Announcement

Collapse
No announcement yet.

Events/Havades

Collapse
X
 
  • Filter
  • Time
  • Show
Clear All
new posts

  • در پي مراجعه زن جواني به اداره پنجم مبارزه با سرقت به عنف پليس آگاهي تهران و اعلام شكايتي مبني بر وقوع يك فقره آدم ربايي، كارآگاهان اين اداره در جريان يكي از حوادث تلخ تجاوز مسافركش‌نما به مسافر قرباني قرار گرفتند.

    خودرويي كه دام بود

    ساعت 20 تا 20:30 دقيقه جمعه شب اوايل تيرماه سال جاري، در ميدان تجريش زن جواني به قصد بازگشت به منزلش در انتظار تاكسي بود كه يك دستگاه پژو 504 قديمي نقره‌اي رنگ در مقابلش متوقف شد و پس از تعيين مسير به سوي نياوران، از آنجا كه علاوه بر راننده و دو مسافر مرد، سرنشين زني نيز در خودرو سوار بود مسافر جوان نيز به دليل تاريكي هوا و عدم وجود تاكسي با اطمينان به حضور يك مسافر زن ديگر سوار خودرو شد.

    بدين ترتيب حركت خودرو به سمت نياوران در حالي ادامه پيدا كرد كه سرنشين زن پيش از رسيدن به مقصد نهايي از خودرو پياده شد و تنها سرنشينان سه مرد و زن جوان بودند.

    شاكي در اظهاراتش به كارآگاهان پليس گفت: «دقايقي از پياده شدن مسافر زن مي‌گذشت كه ناگهان مرد جوان تنومندي كه در صندلي عقب در كنارم نشسته بود با گذاشتن چاقوي بزرگي در پهلويم از من خواست كه در كف ماشين دراز بكشم اما زماني كه من از انجام اين كار امتناع كردم، وي با دست، گردنم را گرفته و به زور وادارم كرد كه در كف ماشين قرار بگيريم».

    قرباني جوان در ادامه افزود: «در حالي كه به شدت ترسيده بودم، وحشت زده در خلوتي شب شروع به جيغ و فرياد كردم اما در اين حال مردي كه در سمت شاگرد قرار گرفته بود با اعلام ادعاي واهي انتساب خود به يك نهاد امنيتي و بازداشت من به دليل رسيدگي به سياسي كاري مرا وادار به سكوت كرد و بدين ترتيب من تنها از طريق تابلوهاي موجود در مسير پي بردم كه به سمت شهرستان ساوه انتقال داده مي‌شوم.»

    تلاش براي تماس با 110 بي‌حاصل بود

    اين زن جوان در حالي كه به شدت پريشان بود، در ادامه آنچه اتفاق افتاد به پليس، گفت: در فرصتي مناسب توانستم گوشي تلفن همراهم را بدون آنكه آدم ربايان متوجه شوند، از كيفم خارج و با مركز فوريت‌هاي پليسي 110 تماس برقرار كنم، به طوري كه به دنبال برقراري ارتباط، درگيري لفظي را با متهمان آغاز كرده و در حالي كه اين درگيري ادامه داشت و به نظر مي‌رسيد كه اپراتور 110 صداي مرا مي‌شنود، يكي از متهمان متوجه نور ناشي از تلفن همراه شد و با خاموش شدن گوشي تلفن همراه آخرين اميدم براي رديابي مجرمان از دست رفت...

    خانه‌اي كه در آن جنايت اهريمني رخ داد

    بدين ترتيب مقارن ساعت 1 بامداد همان شب، قرباني جوان در حالي كه دهانش بسته شده بود و به دليل ترس، تواني براي دفاع از خود نداشت، توسط سه متهم اهريمني به ساختمان مسكوني واقع در ساوه انتقال داده شد و از سوي هر سه مسافركش نما مورد تجاوز به عنف قرار گرفت و در اين ميان نيز قرباني نتوانست هيچ دفاعي از خود صورت دهد.

    سرانجام همزمان با صبح روز بعد، متعرضان، جسم بي‌رمق زن جوان را از منزل خارج و به سمت تهران انتقال و در ميدان آزادي رهايش كردند.

    اما اين زن كه مصمم به دستگيري مجرمان اهريمني بود، با وجود آن كه در شرايط نامساعدي بسر مي‌برد، شماره پلاك خودرو را به خاطر سپرده و بلافاصله با نزديكترين پليس ارتباط برقرار كرده و موضوع را اعلام كرد.

    آغاز تحقيقات جنايي پليس

    به گزارش ايسنا، با دريافت اطلاعات از سوي شاكي، ماموران اداره پنجم پليس آگاهي تهران وارد عمل شده و در نخستين اقدام چهره‌ متهمان كه به گفته قرباني جوان، خود را با اسامي «كوروش»، «جواد» و «آرش» خطاب قرار مي‌دادند، چهره‌نگاري و در اختيار تمامي گشت‌هاي انتظامي كشور قرار گرفت.

