Tanze Nabavi

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • abadani69
    Senior Member
    • Aug 2005
    • 21339

    #136

    اقتصاد، مذهب اعتراض

    در راستای اینکه آقای احمدی نژاد، رئیس جمهور محبوب و خوش تیپ مملکت مان لطف فرموده و گفته است که: « بیاییم بر مبنای فرهنگ انتظار، اقتصاد اسلامی را تعریف کنیم.» و با عنایت به اینکه فرهنگ انتظار با چیزهایی مثل امداد غیبی و غیب و شهادت سروکار دارد، لذا ما تصمیم داریم اقتصاد مملکت اسلامی مان را براساس فرهنگ انتظار تعریف کنیم . لذا موارد زیر به عرض می رسد:

    تولید صنعتی: در اقتصاد انتظار، تولید صنعتی نقش بسیار مهمی دارد. در این شیوه برای تولید اتومبیل سمند و پراید و پژو مدتی تلاش می کنیم تا خودروهای مورد نظر تولید شود، بعد آن را روشن می کنیم و بعد از خواندن دعای فرج منتظر می مانیم تا خودروی مورد نظر آتش بگیرد و غیب شود و بعد یک اتومبیل قدیمی که بر اساس اقتصاد انتظار ساخته نشده، می خریم و سوار آن می شویم.

    کشاورزی: در اقتصاد کشاورزی انتظار، بعد از اینکه تصمیم گرفتیم کشاورزی کنیم، شش ماه منتظر می مانیم که رئیس جمهور سفرش به استان ما بیفتد، تا بعد از اینکه ما به همراه خانواده به استقبال ایشان رفتیم، اعتبارات استان را بدهند و بعد درخواست زمین می کنیم، و براساس اقتصاد انتظار، شش ماه منتظر می مانیم تا نوبت زمین مان بشود. در مرحله بعد باید سه ماه و ده روز منتظر بمانیم تا چاوز به ایران بیاید و به ما یک تراکتور بدهند. و بعد از این مرحله کشت گندم یا چغندر یا گوجه فرنگی را انجام می دهیم و منتظر می مانیم که ببینیم دولت امسال پول دارد محصول ما را بخرد یا اصولا دارد محصول کشاورزان بولیوی را می خرد.

    صادرات: در صادرات اقتصاد انتظار، مهم ترین چیز این است که ما بتوانیم کالاهای خودمان را به کشوری صادر کنیم که مردمش منتظرند تا رئیس جمهور برای سفر به آنجا برود. بعد از اینکه انتظار سرآمد و رئیس جمهور به سفر رفت کالای مان را صادر می کنیم.

    واردات: در واردات اقتصاد انتظار، مساله اصلی این است که از کشوری باید واردات کنیم که آن کشور در سازمان ملل به ما رای موافق داده و یا از برنامه انرژی هسته ای ایران حمایت کرده است. به همین دلیل سفارش مان را ابتدا برای خرید لوازم آرایشی از آلمان می دهیم، اما به دلیل به هم خوردن رابطه با آلمان، مجبور می شویم به جای لوازم آرایشی آلمانی، از هند که از انرژی هسته ای ایران به مدت 25 دقیقه حمایت کرده است، ادویه و کاری و عود و زردچوبه و فلفل و روغن مار وارد کنیم، در این مرحله باید دو روز انتظار بکشیم تا اعلام شود که هند هم با ایران رابطه اش به هم خورده و ما قرار است از مالزی به جای لوازم آرایش، ماشین حساب و دستگاه ویدئو و چراغ قوه زیرآبی وارد کنیم. یک ماهی هم برای این انتظار می کشیم، تا اینکه معلوم می شود رابطه ما با مالزی هم به هم خورده و قرار است از این پس با امارات رابطه برقرار کنیم، چون وزیر خارجه امارات حاضر شده با وزیرخارجه ایران یک عکس سه نفره( وسطی مترجم است) بگیرد. ما هم به جای لوازم آرایش آلمانی، سفارش دشداشه و عنبر و عطرعربی و چفیه و عقال می دهیم و ضمن خواندن دعای فرج، منتظر می مانیم، اما با سفر خانم رایس به منطقه، واردات از امارات منتفی شده و چون مذاکرات مسکو آغاز می شود، ما باید به جای لوازم آرایش مقداری موشک ضدتانک و نفربر زرهی و پوتین از روسیه وارد کنیم.

    توسعه: در توسعه اقتصاد انتظار، ما باید به مردم بگوئیم که آمارپیشرفت و توسعه ما چقدر زیاد بوده است. اما چون این طور نبوده، اول آمارهای سالهای قبلی را با شیوه امداد غیبی غیب می کنیم، بعد به مردم قول می دهیم که براساس اقتصاد انتظار دو ماهی منتظر بمانند تا ما خبرخوش به آنها بدهیم و بعد از مدتی که خودمان در تلویزیون ظهور کردیم، اعلام می کنیم ایران از نظر محصول کشاورزی یک میلیون تن بیشتر از سال گذشته، تولید کرده است. مردم هم برای اینکه ببینند آمار سال گذشته چقدر بوده، به منابع آماری قبل مراجعه می کنند، اما می بینند که آمارهای قبلی دچار امداد غیبی شده است.

    درآمدها: در اقتصاد انتظار درآمد موضوع بسیار مهمی است، چون اولا باید شش ماه منتظر بمانید تا حقوق تان را بدهند و اگر هم جلوی مجلس اعتراض کنید به عنوان عامل استکبار به زندان می روید، یا اینکه باید دعای فرج بخوانید که وقتی درآمدتان را توی کیف تان گذاشتید و برای خرید گوجه فرنگی به میدان تره بار پشت خانه سابق رئیس جمهور رفتید، غیب نشود. ضمنا همیشه باید منتظر بمانید تا رئیس جمهور یک سخنرانی بکند و قیمت نفت بر اثر معجزات دولت افزایش یابد تا حقوق شما را بدهند.

    هزینه ها: در اقتصاد انتظار، بخش هزینه ها بسیار منظم و دقیق است. در این بخش، هزینه های کلیه کسانی که منتظر هستند تا پس از شش ماه حقوق شان پرداخت شود، کلیه کشورهایی که منتظر هستند تا شما اداره دنیا را در دست بگیرید، صندوق سرخ کمک های مالی به منتظران ظهور مارکس در اکوادور و نیکاراگوئه و ونزوئلا، هزینه سفر رئیس جمهور از کوهدشت و علی آباد کتول تا توگو و ماناگوآ، هزینه کمک مالی و تحقیقاتی علمی به یهودیان منکر هولوکاست، هزینه مسلمان شدن سنی های وهابی سابق، هزینه های مربوط به کنترل اینترنت، هزینه های مربوط به سخنرانی کردن و مصاحبه و حتی سرفه و عطسه رئیس جمهور، محاسبه شده و بخشی از آن از فروش نفت، بخش دیگر آن از ذخیره ارزی و بخش دیگر آن از طریق عدم پرداخت تهیه می شود.

    انرژی: در اقتصاد انرژی انتظار، دولت مقدار زیادی نفت دارد که منتظر است تا قیمتش بالا برود، مقدار زیادی بنزین باید وارد کند که منتظر است که قیمت جهانی اش پائین بیاید تا قیمت داخلی اش را بالا ببرد، مقداری گاز دارد که منتظر است تا به دلیل عدم تزریق به موقع گاز به سفره مذکور، هدر برود. و منتظر است که شش سال دیگر اگر بتدریج 164 تا سانتریفیوژش( اگر جنگ جهانی اتفاق نیفتد و آمریکا و اروپا از بین بروند و همه چیز برخلاف واقعیات پیش برود) به 60 هزار تا برسد که مقدار کمی اورانیوم تولید کند و منتظر بماند که روشها بیایند و بوشهر را درست کنند تا ملت بعد از مدتها انتظار به حق مسلم شان برسند.

    سفره: در اقتصاد سفره انتظار، قرار است که ملت اگر هر روز دعای فرج بخوانند و دولت ده سالی را برای انرژی هسته ای وقت صرف کند و بعد ده سال هم برای اصلاح آموزش و پرورش وقت بگذارد، احتمالا درآمد نفت را سر سفره مردم قرار بود ببرند که این وعده نیز دچار امداد غیبی شد و معلوم شد اصلا چنین وعده ای داده نشده است.

    وام ازدواج: در اقتصاد انتظار وام ازدواج چیز بسیار مهمی است، چون بهتر است جوانان وقتی که حضرت ظهور می کنند حتما ازدواج کرده باشند، لذا این جوانان باید منتظر انتخابات بعدی بمانند که وقتی نفر بعدی رئیس جمهور شد، در همان دو سه ماهی که برای دست گرمی تعدادی وام ازدواج می دهند، وام شان را بگیرند، وگرنه باید تا زمان ظهور حضرت منتظر باشند.

    بانک: در اقتصاد انتظار بانک های موضوع مهمی است، اولا یک سال باید منتظر ماند که معلوم شود ساعت کار بانک ها ساعتی است که دولت گفته، یا ساعتی که مجلس تصویب کرده، یا ساعتی که دبیر شورای نگهبان از خواب بیدار می شود، ثانیا باید دو سال منتظر ماند تا معلوم شود این بانک ها براساس اصل 44 به بخش خصوصی واگذار می شود و ثانیا باید انتظار بکشیم تا معلوم شود همه بانک های ایرانی جزو تحریم هستند، یا فقط همین نود درصد آنها جزو تحریم است.

    نتیجه گیری اخلاقی: انتظار چیز بسیار خوبی است، بخصوص برای کسی که وقت زیاد دارد و کار اصلا ندارد و از همه انتظار دارد و دوست ندارد کسی از او انتظار داشته باشد.

    Comment

    • abadani69
      Senior Member
      • Aug 2005
      • 21339

      #137
      حاج مایکل ارضی و سید نواب چامسکی

      البته مشکل اصلی مشکل ما غیرخودی هاست که اگر به کره اسب دربان دانشگاه اصفهان بگوئیم یابو، منظورمان مسوول حراست دانشگاه است و چون حراست دانشگاه زیر نظر رئیس دانشگاه است، منظورمان به رئیس دانشگاه است و او منسوب دانشمند بزرگ و زاهد کبودپیشانی، یعنی وزیر علوم عضو کابینه است، پس منظورمان رئیس جمهور است و چون رئیس جمهور توسط شورای نگهبان انتخاب شده است، منظورمان طبعا شورای نگهبان است و همین طور برو انگار به همه مقدسات اهانت کرده ایم و طبعا می شویم مثل اشکوری و آقاجری که حکم اعدام مان را صادر می کنند. البته معتبرمان هم می کنند، اما اصولا خودی یعنی کسی که اگر به خدا و پیغمبر چیزی گفت، به یک معنی دارد شوخی خانوادگی می کند. البته یک حرفی می گویم یک حرفی می شنوید، این آقای رامشت، رئیس دانشگاه اصفهان آنچه خوبان همه دارند، ایشان به تنهایی دارد، از دانش آیت الله حسنی بگیر تا غیرت الله کرم و اعصاب کوچک زاده و زیبایی احمدی نژاد، موجود بی نظیری است. آقای رامشت، رئیس دانشگاه اصفهان، شوخی شوخی گفت: « پیامبران و در راس آنها پیامبر اسلام(ص) در تمام مدت حیات خود جز حرف زدن کاری انجام ندادند.» وی همچنین برای اینکه اثبات کند که الکی الکی حرفی از دهانش درنرفته است، اعلام کرد که: « جانبازان سربار جامعه و دانشگاه اند.» به دنبال این اعلام نظر موسع، گروهی از جانبازان 30 درصد تا 50 درصد در دانشگاه اصفهان به ایشان اعتراض کردند که احتمالا بعد از اعتراض یا تبدیل به جانباز 70 درصد و 80 درصد می شوند یا مدتی مفقود الاثر می شوند.

      اصلاحات، کوچه به کوچه
      سفرهای شهرستانی فراموش نشود، مشارکت هم یواش یواش باید خودش را جمع و جور کند. مهم ترین موضوع این است که همه آدم بزرگ ها را جز خاتمی باید برای کاندیداتوری مجلس فرستاد. نک و نال فایده ندارد. ضمنا در این هفت هشت ماه باید رسانه ها را سروسامان داد. تلویزیون فراموش نشود، این داریوش سجادی هرچه عیب دارد، یک حسن خداداد دارد که تلویزیون هما را باید زودتر راه بیندازد، ضروری است. به نظرم می آید که از طرف دیگر باید مطبوعات داخل هم از حالا خودشان را آماده کنند، امتیاز گرفته ها شروع کنند، گاف هم ندهند که سر یک سرخر شرقی بشوند و بروند به محاق توقیف. فعلا موتورها روشن، چراغ ها خاموش. اعلام شد که « برای سامان دادن بیشتر به جریان اصلاحات، کروبی، هاشمی و خاتمی با یکدیگر دیدار می کنند.» ضمنا گفته شد کروبی رئیس ستاد انتخابات حزب اعتماد ملی شد. از طرف دیگر مجلس موجود هم باید تکلیف خودش را زودتر روشن کند. نمایندگان مجلس اگر تکلیف خودشان را با ببوهای کابینه مثل فرشیدی و زاهدی روشن کنند، اعتباری پیش ملت پیدا می کنند، فعلا اعلام شده که استیضاح فرشیدی سه شنبه اعلام وصول می شود.

      ایران، آمریکا، صلح شبه مسلح
      فعلا ایران بازی انگلیسی ملوانان را از انگلیس برده است و تونی بلر مثل گربه ماست ریخته سرش پائین است، باز خدا را هزاربار شکر که جلوی فی ترنی را گرفتند، وگرنه آن موجود عظیم الجثه داشت وسط میدان ترافالگار استریپ تیز می کرد. بروجردی، که در طول 27 سال قبل یک بار پیش بینی سیاسی اش درست درآمد و آن روزی بود که گفته بود آمریکا قطعا قصد حمله به سوریه را دارد، گفت: « زمینه ای برای مذاکره با آمریکا وجود ندارد.» از طرف دیگر حسینی گفت: « آمریکایی ها دست از لجاجت بردارند و پنج مامور کنسولی ایران را آزاد کنند.» آمریکایی ها هم به جای اینکه دست از لجاجت بردارند، این رابرت هلمزرا مامور کردند که دندانی نشان بدهد و بگوید که: « توان حمله به ایران را داریم.» البرادعی هم محض رضای خدا اظهار نظر کرد و گفت: « احتمال حمله نظامی به ایران را رد نمی کنیم.» فردا حدس می زنم حسین درخشان یک گزقاله [ترکيبی از گزارش و مقاله] در مورد رابطه البرادعی و نئوکان ها صادر کند. وسط این ماجراها احتمال می دهم که دوباره رابطه ایران و عراق خیلی خراب شده باشد. چون حسینی گفت: « روابط تهران- بغداد بسیار مستحکم است.» آگاهان گوش شان را برای شنیدن نطق بعدی طالبانی و مالکی تیز کردند. وسط این جر و دعوا اطلاعات گیر داد به یک خبرنگار عادی رادیو فردا که کار اصلی اش ترجمه است و مترجم بسیار خوبی است. فعلا نازی عظیما ممنوع الخروج شده است. من نمی فهمم چرا این کارها را می کند؟ شما که طرف را فردا ول می کنید برود، چرا بیخودی اسم بدنامی برای خودتان درست می کنید؟ حسینی گفت: « پرونده خبرنگار رادیو فردا در دست بررسی است.» ترجمه نازی عظیما از « عشق در سال وبا» ی مارکز بسیار نیکو بود. راستی باید یک ای میل بزنیم به گابریل گارسیا مارکز و به او بگوئیم که مترجم کتابش ممنوع الخروج شده است، یارو می خواست برود ایران، خودش را به عنوان مروج استکبارجادوئی می گرفتند، حالا بیا درستش کن.

      زایمان پشت سر هم
      راستی چی شد احمدی نژاد گفته بود همه ملت بچه دار شوند، واقعا این رئیس جمهور ما هم همین طوری از دهانش در و گوهر زرتی پرت می شود بیرون. اول بگذار اینی که زائیدیم بزرگ کنیم، بعدا سفارش ایران صد و پنجاه میلیونی بده. تازه، اینکه نه به بار است نه به دار، هنوز نه نیروگاهش ساخته شده و نه سوختش موجود است، می خواهند دو تای دیگر هم نیروگاه عدل بغل بوشهر بسازند که اگر آمریکای گور به گور شده خواست حمله کند، همه را یک جا بزند. احمد فیاض بخش گفت: « ایران قصد ساخت دو نیروگاه جدید هسته ای را در بوشهر دارد.» این خبر را بی بی سی هم تائید کرد. اما خانم الهه کولائی که حدس می زنم بعد از فائزه هاشمی و گوگوش نفر سوم یا چهارم انتخابات تهران در اسفند امسال باشد گفت: « روس ها موافق ایران هسته ای نیستند.» فعلا اوضاع بین المللی قمر در عقرب است. گفتم عقرب، یاد شعر افغانی « کجکی ابروی ات نیش کژدم است، چه کنم افسوس مال مردم است» افتادم، خبر اینکه « احمدی نژاد به افغانستان می رود.» زلزله نشود افغانها شانس آورده اند.

