Announcement

Collapse
No announcement yet.

Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • آقای منتظری، آن چاه و بنای جمکران- که در همان نزدیکی های شما قرار دارد- بر چه اساس و اصول اسلامی بنا شده است؟ آیا در آنجا مردم یاد می گیرند که چگونه"دین را برای خدا خالص کنند؟" یا که در آن محل همه به "غیر" و "اغیار" روی می آورند. آن بساط "معرکه بگیری" مگر غیر از آن است که دون خدا است؟ چرا شما به این مسائل توجه نمی کنید؟ من در این باره صدها نمونه سخن دارم که از بازگو کردن آنها در اینجا به این امید خودداری می کنم که شما قدری به این سخنان من که از دلم برخاسته توجه کنید شاید که بر دل شما نشیند و نهایت دست از این "معصومیت طلبی" انسان کش و "ولایت طلبی" مردم کش بردارید و در یک اعلامیه مطبوعاتی به اطلاع عموم انسانها برسانید که همه انسانها (چه پیامبر و چه غیر آن، چه مرد و چه زن) تا زمانی که در این جهان بسر می برند با هم برابرند و هیچکس بر کسی نه ولایت دارد و نه برتری. این عمل شما می تواند آن کار (امر) شایسته و عمل صالحی باشد که خدا و خلق خدا را خشنود می سازد و می تواند به حساب شما گذارده شود، والا که من از جانب خودم بخاطر حقوقی که از بابت طرح "ولایت فقیه" از من ضایع شده نزد خدا و رسولش علیه شما (و سایر مجتهدین شیعه) شکایت می کنم.

    در عین حال آقای منتظری به شما یادآور می شوم،
    شما که در زمان رسول خدا بسر نمی برید که نسبت به امر او همچنانکه صحابه از زبان آن حضرت می شنیدند و اطاعت می کردند (و یا در برخی از موارد نمی کردند)، بتوانید عمل کنید! شما اینک (بر حسب سخن خودتان) فقط تعبیرات خودتان را که از دین خدا و پیامبر اسلام دارید، یعنی تصورات خودتان را تبیعیت می کنید. این موضوع درباره همه امامان و آن امامی که فکر می کنید که برای استقرار عدالت بعدها می خواهد ظهور پیدا کند، نیز صادق است. بنابراین اگر خوب فکر کنید می بینید که شما فقط تصورات خودتان و آن چیزهایی را که بقول قرآن (نور / ١٥) از دهان این و آن شنیده اید و (یا از کتابها) تلقی کرده اید ، باور دارید و پیروی می کنید. این سخن اگر درست باشد که به نظر درست می آید (چراکه رسول خدا هم می فرماید : "کلما میزتمواها به اوهامکم بادق معانیه فهو مخلوق عنکم و مردود الیکم"، یعنی هرچه را که شما با فکر و خیال خودتان با دقیق ترین معنایش تمیز می دهید، همه ساخته و پرداخته شما است و به شما بر می گردد")، آنگاه می بینید که شما بر حسب تعقلات خودتان، خودتان را میزان دین خدا قرار داده اید و بی آنکه از علم لدن الهی با خبر باشید از جانب خدا و رسول و امام او حکم کلی صادر می فرمایید. من البته بیشتر از این به جزییات این امر وارد نمی شوم و قضاوت آن را به عهده خود شما می گذارم، اما شما خودتان انصاف بدهید آیا عقل شما می تواند پایگاه محکمی به جهت حجیت باورهای دینی شما (و من) باشد؟ و آیا کسی با این شیوه عقیده مندی می تواند دینداری خدا را بکند و یا که "دینش را برای خدا خالص گرداند"؟ هرچه هست این است که اکثر مذهبیون (در هر مذهبی) به خیال خام خود و به تلقینات این کشیش و آن مفتی بر حسب تصوری که از پیامبران و امامان دارند و نامهایی که آباء و اجدادشان بر آنها (دون خدا) نهاده اند، از دین خدا تصوراتی را بنا می کنند که به هیچ وجه با واقعیت مطابقت ندارد. (ما تعبدون من دونه الاّ اسماء سمیتموها انتم و آباءکم و ما انزل الله بها من سلطان = شما از دون خدا جز نامهایی که خودتان و پدرانتان بر آن نهاده اید نمی پرستید و خدا بر آن (نام ها و خیالات و تصورات) هیچ حجتی نفرستاده است)، (یوسف/۴۰). بنابراین از شما تمنا دارم که سرنوشت ما انسانها را بخاطر خیالات واهی خودتان به توسط باور داشتن به موضوع "عصمت" و "ولایت فقیه" در دست نگیرید و اجازه بدهید که ما انسانها بر اساس حکم قرآنی "لکم دینکم و لی دین = شما را دین شما و مرا دین من "، و یا بر اساس سخن امروز - دموکراسی- این چند روز زندگی مختصر دنیوی را به مشاجره و منازعه و جنگ و خشونت سپری نکنیم. والله که اگر چنین کنید، دنیای بهتری خواهیم داشت و در عین حال زمینه ای بهتری فراهم می شود تا انسانها فرصت بیشتری پیدا کنند که از راه دین به فیض کشف حقیقت نائل آیند.

    نامه خود را با شعر زیبایی از حافظ شاعر گرانقدر کشور خودمان به پایان می برم به این امید که شما با توجه به معنای آن از مرکب"مرجعیت" و "ولایت فقیه" پیاده شوید و ایمان تان را مثل ما مردم امی کنید. ان شاء الله :
    سالها دل طلب جام جم از ما می کرد
    آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد
    گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است
    طلب از گمشدگان لب دریا می کرد
    مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش
    کاو به تایید نظر حل معما می کرد
    دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست
    وندران آینه صد گونه تماشا می کرد
    گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم
    گفت ان روز که این گنبد مینا می کرد
    گفت آن یار کزو گشت سردار بلند
    جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد
    فیض روح القدس ار باز مدد فرماید
    دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد
    گفتمش زلف چو زنجیر بتاب از پی چیست؟
    گفت حافظ گله ای از شب یلدا می کرد

    موفق باشید
    حسین میرمبینی
    ششم ژوییه 2006


    برای پی گیری مکاتبات من (حسین میرمبینی) با آقای منتظری لطفا به سایت
    www.peikekhabari.com مراجعه کنید.

    Comment


    • يک سال از بمبگذاری های انتحاری در سيستم حمل و نقل لندن که به کشته شدن پنجاه و دو تن انجاميد می گذرد.
      عتيق شريفی، جوان افغان نيز در ميان قربانيان اين حوادث بود.

      ولی برای خانواده عتيق که در گوشه ای از شهر مزارشريف افغانستان، هزاران کيلومتر دور از لندن زندگی می کنند، "درد از دست دادن او هنوز هم تازه است".

      عتيق شريفی، جوان ۲۴ ساله، ساکن شهر شمالی مزار شريف افغانستان بود که به دنبال پيش روی تندروان طالبان به سوی اين شهر و وضع قوانين سختگيرانه آنان، اقتصاد خراب و تحديد آزاديهای فردی، عرصه را برای خود تنگ ديد و مثل صدها هموطنش راه مهاجرت را در پيش گرفت.


