Announcement

Collapse
No announcement yet.

Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • بنا بر گزارش های رسيده از مناطق جنوبی کشور ، بويژه جنوب شرقی ميزان فعاليت وهابيون در اين مناطق بشدت افزايش يافته است. جذب نيرو و تغيير گرايشهای مذهبی در پوشش برنامه های وسيع فرهنگی و ورزشی و اجتماعی از جمله برنامه های سازماندهی شده در اين راستاست.

    - طرحی در دست بررسی است که به موجب آن يک مرجع بر عملکرد دولت به شکل ديوانی نظارت و عملکرد آن را گزارش کند.

    - درپی سفريکی از معاونان وزير خارجه سابق به افغانستان که با هواپيمای اختصاصی صورت گرفت، نامبرده ضمن ملاقات با حامد کرزای با چند تن از مقامات افغان مذاکره داشته که تاکنون ازمحتوای اين گفتگوها خبری اعلام نشده است.

    - 400 هزار تبعه غير مجاز در استان سيستان و بلوچستان زندگی می کنند.

    - دکتر احمدی نژاد رئيس جمهوری احتمالا در شهريور ماه به چند کشور آمريکای لاتين و جنوبی مسافرت خواهد کرد و برنامه های مهمی برای همکاری را با همتايان خود طرح می کند.

    - اجساد مطهر شهدای ايرانی حوادث کوفه با وضعيتی نامناسب و در پشت وانت به ايران منتقل شده است.

    - موضوع تغيير دبير کل حزب مشارکت به بحث اصلی اعضای اين حزب تبديل شده است .عده ای همچون صفدر حسيني، خالقی و ديگران به دنبال ابقای محمد رضاخاتمی و عده ای همچون شمس وهابی و مزروعی نيز به دنبال تغيير وی و جايگزنی سعيد حجاريان هستند.

    - وضعيت نابسامان حاشيه نشينان دربرخی استانهای کشورازنظر عمرانى، بهداشتى، فاضلاب، امنيتى وغيره وعدم بستر سازی ها در زمينه اشتغال موجب برخی فعاليت های غير قانونی شده است. حدود 170 هزارنفر از مردم استان(..) به منظور رسيدن به سودهاى بادآورده، به سپرده گذارى پولهای خود نزد شبکه هاى پولى غيرقانونى روی آورده اند. در ازای پرداخت سود بالا، زمينه های تغيير مذهب اين افراد نيز در دستور کار قرار گرفته است !

    - خورشيد قصورى (وزير خارجه پاکستان) در اظهار نظری گفته است: روس ها و چينى ها از ما سؤال کردند که در صورت حمله آمريکا به ايران، واکنش مسلمانان چگونه خواهد بود؟ من به آنها گفتم مسأله ايران با عراق و افغانستان متفاوت است. در صورت حمله به ايران، مسلمانان جهان واکنش شديدى از خود نشان خواهند داد. بررسی هاى ما نشان مى دهد نه تنها شيعيان بلکه اهل سنت نيز در مقابل چنين حمله اى در سراسر کشورها از خود واکنش نشان خواهند داد و در اين صورت منطقه دچار بحران سنگينى خواهد شد ودامنه نا امنى به ديگر کشورها هم سرايت خواهد کرد. وى در خصوص پرونده هسته اى ايران هم گفت: رايزنى با روس ها، چينى ها و اتحاديه اروپا را ادامه می دهيم و تا آنجا که در توان داريم برای حل و فصل مسالمت آميز مسئله به ايران کمک خواهيم کرد.

    - تعدادى از روحانيان ساکن شهرستان دليجان در گردهمايى خود از فعاليت فرقه اسماعيليه در اين منطقه اظهار نگرانى کرده و خواستار اقدام مراکزامنيتى در جلوگيرى از تبليغات فرقه مذکور شدند. در اين گردهمايى امام جمعه دليجان گفته است: اين فرقه در سطح شهرستان فعاليت وتبليغ علنى دارد که با توجه به تبعات آن بايد تشکيلات اطلاعاتى ازاين اقدامات جلوگيرى کند. گفتنی است فرقه اسماعيليه در دليجان، محلات، نيمور و روستاى يکه چاه از توابع شهرستان محلات داراى جماعت خانه مى باشد.

    - براساس برخی از اسناد به دست آمده درتوزيع هديه رئيس جمهور(يک دستگاه پژو پرشيا) به بازيکنان تيم ملی فوتبال، تخلفاتی ازسوی مسئولان سابق فدراسيون فوتبال صورت گرفته است. به هشت تن ازمسئولان فدراسيون وبرخی اعضای هيئت مديره نيزخودرو اهداء شده است در حالی که اين هدايا صرفا برای بازيکنان و کادر فنی در نظر گرفته شده بود .قيمت تمام شده هر خودرو تحويل گرفته شده از ايران خودرو در اسناد 154 ميليون ريال ذکر شده است.

    ...

    - دانشگاه علم و صنعت اعتبارقابل توجهی از وزارت علوم دريافت کرده که اين مسئله با واکنش شديد روسای ديگر دانشگاهها روبرو شده و در نامه ای به يکی از مقامات عالی کشور به اين موضوع اعتراض کرده و آن را سياسی دانسته اند. اخيراً در پی تخصيص بودجه به دانشگاههای کشور، مشخص شد دانشگاه علم و صنعت که به لحاظ رده بندی آموزش به سختی جزو 10 دانشگاه برتر است ، به لحاظ تخصيص بودجه جزو 4 دانشگاه اول کشور قرار گرفته است.

    - سرويس مخابرات عراق که به صورت مستقيم تحت نظارت و هدايت اتاق عمليات مخابرات کارشناسان سيا اداره می شود، اخيراً درخصوص فعاليت ها و اقدامات پنهان وآشکار برخى مؤسسات و مراکز، تحت عنوان "اماکن و پوشش هاى کارى سرويس اطلاعاتى ايران درداخل عراق" گزارشى تهيه کرده و دراختيار آمريکايى ها قرار داده است. جريان هاى اسلامى شيعى وهمچنين موضوع ايران در يک اداره تحت عنوان "مديريت 78م" در سرويس مخابرات پيگيرى و به عنوان اولويت اول قلمداد شده است.

    - در پی تخليه اطلاعات برخی مديران کم تجربه ، اخيراً وزارت اطلاعات با تهيه يک سی دی آموزشی نحوه عملکرد منافقين و سر پل های نيروهای خارجی را توضيح و نحوه مقابله با ترفندهای آنان را آموزش داده است .

    - برگزاری عروسی های مجلل و بعضا مختلط در "رستوران ..." که در يکی از مجموعه های ورزشی تهران قرار دارد، باعث اعتراض اقشار مختلف مردم و مراجعان به اين ورزشگاه شده است.

    - اختلاف نظر شديد در مورد ايران، تبديل به يکی از داغ ترين مسائل محافل آمريکا شده است . مايکل روبين از نومحافظه کاران افراطی در تحليلی تغيير روش آمريکا و رويکرد به راه حل سياسی برای حل موضوع هسته ای ايران را اشتباه بزرگ برای آمريکا خوانده و معتقد است آمريکا با اين کار به همه يعنی کشورهای ناراضی جهان عرب و تمامی هم پيمانانش در سراسر گيتی ازجمله تايوان، علامت می دهد که سرکشان را تشويق کند . روبين همچنين گفته است: "ما هرگز نبايد امنيت ملی خود را به توافق های روسيه يا چين وابسته کنيم."

    - سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی عليه سعيد ابوطالب نماينده تهران به علت اظهارات انتقادآميز اخير او در خصوص عملکرد اين سازمان اقامه دعوا کرده است. ابوطالب هفته گذشته طی مصاحبه ای از عملکرد سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی انتقاد کرده و گفته بود که رايزنان فرهنگی ايران با سياست های جمهوری اسلامی و اين سازمان هماهنگ نيستند و اين مرکز فرهنگی حياط خلوت سياسيون شده است.

    - بر اساس يک گزارش ديگر فدراسيون فوتبال در گزارشی اعلام کرده که تاکنون 2 ميليارد تومان هزينه دستمزد و اقامت برانکو در ايران شده است وليکن يک نهاد خاص با پيگيری های خود و بررسی حساب بانکی برانکو دريافته است که مبالغ واريز شده به حساب برانکو يک ميلياردو 300 ميليون تومان بوده است.
    ...
    - سلطان شکر ايران که از مفسدان اقتصادی محسوب می شود ، تحت حمايت برخی مسئولان دستگاه قضايی همچنان مشغول قاچاق شکر می باشد.


    - بدنبال افزايش اعتراضات به برخی جهت گيريهای اقتصادی وتصميمات تاثيرگذاربر زندگی مردم دوتن از وزرای حوزه اقتصادی دولت اعلام کردند که قصد دارند از سمت خود استعفاء کنند.

    - در جلسه اخير کميسيون فرهنگی مجلس ، پس از بحث و بررسی در خصوص توقيف روزنامه ايران اعضای کميسيون دکتر افروغ را مامور کردند تا اين موضوع را به طور جدی تا حصول نتيجه و بازگشايی "ايران" با وزير ارشاد و معاون مطبوعاتی وی طرح کند.

    Comment


    • جزيره ای کوچک در جنوب اقيانوس آرام شادترين مکان در جهان ناميده شده است.

      بنابر فهرست تهيه شده از سوی "بنياد اقتصادهای نو و دوستداران کره زمين"، که شامل 178 کشور جهان می شود، مردم کشور "وانوآتو" شادترين ملت جهان هستند.

      "شاخص زمين شاد"، که روز چهارشنبه (12 ژوئيه) منتشر شده است، سه عامل را برای تعيين ميزان پيشرفت مردم يک کشور در جهت دستيابی به يک زندگی شادمانه در نظر گرفته است: طول عمر، سلامتی و رضايت خاطر افراد و ميزان خسارتی که يک کشور با مصرف گرايی به کره زمين وارد می کند.

      جزيره وانوآتو در ميان يک صد کشوری که اين بنياد "شاد"ترين مکان های جهان توصيف کرده در صدر قرار گرفته است چون مردم آن در کل از زندگی خود راضی هستند، ميانگين عمر آنها هفتاد سال است و کمترين آسيب را به محيط زيست کره زمين وارد می کنند.

      ايران، با پيشی گرفتن از کشورهايی مانند بريتانيا، هلند، بلژيک و آلمان در رده 67 شادترين کشورهای اين شاخص قرار گرفته است.


      اين بنياد می گويد با تهيه اين فهرست نشان می دهد که برای اين که مردم زندگی طولانی و شادی داشته باشند لازم نيست در مصرف منابع زمين افراط کنند. مردم وانوآتو خوشحالند چون مصرف گرا نيستند و مفهوم زندگی شاد را در خانواده و حسن نيت نسبت به ديگران می بينند.

      در حالی که کشورهای صنعتی جهان موقعيت مطلوبی در اين فهرست ندارند، از جمله بريتانيا (پايين تر از ليبي، آذربايجان و گابون) در رده 108، آمريکا صد و پنجاهمين و روسيه تقريبا در آخر در رده 172 قرار گرفته اند.

      در حالی که کشورهای آمريکای لاتين در ميان ده کشور صدر جدول تازه "دوستداران زمين" قرار دارند آفريقا و کشورهای اروپای شرقی در انتهای اين فهرست ديده می شوند.

      زيمبابوه، در انتهای "شاخص زمين شاد" قرار دارد اما کشورهايی مانند گواتمالا، السالوادور، هندوراس و کلمبيا، به رغم پشت سر گذاشتن جنگ های داخلي، چون به ذم بنياد "اقتصاد نو و دوستداران زمين" کمترين آسيب را به کره زمين وارد کرده اند و توانسته اند به نسبت رضايتمندی بالايی از زندگی داشته باشند، در ميان ده کشور صدر جدول قرار داده شده اند.


      به گفته اين بنياد، مردم با کوتاه تر شدن طول عمر و رضايت کمتر از زندگی بهايی مصرف بی رويه منابع زمين را پرداخت می کنند. هيچ کشوری دارای هر سه خصيصه لازم برای شاد محسوب شدن نيست و معيار مردم برای رضايت از زندگی و ميانگين عمر در هر کشور متفاوت است.

      اما، به گفته "بنياد اقتصادهای نو و دوستداران زمين"، پيام اصلی که اين نظرسنجی در پی آن بوده اين است که آسيبی که کشورهای ثروتمند جهان در جستجو برای شادمانی و زندگی طولانی تر به کره زمين وارد می کنند احتمالا نتيجه معکوس خواهد داد.

      اقتصاد جزيره وانوآتو با 209 هزار نفر جمعيت به کشاورزی (در سطحی محدود) و جهانگردی متکی است. به همين دليل برخلاف موقعيت عالی که در جدول "دوستداران زمين" به دست آورده، در فهرست شاخص های اقتصادی مانند "توليد داخلی ناخالص" (GDP) از ميان 233 کشور در رده 207 قرار دارد.

      بنياد "اقتصادهای نو و دوستداران زمين" می گويد فهرست های اقتصادی مانند جی دی پي، با ذهنيتی قديمی تهيه می شوند و نه تنها مخرب هستند بلکه منجر به کيفيت بالاتری از زندگی نيز نمی شوند.

      Comment


      • رئيس جمهور با تاکيد بر اينکه نيازی به دخالت آمريکا در مساله هسته ای نيست، گفت: ما با اروپايی ها مسائل را حل خواهيم کرد اما برای حل مساله نياز به زمان داريم ولی اگر آمريکايی ها بخواهند مساله سازی کنند و فضای تبليغاتی به وجود بياورند، بايد بدانند ملت ايران در سياست خود تجديد نظر خواهد کرد.
        به گزارش خبرنگار اعزامی "مهر" به آذربايجان شرقي، محمود احمدی نژاد در بخش ديگری از سخنان خود در جمع مردم سراب، با اشاره به مساله هسته ای کشورمان گفت: کسانی که می خواستند مانع از دستيابی کشورمان به اين فناوری شوند، آنقدر فشار تبليغی و سياسی آوردند که مسئولان وقت کشورمان برای اعتماد سازی قدم به قدم فعاليت ها را متوقف کردند تا جايی که آنها گفتند حتی به بهانه منحرف شدن می گفتند تحقيقات هسته ای را نيز تعطيل کنيد، اما ما می گفتيم سياست ما استفاده صلح آميز از انرژی هسته ای و مخالفت با سلاح های کشتار جمعی هستيم.

        رئيس شورای عالی امنيت ملی افزود: آنها آنقدر فشار آوردند که مطمئن شديم مخالف پيشرفت ما هستند و حتی تا جايی پيش خواهند آمد که حتی درس شيمی و فيزيک را در مدارس ما هم تعطيل کنند، به همين دليل فعاليت ها را مجددا آغاز کرديم اما آنها سر و صدا و تهديد به راه انداختند اما وقتی ديدند ايران بر حقوق قانونی خود ايستادگی کرده پيشنهاد مذاکره دادند و ما نيز استقبال کرديم.

        وی با بيان اينکه ممکن است افرادی نظر شخصی خود را بيان کنند، گفت: صحبت هايی که مطرح می کنم موضع قطعی نظام جمهوری اسلامی است و تجلی اراده ملت ماست.

        احمدی نژاد با بيان اينکه دولت به عنوان برگزيده ملت پيگير خواسته مردم است، افزود: همه ملت ما در بهره مندی صلح آميز از انرژی هسته ای متحد و يکپارچه هستند.

        رئيس جمهور به بسته پيشنهادی اروپا اشاره کرد و اظهار داشت: دبير کل سازمان ملل با ما تماس گرفت و گفت که اين بسته را با حوصله بررسی کنيد که ما نيز قبول کرديم چرا که کار ما قانونی است و انرژی هسته ای حق مسلم ماست و اعلام کرديم که اين بسته گامی به جلو است و نظر خود را اواخر مردادماه اعلام خواهيم کرد.

        وی افزود: اگر عده ای به دنبال ايجاد مشکل برای ما هستند، بايد بدانند اول آنان ضرر خواهند کرد.

        رئيس شورای عالی امنيت ملی آمريکا را به دنبال ايجاد تفرقه دانست و اظهار داشت: ما می خواهيم فضا را آرام کنيم که در مذاکره عادلانه و قانونی مسائل حل و فصل شود، اما آمريکايی ها می خواهند مشکل ايجاد کنند.

        احمدی نژاد تاکيد کرد: ما با اروپايی ها مشکل را حل خواهيم کرد و نيازی به حضور آمريکا نيست اما گفتيم نياز به زمان است چرا که مساله چند ساله در عرض چند ماه حل نمی شود و بايد آرامش به وجود بيايد.

        وی تصريح کرد: اگر آمريکايی ها بخواهند مساله سازی کنند و فضای تبليغاتی به وجود بياورند بايد بدانند ملت ايران در سياست خود تجديد نظر خواهد کرد.

        احمدی نژاد با بيان اينکه ما برای بررسی پيشنهادها به زمان نياز داريم، تاکيد کرد: ما به دنبال چيز ديگری نيستيم بلکه پای حقوق خود ايستاده ايم و معتقديم همه مسائل در مذاکره قابل حل است.