      رکن چهارم برای معروفیت
      واقعا احمدی نژاد هزارتا عیب داشته باشد، این یک عیب را هم دارد که اصلا نمی داند با رسانه های مملکت چکار بکند. جوانفکر، که احتمالا در دوره جوانی آقای خزعلی افکار جوانی داشته است، در یک مصاحبه مطبوعاتی شرکت کرد و گوتنبرگ را در قبر لرزاند. وی گفت: « آزادی مطبوعات به صورت تضمین شده وجود دارد.» وی برای اینکه فضای مهرومحبت میان مطبوعات و ریاست جمهوری بوجود بیاورد، گفت: « کسی حق ندارد اذهان را دستکاری کند.» قرار است مطبوعات از این به بعد فقط با پاها و دندان ملت کار داشته باشند و با اذهان مردم هیچ کاری نکنند. وی برای اینکه یک مژده مهم به مطبوعات بدهد، گفت: « نباید به آسیاب دشمن آب ریخت.» آگاهان توضیح دادند که احتمالا ایشان چون تازه کار است، معنی این جملات را متوجه نمی شود، به همین جهت از مطبوعات خواستند اشتباه ایشان را به اشتباهات بزرگتر رئیس جمهور ببخشند. البته معلوم نشد که با این همه فحش و بد و بیراه آقای جوانفکر به چه دلیل اعلام کرد که« دولت حمایت از رسانه ها را وظیفه خود می داند.» وی برای شکوفائی مطبوعات پیشنهاد کرد که « دیدار رئیس جمهور با رسانه ها، ایده خوبی برای پیگیری است.» آگاهان هرچه فکر کردند متوجه نشدند که چه چیزی این وسط باید پیگیری شود. در پایان آقای جوانفکر الگوی یک روزنامه نگار موفق را چنین نشان داد: « من یک روزنامه نگار خارجی در ایران را سراغ دارم که چهارماه است در ایران رحل اقامت افکنده تا بتواند 10 دقیقه به صورت اختصاصی با رئیس جمهور ما مصاحبه کند. ما می خواهیم مطبوعات ما به چنین جایگاه و موقعیتی دست پیدا کنند.» ضمنا، با توجه به عنایات خاصه رئیس جمهور و وزیر ارشاد به اهل کتاب، اعم از یهود و نصارا و ناشران و نویسندگان، 350 ناشر اصلی کشور اعلام کردند که در نمایشگاه کتاب امسال شرکت نمی کنند.

      دو تا آزاد شدند، سه تا بازداشت شدند
      مساله این است که زندان اوین یک جای محدودی دارد و تا پروژه های عمرانی رئیس جمهور به نتیجه نرسیده همچنان جای محدودی خواهد داشت و به همین دلیل رئیس زندان اوین مثل حمامی های نمره قدیمی نشسته جلوی سلول های انفرادی و به محض خالی شدن دو تا از آنها فورا اعلام می کند که افراد جدید بروند که خدای ناکرده سلولی برای دوسه روز خالی نماند و زندان ها با حداکثر ظرفیت مشغول به کار باشند. در همین راستا، خدا را صدهزار بار شکر، دیروز ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده ساعت پنج آزاد شدند. حسین درخشان ضمن اعلام عزای عمومی گفت که از این به بعد اگر قرار شود هر کسی را همینطوری آزاد کنید من هم دیگر اطلاعات نمی دهم. به نظر می رسد که مواد اوليه گزمقاله وی به علت مرخصی بازجو از تهران نرسيده زندانی را آزاد کردند. حسین ناکام ماند. وزیر اطلاعات هم جمله این جوان نومید و بی خانمان که به نظرم دیگر سهمش از فرش ماشینی درخشان نرسد و از این که هست بدبخت تر شود را تکرارکرد و گفت: « جنبش زنان براندازی نرم است.» از طرف دیگر« سه تن از احضار شدگان تجمع معلمان بازداشت شدند.» در پی بازداشت این سه نفر از معلمان که جرم شان یاددادن کارهای بد به بچه ها و اعتراض برای افزایش حقوق شان بود، «متهمان قتلهای زنجیره ای کرمان تبرئه شدند.» این افراد کار خاصی نکرده بودند، فقط چند زن و شوهر را که حدس می زدند با همدیگر روابط مشروع دارند، کشته بودند و بعدا متوجه شده بودند که مقتولین چه کسانی هستند. همزمان با تبرئه قاتلین کرمانی، پنج نفر از زنان یعنی نوشین احمدی خراسانی، سوسن طهماسبی، ژیلا بنی یعقوب، سارا لقمانی و جلوه جواهری به دادگاه احضار شدند. قوه قضائیه قرار است در صورت زندانی کردن این پنج نفر احتمالا پنج نفر از قاتلینی را که حوصله شان در زندان سررفته است، آزاد کند. البته در شهر خون و قیام و عرق سگی، یعنی قم، 24 نفر از کسانی که با توزیع عرق دست ساز مسموم باعث مرگ 30 نفر و مسمومیت بیش از 100 نفر در شهر خون و قیام و عرق سگی شده بودند، بازداشت شدند. هر نوع ارتباطی بين قربانيان و بیوت علمای عظام تکذیب شد. البته در مورد مرکز پژوهش آقای مصباح به علت دیوار کشی ضخیم خبری به دست نیامد.

      Comment

      • abadani69
        Senior Member
        • Aug 2005
        • 21339

        #138
        نقدینگی رو بچسب، نسیه رو ول کن
        اگر چه فعلا در حوزه سیاست خارجی مقداری بلاتکلیفی داریم که معلوم نیست جنگ می شود یا حتما جنگ می شود و از طرفی در حوزه فرهنگی هم مطبوعات و کتاب و اینترنت و تلویزیون و غیره مشکل دارند و از طرف سوم، ملت معلم و راننده و زن و روزنامه نگار هنوز از زندان بیرون نیامده یک عده ای به جای آنها می روند تو، باز خدا را شکر مشکل اقتصادی هم داریم. معاون وزیر اقتصاد دولت خاتمی گفت: « رشد نقدینگی در مدت مسوولیت دولت نهم، دوبرابر رشد نقدینگی از ابتدای خلق پول تا سال 83 در اقتصاد ایران است.»،کارشناس محترم ظاهرا فرصت نکرده کتاب ها و مقالات اقتصادی که هیچ بلکه روزنامه های کشور را بخواند و بفهمد که رشد نقدینگی الان جزء فحش های رايج شده است. مخالفان دولت را متهم می کنند که رشد نقدینگی را باعث شده که موجد تورم است و هواداران دولت می نویسند دولت رشد نقدینگی را باعث نشده. حالا اين طفلک آمده و خلقت آدم را وارد داستان کرده است. البته با اين دولت و با اين معاون وزارت اقتصاد امسال هرچقدر دلتان بخواهد می توانید کته و ماست و برنج و پلو و شله زرد بخورید، چون دولت ضمن زدن مشت محکمی توی دهان برنجکاران شمال کشور، اعلام کرد که « سه برابر نیاز کشور، برنج وارد شده است.» البته ممکن است بپرسید مگر در این مملکت مدیران مربوطه عقل و تجربه کافی ندارند که بفهمند که باید چقدر وارد کنند و چقدر صادر کنند یا چقدر تولید کنند؟ برای زدن مشت محکمی به دهان کسانی که انتظار دارند دولت هم بتواند بقول احمدی نژاد در شش جبهه بجنگد و هم مدیران با تجربه بگذارد بالای سر کارخانه های مهم یا وزارتخانه ها، مراسم معرفی آقای مهرداد بذرپاش، مشاور سابق احمدی نژاد به عنوان مدیر عامل جدید پارس خودرو انجام شد. آگاهان احتمال می دهند به دنبال این انتخاب از این پس به جای اینکه از هر صد اتومبیل دو تا به محض خرید منغجر شده و آتش بگیرد، از هر صد خودرو پنجاه تا به محض تولید خودشان داوطلب عملیات انتحاری شوند، مهرداد جون که گویا با خانواده همه احمدی ها از احمدی مقدم تا احمدی نژاد و احمدی پاش محرمیت خوانده است بذرپاشی کرده بود قبل از انقلاب و حالا قرار شده که کار دیگری بکند. اهمش تولید اتومیبل های آماده برای عملیات استشهادی است که هر وقت خودشان دلشان خواست منفجر می شوند، نه در زمانی که ساعت شان تنظیم می شود. نه اين که فکر کنید مهرداد جون فامیل خودش انتحاری است، نه بابا مامانی اينکاره نیست . اما بعد از شکست در انتخابات قرار شده که دم مصباح يزدی را ببیند. اما گفته اند که آنقدر عاقل هست که در دفتر آيت الله کاری نگیرد و از دور دست تکان بدهد که بدنام نشود. حالا که بحث بدنام شد، این گفته آقای باهنر را هم آویزه فلان جای تان کنید که « ساعت ها امسال تغییر نمی کند.» ضمنا در راستای فرمایشات رئیس جمهور برای جلوگیری از تصادفات جاده ای در اثر واژگونی اتوبوس دانشجویان دختر در گرمسار، چهارده نفر زخمی شده و یک نفر حالش وخیم است. رئیس جمهور اول از این موضوع خیلی ناراحت شد، اما بعد که گفتند که این گروه دختر و دانشجو بودند، اعلام کرد: در ونزوئلا هم از این تصادفات می شود.

        بیل گیتس! می ری، این رو هم ببر
        اوضاع جهان قمر در عقرب است. در تاجیکستان آقای « امامعلی رحمانوف» اسمش را عوض کرد و این پسوند روسی « اوف» را برداشت و تبدیل شد به « امامعلی رحمان» البته قرار است توی خانه او را ولادیمیر ایلیچ صدا کنند که عادتشان به هم نخورد. در ترکیه، صدها هزار نفر از امت شهید پرور و سکولار ترک، ضمن در دست داشتن پرچم های ترکیه و عکس های آتاتورک مشت محکمی به دهان اسلامگرايان زدند و از نظام سکولار این کشورحمایت کردند. ظاهرا این افراد معترض هستند که عیال روسری پوشیده آقای اردوغان حق ندارد بانوی اول کشور بشود، آن هم با روسری. در اکوادور قرار است یک رفراندوم به نفع افزایش اختیارات رئیس جمهور برگزار شود که وی بتواند اصلاحات کند. فکر می کنم طرف اگر چنین اختیاراتی بگیرد، مدتی هم با چاوز بگردد، از یک سوسیالیست حسابی تبدیل به یک فاشیست حسابی می شود. البته این راه معمولا بسرعت طی می شود. آخرین خبر اینکه اعلام شد که بیل گیتس قرار است به فضا برود. می خواستم پیشنهاد کنم اگر جای دوری می رود، این حسین درخشان بی جا و مکان و آواره را هم از کوچه پسکوچه های پاریس جمع کند و ببرد با خودش که هم مشکل این آدم حل شود و هم مشکل زندانیان زیر بازجویی کشور و هم مشکل ما. البته اگر بپرسد با چه آدرسی برای حسین دعوتنامه بفرستم می گوئیم ما چه می دانیم از بازجوی 209 بپرس.

        آفساید بالاتر از 300نکته مهمی است، البته مشکل ما همیشه این است که وقتی باید در بین روشنفکران محبوب باشیم، در بین عامه مردم مورد توجه قرار می گیریم و وقتی قرار است در بین عامه مردم فروش داشته باشیم، فقط روشنفکران آثارمان را می بینند. فیلم « آفساید» جعفر پناهی که در اکران عمومی سینماهای آمریکاست از نظر ارزش فیلمسازی بالاتر از فیلم 300 قرار گرفت. در عوض نمايش اين فیلم در داخل ایران ممنوع است، ولی فیلم ضد ایرانی 300 را قرار است در صدا و سیما فردا نشان بدهند. استاد کلهر مشاور سابق احمدی نژاد در امور لیلافروهر و دست دادن با لس آنجلسی ها و غیره، ضمن یک اظهار نظر مبسوط گفت: « 300 اوج نفرت مشرکانه غرب به شرق است.» وی که مطمئن است که ما ایرانی ها تاریخ بیست سال گذشته خودمان را هم براساس نگاه خودمان بازنویسی نمی کنیم، گفت: « آمریکا تاریخ را از نگاه خود بازنویسی می کند.» یک آقایی به اسم مجید شاه حسینی هم یک اظهارات توپی کرد و گفت: « هالیوود به دنبال کربلا برای غرب است.» آگاهان حدس می زنند تا سال دیگر اگر فیلم 300 را هر روز در آمریکا نشان دهند « مایکل مور» شغلش را عوض کرده و با نام «حاج مایکل ارضی» نوحه خوان 300 تن شهدای صحرای آریزونا می شود و حجت الاسلام سید نواب چامسکی هم در دهه عاشورای سپتامبر سخنرانی و روضه خوانی می کند.

        از این حسین تا آن حسین
        با توجه به نوشته های مشترک حسین اولی( شریعتمداری) و حسین دومی( درخشان) در سردبیر خودم و سردبیر شریعتمداری، ترجمه بخش هایی از نوشته های مشترک منتشر می شود. برای گروهی از ایرانیانی که در داخل کشور زندگی می کنند، توضیح می دهیم که حسین درخشان یکی از وبلاگ نویسانی است که مدتی در کانادا فعالیت می کرد و فعلا چند روزی به پاریس رفته است.

        حسین شین: آمریکای جنایتکار و بوش نادان نمی توانند هیچ ضربه ای به ایران بزنند.
        حسین دال: آمریکای کلونیال سرمایه دار لجن که منو راه نداد و بوش [...] نمی تونن از [...] ایران هم بخورند.

        حسین شین: اندیشه ناب فقاهتی امام را قهرمان دنیای اسلام کرده است.
        حسین دال: اصلا خودم حالیم نبود که چطوری من پست کلونیال بودم، واسه همین بود که خمینی قهرمان من بود، من بی شعور هم حواسم نبود هی بهش فحش می دادم.

        حسین شین: بریتانیا و تونی بلر در مقابل رافت اسلامی احمدی نژاد هیچ غلطی نتوانستند بکنند.
        حسین دال: انگلیس مستراح و بلر [...] یک بار که احمدی نژاد گند نزد، هیچ [...] نتونستن بخورن.

        حسین شین: سرمایه داری جدید در مقابل توفان اسلام گرایی نمی توانند جهان را اداره کنند.
        حسین دال: [....] های طرفدار سرمایه داری و این خ....]ها چطوری می خوان این دنیا رو بگردونن.

        حسین شین: سربازان گمنام امام زمان پس از روزهای متمادی کارشناسی دقیق به دستگیری عوامل دشمن پرداختند.
        حسین دال: هیچکدوم از دستگیری ها از روی شیکم نبوده و روی هر کدوم دهها ساعت کار دقیق کارشناسی کرده اند.

        توضيح روز: سه نقطه ها محل حذف کلمات مستهجن است و توسط سردبیر روز گذاشته شده وگرنه در اصلش سه نقطه نیست.

        Comment

        • abadani69
          Senior Member
          • Aug 2005
          • 21339

          #139

          لولی شنگول در شیراز

          در راستای سفر دیروز رئیس جمهور محترم کشور به شهر شیراز و استقبال گسترده تلویزیونی و عکاسی مردم از ایشان و به مناسبت این روز فرخنده و مبارک و میمون و چی توز که قرار است در آن سد سیوند آبگیری شده و پاسارگاد را در راستای 300 و 400 و غیره نابود کنیم، حافظ شیرازی که هرگز تصور نمی کرد که شهر شیراز به چنین مصیبتی دچار آید، شعری سروده است که تفسیر بخشی از آن را تقدیم می کنیم:

          خوشا شیراز و وضع بی مثالش
          خداوندا نگه داراز زوالش


          خوشا: چه خوب، چه باحال، تیریپ صفا، عالی، این اصطلاح قبل از روی کار آمدن احمدی نژاد زیاد استفاده می شد.
          شیراز: نام شهری با صفا که دیروز رئیس جمهور به آنجا سفر کرده است.
          وضع بی مثال: در گذشته به معنی خیلی با حال بود، ولی در حال حاضر به معنی ضایع و ناجور نیز به کار می رود.
          خداوندا: ای خداوند! ای خدا! معمولا وقتی دست آدم به هیچ جا بند نمی شود، از خداوند درخواست می کند که به او کمک کند. خداوند: آفریننده جهان، خالق هستی که معمولا از ایشان برای رفع کمبودهای دولت هم استفاده می شود.
          زوال: نابودی، از بین رفتن، مثال: یک سد درست می کنیم و باعث نابودی یک اثر تاریخی که قرنها وجود داشت، می شود.

          معنی: شیراز خیلی جای خوبی می باشد و وضع بی نظیری دارد و ای خدا، کاری کن که در اثر این رفت و آمدها و افتتاح سد و این چیزها از بین برود.
          تفسیر: خدایا! عجب گیری کردیم، یک شهر تروتمیز داشتیم که فقط یک سد سیوند کم داشت که دچار زوال شود.

          به شیراز آی و فیض روح قدسی
          بجوی از مردم صاحب کمالش


          آی: بیا، تشریف بیار، بیا دیگه، « آی» به جای « آخ» و « اوف» در هنگام خوردن ضربه به کار می رود. « آی» در اینجا به نوعی دعوت کردن همراه با درد و فشار گفته شده است.
          فیض روح قدسی: معادل همان « هاله نور» و « معجزه هزاره سوم» است.
          بجوی: جستجو کن، بگرد، تعقیب و مراقبت کن، کار اطلاعاتی کن.
          صاحب کمال: گروهی از نخبگان و فیلسوفان و روشنفکران که بعدا اعتراف می کنند که جاسوس دشمن بودند و از فریدام هاوس یا بودجه نجس هلندی استفاده می کردند.

          معنی: اوی! ای آقوی هاله نور! لطفا به شیراز بیایید و همزمان با آمدن تان حتما سعی کنید که روی نخبگان این شهر کار اطلاعاتی مناسب انجام دهید، تا مشکل گرانی مسکن هم کمتر شود.

