Announcement

Collapse
No announcement yet.

Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • سازمان قضايی نيروهای مسلح ايران با صدور اطلاعيه ای نتايج تحقيقات خود در مورد علت سقوط هواپيمای ترابری نظامی حامل خبرنگاران را که سال گذشته در جنوب غرب تهران رخ داد و بيش از يکصد کشته برجای گذاشت اعلام کرد.
    آن گونه که در اين اطلاعيه آمده، دادسرای نظامی تهران طی قراری که در ۹۳ صفحه تنظيم شده، چهار نفر از مسئولان و کارکنان ترابری و چهار نفر از مسئولان و کارکنان بخش مراقبت پرواز فرودگاه مهرآباد را در وقوع حادثه مقصر دانسته و آنان را به قتل غيرعمد و ايراد صدمه بدنی متهم کرده است.

    اين افراد که نامهايشان در اطلاعيه سازمان قضائی نيروهای مسلح ذکر نشده، به اهمال، سهل انگاری، بی مبالاتی و عدم رعايت نظارت دولتی مقررات ايمنی مربوط به پرواز و هوانوردی متهم شده و پرونده شان برای رسيدگی و صدور حکم به دادگاه نظامی ارجاع شده است.

    ششم دسامبر (پانزدهم آذر) سال گذشته يک فروند هواپيمای ترابری سی 130 نيروی هوايی ايران در حالی که برای انتقال دهها خبرنگار و شماری از نفرات نظامی جهت تهيه گزارش از رزمايشی نظامی راهی جنوب ايران بود دقايقی پس از بلندشدن از فرودگاه مهرآباد تهران دچار سانحه شد و روی منطقه ای مسکونی در نزديکی فرودگاه مهرآباد سقوط کرد.

    طی اين حادثه علاوه بر 97 سرنشين هواپيما، نه رهگذر نيز روی زمين کشته و شمار زيادی زخمی شدند.

    آن گونه که در اطلاعيه سازمان قضائی نيروهای مسلح آمده، ستوان بابک گوهری که خلبان هواپيمای سی 130 بوده در روز حادثه اشکالاتی فنی در سيستم ناوبری (هدايت) هواپيما گزارش می کند و حاضر نمی شود با اين هواپيما پرواز کند.


    خلبان بدون توجه به اينکه يکی از موتورهای بال راست هواپيما از کار افتاده و با سرعت کم به منظور تصحيح مسير، اقدام به گردش بيش از حد به سمت راست می کند که اين عمل وی موجب واماندگی هواپيما می شود که در نتيجه، هواپيما به سمت چپ بر می گردد و بسوی زمين شيرجه شديد می رود


    گزارش سازمان قضائی نيروی مسلح

    اما مسئولان ترابری خلبان ديگری به نام آقای نادری را مأمور پرواز با هواپيما می کنند و از آنجا که او نيز اشکال در سيستم ناوبری هواپيما را اساسی می دانسته و با اصرار او، گروه تعمير و نگهداری فرودگاه، سيستم ناوبری هواپيما را با سيستم ناوبری هواپيمای ديگری تعويض می کند.

    با تعويض سيستم ناوبری هواپيما، ستوان گوهری خلبان اصلی هواپيما تقاضا می کند که هدايت هواپيما مجدداً به او سپرده شود و در نهايت هواپيما با بيش از پنج ساعت تأخير و با ديد کم به پرواز در می آيد.

    اما ده دقيقه پس از پرواز، خلبان با تشخيص نقص فنی در يکی از موتورهای چهارگانه هواپيما اعلام وضعيت اضطراری می کند و به فرودگاه باز می ‌گردد اما در فاصله 4.2 مايلی (6.7) کيلومتری باند فرود و در حالی که ارتفاع پرواز هواپيما برای فرود کاهش يافته بوده، هواپيما از مسير اصلی به سمت چپ منحرف می شود.

    در گزارش سازمان قضائی نيروی مسلح آمده که خلبان هواپيما متوجه انحراف به چپ هواپيما نبوده، چراکه در فاصله ۵/۳ مايلی (5.6) کيلومتری وضعيت خود را به بخش کنترل پروازهای نظامی، طبيعی اعلام می ‌کند اما با ادامه‌ پرواز و نزديک شدن به زمين، خلبان متوجه انحراف مسير می شود و بدون توجه به اينکه يکی از موتورهای بال راست هواپيما از کار افتاده و با سرعت کم به منظور تصحيح مسير، اقدام به گردش بيش از حد به سمت راست می کند که اين عمل وی موجب واماندگی هواپيما می شود که در نتيجه، هواپيما به سمت چپ بر می گردد و بسوی زمين شيرجه شديد می رود.

    بدين ترتيب، هواپيما در کنار بلوک ۵۲ شهرک توحيد که منطقه ای مسکونی در نزديکی فرودگاه مهرآباد است به زمين بر می خورد و منفجر می ‌شود.

    بنابر اطلاعيه سازمان قضائی نيروهای مسلح، سقوط اين هواپيما به 36 واحد مسکونی و بيست دستگاه خودرو خسارت زده است.

    بازپرس دادسرای نظامی تهران به اين نتيجه رسيده که انحراف هواپيما از مسير خود در هنگام فرود ناشی از اهمال و سهل انگاری کارکنان پايگاه هوايی مهرآباد در تعويض سيستم ناوبری هواپيما بوده و فرماندهان مربوطه نيز بر عملکرد آنان نظارت صحيحی ند‌اشته اند.

    همچنين مأموران کنترل رادار و برج مراقبت و مسئولان اداره مراقبت پرواز فرودگاه مهرآباد نيز به سهل انگاری مرتکب شده اند، چراکه وظيفه داشته ‌اند هواپيمای دارای نقص فنی را که در حين فرود اضطراری بوده تا زمان نشستن بر باند فرودگاه تحت نظارت و مراقبت دقيق قرار دهند و هرگونه انحرافی را به خلبان تذکر دهند اما به عقيده بازپرس پرونده، اين افراد به وظايف قانونی خود بدرستی عمل نکرده ‌اند و مسئولين اداره مراقبت پرواز نيز مديريت صحيحی بر کارکنان اين اداره نداشته اند.

    Comment


    • آقای خامنه ای باید برود! قسمت نخست، نيما راشدان
      هیچکس خواستار مرگ آقای خامنه ای نیست. اما حیات سیاسی ایشان - نقش آفرینی مدیریتی او به فجایعی صد بار دردناک تر از یوگسلاوی سابق خواهد انجامید. به همین خاطر است که باید همه کارهای بی نتیجه و کودکانه دیگر را رها کنیم و بکوشیم - تا خامنه ای برود - هر چه زودتر بهتر

      بدون ذره ای رودربایستی گفتار حاضر برای دفاع از دو ادعای روشن و مشخص می آید.

      ۱ - هر نوع اصلاح معنی دار سیاسی و حتی اقتصادی در ایران منوط به حذف سیاسی آقای خامنه ای است.
      ۲ - حذف سیاسی آقای خامنه ای جز با انحلال سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ممکن نیست.

      توهم حرکت به سوی دمکراسی در ایران بدون تحقق دو شرط فوق همانقدر خنده دار است که انتظار تحول انساندوستانه اصلاحی در رایش سوم . مردمسالاری آدولف هیتلر و دمکراتیزاسیون اس اس و گشتاپو.

      بحث پیرامون مردمسالاری دینی - سازمانهای مدنی و غیردولتی - جامعه ارتباطی - سنت و مدرنیته - تحول لایه های شهرنشین و جهانی شدن - در کشوری که نخبگان - مطبوعات - نیروها و احزاب سیاسی و حتی شهروندان عادی اش سالهاست توسط دیکتاتور تمامیت خواهی به نام خامنه ای و گاردی از نیروهای مسلح وفادار پیشوا - سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گروگان گرفته شده اند - آنقدر مضحک است که مرغ پخته را در قابلمه به خنده می اندازد.

      نشاندن قاضی مرتضوی - احمدی نژاد و مصباح و لولو سازی از ایشان به جای آقای خامنه ای - عوام فریبی نبود - عوام حقیقت را سالها بود که می دانستند. مردم در تاکسی و اتوبوس با یکدیگر گفتگو می کردند. کسی گوشش بدهکار مقالات مصباح و حجتیه ای - فلاحیانی و بقایای باند سعید امامی نبود - همه می دانستند - چه کسی مسئول است. عوام فریبی نبود - خود فریبی بود و چه خودفریبی دردناکی.

