RedWine jokes (18+)

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #46
    يه عراقي ميره دستشويي ايراني ها تركه مياددرميزنه عراقي ميگه:احمد علي خليل تركه ميگه نامردا سه تايي ميرين دستشويي
    ---
    يه زنه دوقلو حامله بوده هر كاري ميكردن به دنيا نمي اومدن.ميبرنش سونوگرافي . ميبينن پسره بند نافشو انداخته گردن دختره ميگه جون داداش نمي زارم لخت بري بيرون
    ---
    تركه ميره پمپ بنزيني ميگه اد بنزين بزن
    يارو ميگه سوپر بريزم يا معمولي
    تركه فكر ميكنه
    ميگه نه معمولي بريز زن و بچه تو ماشين هستن
    ---
    ترکه تو آمريکا داريوش رو می بينه سلام ميده داريوش ميگه سلام هم وطن ترکه ميگه وای عجب کيفيتی
    ---
    ترکه گوشش درد ميگيره می بره ميکشتش رفيقش ميگه چرا بردی کشيديش ميگه چه کار ميکردم ميگه مثل من ميبردی پرش ميکردی
    ---
    يه تركه ميشينه تو جوب ازش ميرسن چرا تو جوب نشستي ميگه ميخوام در جريان باشم
    ---

    iran

    Comment

    • Rasputin
      Senior Member
      • Jan 2005
      • 63906

      #47
      يك روز مامواين نيروي انتظامي يك معتادروميگيرن به معتاده ميگن چرا كمربندترو نبستي جواب ميده من اصلا شلوار نپوشيدم
      ---
      يه روز از تركه مي پرسن نظرت درباره خدا چيه؟ تركه ميگه خدا خيلي خوبه هيچكس تابحال ازش بدي نديده ابوالفضل نگهدارش باشه
      ---
      يه آبادانيه عروسي شو تويه مدرسه برگزار ميكنه ! بهش ميگن حالا چرا مدرسه رو انتخاب كردي ؟ ميگه چون كلاسش زياده
      ---
      يك روز يك رشتيه با خانمش ميرن دكتر و مي گن آقاي دكتر مابچه دار نمي شيم دكتره پس از معاينه ميگه اشكال از شما است آقا در جواب رشتيه مي گيه اينكه ارثي است پدرم و پدر بزرگم هم بچه دار نمي شدند
      ---
      یه روز 3 نفر به اسم های به من چه و به تو چه وادب میرن دزدی پلیس میاد میگیرتشون ادب میره بالای درخت از به من چه میپرسن اسمت چیه میگه به من چه ازبه توچه میپرسن اسمت چیه میگه به تو چه میگن شما ادبتون کجاست میگن مونده بالای درخت
      ---
      هر سال موقع قرعه كشي بانك تركه ميرفته مشهد التماس امام رضا ميكرده كه در قرعه كشي ماشين برنده بيشه اما هيچوقت هيچي برنده نميشده.دوباره پاميشه ميره مشهد التماس تا ازشدت خستگي خوابش ميبره.امام رضا مياد به خوابش و ميگه بنده خدا اول يه حساب توي بانك باز كن بعد بيا سراغ من
      ---
      يه همشهريه داشته پسرشو در باب ازدواج نصيحت مي كرده ! مي گفته: پسرم خواستي زن بگيري برو از فاميل زن بگير ! بين دايت رفته زنداي تو گرفته , عموت رفته زن عموتو گرفته , من اومدم مادرت و گرفتم ! حالا تو هم از فاميل زن بگير
      ---
      رفيق تركه ازش ميپرسه: غضنفر، پنجشنبه-جمعه كجا بودي؟ تركه ميگه: والله امام رضا طلبيد، با بر و بچه‌ها رفتيم شمال
      ---
      تركه ميره دكتر، ميگه: آقاي دكتر به دادم برس، الان دو هفته‌است هر شب تا صبح كابوس ميبينم! دكتره ميپرسه: چه كابوسي مي‌بيني؟ تركه ميبينه: هر شب خواب ميبينم قورباغه‌ها جام‌جهاني راه انداختن، منم هرشب واميستم داور! دكتره ميگه: اي بابا، اين كه خيلي ناجوره. بيا برات يك دوا مينويسم، از فردا بخور خوب ميشي. تركه مي‌پرسه: آقاي دكتر، ميشه اين قرصها رو از پس فردا بخورم؟! دكتره ميگه: شدنش كه ميشه، ولي واسه چي؟ تركه ميگه: ايلده فرداشب فيناله
      ---
      تركه ميره بقالي، ميگه: حاج‌آقا سيگار نخي داري؟ يارو ميگه: بعله داريم. تركه ميگه: بي‌زحمت يك بيست نخ به ما بده!! مرده كف ميكنه، ميگه: خوب مرد مؤمن يك بسته بگير. تركه ميگه: نه آخه بسته اي بگيرم زياد ميكشم
      ---
      تركه سرطان داشته، ميره مشهد خودشو با قفل و زنجير ميبنده به پنجرة فولادي و كليد رو هم قورت ميده، ميگه: تا شفا نگيرم نميرم! بعد يك ساعت خبر ميرسه كه تو حرم بمب گذاشتن، تركه يك كم دست و پا ميزنه، بعدِ يك مدت داد ميزنه: يا حضرت ابولفضل منو از دست اين امام رضا نجات بده
      ---
      يك ترك و يك تهراني و يك اصفهاني قرار گذاشتند به پيك نيك بروند. - ترك گفت من نان و كتلت ميارم - تهراني گفت من هم نوشابه ميارم - اصفهاني گفت شما ها كه همه چيزو گفتيد پس من هم داداشمو ميارم
      ---
      از رشتيه سوال ميكنند:از زنت راضي هستي؟ميگه:والا هر كسي برده كه راضي بوده

