Announcement

Collapse
No announcement yet.

Jonbesh-e Daneshjuyan dar Iran

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • Comment


    • پيامدهاي 18 تير

      اما پيامدها ، تبعات و آثار حرکت دانشجويي 18 تير چه بود؟ فعالان دانشجويي معتقدند که قيام دانشجويي 18 تير نقطه عطفي است در مبارزات دانشجويي وبايد از اهميت و ويژگي هاي آن در تقويت جنبش دانشجويي بهره برد. عده اي نيز بر اين باور هستند که 18 تير تبعات منفي در جامعه داشته است.

      محمد مسعود سلامتي مي گويد: "بخشي ازدانشجويان و بلکه جامعه که چشم اميد به حرکت اصلاح طلبي بسته بودند وتصورمي کردند مي توانند مطالبات خودرادراين فضا جستجو کنند وقتي انفعال وسکوت اصلاح طلبان حکومتي نسبت به سرکوب دانشجويان رامشاهده کردند، ازسياست گريزان شدند. درواقع دچارسرخوردگي شدند. مسووليت سنگين اين انفعال اجتماعي هم بردوش اقتدارگرايان است که سرکوب را تحميل کردند وهم بردوش اصلاح طلبان که آنرا تحمل کردند."

      وي ازديگرآثارمنفي اين حرکت، به بالا رفتن هزينه فعاليت سياسي براي کنشگران اين عرصه درکوتاه مدت اشاره و ابراز عقيده مي کند: "اين امريعني آنکه کساني که پس ازاين ماجرا خواستند درعرصه سياسي بمانند بايد باربقيه رانيزتحمل کنند واين باعث دشواري وکندي حرکت شد. اما دربلند مدت جنبش براين مشکلات فايق آمد وراه حلهاي تازه براي اين موضوع درپيش گرفت."

      اين فعال سياسي به آثار ديگري از اين حرکت نيز اشاره مي کند: "امروزگروه هاي دانشجويي که بخواهند همچنان برطبل رفرم بکوبند به شدت دراقليتند و اين رشد دردانشجويان ايجاد شده که راه نجات، تحول درساختاري است که هيچ ظرفيت اصلاح ندارد."

      به گفته وي : "يکي ديگرازآثارمثبت آن است که جهان متوجه جنبش دانشجويي به عنوان حرکتي شد که با حاکميت درچالشي اساسي است. طرفداران حقوق بشر توجه شان به ايران جلب شد ودريافتند که اين نقطه اي است که حقوق بشربه نحو فاحشي نقض مي شود وآنان هم فرياد شان بلند شدو اکنون جنبش آزاديخواهي درايران مي تواند براين حرکت حقوق بشري وهمدلي ملتهاي جهان براي نيل به حاکميت دمکراتيک حساب کند."

      محمد مسعود سلامتي در ادامه مي افزايد: "امروزمي توان ادعا کرد دامنه حرکت دانشجويي حتي فراتراززمان پيش از18 تيررسيده است. چراکه اگرآن زمان دانشجويان خواسته هايشان مثلاآزادي چند زنداني سياسي بود امروزشماراين زندانيان سياسي بسيارگسترش يافته است . شماراحکام کميته هاي انضباطي بسيارفراوان شده است. دانشجوياني که تعليق ازتحصيل گرفته اند يا به اصطلاح ستاره دارو محروم ازادامه تحصيل شدند فراوانند. اين نشان ازآن دارد که جنبش دانشجويي توانسته است خودرابازيابد و به عمق قابل توجهي ازدانشجويان گسترش يابد."

      علي افشاري ديگر فعال دانشجويي حاضر در وقايع کوي دانشگاه نيز معتقد است اولين جرقه ناتواني پروژه اصلاحي دوم خرداد در تعقيب خواسته هاي مردم در کوي شکل گرفت. به گفته وي: "براي اولين بار صداي نيروهاي مستقل و کساني که اصلاحات را فراتر از رقابت دو جناح در نظام سياسي مي خواستند، به بانگ رسا شنيده شد. همچنين حادثه کوي بيشتر چهره اصلي حکومت را نشان داد .از اينجا به بعد بخشي از حمايت جنبش دانشجويي از خاتمي و اصلاحات در درون ساختار قدرت ريزش کرد ولي کماکان در حد موثري باقي ماند. اين رويداد نقطه شروع بود و پس از داستان تمکين مجلس اصلاح طلب در برابر حکم حکومتي به مرحله تعيين کننده اي رسيد.

      اين فعال سياسي مي گويد: "افزايش شکاف جنبش دانشجويي و حکومت ديگر پسامد ماجرا بود که باعث راديکال تر شدن جنبش دانشجويي شد. اين رويداد همچنين به نشاط و پويايي در دانشگاه ها لطمه زد و هزينه فعاليت سياسي را افزايش داد و از آن روز به بعد از تعداد دانشجويان فعال در حوزه سياست کاسته شد."

      علي افشاري در ادامه مي افزايد: "جري تر شدن ساختار سلطه در برخورد با دانشجويان و ديگر نيروهاي جامعه مدني و تغيير مدل سرکوب از حالت بسيج نيروهاي شبه مردمي و سرکوب گسترده به روش هاي نرم و شبه قانوني ديگر نتيجه 18 تير بود .اما در اين ميان، از همه مهمتر تبديل شدن 18 تير به نماد جنبش دانشجويي پس از انقلاب و منبع الهام شدن براي کنش هاي اعتراضي دانشجويان است."

      کيانوش سنجري ابراز عقيده مي کند : "در 18 تير، پس از دو دهه سكوت و رخوت، جنبش دانشجويي دوباره متولد شد و تلاش كرد سرسپرده حكومت و جناح بندي هايش نباشد. جنبش دانشجويي مبدل شد به وجدان بيدار جامعه. دانشگاه در ايران سنگر آزادي بوده، دانشجويان در 18 تير ماه و پس از آن، پرچم ازاديخواهي را در اين سنگر برافراشتند. پس از 18 تير نگاه جنبش دانشجويي به قدرت تغيير كرد. گروه هايي كه تا پيش از اين متاثر از احزاب درون حكومت بودند، از وابستگي شان كاستند و اندك اندك متوجه شدند كه بايد به جاي سياست سهم خواهي از قدرت به نقد قدرت و حكومت بپردازند. يا وابستگي مالي و اقتصادي يكي از اهرم هاي فشار حكومت بر جنبش دانشجويي بود، بعد از آن دانشجويان تلاش كردند به استقلال مالي از حكومت روي آوردند كه البته هزينه هايش را نيز تاكنون پرداخته اند. نمونه روشن اين روند را جنبش دانشجويي در دانشگاه پلي تكنيك طي كرده است. ايجاد پيوند با ديگر جنبش هاي اجتماعي نيز از روند هاي بالنده جنبش دانشجويي بوده."

      Comment


      • Comment


        • در جامعه مدرسين قم به چه می انديشند
          دختران و پسران دانشجو را
          بايد از هم جدا کرد!






          آيت الله غروی عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم كه مدعی است کمی فاصله فکری با امثال مصباح يزدی نيز دارد گفت:

          يکی از دلايل ترويج بی*بندوباری حضور زنان و مردان بصورت مختلط در دانشگاه هاست. آنها را بايد از هم جدا کرد. زنان و مردان با يکديگر فرق دارند و لزوم جداسازی را آقايان بيشتر می*توانند درک کنند و خانم*ها اين مسايل را با عينک خود نگاه می*کنند و ممکن است بگويند اختلاط دانشجويان مشکلی پيش نمی*آورد اما آقايان اين مسأله را بيشتر درک می*کنند و البته اختلاط دانشجويان بر دختران و زنان تأثير چندانی ندارند.

          در دانشگاه قم دختران و پسران جدا هستند. ممکن است عده*ای که انگيزه ديگری از دانشگاه آمدن دارند، موافق جداسازی نباشند اما در هر صورت اين موضوع بر افزايش آسيب*های اجتماعی تاثير می*گذارد.

          هنگامی که دانشجويان مجرد باشند، ارتباط*های جوانی به سوی خاصی خواهد رفت و با توجه به شرايط اجتماعی کشور و شرايط سخت ازدواج و سنت*های غلط مثل مهريه بالا و مسکن و غيره، مختلط بودن دانشجويان می*تواند باعث افزايش بی*بندوباری گردد.

          هرچه اختلاط زن و مرد به ويژه دختران و پسران مجرد در محيط*های بسته کمتر شود، زمينه بی*بندوباری نيز کمتر می*شود. صدا و سيما بايد در برنامه*های خود را دراين زمينه بازنگری کنند .


          Comment


          • خبرنامه اميرکبير
            مطلب زير که تحت عنوان �افشای پرونده اميرکبير� در تاريخ ۹ تير ۱۳۸۶ در سايت رسمی اتحاديه انجمن های اسلامی مستقل به چاپ رسيده است.

            خبرنامه اميرکبير با توجه به اينکه اتحاديه انجمن های اسلامی مستقل، تشکل نزديک به دولت احمدی نژاد می باشد و بسياری از اعضای آن در دولت نهم پستهايی در وزارت خانه های مختلف دارند و همچنين روشنگری پيرامون فشارهايی بيش از حدی که بر دانشجويان بازداشتی دانشگاه اميرکبير می شود اين مطلب را به طور کامل منتشر می نمايد.

            با توجه به اطلاعات موجود گردانندگان پروژه �نشريات موهن� شکنجه و فشارهای جسمی و روحی فراوانی را برای پذيرش اين اعترافات که در سايت اتحاديه انجمن های اسلامی مستقل آمده است، به دانشجويان بازداشتی وارد می کنند.

            همچنين اين مطلب حکايت از زمينه سازی گردانندگان پروژه �نشريات موهن� دارد که پس از بسته شدن دانشگاه ها دست به سرکوب و تصفيه فعالين دانشجويی بزنند.

            در حالی که وکيل دانشجويان بازداشتی تا به حال نتوانسته با آنها ديدار داشته باشد و ۳ خانواده از جمع ۸ خانواده دانشجويان بازداشتی تنها توانسته اند ديدار چند دقيقه ای و تحت تدابير شديد امنيتی با فرزندان خود داشته باشند و عباس حکيم زاده نيز تا به حال هيچ تماسی با خانواده خود نداشته است، اين مطلب توسط سايت اتحاديه انجمن های اسلامی مستقل منتشر می شود که به روشنی حکايت از هماهنگی کامل آنها با گردانندگان پروژه �نشريات موهن� و نيروهای امنيتی دارد و گويا توسط بازجويان دانشجويان بازداشتی آماده شده و برای انتشار در اختيار سايت اتحاديه انجمن های اسلامی مستقل گذاشته شده است.



            افشاى پرونده اميركبير

            دهم ارديبهشت ماه سال ۱۳۸۶ چهار نشريه دانشجويى در دانشگاه اميركبير مطالبى را منتشر كردند كه آبستن حوادث، تهمت ها و اظهار نظرهاى زيادى شد.

            به گزارش سايت تحليلى - خبرى دانشجويان مستقل، حدودا پنج ماه قبل از رخداد اين حادثه در دانشگاه اميركبير برخى از دانشجويان دانشگاه اميركبير همچون احمد قصابان، مجيد توكلى و احسان منصورى در فشم با همديگر جلسه مى گذارند و راهكارهاى خروج از فضاى آرام دانشگاه را بررسى مى كنند.