    سرانجام در ادامه تحقيقات در حالي كه با رديابي‌هاي پليس مشخص شد، خودرو پژو504 از سال 56 به اين سو مورد خريد و فروش قرار نگرفته است، صاحب خودرو به هويت «محمد» 29 ساله شناسايي و ماموران با دستيابي به آدرس محل اقامتش واقع در يكي از روستاهاي منطقه خلجستان شهرستان قم، متهم اصلي را به همراه خواهرزاده‌اش به هويت «محمود» 22 ساله، دستگير كردند.

    اين در حالي بود كه از محل اختفاي متهم، يك قبضه چاقوي بزرگ كه «شاكي به وسيله آن تهديد شده بود» به همراه دو قبضه شمشير سامورايي و مداركي دال بر فعاليت متهمان در شركت هرمي گلدگوئيست كشف و توقيف و متهمان به اداره پليس آگاهي تهران منتقل شدند.

    بدين ترتيب متهم ديگر پرونده به هويت «داوود» كه برادر «محمد» بود، شناسايي شده و در ادامه تحقيقات مشخص شد: وي از محل متواري است.

    بر اساس اين گزارش در ادامه بازجويي‌ها، در حالي كه متهمان از پذيرش اتهامات سر باز مي‌زدند، در جريان مواجهه حضوري، قرباني اين پرونده با متهمان، شاكي بلافاصله با مشاهده «محمد» و «محمود» به سوي آنها حمله‌ور شده و بدين ترتيب متهمان لب به اعتراف گشودند و اظهار كردند: پس از سوار كردن زن جوان، تحت عنوان مسافر، او را ربوده و سپس مورد آزار و اذيت قرار داديم.

    به دنبال اين اعترافات، ماموران در مرحله بعدي ديگر همدست متهمان را حوالي ميدان راه‌آهن تهران شناسايي و دستگير كردند.

    بدين ترتيب با تكميل اعترافات در پي دستگيري هر سه متهم، اين پرونده جهت رسيدگي به دادسراي ناحيه 27 تهران ارجاع شد.

    چه كسي مقصر است؟

    در حالي كه پليس بارها از طريق اخبار حوادث و ساير منابع اطلاع رساني از مردم درخواست كرده است، نسبت به سوار شدن به خودروهاي عبوري خصوصا در طول شب خودداري كنند اما بي‌توجهي شهروندان به اين هشدارها از يك سو و عدم وجود وسايل نقليه‌ي عمومي مورد اطمينان مانند تاكسي موجب شده هر بار شاهد حوادث تلخي از اين دست باشيم.

    بر اساس گزارشهاي موجود در آگاهي نيروي انتظامي در سال جاري ميزان وقوع زورگيري و سرقت به عنف از سوي مسافركش نماها افزايش يافته است، كه يكي از دلايل وقوع اين مساله ناشي از كم توجهي شهروندان به مسايل امنيتي و انتظامي بوده است.

    اين در حاليست كه سازمانهاي مربوط به امور تاكسيراني نيز با توان و ناوگان موجود، قادر به پاسخگويي در اين خصوص نيستند. از سوي ديگر هيچ گونه نظارتي بر عملكرد رانندگان خودروهاي شخصي در سطح مسيرهاي شهري و يا جاده‌هاي برون شهري وجود ندارد و پليس نيز نظارت بر اين مساله را از وظايف خود نمي‌داند.

    براستي در اين ميان چه كسي مقصر و پاسخگو است؟

    Comment


    • پاي كودك 4 ساله‌اي به نام «علي» عصر روز گذشته در حالي كه با والدينش در حال عبور از خيابان بود، به ناگهان در دريچه پل جوي خيابان گير كرد.



      تلاش والدين و عابران كه به كمك اين پسربچه آمده بودند، براي نجات از دريچه به جايي نرسيد و به ناچار دست به دامان ماموران آتش نشاني شدند.



      به دنبال اطلاع وقوع اين حادثه به سازمان آتش نشاني بلافاصله از طريق ستاد فرماندهي اين سازمان نيروهاي ايستگاه 27 آتش نشاني به محل حادثه واقع در بازار فردوس، خيابان ورزي شمالي اعزام و با 8 دقيقه تلاش آتش نشانان با بريدن نرده‌ها پاي «علي» را آزاد كردند.



      ماموران آتش نشاني باز شدن بيش از حد فاصله ميله‌هاي پل جوي خيابان از يكديگر را علت اين حادثه گزارش كرده‌اند. شبكه درب‌ها و پلهاي فلزي بر روي جوي آب و انهار از حيث گير كردن پاي عابران در آنها در طول سال آمار بسياري را به خود اختصاص داده‌اند.



      بسياري از شهروندان اعم از كودكان، نوجوانان و افراد مسن در طول روز و البته اغلب در شب‌ها به علت ديد كم و فاصله داشتن بيش از حد ميله‌هاي فلزي پلها دچار حادثه مي‌شوند.



      برخي اوقات تنها كفش آنها در ميان ميله‌هاي پل گير كرده و خارج نمي‌شود و گاهي نيز پاي آنان گرفتار مي‌شود در اين گونه موارد ضرب ديدگي و شكستگي پا نيز متحمل است.



      بنا بر اعلام سازمان آتش‌نشاني و خدمات ايمني تهران تنها در سال 1383 تعداد 98 مورد حادثه گير كردن دست و پا گزارش شده است.



