Announcement

Collapse
No announcement yet.

Important Political News

Collapse
This is a sticky topic.
X
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • مقامات در کابل می گويند يک بمبگذار انتحاری کاروانی از موترهای (خودرو) مربوط به سفارت آمریکا در کابل را هدف حمله قرار داده است.
    در این حمله به گفته مقامات امنیتی افغان، دو موتر مربوط به آمریکایی ها تخریب شده و از تلفات احتمالی ناشی از آن گزارشی نشده است.

    سفارت آمریکا در کابل وقوع این حمله را تایید کرد ولی هیچ جزییاتی در این مورد انتشار نداد.

    اين حمله در منطقه يکه توت در نواحی شرقی شهر کابل صورت گرفته است؛ جاده ای که در گذشته نیز شاهد بمبگذاری های مشابه بوده است.

    به گفته مقامات افغان فرد بمبگذار، مواد انفجاری را در يک موتر (خودرو) نوع کرولا جاسازی کرده بود و آن را در فاصله ای کمی از موترهای حامل مقامات سفارت آمریکا منفجر کرد.

    به گفته شاهدان عينی، حداقل یک نفر از نیروهای خارجی کشته شده و به غیرنظامیان نیز تلفاتی وارد آمده است ولی هنوز این آمار از سوی منابع امنیتی تایید نشده است.

    وزارت داخله (کشور) افغانستان براساس تحقیقات اولیه خبر داده که یک کودک افغان در این حمله زخمی شده و به بیمارستان منتقل شده است.

    نیروهای خارجی، مسیرهای اطراف محل حادثه را مسدود کرده و به هیچ کسی اجازه نزدیک شدن نمی دهند.

    ماه گذشته یک حمله انتحاری در نزدیک پایگاه هوایی بگرام چندین کشته و زخمی برجا گذاشت.

    Comment


    • آمریکا می گوید یک مورد اختلاف مالی با کره شمالی را همزمان با ازسرگیری مذاکرات پکن در مورد برنامه اتمی پیونگ یانگ حل کرده است.
      آمریکا گفت 25 میلیون دلار دارایی کره شمالی که در بانکی در ماکائو مسدود بود به حسابی در پکن، پایتخت چین، منتقل خواهد شد.

      کره شمالی گفته بود بدون رفع انسداد از حساب هایش در ماکائو از اقدام در راستای موافقتنامه پکن جهت تعطیل کردن راکتور اتمی اش در یونگ بیون خودداری خواهد کرد.

      ماه گذشته در جریان اجلاس شش جانبه در پکن، کره شمالی موافقت کرد تا ظرف شصت روز تاسیسات هسته ای خود را تعطیل کند و در مقابل، از کمک های اقتصادی خارجی برخوردار شود.

      دانیل گِلَسر، معاون وزارت خزانه داری آمریکا، گفت که 25 میلیون دلار که در بانک دلتای آسیا در ماکائو مسدود بود به حسابی در بانک چین در پکن واریز خواهد شد.

      آقای گلسر گفت به آمریکا "اطمینان" داده شده است که از این وجوه برای مقاصد آموزشی و برنامه های انساندوستانه در کره شمالی استفاده خواهد شد.

      این مساله یکی از موانع تکمیل موافقتنامه ماه فوریه تلقی می شد.

      پیشتر همزمان با ورود هیات های آمریکا، چین، روسیه، کره جنوبی و ژاپن به پکن، کیم کای-گوان مذاکره کننده کره شمالی اخطار داده بود کشورش راکتور یونگ بیون را بدون معامله ای بر سر حساب هایش در بانک ماکائو تعطیل نخواهد کرد.

      حساب های کره شمالی در بانک دلتای آسیا در ماکائو در سال 2005 پس از آن مسدود شد که آمریکا گفت پیونگ یانگ از آن برای انتقال مبالغی که از طریق جعل ارز و قاچاق مواد مخدر به دست آورده استفاده می کند.

      Comment


      • آمریکا می گوید ممکن است با برخی از وزرای تازه در دولت وحدت فلسطینی که روز شنبه در این مقام سوگند خوردند تماس حاصل کند.
        این درحالی است که دولت آمریکا از زمان روی کار آمدن دولت حماس در انتخابات ژانویه سال گذشته از هرگونه ارتباطی با دولت فلسطینی به نخست وزیری اسماعیل هنیه خودداری می کرد.

        اکنون یک مقام کنسولگری آمریکا در بیت المقدس می گوید که آمریکا با آن دسته از اعضای کابینه فلسطینی که احساس می کند می تواند با آنها کار کند تماس برقرار خواهد کرد.

        البته مقام های آمریکایی این موضوع را که این به معنی تغییر سیاست آمریکا است را رد کرده و گفته اند که هنوز با حماس کاری ندارند.

        نخست وزیر اسرائیل یک روز پیشتر با انتقاد علنی از مواضع دولت وحدت ملی فلسطینی ها گفته بود با دولت تازه تشکیل یافته همکاری نخواهد کرد.

        اهود اولمرت روز یکشنبه عناصری از سیاست های دولت تحت رهبری اسماعیل هنیه را 'بسیار مشکل آفرین' خواند و از جامعه بین المللی خواست با آن دولت همکاری نکند.

        به گفته وی برنامه دولت فلسطینی از برآورده کردن تقاضاهای بین المللی برای نفی خشونت، به رسمیت شناختن اسرائیل و پذیرش موافقتنامه پیشین صلح بازمی ماند.

        'پایان انزوا'

        متیو پرایس خبرنگار بی بی سی در بیت المقدس می گوید با توجه به آنکه برخی کشورها می گویند حاضرند با حداقل برخی از وزرای کابینه جدید فلسطینی سر و کار داشته باشند، به نظر می رسد که تحریم بین المللی علیه دولت فلسطینی درحال سست شدن باشد.

        وی می گوید برخی منابع در اتحادیه اروپا اشاره می کنند که انتظار دارند به زودی تماس با اعضای غیرحماس دولت تازه را آغاز کنند - موضعی که بریتانیا از آن حمایت کرده است.

        کابینه قبلی فلسطینی ها متشکل از اسلامگرایان حماس بود، حزبی که از به رسمیت شناختن حق وجودی اسرائیل خودداری می کند. اتحادیه اروپا و آمریکا به همین دلیل از کار با دولت حماس پرهیز می کردند.

        با این حال کابینه جدید در کنار حماس شامل سایر احزاب نیز می شود.

        آمریکا روز یکشنبه گفت که آماده است با آن دسته از وزرای فلسطینی که اعضای حماس نیستند کار کند. واشنگتن حماس را یک گروه تروریستی می داند.

        خبرنگار بی بی سی می گوید به نظر می رسد که آمریکا تصمیم گرفته است موضع خود نسبت به دولت فلسطینی را کمی تغییر دهد.

        متیو پرایس می افزاید واشنگتن با اعلام آمادگی برای تماس با حداقل بخشی از دولت فلسطینی درحال پایان دادن به انزوای سیاسی دولت فلسطینی است.

        این درحالی است که اسرائیل امیدوار بود بتواند جامعه بین المللی را نسبت به ادامه انزوای دولت فلسطینی قانع کند.

        مساله تشکیل کشور فلسطینی

        روز یکشنبه کابینه جدید فلسطینی برای اولین بار در شهر غزه و از طریق تماس ویدئویی با رام الله تشکیل جلسه داد.

        شمار زيادی از مقامات فلسطينی به دليل محدوديت رفت و آمد به نوار غزه، که از سوی اسرائيل اعمال شده، ناچار از طريق ارتباط ويديويی از کرانه باختری در جلسه شرکت کردند.

        دولت تازه قول داد به معضل بی قانونی افسارگسیخته رسیدگی کند و به انسداد کمک های مالی بین المللی که دولت را فلج کرده پایان دهد.

