Announcement

Collapse
No announcement yet.

Tanze Nabavi

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • #16
    حماس فتح می کند
    حالا این حرف را در تهران بزنی فورا می شود مساله روزنامه شرق و کاریکاتور آن خر بیگناه. لابد می گفتند وقتی می گویی خدا خر را شناخت، شاخش نداد، منظورت رئیس جمهور است. نه بابا، منظورم ربطی به احمدی نژاد ندارد. مشخصا باید بگویم که منظورم حماس است. بیخود نیست که حماس قدرت را نمی تواند در دستش نگه دارد. دیروز کارکنان دولت فلسطین که شش ماه است به دلیل قطع کمک های خارجی حقوق نگرفتند، برای اعتراض به حماس به عنوان قدرت اصلی دولت فلسطین اجتماع کردند. نیروهای شبه نظامی حماس هم برای اینکه مشکلات مالی آنها را حل کنند، به سوی آنان شلیک کردند و هشت نفر از آنان را کشتند. آگاهان اعلام کردند که معمولا برای کشتن هشت نفر فلسطینی حداقل ده بمب باید توسط اسرائیل شلیک شود تا این مادرمرده ها کشته شوند. فعلا حماس همه مشکلات فلسطینی ها را حل کرده؛ فقط در گذشته که قدرت در فلسطین دست نیروهای سازشکار بود، احتمالا فلسطینی ها به دست اسرائیلی ها کشته می شدند، حالا به دست هموطنان خودشان کشته می شوند. منظور این بود که تعدادی کشته شوند که آن هم در حال انجام است.


    الهام و تورم
    من فکر می کنم این دفعه به جای اینکه الهام به زنش الهام کرده باشد که چی بگو و چی بنویس، فاطی خانوم شوهرش را مورد الهام قرار داده است. امروز غلامحسین الهام در مورد تورم اظهار نظر کرد. وی موفق شد پس از یک ساعت که علت گران شدن کالاها را توضیح داد، اعلام کند که اصلا چیزی به اسم تورم و گرانی در کشور وجود ندارد. به بخش هایی از سووال و جواب که بعد از مصاحبه رسمی بین ما و استاد الهام انجام شده است، توجه نمائید:
    ما: لطفا بفرمائید که علت افزایش قیمت حبوبات چیست؟
    استاد الهام: قیمت حبوبات قائدتا نباید افزایش یابد، ما واقعا به دو دلیل شگفت زده شدیم. چون رئیس جمهور با این موضوع مخالف است. ظاهرا علت افزایش قیمت حبوبات این است که چون قیمت جهانی حبوبات افزایش پیدا کرده است، قیمت حبوبات هم خودشان سرخود افزایش یافتند که ما فعلا از طریق آقای مرتضوی تمام انواع نخود و لپه و عدس و بخصوص لوبیا چیتی را تحت نظر گرفتیم که اگر قیمت شان را پائین نکشند آنها را دستگیر می کنیم.
    ما: آیا حبوبات ایرانی از خارج وارد می شود که قیمت آن هماهنگ با افزایش قیمت جهانی افزایش یافته است؟
    استاد الهام: نه، حبوبات ایران از خارج وارد نمی شود و اتفاقا ما از همین تعجب کردیم.
    ما: آیا قیمت جهانی حبوبات افزایش یافته است که روی قیمت این کالاها در ایران اثر گذاشته است؟
    استاد الهام: ما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که قیمت این کالاها در جهان افزایش یافته است.
    ما: اگر قیمت حبوبات در ایران افزایش نیافته، چطور باعث افزایش قیمت در ایران شده است؟
    استاد الهام: دومین چیزی که باعث تعجب ما شده همین است. واقعا دولت در این مورد شگفت زده شده است.
    ما: لطفا بفرمائید علت افزایش قیمت مرغ چیست؟
    استاد الهام: ما سه تا دلیل تا امروز صبح ساعت ده پیدا کردیم، اولا اینکه آنفلوآنزای مرغی وارد اروپا شد و با وجود اینکه موفق نشد به ایران بیاید، اما باعث افزایش قیمت شد. دوم اینکه مرغداری ها یادشان رفته بود که تخم مرغ ها را بگذارند که مرغ بشود و به همین دلیل چون تخم مرغ گذاشته نشده بود، مرغ هم تولید نشد. دلیل سوم هم این بود که برخی از مطبوعاتی که روی مرغ ها تاثیر دارند، در رابطه با انتخابات توطئه ای را باصطلاح خواستند به راه بیندازند. در همین رابطه دولت به برخی از این مرغ ها ابلاغ کرد که اگر به موقع تخم نگذارند با آنها برخورد شدید می کند، که یکی از مرغ های بی تربیت گفته بود به تخمم که چون خیلی مرغ بی ادبی بود فعلا فاطی خانم مشغول گفتگو با ایشان هستند، چون زبان همدیگر را خوب می فهمند.
    ما: لطفا بفرمائید که علت افزایش قیمت سبزیجات چیست؟
    استاد الهام: علت قیمت [البته افزايش را تو می گوئی وگرنه ما خودمان از طریق برادر مفتح خبرداریم که کاهش هم داشته منتهی نه آن قدر که قرار بود در برنامه ضيافت کاهش داشته باشد] سبزیجات عمدتا این بود که چون در دو ماه گذشته مسابقات گاوبازی در اسپانیا موقتا متوقف شده بود و گاوهایی که در این مسابقات کشته می شدند، کشته نشدند، قیمت یونجه و علف در اسپانیا افزایش پیدا کرد، چون مصرف کننده های گاو تقاضای شان افزایش پیدا کرده بود، در نتیجه قیمت جهانی یونجه و علف روی قیمت سبزیجات در ایران هم تاثیر گذاشت که ما در این مورد سفیر اسپانیا را احضار کرده ایم و اگر آنها سریعا مسابقات گاوبازی را آغاز نکنند، تصمیم داریم فدراسیون فوتبال را تبدیل به فدراسیون گاوبازی کنیم تا قیمت سبزیجات کاهش یابد و فرمایش مقام معظم رهبری نیز برای کاهش قیمت ها، اجرا شود.
    ما: لطفا بفرمائید قیمت شیر و لبنیات چرا افزایش یافته است؟
    استاد الهام: علت افزایش کلیه اقلام لبنیاتی به شرایط انتخابات برمی گردد که بسیاری از گاوهای عزیز با سوء استفاده از شرایط حساس کشور و نیازهایی که ما به آنها داریم بطور ناجوانمردانه ای از شرایط سوء استفاده کرده اند و قیمت لبنیات بالا رفته است.
    ما: علت افزایش شیرینی جات و زولبیا بامیه در ماه مبارک رمضان چیست؟
    استاد الهام: در این مورد عمدتا روزنامه های دانمارکی مقصرند که با کاریکاتورهای ضد اسلامی شان قیمت کلیه شیرینی جات را افزایش دادند که دولت از این بابت خیلی ناراحت است. در ضمن برادر مفتح معاون محترم و جدید وزارت بازرگانی خودش یک جعبه زولبیا برای خانه ما فرستاد و دو تومن بیشتر نگرفت و به ما مدلل شد که این شایعات کار کسانی است که میخواهند دولت سقوط کند.
    ما: شما بارها اشاره کردید که قیمت های جهانی افزایش یافته است، به نظر شما چه چیزی در افزایش قیمت های جهانی تاثیر داشته است؟
    استاد الهام: مهم ترین چیزی که در افزایش قیمت جهانی تاثیر داشت، افزایش قیمت نفت بود که باعث شد درآمد دولت بشدت افزایش پیدا کند، البته دولت امیدوار بود که افزایش قیمت نفت فقط باعث افزایش درآمد ما بشود، متاسفانه موسسات تجاری جهان به ما خیانت کردند و بعضی از کالاها مثل بنزین افزایش پیدا کرده که ما از این موضوع بسیار ناراحتیم. تازه حالا هم که قیمت نفت پائین آمده بی انصاف ها نه بنزين و نه هیچ چیز دیگر را ارزان نمیفروشند.
    ما: در مجموع به نظر شما علت افزایش قیمت ها چیست؟
    استاد الهام: من بررسی کردم و متوجه شدم که افزایش قیمت ها بکلی شایعه است و اصولا روزنامه ها باعث افزایش قیمت شده اند، در حالی که در سال گذشته نرخ تورم 4 درصد کاهش یافته، ولی ما هنوز متوجه نشدیم که چطور اگر نرخ تورم کاهش پیدا کرده، پس چرا قیمت ها کاهش نیافته. که البته ما معتقدیم قیمت ها کاهش یافته است، اما خود قیمت ها معتقدند که کاهش نیافته اند.