      عده ای همه سالهای گذشته را کوشیدند تا با بدیل سازی ناشیانه - قاضی مرتضوی - محمود احمدی نژاد - کمیته بحران - ستاد قتلهای زنجیره ای - مصباح یزدی - انجمن حجتیه - اطلاعات موازی - محفل سعید امامی و حتی جرج بوش را مسبب اوضاع حاضر قلمداد کنند - با عرض هزار معذرت خود را فریفتند و بس. نتیجه اش را هم در برخورد آقا با قانون مطبوعات - لوایح دوقلو - توقیف مطبوعات - بازداشت چهره های سرشناس اصلاح طلب - مجلس هفتم - ریاست جمهوری دیدند.

      آقای خامنه ای مسبب تک تک رویدادهای شوم سالهای اخیر است. مسبب رویدادها - آمر و حتی عامل و هماهنگ کننده مستقیم مجموعه حوادثی است که حیات میلیونها انسان را تهدید می کنند.

      من ۱۳ ساله بودم که آقای خامنه ای زمام امور را به دست گرفت - امروز ۳۱ ساله ام . شاید کسانی تصمیم دارند با این خودکامگی سیاه بسوزند و بسازند و دلشان به حمایت از کاندیداتوری کروبی یا هاشمی در انتخابات خبرگان گرم باشد. نوش جانشان. شاید کسانی تصمیم دارند - پنج یا ده و یا بیست سال و باقی زندگی خود را همینجور بگذرانند. تحمل این وضع کافیست. سید علی خامنه ای از آخرین دیکتاتورهای قرن حاضر است. دیگران یا در زندان لاهه جان می بازند ، یا در بازداشتگاهند و یا در کوههای تورابورا متواری. به نفع اوست که آبرومندانه کنار رود تا شهروندان آینده میهن خود را بدون او رقم زنند. سید علی خامنه ای متهم تحت تعقیب دادگاههای صالح بین المللی است - دادگاهی که آقای خامنه ای را مورد تعقیب قرار داده است - دادگاه کنفرانس برلین نیست. قوانین قضایی در آن رعایت شده - استقلال قاضی و بی طرفی دادگاه - شهادت شهود و ... آقای خامنه ای به همین دلیل هم که باشد - صالح به اداره یک نانوایی نیست چه رسد به کشوری بزرگ مانند ایران.

      من حاضرم همه حرفهای خود را پس بگیرم اگر یک و تنها یک شرط از شروط زیر محقق شود.
      الف - حضرت آقای منتظری اعلام نمایند - فرد دیگری - و نه آقای خامنه ای - آمر مستقیم - حصر ایشان - حمله به مردم نجف آباد - بازداشت و شکنجه مقلدان - حمله به بیت و حسینیه ایشان است.
      ب - آقای عبدلله نوری بگویند - فرد دیگری - و نه آقای خامنه ای - آمر مسقیم - بازداشت - محاکمه - محکومیت و حذف ایشان است.
      ج - آقای مهندس عباس عبدی بنویسند - فرد دیگری - و نه آقای خامنه ای - آمر مستقیم بازداشت و وقایع تکاندهنده ای دوران بازداشت و محکومیت ایشان است.
      د - آقای میردامادی - رئیس کمیسیون امنیت مجلس ششم - گواهی نمایند - فرد دیگری جز آقای خامنه ای مانع از قرائت کمیسیون حقیقت یاب - تحقیق و تفحص از قتلهای زنجیری ای در مجلس شد
      ه - آقای سعید حجاریان تایید کنند - فرد دیگری جز آقای خامنه ای - آمر بازگشت به کار نخستین گروهی را که به دنبال افشای قتلهای زنجیره ای از مجموعه وزارت اطلاعات حذف شده بودند - است.
      ز - اصولا یک انسان عاقل - بالغ و غیر دیوانه در این میان پیدا شود و گواهی کند - آقای خامنه ای شخصا قانون مطبوعات سعید امامی را به مجلس تحمیل نکرد - آقای خامنه ای شخصا با داستان پایگاههای دشمن - همه مطبوعات را تعطیل نکرد. آقای خامنه ای شخصا با حمایت از مداخله سپاه در پرونده ترور حجاریان - آمران ترور را نرهاند.
      ***
      خامنه ای باید برود. رفتن خامنه ای به نفع شهروندان عادی - نیروهای سیاسی و نسلهای آینده ایرانیانی است که لایق زندگی بهتر مانند شهروندان کشورهای دیگرند. دیکتاتوری سیاه خامنه ای تقدیر ما نیست - تقدیر هیچکس نیست. اگر مرگ به جای 11 مارس 2006 - 11 مارس 1990 به سراغ اسلوبودان میلشوویچ می آمد - نیم میلیون انسان بی گناه کشته نمی شدند. میلیونها شهروند بی خانمان نمی شدند. این حقیقت ساده را تقریبا همه کارشناسان بی طرف بالکان تایید خواهند کرد که اگر میلشوویچ نبود - جنگ خونریزی و تخریب با این شدت - هرگز اتفاق نمی افتاد. هیچکس خواستار مرگ آقای خامنه ای نیست. اما حیات سیاسی ایشان - نقش آفرینی مدیریتی او به فجایعی صد بار دردناک تر از یوگسلاوی سابق خواهد انجامید. به همین خاطر است که باید همه کارهای بی نتیجه و کودکانه دیگر را رها کنیم و بکوشیم - تا خامنه ای برود - هر چه زودتر بهتر.

      به چفیه آقای خامنه ای خوب دقت کنید. نه صدام حسین و نه ملاعمر و نه هیچ دیکتاتور دیگر چفیه را به این روشنی برای انتقال پیام سیاسی خویش بکار نبردند. چفیه یعنی که تکیلف من با دنیا - با شما شهروندان و با یاران مسلحم روشن است. مواظب باشید

      Comment


      • در خانه ای که ابومصعب زرقاوی، رهبر شاخه القاعده در عراق در حمله مشترک نيروهای آمريکايی و عراقی به قتل رسيد، اسنادی پيدا شده است که نشان می دهد اين سازمان قصد برافروختن آتش جنگ ميان ايران و آمريکا را دارد.
        اسناد به دست آمده در اين خانه را موفق ربيعی، مشاور امنيت ملی نخست وزير عراق در اختيار رسانه ها قرار داده و در آنها آمده که جنگ ميان ايران و آمريکا منافع زيادی برای اهل سنت در عراق و آنچه جنبش مقاومت در برابر آمريکا خوانده شده است به همراه خواهد آورد.

        از جمله اين "منافع"، "آزاد شدن اهل سنت از سلطه شيعيان" و تضعيف شيعيان، مشغول شدن بسياری از نيروهای آمريکايی به جنگی تازه، امکان دستيابی بيشتر به سلاح از طريق ايران و واداشتن ايران به کمک به "نيروهای مقاومت" در عراق ذکر شده است، چراکه به عقيده تنظيم کنندگان سند، ايران در صورت حمله به آمريکا به "نيروهای مقاومت" نيازمند خواهد بود.

        در سندی که در قتلگاه ابومعصب زرقاوی کشف شده آمده است که برای برافروختن آتش جنگ ميان ايران و آمريکا بايد "خطر" ايران را بزرگنمايی کرد و آمريکا و غرب را قانع ساخت که ايران خطری بزرگ در منطقه است.

        در اين سند راههای مختلفی برای قانع ساختن آمريکا و غرب به "خطرناک" بودن ايران توصيه شده است:

        از جمله اينکه با اقداماتی همچون آدمربايی، فرستادن پيامهای تهديدآميز و نسبت دادن آنها به ايران و شيعيان مورد حمايتش، حکومت ايران به عنوان دولتی مرتبط با تروريسم معرفی شود.

        همچنين اينکه در دنيا تبليغاتی به راه انداخته شود که ايران دارای سلاحهای شيميايی و هسته ای است، بمبگذاريهايی در کشورهای غربی برنامه ريزی گردد و آثار دخالت شيعيان ايرانی در کنار آنها جعل شود.