        Comment


        • محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور ايران، خواستار شکيبايی و پرهيز کشورهای عضو گروه 1+5 از ايجاد تنش در مورد پرونده هسته ای ايران شده است.
          اظهارات آقای احمدی نژاد پس از آن انتشار می يابد که وزيران خارجه پنج کشور عضو دائم شورای امنيت و آلمان در اجلاس خود در پاريس در روز چهارشنبه، 12 ژوئيه، تصميم گرفتند پرونده هسته ای ايران را مجدداً در شورای امنيت سازمان ملل متحد مطرح کنند.

          آقای احمدی نژاد در سخنان خود در روز پنجشنبه، 13 ژوئيه، عليه ايجاد تنش در مساله هسته ای ايران هشدار داد.

          وی در مورد تصميم اجلاس وزيران خارجه 1+5 گفت "ما در مسير حق و قانون حرکت کرديم اما متاسفانه آنها می خواهند اين پيشنهاد را به بهانه ای افزايش فشار بر ما تبديل کنند اما به آنها توصيه می کنيم صبور باشد و اگر تنش ايجاد کنيد، تبعات آن متوجه خودتان است."

          آقای احمدی نژاد در مورد سياست هسته ای جمهوری اسلامی گفت که ايران تا کنون در چارچوب مقررات پيمان منع گسترش جنگ افزارهای هسته ای حرکت کرده و هشدار داد "اما آنها بدانند که اگر ملت ايران به اين نتيجه برسد که آنها در رفتار و پيشنهادشان حسن نيت و صداقت ندارند، در سياست خود تجديد نظر خواهند کرد."


          اما آنها بدانند که اگر ملت ايران به اين نتيجه برسد که آنها در رفتار و پيشنهادشان حسن نيت و صداقت ندارند، در سياست خود تجديد نظر خواهند کرد


          محمود احمدی نژاد

          وی گفت که اگر مشکلی پيش بيايد، زيان آن متوجه کشورهای اروپايی می شود و اضافه کرد که "آنها بدانند نمی توانند به ملت ايران آسيب برسانند."

          ظاهراً بسته پيشنهادی که توسط آمريکا، بريتانيا، چين، روسيه و فرانسه، اعضای دايم شورای امنيت، و آلمان تهيه شده از ايران می خواهد در مقابل دريافت برخی امتيازات سياسي، اقتصادی و فنی بخشی از برنامه های هسته ای خود، به خصوص غنی سازی اورانيوم، را کنار بگذارد اما مقامات جمهوری اسلامی بر غنی سازی اورانيوم برای تکميل چرخه سوخت هسته ای تاکيد داشته اند.

          تهديد به تحريم

          همزمان، فيليپ دوست بلازي، وزير خارجه فرانسه و ميزبان اجلاس وزيران خارجه گروه 1+5 در پاريس، هشدار داده است که اگر ايران به خواست جامعه بين المللی تن در ندهد با خطر تحريم های اقتصادی مواجه خواهد شد.

          وزير خارجه فرانسه در يک مصاحبه راديويی در توضيح تصميمات اجلاس پاريس در روز چهارشنبه گفت که ايران تا اواسط ماه اوت فرصت دارد تا پاسخ خود به بسته پيشنهادی 1+5 برای حل بحران هسته ای اين کشور را اعلام کند.

          اجلاس پاريس پرونده هسته ای ايران را به شورای امنيت بازگرداند

          وی گفت در صورتی که پاسخ ايران منفی باشد، قطعنامه ای در شورای امنيت مطرح می شود که خواستار وضع تنبيه هايی عليه ايران از جمله برخی تحريم های اقتصادی خواهد بود.

          آقای دوست بلازی گفت که چنين قطعنامه ای تحت بند هفتم منشور سازمان ملل متحد تدوين می شود و در نتيجه، عمل به آن برای تمامی کشورهای عضو سازمان الزام آور خواهد بود.

          اجلاس پاريس در روز چهارشنبه پس از آن برگزار شد که مقامات اتحاديه اروپا اعلام داشتند که علی لاريجاني، سرپرست مذاکرات هسته ای ايران، در ملاقات با خاوير سولانا، مسئول سياست خارجی اتحاديه، پاسخ ايران به بسته پيشنهادی را ارايه نداده است.

          آقای سولانا در اجلاس پاريس شرکت داشت و گزارش ملاقات خود با آقای لاريجانی را در اختيار وزيران خارجه شرکت کننده قرار داد.

          وزير خارجه فرانسه در پايان اين اجلاس در يک نشست خبری اظهار داشت که هيچ نشانه ای در دست نيست که نشان دهد ايران آماده است تا در مورد بسته پيشنهادی اقدام جدی به عمل آورد کند.

          Comment


          • به دنبال گسترش حملات جنگنده‌هاى رژيم اسراييل به جنوب لبنان و افزايش تعداد قربانيان غيرنظامي‌ در لبنان كشورهاى مختلف جهان متوقف شدن اين حملات نظامي‌ توسط اسراييل را خواستار شدند.

            به گزارش خبرگزارى كويت، جاسم محمد خرافي، رييس پارلمان كويت با هشدار نسبت به گسترش اين بحران اعلام كرد: جامعه‌ى بين‌المللى بايد هر چه سريع‌تر قاطعانه وارد عمل شود و تجاوزات وحشيانه‌ى رژيم اسراييل به لبنان و نيز فلسطين را متوقف كند.

            وى افزود: شوراى امنيت مسوول متوقف كردن عمليات نظامى ‌وحشيانه‌ى اسراييل عليه ملت فلسطين و لبنان است و بايد براى اين وضعيت اسفناك حد و مرزى را مشخص كند.

            خرافى تصريح كرد: اسراييل با اقدامات وحشيانه‌ى خود و استفاده‌ى نابه‌جا از قدرت نظامى ‌به روند صلح درمنطقه ضربه‌ى مرگ‌بارى را وارد ساخت و امنيت و ثبات منطقه را با بحران و چالش مواجه ساخت.

            رييس پارلمان كويت هم‌چنين گفت: كشورهاى مسوول و ميانجي‌گر در حل بحران فلسطين و اسراييل بايد با قبول مسووليت خود هرچه سريع‌تر وارد ميدان شوند و اقدامات وحشيانه اسراييل را عليه مردم لبنان و فلسطين متوقف كنند.

            وى تاكيد كرد: كشورهاى عربى نيز بايد با اعتراف به مسووليت‌هاى خود در قبال حمايت از مردم فلسطين و لبنان در برابر اين تجاوزات وحشيانه‌ى اسراييل ايستادگى كنند.

            خرافى افزود: مردم لبنان بايد در اين شرايط اضطرارى متحدتر عمل كنند، زيرا نه تنها جنوب لبنان، بلكه تمام اين كشور با خطر تجاوزات اسراييل مواجه است.

            از سوى ديگر ايالت متحده‌ى آمريكا با اتخاذ موضع‌گيرى هميشگى خود مبنى بر حمايت از حق مسلم اسراييل اعلام كرد: دولت لبنان مسوول اين اقدام حزب‌الله لبنان نيست و اقدام حزب‌الله خارج از دايره‌ى قدرت لبنان خارج بود.

            شان مك كورمك، سخنگوى وزارت خارجه‌ى آمريكا، در گفت‌وگو با روزنامه نگاران اظهار كرد: اقدام حزب‌الله لبنان در گروگان گرفتن دو سرباز اسراييلى چيزى جز افزايش بحران در منطقه نبوده است. به خصوص اين كه اين اقدام بلافاصله يك ماه پس از به اسارت گرفتن سرباز اسرابيلى ديگر توسط حماس انجام گرفته است.

            وى مدعى شد: حزب‌الله لبنان خارج از قدرت دولت لبنان، سياست‌هاى خود را عملى مي‌كند و در تلاش است كه ملت لبنان را به آنچه كه به صلاح آن نيست بكشاند.

            - سخنگوى وزارت خارجه‌ى آمريكا، هم‌چنين از دولت لبنان خواست براى حفظ تماميت ارضى خود موضع‌گيرى مشخصى را در قبال اين مساله، يعنى گروگان گرفتن دو سرباز اسراييلى اتخاذ كند و تمام تلاش خود را براى آزادسازى اين دو سرباز به كار گيرد.

            وى تاكيد كرد: تمامي‌كشورهاى منطقه نسبت به اين بحران در نگرانى به سر مي‌برند و دولت مصر براى حل اين بحران تمام تلاش‌هاى خود را به كار خواهد برد.

            كورمك افزود: هيچ كس نمي‌خواهد كه لبنان به گذشته برگردد، بنابراين تمام كشورها و گروه‌ها بايد براى حل اين بحران وارد عمل شوند و سوريه نيز كه روابط تاريخى با حزب‌الله لبنان دارد، نيز موضع خود را مشخص كند.

            وى افزود: كاندوليزا رايس، وزير امور خارجه‌ى آمريكا براى حل اين بحران با بسيارى از وزيران كشورهاى عربى ارتباطاتى را برقرار كرده است و نيز طى تماس تلفنى با ايهود المرت، نخست‌وزير اسراييل آخرين تحولات منطقه را به بررسى و گفت‌وگو گذاشته است.

            كورمك تصريح كرد: رايس در گفت‌وگو با المرت نگرانى آمريكا از حملات حزب‌الله به اسراييل و به اسارت گرفتن دو سرباز اسراييلى را به تل‌آويو ابلاغ كرده است.

            سخنگوى وزارت خارجه‌ى آمريكا هم‌چنين گفت: اسراييل به تنهايى و با در نظر گرفتن منافع ملت خود و حق دفاع از خود تصميمات آينده را اتخاذ خواهد كرد.

            - نماينده‌ى روسيه در امور صلح خاورميانه با انتقاد از گسترش حملات نظامي‌اسراييل به جنوب لبنان اظهار كرد: شوراى امنيت طى ساعت‌هاى آينده بحران لبنان و اسراييل را به گفت‌وگو و بررسى خواهد گذاشت و در اين جلسه‌ى اضطرارى كه به درخواست دولت لبنان برگزار مي‌شود، تمام تحولات و اقدامات اسراييل در حمله به جنوب لبنان به بررسى گذاشته خواهد شد.

            وى گفت: كميته‌ى چهارجانبه رايزني‌هاى خود را جهت حل اين بحران در منطقه آغاز كرده است و اين بحران پيش از آن كه گسترش يابد، بايد متوقف شود.

            - دولت روسيه نيزبا صدور بيانيه‌اى با محكوم كردن حملات نظامى اسراييل به جنوب لبنان اعلام كرد: اسراييل مردم غيرنظامى لبنان را هدف حملات خود قرار داده و از سوى ديگر مردم فلسطين در نوار غزه نيز در چنين وضعيتى به سر مى برند و اين مغاير با استفاده بجا و درست از قدرت نظامى است.

            دولت روسيه در اين بيانيه متوقف شدن هرچه سريع‌تر حملات نظامى اسراييل به جنوب لبنان و نوار غزه را خواستار شده است.

            - على عبدالله صالح، رييس جمهور يمن نيز با محكوم كردن اقدامات وحشيانه‌ى اسراييل در حمله‌ى نظامى ‌به جنوب لبنان خواستار برگزارى نشست اضطرارى اتحاديه‌ى عرب شد.

            وى گفت: در حال حاضر تماس‌هاى تلفنى بسيارى از سوى رهبران عرب جهت برگزارى اين نشست اضطرارى انجام شده است و كشور يمن درخواستى را به عمرو موسي، دبيركل اتحاديه‌ى عرب جهت برگزارى اين نشست اضطرارى ارائه داده است.

            صالح تاكيد كرد: نمي‌توان در برابر اين اوضاع بحرانى و خطرناك كه امنيت و ثبات كل منطقه را تهديد مي‌كند، دست بسته و ساكت ماند.

            وى افزود: يمن آمادگى برگزارى اين نشست اضطرارى در خاك خود را دارد و اگر اين نشست در مصر يا هر كشور عربى ديگر نيز برگزار شود يمن در آن شركت خواهد كرد.

            - احمد ابوالغيظ، وزير امورخارجه‌ى مصر نيز كه در حال حاضر در يك سفر پيش‌بينى نشده در سوريه به سر مي‌برد اعلام كرد: ديدار و گفت‌وگويى با بشار اسد، رييس جمهورسوريه و ديگر مقامات مسوول و بلند پايه‌ى سورى انجام خواهد داد.

            اين در حالي‌است كه حسنى مبارك، رييس جمهور مصر نيز طى تماس تلفنى با بشار اسد آخرين تحولات منطقه و حملات نظامي‌اسراييل به جنوب لبنان و بحراني‌تر شدن وضعيت مناطق فلسطينى را به بررسى و گفت‌وگو گذاشت. قرار است كه ابوالغيظ در ديدار با اسد راهكارهاى موجود جهت متوقف كردن حملات اسراييل به جنوب لبنان را به بررسى گذارد. هم‌چنين قرار است ابوالغيظ موضوع آزادى اسيران اسراييلى را از سوى حزب‌الله و نيز گروه‌هاى مقاومت اسلامي‌ فلسطين را مورد بررسى قرار دهد. هرچند كه مبارك اعلام كرده است براى حل اين بحران راهكار مناسبى را دارد كه اين راهكار مناسب در گفت‌وگوى ابوالغيظ با اسد در دمشق به بررسى و گفت‌وگو گذاشته خواهد شد.

            - كوفى عنان، دبيركل سازمان ملل، در تماس تلفنى با مبارك آخرين تحولات حمله‌ى نظامي‌اسراييل به جنوب لبنان را به گفت‌وگو و بررسى گذاشت و خواستار دخالت سريع كشورهاى منطقه جهت حل اين بحران شد.

            عنان نيز به صورت جداگانه با محكوم كردن حملات اسراييل به جنوب لبنان اعلام كرد: غيرنظاميان لبنانى قربانى اين درگيري‌ها و بحران‌ها شدند.

            وى خطاب به دولت لبنان، حزب‌الله لبنان و دولت اسراييل گفت: تمام طرف‌هاى درگير بايد با اتخاذ سياست صبر منطق را كنار نگذارند.

            عنان هم‌چنين از تمام رهبران كشورهاى جهان خواست كه جهت متوقف ساختن اين بحران‌ها و عدم گسترش آن سريعا وارد عمل شوند.

            دبيركل سازمان ملل كه در يك كنفرانس خبرى مشترك با رومانو پرودي، نخست‌وزيرايتاليا، سخن مي‌گفت، گفت: سازمان ملل با تمام خانواده‌هاى قربانى در اين حملات نظامي‌ همدردى مي‌كند.

            وى افزود: آخرين تحولات خاورميانه به خصوص تحولات خطرناك اخير در جنوب لبنان با بسيارى از رهبران اروپايى به بررسى و گفت‌وگو گذاشته شده است. زيرا ما نمي‌خواهيم دايره‌ى اين بحران‌ها گسترش يابد و در صورتى كه اين بحران گسترش يابد كل منطقه را در بر خواهد گرفت.

            دبير كل سازمان ملل در پاسخ به سوالى مبنى بر به كارگيرى خشونت و قدرت نظامي‌ بيش از اندازه از سوى اسراييل در نوار غزه و ديگر مناطق فلسطينى گفت: آنچه كه ما در اين بحران‌ها شاهد آن هستيم خود تروريسم است، اما به هر حال بايد با اتخاذ سياست متوازن در قبال هر يك از طرف‌هاى درگير در صدد حل اين بحران‌ها باشيم.

            عنان تاكيد كرد: هر حمله‌اى كه منجر به كشته شدن شهروندان غيرنظامي‌شود يك عمل كاملا تروريستى است حالا اين اقدام از هر طرفى كه انجام گيرد فرق نمي‌كند.

            - ماسيمو دي‌آلما وزيرخارجه‌ى ايتاليا، با هشدار نسبت به پيامدهاى حملات نظامي‌اسراييل به جنوب لبنان و احتمال گسترش دايره‌ى خشونت و درگيري‌ها در منطقه اعلام كرد: مطمئنا اين اقدام اسراييل نمي‌تواند امنيت مطلوب را براى تل‌آويو تامين كند.

            وى افزود: در قبال حملات گروه‌هاى فلسطينى به اسرابيل، اسرابيل بايد به صورت منطقى پاسخ مناسب را مي‌داد و حقوق شهروندان غير نظامى ‌را نيز در نظر مي‌گرفت.

            دي‌آلما تاكيد كرد: آنچه كه اسراييل در حق مردم نوار غزه انجام داده است از لحاظ انسانى كاملا غيرعادلانه است و منجر به نتايج معكوس براى امنيت اسراييل خواهد شد.

            وزير امورخارجه‌ى ايتاليا گفت: محاصره‌ى نوار غزه از سوى نيروهاى نظامى ‌اسراييل، قطع برق در اين منطقه، محروم ساختن مردم فلسطينى نوار غزه از هرگونه امكانات پزشكى تنها منجر به آن خواهد شد كه خشم و نفرت مردم فلسطين از اسراييل افزايش يابد و خشم و نفرت نيز مي‌تواند ريشه‌ى تروريسم را تقويت كند و در نهايت اين امر نمي‌تواند امنيت را براى اسراييل به بار آورد و اسراييل هرگز از امنيت لازم برخوردار نخواهد شد.