    Comment


    • #17

      چهار جواب به چند سووال

      Comment


      • #18
        البته طبیعی است که انسان تا وقتی سی ساله نشده، فکر می کند که عشق هرگز نمی میرد، اما بعد از اینکه یکی دوبار عشقش مرد، به این نتیجه می رسد که عشق اصلا به دنیا نمی آید. در همین راستا و با توجه به اینکه در هرجای دنیا عشق یک جوری اتفاق می افتد که در جای دیگر یک جور دیگری اتفاق می افتد، می خواهیم ببینیم در هر کشوری عشق چگونه اتفاق می افتد؟

        آمریکا: جیم و فیبی
        جیم وقتی شش سالش است عاشق اسپایدرمن شد، وقتی دوازده ساله شد عاشق بت من شد. وقتی هجده ساله شد عاشق آنجلینا جولی شد، وقتی 24 ساله شد مدتی را با گابریلا دختر مکزیکی همکلاسی دانشگاهش گذراند، اما نتوانست عاشقش بشود، چون گابریلا از مسابقات ان بی ای متنفر بود. وقتی سی سالش شد هر روز دنبال پایان نامه اش دانشگاهش بود و به همین دلیل با فیبی کتابدار دانشکده دوست شد. بعد از پنج سال که با هم زندگی کردند فیبی ترکش کرد، چون از این زندگی خسته شده بود. جیم تازه احساس می کرد که عاشق فیبی شده است، شب از دوری فیبی شدیدا افسرده شد و مست کرد و به خانه آمد. وقتی وارد خانه شد، دید فیبی بازگشته و جلوی خانه خوابش برده است. آنها با هم ازدواج کردند و در حال حاضر چهار فرزند دارند.

        فرانسه: رومئو و ژولیت و جمال
        رومئو توی متروی سن ژرمن ژولیت را دید و احساس کرد تمام تنش گرم شده است. شب وقتی کنار رودخانه قدم می زدند، ژولیت گفت که سردش شده است. با هم به خانه رومئو رفتند و شب را با هم گذراندند، اما عشقی دیگر در انتظار بود، وقتی که رومئو، فرانسوا خواهر ژولیت را دید، عاشقش شد. ژولیت عصبانی شد و با پی یر، پدر رومئو رابطه برقرار کرد. ژانین، همسر پی یر وقتی دید شوهر پنجاه و هفت ساله اش با یک دختر بیست و سه ساله روی هم ریخته است، با جمال شاگردش که مراکشی بود و بیست و پنج سال از او کوچکتر بود، رابطه برقرار کرد. رومئو یک هفته ای با فرانسوا گذراند، اما فرانسوا نمی توانست به رابطه اش با رومئو ادامه دهد، رومئو به اندازه کافی چیزی نبود که فرانسوا می خواست. رومئو تنها ماند و به خانه برگشت. وقتی در خانه ژولیت را در کنار پدرش دید، به توالت رفت و ساعتها گریه کرد. ژولیت و پدر از گریه او بیدار شدند. آنها از آن پس تصمیم گرفتند همه با هم زندگی کنند، جمال، ژولیت، فرانسوا، پیر، رومئو و ژانین. هشت سال بعد رومئو و ژولیت احساس کردند همدیگر را دوست دارند، به همین دلیل تصمیم گرفتند دیگر همدیگر را نبینند. چون می ترسیدند عاشق هم بشوند و آزادی شان را از دست بدهند.

        شوروی سابق: ناتالیا و الکسی
        ناتالیا و الکسی به عنوان دو عضو فعال حزب احساس می کردند که از همدیگر متنفرند، آن شب، آن دو در مهمانی حزب ودکای فراوانی خوردند و شب را تا صبح در حال مستی با هم گذراندند. هر دو به هم اعتراف کردند که از رفیق استالین متنفرند. صبح که از خواب بیدار شدند، احساس کردند که عاشق همدیگر هستند. یک هفته بعد با هم ازدواج کردند و توسط کا گ ب دستگیر شدند و تا پایان عمر همچنان عاشق همدیگر بودند، پایان عمر آنها پانزده روز بعد از ازدواج و سیزده روز بعد از دستگیری آنها بود.

        انگلیس: استنلی و کامیلا
        استنلی وقتی سی و چهار ساله شد عاشق سوزان بیست و پنج ساله شد. آنها سه سال با هم دیوانه وار و عاشقانه زندگی می کردند. در روزهای تعطیل با هم خوشگذرانی می کردند و از شب تا صبح پیکادلی را زیر پای شان می گذاشتند. بعد از سه سال سوزان به استنلی گفت: من دوست دارم بچه دار بشم. استنلی گفت: منم دوست دارم بچه دار بشم. سوزان گفت: و دوست دارم از مردی که شوهرم هست بچه دار بشم. استنلی گفت: و من هم همین طور. سوزان و استنلی هر کدام وارد اتاق شان شدند و مشخصات همسر ایده آل خودشان را یادداشت کردند.بعد به این نتیجه رسیدند که باید از هم جدا شوند تا با همسر ایده آل شان ازدواج کنند.

        جمهوری آذربایجان:
        رشید و زلیخا* *رشید قدش کوتاه بود، سبیل پهنی داشت، چشمانش قهوه ای بود و ابروهای پرپشتی داشت، زلیخا قسم خورده بود که با مردی ازدواج کند که قدی بلند داشته باشد و چشمانی سبز و موهایی بور، زلیخا از سبیل پهن مردان متنفر بود. زلیخا اصلا دوست نداشت با اعضای خانواده اش ازدواج کند. رشید تصمیم گرفت برای همیشه به دبی برود و در آنجا راننده یک خانواده ترک بشود. رشید به زلیخا که دختر عمویش بود، گفت: من هفته آینده برای همیشه به دبی می روم. در یک لحظه زلیخا احساس کرد رشید قدش بلند شده، چشمهایش سبز شد، موهایش بور شد و دیگر پسرعمویش نیست. عشق در دلش شعله کشید و همه جایش را سوزاند. آنان با هم ازدواج کردند و اکنون هفت فرزند به اسامی سالم، جاسم، عبود، زیدعلی محمد ابراهیم حسن و چند نام دیگر دارند.

        ایتالیا: ورساچه و والنتینو
        لئوناردو صبح که از خواب بیدار شد و کت و شلوار ماسیمو دوتی خودش را پوشید، پیراهن زارا را تنش کرد، کراوات ورساچه زرد را زد، عینک رالف لورن خودش را به چشم زد، با ادوکلن دولچه گابانا دوش گرفت، موهایش را جلوی آینه نگاهی کرد و بعد از اینکه چشمانش را خمار کرد، از خانه بیرون می آمد.
        جولیتا صبح که از خواب بیدار شد، دامن جنیفر خودش را با یک تاپ ماسیمو دوتی پوشید، یک کفش جورجیو بروتینی به پا کرد و یک عینک والنتینو زد به چشمش. یک ساعتی خودش را آرایش کرد و به خیابان رفت.
        لئوناردو در خیابان چشمش به عینک والنتینوی جولیتا افتاد و عاشق چشمهایش شد، جولیتا هم چشمش به کراوات ورساچه لئوناردو افتاد و دلباخته شخصیت او شد. آن دو، ساعتهای زیادی را با هم گذراندند و یک ماه بعد رئیس کارخانه ورساچه با دختر رئیس کارخانه والنتینو ازدواج کرد.