      عتيق شريفی، در يکی از انفجار انتحاری متروی لندن کشته شد
      او خود را به لندن رساند تا زندگی آرامی را از سر گيرد. زبان انگليسی را فراگرفت و در کالج وست تيمز لندن به ادامه تحصيل پرداخت.


      عکس و نام قربانيان بمبگذاريهای لندن (سايت انگليسی بی بی سی)

      اما چند سال بعد از فرار از افغانستان، عتيق شريفی در يکی از بمبگذاريهای انتحاری متروی لندن (ايستگاه راسل اسکوئر) کشته شد.

      فهيم برادر بزرگ عتيق می گويد او اصلاً تصور نمی کرد که برادرش آن قدر بداقبال باشد که در لندن کشته شود.

      خانواده و دوستان عتيق، يک سال پس از حوادث لندن، با برگزاری مراسمی در زادگاه او در مزارشريف، ياد عتيق را گرامی داشتند.

      فهيم شريفی يک بار ديگر اضطراب روزهای پس از هفت جولای را به ياد می آورد که موبايل برادرش خاموش بود و خويشاوندانش در لندن هم نمی دانستند فهيم در ميان قربانيان انفجارهاست يا نه.

      او می گويد مرگ برادر تاثيرات روانی بر اعضای خانواده گذاشته است.


      فهيم شريفی: او (عتيق) اکثرا شبها به خوابم می آيد. دلم برايش می سوزد، تمام برادران و خواهرانم هنوز هم به ياد عتيق اشک می ريزند
      فهيم می گويد فرشته، خواهر کوچک شان هنوز باور ندارد که عتيق را از دست داده است و همواره به ياد او گريه می کند.

      وی می گويد: "او (عتيق) اکثرا شبها به خواب من هم می آيد. دلم برايش می سوزد، تمام برادران و خواهرانم هنوز هم به ياد عتيق اشک می ريزند."

      فهيم همچنين با اشاره به کشتن افراد بی دفاع می گويد که کشتار شهروندان غيرنظامی خلاف اصول و آداب اسلامی است.

      او دست زدن به اينگونه اعمال را، کار "افراد عقده ای سرخورده از زندگی" می داند که "به هيچ چيز نمی انديشند و ممکن است از نظر روانی هم مشکل داشته باشند".

      Comment


      • دولت پاکستان هرگونه ارتباط با انفجارهای انتحاری سال گذشته در لندن را رد کرد.
        وزير اطلاع رسانی اين کشور می گويد بمبگذاران انتحاری روز هفت ژوئيه سال گذشته ميلادی در سيستم حمل و نقل لندن که پنجاه و دو کشته برجای گذاشت، هيچ کمکی از پاکستان دريافت نکرده اند.

        محمد علی درانی به بی بی سی گفت که هيچ سرنخی که نشان دهد اين بمبگذاران، در پاکستان آموزش ديده باشند يا مورد حمايت قرار گرفت باشند، وجود ندارد.

        آقای درانی مصرانه از دولت بريتانيا خواست تا هر گونه مدرک پذيرفتنی در مورد ارتباط پاکستان با حوادث لندن را، در اختيار اسلام آباد قرار دهد.

        او گفت که دولت پاکستان، آماده همکاری در اين تحقيقات است.

        وزير اطلاعات پاکستان تاکيد کرد که تمامی چهار بمب گذار انتحاری لندن، متولد بريتانيا بوده اند و در اين کشور درس خوانده اند.


        وزير اطلاعات پاکستان هرگونه ارتباط بمبگذاران انتحاری لندن با کشورش را رد کرد
        يک روز پيش از سالگرد انفجارهای انتحاری هفت ژوئيه، يک نوار ويدئويی از شهزاد تنوير که يکی از بمبگذاران سال گذشته متروی لندن بود توسط تلويزيون ماهواره ای الجزيره پخش شد.

        شهزاد تنوير، که در يک خانواده پاکستانی الاصل، متولد شده بود در اين نوار که گمان می رود در پاکستان ضبط شده باشد، می گويد: "آنچه تاکنون شاهد بوده ايد تنها آغاز يک رشته حملات است که ادامه خواهد يافت و شديدتر خواهد شد."

        آقای درانی، اين ادعا را هم که نوار شهزاد تنوير، در پاکستان ضبط شده باشد، رد کرد.

        مقامات پاکستانی، بارها تاکيد کرده اند که بمبگذاران لندن، بنيادگرايان بريتانيايی بوده اند، نه پاکستانی.

        Comment


        • فراخوان برای آزادی زندانيان سياسی ايران، استقبال بيش از ١٦٠ تن از فعالان سياسی - فرهنگی و اجتماعی از پيشنهاد اکبر گنجی
          اسانلو، جهانبگلو، موسوی خوئينی
          و ديگر بازدشت شدگان دوره اخير بايد فورا آزاد شوند

          ما امضا کنندگان اين فراخوان نگرانی و اعتراض خود را به تداوم نقض حقوق بشر در ايران، سرکوب مخالفين سياسی، بازداشت و در بند کشيدن آنان، پپگرد فعالين نهاد های مدنی، حمله به تجمعات اعتراضی مردم در آذربايجان و به زنان، دانشجويان و کارگران در تهران و ديگر نقاط کشور اعلام می کنيم.

          ما بويژه خواستار آزادی فوری و بدون قيد و شرط آقايان منصور اسانلو رئيس هيات مديره سنديکای شرکت واحد، رامين جهانبگلو استاد دانشگاه و انديشمند سرشناس کشورمان و آقای موسوی خوئينی از مدافعان حقوق و آزادی های سياسی و مدنی و ديگر بازداشت شدگان دوره اخير هستيم.

          ما ضمن استقبال از پيشنهاد آقای اکبر گنجی که مورد استقبال خانم سيمين بهبهانی و بخش بزرگی از فعالان سياسی فرهنگی کشور قرار گرفته است اعلام می کنيم: در صورتی که به خواست آزادی فوری اين افراد اقدام نشود، روز های جمعه، شنبه و يکشنبه ۲۳ ،۲۴ و ۲۵ تير ماه برابر با ۱۴، ۱۵ و ۱۶ ژوئيه را روز کارزار عمومی برای آزادی آنان اعلام نموده و از همه هموطنان در ايران و سراسر جهان می خواهيم که به هر طريق ممکن از اعتصاب غذا تا تجمع و تحصن و ... حمايت خود از اين خواست همگانی را اعلام نمايند.

