is the fact that the IRI has convinced some Iranians to be happy with the “minimum”. They should be happy with “minimum” amount of democracy, “minimum” dose of individual freedom, “minimum” level of economic progress, “minimum” of openness to the world, “minimum” of International respect, and other things. Many of us claim Iran is “in good shape” just by visiting Iran and eating good Kabab in Darband and good ice cream in Shiraz! The IRI has managed to lower our standards.

              However, things are changing. Iranians have waken up and are speaking up and are realizing what exactly happened to our country in the last 30 years and what will the road ahead look like.

              Below I listed some of the realities the IRI has created for our beautiful country. It will take more than one generation to rebuild the damages the catastrophic IRI’s reign has caused. Below, are just some of the them:

              * Iran is one, if not the biggest, violator of human rights in the world. Guardian ranks Iran as the world’s 10th worst offender of human rights. See

              * Wikipedia says the following: “Ongoing legal acts of the Islamic Republic of Iran violating international human rights norms include: harsh penalties for crimes; amputation of offenders hands and feet; punishment of "victimless crimes" such as fornication, homosexuality, apostacy, poor hijab (covering of the head for women); execution of offenders under 18 years of age; restrictions on freedom of speech, and the press, including the imprisonment of journalists; unequal treatment according to religion and gender in the Islamic Republic's constitution - especially attacks on members of the Bahá'í religion. Most, if not all of these issues are also violations of the Universal Declaration of Human Rights. Many of the issues are also violations of the Cairo Declaration on Human Rights in Islam, which Iran adopted via the Organization of the Islamic Conference”

              * Wikipedia: “The United Nations and its human rights bodies have passed more than 67 resolutions and decisions regarding human rights violations against Iran's religious minorities since 1980. In every year since 1984, except for 2002 where the United Nations Commission on Human Rights (UNCHR) tried to engage Iran into a dialogue on human rights, the UNCHR passed resolutions about human rights violations against Iran's religious minorities especially the Bahá'ís. Iran became the fourth country in the history of the United Nations to be on the agenda of the General Assembly because of its human rights violations.”

              * Democracy index ranks Iran as 139 out of 167 countries in democracy ranking. See

              * Worldaudit.org ranks Iran 139 out of 150 countries in overall democracy ranking. See

              * Freedomhouse.org ranks Iran as 185 among 195 countries in freedom of speech. See PDF

              * State of World Liberty Project, ranks Iran as 147 out of 159 countries. See

              * The regime has executed hundreds of thousands of political prisoners since 1979. The 1988 political prisoners’ massacre was described as crimes against humanity by Human Rights Watch. As we speak, Iran is second behind China in total numbers of executions in the world, many for offenses such as homosexuality and believing in atheism, and Iran is the world leading’s executer of juveniles.

              * Iran has imprisoned millions of its citizens since 1979 for crimes such as poor hijab. A leading IRI official said few months ago that since the recent crackdown on women with “unacceptable” hijab started, only 500,000 women were arrested in Tehran alone. The regime doesn’t even believe in the term “political prisoner”, they haven’t defined it, so according to their logic, because of lack of definition, there are no political prisoners in Iran.

              * The IRI is one of the biggest violators of religious and ethnic minority rights in the world. According to Wikipedia: “irreligious people are not recognized and they do not have basic rights such as education, becoming member of parliament etc. The Bahá'í Faith is not recognized either and is persecuted. Non-believers — atheists, agnostics, sceptics — under Islam do not have "the right to life". Wikipedia: “80% of Iran's Jewish population left during the Islamic revolution of 1979. Jews in Iran may not hold government jobs or become army officers. They have freedom of religion, but may not proselytize. Jews have a representative in parliament; this person is legally obligated to support Iran's foreign policy and anti-Zionist position. Jews, along with other Iranian citizens, can be criminally prosecuted and subject to the death penalty for supporting Israel. After the Islamic revolution in 1979, several Jews were executed for Zionism”.

              * The IRI has committed genocide against the Bahais, the same way the Germans did against the Jews. Obviously, Bahai population were not as big in Iran as the Jews were in Europe, and Bahai extermination has been done in a lower pace than the Holocaust and with much less publicity since Iran has become a big isolated prison with limited contact to the outside world, but the background, execution and results are the same.

              * The regime is responsible for the death of hundreds of thousands of Iranians during the war with Saddam. Although Saddam pulled the trigger first, and although U.N affirmed that Iraq started the war, but the truth is it was the constant provocation of Saddam by the regime by attempting “to export its revolution to the holy country of Iraq”, that provoked madman Saddam to attack Iran. Saddam was anti “Persian”, no denying in that, he called his war “Qadesiyah”; but he did not dare to attack Iran before the revolution although Persian-pride and anti Arab sentiments among the government and in the country were much higher prior to the revolution. Even the limited amount of relative freedom of expression that was allowed briefly in 1997 and 1998, resulted in some Iranian media asking lower level IRI officials about the prolonging of the war which resulted in the death of thousands of Iranians. The “Jang jang ta piroozi” wasn’t just a slogan, it was an official policy.

              * Millions of Iran’s best left the country after the regime took power. That resulted in a huge brain drain problem that the regime itself admits to now.

              * The regime applies medieval religious laws to a vast extent, unlike any other country in the world. The laws are based on Sharia, which differs in many respects from the principles of Universal Declaration of Human rights.

              * The regime has one of the worst freedoms of speech records in the world. Reporters Without Borders ranks Iran as 166 out of 169 countries in that category. Also it ranked Iran as one of the top 13 enemies of the Internet. Iran is one of the last few remaining countries that do not allow Satellite dishes.

              * There are no political parties, as political parties are known and defined in democratic countries, in Iran.

              * Khamenei is considered one of the world’s top 10 worst dictators.

              Iran is viewed by world public opinion as the country with the most negative influence in the world. See

              * Iranian passport falls in the last spot among passports that need Visa to travel, with 14 countries only requiring no Visas for Iranians.