        ترکیه: اورهان و عایشه
        اولین بار اورهان در کافه عایشه را دید که داشت آواز سوزناکی می خواند. احساس کرد یک دل نه صد دل عاشق عایشه شده است. چنان به عایشه خیره شده بود که وقتی لیوان در دستش شکست متوجه شکستن لیوان نشد. خون از دستهایش راه افتاده بود و تمام کف کافه را گرفته بود، اما صاحب کافه که عاشق عایشه بود، از این موضوع عصبانی شد و دستور داد ماموران کافه اورهان را چنان بزنند که دست و پایش بشکند و بعد او را به خیابان بردند و چند بار با ماشین از روی او رد شدند، بعد یک کامیون خاک روی او خالی کردند، به شکلی که فقط دستش از خاک بیرون بود. فردا صبح عایشه وقتی از سرکار برمی گشت دستهای اورهان را دید که از خاک بیرون است، دست هایش را در دست گرفت و در حالی که بشدت می گریست یک ساعت و نیم برایش آوازهای سوزناک خواند. بعد اورهان را از زیر خاک بیرون آورد و باهم ازدواج کردند و به مدت یک ماه به خوبی و خوشی زندگی کردند.

        آلمان: رالف و هانا
        رالف وقتی شش ساله بود عاشق لی لی مارلین شد، بعدها وقتی فهمید لی لی با گشتاپو همکاری می کرد، قلبش شکست و احساس تنهایی کرد. پدرش او را در سن هشت سالگی ترک کرد. مادرش نیز در سن سیزده سالگی ازدواج کرد و با وجود اینکه رالف عاشقش بود، اما هیچ وقت او را نبخشید و هرگز با او کلمه ای سخن نگفت. برادرش وقتی شانزده ساله بود برای همیشه به آمریکا رفت و او قسم خورد که دیگر برادرش را نبیند. خواهرش در سن 18 سالگی خودکشی کرد و رالف تنهای تنها ماند. او عاشق فاسبیندر فیلمساز بزرگ آلمانی شد، اما وقتی خبر خودکشی او را شنید، فقط توانست کنار راین برود و گریه کند. وقتی سی و سه ساله بود وولف، سگ ژرمن شپرد را به خانه آورد و عاشقش شد. وقتی سی و نه ساله شد احساس کرد که از هانا، زن سی ساله ای که در آپارتمان پائینی زندگی می کرد خوشش می آید. یک شب هانا را به خانه دعوت کرد و با هم شراب خوردند، یک ماه بعد با هانا به دیسکو رفتند، یک سال بعد هانا او را به خانه دعوت کرد تا سگ تریر خودش را به او و وولف نشان بدهد. یک ماه بعد آنها به سفر پاریس رفتند و با هم عشقبازی کردند. از آن پس آنها هر روز با هم بودند، در مورد فلسفه و شعر حرف می زدند، با هم آبجو می خوردند، با هم می رقصیدند. یک روز هانا گفت: من فکر می کنم اگر چند سال دیگه با هم باشیم ممکنه عاشق هم بشیم، من می ترسم. رالف گفت: شاید. آنها تصمیم گرفتند از هم جدا شوند، سه روز گذشت، صبح ساعت نه هانا در زد، رالف که مثل همیشه غمگین بود، در را باز کرد، پاپی سگ هانا پرید توی خانه و رفت سراغ وولف. هانا به رالف گفت: ما نمی تونیم از هم جدا بشیم. رالف گفت: تو هم مثل من دلتنگ شدی؟ هانا گفت: نه، ولی احساس می کنم پاپی عاشق وولف شده. آن چهار نفر سالها با هم زندگی کردند.

        هند: نقش اول زن و نقش اول مرد
        آن دو همدیگر را دیدند و بقیه چیزها طبق سناریو پیش رفت.

        عربستان سعودی: عبدالله و یک زن
        عبدالله وقتی که ماشین پدر دختر را دید عاشقش شد. و زن بعد از اینکه فرزند هفتمش را به دنیا آورد احساس کرد دیگر از عبدالله متنفر نیست و او را به همه مردانی که آخرین بار بیست سال قبل دیده بود، ترجیح می دهد. عبدالله شش ماه بعد، در سن هشتاد سالگی در حالی که با سرعت 280 کیلومتر با ماتشین پورشه اش رانندگی می کرد، با یک تپه شنی تصادف کرد و کشته شد.

        هلند: آنا و آنه ماری
        توماس با وجود اینکه احساس زیبایی در مورد آنا داشت، اما هنوز نمی دانست که رابطه دو ساله اش با آنا عشق است یا نه، به همین دلیل با دوستش بارتل مشورت کرد. بارتل از همسرش آنه ماری خواست تا در یک مراسم شام با توماس و آنا شرکت کنند. مراسم شام در رستوران کوچک و زیبایی در آمستردام برگزار شد. وقتی چشمان آنا به آنه ماری افتاد، احساسی عجیب آنها را فراگرفت، آنها عاشق همدیگر شدند. و سالها با هم زندگی کردند.

        ایران: کامی و پانته آ
        کامی وقتی پانته آ را دید تصمیم گرفت با او حال کند، پانته آ هم تصمیم گرفت کامی را سرکار بگذارد، کامی و پانته آ به یک پارتی رفتند و در آنجا احساس کردند که از همدیگر خوششان می آید. کامی به پانته آ گفت که دیگر حق ندارد به چنین پارتی هایی پا بگذارد، پانته آ هم به کامی گفت که باید تمام روابطش را با تمام دوستان قبلی اش اعم از دختر و پسر به هم بزند. کامی و پانته آ سه روز بعد در یک مراسم عروسی مفصل ازدواج کردند و سه سال بعد وقتی با همدیگر آشنا شدند، تصمیم گرفتند از همدیگر جدا شوند، اما با هم دوست بمانند. آن دو یک هفته بعد از هم جدا شدند و پس از جدایی بود که فهمیدند که عاشق همدیگر هستند، کامی با دختری به اسم رویا ازدواج کرد و پانته آ با پسری به اسم داریوش ازدواج کرد.
        نتیجه گیری اخلاقی: عشق هرگز نمی میرد، ولی ممکن است هیچ وقت هم به دنیا نیاید

        Comment


        • #19
          محمود چ مصاحبه می کند

          Comment


          • #20
            اصولا یکی از تولیدات کلامی ما قسم جان مادر و بچه و حضرت ابوالفضل و حضرت عباس و حضرت جرجیس و سایر حضرات است و در همین راستا بسیاری از ما برای اینکه دیگران باور کنند که دیروز حتما قورمه سبزی خورده ایم و نه فسنجان، احتیاج دارند که به ما اعتماد کنند. و با توجه به اینکه اعتماد کردن در سطح ملی، بین المللی و غیره، یکی از مشکلات ما می باشد، بدینوسیله روشهای ایجاد اعتماد در دیگران را در جوامع مختلف بیان کرده و تلاش می کنیم که نشان بدهیم که ما ایرانیان برخلاف آنچه بعضی از غربی های زبان نفهم فکر می کنند، نه تنها موجودات قابل اعتمادی هستیم، بلکه کاملا صمیمی و دوست داشتنی هم هستیم. سووال این است: مردم دنیا چگونه به هم اعتماد می کنند؟

            ایالات متحده آمریکا: به همدیگر نگاه می کنند و به هم سلام می کنند و به هم اعتماد می کنند. هر وقت هم فکر کردند سرشان کلاه رفته است، طرف را سو می کنند.

            فرانسه: فرانسوی ها به محض اینکه از طرف خوششان بیاید( یعنی برای شان فایده داشته باشد) به او اعتماد می کنند و تا چند روز دیگر که از یکی دیگر خوششان بیاید و به قبلی خیانت کنند، به او اعتماد می کنند.