        ابومصعب زرقاوی که چنين اسنادی در قتلگاهش کشف شده، عصر چهارشنبه هفتم ژوئن هنگامی که در خانه در روستای هبهب در شمال بغداد پنهان شده بود مورد حمله دو هواپيمای آمريکايی قرار گرفت که اين خانه را بمباران کردند و سپس وی با حمله نيروهای امنيتی عراقی به داخل خانه به قتل رسيد.

        آمريکاييها زرقاوی را مسئول بسياری از عمليات تروريستی و نزاعهای فرقه ای در عراق می دانند.

        Comment


        • گروهی از استادان اقتصاد دانشگاههای ايران با ارسال نامه ای به محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور اين کشور نسبت به وضعيت اقتصادی کشور و برنامه های اقتصادی دولت ابراز نگرانی کرده و هشدار داده اند که ادامه اين سياستها به عقبماندگی بيشتر کشور منجر شده و فقر و نابرابری را گسترش خواهد داد.
          پنجاه استاد اقتصاد از دانشگاههای ايران اين نامه را امضا کرده و نسبت به آنچه افزايش بی رويه واردات، نا امنی فضای کسب و کار، سياستهای انبساطی پولی و مالی دولت، نابسامانی در نظام بانکی و وضعيت بحرانی بازار سرمايه می دانند ابراز نگرانی کرده اند.

          از ميان امضا کنندگان نامه، نامهای محمد ستاری فر و حميدرضا برادران شرکا رؤسای سازمان مديريت و برنامه ريزی در دولت محمد خاتمی، احمد ميدری و علی قنبری نمايندگان سابق مجلس و استادان صاحبنامی چون مهدی تقوی، بهروز هادی زنوز، فرشاد مؤمنی، علی رشيدی، محمدقلی يوسفی، محسن رنانی و عبدالحسين ساسان به چشم می خورد.

          به عقيده اين استادان اقتصاد دانشگاههای ايران، آقای احمدی نژاد در شرايطی به قدرت رسيده که موقعيت جهانی فرصتی تاريخی را برای توسعه ملی فراهم کرده است:

          "وضعيت کشورهای آسيای ميانه، تغيير دو نظام تهديدکننده در همسايگی شرقی و غربی ايران (طالبان در افعانستان و صدام در عراق) و افزايش بی سابقه و مستمر قيمت نفت در بازارهای جهانی از جمله مشخصات اين دوره به شمار می روند."

          به نظر اقتصاددانان ايرانی، عملکرد دولت حاکی از بی توجهی نسبت به فرصتهای ايجاد شده است و با چشم انداز بيست ساله و قانون برنامه چهارم توسعه که از سال گذشته آغاز شده، آشکارا در تعارض است.

          نا امنی فضای کسب و کار

          از زمان به قدرت رسيدن آقای احمدی نژاد، عزل و نصبهای گسترده ای صورت گرفته که به نظر اقتصادانان ايرانی در آن "اصل شايسته سالاری ناديده گرفته شده و کنار گذاشتن مديران شايسته به اصلی همگانی تبديل شده است."

          علاوه بر اين، به نظر اين کارشناسان اقتصادی، دولت خود را بی نياز از مشورت و رايزنی با صاحبنظران و کارشناسان، تشکلهای کارگری و کارفرمايی و صنفی می داند و از ظرفيت کارشناسی موجود در داخل سازمانهای دولتی هم استفاده نمی کند.

          به نظر امضاکنندگان نامه، فضای سرمايه گذاری و کسب و کار نامساعد است و به همين دليل در آينده شاهد فرار گسترده تر سرمايه های مادی و انسانی از ايران، کاهش ورود سرمايه خارجی به اين کشور و کاهش نرخ رشد اقتصادی آن خواهيم بود.

          دخالت گسترده و شتابزده دولت در بازار کالا، پول و سرمايه و در پيش گرفتن سياستهای انسباطی پولی و مالی و تنشهای موجود بين المللی بر سر پرونده هسته ای ايران از جمله مواردی است که به نظر اقتصاددانان ايرانی باعث شده فضای سرمايه گذاری در ايران روز به روز نامساعدتر شود و سرمايه های مادی و انسانی راه خروج از اين کشور را در پيش بگيرند.

          در نامه اقتصاددانان آمده است: "بيم آن می رود که سياستهای دولت نهم در شرايط حساس بين المللی کنونی نه تنها موجب توقف رشد اقتصادی و ايجاد رکود تورمی شود بلکه منجر به از دست رفتن فرصت طلايی حاصل از افزايش قيمت نفت در بازارهای جهانی و اتلاف اين ثروت ارزشمند بين نسلی شود."

          عواقب برنامه های اقتصادی

          استفاده بی رويه از درآمدهای نفتی و تزريق آن به اقتصاد کشور، از جمله انتقادهای مطرح شده در اين نامه است که از نظر کارشناسان اقتصادی، به بزرگ شدن دولت و افزايش تورم در کشور منجر خواهد شد و عدم کارايی اقتصادی کشور را تشديد خواهد کرد.

          در برنامه چهارم توسعه بر کنترل نقدينگی و کاهش نرخ تورم به کمتر از ده درصد تأکيد شده اما به نظر کارشناسان اقتصادی، دولت نهم در مسير مخالف اين برنامه گام برداشته است، در حالی که در پيش گرفتن سياستهای انسباطی پولی می تواند "غول خفته تورم را بيدار کند و تورم را افزايش دهد."

          دولت برای مقابله با بيکاری هيجده هزار ميليارد تومان از منابع بانکی را به پروژه های زود بازده اختصاص داده و مجلس نيز با کاهش نرخ سود تسهيلات در اين راه دولت را همراهی کرده است اما کارشناسان اقتصادی می گويند: "الفبای علم اقتصاد حاصل اين تصميم را فقط افزايش لجام گسيخته قيمتها می داند و مسئولان بايد پاسخگو باشند که چرا قانونمنديهای ساده اقتصاد در زمينه سياست پولی را ناديده می گيرند."

          از نظر اين کارشناسان، سياستهای انسباطی دولت، تعيين نرخ سود تسيهلات بانکی توسط مجلس، اعطای تسيهلات تکليفی، دخالت گسترده دولت در فعاليت بانکها و بدهی سنگين دولت به شرکتهای دولتی، اختيارات بانک مرکزی را محدودتر کرده و پيامد اجرای چنين برنامه هايی جز توسعه فقر، افزايش شکاف طبقاتی، تورم و بيکاری نيست.

          بحران بورس

          بازار بورس در طول دو سال گذشته دچار بحران گسترده ای شده و شاخص قيمت سهام از حدود ۱۳۶۰۰ واحد در مهر ماه سال ۱۳۸۳ به حدود ۹۶۰۰ واحد در خرداد ماه سال ۱۳۸۵ رسيده است.

          به دنبال کاهش شاخصها تعداد خريداران سهام در بورس از ۵۳ هزار نفر در شهريور ۱۳۸۳ به هفده هزار نفر در فروردين ۱۳۸۵ رسيده و سهم خريداران حقيقی از ۳۵ درصد به هفده درصد کاهش يافته است.

          از نظر استادان اقتصاد، بخشی از مشکلات بورس ريشه در ساختار اقتصاد کشور دارد اما وضعيت بورس از سه ماه دوم سال گذشته به دليل افزايش نا اطمينانی، اظهارنظرها و تصميمهای غيرکارشناسی حادتر شده و شاخصها بيشتر افت کرده و "اين کاهش برای اقتصاد کشور زنگ خطری محسوب می شود و برای حل آن بايد اقدامات عاجلی اتخاذ شود."

          استادان اقتصاد تصميم دولت برای افزايش حقوق کارگران و دونرخی کردن دستمزد آنان و طرح کاهش حق بيمه سهم کارفرما را غير کارشناسی توصيف کرده و نوشته اند: "با وخيم کردن فضای سرمايه گذاری درکشور، بخش خصوصی اعم از داخلی و خارجی خود را با هزينه ها و ريسک بالاتری مواجه می بيند و از اين رو از سرمايه گذاری رويگردان می شود."

          اين اقتصادانان با اذعان بر اين نکته که مشکلات اقتصادی ايران يکشبه به وجود نيامده، خطاب به آقای احمدی نژاد تأکيد کرده اند: " ادامه سياست های دولت جنابعالی می تواند به ايجاد وضعيت دشوارتری در اقتصاد کشور بينجامد

          Comment


          • Iran will not bow to Western pressure over its nuclear programme, the country's supreme leader has said, according to Iranian state media.
            Ayatollah Ali Khamenei's comments come as the Iran nuclear row is discussed by the UN nuclear watchdog, the IAEA.