              * Iran is the center of inspiration and support of Islamic fundamentalism.

              1- Through its Islamic revolution, Iran has inspired other religious clerics and figures in the Muslim world, Sunnis and shites alike, to rise for power, through violent means if necessary. Groups such as Hamas and Hezbullah are clearly after power in Lebanon and Palestinian, but they’re using the Israeli occupation as a tool. They call themselves “resistance groups” only, but they both participated in elections and won, and one of them just obtained veto power using intimidation and force, which means they’re not only “resistance groups”. They are clearly after creating an Islamic state, even Hamas’ charter says that. There will be no peace in the Middle East while the regime is in power. IRIs survival depends on clash of civilization that it started, between Islam and West, and on instability in the Middle East.

              2- Iran initiated and inspired the “Martyrdom” culture. That culture has turned thousands of young Arab and Muslim men into human bombs. It has also introduced the “Modern Islamic Model of Society”, which is in simple terms, a country that applies Sharia laws, but uses modern tools such as Television, Radio, Computers, ..to present itself as “non-fundamentalist”.

              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #352
                Part II



                Iran has one of the worst economies in the world:

                * Iran ranks 78 in the world in countries with best environment for doing business. See

                * Iran ranks 137 in operational risk. See

                * Iran ranks 151 out of 157 in economic freedoms. See

                * Iran is ranked 218 out of 224 in highest inflation rates in the world. See

                * Iran is ranked the 127th in the world in highest unemployment rate. See

                * Iran is ranked 131 in the world with the country with highest corruption. See

                * 18% of Iranian people live under poverty line. See

                In conclusion, the regime is a disaster for Iran and the world. It’s the worst government in Iran’s history, the biggest threat to world peace and the center of hatred-generating propaganda in the world. There are a few brainwashed-by- leftist media and college professors-young-Iranian-American-and-young Iranian and American-IRI-apolgists bloggers and activists, who are unable to see the truth and keep prolonging IRIs life with misguided propaganda and blind anti U.S sentiments. The generation of looking-at-reality-as-a-conspiracy, and the generation of –reality-is-not-so-simple, have absolutely bought into IRIs propaganda machines.

                But reality is in front of us, and can’t be denied. We want a better Iran, a modern Iran, a free Iran and a prosperous Iran. The fight for Iran’s soul and for world peace has just started. Iran has overcome a lot of tragedy in its history. No one should doubt that Iran will be free one day, soon.

                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #353
                  شريعتمداري: آقاي احمدي نژاد! سخنان رهبري را تحريف كرديد

                  چرا براي اهداف سياسي خود، از رهبري هزينه مي كنيد؟

                  حسين شريعتمداري مدير مسئول روزنامه كيهان طي يادداشتي شديداللحن خطاب به رييس جمهور، اظهارات بيان شده از سوي احمدي نژاد به نقل از رهبر انقلاب را مخدوش، غير واقعي و تحريف شده خواند و نوشت: چرا ايشان براي رسيدن به يك خواسته سياسي آنهم خواسته اي كه اين سوي و آن سوي آن تفاوت چنداني ندارد، از رهبر معظم انقلاب هزينه كرده اند؟ صرف نظر از اين كه نظر ايشان را هم مخدوش و غيرواقعي نقل كرده اند!









                  مدير كيهان در اين يادداشت با عنوان «نازنيني تو ولي ... ؟»، نوشت:


                  براي نگارنده قلم زدن درباره آنچه امروز مي خواهم بنويسم سخت است و صد البته، ناگوار و تلخ. اما ماجراي ديروز مجلس شوراي اسلامي و نقل قول مخدوشي كه از تريبون خانه ملت پخش شد، كمترين ترديدي در ضرورت اين نوشته باقي نمي گذارد، چرا كه، وارونگي اين نقل قول، آگاهانه يا ناخودآگاه - و انشاءالله ناخودآگاه - درباره نظر كسي بود كه نه فقط مقتداي همه مردم ايران بلكه مراد همه ملت هاي مسلمان و نقطه اميد تمامي آزادگان و محرومان جهان است. بنابراين، انصاف آن است- و تكليف هم - كه واقعيت ماجرا بازگو شود تا «بر دامن كبرياش ننشيند گرد»، اگرچه نمي نشيند.




                  ديروز در جلسه علني مجلس شوراي اسلامي و در جريان رأي اعتماد به سه وزير پيشنهادي رئيس جمهور، نمايندگان موافق و مخالف، مطابق معمول و با استفاده از اختيارات قانوني خويش به اظهارنظر درباره وزيران پيشنهادي پرداختند. در اين ميان اظهارنظر مخالفان درباره يكي از نامزدها داغ تر از بقيه و با ارائه دلايلي مبني بر عدم صلاحيت ايشان، نظير مدرك دكتراي تقلبي يا جعلي! همراه بود كه نگارنده درباره صحت و سقم اين ادعا و برخي از ادعاهاي ديگر نظري ندارد، يعني چيزي نمي داند و موضوع بحث اين نوشته هم نيست.




                  ديروز، برادر عزيزم جناب آقاي دكتر احمدي نژاد، رئيس جمهور محترم كه براي ايشان احترام فراواني قائل هستم در حالي كه براي دفاع از وزراي پيشنهادي خود پشت تريبون رفته بود، سخني از قول رهبرمعظم انقلاب درباره وزيران پيشنهادي نقل كرد كه نگارنده با اطلاع دقيقي كه از اصل ماجرا دارم، مي دانم و كمترين ترديدي ندارم كه متأسفانه اين نقل قول، مخدوش و غيرواقعي بوده است و با نظر ارائه شده از سوي رهبرمعظم انقلاب، تفاوتي نزديك به تناقض دارد و با عرض پوزش از آقاي احمدي نژاد بايد گفت در سخنان ديروز ايشان، نظر واقعي آقا تحريف شده بود، به گونه اي كه انگار رهبرمعظم انقلاب نه فقط با وزراي پيشنهادي آقاي احمدي نژاد موافقت كامل داشته اند، بلكه نمايندگان مجلس را براي دادن رأي بالا به آنها تشويق و ترغيب هم كرده اند! بديهي است كه با اين نقل قول مخدوش قاطبه نمايندگان محترم مجلس كه خود را مطيع و مريد رهبرمعظم انقلاب مي دانند، چنانچه نگاه و نظر منفي داشته اند، آن را وانهاده و رأي مثبت مي دهند، مگر دو دسته. اول آنها كه از واقعيت نظر آقا باخبر بوده اند و دوم، نمايندگاني كه با بينش و منش رهبرمعظم انقلاب آشنا بوده و به طور طبيعي - و البته هوشمندانه- نظر نقل شده را مخدوش و غيرواقعي ارزيابي كرده اند.