      iran

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #48
        يه روز يه دخترپسري دارن قايم موشك بازي ميكنن.دختر ميگه اگه پيدام كردي بقلم كن و ببوسم اگه هم پيدام نكردي من زير راه پله ام
        ---
        يه روز ادم مياد خونه ميبينه حوا ناهار دلمه پخته ادم عصباني ميشه ميگه: اي بابا خانوم باز كه شورت ما رو دلمه كردي
        ---
        يه روز يه ترك ليسانس به رشتي بيسواد ميگه دودوتا رشتيه ميگه هشتا تركه ميگه ميگم دودوتا رشتيه ميگه شش تا تركه ميگه نه خير بيسواد ميشه دوازده تا رشتيه ميگه او ازو نظر گي ؟
        ---
        يه روز يه تركه مي خواسته خرش رو بفروشه تو راه خوابش مي بره بيدار كه شد ميبينه خرش داره پول ميشمره

        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #49
          تركه با بچه اش ميره دزدي
          وقتي داشتن فرار مي كردن صابخونه بيدار ميشه وميبيندشون ميگه كره خر وايسا
          بچهه به باباش ميگه بابا تو برو منو شناسايي كردن
          ---
          يه روز يه تركه سي دي ميخره مياد خونه ميبينه سوراخ ميره پسش ميده
          ---
          يكروز يك تركي ميره بدن سازي قاطر ميشه
          ---
          يه روز داريوش و ابي داشتن از تو خيابون رد مي شدن 110
          مياد بگيرتشون يه تركه مي پره وسط مي گه ما سه تا رو كجا مي برين؟؟؟
          ---
          يكروزيك بچه ترك از باباش ميپرسه بابا ناف چه جوري درست شده پدر ميگه وقتي خدا داشته انسانهارو از گل درست ميكرده دست ميزده ببينه خشك شديم يا نه
          ---
          يه روز به يه تركه پول ميدن ميگن برو ترياك بخر توي راه پليسو مي بينه از ترسش پولو ميندازه توي سطل آشغال