            But Iran's ambassador to the IAEA said Tehran was seriously considering a package aimed at inducing it to suspend nuclear work, Reuters agency said.

            Ali Asghar Soltanieh said Iran hoped for an "amicable solution" to the row.

            However, he warned against the "language of threat", and said his country would negotiate only without preconditions.

            The US, UK, France, Germany, Russia and China have put together a package of measures to try to persuade Tehran to end enrichment of uranium.

            Iran insists its programme is entirely peaceful and is designed to meet its energy needs only, but the US and other powers suspect it is aiming to develop a nuclear weapons capability.

            Oil less important

            Ayatollah Khamenei said Iran would continue to enrich uranium, as one of its prominent scientific objectives.

            "The Islamic Republic of Iran will not succumb to these pressures and it considers the continuation [of its nuclear programme] a main objective," he was quoted as saying.

            Nuclear energy was more important to Iran than extraction of oil, he added. Oil makes up 80% of Iran's foreign exchange earnings.

            The IAEA is currently discussing two reports by its chairman, Mohammad ElBaradei, saying that Iran is continuing to obstruct its investigation into its nuclear intentions and refusal to halt enrichment.

            Comment


            • Western powers nudged Iran on Thursday to take up a new offer of incentives to halt its disputed nuclear fuel program, soft-pedaling previous threats of sanctions brushed aside by Tehran.

              Responding to the Western appeal at a U.N. nuclear watchdog board meeting, a senior Iranian diplomat said the package was under serious consideration. But in Tehran, Iran's supreme Islamic leader said it would not yield to Western pressure.

              Ayatollah Ali Khamenei, alluding to Iran's drive to enrich uranium, said "the continuation of this scientific move is among (our) prominent and main objectives."

              The five U.N. Security Council permanent members plus Germany offered Iran a batch of sweeteners on June 6 to stop purifying uranium, which Tehran says would generate electricity but which the West sees as a disguised atomic bomb project.

              The International Atomic Energy Agency's 35-nation governing board debated two reports by IAEA chief Mohamed ElBaradei citing Iran's continued obstruction of IAEA probes into its nuclear intentions and its refusal to freeze enrichment activity.

              "We hope that Iran's leaders will think about what is best for the economic prosperity and long-term security of the Iranian people," the U.S. ambassador to the IAEA, Gregory Schulte, told the Vienna-based board.

              He said Iran could choose between two paths, one offering peaceful nuclear technology and another "bringing to bear the weight of the Security Council." But he did not mention sanctions options often invoked before the June 6 overture.

              If Iran spurns the package, Western powers may push for U.N. sanctions. But China and Russia, big trade partners of Iran, oppose sanctions and could veto them in the Security Council. Their stance has steeled Iranian defiance of Western pressure.

              Western diplomats said before Thursday's debate that they would eschew tough language to coax Iran to engage the offer.

              The six world powers have given Iran until a Group of 8 industrialized nations summit in mid-July to answer.

              IRAN WEIGHS PACKAGE

              Iranian ambassador Ali Asghar Soltanieh told the IAEA meeting Tehran would provide an answer "in due course."

              "We are determined to keep the door of negotiations and dialogue open," he told journalists. But he said any possible recourse to punishment if Iran refused the offer would not work.

              "The 'carrot and stick' policy has always been counterproductive," he said, condemning the IAEA's referral of Tehran in February to the Security Council over its history of hiding atomic research and obstructing investigations.

              But he said Iran was ready for talks without preconditions to remove ambiguities about the intent of its nuclear activities. By preconditions, Iran means the demand to halt enrichment to qualify for the trade and technology sweeteners.

              The top three European Union powers, France, Britain and Germany, took a cautious line in the debate. They said Iranian cooperation with the IAEA had "declined almost to zero" but that the big powers aimed to strike a deal based on mutual respect.

              The EU trio, which conceived the overture to Iran, said diplomacy was in a delicate phase, adding: "We express our hope that the Iranian authorities will respond positively to this ambitious offer." It made no mention of possible punishment.

              A Western diplomat said the Russian and Chinese envoys pointedly urged Iran in the debate to accept the powers' offer.

              Seeking to counter Iran's assertion that it enjoyed broad support among non-Western states, he said half of the 16 board members from the Non-Aligned Movement, to which Iran belongs, called on Tehran to shelve enrichment to restore trust abroad.

              "Countries across the board expressed interest in bringing Iran to a decision enabling a peaceful settlement, because it is hard to avoid the stark conclusions of Dr ElBaradei's reports," the diplomat said, speaking on condition of anonymity.

              PUTIN EXPECTS EARLY RESPONSE

              Russian President Vladimir Putin, speaking after talks with Iranian President Mahmoud Ahmadinejad in Shanghai, was quoted by RIA news agency as saying Iran was ready to start talks and he expected a response to the package in "the nearest future" .

              Putin said all countries, including Iran, had the right to develop technology, but they should also act to address "any international non-proliferation concerns," Itar-Tass agency quoted him as saying.

              Putin and Ahmadinejad were in China for a summit of the Shanghai Cooperation Organization (SCO). Ahmadinejad offered energy cooperation at the meeting to oil-thirsty China and other member states, but avoided direct mention of the nuclear row.

              (Additional reporting by Edmund Blair in Tehran, Sue Pleming in Washington, Jason Webb in Madrid, Emma Graham-Harrison and Chris Buckley in Shanghai

              Comment


              • Washington DC, June 14, 2006 - Efforts to revive controversial Iran sanctions measures are still brewing in Congress, according to Hill sources. Although efforts to pass new sanctions have recently stalled due to diplomatic activity, Sen. Rick Santorum (R-PA), the author of the Iran Freedom Support Act (S.333) is reported to be considering alternative ways of advancing his legislation. Opponents of the bill, among them being President Bush, contend that it could limit US diplomatic flexibility. Others are concerned that ramped up pressure from Congress could provoke Iran at a time when diplomats are working feverishly to avert an international emergency.



                Tougher sanctions and other punitive measures against Iran are a top foreign policy priority for Sen. Santorum and Rep. Ileana Ros-Lehtinen (R-FL) — each lawmaker is championing near-identical legislation that punishes those investing in Iran’s energy sector and promotes opposition groups standing against the Iranian government.



                Both Santorum’s Senate measure (S. 333) and Ros-Lehtinen’s House bill (HR 282) have gained overwhelming support from rank and file members of both political parties. Whereas House action on the bill was swift, unfortunately for the bill’s supporters, no forward progress in the Senate has occurred since March, 2006.



                Disagreement over the utility of such measures from President Bush and Chairman of the Senate Foreign Relations Committee Richard Lugar (R-IN), is proving strong enough to keep S. 333 from advancing -- for now.



                Bush Administration opposition to stronger sanctions against Iran was expressed clearly prior to the recent gestures in favor of US-Iran negotiations and is likely to be more unyielding while talks take place in Vienna. Rather than intensifying sanctions, the White House’s preferred course of action is a renewal of current sanctions statute contained in the Iran Libya Sanctions Act of 1996 (ILSA), the Clinton-era law that governs economic restrictions between Iran and the US.



                Introduced in January 2005, Ros-Lehtinen’s HR 282 made strides in early 2006 as Iran was resisting international pressure regarding its nuclear program. That bill sailed through the House International Relations Committee and was resoundingly approved by the full House on April 26, with overwhelming bipartisan support.



                HR 282’s easy passage through the House was illustrated by the 397 to 21 vote in its favor. Its gathering of 360 cosponsors to date leaves HR 282 in a commanding position to clear Congress so long as a Senate companion version is approved first.



                Facing tough resistance from the Senate Foreign Relations Committee and the Department of State (DOS), Santorum faced a different situation in the Senate. Even though S. 333 has collected 61 cosponsors—enough to quell a filibuster—it has not acquired the consent of Chairperson Dick Lugar (R-IN) and has been left languishing ever since.


                Sen. Santorum, who is reported to have received tens of thousands of dollars from political groups who favor tough action against Iran, already tried once to press ahead with S.333 when it became apparent that Lugar was resisting efforts to call a markup in his committee.