                  آقاي احمدي نژاد در جلسه ديروز مجلس و به هنگام دفاع از وزراي پيشنهادي با اشاره به اين كه گفته مي شود احمدي نژاد اصرار بر اين سه گزينه داشته است و مقام معظم رهبري به علت اين اصرار با اين گزينه موافقت كرده اند، گفت؛ «مگر رابطه ما با مقام معظم رهبري اينگونه است؟ من خدمت آقا گفتم كه مي خواهم اين سه نفر را معرفي كنم، ايشان فرمودند چقدر شناخت داريد، ويژگي ها و سوابق را براي ايشان گفتم. ايشان نيز موافقت كردند و فرمودند برويد براي رأي آوري آنها تلاش كنيد»!




                  متأسفانه و با عرض پوزش بايد گفت اين نقل قول با واقعيت انطباق ندارد. نگارنده از نظر آقا درباره دو تن از وزراي معرفي شده اطلاعي ندارد ولي نظر ايشان درباره يكي از سه وزير پيشنهادي با آنچه آقاي احمدي نژاد- احتمالا از روي فراموشي يا بي دقتي- نقل كرده اند متفاوت است. مطابق اطلاع دقيق و موثق نگارنده، آقا درباره يكي از سه وزير پيشنهادي نظر موافق نداده اند، بلكه فقط فرموده اند«مخالفتي ندارم». توضيح آن كه معمولا حضرت آقا در اينگونه موارد، سه نوع نظر مي دهند. «موافقت»، «مخالفت» و يا «مخالفتي ندارم». و بديهي است كه اين سه نوع نظر كاملا با يكديگر متفاوت بوده و هر يك مفهوم خاص و جداگانه اي دارند. بنابراين نقل قول آقاي احمدي نژاد كه «آقا موافقت كردند و فرمودند برويد براي رأي آوري آنها تلاش كنيد»! كاملا غيرواقعي و مخدوش است. چرا كه مفهوم «مخالفتي ندارم» با مفهوم «موافقم» تفاوت فراوان و تعيين كننده اي دارد چه رسد به اين كه فرموده باشند «برويد براي رأي آوري آنها تلاش كنيد»! بنابراين جاي اين گلايه جدي از آقاي احمدي نژاد هست كه چرا نظر آقا را به طور مخدوش و متاسفانه تحريف شده، نقل كرده اند؟!




                  البته بعيد نيست كه آقا درباره دو وزير ديگر نظر مساعدي داشته اند - و نگارنده نمي داند- اما درباره يكي از آنان كه احتمالا نقل قول مخدوش رئيس جمهور نيز براي رأي آوري او بوده است، نظر آقا همان است كه گفته شد. اين نكته نيز گفتني است كه اگر نظر آقا همانگونه كه بود - يعني مخالفتي ندارم- نقل مي شد به يقين بسياري از نمايندگان با شنيدن اين نظر كه مفهومي كاملا متفاوت با نقل آقاي احمدي نژاد دارد، از رأي دادن به وزير مورد اشاره خودداري مي ورزيدند!




                  نگارنده به وزير مورد اشاره ارادت دارد و بر اين باور است كه نظر آقا مبني بر اين كه «مخالفتي ندارم» اگرچه با «موافقم» تفاوت فراواني دارد به معناي نفي صلاحيت ايشان نيست، مثلا؛ كسي كه پزشك نيست نمي تواند مسئوليت يك بخش درماني در يك بيمارستان را بر عهده داشته باشد ولي بعيد نيست كه براي پست هاي ديگري، حتي مهمتر و تعيين كننده تر مناسب و لايق باشد، كه معمولا هست. ولي سخن در اين نوشته درباره صلاحيت ها و شايستگي هاي برادر مورد اشاره نيست، بلكه انتظاري منطقي از رياست محترم جمهوري در ميان است كه سنجيده و صحيح نقل قول كنند، آن هم از مراد همه مسلمانان يعني رهبر معظم انقلاب.




                  و اما، گلايه ديگر از جناب آقاي احمدي نژاد كه كم اهميت تر از گلايه اول نيست، آن كه، چرا ايشان براي رسيدن به يك خواسته سياسي آنهم خواسته اي كه اين سوي و آن سوي آن تفاوت چنداني ندارد، از رهبر معظم انقلاب هزينه كرده اند؟ صرف نظر از اين كه نظر ايشان را هم مخدوش و غيرواقعي نقل كرده اند! چه كسي تاكنون ديده يا شنيده است كه حضرت آقا در اموري از اين دست دخالت كنند؟! مگر درباره وزراي كابينه آقاي هاشمي يا آقاي خاتمي رهبر معظم انقلاب نظر داده بودند و يا مگر وزراي كابينه آقاي احمدي نژاد با نظر آقا انتخاب شده اند؟! نهايت اين كه رؤساي محترم جمهور از ايشان نظري خواسته اند و پاسخ آن بزرگوار نيز يكي از سه «گزينه» پيش گفته بوده است.