      كارشناسان آتش نشاني از سازمانهاي ذيربط و نيز شهروندان تهراني خواستند: با رعايت دقيق فاصله نرده‌هاي اين گونه در پوشش‌ها و دريچه‌ها در زمان ساخت و نصب از بروز اين گونه حوادث كه بعضا منجر به جراحت و مصدوميت افراد نيز مي‌شود، جلوگيري كنند.



      همچنين به منظور پيشگيري از وقوع اين نوع حوادث ضروري است، مسوولان سازمانهاي مربوطه با نظارت مداوم و بازديدهاي هفتگي از پلها، در صورت مشاهده هر گونه نقص و عيب و شكستگي ميله‌هاي فلزي و نيز باز شدن بيش از حد فاصله بين ميله‌ها سريعا نسبت به تعمير و يا تعويض آن اقدام كنند.

      Comment


      • پليس جنايي تهران در ادامه تحقيقات خود بر روي پرونده جنايت خيابان شريعتي دو زن را به عنوان مظنون بازداشت كرد.



        هشتم آذرماه كارآگاهان اداره دهم آگاهي پايتخت از وقوع قتلي در خيابان شريعتي مطلع شدند. قرباني اين جنايت علي اكبر نام داشت كه جسدش در راهرو منزل وي كشف شد. عامل يا عاملان اين جنايت بعد از كشتن علي اكبر اقدام به سرقت اجناس باارزش منزل وي و تعدادي تراول چك كرده بودند.



        پليس جنايي رسيدگي بر روي اين پرونده را ادامه داد تا اينكه اوايل هفته گذشته زن جواني كه براي نقدكردن يكي از تراول چك هاي مسروقه به بانك مراجعه كرده بود از سوي مسئولين بانك شناسايي و با گزارش موضوع به پليس دستگير شد.



        اين زن بعد از يك هفته بازجويي به افسر پرونده گفت: تراول چك را از زني ديگر گرفته است. بر پايه ادعاي اين زن جوان، زني كه از سوي وي به پليس معرفي شده بود، ۴۸ ساعت قبل بازداشت شد.



        اين زن نيز روز گذشته در دادسراي امور جنايي تهران توسط بازپرس ولي الله حسيني تحت بازجويي قرار گرفت و در پاسخ به سئوالات بازپرس جنايي گفت: دچار افسردگي روحي هستم و به همين دليل قرص آرام بخش مصرف مي كنم.



        چند ماه قبل با اين زن آشنا شدم. روزي كه او به بانك مراجعه كرده بود از وي خواستم برايم قرص آرام بخش تهيه كند، ولي نمي دانم تراول چك را از كجا آورده است و حالا قصد دارد كه آنها را به گردن من بيندازد.



        بازپرس حسيني بعد از شنيدن اظهارات اين دو زن اولين زن بازداشت شده را با قرار وثيقه آزاد كرد و تحقيقات پليسي از مظنون دوم در خصوص اينكه تراول چك مسروقه از منزل مقتول چگونه در اختيار وي قرار گرفته است ، آغاز شد.

        Comment


        • با بررسي هاي بازپرس دادسراي صادقيه و كارآگاهان پايگاه دوم آگاهي، زن فالگيري كه به بهانه مشكل گشايي به كلاهبرداري ميليوني از زنان و دختران جوان دست زده است، دستگير شد.



          خانه روياهاي دست نيافتني



          جمعيت زيادي داخل اتاق كوچك انتظار نشسته اند، در چهره هاي همگي شان اضطراب موج مي زند، هر يك با خود فكر مي كند تا دقايقي ديگر مهمترين خبر را درباره زندگي آينده اش خواهد شنيد، دلهره را مي شود در چشمان همه زناني كه در اين اطاق هستند به وضوح ديد.



          هر روز عده زيادي از زنان جوان و دختران به اميد حل مشكلات خود و يا شنيدن خبرهاي مهمي درباره آينده مبهمي كه دلشوره و اضطراب را در وجودشان نشانده است به اين خانه مي آيند، و زن صاحبخانه به نام (صنم) كه يك فالگير كهنه كار است با چهره اي آرام سعي مي كند اطمينان اين زنان ساده لوح را جلب كند، آنها را تك تك به داخل اطاق مي خواند و وانمود مي كند كه از لابلاي ته مانده قهوه بر جاي مانده در فنجان آينده آنها را مي خواند.



          (بزودي مردي با اسب سفيد به دنبالت خواهد آمد، در آينه ات زن ديگري را مي بينم، او هووي توست و...) با هر كلمه اي كه از دهان زن بيرون مي آيد، چهره زن روبرويش تغيير مي كند، لحظه اي از شوق مي خندد و لحظه اي ديگر اشك در جشمانش جمع مي شود و آن زمان است كه فالگير كلاهبردار نقشه شوم كلاهبرداري از اين زنان ساده لوح را آغاز مي كند.



          به يكي از دختران جوان مي گويد: كمي خاك به تو مي دهم آن را در زمان كنكور زير پايت بگذار حتما در دانشگاه قبول خواهي شد، قيمتش نيم ميليون تومان مي شود، دختر فريب مي خورد و حاضر مي شود تا ۵۰۰ هزار تومان بپردازد.