          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #50
            گوشه اي از خاطرات يك تركه:
            وقتي ناراحتي هيچكس تورو نميفهمه.
            وقتي عاشق هستي هيچكس تورو باور نداره.
            وقتي دلت گرفته هيچكس تورو درك نميكنه.
            اما وقتي ميگوزي همه عالم ميفهمند
            ---
            از يه تركه ميپرسن كه احمق ترين خواننده كيه ؟
            تركه ميگه حبيب
            ازش ميپرسن چرا؟
            ميگه ميشينه رو صندلي گيتار ميزنه بعدش ميگه صداي دهل مياد
            ---
            يه تركي ليسانس مي گيره ميشه اسب
            ---
            يه روز يه اباداني رامي خواستند زجر كش بدن بستنش به تنه درخت عينك ريبون جلوش شكستند
            ---
            از يه تركه ميپرسن چه جوري ميشه سه تا خر رو روي هم سواركرد؟ ميگه من سوار يه خر ميشم ميرم سر قبر بابام
            ---
            يه تركه براي اولين بار ميره سينماودراخر فيلم ميبينه كه يك قاتل كمين ميكنه وهنرپيشه محبوب اون روميكشه.تركه هم دوباره بليط ميخره وبرميگرده توي سينماكه بموقع به هنرپيشه محبوبش محل كمين قاتل رواطلاع بده
            ---
            يه روز داخل زندان يك نفر به يك قزويني مي گه من بابام ومامان وداداشم رو كشتم واسه همين هم زندان افتادم.
            قزويني ميگه :تو من رو هم كشتي
            ---
            يك روز يك پيرزن تمام دندان هايش را به جز يكي مي كشد ازش مي پرسن چرا اين را هم نكشيدي مي گويد مي خواهم چادرم را با آن بگيرم
            ---
            امام جمعه قزوين براي با شكوه كردن نماز جمعه قزوين 4 ركوع و 8 سجده به نماز اضافه كرد
            ---
            از قزوينيه مي پرسن از كدوم آهنگ هايده خوشت مياد؟
            ميگه: كبوتر بچه كرده
            ---

            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #51
              تركه تو خيابون راه ميرفته به يه تلفن عمومي ميرسه گوشي تلفن را تو دهنش ميكنه يكي بهش شك ميكنه دنبالش ميكنه تركه هرچي گوشي تلفن بود تودهنش ميكرد و دوباره ميگذاشت سر جاش آخر مرده ميره ازش مي پرسه چرا اينجوري مي كني ؟بابا تشنمه هيچكدوم از اين آب سرد كن ها اب ندار
              ---
              بچه رشتيه به باباش ميگه بابا چرا عكس مامان رو انداختي رو بك گراند باباهه ميگه لو ندي از كامپيوتر اصغر اقا كپي كردم
              ---
              يه روز تركه ميره توالت عمومي , قارپ قارپ ميگوزه بعد مياد بيرون ميبينه چندتا خانم پشت در وايسادن ميمونه كه چي بگه هول ميشه ميگه ايلد ميرن ميگوزن اب نميريزن
              ---
              تركه يه عكس گور خر رو ديوار اطاقش زده بود از او پرسيدند اين كيه؟ تركه ميگه ايلده اين پسر عموي منه كه تو تيم يوونتوس بازي ميكنه
              ---
              تركي در ّّپوٍٍست خر نشسته بود گفتند چرا در پوٍست خر نشسته اي گفت بزارين تو خودم باشم
              ---
              ترك رو مي خواستند شكنجه ي روحي بدهند،مي فرستنش تو يه اتاق گرد، ميگن برو يه گوشه بشين
              ---
              ه روز يه قزويني ويه رشتي ويه تركه رو ميبرن جهنم بهشون ميگن هركسي دروغ بگه ميكشيمش.

              قزويني ميگه:مابي ادبيم ميگن:آزادي برو

              رشتيه ميگه:مابي غيرتيم ميگن:برو

              تركه تاميخوادبگه ماانسانها ميگن:دروغ ميگي.. ميكشنش
              Last edited by Rasputin; 10-14-2005, 07:48 AM.