                  اگر اظهارنظر ديروز برخي از نمايندگان درباره مثلاً مدرك تحصيلي جعلي يا قلابي فلان وزير معرفي شده صحت داشته باشد- كه انشاءالله ندارد- آيا شايسته است از رهبر معظم انقلاب و قانونگراترين شخصيت نظام براي توجيه آن هزينه شود؟!
                  بديهي است كه به عقيده نگارنده، دوران رياست جمهوري آقاي دكتر احمدي نژاد بعد از دوران رياست جمهوري آقا، مطلوب ترين بوده و هست و نگارنده بي ترديد براي دور دوم به عنوان يك شهروند معمولي به ايشان رأي خواهم داد و در ميان كساني كه احتمال كانديداتوري آنها مي رود كسي را شايسته تر از ايشان نمي شناسم، ولي ايشان كه بارها ارادت و پيروي خود از رهبري و حضرت امام(ره) را نشان داده اند بايد در مواردي از اين دست كه شرح آن رفت دقت و مراقبت بيشتري داشته باشند و اين كه «نازنيني تو ولي در حد خويش... الله الله پا منه ز اندازه بيش»....




                  و بالاخره، از آنجا كه نقل قول غيرواقعي آقاي احمدي نژاد در كسب آراء وزير محترم مربوطه تاثير تعيين كننده اي داشته است، قانوني بودن رأي اعتماد مجلس به ايشان قابل ترديد است و به نظر مي رسد كه نياز به رأي گيري مجدد باشد.



                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #354
                    فیش دولت
                    فیش ملت
                    یک ایرانی




                    جدیداً در فیش*های برق و گاز این مطلب اضافه شده:
                    مصرف شما... ریال.
                    سهم شما... ریال.
                    سهم دولت... ریال.
                    یارانه پرداختى توسط دولت 24500 تومان،
                    مبلغ قابل پرداخت توسط من 3500 تومان.

                    فیش من براى دولت:
                    حقوق هر ساعت 6 دلا*ر،
                    روزانه 45600 تومان،
                    حقوق ماهیانه من:
                    یک میلیون و چهارصد هزار تومان،
                    دریافتى من از دولت:
                    دویست هزار تومان.
                    یارانه پرداختى من به دولت:
                    یک میلیون و دویست هزار تومان،
                    حالا* کی باید سر کی منت بذاره؟



                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #355
                      از افتخارات
                      یک ابر قدرت:





                      - 8000 دکتر بیکار

                      -7میلیون جوان بیکار

                      - از هر 10 ازدواج 6 طلاق

                      - 6 میلیون معتاد

                      - 68% مبتلا به افسردگی

                      - مصرف سالانه 500 میلیارد تومان دخانیات

                      - رسیدن سن فحشا به 14 سالگی

                      - فروش سالانه 13 هزار کلیه

                      - 42% زیر خط فقر



                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #356
                        حسن روحانی: درآمد دولت صرف چه شده است؟


                        سخنرانی حسن روحانی دومین انتقاد کم سابقه از دولت محمود احمدی نژاد طی یک ماه اخیر است
                        حسن روحانی، دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی ایران و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام روز سه شنبه با مرور آنچه "از دست دادن فرصت های طلایی توسط دولت محمود احمدی نژاد" خوانده، انتقاد های کم سابقه ای از رئیس جمهور ایران کرده است.
                        آقای روحانی که در جمع اعضای حزب اعتدال و توسعه سخن می گفت، سه "فرصت طلایی" را افزایش بی سابقه قیمت نفت، ابلاغ سیاست های اصل ۴۴ برای خصوصی سازی و درگیر شدن ایالات متحده آمریکا در افغانستان و عراق و لبنان خوانده است.

                        آقای روحانی که نماینده آیت الله خامنه ای، رهبر ایران در شورای عالی امنیت ملی نیز هست، گفت: "در این سه سال فرصت*هایی برای نظام ایجاد شد که تقریبا بی*سابقه یا کم*سابقه بود چنان که در سه سال گذشت قیمت نفت به مرزی رسید که شاید برخی حتی تصور *آن را نیز نمی *کردند، آیا این فرصت برای ما استثنایی نبود؟ درآمد عظیم نفت برای ایران استثنایی نبود؟ این درآمد به چه مصرفی رسید و به کجا رفت؟"

                        حسن روحانی با یادآوری قیمت نفت در سال های گذشته، گفت: " پیش از این دولت*ها آرزو داشتند که نفت ایران به ۲۰ دلار برسد، در اواخر عمر دولت صدام که نفت در مقطع کوتاهی به ۲۵ دلار رسیده بود، دولتمردان می *گفتند که اگر همین قیمت ثابت بماند همه اهداف تحقق پیدا می*کند."

                        وی گفت: "ظاهرا عده*ای مکلفند هر ماه به سراغ حساب ذخیره ارزی بروند و هرچه در آن است را جارو کنند. اینان مسئول جارو زدن حساب ذخیره ارزی شده*اند . . . سه سال گذشته چه اقدام مثبتی برای استفاده از درآمد سرشار نفت در کشور انجام شده است؟ در این مدت به جز خرید پرتقال، سیب و انگور و موز از خارج و واردات آن به داخل چه پروژه بزرگ و چه کار سرنوشت*سازی انجام شد؟"

                        به گفته آقای روحانی سخنان و شعار*های محاسبه نشده و بدون مطالعه و دقت برای ملت و کشور هزینه فراوانی داشته و در این سه سال فاتحه کار کارشناسی خوانده شده و ظاهراً دیگر نیازی به کارشناس وجود ندارد.

                        "انتخاب فرد با تجربه"

                        حسن روحانی درباره ابلاغ سیاست های اصل ۴۴ قانون اساسی درباره خصوصی سازی نیز گفته است که "اقتصاد دولتی را به اقتصاد شبه دولتی تبدیل کردیم در حالی که قرار بود به مردم واگذار شود."