          زن ديگري كه نسبت به رفتارهاي شوهرش مشكوك است به گونه اي ديگر فريب مي خورد و در قبال پرداخت ۲ ميليون تومان، صنم به وي گردنبندي آهني مي دهد تا شوهرش براي هميشه به او علاقه مند بماند و سرو كله زن ديگري در زندگيش پيدا نشود، زن جوان هم با سادگي مي پذيرد و به اين ترتيب ۲ ميليون تومان به حساب زن فالگير واريز مي شود.



          هر روز خانه اين زن فريبكار مملو مي شود از زنهايي كه بخت خودشان را در اينجا جستجو مي كنند و هر روز مبالغ هنگفتي به حساب زن واريز مي شود اما هنگامي كه تمام زنان نااميد مي مانند شكايتها شروع مي شود، و سرانجام با افزايش شكايتها حسن جراحي رييس شعبه ۱۵ دستور بازداشت زن فالگير را صادر مي كند و اين زن سرانجام روز شنبه دستگير شد.



          من صنم هستم، يك فالگير



          روز گذشته بازپرس حسن جراحي رييس شعبه ۱۵ دادسراي صادقيه با بيان خبر دستگيري زن فالگير در خصوص دستگيري اين زن گفت: رسيدگي قضايي به اين پرونده هنگامي آغاز شد كه ۱۰ زن كه همگي فريب صنم را خورده بودند در فاصله كوتاهي به اين شعبه مراجعه كردند و از كلاهبرداري هاي ميليوني وي خبر دادند، با صدور دستور قضايي كارآگاهان پايگاه دوم اين زن را در مخفيگاه خود در غرب تهران دستگير كردند.



          به گفته بازپرس پرونده، صنم كه متولد يكي از شهرهاي جنوب است خود را به مشتريانش هندي معرفي مي كرده و داراي واسطه هاي فراواني در سراسر كشور بوده است به طوري كه زنان و مردان ساده لوحي از سراسر كشور براي حل مشكلات خود فريب واسطه هاي اين زن را خورده و به خانه وي آمده اند و با دادن مبالغ هنگفت اغفال شده اند.



          به گفته بازپرس پرونده، شگرد كار اعضاي باند به اين صورت بوده است كه در مراكزي مانند آرايشگاهها و خياط خانه ها، واسطه هاي اين زن، با زنان و دختراني كه مشكل داشته اند آشنا شده و آنها را به مراكزي براي گرفتن فال قهوه معرفي مي كرده اند، در اين مراكز با پرداختن مبالغ ۵ تا ۱۰ هزار تومان، اين زنان و دختران به اصطلاح از مشكل خود باخبر مي شده اند اما زنان فالگير كه از واسطه هاي صنم بود ند به آنها مي گفته اند چون حل مشكل آنها بسيار دشوار است بايد به فالگير ديگري كه تبحر بيشتري دارد مراجعه كنند و به اين ترتيب آنها را به صنم معرفي مي كرده اند و به اين ترتيب اين زن كه مدعي دعانويسي براي حل مشكلات مردم است با اغفال آنها مبالغ هنگفتي از آنها كلاهبرداري مي كرد كه در يك مورد براي دادن مقداري خاك ۵۰۰ هزارتومان از يكي از مشتريان گرفته است و در مقابل دادن يك ليمو نيز ۱۵۰ هزار تومان از يك مشتري گرفته است



          وي افزود: اين زن براي جلوگيري از شناسايي خود توسط پليس مخفيگاه و منزل خود را تغيير مي داد و تنها واسطه هايش از مكان جديد وي خبر داشتند.



          بازپرس شعبه ۱۵ صادقيه در ادامه افزود: در بازجويي هاي اوليه اي كه در دادسرا از صنم صورت گرفته است وي گفت: من واسطه اي بيشتر نيستم، سعي داشتم مشكلات مردم را حل كنم و هركسي از من شكايت دارد پولش را پرداخت مي كنم.



          اين در حالي است كه زني كه صنم يك تكه آهن را به مبلغ دو ميليون تومان به وي داده است مدت يكسال است به دنبال پس گرفتن پول خودش بوده اما هنگامي كه موفق به پس گرفتن پول نشده است اقدام به شكايت كرده است.



          جراحي ادامه داد: در بررسي پرينت تلفن هاي اين زن مشخص شد كه وي با افرادي در پاكستان و هند در ارتباط بوده است.



          بر پايه اين گزارش كارآگاهان پايگاه دوم پليس آگاهي روز گذشته با دستور قضايي بازپرس دادسراي صادقيه محلهاي قبلي سكونت اين زن كه در آن مكانها نيز اقدام به كلاهبرداري كرده است را نيز شناسايي كرده اند. بازپرس شعبه ۱۵ دادسراي صادقيه، با اعلام اين خبر از كساني كه توسط اين زن از آنها كلاهبرداري شده است خواست با مراجعه به دادسرا شكايت خود را مطرح كنند.

          Comment


          • زن جواني که به اتهام مباشرت در قتل عمدي يکي از دوستان شوهر ش در بازداشت به سر مي برد ، روز گذشته در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران مدعي شد که قاتل نيست و شوهرش ، مرد جوان را به قتل رسانده است.



