Announcement
Collapse
No announcement yet.
Important Political News
Collapse
This is a sticky topic.
X
X
-
علي لاريجاني رييس تيم هسته اي ايران که پيش ازاين گفته بود هنگام شرکت در کنفرانس امنيتي آلمان با طرف هاي آمريکايي ديدار نخواهد کرد، اعلام کرد با مقامات اروپايي ملاقات و گفت وگو مي کند. اين اولين ديدار ازاين دست پس ازتصويب قطعنامه تحريم عليه ايران درتاريخ 13 دسامبرگذشته به شمار مي رود.
علي لاريجاني درحالي راهي مونيخ مي شود که خبرگزاري اينتر فکس ازحضور ناگهاني علي اکبرولايتي درمسکو خبرداده است. او به عنوان فرستاده ويژه رهبرانقلاب به اين سفر رفته است تا پيامي را به مقامات عاليرتبه روسي تسليم کند. قرار است لاريجاني نوزدهم بهمن با ايوانف رييس شوراي امنيت ملي روسيه درکاخ کرملين ملاقات داشته باشد.
لاريجاني درخصوص برنامه خود درسفر به مونيخ به "ايلنا" گفته است: "کنفرانس مونيخ مربوط به حل مسائل امنيتي بين*المللي است، البته مذاکراتي در کنار آن وجود دارد، شما صبر کنيد ببينيد چه مذاکراتي مي*شود." او سپس درتصريح اينکه با چه کسي مذاکره مي کند وبا چه کسي مذاکره نمي کند گفته: "ما هيچ وقت نگفتيم با هيچ کس مذاکره نمي*کنيم، شما هم بهتر است کمي صبر کنيد."
لاريجاني تصريح نکرده است که دقيقا با چه کساني در کنفرانس سه روزه مونيخ که جمعه تا يکشنبه (9 تا 11 فوريه) برگزار مي شود، ديداروگفت وگو خواهد کرد. هيچ کدام ازکشورهاي غربي نيز درخصوص ملاقات مقامات رسمي شان با علي لاريجاني اطلاعاتي رامنتشر نکرده اند. دراين اجلاس صدراعظم آلمان آنجلا مرکل، ولاديميرپوتين رييس جمهوري روسيه، خاوير سولانا دبيرسياست خارجي اتحاديه اروپا وباب گيتس وزير دفاع آمريکا شرکت خواهند داشت. هفته پيش ايوانف دبيرشوراي امنيت ملي روسيه در سفربه ايران با رهبرانقلاب ديدار کرد. او پيشنهاد توقف موقت غني سازي وتوقف تحريم را مطرح کرد که مورد موافقت مقامات ايراني قرارنگرفت. ايگور ايوانوف که در روزهاي 7و8 بهمن درتهران با آيت الله خامنه اي، محمود احمدي نژاد، علي لاريجاني دبير شوراي عالي امنيت ملي و منوچهر متكي وزير امور خارجه ديدار داشت، تصريح کرد که وضعيت پرونده هسته اي ايران بسياربحراني است.
ازسوي ديگر فراکسيون اقليت مجلس شوراي اسلامي نيز به گفت وگو با طرف هاي آمريکايي ابراز علاقه کرده است. فراکسيون اقليت مجلس*هفتم اعلام کرده که: "با عنايت به اعلام آمادگي جمعي از نمايندگان کنگره آمريکا براي مذاکره با ايران و از آنجا که رويکرد استراتژيک اصلاح*طلبان استقبال از نطق، گفت*وگو، اعتماد سازي و تنش*زدايي است، در نشستي ضمن بررسي اين موضوع، آمادگي خود را براي گفت*وگو و مذاکره شفاف با حفظ اقتدار و منافع ملي کشورمان آعلام مي*کنيم".
نورالدين پيرموذن، سخنگوي فراکسيون اقليت اضافه کرده است: "اينکه در يک اجماع شوراي امنيت در مورد قطعنامه ۱۷۳۷ همه اعضاي ۱۵ گانه عضو اين شورا عليه ما راي مي*دهند و مسوول جلسه هم کشور همسايه و مسلمان قطر بوده است، علامت خوبي نيست. اينها نشان از ضعف دستگاه ديپلماسي ماست و حاکي از گم شدن جايگاه منافع ملي در ديپلماسي سياست خارجي دولت نهم است."
خبرگزاري رويترز روز سه شنيه به نقل از نيكلاس برنزدرشهرسن پائولوي برزيل نوشت: " پيشنهاد آمريكا براي مذاكره با ايران هنوز روي ميز قرار دارد ولي اجازه دهيد ببينيم ايران چه اقدامي مي*كند". او اقدام ايران براي نصب دوآبشار 164 تايي سانتريفوژ ديگر درتاسيسات نظنز را نيز "غيرعاقلانه" خواند: "شرايط فوق*العاده*اي داريم كه در آن روسيه، چين، اتحاديه اروپا و آمريكا با تحريم*هايي موافقت كرده*اند و اين تحريم*ها نيز قرار است 21 فوريه (2 اسفند) بازبيني شود. اگر ايران سه هزار سانتريفوژ را نصب كند و مانع دسترسي بازرسان آژانس بين*المللي انرژي اتمي به تاسيسات خود شود، بيشتر منزوي مي*شود و كشورهاي جهان را متقاعد مي*كند كه براي ارسال اين پيام كه برنامه هسته*اي خود را تعليق كنيد، گردهم آيند. اگر ايران برنامه غني*سازي را تعليق كند، تحريم*ها متوقف مي*شود و كاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريكا نيز تيم مذاكره آمريكا را هدايت مي*كند. معتقدم ديپلماسي موفق مي*شود، بنابراين لازم است صبور باشيم. اگر ايراني*ها مايل باشند، ما نيز ما مايل به مذاكره هستيم، در نتيجه معتقدم توپ در زمين ايران قرار دارد."
عبدالعزيزحکيم روحاني بلندپايه شيعه عراقي نيز درسفر روزهاي گذشته خود به تهران گفته بود که مذاکره ايران وآمريکا مي تواند به نفع منطقه باشد.

Comment
-
با افزايش فشار بر فعالان اجتماعي وروزنامه نگاران و منع حضور آنها درکنفرانس ها ودوره هاي آموزشي خارج از کشور، سازمان ديده بان حقوق بشر امروز دربيانيه اي از دولت ايران خواست فورا ممنوعيت سفر به خارج از کشور را در مورد اين فعالان لغو کند.
سارا لي ويتسون، مدير بخش خاورميانه سازمان ديده بان حقوق بشردراين زمينه گفته است: "دولت ايران به صورت موثري رهبران جامعه مدني ايران را تحت بازداشت خانگي ملي قرارداده است. بعد از خاموش کردن صداي فعالان اجتماعي درداخل ايران، هم اکنون دولت مانع از بيان عقايدو نظراتشان در خارج از کشورمي شود."
طي ماه هاي گذشته، ماموران امنيتي به طور مکرر پاسپورت فعالان اجتماعي را که براي شرکت درکنفرانس هاي بين المللي عازم خارج ازکشور بوده اند ضبط و دربعضي ازموارد، به بازداشت وبازجويي از آنها هنگام بازگشت به کشور اقدام کرده اند. آخرين اين موارد ضبط گذرنامه هاي هاشم آقاجري وعبدالله مومني بود.
ماموران وزارت اطلاعات، زماني که هاشم آقاجري وعبدالله مومني در آستانه سوار شدن به هواپيما بودند، آنها را از اين سفر بازداشت. آنها قرار بود در يک کنفرانس بين المللي دردانشگاه فن آوري ماساچوست MIT در ارتباط با اصلاحات سياسي در ايران شرکت کنند. آقاجري استاد تاريخ دردانشگاه تربيت مدرس ومومني سخنگوي سازمان فعالان دانشجويي سابق است.
گذرنامه هاي آقاجري ومومني هر دو در فرودگاه امام خميني مهر خروج خورده بود، اما هنگامي که آنها منتظر سوار شدن به هواپيما بودند، ماموران لباس شخصي گذرنامه هاي آنهارا ضبط و تصريح کردند که براي استرداد گذرنامه خود بايد به خدمات گذرنامه اي دفتررياست جمهوري مراجعه کنند.
در حادثه مشابه ديگري، مامورين منصوره شجاعي، صديقه طلعت نيا وفرناز سيفي، فعال حقوق بشر وروزنامه نگار را که در حال سوار شدن به هواپيما براي عزيمت به هند و شرکت دريک کارگاه روزنامه نگاري در اين کشور بودند، بازداشت کردند. ماموران امنيتي سپس به تجسس خانه هاي افراد ياد شده پرداختند و متعلقات شخصي آنها از جمله رايانه، کتاب و دست نوشته هايشان را ضبط کردند.اين فعالين سپس به بند 209 زندان اوين درتهران منتقل شدند که توسط ماموران امنيتي اداره مي شود.