          برای امضا متن لطفا نام و نام خانوادگی خود را به اين آدرس ارسال نماييد
          azady_zendanian_siasi@yahoo.de

          اسامی امضا کنندگان
          نام خانوادگی، نام کوچک

          ١. آشوری، داريوش
          ٢. آذركلاه، همومن
          ٣. آزاد، آینده
          ٤. آزاد، علی‌اکبر
          ٥. آصفی، سهیل
          ٦. احسانی پور، مهرداد
          ٧. احمدزاده، حمید
          ٨. احمدزاده، مستوره
          ٩. احمدی، فریدون
          ١٠. ارس، کمال
          ١١. اسدی جمشید
          ١٢. اسدی، حسین
          ١٣. اشتهارد، پروین
          ١٤. اشکوری، احمد
          ١٥. اعظمی، محمد
          ١٦. اعظمی، مهران
          ١٧. افتخاری، بیژن
          ١٨. افشار، سیمین
          ١٩. افشاری، علی
          ٢٠. اقتداری، گودرز
          ٢١. اکبری، محمدتقی
          ٢٢. امجدی، نسترن
          ٢٣. امیدوار، میهن
          ٢٤. امیرخسروی، بابک
          ٢٥. امیری، کامران
          ٢٦. امینی، بهمن
          ٢٧. امینی، مهدی
          ٢٨. انصاری، وهاب
          ٢٩. اولاداعظمی، نیکروز
          ٣٠. باقرپور، دانش
          ٣١. بامیر، زیور
          ٣٢. براتی، مهران
          ٣٣. برزن‌جاه، محمد
          ٣٤. برقعی، محمد
          ٣٥. بُرهان، ارژنگ
          ٣٦. بصیری، نسرین
          ٣٧. بقائی، فریبرز
          ٣٨. بهرامی، محمد
          ٣٩. بیگدلی، بهرام
          ٤٠. پرزین، حبیب
          ٤١. پزشک، محمد
          ٤٢. پورنقوی، علی
          ٤٣. پیرزاده، بیژن
          ٤٤. تابان، فؤاد
          ٤٥. تبریزی، جواد
          ٤٦. تقوی بیات، منوچهر
          ٤٧. تقوی، گوهر
          ٤٨. توکلی، کیانوش
          ٤٩. تهرانی، شهرام
          ٥٠. جاوید، علی

          Comment


          • . جاوید، ف.
            ٥٢. جزنی، میهن
            ٥٣. جعفری، حسن
            ٥٤. جعفری، عاطفه
            ٥٥. جنتی عطائی، آرش
            ٥٦. جواهری، فرزاد
            ٥٧. جوشنی، رضا
            ٥٨. چرندابی، رضا
            ٥٩. حسین‌خواه، مریم
            ٦٠. حسینی، جعفر
            ٦١. حسینی، شاهو
            ٦٢. حکمت، بیژن
            ٦٣. خان‌بابا تهرانی، مهدی
            ٦٤. خلیق، بهروز
            ٦٥. خیرابی، ناهید
            ٦٦. درویش‌پور، مهراد
            ٦٧. درهمی، سیدسعید
            ٦٨. دریامج، نیما
            ٦٩. دوانلو، فرشته
            ٧٠. دوستدار، اکبر
            ٧١. دهکردی، احسان
            ٧٢. رئیسی، شاهرخ
            ٧٣. راستی، مهشید
            ٧٤. رهنما، سعید
            ٧٥. رحمانیان، بیژن
            ٧٦. رضائی، بیژن
            ٧٧. روحی، فرهاد
            ٧٨. زرکاری، نادر
            ٧٩. زرگریان، اسماعیل
            ٨٠. زهتاب، حسن
            ٨١. زهتاب، ملیحه
            ٨٢. سالکی، منوچهر
            ٨٣. سحرخیز، منصور
            ٨٤. سطوت، مریم
            ٨٥. سلامی، گیتی
            ٨٦. سلطانی، سیامک
            ٨٧. سورن، بهروز
            ٨٨. سیاوش‌پور، فرود
            ٨٩. شاکری، علی
            ٩٠. شالگونی، جلال
            ٩١. شام بیاتی، کریم
            ٩٢. شاهمرادی، بیژن
            ٩٣. شریعتمداری، حسن
            ٩٤. شکرآبی، اردلان
            ٩٥. صالح پور، شهلا
            ٩٦. صبور، سیاوش
            ٩٧. صدر، حمید
            ٩٨. طاهری‌پور، جمشيد
            ٩٩. طهماسبی، جمشید
            ١٠٠. عابدی، ضیاء
            ١٠١. عارف، پیمان
            ١٠٢. عبدالهی، خسرو
            ١٠٣. عابدی‌پور، ضیاء
            ١٠٤. عظیمی، فرزانه
            ١٠٥. علامه زاده، رضا
            ١٠٦. علمداری، کاظم
            ١٠٧. علوی، حسین
            ١٠٨. علی‌عباسی، جعفر
            ١٠٩. عماری، مناف
            ١١٠. فانی یزدی، رضا
            ١١١. فتاپور، مهدی
            ١١٢. فتحی، مسعود
            ١١٣. فدایی، بهزاد
            ١١٤. فرجاد، فرهاد
            ١١٥. فرجی، سیاوش
            ١١٦. فرید، شهلا
            ١١٧. فهیمی‌فر، هادی
            ١١٨. فیضی، شهاب
            ١١٩. قاسمی، کبری
            ١٢٠. قربانی، یدی
            ١٢١. قریشی، رضا
            ١٢٢. قریشی، فیروز
            ١٢٣. قهرمانی، مصطفی
            ١٢٤. کاخساز، ناصر
            ١٢٥. کارگر، صادق
            ١٢٦. کرمانی، ساتراپ
            ١٢٧. کریمی دره‌شوری، رضا
            ١٢٨. کریمی، بهزاد
            ١٢٩. کشتگر، علی
            ١٣٠. گنج‌بخش، امیر
            ١٣١. گوهرزاد، رضا
            ١٣٢. لقمانی، معصومه
            ١٣٣. لیماکشی، مزدک
            ١٣٤. ماسالی، حسن
            ١٣٥. ماکویی، همایون
            ١٣٦. محجوبی، علی
            ١٣٧. محمدی، ملیحه
            ١٣٨. مختاری، علی
            ١٣٩. مغيثی، هايده
            ١٤٠. مرادی، داریوش
            ١٤١. مرعشی، منیژه
            ١٤٢. مسعودی، جعفر
            ١٤٣. مظفری، کاوه
            ١٤٤. ملک محمدی، امین
            ١٤٥. مهمنش، همایون
            ١٤٦. میرفخرائی، مهران
            ١٤٧. نارنجی، حجت
            ١٤٨. ناطقی، الناز
            ١٤٩. ناظم، احمد
            ١٥٠. نجاتی، احمد
            ١٥١. نژاد، محسن
            ١٥٢. نصرتی، اصغر
            ١٥٣. نقویان، جلال
            ١٥٤. نگهدار، فرخ
            ١٥٥. نماپور، فرخ
            ١٥٦. نوائیان، داوود
            ١٥٧. نعمانی، فرهاد
            ١٥٨. نویدی، پرویز
            ١٥٩. نیکزاد، فریار
            ١٦٠. نیکفر، محمدرضا
            ١٦١. همایون، هما

            Comment


            • يكي از وكلاي مدافع عبدالفتاح سلطاني گفت كه تا كنون راي صادره از سوي دادگاه انقلاب به وي ابلاغ نشده است.

              محمدعلي دادخواه به خبرنگار حقوقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) گفت: تا اين تاريخ (‌١٥/٤/٨٥) حكم عبدالفتاح سلطاني، موكلم به اينجانب ابلاغ نشده است.