            شامگاه 19 دي ماه سال 83 يکي از مسوولان حراست بيمارستان البرز باغستان کرج با مرکز فوريت هاي پليسي 110 تماس گرفت و از مرگ مرموز يک مرد جوان خبر داد. بنا بر اين گزارش ، ماموران کلانتري به بيمارستان اعزام شدند و پي بردند مرد مجروح به نام رحمان به دليل شدت جراحات ، جان خود را از دست داده است.



            به دنبال اين ماجرا ، 2 مرد جوان به نامهاي منصور و مهدي که مرد مجروح را به بيمارستان رسانده بودند ، بازداشت و براي روشن شدن علت مرگ رحمان ، به مرکز پليس منتقل شدند.



            ادعاي شوهر به گناهکاري زن جوان



            منصور ، يکي از متهمان در اظهاراتش به پليس گفت : شب حادثه من با دوستانم از ورامين به محله گوهردشت کرج که خانه مادر همسر صيغه اي ام بود ، آمديم ، در ميانه راه مشروب خورده بودم و حال عادي نداشتم.



            وي ادامه داد: الهه ، همسر صيغه اي ام از من خواست براي اين که باز هم مشاجره اي بين من و شوهر خواهرش پيش نيايد ، خانه را ترک کنم. در همين لحظه پس از روبه روشدن با شوهر خواهرش ، با هم درگير شديم. الهه خواست چاقو را از دستم بگيرد که به قلب دوستم رحمان فرو رفت.



            با اظهارات وي ، الهه نيز بازداشت شد. وي در بازجويي هاي مقدماتي پليس ، اتهام قتل را پذيرفت اما در ادامه تحقيقات پليسي قضايي منکر جنايت شد. روز گذشته الهه ، متهم به قتل در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران حضور يافت.



            در ابتداي جلسه دادگاه ، داديار شهرياري ، نماينده دادستان تهران به دفاع از کيفرخواست پرداخت و براي متهم ، تقاضاي مجازات قانوني کرد و اولياي دم هم براي قاتل ، تقاضاي قصاص کردند سپس شاهدان حادثه در جايگاه قرار گرفتند.



            شهادت بر بي گناهي خواهر



            يکي از شاهدان که خواهر الهه بود ، گفت: آن شب منصور با دوستانش به خانه ما آمده بود که پس از مشاجره با خواهرم ، مادرم را با چاقو مجروح کرد. رحمان (مقتول) مي خواست چاقو را از منصور بگيرد تا فرد ديگري را مجروح نکند که در اين درگيري ، او به قتل رسيد. قاضي دادگاه پس از شنيدن اظهارات شاهدان حادثه ، از الهه ، متهم به قتل خواست از خود دفاع کند.



            قاتل نيستم ، به خاطر علاقه به شوهرم دروغ گفتم



            متهم در اظهاراتش گفت: من در قتل رحمان هيچ نقشي نداشتم ، منصور قاتل است. به خاطر علاقه اي که به او داشتم ، به دروغ اتهام قتل را پذيرفتم. شوهرم به من گفته بود حتي صحنه قتل را طوري بازسازي کنم که نشان دهم من مقصرم.



            شب حادثه از شوهرم مي خواستم خانه را ترک کند تا باز هم با شوهرخواهرم درگير نشود اما او آنقدر مست بود که نمي فهميد چه مي کند تا عاقبت جان يک جوان بي گناه گرفته شد.



            روز گذشته متهم به قتل با قرار تجديد بازداشت موقت ، روانه زندان شد و قاضي عزيز محمدي ، رئيس شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران همراه 4 قاضي مستشار وارد شور شد تا حکم قضايي مربوط صادر شود.

            Comment


            • سارقي که به خاطر بدهي 100 هزار توماني ، هم سلولي اش را در زندان رجايي شهر کرج به قتل رسانده بود ، پس از بررسي فيلم دوربين هاي مداربسته زندان شناسايي شد.



              ساعت 10:15 روز پنجم تيرماه يکي از مسوولان زندان رجايي شهر کرج با مرکز فوريت هاي پليسي 110 تماس گرفت و مرگ يک زنداني را خبر داد.



              به دنبال اين ماجرا ، کارآگاهان جنايي به محل حادثه اعزام و در گوشه اي از محوطه زندان با جسد مرد 32 ساله اي به نام احمد روبه رو شدند.



              با دستور بازپرس کشيک جنايي کرج ، جسد مقتول براي تعيين علت مرگ به پزشکي قانوني منتقل و تحقيقات براي شناسايي قاتل آغاز شد. در ادامه تحقيقات پليسي مشخص شد که مقتول به اتهام سرقت مسلحانه در تهران به حبس محکوم شده و دوران محکوميتش را در زندان سپري مي کرده است.



              ماموران که احتمال مي دادند احمد در زمان استراحت زندانيان به قتل رسيده است ، به هم سلولي وي به نام صلاح الدين ظنين شدند و وي را براي تحقيقات به مرکز پليس منتقل کردند.