        اسماعیل هنیه، که مقام نخست وزیری را در دستگاه جدید نیز حفظ کرده، هدف دولتش را تاسیس یک کشور مستقل فلسطینی در سرزمین های اشغالی اعلام کرد.

        با اینکه آقای هنیه مقاومت علیه اشغالگری را طبق قوانین حقوق بین الملل مشروع دانست و از به رسمیت شناختن اسرائیل سخنی به میان نیاورد، اما برخی ناظران بر این باورند که اشاره این عضو ارشد حماس به سرزمین های اشغالی سال 1967 - و نه تمام سرزمین فلسطین - می تواند تلویحا به رسمیت شناختن اسرائیل تعبیر شود.

        آقای عباس پيشتر با صدور فرمانی محمد دحلان، يکی از مقامات ارشد حزب فتح، را به عنوان مشاور امنيت ملی دولت جديد منصوب کرد.

        آقای دحلان، که سابق بر اين رييس نيروهای امنيتی غزه بوده است، از جمله مخالفان سرسخت گروه حماس قلمداد می شود و در چند ماه اخير بارها برخورد لفظی با رهبران اين گروه داشته است.


        Comment


        • دانشمندان می گویند ذخایر به تله افتاده یخ در قطب جنوب مریخ آنقدر عظیم است که می تواند کل سطح این سیاره را در اقیانوسی به عمق 11 متر فرو برد.
          کاوشگر اروپایی "مارس اکسپرس" که در مداری حول سیاره می گردد با استفاده از ابزارهای راداری اش ضخامت رسوبات لایه لایه قطب جنوب مریخ را حساب کرده است.

          تحلیل داده های این رادار موسوم به "مارسیس" نشان می دهد که رسوبات قطبی، تقریبا به طور خالص متشکل از یخ آب است.

          نتایج این مطالعه در نشریه "ساینس" منتشر شده و هفته گذشته همچنین در کنفرانس علوم اقماری و سیاره ای در شهر هوستون در تگزاس نیز ارائه شد.

          دانشمندان در دهه 1970 پی بردند که نواحی قطب شمال و جنوب سیاره سرخ پوشیده از رسوبات ضخیم و لایه لایه است.

          براساس داده های دو فضاپیمای مارینر و وایکینگ نتیجه گیری شد که رسوبات قطبی احتمالا توده های غبار و یخ است.

          پهناور

          امروزه بخش اعظم آبی که دانشمندان به وجود آن در مریخ پی برده اند در رسوبات لایه لایه قطبی قرار دارد، هرچند به نظر می رسد که برخی دیگر از نواحی سیاره در گذشته، به شدت خیس و مرطوب بوده است.

          وسعت رسوبات فقط در قطب جنوب مریخ به پهنای ایالت تگزاس آمریکا (یا تقریبا یک چهارم ایران) است.

          درک این مساله که آب کجا رفته است برای پی بردن به این موضوع که آیا سیاره سرخ می توانسته زمانی زیستگاه موجودات زنده باشد یا خیر اهمیت کلیدی دارد.

          رادار فضاپیمای "مارس اکسپرس" با ساطع کردن امواجی متوجه شد که تقریبا 90 درصد این رسوبات در قطب جنوب، آب منجمد و باقی خاک و غبار است.

          رادار نمی تواند بگوید که آیا این یخ ها آغشته به دی اکسید کربن هستند یا خیر اما جف پلات، محقق اصلی این مطالعه، به بی بی سی گفت که ضخامت یخ نشانگر خلوص تقریبا کامل آب منجمد است.

          رادار "مارس اکسپرس" که این مطالعه با کمک آن انجام شد را آژانس های فضایی ایتالیا و آمریکا مشترکا ساخته اند.

          این رادار در سال 2005 با موفقیت به کار افتاد که البته با تاخیری یک ساله صورت گرفت.

          فضاپیمای مارس اکسپرس اواخر سال 2003 در مدار مریخ قرار گرفت.

          Comment


          • تعطيل دفتر سه NGO فعال در زمينه هاي اجتماعي در تهران از سوي ماموران دادستاني دادگاه انقلاب، دايره فعاليت نهادهاي مدني در ايران را تنگ تر کرد و نگراني هاي زيادي را برانگيخت.

            اين سه نهاد غير دولتي كه "موسسه كنشگران داوطلب"، "موسسه حقوقي راهي" و "مرکز کارورزي سازمانهاي غيردولتي جامعه مدني" نام دارند در زمينه آموزش و ترويج مباني حقوقي و تقويت بنيانهاي مدني، و همچنين حقوق زنان فعال هستند.

            ماموران وزارت اطلاعات و دادستاني عصر پنج شنبه با حضور در دفترموسسه کنشگران داوطلب با نشان دادن حكمي به دکتر سهراب رزاقي، مدير عامل اين موسسه و بعد از بيرون كردن همكاران دكتر رزاقي از دفتر كارشان، نيم ساعت پشت درهاي بسته با وي به گفت و گو نشستند. پس از آندكتر رزاقي را با خود بردند و دفتر موسسه را نيز پلمب كردند.

            دکتر سهراب رزاقي استاد سابق دانشگاه علامه و مدير حوزه NGOهاي وزارت کشور در دوره رياست جمهوري محمد خاتمي بود. دكتر رزاقي از اولين اساتيدي است كه در پي روي كار آمدن دولت نهم و آغاز اخراج اساتيد دانشگاهها از دانشگاه علامه اخراج شد. او عنوان فردي درون حاكميتي و مذهبي شناخته مي شود.

            در همين ارتباط، دكتر محمد علي دادخواه، وكيل دادگستري گفت: "ماموران به همراه دکتر رزاقي به منزل وي رفتند و به تفتيش و كند و كاو منزل پرداختند".

            وي افزود: "پيش از اين نيز خانم سوسن طهماسبي از فعالان حقوق زنان كه معاون موسسه كنشگران نيز هستند را به دادرسي فراخوانده و بازداشت كرده بودند و اكنون ايشان با قرار وثيقه آزاد هستند".

            دادخواه در پايان گفت: "ماموران دكتر رزاقي را تنها چند ساعت در اختيار داشتند وسپس آزاد كردند ولي هنوز از علت پلمب موسسه و اتهام احتمالي چيزي اعلام نكرده اند اما موسسه كنشگران قانوني است و مجوز دارد".

            همچنين شيرين عبادي وكيل دادگستري و وكيل سهراب رزاقي در اين مورد به خبرنگار روز گفت: "ماموران وزارت اطلاعات در روز پنج شنبه با ارائه حكمي از دادسراي تهران مبني بر تفتيش و پلمب دفتر موسسه كنشگران داوطلب به آنجا مراجعه كردند و پس از صحبت با دكتر سهراب رزاقي، بدون ايراد هيچ اتهامي دفاتر اين موسسه را پلمب كردند".

            عبادي افزود: "پس از پلمب دفاتر موسسه به همراه دكتر رزاقي به منزلش رفته و آنجا را نيز مورد تفتيش قرار دادند و در اين دو بازرسي مقداري اسناد و مدارك و كامپيوتر موسسه كنشگران داوطلب ضبط و توقيف شد".

            اين وكيل دادگستري افزود: "اين عمل مامورين و همچنين صدور چنين دستوري ولو از ناحيه مقام قضايي باشد بر خلاف مقررات و قانون آيين دادرسي كيفري و ساير قوانين مرتبط است، زيرا تفتيش محل سكونت و كار و از همه مهمتر پلمب محل يك موسسه بايد متعاقب تشكيل پرونده باشد".

            عبادي در ادامه گفت: "در اين موارد بايد دادستان و يا فردي به عنوان شاكي خصوصي شكايتي مطرح كرده باشد و متهم را بايد طبق مقررات قانوني احضار كنند تا به وي تفهيم اتهام شود و همچنين دلايل اتهام به متهم ارائه شده و به او اجازه دفاع از خود داده شود و سپس در صورتي كه ضرورتي اقتضاء كند دستور بازرسي و پلمب محل كار صادر گردد".