              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #52
                تركه خيارميخوره كون خيارتلخ بود.ميگه اه چقدركونت تلخ بود.خيارميگه فكرميكني كون خودت خيلي شيرينه؟
                ---
                زنه از شوهرش ميپرسه:شما مردها وقتي با هم هستيد در مورد چي صحبت ميكنيد؟مرده ميگه:در مورد همون چيزهايي كه شما صحبت ميكنيد.زنه ميگه:واي شما چقدر بي تربيت هستيد
                ---
                از يه خره مي پرسند:راسته كه تركها خرند؟خره ميگه:والا يه صحبتهايي شد اما ما زير بار نرفتيم
                ---
                يه روز يه تركه تو اتوبوس مي گوزه همه مي زنند زير خنده تركه مي گه اگه مي دونستم اينقدر خوشتون مي آد واستون مي ريدم
                ---
                يه زنه حامله بوده هر كاري مي كردن بچه به دنيا نميومده ميرن سونوگرافي ميكنن ميبينن بچه 2 قولو پسر جلو دختر واستاده ميگه به جون آبجي اگه بزارم لخت بياي بيرون
                ---
                بچه با اشاره به يك خانوم حامله _ مامان مامان چرا شكم اون خانوم باد كرده
                مادر _ براي اينكه زير شكمشو يه مار گزيده
                Last edited by Rasputin; 10-14-2005, 07:49 AM.

                iran

                Comment

                • Rasputin
                  Senior Member
                  • Jan 2005
                  • 63906

                  #53
                  يه عربي ميره خواستگاري بعد از خواستگاري دوستش ازش مي پرسه چي شد ميگه 50% قضيه حل مونو ننمو آقام راضييم اونو ننشو اقاش راضي نيستن
                  ---
                  تركه پانزذه سال دعا ميكرد خدايا به من پسر بده,فقط يك پسر ميخوام,خدايا يك پسر ميخوام بعد از پونزه سال يه فرشته مياد بهش ميگه خر ازدواج كن اول بعد بهت پسر ميديم
                  ---
                  يه روز يه تركه ميره جلو ايينه مي زنه بس كردنه خودش ميكه
                  چطوري كره خر
                  ---
                  تركه به پسرش ميگه: پسرم يادت باشه تواين دوروزمونه با فاميل ازدواج كني تو خانواده ما هر كه با فاميل ازدواج كرده خوشبخت شده مثلا داييت كه با زن داييت و عموت با زن عموت ومن كه با مادرت ازدواج كردم
                  ---
                  يه روز يه كرمه ميفته تو قابلمهي ماكاراني ميگه چه بمال بماليه
                  ---
                  عربه ميره توالت ميگوزه وقتي مياد بيرون ميبينه چندتا دختر بيرون ايستاده ميگه . چونيا ميرن توالت ميگوزن آب نمي ريزن
                  Last edited by Rasputin; 10-14-2005, 07:49 AM.

                  iran

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #54
                    يه روز يه رشتى ميره كمدسآزي ميگه كمدي ميخوآم كه اًًًًًصغرآقآتوش نبآشه
                    ---
                    يه روز يه قزوينيه ميره خرمشهر ميبينه رو سر درش نوشتن با وضو وارد شويد ميره رو سر دره قزوين مينويسه با ركوع وارد شويد
                    ---
                    يه تركه ميره جزيره آدمخوارها,ادمخوارهاميگيرنش ,رئيس
                    انهاميگه باپوست تركه قايق بسازيد ,تركه يه چاقو بر
                    مي داره ميذاره رو شكمش ميگه هركس جلو بياد قايق رو
                    سوراخ ميكنم
                    ---
                    يه روز گرگه ميره خونه شنگول ومنگول ميگه درو باز كنيد منم مادرتون پينوكيو درو باز ميكنه ميگه بابا كجاي كاري اينا پنج سال از اينجا رفتن
                    ---
                    يك روزيه تركه با خرش حرفش ميشه وسط دعوا خره خم ميشه
                    و پالونش ميافته رو زمين
                    تركه ميگه :خب خب حالا برام آدم شدي كت در مياري
                    ---
                    يه تركه واسه دوست دخترش زنگ ميزنه ميگه امشب بياخونمون كسي نيست.دختره ميره هرچي درميزنه كسي درو وانميكنه
                    ---
                    يك روز يه بچه با بادكنكش ميره توالت بادكنش ميره توي سنگ توالت گير ميكنه نفر بعد كه ميره توالت هرچي آب ميريخته آب نميرفته يكدفعه بادكنك منفجر ميشه بعد كه ميره بيرون ازش ميپرسن چي شد ميگه به گمانم يكي گوزيده بود تازه عمل كرد
                    ---
                    يه روز يه رشتيه ميخواهد بره مسافرت به پسرش ميگه هر وقت ديدي مادرت مرد مياره خونه يه خال رو صورتش بزار. پدر برميگرده از پسرش ميپرسه مادرت كو؟ پسر درجواب ميگه مادر نگو يوزپلنگ بگو
                    ---
                    رئيسه صدا و سيماي اردبيل رو انداختن زندان.ميدونيد چرا ؟
                    چونكه وسطه اذان پيام بازرگاني پخش كرده
                    ---
                    يه روز از يه تر كه مي پرسن شما نظر تون را جع به خدا چيه مي گه= والا خدا عظيمه_ كريمه_بزرگه_خيلي خوبه ابوالفضل نگهدا رش باشه
                    ---
                    يه بار به يه لر ميگن سه تا پستاندار بزرگ نام ببر ميگه:مارم,خارم,سكينه زن برارم
                    ---
                    يه روز يه دختره7ساله به معلمش ميگه:خانم دختراي15سال حامله ميشن؟_آره._دختراي10سال چي؟_ آره. _دختراي7ساله چي؟ _ نه. يه دفعه يه پسره از اون زير ميگه ديدي بيخودي ترسيدي
                    ---
                    يه رشتيه زن ميگيره به مادرش ميگه تحقيق كرده بودي ميگه اره.هر كه كرده بوده راضي بوده
                    Last edited by Rasputin; 10-14-2005, 07:50 AM.