            - فيليپ دوست بلازي، وزير امور خارجه‌ى فرانسه نيز با اتخاذ موضع‌گيرى نسبت به حملات اسراييل به جنوب لبنان و محكوم كردن اين حملات كه منجر به كشته شدن بسيارى از غير نظاميان لبنانى شده است اعلام كرد: فرانسه نسبت به تحولات اخير در مرزهاى لبنان و اسراييل بسيار نگران است.

            وزير امور خارجه‌ى فرانسه از دولت لبنان و اسراييل خواست كه با اقدامات منطقي‌تر و اتخاذ سياست صبر دايره‌ى خشونت و درگيري‌ها را بيشتر از اين گسترش ندهد و شهروندان غيرنظامى ‌را در معرض حملات هوايى و زمينى قرار ندهد.

            بلازى تاكيد كرد: فرانسه با مسوولان اسراييلى و لبنانى در تماس است و تمام تلاش خود را جهت حل اين بحران به كار مي‌برد.

            دولت فرانسه نيز اعلام كرد كه اسراييل در استفاده‌ى بي‌منطق از قدرت نظامى خود و با هدف قرار دادن غير نظاميان جنگى حساب‌ نشده و دور از منطق را آغاز كرده است.

            - دولت انگليس نيز با صدور بيانيه‌اى ابراز نگرانى خود نسبت به گسترش بحران در مناطق مرزى اسراييل و لبنان را اعلام كرد.

            مسوول امور خاورميانه در وزارت خارجه‌ى انگليس اظهار داشت: دولت انگليس در حال حاضر ارتباطاتى را براى كاهش اين بحران‌ها با بسيارى از كشورها انجام داده است.

            - عبدالواحد راضي، رييس پارلمان مراكش، نيز با محكوم كردن حملات وحشيانه‌ى اسراييل به جنوب لبنان اعلام كرد: شوراى امنيت و كميته‌ى چهارجانبه بايد هر چه سريع‌تر براى متوقف كردن تجاوزات اسراييل به ملت فلسطين و ملت لبنان وارد عمل شوند و اين اقدامات وحشيانه را متوقف سازند.

            راضى كه در نشست اضطرارى پارلمان مراكش جهت بررسى آخرين تحولات حملات نظامي‌اسراييل به جنوب لبنان سخن مي‌گفت، اظهار داشت: اسراييل بايد مجبور شود به تمام اصول و قوانين بين‌المللى احترام گذارد و به تمام تعهدات، توافقنامه‌ها و قطعنامه‌هاى سازمان ملل نيز ملزم شود.

            - رجب طيب اردوغان، نخست‌وزير تركيه نيز با محكوم كردن حملات نظامي‌اسراييل به جنوب لبنان اعلام كرد: تركيه تمام تلاش‌ خود براى حل اين بحران را به كار خواهد برد و در اين زمينه تماس‌هايى را با رهبران كشورهاى منطقه برقرار كرده است


            Comment


            • اخيرا آقای اميرعباس فخرآور که به تازگی از ايران خارج شده و در رسانه های مختلف خود را به عنوان يکی از رهبران جنبش دانشجويی خواند ه و در کنار ادعاهای نادرست ، خود را دارای رابطه سياسی ويژه با اينجانب و ساير فعالان سياسی و کوشندگان دموکراسی و حقوق بشر معرفی می کند لذا جهت روشنگری پيرامون مطالب مطرح شده ، ذکر برخی نکات را ضروری می دانم.
              اينجانب در طول مدت فعاليت سياسی و سالهای زندان با بسياری از زندانيان و فعالان سياسی دارای مناسبات سياسی و روابط انسانی و دوستانه بوده ام.اين افراد متعلق به گروههای فکری و سياسی مختلف بوده اند.آقای اميرعباس فخرآور نيز جزئی از اين گروه وسيع بوده و شبهه های ايجاد شده مبنی بر داشتن رابطه ويژه سياسی با اينجانب و هم سو بودن مواضع سياسی من با ايشان کذب و غير واقع است و رابطه من با ايشان صرفا رابطه ای انسانی بو ده و لا غير.
              در عين حال ذکر نکته ای دوستانه را خطاب به ايشان ضروری می بينم و آن اينکه فرايند کسب وجهه سياسی اجتماعی در يک جامعه روندی مشخص و زمان بر است و تنها کسانی می توانند مدعی داشتن مرجعيت اجتماعی و تاثيرگذاری در تلاش شهروندان يک جامعه برای دستيابی به سعادت جمعی باشند که اولا دارای چارچوب فکری مشخص و روشن وسابقه سياسی شفاف باشند . ثانياَ پايگاه مشخص اجتماعی داشته باشند. تلاش برای رشد بادکنکی و دوپينگ سياسی از طريق طرح ادعاهای خلاف واقع و تراشيدن سابقه آنچنانی برای خود با ادعای رهبری جنبش دانشجويی ممکن است در کوتاه مدت سودی برای فرد مدعی به همراه بياورد اما نگاه تيزبين جريانات سياسی اجتماعی و شهروندان در نهايت قضاوت درست و بيرحمانه ای نسبت به اين ادعاها خواهند داشت .و کلا م آخر آنکه رفتارهای نسنجيده هيچ فردی برای کسب اعتبار شخصی از کنار تلاش های صادقانه فعالان مدنی ايران از ديگاه مردم پنهان نخواهد ماند.
              20/4/85
              احمد باطبی

              اينک مطلب از سايت احمد باطبی

              Comment


              • رژيم بحران زا و بحران زيست جمهوری اسلامی با تشديد فشارهای خارجی و اعتراضات داخلی ستادهايی تشکيل داده است که اگر چه نام آنها را "ستادهاى مقابله با تحركات ضد امنيتى در استان‌هاى مرزى" گذاشته, عملا بيشتر به جوخه های ترور دولتی و تيم های قتل عام صحرايی دوره خلخالی جلاد شباهت دارند و رسما هم می گويند که دادستان ها مسوول برخورد قاطع با "دشمنان نظام" شده اند که معنايش روشن است. متن خبر به نقل از خبرگزاری فارس:


                رئيس قوه قضائيه از تشكيل ستادهاى ويژه هماهنگى و مقابله با تحركات ضد امنيتى عوامل وابسته به بيگانگان در استان‌هاى مرزى خبر داد و تاكيد كرد: نظام ميان مسأله جاسوسان، دشمنان و ضدانقلاب با مسايل قومى و مشكلات مردم در داخل مرزها تفاوت قائل است.

                وی در برنامه ارتباط زنده تلويزيونى با شوراى تأمين استان آذربايجان غربى با تأكيد بر شناخت و ريشه‌يابى زمينه‌ها و عوامل ايجاد بحران و ناامنى اظهار داشت: بايد براى حل هر نوع بحران و اغتشاش و ناامنى و به موازات آن حذف زمينه سوء استفاده ضدانقلاب و دشمنان نظام زيرساخت‌ها را اصلاح و به وضعيت معيشت مردم توجه شود.
                رئيس قوه قضائيه خاطرنشان كرد؛ بحث حقوق شهروندى با مسأله جاسوسى و اغتشاش و ايجاد بحران كه يك موضوع كاملاً امنيتى است، تفاوت زيادى دارد و در برخورد با هرگونه ناامنى و بحران بايد همه سازمان‌ها و دستگاههاى ذى ربط مقتدرانه و قاطعانه و سريع عمل كنند.
                هاشمى شاهرودى با تصريح اين نكته كه دادستانها داراى اختيارات خوبى هستند، متذكر شد: دادستانها را موظف كرده ايم كه در ارتباط با مسايل امنيتى و برخورد با عوامل بحران و دشمنان نظام كه در مرزها فعال هستند، ضمن هماهنگى با دستگاههاى اجرايى و امنيتى استان، قاطعانه عمل كنند و نبايد با عوامل ضدانقلاب، حقوقى كه براى ساير شهروندان موضع شده است، حقى قائل شد.
                رئيس قوه قضائيه با تأكيد بر اجراى دقيق مصوبات شوراى عالى امنيت ملي، بر تشكيل ستادهاى ويژه در اين خصوص در استانها از جمله در استانهاى مرزى كشور نيز تأكيد كرد و اظهار داشت: تعامل مستمر و هماهنگى و تشكيل شوراها و ستادهاى ويژه موجب تصميم گيرى سريع‌تر و دقيق‌تر و حل مشكلات مردم و نظام در هر منطقه با توجه به قوميت ها و فرهنگ خاص همان منطقه مى شود.
                هاشمى شاهرودى از استاندار و مسوولان آذربايجان غربى خواست با تشكيل اين ستادها و مطالعات و كار كارشناسى دقيق بر روى مسايل خاص هر شهر و منطقه مرزى و غيرمرزى و انعكاس آنها به مركز كشور حساسيت مسوولان نظام را بيش از پيش برانگيخته كنند.
                رئيس قوه قضائيه افزود: به نظر من در بخش مسايل امنيتى و مسايل مربوط به ضدانقلاب و دشمنان خارج از كشور و توطئه هاى آن سوى مرزها عليه نظام بايد همه دستگاهها با جديت، هماهنگى و حساسيت بالا برخورد كنند و جلوى هرگونه حركت مرموزانه دشمنان گرفته شود.
                هاشمى شاهرودى دستور داد كه دادستان ها بايد معاونت امنيت ويژه‌اى در راستاى برخورد با ناامني‌ها و ضدانقلاب ايجاد كنند و كوتاهى در اين خصوص از هيچ كس پذيرفته نيست.
                رئيس قوه قضائيه در عين حال تأكيد كرد: بايد ميان مسأله جاسوسان و دشمنان و ضدانقلاب با مسايل قومى و مشكلات داخل مرزها تفاوت قائل شد و در برخورد با مشكلات داخلى توجه به زيرساخت ها و ارتقاء سطح فرهنگ عمومي، تقويت آموزشها و همچنين توجه خاص به اوضاع معيشت مردم بايد در اولويت قرار گيرد.
                هاشمى شاهرودى پس از ارائه گزارش مشروح قربانى استاندار آذربايجان غربى در خصوص مسايل گوناگون استان و هم مرز بودن استان باسه كشور به رئيس كل دادگسترى استان اعلام كرد كه ضمن برخورد شديد و سريع با عوامل ناامنى و شرارت و بحران‌زا در منطقه با همكارى مسوولان استان، بسترهاى بحران و ناامنى را شناسايى و در راستاى حذف بسترها و زمينه ها اقدام كنند.
                وى خاطرنشان كرد: ما در دستگاه قوه قضائيه آماده هرگونه همكارى با همه سازمانها و دستگاهها هستيم و اگر جايى نياز به اصلاح قوانين باشد نيز پس از دريافت دلايل و مستندات در اين زمينه وارد عمل شده و پيگيرى لازم انجام مى شود.

                Comment


                • يك عضو شوراى مركزى جامعه‌ى روحانيت مبارز تهران گفت: اقتصاد پايه‌ى اصلى زنده بودن هر جامعه و كشورى است. به ويژه اين‌كه مسائل اقتصادى بر مبناى صحيح و متناسب با شرايط زندگى مردم آن جامعه باشد و مسائل وارداتى مبناى آن را به هم نزد.

                  سالك در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزارى دانشجويان ايران(ايسنا) افزود: بي‌ترديد مردم يك جامعه از طبقات و لايحه‌هاى مختلفى هستند و دهك‌هاى پايين جامعه و كسانى كه دچار مشكل اقتصادى هستند به شعارهاى اقتصادى توجه بيشترى مي‌كنند و به صورت طبيعى سراغ كسانى مي‌روند كه در مسائل اقتصادى داراى تبحر باشند يا شعارى متناسب با نيازهاى آن‌ها را سر دهند.

                  وى خاطرنشان كرد: نكته‌ى ديگرى كه بايد به آن توجه كرد، اين است كه به نظر مي‌رسد مردم از جريانات سياسى گذشته خسته شده‌اند و اين امر باعث شده كه آن‌ها مقدارى به سمت مسائل رفاهى و مسائل اقتصادي، رشد توليد و اشتغالزايى سوق پيدا كنند و لذا شعار اقتصادى محور اين مسائل است.

                  عضو شوراى مركزى جامعه‌ى روحانيت مبارز تهران، گفت: البته نوع نگاه به مسائل سياسى نيز در اين‌جا مهم است. ممكن است برخى تصور كنند كه نگاه سياسى اين است كه دولت فقط بايد كارهاى سياسى كند و برخى نيز اين تصور را داشته باشند كه دولت علاوه بر كار سياسى به تلاش نيز بپردازد.

                  سالك ادامه داد: استكبار جهانى در حال حاضر در برابر مساله‌ى انرژى هسته‌يى ما در حال تسليم شدن است و نمي‌تواند با اتكاء به مسائل نظامى در برابر ما بايستد. بنابراين به تحريم اقتصادى گرايش پيدا كرده است و در حال حاضر ابلاغ اصل 44 قانون اساسى از سوى مقام معظم رهبرى راهكار بسيار خوبى جهت مقابله با اين نوع تهديدات است؛ چراكه زمينه‌ساز اشتغال و رشد اقتصادى است و مشاركت مردم را در مسائل اقتصادى افزون مي‌كند.

                  Comment


                  • آقاى مصطفى تاج‌زاده در يادداشتى كه چندى پيش با محور قرار دادن مصاحبه دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در سيماى جمهورى اسلامى ايران منتشر كردند، نكاتى را بيان داشتند كه در آنها كمتر نشانه‌اى از واقع‌نگرى و بي‌طرفى به چشم مي‌خورد و از طرفى ضمن معرفى خود در نقش رهبر يا سخنگوى اصلاح‌طلبان ، وى يا هر مقام مسئول ديگرى را به مناظره درباره پرونده هسته‌اى دعوت كرده‌اند. حال صرف نظر از اين‌كه درخواست آقاى تاج‌زاده به عنوان معاون اسبق وزير كشور در دوره اصلاحات و عضو شوراى مركزى سازمان مجاهدين انقلاب براى مناظره پذيرفته شود يا نه، با توجه به اين‌كه بسيارى از مطالبى كه آقاى تاج‌زاده در يادداشت خود به آنها اشاره كرده اند، ناظر به نوشته هاى سايت ,بازتاب, در پرونده هسته‌اي، به ويژه يادداشت‌هايى است كه از اين قلم انتشار يافته، درباره نكته‌هاى مورد اشاره آقاى تاج‌زاده، مطالب زير را جهت روشن شدن برخى مسائل، ضرورى مي‌دانم:

                    1ـ نقطه ثقل سخنان آقاى تاج‌زاده تقسيم‌بندى حاكمان به دو گروه اصلاح‌طلبان و اقتدارگراها مي‌باشد و ساير موارد مطروحه، انشعاباتى از اين طرز تقسيم‌بندى است، اما آقاى تاج‌زاده به اين نكته توجه نداشته‌اند كه با توجه عملكرد و رويكردهاى بزرگان علمى و سياسى كشور در قبال پرونده هسته‌اي، اين تقسيم‌بندى مبناى درستى ندارد، چون بسيارى از چهره‌هاى اصلاح‌طلب مانند مهندس موسوي، يا آقاى محتشمى پور موافق ايستادگى و برون‌رفت از گفت‌وگو‌هاى طولانى و بي‌نتيجه بودند و در مقابل، تعداد كثيرى از چهره‌هاى محافظه‌كار مانند آقاى حسن روحانى هم مدافع اعتمادسازى و تنش‌زدايى مى باشند. پس نزديك‌تر به واقع آن است كه ديپلماسى هسته‌اى را به دو گفتمان اعتمادسازى و ايستادگى تقسيم كنيم و در اين صورت اگر آقاى تاج‌زاده نمايندگى دوره اعتمادسازى را بر عهده دارد، مي‌توان با نظر به عملكرد دوستان مسئول آقاى تاج‌زاده در زمان حاكميتشان بر پرونده هسته‌اي، با ايشان مناظره كرد.

                    2ـ آقاى تاج‌زاده در نكته اول از يادداشت خود كه نوشته است: (مي‌توان با انجام يك بازى دو سر برد يعنى گفت‌وگو، منافع ملى ميهن پاس داشته شود. كافى است جمهورى اسلامى با خويشتندارى و تداوم مذاكرات، به اعتمادزايى ادامه دهد. به ويژه آن‌كه ايران در زمينه صنايع هسته‌اى در سال‌هاى گذشته اقداماتى انجام داده بود كه به علت پنهان بودن شبهاتى ايجاد كرده است) به دو محور منافع ملى و پنهان‌كارى اشاره كرده، حال سؤال اين است:

                    الف: مگر موضع ايستادگي، كه عملكردهاى فراقانونى مانند تعليق را كه عليه منافع ملى مي‌باشد، نفى كرده است، چيزى غير از پايبندى به تعهدات به ويژه ,NPT, است؟

                    ب: اگر آقاى تاج زاده معتقد است كه موضع ايستادگي، منافع ملى را تامين نكرده است، ايشان يا دوستان هم فكرشان مشخص كنند كه منافع ملى طى دو سال گفت‌وگوهاى اعتمادسازى چگونه تأمين شده است؟

                    ج:پنهان‌كارى كه شما آن را مسبب اصلى حساسيت آژانس بر پرونده هسته‌اى و دليل ادامه اعتمادسازى ايران در برابر جهان، ذكر كرده‌ايد، در چه دوره‌اى رخ داده است؟ در دوره مسئوليت اصلاح‌طلبان يا در دوره ايستادگي؟

                    3ـ آقاى تاج‌زاده گفته‌اند: ,هيچ يك از اتهامات ديگر مانند نقض حقوق بشر، قادر نيست پرونده جمهورى اسلامى را به شوراى امنيت سازمان ملل ارجاع كند. مضاف بر آن چنانچه چالش هسته‌اى ايران در آژانس حل نشود و پرونده كشورمان در نهايت منحصرا در شوراى امنيت مفتوح بماند، به احتمال بسيار زياد آمريكا خواهد توانست برخى اتهامات عليه جمهورى اسلامى را نيز به اين پرونده اضافه كند و شوراى امنيت را به موضعگيرى يا صدور قطعنامه در اين موارد، عليه كشورمان ترغيب كند,.