            وكيل دكتر رزاقي در ادامه افزود: "اما هيچ يك از تشريفات فوق در مورد موكل من رعايت نشده است بطوريكه موكل من در روز پنج شنبه به يكباره با ورود غير مترقبه مامورين و تفتيش و زير و رو كردن كليه وسايل آنجا و در نهايت پلمب موسسه روبرو شد. حتي با تاكيد موكل من در مورد اينكه با چه اتهامي مواجه است هيچ اتهامي به وي اعلام نشد و در مورد پلمب موسسه نيز توضيحي ندادند. اين عمل بر خلاف قانون است و من به وكالت از دكتر رزاقي در اين زمينه اقامه دعوا كرده ام و اميد وارم كه كارمندان مرتبط متوجه باشند كه اولين وظيفه آنان احترام به قوانين مصوب است".

            وي افزود: "من اين عمل را در راستاي ايجاد محدوديت براي جامعه مدني ايران ارزيابي و ضمن محكوم كردن آن و استمداد از مقامات قانوني، توجه مردم را به اين نكته جلب مي كنم كه تضعيف جامعه مدني و ايجاد محدوديت براي آن يكي از راههاي تضعيف دموكراسي است".

            از جمله فعاليت هاي موسسه كنشگران داوطلب برگزاري كارگاههاي آموزشي در مورد مسايل جامعه ايران بود.

            مامورين همچنين در روز پنج شنبه دفتر موسسه حقوقي راهي و مرکز کارورزي سازمانهاي غيردولتي جامعه مدني را پلمب كردند.

            موسسه حقوقي راهي توسط شادي صدر، وکيل دادگستري و از فعالان حقوق زنان، پايه*گذاري شده و با همکاري گروهي از وکلاي ديگر اداره مي شد. اين موسسه به زنان مشاوره حقوقي ارائه نموده و بنا به توان مالي مراجع*کنندگان از آنان حق* مشورت دريافت مي كرد.

            هدف مرکز کارورزي سازمانهاي*غيردولتي جامعه مدني که توسط محبوبه*عباسقلي*زاده، از فعالان حقوق زنان بنيانگذاري شده، ظرفيت*سازي و تقويت سازمان*هاي مدني و آموزش دادن فعالان جامعه مدني تعريف شده است. از فعايت هاي بسيار مهم اين موسسه برگزاري كارگاه هاي آموزشي بود كه چند باربراي فعالان داوطلب جامعه مدني در زمينه*هاي گوناگون ترتيب داده شد.

            شادي صدر و محبوبه *عباسقلي*زاده مديران موسسه هاي "راهي" و "مركز كارورزي سازمانهاي غير دولتي جامعه مدني" هر دو از روز 13 اسفند درپي حضور در تجمع زنان در مقابل دادگاه انقلاب تهران در بازداشت بسر مي*برند.

            همزمان با پلمب دفتر موسسه كنشگران و نيز موسسات تحت مديريت خانم صدر و عباسقلي زاده شايعاتي مطرح شد مبني بر اينكه اين پلمب ها در راستاي اعترافاتي است كه از اين دو نفر در زندان گرفته شده است. اين شايعه هنوز از سوي وكلا و افراد نزديك به اين موسسات تاييد نشده است.

            Comment


            • "شهرام جزايري عرب بازداشت شد". اين خبري بود که ديروز به نقل از يک مقام امنيتي در اختيار خبرگزاري هاي فارس و جمهوري اسلامي قرار گرفت و در اندک زماني به خبر اول رسانه هاي کشور بدل شد. خبري که هيچ کس مايل نيست جزييات دقيق آن را مطرح کند. به همين دليل حتي وزير اطلاعات نيز جزييات مربوط به دستگيري جزايري را اعلام نکرد و تنها گفت: "مهم اين است كه شهرام جزايري كه گريخته بود و تصور مي*كرد ديگر دستگير نمي*شود، هم*اكنون دستگير شده و در زندان اوين به سر مي*برد".

              فرار 26 روزه

              خبرگزاري مهر هم همين خبر رسمي را منتشر کرد و به نقل از يک "منبع آگاه" افزود که شهرام جزايري در يکي از روستاهاي کشور عمان در جنوب خليج فارس بازداشت شده است. اين مقام آگاه که برخي خبرگزاري ها وي را امنيتي و برخي ديگر قضايي معرفي کردند در اين باره گفته بود: "ماموران پليس *اينترپل پس از تحقيقات جامع و گسترده مخفيگاه اين مفسد اقتصادي را در كشور عمان شناسايي و بامداد يک شنبه او را در يك عمليات غافلگيرانه دستگير كردند".

              خبري که چند ساعت بعد وزارت امور خارجه ايران و سفير جمهوري اسلامي در کشور عمان آن را تکذيب کردند. مرتضي رحيمي، در گفتگويي تلفني به خبرگزاري فارس گفت: "خبر دستگيري شهرام جزايري عرب در كشور عمان واقعي نيست".

              اما دادستان تهران به خبرگزاري فارس گفت: "شهرام جزايري دستگير شده و به زودي به تهران منتقل مي*شود". مرتضوي در عين حال گفت: "وزارت اطلاعات و وزارت امور خارجه همكاري بسيار نزديكي براي دستگيري شهرام جزايري داشتند كه اين همكاري جاي تقدير و تشكر دارد". وي تاکيد کرد که "متهم به زودي به تهران منتقل مي*شود".

              در حاليکه معاون عمليات نيروي انتظامي، در زماني که مقام هاي امنيتي و قضايي از دستگيري جزايري خبر مي دادند به خبرگزاري ايلنا گفت: "خبر دستگيري شهرام جزايري را درحال حاضر تاييد نمي*‏كنيم". اسكندرمومني، افزود: "صحت و سقم موضوع دستگيري شهرام جزايري در حال بررسي است". اظهارات معاون عمليات نيروي انتظامي که حاکي از بي اطلاعي اين نيرو از بازداشت جزايري بود با اين سخن خاتمه يافت: "عدم تاييد خبر دستگيري وي از سوي ناجا به معني عدم صحت اين خبر نيست و بايد اطلاعات در اين زمينه تكميل شود".

              اخبار متفاوت

              بعد از ظهر ديروز نيز همچنان انتشار اخبار متناقض در مورد دستگيري شهرام جزايري ادامه داشت. ابتدا عليرضا جمشيدي سخنگوي قوه قضائيه به خبرنگاران گفت: "شهرام جزايري صبح امروز (يكشنبه) دستگير و به تهران عودت داده شد". جمشيدي در گفت و گو با ايسنا افزود: "با تلاش*هاي فشرده از دقايق اوليه فرار شهرام جزايري، با دستور رييس قوه* قضاييه به دادسراي تهران، وزارت اطلاعات و مركز حفاظت اطلاعات قوه* قضاييه افراد متعددي كه در فرار وي نقش داشتند و همچنين مسيرها و محل*هاي اقامت وي و نيز املاكي كه حين فرار قصد انتقال آنها را به ديگران داشته است، شناسايي شد".
              وي افزود: "نهايتا اين متهم فراري صبح امروز (يكشنبه) دستگير و به تهران عودت داده شد". سخنگوي قوه* قضاييه در سخنان خود" از تلاش*هاي فشره وزارت اطلاعات، مركز حفاظت اطلاعات دستگاه قضايي و دادسراي تهران و تمام كساني كه در دستگيري جزايري نقش داشتند تشكر كرد". وي نيز افشاي "محل" دستگيري جزايري را به اعلام اخبار تكميلي موكول كرد.