            بر اساس اين گزارش، اين زمان تقريبا مطابق زمانى است كه نمايندگان تشكل هاى اتحاديه انجمن هاى اسلامى دانشجويان مستقل، بسيج دانشجويي، دفتر تحكيم وحدت، جامعه اسلامى دانشجويان، جنبش عدالتخواه دانشجويي، اتحاديه تشكل هاى دانشجويى دانشگاه آزاد، سازمان اسلامى دانشجويان ايران و مجمع تشكل هاى اسلامى دانشجويان دانشگاه آزاد نيز در فكر ايجاد يك فضاى با نشاط با محوريت دانشجويان مسلمان با تاكيد بر وحدت در منافع ملى بودند و جلسات مداومى را براى رسيدن به نتيجه برگزار مى كردند.

            اما پسران نابغه ى دانشگاه اميركبير و همكلاسى هاى خائنى همچون افشاري، پس از بررسى موضوع ولايت فقيه به اين نتيجه مى رسند كه ديگر اين موضوع نمى تواند فضاى دانشگاه را به سمتى ببرد كه بتواند بازخوردى كشورى داشته باشد و آنها راهكار خروج از وضعيت فعلى را در اهانت به مقدساتى همچون پيامبر اكرم مى بينند كه بايد با زير سؤال بردن احترام و تقدس ايشان ديگر محلى براى ديگر مقدسات، همچون ولايت فقيه نگذاريم و با همديگر به اين اعتقاد مى رسند كه دانشگاه نياز به يك حركت انفجارى دارد.

            البته نمايندگان تشكل هاى دانشجويى نيز درست در همين روزها در حال نگارش منشور جنبش دانشجويان ايران اسلامى هستند تا بتوانند با تعيين نقاط مشترك خود همچون منافع ملى و اعتقادات دينى در جهت ايجاد يك فضاى سالم رقابتى و با در نظر گرفتن نقاط اشتراك خود گام بردارند تا اولين منشور تاريخ جنبش دانشجويى را به نام اين نسل ثبت نمايند.

            به گزارش سايت تحليلى - خبرى دانشجويان مستقل، پس از توافق بر سر كليت اين طرح آنها كار نگارش مقالات و آماده سازى نشريات را مابين خود تقسيم مى كنند كه بر اين اساس احمد قصابان مسئول نگارش مقاله فاحشه ها در كجاى شهر بيشترند؟ و مجيد توكلى نيز مسئول نگارش هيچ كس مقدس نيست و كلاغ ها مى گردد. همچنين احسان منصورى نيز در شب قبل از ماجرا صفحه بندى و آماده سازى نشريه را انجام مى دهد، تا به خيال خود بتوانند در جهت خروج از فضاى رخوت در دانشگاه گام مهمى بردارند.

            و البته دقيقا در همين زمان و به مناسبت ۱۰ ارديبهشت ماه روز ملى خليج فارس و همچنين پرده بردارى از منشور جنبش دانشجويان ايران اسلامي، دانشجويان ايرانى به دعوت تشكل هاى دانشجويى لبيك گفتند و در بزرگترين همايش دانشجويى سال اتحاد ملى و انسجام اسلامى شركت نموده و در مسير تهران تا كنار آب هاى نيلگون خليج فارس شركت كردند.

            به گزارش سايت تحليلى - خبرى دانشجويان مستقل، ساعت ۵ صبح روز ۱۰ ارديبهشت ماه احسان منصورى نشريات آماده شده را به على صابرى مى دهد تا اقدامات لازم را در جهت چاپ نشريان انجام دهد. البته اين روند پيش از نيز توسط على صابرى براى چاپ نشريات انجام مى شده است و احتمال اينكه وى از مطالب اين نشريات اطلاعى نداشته است، وجود دارد.

            اما به هر ترتيب وى پس از آماده شدن نشريات آن را به دانشگاه مى برد و عباس حكيم زاده به همراه احمد قصابان نشريات چاپ شده را در ۳ نقطه دانشگاه قرار مى دهند.

            البته بايد اشاره كرد كه عباس حكيم زاده در عين عدم دخالت در امور اجرايى از ماجراى نشريات آگاهى داشته است و به همين دليل مورد اعتماد براى پخش در دانشگاه قرار مى گيرد.

            اما نكته جالب اينجاست كه برخلاف انتظار پسران نابغه مطالب نشريات نه تنها مورد استقبال دانشجويان قرار نمى گيرد بلكه اكثر آنها نسبت به مطالب مندرج در نشريات معترض مى شوند و در اين هنگام به نظر مى رسد كه على صابرى تازه متوجه مى شود نشرياتى را كه براى چاپ رفقايش به وى دادند چه مطالب توهين آميز و بى پايه اى دارد و به پيش دوستانش مى رود و محكم به سر خود مى كوبد كه دانشجويان نسبت به مطالب چاپ شده معترض هستند.

            اما مجيد توكلى به دوستان خود آرامش مى دهد و مدعى مى شود كه لحظه اى به او اجازه بدهند وى كارها را درست مى كند و بعد در بين دانشجويان حاضر شده و مدعى مى شود كه اين نشريات را بسيجى ها زده اند! تا ما را خراب كنند و اين طرح براى اولين بار توسط مجيد توكلى براى خروج از بن بست پيش آمده مطرح مى گردد كه البته در روزهاى بعد توسط برخى رسانه ها همچون ايلنا و ايسنا پرورش پيدا مى كند و طراحان اين پروژه به صورت جانبدارانه اى از طرف سياست گذاران اين رسانه ها مورد حمايت واقع مى شوند.

            و سناريوى اتهام به دانشجويان مذهبى دانشگاه كليد مى خورد، كه هر روز با دروغ پردازى از طرف جريان افراطى رقم مى خورد.

            البته آنها به دنبال اين بودند تا از فضاى گل آلود موجود در دانشگاه بيشترين استفاده را ببرند و پروژه برگزارى انتخابات انجمن جعلى و غير قانونى دانشگاه را نيز برگزار نمايند كه دانشجويان عضو اتحاديه انجمن هاى اسلامى دانشجويان مستقل دانشگاه هاى سراسر كشور با حضور گسترده خود كه البته به دليل هماهنگى يك روزه اين تحصن قطره اى از ظرفيت دانشجويى اين اتحاديه بود. نسبت به انجام اين انتخابات غير قانونى معترض شدند و حمايت خودشان را از انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه اميركبير كه به حق در اين ماجرا مظلوم واقع شده بود اعلام نمودند و برنامه براندازى نرم آنها را با مشكل روبرو كردند. تا جايى كه آنها مجبور به تعويق اين كار غير قانونى خود در دانشگاه شدند.

            اما متحصنين در مقابل دانشگاه مطالبات ديگرى را نيز پيگيرى مى كردند و آن پيگيرى دقيق اين حادثه از سوى مراجع ذى صلاح و اخراج آنها از صحن مقدس دانشگاه بود و اين مطالبات به حق جريان دانشجويى مسلمان بالاخره نتيجه داد و در اولين گام پس از دستگيرى احمد قصابان، على صابرى (دبير انجمن منحل شده دانشگاه اميركبير) و عباس حكيم زاده (فردى كه بيشترين مصاحبه ها را با رسانه هاى غربى داشته است) نيز بازداشت مى شوند.

            اما با گذشت چند وقت از اين ماجرا مجيد توكلى به دوستان خود كه برخى از آنها صاحبان نشرياتى بودند كه توسط وى و دوستانش جعل شده بود معترف مى شود كه اين كار وى بوده است و لوگوى نشريات را ايشان در اختيار داشته و مطالب را با نام نشريات مختلف به چاپ رسانده، كه يكى از دانشجويان به نام خليل پور نسبت به اين كار وى معترض مى شود و درگيرى بين آنها رخ مى دهد. كه يكى از نتايج اين درگيرى افشاى پشت پرده اين ماجرا و دستگيرى ديگر مجريان اين پروژه است.

            به گزارش سايت تحليلى - خبرى دانشجويان مستقل، در روز چهارشنبه ۳۰ خردادماه در زندان اوين جلسه اى با حضور بازداشت شدگان و اساتيد مختلف دانشگاه از طيف هاى مختلف فكرى و سياسى برگزار مى گردد كه بازداشت شدگان در مقابل اساتيد دانشگاهيشان به كارهاى انجام گرفته خود اعتراف مى كنند و هرگونه اعتراف خود را از روى شكنجه رد مى نمايند.

            همچنين در روز دوشنبه ۴ تيرماه خانواده هاى بازداشت شدگان با آنها ديدار و گفتگو كردند كه از حال مساعد فرزندان خود خبر دادند و هرگونه برخورد فيزيكى با فرزندان خود را رد كردند.

            اما پس از اين جلسه فردى به نام ابوالحسنى مدعى شد كه احمد قصابان در اين جلسه به مادر خود مى گويد كه من هرچه را كه اعتراف كردم دروغ بوده است!

            كه اين ادعا باعث مى شود كمى فضاى دانشگاه به سمت تشنج كشيده شود اما طبق صحبت هاى انجام شده با مادر قصابان وى چنين حرف هايى را تكذيب مى كند و در خصوص برخورد با فشار و شكنجه مى گويد: من مادر هستم، و هر روز دارم با فرزندم در زندان اوين صحبت مى كنم و مى دانم كه او هيچگونه اضطرابى ندارد!

            و اين پرونده همچنان مفتوح مى باشد�.

            البته همچنان سوالاتى همچون انتشار اين خبر پيش از رخداد آن توسط سايت روزنا متعلق به اعتماد ملى و ارتباط اين حادثه با عوامل بيرون دانشگاه و حلقه متصل كننده اين ارتبط وجود دارد كه مى توان آن را از ماجراى بدست آمده مهمتر دانست چرا كه اين افراد از نگاه طراحان اصلى خارج دانشگاه نقشى همچون دستمال كاغذى را دارند و به راحتى مى توانند فردا و فردا بازهم از اين گونه اقدامات را طراحى نمايند.

            Comment


            • چند جوان با پلاکاردهايي در دست، و آن طور که خود اعلام کرده بودند "در پاسداشت 18 تيرماه و در اعتراض به وضعيت دانشگاههاي کشور و بخصوص ادامه بازداشت 8 دانشجوي دانشگاه پلي تکنيک" در برابر دانشگاه امير کبير دست به تحصن زده بودند. آرام، مدني و البته که سوگناک. اما اين نيز ديگر "تحمل" نمي شود: "نيروهاي انتظامي و لباس شخصي با حمله به تحصن اعضاي شوراي دفتر تحکيم وحدت در برابر درب ولي عصر دانشگاه پلي تکنيک، اين دانشجويان را بازداشت کردند".

              بازداشت شدگان دفتر تحکيم عبارت بودند از: محمد هاشمي، علي نيکونسبتي، مهدي عربشاهي، بهاره هدايت، حنيف يزداني و علي وفقي.

              و اين همه ماجرا نبود؛ حمله کنندگان به "تحکيم"، سپس، "ادوار تحکيم" راهم نشانه گرفتند: "نيروهاي لباس شخصي سپس با حمله به دفتر سازمان ادوار تحکيم وحدت ضمن شليک تير هوايي اقدام به بازداشت حاضران در دفتر آن سازمان کردند."

              و نه فقط يک بازداشت ساده: "هجوم نيروهاي امنيتي به دفتر سازمان ادوار تحکيم وحدت که با شليک تير هوايي و اعمال خشونت و شکستن در همراه بوده به گونه اي شديد بوده است که مردم منطقه با نگراني در محل حاضر مي شوند و جوياي دليل اين حمله مي شوند که نيروهاي امنيتي براي آرام کردن جو به دروغ خود را مامور مبارزه با مواد مخدر معرفي مي کنند."