شيرين عبادي وکيل زنان ياد شده وبرنده جايزه صلح نوبل درسال 2003، به سازمان ديده بان حقوق بشر گفته که در اين مورد هيچ حکم بازداشتي وجود نداشته است. اين سه نفر بعد از بازجويي به "اقدام عليه امنيت ملي" متهم وبا قرارکفالت آزاد شدند. در اتفاق مشابهي مامورين، گذرنامه يکي ديگر از فعالان حقوق زنان، سوسن طهماسبي، را هنگام بازگشت به ايران درفرودگاه ضبط کردند.
مامورين امنيتي همچنين ازسفر تقي رحماني نويسنده وفعال جامعه مدني براي سفر به دانمارک، جايي که انجمن قلم ازوي براي ارائه چندين سخنراني دعوت به عمل آورده بود، جلوگيري کردند. رحماني به سازمان ديده بان حقوق بشر گفت: "همه کارهاي قانوني براي خروج ازکشور انجام شده بود وماموران پاسپورت من را مهر خروج زدند. درحالي که منتظر بودم سوار هواپيما شوم، گروهي ازماموران لباس شخصي به من نزديک شدند وگفتند که ممنوع الخروج شده ام. آنها پاسپورت مرا ضبط کردند وبه من گفتند که براي پيگيري امورمربوط به پاسپورتم به دفتر امور گذرنامه رييس جمهوري مراجعه کنم." رحماني افزود: "وقتي به آنجا رفتم آنها به من خاطر نشان کردند که بخش امنيتي دادگاه انقلاب که توسط دادستان کل تهران سعيد مرتضوي اداره مي شود دستور ممنوع الخروجي من را داده است وتا الان هم نتوانسته ام پاسپورت را پس بگيرم."
ماموران امنيتي پيش از آن درتهران علي فرحبخش، روزنامه نگار واقتصاد دان را بعد از بازگشت ازکنفرانسي که براي روزنامه نگاران درهند برگزارمي شد، بازداشت کردند. ماموران امنيتي قبل از بازداشت، وي را چندين بار براي بازجويي فراخواندند و کوشيدند او را وادار به اعترافات معمول ـ از جمله اقدام عليه امنيت ملي ـ کنند. اما وقتي او ازاين کارسرباز زد، ماموران امنيتي وي را بازداشت کردند. خانواده فرحبخش به ديده بان حقوق بشر گفته اند که او دربند 209 زندان اوين است. اين روزنامه نگار جوان 44 روز در سلول انفرادي نگه داشته شد. خانواده فرحبخش طي روزهاي گذشته درمصاحبه با "روز" ازوخامت وضعيت سلامتي وي به دليل خونريزي معده وحمله قلبي خبردادند.
طي يک سال گذشته، دولت همچنين چندين فعال حقوق بشر ونويسنده ديگرازجمله عماد باقي، فاطمه گوارايي واحمد اقبال را از سفربه خارج ازکشورمنع کرده است.
ممنوعيت سفر توسط دولت، مخالف قوانين ايران و همچنين تعهدات بين المللي است. بر اساس قوانين ايران، تنها افرادي را که رسما به جرم هاي جنايي متهم شده اند مي توان با حکم رسمي دادگاه ممنوع الخروج کرد. اما صابري ظفرقندي، يکي ازمقامات قضايي تهران به خبرنگاران گفته است: "افراد متهم تحت ماده 133 دستورالعمل دادگاه جنايي مي توانند ازسفر به خارج ازکشور منع شوند".
اما هيچ يکي ازفعالان وروزنامه نگاران ياد شده به جرم جنايي متهم نشده بودند و ماده 133 نمي توانست شامل حال آنان شود. علاو بر اين آنها، همچنان که ماده 133 ملزم مي دارد، اخطاري ازسوي دادگاه مبني برممنوع الخروج بودند دريافت نکرده بودند.
سارا لي ويتسون در همين زمينه گفته است: "دولت ايران حقوق اساسي اين مردان وزناني را که مي خواستند کشور راترک کنند وبه آن بازگردند نقض کرده است."
.

Comment
-
همزمان با انتشار اظهارات معاون عمليات نيروي انتظامي مبني بر اينکه طي 10 ماهه گذشته در سراسر كشور، "سرقت از بانك 40 درصد كاهش يافته"، خبرگزاري ها از تعطيلي چندين بانک در شيراز توسط نيروز انتظامي خبر دادند. زيرا نيروي انتظامي استان فارس تصميم گرفته: "بانک هاي نا امن تعطيل شوند".
روزگذشته شهروندان شيرازي با پلاکاردهاي نصب شده بر سر در 4 شعبه از بانک هاي ملي، صادرات، سپه و ملت در اين شهر مواجه شدند که بر آن ها نوشته شده بود: "اين شعبه از بانك از 18 بهمن ماه به علت رعايت نكردن سيستم ايمني و حفاظتي تعطيل مي*شود، مشتريان محترم در صورت لزوم نسبت به برداشت موجودي خود يا هرگونه عملياتي اقدام كنند". ساعاتي بعد خبرگزاري ايسنا گزارش داد تعطيلي اين بانک ها توسط نيروي انتظامي و در هماهنگي با دادستاني شيراز صورت گرفته است.
فرماندهي انتظامي شيراز در عين حال هشدار داد در صورت عدم تأمين سيستم*هاي امنيتي اين شعب و هر شعبه ديگر بانکي که از امنيت مورد نظر اين نيرو برخوردار نباشد، تعطيل خواهد شد. به نوشته خبرگزاري ايسنا، پيش از اين سردار احمد عليرضا بيگي، فرمانده انتظامي استان فارس در جمع خبرنگاران اعلام كرده بود: "بي*دقتي بانك*ها در استخدام نيرو و نيز عدم تأمين سيستم*هاي امنيتي مناسب امكان سرقت از شعب بانك*ها را افزايش داده است".
فرمانده نيروي انتظامي شيراز در عين حال کارمندان بانک ها را به همکاري با سارقان مسلح متهم کرده و گفته: "عمده سرقت*هاي مسلحانه از بانك*ها در سال*هاي اخير به نوعي با برخي از كارمندان بانك*ها ارتباط داشته و يا از سوي آنها طراحي شده است".
وي عدم بكارگيري سيستم*هاي امنيتي در بانك*ها و بي*علاقگي مديران بانك*ها به سرمايه*گذاري در اين بخش، بهرغم احداث شيك*ترين ساختمان*ها براي شعب بانک ها را علت طراحي سرقت مسلحانه راحت از بانک ها توسط سارقان عنوان کرده است.
از سوي ديگر دادستان شيراز با اشاره به اقدام نيروي انتظامي براي تعطيل بانک ها در شيراز اعلام کرد: "اين شعب حداقل سيستم هاي امنيتي را نداشتند". به گفته مجيد حسيني دادستان شيراز "اقدام نيروي انتظامي در خصوص تعطيلي موقت شعب بانک هاي شيراز با هماهنگي دستگاه قضائي صورت گرفته است". وي گفته که: "در ارتباط با پيشگيري از وقوع جرم و سرقت هاي مسلحانه و نيز حفظ و توسعه امنيت عمومي شهر جلسات متعددي با مسئولان بانک ها و مسئولان امنيتي و انتظامي شهر برگزار کرده ايم و در همه اين جلسات مقرر شد که بانک ها اقدامات اوليه براي حفاظت و پيشگيري از اين گونه سرقت ها انجام دهند".
به گفته دادستان شيراز "با بررسي هاي انجام شده توسط کارشناسان انتظامي و قضائي، برخي از شعب بانک ها در شيراز فاقد هرگونه سيستم امنيتي هستند در حاليکه ما انتظار نصب سيستم کامل نداريم اما اين شعب حداقل ها راهم نداشتند".
گرچه تاکنون خبري از تعطيلي بانک ها به علت نگراني از سرقت در رسانه ها منتشر نشده است، اما دادستان شيراز از سابقه دار بودن اين اقدام نيروي انتظامي در شهرهاي ديگر کشور، از جمله تهران خبر داده است.
مجيد محسني در عين حال گفته که: "مهلت هاي زيادي به بانک ها داده شد تا حداقل سيستم امنيت را براي شعب خود تأمين کنند، پس از آنکه بانک ها در مهلت مقرر به هشدار نيروي انتظامي و دستگاه قضائي توجه نکردند، مهلت کوتاهي به مردم و مسئولان اين شعب داده شد تا عمليات بانکي خود را انجام دهند و پس از اين مهلت 48 ساعته موقتاً اين شعب تعطيل خواهند شد".
آمارهاي دروغ
اقدام نيروي انتظامي شيرازدر تعطيلي بانک هاي شيراز در حالي صورت گرفت که ديروز خبرگزاري فارس از قول معاون عمليات نيروي انتظامي از کاهش سرقت از بانک ها در کشور خبر داد. به گفته اسکندر مومني "سرقت از بانک ها طي 10 ماه گذشته در سراسر40 در صد کاهش يافته است". وي با ارائه آمار مشابهي در مورد ساير انواع سرقت ها در کشور"از کاهش 5 درصدي سرقت هاي مهم در کشور" خبر داد و گفت: "طي 10 ماه گذشته نسبت به مدت مشابه سال قبل، سرقت از منزل 13 درصد، مغازه 20 درصد و راهزني 25 درصد كاهش يافت". به گفته معاون عمليات نيروي انتظامي "سرقت خودرو 5 درصد افزايش داشت" و "رايم به عنف 9 درصد، سرقت مسلحانه 16 درصد، شرارت 9 درصد و قتل 3 درصد كاهش يافته است".