              همزمان بااظهارات سخنگوي قوه قضائيه؛وزارت اطلاعات با انتشار اطلاعيه*اي اعلام كرد: "مقدمات انتقال شهرام جزايري به تهران، فراهم شده است". روابط عمومي وزارت اطلاعات دراطلاعيه خود دستگيري شهرام جزايري غرب را حاصل"عنايات الهي و تلاش*هاي سربازان گمنام امام زمان در وزارت اطلاعات و هماهنگي مسئولان قوه قضائيه" عنوان و اعلام کرد: "مقدمات انتقال شهرام جزايري به تهران در دست اقدام مي*باشد كه اخبار و گزارش*هاي تكميلي متعاقبا به اطلاع امت شهيد پرور خواهد رسيد".

              به اين ترتيب در حاليکه سخني باز محل و نحوه دستگيري نمي رفت، خبرگزاري مهر دقايقي پس از انتشار اطلاعيه وزارت اطلاعات به نقل از معاون دادستان تهران خبر داد: "شهرام جزايري به زندان اوين منتقل شده است". محمود سالارکيا در گفتگو با اين خبرگزاري تاکيد کرده بود: "شهرام جزايري هم اکنون در زندان اوين است". اما خبرگزاري فارس در ساعات اوليه شب گذشته به نقل از يکي ديگر از معاونان دادستاني تهران، سهراب سليماني، نوشت:" اين فرد هنوز تحويل سازمان زندان*ها نشده است".

              مديرکل زندان هاي استان تهران همچنين در پاسخ به سؤالي در خصوص اينكه آيا جزايري تا آخر شب به زندان اوين منتقل مي*شود يا خير گفت: "از اين موضوع اطلاعي ندارم".

              حضور محسني اژه اي وزير اطلاعات در ساعت 20 شامگاه يکشنبه در جمع خبرنگاران، اگر چه پايان بخش اخبار متفاوت در مورد دستگيري شهرام جزايري بود، اما باز هم جزييات را در ابهام باقي گذاشت. وزير اطلاعات با اشاره با تاييد خبر انتقال شهرام جزايري عرب به زندان اوين، گفت: "شهرام جزايري صبح امروز يكشنبه با تلاش مامورين و سربازان گمنام امام زمان و با كمك وزارت امور خارجه و قوه قضائيه در يكي از كشورهاي حاشيه خليج فارس دستگير شد و پس از دستگيري ساعت 6 بعد از ظهر روز يک شنبه به فرودگاه مهرآباد و از آنجا به زندان اوين منتقل شد". وزير اطلاعات در عين حال اخبار مختلف در مورد حضور جزايري در کشورهاي مختلف را رد کرد و گفت: "شهرام جزايري عرب پس ازفرار از زندان در يکي از کشورهاي حاشيه خليج فارس پنهان شده بود".

              اما وزير اطلاعات هم در پاسخ به اين پرسش كه "امكان دارد كشوري را كه شهرام جزايري در آن مخفي شده بود نام ببرد" گفت: "مهم اين است كه شهرام جزايري كه گريخته بود و تصور مي*كرد كه ديگر دستگير نمي*شود، هم*اكنون دستگير شده و در زندان اوين به سر مي*برد". وي در عين حال از كشورهاي حاشيه خليج فارس به خاطر همكاري و شناسايي شهرام جزايري تشكر كرد.

              پرونده دوم جزايري

              همزمان با انتشار خبر دستگيري مجدد شهرام جزايري عرب، خبرگزاري مهر به مسئولان قوه قضائيه توصيه کرد "پرونده فرار" شهرام جزايري را فراموش نکنند، زيرا "هم *اکنون انتظار ملت شريف ايران برخورد قاطع با اين متهم است".

              اما محمد صادق آل محمد وكيل مدافع جزايري در گفتگو با خبرگزاري ايسنا گفت: "بايد تشريفات ابلاغ راي دادگاه به جزايري مربوط به اتهام تحصيل مال از طريق نامشروع و اتهامات ديگري كه به وي وارد و موجب صدور اين راي شده بود، طي شود". وي با اشاره به وضعيت پرونده شهرام جزايري گفت: "پرونده جزايري مسير خود را طي مي*كند، راي صادره براي شهرام جزايري كه از سوي شعبه 1192 صادر شده بود، پس از ابلاغ به متهم ظرف مدت بيست روز قابل تجديدنظرخواهي است". آل محمد در عين حال گفت: "جزايري درعين حال جرم جديدي هم به عنوان فرار از زندان براي خود ترتيب داده كه اين اتهام نيز مورد رسيدگي قرار خواهد گرفت و پس از تفهيم اتهام، حكم اين جرم نيز صادر مي*شود".

              شهرام جزايري عرب که در آبان ماه 1380 به عنوان مفسد اقتصادي دستگير و در جنجالي رسانه اي به مشهور ترين متهم اقتصادي کشور از 5 سال پيش تا به امروز تبديل شد، ابتدا به 27 سال زندان محکوم و در حکم دادگاه تجديد نظر به 14 سال زندان، تبعيد به طبس و جريمه مالي محکوم شده بود. فرار جزايري انتقادات شديد مخالفان رييس قوه قضائيه در جناح راست را به دنبال داشت و موجبات برکناري رييس زندان اوين، رييس مجتمع قضايي ويژه امور اقتصادي، و دو قاضي پرونده وي توسط هاشمي شاهرودي را فراهم کرد.

              Comment


              • Comment


                • Comment


                  • در حالیکه دولت بوش مشغول جلوگیری از دخالت ایران در امور عراق است، مغازه های عراقی پر از کولرهای ایرانی می شود و گوجه فرنگی ایرانی روی هره آشپزخانه ها می رسند و ماشین های پژوی سفید رنگ ساخت ایران خیابانهای عراق را پر می کنند.

                    بعضی از شهرهای عراق مانند بصره از ایران برق می خرند. دولت عراق بشدت متکی به شرکتهای ایرانی برای حمل بنزین از ترکمنستان است. مقامات عراقی در حال بررسی تقاضای ایران برای باز کردن شعبه یک بانک ایرانی در بغداد هستند، و ایران پیشنهاد اعطای وام یک میلیارد دلاری به عراق داده است.

                    اقتصاد دو کشور شیعه ایران و عراق بسیار در هم ادغام شده اند، و سیل کالاهای ایران به بازارهای عراق سرازیر است و شهرهای عراق برای خدمات اساسی خود به ایران روی میآورند. کارخانه های عراق از کار افتاده اند و کالاهای ارزان کشورهای همسایه تنها نقطه آسایش در زندگی مردم عراق است. برهام صالح، معاون وزیر اقتصاد عراق، گفت: "تجارت عراق پرحجم ولی یکطرفه است. نفت به کنار، این تجارت بسیار نامتعادل است."

                    بخاطر دشمنی کشورهای سنی عرب با حکومت شیعه عراق، و احساس دوگانه کاخ سفید نسبت به احزاب شیعه، به ناچار رابطه با ایرانیان شیعه تقویت شده است. سامی العسگری، نماینده مجلس عراق و مشاور نخست وزیر میگوید: "عربها و آمریکائیان میگویند ایران بد است، اما آنها تنها دوست ما هستند."

                    22 درصد واردات عراق از سوریه و 21 درصد آن از ترکیه است، لذا با وجود عدم انتشار آمار صادرات به عراق از سوی ایران، گمان میرود واردات عراق از ایران نیز در همین ردیف باشد. کل واردات عراق در سال 2006 بالغ بر 8/20 میلیارد دلار بوده است. استانداریهای عراق خود مستقیما با ایران معامله میکنند. هوشیارزیباری، وزیر امور خارجه عراق که یک کرد است، می گوید: "ما موافقتنامه های متعددی با ایران درزمینه انرژی، تجارت، نفت، و زوار داریم که بسیار مهم هستند."

                    شهرهای کربلا و نجف از حضور زوار ایرانی سود فراوانی میبرند. دفاتر آیت الله سیستانی در شهرهای ایران وجوه شرعی را جمع آوری میکنند که در نهایت وارد اقتصاد محلی عراق میشود. دولت ایران سالانه مبلغ 20 میلیون دلار به شهر نجف و 3 میلیون دلار به کربلا برای بهسازی امکانات توریستی این دو شهر کمک میکند. هر زائر ایرانی بطور متوسط 1000 دلاردر عراق صرف هتل، خوراک و سوغاتی میکند. ماهانه 22،000 نفر ایرانی از نجف و 10،000 نفر از کربلا بازدید میکنند.