            آلمان: آلمانی ها کمی دیر اعتماد می کنند، اول باید معلوم بشود که طرفدار نازی ها نبودی، بعد معلوم بشود طرفدار آمریکا نیستی، بعد معلوم شود راست نیستی، بعد معلوم شود که طرفدار آلمان هم نیستی. بعدا به تو اعتماد می کنند، اما بعد از اینکه اعتماد کردند احتمال اینکه بازهم همدیگر را ببینید، بعید است.

            انگلیسی ها: به شما اعتماد می کنند و تمام اطلاعات لازم را در مورد شما به دست می آورند. وقتی هم که اعتمادشان سلب می شود جوری نشان می دهند که به شما بیشترین اعتماد را دارند. آنها هرگز اعتماد نمی کنند، و هرگز نشان نمی دهند اعتماد ندارند.

            ایتالیایی ها: آنها به محض اینکه ببینند شما خوشگل هستید با شما دوست می شوند و به شما اعتماد می کنند. و به محض اینکه کاری برای شان پیش آمد و رفتند یادشان می رود که به شما اعتماد داشتند، به همین دلیل می روند و به یک خوشگل دیگر اعتماد می کنند.

            هلندی ها: آنها به حرف شما گوش می دهند و به آنچه می گوئید اعتماد می کنند. بعدا وقتی می بینند که شما کارهای یک ایرانی را می کنید، یک ماه مریض می شوند و دیگر با هیچ ایرانی حرف نمی زنند.

            عرب ها: یک عرب وقتی بداند شما مسلمان هستید و به او بگوئید که به دین معتقدید به شما اعتماد می کند و وقتی هم که سرتان را برید معلوم می شود دیگر به شما اعتماد ندارد.

            سوئدی ها: معمولا یک سوئدی شش ماه طول می کشد تا به کسی اعتماد کند. این اتفاق معمولا در تابستان که مردم از خانه بیرون می آید اتفاق می افتد، اما چون تابستان ها در سوئد کوتاه است در خیلی موارد زمان برای اعتماد کردن کوتاه است، به همین دلیل به جای اینکه اعتماد کنند، زندگی طبیعی شان را می کنند.

            کانادا: آنها فقط به وکیل شان اعتماد می کنند. این وکیل می تواند پدر کسانی که به آنها اعتماد ندارید در بیاورد.

            ژاپنی ها: آنها هیچ مشکلی برای اعتماد کردن به سایر ژاپنی ها ندارند، اما به هیچ کسی که ژاپنی نیست، اعتماد نمی کنند.

            افغانی ها: آنها به همه اعتماد می کنند و دل شان بسیار صاف و پاک است، به همین دلیل دائما در حال فریب خوردن و مورد خیانت قرار گرفتن هستند. آنها بعد از اینکه مورد خیانت قرار گرفتند یا به ایران می روند یا ترانه های سوزناک می خوانند یا از ایران برمی گردند یا در عملیات انتحاری شرکت می کنند.

            شوروی کمونیستی: برای اینکه به دوستتان اعتماد کنید یک جوک علیه رهبران حزب بگوئید، اگر فردا صبح در قطاری به مقصد سیبری بودید، معلوم می شود دوستتان قابل اعتماد است و احتمالا در قطار آلمان در حال رفتن برای پناهندگی به غرب است.

            ایران: در ایران معمولا به شیوه های زیر آدمها به هم اعتماد می کنند:
            1) مرگ: اصولا ایرانی هایی که مرده باشند قابل اعتمادند، چون مطمئنا نظرشان دیگر تغییر نمی کند.
            2) دور از شهر: ایرانیانی که روشنفکر، سیاستمدار، هنرمند، اهل فکر، دانشجو، زن یا مرد، کارمند و شاغل در سازمان های مختلف و مواردی نظیر این هستند، معمولا بسختی قابل اعتمادند.
            3) آلزایمر: بسیاری از ایرانیانی که آلزایمر دارند و از حافظه شان نمی توانند استفاده کنند قابل اعتمادند.
            4) ام اس یا سکته مغزی: اصولا ایرانیانی که بیماری هایی دارند که قدرت تکلم و تکان خوردن و نوشتن از آنها سلب شده، افرادی قابل اعتماد هستند و می توان به آنها نزدیک شد.
            البته برای جلب اعتماد ایرانیان راههای مختلفی وجود دارد که قابل توصیه است. اکثر این راهها وجود دارد و تقریبا هیچکدام قابل اعتماد نیست.

            فرهنگسرا باید مسجد شود

            Comment


            • #21

              Comment


              • #22

                Comment


                • #23
                  یکی از امور مهم در جهان، این است که ملت های نسبتا محترم جهان، در هر کشوری چگونه در انتخابات شرکت می کنند و وقتی در انتخابات حضور پیدا می کنند، چه می کنند. در همین راستا کارشناسان مختلف بررسی های بین المللی خود را انجام داده و نتایجی به این شرح حاصل شده است:

                  مصر: مردم مصر در انتخابات دو کار می توانند بکنند، یا در انتخابات حضور فعال پیدا کنند و در نتیجه حسنی مبارک یک بار دیگر با 94 درصد از آرای مردم، رئیس جمهور شود، یا اینکه انتخابات تحریم شود و کسی در انتخابات حاضر نشود و در نتیجه حسنی مبارک با 98 درصد از آرای مردم رئیس جمهور شود.

                  عراق: انتخابات با حضور فعال مردم عراق و با حمایت آمریکا و دولت دست نشانده و مردمی عراق برگزار می شود، مردم نام کسی را که دوست دارند روی برگه رای گیری می نویسند، آن را تا می کنند و می اندازند توی صندوق و در همین لحظه صندوق منفجر می شود و در نتیجه نماینده شیعیان انتخاب می شود.

                  افغانستان: مردم به سلامت انتخابات احترام می گذارند، به همین دلیل به جای تقلب در انتخابات، سرکوچه رای گیری می ایستند و به جای اینکه برگه رای گیری را پاره کنند، رای دهنده را پاره یا منفجر می کنند.

                  پاکستان: رای گیری توسط نظامیان اداره شده و نظامیان در انتخابات به هر کسی که دوست داشته باشند رای می دهند، نتیجه انتخابات هر چه باشد، کسی که انتخاب نشده است، کودتا می کند و قدرت را تا کودتای بعدی در دست می گیرد.

                  کوبا: مردم کوبا پای صندوق رای گیری می روند و چون پنجاه سال است این کار را نکرده اند، نمی دانند چه کنند، در نتیجه از حوزه رای گیری خارج می شوند و به خیابان می روند و علیه آمریکا تظاهرات می کنند و فیدل کاسترو اگر بتواند حرف بزند هشت ساعت برای آنها سخنرانی می کند.

                  آمریکا: جمهوری خواهان و دموکرات ها با جدیت تمام علیه همدیگر تبلیغات می کنند و [...] همدیگر را به سر هم می کشند و از تمام سلاح های رسانه ای و افکار عمومی علیه همدیگر استفاده می کنند. سرانجام انتخابات برگزار می شود، و هرکسی که رای نیاورد خودش را برای بدست آوردن قدرت در چهار سال آینده آماده می کند.

                  جمهوری آذربایجان: انتخابات اعلام می شود. عده ای نامزد می شوند. گروهی که فامیل علی اف نیستند و کسانی که ممکن است به آنان رای بدهند، سه روز قبل از انتخابات دستگیر می شوند. در نتیجه هابیل علی اف یا قابیل علی اف یا الهام علی اف یا فاطمه علی اوف، رجبی علی اف، سعیدلو علی اوف، زریبافان علی اوف یا یک علی اف دیگر رئیس جمهور شده و بقیه خانواده به کارشان ادامه می دهند.