اين در حالي است که شيراز در ميان فهرست چهار منطقه اي که يبشترين سرقت را دارند قرار ندارد چرا که به گفته اسکندر مومني "تهران بزرگ با 39 درصد، خراسان رضوي 8 درصد، اصفهان 8 درصد واستان تهران 6 درصدبه ترتيب بيشترين ميزان سرقت*ها رابه خود اختصاص مي*دهند". فرمانده نيروي انتظامي شيراز نيز چند وقت پيش از کاهش 5 در صدي سرقت در اين شهر نسبت به سال گذشته خبر داده بود. حبيب*الله زماني با اشاره به اينکه "هم اکنون وضعيت امنيتي شهر با تلاش مأموران انتظامي و امنيتي خوب ارزيابي مي*شود و مشکل خاص امنيتي نداريم"، گفته بود: "درگيري*ها و نزاع هاي خياباني در گوشه و کنار شهر را از مهم*ترين معضلات امنيتي اين شهر است".
به گفته دادستان شيراز، مديران بانک ها در شيراز در برابر اقدام نيروي انتظامي و دادستان شيراز در تعطيلي بانک ها مقاومت کرده اند؛ اما دادستان شيراز با اشاره به اينکه "بانک ها از اين اقدام ناراحت هستند اما قدرت مقاومت در برابر دستگاه قضائي ندارند" به مديران بانک ها هشدار داده: "به جاي فرصت سوزي ومقاومت، هرچه سريعتر سيستم هاي امنيتي را نصب کنند".

Comment
-
28 سال از انقلاب سال 57 مي گذرد. سال هايي پر از حوادث بد و خوب. حال که انقلاب در حال وارد شدن به سومين دهه عمر خود است، نسل اولش هرکدام مردان باتجربه اي شده اند که رودرروي نسل سوم قرار گرفته اند.
"امام مي گفت مي خواد برق و نفت و مجاني کنه، مي گفت انقلاب مال پابرهنه هاست، اما کو؟" اين را مردي 50 ساله مي گويد. داخل ماشينش نشسته ام به سمت ميدان انقلاب. کارگر کارخانه اي بوده که ورشکسته شده و اخراج نصيبش: "يخورده پول بهم دادن و منم رفتم يه پيکان 63 خريدم تا باهاش مسافرکشي کنم. بايد يه جوري شکم زن و بچه ام رو سير مي کردم."
وقتي اينها را مي گويد در حال خواندن روزنامه اي هستم که تيتر تجمع بازنشستگان را زده است. نگاهي به روزنامه و بعد به من مي کند و سرصحبت را مي گشايد: "مي گن ايام دهه فجره. هر روز سرودهاي انقلابي پخش مي کنن و تصاوير تازه اي از اعتصابات و تظاهرات مردم. اما هيچکدومشون به يادماندني تر از سخنراني امام تو بهشت زهرا نبود. اون روز مي گفت همه چي بايد رايگان باشه. اما کو؟ تلفنم که واسه 30 هزارتومان قطعه. برق هم که همش مي گن صرفه جويي کنيد. گاز هم که تا هوا سرد مي شه قطع مي شه. آب هم که ناخالصي زياد داره و بعضا بوي بد مي ده. واسه همشونم داريم پول مي ديم. اين بود هدف انقلاب؟"
خانمي که چادري مشکي بر سر دارد به اعتراض در مي آيد: "آخه برادر من مگه گذاشتن انقلاب پا بگيره. اولش که آمريکا مداخله و توطئه کرد. بعد هم که عراق حمله کرد. کشور هروقت خواست به آباداني بپردازه نذاشتن و به توپش بستن تا مبادا انقلاب ما به تمام دنيا صادر بشه و پايه هاي سست شون و از بين ببره."
حرفي نمي زنم؛ راننده هم تنها به نيشخندي اکتفا مي کند. به ميدان انقلاب مي رسيم. پياده مي شوم.
وارد يکي از کتاب فروشي ها مي شوم. نگاهم به کتاب "شکل گيري انقلاب اسلامي از سلطنت پهلوي تا جمهوري اسلامي" نوشته محسن ميلاني مي افتد. خيلي وقت بود مي خواستم اين کتاب را بخرم. کتاب فروش، جواني 25 ساله است. وقتي مي بيند اين کتاب را در دست دارم لبخندي مي زند و مي گويد: "کم پيش مي ياد کسي از اين کتابا بخره." لبخندي تحويلش مي دهم و دوباره به وارسي کتاب مشغول مي شوم. بي مقدمه سر صحبت را باز مي کند. مهدي دانشجوي فوق ليسانس علوم سياسي است. پايان نامه اش درمورد نقش کشورهاي دنيا در انقلاب اسلامي است.
از او در مورد انقلاب مي پرسم و پايان نامه اش: "انقلاب چيز بدي نبود. هيچ کس موافق خاندان پهلوي نبود. همه مي گفتن شاه بايد بره اما خب نمي دونستن بعد از اون چي بايد بشه. وقتي هم انقلاب به ناگهان پيروز شد همه سردرگم بودند و تازه جنگ قدرت شروع شده بود. برنده هم گروهي بود که حمايت رهبر انقلاب رو داشت. اينطوري بود که کشت و کشتار و درگيري شروع شد و انقلاب به انحراف کشيده شد. يعني گروه هاي سياسي به جاي اينکه به دنبال وحدت و بازسازي کشور باشند مشغول جنگ قدرت بودند."
در همين حال همکارش وارد بحث مي شود: "اما نمي شه نقش آمريکا رو ناديده گرفت. مهدي واسه پايان نامه اش داره تحقيق مي کنه و مي گه آمريکا به انقلاب ايران چراغ سبز نشون داد، اما معتقد نيست اين انقلاب اصلا توسط خود آمريکايي ها انجام شده باشه. به نظر منم وقتي آمريکا ديد شاه داره پررو بازي در مي ياره و مي خواد ايران رو يک کشور پيشرفته کنه زيرآب شاه و زد و با ميدان دادن به امام و نهضتي ها باعث پيروزي انقلاب شد. امام هم در عوض بازرگان رو که مورد تاييد آمريکا بود نخست وزير کرد. اما اشغال سفارت آمريکا همه چيزو بهم زد و ايران و آمريکا دشمن هم شدند."
مهدي سريع حرف هاي دوستش را مي برد: "اصلا چنين چيزي رو نمي شه قبول کرد. اين ها توهم توطئه است که خود شاه هم تا آخرين روز زندگي اش درگيرش بود. ماهيت انقلاب ايران دو چيز بود. يکي ضد شاه بودنش و ديگري ضد آمريکايي بودنش. اينو کسي نمي تونه منکر بشه. اما ايراني ها هميشه درگير توهم توطئه هستند. يه موقع فرانکوفيل بودن يه موقع انگلوفيل حالا هم مي گن همه چيز زير سر آمريکاس."
مردي حدودا 45 ساله نيز که در حال نگاه کردن به کتاب هاست به جمع مي پيوندد: "ببخشيد قصد فضولي نداشتم. اما همه اين ها حرفه. انقلاب يه موجي بود که يهو همه رو با خودش برد. ماها شکممون سير بود که انقلاب کرديم. اون موقع ارزوني بود. با 2 تومان مي رفتيم سينما بعدشم شام بيرون. اما الان چي. پول نداريم واسه خونمون گوشت بخريم، سينما هم که شده تفريح پولدارا. خدا بيامرزه محمد رضا شاه رو."
مهدي معترض مي شود و مي گويد: "اي آقا اين شد جواب ما؟ رفتين يه گندي زدين به مملکت حالا مي گين نور به قبر شاه بباره. ما نسل سومي ها مگه مسخره شما هستيم. الان به جاي اينکه گندتونو جبران کنين مي گين اشتباه کرديم انقلاب کرديم. چرا نمي گين انقلاب خوب بود اما عرضه نداشتيم ازش مواظبت کنيم. بله شما گول خورديد اما چرا الان رفتين يه کناري نشستين و سکوت اختيار کردين. مگه اين آشي نبود که خودتون پختين و ماها شديم نسل سوخته."
مرد 45 ساله آهي مي کشد و با خنده تلخي مي گويد: "ما اون موقع ساده و خالص بوديم. اينطوري تربيت شده بوديم. وقتي گفتن عکس امام رو مي شه تو ماه ديد ماها همه خالصانه تا صبح سرهامونو بالا نگه داشتيم و واقعا فکر مي کرديم عکس امام رو ديديم. هرچي امام مي گفت ما چشم بسته قبول مي کرديم، اما شما نسل کامپيوتر هستيد. از همه چيز خبر داريد. از سادگي هم دراومديد. مي فهميد که دنيا چه خبره. پس شما ديگه گول نخوريد. وقتي مي گيم ياد اون دوران بخير از سر بغض و کينه مي گيم. اصلا گور پدر شاه. اگه بد نکرده بود که ما دنبال خوبي ها نمي گشتيم. ماها ساده بوديم و خوبي رو نشناختيم. اميدوارم شما اشتباه ما رو تکرار نکنيد. اين مملکت الان دست شماهاست. هيچ احدي هم نمي تونه ازتون بگيره. اينا الان همون وضعي رو دارن که رژيم قبلي تو سال 56 داشت. همه ناراضين اما توروخدا از چاله تو چاه نيافتيد. گول نخوريد، شما آينده اين ملکت هستيد. خودتون که سوختيد حداقل نسل بعدي رو خوب بسازيد."