                    آمریکا رابطه نزدیک ایران با جنوب عراق را زیر نظر دارد. در یک مورد شهر نجف قراردادی با یک شرکت ایرانی برای ساخت فرودگاه بست که وزارت راه عراق آن را لغو کرد. میگویند لغو این قرارداد با فشار آمریکا انجام شده است. یک مقام ارشد آمریکایی در مورد این قرارداد اظهار نظر نکرد اما گفت آمریکا به دقت مبادلات تجاری عمده با ایران را زیر نظر دارد. اما همین مقام تجارت بین دو کشور را مثبت ارزیابی کرد و گفت مبادلات عادی تجاری پیامد امنیتی ندارد و گام خوبی است.

                    او در مورد رهبران شیعه عراق گفت: "گرایش اندکی نسبت به ایران وجود دارد. برای بسیاری از این افراد ایران یک مرجع به حساب میآید، و به نظر من ما باید این موضوع را بپذیریم."

                    بیشتر شهرهای مرزی عراق کمبود برق خودشان را از ایران جبران میکنند. با اتمام خط فشار قوی بصره در تابستان امسال، این شهر 250 مگاوات برق از ایران به مبلغ 2/5 سنت برای هر کیلووات ساعت خواهد خرید. همین طور استانهای دیاله و حلبچه عراق نیز از ایران برق میخرند.

                    کالاهای ایرانی در سراسر عراق به چشم میخورد. از ماشین پژو و کولر آبی گرفته تا کتاب که بخاطر یارانه دولت ایران بسیار ارزان است. بعلت کمبود پزشک در عراق، بسیاری از عراقیان برای مداوای پزشکی به ایران میآیند، و عراقی های مقیم تهران هتلهایی را برای آنها اداره میکنند و مترجم عربی با دستمزد روزی 5 دلار در اختیار آنها قرار میدهند.

                    خانم افراح، ساکن بغداد، مادرش را برای عمل قرنیه چشم به تهران برد و سپس برای زیارت به قم رفت. سفر یکماهه او به ایران 6000 دلار هزینه داشت. افراح که 47 سال دارد گفت: "دوستان ما به ایران میرفتند و عمل جراحی موفقی داشتند و ما را تشویق کردند که برویم. ما خیلی راحت بودیم. در آنجا عراقی های بسیاری زندگی می کنند."

                    Comment


                    • منظره غريبي بود. آذر ماه گذشته چندين هزار نفر در آمفي تاتر دانشگاه اميرکبير جمع شده بودند. در يک طرف بسيجي ها و در طرف ديگر فعالان دانشجويي که بر عليه رئيس جمهور شعار ميدادند. آنها سخنراني احمدي نژاد را با شعارهاي "مرگ بر ديکتاتور" قطع ميکردند. احمدي نژاد اخم کرده بود و به سختي توانست سخنراني خود را تمام کند. رئيس جمهور ايران، در اوج قدرت و درمکان انتخابي خودش، جلوه اي نداشت.

                      اين تصويري نبود که جهان از احمدي نژاد دارد. پس از آيت الله خميني، احمدي نژاد به شاخص ترين ايراني در عرصه بين المللي تبديل شده است. احمدي نژاد بخشي از شهرت خود را مديون قدرت منطقه اي شدن ايران است و بخشي را نيز به پرحرفي خودش. و به گفته نيکولاس برن، معاون وزير امور خارجه آمريکا، "حرفهايي نفرت انگيز و غيرمسئولانه که مدتهاست از زبان يک رهبر جهاني شنيده نشده است." حاصل همين حرفها به همراه مداخله در عراق و پيگيري برنامه اتمي است که ايران را بيش از هر زمان ديگر به مرحله مقابله با آمريکا کشانده است. احمدي نژاد دو روز بعد از اعتراض دانشگاه اميرکبير گفت: "آنها حرف خودشان را ميزنند و من هم حرف خودم را."

                      اما سياست در ايران هميشه آن چيزي نيست که به نظر ميرسد. در پس انکار احمدي نژاد، مبارزه اي در جريان است که آينده برنامه اتمي، رابطه با آمريکا و امکان جنگ ديگري در خاور ميانه را رقم خواهد زد. در درون دستگاه سياسي ايران، احمدي نژاد عکس العمل عده اي را برانگيخته که معتقدند او به اقتصاد ايران آسيب رسانده و اميد نزديکي با غرب را به باد داده است. بيشتر رهبران سياسي ايران و عموم مردم به حق ايران براي غني سازي اورانيوم براي مصارف غيرنظامي اعتقاد دارند. اما اختلاف بين متحدان تندرو احمدي نژاد، که ميخواهند به قيمت تحريم اقتصادي و حتي حمله نظامي تبديل به يک قدرت اتمي شوند، از يکطرف و واقعگرايان، که محدوديت برنامه اتمي ايران را ميپذيرند تا امتيازات سياسي از غرب دريافت کنند و رژيم کنوني را بر سر قدرت نگهدارند، است. با توجه به موفقيت تحريمهاي اقتصادي، مقامات ايراني معتقدند که آراء عمومي بيشتر طرفدارمذاکره است تا مقابله.

                      ديپلماتهاي غربي اميدوارند که واقعگرايان درنهايت پيروز شوند، اما اين در صورتي است که تهران و واشنگتن کارشان به جنگ نکشد. و پرسش اين است که بعد از اين همه خطا در خاورميانه، آيا آمريکا و متحدانش اين بار درست عمل خواهند کرد.

                      با وجود تمامي مخالفتها در درون ايران، کار احمدي نژاد به کجا خواهد کشيد؟ مجلس بدون تائيد رهبري قادر به عزل احمدي نژاد نيست. به گفته يکي از مشاوران رفسنجاني، "بيشتر تصميم گيران و صاحب منصبان نظام با او مخالف هستند. اگر محبوبيت او بيش از اين کاهش يابد، حتي مقام رهبري نيز او را کنار خواهد گذاشت." اما هنوز چنين اتفاقي نيافتاده است.

                      علائمي ديده ميشود که خامنه اي ممکن است احمدي نژاد را محدود کند. انتقاد روزنامه جمهوري اسلامي و نشريه مجلس از جمله اين نشانه هاست. اين فرصتي را براي دولت بوش به وجود ميآورد. سياست فشار اقتصادي فزاينده بر رژيم تهران موجب شده تا ازمحبوبيت احمدي نژاد کاسته شود و نشانه هاي آشتي جويانه اي در رابطه با موضوع اتمي به چشم بخورد. زلماي خليل زاد نيز گفتگوهاي بغداد را "صميمانه" توصيف کرد.

                      بعضي از متخصصان بر اين باورند که خامنه اي بالاخره از توافق با غرب پشتيباني خواهد کرد و علي لاريجاني در پي توافقي با خاوير سولاناست تا ايران بتواند به غني سازي براي توليد انرژي صلح آميز ادامه دهد. اما تصور اينکه آمريکا با احمدي نژاد به توافق برسد بعيد به نظر ميرسد؛ آمريکا تاکيد کرده که حاضر به تحمل غني سازي در داخل خاک ايران نيست. ظهور صداهاي واقعگرا در تهران امکان همزيستي را در کنار مقابله نظامي امکان پذير ساخته است. اينکه دو طرف تا اين اندازه پيشرفت کرده اند اميدوار کننده است. اما اين به معني راه درازي نيز هست که دو طرف بايد بپيمايند.