              وي در بازجويي هاي پليسي منکر جنايت شد. به اين ترتيب ماموران براي فاش شدن راز قتل زندان ها ، اقدام به بازبيني فيلم دوربين هاي مداربسته محوطه زندان کردند که متوجه شدند صلاح الدين با جسم نوک تيز دست سازي به سوي احمد حمله ور شده و او را به قتل رسانده است.



              با کشف اين سرنخ ، ماموران به تحقيق مجدد از صلاح الدين پرداختند تا اين که وي قفل سکوتش را شکست و اعتراف کرد. صلاح الدين متهم به قتل گفت : قبلا به اتهام قتل روانه زندان شده بودم تا اين که پس از 12 سال با جلب رضايت اولياي دم آزاد شدم.



              پس از آزادي ، براي گذران زندگي به سرقت و جعل روي آوردم و پس از دستگيري ، بار ديگر روانه زندان شدم. من به مقتول 100 هزار تومان بدهکار بودم و قرار بود به مرخصي بروم وقتي احمد از ماجرا باخبر شد ، طلبش را درخواست کرد که بر سر اين موضوع باهم درگير شديم و در يک لحظه عصباني شدم و با جسم تيزي که در زندان ساخته بودم ، او را به قتل رساندم. روز گذشته متهم به قتل با قرار بازداشت موقت روانه زندان شد و تحقيقات تکميلي از وي ادامه دارد.

              Comment


              • مردي که به بهانه اختلاف با مادر يک دختر 7 ساله اقدام به آدم ربايي کرده بود ، پس از 8 ساعت در مخفيگاه خود در ملارد کرج دستگير شد.



                مردي با مراجعه به شعبه دوم دادياري دادسراي جنايي با ارائه شکايتي عنوان کرد فرزند 7 ساله او به نام مونا هنگامي که براي خريد از خانه خارج شده بود ، از سوي فردي به نام علي ح ربوده شده است.



                به دنبال اين شکايت ، داديار سليماني دستور پيگيري و تحقيق در اين زمينه را در پليس آگاهي صادر کرد و با بررسي و تحقيق ويژه ، ماموران ابتدا مخفيگاه متهم را در ملارد کرج شناسايي کردند و با صدور نيابت قضايي ، يک گروه عملياتي از ماموران با عزيمت به اين محل ، ساعاتي بعد وارد مخفيگاه متهم شدند و او را دستگير کردند.



                با دستگيري متهم و آزادسازي دختر 7 ساله ، تحقيق از متهم در دادسراي جنايي آغاز شد. متهم به داديار سليماني گفت : از چندي پيش با مادر اين کودک اختلاف داشتم و براي آن که او را بترسانم ، کودک 7 ساله او را ربودم و به کرج منتقل کردم. به دنبال اين اعترافات ، دستور قضايي لازم براي ادامه تحقيق از متهم در شعبه 11 پليس آگاهي صادر شد.

                Comment


                • مردي که در پي درگيري خانوادگي 12 نفر از اقوامش را در جهرم به قتل رسانده بود ، روز گذشته از سوي قضات شعبه سوم دادگاه کيفري استان فارس به 10 بار اعدام در ملائ عام محکوم شد.



                  مرداد سال 84 مردي به نام علي محمد با مراجعه به دادگستري جهرم در خصوص سهم الارث خود از برادرانش شکايت کرد.



                  7 ماه پس از شکايت ، روز جمعه 5 اسفند وي به سراغ برادرانش رفت و براي جلب اعتمادشان عنوان کرد که قصد دلجويي از آنها و خانواده هايشان را دارد بنابراين همگي شان را به ميهماني در باغ پدري شان دعوت کرد. اعضاي خانواده بي خبر از نقشه شوم وي به باغ آمدند.



                  دقايقي بعد علي محمد همراه 2 پسرش در حالي که به سلاح کلاشينکف مسلح بودند در ميان بهت و ناباوري به سوي ميهمانان آتش گشودند و سپس فرار کردند.



                  وقتي کارآگاهان جنايي به محل حادثه اعزام شدند با گشودن در باغ با اجساد 12 نفر و پيکر نيمه جان 5 نفر در باغ افسانه روبه رو شدند.



                  بلافاصله مجروحان حادثه براي درمان به بيمارستان و اجساد قربانيان به پزشکي قانوني انتقال يافتند و تحقيقات براي يافتن قاتلان آغاز شد.



                  ماموران در تحقيقات مقدماتي 2 تن از عاملان جنايت و علي محمد قاتل فراري را 26 فروردين امسال در منطقه کوهستاني مه کويه از توابع بخش ميمند فيروزآباد شناسايي و دستگير کردند.



                  متهم به قتل و همدستانش روز 22 خرداد در شعبه سوم دادگاه کيفري استان فارس محاکمه شدند و علي محمد متهم رديف نخست پرونده در اظهاراتش ادعا کرد که 30 قرص اعصاب و روان همراه 3 گرم ترياک خورده و حالت عادي نداشته است و فقط قصد داشته به ارثيه پدري اش دست يابد.