مرد آهي بلند مي کشد، اشک چشمانش را پاک مي کند و مي گويد: "اي کاش..." اما حرفش را ناتمام مي گذارد و بي آنکه کتابي بخرد مي رود. همه به سکوت فرو مي رويم و راديو سرود "الله اکبر" را پخش مي کند: "فردا که بهار آيد / آزاد و رها هستيم / نه ظلم و نه زنجيري / در اوج خدا هستيم." تنها خنده اي تلخ است که بر لبمانمان نشسته در سکوتي غم انگيز.

Comment
-
دفتر بيضي شکل کاخ سفيد به باد انتقاد گرفته شده. جرج بوش بيشتر اوقات خود را به پاسخگويي به سؤالات کنايه آميز مطرح شده در کنگره و در ستون هاي مطبوعات امريکايي مي گذراند. آيا دولت او نسبت به اجراي طرح هاي جديد براي امنيت بخشيدن به بغداد شتابزده عمل مي کند؟ حتي اگر همه چيز در پايتخت عراق شعله ور شده باشد [آخرين گزارش ناگوار سازمان سيا تا حدودي حاکي از آن است]، ولي باز دولت بوش خواست خود را مبني بر اجراي "هرچه سريعتر" طرح هاي جديد ابراز مي دارد.
ولي مطمئناً مخالفين چنين طرح هايي اين گونه فکر نمي کنند. اتخاذ يک استراتژي جديد هيچ شباهتي به حرکات دست در زمان ريختن سس بر روي غذا ندارد، به ويژه زماني که شورشيان عراقي، از هر انشعاب و فرقه اي، در تلاشند تا نيروهاي ضدحمله خود را در دوران پس از صدام سازماندهي کنند. آيا پروژه هاي مالي جرج بوش تا سال 2009، از جمله کاهش هزينه هاي جنگ در عراق، چنين پيام مبهمي را از نظرها دور نگاه مي دارد؟ او به صراحت خواست خود را مبني بر مردود بودن هرگونه "برنامه خروج از عراق" اعلام مي کند و حتي به دفاع از مواضع فعلي خود مي پردازد.
جرج بوش براي خروج دستياران خود از عراق، نه به پيشنهادات حمايت کننده القاعده نياز دارد و نه به کمک همسايگان عراق، به ويژه سوريه، زيرا رييس جمهور آن پيشنهاد کرد مي تواند "نقش اصلي" را در توقف خشونت هاي بين النهرين سابق ايفا کند. بشار اسد اظهار داشت دمشق روابط بسيار خوبي با تمامي احزاب و گروه هاي حاضر در عراق دارد، البته به جز امريکايي ها که نمي خواهند حتي يک کلمه از مشارکت فعالانه سوريه در گفتگوهاي منطقه اي بشنوند.
ازسوي ديگر، عمو سام درخصوص ايران نيز همين گونه فکر مي کند و براي دولت تهران رويکردهاي منزوي کننده جديدي را تهيه و تدارک ديده، مگر اينکه مسکو با تلاش هاي کشورهاي غربي عليه تهران به مخالفت برخيزد و هرگونه اقدامي را در اين زمينه وتو کند. ازطرف ديگر، درحال حاضر کرملين معتقد است نشست مقامات گروه شش کشور در رابطه با برنامه هسته اي کره شمالي بسيار زود بوده و حتي ممکن است مسأله استقلال کوزوو را نيز وتو نکند.
اکنون ايهود اولمرت از اين واهمه دارد که پاريس فشار خود را از روي حکومت آيت الله ها بردارد. درواقع اين نگراني به دنبال "خبط ژاک شيراک" که در افکار عمومي اسراييل تأثير بسزايي داشته به وجود آمده است. و اين تازه ابتداي کار است: نيکلا سارکوزي، وزير کشور فرانسه و کانديداي رياست جمهوري، در يک بحث تلويزيوني اظهار داشت حمله به ايران درحال حاضر به هيچ وجه عاقلانه نيست. آيا تل آويو به واقع بايد از رويکردهاي "کاملاً ديپلماتيک" فرانسه واهمه داشته باشد؟ آيا به راستي چنين رويکردي آزادي عمل لازم را در سرهم کردن سانتريفوژها و آسودگي در گسترش برنامه هسته اي به دولت ايران خواهد داد؟
ديدگاه روسيه مانند ديدگاه چين هيچ گاه مورد خوشايند مقامات عالي رتبه اسراييل نبوده و نيست. اکنون تل آويو بايد رويکردهاي خود را تا حد قابل توجهي تغيير دهد، زيرا درحال حاضر کارشناسان اسراييل آنچه را که مقامات اين کشور از شنيدنش بيزار هستند عنوان مي کنند؛ اگر ايران روزي به سلاح هسته اي دست يابد، بي شک از آن براي نابودي اسراييل استفاده نخواهد کرد، بلکه دليل تجهيز به چنين سلاحي صرفاً مسايل تدافعي خواهد بود: داستان برتري منطقه اي و تقويت نظام سياسي.
در کل، تصورات ژاک شيراک در زمان ارتکاب اشتباهش و بي تفاوتي واشنگتن نسبت به ناسازگاري به وجود آمده، مقوله اي کاملاً قابل تأمل است. با اين حال، نگاه ايهود اولمرت اکنون به سوي مکه معطوف شده؛ جايي که رهبران فلسطيني گردهم آمده اند تا به مذاکره بنشينند.
آنها در واقع درخصوص ايجاد صلحي به مذاکره نشسته اند که صرفاً در صورت آزادسازي مناطق اشغالي قابل اجرا خواهد بود، نه در صورت اعمال تحريم عليه ايران يا سوريه و يا مداخله بيشتر در هرج و مرج عراق.

Comment
-
تهران - تصويب قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل عليه ايران، قشر حاکمه و افکار عمومي اين کشور را تکان داده است و صحبت از تغييرات وسيع مسئولين و نيز ترس از حمله آمريکا به ميان آمده است.
حتي پيش از تصويب تحريم ها نيز محمود احمدي نژاد، رئيس جمهور ايران بر اثر نا تواني در اجراي قول هاي خود و افزايش تورم و نيز زير سوال بردن هولوکاست و تهديد اسرائيل به شدت ضعيف شده بود.
اکنون گفته مي شود آيت الله خامنه اي، رهبر انقلاب، ممکن است تعدادي از مقامات عالي رتبه را از جمله علي لاريجاني، رئيس شوراي امنيت ملي، منوچهر متکي، وزير خارجه و جواد ظريف، نماينده ايران در سازمان ملل را تغيير دهد.
حسين باستاني، دبير سابق انجمن روزنامه نگاران ايراني مي گويد: "ترديد و نگراني عميقي در ميان رهبران ايران نسبت به عواقب برنامه هاي هسته اي دولت احمدي نژاد به وجود آمده است. به طور خلاصه ... قطعنامه شوراي امنيت عليه جمهوري اسلامي آنها را شوکه کرد."
مقامات غربي نيز، پس از تصويب قطعنامه که براي جلب حمايت چين و روسيه تا حدي تعديل شد، شاهد افزايش انتقاد هاي داخلي از آقاي احمدي نژاد بوده اند. کوندليزا رايس، وزير خارجه آمريکا در تلويزيون آلمان اظهار داشت: "در ايران افراد بسياري از انزواي ايران بر اثر سياست هاي رئيس جمهور نگران هستند."
سفير فرانسه در واشنگتن نيز در مصاحبه اي با واشنگتن تايمز اظهار داشت: "در مطبوعات ايران بحث در مورد وضع ايران و مساله انزواي بيشتر و مقابله با آمريکا شروع شده است."
يک ديپلمات منطقه بعد از سفرش به تهران به واشنگتن تايمز گفت ايراني ها بيش از تحريم هاي اقتصادي از جبهه گيري چين و روسيه در مقابل خود ناراحت هستند.
ائتلافي از اصلاح طلبان و محافظه کاران شکل گرفته است که معتقدند سياست هاي رئيس جمهور، کشور را به سمت جنگ مي برد. در روزهاي اخير گفته مي شود آيت الله خامنه اي نيز از ديدار با وي سر باز زده است که خود مي تواند نشانه نارضايتي وي از منزوي شدن ايران باشد.
بنا بر برخي گزارشات، آيت الله خامنه اي همچنين از آقاي متکي که نتوانسته است متحداني در ميان همسايگان عرب براي ايران پيدا کند و باعث جبهه گيري کشور هاي ميانه رو منطقه به نفع آمريکا شده است نيز ناراضي است. مسوولين معتقدند آقاي لاريجاني نيز بي مورد خشم اتحاديه اروپا را با برخورد نادرست با خاوير سولونا بر انگيخته است.