              وي، پيش از اين به ايسنا گفته بود: براي ابلاغ حكم موكلم از سوي شعبه‌ي ‌٢٦ دادگاه انقلاب اسلامي، مبادرت به صدور اخطاريه شده است تا ضمن حضور در شعبه، حكم صادره ابلاغ شود. چنين اقدامي خلاف عرف و مغاير قانون است، زيرا تشريفات ابلاغ آمره بوده و دادگاه يا اصحاب دعوا نمي‌توانند آن را تغيير دهند.

              عبدالفتاح سلطاني نيز گفته بود: احضارنامه‌اي از سوي قاضي شعبه ‌٢٦ دادگاه انقلاب اسلامي به دستم رسيده كه در آن عنوان احضار «جهت ابلاغ حكم صادره سه روز پس از رويت» ذكر شده است، در حالي كه چنين احضاريه‌اي خلاف قانون است زيرا حكم پس از صدور و تايپ، يك روز بعد بايد به متهم و وكيل او ابلاغ شود. نه اينكه متهم براي دريافت حكم خود نامه احضاري با اين مضمون دريافت كند.

              جمال كريمي‌راد، سخنگوي قوه قضاييه روز سه‌شنبه (‌١٢/٤/٨٥) به ايسنا گفت: شعبه‌ي رسيدگي كننده به پرونده عبدالفتاح سلطاني، راي صادره را جهت ابلاغ به وي و تمامي ‌١٢ وكيلش ارسال كرده است و هيچ مانعي براي ابلاغ راي صادره وجود ندارد و وفق مقررات قانوني مرحله‌ي ابلاغ در حال انجام است.

              Comment


              • محمدرضا یزدان پناه: اینگونه که از شواهد بر می آید، داستان حضور« علی جنتی» فرزند آیت الله «احمد جنتی» در وزارت کشور دولت نهم، روزهای پایانی خود را سپری می کند. اگر چه هنوز مدت حضور علی جنتی در ساختمان بلند مرتبه وزارت کشور در میدان فاطمی به ده ماه هم نرسیده است اما با خبری که روز سه شنبه خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی (ایرنا) بر روی تلکس خروجی خود قرار داد و در آن از قول «یک منبع آگاه در وزارت کشور» از بازگشت جنتی به پستی که پیش از دولت احمدی نژاد و در دولت «سیدمحمد خاتمی» به آن اشتغال داشت ،یعنی سفیر جمهوری اسلامی در کشور کویت خبر داد، به نظر می رسد تمام کش و قوس های این حضور پر جار و جنجال به پایان رسیده باشد.چه آنکه شرط کافی برای حضور مجدد جنتی در کویت برکناری یا استعفای او از معاونت وزارت کشور است.


                علی جنتی کیست؟
                علی جنتی در سال 1328 متولد شده و از همدوره ای های مصطفی پورمحمدی در مدرسه حقانی شهر قم است.وی که از یاران و نزدیکان شهید «محمد منتظری» است در سال 59 به عنوان رئیس صدا و سیمای استان خوزستان منصوب شد و تا سال 63 که استانداری همان استان را بر عهده گرفت در این پست فعالیت کرد.

                او پس از آن مدتی استانداری خراسان و ریاست دفتر «هاشمی رفسنجانی» را تجربه کرد و در دولت اصلاحات هم سفیر کشورمان در شیخ نشین کویت بود.


                انتصاب جنتی و مخالفت های ابتدایی
                انتصاب «علی جنتی» به سمت معاون سیاسی وزارت کشور که توسط «مصطفی پورمحمدی» در مهرماه سال 84 صورت پذیرفت، نه با استقبال اصلاح طلبان روبرو شد و نه موجبات خشنودی محافظه کاران و اصولگرایان را فراهم کرد.

                در این میان اصلاح طلبان با این استدلال که «از این پس در کشور ،پسر انتخابات برگزار می کند و پدر بر ‌آن نظارت می کند»، از اجرا و نظارت خانوادگی بر انتخابات پیش رو ابراز نگرانی می کردند و جناح راست هم به علت مشی سیاسی جنتی که نه تنها چندان قرابتی با پدر خود به عنوان دبیر شورای نگهبان نداشت بلکه به حمایت از کاندیداتوری «اکبر هاشمی رفسنجانی» در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 در برابر «محمود احمدی نژاد» پرداخته بود، مخالفت های جدی خود با این انتصاب را آغاز کردند.

                بدین ترتیب،این فقط اشخاص و گروه های نزدیک به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و حزب کارگزاران سازندگی بودند که با رضایت تلویحی از این امر، در برابر آن سکوت پیشه کردند و حتی از باقی ماندن جنتی در این سمت حمایت های پیدا و پنهان انجام می دادند.

                اما نه این حمایت ها و نه آن «رضایت بعدی» اصلاح طلبان از مشی میانه روی جنتی باعث نشد تا فشار و فضا سازی گروه های رادیکال جناح راست و سایت های خبری و تریبون های مطبوعاتی این جناح علیه وی پایان یابد تا جایی که تنها 3 ماه پس از انتصاب جنتی به معاونت سیاسی وزارت کشور،سایت های نزدیک به اصولگرایان از «برکناری قریب الوقوع» وی خبر دادند.سایت خبری «فردا» صراحتا از برکناری جنتی پیش از برگزاری انتخابات آینده مجلس خبرگان رهبری و شوراهای شهر و روستا با «دستور مستقیم محمود احمدی نژاد» خبر داد.


                پورمحمدی:انتخابات فامیلی نمی شود
                هر چند که این موضوع چندین بار توسط شخص جنتی و منابع نزدیک به وی تکذیب شد اما این «مصطفی پورمحمدی» وزیر کشور بود که در حاشیه بازدید از سیزدهمین نمایشگاه بین المللی مطبوعات تهران و در غرفه روزنامه «کیهان» ضمن تأیید اخبار مربوط به برکناری جنتی گفت: «بحث این است که از آنجا که آقای جنتی فرزند آیت الله جنتی دبیر شورای نگهبان هستند و در حین برگزاری انتخابات شوراها و مجلس خبرگان، ممکن است در افکار عمومی اینگونه تلقی شود که در برگزاری انتخابات اعمال نفوذ و نظری از هر دو مرکز بر روی همدیگر صورت می گیرد، ممکن است در آینده نه چندان دور تمهیداتی برای تغییر برخی مدیران وزارتخانه صورت گیرید.»

                تکذیب مجدد برکناری جنتی
                نکته جالبی که درباره این خبر وجود داشت تکذیب مجدد آن توسط منابع نزدیک به وزارت کشور بود. تا جایی که این منابع حدود یک ماه قبل، «از تماس تلفنی وزیر کشور با «حسین شریعتمداری» مدیر مسئول روزنامه «کیهان» و گلایه پورمحمدی از وی بابت نحوه تنظیم اظهارات وی در غرفه این روزنامه خبر دادند.