          که نام قند مصری برد آن جا؟
          که شیرینان ندادند انفعالش


          قند مصری: همان شیرینی دانمارکی سابق است که در آن زمان به آن قند مصری می گفتند، اما بعد از اینکه کاریکاتوریست روزنامه الاهرام مصر تعدادی کاریکاتور موهن کشید، اسمش را عوض کردند و گذاشتند شیرینی دانمارکی. البته قند مصری در گذشته به کسانی که در ایران مردم از آنها بدشان می آمد، ولی در مصر قهرمان ملی این کشور بودند هم گفته می شد.
          شیرینان: کسانی که خودشیرینی می کنند. مجموعه ای از طرفداران دولت که خیلی موجودات شیرینی هستند، در زمان حافظ مثل برادر یا خواهر « شاخ نبات» و در زمان حاضر مثل برادر زری بافان و خواهر شمسی پهلوون و غیره، معمولا این شیرینان کارشان این بود که یا هاله نور می دیدند یا احساس معجزه می کردند.
          انفعال دادن: ترتیب دادن، حال طرف را گرفتن، پوز زدن، مخش را در فرقون تیلیت کردن، دهان سرویس کردن.

          معنی: چه کسی از عناصر معلوم الحال طرفداری از کاریکاتوریست های موهن کرده بود که طرفداران دولت حالش را نگرفتند؟
          توضیح تاریخی جغرافیایی: ظاهرا در آن زمان هم یک عده ای دور و بر شاه شجاع و بقیه حکام شهر بودند که هر کسی حرف می زد، خودشان را شیرین می کردند و پوز طرف را می زدند.

          صبا زان لولی شنگول سرمست
          چه داری آگهی؟ چون است حالش؟


          صبا: یک باد خنک که رایحه خوش خدمت هم از آن احساس می شد. در گذشته نام یک خبرگزاری هم بود، مثل « ایرنا» و « ایسنا» و « ایلنا» که فقط خبرهای دولتی را می دادند و نام « صبا» به عنوان مخفف« صادرات باد ایران» یا موسسه ای که خبرها را در جهت باد صادر می کرد، آورده شده است.
          لولی شنگول سرمست: همان « م.ش.نگ» خودمان است که در گذشته ظاهرا یک جوان شهرستانی بود که زیادی قاط می زد و دائما هم به دنبال دادن خبرخوش بود.
          آگهی: خبر، تبلیغات ریاست جمهوری، اطلاعاتی که از طرف دولت به مطبوعات بدهند و چاپ کنند.

          معنی: ای خبرگزاری عزیز! لطفا کلیه اخباری را که از سفر اخیر ریاست محترم و شنگول و م.ش.نگ( منتخب شورای نگهبان) کشور دارید، زودتر همراه با عکس و اطلاعات لحظه به لحظه و گزارش و غیره منتشر کنید.
          تفسیر: اصولا دادن اخبار تبلیغاتی سفر انواع موجودات مشنگ به شهرستانها برای کاهش گرانی ها و مبارزه با استکبار جهانی و افزایش حقوق معلمان لازم است.

          گر آن شیرین پسر خونم بریزد
          دلا چون شیر مادر کن حلالش


          شیرین پسر: ناز پسر، مشنگ جان، خوشگل پسر، عزیز دل بابا، شیرین بابا، جیگر جان.
          شیر مادر: نام نوعی شیر و پودر شیر که قبلا کارخانه بیسکویت مادر برای اطفال پخش می کرد و به جای شیرمادر همراه با سرلاک استفاده می شد.

          معنی: در اینجا شاعر شدیدا بحران مالی و شغلی پیدا کرده و بکلی زده زیر همه چیز. فاطمه رجبی در همین رابطه گفت: « اگر صد بار هم از این تحفه الهی بگویم کم گفته ام.» الهی درد و بلای خودت و همه آشناهات بخوره توی سر من و بچه هام و شوهرم.

          مکن از خواب بیدارم خدا را
          که دارم خلوتی خوش با خیالش

          از خواب بیدار کردن: یکی از کارهایی که مردم زیاد دوست ندارند و شاعر هم در آن مورد هشدار داده است.
          خلوت خوش: محلی که در آن رایحه خوش صادر و تصمیم خبر های خوش گرفته می شود.
          خیال: برنامه هایی که قرار است در پنجاه سال آینده در مورد انرژی هسته ای و قله های علمی و غیره اجرا شود.

          معنی: خدای عزیز! اینجانب دارم تصور می کنم که با دوستان شیرین داریم به قله های پیروزی و افتخار می رسیم، لطفا تا اطلاع ثانوی مرا از خواب بیدار نکن.
          تفسیر روانشناختی: یکی از بهترین حالات برای آدمها آرمانگرایی که قصد مدیریت جهان را دارند، ولی بلد نیستند کفش و جوراب خودشان را مدیریت کنند، این است که در میان دوستان شهرستانی و خارجی مورد تشویق قرار بگیرند، اما مجبور نشوند از خواب بیدار شوند.
          توضیح روانشناختی: این شعر نشان دهنده وجود سندرومی به نام سندروم استکهلم، ترکیبی از مالیخولیا و پارانویا و حالت مانیا دپرسیو در شاعر است.

          چرا حافظ چو می ترسیدی از هجر
          نکردی شکر ایام وصالش؟

          هجر: دور شدن، فراق، فاصله افتادن با چشم انداز بیست ساله، از وضع مناسب دور شدن و تا گردن در جای بد گیر کردن.
          ایام: دوران، روزگار، دوره، عهد. مثال در جمله: « در ایام احمدی نژاد پدرشان بیرون رفت و مادرشان ازدواج کرد و برای خواهرشان نامزد پیدا شد.»
          وصال: نزدیک شدن، به هم رسیدن، رفتن بالای قله، چسبیدن، وصل شدن، مثل سریش آویزان شدن.

          معنی: ای دوست عزیز! تو که می ترسیدی به این وضع گرفتار شوی، برای چی انتخابات را تحریم کردی و فرق احمدی نژاد و خاتمی را نفهمیدی؟
          هشدار بهداشتی: موقع انتخابات بعدی مواظب باشید شصت پای تندروهای راست توی چشم رادیکال های چپ تان نرود که بعدا خودتان ا لعن و نفرین کنید که این چه غلطی بود کردیم.

          Comment

          • abadani69
            Senior Member
            • Aug 2005
            • 21339

            #140
            انگلیس! از اون نظر!

            به قول این نویسندگان بخش سرویس خارجی معلوم نیست این تهران با خودش می خواهد چکار کند؟ چهار ماه است گیر داده به معلمان و هر روز یک بساطی برای مدارس درست می کند، سه ماهی است گیر داده به زنان و هر روز عده ای را یک جایی احضار و بازداشت و تهدید و زندان می کند، دو ماهی است دارد قرم قرم راه می اندازد که از اول اردیبهشت با بدحجاب ها می خواهد مبارزه کند، یک ماهی است که کسانی که مشکل داروی ام اس دارند، وسط خیابان باید صف بکشند برای گرفتن داروی ام اس که دولت وارد نمی کند تا مردم مجبور شوند داروی داخلی را که پزشکان تائید نمی کنند، مصرف کنند، در عوض همین دولت به اندازه سه برابر برنج مصرفی کشور، امسال برنج وارد کرده و نمی داند با آن باید برای کی شله زرد نذری درست کند. خب! آقای محترم، عزیز دلم، خبر مرگت، به آن برادر سپاه که واردات برنج را در اختیار دارد بگو خبر مرگش یک صدم آن پول را بدهد برای وارد کردن دارو. نمی میرند که! فعلا در شهر خبرهایی است و هر گوشه اش یک بساطی. علویه خانم، بدون ولنگاری، می گوید که هنوز شروع نشده ولی به نظرم همین روزها گیر بدهند. این علویه خانم یک موجود نازنینی است که پنجره آپارتمانش جایی است که همه جای شهر را می بیند. سرهنگ «مهدی احمدی» رئیس مرکز اطلاع*رسانی نیروی انتظامی گفت: « بدون شک هیچ شخصی حتی خانواده*هایی که چندان به برخی مسائل پایبند نباشند، از مشاهده خانمی که مانتوی تنگ بسیار چسبان برتن کرده باشد یا شلوار کوتاه و روسری سه سانتی*متری پوشیده باشد، خوششان نمی آید. » آگاهان موارد زیر را توضیح دادند:
            اول: اصلا معلوم نیست، ممکن است خیلی اشخاص و خانواده ها که به خیلی چیزها هم پای بند هستند، اتفاقا از مانتوی بسیار چسبان با شلوار کوتاه و روسری سه سانتی خوش شان بیاید، اگر نمی آمد که نمی پوشیدند.
            دوم: سالی یک بار دولت خواهران بدحجاب عزیز را تهدید می کند، بعد از یک هفته هم خسته می شوند ول می کنند. این خواهران بدحجاب عزیزتنها کسانی هستند که فعلا وقتی به ملت می گوئیم اوضاع چطور است؟ می گویند فرقی نکرده و ملت همانطوری مثل قبل به خیابان می آیند. به عبارت دیگر تنها چیزی که نشان می دهد زندگی در مملکت جاری است همین سه سانتی متر روسری است. چکارشان دارید؟
            سوم: انقلاب اسلامی ایران اثبات کرد که نه آدمی مثل احمدی نژاد را می توان با زور اصلاح کرد و نه این خواهران عزیز درست بشو هستند، شلوارها هر سال یک سانت بالاتر، مانتوها هر سال یک سانت کوتاه تر و روسری ها هر سال یک سانت باریک تر می شود، با سنت تاریخی که نمی شود مبارزه کرد. حالا از من نمی شنوید، خودتان را بکشید تا یک ماه دیگر که خبرش را بدهم که خبری نیست.
            البته سخنگوی نیروی انتظامی همچنین توقف خودروهایی که سرنشینان بی*حجاب داشته باشند را توسط پلیس دخالت در حریم خصوصی افراد ندانست و گفت: « هرچند داخل خودرو حریم خصوصی افراد است، اما وقتی خودرو در انظار عمومی ظاهر شود، دیگر درون آن حریم خصوصی محسوب نمی*شود.» آگاهان توضیح دادند که داخل خودرو فقط در شرایطی که خودرو داخل حیاط خانه پارک باشد و دیوار خانه فرونریخته باشد، حریم خصوصی است. البته مشکل نیروی انتظامی را یکی از نوابغ مجلس حل کرد. نیره اخوان بیطرف گفت: « باید عده ای زیر نظر نیروی انتظامی، به اماکنی که خانم ها در آنجا کار می کنند وارد شوند و آنها را زیر نظر بگیرند.» نیره اخوان بیطرف توضیح داد که اگر نیروی انتظامی به اندازه کافی نیروی مناسب برای ورود به اماکنی که خانم ها در آن کار می کنند، نداشته باشد، می توان خانم ها را برای کار کردن به استادیوم صد هزارنفری برد و در آنجا تعداد محدودی از نیروهای انتظامی آنها را دقیقا زیر نظر بگیرند. البته خانم اخوان توضیح نداد که وقتی نیروی انتظامی خانم ها را زیر نظر می گیرد، چه کسی باید نیروی انتظامی را زیر نظر بگیرد؟

            انرژی هسته ای
            مصیبت این است که وقتی می گوئیم که این دولت عرضه تولید تراکتور ندارد، چه برسد به برق هسته ای، آمریکا و انگلیس ننه مان را می برند مسافرت که ایران هم تا سه ماه بعد هم انرژی هسته ای تولید می کند و هم تا شش ماه بعد، بمب اتم می سازد. بسیار خوب، قبول، این دولت خطرناک و این رئیس جمهور علیرغم آنچه واقعیات نشان می دهد، آدم باشعوری است. چرا وقتی ایران اعلام می کند که ما به تولید صنعتی رسیدیم، این آقای مایکل لوی کارشناس مشهور «منع گسترش سلاح*های اتمی و امنیت استراتژیک» می گوید: « پیشرفت*های هسته*ای ایران بسیار کم*تر از چیزی است که مطرح می*شود. بنا به گفته وی هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد ایران توانسته تا حد تولید صنعتی غنی*سازی اورانیوم دستگاههای سانتریفیوژ خود را به چرخش درآورد.» پس اگر نمی تواند شما چرا اینقدر دارید خودتان را دچار پارگی می کنید؟ آقازاده که معمولا همیشه کارهای مستمر و آرام می کند، برای مثال تا به حال در این 27 سال موفق شده 32 شغل عوض کند، گفت: « جریان مستمر نصب سانتریفیوژها در نطنز ادامه دارد.» از طرف دیگر یک شیر ناپاک خورده ای خبر داد که « همکاری اتمی ایران و کره شمالی افزایش پیدا کرده است.» ضمنا جهت اطلاع کلیه دوستداران غنی سازی و هسته آلبالو و هسته خرما و انرژی هسته ای، کلیه مشکلات جهانی تولید انرژی هسته ای حل شد و دولت گامبیا از حقوق هسته ای ایران حمایت کرد. این موضوع در دیدار یکی از مسوولان دولت گامبیا از تهران اعلام شد و احتمالا شش ماه دیگر که وزارت خارجه گامبیا ترجمه متن فارسی را در این مورد بخواند و این خبر را تکذیب کند، فعلا بیخ ریش شان مانده است.

            انگلیس، از اون نظر
            من مطمئنم که این فی ترنی بی ادب و دروغگو در مورد متکی و جمهوری اسلامی و نجارهایی که در زندان جمهوری اسلامی تابوت می سازند، یک چیزهایی به تونی بلر گفته است. وگرنه چه معنی دارد که این مردک خوش تیپ بی چشم و رو بعد از پنج تا بچه، برداشته جلوی صد تا خبرنگار اعلام کرده که: « اگر ايران روابط متفاوت بخواهد، ما نيز آمادگي آن را داريم.» آگاهان از شنیدن این جملات بسیار ناراحت شدند و گفتند: خواهرت روابط متفاوت می خواهد، مادرت روابط متفاوت می خواهد، بی ادب! ما هرگز روابط متفاوت نمی خواهیم، همان چیزی که خدا و پیغمبر گفته.

            وصف بی مثال شیراز
            فعلا شهر تهران جز مشکلات طبیعی که دارد، در امن و امان است و رئيس جمهور در استان فارس به سر می برد. این رئیس جمهور هم مثل اینکه واقعا معنی « سرعت» و این چیزها را نمی فهمد. باباجان! دولت بلر آمد سر کار در سه سال بیکاری را از 8 درصد مثلا به 5 درصد رساند. یا مثلا یک تونل می سازند به طول 8 کیلومتر در عرض سه سال. همیشه هم درست کار می کند. احمدی نژاد چون هنوز کسی باورش نمی کند، خودش هم دچار این مشکل شده که انگار دوماه قبل سرکار آمده یا تازه دو ماه دیگر می خواهد رئیس جمهور شود. احمدی نژاد در فارس گفت: « دولت مي*خواهد با حداكثر شتاب ثروت ملي را در اختيار مردم قرار دهد.» آگاهان التماس کردند که نمی خواهد، شما با سرعت ثروت ملی را به باد ندهید، نمی خواهد با سرعت ثروت ملی را در اختیار مردم بگذارید. وي گفت: « سهم اوليه جوانان استان فارس از تسهيلات ارزان قيمت بيش از 2 هزار ميليارد تومان است كه اين تسهيلات بايد بدون پارتي*بازي در اختيار جوانان قرار گيرد.» در همین موقع رئیس جمهور می خواست همه 2 هزار میلیارد تومان را جرینگی از جیب بیرون بیاورد و به مردم بدهد که جمعیت شعار دادند: « ما پیرو قرآنیم، پول نقد نمی خواهیم» و گروه دیگری هم فریاد زدند: « احمدی احمدی، نمی خواد نقدی بدی.» وي گفت: « شيراز مهد انديشه*هاي متفكران و فيلسوفان و اديبان و هنرمندان و پايگاه استعداد و خلاقيت ايران زمين است و پيشروان اين ادب، هنر و ذوق در اين سرزمين هستند.» وی برای اینکه نشان بدهد خودش هم دستی در هنر و ادب دارد و چون شنیده است که شیراز یعنی حافظ و حافظ هم یعنی فال، اعلام کرد: « امروز صبح پيش از حركت به اين استان تفألي به ديوان حافظ زدم كه اين بيت آمد: خوشا شيراز و وصف بي*مثالش - خداوندا نگهدار از زوالش.» البته منظور رئیس جمهور از « وصف» بی مثال همان « وضع» بی مثال است که این اشتباه خواندن و اشتباه گفتن در مورد احمدی نژاد طبیعی است، باز خدا را شکر که به جای شعر حافظ شعر فردوسی را نخواند. احمدی نژاد قدرتهای جهانی را تهدید کرد که باید سریعا با ایران دوست بشوید، وگرنه پدرتان را درمی آوریم. وی گفت: « بهتر است فضاي تخاصم را به فضاي دوستي تبديل كنيد، شما بايد بدانيد كه ملت ايران براي تحقق همه خواسته های قانوني و به حق خود ايستاده و سر سوزني عقب*نشيني نخواهد كرد.»