يک ديپلمات اروپايي در تهران گفت: "نمي توان انتظار داشت که با سولونا چنين رفتاري بشود و اين کار از سوي جامعه اروپا بي پاسخ بماند."
ايرانيان از تهديد هاي آمريکا ترسيده اند؛ به خصوص زماني که محسن رضايي از تلويزيون رسمي کشور گفت آمريکا قصد حمله دارد و او آماده است که شهيد شود. يک فيلمساز جوان ايراني که خواست نامش فاش نشود، گفت: " اين اولين بار است که در تلويزيون رسمي چنين چيزي مي گويند."
اين خبر براي تحليل گران ايراني زنگ خطر را به صدا درآورده است. آن ها مي گويند تلويزيون معمولا از پخش اخبار بد خودداري مي کند.
اين نگراني ها با آمدن ناو هاي آمريکا به خليج فارس نيز تشديد مي شود. ارتش با يک مانور سه روزه و با آزمايش موشک هاي زلزال و فجر 5 در بيابان هاي ايران به اين صف آرايي جنگي پاسخ داده است.
هفته پيش روسيه نيز 29 موشک زمين به هواي تور-ام 1 را، که در اطراف تاسيسات هسته اي مستقر خواهند شد به ايران تحويل داده است.

Comment
-
يک آدم ربايي جديد. يک جنايت تازه. شايد فصل جديدي از نبرد پنهان ايران آمريکا در صفحه شطرنج عراق. داستان پليسي جديد يکشنبه شب در محله کراده بغداد آغاز شد. يک اتومبيل با پلاک ديپلماتيک و آرم جمهوري اسلامي ايران در مقابل بانک ملي ايستاده بود. جلال شرفي، کاردار دوم سفارت ايران در بغداد، در حدود يک ربع ساعت در بانک بود. عمليات بانکي، عمليات هميشگي و گرفتن پول از دستگاه بود. اما فقط اسکورت سفارت ايران بيرون بانک در انتظار کاردار دوم نبود. يک بي ام و با شيشه هاي دودي آن سوي چهارراه ايستاده بود. دو خيابان آن طرف تر هم چهار اتومبيل جبپ منتظر بودند. از پشت شيشه هاي اتومبيل، اسلحه هايشان ديده مي شد.
جلال شرفي از بانک خارج شد. موتور ماشين اسکورت بکار افتاد و در اتومبيل براي کاردار دوم باز شد. شرفي فرصت پيدا نکرد که سوار اتومبيل بشود. يک ماشين جيپ در مقابل اتومبيل آنها ايستاد و گروه مسلح، اسلحه را به سمت شرفي گرفت. بقيه به سمت اسکورت شليک کردند. شاهدان صحنه نفهميدند که چه اتفاقي افتاد. آنها شرفي را ديدند که گروهي يونيفورم پوش دوره اش کرده اند و او فرياد مي کشد و تقلا مي کند؛ او را کشان کشان با خودشان برند. اما هر کسي که آنجا بود، يونيفورم پليس ها را شناخت، آنها پليس معمولي نبودند، انها پليس گردان 36، کارآمد ترين واحد پليس عراق بودند. تنها گرداني که دعوت شد تا در کنار نيروهاي ويژه آمريکايي فعاليت کند. تنها گرداني که آمريکا براي اجراي ماموريت هاي خيلي حساس، از آن استفاده مي کند. اما ماجرا به همين سادگي تمام نشد. درحالي که اسکورت ايراني ربايندگان را تعقيب مي کرد، گروه هاي مختلف پليس عراق به آنها پيوستند.
حالا ربايندگان به دردسر افتاده بودند. بايد تقسيم مي شدند. يک گروه با کاردار سفارت ايران، فرار کرد. گروه ديگر با تير اندازي به اسکورت ايراني و پليس، از گروه اول حمايت کرد. به محض اينکه ماشين ربايندگان در ترافيک گم شد، شش نفر باقيمانده خودشان را تسليم کردند. راه فرار را بلد بودند. اما همه وقتي غافلگير شدند که زماني که شش فرد دستگير شده منتظر بازجويي در مرکز پليس کراده بودند، يک عده که مسلح بودند، وارد محوطه شدند و يکي از افسران حکم انتقال سريع شش زنداني را به مقر فرماندهي را ارائه داد. از آن لحظه تا کنون، هيچ کس آنها را نديده است. در مقر فرماندهي همه امضا کردن چنين حکمي را انکار مي کنند. ايراني ها به مدت 24 ساعت سکوت کردند و بعد واکنش نشان دادند. وزارت امور خارجه ايران، سفير عراق و سوئيس را که حافظ منافع آمريکا در ايران است، احضار کرد. سخنگوي وزارت امور خارجه ايران، محمدعلي حسيني، آمريکايي ها را متهم کرد که دستور آدم ربايي را صادر کرده اند و براي اين کار از واحد نظامي در وزارت دفاع عراق استفاده کرده اند که معمولا براي آنها کار مي کند.
دولت عراق فقط آدم ربايي را تاييد کرد، اما همه در پايتخت عراق شرط مي بندند که اين اقدام تلافي جويانه آمريکا در مقابل حمله به کربلا، جايي که در اواخر ماه ژانويه گروهي به مقر فرماندهي که تحت حفاظت شديد بود، نفوذ کردند و پنج نظامي آمريکايي را کشتند، بوده است. آمريکايي ها، اين اقدام را کار ايراني ها ارزيابي کرده بودند.
نماينده ديپلماتيک ايران در بغداد، مطمئن است که ربوده شدن جلال شرفي، با مسووليت آمريکا انجام شده است. کاظمي قمي، سفير ايران در عراق، اعلام کرد: "اين يک اقدام تروريستي است که به دستور بوش و به منظور ايجاد درگيري با ايران صورت گرفته است". منظور وي موضع گيري اخير کاخ سفيد که اجازه انجام هر اقدامي در مقابل ايراني هايي که مظنون به برهم زدن ثبات در عراق هستند، بود. به دنبال همين دستور، آمريکايي ها يک ماه پيش، پنج نفر از کارکنان کنسولگري ايران در اربيل را به جرم همکاري در طراحي بي نظمي ها و شورش، بازداشت کردند. اما آمريکا کاملا مراقب است که پايش به اين ماجرا کشيده نشود. کلنل کريستوفر گارور، سخنگوي نيروهاي نظامي آمريکايي در بغداد، اعلام کرد: "هيچ يک از ماموران ما در جريان اين حادثه قرار نداشته اند".

Comment
-
هر چند دمشق از بسياري جهات شهر مدرني محسوب مي شود، ولي شعله هاي خصومت و نفرت قومي از گوشه و کنار آن و از مرز هاي ايران واسرائيل و لبنان زبانه مي کشد. بعضي معتقدند بشار اسد مسئول اين نا آرامي ها در منطقه است. اين اتهام اززمان پدر وي به او به ارث رسيده است. حافظ اسد، پدر او و رئيس جمهور سابق سوريه، به قول ريچارد نيکسون داراي نبوغي بود که با بازي شطرنج سه بعدي توانسته بود سوريه را در خاورميانه ايمن نگاه دارد.
اکنون بشار 41 ساله، در مرکز انتقاداتي است که حتي ممکن است سياست هاي پدر او را نيز زير سوال برد. ظرف چند ماه آينده دادگاه سازمان ملل او و احتمالا شوهر خواهر و رئيس اطلاعات ارتش وي را به اتهام قتل هاي سياسي در لبنان محکوم خواهد کرد.
درهمان حال که آمريکاييان سعي دارند سوريه را از اقدامات مداخله جويانه ايران جدا سازند، اسد مي گويد کشورش از دوران رياست جمهوري پدرش، از 25 سال پيش، دوست و متحد ايران بوده است.
وي در مصاحبه اختصاصي با دايان ساير از خبر گزاري اي بي سي نيوز گفت سوريه به ايران نياز دارد و هيچ مدرکي دال بر دخالت سوريه در قتل رئيس جمهور وجود ندارد. خلاصه اي از اين مصاحبه در زير مي آيد.
اسد: آيا بايد به ايران بگوييم: "از ما فاصله بگيريد، ما به حمايت شما احتياج نداريم"، در حاليکه تمام دنيا مي خواهند سوريه را منزوي کنند ؟ مسلما نه. ما به حمايت ايران احتياج داريم. ما به حمايت هر کشور ديگري هم نياز داريم.
ساير: ايالات متحده قرار است هفته آينده مدارکي دال بر دخالت ايران در آشوب هاي عراق ارائه دهد. شما به اين مساله اعتقاد داريد؟
اسد: ما نمي توانيم به درستي دريابيم در عراق چه مي گذرد. قبل از جنگ مي گفتند عراق سلاح کشتار جمعي در اختيار دارد ولي چيزي پيدا نشد. همچنين گفتند صدام با القاعده ارتباط دارد ولي اثبات نشد. چرا بايد به آن ها اعتقاد داشته باشيم؟
ساير: در مورد لبنان. همان طور که مي دانيد سازمان ملل در حال تحقيق در مورد قتل رفيق حريري است. اگر شواهدي بر دخالت مقامات سوري پيدا شود آيا شما آن ها را تحويل سازمان ملل مي دهيد؟
اسد: قبلا هم اعلام کرده ام که اگر افرادي در اين جنايت شرکت داشته اند آن ها خائن هستند و پيش از آن که تحويل داده شوند توسط خود ما محاکمه خواهند شد.