              اين مامورين "مواد مخدر"ي سپس کليه اموال اين سازمان از جمله اسناد و کامپيوترها و..."را ضبط کردند و حاضران در دفتر را با خود بردند. در صف افراد جديدي که مي بردند، عبدالله مومني (عضو سابق شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت و سخنگوي سازمان ادوار(، بهرام فياضي (عضو شوراي مرکزي آن سازمان)، حبیب حاج حیدری (مسئول روابط عمومی سازمان) مجتبی بیات (عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم)، عزت الله قلندری و مرتضی اصلاحچی، مسعود حبیبی، سعید حسین نیا، آرش خاندل و اشکان غیاسوند قرار داشتند. همچنين، مادر محمد هاشمي دبير تشکيلات دفتر تحکيم وحدت که جهت پي گيري وضعيت فرزند بازداشت شده خود در آن سازمان به سر مي برد مورد بازداشت نيروهاي امنيتي قرار گرفت که بعدا آزاد شد.

              بعد از آن نيز دفتر سازمان دانش آموختگان ايران را پلمپ کردند و رفتند و مردم نگراني را پشت سر به جا گذاشتند که صبح آن روز در بيانيه تحکيمي ها به مناسبت پاسداشت18 تير خوانده بودند: "برخاسته ايم تا بانگ بيدارباش سردهيم،
              در دوران نشست و سکوتِ جامعه ايراني، و در زمانِ انفعال و سردرگمي روشنفکر و سياستمدار مدعي، و آن هنگام که صداي کوسِ استبداد بر آستانِ بلندِ ميهنمان سرآساييده و چتر حياتش بر اول و آخر ايرانمان گسترده است، و در کويي که نجواي شهادتِ شاهدِ شريفِ شرفِ نسلمان شهيد عزت ابراهيم نژاد به گوش مي رسد، و در روزگاري که عزت و اقتدار ميهنمان برپاي ذلت و ناتواني حاکمانمان بر آب رفته است؛ برخاسته ايم تا بانگ بيدارباش سردهيم و جامعه ايراني و روشنفکران و سياستمداران و شاهدان شريفِ شرفِ نسلمان و آستانِ بلندِ تاريخِ ميهنمان و عزت و اقتدارمان را بازخوانيم.هرچند دنياي دانشگاه و حديث رفته بر آن در چند صباح گذشته از اين، و در اين کنونِ پر سئوالِ بي جواب، به رنگِ سياه ظلم و ستم آغشته است. ما که خاطر از دشنه سبزوار داريم و يادمان با زندان و تعليق و تعطيل و ستاره رنگين است؛ در انتظار آزادي دوستان دربندمان ننشسته ايم؛ که ايستاده و استوار چون آنان براي رهايي شان رها از خويش گشته ايم".

              و اينکه "شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت در شرايطي اقدام به تحصن در راستاي استيفاي حقوقي از دست رفته مي کند که انفعال و مصلحت سنجي پاره اي از روشنفکران و سياستمداران بر جاي حقيقت گرائي و حق محوري نشسته است. در نتيجه غبار يأس و نااميدي دامن جامعه را آلوده است. ما فرياد نسلي هستيم تاوان پرداز نخواسته ها و نکرده ها. مگرنه اينکه نسل ما نسل بي انتخاب است؟ نسلي که پرسشهايش بي پاسخ و کنشش واکنش تعبير مي شود. رسالت روشنفکر دميدن در شيپور آگاهي است. آگاهي از رهگذر شنيدنِ پاسخِ پرسش حاصل مي شود حال آنکه روشنفکران زمانه ي ما را ياراي برآمدن از پس پرسشهاي ما نيست. نگاه به قدرت به مثابه ابزار سلطه بر مردماني که در شناسائي و خواست حقوق شهروندي خويش درمانده اند مشخصه کنش سياستمداران و حاکماني است که در پس نقاب عدالت و آزادي و دينداري دروغينشان پنهان شده اند، و در اين ميان نسل ماست که مسرور از نقاب برافکندن از چهره دروغين مدعيان، منادي عدالت و آزادي است. دانشگاه زنده است پس نسل ما زنده است، و فرياد آزادي و عدالت و دموکراسي و حقوق بشر از کنه وجود آن سربرمي آورد".

              و چنين بود که آن جوانان آن روز صبح"به بست غمي" نشسته بودندکه "آرمان هايشان"بساطش بود.

              بساطي که به هزاران دليل ماموران"مخدري"را خوش نمي آيد.اما چه باک:
              "من از مردن نمي ترسم
              هراسم از نمردن زير بار يوغ شيطان است
              نه از جامانده هاي نسل بوسفيان
              نه از بوجهل هاي حافظ قرآن
              نه از افعي ضحاکان
              من از ترديدهاي کاوه مي ترسم
              من از ماندن به هر قيمت در اين ويرانه مي ترسم."

              شعري که در مقدمه بيانيه اعتراض به اين دستگيري آورده شده و چنين ادامه يافته: "جايي مي رسد که سخن گفتن هم جرم مي شود. جايي مي رسد که اعتراضهاي مدني هم سرکوب مي شود. سحرگاه امروز بار ديگر پستوي زندانها ستاره باران شد و ستارگان ستاره دار در چشمان زندانبانان نوري نو افکندند تا بار ديگر شاهد زير پا گذاشتن حق و عدالت از سوي حاکميت اقتدارگرا باشيم. موج جديد فشارها دانشجويان را به آستانه فرياد رسانده است. آنان که گوشهايشان فرياد اعتراض به اقدامات نامعقول دولت مهرورز را نمي شنود شامشان در درون دانشگاه فساد حس مي کند. در طول يک روز ۶ نفر از اعضاي شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت در روز ۱۸ تيرماه به جرم تحصن آرام جلوي درب دانشگاه اميرکبير براي بزرگداشت وافعه ۱۸ تير دستگير مي شوند و ساعتي نمي گذرد که نيروهاي امنيتي به دفتر سازمان دانش آموختگان يورش آوردند و در اقدامي خودسرانه و خلاف حقوق شهروندي ۹ نفر از دوستانمان را مي ربايند".[ شوراي تهران اتحاديه انجمن هاي اسلامي سراسر کشور]

              به راستي که "اين همه براي چيست؟ دانشجويان تاوان چه چيز را پس مي دهند؟" پاسخ را بيانيه خود داده است:" آيا جز اينست که امروز دانشجويان تاوان مقاومت جانانه شان در مقابل افدامات خانمان براندازانه حاکميت يکدست شده اصول گرا را پس مي دهند؟ بر چه کسي پنهان است که طي سه سال گذشته بر دانشجويان چه گذشته است و اقتدارگرايان در قالب اقداماتي چون ستاره دار کردن دانشجويان؛ بازنشسته کردن اساتيد ـ بخوانيد اخراج آنها ـ انحلال انجمن هاي اسلامي و کانون هاي فرهنگي چه سودايي را در سر مي پرورانند؟ کيست که نداند که اصولگرايان مستاصل از انبوه مطالبات جامعه ايراني اکنون کمر همت به خاموش کردن چراغ نقد و اعتراض دانشجويان بسته اند تا دانشگاهها که مهمترين کانون اعتراض دانشجويان بسته اند تا دانشگاه را که مهمترين کانون اعتراض به عملکرد نا معقولشان است به انفعال بکشانند و در مرداب ترس از اقدامات امنيتي فرو برند".

              بيانيه اي که "هشدار نسبت به رويه شدن اقدامات تاريکخانه اي محافل امنيتي در سرکوب جامعه مدني و جنبش دانشجويي" را فرياد مي کند و با اين تاکيد که: "جنبش دانشجويي همچنان به رسالت خويش در دفاع از آزادي بيان و اعتراض شجاعانه وفادار خواهد بود و در مطالبه حقوق از دست رفته اش دچار لکنت زبان نخواهد شد".

              آري، در سالروز هيجدهم تيرماه "هشت سال پس از تيرماه جاودان يکهزار و سيصد و هفتاد و هشت ـ روز تبلور روح اعتراض دانشگاه بر استبدادزائي و استبدادخوئي" و در دوراني که "کوله بار پرسشمان از علل استبداد رفته بر وجودمان، پاسخي از صدائي نمي شنود به بست سرور حيات منحصر به فرد خويش نشسته ايم تا به مردمان و نسلمان و روشنفکران و اساتيدمان و سياستمداران و حاکمانمان، بود وجود پرسشهايمان را در اين زمانه سراسر نياز که کوير تشنه عطشناک جستجوگر ذهنمان لطافت بارش باراني را احساس نمي کند، يادآور شويم."

              پاسخ اين يادآوري، از جانب حاکمان، زندان بود. پاسخ مردمان، روشنفکران، سياستمداران، اساتيد... چه خواهد بود؟


              Comment


              • TEHRAN, Iran - Iranian police and plainclothes security agents broke up a sit-in marking Monday's anniversary of a bloody raid on a Tehran university dormitory, then stormed the offices of the country's main pro-democracy student group, student leaders said.



                Fifteen students and a mother were beaten and detained, they said. There was no confirmation by the government, which rarely comments on such arrests.

                Iran had banned street protests to mark the anniversary of July 9, 1999 raid by police and hard-line vigilantes on a Amir Kabir University dormitory that killed one person and injured at least 20.

                Those attacks triggered six days of nationwide protests, the worst since the 1979 Islamic revolution that toppled the pro-U.S. Shah Mohammad Reza Pahlavi and brought hard-line clerics to power.

                Pouya Ifaei, a student leader, said the students organized their sit-in Monday to protest the continued detention of eight students been in custody since May on vague charges and to mark the anniversary of the 1999 attack.

                "Six students were attacked, beaten up and then detained by police and plainclothes security agents as they staged a sit-in at the main entrance to Amir Kabir University," Nariman Mostafavi, another student leader, told The Associated Press.

                Nine other students and the mother of one of them were also attacked and detained later Monday after police and plainclothes security agents broke windows and forced their way into the offices of the student group in central Tehran, said Mostafavi, a leader of the Office for Fostering Unity. The group opposes the strict hard-line interpreations of Islam and seeks greater democratic changes within the ruling Islamic establishments.

                "Hard-line agents told people in the streets that they attacked a building used by ruffians and drug traffickers, not students. This is the enemy we are dealing with," Mostafavi said.

                Student groups were the main supporters of former President Mohammad Khatami, but they were routinely confronted and jailed by hard-line unelected bodies including the judiciary.

                Students have effectively been silenced after the election of hard-line President Mahmoud Ahmadinejad in 2005. Student activists have been banned from attending classes and reformist professors forced to retire as part of a campaign by hard-liners to silence opposition voices.

                Students also complain that their families sporadically receive threatening phone calls from unidentified people warning them that the students would be expelled from the university if they continued their pro-democracy activities.

                Comment


                • «دانشجویان بازداشتی در وضع نامعلومی هستند»

                  سخنگوی قوه قضاییه جمهوری اسلامی روز سه شنبه در تازه ترین واکنش به دستگیری اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در نشست خبری هفتگی خود با خبرنگاران با تایید خبر پلمب این دفتر گفت: ۱۶ نفر بازداشت شده هیچکدام دانشجو نبوده اند و اتهام این افراد را شرکت در «تجمعات غیر قانونی» خواند.