                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #55
                      تركه ميرفته دم قصابي به قصابه مي گه: اقا نون دارين .قصابه ميگه نه اقا اينجا قصابيه نه.در اخر قصابه بهش ميگه اگه يه دفعه ديگه اومدي اينجا به ديوار اويزونت مي كنم.قصابه واسه اينبار تركه رو بلند مي كنه وبه ديوار اويزون ميكنه.نگاه تركه كه به ديوار اويزون بوده مي افته به عكس امام تركه ميگه اقا شما هو اومدين نون بگيرين
                      ---
                      يه روز تو جنگ ايران و عراق ميبينن تركه دراز كشيده رو خاك عراق بهش ميگن داري چي كار ميكني ميگه دارم به خاك عراق تجاوز ميكنم
                      ---
                      تركه عرق ميخوره مي‌برنش كلانتري شلاقش بزنن. افسرِ چند تا شلاق ميزنه، بعد شلاقو مي‌ده به يكي ديگه ميگه: برادر حسين! بيا شماهم يه فيضي ببر!‌ يارو هم چند تا ميزنه و ميده به اونيكي ميگه: برادر اكبر شما هم بيا يه فيضي ببر! خلاصه چند نفري دهن يارو رو .... بعد كه كارشون تموم ميشه ميان از اتاق برن بيرون، تركه ميگه: برادر‌ا! لااقل درِ فيضيه رو ببندين
                      ---
                      يك روز يك خيار و موز باهم دعواشون ميشه موز به خياره ميگه بروبابا تو هميشه كونت تلخه خياره به موز ميگه تو چي كه با 200 تومان ميشه شلوارت كشيد پايين
                      ---
                      عرب به رشتيه ميگه اهلن و سهلن رشتيه ميگه :ما كه نه ولي خانم هم اهلن وهم سهلن
                      Last edited by Rasputin; 10-14-2005, 07:50 AM.

                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #56
                        به قزوينيه ميگن چرا اينقدر خوش شانسيد؟
                        ميگه چون هيچ وقت شانس به ما پشت نميكنه
                        ---
                        يه روزازيه معمارميپرسن نظرت درباره ساختمان بدن خانمها چيه ميگه: نماش که خوبه حالشم عاليه فقط حيف که پذيرايي ودستشوييش يكيه
                        ---
                        يه روزيه پدركه كور بوده به پسرش پول ميده بره سلماني پسره ميره سينما بعدبرميگرده پدره ميگه:كوببينم چقدرموهاتو كوتاه كردي پسره كونش رونشون ميده پدره ميگه:به به چه طاس كردي فرقم توبازكردي
                        ---
                        ديوانه هارامي آيندامتحان كنندكه خوب شده اند يانه يه نوارغمگين ميگذارند همه ي ديوانه ها مي رقصند به جز يكي . بهش مي گن تو چرا نمي رقصي مي گه آخه من عروسم
                        ---
                        يه رشتي مي رفته كلاس غيرت .