ساير: قبل از تحويل آن ها ؟
اسد: بله؛ در دادگاه هاي خودمان. اين يک مساله ملي است.
ساير: آن ها در مورد مدارکي عليه شوهر خواهر شما صحبت مي کنند. نظر شما چيست ؟
اسد: اگر مدرک معتبري دارند بايد نشان دهند. ما چنين چيزي نداريم. فقط اتهام.
ساير: در مورد اين خبر که رفيق حريري با شما ملاقاتي داشته است و شما به ايشان گفته بوديد "لبنان را بر سرش خراب خواهيد کرد"، و ايشان با فشار خون بالا از اينجا رفته بودند، چه نظري داريد؟
اسد:من اين داستان را چند بار شنيده ام. اين تنها يک اتهام سياسي است. اين قصه ها بعد از قتل او مطرح شد. چرا قبل از آن چنين داستان هايي نمي گفتند؟ تمام اين ها فريب است.
ساير: شما به اسرائيل گفته ايد " بلوف من را جواب بگوييد". منظور از اين حرف چه بوده است؟
اسد: مساله اصلي روند صلح است و سرزميني که براي صلح لازم است. آيا آنها زمين هاي ما را پس مي دهند و از آن ها خارج مي شوند؟ من بارها خواستار مذاکره از اولمرت شده ام ولي جواب داده اند که ما با سوريه مذاکره نمي کنيم.
ساير: البته ظاهرا دليل آن سازمان حماس است که نه تنها رهبر آن در اينجا زندگي مي کند بلکه از شما پشتيباني سياسي و مالي نيز دريافت مي کند. در حاليکه اتوبوس حامل بچه ها يا فلان رستوران يا بازار را منفجر مي کنند... شما آن را محکوم مي کنيد؟ آيا اين تروريسم نيست؟
اسد: اول از هر چيز ما با خشونت مخالف هستيم و به آن اعتقادي نداريم. ولي اين کافي نيست. مهم ترين عامل برخورد با اتفاقات است. بعضي ها اسرائيليان را مي کشند ولي آن ها نيز فلسطينيان را در سرزمين خودشان مي کشند.
ساير: اسرائيل مي گويد شما مي توانيد کشتار را با توقف حمايت هاي مالي و سياسي خود از حماس متوقف کنيد.
اسد: اول آنکه حمايت مالي درکار نيست. آن ها از فلسطين تغذيه مي شوند. تنها حدود 10 نفر از آن ها در سوريه هستند.
ساير: وقتي به اينجا مي آمدم فهرستي از زندانيان سياسي و روزنامه نگاران زنداني را به من دادند. افرادي که تنها به دليل نوشتن و انتقاد از دولت زنداني شده اند.
اسد: اين صحت ندارد. ما چنين زندانيان سياسي نداريم. ما دو نوع زنداني داريم: يا آنهايي که در عمليات تروريستي شرکت داشته اند ويا آن هايي که قانون سوريه را زير پا گذاشته اند.
ساير: اين همان چيزي است که سازمان ناظر بر حقوق بشر به آن انتقاد دارد.
اسد: بله، ما بي نقص نيستيم و من هميشه گفتم که در آغاز راه هستيم. راه زيادي در پيش است. اخيرا بخصوص پس از جنگ عراق دموکراسي حرکتي به عقب داشته است. مساله فقط خواست ما نيست. مساله پايبندي به قانون، تحول و پيشرفت جامعه وداشتن فضاي سياسي و امنيت است.
ساير: شما در انگستان درس خوانده ايد و آزادي بيان و آزادي سياسي را ديده ايد. چرا آن گونه دموکراسي را در اين کشور برقرار نمي کنيد؟
اسد: من در سوريه درس خواندم و 27 سالگي به انگستان رفتم. دموکراسي ابزاري براي زندگي بهتر است ولي بخشي از تحول و پيشرفت سياسي جامعه است. تحول سياسي خود مستلزم تحول اجتماعي است و اين نيازمند زمان است. جامعه را نمي توان به اين آساني عوض کرد. در کشورشما و اروپا هم دموکراسي نتيجه تاريخ طولاني است. مساله زمان است. در اينجا هم دموکراسي خواهد بود ولي نه با معيار هاي غربي بلکه با استاردهاي ما.

Comment
-
پس از گذشت بیش از یکسال از انتخاب احمدی نژاد، طرفداران او در جنوب شهر تهران او را مردی ساده به حساب میآورند که به عاقبت آنچه میگوید نمی اندیشد. وعده های اقتصادی او نیز هنوز تحقق نیافته اند.
دو حریف اصلی انتخابات مجلس خبرگان آیت الله تقی مصباح یزدی- که معروف به رهبر روحانی احمدی نژاد است- و آیت الله علی اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور واقعگرای سابق بودند. هردو انتظار داشتند که بیشترین آراء را بدست آورند و قدرت خود در مجلس خبرگان را افزایش دهند.
جنوب تهران خاستگاه احمدی نژاد است و او از آنجا برخاسته و به محبوبترین شخصیت جهان اسلام تبدیل شده است. با وجود هشدارهای مخالفان در باره نظرات خشک و ساده ی سیاسی او، تندروها، بیکاران و محافظه کاران فرهنگی در جنوب تهران او را پشت فرمان ماشین دولت نشاندند تا سیاست این کشور حساس را به سویی دیگر بچرخاند.
ابتدا به نظر میرسید که جناح احمدی نژاد بسادگی انتخابات ماه گذشته را ببرد. اما نتایج انتخابات خلاف این از آب درآمد و ذکاوت رای دهندگان ایرانی را به نمایش گذاشت. کاندیداهای رئیس جمهور برای شورای شهر شکست خوردند و آرای رفسنجانی دوبرابر مصباح یزدی بود. پس از این شکست حتی جناح طرفدار احمدی نژاد در مجلس نیز با انتقاد از سیاستهای اقتصادی و اتمی او به رئیس جمهور پشت کرد و بار دیگر در نظام سیاسی ایران موازنه ای برقرار شد. اما آیا این موازنه میتواند دوام بیاورد؟
اینکه احمدی نژاد تا چه زمان میتواند به تندروی در سیاست خارجی و گرایشات اقتدارگرایانه خود ادامه دهد، بستگی به پاسخ این پرسش دارد که آیا او جزو نزدیکان آیت الله خامنه ای هست یا مانند خاتمی به جناح رقیب تعلق دارد؟ هنگامی که در تابستان سال گذشته او به قدرت رسید، بسیار از اصلاح طلبان او را "منشی" خامنه ای میدانستند. اما روش حکومت احمدی نژاد بسیار تفرقه اندازانه بود است. خانه تکانی اداری او از ابتدای انقلاب تا کنون بینظیر بوده، و حدود 20،000 نفر را در دستگاه دولتی از کار برکنار کرده است. در انتخابات گذشته نیز او با هیچ جناحی ائتلاف نکرد و لیست کاندیداهای خود را ارائه داد. کاندیداهای او برای مجلس خبرگان به گروه حقانی تعلق داشتند که بشدت طرفدار حکومت خداگونه آخوندها و متنفر از حاکمیت مردم و مردمسالاری هستند.
مصباح یزدی شخصیت برجسته گروه حقانی است. او متولد 1313 و درقم رئیس موسسه امام خمینی است. او پرنفوذترین آیت الله قم بحساب میآید. معروفیت او بخاطر سوادش نیست بلکه به خاطر شکایتش از حاکمیت مردم، آزادی بیان، حقوق زنان و اصلاحات دینی است. به نظر او خاتمی و اصلاح طلبان اصل ولایت فقیه را مورد سئوال قرار داده اند. بنظر او اگر مردم ایمان دارند که ولی فقیه نماینده خداست، دیگر شک و تردیدهای ناشی از انتخابات بی معنی است. به اعتقاد او اسلام حکومت خداست نه حکومت مردم.
مصباح برای به کرسی نشاندن حرف خود استفاده از خشونت را تبلیغ میکند. به گفته اکبر گنجی، قتل های زنجیره ای بر اساس فتوای شفاهی مصباح و به دست اعضای گروه حقانی انجام شده است. او در توجیه کار خود میگوید که امام خمینی نیز حکم قتل سلمان رشدی را صادر کرده است.
اما دلایل اتحاد احمدی نژاد با این آخوند در پرده ای از ابهام است. بعضی میگویند که او از مصباح برای رسیدن به قدرت استفاده کرده است. بعضی دیگر معتقدند که او با گروه حقانی در سرکوب چپگرایان سابق و اصلاح طلبان کنونی همصداست. در هرصورت او با این اتحاد پایه های قدرت سیاسی خود را محدود کرده و هزینه این انتخاب خودپسندانه را با شکست تحقیرآمیز در انتخابات مجلس خبرگان و پیروزی هاشمی رفسنجانی پرداخت است.