                        "آیا تبدیل اقتصاد به اقتصاد شبه دولتی و تبدیل دوباره آن به اقتصاد دولتی دور باطل نیست؟ آیا دولت در مدت مسئولیت خود از فرصت طلایی اصل ۴۴ استفاده کرده است؟"

                        آقای روحانی همچنین گفت از ابتدای انقلاب که اواخر دوران ریاست جمهوری کارتر بود تا ریگان، بوش پدر، کلینتون و بوش پسر، هیچ*گاه آمریکا تا این حد گرفتار نبوده است.

                        " ما می*توانستیم از فرصت طلایی ضعف دشمن در صحنه بین*المللی و منطقه استفاده کنیم؛ اما چه استفاده*ای شد؟ به جای تثبیت منافع *ملی و تحکیم امنیت* ملی به جلسه*ای رفتیم با تابلوی 'خلیج دول عربیة' و سپس مثل همیشه قطعنامه* علیه جزایر سه*گانه ایرانی دریافت کردیم."

                        از حسن روحانی به عنوان یکی از کاندیدهای احتمالی انتخابات ریاست جمهوری ایران که ۲۲ خرداد ماه سال آینده برگزار خواهد شد، یاد می شود.

                        وی روز سه شنبه در مورد انتخابات ریاست جمهوری گفت که "در شرایط فعلی این وظیفه ملی ما است که فردی را انتخاب کنیم که تجربه، دانش، تدبیر و توان تلاش بیشتری را داشته باشد."

                        انتقاد های آقای روحانی از دولت ایران در حالی صورت گرفته که آیت الله علی خامنه ای، رهبر ایران به تازگی منتقدان دولت را مخاطب قرار داده بود و آنها را تخریب کننده دولت توصیف کرده بود.

                        آقای خامنه ای گفته بود:"انکار امتیازات و نقاط مثبت، برجسته کردن ضعفها و بدگویی مستمر، تخریب است نه انتقاد."



                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #357
                          رژيم اگر توانست از توجه افکار عمومی به کشتارهای غزه, برای راه اندازی يک موج جديد اعدام و يورش به خاوران بهره برداری کند, بستر اين فرصت طلبی اش بی خبری افکار عمومی از وجود خاوران به عنوان سند گويای جنايت اين نظام است....


                          روشنگری: راستی که برای رژيم جمهوری اسلامی کشتار فجيع غزه و تمرکز برحق افکار عمومی جهان بر اين فاجعه و جنبش ضد جنگ و مجموعه اعتراضاتی که در اين رابطه صورت گرفت, يک مائده آسمانی و فرصتی گرانبها بود. درست مثل خود اسراييل که زمان شروع حمله به غزه را آغاز تعطيلات سال نو ميلادی قرار داده بود تا به دور از تمرکز رسانه ها و توجه عمومی برنامه کشتار را به پيش ببرد, رژيم جمهوری اسلامی نيز موجی تازه از اعدام ها را به راه انداخت و همزمان کوشيد ردپای يکی از شنيع ترين جنايت تاريخ موجوديت خود را با يورش به خاوران پاک کند.

                          بر اساس گزارش های منتشره بولدوزرها در فاصله 20 تا 22 دی ماه با يورش به گلزار خاوران به تخريب گورها و يادگارهای اعداميان دهه 60 پرداخته اندو روی گورها خاک ريخته اند و درخت کاشته اند و چهره و نمای بيرونی را تغيير داده اند.

                          خاوران آرام و قرار برای رهبران جمهوری اسلامی باقی نگذاشته است. سند جنايت شان است. فردا اگر بخواهند بر صندلی محاکمه به جرم جنايت عليه بشريت بنشينند که درست مانند رهبران اسراييل و تيم بوش جنايتکار رييس جمهور منقرض و منفور سابق آمريکا شايسته آن هستند, خاوران سند جنايت شان است؛ سندی که سنديت آن چنان نافذ و انکارناپذير است که پايه های کاخ هايشان را می لرزاند. به همين جهت است که از خون و جنايت و توحش اسراييل در غزه و در حالی که صحنه های دلخراش قتل کودکان و اخبار هولناک استفاده از فسفر سفيد و سلاح های ممنوعه در بمباران مردم بی دفاع اين باريکه محاصره شده افکار عمومی را عميقا جريحه دار کرده بود, فرصت را مغتم شمردند تا ضمن به دار کشيدن حداقل 30 نفر ديگر در زندان های چندين شهر کشور, خاوران اين سند زنده و گويای جنايت عظيم خود را تا حد امکان از بين ببرند.

                          جای طرح اين پرسش است که چرا رژيم اين جسارت را به خود داد که اولين گام تهاجمی را در تغيير چهره خاوران بردارد؟ راست است که پس از اين اقدام جنايتکارانه رژيم اسلامی, آژيرهای خطر به صدا درآمده اند و واکنش هايی در سطح خارج از کشور صورت گرفته است و کارزار محکوميت رژيم به راه افتاده است. با اين حال حقيقت تلخ اين است که قتل عام زندانيان سياسی ايران به عنوان يکی از هولناک ترين موارد جنايت عليه بشريت از سوی رژيم اسلامی برای اکثريت قريب به اتفاق مردم ايران به طور عموم و در تهران که خاوران را در خود جای داده است به طور ويژه هنوز روشن نيست.

                          آن احساس تعلقی که خانواده های جانباختگان اين قتل عام ها, و بازماندگان همرزمان و سازمان ها, نهادها و گروههای مدافع حقوق بشر نسبت به خاوران حس می کنند, در ميان عموم مردم شکل نگرفته است. و اين اگر از جانب رژيم, که با بستن دهان ها و خاموش کردن رسانه ها و جلوگيری از نشر حقايق و تحميل خفقان جنايتی است در حد کشتار زندانيان سياسی, از جانب طرفداران آزادی و عدالت اجتماعی, اشاره به وظيفه ای است جدی, مبرم و تاخيرناپذير برای نشر حقيقت در ميان مردم.