            Comment

            • abadani69
              Senior Member
              • Aug 2005
              • 21339

              #141
              احمدی نژاد و تئوری اعداد
              مشکل احمدی نژاد این است که مفهوم اعداد را هنوز بخوبی نمی فهمد. وی که قبلا یک بار بودجه عمرانی را 70 درصد اعلام کرده و بعد از دو روز توضیح داده که منظورش از 70 درصد 25 درصد است که بعدا معلوم شده منظورش از 25 درصد همان 18 درصد است، با اشاره به اين نكته كه دولت مصمم به طراحي و اجراي برنامه*هايي براساس اصل عدالت است، تصريح كرد: « بودجه عمراني سال 86 بيش از سه برابر بودجه عمراني سال 83 و 84 است.» وی تئوری جدیدی کشف کرد و گفت: « دولت مي*خواهد از امسال حقوق كاركنان دولت را به صورت پلكاني افزايش دهد، به اين معنا كه آن كساني كه كمترين دريافتي*ها را دارند، بيشترين افزايش حقوق را خواهند داشت و آن كساني كه بيشترين دريافت را دارند، كمترين افزايش دريافت را شامل خواهند بود. » آگاهان توضیح دادند که این نظریه احتمالا در همان لحظه به ذهن احمدی نژاد رسیده و ریاضیدانان و کارمندان زیاد به پله و حقوق و این چیزها فکر نکنند. همچنین احمدي*نژاد در بخش پاياني سخنان خود به جلسه استاني هيات دولت كه قرار است در پايان هفته در شيراز برگزار شود اشاره كرد و گفت: « براي اين استان 25 تصميم اقتصادي، 60 تصميم زير بنايي (15 مورد در خصوص راه، راه*آهن و فرودگاه)، 10 مصوبه در نفت و گاز، 35 مصوبه در امور فرهنگي، آموزشي و ورزشي و بيش از 20 مصوبه در مورد مسائل اجتماعي و بهداشت خواهيم داشت.» به عبارت دیگر در یک جلسه حداکثر سه ساعته قرار است در مورد 150 موضوع تصمیم گیری شود. یعنی برای هر مصوبه یک دقیقه وقت گذاشته می شود. احمدی نژاد برای اینکه حال استکبار جهانی را اخذ کند، به تخت جمشید رفت و دچار احساس شد و به زورگویان جهان گفت: « زورگویان جهان! به خرج ما به پاسارگاد و تخت جمشید بیایید و ببینید که در برابر قدرت هایی که ملت ما به زانو درآورده، عددی نیستید.» آگاهان در این مورد سووالات زیر به عقل ناقص شان رسید:
              اول: حالا که ما می خواهیم حال زورگویان جهان را بگیریم و اثبات کنیم که عددی نیستند، چه مرضی است که خرج شان را هم ما بدهیم؟ خبر مرگ شان! این همه پول دارند، همان ویزا را هم بدهیم از سرشان زیادی است. به نظر می رسد احمدی نژاد از بس در این مدت با هر خارجی ملاقات کرده، اعم از ملوان و غیر ملوان، خرجش را از جیب ملت داده، فکر می کند حتی برای زدن توی پوز زورگویان هم باید ما خرج شان را بدهیم.
              دوم: با توجه به اینکه استاد احمدی نژاد، نابغه معاصر قبلا اعلام کرده بود که زاویه آزادی ما 360 درجه است و گفته بود که دولت 500 برابر در افزایش کاهش دادن نسبت به ده سال قبل اقدام کرده و فرق 70 درصد و 20 درصد را نمی دانست و اصولا با توجه به مشکلات آماری این دولت، همین که احمدی نژاد می گوید عددی نیستید، زیاد نباید به دل بگیرند، این برادر ما با اعداد اصولا مشکل دارد.
              سوم: من می دانم که منظور احمدی نژاد از قدرت های زورگو آمریکا و انگلیس و غیره است، اما زیاد متوجه نشدم که منظور احمدی نژاد از قدرت هایی که ملت ما به زانو درآورده است، کدام قدرت ها هستند؟ و مگر ما جز عراق قدرتی را به زانو درآوردیم، که آن را هم به زانو در نیاوردیم، بلکه آخرش صلح کردیم، ما با کدام قدرتی درافتادیم که بزرگتر از آمریکا بود؟
              البته، طبیعی است که ما ملت بزرگ و شجاعی هستیم و در یک زمان می توانیم ده تا هندوانه را با هم حمل کنیم، یکی که چیزی نیست.

              سد سیوند را احمدی نژاد شخصا آبگیری می کند
              ای مخالفان آبگیری سد سیوند! ای برادرانی که همه پتیشن ها را امضا کرده و در همه نظرسنجی ها شرکت کردید! آقای احمدی نژاد دارد شخصا سد سیوند را آبگیری می کند، لطفا اگر می خواهید« همه سر به سر تن به کشتن دهید» و یا « جان تان را فدای خاک پاک میهن کنید» لطفا در مراسم مربوطه شرکت نمائید. ضمنا من متوجه نشدم که منظور از اینکه احمدی نژاد شخصا گلاب به روی شما می خواهد « آبگیری» کند، آیا می خواهد همان کاری را که در دو سال گذشته در مملکت انجام داده، بکند، یا می خواهد یک بلای جدیدی سرمان بیاورد. اگر همان قبلی است که داداش! داروخونه ما نفت نداره، شما « آبگیری» بکن و برو! در همین راستا سد ملاصدرا هم که در همین دو سال ایجاد شده بود و اصلا در گذشته کسی در ساخت آن نقشی نداشت، افتتاح شد.
              منفجر شد
              در ادامه پیشرفت شیعیان در سراسر جهان، تروريست*هاي وهابي، مسجد و حسينيه بزرگ امام مهدي(عج) در نزديك بغداد را با خاك يكسان كردند. شاهدان عيني اعلام كردند: تروريست*ها با كار گذاشتن صدها كيلوگرم مواد منفجره در اين مسجد و حسينيه متعلق به شيعيان، آن را بطور كامل ويران كردند.

              معلمان و دانشجویان و زنان
              فعلا جز دانشجویان که دستگیر می شوند و معلمان که زندانی هستند و زنان که به دادگاه احضار شدند و رانندگان و کارگران که قرار است دادگاه بروند و کسانی که در داخل برای خارج جاسوسی می کنند و کسانی که بیماری ام اس دارند و بقیه ملت، مشکل خاصی وجود ندارد. علی اکبر باغانی، دبیر کانون صنفی معلمان، سر کلاس درس دستگیر شد. در حال حاضر تعدادی از معلمان زندانی هستند... یکی از معلمان گفت: « انگیزه کلی کانون فقط حقوق و مزایا نیست، بلکه وضع عمومی آموزش و پرورش و محتوای آموزشی است.» به همین دلیل تعدادی از معلمان از تدریس خودداری کردند و احتمالا مدارس نیز در روزهای آینده تا حدی تق و لق خواهد بود. از طرف دیگر، در مجلس طرح استیضاح فرشیدی به جریان افتاد. در مازندران هم اوضاع توپ توپ بود. 15 دانشجوی متحصن در یک یورش شبانه نیروهای ناشناس امام زمان دستگیر شده و نه نفر آنها امروز آزاد شدند. دبیر انجمن اسلامی دانشجویان بابلسر هم بازداشت شد. در تبریز هم هوای بهاری و خوبی بود، بطوری که دانشجویان دانشگاه تبریز به دستگیری در دانشگاه مازندران اعتراض کردند. در تهران هم همه چیز عالی پیش رفت، فقط یازده فعال زن به دادسرا و دادگاه انقلاب احضار شدند. قرار است دولت فکری برای دانش آموزان، ورزشکاران، باغبانان، استادان دانشگاه و فروشندگان چینی آلات بکند که از هفته دیگر آنها هم تحصن کنند و زندان بروند.

              جو سونگ هوی از کره جنوبی
              ماجرای تیراندازی در دانشگاه ویرجینیای غربی که باعث کشته شدن 32 نفر شد، تقریبا بزرگترین حادثه از نوع خودش بود. حمله کننده جو سونگ هوی، 23 ساله و تبعه کره جنوبی است. این ذلیل مرده یک استاد برجسته رشته مهندسی فضا را نیز به قتل رساند. لیبو لیبرسکو استاد رومانیایی تبار دانشگاه، 75 ساله و تبعه اسرائیل راه او را سد کرد تا تعداد بیشتری از دانشجویان خودشان را نجات دهند. این خبر از آمریکای جنایتکار که فعلا همه در مورد آن ابراز تاسف کرده اند.

              انتخابات در ایران
              من که پیشنهاد می کنم همه آدم بزرگ های اصلاح طلب و میانه رو و حتی چهره های پرطرفدار مردمی مثل کارگردانان مهم سینما و هنرمندان و ورزشکاران برای نمایندگی مجلس نامزد بشوند. خاتمی که تا چند روز دیگر برای دیدار پاپ خواهد رفت، به نظر من برود برای رای اولی تهران، فوقش یک سال بعد، استعفا می دهد و می آید برای ریاست جمهوری. اصلا نباید تیم ضعیف فرستاد. در یک جایی نوشته شده بود که « با محوریت خاتمی، هاشمی و کروبی، پل ائتلاف اصلاح طلبان زده می شود.» آگاهان پیش بینی می کنند که شورای نگهبان حتما وسط پل ائتلاف حتما یک پی پی حسابی می کند. از سوی دیگر بادامچیان هم که به تازگی در انتخابات تهران حال همه را گرفته بود و بین سه نفر نامزدهای اصلاح طلب و محافظه کار سوم شد، اعلام کرد: « اگر تکلیف شرعی باشد و دوستان بخواهند برای انتخابات مجلس کاندیدا می شوم.» آقا! جان مادرتان! هیچ کس به این اسدالله میرزای ما تکلیف شرعی نکند و دوستانش هم تا روز انتخابات تا او را می بینند به جای حرف زدن در مورد انتخابات، در مورد شعرنو و ستاره شناسی و سریال باغ مظفر حرف بزنند، که هیچ بهانه ای برای نامزد شدن پیدا نکند. گفتم انتخابات، فرانسه هم در بد وضعی گیر کرده است. اگر سارکوزی بیاید، فرانسوی ها و خارجی های این کشور دهان شان سرویس است و لوله می شوند، اگر سگولن رویال بیاید، فرانسه برای هفت سال وارد تونل عقب ماندگی وحشتناکی می شود که احتمالا باید برود جای ترکیه و یا بشود جزو کشورهای آفریقایی. اگر لوپن بیاید که حالی می کنیم، فکر کنم حسین درخشان بشود وزیر ارتباطات فرانسه و کنفرانس بعدی هولوکاست را این دفعه در تل آویو تشکیل دهد. راستی یکی به این درخشان بگوید به من زنگ بزند من در مورد قائمی و معینی اطلاعات دارم، حاضرم به او بدهم. گفتم درخشان، این خبر هم جالب بود. « دولت اسرائیل از یک اسرائیلی مظنون به جاسوسی برای ایران بازجویی می کند.»

              دانه درشت ها
              آقا! ما در همان سه ماهی که زندان عمومی بودیم، در سالن شش آموزشگاه، اتاقی بود که در آن تخته بازها حکومتی می کردند و بروبچه های باحالی هم در همانجا بودند. کلی با آنها رفیق بودیم و بخش وسیعی از واژه نامه زندان را با کمک آنها نوشتم. حالا بامزه است، وقتی می خواهند اسم مفسدین اقتصادی را معرفی کنند، اسم آنها را اعلام می کنند. وقتی می خواهند اسم غارتگران بیت المال را معرفی کنند، اسم همین ها را دوباره معرفی می کنند. وقتی می خواهند اسامی رشوه گیران نفتی را اعلام کنند، دوباره اسم همین هشت تا را اعلام می کنند. برادر نقدی که پس از گذراندن زندان ناموسی و طی مراحل مقتضی فعلا ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز را اداره می کند، دانه درشت ها را که همان رفقای خودمان باشند، معرفی کرد: قاسم ممتاز، علی مشهدی اسماعیل، پیمان محبی، احمدی زمردی، عباس تقی زاده، قاسم خاکی، محمدرضا حکمی، مهرداد قطان. کلی یادشان کردیم، انشاء الله همیشه دانه درشت باشند.

              Comment

              • abadani69
                Senior Member
                • Aug 2005
                • 21339

                #142

                شلوارهای فاق کوتاه و براندازی نرم

                سردار احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی فرمانده نيروي انتظامي دیروز مسائل مختلفی را در مصاحبه خود ارائه داد که لازم است توضیحاتی در مورد آن داده شود، به همین دلیل توضیحاتی که لازم است در مورد آن می دهیم.

                ای دل غافل
                سردار گفت: « بدحجابي تبلور محسوس آن چيزي است كه در پشت صحنه رخ مي*دهد و ما از آن غافليم.»
                توضیح: ظاهرا سردار تازه بعد از 27 سال متوجه شده کسانی که بدحجاب هستند، در پشت صحنه بی حجاب هستند و تا امروز فکر می کرد که آنها در پشت صحنه هم با حجاب هستند، ولی چون ایشان به پشت صحنه نمی تواند وارد شود، غافل از این موضوع بود.

                تهدید ملی هفتاد درصدی
                سردار گفت: « موضوع امنيت اخلاقي يك تهديد ملي است.»
                توضیح: هفتاد درصد جامعه برای کل جامعه تهدید ملی محسوب می شوند و برای حفظ سی درصد از مردم از تهدید هفتاد درصد دیگر باید جلوی هفتاد درصد را گرفت.

                براندازی خاموش از طریق خشتک
                سردار گفت: « ترديد نكنيم كه فعاليت در حوزه امنيت اجتماعي نوعي براندازي خاموش است. »
                توضیح کافی: فعالیت نویسندگان براندازی خاموش است، تجمع زنان براندازی خاموش است، تحصن معلمان براندازی خاموش است، فعالیت در اینترنت براندازی خاموش است، راه رفتن با کفش پاشنه بلند براندازی خاموش است، عرق خوری براندازی خاموش است، روسری نازک براندازی خاموش است، شلوار فاق کوتاه براندازی خاموش است، ماهواره براندازی خاموش است، مانتوی کوتاه براندازی خاموش است، شعر بلند براندازی خاموش است، انفجار اشکالی ندارد، تریاک کشیدن براندازی خاموش است، آدم کشتن با احساس مهدور الدم بودن طرف اشکالی ندارد...
                سووال اساسی: این چه نظامی است که آمریکا و اسرائیل و اروپا و جهان نمی توانند آن را از بین ببرند، اما شلوار فاق کوتاه پسران و روسری نازک دختران و یک استکان مشروب آن را نابود می کند؟

                تهاجم فرهنگی و عرق سگی
                سردار گفت: « فاصله توليد تا مصرف مشروبات الكلي تنها 10 روزه است و به اين ترتيب توليد كنندگان تا زمان مصرف مشروبات حتي هزينه*اي دريافت نمي*كنند و تمامي ريسكها را مي*پذيرند تا به اهداف تهاجم فرهنگي خود دست يابند. كشف بيش از4ميليون ليتر مشروبات الكلي در سال گذشته بسيار تكان*دهنده است، اين در حاليست كه اين مقدار تنها 25 تا 30 درصد مقدار مشروبي است كه در كشور توزيع مي*شود.»
                توضیح: اصولا در ایران توزیع مشروبات الکلی هیچ سودی ندارد و کلیه کسانی که این کارها را می کنند، فقط برای تهاجم فرهنگی، که معلوم نیست کجای آن فرهنگی است، مشروب می فروشند و حتی اگر سودی هم ببرند، آن را برای کمک به ناشرین ضد انقلاب و روزنامه نگاران برانداز و فیلسوفان جاسوس می دهند.
                توضیح دوم: آدمها اصولا دو نوعند، یا به فکر تغییر جامعه اند که برانداز هستند، یا به فکرحال کردن هستند که آنها هم برانداز هستند، نوع سومی هم وجود دارد که معتادند و اصلا توی باغ نیستند که آنها هم برانداز هستند، فقط می مانند فیلسوفان که آنها هم برانداز هستند.

                چرا جلوی آن را نمی گیرید؟
                سردار گفت: « تاثير مصرف قرصهاي روانگردان بيشتر از مشروبات الكلي و مواد مخدر است.» و اضافه کرد: « امروزه يك ميليون و 200 هزار معتاد روزمصرف در كشور وجود دارد كه اين آمار به اضافه 700 تا800 هزار نفري است كه به صورت تفنني مواد مخدر مصرف مي*كنند.»
                سووال: ایران بالاترین مصرف کننده مواد مخدر و مهم ترین مرکز عبور مواد مخدر در جهان است، به عبارت دیگر مواد مخدر از طریق ایران به بقیه دنیا می رود، خب، چرا جلوی آن را نمی گیرید؟

                ماهواره هم براندازی خاموش است
                سردار گفت: « بيشترين بهره*برداري از برنامه*هاي ماهواره*اي بخشهاي غيراخلاقي است.»
                توضیح: و به همین دلیل دولت فقط جلوی ماهواره ها و وب سایت های سیاسی را می گیرد.

                چت کردن هم براندازی خاموش است
                سردار گفت: « وبلاگها، سايتهاي اينترنتي و انواع آموزش*هاي غيراخلاقي و برقراي روابط نامشروع از طريق چت و ... از جمله موارد تهاجم فرهنگي است كه نيروي انتظامي به طرق مختلف خواهان برخورد با آن است.»
                توضیح: در صورتی که نه مشروب می خوردید، نه بدحجاب بودید و نه فیلم سکسی پخش می کردید و نه روسری سه سانتی و شلوار فاق کوتاه می پوشیدید، خیالتان راحت باشد، در این حالت به جرم ورود به اینترنت، چت کرده، وبلاگ نویسی و خواندن وب سایت ها می توانید براندازی نرم کنید و حتما مجازات شوید.

                نظرسنجی ناموسی
                سردار گفت: « طبق نظرسنجي*هاي صورت گرفته برقراري امنيت ناموسي در كشور دغدغه* نخست مردم است، پس از اين مساله نيز مواد مخدر و امنيت جاني و مالي مطرح مي*شود. حوادث در كشور زياد نيست، اما مردم بسيار نگران هستند.»
                توضیح اول: اصولا نظر مردم خیلی مهم است و جمهوری اسلامی برای مردم و نظرات شان ارزش زیادی قائل است، از جمله شرکت در میتینگ ها، انتخابات آزاد، نظرسنجی های غیرانتظامی و رفراندوم که جزو انواع براندازی به شمار می آید.
                توضیح دوم: برای مردم ایران طبیعی است که پوشیدن شلوار فاق کوتاه و روسری سه سانتی خطر بیشتری دارد، تا اینکه کسی آنها را بکشد و یا منفجر شوند.
                توضیح سوم: این نظرسنجی ها کاملا معتبر است و نیروی انتظامی کاملا آن را تائید می کند.
                توضیح چهارم: انرژی هسته ای اولویت اصلی ما نیست، بلکه امنیت ناموسی در صدر مسائل است.