                      Comment


                      • مدتهاست که ايالات متحده سياستي دوگانه در برابر ايران اتخاذ کرده است. ازيک طرف، به دنبال اين است که بحران هسته اي ايران را از طرق ديپلماتيک و اعمال مجازات و تحريم هاي اقتصادي حل و فصل کند و از طرف ديگر، گزينه نظامي را در ذهن هر ناظري تداعي مي کند: استقرار دو ناو هواپيمابر در خليج فارس به واقع تصويري مدرن از "سياست جنگ طلبانه" است.

                        اگر قرار است برنامه هسته اي ايران از پيشرفت باز بماند، چه کسي مسؤوليت اين کار را برعهده خواهد گرفت؟ اسراييل يا امريکا؟ با توجه به اينکه بمباران تأسيسات بالستيکي و هسته اي ايران به طور کامل منجر به نابودي آنها نمي شود و آسيبي به دانش کارشناسان اتمي اين کشور وارد نمي کند، آيا نمي توان گفت نتيجه چنين حمله اي صرفاً باعث انجام اقدامات تلافي جويانه از سوي ايران عليه اسراييل و منافع منطقه اي امريکا خواهد شد؟ اگر خطرات يک مداخله نظامي را به عنوان امتيازي در دست سران ايراني بدانيم، آيا اسراييل مي تواند در کنار يک ايران اتمي در آرامش باشد؟

                        اينها نکات مبهم و ترديدآميزي هستند که از سوي مردم و مسؤولين اسراييلي درخصوص مسأله ايران مطرح شده اند؛ مسأله اي که به واقع به يک "نگراني ملي" تبديل شده است. اقدام افرايم کام، متخصص سرشناس امور مربوط به ايران در مؤسسه مطالعات استراتژيک ملي تل آويو بسيار بديع و بي سابقه است: مطالعه و بررسي تمامي سناريوها، حفظ ميانه روي و اعتدال و همچنين متفاوت عمل کردن از خط مشي ستيزه جويانه برخي از مسؤولين اسراييلي و امريکايي.

                        کاخ سفيد با معرفي تهران به عنوان مقصر اصلي اغتشاشات عراق در تلاش است تا يک خطاکار، يا به عبارت بهتر، يک قرباني براي شکست ها و ناکامي هاي خود تعيين کند و در اين ارتباط به هيچ وجه از اتهامات و جبهه گيري هاي خود عليه ايران فروگذار نمي کند. اين وضعيتي است که همواره سرآغاز عمليات "آزادي در عراق" را در ذهن تداعي مي کند [مطروحه توسط دولت بوش در مارس 2003]، ولي در عين حال واشنگتن تصميم گرفته است اقدامات خود را به سرانجام رساند؛ ابتدا به دليل تحول وضعيت سياسي تهران که مي تواند به دورنماهاي مذاکراتي جديدي ختم شود و سپس به اين دليل که تأثير و نتيجه حملات نظامي کاملاً نامعلوم است.

                        اگر چنين سناريويي بر سياستمداران امريکايي تحميل شود، احتمال نابودي تأسيسات هسته اي ايران نيز روز به روز بيشتر خواهد شد؛ البته قبل از اينکه تهران به توليد سلاح اتمي دست پيدا کرده باشد. زيرا پس از آن، دولت تهران اين توان را خواهد داشت که به ارعاب و اخاذي دست بزند و همچنين محتمل خواهد بود که جامعه بين الملل مسأله هسته اي ايران را بپذيرد، همان گونه که براي هند و پاکستان پذيرفته است؛ کشورهايي که پس از آزمايشات اتمي خود در سال 1998 مورد تحريم هاي جزئي قرار گرفتند.

                        به راستي چه قدر زمان باقي مانده؟ مقامات اسراييلي معتقدند که ايران سه تا چهار سال با بمب فاصله دارد، ولي ازطرف ديگر مي افزايند که احتمال وجود برنامه هاي مخفي در اين ارزيابي آورده نشده است، درحالي که کارشناسان امريکايي اين فاصله را بين 5 تا 8 سال تخمين مي زنند.

                        مسلماً هدف يک مداخله نظامي نبايد نامحدود و خودبينانه باشد: در بهترين حالت، جامعه ملل مهلتي به دست خواهد آورد و مردم ايران نيز حکومت آيت الله ها را مسؤول درد و رنج پيش آمده و خرابي هاي به وجود آمده خواهند دانست. ازطرف ديگر، احتمال ظهور يک وحدت ملي در برابر "مهاجم" را نيز نبايد ناديده گرفت. بسياري از سران اسراييلي ترجيح مي دهند که مسؤوليت چنين حمله پيچيده و خطرناکي به عهده امريکايي ها باشد. آنها معتقدند ايالات متحده در خصوص طرح هاي عملياتي بسيار مجهز است و بي شک براي عواقب ديپلماتيک چنين مداخله اي نيز آمادگي بيشتري دارد. در نظر دولت يهود، اين مسأله يک جدال واقعي استراتژيکي است: تأسيسات هسته اي ايران در سطح اين کشور پخش هستند و برخي از آنها در زير زمين و در فاصله اي بين 1200 تا 1500 کيلومتر از خاک اسراييل قرار گرفته اند؛ فاصله اي که اگر جنگنده هاي اسراييل مجبور به دور زدن خاک اردن يا حتي عراق شوند، به مراتب افزايش خواهد يافت.

                        به منظور رفتن چنين عملياتي در جهت استراتژيک، بايد کليه تأسيسات بازآوري و غني سازي اورانيوم و همچنين تأسيسات توليد پلوتونيوم نابود شوند. در اين خصوص، تأسيسات هسته اي اصفهان، نطنز و اراک حداقل آماج ها را تشکيل مي دهند. اسراييل براي به نتيجه رساندن چنين عملياتي به حمايت و توافق ضمني ايالات متحده نياز دارد. حال آنکه واشنگتن اخيراً به اين نتيجه رسيده که يک درگيري جديد مي تواند امريکا را وارد جنگي کند که ابعاد آن کل خاورنزديک را دربرخواهد گرفت.

                        همزيستي احتمالي

                        در اين خصوص، مسأله اي تأمل برانگيز همچنان به قوت خود باقي مي ماند: اينکه ايران در يک "غافلگيري استراتژيکي" اعلام کند به بمب اتمي دست يافته است، يا اينکه قصد کند به يک آزمايش هسته اي مبادرت ورزد. در اين صورت، دولت يهود مجبور به مصالحه و سازش خواهد بود. افرايم کام معتقد است که با توجه به بعضي شرايط و دلايل، امکان چنين همزيستي وجود دارد. اول اينکه سرويس هاي اطلاعاتي اسراييل متقاعد شوند که ايران از سلاح هاي هسته اي خود عليه اسراييل استفاده نخواهد کرد. دوم اينکه در صورت استفاده تهران از سلاح هاي خود، ايالات متحده نيز از جنگ افزارهاي هسته اي اش عليه ايران استفاده کند و در اين مورد تعهد روشني نيز به اسراييلي ها بدهد. سوم اينکه دولت يهود بايد به سطحي از توانايي هاي استراتژيک، به ويژه در زمينه تجهيزات ضدموشکي، دست يابد که بتواند هرگونه بمب ايراني را به شکلي مؤثر خنثي کند.

                        مطمئناً تحول دستگاه هاي سياسي ايران و پيشروي آنها به سمت ميانه روي و اعتدال نيز عنصر ديگري در شکل گيري ضمانت هاي لازم خواهد بود. در نهايت مي توان گفت که شرايط لازم براي ايجاد چنين مصالحه اي، به وجود کانال هاي ارتباطي ميان تل آويو و تهران بستگي خواهد داشت.

                        رييس جمهور احمدي نژاد در چندين نوبت از تهديد بالقوه بر دولت يهود سخن گفته است. به راستي که پس از به قدرت رسيدن يک گروه متعصب اسلامي که از "محو شدن اسراييل از نقشه جهان" سخن مي گويند، اکنون دورنماي چنين واقعه اي بسيار محتمل مي نمايد. البته برخلاف دولت سابق بغداد، حکومت ايران هنوز هيچ گونه تمايلي درخصوص انجام ماجراجويي هاي نظامي نشان نداده است.