ناصر هادیان یک استاد علوم سیاسی در دانشگاه تهران که از دوران کودکی احمدی نژاد را می شناسد.معتقد است که اودر جهت تحقق یک سیاست عدالتخواهانه و ضد امپریالیستی حرکت میکند.و همین باعث میشود که او را نتوان شخصیتی دمکرات به حساب اورد . او معتقد است که احمدی نزاد از مصباح یزدی به عنوان ابزار استفاده می کند.
علیرضا حقیقی یک محقق علوم سیاسی در تورنتو نیز موافق این نظر است و معتقد است که در مورد ائتلاف میان این دو مبالغه گردیده است .وی در مقاله ای که با دکتر ویکتوریا طهماسبی استاد علوم سیاسی دانشگاه تورنتو نوشته است خاطر نشان میکند که احمدی نژاد در جوانی از گروههای محافظه کار حمایت میکرد و با اشغال سفارت امریکا مخالف بود و به همین دلیل دانشجویان خط امام و جناح اصلاح طلب بعدی او را به بازی نگرفتند و او به حاشیه قدرت رانده شد . و ریشه این مخالفت با این جناح به عنوان یک عنصر متعصبانه در خط مشی سیاسی همواره تداوم پیداکرد
هاشمی رفسنجانی شخصیتی مسئله ساز است. او در پشت به قدرت رسیدن خامنه ای و خاتمی بوده و در دوران ریاست جمهوری خود سیاست آزادسازی اقتصادی را بکار بست که بشدت ناخوشنودی عمومی را به همراه داشت، در حالیکه خودش از راه صادرات پسته ثروت بسیاری اندوخت.
با این وجود در انتخابات مجلس خبرگان رفسنجانی به عنوان کاندیدای ائتلاف اصلاح طلبان و محافظه کاران سنتی ظاهر شد و به گفته ی یکی از اصلاح طلبان آخرین سنگر دفاعی در مقابل تندروهای راست یا محافظه کاران نوین بود. به نظر میرسد که در این انتخابات محافظه کاران سنتی خطر جناح احمدی نژاد را غیرقابل تحمل اعلام کرده و مردم نیز متوجه شدند که رئیس جمهور قادر به انجام وعده های خود نمیباشد.
آنچه که رای دهندگان عادی در حوزه های رای به من گفتند حکایت از ساختار ضعیف دولت در ایران دارد. حکومت در ایران بر دو اصل آشتی ناپذیر استوار است- حاکمیت مردم و حکومت خداگونه آخوندها- و جمهوری اسلامی بیش از یک دهه است که با بحران مشروعیت روبروست. در دوران خاتمی مردم ایران این پرسش را از خود میکردند که اگر حکومت بر اساس مردمسالاری است پس ولایت فقیه به چه درد میخورد، و اگر حکومت مطلقه آخوندی است انتخابات چه فایده ای دارد؟ ظهور احمدی نژاد این پرسش را به نوعی دیگر مطرح کرد. اگر محافظه کاران حکومت استبدادی نمیخواهند پس چه میخواهند؟
اصلاح طلبان عقاید مصباح یزدی را تفسیری افراطی از نظرات آیت الله روح الله خمینی میدانند. اما وقتی که من به سخنرانی های خمینی در سال 1349 در نجف گوش میدهم میبینم مشابه آن چیزی است که مصباح یزدی میگوید. در آن زمان خمینی کاری به کار حاکمیت مردمی نداشت. او از قرآن میگفت و حدیث: "پیغمبر سرور مومنان است و فقها وارثان پیغمبرند." قانون فقط قانون خداست و فقها مجری آن هستند و حکومت آنها بر مردم حکومت قیم بر کودک است.
خمینی نه سال بعد در پاریس پیش نویس قانون اساسی را تائید کرد که طرفداران آزادیخواه تر او تهیه کرده بودند. اساس این پیش نویس بر مردمسالاری انتخاباتی قرار داشت و برای روحانیت نقشی نظارتی در نظر گرفته شده بود. در اولین مجلس خبرگان و بعد از گفتگوهای بسیار، خبرگان حاضر که بیشتر آنها آخوند بودند یوغ ولایت فقیه را به گردن نظام جمهوری سوار کردند.
و بدین ترتیب ساختار سیاسی ایران برای آزادیخواهان بسیار استبدادی و برای مستبدان بسیار آزادیخواهانه شد، و محافظه کاران سنتی در میانه قرار گرفتند. محافظه کاران سنتی بدون از دست دادن قدرت خود نمیتوانند این دوگانگی را حل کنند. بعد از مرگ خمینی بهترین کاری که به نظر آنها رسید تغییر قانون اساسی به نفغ آخوندها و ولایت فقیه وبه قیمت کاستن از قدرت مقامات انتخابی بود.
اصلاح طلبان در طول 8 سال حکومت خود سعی کردند محافظه کاران سنتی را با سیاستها و آرائ جدید آشنا سازند. اما جنبش اصلاحات به وسیله محافظه کاران متوقف شد و آنها نتوانستند به اقتصاد سروسامانی بدهند. به دنبال آن احمدی نژاد نه با شعارهای افراطی، بلکه با سخنان عوامفریبانه همچون آوردن پول نفت بر سر سفره مردم به قدرت رسید.
اما مردم جنوب تهران به خوبی میدانند که انجام این وعده کار آسانی نیست. اقتصاد ایران دهها سال است که با سوء مدیریت روبروست و سروسامان دادن به آن کار از عهده یک عوامفریب برنمیآید. ایران کشور فقیری نیست، اما همه چیز بستگی به آن دارد که دولت پولش را چگونه خرج میکند. دولت ایران سعی میکند که از طریق پروژه های جدید دولتی بسرعت اشتغال را افزایش دهد و مردم را راضی نگه دارد. اما از آنجایی که بخش دولتی در ایران از نظر فنی عقب مانده است، این سیاست فقط منجر به افزایش تقاضا برای کالا و خدمات و بالارفتن تورم میشود.
دولت که خود را از حل مشکلات مردم عاجز میبیند، توجه آنها را مسائل اقتصادی به مسائل عقیدتی و شعارهای ضد غربی میکشاند. اما این کارها باعث بدتر شدن مشکلات اقتصادی ایران میشود زیرا اعتماد جامعه بین المللی به حکومت ایران را کاهش میدهد.
این روزها ایران باعث سردرگمی یک مسافر غربی میشود. از دور بنظر میرسد که جمهوری اسلامی در اوج قدرت خود است. اما در سطح کوچه و بازار آن عظمت انقلابی در حال فروپاشی است. دولت اسیر تضادهای قانونی و اقتصادی است و بدون حل آنها نمیتواند ثبات خود را حفظ کند، و از طرف دیگر هرگونه تلاش برای حل این تضادها ممکن است به قیمت جانش تمام شود.

Comment
-
انتشار خبر دستيابی رهبران جناح های متخاصم فلسطينی به توافق بر سر تشکيل دولت ائتلافی و خاتمه دادن به نزاع داخلی واکنش محتاطانه ايالات متحده و اسرائيل را در پی داشته است.
ساعاتی پس از انتشار خبر توافق رهبران جناح های فتح و حماس، وزارت خارجه آمريکا واکنش نهايی خود را به دريافت جزييات بيشتر موکول کرد و مقامات اسرائيلی نيز گفتند که هرنوع توافقی بايد متضمن رعايت موافقتنامه های قبلی فلسطينيان و اسرائيل باشد.
اجلاس مکه به ابتکار ملک عبدالله، پادشاه سعودی، و با شرکت محمود عباس، رهبر فتح و رييس تشکيلات خودگردان فلسطينی، اسماعيل هنيه، نخست وزير تشکيلات خودگردان، و خالد مشعل، رهبر جنبش اسلامگرای حماس در مکه برگزار شده بود.
هدف از مذاکرات مکه تلاش برای توافق جناح های فتح و حماس بر سر تشکيل دولت ائتلافی و خاتمه دادن به درگيری های خونين بين طرفداران دو گروه بود.
با پيروزی جنبش حماس در انتخابات پارلمان فلسطينی در اوايل سال گذشته و تشکيل کابينه به رهبری اين گروه، کشورهای غربی بخش عمده ای از کمک های مالی خود به فلسطينيان را متوقف کردند و همراه با اسرائيل، از برقراری تماس با مقامات دولت به رهبری حماس خودداری ورزيدند.
اين کشورها از سرگيری کمک های خود را به تغيير روش جنبش حماس و اقدام آن در به رسميت شناختن موجوديت اسرائيل، نفی اقدامات خشونت آميز و احترام به توافق های قبلی بين اسرائيل و فلسطينيان، مشروط کرده اند.
گفته می شود در توافقنامه مکه آمده است که تعدادی از سمتهای کابينه در اختيار جنبش فتح قرار می گيرد و جنبش حماس نيز به رعايت اصول مورد قبول سازمان آزاديبخش فلسطين متعهد می شود هر چند به نظر نمی رسد شناسايی موجوديت اسرائيل به صراحت ذکر نشده است
حماس تا کنون از قبول اين شرايط خودداری ورزيده هرچند نوعی آتش بس غير رسمی را در عمليات عليه اسرائيل مراعات کرده است.