                متاسفانه تعداد فیلمها کم است
                سردار احمدي*مقدم به فيلمبرداري*هاي مخفي از اتاق*هاي پرو، استخرهاي زنانه، حمام خصوصي، سرقت فيلمهاي خانوادگي* و انتشار آن در سطح گسترده اشاره كرد و گفت: « متاسفانه نيروي انتظامي از درصد كمي از اين جرايم مطلع مي*شود.»
                علت تاسف: برادران مجبور می شوند به جای دیدن فیلم های جدید، همان قبلی ها را چند بار ببینند.

                شلوارهای فاق کوتاه و پابرهنه ها
                سردار گفت: « با پوشش نامناسب برخي از آقايان از جمله بلوزهاي كوتاه و تن*نما، شلوارهاي فاق كوتاه برخورد خواهد شد.»
                توضیح: لطفا برای جلوگیری از براندازی شلوار کردی یا پیژامه بپوشید و به جای بلوزهای کوتاه، برادران نیز مانتو استعمال کنند.

                پلیس ننگ را با رنگ پاک می کند
                سردار گفت: « پليس كاري با رنگ لباس ندارد.»
                توضیح: و این مشت محکمی است به دهان یاوه گویانی که می خواهند بگویند در ایران آزادی اجتماعی وجود ندارد.

                همه چیز با ضریب ده
                سردار گفت: « طي اجراي طرح افزايش امنيت اخلاقي در سال گذشته، يك ميليون تذكر ارشادي به افراد داده شد، 100 هزار تن به نيروي انتظامي ارجاع و از اين تعداد نيز 10 هزار تن به مراجع قضايي منتقل شدند.»
                توضیح: نیروی انتظامی با دقت تمام عمل می کند و تمام اقداماتش قابا تقسیم به 10000 است و الکی آمار ارائه نمی دهد.

                احساس کن، بهت دستور می دم، احساس کن!فرمانده ناجا وعده داد كه تا پايان سال، احساس امنيت افراد افزايش *يابد.
                پیش بینی: طبیعی است با این برنامه دقیق و قابل اجرایی که ریخته شده است، حتما این احساس افزایش می یابد و اگر کسی احساس نکند که امنیت اجتماعی افزایش یافته، به عنوان مرتکب براندازی نرم دستگیر و به مراجع ذیصلاح معرفی شدید می شود.

                نتیجه گیری فلسفی: شما اگر کار سیاسی کنید براندازی کردید، اگر کار فرهنگی کردید براندازی نرم کردید، اگر بچه سوسول باشید و اصلا کاری به هیچ چیز نداشته باشید هم براندازی کردید، اگر هم در خانه تان بکپید و تریاک بکشید و عرق بخورید باز هم براندازی کردید، پیدا کنید کسانی را که براندازی نمی کنند؟
                تقدیر و تشکر: از سوی کلیه براندازان از اینکه معلوم شده است که هفتاد درصد ملت برانداز هستند، با این وجود هشتاد درصد ملت پشتیبان حکومت هستند، تشکر می نمایم.

                Comment

                • abadani69
                  Senior Member
                  • Aug 2005
                  • 21339

                  #143

                  شلوارهای فاق کوتاه و براندازی نرم

                  سردار احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی فرمانده نيروي انتظامي دیروز مسائل مختلفی را در مصاحبه خود ارائه داد که لازم است توضیحاتی در مورد آن داده شود، به همین دلیل توضیحاتی که لازم است در مورد آن می دهیم.

                  ای دل غافل
                  سردار گفت: « بدحجابي تبلور محسوس آن چيزي است كه در پشت صحنه رخ مي*دهد و ما از آن غافليم.»
                  توضیح: ظاهرا سردار تازه بعد از 27 سال متوجه شده کسانی که بدحجاب هستند، در پشت صحنه بی حجاب هستند و تا امروز فکر می کرد که آنها در پشت صحنه هم با حجاب هستند، ولی چون ایشان به پشت صحنه نمی تواند وارد شود، غافل از این موضوع بود.

                  تهدید ملی هفتاد درصدی
                  سردار گفت: « موضوع امنيت اخلاقي يك تهديد ملي است.»
                  توضیح: هفتاد درصد جامعه برای کل جامعه تهدید ملی محسوب می شوند و برای حفظ سی درصد از مردم از تهدید هفتاد درصد دیگر باید جلوی هفتاد درصد را گرفت.

                  براندازی خاموش از طریق خشتک
                  سردار گفت: « ترديد نكنيم كه فعاليت در حوزه امنيت اجتماعي نوعي براندازي خاموش است. »
                  توضیح کافی: فعالیت نویسندگان براندازی خاموش است، تجمع زنان براندازی خاموش است، تحصن معلمان براندازی خاموش است، فعالیت در اینترنت براندازی خاموش است، راه رفتن با کفش پاشنه بلند براندازی خاموش است، عرق خوری براندازی خاموش است، روسری نازک براندازی خاموش است، شلوار فاق کوتاه براندازی خاموش است، ماهواره براندازی خاموش است، مانتوی کوتاه براندازی خاموش است، شعر بلند براندازی خاموش است، انفجار اشکالی ندارد، تریاک کشیدن براندازی خاموش است، آدم کشتن با احساس مهدور الدم بودن طرف اشکالی ندارد...
                  سووال اساسی: این چه نظامی است که آمریکا و اسرائیل و اروپا و جهان نمی توانند آن را از بین ببرند، اما شلوار فاق کوتاه پسران و روسری نازک دختران و یک استکان مشروب آن را نابود می کند؟

                  تهاجم فرهنگی و عرق سگی
                  سردار گفت: « فاصله توليد تا مصرف مشروبات الكلي تنها 10 روزه است و به اين ترتيب توليد كنندگان تا زمان مصرف مشروبات حتي هزينه*اي دريافت نمي*كنند و تمامي ريسكها را مي*پذيرند تا به اهداف تهاجم فرهنگي خود دست يابند. كشف بيش از4ميليون ليتر مشروبات الكلي در سال گذشته بسيار تكان*دهنده است، اين در حاليست كه اين مقدار تنها 25 تا 30 درصد مقدار مشروبي است كه در كشور توزيع مي*شود.»
                  توضیح: اصولا در ایران توزیع مشروبات الکلی هیچ سودی ندارد و کلیه کسانی که این کارها را می کنند، فقط برای تهاجم فرهنگی، که معلوم نیست کجای آن فرهنگی است، مشروب می فروشند و حتی اگر سودی هم ببرند، آن را برای کمک به ناشرین ضد انقلاب و روزنامه نگاران برانداز و فیلسوفان جاسوس می دهند.
                  توضیح دوم: آدمها اصولا دو نوعند، یا به فکر تغییر جامعه اند که برانداز هستند، یا به فکرحال کردن هستند که آنها هم برانداز هستند، نوع سومی هم وجود دارد که معتادند و اصلا توی باغ نیستند که آنها هم برانداز هستند، فقط می مانند فیلسوفان که آنها هم برانداز هستند.

                  چرا جلوی آن را نمی گیرید؟
                  سردار گفت: « تاثير مصرف قرصهاي روانگردان بيشتر از مشروبات الكلي و مواد مخدر است.» و اضافه کرد: « امروزه يك ميليون و 200 هزار معتاد روزمصرف در كشور وجود دارد كه اين آمار به اضافه 700 تا800 هزار نفري است كه به صورت تفنني مواد مخدر مصرف مي*كنند.»
                  سووال: ایران بالاترین مصرف کننده مواد مخدر و مهم ترین مرکز عبور مواد مخدر در جهان است، به عبارت دیگر مواد مخدر از طریق ایران به بقیه دنیا می رود، خب، چرا جلوی آن را نمی گیرید؟

                  ماهواره هم براندازی خاموش است
                  سردار گفت: « بيشترين بهره*برداري از برنامه*هاي ماهواره*اي بخشهاي غيراخلاقي است.»
                  توضیح: و به همین دلیل دولت فقط جلوی ماهواره ها و وب سایت های سیاسی را می گیرد.

                  چت کردن هم براندازی خاموش است
                  سردار گفت: « وبلاگها، سايتهاي اينترنتي و انواع آموزش*هاي غيراخلاقي و برقراي روابط نامشروع از طريق چت و ... از جمله موارد تهاجم فرهنگي است كه نيروي انتظامي به طرق مختلف خواهان برخورد با آن است.»
                  توضیح: در صورتی که نه مشروب می خوردید، نه بدحجاب بودید و نه فیلم سکسی پخش می کردید و نه روسری سه سانتی و شلوار فاق کوتاه می پوشیدید، خیالتان راحت باشد، در این حالت به جرم ورود به اینترنت، چت کرده، وبلاگ نویسی و خواندن وب سایت ها می توانید براندازی نرم کنید و حتما مجازات شوید.

                  نظرسنجی ناموسی
                  سردار گفت: « طبق نظرسنجي*هاي صورت گرفته برقراري امنيت ناموسي در كشور دغدغه* نخست مردم است، پس از اين مساله نيز مواد مخدر و امنيت جاني و مالي مطرح مي*شود. حوادث در كشور زياد نيست، اما مردم بسيار نگران هستند.»
                  توضیح اول: اصولا نظر مردم خیلی مهم است و جمهوری اسلامی برای مردم و نظرات شان ارزش زیادی قائل است، از جمله شرکت در میتینگ ها، انتخابات آزاد، نظرسنجی های غیرانتظامی و رفراندوم که جزو انواع براندازی به شمار می آید.
                  توضیح دوم: برای مردم ایران طبیعی است که پوشیدن شلوار فاق کوتاه و روسری سه سانتی خطر بیشتری دارد، تا اینکه کسی آنها را بکشد و یا منفجر شوند.
                  توضیح سوم: این نظرسنجی ها کاملا معتبر است و نیروی انتظامی کاملا آن را تائید می کند.
                  توضیح چهارم: انرژی هسته ای اولویت اصلی ما نیست، بلکه امنیت ناموسی در صدر مسائل است.

                  متاسفانه تعداد فیلمها کم است
                  سردار احمدي*مقدم به فيلمبرداري*هاي مخفي از اتاق*هاي پرو، استخرهاي زنانه، حمام خصوصي، سرقت فيلمهاي خانوادگي* و انتشار آن در سطح گسترده اشاره كرد و گفت: « متاسفانه نيروي انتظامي از درصد كمي از اين جرايم مطلع مي*شود.»
                  علت تاسف: برادران مجبور می شوند به جای دیدن فیلم های جدید، همان قبلی ها را چند بار ببینند.

                  شلوارهای فاق کوتاه و پابرهنه ها
                  سردار گفت: « با پوشش نامناسب برخي از آقايان از جمله بلوزهاي كوتاه و تن*نما، شلوارهاي فاق كوتاه برخورد خواهد شد.»
                  توضیح: لطفا برای جلوگیری از براندازی شلوار کردی یا پیژامه بپوشید و به جای بلوزهای کوتاه، برادران نیز مانتو استعمال کنند.

                  پلیس ننگ را با رنگ پاک می کند
                  سردار گفت: « پليس كاري با رنگ لباس ندارد.»
                  توضیح: و این مشت محکمی است به دهان یاوه گویانی که می خواهند بگویند در ایران آزادی اجتماعی وجود ندارد.

                  همه چیز با ضریب ده
                  سردار گفت: « طي اجراي طرح افزايش امنيت اخلاقي در سال گذشته، يك ميليون تذكر ارشادي به افراد داده شد، 100 هزار تن به نيروي انتظامي ارجاع و از اين تعداد نيز 10 هزار تن به مراجع قضايي منتقل شدند.»
                  توضیح: نیروی انتظامی با دقت تمام عمل می کند و تمام اقداماتش قابا تقسیم به 10000 است و الکی آمار ارائه نمی دهد.

                  احساس کن، بهت دستور می دم، احساس کن!
                  فرمانده ناجا وعده داد كه تا پايان سال، احساس امنيت افراد افزايش *يابد.
                  پیش بینی: طبیعی است با این برنامه دقیق و قابل اجرایی که ریخته شده است، حتما این احساس افزایش می یابد و اگر کسی احساس نکند که امنیت اجتماعی افزایش یافته، به عنوان مرتکب براندازی نرم دستگیر و به مراجع ذیصلاح معرفی شدید می شود.

                  نتیجه گیری فلسفی: شما اگر کار سیاسی کنید براندازی کردید، اگر کار فرهنگی کردید براندازی نرم کردید، اگر بچه سوسول باشید و اصلا کاری به هیچ چیز نداشته باشید هم براندازی کردید، اگر هم در خانه تان بکپید و تریاک بکشید و عرق بخورید باز هم براندازی کردید، پیدا کنید کسانی را که براندازی نمی کنند؟
                  تقدیر و تشکر: از سوی کلیه براندازان از اینکه معلوم شده است که هفتاد درصد ملت برانداز هستند، با این وجود هشتاد درصد ملت پشتیبان حکومت هستند، تشکر می نمایم.

                  Comment

                  • abadani69
                    Senior Member
                    • Aug 2005
                    • 21339

                    #144

                    پاریس، تگزاس یا مسکو؟

                    دیروز می خواستم مثل هر روز پای کامپیوتر بنشینم، خبرها را بنویسم و آنها را به طنز بیاورم، راستش را بخواهید اصلا حال خوشی نداشتم. از آن حال هایی بود که طنز از آن در نمی آید. بعضی روزها طعم دهان آدم چنان تلخ می شود که هیچ خنده ای نه آدمی را می خنداند و نه هیچ موضوعی در انسان طنز می سازد. در هر حال بخاطر دیروز مرا می بخشید. البته امروز هم کمی رشد کردم، از بدمزه گی دیروز درآمدم و بیمزه شدم، امیدوارم فردا خوب بشوم.

                    انتخابات 86 یا 87؟
                    مجلس امروز رای داد که عمرمجلس هفتم، هفت ماه شوخی شوخی اضافه شود و از دوره احمدی نژاد، چهار ماه شوخی شوخی کم شود. البته موافق بودم اگر از عمر آن یکی چهارماه کم می شد، اما به عمر این یکی اضافه نمی شد. به نظر می رسد که نمایندگان محترم مجلس قصد دارند تا حد ممکن انتخابات را دیرتر برگزار کنند تا احتمالا در این مدت به امیدخدا یک واقعه عجیبی رخ بدهد که مشکل حکومت را بکلی حل کند، یا در همین مدت جنگی بشود و راههای نجات باز شود، یا امام زمان ظهور کند و به عنوان تلاش برای براندازی نرم تحت تعقیب قرار بگیرد، یا بوش برود و یکی تندروتر از او بیاید، فعلا سیاست اسکارلت اوهارا در مملکت حکمفرماست. قائم مقام اعتماد ملی که هنوز خبر مجلس را نشنیده بود، گفت: « فضا برای رقبای دولت مساعد است... فاصله اصولگرایان زیاد شده.... اصلاح طلبان باید اکثریت خوبی را از مجلس به دست بیاورند.» البته آگاهان توضیح می دهند که اگر انتخابات مجلس و ریاست جمهور با هم برگزار شود، احتمالا تکلیف هر دو با هم روشن می شود، ولی این احتمال هم وجود دارد که با یک کرشمه دو کار خلاف صورت بگیرد( صورت پورمحمدی را در حال کرشمه تصور کنید.) هاشمی رفسنجانی اعلام کرد: « نارضایتی معلمان خطرناک است.» آگاهان توضیح دادند: نه، چیزی نیست، نگران نباشید، پول ندارند، از یک جا قرض می کنند، بعدا دولت بعدی به آنها پس می دهد.