                          رژيم اگر توانست از توجه افکار عمومی به جنايت اسراييل در غزه و نمايش چهره های خون آلود کودکان بی گناه فلسطينی برای يورش به خاوران بهره برداری کند, بستر اين فرصت طلبی جنايتکارانه اش بی خبری افکار عمومی از وجود خاوران به عنوان سند گويای جنايت اين نظام است.

                          خاوران مانند آتشی است که در ظلمت استبداد و توحش قرون وسطايی رژيم جمهوری اسلامی, همچنان زبانه می کشد و وعده می دهد که کاخ های ظلم و جنايت حاکمان اسلامی را بسوزاند. خاوران آن نه خونينی است که بهترين فرزندان ايران زمين در برابر ديو ارتجاع خون آشام اسلامی سرودش کردند برای مقاومت. سکوت در برابر جنايت رژيم, بی توجهی به آرمان های اين جانباختگان؛ آرمان آزادی و برابری و دنيای پاک و عاری از ظلم و بهره کشی و استبداد و خودکامگی است. و بر ماست که آن سرود خونين را به گوش مردم برسانيم, و نگذاريم شعله خاوران خاموش شود.

                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #358
                            يورش ماموران به منزل يك عضو كمپين يك ميليون امضا


                            دولت ايران در موارد متعدد از تجمع فعالان اين جنبش ممانعت به عمل آورده است


                            ماموران دادسراي ويژه امنيت دادگاه عمومي و انقلاب تهران روز سه شنبه به منزل نفيسه آزاد از فعالان حقوق زنان و اعضاي كمپين يك ميليون امضا هجوم برده و وسايل شخصي او را با خود بردند.

                            آيدا سعادت، فعال حقوق زنان، در گفتگويي با بي بي سي گفت نفيسه آزاد روز جمعه در ولنجك در شمال تهران، هنگامي كه مشغول جمع آوري امضا براي كمپين بود بازداشت شد و در حال حاضر تحت بازجويي است و تحقيقات از او ادامه دارد.

                            به گفته خانم سعادت، هر چند حكم دادستان انقلاب تهران، تنها مربوط به تفتيش وسايل نفيسه آزاد و آن هم در رابطه با كمپين يك ميليون امضا بود، اما ماموران در جريان بازرسي، تعداد زيادي كتاب، دستنوشته و يادداشت هاي همخانه هاي نفيسه آزاد را هم با خود بردند.

                            جريان موسوم به كمپين يك ميليون امضا از حدود دو سال پيش توسط تعدادي از فعالان حقوق زنان در ايران راه اندازي شد و هدف آن به گفته مسئولان آن جمع آوري يك ميليون امضا از زنان و مردان ايراني براي رفع تبعيض هاي موجود عليه زنان ايراني است.

                            تاكنون برخي از اعضاي اين جريان، توسط ماموران امنيتي ايران دستگير و توسط محاكم قضايي به زندان محكوم شده اند.

                            برخورد دولت ايران با اعضاي اين جنبش با انتقاد فزاينده جامعه بين المللي روبرو شده است.

                            حدود دو ماه پيش - 27 نوامبر 2008 - دو گزارشگر ويژه حقوق بشر سازمان ملل در گزارشي برخورد دولت ايران با فعالان حقوق زن در اين كشور را با واژه هايي چون "آزار"، "سركوب" و "ارعاب" توصيف كرده و ادامه اين نوع برخوردها را "عميقا تاسف انگيز" خواندند.

                            مارگارت سكاگيا گزارشگر ويژه در مورد "وضعيت مدافعان حقوق بشر" و ياكين ارتورك گزارشگر ويژه در امور "خشونت عليه زنان، علل و پيامدهاي آن" در اين گزارش تاكيد كردند كه مدافعان حقوق زن در ايران طي دو سال اخير با وضعيت فزاينده دشواري روبرو بوده اند.

                            پيش از آن در روز 21 اكتبر دبير كل سازمان ملل در انتقاد از وضع حقوق بشر در ايران به مساله زنان اين كشور پرداخت و يك ماه بعد نيز يك كميته كليدي سازمان ملل متحد قطعنامه اي را به تصويب رساند كه حاوي انتقاد شديد از وضعيت حقوق بشر از جمله "سركوب خشونت بار تظاهرات زنان" در اين كشور بود.

                            هدف كمپين يك ميليون امضا، تغيير قوانين ايران در زمينه طلاق، وراثت، سرپرستي كودك و ساير جنبه هاي زندگي اجتماعي است كه مي گويند از آنها شهروندان درجه دو مي سازد.

                            حكومت ايران در واكنش به انتقادها گفته است كه تبعيت از قوانين شريعت اسلامي شرم نيست و اتهام تبعيض عليه زنان را رد مي كند.