گروه اسلامگرای حماس از جمله گروه های فلسطينی فعال در سازمان دادن حملات انتحاری فلسطينيان عليه اسرائيل بوده است.
تا انتخابات سال گذشته، جناح فتح اکثر نهادهای اصلی، از جمله تعدادی از سازمان های انتظامی و امنيتی، و سمت های مهم در تشکيلات خودگردان فلسطينی را در دست داشت.
چند ماه قبل، رييس تشکيلات خودگردان به منظور خاتمه دادن به بحران ناشی از توقف کمک های خارجی تشکيل يک دولت ائتلافی با شرکت حماس و فتح را پيشنهاد کرد اما تا کنون اصرار حماس بر رد شرايط مورد نظر غرب مانع از اجرای اين پيشنهاد شده بود.
در ماه دسامبر، محمود عباس اعلام کرد که در صورت عدم موفقيت در تشکيل دولت ائتلافی وحدت ملی دستور برگزاری انتخابات پيش رس پارلمان و رهبری تشکيلات خودگردان را صادر خواهد کرد.
اين اظهارات باعث تشديد درگيری بين هواداران مسلح فتح و حماس شد که در جريان آن، بيش از هشتاد نفر جان داده و دهها نفر ديگر زخمی شده اند.
توافق مکه و واکنشهای خارجی
سخنگوی وزارت خارجه آمريکا در مورد توافق مکه گفته است که مذاکره کنندگان فتح و حماس بايد سه شرط شناسايی موجوديت اسرائيل، نفی خشونت و قبول توافق های قبلی با اسرائيل را بر آورده کرده باشند.
دبيرکل سازمان ملل متحد و وزارت خارجه بريتانيا نيز از توافق جناح های رقيب فلسطينی استقبال و ابراز اميدواری کرده اند که روند صلح خاورميانه به طور جدی به جريان افتد.
مذاکرات صلح خاورميانه، که مورد حمايت ايالات متحده، اتحاديه اروپا، سازمان ملل و روسيه است، پس از به قدرت رسيدن حماس پيشرفت چندانی نداشته هرچند کشورهای غربی و اسرائيل تماس های خود را با رييس تشکيلات خودگردان حفظ کرده اند.
اجرای موفقيت آميز توافقنامه مکه به منزله دستاورد مهمی برای پادشاه سعودی خواهد بود
در صورتی که دولت ائتلافی پيش بينی شده در توافقنامه مکه مورد قبول کشورهای غربی و اسرائيل قرار گيرد، انتظار می رود روند مذاکرات صلح سرعت گيرد هرچند اهود اولمرت، نخست وزير اسرائيل، گفته است که در هر صورت در روز 19 ماه فوريه با محمود عباس ديدار و گفتگو خواهد کرد.
جزييات توافق فتح و حماس هنوز انتشار نيافته اما گفته می شود که بر اساس آن، يک کابينه ائتلافی به رياست اسماعيل هنيه تشکيل می شود که در آن سمت معاونت نخست وزير و برخی سمت های کابينه به فتح واگذار خواهد شد.
گفته می شود وزارت خارجه، که مسئول هماهنگی مذاکرات صلح بين فلسطينيان و اسرائيل است، و وزارت کشور، که بر نهادهای انتظامی و امنيتی نظارت دارد، به افراد غير وابسته به حماس و فتح سپرده می شود.
دو طرف اصرار داشته اند که افراد مسلح فتح و حماس به عضويت نهادهای امنيتی و انتظامی پذيرفته شوند در حاليکه در حال حاضر، اکثر اين نهادها در اختيار فتح است و حماس نيز گروه های مسلحی را به شکل تشکيلات موازی ايجاد کرده است.
در مورد اقدام حماس در شناسايی اسرائيل، نفی خشونت و احترام به توافق های قبلی اسرائيل و فلسطينيان، ظاهرا در توافقنامه مکه آمده است که اين گروه به تعهدات سازمان آزاديبخش فلسطين احترام خواهد گذاشت اما به شناسايی اسرائيل اشاره مشخصی نشده است.
سازمان آزاديبخش فلسطين به ابتکار اتحاديه عرب در سال 1964 تاسيس شد و از سال 1974 به عنوان تنها نماينده مشروع مردم فلسطين مورد شناسايی اعراب قرار گرفت.
اين سازمان، که از چندين گروه فلسطينی تشکيل يافته و رهبری آن را ياسر عرفات و پس از وی محمود عباس بر عهده داشته اند، بر خلاف حماس، موجوديت اسرائيل را به رسميت شناخته و در سال 1993، بر اساس توافقنامه اسلو با اسرائيل، تشکيلات خودگردان را در سرزمين های اشغالی اعراب تاسيس کرد.
Comment
-
سفیر ونزوئلا در هاوانا از بهتر شدن حال عمومی فیدل کاسترو رهبر کوبا خبر داده است.
علی رودیریگز می گوید حال آقای کاسترو رو به بهبود است و او خوردن غذا را آغاز کرده است.
در این حال به گفته آقای رودریگز کوبا برای مواجهه با مرگ فیدل کاسترو آماده است.
آقای کاسترو 80 سال سن دارد و از تابستان گذشته به خاطر بیماری و نیاز به جراحی، سمت خود را به طور موقت به برادرش رائول کاسترو، وزیر دفاع کوبا واگذار کرده است.
حضور کم آقای کاسترو در انظار عمومی از ماه ژوئیه باعث شده تا شایعاتی درباره ابتلای رهبر کوبا به سرطان و وخامت وضع جسمی او منتشر شود.
در این حال، مقام های کوبا با رد سخنان مقام های آمریکایی درباره سلامت آقای کاسترو، می گویند او به تدریج رو به بهبود است.
ماه گذشته نیز هوگو چاوز رئیس جمهور ونزوئلا گزارش های مربوط به وخامت اوضاع رهبر کوبا و ناموفق بودن سه عمل جراحی بر او را رد کرد.
آخرین بار تلویزیون کوبا تصویر فیدل کاسترو را در حالی نشان داد که آقای چاوز برای دیدن او به هاوانا سفر کرده بود.
بخشی از این تصاویر آقای کاسترو را در حال نوشیدن آب پرتقال نشان می داد.
آقای رودریگز می گوید عزم آقای کاسترو برای شروع غذا خوردن به بهبودی او کمک کرده است.
Comment
-
وزارت بهداری عراق اعلام کرده است که نيروهای آمريکايی و عراقی معاون اين وزارتخانه را بازداشت کرده اند.
از قول سخنگوی وزارت بهداری عراق گزارش شده است که صبح پنجشنبه، 8 فوريه، گروهی از نظاميان آمريکايی و عراقی وارد ساختمان اين وزارتخانه شدند و حکيم الزاملی، معاون وزير بهداری و چند تن از محافظان وی را بازداشت کردند و با خود بردند.
منابع عراقی گفته اند که در اين عمليات، نظاميان آمريکايی و عراقی درهای ساختمان وزارت بهداری را شکستند و اتاق های وزارتخانه را برای يافتن آقای زاملی مورد جستجو قرار دادند.
آقای زاملی از اعضای ارشد يک گروه سياسی وابسته به مقتدی صدر، روحانی تندرو شيعه، است.
نزديکان آقای صدر نيروهای آمريکايی را به دست زدن به عملياتی تحريک آميز متهم کرده و از دولت عراق خواسته اند فورا برای آزادی معاون وزارت بهداری اقدام کند.
يکی از اعضای گروه وابسته به آقای صدر به خبرگزاری رويتر گفته است که آمريکاييان می کوشند تا اين گروه را به رويارويی بکشانند و در غير اينصورت، بدون در دست داشتن حکم بازداشت، معاون وزير بهداری را دستگير نمی کردند.
منابع آمريکايی هنوز جزيياتی در مورد اين عمليات انتشار نداده اند اما گفته می شود علت دستگيری حکيم زاملی ظن همکاری وی با شبه نظاميان سپاه مهدی بوده است.
ظاهرا معاون وزارت بهداری عراق مظنون به آن بوده که امکان حمل اسلحه برای شبه نظاميان را با استفاده از آمبولانس فراهم می کرده است.
مقامات آمريکايی گروه شبه نظامی سپاه مهدی، وابسته به آقای صدر را عامل بخشی از خشونت های فرقه ای در عراق معرفی کرده اند.
اخيرا دولت عراق اعلام داشت که در اجرای برنامه مقابله با گروه های شبه نظامی و جلوگيری از درگيری فرقه ای صدها تن از اعضای سپاه مهدی از جمله شانزده عضو ارشد اين گروه را بازداشت کرده است.
تعدادی از طرفداران مقتدی صدر، که عضو ائتلاف بزرگ شيعيان به رهبری عبدالعزيز حکيم نيستند، در پارلمان عراق و دولت اين کشور عضويت دارند.
روز چهارشنبه نوری مالکی، نخست وزير عراق، از فرماندهان عراقی خواست تا هر چه زودتر آماده اجرای برنامه امنيتی جديد در بغداد شوند.
وی گفت که تعلل در به اجرا گذاشتن اين برنامه، که مورد حمايت آمريکاست، باعث برداشت های نادرست می شود.
Comment

Comment