                An attempt by Santorum to attach Iran opposition group support provisions to a separate piece of legislation (the emergency supplemental bill-- HR 4939) backfired when the Senator’s amendment was ruled out of order on the Senate Floor.



                Almost concurrent to his supplemental amendment’s introduction, Santorum crafted the Iran Sanctions Extension Act (S. 2657) which was referred to the Senate Committee Banking, Housing, and Urban Affairs for action. ILSA expires in mid-July and its reauthorization proposal is now reported to be yet another possible means of bypassing S. 333’s Foreign Relations Committee chokepoint, although this is not confirmed.



                S.2657’s current language would extend ILSA as is for an additional five years; however, it is not uncommon for members to gut their own bills and replace their contents with new provisions from other pieces of legislation. According to a report in the Hill newspaper, “Both Santorum and Ros-Lehtinen have expressed a willingness to use ILSA reauthorization legislation as a vehicle to move their sanctions bills.”



                Both Sen. Lugar and US diplomats are likely to be concerned about presenting mixed policy messages to the international community; with the White House expressing interest in negotiations on one hand, while Congress pushes for more vociferous Iran isolation on the other, via the Iran Freedom Support Act.

                Comment


                • در حاشيه نشست سران سازمان همکاری شانگهای که در کشور چين برقرار است، محمود احمدی نژاد و ولاديمير پوتين، رئيسان جمهور ايران و روسيه برای نخستين بار با يکديگر ديدار و درباره مسئله اتمی ايران به گفتگو پرداختند.
                  آقای پوتين پيش از آنکه با رئيس جمهور چين که ميزبان اجلاس شانگهای است ديدار کند ديداری با آقای احمدی نژاد داشت که بنابر آنچه در گزارشها آمده، مدت زمانی که به خبرنگاران اجازه داده شد در اين ديدار حضور داشته باشند بيش از حد معمول بود.

                  رئيس جمهور روسيه طی اين ديدار در حضور خبرنگاران گفت که همه کشورهای جهان، از جمله ايران را مستحق دنبال کردن طرحهای خود برای دستيابی به فناوری پيشرفته و کاربرد اين فناوری برای توسعه خود می داند اما به شرطی که اين طرحها هيچ نگرانی برای جامعه جهانی از لحاظ گسترش جنگ افزارهای اتمی ايجاد نکند.

                  وی پس از آنکه با رئيس جمهور چين نيز ديدار و گفتگو کرد با خبرنگاران در مورد نتايج ديدارش با محمود احمدی نژاد سخن گفت و اعلام کرد که از نظر او، ايران برای تلاش جامعه جهانی برای پايان بخشيدن به مسئله اتمی خود ارزش قائل است، آماده است گفتگو برای حل اين مسئله را از سر بگيرد و بزودی برنامه ای زمانبندی شده همراه با پيشنهادهايی برای از سرگيری اين گفتگوها ارائه خواهد داد.

                  سازمان همکاری شانگهای که ديدار رئيسان جمهور ايران و روسيه در حاشيه نشست سران آن صورت گرفته، نهادی بين المللی است که روسيه و پنج دولت آسيای ميانه با هدف گسترش همکاری نظامی و اقتصادی ميان يکديگر تشکيل داده اند.

                  اين سازمان در غرب و آمريکا مورد انتقاد قرار دارد و بسياری در غرب به آن به عنوان سازمانی متشکل از دولتهای غيردموکراتيک و ناقض حقوق بشر می نگرند که برای به چالش کشيدن نفوذ ايالات متحده در قاره آسيا تشکيل شده است.

                  رئيس جمهور ايران به عنوان مهمان ناظر در نشست سه روزه سران سازمان همکاری شانگهای حضور دارد و برخی ناظران اعتقاد دارند حضور وی تمام نشست را تحت الشعاع قرار داده و طرح مسئله هسته ای ايران در حاشيه نشست، بيش از محورهای بحث اصلی نشست جلب توجه می کند.


                  ايران برای تلاش جامعه جهانی برای پايان بخشيدن به مسئله اتمی خود ارزش قائل است، آماده است گفتگو برای حل اين مسئله را از سر بگيرد


                  ولاديمير پوتين

                  ولاديمير پوتين رئيس جمهور روسيه به عنوان شرکت کننده و هو جين تائو رئيس جمهور چين به عنوان ميزبان در نشست سران سازمان همکاری شانگهای حضور دارند و بدين ترتيب اجلاس شانگهای موقعيتی استثنايی برای رئيس جمهور ايران فراهم آورده تا بتواند مستقيماً با رهبران روسيه و چين که اهميتی اساسی در پرونده هسته ای ايران دارند برای تصميم گيری در قبال بسته پيشنهادی غرب به رايزنی بپردازد.

                  روسيه و چين به عنوان دو عضو دائم شورای امنيت سازمان ملل متحد، کشورهايی اند که ايران به حمايت از آنان چشم دوخته است تا با نقشی که در شورای امنيت دارند و با برخورداری از حق وتوی تصميم گيريهای اين شورا مانع از آن شوند که آمريکا و متحدان غربی اش فشار بر ايران را افزايش دهند و قطعنامه ای برای تحريم اقتصادی يا حمله نظامی به ايران از تصويب شورای امنيت بگذرانند.

                  روسيه و چين که دادوستد گسترده تجاری و نظامی با ايران دارند تاکنون با هرگونه تصميمی در شورای امنيت که لحن تهديدآميز در قبال ايران داشته باشد مخالفت ورزيده اند اما هر دوی اين کشورها با ديگر اعضای شورای امنيت و همچنين آلمان بر سر مجموعه امتيازاتی به توافق رسيده اند که به ايران پيشنهاد شده است تا در قبال دريافت آنها، برنامه غنی سازی اورانيوم را به حال تعليق در آورد.

                  محتوای اين امتيازها که به بسته پيشنهادی اروپا معروف شده، هنوز رسماً مشخص نيست اما آن گونه که از اظهارنظرهای برخی مقامهای ايرانی و اروپايی بر می آيد، مسائلی همچون سرمايه گذاری در صنعت نفت و گاز ايران، فروش هواپيماهای مسافربری ايرباس و قطعات هواپيماهای بوئينگ به اين کشور و احتمالاً تضمينهای امنيتی در آن مطرح شده است.

                  ايرانيها که سال گذشته پيشنهادهای مشابهی را رد کردند اين بار از اين پيشنهادها استقبال کرده اند.

                  هرچند مقامهای ايرانی واکنشهای متفاوتی نسبت به پيشنهادها داده اند اما هنوز موافقت يا مخالفت رسمی ايران با اين پيشنهادها اعلام نشده است.

                  آن گونه که مقامات اروپايی و آمريکايی گفته اند، ايران تا هنگام اجلاس سران هشت کشور بزرگ صنعتی جهان در ماه آينده وقت دارد تا موافقت يا مخالفت خود را با بسته پيشنهادی ابراز کند.

                  'فضای آرام'

                  در حالی که رئيس جمهور ايران در شانگهای سرگرم رايزنی برای حل مسئله هسته ای کشورش است، شورای حکام آژانس بين المللی انرژی اتمی نشست فصلی خود را پشت سر می گذارد.

                  اين شورا پيشتر ايران را به عنوان متخلف نسبت به تعهدات هسته ای اش به شورای امنيت سازمان ملل متحد معرفی کرده بود اما اين بار نماينده ايران در آژانس بين المللی انرژی اتمی گفته که فضای کلی شورا نسبت به ايران آرامتر است.

                  علی اصغر سلطانيه، نماينده ايران در مقر آژانس بين المللی انرژی اتمی در حاشيه نشست شورای حکام آژانس به خبرگزاری جمهوری اسلامی گفته که کشورهای مختلف از تحولات اخير در قبال مسئله اتمی ايران استقبال کرده و بخصوص کشورهای عضو جنبش عدم تعهد، طرفين را به مذاکره و گفتگو ترغيب کرده اند.