                  مهدی امینی زاده، عضو شورای مرکزی ادوار تحکیم وحدت در گفت و گو با رادیو فردا می گوید:« هنوز مشخص نیست که دانشجویان تحویل چه ارگانی هستند. اما آن طور که از سخنان مسوولین مشخص می شود اعضای شورای مرکزی تحکیم وحدت به دستور مقامات قضایی دادگاه انقلاب دستگیر شده اند و هیچ مشخص نیست که چه زمانی آزاد خواهد شد.»

                  محمد نیکو نسبتی، عضو شورای تهران دفتر تحکیم وحدت و برادر علی نیکو نسبتی که در مقابل دانشگاه امیر کبیر بازداشت شده است، نیز به رادیو فردا می گوید:« ما به پادگان عشرت آباد که سپاه پاسداران در آنجا زندان های اختصاصی دارد، مراجعه کردیم به ما گفتند باید به زندان اوین مراجعه کنیم. زندان اوین هم به ما جواب مشخصی نداد و ما را به دادگاه انقلاب فرستاد. در دادگاه انقلاب به ما گفتند روز شنبه مراجعه کنیم. متاسفانه چون اعضای اصلی جنبش دانشجویی را دستگیر کرده اند مقامات مسوول فکر می کنند کسی کار این دانشجویان را پیگیری نمی کند و به این ترتیب می توانند جنبش دانشجویی را ساکت کنند.»

                  هنوز مشخص نیست که دانشجویان تحویل چه ارگانی هستند. اما آن طور که از سخنان مسوولین مشخص می شود اعضای شورای مرکزی تحکیم وحدت به دستور مقامات قضایی دادگاه انقلاب دستگیر شده اند و هیچ مشخص نیست که چه زمانی آزاد خواهد شد.

                  مهدی امینی زاده، عضو دفتر تحکیم وحدت
                  شش تن از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت روز دوشنبه ۱۸ تیر ماه در مقابل دانشگاه امیر کبیر تحصن نمادین آرامی برپا کرده بودند که در همانجا بازداشت شدند.


                  ده تن دیگر در حمله نیروهای انتظامی به محل ساختمان ادوار تحکیم وحدت بازداشت شدند.

                  سخنگوی قوه قضاییه اعلام کرده که اتهام این افراد شرکت در تجمعات غیر قانونی است در حالی که مهدی امینی زاده، عضو شورای مرکزی ادوار تحکیم وحدت می گوید: تناقض هایی در حرف های سحنگوی قوه قضاییه وجود دارد زیرا شش تن با مظلومیت و به آرامی در مقابل دانشگاه امیر کبیر نشسته بودند و خواستار آزادی هشت تن از دانشجویان بازداشتی دانشگاه امیر کبیر بودند.

                  وی می افزاید:« تحصن نمادین آنها به هیچ وجه مخل نظم عمومی نبوده و فقط برای گرامیداشت خاطره ۱۸ تیر ۷۸ و در اعتراض به ادامه بازداشت دانشجویان دانشگاه امیر کبیر بود و جای تعجب دارد که چرا به این صورت و با خشونت با آنها برخورد شده است.»

                  محمد علی دادخواه، حقوقدان و وکیل دادگستری درباره «تجمع غیر قانونی» می گوید:« در قانون اساسی به صراحت ذکر شده است که در تجمع غیر قانونی در صورتی که تجمع کنندگان مسلح باشند یا به ذات جمهوری اسلامی اقدام صریح کنند محکوم هستند که هیچ کدام از این موارد در اقدامات این دانشجویان دستگیر شده به چشم نمی خورد. مگر اینکه دادسرا دلایل دیگری داشته باشد. این دلایل باید در دادگاه ارائه شود و بعد از رسیدگی به آن اتخاذ تصمیم شود و چنین تصمیمی قبل از رسیدگی عادلانه فاقد وجاهت قضایی است.»

                  مهدی امینی زاده در ادامه به بازداشت ده تن از اعضای شورای مرکزی تحکیم وحدت در ساختمان سازمان دانش آموختگان ایران اشاره می کند و می گوید:« بازداشت این ده تن با خشونت زیادی همراه بوده، به دفتر سازمان دانش آموختگان ایران که ساختمانی مسکونی است حمله شده، شلیک هوایی شده و دانشجویان مورد ضرب و شتم قرار گرفته، بازداشت شده اند و وضعیت آنها معلوم نیست.»

                  وی افزود:« کارنامه عبدالله مومنی، سخنگوی سازمان ادوار تحکیم و عضو سابق شورای مرکزی تحکیم وحدت و دیگر اعضای بازداشت شده روشن است و این افراد همیشه در راستای منافع ملی حرکت می کرده اند و این برخوردها جز رفتارهای کینه توزانه و تلاش برای رعب و وحشت برای جنبش دانشجویی، مورد دیگری به ذهن متبادر نمی کند.»

                  مهدی امینی زاده، عضو شورای مرکزی ادوار تحکیم وحدت می گوید: هنگامی که ماموران نیروی انتظامی به ساختمان سازمان دانش آموختگان ایران حمله کرده اند، در پاسخ برخی همسایه ها اعلام کرده اند برای دستگیری معتادان به این ساختمان آمده اند.

                  ما به پادگان عشرت آباد که سپاه پاسداران در آنجا زندان های اختصاصی دارد، مراجعه کردیم به ما گفتند باید به زندان اوین مراجعه کنیم. زندان اوین هم به ما جواب مشخصی نداد و ما را به دادگاه انقلاب فرستاد. در دادگاه انقلاب به ما گفتند روز شنبه مراجعه کنیم. متاسفانه چون اعضای اصلی جنبش دانشجویی را دستگیر کرده اند مقامات مسوول فکر می کنند کسی کار این دانشجویان را پیگیری نمی کند و به این ترتیب می توانند جنبش دانشجویی را ساکت کنند.

                  برادر یکی از بازداشت شدگان
                  وی می افزاید:« متاسفانه در آن زمان برای عوامفریبی و پاسخ ندادن به پرسش های همسایه ها درباره برخورد وحشیانه ای که برای بازداشت اعضای شورای مرکزی تحکیم وحدت انجام داده اند، گفته اند که برای جمع آوری معتادان به این ساختمان آمده اند.»

                  مهدی امینی زاده، اظهارات سخنگوی قوه قضاییه در این مورد که افراد بازداشت شده، دانشجو نیستند، می گوید: به جز تعداد کمی بقیه این افراد دانشجو هستند.

                  وی افزود:« این طور نیست و تعداد زیادی از اعضای شورای مرکزی تحکیم وحدت دانشجو هستند و بسیاری درگیر اتمام پایان نامه خود هستند. بهاره هدایت، محمد هاشمی، حنیف یزدانی و مهدی عربشاهی دانشجو هستند و این اظهار نظر سخنگوی قوه قضاییه عجیب به نظر می رسد.»



                  مهدی امینی زاده در ادامه گفت:«حتی فرض کنیم که برخی از افراد بازداشت شده دانشجو نباشند، آیا دانشجو نبودن دلیل برای این گونه برخورد های شدید قوه قضاییه است؟»

                  از مهدی امینی زاده می پرسم که آیا وکیل مدافعی برای این ۱۶ دانشجو در نظر گرفته شده است؟

                  او می گوید:« شیرین عبادی، محمد شریف و عبدالفتاح سلطانی تا این لحظه برای پذیرش وکالت این ۱۶ تن اعلام آمادگی کرده اند اما ابتدا باید مشخص شود که این دانشجویان از سوی چه نهادی دستگیر شده اند و در اختیار کدام شعبه هستند.»

                  وی در عین حال می افزاید:« ما معتقدیم که این دانشجویان جرمی مرتکب نشده اند و باید به سرعت آزاد شوند و نباید کار به مرحله ای برسد که به وکیل نیازی باشد. همانطور که پیش از این هم شاهد بوده ایم این اقدامی غیر قانونی از طرف مقامات است و در جهت نادیده گرفتن موازین حقوق بشر و موازین قانونی در مورد فعالین دانشجویی است.»

                  از سوی دیگر یک مقام مسوول در وزارت علوم که نامش فاش نشده است، به خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، گفته است: وزارت علوم در حال پیگیری وضعیت دانشجویان بازداشت شده است اما تا کنون هیچ خبری در این باره کسب نکرده است.

                  این مقام مسوول،علت بی خبری وزارت علوم در این باره را دستگیر شدن این دانشجویان خارج از دانشگاه اعلام کرده است و این در حالی است که شش تن از اعضای شورای مرکزی تحکیم وحدت روز دوشنبه در مقابل دانشگاه امیر کبیر بازداشت شدند.

                  بازداشت های جدید در زمانی صورت می گیرد که هشت دانشجوی دیگر دانشگاه امیر کبیر حدود دو ماه است که در زندان اوین بسر می برند و دو تن از آنان در سلول انفرادی هستند و حق تماس با خانواده هایشان را نداشته اند.

                  Comment


                  • روز گذشته فعالان دانشجويي عضو دفتر تحكيم وحدت و اعضاي سازمان دانش*آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت) در حالي بازداشت شدند كه اكثر مطبوعات چاپ تهران در اين باره سكوت كردند و هيچ روزنامه*اي خبر اين برخورد جدي با فعالان دانشجويي را به تفصيل بازتاب نداد.

                    بر اساس شنيده*هاي خبرنگار روز، خبرگزاري*ها و سايت*هاي خبري داخلي نيز از انعكاس خبرهاي غيررسمي مربوط به اين بازداشت*ها منع شده*اند و به طور شفاهي از آنها خواسته شده كه صرفا اخبار مربوط به اين موضوع را از زبان مقامات دولتي و رسمي بازتاب دهند و از انتشار اخبار تاييد نشده توسط مراجع رسمي حكومتي بپرهيزند.

                    اين در حالي بود كه در همين روز جمشيدي سخنگوي قوه قضاييه با تاييد خبر پلمپ دفتر ادوار تحكيم وحدت، خبر بازداشت دانشجويان را اينگونه بيان كرد كه: "روز گذشته 16 نفر بازداشت شدند، در يك فقره 6 نفر و در يك فقره 10 نفر كه هيچ كدام دانشجو نبودند!" اين در حالي است كه بر اساس توضيح سايت "ادوارنيوز"، علاوه بر اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت كه همگي دانشجو هستند در ميان افراد دستگير شده روز گذشته سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت) نيز تنها 3 نفر دانشجو نبوده*اند و باقي افراد دستگير شده در مقطع كارشناسي و كارشناسي ارشد مشغول به تحصيل هستند.

                    سخنگوي دستگاه قضايي همچنين بدون اينكه به محل بازداشت اين دانشجويان اشاره كند، اتهامات افراد بازداشت شده را شركت در تجمعات غيرقانوني و تباني براي اقدامات غيرقانوني و بحث*هاي ديگر مربوط به مسايل امنيتي برشمرد كه به استناد مواد 610 و 500 قانون مجازات اسلامي صورت گرفته است. البته همزمان با اظهارات سخنگوي قوه قضاييه، ايسنا در گفت و گو با يك مقام مسئول در وزارت علوم آورده است كه اين وزارتخانه از بازداشت دانشجويان و محل نگهداري ايشان بي*خبر است.

                    در همين حال محمدعلي دادخواه وكيل حنيف يزداني از دانشجويان بازداشت شده خواستار ملاقات با موكل خود شد و گفت: "طبق قانون بايد اتهام بازداشت*شدگان روز گذشته به آنها تفهيم و قرار بازداشت موقت برايشان صادر و طي 24 ساعت مرجع رسيدگي*كننده مشخص و امكان ملاقات وكيل براي آنان فراهم شود."