                    پاریسی ها در چهار راه سرنوشت
                    این قضیه مهم است. بی شک یکی از مهم ترین دوراهی هایی است که در سال 2007 جلوی پای دنیاست و هر تصمیمی برای رفتن به یکی از این راهها گرفته شود، منجر به تغییر سرنوشت جهان می شود. البته تا همین حالا باید نتیجه مرحله اول انتخابات فرانسه اعلام بشود و معلوم بشود که فرانسوی ها گرفتار یک سوسیالیست مشنگ یا یک راستگرای دیوانه یا سوسیالیستی که هیچ کس قبولش ندارد می شوند، یا اینکه این آقای نیکولا کوچولوی مجاری الاصل متولد پاریس که پدرش پیش بینی کرد که « امکان ندارد یک سارکوزی رئیس جمهور فرانسه شود، مگر اینکه این اتفاق در ایالات متحده آمریکا بیفتد» رئیس جمهور فرانسه می شود و کشوری که مارکس گفته بود، همیشه آماده انقلاب است، زیر بلیط آمریکا می برد، یا فرانسوی هایی که سالهاست دیگر کاری به ولتر و دیدرو و دانتون و ناپلئون و حتی دوگل و پمپیدو ندارند، شاهد فاجعه ای به نام خانم رویال یا ژان پیر لوپن می شوند؟ البته به نظر می رسد که انتخابات در مرحله دوم با پیروزی سارکوزی به پایان برسد، اما در فرانسه همیشه انتخاب کردن پنیر و شراب هم کار سختی است، چه رسد به رئیس جمهوری که فرانسوی های غرغرو با اخ و پیف می خواهند انتخابش کنند. البته سگولن رویال که در این مدت بارها گاف های مختلف و متعددی در مسائل سیاست خارجی داد، حرفهای بامزه ای در مورد ایران زده است. فعلا منتظر می مانیم تا معلوم بشود که مستاجر بعدی کاخ الیزه کیست. فعلا که تا ساعت 8 شب که لحظاتی قبل بود، اعلام شد که 85 درصد از فرانسوی ها در انتخابات رای دادند. فیگارو هم اعلام کرد که سارکوزی با 30 درصد و روایال با 26 درصد آرا به مرحله دوم رفتند. با این حساب خطر لوپن برطرف شد، اما خطر چپ هنوز باقی است، البته خطر راست هم همینطور، اصولا چرا همه چیز خطرناک است؟

                    رستوران گردان برج میلاد
                    دومین روز مبارزه با بدحجابی هم به خیر و خوشی نگذشت. عکس های دیروز را دیدیم، به نظر می رسد مثل تمام این بیست سال که همیشه با توپ پر تهدید مبارزه با بدحجابی آغاز می شود و بعد از یک هفته خسته می شوند و می روند پی کارشان، بازهم به قول کرمانی ها، « همو خر سیا، را آسیا» می شود. سردار رادان که معلوم نیست این نتیجه را از کجا گرفته است، گفت: « مردم تهران خواستار مقابله با بدحجابی هستند.» آگاهان پرسیدند: اگر مردم تهران خواستار مقابله با بدحجابی بودند که خودشان بدحجاب نبودند و برای مقابله با آنها تمام پلیس و بسیج و خواهر و مادر پلیس به خیابان نمی آمد؟ البته به نظر می رسد بعضی چیزها را بعضی افراد متوجه نمی شوند. آیت الله مکارم شیرازی که سالها قبل خیلی آدم منطقی و باحالی بود، گفت: « حجاب دانشجویان آمریکایی از دانشجویان دانشگاههای ایران بهتر است.» در همین راستا، خطیب نماز جمعه مشهد گفت: « جست و خیز دختران والیبالیست با اللهم عجل لولیک الفرج مطابقت ندارد.» وی اضافه کرد: « برخی اقدامات در بدنه دولت، سنگ اندازی در مقابل ظهور امام زمان است.» در همین راستا آگاهان اضافه کردند که دختران والیبالیست می توانند به جای جست و خیز که باعث می شود تا سنگ بطرف امام زمان پرتاب شود، شطرنج بازی کنند، یا اصلا بازی نکنند. و در همین وضع « بگیر و ببند و اینو بگیر پاکش کن، اینو دراز کن و اونو کوتاه کن» از یک سو و مبارزه با کلیه مظاهر اشرافیت از سوی دیگر، نصب بزرگترین رستوران گردان دنیا در برج میلاد آغاز شد. نیروی انتظامی اعلام کرد که این نیرو چون ممکن است بازرسانش در رستوران گردان برج میلاد، سرشان گیج بخورد و حال شان بد بشود، لذا از کلیه مشتریان یک چنین جای گردانی که لابد بدحجاب هم خواهند بود، تقاضا کرد که پس از صرف شام یا ناهار خودشان به زبان خوش، خودشان را به نیروی انتظامی معرفی کنند. مسوول نیروی انتظامی همچنین اعلام کرد که چون دیروز سوژه کم داشتند و احساس می کردند هنوز به اندازه کافی مردم را برای رای دادن علیه احمدی نژاد و دوستانشان آماده نکرده اند، « دو نفر از خوانندگان رپ زیرزمینی ایران بازداشت شدند و یکی دیگر( هیچ کس) تحت تعقیب است.» نیروی انتظامی شدیدا به « بو دهندگان تخمه کدو» و « کسانی که سیم سه تار می فروشند» اخطار کرد که تا هفته دیگر ممکن است آنها هم به عنوان اقدام به براندازی نرم، مجازات، بازداشت، دستگیر، متهم و شناسایی شوند.

                    چی شد که احساس کردند؟
                    مسوولان قضایی اعلام کردند که چون متهمان قتلهای محفلی کرمان، احساس می کردند که کسانی را که کشتند مهدورالدم هستند، به همین دلیل اقدام آنان جرم نیست و می توانند به ادامه احساس خود مشغول باشند. در همین راستا با برادر قدرت الله محفلی یکی از احساس کنندگان که در قتلهای محفلی دست داشت و فعلا نه تنها دست ندارد، بلکه هیچ چیز دیگری هم ندارد، مصاحبه ای انجام دادیم که آن را می خوانید.
                    ما: چطور شد که احساس کردید مقتولین مهدور الدم هستند؟
                    قدرت محفلی: دو نفر بودند، یکی شان زن بود و یکی مرد. با هم سوار ماشین بودند و معلوم بود زن و شوهر هستند، اما ما احساس کردیم مهدور الدم هستند.
                    ما: از کجا چنین احساسی به شما دست داد؟
                    قدرت محفلی: از قیافه جفت شان احساس به ما دست داد، چون خوشگل بودند و ما احساس کردیم.
                    ما: هر کسی خوشگل باشد، مهدور الدم است؟
                    قدرت محفلی: نه، بعضی ها که در فیلم یا ماهواره یا خارج هستند یا زن خود آدم هستند، مهدور الدم نیستند، ولی کسانی که آدم آنها را می بیند، ممکن است احساس کند مهدور الدم هستند.
                    ما: این احساس چطوری است؟
                    قدرت محفلی: به قیافه آنها نگاه می کنیم، اگر خوشمان آمد، معلوم است مهدور الدم هستند، اگر مثل دخترعموی خودما باشند که خوشمان نمی آید، مهدور الدم نیستند.
                    ما: با توجه به اینکه آنها زن و شوهر بودند، چطور احساس کردید مهدورالدم هستند؟
                    قدرت محفلی: ما از آنها پرسیدیم که اگر زن و شوهر هستند دلیل بیاورند، اما آنها فقط سند ازدواج را نشان دادند، ما سند را نگاه کردیم، ولی بازهم احساس مان به جای خودش باقی بود.
                    ما: تا به حال موارد دیگری هم پیش آمده که احساس کنید زنها و یا مردهایی مهدورالدم هستند؟
                    قدرت محفلی: بله، هر وقت به خیابان می رویم و زنان را می بینیم، این احساس را می کنیم، بخصوص وقتی هوا گرم می شود.

                    گاوبندی و خسرو و شیرین
                    اصولا کارها را باید ساده کرد. مثلا شما حقوق ندارید به کارمندان بدهید، مقداری پول چاپ می کنید و به آنان می دهید. یا مثلا آمریکا در حال جنگ با شماست، شما اسرائیل را تهدید می کنید. یا مثلا می خواهید مردم در مراسم استقبال از شما حاضر شوند، نفری یک سکه طلا به هرکسی آمد می دهید، همه می آیند، این ها راه های ساده ای است که هرکسی به عقلش ممکن است برسد، برای همین شما باید تلاش کنید که کارها را ساده کنید. سفر احمدی نژاد به استان فارس تمام شد و 150 موضوع مهم از جمله ساخت استادیوم و فرودگاه و سد و از این جور چیزها در یک جلسه سه ساعته همه با هم تصویب شد. اما تصمیم گیری عالی و بی نظیر و دموکراتیک احمدی نژاد در دو مورد بی نظیر بود. احمدی نژاد اسم شهر « گاوبندی» را در جا به « پارسیان» تغییر داد. او در محل سخنرانی به مردم گفت: « می خواهید اسم شهرتان از این به بعد به جای گاوبندی پارسیان باشد؟» مردم هم گفتند « الله اکبر»، احمدی نژاد هم گفت: « اسم شهر از حالا عوض شد و از این به بعد اینجا پارسیان است.» وی در مورد روستای « خسرو وشیرین» که سالها بین آباده و اقلید برسر آن دعوا بود، وسط سخنرانی تصمیم گرفت و این روستا را داد به آباده ای ها، اقلیدی های حاضر در جلسه هم ناراحت شدند و از محل سخنرانی رفتند. احمدی نژاد در پاسخ به سووال دانشجویانی که می گفتند که خیابان های شهر را دو روز قبل از سفر وی آسفالت کرده اند، در کمال قدرت و شهامت، گفت: « از ظاهرسازی متنفرم، اصلاح حقیقی با خون دل خوردن همراه است.» آگاهان توضیح دادند که با گفتن این جمله مشکل بکلی حل شد و معلوم شد هیچ ظاهرسازی صورت نگرفته و همه سراغ خانه و زندگی شان رفتند. از طرف دیگر رئیس جمهور که در حضور مردم یک بار شعری از حافظ را اشتباه خوانده بود، گفت: « حافظ، سعدی و سلسله بزرگ دانشمندان، این دیار را به بشریت معرفی می کند، امروز نیز این موضوع قابل بازسازی و احیاء است.» آگاهان توضیح دادند که منظور احمدی نژاد از دانشمندان که طبعا شاعران و نویسندگان هم جزو آنان قرار می گیرند، هر آدم معروفی است و اصولا فرق خاصی بین دانشمندان مختلف و شاعران و خطاطان و بنایان نیست، جمعا که حساب کنی همه شان چون معروف هستند و اسم شان در کتاب نوشته می شود، دانشمند هستند.

                    Comment

                    • abadani69
                      Senior Member
                      • Aug 2005
                      • 21339

                      #145
                      هرنامه چهل هزارتومان
                      این هم یک روش جدید برای بردن نفت سر سفره ملت. دفتر رئیس جمهور، برای هرکسی که به رئیس جمهور نامه بنویسد، بدون اینکه ببیند در آن نامه چه چیزی نوشته شده، از دم نفری چهل هزارتومان می فرستد. قرار است سیاست های اقتصادی رئیس جمهور در قالب اشکال زیر ادامه پیدا کند.
                      اول: از این پس افرادی که برای رئیس جمهور طومار در حمایت از سیاستهای دولت بفرستند، به ازای هر ده امضا یک بشکه نفت در محل دریافت می کنند، کپی شناسنامه همراه با طومار ضروری است.
                      دوم: از این به بعد برای مراسم دیدار رئیس جمهور بلیط فروخته می شود، یعنی هرکسی که برای مراسم حاضر شود، باید بلیط مجانی دریافت و پس از پایان مراسم در مقابل هر لاشه بلیط بیست هزار تومان دریافت می کند. در صورت همراه داشتن نامه با پاکت پر چهل هزارتومان، با پاکت خالی سی هزارتومان دریافت می کند.
                      سوم: اگر کسی در مراسم حضور پیدا کند و عکس رئیس جمهور داشته باشد سی هزارتومان و اگر بالای دیوار یا بالای چراغ استادیوم برود، پنجاه هزارتومان دریافت می کند. به کسانی که روی زمین غلط بزنند، یا بیهوش بشوند و یا غش کنند و یا گریه شوق بریزند، در صورت دادن تست پزشکی، نفری هشتاد تا صد هزارتومان پرداخت می شود.
                      به دنبال توزیع مستقیم بودجه از طریق نامه، به عنوان عملیاتی ترین بودجه جهان، اعلام شد که پس از بنزین، گاز هم سهمیه بندی می شود.

                      طاعون در خاش و سراوان
                      در ادامه حضور دائمی رئیس جمهور محبوب کشور و عدم استفاده بهینه ایشان از حمام مناسب و سیاست حضور مستمر دولت در مناطق مرزی، به نظر می رسد که طی ماه گذشته رئیس جمهور بطور محرمانه و سرزده حداقل یک بار به استان سیستان و بلوچستان سفر و در شهرهای خاش و سراوان حضور پیدا کرده است. منابع بهداشتی درمانی اعلام کردند که پس از گذشت صد سال، علائم بیماری طاعون که یکی از نشانه های ظهور احمدی نژاد است، در برخی از مردم شهرهای خاش و سراوان دیده شده است. پزشکان توصیه کردند برای بهبود این بیماران، تلویزیون و رادیو را از اتاق بیمار بیرون برده و هر نوع روزنامه و یا رسانه ای که در آن خبر یا تصویری از احمدی نژاد وجود دارد، از دسترس بیمار دور کنند. مسوولان امور بهداشت محیط همچنین اعلام کردند که « سرانه موشهای تهرانی در مناطق جنوبی تهران به هر نفر شش تا رسید و این موشها 35 درصد از استاندارد جهانی چاقترند.»

                      ایران و هلند
                      من واقعا نمی فهمم فرق دولت هلند که با دولت ایران رابطه ای بسیار حسنه دارد، با دولت انگلیس و سوئد و آمریکا و آلمان و غیره چیست؟ نامه فرح کریمی مبنی بر اینکه اگر واقعا دولت هلند قصد براندازی دولت ایران را دارد، چرا دولت ایران به این دولت هشدار نمی دهد یا رابطه اش را با آن قطع نمی کند، منتشر شد و باعث شد یکی از نمایندگان مجلس با جدیت به خودش بگوید: « چرا دولت ایران با هلند قطع رابطه نمی کند؟» این نماینده به خودش جواب داد که اگر این طور باشد همه دولتها باید با هم قطع رابطه کنند. در حالی که فقط دولت ایران با اسرائیل و آمریکا رابطه ندارد که طبیعی است که نباید رابطه داشته باشد. من می خواهم ببینم، فرق رادیوهایی که به زبان فارسی و با پول دولت های انگلیس و آمریکا و آلمان و غیره اداره می شوند، با رسانه هایی که از بودجه دولتی هلند تغذیه می شود چیست؟ فعلا همه اینها به کنار، گفته شد که شبکه تلویزیونی « هما» منظور همان داریوش سجادی است، بزودی راه می افتد.

                      بیچاره شدیم، بدبخت شدیم
                      اصولا هر چاه نفت تازه ای به معنی افزایش سه سال خریت و رفتار هردمبیل در جامعه ایران است، یعنی تا وقتی نفت یا مفت داریم، مدیر الکی و رئیس جمهور الله بختکی و مملکت بی دروپیکر داریم. دقیقا مثل این می ماند که شما در تنبل خانه شاه عباس که سی سال است کسی در آن حال کار کردن و مرتب کردن خانه را ندارید، سی تا سکه طلا پیدا کنید و خیال تان راحت شود که یک سال دیگر هم نان و آب تان در اختیار دارید و در نتیجه اصلاح این خانه را می توانید یک سال دیگر به تعویق بیندازید. در همین هیری ویری اعلام شد که « یک میدان بزرگ نفتی با 1.6 میلیارد بشکه نفت درجا کشف شد.»

                      Comment

                      • abadani69
                        Senior Member
                        • Aug 2005
                        • 21339

                        #146
                        نیروی انتظامی حمایتت می کنیم
                        بهتر از این نمی شد! من فکر می کنم که این بهترین وضعی است که می تواند
                        پیش بیاید. احمدی نژاد دو سال سعی کرد نقش انقلابی ضدامپریالیست را بازی کند، اما واقعیت همین چیزی است که می بینیم و همه مخالفانش از روز اول گفته بودند. ملت نشسته بودند داشتند نرگس و شبهای برره و باغ مظفرشان را می دیدند و دل شان هم به این خوش بود که دیگر غارتگر بیت المال نداریم و بزودی مدیریت جهان را در اختیار می گیریم و به کوری چشم دشمنان ایران زمین، انرژی هسته ای هم تولید می کنیم. همه دنیا هم خبر از رئیس جمهوری می دادند که می خواهد با آمریکا بجنگد و عراق و افغانستان و ملت محروم آمریکا را آزاد کند. امروز خبر اصلی ایران خبر مبارزه با بدحجاب ها بود. من که فکر می کنم باید به این سردار رادان و سردار احمدی مقدم یک جایزه حسابی داد که کار انتخابات بعدی را راحت کردند. تمام نقطه قوت احمدی نژاد این بود که کاری به پوشیدن و نوشیدن و چیزهای دیگر مردم نداشت، مردم هم می گفتند حالا بی ریخته، چی کارش کنیم، بزرگ می شه خوشگل می شه. ولی حالا دیگر به نظر من آقای کروبی باید برود با خیال راحت بخوابد، آقای خاتمی هم برود سفر رم و برگردد و ببیند که دیگر مشکلی نیست و اصلاح طلبان هم از شر نیروی انتظامی راحت شوند. من فقط دلم می خواهد آن نابغه ای را که چنین فکری را شروع کرد، پیدا کنم و دستان مبارکش را ببوسم. البته من پیش بینی می کنم که این طرح تا یک هفته دیگر متوقف می شود و مثل هر سال دوباره همه چیز می رود سرجای خودش، ولی اگر خواستند طرح جدی و موفقی را برای مبارزه با بدحجابی پیش ببرند، طرح زیر را پیشنهاد می کنم:

                        اول: با توجه به اینکه آقای احمدی نژاد قبل از انتخابات گفته بود: « آیا مشکل کشور نوع لباس پوشیدن جوانان است؟» اولا نیروی انتظامی باید به بدحجاب های عزیز تذکر بدهد که منظور رئیس جمهور از جوانان کسانی است که زیر پنج سال سن دارند و دولت احمدی نژاد مشکلی با لباس آنها ندارد، یا اینکه از این به بعد به کلیه کسانی که دستگیر می شوند، اعلام شود که طبق آمارهای جدید کسی که بدحجاب است، نمی تواند کمتر از چهل سال سن داشته باشد، بنابراین جمله احمدی نژاد به شکل زیر اصلاح می شود: « آیا مشکل کشور نوع لباس پوشیدن جوانان است؟ نه، مشکل کشور نوع لباس پوشیدن افراد میانسالی است که می خواهند خودشان را جوان نشان بدهند.»

                        دوم: با توجه به اینکه لازم است که مردم طرفدار دولت باشند تا دولت بتواند با مشت محکم توی دهان استکبار بزند و در حال حاضر دولت دارد با مشت محکم توی دهان بدحجاب ها می زند، و برای تغییر چهره پایتخت پیشنهاد می شود، کلیه بدحجاب ها از تهران به شهرستانها منتقل شده و تعدادی از خوش حجاب های شهرستانی از روی نامه های ارسالی برای رئیس جمهور تعیین شده و جمعیت شهرستانها به تهران و بالعکس منتقل شوند، در این صورت دیگر در تهران بدحجاب هم نداریم، رئیس جمهور هم مجبور نیست هر روز برود شهرستانها سخنرانی کند، همه کارها در تهران صورت بگیرد.

                        سوم: با توجه به اینکه بدحجاب ها در شمال تهران زندگی می کنند و خوش حجاب ها معمولا در جنوب تهران به سر می برند، پیشنهاد می شود تا زمان انتقال کامل باحجاب ها به تهران، برادران را در جنوب تهران و خواهران را در شمال تهران متمرکز کنیم و مناطقی ویژه خواهران بدحجاب درست کنیم که دور آن دیوار کشیده شده باشد و هیچ کس هم نتواند وارد آن شود، هر هفته هم با هلی کوپتر برای آنها غذا بریزیم.