                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #359
                              بهره*برداری رژیم جمهوری اسلامی از كشتگان* جنگ خانمانسوز ایران و عراق پس از گذشت دو دهه دراز از پایان این جنگ هم*چنان ادامه دارد. در آخرین نمایش از این نوع، اجساد چند نفر از این كشتگان به دانشگاه امیركبیر تهران كشانده شدند تا در برابر اعتراض شدید و گسترده دانشجویان این دانشگاه در آن جا به خاك سپرده شود. عوامل رژیم كه در عزم خود بر تبدیل دانشگاه به گورستان مصمم بودند با وسایل ضربتی مختلف به جان دانشجویان معترض افتادند و عده زیادی از آنان را مضروب و مجروح كردند. ده*ها نفر از دانشجویان نی*ز دستگیر شدند و به زندان افتادند. شاید برای شكستن حرمت قربانیان جنگ اقدامی بهتر از این نمی*شد انجام داد. بنای یادبودی كه بر مزار این كشتگان برپا شود بیش از آن كه یادآور فداكاری*های كشتگان جنگ باشد از بهره*برداری *مزورانه حاكمان جنگ*افروز از این كشتگان یاد خواهد كرد، و غالب كسانی را كه از كنار این بنا بگذرند به جای* خواندن فاتحه*ای برای این كشتگان به نثار لعنتی برای آن حاكمان و جنگ*افروزان واخواهد داشت.
                              كشتگان جنگ و كسانی كه جان خود را در راه دفاع از وطن و منافع مردم خود قربانی كرده*اند در هر جامعه*ای از احترام خاصی برخوردارند. ساختن بنای یادبود و تجلیل از این كشتگان، و از جمله بناهایی كه تحت عنوان «سرباز گمنام» برای بزرگداشت سربازان بی نام و نشان جنگ برپا می*شود، در همه كشورهای جهان سنت معمولی است. این تجلیل و احترام كمترین دینی است كه زندگان و باقی*ماندگان از جنگ به قربانیان فداكار آن بدهكارند، و ادای آن بهترین تضمین برای حفظ روحیه میهن*دوستی و آمادگی دفاع از وطن در شرایط مشابه دیگری خواهد بود كه در آینده ممكن است پیش بیاید. تجلیل از قربانیان جنگ در عین حال متضمن محكومیت جنگ و جنگ*افروزان و همه كسانی است كه با دامن زدن به آتش جنگ باعث قتل آنان شده*اند. علاوه برا ین، تجلیل*هایی از این قبیل معمولا صبغه ملی دارد و در انحصار هیچ گروه و گرایش سیاسی خاصی نیست. هر گونه بهره*برداری سیاسی از قربانیان جنگ به نفع یك گرایش خاص بزرگترین توهین و خیانتی است كه در حق این قربانیان اعمال می*شود و به حق از سوی سایر نیروهای سیاسی* محكوم می*شود.

                              رژیم جمهوری اسلامی ایران در بهره*گیری سیاسی* از كشته*های جنگ هشت ساله ایران و عراق از هیچ وسیله*ای فروگذار نبوده است. اولین گام در این جهت را رژیم در اطلاق عنوان «شهید» به این كشتگان برداشته است. جنگ و مرگ و كشته شدن تلخ است و شوم، و سخن گفتن از مرگ به عنوان مرگ، و كشته تحت عنوان كشته، تمامی تلخی مرگ و سبعیت قتل و جنگ و خشونت را به ذهن می*آورد و نفرت از آن را برجسته می*كند. از این رو، معمولا بناها و مراسم یادبود كشتگان جنگ در كشورهای* مختلف جهان یك وسیله قوی در مبارزه با جنگ و تقبیح آن بشمار می*رود. كاربرد عنوان «كشته» در مورد آنان نی*ز هیچ از اهمیت فداكاری آنان كم نمی*كند یا مقام آنان را ذره*ای پایین نمی*آورد. اطلاق عنوان «شهید» به كشته جنگی،* اما، از شدت فاجعه می*كاهد و قبح جنگ را از بین می*برد. «شهید زنده است»، یعنی كه او در جنگ تلف نشده است؛ او قربانی* جنگ نیست؛ مرگ او را نباید عزا گرفت، بلكه باید آن را «تبریك» گفت و به مناسبت آن شیرینی پخش كرد. با كاربرد وسیع این عنوان برای هزاران هزار كشته جنگ ایران و عراق، رژیم جمهوری اسلامی سعی *كرده است مرگ در جنگ را تقدیس كند و از طریق آن به تقدیس خود جنگ برخیزد و با ترویج فرهنگ «شهیدپروری» نسل دیگری را برای استقبال از جنگ و قربانی شدن در آن آماده كند.

                              انگیزه حكومت در تقدیس جنگ ایران و عراق و شهیدسازی كشتگان آن پنهان نیست. جنگ هشت ساله ایران و عراق فقط محصول حمله تجاوزكارانه صدام حسین به ایران نبود. اكنون دیگر بر همه روشن است كه رژیم حاكم تعمدی صریح در ادامه فاجعه*بار جنگ داشته است، و دست كم مسئولیت اصلی ادامه جنگ برای شش سال طولانی پس از بازپس گرفتن خرمشهر از نیروهای عراقی، و تلفات چندسدهزار نفره*ای كه از آن بر جای گذاشته شد، به عهده رژیم ایران بوده است. از این رو، اكثریت كشتگان جنگ نه محصول تجاوز عراق و بلكه قربانیان مستقیم سیاست جنگجویانه نظام حاكم بوده*اند كه جنگ را نعمت می*شمرد و از افزایش تلفات سنگین آن باكی نداشت. كاربرد عنوان شهید دقیقا در جهت این هدف صورت می*گیرد كه از قبح و تلخی* فاجعه كاسته شود و مسئولیتی متوجه جنگ *افروزانی كه باعث و مسبب این فاجعه بوده*اند نگردد. جنگ نعمت بوده است، قربانیان آن شهید شده*اند و به سعادت رسیده*اند، فاجعه*ای صورت نگرفته است كه مسئولیتی متوجه كسی كند، و اگر هم مسئولیتی وجود دارد این مسئولیت تنها متوجه دشمن است و نه سیاستمداران خودی كه یك پای* جنگ بوده*اند و ادامه دهنده اصلی آن برای شش سال پس از اخراج دشمن از خاك وطن. شهیدسازی كشتگان جنگ بهترین وسیله بهره*برداری سیاسی از این كشتگان را برای رژیم جمهوری اسلامی فراهم آورده است.