                    اعتراض ادوار به برخوردها

                    در اولين روز پس از پلمب دفتر سازمان ادوار تحكيم، علي اكبر موسوي خوئيني دبيركل اين سازمان با محكوم كردن برخورد قوه قضاييه با اين تشكل، گفت: برخي مي*خواهند به گونه*اي عصبانيت خود را بر روي نيروهاي دانشگاهي و جوان تخليه كنند و دانشجويان و افراد آگاه جامعه لازم است در اين خصوص خويشتن*دار بوده و اعتراضات خود را به صورت مدني و قانوني پي گيري كنند.

                    اين نماينده سابق مجلس*شوراي اسلامي با اشاره به پلمپ دفتر ادوارتحكيم وحدت خاطرنشان كرد: طبق قوانين موجود و ماده 10 احزاب، قبل از هرموضوع يا برخوردي بايد تخلفات به دادگاه صالحه ارجاع داده شود و از طريق قانوني پيگيري*هاي لازم صورت بگيرد. لازم است قبل از هر برخوردي با مجموعه، با نمايندگان حقوقي آن مجموعه تماس گرفته شود و آنها از مشكلات پيش آمده مطلع شوند. اما سازمان ادوار به هيچ عنوان تاكنون هيچ تذكركتبي و رسمي از طرف كميسيون متولي اين امر دريافت نكرده است. جالب آن است كه ما برنامه خاصي در ارتباط با 18 تير نداشتيم و تنها قرار بود در اين ايام اعلام موضعي در خصوص سالگرد 18 تير داشته باشيم.

                    موسوي خوئيني با اشاره به گذشت 10 روز از هفته قوه قضاييه و مطرح شدن بحث حقوق شهروندي و با بيان اين*كه سخنگوي قوه قضاييه به گونه اي اطلاع رساني كرده كه افراد بازداشت شده طبق ماده 610 و 500 كه تباني براي برهم زدن امنيت كشور و تبليغ عليه نظام است بازداشت شده اند، تصريح كرد: موارد مطرح شده كاملا بي ارتباط با اين سازمان است و اين وصله ناچسبي است؛ چرا كه فعاليت هاي اين تشكل كاملا قانوني و علني بوده است و بنده به عنوان دبير كل سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي اين حركت را خلاف قانون مي دانم و ضمن محكوم كردن اين حركت خواهان آزادي فوري و بي قيد و شرط افراد بازداشت شده و هم*چنين فك پلمپ دفتر سازمان هستم.

                    اعتراض حزب مشاركت

                    خبر بازداشت اعضاي تحكيم و ادوار تحكيم، جلسه دوشنبه شب شوراي مرکزي جبهه مشارکت را نيز تحت الشعاع قرار داده بود. اعضاي اين حزب با محکوم کردن بازداشت اعضاي شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت و تعدادي از اعضاي سازمان دانش*آموختگان در سالروز 18 تير، اين نوع اقدامات تحريک*آميز را نشانه*اي از وجود اراده*اي براي تحميل تنش در جامعه و مسلط شدن فضاي امنيتي و پليسي دانستند و با تقبيح وجود اين اراده در جريان حاکم خواستار تجديد نظر و افزايش تحمل دولتمردان در نحوه مواجهه با جريانات منتقد شدند.

                    شاخه دانشجويان جبهه مشاركت نيز با صدور بيانيه*اي در مورد دستگيري اخير فعالان دانشجويي چنين اقدامي را تعجب*آور و تاسف*اگيز خوانده است. در اين بيانيه ابراز عقيده شده است: گرچه با وجود تجربه 18 تير و عدم برخورد جدي با آمران و مباشران حمله به كوي دانشگاه، تداوم محدوديت*ها و برخورد با نشريات و فعالان دانشجويي در سالهاي گذشته، به نظر كثيري از فعالان سياسي، آينده درخشاني براي فضاي دانشجويي كشورقابل تصورنيست، اما پايمردي و تكاپوي گاه وبيگاه فعالان پرتلاش انجمن*هاي*اسلامي، بيانگر زنده بودن و ادامه حيات جنبش دانشجويي اصلاح*طلب ايران است.

                    شاخه دانشجويان اين حزب در اين بيانيه خواستار آزادي سريع اعضاي انجمن*اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اميركبير، اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت و اعضاي بازداشت شده دانش*آموختگان ايران اسلامي و رعايت حقوق و پاسخگويي به دانشجويان منتقد شده است.

                    موضع*گيري تشكل*هاي دانشجويي

                    تعدادي از انجمن*هاي اسلامي دانشجويان در دانشگاههاي مختلف کشور نيز در اعتراض به بازداشت اعضاي شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت بيانيه*هاي صادر كردند.

                    در يكي از اين بيانيه*ها كه به امضاي تعداد زيادي از انجمن*هاي دانشگاه*ها رسيده، با يادآوري سالگرد حادثه 18 تير آمده است: گويي در18 تير امسال قرعه ي فال به نام اعضاي شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت و اعضاي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحکيم وحدت) درآمد تا در تحصن صبح روز 18 تير دربرابردانشگاه اميرکبير و در اعتراض به بازداشت تعدادي از دانشجويان اين دانشگاه بازداشت شوند.

                    در ادامه اين بيانيه با اشاره به پلمپ دفترسازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحکيم وحدت)، و دستگيري تعدادي از اعضاي آن ابرازعقيده شده است : اين افراد بدون هيچ گونه دليل قانوني و تنها به علت حضور دردفتر رسمي ادوار بازداشت شده*اند.

                    در بيانيه انجمن اسلامي دانشکده امور اقتصادي نيز آمده است: "هشت سال پس از وقايع تلخ دانشگاه تهران در هجدهم تير ماه، اعضاي شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت که قصد برگزاري تحصن اعتراض آميز نسبت به وضعيت اسفناک دانشگاه هاي کشور را داشتند با برخورد خشن نيروهاي امنيتي بازداشت شدند. انجمن اسلامي دانشجويان دانشکده امور اقتصادي اعلام مي دارد انجام اقدامات اين چنيني با دانشجويان، آن هم در سالگرد هجدهم تيرماه و در حاليکه هنوز زخمهاي آن حادثه شوم که بر پيکره جنبش دانشجويي ايران به وجود آمد التيام نيافته است، نشان از آن دارد که سرکوب جنبش دانشجويي همچنان اولويت نهادهاي امنيتي کشور است. نهادهايي که در ظاهر وظيفه شان دفاع از امنيت ملي ايران است اما در عمل نوک پيکان خود را به سمت فرزندان ملت ايران نشانه رفته اند."

                    اين انجمن در ادامه، ضمن حمايت از تحصن مذکور و صحه گذاشتن بر حق اعتراض براي تمامي اقشار ملت، خواستار آزادي فوري و بي قيد و شرط بازداشت شدگان اخير و تمامي دانشجويان دربند شده و سپس تصريح كرده: "بديهي است در صورت برآورده نشدن اين خواسته واکنش دانشجويان و انجمن ها منفعلانه نخواهد بود."

                    اعضاي انجمن اسلامي منتخب دانشجويان دانشگاه علامه نيز با صدور بيانيه اي بر قانوني بودن خواسته*ها و مسالمت*آميز بودن عملکرد دانشجويان بازداشتي تاکيد کرده و به مسئولين هشدار داده*اند تا با سرکوب دانشجويان فضاي دانشگاه را بيش از اين ملتهب نکنند.

                    در اين بيانيه آمده است: "۱۸ تير امسال در حالي فرارسيد که نه تنها از آن جفاها که بر دانشجويان رفت چيزي کاسته نشده است، بلکه بيش از گذشته سوزش اين تازيانه ي سرکوب را بر پيکر و جان خود احساس مي کنيم. در شرايطي به پاسداشت ۱۸ تير برخاستيم که طي سه ماه گذشته دانشجويان روزي را بدون خبر احضار و بازداشت و صدور حکم نگذراندند. اين زخم هشت ساله در حالي برايمان تازه مي شود که تعدادي از ياران دبستاني دانشگاه پلي تکنيک، پس از گذشت دو ماه که به طور غيرقانوني در بازداشت به سر مي برند، حتي از حق تماس با خانواده ي خود محروم هستند. و بالاخره ۱۸ تير امسال را با دستگيري اعضاي شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت آغاز کرديم. و پس از آن طي يورشي به دفتر سازمان ادوار تحکيم وحدت، عده ي ديگري از فعالان دانشجويي بازداشت شدند. برخورد با اعضاي دفتر تحکيم براي جلوگيري از برگزاري پاسداشت هجدهم تير انجام شده است."

                    بيانيه انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي، با محکوم کردن اين بازداشت ها و سرکوب ها و احکام صادره براي دانشجويان، خواستار توقف برخوردهاي خشن با دانشجويان و آزادي هر چه سريعتر دانشجويان بازداشتي شده و از عاملان اين سرکوبها مي پرسد: "تا کي و کجا مي خواهند به اين سياست هاي مستبدانه ادامه دهند؟ واقعا چند دانشجو را بايد بازداشت کنند تا برايشان کفايت کند؟ از تمام مسوولين مي پرسيم که چرا کسي به دادخواهي دانشجويان پاسخ نمي دهد؟ مگر اين قدرت از سوي مردم به نزد شما امانت نيست؟ پس چه کسي بايد فرياد تظلم دانشجويان را بشنود؟"

                    در پايان اين بيانيه ضمن تاکيد بر قانوني بودن خواسته*ها و مسالمت*آميز بودن عملکرد دانشجويان بازداشتي، به مسوولان هشدار داده شده که با سرکوب دانشجوياني که سخني جز قانون و سلاحي جز منطق ندارند، فضاي آرامي را که لازمه پويايي دانشگاه است بيش از اين ملتهب نکنند.

                    Comment


                    • Comment


                      • بيانيه انجمن اسلامی دانشجويان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر در مورد دستگيری گسترده دانشجويان در ۱۸ تير

                        خبرنامه اميرکبير
                        در سالروز فاجعه ۱۸ تير ۷۸، اعضای شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت که در اعتراض به تداوم بازداشت ۸ دانشجوی دانشگاه صنعتی اميرکبير در مقابل اين دانشگاه تحصّن کرده بودند، بازداشت شدند. بازداشت اين ۶ نفر در حالی صورت می گيرد که به تصريح اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی �تشکيل اجتماعات و راهپيمايی ها، بدون حمل سلاح، به شرط آن که مخلّ مبانی اسلام نباشد، آزاد است.� متعاقب اين دستگيری در ساعت ۱۱:۳۰ همان روز دفتر سازمان ادوار تحکيم وحدت پلمپ و همه افراد حاضر در آن، از سرايدار تا سخنگوی سازمان ادوار تحکيم وحدت توسط عدّه ای لباس شخصی به شيوه ای غير قانونی بازداشت شدند.

                        سخنگوی قوه قضائيه در مصاحبه خود با خبرنگاران، خبر دستگيری اين عدّه را تأييد و جرم آنها را �شرکت در تجمعات غير قانونی و تبانی برای اقدامات غير قانونی و بحث های مربوط به مسايل امنيّتی� به استناد مواد ۵۰۰ و ۶۱۰ قانون مجازات اسلامی اعلام کرد. جالب اينجاست که ايشان اظهار داشته اند: � هيچ يک از ۱۶ فرد بازداشتي، دانشجو نبوده است.�! البتّه از ايشان که هنوز نمی دانند موضوع ماده ۵۰۰، , تبليغ عليه نظام , است، نه تجمّعات غير قانوني، بيان چنين نظری جای تعجّب ندارد.