                        چهارم: با توجه به اینکه علت اصلی مبارزه با بدحجابی مشکل گرمای کشور است که باعث می شود خواهران با شکلی زننده( که مورد علاقه خودشان و دیگران است) ظاهر می شوند، اولا دولت تلاش کند تا بسرعت زیر خیابانها را گذرگاه زیرزمینی بکشد که هم برای حمله هوایی مناسب است و هم پس از ایجاد آن عبور و مرور در خیابان ممنوع شود، در این حالت دولت می تواند سیستم سرمایش در تمام کشور ایجاد کند، بطوری که هوای گذرگاهها، بخصوص جاهایی که برادران بسیجی می روند آنقدر سرد شود که همه مجبور شوند با پالتو سرکار بروند.

                        پنجم: یکی از راههای دیگر این است که دولت کلیه خواهران بدحجاب را شناسایی و ستاره دار کند و آنها را بر اساس یک قرارداد با روس ها( که خیلی به قراردادهای شان پای بند هستند) از اول خرداد ماه بفرستد به سیبری که هم جلوی چشم و در ام القرای اسلام نباشند و هم اینکه در سیبری به دلیل سرمای هوا مجبور باشند از اول صبح تا آخر شب پالتو و کلاه و روسری و شال و چیزهای دیگر بپوشند.

                        ششم: با توجه به اینکه یکی از مشکلات اصلی کشور این نیست که خواهران بدحجاب هستند، بلکه این است که برادران حزب الله آنها را می بینند و متوجه مسائل دیگری می شوند و اگر هوا گرم نباشد این برادران اصلا متوجه این مسائل نمی شوند، یک راه حل مهم این است که هر روز صبح برادران غیور یا بروند زیر دوش آب یخ یا همیشه یک کیسه یخ به همراه داشته باشند تا جوش نیاورند و حمله نکنند.

                        هفتم: دولت رسما اعلام کند که کلیه برادران و خواهرانی را که دارای برجستگی های غیرمتعارفی هستند که با سیاستهای اصولگرایانه نظام تضاد دارد، این خواهران بازداشت و متهم به جاسوسی شوند، خودشان وزن کم می کنند و مشکلات کشور کاملا حل می شود.

                        هشتم: با توجه به اظهارات دیروز آقای هاشمی شاهرودی به نیروی انتظامی درباره طرح برخورد با بدحجابی که فرمودند که « کشاندن پای زنان و جوانان به کلانتری ها غیر از ضرر اجتماعی منفعتی ندارد» از این به بعد به جای کشاندن پای زنان و جوانان به کلانتری ها، پای کلانتری ها را به زنان و جوانان بکشانیم، در این حالت، هم زنان و جوانان کنترل می شوند هم ضرر اجتماعی نمی رسد، هم چیزهای دیگر.

                        در پایان فقط از مسوولان نیروی انتظامی درخواست می شود که تا شش ماهی دست از این تلاش بی وقفه برندارند و اگر می توانند تا زمان انتخابات بعدی به کارشان ادامه دهد. ضمنا و با توجه به همه مواردی که گفته شد، آقای احمدی نژاد به اروپا گفت: « اروپایی ها روی پای خودشان بایستند» اروپا هم پاسخ داد: یعنی راه نرویم؟


                        Comment

                        • abadani69
                          Senior Member
                          • Aug 2005
                          • 21339

                          #147

                          بدحجاب ها از ایران بروند

                          دیروز من یک طرح مبارزه با بدحجابی را پیشنهاد کردم، اما یک آقای محترم و باحال و متفکر و اندیشمندی از اعضای ائتلاف آبادگران، به اسم سید مهدی طباطبائی روی دست من بلند شده و گفته است که « کسانی که نمی خواهند حجاب را رعایت کنند، از کشور بروند.». ضمن تائید این پیشنهاد، روشهای عملیاتی کردن آن را به شرح زیر اعلام می کنیم.

                          اول: فرض می کنیم که با محاسبات طبیعی مربوط به وضع جامعه و تعریف اصولگرایان از حجاب و جمعیت شهرها و روستاها، احتمالا هفتاد درصد زنان این کشور بدحجاب هستند، یا دوست ندارند حجاب را رعایت کنند، اما من مطمئنم به محض این که این پیشنهاد اعلام شود، حداقل 85 درصد از زنانی که حجاب دارند هم فورا حجاب شان را برمی دارند، تا بتوانند هرچه سریع تر بروند، اما یک مشکل مهم وجود دارد.

                          دوم: فرض می کنیم که 70 درصد زنان ایران که نمی خواهند حجاب را رعایت کنند، جمعیتی در حدود 25 میلیون نفر بشوند و قرار شود این افراد از کشور بروند، کجا بروند؟ در این دنیای تنگ و تاریک و شلوغ چطوری برای 50 میلیون نفر جا پیدا کنیم؟ الآن جمهوری اسلامی شش میلیون اسرائیلی را می خواهد از کشورشان منتقل کند، جایی برای آنها پیدا نمی شود، این 25 میلیون نفر باید کجا بروند؟ تازه این 25 میلیون نفر اکثرا یا شوهر دارند، یا بچه دارند، یا نامزد دارند، یا دوست پسر دارند، یا پدرومادر دارند و در هر حال هر کدام حداقل یک نفر دیگر را هم می خواهند با خودشان ببرند، می شوند پنجاه میلیون نفر، فکر می کنید این پنجاه میلیون نفر را در کجای جهان می شود جاداد؟

                          سوم: فرض کنیم که این پنجاه میلیون نفر هم از کشور ایران بروند، یعنی ایران بشود یک کشور 20 میلیونی با یک جمعیت یکدست، مثل کابینه یکدست آقای احمدی نژاد، این پنجاه میلیون هم بروند یک کشور برای خودشان درست کنند، این بیست میلیون نفر باقیمانده چطوری می خواهند مملکت را اداره کنند و از گرسنگی نمیرند و روزشان را شب کنند؟ فکر می کنید اگر بدحجاب ها با خانواده شان از ایران بروند، در آن مملکت دیگر ماشینی راه می رود و تلفنی زنگ می زند؟ تازه، اکثر این افراد پولدار هم هستند، اگر بخواهیم اموال شان را مصادره کنیم، طول می کشد، اگر بخواهیم مثل اسرائیل یک دفعه بریزیم شان با کامیون از مملکت بیرون، آن وقت تا هشتاد سال دیگر باید جلوی برگشتن شان را به کشور بگیریم.

                          چهارم: فرض کنیم که هفتاد درصد جمعیت ایران که اکثرا هم جوان هستند و طبعا خوش تیپ و مامانی هم هستند، همه از ایران بروند، و یک کشور با بیست میلیون پیرمرد و پیرزن زشت و بدقیافه بمانند که از صبح تا شب با ماشین شان با هم تصادف کنند و روزی یک هواپیمای آن سقوط کند و وبا و طاعون و ههمه این بیماری ها هم همه گیر شود، چون احتمالا وقتی بدحجاب ها بروند، لابد فقط 2 درصد پزشکان در کشور باقی می مانند که آنها هم باید از داروخانه ها و بیمارستانها نگهبانی بدهند.

                          پنجم: نمی خواهد این فرضیات را ادامه دهیم، قبلا یک آقای محترمی به بیست درصد ملت که برای شان مهم بود که عضو حزب رستاخیز نشوند، گفته بود: « هرکسی نمی خواهد عضو حزب رستاخیز شود، گذرنامه اش را بردارد و از ایران برود.» خدا رحمتش کند، دو سال بعد از این اظهار نظر، این آقای محترم داشت در پاناما دنبال کشوری می گشت که به او پناهندگی بدهد تا بتواند شش ماه آخر عمرش را راحت بمیرد و چنین کشوری پیدا نمی شد.

                          ششم: فرض کنیم که بدحجاب ها، دگر اندیشان، پولدارها، مخالفان سیاسی، مهاجرین از کشور، کسانی که با سیاست های اقتصادی کشور مخالفند و در فقر بسر می برند، را جمع کنیم و اینها بشوند 90 درصد مردم ایران، آیا بهتر نیست که اگر قرار است کسی برود، آن نود درصد که می توانند همدیگر را تحمل کنند، بمانند و آن ده درصد یک سرمایه ای از آن نود درصد بگیرند و از کشور بروند؟

                          هفتم: حکومت ایران تصمیم دارد شش میلیارد نفر از مردم جهان را که 98 درصدشان بدحجاب یا بی حجاب هستند، از دست استکبار جهانی نجات دهد و آنها را اداره کند، اما 70 درصد جمعیت کشور خودش را نمی تواند تحمل کند.

                          هشتم: لطفا قبل از دادن حکم خروج بدحجاب ها از کشور، حداقل ممنوعیت خروج آنها را لغو کنید که بتوانید از شرشان راحت شوید.

                          نتیجه گیری اخلاقی: در صورتی که احساس کردید گنجشک هستید و خواستید مناری را که با مافوق تان مشکل دارد، به جای دیگری فرو کنید، لطفا به گنجایش خودتان هم فکر کنید.

                          Comment

                          • abadani69
                            Senior Member
                            • Aug 2005
                            • 21339

                            #148
                            مناظره بوش و احمدی نژاد

                            احمدی نژاد اعلام کرد که حاضر است در حضور رسانه های گروهی با جرج بوش مناظره کند. البته جرج بوش اول اعلام کرد که چنین مناظره ای را انجام نخواهد داد، اما پس از اینکه رایس و چند نفر دیگر به جای او فکر کردند تصمیم گرفته شد که مناظره صورت بگیرد، متن این مناظره به شرح زیر گزارش شده است.

                            گزارشگر: ما در حضور دو رئیس جمهور جنجالی جهان، مناظره ای را شاهد خواهیم بود که امیدواریم که در این مناظره دو دولت و دو ملت به همدیگر نزدیک شوند و در پایان به صلح و دوستی و آرامش جهان منجر شود. از دو رئیس جمهور می خواهم هر کدام در مهلت مقرر نظرات شان را بگویند و به سووالات احتمالی که در دیالوگ طرف مقابل است، پاسخ دهند.

                            احمدی نژاد: آقای بوش! من با تمام احترامی که برای ملت آمریکا قائل هستم، می خواهم به عنوان نماینده ملتم و از سوی پابرهنگان و گرسنگان آمریکایی از شما بپرسم که چرا نمی خواهید به راهی که حضرت مسیح و خداوند گفته است و ملت ها می خواهند، بروید؟ چرا در مقابل خواسته های ملت ها جز با زبان اسلحه سخن نمی گوئید؟ چرا در مسائل بین المللی دخالت می کنید و فکر می کنید دنیا بازیچه دست شماست و مردم جهان برده شما هستند، آیا می دانید مردم جهان از شما متنفرند؟

                            جرج بوش: من اصلا فکر نمی کردم شما اینجوری باشید، با این که عکس های مختلفی از شما را دیده بودم، خیلی به نظر عجیب تر می رسیدی. ولی این جوری که می بینم مثل اینکه خیلی هم آدم عجیبی نیستی. راستش رو بخوای به خودم هم گفتند که خیلی ها در دنیا از من متنفرند، ولی رایس می گه اکثر سیاستمداران همین طوری هستند، اخیرا که نظر سنجی کردند من و تو و اون یارو کره ای و یکی از آفریقایی ها از همه منفورتر بودیم، خب مردم اینجوری هستند. ولی خود تو هم در کشور خودت در انتخابات رای نیاوردی؟ ظاهرا توی انتخابات مجلس سنا بود، درست می گم؟

                            احمدی نژاد: البته من به اینجا نیومدم که با شما در مورد مسائل ایران و آمریکا حرف بزنم، اختلاف ما سرجای خودش، من می خوام به ملت آمریکا بگم که دولت ایران از شما حمایت می کنه، و همانطور که قبلا هم گفتم بسیاری از مردم آمریکا هر روز با ما تماس می گیرند و می گن که چقدر ما رو دوست دارند، حتی خیلی از ایرانی هایی که در آمریکا زندگی می کنند هم طرفدار ما هستند.

                            بوش: درسته، حرفت رو قبول دارم، ولی من هم به مردم ایرانی که هر روز با ما تماس می گیرند و از ما می خوان که به شما حمله کنیم خیلی احترام می گذارم، حتی شنیدم دوسه هزار سال قبل هم توی ایران روی سنگ در مورد حقوق بشر چیزهایی می نوشتند، چطوره که اگر آمریکایی ها تو رو دوست دارند، و ایرانی ها منو دوست دارند، تو بیا آمریکا من می رم ایران. اون جوری من به عراق نزدیک هستم و تو به چاوز، موافقی؟

                            احمدی نژاد: من حاضرم بیام آمریکا و مشکلات شما رو حل کنم، ولی تو نمی تونی بری ایران، چون ممنوع الورود هستی و ویزا نداری.

                            بوش: من که ویزا نمی خوام، من گذرنامه آمریکایی دارم، به هر کشوری می تونم مسافرت کنم، حتی می خواستم پاکستان هم برم، ولی چون کردی بلد نیستم نرفتم.

                            احمدی نژاد: ولی من کردی و انگلیسی بلد نیستم و اصلا هم مهم نیست، چون من وقتی ونزوئلا می رم هم با مترجم می رم و مترجم من گاهی اوقات یک ساعت بعد از اینکه من و چاوز با هم توافق کردیم تازه ترجمه می کنه که اون چی گفته. این فرق ما ایرانی ها با شما آمریکایی هاست.

                            بوش: حالا هرچی دلت خواست به من گفتی، لعنتی! این غنی سازی رو کی می خوای متوقف کنی، من بخاطر خودت می گم، چون اگر این کار رو نکنی من ممکنه نطنز و اصفهان و بوشهر رو با خاک یکسان کنم.

                            احمدی نژاد: من نمی خوام در مورد غنی سازی حرف بزنم، چون این حق مسلم ماست، قبول داری؟ اگه قبول نداری بگو؟

                            بوش: فرض کن قبول دارم، کی می خوای دکمه استاپ رو بزنی، ببین، اگر متوقف کنی من کلی بهت نفت می دم. چند بار به این سولانا گفتم که این حرف ها رو به رفسنجانی که قبلا مدیر تلویزیون تون بود بگه، ولی انگار بهت چیزی نگفته.

                            احمدی نژاد: من نمی خوام در مورد رابطه ایران و آمریکا حرف بزنم، ولی شما باید سر مصدق و کودتای 28 مرداد از ما عذرخواهی کنین. البته ملی کردن نفت رو آیت الله کاشانی انجام داد.

                            بوش: من نمی دونم مصدق کیه و در موردش چیزی هم نشنیدم، شاید کارتر این کار رو کرده، من می تونم ازش بپرسم، ولی آلبرایت گفت یک بار از شما عذرخواهی کرده، مگه تو کشور شما چند بار عذرخواهی می کنن؟ تازه کلینتون هم می خواست از خاتمی عذرخواهی کنه، ولی اون رفت توی توالت، نمی دونم بعدش کجا رفت.

                            احمدی نژاد: خاتمی به من مربوط نیست، مصدق رو شماها حمایت کردید و خودتون هم برش داشتین، این یعنی دخالت در امور کشورهای دیگه. ما می گیم شما باید از عراق برین بیرون، ولی شما نمی رین، برای چی؟ این سووال رو هر روز دانشجوها از من می کنن.

                            بوش: ببینم، تو اینقدر با دانشجوها سروکله می زنی و توی اون نامه هم نوشته بودی حوصله ات سر نمی ره، من چند بار دانشجوها رو دیدم همه اش حرف های عجیب می زنند، تازه، مگه دانشجوهای ایرانی تازگی ها عکس خودت رو آتیش نزدن؟ دیدی منم بلدم جوابت رو بدم؟ این یکی ، دوم هم این که ما نمی تونیم از عراق بریم بیرون، چون اگر ما بریم بیرون، شما می رین توش. اگر قول می دین که شما توی عراق نرین ما تا سال 2008 از عراق می ریم بیرون.

                            احمدی نژاد: ما که نمی تونیم از عراق بریم بیرون، چون عراق و آمریکا به هم چسبیده و ما هزار ساله که با عراق رابطه داریم.

                            بوش: ولی دولت عراق دوست نداره شما برین توی عراق، یکی از ملاهای عراقی خودش اینو به من گفت. طالبانی هم خیلی از دست شما ناراحته، تازه شما باید حقوق بشر رو رعایت کنید، من و لورا اصلا از قیافه فمینیست ها خوش مون نمی آد، ولی شما حق ندارین فمینیست ها و زنان ایرانی رو کتک بزنید، من خودم عکس هاش رو دیدم، رنگ بنزهای پلیس تون هم سفید و سبز هست.

                            احمدی نژاد: شما هم حق ندارین سیاهپوست ها رو تکه تکه کنین، ما تحقیق کردیم و یک گروه دویست سال در آمریکا سیاه ها رو تکه تکه می کردن.

                            بوش: همون هایی که رئیس شون اومده بودند تهران برای کنفرانس هولوکاست؟ کوکس کوکلوس کلان ها رو می گی؟

                            احمدی نژاد: نه، این هایی که می گی که با ما دوست هستند، مگه اون ها سیاه ها رو می کشتند؟

                            بوش: آره، البته الآن خیلی وقته این کار رو نکردن، ولی اگر بهشون چیزی نگیم بازهم می کنند. خب بگو ببینم، شما از کی می خواهید حقوق بشر رو رعایت کنید؟

                            احمدی نژاد: شما دیگه دم از حقوق بشر نزنین. شما خودتون حقوق بشر رو در گوانتانامو و ابوغریب نقض می کنید، ولی ما مسائل داخلی داریم با کسانی که تخلف می کنند و اونها رو مجازات می کنیم، شما برای چی از دشمنان نظام حمایت می کنید؟

                            بوش: اولا که ابوغریب تعطیل شد، خودم دستور دادم، توش عکس های پورنو می گرفتند و من وقتی دیدم خیلی ناراحت شدم، ولی شما هم زندان مخفی دارین، ما هم به زندان مخفی شما اعتراض داریم. در ضمن ما فقط از تلویزیون خودمون به فارسی حمایت می کنیم، من گفتم به اپوزیسیون شما پول ندن.