                  ایران: از چهار سال قبل از انتخابات پرونده کلیه کسانی که ممکن است کاندیدا شوند مورد بررسی قرار گرفته؛ در نتيجه صاحب پرونده شده دستگير و زندانی شده و به همين علت هم رد صلاحيت می شوند، یا از کشور بیرون رفته و یا دچار مشکلات خانوادگی که باز نتيجه اش یکی است. از سه سال قبل، تحریم انتخابات آغاز می شود، و این عمل تا چهار سال بعد ادامه دارد. از دوسال قبل از انتخابات، همه ملت به این نتیجه می رسند که باید در انتخابات شرکت کنند وگرنه مملکت نابود می شود. از یک سال قبل از انتخابات، حکومت روزی شش بار اعلام می کند که بهتر است مردم حتما در انتخابات شرکت کنند و تکلیف شرعی است که در انتخابات شرکت کنند، در نتیجه مردم متوجه می شوند که تکلیف شرعی این است که در انتخابات شرکت کنند، در نتیجه تصمیم می گیرند که در انتخابات شرکت نکنند. از یک ماه قبل از انتخابات، شور تبلیغاتی آغاز می شود و سه روز قبل از انتخابات اصلاح طلبان و نیروهای منتقد دولت تصمیم می گیرند که احتمالا در انتخابات شرکت کنند. نیم ساعت بعد، نیروهای منتقد به این نتیجه می رسند که باید همه با هم ائتلاف کنند، اما چون وسط ائتلاف یاد گذشته می افتند، همه با هم درگیر می شوند و در نتیجه انتخابات را تحریم می کنند و از مردم می خواهند که به رقیب شان رای بدهند.

                  نتیجه گیری اخلاقی: انتخابات یکی از بهترین راهها برای ورود مخالفان به حکومت در سایر کشورهاست.

                  Comment


                  • #24
                    معاون هنرمند و معجزه نادیدنیمحبوب ترین ها چه کسانی هستند؟
                    در راستای اینکه محبوب ترین چهره های جهانی انتخاب شدند و نلسون ماندلا، بیل گیتس، دالایی لاما، بیل کلینتون و کوفی عنان جزو محبوب ترین ها به شمار آمدند و جرج بوش و کیم جونگ ایل مطابق معمول کمترین محبوبیت را داشتند، ضمن ابراز تاسف در این مورد که با وجود اینکه در حال حاضر احمدی نژاد محبوب ترین چهره قرن محسوب می گردد، این انتخاب به عنوان یک توطئه صهیونیستی قلمداد می شود.

                    محمود معجز ارادانیآبواژه ی هستی
                    من خیلی فکر کردم که این آبواژه ی هستی چیست؟ واقعا بسی رنج بردم در این سال سی تا بفهمم واقعا این زن چیست که آبواژه ی هستی است؟ راستش را بخواهید هر چه بیشتر فکر کردم، کمتر به نتیجه رسیدم. در یکی از شعرهایی که در اینترنت منتشر شده است، گفته شد:
                    زن، کهربای آزادی است
                    زن، سرشار آبواژه ی هستی است!
                    درخواست از ادبا: از کلیه کسانی که می دانند آبواژه هستی چیست، خواهش می کنم موضوع را توضیح داده و یک انسان را از نگرانی نجات دهند.

                    مریلند، بوستون، سن دیه گو
                    تا یکی دو ساعت دیگر در دانشگاه مریلند در شرق آمریکا برنامه دارم، اضطراب هم مثل همیشه مرا می کشد. یک بخش جدید در برنامه اجرا خواهم کرد. فردا و پس فردا هم در بوستون برنامه خواهم داشت.

                    Comment


                    • #25
                      اصولا یک کشور و یک گروه از مردم دو نوع ممکن است دموکرات باشند، یکی اینکه دموکرات به دنیا آمده باشند و بر اثر تصادف یا بحران یا جنگ یا هر چیز دیگری دموکراسی را زیر پا بگذارند، اما تا ته روح شان دموکرات باشند و هیچ راه دیگری را هم بلد نباشند. یکی دیگر این که زیر پوست شان همیشه یک دیکتاتور وجود داشته باشد و به زور و با انقلاب و فشار و این جور چیزها بخواهند دموکرات شوند. واقعیت این است که آمریکا اند دموکراسی است. حتی سیاستمداران احمق هم در این کشور دموکراتهای احمق هستند، اما دموکرات هستند. انتخابات آمریکا به خوشی و میمنت برگزار شد و دموکرات ها در انتخابات برنده شدند. بلافاصله بعد از پیروزی دموکرات ها جرج بوش به رئیس جدید مجلس نمایندگان زنگ زد و پیروزی را به او تبریک گفت و چند ساعت بعد هم دانلد رامسفیلد استعفا داد و کنار رفت تا بوش بتواند یک آدم ميانه رو به جایش بگذارد. بسیار از این موضوع خوشنود شدیم و به نظر من پیروزی دموکرات ها در این انتخابات یک شانس بزرگ برای پیشرفت دموکراسی در ایران هم هست. لابد لازم است که دلایلی هم برای این موضوع ارائه داد:
                      اول: مهم ترین موضوع این است که اصولا حرکت بنیادگرایی اسلامی که احمدی نژاد دارد آن را رهبری می کند، فقط در صورتی در دنیا مورد استقبال قرار می گیرد و در داخل هم به یک چماق برای زدن توی سر نیروهای میانه رو تبدیل می شود که آمریکا در انحصار جمهوریخواهان باشد و اسرائیل هم در دست تندروها باشد. در غیر این صورت کسانی مثل احمدی نژاد و نصرالله چه نوع شکر( با کالری زیاد یا کم) می خواهند مصرف کنند؟
                      دوم: مهم ترین چیزی که در حال حاضر صلح جهانی را به خطر می اندازد، اختلاف بین اروپا و آمریکا و سایر دنیای آزاد است. علت اصلی این اختلافات هم سیاست های آمریکا در عراق است که دموکرات ها شدیدا روی آن مشکل دارند. و جنبش اسلام گرایی فاشیستی هم از همین اختلاف سوء استفاده می کند. با روی کار آمدن دموکرات ها این مساله نیز حل می شود.
                      سوم: اما، مساله اصلی در مورد ایران این است که با وجود قدرت گرفتن دموکرات ها در آمریکا، راه حل های نظامی و تند در برخورد با ایران منتفی می شود، و همین موضوع باعث می شود نیروهای تندرو هم در ایران قدرت شان را از دست بدهند، چون این نیروها فقط در صورتی قدرت دارند که ایران در شرایط جنگ و بحران قرار بگیرد.
                      چهارم: دموکرات ها در برخورد با ایران جدی و دقیق و حساب شده رفتار می کنند، و این موضوع به نفع اپوزیسیون سیاسی داخل و خارج کشور است.
                      خیلی جدی شدم؟ ببخشید. این چند روز که طنز روز را ننوشتم کمی اخلاقم خراب شده و دارم دچار انحرافات بی رویه و با رویه می شوم.

                      انتخابات شوراها و خبرگاندکتر جکیل شبها خوابش نمی بردمدل های خودمانی ترافیکیک جمله حرف حسابکیهان، اسرائیل و انگلیس
                      روزنامه معتبر، پرتیراژ، عزیز، مهم، بی نظیر و طرفدار حقیقت کیهان طی مقاله ای که در مورد وب سایت روز نوشت، اعلام کرد که این وب سایت به دلیل اینکه حامیان مالی اطلاعاتی انگلیسی از آن ناراضی بودند تعطیل شده است. ظاهرا خبرنگار مخفی این روزنامه در اسرائیل، اين خبر قلابی را به شريعتمداری انداخته است. ضمن تائید خبر ويژه کيهان لابد روز آنلاین تعطیل است و مطالبی که همين الان دارید می خوانید در حقیقت در جای دیگری منتشر شده است. بعدا اطلاعات دقیق تر در این مورد به اطلاع خوانندگان روزآنلاین می رسد.