                        متأسّفانه در ميان اسامی دانشجويان بازداشتي، نام مجتبی بيات، دانشجوی کارشناسی ارشد رفاه و برنامه ريزی اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، نيز ديده می شود. انجمن اسلامی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران ضمن محکوم نمودن اقدامات غير قانونی صورت گرفته و نقض آزادی های اساسی مصرّح در قانون اساسي، خواهان آزادی هر چه سريع تر همه دانشجويان در بند است.

                        دولت مهرورز نهم، تنگ نظرانه هر مطبوعه مستقلی را توقيف، هر استاد منتقدی را اخراج و هر دانشجوی مخالفی را ستاره دار نموده، يا از تحصيل محروم می کند يا او را با اتّهامات سست و نخ نمايی چون ,شرکت در تجمعات غير قانونی, يا ,اقدام عليه امنيّت ملّی, روانه اوين می سازد.

                        دستگيری اعضای شورای مرکزی دفتر تحکيم، در تحصّنی آرام و مسالمت آميز، آن هم در شرايطی که مجوّزی برای برگزاری تجمعات منتقدين، توسط وزارت کشور دولت نهم صادر نمی شود، جز تعطيل کردن اصل ۲۷ قانون اساسی هيچ معنای ديگری ندارد. البتّه دردمندانه بايد گفت که گشوده شدن باب تعطيلی اصول قانون اساسی به ويژه اصول مربوط به حقوق ملّت و جمهوريت نظام، در ساليان اخير تبديل به يک رويه شده است؛ رويه ای که دولت نهم، خود، مولود آن است.

                        کسانی که با نگاه های بسته و امنيّتی خود راه نفس جامعه را بسته اند و با تصميمات خلق الساعه شان زندگی روزمره مردم را مختل کرده اند، بايد بدانند خواب تعطيل کردن دانشگاه و خفه کردن صدای دانشجو، آن هم با عناوين تهی مغزی چون انقلاب فرهنگی دوم هرگز تعبير نخواهد شد.

                        والسلام

                        انجمن اسلامی دانشجويان دانشکده علوم اجتماعی

                        دانشگاه تهران

                        کميته دانشجويی گزارشگران حقوق بشر: برخورد غيرقانونی با دانشجويان را متوقف کنيد

                        در ساعات آغازين صبح ۱۸ تيرماه، ۶ عضو شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت که به مناسبت پاسداشت اين روز و اعتراض به تشديد فشار بر جامعه دانشگاهى كشور، در برابر درب دانشگاه اميرکبير دست به تحصن آرام زده بودند، بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده اند. محمد هاشمي، بهاره هدايت، على نيکونسبتى ، حنيف يزداني، مهدى عربشاهى و على وفقي، دانشجويانی هستند که در سالروز حمله به کوی دانشگاه تهران بازداشت شدند.

                        ساعاتى پس از اين و در ساعت ۱۱ صبح مأموران امنيتى با حمله به محل سازمان دانش آموختگان اقدام به بازداشت غيرقانونى كليه افراد حاضر در محل از جمله اعضاى ارشد سازمان و اعضاى اسبق شوراى مركزى دفتر تحكيم وحدت نمودند. که بنا بر آخرين اخبار، کليه بازداشت شدگان به بند ۲۰۹ زندان اوين انتقال يافته اند.

                        ۱۸ تيرماه هرسال، پيش از هر چيز يادآور عملکرد غيرقانونی دستگاه قضايی و وزارت اطلاعات ايران است. بازداشتهای غيرقانوني، شکنجه های شديد جسمی و روحی در بازداشتگاه توحيد و زندان اوين، صدور احکام سنگين حبس و اعدام برای فعالين دانشجويي، برگزاری دادگاه بدون حضور وکيل و حتی کشتن دانشجويان از جمله اقدامات تأسف آميزى است که دستگاه قضايی ايران با همکاری نهادهای امنيتی در نقض قانون و موازين حقوق بشر انجام داده اند.

                        صدها دانشجو، روزنامه نگار و فعال سياسی که در طی وقايع ۱۸ تيرماه بازداشت شده اند، از اعمال شکنجه های شديد در بازداشتگاه توحيد خبر داده اند، بستن دست و پای زندانی و ضرب و شتم وی با کابل، شلاق، اعدام مصنوعی از جمله مواردی است که بسياری در جريان بازداشت خود در کوی دانشگاه تهران، آن را تجربه کرده اند.

                        عزت ابراهيم نژاد و فرشته عليزاده دو دانشجويی بودند که در پی حمله نيروهاى امنيتى و افراد لباس شخصى در جريان حوادث ۱۸ تير جان باختند و نيز اين درحالى است كه شاهدان عينی از کشته شدن حدود ۶ دانشجو در جريان اين قيام خبر داده اند.

                        در ميان تمامی احکام صادر شده برای دانشجويان، ۵ تن از از آنان به اتهام رهبری و راه اندازی اين قيام در دادگاه های چند دقيقه ای و بدون حضور وکيل حکم اعدام دريافت کردند. منوچهر محمدي، احمد باطبي، اکبر محمدي، مهرداد لهراسبي، و عباس دلدار افرادی بودند که با دلايل ناموجه از سوی دادگاه انقلاب به اعدام محکوم شدند که اين حكم سپس با دو درجه عفواز سوی رهبر به ۱۵ سال زندان تقليل يافت.

                        بهروز جاويد تهرانی نيز در جريان اين وقايع، بازداشت و به ۸ سال زندان محکوم شد.

                        اكبر محمدى درنهم مردادماه سال گذشته در حالى كه در اعتراض به شرايط نگهدارى خود دست به اعتصاب غذا زده بود، پس از ۹ روز در اثر سهل انگارى و بى توجهى مسئولين زندان درگذشت.

                        مهرداد لهراسبي، درحالی که پس از تحمل ۸ سال حبس در زندان های اوين و رجايی شهر دچار اختلالات شديد روحی و روانی شده بود، چندی پيش به صورت مشروط آزاد شد.

                        احمد باطبی و عباس دلدار نيز هم اکنون به طور مشروط در خارج از زندان به سر می برند. در حالی که فشار دستگاههای امنيتی بر روی آنان کاهش نيافته و هرازگاهی در صورت انجام فعاليتی از سوی آنان، بازداشت و يا تهديد به بازگشت به زندان می شوند.

                        درحالی که هر ساله فشارها از سوی نهادهای امنيتی در آستانه ۱۸ تير ماه بر دانشجويان شدت می گيرد، با اين وجود در طی ساليان پس از اين واقعه دانشجويان به انحاء مختلف سالگرد اين اعتراض دانشجويی را گرامی داشته اند.

                        کيوان رفيعي، فعال حقوق بشركه ۱۸ تيرماه سال گذشته در مراسم گراميداشت اين روز در برابر دانشگاه تهران بازداشت و بيش از ۶ ماه در سلول انفرادی بسر برده است؛ كماكان با گذشت ۱ سال همچنان در وضعيتى نامشخص در زندان اوين نگهداری می شود.

                        و بايستى بدين نكته توجه كرد كه عليرغم گذشت ۸ سال از اعتراضات دانشجويى سال ۷۸ فضاى آزادى بيان و توجه به آرا و عقايد منتقدانه روز بروز در ايران تيره تر و فشارهاى وارده بر فعالين دانشجويى بيش از پيش گشته است. نگاه امنيتى به جنبش پوياى دانشجويى و برخورد، بازداشت، سركوب و صدور احكام سنگين براى فعالين اين عرصه با بازداشت هاى صبح و ظهر ديروز وارد مرحله تازه اى شده كه با سكوت گروه ها و جريان هاى سياسى بى شك ادامه خواهد يافت.

                        كميته دانشجويى گزارشگران حقوق بشر اعتراض و نگرانى شديد خود را نسبت به بازداشت هاى اخير و برخورد نامعقول با فعالين سياسى و دانشجويى اعلام داشته و توجه بيشتر مدعيان دفاع از حقوق بشر را خواستار است.

                        Comment


                        • علیرضا جمشیدی، سخنگوی قوه قضائیه ایران با تایید بازداشت ۱۶ عضو تشکل *های دانشجویی در ایران، اعلام کرده که هیچکدام از بازداشت شدگان دانشجو نبوده اند.
                          نیروهای انتظامی و امنیتی ایران، صبح روز ۱۸ تیر، شش تن از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت را که در مقابل دانشگاه پلی تکنیک تهران در اعتراض به بازداشت دانشجویان آن دانشگاه تحصن کرده بودند، بازداشت کردند.

                          ساعاتی پس از آن، نیروهای وابسته به دادستانی تهران با هجوم به دفتر سازمان ادوار تحکیم وحدت ( گروهی مرکب از فارغ التحصیلان دانشگاه که دارای مجوز قانونی از وزارت کشور است)، ده تن از افراد حاضر در دفتر از جمله عبدالله مومنی، سخنگوی سازمان ادوار را دستگیر و به حکم دادستانی، محل دفتر را پلمب کردند.

                          به گفته اعضای دفتر تحکیم و سازمان ادوار، افراد دستگیر شده به جز سه نفر که به تازگی از دانشگاه فارغ التحصیل شده *اند، همگی در مقطع تحصیلات تکمیلی (فوق لیسانس یا دکترا) دوران دانشجویی خود را سپری می *کردند.

                          سخنگوی قوه قضائیه در عین حال اتهام دستگیر شدگان را شرکت در تجمعات غیر قانونی، تبانی برای اقدام* های غیر قانونی و مسائل امنیتی عنوان کرده است، اتهام هایی که معمولا پس از بازداشت هر فردی مطرح می *شود.

                          از اظهارات سخنگوی قوه قضائیه ایران چنین برداشت می *شود که دستگاه قضایی قصد آزاد کردن سریع همه بازداشت شدگان را ندارد و به احتمال زیاد، اغلب این دانشجویان نیز به سرنوشت نامشخص دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک دچار خواهند شد.


                          افراد دستگیر شده به جز سه نفر که به تازگی از دانشگاه فارغ التحصیل شده *اند، همگی در مقطع تحصیلات تکمیلی (فوق لیسانس یا دکترا) دوران دانشجویی خود را سپری می *کردند



                          مسلما دستگیری ۱۶ فعال دانشجویی در سالروز حادثه حمله به کوی دانشگاه تهران، به وجهه بین المللی جمهوری اسلامی به شدت آسیب خواهد زد و بار دیگر کارنامه حقوق بشر دولت ایران را در نهادهای بین المللی مدافع حقوق بشر خواهد گشود.

                          این در حالی است که طی ماههای اخیر، نظام حاکم بر ایران کوشیده تا وجهه خود را در نظام جهانی بهبود بخشد و خود را مدافع حقوق بشر نشان دهد.

                          در همین جهت، به مناسبت هفته قوه قضائیه در ایران در اوایل ماه جاری خورشیدی، همایشی با عنوان "قوه قضائیه و حقوق شهروندی" در تهران برگزار شد که طی آن اکثر مسئولان قضایی و سیاسی جمهوری اسلامی از جمله آیت الله محمود هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضائیه ایران، بر ضرورت رعایت حقوق شهروندان ایران در همه زمینه *ها تاکید کردند.