                            احمدی نژاد: ولی خودت خدائیش قبول داری من از تو محبوب تر هستم؟ من هرجا می رم پرچم شما رو آتیش می زنند و مردم می گن مرگ بر آمریکا. برای چی کاری کردید که مردم اینطوری بگن؟

                            بوش: من قبول دارم که محبوبیت من کم شده، ولی مال تو هم کم شده، مال نصرالله بالاست، الآن اوضاع همه خرابه، ولی من به این چیزها کار ندارم، من می گم شما نباید بمب اتمی بسازید.

                            احمدی نژاد: ببین جرج! تو چرا متوجه نمی شی؟ ما می گیم اطیعوالله و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم، اولی الامر یعنی ولی فقیه، یعنی ما از مقام ولایت دستور می گیریم و ایشون گفته که بمب اتمی حرامه.

                            بوش: قربون دهنش! دستش درد نکنه، پس اگر گفته حرامه، چرا بمب اتمی می سازین؟ چه فایده داره؟ الآن همه دنیا با شما دشمن شدند بخاطر همین. سی ان ان و ان بی سی و فاکس رو نگاه کن تا بفهمی.

                            احمدی نژاد: اتفاقا مردم دنیا همه شون ما رو دوست دارند و هر روز مصاحبه های من رو پخش می کنند، تو اگر راست می گی شبکه اول و دوم و سوم و شبکه خبر رو نگاه کن تا بفهمی دنیا دست کیه. حتی روشنفکران آمریکایی هم با شما مخالفند، کسانی مانند نوام چامسکی یا شان پن در بوستون و کالیفرنیا.

                            بوش: تو می فهمی این نوام چامسکی چی می گه؟ من چند بار از رایس خواستم برام توضیح بده که این یارو چی می گه، اون هم خیلی توضیح داد، ولی متوجه نشدم، در حالی که معمولا حرف های مایکل مور رو می فهمم، مرتیکه خیکی!

                            احمدی نژاد: آقای بوش! هیچ وقت ظاهر مردم رو مسخره نکن، خلقت خداست، این نوام چامسکی می گه شما باید از عراق برید بیرون، ایران غنی سازی بکنه و آمریکا و اروپا دائما اختلاف داشته باشند. اینها رو می گه. فهمیدی؟

                            بوش: ولی رایس چیزهای دیگه ای می گفت، کاش کشورهای ما و شما دوست بودند، تو می تونستی این جور چیزها رو به من بگی. چون بعضی اوقات فقط حرف های تو رو می فهمم، مثلا این اروپایی ها که دائما در مورد حقوق بشر زرت و پرت می کنند، من که نمی فهمم چه مزخرفی می گن، می خوان دنیا رو پر از گی و لزبین بکنند.

                            احمدی نژاد: البته من هم از دست اروپایی ها ناراحتم، ولی ما گیر کردیم دیگه، چه کنیم؟ این گی و لزبین کجایی هستند؟

                            بوش: اینها همه جا هستند. من فقط از تو یک سووال دارم، این رو به من بگو، بعدا وقت بگذاریم با هم از این حرف ها بزنیم، تو گفته بودی من از کاخ شیشه ای خودم بیام بیرون و مردم رو ببینم، من از اون روز دارم فکر می کنم که منظورت از کاخ شیشه ای چی بوده؟ من تنها چیزی که از حرف هات نفهمیدم همین بود.

                            مناظره در این مرحله به پایان رسید و ادامه آن به زمانی دیگر موکول شد.


                            Comment

                            • abadani69
                              Senior Member
                              • Aug 2005
                              • 21339

                              #149


                              در راستای این که جناب آقای علم الهدی، که هم علم دارد و ما می توانیم زیر علم ایشان سینه بزنیم و هم اهل هدایت کردن است، به عنوان امام جمعه مشهد گفت: « بی حجابی و بدحجابی از سرقت و آدم کشی هم بدتر است.» در همین راستا آگاهان توضیحاتی دادند که خواندن آن لازم است:

                              1) سارق مال آدم را می دزدد و باعث می شود که آدم جزو پابرهنه ها شود و احتیاج به دولت پیدا کند و طرفدار دولت شود و در راستای سیاست های نظام حرکت کند، بنابراین نتیجه عمل سارق به نفع حکومت است، در حالی که بی حجاب باعث می شود که مردم احساس کنند که زندگی کردن آنقدرها هم که دشمنان کشور می گویند بدنیست، به همین دلیل مردم امیدوار می شوند و وقتی امیدوار می شوند، دل شان می خواهد زندگی کنند، و وقتی دل شان می خواهد زندگی کنند، همه چیز می خواهند و دولت باید برای آنها همه کار بکند و چون دولت نمی تواند کاری بکند، بنابراین کشور ناامن می شود.
                              2) سارق بالاخره هرچه باشد از خودمان است، در حالی که بی حجاب و بدحجاب هرچی باشد از خودشان است. سارق را اگر نصیحت کنیم، متوجه رفتارهای زشتش می شود و بتدریج به جای دزدیدن تخم مرغ یواش یواش به دزدیدن شتر و در مرحله بعد، دزدیدن صندوق رای می پردازد، بنابراین جای امیدواری دارد، چون ممکن است آخرش به مقامات مهمی برسد، اما بی حجاب وقتی نصیحتش کنیم، جواب می دهد که اگر راست می گوئی برو دختر و خواهرت را نصیحت کن، و ما چون نمی توانیم این کار را بکنیم، به همین دلیل بدحجاب از دزد بدتر است.
                              3) سارق معمولا پدرومادر درست و حسابی ندارد، یا اگر هم داشته باشد با او رابطه خوبی ندارند، بنابراین چون آدم بی پدرومادری است، به او می توان اعتماد کرد. در حالی که بی حجاب یا بدحجاب معمولا خانواده دار است و خانواده اش هم از او حمایت می کنند، چون احتمالا یا مثل خود او هستند، یا مثل خودما، به همین دلیل بدحجاب قابل اعتماد نیست، چون به ما اعتماد ندارد.
                              4) سارق را وقتی دستگیر می کنیم معمولا دلیلی قانونی داریم در حالی که خیلی از کاری که کردیم خوشحال نیستیم، چون بالاخره هرچه باشد سارق است، اما وقتی بدحجاب را دستگیر می کنیم معمولا دلیل قانونی نداریم ولی از کاری که کردیم خوشحال هستیم، چون هرچه باشد بدحجاب است. دلیل از این محکم تر؟
                              5) آدم کش از بدحجاب بهتر است، چون آدم کش یک نفر را می کشد که مقتول به احتمال نود درصد اگر دست ما می افتاد یا باید زندانی اش می کردیم یا خودمان او را می کشتیم، به همین دلیل آدم کش معمولا زحمت دولت را کم و هزینه اش را کاهش می دهد، ضمنا می توان خودش را هم از بین برد، اما بی حجاب کسی را نه تنها نکشته است، بلکه احتمالا ممکن است بدنیا بیاورد و کسی که به دنیا می آورد به احتمال نود درصد برای ما دردسر درست خواهد کرد، به همین دلیل آدم کش در هرحال از بدحجاب بهتر است.
                              6) آدم کش معمولا قابل اصلاح است، و این موضوع در طول تاریخ انقلاب اسلامی دیده شده است، اما بدحجاب قطعا قابل اصلاح نیست، چون در طول تاریخ انقلاب اسلامی دیده نشده است.

                              سعید سامورایی مشاور رئیس جمهورمی شود
                              در پی انتصاب حجت الاسلام و المسلمین روح الله حسینیان، که زمانی برای توضیح دقیق گذشته خود گفته بود« ما خودمان زمانی آدمکش بودیم» و انتصاب اسماعیل احمدی مقدم که گفته است که انشاء الله امسال قرار است تعداد زیادی را اعدام کنند و با پیش بینی این که بزودی حجت الاسلام رازینی و سایر برادران دست اندرکار به عنوان مشاور منتصب شود، آگاهان ضمن پیشنهاد نام « گالری وحشت» به جای دفتر مشاورین رئیس جمهور، پیشنهاد کردند که افراد زیر نیز در صورتی که در قید حیات هستند، به عنوان مشاورین رئیس جمهور منصوب شوند.
                              سعید سامورائی، مشاور امور رسانه ها و تیغی و قمه
                              کامبیز ترکه، مشاور امور جوانان زیر هجده سال و امور فنچ
                              تقی بی ناموس، مشاور امور زندان ها و حقوق بشر
                              مجید قورباغه، مشاور امور میدان شوش و ژنو و کمیسیون اصل نود مجلس
                              اصغر لاشی، مشاور امور امنیت داخلی و سرپرست انتخابات کشور

                              طرح حجاب نقدی می شود
                              با توجه به اینکه درآمد نفت برای کشوری که رئیس جمهورش روزی صد تا گاف پر هزینه می کند، کافی نیست، مجلس پیشنهاد کرد که طرح مقابله با بدحجابی به صورت نقدی اجرا شود. در همین راستا موارد زیر از هفته آینده باید اجرا شود وگرنه دهان همه مان سرویس می شود:
                              روسری نازک و بدن نما، هر متر 15 هزارتومان
                              روسری کوتاه و زیر نیم متر، سرجمع 20 هزارتومان
                              روسری سوراخ دار بافتنی، برحسب گشاد بودن سوراخ، از 12 تا 25 هزارتومان
                              شلوار کوتاه گشاد، 5 هزارتومان
                              شلوار کوتاه تنگ چسبیده، بر حسب میزان تورم محل مذکور، از 20 تا 35 هزارتومان
                              شلوار کوتاه تنگ فاق کوتاه، برحسب میزان تورم محل مذکور، از 25 تا 40 هزارتومان
                              مانتوی کوتاه با دکمه باز کلفت جنس گلیم یا جاحیم، از 2 تا 5 هزارتومان
                              مانتوی کوتاه تنگ نازک، برحسب اندازه دورکمر و باسن، از 15 تا 30 هزارتومان
                              پیراهن داداشش که جای مانتو پوشیده باشد و تنگ باشد، از 20 تا 40 هزارتومان
                              چادر عربی با آرایش و عشوه، بر حسب میزان آرایش و عشوه، بین 10 تا 30 هزارتومان
                              چادر نازک، برحسب لباسی که زیرش پوشیده باشند، بین 20 تا 30 هزارتومان
                              آرایش غلیظ با رژ لب قرمز، کرم پودر، زیرابرو رنگی، با اکلیل اضافی، بین 25 تا 60 هزارتومان.
                              آرایش غلیظ با ابرونخی، برحسب اینکه ابرو چند میلیمتر باشد، بیت 40 تا 70 هزارتومان.
                              ابروتاتو، بطور کلی یکجا محاسبه شده، بین 25 تا 45 هزارتومان.
                              لب زنبوری با حط دور لب و رژ لب براق، 40 تا 50 هزارتومان اضافه بر جریمه.
                              پیراهن نازک برای مردان، بر حسب نوع هیکل و طرز راه رفتن، بین 15 تا 25 هزار تومان
                              شلوار فاق کوتاه سه دکمه و پنج دکمه( بر حسب ویو و دید شورت)، بین 25 تا 40 هزارتومان
                              کاکل با کلیپس بر حسب میزان خلافی ارتفاع از کف سر، سانتی 3 هزارتومان.
                              مدل تیفوسی با لب سیاه بطور کلی 20 تا 30 هزارتومان
                              مدل مو تیغی با تیپ متال و پشت پلک سبز و زیر ابرو برداشته و لنز اضافه، خداتومن

                              اداره تشخیص هویت آبجیناجا( واحد آرایش بدحجابان جریمه یی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران) اعلام کرد، در صورت مراجعه مردانی که قصد ازدواج داشته باشند، گواهی عدم خلافی صادر می کند.

                              Comment

                              • abadani69
                                Senior Member
                                • Aug 2005
                                • 21339

                                #150
                                آقای مرتضوی! حق مرا از استاندار خراسان بگیرید
                                جناب آقای مرتضوی
                                ریاست سابق دادگاه مطبوعات و کلیه امور مربوطه و ریاست ستاد پیشگیری از جرائم خاص

                                احتراما اینجانب سید ابراهیم نبوی، فرزند عزیز، متولد 22 آبان 1337 در شهر آستارا، نویسنده مساله دار و عامل استکبار جهانی و طرفدار اصلاحات سابق و مخالف براندازی نرم، گرم، سرد و ولرم و عضو افتخاری شبکه عنکبوت در روزنامه کیهان، چنان که مستحضر می باشید مدتی است در بلاد فرنگ، به آدرس بلژیک، بروکسل، خیابان سن ژیل، کوچه لیسبون، شماره 34، روبروی مغازه عبدالناصر فهیم مراکشی، نسبت به چند مورد تضییقات و محرومیت اینجانب از حقوق مربوط به مولفان و مصنفان که قرار است قانون آن بزودی اجرا گردد و چون اینجانب شما را می شناسم و به هیچ کس جز شما اعتماد ندارم، خواهشمند است حقوق اینجانب را که دستم از مملکت کوتاه و در اینجا غریب و از ابن السبیل می باشم، در نظر گرفته، حق مرا از این مرتکبین جرایم ستانده و به اینجانب اعاده فرمائید. در همین راستا آقای نعمت احمدی، وکیل ثابت و دائم و غیرقابل تعویض خود را در کلیه امور معرفی و از آن برادر که ید بیضا داشته، خواهانم که حق مرا بدهید. توضیحا به عرض می رسانم که گاهی اوقات اینجانب نکاتی را به صورت طنز و شوخی( سازنده) نوشته و در اینترنت منتشر می نمایم و به عنوان مثال طرح ابتکاری در مورد انتقال اسرائیل به اصفهان داده که مورد توجه جهانیان از جمله آقای کوفی عنان ریاست سابق سازمان ملل متحد قرار گرفته، با رفتن وی حقوق من نیز توسط یان کی مون خائن به نفع یک نفر کروی جنوبی ثبت شد. و در حال حاضر ملاحظه می نمایم که برخی وزرا، وکلا، معاونین وزرا، استانداران و غیره طنزهای مرا به عنوان طرح ابتکاری خودشان مطرح می نمایند که فعلا در دو مورد شکایت صریح دارم که به آنها رسیدگی تا بعدا بقیه را اعلام نمایم:

                                مورد اول: اینجانب خواهان، در پی انتشار خبری مبنی بر اینکه استانداری استان خراسان شمالی طرح جابجایی یک کوه برای تسهیل در فرود هواپیما در بجنورد را مطرح کرده است، و آقای «موسی*الرضا ثروتی» نماینده بجنورد گفته است که «منظورآقای همتی استاندار این بوده که ده متر از ارتفاع کوه بابا موسی که در هنگام فرود هواپیما مانع دید خلبان است، باید کوتاه شود.» اشعار می دارد که طرح کوتاه کردن و برداشتن کوه از جلوی هواپیما، به جای تغییر محل احداث هواپیما از جلوی کوه که کاری بسیار سخت است، و صرفه با این است که آدم کوه را بردارد تا این که فرودگاه را دو کیلومتر آنطرف تر بسازد، اولین بار در تاریخ 27 بهمن 1380 توسط اینجانب در روزنامه مرحوم و محترم « بنیان» تحت عنوان « گفت و گو با رئیس محترم هواپیما» مطرح شده است. لذا خواهشمندم این طرح را جزو ابتکارات اینجانب محسوب و دستور فرمائید استاندار محترم حقوق مربوطه را به وکیل اینجانب بپردازند. ضمنا اینجانب آمادگی دارم تا سایر طرحهای مربوط به حمل و نقل جاده ای هواپیما( برای کاهش سقوط آن) و طرح هواپیمای بدون سرنشین( برای جلوگیری از مرگ و میر در هنگام سقوط را نیز به ایشان تحویل نمایم.

                                مورد دوم: اینجانب خواهان، از آقای یوسفیان مخبر كميسيون حقوقي و قضايي مجلس هفتم که تهديد دادستان تهران( حضرتعالی) را مبني بر تبعيد زنان بدحجاب از پايتخت به لحاظ قانوني و قضايي بلاايراد خوانده است شکایت دارم. در حالی که اینجانب سه روز قبل از سخنان حضرتعالی موضوع تبعید خانمهای بدحجاب را هم به مناطقی از تهران و هم به شهرستانها و هم به سیبری در روسیه در طرح مبارزه با بدحجابی را اعلام نمودم، بنابراین حق این مطلب به عنوان حقوق مولف و مصنف متعلق به اینجانب است. ضمنا اینجانب قبلا طرح تقسیم ایران به شمال و جنوب را برای سکونت خواهران در شمال کشور و برادران در جنوب نیز در روزنامه طوس اعلام نمودم که مثل بسیاری از طرح های ابتکاری من مورد بی اعتنایی قرار گرفت، اما مطئنم بعدا همین آقایان بدون دادن حقوق مولف و مصنف از همان طرح ها استفاده می کنند.

                                لذا، خواهشمند است به شکایت اینجانب رسیدگی نموده و حق مرا احیاء و این نویسنده طنزنویس که شوخی هایش را به عنوان طرح های اجرایی جدی می گیرند، اما حق وی را نمی دهند، از مزدوری استکبار جهانی نجات دهید. لطفا در صورت دریافت حق اینجانب از اشخاص مورد شکایت( مدعی علیه) دریافت و به وکیل اینجانب آقای نعمت احمدی بدهید. زیاده جسارت است.

                                Comment

                                Working...