                    اولا؛ اين‌كه آمريكا براى اتهاماتى مثل نقض حقوق بشر و حمايت از تروريسم نمي‌تواند پرونده ايران را به شوراى امنيت بكشاند، سخن درستى نيست. چون مگر نه اين است كه كشور سوريه را با عنوان حمايت از تروريسم به شوراى امنيت كشانده‌اند؟ و مگر نه اين‌كه در سال 2001 با تأييد شوراى امنيت ـ در موضوع تروريسم ـ به افغانستان حمله كردند؟ و نيز در اوايل دهه 90 كشور ليبى را به خاطر پرونده لاكربى مورد لشكركشى قرار دادند؟

                    دوم اين‌كه؛ اصل اولى در پرونده هسته‌اي، حل و فصل آن در آژانس انرژى اتمى و كشانده نشدن پاى شوراى امنيت به ميان است، اما اگر ما با تكيه بر خواسته‌هاى قانونى خود، به مطالبه حقوق مسلم خود پرداختيم و آنان نيز در مقابل، پرونده ما را در شوراى امنيت مفتوح نگه داشتند، در اين صورت هيچ حرجى براى ارجاع كامل پرونده به شوراى امنيت نخواهد بود. مگر در اين چند سال پس از پيروزى انقلاب، ما بارها شاهد صدور قطعنامه‌ها و اعمال تحريم‌ها نبوده‌ايم؟ پس صرف ترس از كشانده شدن پاى ايران به شوراى امنيت و صدور قطعنامه و تحريم، نمي‌تواند مجوزى براى چشم‌‌پوشى از منافع ملى و خواسته‌هاى عمومى باشد.

                    4ـ آقاى تاج‌زاده با تأكيد بر ادامه اعتمادسازى به شيوه گفت‌وگوى دوران اصلاحات، معتقدند كه روش‌هاى غير از گفت‌وگو موجب تضعيف ايران است و در اين‌باره نوشته‌اند: ,اين روند ارجاع پرونده ايران به صورت كامل به شوراى امنيت و صدور قطعنامه، نقض غرض است و در آن صورت، موضع ايران را در مورد فعاليت‌هاى هسته‌اى نيز تضعيف خواهد كرد,. حال آقاى تاج‌زاده بايد مشخص كنند كه اعلام حمايت 116 كشور جهان(غير متعهد ها) مبنى بر تأييد صلح‌آميز بودن برنامه هسته‌اى ايران و دفاع اعضاى سازمان كنفرانس اسلامى از مواضع ايران و بازگشت غرب و حتى آمريكا به ميز مذاكره با ايران پس از مدتها جوسازي، تضعيف موقعيت ايران به حساب مي‌آيد يا تقويت آن؟

                    5ـ آقاى تاج‌‌زاده با نوشتن اين‌ مطلب كه: ,مسئول پرونده هسته‌اى در مصاحبه‌هاى گوناگون اعلام مي‌كند كه ايران هرگز قصد خروج از آژانس بين‌المللى انرژى اتمى را ندارد و شعار خروج از ,NPT, كاملا فراموش شده است,. اين مطلب را از ياد برده‌اند كه يكى از نقاط قوت جمهورى اسلامى در پرونده هسته‌اي، قانونمند رفتار كردن مسئولان آن است كه همين امر موجب شده تا بسيارى از كشورهاى حامى ايران، رفتار متناقض آمريكا و اروپاييان را اجحاف در حق ايران بدانند. و نيز از جمله اصول قانونى و مسلم در پرونده هسته‌اي، بحث پايبندى به ,NPT, و باقى ماندن در آژانس به شمار مي‌رود. حال اگر آقاى تاج‌زاده ديدگاه برخى افراط‌گرايان را كه به خروج از ,NPT, معتقد بودند ملاك ارزيابى قرار دهند، بايد موضع و ديدگاه خودشان را در برابر گروهى از اصلاح‌طلبان كه انرژى هسته‌اى را به طور كلى نفى كرده‌اند، بيان كنند.

                    6ـ ,ظاهرا آقايان نيز به اين نتيجه رسيده‌اند كه براى اثبات صلح‌آميز بودن فعاليت‌هاى هسته‌اى ايران، چاره‌اى جز امضاى آن نيست. به اين ترتيب شعارهاى گذشته اقتدارگراها در مورد خيانت‌بار بودن امضاى پروتكل الحاقي، كنار گذاشته شد,. آقاى تاج‌زاده با مراجعه به آرشيو روزنامه‌هاى آن زمان و جستجو در منابع حقوق بين‌الملل متوجه مي‌شوند كه پذيرش پروتكل در ميان اغلب كشورهاى عضو ,NPT, رويه‌اى معمول و قانونى بوده و از طرفى در داخل ايران نيز پذيرش پروتكل هيچ‌گاه مورد مخالفت اصولگرايان معتدل نبوده است. آنچه مورد انتقاد واقع شده، پذيرش شتابزده و اجراى بي‌قيد و شرط اين پروتكل بدون طى مراحل آن بر اساس مقررات خود آژانس مي‌باشد.

                    7ـ ,بازرسي‌هاى سرزده بازرسان از مراكز مختلف هسته‌اى و گفت‌وگو با مقامات مورد نظر آژانس در يك سال گذشته بيش از آنچه در دولت خاتمى معمول بود، انجام شده است,.
                    قابل توجه آقاى تاج‌زاده بايد گفت: بازرسي‌هايى كه صورت پذيرفته، در چهارچوب امضاى پروتكل الحاقى توسط نماينده سابق دولت در آژانس بوده است و توضيح واضحات است كه در عرف معاهدات بين‌المللى و قراردادهاى جهاني، تعويض دولت‌ها و يا سيستم‌هاى حكومتي، كمترين اثرى در نقض يا كم‌اثر كردن تعهدات دولت هاى پيشين ندارد.

                    8ـ آقاى تاج‌زاده در بند ,د, نكته 4 نوشته‌اند كه: ,تعليق غني‌سازى در سطح صنعتى همچنان ادامه يافته است و طرحى براى ازسرگيرى آن بدون توافق قبلى با آژانس مشاهده نمي‌شود و رسما نيز اعلام شده كه هدف كنونى ايران، تداوم غني‌سازى تحقيقاتى است,. غافل از اين‌كه غني‌سازى صنعتى در ايران هيچ گاه آغاز نشده بود كه تعليق شود و همين دو سال تعليق فعاليت‌هاى غني‌سازى تحقيقاتي، با توجه به اين‌كه غني‌سازى تحقيقاتى مقدمه فعاليت صنعتى مي‌باشد، باعث عقب‌ماندگى كشور از پروسه فنى شده است.

                    9ـ ظاهر اين سخن آقاى تاج‌زاده كه نوشته‌اند: ,تنها اختلاف، فعاليت تعدادى محدود سانتريفيوژ (نمونه آزمايشگاهى)است كه آيا پيش از مذاكرات و روشن شدن تكليف نهايى متوقف شود يا همچنان به كار خود ادامه دهد. در اين مورد هم ملاك ارزيابى نهايى آن چيزى است كه در مذاكرات به توافق مي‌رسند,. نشان مي‌دهد فعاليت ,UCF, اصفهان دستاورد قابل توجهى براى ايشان و هم فكرانشان،‌ نيست.

                    10ـ ,اقتدارگراها خود ثابت كردند مذاكره با آمريكا نشانه مرعوب يا جاهل بودن طرفداران آن نيست و هرگز بدتر از برقرارى رابطه با ايالات متحده محسوب نمي‌شود,. به نظر مي‌رسد كه در اينجا خلط كوچكى بين مذاكره از موضع احقاق منافع ملى با مذاكره در غير آن موضع، رخ داده است. چون در حال حاضر كه تعليقى وجود ندارد و زمان به سود ايران است و به نوعى برگ برنده كه همان فعاليت غني‌سازى در حد ممكن است، در دست ايران مي‌باشد؛ ادامه و انجام مذاكرات برخلاف گذشته هيچ ضررى ندارد.

                    11ـ و اما درباره اين سخنان كه ,در دوره حكومت يكدست اقتدارگراها، جمهورى اسلامى بدون هرگونه پيش‌شرطى آمادگى خود را براى مذاكره مستقيم با دولت آمريكا اعلام كرد و دبير شوراى امنيت ملى نيز بدون محكوم كردن كمپ‌ديويد توسط دولت مصر، به قاهره سفر كرد ... با ارسال نامه آقاى احمدي‌نژاد به رئيس‌جمهور آمريكا، مشروعيت وى رسما پذيرفته شد! ... همچنين از آقاى جواد لاريجانى كه شعارش مذاكره با شيطان در قعر جهنم است. مجددا دعوت شده تا در عرصه سياست خارجى فعال شود,. بايد گفت: هرچند شايد با برخى مطالب نوشته شده در اين بند ما نيز با آقاى تاج‌زاده موافق باشيم، اما اين نكته را بايد گوشزد كرد كه مسئله مصر و نامه به بوش، ارتباطى به پرونده هسته‌اى ندارد و فرصت و نوشته‌اى جدا لازم است تا درباره آن بحث شود.

                    12ـ, نكته بسيار مهم آن‌كه بسته پيشنهادى شبيه پيشنهادهاى قبلى اروپايي‌ها در سال گذشته است كه در آن زمان به گرفتن آب ‌نبات در برابر درّ غرطان تشبيه شد و چندى پيش آقاى احمدي‌نژاد به آن عنوان ,دادن طلا در برابر گردو, داد، اما پس از دريافت سبد جديد، مسئولان هسته‌اى امروز و منتقدان راديكال ديروز، تقريبا همگى تأكيد مي‌كنند كه پيشنهاد حاوى نكات مثبت است... نبايد همچون اجلاس شوراى حكام آژانس در پاييز 84 ذوق ‌زده شد كه پرونده هسته‌اى به شوراى امنيت سازمان ملل ارجاع نشد و ايران فرصتى حدود سه ماه پيدا كرد... عملكرد اصلاح‌طلبان در يك سال گذشته نشان داده است كه با ماجراجويى اقتدارگراها مخالفت و از تصميمات و اقدامات مثبت حكومت يكدست حمايت مي‌كنند., چند مسئله را درمورد عبارت بالا بايد خاطرنشان كرد

                    اول اين‌كه؛ در كنار فاش نشدن بسته جديد كسى نيز آن را تأييد نكرده است كه با تشبيه به پيشنهادهاى گذشته در صدد اثبات تمايز در برخوردها باشيم
                    خواهيم كرد

                    Comment


                    • دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در گفت‌وگو با ,بازتاب,، ديدگاه‌هاى خود درباره دوره جديد چالش ايران و آمريكا را تشريح كرد.

                      در اين گفت‌وگو، محسن رضايي، با اشاره به مجموعه‌اى از حوادث اخير، كه پرونده هسته‌اي، محور آن به شمار مي‌رود، گفت: برخلاف تحليل‌هاى رايج كه يا بر تحريم و حمله آمريكا به ايران و براندازى نظام از سوى غرب تأكيد داشت و يا پايان دوران تنش بين جمهورى اسلامى و كاخ سفيد را وعده مي‌داد، فضاى جديدى بين ايران و آمريكا به وجود آمده است كه مي‌توان آن را ,دوره جنگ سرد منطقه‌اى, ناميد.

                      رضايى افزود: ارجاع پرونده هسته‌اى ايران به شوراى امنيت، نخستين دور زورآزمايى آمريكا با ايران را آغاز كرد، ولى مقاومت ايران، موجب چرخش ناگهانى آمريكا شد و با درخواست مذاكره مستقيم با ايران از سوى آمريكا، پذيرش مذاكره از سوى ايران، نامه رئيس‌جمهور كشورمان به بوش و بيانيه رايس، اتمسفر جديد بين ايران و آمريكا را شكل دادند؛ هرچند فضاى مذاكره از سوى هر دو طرف به سردى گراييد، ولى آغاز آن نقطه عطفى بوده است كه در آينده، قابل تكرار است.

                      وى توضيح داد: اين فضاى جديد، نه فضاى براندازى و چالش فيزيكى با جمهورى اسلامى ايران است كه آمريكايي‌ها از آغاز انقلاب، به دنبال آن بوده‌اند و نه به رابطه صميمانه و ترك مخاصمه مي‌انجامد، بلكه درگيرى و چالشى بلندمدت، مشابه فضايى است كه بين شوروى و آمريكا پس از جنگ جهانى دوم پديد آمد و حدود چهل سال طول كشيد، اما اين جنگ سرد، اين بار، نه در سطح جهانى كه در حد منطقه‌اى شكل گرفته و اين فضا، براى مدتى طولاني، خاورميانه را تحت تأثير قرار مي‌دهد.

                      فرمانده سابق سپاه پاسداران افزود: بسيارى مي‌پندارند، با به قدرت رسيدن دولت جديد در ايران، غرب و به ويژه آمريكا، با بنيادگرا ارزيابى كردن اين دولت، گزينه براندازى و حمله نظامى را كه از مسير ارجاع پرونده ايران به شوراى امنيت مي‌گذشت، در دستور كار خود قرار مي‌دهد و ظرف شش ماه از آغاز به كار ,UCF, اصفهان، ما دچار تحريم مي‌شويم، اما با كمال شگفتى ديدند، نه تنها اين اتفاق نيفتاد، بلكه جمهورى اسلامي، علاوه بر ,UCF,، غني‌سازى آزمايشگاهى اورانيوم را هم آغاز كرد و نه تنها آمريكا به اقدام عملى دست نزد، بلكه در اوج طرح تحريم، درخواست مذاكره را تكرار مي‌كند و خانم رايس هم در بيانيه بي‌سابقه‌اي، تغيير سياست‌هاى آمريكا از براندازى نظام (Regime change) به آمادگى براى مشاركت در ديپلماسى هسته‌اى را اعلام مي‌كند.

                      رضايى ادامه داد: از سوى ديگر، كسانى هم منتظر بودند، با پذيرش مذاكره با آمريكا از سوى نظام، به سرعت ديوار بي‌اعتمادى بين جمهورى اسلامى و كاخ سفيد نابود و روابط بدون تنش و صميمانه‌اى بين تهران و واشنگتن برقرار شود. اين گروه، علت قطع رابطه ايران و آمريكا را نبود هماهنگى در تهران ارزيابى كرده و بر اين باورند بودند كه با تغيير تركيب دولت و يكدستى و اعتماد موجود نسبت به آنها، ديگر مشكلى درباره رابطه با آمريكا وجود نخواهد داشت.

                      دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام تصريح كرد: اما هر دو اين تصورات، اشتباه بود و همان‌گونه كه ديديم، نه فضاى تحريم و جنگ به وجود آمد و نه رابطه و ترك مخاصمه بين ايران و آمريكا ايجاد شد، بلكه پارادايم جديدى در فضاى ايران و آمريكا پديد آمده است كه ما نام ,جنگ سرد منطقه‌اى, را به آن اطلاق مي‌كنيم.
                      وى همچنين توضيح داد: در اين زمينه، دو خطر وجود دارد؛ يكى عدم تغيير در افكار و نظريات سنتى دهه نخست انقلاب يا دوره تنش‌زدايى يك‌طرفه آقايان هاشمى و خاتمى است و ديگري، به‌ كار نگرفتن همه نيروها و منابع انسانى انقلاب اسلامى است، كه نظام جمهورى اسلامى ايران را مي‌پذيرند.

                      رضايى توضيح داد: در اين فضاى جديد، نه آمريكا به دنبال براندازى نظام در كوتاه‌مدت است و نه ايران سياست تسليم يا ماجراجويى را در پيش مي‌گيرد، بلكه دو طرف ماراتنى را آغاز كرده‌اند كه ديپلماسي، توانمندسازى و استفاده از اهرم‌هاى فشار، از ابزارهاى آن است و البته امكان دارد، حملات محدود نظامى در جريان آن از سوى آمريكا استفاده شود، اما نه با هدف براندازي، بلكه با هدف تضعيف توانمندى طرف مقابل؛ بنابراين، در اين فضاى جديد، جمهورى اسلامى بايد با ابزارها و شيوه جديد و متناسب با شرايط، وارد شود و تكرار عملكردهاى پيشين نتيجه‌اى نخواهد داشت.