                با این حال و در حالی که در 10 ماه گذشته ناظران، هر از چندگاه ابتدا شاهد تأیید خبر برکناری جنتی و سپس تکذیب آن بودند، باید دید که آیا خبری که خبرگزاری دولتی جمهوری اسلامی به نقل از یک منبع آگاه در وزارت کشور منتشر کرده به قوت خود باقی می ماند یا اینکه این بار هم این خبر تکذیب خواهد شد؟

                اما در صورتی که مجموع شرایط به نحوی پیش رود که «علی جنتی» معاون سیاسی وزارت کشور در انتخابات آینده «نباشد»، این امر یک پیام مهم به اصلاح طلبان هم خواهد بود. زیرا هنگامی که اصولگرایان و جناح راست رادیکال حضور پسر آیت الله جنتی در انتخابات را تاب نیاورند،چگونه حضور اصلاح طلبان در انتخابات را تحمل خواهند کرد؟

                Comment


                • اعلاميه پشتيبانی سه سازمان سياسی ملی از اعتصاب غذا برای آزادی زندانيان سياسی در ايران
                  تجاوزات بيشمار جمهوری اسلامی و نقض گسترده حقوق بشر درايران روز افزون است. در ميهن ما هر اعتراضی با شديدترين سرکوب و هر مقاومتی با پليد ترين قدرت پليسی و امنيتی حکومتيان روبروست.

                  امروز که عدم امکان دستيابی به زندگی بهتر و حقوق اجتماعی در فقدان آزادی و ديکتاتوری بيشتر از پيش روشن شده است، امروز که مبارزات گروه های اجتماعی، بويژه زنان، کارگران، دانشجويان و جوانان برای مطالبات صنفی و کسب حقوق دموکراتيک با استفاده از روش های مدنی و مقاومت منفی رو به گسترش گذاشته است و امروز که جمهوری اسلامی کوشش دارد با مرکزی نمودن مساله هسته ای و به بازی گرفتن امنيت و موجوديت کشور، توجه اقکار عمومی جهان را از نقض گسنرده حقوق بشر در ايران منحرف سازد، ضروری است مردم و اپوزيسيون دموکرات ايران يک صدا با اين سياست ها به مقابله برخيزند.



                  با توجه به نکات فوق، ما سازمان های امضا کننده زير از پيشنهاد اکبر گنجی، مبارزی که با مقاومت فهرمانانه خود افکار عمومی جهان را به نحو کم نظيری متوجه نفض حقوق بشر در ايران نموده است، مبنی بر برگزاری اعتصاب غذا برای آزادی آقايان منصور اصانلو، رامين جهانبگلو و موسوی خوئينی ها از ۲۳ تا ۲۵ تير برابر ۱۴ تا ۱۶ ژوئيه پشتيبانی نموده، از همه هموطنان ميخواهيم به هرصورتی که در امکان خود می بينند به اين مبارزه افشاگرانه که بصورت اعتصاب غذا صورت می پذيرد کمک رسانده، کوشش نمايند با شرکت خود در آن و انعکاس وسيع اخبار آن در سطح جهان به افشا تجاوزات مسلم و بيشرمانه حکومتی در ايران کمک نمايند.
                  ا
                  پيروز باد مبارزه مردم ايران برای برقراری آزادی، دمکراسی و خقوق بشر در ايران!

                  سازمانهای جبهه ملی ايران در آمريکا
                  فعالان جبهه ملی ايران در خارج از کشور
                  نهضت مقاومت ملی ايران

                  ۱۵ تير ۱۳۸۵ برابر ۶ ژوئيه ۲۰۰۶

                  Comment


                  • عبدالکريم لاهيجی رييس جمعيت دفاع از حقوق بشر ايران و نايب رييس فدراسيون بين‌المللى جامعه‌هاى حقوق بشر پيوستن ايران به عهدنامه بين‌المللی ضدشکنجه را يکی از راههای مقابله با شکنجه و شکنجه گران دانست.
                    وی در پاسخ به پرسشی درباره نبود سازمانی برای ارائه خدمات توانبخشی به قربانيان شکنجه در ايران با وجود شکنجه شدن افراد بسيار و اين که "چه شرايطی برای ايجاد چنين مرکزی در يک کشور لازم است" به راديو آلمان گفت:" به‌عقيده من دو مسئله بايد از هم تفکيک بشوند. اول رسيدگی به جرم و جنايت مسئولان شکنجه در هر کشور و در هر نظام است. از اين‌روست که در عهدنامه بين‌المللی ضدشکنجه برخلاف اصل کلی حقوق جزا که اصل صلاحيت محلی ست، يعنی هر دادگاهی صلاحيت رسيدگی به جرائمی را دارد که در قلمرو آن کشور مرتکب شده باشد، اصل صلاحيت برون‌مرزی شناخته شده است. يعنی شکنجه‌گر ايرانی اگر در آلمان يا در فرانسه و يا در ديگر کشورهايی که عضو اين عهدنامه هستند يافت بشود، مي‌شود او را دستگير و محاکمه کرد. يعنی مسئوليت‌های اخلاقي، قانونی و حقوقی يک عمل جنايت‌آميزی را بر شکنجه‌گر تحميل کرده‌اند. بنابراين لازم است كه ايران به اين عهدنامه بپيوندند و اين عمل شنيع، چه در داخل ايران و چه در خارج از مرزهای ايران، قابل تعقيب باشد تا عاملان و آمران شکنجه بدانند که ديگر دوران فرار مجازات يا مصونيت از مجازات بسر آمده است."
                    لاهيجی افزود: "مسئله دوم رسيدگی به وضعيت قربانی شکنجه است. هم از نظر مراکزی که برای درمان آنها، برای مداوای آنها بايد وجود داشته باشد. مي‌دانيد که در خارج از ايران حتا الان نهادهای بين‌المللی بوجود آمده‌اند برای پرداختن به اين تلاش‌ها و کوشش‌های انسانی و حقوق بشری برای اينکه حداقل سلامت قربانی را به او اعاده بکنند. و ديگر مسئله جبران خسارت است. جبران خسارت، كه در اينجا يعنی اگر شکنجه‌گر که معمولا مامور دولت است در حين انجام وظيفه خودش مرتکب چنين عمل زشتی شده باشد، دولت است که بايد خسارات قربانی شکنجه را پرداخت بکند و اينجاست که مسؤوليت مدنی از مجرم سرايت مي‌کند به دولت و در تمام کشورهايی هم که حقوق مدرن حکومت مي‌کند به همين صورت است. يعنی دولت است که آنجا جانشين شکنجه‌گر مي‌شود، که مامور اوست و موظف است که خسارات مادی قربانی شکنجه را تامين بکند.

                    Comment


                    • براى تحقق اين هدف بايد 5400 كيلومتر آزادراه، 5200 كيلومتر بزرگراه و 7600 كيلومتر راه اصلى احداث و 2040 نقطه حادثه‌خيز به اضافه 5391 تقاطع حادثه‌خيز در جاده‌هاى كشور رفع حادثه‌خيزى شود، اما نگاهى گذرا به اعتبارات اختصاص يافته به اين بخش نشان از آن دارد كه تحقق اين هدف دور از انتظار و بعيد به نظر مي‌رسد و دستيابى به اين آمارها، آرمانى است.