                          متعاقب این همایش، تابلوهای بزرگی در برخی از بزرگراه* های تهران نصب شد که در آن از شهروندان ایرانی درخواست شد تا موارد نقض حقوق شهروندی خود را از سوی دستگاههای دولتی با شماره تلفن خاصی گزارش دهند.

                          افزون بر مورد فوق، دولت ایران اخیرا با صرف هزینه *های سنگین، یک شبکه تلویزیونی ماهواره *ای انگلیسی زبان به نام "پرس تی وی" را راه اندازی کرده تا چهره متفاوتی از ایران و جهان نزد مخاطبانش ترسیم کند.


                          طی ماههای اخیر، نظام حاکم بر ایران کوشیده تا وجهه خود را در نظام جهانی بهبود بخشد و خود را مدافع حقوق بشر نشان دهد



                          ظاهرا هدف دولت ایران این است که با استفاده از شبکه "پرس تی وی"، اتهام نقض حقوق بشر را از خود دور کند و در عوض موارد نقض حقوق بشر در کشورهای مخالف خود بخصوص اسرائیل، آمریکا و بریتانیا را به طور پررنگ تری به نمایش بگذارد.

                          در حقیقت، مساله حقوق بشر در ایران به صورت بخش تفکیک ناپذیری از مناقشه کلان جمهوری اسلامی با جهان غرب از جمله بحث مربوط به برنامه اتمی این کشور در آمده است.

                          برخی از کشورها و در راس آنها آمریکا، ایران را کشوری "غیر مسئول" می *دانند و دستیابی آن به چرخه سوخت هسته *ای را برای صلح و امنیت جهانی تهدیدآمیز تلقی می *کنند.

                          در کنار مسائل دیگر، یکی از نکاتی که آمریکا و متحدانش برای غیر مسئول نشان دادن دولت ایران بر آن تاکید می *کنند نوع رفتار جمهوری اسلامی با شهروندان خود است.

                          دولت آمریکا بارها تاکید کرده است که جمهوری اسلامی حتی به شهروندان خود نیز "رحم" نمی *کند و از همین رو، برای برخورداری از چرخه سوخت هسته*ای قابل اعتماد نیست.


                          یکی از نکاتی که آمریکا و متحدانش برای غیر مسئول نشان دادن دولت ایران بر آن تاکید می *کنند نوع رفتار جمهوری اسلامی با شهروندان خود است



                          در مقابل، جمهوری اسلامی نیز می *کوشد ضمن برجسته کردن موارد نقض حقوق بشر توسط دولت آمریکا و متحدانش، وفاداری خود را به مبانی حقوق بشر به اثبات برساند و از این رهگذر خود را دولتی مسئول و در نتیجه سزاوار برخوردار از چرخه کامل سوخت هسته *ای نشان دهد.

                          اقدام های دولت ایران در جهت اثبات وفاداری*اش به حقوق بشر با دستگیری دوره *ای فعالان جنبش زنان، کارگران، دانشجویان و نیز توقیف مطبوعات، خنثی می *شود و دلایل محکمی در باره عدم پایبندی جمهوری اسلامی به حقوق شهروندانش در اختیار کشورهای مخالفش قرار می *گیرد.

                          بنابراین، دستگیری ۱۶ فعال دانشجویی در ایران، هر چند که باعث تشدید فشار بر جنبش دانشجویی و محدود شدن بیش از پیش فضای فعالیت سیاسی در جمهوری اسلامی می *شود، اما در همان حال، سرمایه *گذاری دولت ایران را برای بهبود وجهه خود در نظام جهانی بر باد می *دهد.

                          ظاهرا جمهوری اسلامی با محدود کردن فضای سیاسی و برخورد خشونت*آمیز با فعالان مسالمت *جو، علیه خود اقدام می *کند.

                          Comment


                          • خبرنامه اميرکبير

                            سخنگوى قوه قضائيه ى جمهورى اسلامى طى يك موضع گيرى نچندان عجيب اعلام كرد هيچ كدام از دستگير شدگان ۱۸ تير دانشجو نبوده اند. خبرنامه اميرکبير جهت تنوير افكار عمومى اسامى دانشجويان بازداشت شده و دانشگاه آنان را به اطلاع مى رسانيم :

                            ۱. محمد هاشمى: دانشجوى كارشناسى رشته ى حسابدارى دانشكده اموراقتصادى

                            ۲. على وفقى: دانشجوى كارشناسى رشته ى مكانيك دانشگاه صنعتى شريف

                            ۳. على نيكو نسبتى: دانشجوى كارشناسى ارشد رشته ى اقتصاد دانشگاه مفيد قم

                            ۴. بهاره هدايت: دانشجوى كارشناسى رشته ى اقتصاد دانشكده امور اقتصادى

                            ۵. مهدى عربشاهى: دانشجوى كارشناسى ارشد رشته ى مديريت تكنولوژى دانشگاه علامه طباطبائى

                            ۶. حنيف يزدانى: دانشجوى كارشناسى رشته ى ماشين آلات كشاورزى دانشگاه شهركرد

                            ۷. مرتضى اصلاحچى: دانشجوى كارشناسى رشته ى فلسفه ى دانشگاه علامه طباطبائى

                            ۸. مسعود حبيبى: دانشجوى كارشناسى رشته ى كامپيوتر دانشگاه تهران

                            ۹. مجتبى بيات: دانشجوى كارشناسى ارشد رشته ى مديريت توسعه دانشگاه تهران

                            ۱۰. سعيد حسين نيا: دانشجوى كارشناسى رشته ى مديريت دانشگاه زنجان

                            ۱۱. بهرام فياضى: دانشجوى كارشناسى ارشد رشته ى MBA دانشگاه پيام نور تهران

                            ۱۲. امير حسين مهرزاد: دانشجوى كارشناسى رشته ى مكانيك دانشگاه آزاد آمل

                            ۱۳. آرش خاندل: دانشجوى كارشناسى دانشگاه لرستان

                            ۱۴. اشكان قياسوند: ايشان نيز دانشجو هستند كه در خبر هاى تكميلى رشته و دانشگاه ايشان نيز اعلام مى شود.

                            لازم به ذكر است كه عبدالله مومنى دانش آموخته ى كارشناسى ارشد جامعه شناسى دانشگاه علامه طباطبائى و حبيب حاجى حيدرى نيز دانش آموخته ى كارشناسى حسابدارى دانشكده امور اقتصادى هستند و تنها عزت قلندرى كه سرايدار ساختمان ادوار است و دليل نگهدارى او در زندان تا اين لحظه همچون ديگر بازداشت شدگان نامعلوم است دانشجو نبوده است.

                            Comment


                            • به نام خدا

                              مقام های انتظامی- امنيتی در سالروز حادثه ۱٨ تير در جهت مهار اعتراض های قانونی دانشجويی و فعالان دانشگاهي، که چيزی چون اجرای قانون، رعايت حقوق بشر و آزادی دوستان هم بندشان را نمی خواهند، دست به دستگيری های گسترده، ضرب و جرح دانشجويان متحصن و معترض و بستن در خوابگاه ها و دفاتر احزاب و گروه های دانشجويی زده اند.

                              در آخرين مورد از اين دست اقدام ها که با هدف تشديد فضای رعب و وحشت در کشور و فرو پاشاندن تشکل های دانشجويی صورت می گيرد، در روز دوشنبه ۱٨ تيرماه ٨۶ شش تن از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت، که در اعتراض به تداوم بازداشت ٨ دانشجوی دانشگاه اميرکبير در برابر اين دانشگاه متحصن شده بودند، مورد تهاجم قرار گرفته، پس از دستگيری و بازداشت به مکان يا مکان های نامعلومی انتقال داده شدند. در پی اين برخورد غيرقانوني، محل دفتر رسمی "سازمان دانش آموختگان ايران اسلامی" ( ادوار تحکيم وحدت) نيز مورد تهاجم مسلحانه مامورانی از نيروهای انتظامی ای قرار گرفت که به دروغ به مردم می گفتند در حال دستگيری توزيع کنندگان مواد مخدرو مبارزه با قاچاقچيان هستند. در جريان اين تهاجم نيز دست کم شش تن از اعضای شورای مرکزی سازمان يادشده، و حتی مادر سالخورده يکی از دانشجويان بازداشت شده، دستگير شده و به نقطه ای نامشخص انتقال يافتند و بخشی از اموال اين گروه قانونی تخريب و يا توقيف شد.

                              تهاجم به فعالان دانشجويی و تحت فشار قرار دادن دانشجويان در محل تحصيل يا خوابگاه های آنان در شرايطی صورت می گيرد که ديگر فعالان حقوق بشر، از جمله دست اندرکاران استيفای حقوق زنان ، نهادها و سنديکاهای کارگري، روزنامه نگاران و مديران مطبوعات در ماه های اخير زير بالاترين فشارها و اتهام ها قرار گرفته اند.

                              اين گونه برخوردها به صورت آشکار و روشن با روح و مفاد قانون اساسی ايران، اعلاميه جهانی حقوق بشر و به ويژه مصوبه مجمع عمومی سازمان ملل با عنوان �اعلاميه حقوق ومسئوليت های افراد، گروه ها وارگان های دست اندرکار ارتقاء وحمايت از حقوق بشر جهانی وآزادی های اساسی�- که ايران متعهد به اجرای کامل آن است- مغايرت دارد و حقوق اساسی و آزادی های شهروندان، از جمله دانشجويان را برای برگزاری تجمع های مسالمت آميزسلب می کند.

                              در اصل ۹ قانون اساسی ايران تصريح شده است:" درجمهوری اسلامی ايران آزادی و استقلال و وحدت و تماميت ارضی کشور از يکديگر تفکيک ناپذيرند و حفظ انها وظيفه دولت و آحاد ملت است. هيچ فرد يا گروه يا مقامی حق ندارد به نام استفاده از آزادی به استقلال سياسي، فرهنگي، اقتصادی و نظامی و تماميت ارضی ايران کمترين خدشه ای وارد کند و هيچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضی کشور آزادی های مشروع را، هرچند با وضع قوانين و مقررات، سلب کند."

                              در اصل ۲۷ قانون اساسی نيز آمده است: "تشکيل اجتماعات و راهپيمائيها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است." اين اصل از جمله معدود اصول قانون اساسی ايران است که در نحوه ی اجرای آن بحثی از "قانون" ويا تصويب "قانون تفصيلی" نيامده است. به معنای ديگر، اصل ۲۹ ادامه ی طبيعی اصل ۹ قانون اساسی است که اذعان دارد هيچ مقامی حق ندارد حتی با وضع قوانين و مفررات "آزادی مشروع تشکيل اجتماعات و راهپيمائی های غيرمسلحانه و مسالمت جويانه" را از آحاد ملت ايران سلب کند.

                              دانشجويان تحصن کننده در برابر دانشگاه اميرکبير و تجمع کنندگان در محل دفتر "ادوار تحکيم وحدت" نه تنها دست به کوچکترين اقدام غيرمسالمت جويانه ای نزده بودند، بلکه با آرامش خواستار دستيابی به حقوق مسلمشان، از جمله آزادی دوستان دانشجوی خويش، بوده اند. اين حقی است که در بند يک ماده ۲۰ اعلاميه جهانی حقوق بشرمورد تاکيد قرار گرفته است: "هرشخصی حق دارد از آزادی تشکيل اجتماعات، مجامع و انجمن های مسالمت آميز بهره مند گردد."