                        بايد در نظر داشت که اين رفتار مي تواند تغيير کند، ولي يادآوري اين نکته نيز ضروري است که ايران از چنين سلاحي صرفاً به عنوان "آخرين راه چاره" و در صورت وقوع يک "خطر استراتژيک بزرگ و غيرمترقبه" استفاده خواهد کرد. اين رويکرد، يعني رويکرد "سنجيده"اي که به موازات داشتن سلاح هسته اي مطرح مي گردد، از زمان بمب هيروشيما تاکنون و درحال حاضر از سوي 8 کشور دارنده سلاح اتمي همواره اجرا شده است: از زمان بمب هيروشيما تاکنون، هيچ يک از آنها از اين "خط قرمز هسته اي" نگذشته است.

                        آيا چنين "موازنه وحشت"ي مي تواند در خاورنزديک برقرار شود؟ به نظر مي رسد که افرايم کام چنين عقيده اي دارد و شايد هم خطرات گسترش جنگ افزارهاي هسته اي در منطقه را کوچک شمرده باشد.

                        ولي به هرحال با ظهور اولين "بمب ايراني"، NPT به طور کامل فراموش و سرعت دستيابي به انرژي هسته اي نيز در منطقه خاورميانه صد چندان خواهد شد.

                        Comment


                        • شوراي امنيت در نظر دارد در آينده اي نزديک با توافق اعضاي خود، قطعنامه جديدي عليه ايران را به تصويب برساند؛ قطعنامه اي که با اعمال تحريم هاي بيشتر بتواند اين کشور را به تعليق فعاليت هاي غني سازي خود متقاعد کند.

                          محمود احمدي نژاد، رييس جمهور ايران، به انتظار تصويب قطعنامه جديد ننشسته و شوراي امنيت سازمان ملل را به نداشتن "هيچ گونه مشروعيت در ميان مردم جهان" محکوم کرده است. پنج عضو دائمي شوراي امنيت و آلمان درخصوص اعمال قطعنامه اي جدي تر به توافق رسيده اند تا بلکه تهران فعاليت هاي خود را متوقف کند و راه مذاکره را از سر گيرد. اين مسأله که روسيه و چين دقيقاً در راستاي افکار کشورهاي غربي پيش روند، مطمئناً بر ده عضو ديگر شوراي امنيت که هفته آينده بر روي اين قطعنامه رأي مي دهند تأثير بسزايي خواهد داشت.

                          به طور حتم، ايران با يک انزواي روزافزون بين المللي روبروست و اين موضوعي است که رييس جمهور اين کشور را آزار مي دهد: "آنها [اعضاي شوراي امنيت] فکر مي کنند که نمايندگان جامعه بين الملل هستند، ولي مردم ايران به تصميم گيري هاي آنها هيچ توجهي نخواهند کرد." او در دسامبر سال گذشته، يعني در زمان تصويب قطعنامه قبلي نيز، همين گونه سخن مي گفت.

                          پيامدهاي اقتصادي

                          وي مطمئناً از خطرات انزواي سياسي داخلي که توسط عناصر ميانه روي ايراني [مخالف با هرگونه درگيري و رويارويي] مطرح مي شوند، غافل نيست.

                          در متن قطعنامه جديد، تحريم ها و مجازات هاي قطعنامه 1737 به شکلي منطقي افزايش يافته و تحريمي نيز در زمينه صادرات سلاح هاي ايراني يا "هرگونه تجهيزات وابسته به آن" اعمال شده است. همچنين از کليه کشورها خواسته شده که در اين خصوص هوشيارانه عمل کنند: "اين کشورها بايد از ورود هر نماينده ايراني که به نحوي به فعاليت هاي حساس اتمي يا گسترش سيستم هاي تسليحاتي هسته اي مربوط باشد جلوگيري کنند."

                          نام 10 شرکت کليدي و 12 مسؤول ايراني که دارايي آنها نيز توقيف شده، از هم اکنون در ضميمه قطعامه 1737 ذکر شده و اين درحالي است که پيش بيني مي شود ليست ديگري از اسامي شرکت ها و مسؤولين ايراني در پيش نويس قطعنامه جديد گنجانده شود.

                          آنچه که سران ايراني را بيش از هر چيز نسبت به پيامدهاي اقتصادي و تحريم هايي که هنوز اعمال نشده نگران کرده، اين است که از دولت ها و سازمان هاي مالي خواسته شده تا "هيچ گونه رابطه کمک مالي [يارانه، وام، ...] با دولت جمهوري اسلامي ايران نداشته باشند".

                          شوراي امنيت با تنگ تر کردن حلقه و افزايش فشار بر ايران و بدون اينکه از حمايت مسکو و پکن برخوردار باشد، مدت 60 روز دست ايران را براي هرگونه تصميم گيري باز گذاشت [از زمان تصويب قطعنامه جديد] و حالا اميدوار است ايران براساس خواست جامعه بين الملل رفتار کند. تعليق دوجانبه اي نيز به مانند قطعنامه اول مطرح خواهد بود: به محض تعليق فعاليت هاي هسته اي ايران کليه تحريم ها و مجازات ها نيز متوقف خواهند شد.

                          دومينيک دوويلپن، نخست وزير فرانسه، که روز گذشته در سازمان ملل حضور داشت در اين خصوص اعلام کرد: "مقامات ايراني در برابر يک گزينه روشن قرار دارند: يا بايد تعهدات بين المللي خود را بپذيرند و ما نيز به وعده هاي خود در خصوص گسترش اقتصادي و هسته اي صلح آميز عمل کنيم، يا اينکه آن را رد کنند و ما نيز به نوبه خود تحريم هاي و مجازات ها را اجرا کنيم."

                          Comment


                          • روز 15 مارس سازمان ملل پيش نويس قطعنامه جديدي را براي اعمال تحريم عليه ايران بخاطر سرپيچي اين کشور از تقاضاي توقف فعاليتهاي غني سازي اتمي و بازگشت به مذاکره برسر برنامه اتمي اش دريافت کرد.

                            در اين پيش نويس ليست مفصلتري از شرکتها و افراد، مشمول مسدود شدن دارائي ها شده اند. از آن جمله بانک سپه، چهار مجتمع سپاه پاسداران، و هفت فرمانده "کليدي" سپاه. همچنين ايران از صدور هرگونه تسليحات منع شده و کشورها بايد مطمئن شوند هيچ يک از افراد تابع آنها به حمل و خريد اين تجهيزات از ايران نمي پردازد.

                            الکساندرو وولف، سفير آمريکا در سازمان ملل گفت که اين پيش نويس "گامي خوب، متوازن و فزاينده" است، و امير جونز پاري، سفير بريتانيا، گفت که اين قطعنامه نشان از "افزايش" محدوديتها نسبت به قطعنامه قبلي دارد. سند جديد، حاصل هفته ها مذاکره آلمان با پنج عضو دائمي شوراي امنيت، بريتانيا، چين، روسيه، فرانسه و آمريکاست که ديشب پس از بررسي در شش پايتخت مورد توافق قرار گرفت.

                            اکنون 10 عضو ديگر شوراي امنيت به بحث در باره اين سند مي پردازند و راي گيري هفته ديگر انجام خواهد شد.

                            آمريکا و اروپا خواهان پيش نويس شديدتري بودند، اما روسيه و چين که روابط نزديک تجاري با ايران دارند با هرگونه اقدامي که به اقتصاد ايران آسيب بزند مخالفت کردند.

                            بجاي ممنوعيت کامل فروش سلاح به ايران که آمريکا خواهان آن بود، پيش نويس نهايي از کشورها ميخواهد تا در فروش تسليحات به ايران "جانب احتياط و هوشياري" را حفظ کنند و از فروش هرگونه سلاح سنگين از قبيل تانک، هواپيماي جنگي و سيستم هاي موشکي به ايران، يا هرگونه آموزش و کمک فني در ارتباط با اين سلاحها بپرهيزند.