                      محمد سميعى ـ مشاور وزير راه و ترابرى و معاون فنى و مهندسى شركت ساخت و توسعه زيربناهاى كشور ـ در گفت‌وگو با خبرنگار ايسنا،‌ در زمينه ساخت زيربناهاى حمل و نقل جاده‌اى در طول برنامه چهارم، مي‌گويد: در طول سال‌هاى اين برنامه 5400 كيلومتر آزادراه بايد احداث شود كه ساخت هر كيلومتر از آن 2 ميليارد تومان هزينه دارد كه با اين اوصاف 10 هزار و 800 ميليارد تومان بايد در طول پنج سال به اين بخش اختصاص يابد.

                      او مي‌افزايد: اما در دو سال گذشته تنها 245 ميليارد تومان و به عبارت ديگر 3/2 درصد از اعتبار مورد نياز براى تكميل حداقل 50 درصد از آزادراه‌هاى كشور اختصاص يافته است كه با ادامه روند فعلى تخصيص اعتبارات تا پايان سال 88 با در نظر گرفتن سهم 50 درصدى بخش خصوصى در احداث آزادراه‌ها، 5/11 درصد از كل برنامه در اين بخش تحقق پيدا مي‌كند.

                      سميعى با بيان اين كه در اين مدت بايد 5200 كيلومتر بزرگراه توسط منابع دولتى احداث شود، تصريح مي‌كند: براى احداث اين ميزان بزرگراه رقمى ‌معادل پنج هزار و 200 ميليارد تومان مورد نياز است؛ اين در حالى است كه در 2 سال سپرى شده از برنامه چهارم تنها 412 ميليارد تومان به احداث بزرگراه‌ها اختصاص يافته كه اين رقم 9/7 درصد اعتبار مورد نياز در اين بخش است، لذا با ادامه روند فعلى در سه سال آينده تنها 8/19 درصد از 5200 كيلومتر بزرگراه در دست ساخت كشور تكميل و آماده بهره‌بردارى خواهد شد.

                      وى درباره وضعيت اختصاص اعتبار در راه‌هاى اصلى بيان مي‌كند: اعتبارات اين بخش نيز دست كمي‌ از آزادراه‌ها و بزرگراه‌ها ندارد، به طورى كه در دو سال گذشته براى احداث و بهسازى 7600 كيلومتر از راه‌هاى اصلى كه نيازمند اعتبار چهار هزار و 940 ميليارد تومانى بوده‌ايم، تنها يك‌هزار و 180 ميليارد تومان اختصاص يافته است، يعنى 9/23 درصد. كه با ادامه روند فعلى تنها 8/59 درصد از اهداف برنامه در اين بخش محقق مي‌شود.

                      داستان رفع نقاط حادثه‌خيز نيز از ديگر تراژدي‌هايى است كه با 27 هزار كشته در سال مسوولان كشور با آن دست و پنجه نرم مي‌كنند اما روند تخصيص اعتبار در اين بخش نشان مي‌دهد كه مسوولان بودجه‌ريز اعتقادى به وجود اين نقاط كه در سال 81 شناسايى شده‌اند، ندارد.

                      به طورى كه مشاور وزير راه وترابرى در اين زمينه مي‌گويد: در طول پنج سال برنامه چهارم توسعه 1800 ميليارد تومان براى رفع كليه نقاط و تقاطع‌هاى حادثه‌خيز كشور مورد نياز است اما در سال 84، 58 ميليارد تومان و امسال نيز تنها يك ميليارد تومان به اين امر اختصاص يافته است كه جمع اين دو رقم، تحقق 3/3 درصدى اهداف برنامه چهارم توسعه در اين بخش را گوشزد مي‌كند كه با ادامه اين روند تا سال 88 تنها 25/8 درصد از نقاط حادثه‌خيز كشور از حادثه‌خيزى خارج مي‌شوند.

                      او بيان مي‌كند: تاكنون تنها 9/9 درصد از اعتبارات مورد نياز براى ساخت زيربناهاى حمل و نقل جاده‌يى كشور تخصيص يافته است، چراكه از 20 هزار و 940 ميليارد تومان مورد نياز، تنها 2 هزار و 82 ميليارد تومان به اين بخش تزريق شده است.

                      ادامه اين روند و بودجه‌ريزي‌ها و اختصاص اعتبارات اين چنينى موجب آن مي‌شود كه در انتهاى سال 88 شاهد اين باشيم كه تنها 8/24 درصد از اهداف برنامه چهارم توسعه در ساخت آزادراه، بزرگراه و راه‌هاى اصلى تحقق پيدا كند، اين در حالى است كه با افزايش حجم تقاضا براى سفر، حجم تعداد خودروها و افزايش سرعت مجاز خودروها ديگر جاده‌هاى كشور قابليت پذيرش ترافيك مورد نظر را نداشته و امنيت تردد در جاده‌هاى كشور كاهش، ميزان تصادفات افزايش و حتى بحث تردد كالاهاى ترانزيتى در سطح جاده‌هاى كشور تحت الشعاع آن قرار بگيرد و شايد در سال 88، سهم 10 درصدى فعلى جاده‌ها در تصادفات با رشد وحشتناكى همراه باشد و متقاضيان مسافرت با قطار و هواپيما را بر تردد در جاده‌هاى ناامن كشور ترجيح دهند با اين كه حمل و نقل ريلى و هوايى كشور نيز مستثنى از وضعيت بحران فعلى نيستند.

                      Comment


                      • سرهنگ رحيم حيدري، فرمانده انتظامى اهواز اظهار كرد: با تلاش ماموران انتظامى در راستاى مبارزه با سرقت در سه ماهه نخست امسال در خصوص سرقت منزل نيز با كاهش قابل توجهى مواجه شده‌ايم.

                        وى افزود: ماموران آگاهى اهواز در مدت سه ماهه گذشته موفق شدند يك باند سرقت‌هاى مسلحانه كه در محورهاى مواصلاتى استان فعاليت مي‌كردند را با دستگيرى 4 تن و توقيف دو قبضه سلاح گرم متلاشى كنند.

                        فرمانده انتظامى اهواز گفت: به منظور ارتقاى امنيت اجتماعى در اهواز، اجراى چهار طرح پيش‌بينى و ابلاغ شد كه نتايج عملكردى خوبى به همراه داشته است.

                        وى توضيح داد: در طرح رعد يك، 11 قبضه اسلحه، 319 فشنگ كشف و 13 تن و در جريان اجراى رزمايش مبارزه با قاچاق فرآورده‌هاى نفتى و مشروبات الكلي، 2 هزار ليتر بنزين، 6 هزار ليتر گازوئيل، 2 هزار و 783 ليتر مشروبات الكلي، 22 كيلو و 765 كيلوگرم مواد مخدر كشف و 341 تن دستگير شده‌اند.

                        سرهنگ حيدرى در ادامه افزود: در طرح عمليات ,فجر, كه از 23 تا 26 خرداد ماه گذشته در 72 نقطه شهر اهواز اجرا شد، 121 دستگاه خودرو و 596 دستگاه موتورسيكلت توقيف و 208 تن در اين رابطه دستگير شدند.