                      Comment


                      • #26
                        پرچم ها را نصب کنیماسپانیایی موزون و مقفاایران رتبه 106 فساد اداری
                        اصلا به این آماری که هفته پیش در سطح جهانی منتشر شد، توجه کردید؟ سازمان شفاف سازی جهانی( اسمش را درست بخاطر ندارم) اعلام کرد که دولت ایران از سال 2004 که در رتبه 88 فساد اداری بود، در سال 2005 به رتبه 92 و در سال 2006 به رتبه 106 سقوط کرد. به عبارت دیگر در اثر تلاش های بی وقفه احمدی نژاد برای جلوگیری از مافیای قدرت، در طول دوسال فساد اداری در کشور افزایش یافته است. این اتفاق مبارک و میمون را به کلیه دوستداران مبارزه با فساد دولتی تبریک و تسلیت می گوئیم.

                        تاج زاده، سعید عسگر و احمدی نژادایران آمریکا را در انتخابات شکست دادمردمی ترین، عمرانی ترین و کارآمدترین؟چرا فاطمی، فاطمی است؟ حسنی حسنی حمایتت می کنیم.برای حفظ کیان مملکت از دست دشمنان کمونیست و بی دین و چپی و دوم خردادی و حجاریان ها و عبدی ها و گنجی ها، برای توسعه بیل و کلنگ و کشاورزی، برای جلوگیری از پیتزا و بی ناموسی و ژل و فاتبال و بوق های بیخود و مانتوی زیر زانو و سگ های مینیاتوری، برای مقابله با آلفرد انیشتین و استالین و اسماعیل آقا سیمیتقو و جرج بوش دبلیو، برای حفظ طنز و رشد طنز سیاسی در کشور و برای زدن توی دهان هر کسی که با انقلاب و اسلام و چیزهای دیگر مخالف است، ما علاوه بر اعلام کاندیداتوری آیت الله العظمی حسنی اعلی الله مقامه الشریف، اینجانب و کلیه طنزنویسانی که مرجع تقلیدشان حضرت آیت الله حسنی است، در انتخابات کشور به حسنی رای می دهیم. من از کلیه ملت ایران می خواهم در همه حوزه های انتخابیه به آیت الله حسنی رای بدهند، اگر می خواهیم نشاط و شادمانی جمعی داشته باشیم به حسنی رای دهیم. حسنی نامی که می شناسیم و به آن اطمینان داریم. من تا روز انتخابات و حتی تا یکی دو هفته بعد با تمام نیرو از حسنی حمایت خواهم کرد. حسنی حزب الله، وکیل می شه انشاء الله

                        سخنرانی در هاروارد و مریلند
                        برنامه استندآپ کمدی پریروز در دانشگاه مریلند و دیروز در هاروارد انجام شد. واقعا آدم احساس غریبی پیدا می کند وقتی این بچه های ایرانی هاروارد را می بیند. بسیار محظوظ شدیم. حس لذتبخش حضور ایرانیان باهوش و توانمند در این مرکز دانایی و علم جهان، آدم را غرق شادی و غرور می کند. فردا دارم برای چهار روز به نیویورک می روم. فکر کنم جالب باشد. مشغول یک جوابیه برای یک دوست هستم که بزودی در دوم دام خواهم گذاشت.


                        Comment


                        • #27
                          گفتگو با یک رئیس جمهور خوشحال

                          به دنبال اصابت یک شیئی سنگین به سر رئیس جمهور که
                          پس از ملاقات رئیس جمهور با مقامات مربوطه در روستای پدرانش( تعداد این افراد هنوز دقیقا مشخص نیست.) اتفاق افتاد، عصر دیروز رئیس نسبتا محترم جمهوری با خبرنگاران مصاحبه کرد و به سووالات آنان پاسخ داد. با توجه به اینکه به نظر می رسد که یا رئیس جمهور، یا راوی خبر و یا من یا شمل دچار یک مشکل روانی خاصی شده ایم، به نظر می رسد که این مصاحبه چندبار خوانده شود.

                          ما: سلام آقای احمدی نژاد...
                          الفنون: علیک السلام پسرم، از اینکه سلام خودت و پدر و مادر و همشهریان و دوستان خودت را می رسانی ممنونم، من چیزی نیستم، فقط یک فرستاده کوچک خدا. که یک ذره هم نیستم، سوآل کن.

                          ما: با توجه به ملاقات وزیرسابق امورخارجه آمریکا با آقای ظریف، آیا مذاکرات را جدی خواهید گرفت؟
                          الفنون: ما البته قصد مذاکره با آمریکا را نداریم و من دستور داده ام که هیچ مذاکره ای نشود، که ملاقات آقای ظریف و آن آقا هم به معنی مذاکره نیست، یک چیز خیلی ساده است.

                          ما: شرایط شما برای مذاکره با آمریکا چیست؟
                          الفنون: ما خیلی راحتیم، خیلی، چون اصلا آمریکا چیزی نیست، دیدید که وقتی دیروز یک کلمه گفتیم دموکرات ها رای آوردند، ما در حال حاضر تحت یک سری شرایط با هر کشوری از جمله آمریکا مذاکره می کنیم، فقط آنها باید بخاطر اینکه زمان دوستان ما به لانه جاسوسی به جای تخلیه آنجا، مقاومت کردند و کاغذها را تکه تکه کردند. آنها باید قول بدهند که دیگر اینجور اسناد را تکه تکه نکنند و وقتی به آنها حمله می کنیم الکی مقاومت نکنند و وقت ما را تلف نکنند.

                          ما: ارزیابی شما از وضع کنونی آمریکا چیست؟
                          الفنون: همانطور که می دانید ایران از نظر حمایت افکار عمومی، قدرتمندترین کشور دنیاست و روزانه حدود دو هزار نفر از عاشقان ایران، بخاطر اینکه می خواهند به ایران بیایند و مقدور نیست دق می کنند و می میرند. از طرفی طبق آمارهای دقیقی که برادران ما بصورت بررسی تلفنی و تلویزیونی جمع کردند، محبوبیت جرج بوش از 33 درصد به 7 درصد رسیده و این برای آمریکایی ها بسیار بد است. در حالی که درست برعکس محبوبیت مسوولان کنونی نظام، مثلا خودم که تا هفته قبل براساس گفته های نیویورک تایمز و سی ان ان 96 درصد بود، دیروز به 105 درصد رسید.

                          ما: با این محبوبیتی که شما دارید، چرا نمی خواهید با آمریکا رابطه برقرار کنید؟
                          الفنون: ما الآن یک سال و نیم است که می خواهیم با آمریکا رابطه داشته باشیم، اما آنها چنان وحشتی از ما و ملتها دارند که قابل توصیف نیست. من وقتی به آمریکا رفتم، خیلی ها جمع شده بودند که من برای آنها حرف بزنم، اکثر آنها دانشمندان غربی بودند که معلوم بود می خواهند از طرح های انرژی هسته ای ایران حمایت کنند، ولی مثل اینکه دستی جلوی دهان آنها را گرفته بود. در مدتی که من آمریکا بودم، آقای بوش از ترس اینکه من با او حرف بزنم و قدرت اسلام را بفهمد فرار کرد و از آنجا رفت. این وضع ماست. در هر حال ما معتقدیم که اگر آمریکا رفتارش را اصلاح کند، اصل ما در رابطه دوستی با همه ملتهاست. مثلا اگر آمریکا جلوی اسرائیل را بگیرد که وقتی برادران فلسطینی می خواهند عملیات استشهادی کنند، به جای فرار از جلوی آنها بایستند و کشته شوند بسیار بهتر است و این به نفع خود آمریکایی ها هم هست، ولی متاسفانه منافع شان را نمی فهمند.

                          ما: پیام شما به آمریکا چیست؟
                          الفنون: من می خواهم صمیمانه بگویم که آمریکا باید سرجایش بنشیند. ممکن است در آمریکا کسی وجود نداشته باشد که چنین چیزی را برای آمریکا توضیح بدهد، یا اصلا آمریکا توانایی درک خودش را از دست داده است، چون این مصرف توده وار، آنها را فربه کرده و به قول قرآن این انبوه تنومند هرگز قدرت درک ندارد. اکنون من به آمریکا فرصتی می دهم تا رفتارش را اصلاح کند و امیدوارم آمریکا این مشکل را حل کند. وگرنه من حال شان را می گیرم.