                        شب كه با زنش خوابيده بوده يه دفعه زنش بلند ميشه. رشتيه ميگه كجا؟ زنه مي گه دستشويي ,رشتيه ميگه بشين خودم ميرم.
                        ---
                        دختر 12سال ببو . 17سال ليمو . 23سال هلو . 29سال الو . 35سال لبو . 45سال كدو . 55سال لولو
                        ---
                        از يه كون گشاد ميپرسن پنج تا حيوون وحشي رو نام ببر ميگه :دو تا شير سه تا پلنگ
                        ---
                        رشتيه ميره قم وسوهان فروشي باز ميكنه اسمش ميزاره سوهان فروشي رشتي وپدران
                        ---
                        يه تركه عاشق يه پري دريائي ميشه پري بهش ميگه من كه ادم نيستم تركه ميگه مگرفكركردي من ادمم
                        Last edited by Rasputin; 10-14-2005, 07:51 AM.

                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #57
                          يه پستاندار بجز خفاش نام ببريدكه پرواز بكنه؟
                          جواب:مهماندار هواپيما

                          يه تركه روي شيشه عقب ماشينش مينويسه يا زهرا يا هيچكس

                          رشتي ماشين ميخره,پشتش مي نويسه:رسواي عالم مادر

                          يك روز يك تركه ميره بهشت ازش مي ّپرسن چي مى خواي ؟ ميگه يك وانت . بهش مي دن . بعد از چند روز مي بينن داره ميوه هاي بهشت و بار ميزنه ميبره تو جهنم ميفروشه

                          رشتيه در دوبئ به همراه خانواده خود از هواپيما داشته خارج ميشده كه يك مرد عرب به اونها نزديك ميشه و ميگه ×× اهلاوسهلا ××
                          رشتيه ميگه ×× اقاجان به من از اين چيزها نگو اين خانم منه هم اهلن هم سهلن

                          به اباداني مي گن عرق خوري از كجا شروع كردي ميگه از زير بغل زنم

                          تركه ميره حمام دره حمام رو باز ميذار ميدوني چرا؟ تا كسي از سوراخ در نگاه نكونه

                          يه ترك تو دريا يه حوري ميگيره حوري ميگه اگه منو نكشتي سه ارزوتو براورده ميكنم تركه قبول ميكنه اولين ارزو :يك پيكان ..ارزوي دوم بازهم پيكان ...ارزوي سوم باز هم پيكان ..حوري ميگه چرا سه تاپيكان تركه ميگه ميخوام بفروشم بقيه اش راوام مي گيرم زانتيا مي خرم

                          يه رشتس ميميره ميره اون دنيا وارد اتاقي ميشه پر ساعت بعد به صاحب اتاقه ميگه اين ساعتا مربوط به چيه يارو ميگه اين ساعتا مطلق به هر زني اگه گناهي كرده عقربه ساعت مي چرخه بعد ميگه ساعت زن من كجاست ميگه اونه گذاشتيمش جاي پنكه

                          به يه جوجه تيغي ميگن بزرگترين آرزوت چيه؟ ميگه خيلي دوست دارم يكي دست محبت به سرم بكشه

                          يه روز عروسي جاسم بوده اخره شب مامانش مي ياد تا جاسم پشت در وايساده مامانش مي پرسه جاسم مگه نرفتي داخل جاسم مي گه من يه تعارف به عبود دادم هنوز نيومده بيرون

                          يه روز معلم مي ياد سر كلاس زيپ شلوارش باز بوده.شاگرد ميگه اقا اجازه زيپ شلوارتون بازه معلم مي گه از اين به بعد اگه زيپ شلوارم باز بود بگو در دفتر بازه. دفعه بعد كه معلم مي ياد سر كلاس هم زيپش باز بوده شاگرد ميگه اقا اجازه در دفتر بازه مدير هم اومده بيرون.