                      دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام ادامه داد: بسيارى از چهره‌ها و جناح‌هاى سياسى داخلي، مي‌خواهند با همان فضاى تنش‌زدايى و اعتمادسازى يك‌طرفه و يكجانبه گذشته، اين دوره را تحليل كنند، در حالى كه حوادث اخير، نشان مي‌دهد كه عمر دوره تنش‌زدايى يك‌طرفه به سر رسيده و بايد با شرايطى مطابق با نيازهاى جديد حركت كرد.
                      محسن رضايى ادامه داد: از سوى ديگر، برخى گمان مي‌كنند، با ماجراجويى و حركت‌هاى بدون پشتوانه، مي‌توانند به ايستادگى در برابر آمريكا ادامه دهند، در حالى كه از ويژگي‌هاى دوره جنگ سرد، نياز به تمركز منابع و فعاليت‌هاست و هر اقدامى كه به پراكندگى منابع و آرايش نيروها بينجامد، به ويژه براى ما كه از منابع و پتانسيل‌هاى كمتر و محدودترى نسبت به آمريكا برخورداريم، موجب تضعيفمان خواهد شد.

                      وى ادامه داد: در ماراتن جنگ سرد، تحليل مبتنى بر حوادث كه يكى از ويژگي‌هاى سنتى ديپلماسى مورد نظر مسئولان گذشته است و طى آن، روش تنش‌زدايى يك‌طرفه و اعتمادسازى مورد استفاده بود، جايگاهى ندارد و بايد از تحليل مبتنى بر روند استفاده شود. اين‌كه ما با يك حادثه، خيال خود را راحت كنيم و همه مشكلات خود با غرب را تمام‌ شده بدانيم و يا با يك اخم و تشر غربي‌ها، خود را ببازيم و گمان كنيم، كار تمام است و بايد آماده تحريم و جنگ شويم، از نقاط ضعفى است كه در روند مذاكرات چندماهه اخير، در ميان جناح‌هاى سياسى و برخى مسئولان آن را مشاهده كرديم. هرچند پيچيده شدن سياست خارجى را كه مذاكره در كنار مقاومت و ايستادگى را پيگيرى مي‌كرد، بايد به فال نيك گرفت.

                      دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام ادامه داد: در دوره جنگ سرد، اين روندهاى درازمدت كه از زنجيره‌اى طولانى از حوادث تشكيل مي‌شوند، تعيين‌كننده خواهد بود و طرفى پيروز از تقابل خارج مي‌شود كه قدرت ايستادگي، انعطاف و تسلط بيشترى داشته باشد و بتواند، همه نيروهاى خود را در يك جهت متمركز كرده و به كار گيرد.

                      وى توانمندسازى و توسعه، به ويژه در زمينه‌هاى اقتصادى و افزايش كارآمدى را از مؤلفه‌هاى مهم مورد نياز در چالش جديد با آمريكا دانسته، افزود: علت شكست شوروى در جنگ سرد، غفلت از توسعه و توانمندسازى و كارآمدى در داخل و توجه صرف به تجهيزات و قدرت نظامى بود، در حالى كه ديديم اين سرمايه‌گذارى بزرگ، بدون آن‌كه حتى در حد شليك يك گلوله از آن استفاده شود، از دور مبارزه خارج شد و ابرقدرت شرق در برابر توسعه و كارآمدى غرب زانو زد.

                      رضايي، كره شمالى و كوبا را از نمونه‌هاى عبرت‌آموز جنگ سرد براى ايران دانسته و افزود: بايد بدانيم، اگر سياست انزوا و انفعال در خارج يا عدم توسعه‌يافتگى در داخل را در پيش بگيريم، سرنوشتى بهتر از اين كشورها نخواهيم داشت و با توجه به ويژگي‌هاى ژئوپلتيكى و انسانى ايران، قادر به تحمل پيامدهاى ناشى از آن نخواهيم بود، پس چاره‌اى جز استفاده از همه توانايي‌ها و قابليت داخلى در جهت و توسعه همه‌جانبه براى باقى ماندن در اين مبارزه را نداريم و در اين راه هر ‌يك از تفكرات، سليقه‌ها و توانايي‌ها، بايد با درك شرايط جديد به صحنه فعاليت بيايند، كه البته لازمه آن، درك شرايط جديد از سوى مسئولان، گروه‌ها و چهره‌هاى سياسى و اقتصادى و فرهنگى است

                      Comment


                      • تفسير واپسگرايانه خمينی از استقلال بعد از انقلاب به تفسير منفعت طلبانه از رابطه دموکراسی و استقلال فراروئيد و خمينی آشکار برای دفاع از دولت مذهبی خود وعده های قبل از انقلاب در مورد آزادی ها و دموکراسی را فراموش نکرد بلکه آشکارا آن ها را در مقابل استقلال قرارداد و از آن ببعد جمهوری اسلامی اين سياست را پيگيری نموده که هرکس از دموکراسی و آزادی سخن بگويد مزدور امپرياليسم است!
                        از سوی ديگر برخی از روشنفکران سکولار که همان تفسير واپسگرايانه خمينی از استقلال را در دوره انقلاب داشتند، بعد از انقلاب نيز تفسير او يعنی مباينت استقلال و دمکراسی را پذيرفته اند. در دوره قبل برای مخالفت با استعمار و امپرياليسم از استبداد دفاع ميکردند اکنون معتقدند برای دفاع از دمکراسی بايد از استعمار دفاع کرد. يک نمونه آقای دکتر موسی غنی نژاد که قبل از انقلاب مائوئيست بود و اکنون به اين نتيجه رسيده است که بايد استقلال يک ارزش موهوم است!آقای غنی نژاد در بزرگ ترين انقلاب ضد استبدادی ايران هيچ چيز دموکراتيک نديده است و ارزش گذاری ديرين ملت ايران برای استقلال و غرورملی ايرانی ها مبنی بر اين که هرگز مستعمره نبوده و نمی خواستند باشند را ضعف تاريخی ملت ايران ميداند و تصور می کند برای دفاع از حقوق و آزادی های فردی بايد ارزش موهومی به نام استقلال را قربانی کرد. اگر آقای غنی نژاد برای درک تفاوت حقوق مدنی و فردی شهروندان يک کشور سری به عراق ميزدند متوجه ميشدند که در استبداد هايی مثل استبداد صدام و رژيم اسلامی حاکم بر ايران حقوق مردم را به شيوه خشن و غير قانونی لگد مال ميکنند، اما در کشوری که مثل عراق امروز استقلال ندارد و مستعمره است بر طبق نص قانون کسی حق محاکمه جانيانی را ندارد که به دختر 15 ساله تجاوز ميکند و او و خانواده اش را می کشند. البته مشروط به اين که جانی وابسته به مستعمره چی باشد.

                        بخشی از سخنرانی غنی نژاد به نقل از سايت روز
                        درس هاى مشروطه
                        همه چيز را فداى استقلال کرديم
                        نويد احمدى
                        ۱۴ تير ۱۳۸۵


                        "ادوارد براون مى گويد: ايرانيان صبور تر از آن هستند که به خاطر استبداد انقلاب کنند. بنابراين آنچه که موجب مشروطه شد تهديد استقلال ايران در عرصه بين المللى بود نه استبداد و فشار حاکم".

                        اين جملات آغازگر سخنان دکتر موسى غنى نژاد در جلساتى است که تحت عنوان "از مشروطه تاکنون" و به مناسبت يکصدمين سال صدور فرمان مشروطيت، در حزب مشارکت برگزار مى شود.

                        دکتر غنى نژاد در ادامه مى گويد: "گرفتارى اصلى ما در مشروطه به نحوه آشنايى ما با تجدد و مسايل دنياى مدرن و تاکيد ما در اين برهه بر ناسيوناليسم، حاکميت ملى و استقلال طلبى برمى گردد."

                        وى مى افزايد: "تز من اين است که ما نبايد در آن زمان فقط روى استقلال طلبى تاکيد مى کرديم و به حقوق و آزادى هاى فردى توجهى نشان نمى داديم."

                        وى با اشاره به جنگ هاى ايران و روس و در نهايت شکست ايران، چنين ادامه مى دهد: "اين تجربه سبب شد که آشنايى ما با دنياى مدرن با يک رويداد منفى ايجاد شود از رو تمام تحولات پس از آن از کودتاى 1299 ، سقوط قاجار، ملى شدن نفت و انقلاب 57 در همين راستا بود که استقلال ايران را که از دست نرفته بود حفظ کند...حتى شهريور 1320 نيز سبب شد که دوباره بحث استقلال پيش بيايد و متاسفانه تنها چيزى که به فکر آن نبوديم حقوق و آزادى هاى فردى بود."

                        بن بست مصلحت

                        اين استاد اقتصاد دانشگاه در ادامه با اشاره به سلطنت محمد رضا پهلوى گفت: "او هم در کتاب بسوى تمدن بزرگ مى نويسد دموکراسى و حقوق بشر اروپايى خوب نيست و وارداتى است و از اين سو پس از دوم خرداد 76 هم که با شعار قانون گرايى و ايجاد جامعه ى مدنى آغاز شده بود در نهايت به مصلحت رسيد که بازگشتى به همان گفتار بود."

                        استقلال براى که؟

                        وى سپس گفت: "سئوال مهمى که در مطالعه اين صد سال ابتدا بايد به آن پاسخ داد اين است که آيا استقلال را براى مردم ايران مى خواهيم و يا اينکه مردم را براى استقلال؟ اکنون زمان خوبى است که روشن شود ارزش موهومى به نام استقلال بايد به هر قيمتى حفظ شود؟ حتى به قيمت آسيب ديدن مردم ايران؟"

                        در ادامه اين جلسه دکتر احمد ميدري، عضو هيات علمى دانشگاه علامه طباطبايى در خصوص ليبراليسم و دموکراسى صحبت کرد.

                        ميدرى در ابتداى سخن ضمن انتقاد از ليبراليسم گفت: "در ايران ليبراليسم اقتصادى نمى تواند به پروژه دموکراسى خواهى کمکى کند بلکه اساسا مانع از تحقق آن خواهد شد و با بسط ليبراليسم اقتصادى به دموکراسى ضربه خواهيم زد."

                        وى افزود: "نظريه پردازى در ايران يک سرش به شوروى وصل است و يک سر آن به آمريکا. اما جامعه اى که ناسيوناليسم ، مساوات و عدالت طلبى در آن ريشه دوانيده با ليبراليسم منافات دارد."

                        ميدرى با اشاره به تقويت بخش خصوصى در ايران گفت: "حتى اگر اين بخش توسعه و قدرت يابد به علت فقدان نهاد هاى مدنى مجبور است با قدرت سياسى پيوند ايجاد کند که مانع از مهار آن مى شود. در اين شرايط يا قدرت سياسى بازيچه قدرت اقتصادى مى شود و يا بالعکس."

                        اين عضو حزب مشارکت در ادامه گفت: "اساسا نمى توان انتظار داشت که جريان هاى مروج ليبراليسم اقتصادى در ايران خواهان برقرارى دموکراسى باشند چون در عمل در مقابل اقتصاد توزيعى ايران قرار مى گيرد؛ در حالى که ليبراليسم اقتصادى خواهان حذف يارانه ها ،آزاد سازى اقتصادى و عدم توجه به عدالت اجتماعى است؛ از نظر اين تئورى عدالت اجتماعي، يک مرده ريگ است."

                        ميدرى در پايان با اشاره به مروجين ليبراليسم اقتصادى در جهان سوم از جمله پينوشه،سوهارتو، ژنرال رافائل، انور سادات و.... گفت: "هيچ کدام اينها از راه انتخابات نيامده بودند. کسانى که از راه انتخابات مى آيند شعار هاى ليبرالى نمى دهند؛ از اين رو در ايران نيز ليبراليسم اقتصادى با توجه به ظرفيت هاى جامعه ما نمى تواند ظرفيت هاى سياسى اختيار کند و قرين دموکراسى خواهى شود در ايران بايد شعار دولت رفاه را تکرار کرد."

                        ويروس چپ گرايى

                        در اين جا دکتر غني‌نژاد در پاسخ به صحبت‌هاى ميدرى گفت: "چپ‌گرايى ويروسى است كه وقتى به تن آدم مي‌افتد در نمي‌آيد و اين ويروس به جان روشنفکران ما افتاد . اما من مخالف اين هستم که به بهانه دولت رفاه، حقوق و آزادي‌هاى مردم از بين برود. من طرفدار حقوق بشر هستم. اما ليبراليسم به معناى خصوصي‌سازى نيست بلكه خصوصي‌سازى ابزارى براى رسيدن به ليبراليسم اقتصادى است. شان روشنفكر اين نيست كه براى راى گرفتن دنبال حرف مردم راه بيفتد بلکه هدف اين است که مشخص كنيم آيا حق طبيعى انسان‌ها براى آزادى و مالكيت را مي‌پذيريم يا خير؟"

                        ليبرال هاى ديکتاتور

                        ميدرى نيز در ادامه گفت: "در ليبراليسم اقتصادى انديشه سياسى و فرهنگى بايد ما به ازاى اقتصادى هم داشته باشد، اما ليبراليسم اقتصادى در ايران ما به ازا ندارد. در در ايران ليبراليسم اقتصادى نه تنها از راه انتخابات شرايط تحقق ندارد، بلكه اساسا ليبراليسم اقتصادى عين ديكتاتورى است. استدلال من از ليبرال‌هاى اقتصادى اين است كه معتقدند هر انديشه‌اى كه جامعه آرمانى را مستقل از آراى مردم تعريف كند ديكتاتور است."

                        Comment


                        • توحيد در رهبری(شرکت عموم مردم)بدون آزادی در بيان وعمل نا ممکن است .حال بايد ببينيم که قاعده بالا در عمل چگونه است ؟ روش آن در زندگی فردی و اجتماعی چيست؟ زيراچنانچه اين روش درست بکار نرود، توأم بودن "من قال" و" ماقال" دست نيافتنی خواهد شد.دليل آن چيست؟ از کجا بدانيم که اعمال ما با شرکت عموم در رهبری منطبق است يا خير ؟ وآيا انديشه راهنمای ما هميشه اين روش آزادی را رعايت ميکند يا خير؟

                          تنها روشی که در هستی وجود دارد و انسانها نيز به روش ايجاد به آن رسيده اند ،روش تجربه است. آنهم تجربه به معنای قابليت اصلاح کردن روشها، به ترتيبی که تجربه به پيش می رود و نه امر و نهی .

                          چنانچه روش امری ، چه در زندگی فردی يا اجتماعی به شکل ولايت فقيه يا غيرفقيه ( حزب تراز اول، تکنوکرات و....) حاکم بشود، يعنی عده ای دستور بدهند و عده ای نيز اجرا کنند، آن جامعه هيچگاه جامعه آزاد نخواهد بود و در آن رهبری همگانی نيز محال ميشود و بيان آزادی نقش بر آب خواهد شد.در بحث عدالت نيز تاکيد کرديم که:

                          - هرگاه دينی يا مرامی تمرکز قدرت در يک شخص و يا يک گروه را تجويز کرد و امر و نهی (= بکار بردن قدرت و نا ممکن کردن اصلاح روش در جريان تجربه) را روش گرداند، ظالمانه است .و

                          - هر نظريه علمی که مجوز امر و نهی شود، از علم خالی و از ظن و گمان پر می شود. در نتيجه، چنين مديريتی جاهلانه و ظالمانه ميشود.

                          اما روش تجربي، روشی است که در آن انسانها همانند پزشک يا محقق آزمايشگاه ،هدفی را برای خود معين ميکنند وسپس به مرحله اجرا ميرسند.درتجربه،کمبودها وکاستی ها را تدارک می کنند تا به مطلوب خود برسند.مطلوب نيز در اينجا حقيقت گفتن و حقيقت شنيدن است.فرق بين احكام عقل آزاد و احكام عقل زندانى قدرت، در اين است که احکام عقل آزاد با روش تجربی اصلاح‏پذيرند ولی احکام عقل زندانی ،اصلاح پذير نيستند، چون روش، امری است. رايج‏ترين مثال، اظهار نظر درباره امورى است كه بدان علم نداريم. علم به چيزى، نياز به تجربه كردن دارد. بيمارى و درمان آن را پزشك به تجربه تشخيص مى‏دهد. اما عقل زندانى قدرت كه ,عالم در همه علوم است,، بى تجربه تشخيص مى‏دهد و درمان تجويز مى‏كند. اگر پند شنو بود ،وقتى علم نداشت حكمى نيز صادر نمى‏كرد . حكمى كه صادر مى‏كند، هيچكس نمى‏تواند تجربه كند چرا كه از تجربه بدست نيامده است. اصلاح‏پذير نيز نيست، زيرا بخلاف علم كه با ادامه تجربه، اصلاح و كمال مى‏پذيرد، حكم قدرت، قابل تجربه و بنابراين، قابل اصلاح نيست. غلط بودنش را مى‏توان از راه تجربه معلوم كرد و با معلوم كردن غلط بودنش، نقض مى‏شود. حتى اوامر و نواهى، كه عقل قدرتمدار صادر مى‏كند، اصلاح‏پذير نيستند. در جنگ‏هايى كه مستبدها كرده‏اند و به شكست انجاميده‏اند، نه تنها اقدام به جنگ بنا بر حكمى بوده كه عقل زندانى قدرت صادر كرده است، بلكه نقشه و روش جنگى نيز حكم مستبد بوده و به روش تجربى و بنا بر اين اصلاح پذير نبوده‏است. در جنگ 8 ساله ايران و عراق، هدف‏ها و روش‏هاى جنگى، بنا بر احكام مستبدها، تعيين مى‏شدند و نقض آنها، در پى مرگ و ويرانى و با سركشيدن جام زهرآلود و قرار گرفتن در حلقه آتش و صلح مسلح، ميسر شد. در زندگى روزانه، هر كس احكامى صادر مى‏كند و يا اجرا مى‏كند و يا بر او اجرا مى‏شود كه حاصل تجربه نيستند و قابل تجربه و اصلاح نيز نيستند. از اين رو، در جامعه‏ها، در قلمروهاى سياسى و دينى و اقتصادى و اجتماعى و تربيتى و فرهنگى، بخشى از اعمال ,تعبدى, هستند. هر اندازه اسطوره‏ها (سياسى، دينى و...) حاكم‏تر، ميزان اعمال ,تعبدى, بيشتر.اما چنانچه بخواهيم حقيقت را همانگونه که هست بشناسيم و همان را نيز با يکديگر مبادله کنيم، روشی که بايد بکاربرد، روش تجربی است.حال خود اين روش تجربه را با چه بسنجيم؟ :

                          در ايران از اين روش تجربه چه ميفهمند؟روش آنها اين است که ميگويند سه نوبت انقلاب کرده ايم و هر سه بار به وضعيتی رسيديم که همه ميدانيم چرا اينطور شد. برای اينکه هر بار که به مشکلی برخورد کرديم آن تجربه را رها کرديم و حتی ضد آن شديم و ميگوئيم که اصلا هر چه کرديم خطا بود.پس آن تجربه را دور بيندازيم.