                  به گفته وی، تحول بسيار مهم در نشست جاری شورای حکام اين بوده که بيانيه وزيران خارجه جنبش عدم‌ تعهد در حمايت از فعاليت اتمی ايران "بدون هيچ کم و کاستی" در نشست قرائت شده و نمايندگان بسياری از دولتهای عضو آژانس معتقدند که "فضای آرامی" که ايجاد شده کمک‌می ‌کند تا طرفين در محيطی بدون تنش بتوانند راه ‌حل ديپلماتيک مناسبی برای مسئله اتمی ايران پيدا کنند

                  Comment


                  • سازمان حقوق بشری پرو آزول( طرفدار پناهندگی) در آلمان به عنوان قوی ترين سازمان فعال در امور پناهجويان و پناهندگان و خارجيان دو ويژه گی برجسته دارد، اول کار تخصصی و کارشناسانه در امور پناهندگی و تسلط به قوانين و امور حقوقی در سطح داخلي، اروپائی وبين المللی و دوم کار علنی افشاگرانه وانتقادی تند وتيزبر عليه قوانين وسياستهای تبعيض آميز دولت و نهادهای مختلف دولتی و اداری در آلمان.

                    ----------------------------------------------------------------------------
                    200.000 von Abschiebung bedroht ! Jede Unterschrift hilft !
                    همزمان با برگزاری مسابقات جام جهانی فوتبال در آلمان، اين سازمان به يک ابتکار با ارزش دست زده است تا هرچه بيشتر توجه افکار عمومی را به مسئله شرايط غير انسانی زندگی پناهجويان در اين کشور جلب نمايد.
                    ----------------------------------------------------------------------------
                    در چند ماه اخير شعار اصلی دولت و رسانه های تبليغی در ارتباط با جام جهانی فوتبال در آلمان اين جمله می باشد: " جهان، ميهمان نزد دوستان خود" اين جمله و تبليغات حول و حوش آن تلاش دارد تا چهره ای باز از آلمان در برابر خارجيان نشان دهد.
                    سازمان پرو آزول با اشاره به اين جمله، بر اين واقعيت تأکيد دارد که درست در زمانی که تلاش می شود تا اين چهره در بيرون تبليغ و برجسته شود، خارجيان بسياری در آلمان در بدترين شرايط زندگی کرده ودر ترس دائم از خطر اخراج بسر می برند. در اطلاعيه اين سازمان به 200 هزار نفر پنا هجويانی اشاره می شود که در ليست اخراج قرار دارند. از اين تعداد بيش از 120 هزار نفر بيش از 10 سال است که در آلمان زندگی می کنند ونتيجه گيری می کند که در واقع آلمان قهرمان جهان در اخراج پناهجويان می باشد.
                    در اطلاعيه ديگری اين سازمان ای پرسش را مطرح می کند که راستی آلمان دوست کدام خارجيان است؟ خارجيان فوق متخصص يا ورزشکاران برجسته ای که می توانند برای مسابقات جام جهانی به آلمان بيايند؟ يا انسانهای گريخته از چنگ و ديکتاتوری وبی عدالتی وسرکوب وستم؟ در اطلاعيه ديگری اين سازمان به برخی از کشورها اشاره می کنند که تيم فوتبال آنها به آلمان می آيند اما درست و همزمان با آن، آلمان يسياری از پناهجويان همان کشورها را در ليست اخراج قرا داه است. در بين اين کشورها به ايران و به بيلان نقض حقوق بشر در آن اشاره می شود و اينکه ايرانيان بسياری بدليل مخالفت با اين شرايط در کشورشان ناگزيربه آلمان پناهنده می شوند ولی اکثر آنها جواب منفی می گيرند.
                    Rote Karte f?tschlands Abschiebetaktik!?Die Welt zu Gast bei Freunden? ? mit diesem Motto wirbt Deutschland zur WM. Weltoffenheit, Gastfreundschaft und Integration ? f?le Fl?nge in Deutschland sieht die Realit䴠ganz anders aus. 200.000 geflohene Menschen, darunter viele Kinder, sind von Abschiebung bedroht. Familien werden auseinander gerissen, Kinder von ihren Eltern getrennt ? manchmal mitten in der Nacht, ohne jede Ank?ng....mehr
                    همزمان با بيانيه مطبوعاتي، سازمان پرو آزول در ابتکار ديگری اقدام به انتشار يک کارت پستال کرده است. اين کارت پستال يا برچسب، لوگوی فدراسيون فوتبال را به گونه ای ديگر نشان ميدهد. در حالی که در لوگوی اصلی چهره های نشان داده شده شاد و خندانند، در لوگوی سازمان پرو آزول اين چهرها گريان و افسرده هستند که اشاره ای است به واقعيت حاکم بر زندگی بسياری از پناهجويان و خارجيان در آلمان. اين لوگو کارت قرمزی را به نشانه اعتراض به سياست پناهندگی دولت آلمان نشان داده که با اين تيتر همرا است: " کارت قرمز بخاطر تاکيتک اخراج پناهجويان آلمان".
                    اين سازمان خواهان توقف اخراج پناهجويان ودادن اجازه اقامت به دارندکان دولدونگ شده و از مردم درخواست کرده در اعتراض به سياست پناهندگی دولت آلمان اين کارتپستال را امضاء وبه آدرسهای داده شده بفرستند.

                    لينک اصل مطلب به آلمانى
                    منبع:


                    Comment


                    • Iran's President Mahmoud Ahmadinejad has welcomed a package of incentives offered to resolve the dispute over its nuclear programme as "a step forward".
                      He said he had instructed his colleagues to consider the offer by the US, Europe, Russia and China carefully.

                      The package is thought to include trade and security guarantees, if Iran suspends uranium enrichment.

                      In his first response to the offer, the president also insisted: "We are not seeking to develop nuclear weapons."

                      The West has demanded that Iran stop enriching uranium - a process it fears may be used in a weapons programme.

                      Iran says its programme is solely for the production of energy, and that enrichment is its right.

                      Reactor offer

                      On Thursday Iran's supreme leader Ayatollah Ali Khamenei said his country would not bow to Western pressure over its nuclear programme, Iranian state media said.

                      "The Islamic Republic of Iran will not succumb to these pressures and it considers the continuation [of its nuclear programme] a main objective," he was quoted as saying.

                      Sanctions should not be used as a leverage or pressure against the countries of the world

                      Mahmoud Ahmadinejad

                      Iran has been offered a supply of enriched uranium from Russia, as part of a range of incentives and penalties presented last week by the five permanent members of the UN Security Council - the US, Britain, France, Russia and China - and Germany.

                      They are also thought to include offers of assistance to Iran in building a light-water nuclear reactor for civilian use, plus financial incentives.

                      The US also recently changed its long-standing opposition to direct talks and said it would join negotiations with Iran if it suspended enrichment.

                      Diplomats have said the package leaves open the possibility that Iran might be allowed to enrich in the future, if it satisfies international standards.

                      Response 'in time'

                      Mr Ahmadinejad, on a visit to China as an observer at a regional summit, said Iran would formally respond to the offer "in due time".

                      Last week US President George W Bush said Iran had "weeks, not months" to give its formal response.

                      A Chinese spokesman said the Iranians were taking the offer "seriously, and... might need some extra time".

                      SHANGHAI CO-OPERATION ORGANISATION

                      China
                      Russia
                      Uzbekistan
                      Kazakhstan
                      Kyrgyzstan
                      Tajikistan
                      Observer status
                      Iran
                      Pakistan


                      Shanghai six influence grows
                      The US and European powers are expected to press for UN sanctions against Iran if it turns down the incentive package.

                      "Sanctions should not be used as a leverage or pressure against the countries of the world," Mr Ahmadinejad said from China, where he is attending the Shanghai Co-operation Organisation (SCO) meeting.

                      He has held talks with Russia's President Vladimir Putin and China's President Hu Jintao on the issue. Both countries have so far said they are opposed to sanctions.

                      "Our views and positions on many issues are close or even identical," the Iranian president said.

                      He said the SCO should reject "threats and unlawful strong-arm interference from various countries".

                      Mr Ahmadinejad appears to be testing the SCO as a bulwark against US interference in the region, trying to ensure that China and Russia will block any attempt to impose sanctions at the Security Council, says the BBC's diplomatic correspondent Jonathan Marcus.

                      Comment


                      • سران 25 دولت عضو اتحاديه اروپا در پايان نشست دو روزه خود در بروکسل پايتخت بلژيک از ايران خواستند تا در مورد اختلافاتی که در مورد برنامه اتمی اش وجود دارد به پای ميز مذاکره بازگردد.
                        در بيانيه ای که در پايان گفتگوهای اين نشست منتشر شد سران اروپا خواهان دريافت جوابی مثبت از ايران در مورد پيشنهادهايی شدند که خاوير سولانا مسئول سياست خارجی اتحاديه اروپا ده روز پيش از اين نشست به مقامهای ايرانی تسليم کرده است.