                        وى با اشاره به متلاشى شدن 94 باند بزرگ در سه ماهه نخست امسال گفت: از اين ميان مي‌توان به متلاشى شدن پنج باند مسلحانه، شش باند خودرو، پنج باند كيف قاپ، شش باند موتورسيكلت، 18 باند سرقت منزل، 17 باند مشروبات الكلي، 10 باند مواد مخدر و هفت باند شركت‌هاى گلدكوئيست اشاره كرد.

                        فرمانده انتظامى اهواز يادآور شد: چهار هزار و 442 تن در مجموع جرايم سه ماهه نخست سال جاري، دستگير شدند و اين در حاليست كه اين رقم در مدت مشابه سال گذشته، سه هزار و 789 تن بوده است.

                        سرهنگ حيدرى از اجراى طرح ارشادى مبارزه با بدحجابى در چهار نقطه شهر اهواز خبر داد: اين طرح در ستاد امر به معروف و نهى از منكر مصوب شده است و در راستاى ارتقاى امنيت اجتماعى در مناطق هسته مركزى شهر، كيانپارس، زيتون كارمندى و كوروش اين طرح در حال اجراست.

                        وى اضافه كرد: طى اجراى اين طرح كه يك ماه از آغاز آن مي‌گذرد، 150 باب مغازه به دليل عدم رعايت شئونات اسلامى پلمپ شدند و 300 مغازه البسه مبتذل اخطاريه گرفتند.

                        Comment


                        • خبر ناگهاني، در گذشت کن لی در سن 64 سالگی است. لی و همکار سابقش اسکلينگ ستاره های يکی از بزرگ ترين رسوايی هايی هستند که در آمريکا تحت عنوان,خواستگاران خارجی قراردادهای نفتی عراق, Foreign Suitors for Iraqi Oilfield Contracts معروف شد. علت اين نامگذاری آن بود که در جريان تحقيقات در مورد ورشکستگی شرکت انرون و اختلاس عظيم مالی آن معلوم شد دفتری که ديک چنی تحت عنوان نيروی ويژه انرژی Energy Task Force باز کرده بود، در مارس 2001 يعنی قبل از حمله به عراق نقشه های مربوط به معادن نفتي، لوله ها و پروژه هاو قرار دادهای نفت و گاز امارات متحده عربي، عراق و عربستان سعودی را در اختيار عوامل اين شرکت قرار داده بود و کنت لی و اسکلينگ در جلسات شرکت کرده و مستقميا در تصميمات دولت نقش بازی ميکردند. ديک چنی خود در هيات مديره شرکت هاليبرتون بود. بعلاوه شرکت انرون و ساير شرکت های دور و بر تيم بوش - چنی فقط خواستگار منابعی که در ماورای درياها بايد تسخير ميشد نبودند، بلکه در جريان همين رسوايی معلوم شد حتی برنامه انرژی که جرج بوش طی انتخابات ارائه کرد، ماده به ماده توسط اين شرکت ها نوشته شده بود.

                          اگرچه ديک چنی در اين جريان برای پاسخ به سوالات به دادگاه فراخوانده شد، اما اين ارتباطات غيرقانونی نبود که روسای شرکت انرون را به دادگاه کشانيد بلکه اختلاس، کلاهبرداری مالياتی و دزدی بود که به پرونده آن ها تبديل شد.

                          يادآوری اين نکته نيز خالی از لطف نيست که در جريان همين رسوايی معلوم شد رابطه انرون و تيم نفتی بوش - چنی چنان نزديک بود که کنت لی هواپيمای خصوصی شرکت انرون را در در جريان رقابت انتخاباتی سال 2000 در اختيار بوش و چنی ميگذاشت تا سفرهای انتخاباتی خود را صورت دهند. قرار بودجرج بوش بعد از پيروزی در انتخابات سال 2000 کنت لی را به عنوان وزير خزانه داری آمريکا منصوب کند که در آخرين لحظات تصميم ملغی شد. کنت لی در سنی که هنوز فرصت زيادی برای بهره برداری از نتايج خواستگاری هايش و تحقق رويای بزرگ نئو کان ها برای استقرار امپراتوری سلاح بر جهان را داشت، هنگام گذرانيدن تعطيلاتش، از بيماری قلبی درگذشت.

                          Comment


                          • متهم اصلی بزرگترين ورشکستگی آمريکا درگذشت
                            کن لی متهم اصلی ورشکستگی 32 ميليارد دلاری شرکت انرون شناخته شده است
                            کن لي، مديرعامل سابق شرکت آمريکايی انرون که به عنوان متهم اصلی بزرگترين ورشکستگی تاريخ اين کشور شناخته شده است در سن ۶۴ سالگی به علت حمله قلبی در گذشته است.
                            کن لی پس از ورشکستگی ۳۲ ميليارد دلاری انرون، هفتمين شرکت بزرگ آمريکا، در دسامبر ۲۰۰۱ از سمت خود استعفا داده بود و مورد محاکمه قرار داشت.

                            اين موضوع باعث بيکاری ۴۰۰۰ کارمند انرون و ضرر و زيان هزاران سهام دار شرکت شد.

                            دادگستری آمريکا او و همکار سابقش جفری اسکلينگ را به اتهام دروغگويی و کلاهبرداری به ارتکاب ده مورد جرم مالی و جرائم ديگر متهم کرده است.

                            آقای لی در حالی که هنوز منتظر صدور حکم دادگاه بود، درگذشت.

                            تحليلگران ورشکستگی انرون را سرآغاز تعدادی از مهمترين رسوايی های مالی آمريکا مانند ورشکستگی شرکت های ورلد کام، گلوبال کراسينگ، آدلفيا و تايکو می دانند.

                            به گفته آنها در صورت صدور حکم دادگاه، آقای لی به ۲۵ تا ۴۰ سال زندان محکوم می شد.

                            کن لی شرکت بزرگ انرون را در سال ۱۹۸۵ از ادغام دو شرکت فعال در بخش انرژی آمريکا تاسيس کرد.

                            او که فرزند يک کشيش ساده بود، در دادگاه ضمن تاکيد بر بی گناهی خود، به هيات منصفه گفت از نماد تحقق رويای آمريکايی ها به نمادی از بزرگترين کابوس در اين کشور تبديل شده است.

                            آقای لی که از جمهوری خواهان با سابقه بود در جوانی پس از فعاليت در شرکت های تجاری مختلف، مدتی در سمت معاونت وزارت کشور آمريکا خدمت کرد و پس از آن شرکت انرون را پايه گذاری کرد.