                          يه روز يه پيره زنه ميره سر كوچه جلوي تاكسي رو ميگيره ميگه ننه من رو برسون نماز جمعه راننده ميگنه آخه ننه جون امروز سه شنبه است جمعه كه نيست پير زنه ميزنه روي دستش ميگه آخ خدا مرگم بده ديدي حاجي باز ديشب گولم زد

                          رشتيه داشته تو حيات خونش بچشو مينداخته بالا و ميگرفتتش يه دفعه بچش ميوفته تو خونيه ي بقلي رشتيه ميگه خدا رو شكر حق به حق دار رسيد


                          iran

                          Comment

                          • Cop
                            Senior Member
                            • Jul 2003
                            • 6619

                            #58
                            looooool merci sia

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #59
                              Originally posted by Cop
                              looooool merci sia
                              fadat

                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #60
                                مارمولكه عرق ميخوره ميگه من سوسمارم
                                ---
                                به تركه ميگن جواب خون شهدا رو كي ميده؟ميگه ازمايشگاه
                                ---
                                يه روز پنج نفر ترك با هم قايم باشك بازي مي كنن بعد از ده سال هنوز چهار نفرشون رو پيدا نكردند
                                ---
                                يه روز يه تركه با نارنجك ميره زير تانك خودي شهيد ميشه .روي قبرش مينويسن شهيد حسين نفهميده
                                ---
                                به يه تركه ميگن زيپ شلوارت بازه ، ببندش. تركه ميگه : من از اين قرطي بازيها خوشم نمياد
                                ---
                                جشنواره فيلمهاي تخيلي در رشت:زن وفادار,مرد با غيرت,پسري با يك پدر
                                ---
                                يه روز يه تركه دنبال يه دختره ميكنه تو بن بست گيرش مي ياره
                                تركه ميگه ميخواي بوست كنم ؟
                                دختره ميگه : نه
                                تركه ميگه:واسه خودت ميگم من كه زن دارم
                                ---
                                يه روزتوقزوين يه پسربچه گم ميشه پليس آگهي ميگه هركس
                                پسربچه روپيداكردامشب كه هيچ فردا تحويل مابده تاماپس
                                فرداتحويل خونوادش بديم
                                ---
                                اصفهاني ميره خاستگاري باباي عروس ميگه مهريه 20000 سكه طلا پسره ميگه حاج اقا شبي چند حساب كرديد
                                ---
                                يك تركه داشته شير مي خورده يه هو خفه ميشه علت مرگ را نشستن گاو اعلام مي كنند
                                ---
                                يه روز يه معلم از شاگرد تركش ميپرسه :يك پستانداره بي دندان نام ببر تركه ميگه :مادربزرگم
                                ---
                                يه بار تركه يه چايي داغ مي خوره دهنش ميسوزه! مي گه خدا را شكر اگر اين ده متر روده را نداشتيم
                                كونم مي سوخت
                                ---
                                اون شب صورت حاجي نوراني شده بود با همه ي بچه ها روبوسي كرد افتابه رو برداشت رفت پشت سنگر صداي انفجار اومد حاجي رو مين ريده بود
                                ---
                                امام جمعه اردبيل فرمودند : به هنگام نوشيدن اب 3 بسم ا... بگوييد زيرا در اب 3 جن وجود دارد 2 تا هيدروجن 1 اكسيجن
                                ---
                                يه رشتيه داشت ميمرد به زنش ميگه : زن جان من بميرم تو شوهر ميكني ميگه : مرد تو را به خدا نگو..آره !! مردهميگه : تو يه اين خانه هم مياريش؟ زنه ميگه : مرد تو را به خدا نگو..آره !! مرده ميگه : براش ميرزا قاسميم درست ميكني. زنه گريه كنان ميگه:نه دوست نداره
                                ---
                                پسررشتيه ميره سربازي وقتي مياد باباش بهش ميگه وقتي تو نبودي ما برات زن گرفتيم...بيا اينم دخترت
                                ---
                                رشتيه داشته بچشو ميزده زنش مي گه چكار بچه ي مردم داري؟

                                iran

                                Comment

                                Working...