                        در بيانيه سران اتحاديه اروپا آمده که اين پيشنهادها حاوی مشوقهای مهمی است که در صورتی که ايران برنامه غنی سازی اورانيوم را به حال تعليق درآورد، راه همکاری اتحاديه اروپا را با آن کشور هموار خواهد کرد.

                        اين بيانيه را دولت اتريش به عنوان رئيس دوره ای اتحاديه اروپا ارائه کرده و سران اروپا در آن بار ديگر اعلام کرده اند که همچنان در جهت يافتن راه حل ديپلماتيک برای اختلافات مربوط به برنامه اتمی ايران فعاليت خواهند کرد.

                        رهبران اتحاديه اروپا در اطلاعيه خود ياد آور شده اند که استفاده صلح آميز از انرژی هسته ای را در چارچوب پيمان منع گسترش سلاحهای اتمی حق ايران می دانند و آن را تائيد می کنند.

                        Comment


                        • بر اساس گزارش خبرگزاری دولتی امارات عربی متحده، وزاری راه و ترابری شش کشور عرب حاشیه خلیج فارس در جلسه ای یک برنامه اضطراری انتقال انرژی از دریای سرخ بجای خلیج فارس را در صورت بسته شدن تنگه هرمز مورد بحث قرار دادند.
                          این کشورها عضو شورای همکاری خلیج فارس هستند که اقتصاد آنها شدیدا به امنیت خلیج فارس وابسته است، و مقامات این کشورها بارها از تیرگی روابط ایران و غرب بر سر برنامه هسته ای ایران ابراز نگرانی کرده اند.

                          کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس با تولید روزانه 16 میلیون بشکه نفت، نقش مهمی در تامین انرژی جهان دارند و تنگه هرمز در خلیج فارس یکی از عمده ترین مسیرهای انتقال انرژی در جهان است.

                          اخیرا آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، تهدید کرد که در صورت هرگونه اقدام آمریکا علیه ایران، مسیر حرکت انرژی با خطرات جدی مواجه می شود و آمریکا نمی تواند امنیت نفتکشها را تامین کند؛ تهدیدی که به سرعت بر قیمت نفت در بازارهای جهانی اثر گذاشت.

                          مقامات ایران بارها بر این مسئله تاکيد کرده اند که آنها توان کنترل تنگه هرمز را دارا هستند.

                          سلطان بن سعید المنصوری وزیر "توسعه بخشهای دولتی" امارات عربی متحده گفته است که برنامه اضطراری انتقال کالا و انرژی از بنادر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس از طریق تنگه باب المندب به دریای سرخ و بعد کانال سوئز پذیرفته شده و گامهای اجرایی آن برداشته خواهد شد.

                          وزيران راه و ترابری شش کشور عرب حاشيه خليج فارس همچنين بر روی ایجاد یک شبکه راه آهن سراسری میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس توافق شده است و از بانک جهانی خواسته شده تا در زمینه مسائل فنی آن، این شورا را یاری کند.

                          کمتر از دو هفته پیش نیز عربستان سعودی اعلام کرد که شرکت دولتی آرامکو با شرکت آمریکایی کونوکو فیلیپس یک قرارداد شش میلیارد دلاری را برای ایجاد یک پالایشگاه در حاشیه دریای سرخ در منطقه ینبع در غرب عربستان به امضا رسانده است و محصولات این پالایشگاه از طریق دریای سرخ ارائه خواهد شد.

                          به عقیده برخی آگاهان، کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس که اقتصاد بیشتر آنان شدیدا به نفت و امنیت خلیج فارس وابسته است، ضمن ابراز نگرانی از برنامه هسته ای ایران، تاکنون نتوانسته اند علنا با این برنامه مخالفت کنند و بر حسن همجواری با ایران تاکید داشته اند.

                          هم اکنون نیز مقادیری نفت خام از کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس از طریق گذرگاه باب المندب در دهانه دریای سرخ به کانال سوئز و بعد به دریای مدیترانه و اروپا منتقل می شود ولی از نظر کارشناسان این مسیر برای مشتریان نفت در غرب اروپا و نیز آمریکای شمالی صرفه اقتصادی چندانی نداشته است.

                          علاوه بر آن مسیر خلیج فارس نزدیک ترین راه انتقال انرژی به چین و هند به عنوان دو قدرت رو به رشد اقتصادی است که از مشتریان اصلی منابع نفت خلیج فارس هستند.

                          Comment


                          • Ever since Hashemi Rafsanjani was defeated in his last bid to become president of the Islamic Republic (again) in June last year, observers have speculated on his future in the establishment and his likely next moves. He bitterly complained about the election that saw his unassuming rival Mahmood Ahmadinejad sweeping to power. At the same time, he refrained from lodging an official complaint for what he saw as "vote-rigging" and "vote-fixing", on the grounds that "the people who are supposed to deal with these violations are the same who have committed them". This, coming from someone who has been the main pillar of the Islamic Republic since its formation, and who still carry a lot of weight both on and off the scene, sounded ominous.

                            Mr. Rafsanjani is arguably the one person who has most influenced the Islamic regime in Iran. He has been at the centre of Iranian politics since the 1979 revolution and holding high positions of power. Soon after the revolution, he moved into the Interior Ministry before becoming Speaker of the Islamic parliament (Majles) where he stayed for 8 years. Then, immediately after the death of Ayatollah Khomeini he became President of the Islamic regime, but only after changing the constitution to give his office executive power. He stayed in this position for two full terms totalling 8 years (maximum allowed by the constitution). Then he was out of office, but not out of government: he immediately assumed the position of Chair of the Expediency Council, an appointed body of high-ranking officials of the regime working both as an arbiter in disputes between other organs of the government, and as initiator of long-term strategy and plans of the Islamic Republic. He has held this position since 1997.

                            This means that Mr. Rafsanjani has been one of the 3 or 4 most powerful officials of the Islamic regime for over 25 years. But in reality, he has always been the strongman of the regime, wielding power far above his official position. During the first 10 years after the revolution when Khomeini was alive, he was the most powerful figure in the establishment, influencing all institutions of power. He was even instrumental in crowning his old mate Ali Khamenei as the Supreme Leader after the demise of Ayatollah Khomeini. Before that, Khamenei had served as a ceremonial President for 8 years with not much power to rival that of Rafsanjani. During the whole period of 25 years, Rafsanjani has also built a powerful empire of vast economic and political networks ran by his extensive family and clan associates, many of whom holding key positions in state bodies and enterprises.

                            It was against this background that Rafsanjani entered the race for presidency last year, being almost certain that the establishment would not dare not letting him win the race. When he found himself being challenged in the second run by the little-known political midget Ahmadinejad he was both surprised and alarmed. Few observers could have predicted that Ahmadinejad could beat other favourites to go into the second run. It was by now obvious that some machination was in place to manipulate the system in favour of Ahmadinejad, and this worried Rafsanjani and his election officials. Many reformists organised a "stop-Ahmadinejad" campaign and rallied around Rafsanjani. But this did not help -- Ahmadinejad produced another surprise and declared the winner by a comfortable margin.

                            It was obvious to all that the election has been manipulated extensively to produce this result. Mehdi Karrubi, the only other clergy in the race, who narrowly lost the second position in the fist run of the election to Ahmadinejad (and so lost the chance of entering the second run) filed a long list of anomalies and clear cases of manipulations of the election system, and pointed the finger directly at the office of Supreme Leader and in particular to his son, Mojtaba, whom he accused of extensive vote-rigging. When the second run was over, Rafsanjani made similar allegations but in general terms and without naming names. When asked why he didn’t complain officially about these violations, he said (as quoted earlier) “the people who are supposed to deal with these violations are the same who have committed them". In the circumstances, nobody was left in doubt of whom he had in mind.