                            همچنين بجاي منع کامل سفرهاي بين الملل ايرانياني که در برنامه هاي اتمي فعال هستند، از کشورها خواسته شده تا شورا را از عبور افراد نام برده شده در قطعنامه از سرزمينهايشان مطلع کنند. در متن همچنين از کشورها خواسته شده تا از اعطاي هرگونه وام يا کمک مالي به ايران بجز آنهايي که "براي مقاصد انساندوستانه و توسعه اقتصادي" است خودداري نمايند.

                            پيش نويس به ايران شصت روز ديگر فرصت داده تا يا مفاد قطعنامه ر ا بپذيرد و يا با مجازاتهاي بيشتري که ماهيت غيرنظامي خواهند داشت روبرو شود.

                            در همراهي با خواسته تنظيم کنندگان اين پيش نويس براي تشويق ايران به مذاکره، آمده که در صورت توقف غني سازي از سوي تهران تمامي اقدامات به حالت تعليق درخواهد آمد. در پايان شصت روز آقاي البرادعي بايد در مورد وضعيت ايران به شورا گزارش بدهد.

                            هفته گذشته آقاي احمدي نژاد تمايل خود براي شرکت در جلسه شوراي امنيت را مطرح کرد، و سخنگوي هيات آمريکايي، ريچارد گرنل، گفت که امروز درخواست رسمي صدور ويزا را دريافت کرده است. هيات ايراني 38 نفر هستند که بيشتر آنها را افراد امنيتي تشکيل ميدهند.

                            دوميساني کومالو، رئيس دوره اي شوراي امنيت از کشور آفريقاي جنوبي گفت که حضور مقامات عالي رتبه کشور مورد بحث در شوراي امنيت امري عادي و مجاز است. آقاي وولف، نماينده آمريکا، گفت: "عجيب است آقاي احمدي نژاد که امروز گفته قطعنامه شوراي امنيت را پاره خواهد کرد و اعتباري براي آن قائل نيست، مايل است براي گفتگو به شورا بيايد."

                            آقاي جونز پاري گفت اعضاي دائمي شورا در مورد پيش نويس توافق دارند، اما ما اکنون آماده ايم تا پيشنهادهاي 10 عضو ديگر را دريافت کنيم. او افزود: [ اين متن جنبه پيشنهادي دارد و بصورت "همين يا هيچ " نيست. 15 عضو شوراي امنيت طي مذاکراتي در مورد اين پيش نويس تصميم خواهند گرفت. عجله اي براي تصميم گير در روزهاي آخر هفته نيست، و مذاکرات جدي از روز دوشنبه آغاز خواهد شد.]

                            آقاي کومالو گفت شورا موافقت کرده تا روز چهارشنبه به بحث در مورد قطعنامه بپردازد اما اضافه کرد که راي گيري بعدا انجام خواهد شد.

                            Comment


                            • حکومت ايران رو در روي غرب ايستاده است. بعضي ها در واشنگتن مي خواهند آنان را با زور برکنار کنند. آيا بايد چنين کرد؟

                              دولت بوش اولين دولتي نيست که با اين پرسش روبرو شده. شرايط کنوني ايران مشابه آن چيزي است که نيم قرن قبل دولت آيزنهاور با آن روبرو بود. آقاي آيزنهاور تصميم گرفت مداخله کند و جهان هنوز تاوان قضاوت او را مي پردازد.

                              حمله نظامي به ايران احتمالا همان نتايج مداخله سي.آي.اي در سال 1953 را به بار مي آورد. اين مداخلات در اولين نگاه موفقيت آميز به نظر مي آيند، اما کشورهاي هدف را اغلب در استبداد و آشوب فرو مي برد. از اين غرقاب هاي بي ثباتي ممکن است خطراتي پديدار شوند که به گونه اي غيرمنتظره امنيت ملي آمريکا را به مخاطره بياندازند.

                              و براي اين مثالي بهتر از ايران نيست. در اوائل دهه 1950، نخست وزير محمد مصدق دست به ملي کردن صنعت نفت زد. اين کار از نظر رهبران آمريکا و انگليس غيرقابل بخشش بود و به همين دليل او را از کار برکنار کردند.

                              مامور سي.آي.اي که مسئول کودتا بود، کرميت روزولت، تشويق شد و مدال گرفت، اما از ديدگاه تاريخ اين کودتا چندان موفق نبود. شاه به تخت نشست و 25 سال کشور را با خشونت اداره کرد. اين فشار باعث انقلاب اسلامي شد، و گروهي از ملايان متعصب ضد آمريکايي را به قدرت رساند که منافع آمريکا و غرب را در گوشه و کنار جهان با خشونت تهديد کردند.

                              اکنون آمريکا با بحران اتمي ايران روبروست. اگر آمريکا در سال 1953 در ايران مداخله نمي کرد، شايد اين بحران هرگز پيش نمي آمد و اين رژيم مذهبي به قدرت نمي رسيد. در عوض ايران احتمالا به يک دموکراسي در دل خاورميانه مسلمان، و با پيامدهاي غيرقابل منتظره اي براي تمام منطقه، تبديل مي شد.

                              آنان که دنبال مداخله جديد آمريکا هستند تجربه گذشته را ناديده مي گيرند. برانداختن خشونتبار يک رژيم به اميد روي کار آمدن يک رژيم بهتر، بازي خطرناکي است.

                              ايرانيان اين موضوع را به خوبي مي دانند. در دهه 1970 آنها اختلافات را کنار گذاشتند و براي براندازي شاه با هم متحد شدند، به اين اميد که هر چه به جاي آن بيايد بهتر خواهد بود. اما چنين نشد. ايرانيان حالا مي دانند که هرچقدر يک رژيم بد باشد، بازهم مي شود صاحب رژيمي بدتر از آن شد. براي آمريکا چه رژيمي مي تواند از اين بدتر باشد؟ هيچ رژيمي. در صورت سقوط رژيم ايران، اين کشوربه کام آشوب و هرج و مرج فرو خواهد رفت. گروههاي تندرو بدون هيچ محدوديتي فعاليت خواهند کرد.

                              چنين ايراني از آنچه که اکنون هست خطرناکتر خواهد بود. در صورت حمله آمريکا، ايران ممکن است در چنان هرج ومرجي فرو رود که بازگشت ملايان را آرزو کنيم.

                              در فضاي امنيتي بشدت دگرگون شده دنياي کنوني، غرب نيازمند ديدگاهي جديد براي برخورد با ايران و ساير کشورهايي است که مخالفش هستند. قدرت هاي بزرگ به طور غريزي نمي خواهند رقيبانشان قوي شوند. اما امروزه دشمن اصلي دولت هاي قوي نيستند، بلکه دولت هاي ضعيف اند. دولت هاي قوي امنيت ميآورند، اگرچه که هميشه مورد پسند غرب نباشند. دولت هاي ضعيف عوامل بي ثباتي هستند که براي همه بخصوص آمريکا آزاردهنده اند.

                              ايران و آمريکا ذاتا دشمن يکديگر نيستند. در حقيقت آنها منافع مشترک بسياري دارند. هيچکس نمي داند که از مذاکره مستقيم و بدون قيدوشرط چه چيز به دست مي آيد. اما ربع قرن است که آمريکا چنين مذاکراتي را رد کرده است.

                              رهبران آمريکا رژيم مذهبي ايران را نبخشيده اند. آنها بايد با اين مانع رواني کنار بيايند و راه رسيدن به "توافقي اساسي" با ايران از طريق مذاکره را بپيمايند. راه ديگر مداخله خشونت بار است. اين راه را در 1953 يکبار آمريکا آزموده شده و نتايج آن فاجعه بار بوده است. اين بار نيز بهتر از آن نخواهد بود.

                              Comment


                              • Comment

                                Working...
                                X