                              ما امضا کنندگان اين بيانيه، ضمن اعتراض به تشديد فضای ناامنی و بی ثباتی در کشور از طريق سلب آزادی های اساسی ملت و برخوردها و بازداشت های غيرقانوني، از جمله دستگيری های اخير، خواستار آزادی فوری اعضای شورای مرکزی دفتر تحکيم وحدت، اعضای ادوار تحکيم وحدت و هچنين ٨ دانشجوی بازداشت شده دانشکده اميرکبير هستيم.

                              ما، فعالان سياسي، اجتماعي، فرهنگی ودانشگاهي، به مسئولان بلندپايه کشور هشدار می دهيم که راه ها و روش هايی را برگزينند که تنها در مسير تحقق آرمان های ملت باشد، و از بکارگيری روش هايی که به نارضايتی های عمومي، از جمله خانواده های دانشجويان دامن می زند، و نيز، به دليل زيرپا گذارده شدن آزادی های اساسی پرونده تخلفات جمهوری اسلامی از حقوق بشر هر روز در مجامع بين المللی گشوده شده و در گفت و گوهای دوجانبه يا چندجانبه مقام های سياسی و ديپلمات های ايران با همتايان خارجی آنان مطرح گردد، به شدت پرهيز کنند.



                              ۲۰/۴/٨۶



                              محسن آرمين، محمد آزادي، حميد آصفي، زهره آقاجری هاشم آقاجري، سامر آقايي، مسعود آقايي، ناصر آملي، غلام حيدرابراهيم باي*سلامي، هادی احتظاظي، منوچهر احتشامي، هادی احتظاظي، حميد احراري، طاهر احمدزاده، بابک احمدي، حسن احمدي، محسن احمدي، نعمت احمدي، محمود احمديان، بهمن احمدی اموئي، محمدرضا احمدی نيا، مصطفی اخلاقي،* رسول اخوت، بها الدين ادب، ساجد اردبيلي، بهروز اسدنژاد، حسن اسدی زيدآبادي، رشيد اسماعيلي، مهدی اسماعيلي، مرتضی اشفاق، حميد آصفي، سهيل آصفي، حسن افتخاراردبيلي، جلال اقتداري، اعظم اکبرزاده، زهرا اکبرزاده، علی رضا اکبرزادگان، علی اکرمي، عبدالمجيد الهامي، محمود امير احمدي، مهدی امينی زاده، حسين انصاری راد، حامد ايران شاهي، مصطفی ايزدي، مجتبی بديعي، کمال الدين بازرگاني، اکبر بديع زادگان، رحمت الله برهاني، ابوالفضل بازرگان، عبدالعلی بازرگان، فرشته بازرگان، محمد نويد بازرگان، ملکه بازرگان، فتانه بازرگان، مسعود باستاني، مختار باطولي، ايرج باقرزاده، روح الله باقرزاده، پروين بختيارنژاد، محمد بذرپور، محمد بسته نگار، مهدی بسته نگار، محمد بک نظري، محمد حسين بنی اسدي، عماد بهاور، محمد بهزادي، حميد بهشتي، محمد بهفروزي، راضيه بوستانکار، مرضيه بوستانکار، جلال بهرامي، صفا بيطرف، زهرا بيگري، صديقه بيگري،طاهره بيگلري، مريم بيگلري، مسعود پدرام، جعفر پناهي، عباس پوراظهري، سعيد پورعزيزي، رضا پويان، محمود پيش بين، حبيب الله پيمان، مجيد پيمان، عباس تاج الديني، سيدمصطفی تاج زاده، عبدالرضا تاجيک، حميد تاجرنيا، هادی تفنگچي، مصطفی تنها، رضا تهراني، مسعود توانگر، غلامعباس توسلي، محمد توسلي، محمدرضا توسلي، خالد توکل، مريم جعفري، رضا جعفريان، حميدرضا جلائی پور، جلال جلالی زاده، علی جمالي، مجتبی جهاني، رضا حاجي، مجيد حاجی بابائي، بهمن حافظي، سعيد حبيبي، مهدی حبيبي، سعيد حجاريان، طه حجازي، آرش حجتي، حميد حديثي، علی حديثي، حسين حريري، حميد حسامي، آيدين حسنلو، بهزاد حق پناه، جمشيد حقگو، فاطمه حقيقت جو، وحيد حقيقي، علی حکمت، ابوالفضل حکيمي، عبدالکريم حکيمي، مجيد حکيمي، محمد رضا حمسي، مريم حيدري، مجتبی خاکپور، جعفر خائف، نبی اله خانزاده مرخالی ، هادی خانيکي، رضا خجسته رحيمي، ابراهيم خدادادي، مهدی خدادادي، امير خرم، حسين خطيبي، محمد خطيبي، مجتبی خندان، ابراهيم خوش سيرت سليمي، اسماعيل خوش محمدي، هوشنگ خيرانديش، محمدعلی دادخواه، محمد دادفر، رسول دادمهر،محمد داديزاده، محمدمهدی دانشيان، فريبا داودی مهاجر، محمود درد کشان، محمود دل آسايي، ، عباس دهقان نژاد، مصيب دواني، پروين دخت دفتري، ابراهيم دينوي، فاطمه راکعي، محمد صادق رباني، تقی رحماني، حسن رحماني، جواد رحيم پور، محمدجواد رجائيان، عليرضا رجايي، جعفر رسولي، محمد صادق رسولي، احد رضائي، اصغر رضائي، بيوک رضائي، عبدالعلی رضائي، محمد رضائي، بهمن رضا خاني، سعيد رضوی فقيه، حسين رفيعي، عبدالله رمضان*زاده، مهدی رهنما، رضا رئيس طوسي، نفيسه زارع کهن، فياض زاهد، جمال زره ساز، علی زرين، اکبر زماني، محمد ابراهيم زماني، پرويز زندی نيا، احمد زيدآبادي، محمد رضا زهدي، سيد مجتبی سادات، عليرضا ساريخاني، جليل سازگارنژاد، احمد ساعي، نسرين ستوده، سعيده سحابي، عزت الله سحابي، فريدون سحابي، هاله سحابي، عيسی سحرخيز، فرزاد سخنور، محمد سرچمي، بيوک سعيدي، عبدالفتاح سلطاني، مرتضی سلطانيه، محمد جواد سليماني، علی سماواتيان، علی سميع نژاد، علی سياسی راد، محمدعلی سيدنژاد، سيد محمد علی سيف*زاده، هاله سينکي، محمود شاددل بصير، ابراهيم شاکري، لاله شاکري، تقی شامخي، علی شاملومحمودي، محمد شانه چي، حسين شاه حسيني، مريم شباني، جواد شرف الديني، شهلا شرکت، سعيد شريعتي، محمد شريف، حجت الله شريفي، معصومه شفيعي، کاظم شکري، مازيار شکوری گيلچالان ، الله وردی شمبوري، ماشا الله شمس الواعظين، احمد شهامت دار، حسن شهبازي، صابر شيخ لو، احمد شيرزاد، مهدی شيرزاد، سعيد شيرکوند، فيروزه صابر، هدی صابر، محمد صاحب محمدي، محمد صادقي، هاشم صباغيان، احمد صدر حاج سيدجوادي، رضا صدر، احمد صدري، سميرا صدري، محمود صدري، باقر صدری نيا، مظفر صفري، مهدی صراف، فضل الله صلواتي، کيوان صميمي، جليل ضرابي، علی اشرف ضرغامي، فريدون ضرغامي، سيد شهاب الدين طباطبائي، اعظم طالقاني، حسام طالقاني، طاهره طالقاني، نرگس طالقاني، اکبر طاهري، بهروز طاهري، بهزاد طاهري، رئوف طاهري، سيامک طاهري، محمد طاهري، امير طيراني، کيان ظهرابي، هما عابدي، آرزو عابديني، وحيد عابديني، سيد جعفر عباس زادگان، عباس عبدي، فيض*اله عرب سرخي، روئين عطوفت، جواد علائي، باقر علائي، علی علوي، عليرضا علوی تبار، محمدباقر علوي، رضا عليجاني، علی عليزاده نائيني، محمد جعفر عمادي، محمود عمراني، علی اصغر غروي، عليرضا غروي، ماجد غروي، مسيح غروي، سعيد غفارزاده،محمد حسين غفارزاده، مسعود غفاري، علی غفراني، مهدی غني، فريده غيرت، محمدتقی فاضل ميبدي، مجتبی فتحي، باقر فتحعلی بيگي، مهدی فخرزاده، مرتضی فلاح، ارسلان فلاح حجت انصاري، مقصود فراستخواه، پويان فخرآيي، غفار فرزدي، شهين فرزين پژوه، حسن فرح آبادي، فاطمه فرهنگ خواه، حسن فرهودی نيا، حسن فريد اعلم، احمد قابل، هادی قابل، حسين قاضيان، عباس قائم الصباحي، خسرو قشقايي، ماهرو قشقايي، رحمانقلی قلی زاده، مهدی قلي*زاده اقدم، عبدالحسين قمی زاده، عبدالمجيد قندی زاده، نظام الدين قهاري، مصطفی قهرماني، حجت الله قياسي، رحمان کارگشا، امير حسين کاظمي، مرتضی کاظميان، جعفر کامبوزيا، هادی کحال*زاده، محسن کديور، منوچهر کديور، خسرو کردپور، مسعود کردپور، علی کرمي، حامد کشاني، فريدون کشکولي، ناصر کميليان، پروين کهزادي، الهه کولائي،

                              Comment


                              • بيانيه جنبش مسلمانان مبارز
                                خطاهای رژيم شاه را
                                در دانشگاه ها تکرار نکنيد




                                جنبش مسلمانان مبارز نيز ماننده کانون نويسندگان ايران، با صدور بيانيه ای نسبت به دستگيری های اخير دانشجويان و ادامه تعرض امنيتی به دانشگاه ها نوشت:

                                انحصارگرايان در برابر يک تجمع کوچک مسالمت آميز دانشجويی که در اعتراض به دستگيری تعدادی از دانشجويان در ماههای اخير صورت گرفت، تاب تحمل از کف دادند و علاوه بر بازداشت تجمع کنندگان با تهاجم به دفتر ادوار تحکيم وحدت اقدام به پلمپ اين مرکز مهم تجمع فعالين دانشجويی نمودند.

                                برخورد غير قانونی با تجمعات مسالمت آميز نظير تجمعات معلمان، کارگران، دانشجويان، فعالين حقوق زنان و نظاير آنها در چند ماه اخير علاوه بر تناقض آشکار با قانون اساسی کشور، با اعلاميه جهانی حقوق بشر و ميثاق بين المللی حقوق مدنی و سياسی و ساير معاهدات بين المللی که دولت جمهوری اسلامی به عنوان يک عضو جامعه ملل متحد موظف به رعايت آنهاست مغايرت دارد. علاوه بر آن بايد در نظر داشت که برخورد غير اصولی با تجمعات مسالمت آميز از اين گونه، بتدريج فضای سياسی کشور را برای امکان انتقادات و اعتراضات سالم ناامن ساخته و نيروهای سياسی را از امکان مبارزه قانونی در دفاع از حقوق اساسی ملت نااميد خواهد ساخت که در صورت بوجود آمدن چنين شرايطی پيش بينی عواقب ناگوار برای اعتراضات اجتماعی، دور از انتظار نخواهد بود.

                                ای کاش با چشمان باز از درس های گرانقدر تاريخ تجربه می آموختيم و خطاهايی را که در پيشگاه وجدان بيدار انسانی نابخشودنی است سهواً يا عمداً تکرار نمی کرديم.


                                Comment

                                Working...
                                X