                          ما: چرا بودجه پژوهشی دانشگاهها کم شده است؟
                          الفنون: من به عنوان متخصص امور دانشگاهی باید بگویم که بودجه پژوهشی دانشگاه ظاهرا کم شده در حالی که عملا افزایش یافته است.

                          ما: ولی بودجه دانشگاه افزایش نیافته، بلکه کاهش یافته است.
                          الفنون: این شما و سازمان برنامه و صدا و سیماست که می گوید افزایش یافته، در حالی که من متخصص بودجه دانشگاه هستم و این که می گویند بودجه دانشگاه 50 درصد کم شده، در حقیقت 780 درصد اضافه شده است.

                          ما: مردم مشکلاتی در وضع معیشتی شان دارند و خیلی از آنها به سختی زندگی شان را می گذرانند.
                          الفنون: من خودم از مردم هستم و لازم نیست از من سووال کنید. من مشکلات مردم را می دانم و به شما هیچ ربطی ندارد.

                          ما: تعطیلی حساب نشده عید فطر باعث شد تا خسارات زیادی به کشور وارد بیاید، آیا این درست است که بخاطر تعطیلی عیدفطر میلیاردها دلار خسارت به ما خورد؟
                          الفنون: نه، این درست نیست، چون تعطیلی عیدفطر باعث شد که ما بیست میلیارد دلار درآمد داشته باشیم.

                          ما: موضوع استفاده از ماشین های زرهی چیست؟
                          الفنون: چنین موضوعی واقعیت ندارد. چون در ایران اگر کسی قرار است ماشین زرهی استفاده کند، من هستم که باید از آن استفاده کنم، ولی من از آن استفاده نمی کنم.

                          ما: موضوع استفاده شما از هواپیمای تشریفاتی چیست؟
                          الفنون: ما در حقیقت از هواپیمای تشریفاتی استفاده نمی کنیم، چون حالت اشرافی دارد، فقط در این چهل و پنج سفری که داشتیم، فقط چهل و دو مورد برای میهمانانی مانند خانم خودم و آقای زریبافان استفاده کردیم که این امر بخاطر احترامی که میهمان از نظر اسلام دارد، صورت گرفته است.

                          ما: خیلی ممنون، دیگر سووالی ندارم.
                          الفنون: از خودم بسیار متشکرم و اگر در مورد من سووالی بود که من می توانستم به مشکلات من که برای ملت من و دولت من اهمیت دارد بپردازم، پاسخ می دهم.

                          توضیح: فردا پیام ویژه رئیس جمهور محبوب به امت شهیدپرور و دموکرات آمریکا از همین جا داده می شود.

                          Comment


                          • #28
                            لطفا قطار را ندزدیدباز هم حرف زدبیائید مردم جهان را نجات دهیماستعدادهای عملیاتیدست ها رو سینه، لپ ها آلوچه، هپ!
                            در پی جداسازی اتاق کارکنان زن و مرد در
                            سازمان تامین اجتماعی که از سوی یکی از هواداران ناموس و احمدی نژاد صورت گرفت، رئیس نهاد رهبری در دانشگاهها خواستار کنترل پوشش و آرایش در دانشگاهها شد. این دو مقام اعلام کردند که علت این امور، تلاش برای پیشرفت های علمی کشور و رسیدن ایران به استقلال علمی است و هیچ منافاتی با شعارهای انتخاباتی رئیس جمهور که گفته بود ما وقتی روی کار آمدیم به پوشش و جداسازی کاری نداریم، ندارد.

                            ایران 2 کره جنوبی صفردویدم و دویدم، به نیویورک رسیدم

                            Comment


                            • #29
                              هیتلر در ارادان

                              امروز نگاهی کردم به خبرهای بیست و چهار ساعت گذشته. خبرها اصولا بامزه و جالب بودند و نشانگر این نکته که به نظر می رسد ایران از یک سو قطب حوادث مهم جهان است، اما از سوی دیگر هیچ اتفاق مهمی در این کشور رخ نمی دهد. در همین راستا مروری می کنیم بر برخی از خبرهای بی اهمیت که به نظر می رسد، اهمیت بیشتری نسبت به خبرهای مهم دارد.

                              اسکناس، ناقل 70 نوع بیماری
                              براساس نوشته یکی از وب سایت های اینترنتی اسکناس به عنوان ناقل 70 نوع بیماری تشخیص داده شده است. و کسانی که اسکناس حمل و نقل می کنند، احتمالا به این 70 نوع بیماری دچار می شوند. برخی از این بیماری ها بشرح زیر است:
                              سکته قلبی: کسانی که اسکناس حمل می کنند، مورد حمله سارقین قرار می گیرند و با خوردن ضربه ای دچار سکته قلبی می شوند.
                              فراموشی ناگهانی: کسانی که اسکناس حمل می کنند، مورد حمله دزدان قرار می گیرند، دزدها با ضربه محکم توی سرشان می زنند و همین ضربه باعث می شود تا آنها دچار فراموشی شدید شوند.
                              نقرس: کسانی که پول حمل می کنند، از ترس محافظه کار می شوند و قدرت تحرک خودشان را از دست می دهند و در نتیجه نقرس می گیرند.
                              بقیه 67 بیماری را بعدا اعلام می کنیم.

                              شکر زیادی نخورید
                              بر اساس اعلام برخی منابع آگاه پزشکی، مصرف شکر ابتلا به سرطان را افزایش می دهد. در همین راستا پیش بینی می شود آقایان مصباح یزدی، جنتی و خزعلی به دلیل مصرف زیادی شکر در هفته های گذشته و بخصوص در روزهای جمعه هفته های جاری دچار سرطان شده و احتمالا ممکن است دور از جان اتفاقات بدی برایشان بیفتد.

                              اعتراض دانشجوی ایرانی در کالیفرنیا
                              بر اساس خبرهای اولیه یک دانشجوی ایرانی که در ساعات دیروقت توسط پلیس آمریکا مورد شک قرار گرفته بود، علاوه بر اینکه مورد شک قرار گرفت، مورد حمله هم قرار گرفت. دو ساعت بعد، رسانه های ایرانی نوشتند: پلیس کالیفرنیا به دانشجویان ایرانی حمله کردند و همین موضوع باعث شد که صدها دانشجوی آمریکایی از این دانشجویان ایرانی حمایت کنند. شش ساعت بعد اعلام شد: در حمله وحشیانه ارتش آمریکا به صدها دانشجوی ایرانی مقیم لس آنجلس، ساعتها درگیری رخ داد و صدها هزار تن از مسلمانان آمریکا و مکزیکی های هوادار ایران که عکس های احمدی نژاد را در دست داشتند، با پلیس درگیر شدند. دوازده ساعت بعد از انتشار خبر نوشته شد: لس آنجلس در ماتم هزاران دانشجوی به خاک و خون کشیده شده، نشست. سگهای پلیس دندانهای تیزشان را نشان دادند......
                              نتیجه گیری اخلاقی: اصولا جریان سالم انتشار اطلاعات موضوع مهمی است.

                              امتحان خبرگان برگزار شدشیمون پرزو نسخه ایرانی هیتلرچهار نوع ایرانی در آمریکا

                              Comment


                              • #30
                                هفده دعوای بی اهمیتدعوای اول: ایران و آمریکا هر کدام قصد نابودی همدیگر را دارند که اگر این اختلاف حل بشود، حتی رسیدگی برای حل شانزده اختلاف دیگر هم نیست.

                                دعوای دوم: آمریکا معتقد است در ایران باید اصلاحاتی بوجود بیاید، مثلا مجلس و دولت و سیستم قضایی و قانون اساسی و شیوه رهبری و نوع اقتصاد و روابط اجتماعی اصلاح شود و ایران بشود کشوری مثل سوئد، ایران هم معتقد است آمریکا باید از این نظام دو حزبی و سیستم سرمایه داری و دخالت آمریکا در کشورهای دیگر و حاکمیت یهودیان بر اقتصاد این کشور و مسیحیان بر فرهنگ این کشور و ارتش مداخله گر آمریکا و قانون اساسی آمریکا و فرهنگ این کشور، دست بردارد و تبدیل به کشوری بشود مثل افغانستان تا ایران و آمریکا یکی دیگر از اختلافات شان حل شود.