                  همدستان وي هم ادعا کردند با زور و تهديد علي محمد با وي همراه شده و در جنايت هاي خانوادگي نقشي نداشته اند. روز گذشته علي محمد متهم رديف نخست پرونده از سوي قاضي داوود رضاييان ، رئيس شعبه سوم دادگاه کيفري استان فارس به 10 بار اعدام در ملائعام و پرداخت ديه در حق خانواده 2 تن از قربانيان محکوم شد و 2 متهم ديگر بي گناه شناخته شده و تبرئه شدند

                  Comment


                  • عاملان قتل سه زن خانه دار در تهران صبح روز چهارشنبه در سالن اجتماعات دادسراي جنايي تهران محاكمه مي شوند.



                    جلسه محاكمه دو متهم به قتل به رياست قاضي نورالله عزيز محمدي و حضور چهار قاضي مستشار به صورت علني برگزار خواهد شد. محاكمه دو متهم به قتل در حالي صبح چهارشنبه برگزار مي شود كه اعظم متهم رديف دوم پرونده در آخرين جلسه بازجويي منكر اعترافات قبلي خود شده بود.



                    او گفته بود از قتل زنان اطلاعي نداشته است و براي سرقت همراه عليرضا متهم رديف اول پرونده به آن محل مي رفته است. در اين پرونده براي عليرضا متهم رديف اول پرونده به اتهام مباشرت در سه قتل و سرقت و براي متهم رديف دوم پرونده به نام اعظم نيز در خصوص اتهام معاونت در سه قتل و شركت در سرقت كيفر خواست صادر شده است.



                    عليرضا جوان 29 ساله‌اي كه سه زن خانه دار تهراني را به قتل رسانده و اموالشان را سرقت كرده بود در بازجويي هاي گذشته انگيزه اش را از قتل ها، سرقت و نياز مالي اعلام كرده بود.



                    عليرضا در آخرين جلسه بازجويي گفته بود : من نياز شديدي به پول داشتم ، 30 ميليون تومان پول نزول گرفته بودم چون هيچ راهي براي تهيه اين پول به ذهنم نمي رسيد نقشه سرقت ها را طراحي كردم و از اعظم كه قبلا مدتي با هم همكار بوديم خواستم به من كمك كند. اعظم هم چون نياز مالي داشت قبول كرد.



                    وي افزود: ما طعمه هايمان را از ميان آگهي روزنامه و افرادي كه مي خواستند خانه هايشان را بفروشند پيدا مي‌كرديم و معمولا خانه هاي بالاي شهر را انتخاب مي كرديم.



                    وقتي با اعظم به آن خانه ها مي رفتيم اگر صاحبخانه زن تنهايي بود همان موقع نقشه خود را عملي مي كرديم اما اگر تنها نبود يا صاحبخانه مرد بود ديگر به آنجا نمي‌رفتيم.



                    عليرضا در مورد نحوه قتل ها گفت : من اول با چاقو آنها را تهديد مي كردم و مي خواستم كه جاي پول ها و جواهراتشان را نشانم بدهند بعد اعظم دست و پاي طعمه هايمان را مي بست و من پتويي روي سرشان مي كشيدم و با چاقو آنها را مي كشتم بعد هم سرقت مي كرديم و از آنجا خارج مي شديم .



                    اعظم همدست عليرضا كه به اتهام معاونت در قتل عمدي و سرقت بازداشت است نيز در جلسه بازجويي گفت : من از قصد عليرضا در مورد قتل ها بي خبر بودم ، فقط مي دانستم كه او مي خواهد سرقت كند. او موقع قتل هم يعني وقتي دست و پاي زنها را مي بستيم مرا از اتاق بيرون مي كرد و من نمي دانستم وي مي خواهد آنها را بكشد.



                    اولين قتل روز 26 آذرماه به وقوع پيوست و مقتوله زني به نام فرحناز بود كه براي فروش خانه اش آگهي داده بود. قتل دوم در اوايل دي ماه در شهرك غرب اتفاق افتاد و زني به نام مهناز به دست عليرضا به قتل رسيد و شهره سومين قرباني اين پرونده كه خانه اش در پاسداران بود روز 10 دي ماه پارسال هنگامي كه عليرضا و اعظم به بهانه خريد خانه او به آنجا رفته بودند با ضربات چاقوي عليرضا كشته شد. عليرضا طبق اظهاراتش از تمام اين سه خانه حدود سه ميليون تومان پول و طلا سرقت كرده است.

                    Comment


                    • سردار بيگي ، فرمانده انتظامي فارس روز گذشته در جمع خبرنگاران از آزادي کودک 9 ساله پس از 20 روز اسارت از سوي آدم رباها خبر داد.



                      سردار بيگي در اين خصوص گفت: روز 13 خرداد ماه کودک 9 ساله اي به نام شايان که به يک مغازه بازي هاي کامپيوتري رفته بود ، پس از خروج از اين محل ناپديد شد و والدين او به تصور اين که فرزندشان گم شده است ، به جستجوي گسترده پرداختند.



                      در اين هنگام فردي در تماس با والدين اين کودک عنوان کرد کودک 9 ساله را ربوده اند و تنها در صورت دريافت 50 ميليون تومان او را رها خواهند کرد.