                            او همچنين در ارتباط با جمع آوری کمک مالی از تجار و فعالان اقتصادی با نفوذ آمريکايی برای حمايت از ستاد انتخاباتی جورج بوش، رييس جمهور فعلی آمريکا هم فعال بوده است

                            Comment


                            • "اين گروه از منتقدان با اشاره به ناكارآمدى تجربه شده در سال‌هاى گذشته كه خصوصى سازى در قالب رهاسازي، اختصاصى سازي، خودماني‌سازي، واگذارى كارخانه‌هاى دولتى به مقامات سياسى با ثمن بخس و مسائلى از اين دست به اجرا درآمد، معتقدند با توجه به چشم انداز موجود در عرصه مديريتى كشور و فقدان اهرم‌هاى دقيق نظارت و حسابرسي، ما شاهد به يغما رفتن اموال و سرمايه‌هاى عمومى در پشت پرده زد و بندهاى برخى مديران خواهيم بود كه اين امر علاوه بر چوب حراج زدن بر بيت‌المال باعث فاصله گيرى بيشتر طبقات اجتماعى و پديدآمدن قله‌هاى جديد ثروت در جامعه خواهد شد."
                              دنيای اقتصاد در ارتباط با نتايج و تاثيرات خصوصى سازى در رژيم اسلامى با اشاره بهديدگاه کارشناسان منتقد می افزايد: "اين گروه از كارشناسان سياسى و اقتصادى كشور اذعان دارند كه در نتيجه اين امر عدالت اجتماعى به عنوان محوري‌ترين هدف نظام اسلامى در معرض تهديد جدى قرار خواهد گرفت و نظام و دولت اسلامى كه وظيفه بسط و گسترش عدالت را بر عهده دارد، اين موضوع را به صاحبان سرمايه سپرده و شانه از زير بار اصلي‌ترين وظيفه خود خالى كرده است در حالى كه دولت نمي‌تواند ناكارآمدى خود را فرافكنى و اين مسووليت ناپذيرى را توجيه كند چرا كه اين امر رافع مسووليت قانونى دولت نخواهد بود.
                              علاوه بر آنكه تجربه كشورهاى سرمايه‌دارى نشان داده است صاحبان عمده ثروت داراى عالي‌ترين مناصب سياسى نيز شده‌اند به‌گونه‌اى كه 80درصد نمايندگان مجلس عوام انگليس را سرمايه‌داران تشكيل مي‌دهند و اين امر در پارلمان آمريكا نيز صادق است."
                              دنيای اقتصاد در همين رابطه به يکی از تازه ترين يافته های مطالعات بين المللی, مندرج در نشريات بين‌المللى تخصصى اقتصادى از جمله پول و توسعه اشاره می کند و می نويسد: "يافته‌هاى مطالعاتى در 92 كشور نشان مي‌دهد بين توزيع درآمد عادلانه و نرخ رشد اقتصادي، تاثير مستقيمى برقرار است به‌گونه‌اى كه هرچه شكاف در توزيع ثروت كمتر باشد نرخ رشد بالاتر بوده است.
                              همچنين مطالعه ديگرى هم روى 116 كشور در سال 1382 انجام شده كه در آن هم بين توزيع برابر درآمد و رشد اقتصادى ارتباط مثبت و مستقيمى وجود دارد كه بر همين اساس در سال‌هاى اخير كشورهاى غربى جهت افزايش كارآيى و عمل به خواسته‌هاى اجتماعى بر بسط عدالت در جامعه اصرار بيشترى مي‌ورزند.
                              اين نگاه جديد در حالى صورت مي‌پذيرد كه بر اساس مكتب سرمايه‌دارى كلاسيك، در قطب سرمايه‌دارى جهانى امروز، 34‌ميليون فقير مطلق، 12‌ميليون كودك سرراهى و بزرگترين زندان‌هاى دنيا به وجود آمده است چرا كه 80‌درصد ثروت جامعه آمريكا در دست 6‌درصد مردم آن است."

                              دنيای اقتصاد به مخالفت جدی با خصوصی سازی ها در ميان مردم به عنوان يکی از موانع اجرای ابلاعيه جديد خامنه ای نيز اشاره می کند و می نويسد:"بر اساس طرح پيمايش ملى كه توسط وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى طى سال‌هاى 1378 تا 1382 در 27 استان كشور انجام شده، 9/89درصد مردم مخالف خصوصي‌سازى نفت و گاز، 81‌درصد دانشگاه‌ها، 2/80‌درصد مدارس، 4/78‌درصد بيمارستان‌ها، 2/78‌درصد آب و برق، 70‌درصد مخابرات، 9/67‌درصد راه‌آهن و هواپيما، 8/67‌درصد بيمه و 7/65‌درصد بانك‌ها بوده‌اند ."
                              دنيای اقتصاد به دست اندرکاران رژيم توصيه می کند که"با توجه به مخالفت اكثريت افكار عمومى با خصوصي‌سازي، نمايندگان مجمع تشخيص مصلحت و دولت بايد برنامه‌هاى ويژه‌اى جهت اقناع افكار عمومى ارائه كرده و پس از جلب موافقت صاحبان اصلى كشور، اقدامات لازم را انجام دهند."

                              مشروح گزارش دنيای اقتصاد را می توانيد در لينک زير بخوانيد:



                              Comment


                              • www.gozargah.com
                                جوايز نوبل، فکر می کنيد حقی است که به حق دار می رسد؟ ( بخصوص جايزه ادبيات و صلح ) و آن ها که اين جوايز را دريافت می کنند، به واقع از بهترين ها هستند؟ و هيجگونه ملاحظاتی برای انتخاب آنها اعمال نمی شود؟ گمان نمی کنيد پاسخ مثبت به اين پرسش ها، می تواند ريشه در خوش باوری داشته باشد؟
                                به واقع جايزه نوبل ادبی که در سال 1958 ( در شور حسينی! جنگ سرد ) به " بوريس پاسترناک " نويسنده روسی ( در شوروی سابق ) به مناسبت
                                انتشار کتاب: " دکتر ژيواگو " تعلق گرفت بدون ملاحظات سياسی بود؟
                                همانطور که می دانيد " پاستر ناک " بيشتر ( و اصولن ) شاعر است تا نويسنده، و اتفاقن کتاب شعری هم دارد با نام: " تولدی ديگر- Second Birth "
                                شايد هم " دومين تولد " و تنها کتاب ِ به نثر او ( يا اولين کتابی که به شعر نيست ) همين ( دکتر ژيواگو ) ست که نوبل را برايش آورد.
                                نمی گويم همه جوايز نوبل ( يا همه کيرندگان آن ) بر پايه روابط است و نه ضوابط، ولی می گويم آنجا که لازم بدانند کسی را بر می گزينند که می خواهند.
                                مثل جايزه صلح آن، برای ( جيمی کارتر، و حتا البرادعی ) ، و ديگرانی که می شناسيد.
                                در جائی به نقل از کميته نوبل خواندم: ( جايزه نوبل الزامن به آن هائی که واجد شرايط هستند تعلق نمی گيرد. يا: نوبل تنها معيار شناخت خوبی و بدی نويسندگان نيست. )
                                کما اينکه مشاهيری چون : برشت - دريدا - جيمز جويس - سامرست موام - دی. اچ. لورنس - سالينجر - آرتور ميلر - مارک تواين و حتا، تولستوي، نوبل
                                نگرفتند. ولی " پاستر ناک " گرفت. در چنين وضعيتی ما انتظار داشتيم، " شاملو " نوبل بگيرد.
                                گويا به واقع، دنيا دار مکافات است! بايد چشم و گوشمان کاملن باز، و حواسمان حسابی جمع باشد، در تمامی موارد و زمينه ها.

                                Comment

                                Working...
                                X