                                دعوای سوم: ایران معتقد است تا وقتی نظام انتخاباتی آمریکا تغییر نکند و شورای نگهبان جمهوری اسلامی بر انتخابات این کشور نظارت نکند، اختلاف این دو کشور همچنان پابرجا خواهد بود و اگر این نظام انتخاباتی تغییر کند قطعا با توجه به محبوبیتی که احمدی نژاد دارد در انتخابات بعدی محمود احمدی نژاد رئیس جمهور آمریکا می شود. آمریکا هم معتقد است نظام انتخاباتی ایران باید از اساس تغییر کند تا انتخابات دموکراتیک در این کشور برگزار شود، و اگر روش انتخابات ایران تغییر کند جرج دبلیو بوش رئیس جمهور ایران می شود و اختلاف ایران و آمریکا حل می شود.

                                دعوای چهارم: ایران معتقد است آمریکا به دلیل اینکه در قاره آمریکا قرار دارد و دور از دسترس موشکهای ایرانی است، این موضوع مانع بزرگی برای سیاستهای استراتژیک کشور ایران بوجود آورده است، بطوری که ارتش ایران باید هزینه زیادی صرف کند تا آمریکا را از بین ببرد و این موضوع باعث اختلاف میان ایران و آمریکاست، لذا برای رفع اختلاف ایران پیشنهاد می کند که آمریکا به جایی نزدیک ایران، مثلا امارات متحده عربی منتقل شده و از آن قاره بیرون بیاید تا برخی اختلافات ایران و آمریکا حل شود. از طرف دیگر آمریکا هم معتقد است وجود ایران در خاورمیانه یکی از عوامل ایجاد تشنج است و این کشور ترجیح می دهد کشور ایران به جایی مثل هائیتی یا مکزیک یا کوبا منتقل شود تا آمریکا برای حمله به ایران این همه هزینه مصرف نکند و اگر چنین چیزی اتفاق بیفتد، یک اختلاف دیگر ایران و آمریکا حل می شود.

                                دعوای پنجم: آمریکا معترض است که چرا ایرانی ها هر هفته پرچم ملی این کشور را آتش می زنند، و برای رفع اختلاف انتظار دارد که حداکثر هر ماه یک بار پرچم این کشور آتش زده شود، اما ایران معتقد است که آتش زدن پرچم آمریکا در ایران یکی از آئین های مذهبی ایران است و یک مساله داخلی کشور است و آمریکا حق ندارد در این مورد اعتراض کند، از طرف دیگر آمریکا از ایران می خواهد که از میان چهار پنج پرچم موجود که به عنوان پرچم ایران شناخته می شود( با شیرو خورشید، بدون شیروخورشید، با الله و بدون الله، با حاشیه الله اکبر و بدون حاشیه مذکور و انواع دیگر) ایران یکی از این پرچم ها را به عنوان پرچم خودش اعلام کند که اگر زمانی آمریکایی ها خواستند پرچم ایران را آتش بزنند، بدانند که پرچم ایران کدام یک از این پرچم هاست.

                                دعوای ششم: یک اختلاف کوچک میان ایران و آمریکا این است که ایران معتقد است آمریکا باید به اقلیت سرخپوست و سیاهپوست احترام بگذارد و باید کاری کند که اقلیت سیاهپوست که 14 درصد مردم آمریکا هستند، در یک برنامه حمایتی تعدادشان افزایش یافته و حداقل به پنجاه درصد جمعیت آمریکا برسند. و در مقابل ایران قول می دهد که آمریکایی ها دیگر حق نداشته باشند در مسائلی مانند برخورد ایران با اقلیت هایی مانند بهائیان دخالت کنند.

                                دعوای ششم: دولت ایران معتقد است که آمریکا باید از کودتای آمریکایی 28 مرداد علیه مصدق عذرخواهی کند و علاوه بر این کار جلوی فعالیت کلیه کسانی که طرفدار مصدق هستند و در آمریکا فعالیت می کنند را بگیرد. دولت آمریکا هم معتقد است ایران باید از ماجرای گروگانگیری در سال 1359 عذرخواهی کند. آمریکایی ها معتقدند که یک بار در این مورد عذرخواهی کرده اند، اما دولت ایران برای رفع اختلاف معتقد است که هر روز آمریکا باید یک بار عذرخواهی کند، از طرف دیگر ایران معتقد است که گروگانگیری حق دانشجویان ایرانی بوده است، چون آنها در آن زمان دل شان می خواست این کار را بکنند و عذرخواهی در این مورد کار درستی نیست.

                                دعوای هفتم: ایران معتقد است آمریکا باید دارایی های ایران را به این کشور برگرداند. در این مورد اختلاف نظر کوچکی وجود دارد، آمریکایی ها معتقدند میزان دارایی باقیمانده بلوکه شده توسط دولت آمریکا حدود 173 دلار و 24 سنت است، اما ایرانی ها معتقدند که دارایی ایران نزد آمریکا 98 میلیارد و 569 میلیون و 712 هزار و 645 دلار و 45 سنت است که مسوولان امر معتقدند این اختلاف کوچک هم باید حل شود تا روابط آمریکا و ایران بهبود پیدا کند.

                                دعوای هشتم: آمریکا معتقد است ایران حق هیچگونه فعالیت هسته ای اعم از فعالیت های نظامی و تحقیقاتی و علمی ندارد، اما ایران معتقد است که نه تنها ایران حق داشتن بمب اتمی دارد، بلکه این آمریکاست که به دلیل سوابق اش حق هیچ فعالیت اتمی ندارد. این اختلاف نیز قابل رفع است و به نظر می رسد که احتمالا اگر سه بار دیگر حکومت های ایران و آمریکا تغییر کند یا یک جنگ جهانی اتفاق بیفتد یا یکی از دو قاره آسیا و آمریکا از روی نقشه حذف شود، این اختلاف نیز حل شود.

                                دعوای نهم: آمریکا معتقد است که ایران حق ندارد اعلام کند که اسرائیل باید از بین برود، اما ایران معتقد است که تا وقتی اسرائیل از بین نرفته است، ایران نمی تواند آمریکا را نابود کند، بنابراین منطقا اول باید اسرائیل از بین برود. این اختلاف نیز احتمالا در چاپ بعدی نقشه جهان ممکن است رفع شود.

                                دعوای دهم: آمریکا معتقد است که ایران از تروریستهای عراقی و فلسطینی و لبنانی و سایر کشورهای عربی حمایت می کند، اما ایران معتقد است که این تروریست ها، اصلا تروریست نیستند، بلکه نیروهای فداکار و از جان گذشته ای هستند که فقط قصد دارند با ترور دشمنان اسلام آنها را بکشند. ایران نیز معتقد است که آمریکا نیز باید دست از حمایت از تروریستهایی مانند مجاهدین خلق بردارند، در حالی که آمریکا معتقد است که مجاهدین خلق اصلا تروریست نیستند، فقط نیرویی هستند که می خواهند از طریق ترور نیروهای حاکم بر ایران حکومت را عوض کنند و قول می دهند که بعد از این کار مسلسل ها را ببوسند و بگذارند کنار و به جای آنها تیربار دست شان بگیرند.

                                دعوای یازدهم تا هفدهم: اختلافات یازدهم تا هفدهم کمی سخت تر و پیچیده تر از اختلافات دهگانه اولی است، به همین دلیل از شما درخواست می شود خودتان آنها را حدس بزنید و برای خودتان آنها را یادداشت کنید تا در اثر تکرار یادداشت های شما، این اختلافات نیز برطرف شود.

                                Comment

                                Working...
                                X