                          درصورتی که در روش تجربی بدور انداختن معنا ندارد، بلکه اصل بر ادامه دادن است تا زمانی که خطاهای موجود در آن رفع شوند و به حق رسد.

                          پس ضابطه سنجش هدف و عمل کردن بدون قطع شدن تجربه، حقوق هستند. آنهم نه يک حق بلکه همه حقوق.

                          برای مثال در جامعه ای که ميخواهد استقلال را هدف کند، اگر بخواهد روش تجربی بکار گيرد تا به هدف خود برسد، هدف , تحقق حقوق ملی , که خود يکی از تعاريف استقلال است، ميشود.که در مقاله های پيشين آورده ايم .يکی از اين تعاريف، تعريفی از استقلال است که با منطق صوری ميخواند که در آن استقلال رابه اين که کشور تحت سلطه بيگانه نباشد، معنی ميکنند. اين بيان، بيانی مبهم است و مستلزم پاسخ به پرسشهايی نظير بيگانه کيست؟ سلطه چيست؟ چطور از سلطه ميتوان خارج شد؟ و...

                          اين رشته پرسشها را بايد روش تجربی بتواند پاسخ دهد .در نتيجه اين مطلب مستلزم بيانی شفاف و همچنين روشهايی است که بتواند برای پرسشهای فوق پاسخی در خور داشته باشد.بارها شنيده ايم که ميگويند :ايران امروز مستقل است. حتی خود اينجانب بارها از بسياری از طرفداران مصدق که به خود عنوان ملی -مذهبی يا مصدقی-ملی ميدهند، شنيده ام که ميگويند: ايران امروز استقلال سياسی دارد. آنچه نداريم آزادی است! سئوال من از اين افراد اين است که شما چطور استقلالی داريد که در آن آزادی وجود ندارد؟! مگر اين امر شدنی است ؟! اگر آزادی نداريد معنای آن اين است که استقلال نداريد.در روش تجربی از آنجايی که معيار سنجش حقوق است، بايد بگوئيم که حقوق ملی ما اين ها هستند و روش تجربی نيز بايد عمل به اين حقوق باشد .تا در عمل، هر جا متوجه شديم که از آن حقوق دور شده و يا در مشی خود بطرف استقلال کند شده ايم ،آنرا با حقوق و تعاريف مربوطه تصحيح کنيم تا به هدف خود نزديک و نزديکتر شويم.

                          حال اگر منطق صوری بکار آيد و روش امري، خواهند گفت که مگرامام نفرمودند که: گروگانگيری انقلابی بزرگتر از انقلاب اول بود؟!

                          خوب معنای آن اين است که در دوره قاجار که معروف است "ناصرالدين شاه ميگريست که اين چه سلطنتی است که ما داريم؟ به شمال ميرويم روسها اجازه نميدهند ،به جنوب ميرويم انگليس ها نميگذارند" ،استقلال نبوده است.اما امام گرفت سفارت را له کردامريکا را در دنيا خورد و خمير کرد! آيا ما استقلال نداريم؟اما اينجانب در همان شب اول که به سفارت رفتم به آنها گفتم: شما امريکا را به گروگان نگرفتيد ايران را به گروگان امريکا درآورديد! چون استقلال معنايش اين است که محلی برای حضور قدرت خارجی در سياست داخلی و خارجی ايران باقی نگذاريد. در حاليکه شما درست 100 در صد عکس آن را عمل کرديد.

                          درعمل هم معلوم شد که همينطور است و جام زهر اول را آنجا نوش جان فرمودند تا جايی که کارتر هم گفت:"آنچنان ايرانيها را نقره داغ کردم که نسلهاآنرا از ياد نبرند." اموال توقيف شده را هم تا وقتی اين رژيم هست، باز پس نخواهند داد. آن پولهايی را هم که خوردند و بردند به کنار .ترديد نيست که تنها ملت حاکم بر خود ،با بيان آزادی و رهبری منطبق بر آن ،ميتواند روزی ادعای بر باز پس گيری اين اموال را داشته باشد.و اين روش بايد روش ما گردد تا بتوانيم از حقوق ملی خود دفاع کنيم. اين امر جز با توام کردن بيان آزادی با رهبری درخور آن به نحوی که همگان در آن رهبری آنهم در عمل مشارکت داشته باشند ميسرنميشود. در حقيقت، رهبرى خود جوش يا آزاد، خلق آزاد، هنر آزاد، دانش جوئى آزاد، انس آزاد، تنظيم آزاد فعاليت‏هاى آزاد نياز به فضاى باز لااكراه و آزادى فطرى دارد كه وقتى موازنه عدمى اصل راهنما مى‏شود، آدمى در فعاليت‏هاى استعدادهايش، آن رهبری منطبق بر فطرت آزادش را حس مى‏كند.

                          بر اصل ثنويت، كه در آن قدرت فعال مايشاء و آدمى آلت است، عقل بر مدار قدرت عمل مى‏كند. يعنى از آزاديهاى خود غافل مى‏شود، در نتيجه، استعدادهاى آدمى جهت فعاليت‏هاى خود را از رشد به ضد رشد تغيير مى‏دهند. روشن‏ترين علامتهاى چنين تغيير جهتى، حضور زور است در پندار و گفتار و كردار آدمى. تا آنجا كه خود سانسورى روش عمومى عقل مى‏شود: كسب اطلاع‏ها از واقعيت‏ها و بكار بردن آنها، به روش تجربه، جاى خود را به سانسور اطلاع‏ها از واقعيتها مى‏دهد: آن اطلاع‏هايی اجازه ورود به قلمرو ذهن آدمى را پيدا مى‏كنند كه تبديل‏پذير به ,ضد اطلاع, هائى باشند كه نيازهاى فعاليتهاى سازگار با قدرت حاكم بر عقل را بر مى‏آورند.زيرا بنا بر خواست قدرت، نيازاول، تبديل نيروهاى محركه به زور است.

                          اما در حالت آزاد، كاراستعداد رهبرى آدمى، سازماندهى فعاليت‏هاى استعدادهاى انسان و بكار بردن نيروهاى محركه در رشد است: فعاليت هماهنگ استعدادها در جريان رشد، ترجمان آزادى عقل و توام بودن بيان آزادی با رهبری درخور آن در درون آدمی است. اما وقتى قدرت محور فعاليت عقل و حاكم بر استعداد رهبرى مى‏شود، اين قوه ديگر نمى‏تواند سازماندهى فعاليتهاى استعدادها را در ايجاد و بكار بردن نيروهاى محركه در رشد، انجام دهد. در عوض، خود استقلال را از دست مى‏دهد و استعداد هاى ديگر را از فعاليت آزاد يا خود جوش باز مى‏دارد.و استعدادها، در مدار بسته‏اى كه بر محور قدرت پديد مى‏آيد، به خدمت توقعات قدرت در مى‏آيند. يعنى فعاليتهاشان تخريبى مى‏شوند: مدار بسته دستگاه سانسور است. اطلاعات سازگاربانيازهاى قدرت، پس از دستكارى در اطلاعات صحيح، اجازه ورودبه دستگاه عقل رامى‏يابند. در نتيجه، استعدادابداع و خلق عقيم مى‏شود. به اين علت كه ابداع و خلق در آزادى ميسر است و لحظه خلق، لحظه اينهمانى عقل خلاق با هستى است، مدار بسته، با غفلت از آزادى پديد مى‏آيد. استعداد علم و فن بخاطر نبود جريان آزاد انديشه‏ها و اطلاع‏ها، فعاليت خود جوش خويش را از دست مى‏دهد و هر آنچه را كه بكار توجيه قدرت مى‏آيد، علم مى‏پندارد و مى‏پذيرد. استعداد انديشه راهنما، به ثنويت اصالت قطعى مى‏بخشد و اخذ آن را امرى و مصدر آن را مقامى مطاع مى‏انگارد. آدمهاى داراى عقل‏هاى قدرتمدار، تخريبهايى را كه، از راه خور و خواب و آميزش و گفت و شنود و...، انجام مى‏دهند، ابراز قدرت گمان مى‏برند.پس اگر انسانها حكمى را كه بنياد دينى بر آنها واجب مى‏كرد و ميکند، خود مى‏توانستند تجربه كنند، و تا تجربه نمى‏كردند، نمى‏پذيرفتند، دين‏ها در بيانهاى قدرت از خود بيگانه نمى‏شدند.

                          پس اى انسانهاى تنها! از آنها بگرديد كه از راه انديشه با يكديگر رابطه برقرار مى‏كنند و يكديگر را به انديشيدن بر مى‏انگيزند. به بيان آزادى و رهبری منطبق بر آن بازآئيد كه روش آزاد شدن و رشد كردن را به شما مى‏آموزد. اين بيان همان انديشه راهنمائی است كه جهان در انتظار آن است .

                          Comment


                          • پناهندگان ايرانی در طرح شکايتشان به دادگاه بين المللی عليه دولت تُرکيه برنده شدند. قضاوت اشتباه سازمان پناهندگی ملل متحد محکوم گرديد.

                            دادگاه حقوق بشر ُاروپا در اِستراسبورگ در تاريخ ٢٢ ژوئن ٢٠٠٦، حکم نهايی خود را در مورد شکايت "د. و ديگران عليه ترکيه (شماره ٢٤٢٤٥̸٠٣) منتشر کرد. دادگاه متفق القول اعلام کرد که اجرای حکم دپورت شاکيان به ايران تقض ماده ٣ تعهدنامۀ حقوق بشر اروپا خواهد بود. دادگاه هچنين بدون ذکر دليل امر بررسی شکايات ديگری را که شاکيان در مورد ماده ١٣ و ١٤ تعهدنامه مذکور طرح کرده بودند غيرضروری اعلام کرد. شاکيان آقای "د"، همسرش خانم "س"، و فرزندشان "پ" شهروندان ايرانی هستند که از سال ١٩٩٩ به ترکيه پناهنده شده اند. آنها در ٤ اُوت ٢٠٠٣ پس از اينکه دولت ترکيه حُکم دپورتشان را صادر کرد، به دادگاه اُروپا شکايت نمودند. اين حُکم بدنبال رد درخواست پناهندگی شان از سوی کُميساريای عالی ملل متحد در اُمور پناهندگان (کُميساريای عالی) و آگاه کردن مقامات ترکيه از اين موضوع صادر شده بود.

                            دلجو آبادی مسئول نهاد همبستگی با پناهندگان ايرانی که شاکيان را در دادگاه نمايندگی کرده است در اين رابطه می گويد: "حکم دادگاه موجب خرسندی است چون هراس شاکيان از رفتار غيرانسانی و ظالمانه که آنها را مجبور به فرار و درخواست پناهندگی کرده بود با اين حکم تائيد شده است و اين از دپورت آنها بطور دائمی جلوگيری می کند.". او اضافه می کند: "البته واضح است که دادگاه فقط به بررسی بخش کوچکی از شکايات اکتفا کرده است، ولی در شرايطی که هيچ مرجع قضايی وجود ندارد تا پناهجويانی که بعلت رد ناعادلانه تقاضای پناهندگی شان از سوی کميساريا با دپورت مواجه می شوند برای دادخواهی به آن مراجعه کنند، حتی يک درمان مختصر هم می تواند زندگی افراد را نجات دهد."

                            آقای "د" از خانواده ای کُرد تبار و سنی مذهب و خانم "س" از خانواده ای آذری و شيعه مذهب است. "د" در گذشته بخاطر فعاليت سياسی توسط مقامات ايران دستگير، زندانی و شکنجه شده است. اما پس از اينکه مجددا به فعاليت سياسی او شک می برند در سال ١٩٩٩ به طور غير قانونی به ترکيه فرار می کند. در همان زمان "س" نيز بعلت مواجهه با حکم ظالمانه و غيرانسانی ١٠٠ ضربه شلاق و خطر جانی مضاعف آن به همراه فرزندشان پ به ترکيه پناه مياورد. "د" و "س" هر دو در سال ١٩٩٦ چند روز پس از آنکه توسط يک روحانی سُنی به عقد يکديگر در می آيند از سوی مقامات قضايی ايران به مجازات حَد ١٠٠ ضربه شلاق محکوم شده بودند. دادگاه مربوطه بخاطر اينکه پدر "س" با ازدواج آنها مخالف بوده و عقد آنها بدون رضايت رسمی او انجام شده است ازدواج آنها را باطل و آنها را مجرم به عمل زنای غيرمُحصن و غيرمُحصنه اعلام می کند. حُکم شلاق "د" بلافاصله اجرا می گردد. ولی حُکم "س" مدتی بخاطر بارداری و مدتی بخاطر دورۀ شيرخوارگی "پ" به تاخير انداخته می شود. پس از آن، با وجود اينکه مدارک موثق پزشکی نشان ميدادند که بخاطر بيماری شلاق برای "س" خطر جانی دارد مقامات قضايی ايران حاضر به تخفيف يا تاخير بيشتر نمی گردند و تنها اين تغيير جزئی را قائل می شوند که ١٠٠ ضربه شلاق بجای يک جلسه در دو جلسه اجرا شود.

                            از آنجا که ترکيه در اجرای معاهدۀ ۱۹۵۱ ملل متحد در اُمور پناهندگی نوعی محدوديت جغرافيايی منظور داشته است پناهجويان غير اروپائی تمی توانند در اين کشور از جقوق پناهندگی دائمی برخوردار شوند. دولت ترکيه به چنين پناهجويانی فقط اجازه افامت موقت ميدهد تا کميساريای عالی به درخواست پناهندگی شان رسيدگی کند. کميساريا نيز مرتبا دولت را ار نتيجه پروتده های پناهتدگی با خبر ميسازد. دولت به کسانی که در کميساريا قبول می شوند تمديد اقامت می دهد تا زماتی که در کشور سومی اسکان داده شوند. ولی پتاهجوياتی که کميساريا درخواست پناهندگی شان را رد ميکند از وزارت کشور حکم دپورت دريافت می کنند و نهايتا به کشور مبدا شانب به زور باز گردانده می شوند.

                            آفای "د" و خانم "س" در شکايت نامه خود ادعا نموده اند که دولت ترکيه با اخراج آنها به ايران مادۀ ٣ (منع شکنجه و رفتارهای غيرانسانی) تعهدنامۀ حقوق بشر اروپا را زير پا می گذارد زيرا که اين امر "د" را در معرض آزار و سرکوب و شکنجۀ سياسي، و "س" را در معرض مجازات صد ضربه شلاق قرار می دهد و باعث از هم پاشيدگی نهاد خانوادگی شان نيز می گردد. آنها همچنين ابراز نموده اند که دولت مذکور مادۀ ١٣ (حق برخورداری از امکانات دادخواهی موثر درون کشوری) اين تعهدنامه را زير پا گذاشته است چون آنها را از امکان بررسی عادلانۀ درخواست پناهندگی شان محروم کرده و تسهيلات موثر و عملی ی برای اعتراض به حُکم دپورت در اختيارشان قرار نداده است. آنها همچنين دولت ترکيه را ناقض مادۀ ١٤ (عدم تبعيض) اين تعهدنامه دانسته اند زيرا که اين دولت در سيستم پناهندگی اش بطور تبعيض آميزی درخواستهای پناهجويان غير اروپايی را بدرستی بررسی نمی کند وآنها را صرفا به اين علت که نتوانسته اند به کشوری سوم منتقل شوند به کشوری که در آن با خطر آزار و سرکوب و شکنجه مواجه هستند دپورت می نمايد.