                              رژیم البته به این حد از بهره*برداری سیاسی از كشتگان جنگ اكتفا نكرده و بلكه از هر امكان و موقعیت و مناسبت دیگری نیز برای این كار بهره گرفته است. در تمام مدت جنگ، نقل و انتقال اجساد كشتگان و مراسم تشییع و خاكسپاری و مجالس یادبود آنان به وسیله*ای برای تبلیغات دولتی و سركوب مخالفان رژیم تبدیل شده بود. رژیم جمهوری اسلامی همه قربانیان و رزمندگان فداكار جبهه*های جنگ را از عناصر هوادار خود قلمداد كرده و خود را متولی خون آنان دانسته است. از این رو، رژیم در تبلیغات خود مرتبا از «شهیدان» جنگ برای اعمال سیاست*های سركوبگرانه خود مایه می*گذارد و این قربانیان را یك بار دیگر در پای منافع سیاسی خود قربانی می*كند. این خصوصیت همه جنگ*افروزان است كه ابتدا با سیاست*های جنگ*طلبانه خود مردم و یا هواداران خود را قربانی می*كنند و سپس با پوشاندن لباس «شهید» بر قامت آنان از یك سو خود را «پیروز» می*نامند (چون كار آنان كشته*ای از خود بر جای *نگذاشته است و آن چه كه بوده «شهید» بوده است)، از سوی دوم در كشته شدن آنان هیچ مسئولیتی را متوجه خود نمی*دانند، و از سوی سوم با مصادره كردن همه كشتگان به نفع خود برای خویش حقانیت می*آفرینند و آنان را وجه*المصالحه ادعاها و اهداف سیاسی* خود قرار می*دهند.

                              رژیم هم*چنین نشان داده است كه در بهره*برداری سیاسی از كشته*های جنگ تنها به نام آنان اكتفا نمی*كند و بلكه از اجساد آنان برای سالیان دراز پس از خاتمه جنگ نیز هم*چنان به صورت وسیله بهرده*براری می*كند. این ظاهرا تنها در جمهوری* اسلامی است كه بیست سال تمام پس از خاتمه جنگ هنوز جسد قربانی جنگ پیدا می*شود و وجود این اجساد هر از چند گاهی به وسیله*ای برای نمایش* تبلیغاتی برای رژیم تبدیل می*شود. علاوه بر این، در دوران حكومت آقای احمدی*نژاد راه تازه*ای برای بهره*برداری از اجساد این قربانیان بی نام و نشان جنگ پیدا شده است. اكنون دیگر كافی* نیست كه این اجساد را برای ساعت*ها در خیابان*های شهر بگردانند، و مداحان و تعزیه*گردانان حكومتی از هر لحظه و ثانیه آن برای تبلیغات به نفع حكومت بهره بگیرند، و بعد اجساد را در كنار سایر قربانیان جنگ دفن كنند. و بلكه حكومتی كه به هر كشته جنگی به صورت یك وسیله مطلق می*نگرد به اندیشه بهره*گیری «حد اكثری» از آن افتاده است، با این فكر بكر كه از مراسم دفن این اجساد نیز به نفع خود بهره*برداری تبلیغاتی *بكند و همراه با آن دانشگاه*ها را به تسخیر نیروهای وابسته به خود موسوم به بسیج و حزب*الله درآورد.

                              این كار از یكی دو سال پیش آغاز شده است و تا كنون در چندین دانشگاه و مدرسه عالی در تهران و شهرستان*ها اجسادی به نام «شهدای جنگ» دفن شده*اند. این طرح البته از سوی غالب دانشگاهیان (اعم از استاد و دانشجو) محكوم شده و در موارد متعددی به تظاهرات دانشجویان منجر شده است، ولی عوامل رژیم با كاربرد خشونت و سركوب این مقاومت*ها را در هم شكسته*اند. آخرین این موارد در دانشگاه امیركبیر در این هفته صورت گرفت كه یكی از بزرگترین تظاهرات اعتراضی دانشجویان را در طول چند روز باعث شده است. سرانجام، این تظاهرات با ضرب و شتم شدید دانشجویان (كه تصاویر ثابت و متحرك آن*ها در اینترنت منتشر شده است) و دستگیری ده*ها نفر از آنان سركوب شد، و عوامل رژیم توانستند اجسادی را كه برای این كار در نظر گرفته بودند در جوی پر تشنج و فضایی كه كمترین حرمتی برای این اجساد باقی نمی*گذاشت دفن كنند. با اجرای این طرح، همان طور كه دانشجویان معترض اظهار می*كردند، راه ورود نیروهای حزب*اللهی و بسیجی *خارج به محوطه این دانشگاه به بهانه سر زدن به این مقبره و اجرای مراسم عزاداری و یادبود باز می*شود و محیط این دانشگاه تحت كنترل عوامل سركوب وابسته به رژیم در می*آید.

                              این واقعیت را می*توان با توجه به مقدماتی كه به این مناسبت در محوطه دانشگاه امیركبیر تدارك شده بود دریافت. به گزارش خبرنامه امیركبیر، از ساعت*ها پیش از مراسم دفن، چندین چادر روضه*خوانی و مداحی در این محوطه بر پا شده بود و مداحان دولتی به تبلیغات و بازارگرمی* برای این مراسم مشغول بودند. این كه در قرن بیست و یكم میلادی، دانشگاه* در جمهوری اسلامی به گورستان و تكیه* عزاداری و مجلس روضه*خوانی استحاله می*یابد بهترین نمودار سطح علم و فرهنگ و ارزش آن در این نظام اسلامی است. و به سختی می*توان گفت كه آیا این *تراژدی بزرگتر است یا بهر*ه*برداری ابزاری از اجساد كسانی* كه یك بار قربانی سیاست*های جنگ*طلبانه رژیم شده*اند و بار دیگر تا لحظه دفن و پس از آن قربانی سیاست*ها و مطامع آن می*گردند. ترید نباید كرد: بنای یادبودی كه بر روی* گور این قربانیان بی نام و نشان بر پا می*شود بیش از آن كه یادآور فداكاری*های كشتگان جنگ باشد از بهره*برداری *مزورانه حاكمان جنگ*افروز از این كشتگان یاد خواهد كرد، و غالب كسانی را كه از كنار آن بگذرند به جای* خواندن فاتحه*ای برای این كشتگان به نثار لعنتی برای آن حاكمان و جنگ*افروزان واخواهد داشت.
                              From: Iran Emrooz



                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #360

                                iran

                                Comment

                                Working...