                            The power structure in the Islamic Republic is built around the Supreme Leader, who has absolute power over all the institutions, whether appointed by him or "elected" by the people. Officially, election complaints are lodged with the Guardian Council whose task is to monitor it. It was well within Rafsanjani’s rights to lodge a complaint and see what happens. In the event that the Guardian Council could not resolve the issue satisfactorily, he could refer the case to the Supreme Leader for a sympathetic view, and whose words would be final. That was the case in the days of the leader of the revolution Ayatollah Khomeini. Now that Khamenei was sitting in his place, Rafsanjani could have expected more sympathy in a blatant case like this. Except if he had suspected Khamenei and his entourage being part of the problem rather than the solution, something that Karrubi has alleged publicly and Rafsanjani himself alluded to in his statement.

                            Whatever the details, it was obvious that a rift has opened deep in the power structure of the Islamic Republic. Against Rafsanjani and his cliques, a powerful block has been formed consisting of veteran revolutionary guards, paramilitary commanders loyal to Khamenei and ultra-conservative clerics headed by Ayatollah Mesbah Yazdi. This block has also got Khamenei’s ears with powerful agents of their own in his office.

                            The two camps started swiping at each other right after the election. However, most of the s***mishes so far have been by proxy and indirect. But two weeks ago, the gloves came off. Rafsanjani was due to speak in Qom on the anniversary of Khomeini’s death. The meeting was violently disrupted by members of the Mesbah camp shouting him down. Worse than that, they were chanting "marg bar zedd-e velayat-e faqih" (death to those opposed to the rule by clergy). This has been the standard government-led mob chant against various opposition groups over the last 27 years -- many of whom subsequently annihilated. It was also very ironic: Rafsanjani has not only been one of the main architects of the Islamic system based on the rule by clergy, but he has also been instrumental in promoting the present leader to this position. It was now his turn to be at the receiving end of this treatment.

                            There were condemnations all round of the way these elements have behaved towards this pillar of the Islamic Republic. But not from the Supreme Leader. The most he would do, reported unofficially, was to "express alarm" at this development in a meeting with Rafsanjani after his return to Tehran. This fell obviously short of condemnation in a public statement and amounted to offering no more than a lip service. It was apparent that what was started in June last year has gone much further, and a showdown was inevitable. Khamenei is apparently siding with the Mesbah camp and is not going to be swayed by his old mate and kingmaker Rafsanjani.

                            What has prompted this showdown is the upcoming the election for the "Assembly of Experts" -- a body of religious leaders equipped with the task of appointing, monitoring and sacking the Supreme Leader. However, due to the incestuous nature of the power structure in the Islamic Republic, only those known for their loyalty to the Supreme Leader can be qualified to stand for the election. As a result, this body has been a talking shop for its members to praise the virtues of the Leader and pave the way for their election next round. Rafsanjani is an influential member of this assembly. It is likely that if he is elected again, he may assume its presidency and so exercise some power over Khamenei and his supporters in the Mesbah camp. This is evidently not a pleasant outcome for them. And that’s why they have started this campaign to block his entry into the assembly, and perhaps to repeat the presidential election scenario, filling the assembly with their own nominees.

                            But the onslaught against Rafsanjani has already generated a counter-attack. Few days ago, the daily jomhoori eslami, one of the two establishment papers, carried a veiled threat against Mesbah and his associates recalling the cases of two highest-ranking religious leaders who fell from favour during Khomeini’s time, namely Ayatollahs Shariatmadari and Montazeri, and both were discredited and stripped off their positions. The paper compared their opposition to Khomeini at the time to those who now oppose Khomeini’s co-thinkers (Rafsanjani) and put them in the same brackets. Rafsanjani is known to have had played a major role in the fate of those two religious leaders (and in the bloody suppression of their supporters), and the paper’s reference to those events implied that he could do the same again -- now.

                            Comment


                            • دادگاه تجديدنظر پاريس، پايتخت فرانسه، محدوديتی را که بر فعاليت و تحرکات هفده تن از اعضای سازمان مجاهدين خلق ايران اعمال شده بود لغو کرد.
                              اين رأی يک روز پيش از سومين سالگرد روزی صادر شد که پليس فرانسه به سيزده مقر شورای ملی مقاومت، شاخه سياسی سازمان مجاهدين خلق حمله برد و مريم رجوی، رئيس شورای ملی مقاومت و شماری ديگر از اعضای سازمان مجاهدين را بازداشت کرد.

                              طی عمليات پليس فرانسه، بيش از يک ميليون دلار از پايگاههای اين گروه مخالف جمهوری اسلامی کشف و ضبط شد.

                              مريم رجوی که همراه با شماری از اعضای سازمان مجاهدين خلق بازداشت و به امکانات مالی برای تروريستها و دست داشتن در عمليات تروريستی متهم شد، پس از پانزده روز با سپردن وثيقه ای به ارزش 93 هزار دلار از زندان آزاد شد.

                              طی مدتی که مريم رجوی و ديگر اعضای مظنون مجاهدين حق با قيد وثيقه آزاد بوده اند، خروج از فرانسه، رفت و آمد آزادانه در اين کشور و هرگونه ارتباط با يکديگر در مورد آنان ممنوع شده بوده اما اکنون با حکم دادگاه تجديدنظر پاريس، اين محدوديتها لغو شده است.

                              دادگاه تجديدنظر پاريس در عين حال رأی داده است که شورای ملی مقاومت همچنان حق نگهداری سلاح، جمع آوری پول از مردم برای سازمان مجاهدين خلق يا سازمانهای مرتبط با آن و همچنين برقرار کردن تماس با کمک کنندگان مالی به اين سازمانها را ندارد.

                              سازمان مجاهدين خلق در اتحاديه اروپا سازمانی تروريستی به شمار می رود اما شورای ملی مقاومت که خود را نهادی در برگيرنده گروهها و شخصيتها مختلف مخالف حکومت ايران معرفی می کند در اين کشورهای اروپايی آزادانه فعاليت می کند.

                              از سال 1981 که رهبر و شمار زيادی از اعضای سازمان مجاهدين خلق از ايران به فرانسه گريختند، اين کشور مهمترين مرکز فعاليت اين سازمان در غرب به شمار می رود.

                              سه سال پيش که مريم رجوی و شماری از اعضای مجاهدين خلق بازداشت شدند و پايگاههايشان در پاريس مورد يورش پليس قرار گرفت، سازمان مجاهدين خلق عمليات پليس فرانسه عليه خود را حاصل معامله ای "شرم آور" ميان دولتهای فرانسه و ايران و "لکه ننگی بر سابقه فرانسه در دفاع از حقوق بشر" خواند.

                              مريم رجوی (قجر عضدانلو) همسر مسعود رجوی، رهبر سازمان مجاهدين خلق است که از هنگام حمله آمريکا به عراق تاکنون در محلی نامعلوم به سر می برد

                              Comment


                              • Reporters Without Borders protested at the arrest and beating of at least four journalists by security forces on 12 June 2006, while covering a demonstration in Teheran of more than 5,000 women.

                                Bahaman Ahamadi Amoee and two women journalists, Jila Baniyaghoob, Taraneh Baniyaghoob, of the daily Sarmayeh, have been imprisoned at an unknown location.

                                “We condemn the level of repression against journalists,” the press freedom organisation said. “Twelve journalists have been arrested in less than a month and are still being held in custody.”

                                Jila Baniyaghoob, Bahaman Ahamadi Amoee, Taraneh Baniyaghoob and Lila Farahadpour were all picked up at the scene of the demonstration. Farahadpour was released a few hours later while the three others were forcibly taken away.

                                They were covering a demonstration organised by a women’s movement against ‘sexual apartheid’ and to press for an overhaul of laws on women. Demonstrators carried banners proclaiming, “We are women, human beings and citizens, but we have no rights! Women’s rights are human rights”.

                                Police and security forces had already harassed several women journalists last week accusing them of “being the organisers of the demonstration”. They were sent letters and telephone calls and were repeatedly summoned by police. Fariba Davoudi Mohajar, journalist and president of the Association of Young Journalists, was questioned throughout the day of 12 June.

                                Elsewhere a crackdown is continuing in the north of the country. Abolfazel Vesali, editor of the daily Nedai Azarabadeg, was arrested and placed in custody on 7 June. A week earlier the newspaper was suspended by the courts in Azerbaijan province. It has come in for several penalties imposed by the courts since 2000.

                                President Mahmud Ahmadinejad and Supreme leader Ayatollah Ali Khamenei are both on Reporters Without Borders’ list of 38 predators of press freedom drawn up by the organisation each year.

                                Comment

                                Working...
                                X