                            دادگاه در مورد شکايت مادۀ ٣، بررسی خود را به حکم محتمل الوقوع ١٠٠ ضربه شلاق خانم س. محدود کرد و چنين اظهار داشت که دپورت او به ايران نقض ماده ٣ خواهد بود. دادگاه در حکم خود تمام دلايل مطروحۀ کميساريای عالی را که در جهت رد درخواست پناهندگی شاکيان اقامه کرده بود مردود شناخت. شاکيان درخواست خود را در ماه نوامبر سال ١٩٩٩ به اين سازمان ارائه داده بودند. ولی اين سازمان علل ردی شان را برای اول بار پس از شش سال در لحظات آخر روند دادرسی دادگاه طی نامه ای کوتاه به تاريخ ٩ سپتامبر ۲٠٠٥ به مفامات دولتی علنی کرد. دادگاه در رد دلايل کميساريا هم نظر با شاکيان تاکيد نمود که نه تاخير چند ساله ای که در اجرای حکم شلاق خانم س. وجود داشته و نه تغيير جزئی که در نحوه اجرای حکم ايجاد شده و نه حتی اينکه او با پاسپورت معتبر از ايران خارج شده، هيچکدام دليل موجهی برای رد درخواست پناهندگی او نيست.

                            دادگاه بويژه اين ادعای بی پايه و اساس کميساريا را که گويا "بخاطر ملاحظه وضعيت جسمی" حکم ايشان به يک مجازات "سَمبُليک" بصورت يک ضربه با يک دستۀ ١٠٠ تايی شلاق تخفيف داده شده است، مورد حمله قرار داد. دادگاه نه فقط اين ادعا را غير واقعی خواند بلکه آنرا در تناقض با خصوصيت ذاتا "غير انسانی" مجازات شلاق اعلام کرد. در اين مورد دادگاه اضافه کرد که "حتی اگر فرض را نيز بر اين بگذاريم که اين ادعای کميساريا درست باشد ... هر چند که جسم شاکی قدری کمتر صدمه خواهد ديد، اين نوع مجازات نيز - که همچنان او را بدست قدرت حکومتی می سپرد تا مثل شی ی با او رفتار کنند - باز هم تعرضی است دقيقا به همان چيزی که ماده ٣ اساسا برای محافظت از آن طراحی شده، يعنی شآن و منزلت فرد و حرمت جسمی و معنوی اش.?

                            در مورد شکايات ديگری که شاکيان ارائه کرده بودند، دادگاه اعتراض اوليه دولت را مبنی بر آنکه آنان می توانستند در اعتراض به حکم دپورتشان از دادگاه اُمور اداری درخواست دادخواهی کنند، مردود اعلام نمود و همنظر با شاکيان اعلام کرد که چنين درخواستی موثر واقع نمی شد. اما در مورد شکايات مشخصی که در ارتباط با ماده ١٣ و ١٤ ارائه شده بودند، دادگاه بدون ذکر دليل اعلام کرد که بر اساس رای ی که در رابطه با مادۀ ٣ صادر کرده است ديگر بررسی شکايات مذکور را لازم نميداند. برخی از اين شکايات عبارت بودند از تخلف مقامات: ١) در مطلع نساختن شاکيان از علت ردی درخواست پناهندگی شان، ٢) در عدم بررسی درخواست پناهندگی شان حتی بطور ظاهری چه در مراحل پناهندگی و چه حتی در مقابل دادگاه، ٣) در عدم ارائه هر نوع کمک حقوقي، اطلاعات ضروری و امکانات ترجمه مناسب و کافي، ٤) در عدم برقراری يک سيستم فرجام خواهی مفيد، ٥) در دنباله روی مطلق از تصميم کميساريا بدون آگاهی از محتوی و بررسی آن و اينکه آيا اين تصميم عادلانه اتخاذ شده است يا نه.

                            در مورد درخواست شاکيان برای دريافت "خسارت منصفانه" طبق ماده ٤١ تعهدنامه، دادگاه اينطور نظر داد که رای صادره در مورد نقض بالقوه ماده ٣ به تنهايی جبران صدمات معنوی وارده بر شاکيان را می نمايد و مبلغ ٥٫٠٠٠ يورو را برای جبران مخارج شکايت تعيين کرد.

                            دلجو آبادی می گويد: "با توجه به اهميت و شفافيت سرتاسر اين پرونده، جای تاسف است که دادگاه تصميم گرفت فقط روی جز کوچکی از آن نظر دهد." او اضافه می کند:" پس از شش سالِ پايمالی حقوق و مواجهه با بی کفايتی و پنهانکاری مقامات مسئول، د، س، و فرزندشان قطعا شايستگی دريافت حکم شديدتر و جامع تری را داشتند. اگر دادگاه حاضر می شد حتی فقط يک شکايت را از ميان بقيه شکايتهای مانده بررسی کند، بويژه آنهايی که مربوط به روند دادرسی بودند، بی ترديد باز هم جکم بر مجکوميت دولت ترکيه می داد، بخصوص در نقض استانداردهای بنيادی دادرسی عادلانه که هر سيستم پناهنده گزينی ی برازندۀ اسمش بايستی از آن برخوردار باشد. در اين صورت شايد اين امکان نيز ايجاد می شد که پناهجويان ديگری هم که در وضعيتی مشابه با شاکيان بسر می برند از نظرات دادگاه بطور موثرتری بهره مند شوند

                            Comment


                            • به روشنفکرانی که خود را مذهبی دانسته، برای مذهب در سياست و يا حاکميت نقش ويژه ای قائلند روشنفکر مذهبی اطلاق می شود. متفاوت از آنان ديندارانی هستند که دين را امری خصوصی می دانند. آنها در ساير طيف های سياسی از جمله مليون و سازمان های نهضت ملی در همه سطوح شرکت دارند ولی خود را روشنفکر مذهبی نمی دانند.

                              نهضت ملی با نقاط قدرت و ضعف، موفقيت و شکست های خود جريانی آشنا برای مردم ايران است. پبروزی اين نهضت در انقلاب مشروطيت و بعد از آن در جنبش ملی کردن صنعت نفت به رهبری دکتر مصدق، پيروزی و شکست آن در 28 مرداد 1332 و 22 بهمن 1357 شکست جنبش دموکراسی در ايران بوده است. طرفداران نهضت ملی (مليون) مدافعين هميشگی استفلال، حاکميت مردم، اجرای قانون و مدافعين سرسخت حقوق و آزادی های مردم بوده اند. آنها هميشه دخالت دين در حکومت را مردود و امنيت و آزادی را شرط مهم تحقق عدالت اجتماعی دانسته اند.

                              پس از کودتای بيست و هشت مرداد 32 طرفداران و فعالين جبهه ملی تحت پيگرد شديد پليسی نظامی قرار گرفتند. هرگونه امکان فعاليت سياسی از آنان سلب شد، اعضا برجسته و مرکزی فرصت های لازم و کافی برای بحث و برخورد نظری نداشتند و علی رغم اعتقاد به اصول نهضت ملي، برخورد مشترک آنها به سياست های روز به چند زمينه خاص محدود می می شد. ارتباط تشکيلاتی حتی با فعالين و جوانان جبهه ملی نيز برای آنها مشکل بود چه رسد به ارتباط وسيع با مردم.

                              فقدان امنيت و آزادی و حکومتی که برای حل مشکلات جامعه فقط استفاده از زور را بلد بود همراه با ادامه خفقان، شکنجه و اعدام، جو حاکم را هر روز سنگين تر و يافتن راه خروج از اين وضع را ضروری تر می نمود. اين عوامل همراه با جو جهانی حاکم که ويژگی آن مبارزه عليه استعمار خارجی ملل آسيا، آفريقا و آمريکای لاتين بود باعث شد که در دهه پيش از بهمن 57 عده ای از فعالين و به ويژه جوانان نهضت ملی به تصور اينکه راه ميان بر را يافته اند هر کدام به نوعی از نهضت ملی جدا شدند. عده ای به مبارزات چريکی پيوسته، سازمان های مذهبی يا مارکسيستی جديدی بوجود آوردند که محور فعاليت را مبارزه مسلحانه ميدانستند. بخش ديگری به نهضت آزادی و ساير سازمان هائی که بر دخالت دين در حکومت نظر داشتند پيوستند و عده ای به راه دکتر علی شريعتی رفتند که راه نجات را دخالت دين، "اسلام حسينی" و شهادت قلمداد می نمود. همه آنها عملا از راه مصدق و نهضت ملی که تاکيد آن بر جدائی دين از حکومت بود و شيوه مبارزه سياسی و مدنی را تجويز می نمود دور شدند.

                              علی رغم اين مشکلات جبهه ملی و رهبران آن اميد بسياری از روشنفکران برای رسيدن به "استقلال، آزادی و عدالت اجتماعی" باقی مانده بودند. جنبش آزاديخواهانه ای که قبل از 22 بهمن 57 عليه حکومت شاه به راه افتاد با ارسال نامه معروف سران ملی به شاه که در آن خواستار رعايت حقوق ملت ايران شده بودند، آغاز شد. واگذاری حکومت به بختيار توسط شاه هنگام عقب نشينی او در 16 ديماه 57 معطوف به اين پيشينه بود. اما دکتر بختيار ديگر فقط دغدغه مبارزه با ديکتاتوری حاکم را نداشت. روحانی نمايان پيرو خمينی و ياران او نيز حبهه جديدی گشوده و قصد بهره گيری از احساسات مذهبی مردم و شوراندن آنان برای گرفتن قدرت سياسی را داشتند.

                              برخورد متفاوت رهبران ملی به مسائل روز مانند اهميت تاکيد بر حاکميت ملی و جدائی دين از حکومت که عمدتا نتيجه از بين رفتن تشکيلات جبهه ملي، فقدان فعالين جوانتر و ارتباط گسترده با مردم بود، باعث شد که مليون نتوانند متحد عمل کرده و با بسيج مردم از دستاوردهای مبارزاتی آنان، هم در مقابله با طرفداران ديکتاتوری گذشته که هنوز در ارتش فعال بودند و هم در مقابله با طرفداران خمينی که هر دو از پا گرفتن يک حکومت ملی و متکی به مردم بيمناک بودند، دفاع کنند.

                              بالاخره روحانی نمايان پيرو خمينی که بوی قدرت به مشامشان رسيده بود با بعضی از سران ارتش کنار آمدند. تلاش های بختيار برای بر حذر داشتن مردم از ديکتاتوری جديد نتيجه نداد. او مجبور به کناره گيری شد و آيت الله خميني، مرجع مذهبي، رئيس قدرت سياسی و اجرائی کشور شد. حکومت جديد نه تنها حقوق و آزادی های مندرج در قانون اساسی مشروطيت که حکومت بختيار در تحقق آنها کوشا بود را زير پا گذاشت بلکه علاوه بر آن با کار زار گسترده ای که عليه حقوق زنان و آزادی های فردی و اجتماعی تحت لوای دفاع از دين به راه انداخت اين حقوق را نيز پايمال نمود. در اين مرحله نيز جواب معترضين سرکوب، شکنجه و اعدام های جمعی بود. تصويب قانون اساسی جمهوری اسلامی مردم را در مقايسه با ديکتاتوری قبلی از حقوق خود حتی بر روی کاغذ نيز محروم کرد. در قانون اساسی جديد حق حاکميت يک ملت بزرگ به يک فرد، به ولی فقيه تعلق گرفت. با پر پا شدن ديکتاتوری آخوندی و سلب حاکميت از ملت، روحانی نمايان در مقابل ملت قرار گرفتند. سياست های ندانم کارانه اين حکومت بزودی به جنگی مهيب با عراق انجاميد که طی آن جان مليون ها ايرانی و ثروت های عظيم ملی به باد رفت.

                              رفته رفته مليونی هم که تصور کرده بودند با قبول رهبري، همراهی با مذهبيون يا شرکت در کابينه حکومت جديد ميتوانند ديکتاتوری را به نفع منافع ملت مهار کنند، ديگر برای آنها کمکی نبودند و توسط روحانی نمايان قدرت پرست يکی پس از ديگری از ميدان بيرون رانده شدند.

                              مبارزه آزادی خواهان عليه ديکتاتوری وسعت گرفت و نهضت مقاومت ملی ايران برای سامان دادن به اين مبارزه در خارج کشور تشکيل شد. بختيار پرچم ميارزه عليه ديکتاتوری آخوندی را برافراشت و در هر فرصت بر لزوم حاکميت ملي، جدائی دين از حکومت، استقلال کشور و مخالفت با جنگ تاکيد کرد. او دوبار مردم را به حرکت های اعتراضی و مدنی سرتاسری عليه جنگ و ديکتاتوری دعوت کرد و هر بار مردم به ندای او پاسخ مثبت دادند. پس از ترور بختيار و تشديد خفقان در کشور تا مدت ها انعکاسی از مبارزه سازمان های ملی و دموکرات برای حقوق بشر و دموکراسی در کشور مشهود نبود. اما همانطور که می دانيم شرائط پس از چند سال تغيير يافت.

                              در سال 1376 بخشی از روشنفکران مذهبی که تا مدت ها دخالت مذهب در حکومت را راه سعادت ايران می دانستند متوجه خطر تقابل روحانيت با مردم برای آينده اين قشر، معنويت، دين و کشور شدند. خاتمی با شعار دموکراسی دينی و رعايت بعضی آزادی ها، با هدف اصلاح اين نقيصه کانديدای رئيس جمهوری شد و اکثريت مردم در يک حرکت مدني، در ضمن برای نشان دادن مخالفت خود با ديکتاتوری ولی فقيه از او پشتبانی کردند. در انتخابات مجلس نيز مردم بار ديگر با استفاده از رای خود در جهار چوب کاملا محدود انتخابات جمهوری اسلامی با دفت تمام از کانديداهائی که صحبت از آزادی و حاکميت ملی می نمودند پشتيبانی کردند. اين تحولات از يک طرف تصور خوش بينانه تحول پذيری جمهوری اسلامی را در ذهن بعضی از مبارزين ايجاد نمود و از طرف ديگر ديکتاتوری ولی فقيه را که به عنوان مقام غير مسئول، قدرت بدون کنترل، امکانات مالی بی حساب و قدرت نظامی کشور را در اختيار دارد و بنا بر طبيعت ديکتاتوری هيچ گونه مخالفتی را تاب نمی آورد به فکر پاسخ به اين حرکت انداخت. جواب ولی فقيه قتل های موسوم به زنجيره اي، دخالت گسترده تر شورای نگهبان در انتخابات های بعد، تعطيل روزنامه ها و ضرب و شتم دانشجويان و زندانی نمودن قربانيان اين حوادث به جای مجازات عاملين برای مسخره کردن مردم بود.

                              پس از آنکه توطئه های دستگاه ولايت فقيه عليه آزادی مطبوعات، روزنامه نگاران، دانشجويان، قتلهای زنجيره ای و ... يکی پس از ديگری بر ملا شد، عده ای از روشنفکران مذهبی همراه با صاحب نظرانی از طيف ها يا گروه های اجتماعی ديگر برای برقراری ارتباط با خارج کشور در کنفرانس برلين شرکت کردند. اما گروه های افراطی که معمولا بهترين ياران ديکتاتوری هستند، اين بار نيز بسيج شدند تا در کنفرانس برلين با غوغا عليه اين روشنفکران، هم امکان ارتباط آنان با فعالين خارج کشور را محدود کنند و هم زمينه را برای مجازات آنها پس از بازگشت به کشور توسط رژيم فراهم سازند.

                              پس از بازگشت و شروع دستگيری ها و فشارها اين روشنفکران بار ديگر تجربه کردند که ديکتاتوری "خودی" و "غير خودی" نمی شناسد و همان رفتاری که هميشه با "غير خودی" ها انجام می داد، در مورد روشنفکران مذهبی نيز کم و بيش اعمال می شود. هوشيار ترين روشنفکران مذهبی از مواضع گذشته خود مبنی بر لزوم دخالت دين در حکومت روشن تر از گذشته فاصله گرفته و صادقانه به نفع حقوق بشر و تحقق حقوق دموکراتيک موضع گرفتند.

                              در چنين شرائطی طبيعتا مليون حرکت اين روشنفکران به سوی ارزش هائی که خود هميشه مدافع آن بوده اند و شرکت آنان در مبارزه برای افشا نقض حقوق بشر و تحقق حقوق دموکراتيک در کشور را مثبت و آن را بخشی از مبارزات مردم ايران در راه تحقق دموکراسی و همسو با اقدامات خود دانستند. در اين شرائط بهترين روش مسلما همکاری بر سر نکات مشترک و گفتگو بر سر نکات مورد اختلاف است.

                              در اينجا طرح چند نکته زير را علاوه برنکات فوق ضروری می دانيم:

                              الف - به نظر ما اکثريت روشنفکران مذهبی (واينجا اکثريت مهم است نه نظر افراد) تصور می کنند اگر جمهوری اسلامی را حفظ کنند و فقط قانون اساسی و حقوق بشر در آن رعايت شود و يا حتی اگر مردم از بعضی حقوق دموکراتيک برخوردار باشند، به جامعه مطلوب رسيده ايم. آنها خواستن چيزی بيشتر از اين را گرايش به خشونت و دوری جستن از شيوه های مسالمت آميز مبارزه قلمداد می کنند. حال آنکه با قانون اساسی جمهوری اسلامی و ولابت فقيه آن، تحقق حاکميت مردم غير ممکن است. تنها يک قانون اساسی جديد که حاکميت ملی را بدون هيچ قيد و بندی پذيرا شود، هيج رائی را بالاتر و يا حتی مساوی رای مردم نداند و حکومتی متکی به مردم و منتج از اين قانون اساسي، گذار به حاکميت ملی را ميسر می سازد و قادر خواهد بود ما را به سوی زندگی بهتر، امنيت، آزادی و عدالت اجتماعی به پيش برد. چنين خواستی غير وافع بينانه نيست چون می دانيم که مردم ايران آمادگی آن را در حد بالائی دارند. چنين خواستی همچنين گرايش به خشونت هم نيست. بياد بياوريم که مردم اروپای شرقی سال ها خواستار تحقق دموکراسی در کشورهايشان بودند تا بالاخره در اثر مبارزات مدنی و دور ازخشونت آنان ديوار برلين فروريخت.

                              ب- ما معتفديم که هرگونه کوشش برای ايجاد يک "دموکراسی دينی" در بهترين حالت به ايجاد نوع رقيقتر جمهوری اسلامی خواهد انجاميد که در آن بار ديگر عده ای که ادعای نمايندگی خدا روی زمين را دارند موقعيتی ويژه دارا خواهند بود و حقوق و امتيازات ويژه ای را به خود تعلق داده، مانع تحقق دموکراسی خواهند شد.

                              ج- از آن روشنفکران مذهبی که به گفته خود برای رعايت حقوق بشر و دموکراسی در ايران مبارزه می کنند انتظار داريم در گفتار و کردار خود پيگير باشند. نميتوان هم طرفدار حاکميت ملی بود و هم از قانون اساسی جمهوری اسلامی و ولايت فقيه دفاع نمود. نميتوان هم طرفدار دموکراسی و رعايت حقوق بشر بود و همزمان با آن طرفدار آيت الله خمينی بود که برای حقوق و حتی جان انسان ارزشی قائل نبود.

                              د- ضمن خوشوقتی از ابرازات آن روشنفکران مذهبی که امروز به درستی طرفدار جدائی دين از حکومت هستند از آنان می خواهيم توجه کنند که مبارزه برای رعايت حقوق بشر يا تحقق حقوق دموکراتيک از روزی که آنها به اين نتيجه رسيده اند شروع نشده است. قبل از آنها هم عده ای برای اين حقوق مبارزه کرده و بر سر آن زندگی و حتی جان خود را گذاشته اند. بنابراين هرجا صحبتی از اين حقوق و آزادی ها ميشود لازم است اشاره ای هم به سابقه اين مبارزات و مبارزين بشود

                              ه ? لازمه يافتن نکات اشتراک و اختلاف و در نهايت نزديکی بيشتر، روشن تر شدن نظر روشنفکران مذهبی در مورد نقش و سابقه نهضت ملی و جنبش دموکراتيک ايران است

                              Comment


                              • ابتدابه اين نکته بايد توجه داشت که جنبش دانشجويى خود قسمى ازجنبش‌هاى اجتماعى است. از جنبش‌هاى اجتماعى نيز مى‌توان به تکاپو وتحرک جامعه انسانى محدودی که داراى گرايش‌ها و نگرش‌هاى همسانى است براى تاثيرگذارى دراجتماع بزرگتر، ياد کرد. اين جنبش هم مى‌تواند رنگ و بوى فرهنگى داشته باشد هم سياسى اما تمايز آن با احزاب سياسى وهمچنين نهادهاى فرهنگى درآن است که سازمان وساختار منسجمى درجنبش‌هاى اجتماعى وجود ندارد. با لحاظ اين مقدمه و مرور رخدادهاى چند دهه اخير به نظرم برخلاف برخى انکارها و ترديدها که مدتى باب شده بود بايد جنبش دانشجويى در ايران را واقعيتى انکارناپذيرخواند.
                                سير جنبش دانشجويى ايران از حدود ۶٠ سال پيش تا امروز يک حرکت رو به گسترش و نفوذ در عمق لايه‌هاى اجتماعى بوده است. وقتى به حرکت‌هاى ابتدايى جنبش دانشجويى نظر مى‌کنيم مى‌بينيم که در آن برهه حداکثر کار ويژه اين جنبش در آن بود که مثلا دکتر مصدق را که در خانه‌اش بست نشسته بود به مجلس بازگرداند. يعنى درجه تعامل آن با جامعه در حد يک لايه بسيار نازک آنهم برکنش در ساخت قدرت بود اما به تدريج هرچه گذشت حضور جنبش درعرصه اجتماعى وهم اينکه جامعه آنرا باور کند بيشتر وبيشتر شد. يک روز سه آذرخش آن، صحن دانشگاه را به درخشش واداشت (١۶ آذر) و روزى بذر جنبش چريکى را در قلب روستاها و شهرها افشاند. روزى ديگر به غلط يا درست با حرکت ١٣ آبان سياست خارجى و بلکه اگر عميق‌ترشويم بسيارى از شوون کشور را متاثر ساخت. و سرانجام روزى هم اساس ساخت قدرت را به بى سابقه ترين چالش دوران حياتش واداشت (١٨ تير) به اين ترتيب امروز وقتى به امتداد مردمى اين جنبش نظر کنيم، مى‌بينيم که حتى سايرجنبش‌هاى اجتماعى نظير جنبش زنان و کارگران را نيز تحت تاثيرداشته و به تحرک واداشته است. بى‌مبالغه بايد گفت رستاخيزى که در جامعه کارگرى، معلمان و در بين جامعه زنان طى چند سال اخيرايجاد شده مرهون جنبش به خون تپيده ١٨ تيردانشجويان در سال ١٣۷٨ مى‌باشد.
                                بى‌راه نيست اگرگفته شود مشارکت بيش از ٢٢ ميليون نفر در تحريم انتخابات دوره نهم رياست جمهورى ناشى از روشنگريها و موضعگيريهاى صريح بخش عمده‌اى ازجنبش دانشجويى بوده است. ازاين نظر برداشت من اين است که اکنون جنبش دانشجويى نه تنها موتور حرکت جنبش‌هاى اجتماعى بلکه همه آن جنبش است. همه آن جنبش نه به اين مفهوم که جنبش اجتماعى محصور به اين جنبش شده بلکه به اين معنا که فضا را آکنده از حضور خود نموده و هرجا هرجنبشى بپاست به يقين بايد رد پاى جنبش دانشجويى را در آن جستجو کرد.
                                البته نکته‌اى که نبايد مورد غفلت قرار گيرد آنکه جنبش دانشجويى به دليل بافت انسانى آن متاثراز خصلت‌هاى انسانى است. انسان‌ها تحت شرايط محيطى مختلف واکنش‌هاى متفاوت ازخود نشان مى‌دهند دليلى ندارد که تصورکنيم جنبش دانشجويى از جنسى ديگراست و بايد تحت هرشرايطى يک سيرخطى خاص را پيموده و غير قابل انعطاف درقبال شرايط محيطى باشد و اگر به‌واسطه همين شرايط تغييرى در آهنگ حرکت آن ايجاد شد بپنداريم که پس ديگر وجود ندارد. آنچه که مهم و مشهود است اينکه اين جنبش از نفس نيفتاده بلکه در هرگام با تجربياتى که در فراز و فرودهاى خود به‌دست آورده سنجيده‌تراز قبل عمل مى‌کند. بى‌ترديد جنبش دانشجويى در برهه کنونى به‌رغم همه زخم‌ها وآلامى که متحمل گرديده همچنان بزرگ‌ترين تهديد براى استبداد است.

                                جنبش دانشجوئى در مرحله كنونى از چه خصوصيات و ويژگى‌هايى برخوردار است؟

                                - شايد مهم‌ترين خصيصه جنبش دانشجويى قدرت روشنگرى و آگاهى‌بخشى جامعه باشد. اين جنبش به سبب حضور در فضاى آکادميک هم زاينده فکرو انديشه نو و باطراوت است و هم مبلغ و انتقال‌دهنده آن در لايه‌هاى اجتماعى است. در شرايطى که به‌واسطه سيطره واپسگراترين افکار بر ساخت قدرت هر روز سيل جهل وخرافه به بدنه جامعه تزريق مى‌شود، اين رويکرد دانشجويى ارزنده‌ترين کار ويژه اين جنبش است.
                                ويژگى ديگر جنبش دانشجويى در اين برهه آن است که در عين تکثر از نگاه عقلانى در اتخاذ مواضع و تاکتيک‌هاى خود برخوردار است. در گذشته يکى ازمشکلات آن بود که حاکميت تلاش مى‌کرد با شعارهاى احساسى بخشى‌هايى از جنبش را به مصاف يکديگر سوق داده و بدين ترتيب قدرت آنرا تضعيف مى‌نمود. اما اکنون مى‌بينيم حتى نيروهاى سخت‌انديش منتسب به حاکميت هنگامى که در بحرانى نظير انتخابات انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه پلى‌تکنيک درگير مى‌شوند سرانجام تن به مناظره مى‌دهند و ناچارند براى رهايى از بحران راه‌حلی غير خشونت‌آميز برگزينند. و وقتى فشار بر اين دانشگاه مضاعف مى‌شود دانشگاه‌هاى تهران و شهرستان‌ها همزمان واکنش نشان مى‌دهند و در مجموع نه تنها تکثر جنبش منجر به تنازع درونى نگرديده بلکه بحث‌هايى نظير لزوم تشکيل پارلمان دانشجويى يا کنفدراسيون دانشجويى حکايت ازآن دارد که اين جنبش دريافته است که اگر به‌لحاظ صنفى يکپارچگى خود را حفظ نکند دچار ضربات طاقت‌فرسا از سوى دشمنانش خواهد شد.
                                يک ويژگى مهم ديگر اين جنبش آن است که نيروهاى حاضر در آن به استقلال عمل و نظر خود اهميت شايانى مى‌دهند. شايد تا ١٠ سال قبل به‌جز معدودى از گروه‌هاى دانشجويى براى برخى تشکل‌هاى دانشجويى باور اين مساله دشوار بود که بشود فارغ از مواضع گروه‌هاى شريک در حکومت اتخاذ موضع نمود و اصولا به دليل وابستگى‌هاى مالى و بعضا فکرى به گروه‌هايى که بعدها اصلاح‌طلب ناميده شدند اين تشکل‌ها در هر حرکتى دنباله آن احزاب تلقى مى‌شدند اما امروز در برجسته‌ترين نماد فعاليت سياسى که عرصه انتخابات گوناگون است مى‌بينيم که غالب تشکل‌هاى دانشجويى به‌صورت مستقل عمل مى‌کنند و اين ويژگى يک نقطه عطف در تاريخ حيات جنبش دانشجويى ايران است.

                                براى تقويت و گسترش جنبش دانشجوئى در شرايط كنونى چه پيشنهادهايی داريد؟

                                - با توجه به اينکه امروز براى حاکميت تفاوتى ندارد که تشکل‌هاى مستقل دانشجويى چه نگرش سياسى دارند و نفس وجود اين تشکل‌ها را به‌عنوان تهديدى جدى براى ثبات خود تلقى مى‌کند بنابراين تشکل‌هاى مستقل دانشجويى بايد تدبيرکنند و تصورمى‌کنم از هر فرصتى که براى گفتگوهاى چندجانبه فراهم مى‌گردد بايد استفاده کنند تا راهکارهاى مناسب را بيابند. هيچ نيازى نيست که همه تحت يک لواى خاص درآيند. بلکه لازم است به مخاطراتى که مى‌تواند موجوديت جنبش را تهديد کند توجه نمايند. به نظرم اگر جنبش صلح‌طلبى به‌عنوان يک سوژه مشترک و کم‌هزينه مورد توجه گروه‌هاى دانشجويى قرار گيرد مى‌تواند در جهت انسجام‌يابى کليت جنبش دانشجويى و ايجاد جاذبه‌هاى جديد براى دانشجويان جهت حضور در اين جنبش زمينه مساعدى را فراهم کند. اين موضوع همچنين در همگرايى هرچه بيشتر ديگرجنبش‌هاى اجتماعى با جنبش دانشجويى مى‌تواند تاثير به‌سزا داشته باشد. همچنين تاکيد بر عدالت‌خواهى و برملا کردن نيرنگ‌هايى که به اسم عدالت بناى ستم را ترفيع مى‌کند مى‌تواند محور کارى ديگر اين جنبش باشد. هم اکنون در کنار فشارهاى سياسى – فرهنگى يکى ازسخت‌ترين فشارهايى که توده مردم تحمل مى‌کنند فشارهاى اقتصادى است. فشار تورم، بيکارى گسترده، تنگناهاى مردم در تامين معيشت اين‌ها مسائلى است که مى‌بايست مورد توجه جنبش قرارگيرد.

                                امروز برنامه اجرايى جنبش دانشجوئى چه مى‌باشد؟

                                - آنچه که از رويکردهاى کنونى جنبش مشهود است مهمترين اولويت اجرايى دانشجويان دفاع ازحقوق انسانى مردم ايران مى‌باشد. تشکيل گروه‌هاى متعدد دانشجويى نظير کميته دانشجويى دفاع از زندانيان سياسى – گزارشگران حقوق بشر- فعالان حقوق بشر و. .. که اکنون عنوان کامل همه آنها را به‌خاطرندارم جملگى حکايت ازاين اولويت اجرايى است. البته دفاع ازجنبش‌هاى ديگر نظير جنبش زنان و کارگران نيز در همين راستا مطمح نظر است. نظر به انسداد سياسى موجود و فشارهاى روزافزون بر نيروهاى دمکراسى‌خواه ايران اين حرکت‌ها به‌طورقطع اثرمثبتى بر جنبش عمومى گذار دمکراتيک در ايران خواهد داشت.

                                علت افت و خيزهاى جنبش دانشجوئى را درچه مى‌دانيد؟

                                - پرواضح است که نهادهاى دمکراتيک تنها در بستر مناسب امکان رشد مى‌يابند و در شرايطى که از هرسو فشارهاى سياسى – امنيتى – اقتصادى – اجتماعى بر جامعه تشديد مى‌شود رشد اين نهادها با تانى و مشکلات بيشترى برخوردارمى‌گردد. ازسوى ديگر بايد توجه داشت که جنبش‌هاى اجتماعى مانند احزاب نيستند که بطور مستمر در پى برنامه‌ريزى، تدوين استراتژى و تاکتيک‌ها به‌صورت ادوارى و منظم باشند. جنبش‌ها در موقعيت‌ها و برهه‌هاى خاص اجتماعى با احساس مسووليت جمعى که در آنها پديد مى‌آيد حرکت‌هايى را آغاز نموده و در پريودى مشخص اين حرکت را صرف‌نظر از چگونگى نتايج آن طى مى‌کنند. هرگاه اين حرکت به نتايج دلخواه خود دست يابد ممکن است در موج بعدى اين جنبش با توان بيشترى به طرح مطالبات خود بپردازد و هرگاه به موفقيت نايل نگردد براى دورانى به حالت کم‌سو ظاهرمى‌شود تا آثارعدم موفقيت قبلى به فراموشى سپرده شود. اما بار ديگر با احساس نيازى که جنبش به تاثيرگذارى در وضعيت جامعه مى‌نمايد و با رسالتى که درمقطعى خاص براى خود قايل مى‌گردد دوباره به تلاطم درمى‌آيد اى بسا رمز فراز و فرودهاى جنبش دانشجويى نيز در اين مساله نهفته باشد.

                                امروز با توجه به سطح تفاوت‌ها و اختلافات در مجموعه جنبش دانشجوئى، آيا به نظر شما فعالين دانشجوئى متشكل در تشكل‌هاى دانشجوئى و نيز دانشجويان فعال غير متشكل، امكان تلاش مشترك بر سر يك‌سرى حداقل‌هاى ضرورى براى پيشبرد مبارزه دمكراتيك در سطح دانشگاه‌ها را دارند؟ اگر جواب آرى است لطفاً آن موارد مشترك حداقل را متذكر شويد؟

                                - با توجه به رشدى که اکنون درجنبش دانشجويى ايجاد شده امروزه بيش از هر زمانى امکان تلاش مشترک جهت توافق وهمکارى حداقل‌هاى ضرورى براى تداوم مبارزه دمکراتيک و تقويت جنبش عمومى دمکراسى‌جويى فراهم است. مثالى که قبلا در مورد راهکارهايى که مى‌تواند مورد توجه جنبش دانشجويى قرارگيرد را تکرارمى‌کنم تلاش براى ايجاد يک جنبش صلح‌خواهى. اگر باور کنيم که جنگ‌طلبى و سياست‌هاى بحران‌زا مهم‌ترين تهديدى است که متوجه ملت و کشورمان در اين برهه مى‌باشد آن‌وقت تاييد مى‌کنيم که پاد اين مشى صلح‌جويى است و ضمن آنکه صلح بسترى است که مى‌تواند به پيشبرد دمکراسى و تقويت نهادهاى دمکراتيک يارى رساند. به ياد بياوريم که در شرايط جنگى دهه ۶٠ چه ضربات مهلکى بر پيکر نهادهاى مدنى وارد آمد.

                                Comment

                                Working...
                                X