                      تشکيل تيم ويژه



                      سردار بيگي افزود: به دنبال اين ماجرا ، پدر اين کودک که يک دندانپزشک است ، پس از 9 روز با مراجعه به ماموران ، موضوع ربوده شدن فرزند 9 ساله اش را به پليس اطلاع داد و با دستور قضايي از سوي بازپرس خرد ، يک تيم ويژه از ماموران تحقيق در اين زمينه را آغاز کردند.



                      سردار بيگي افزود: در مرحله اول از تحقيقات ، پليس وضعيت نزديک به 600 مظنون که عمدتا از کارگران ساختماني بودند را مورد بررسي قرار داده و در ادامه ، ماموران در تحقيقات غيرمحسوس خود و با توجه به وجود زمينه هاي مختلف ، به اين نتيجه رسيدند که احتمالا آدم رباها کودک خردسال را پس از خروج از مغازه بازيهاي کامپيوتري ربوده اند.



                      با به دست آمدن اين سرنخ ، ماموران ابتدا 2 نفر از مشتريان اين محل را شناسايي کردند و به صورت نامحسوس تحت کنترل قرار دادند و هنگامي که آنها وارد مخفيگاه خود در خيابان محراب در ضلع غربي فرودگاه شدند ، موضوع را به بازپرس پرونده گزارش کردند.



                      سردار بيگي تصريح کرد: پس از شناسايي محل و محاصره مخفيگاه آدم رباها ، ماموران با کسب مجوز قضايي در يک عمليات ويژه وارد محل شدند و 2 متهم اصلي به نامهاي محمدمهدي و سيروس را همراه 3 زن که با آنها در ربودن شايان 9 ساله همکاري داشتند ، دستگير کردند و کودک ربوده شده را پس از 20 روز دلهره و اضطراب ، نجات دادند.



                      چگونه ربوده شدم



                      متهمان پس از دستگيري اعتراف کردند با شناخت کافي از وضعيت مالي پدر کودک 9 ساله نقشه آدم ربايي را طراحي و اجرا کرده اند.



                      شايان 9 ساله درباره ربوده شدن خود گفت : من هر روز براي بازي کامپيوتري به مغازه مي رفتم ، هنگام بازگشت به خانه 2 مرد با خودرو مقابل من ايستادند و يکي از آنها با نشان دادن کاغذي ، از من نشاني يکي از محلات شيراز را پرسيد و هنگامي که مشغول توضيح بودم ، به من حمله ور شدند و مرا داخل خودرو انداخته و سپس پتويي روي من کشيدند و کتک زدند.



                      شايان اضافه کرد: آنها مرا به خانه اي بردند و 2 روز در اتاق تاريکي زنداني کردند و چون بي تابي مي کردم مرا به يک اتاق روشن منتقل کردند.



                      وي افزود: در اين 20 روز بشدت دچار ترس و وحشت بودم و آنها تهديد مي کردند در صورتي که پدرم پول پرداخت نکند ، مرا خواهند کشت و هر بار پس از شنيدن اين جملات گريه مي کردم و... بنابراين گزارش ، متهمان با صدور قرار قانوني براي ادامه تحقيقات و بررسي سوابق ، در اختيار پليس آگاهي شيراز قرار گرفتند.

                      Comment


                      • پسر جواني که به اتهام قتل 2 مرد در رودهن در بازداشت بسر مي برد ، روز گذشته در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران مدعي شد براي دفاع از خود ناخواسته ، 2 مرد جوان را به قتل رسانده است.



                        شامگاه هفتم آبانماه سال 83 يکي از اهالي رودهن با مرکز فوريت هاي پليسي 110 تماس گرفت و از درگيري خونيني بين چند جوان خبر داد. ماموران کلانتري با عزيمت به محل در يک خانه قديمي با 3 مرد زخمي روبه رو شدند که در گوشه اي از اتاق افتاده بودند.



                        به دنبال اين ماجرا ، 3 مرد زخمي براي درمان به بيمارستان منتقل شدند اما تلاش پزشکان موثر واقع نشد و 2 نفر از مجروحان به نامهاي نصير و محمد جمال جان خود را از دست دادند و مجروح ديگر به نام جمال از مرگ حتمي نجات يافت.



                        با دستور بازپرس کشيک جنايي ، اجساد قربانيان براي بررسي علت مرگ به پزشکي قانوني منتقل و تحقيقات براي يافتن قاتل يا قاتلان آغاز شد. ماموران در ادامه تحقيقات ، از مرد زخمي که از مرگ حتمي نجات يافته بود ، بازجويي کردند.



                        اين مرد در اظهاراتش به پليس گفت : من ، برادرم و نصير در قهوه خانه نزديک خانه مان بوديم که برادرم سوئيچ موتورسيکلتم را گرفت تا با يکي از دوستانش به نام مهدي به گردش بروند و مهدي برادرم ونصير را کشت و پس از مجروح کردن من متواري شد.



                        با اطلاعاتي که اين مرد در اختيار کارآگاهان جنايي قرار داد ، تحقيقات براي يافتن مهدي متهم به قتل فراري آغاز شد تا اين که 3 روز پس از قتل متهم خود را تسليم پليس کرد و بصراحت به قتل 2 تن اعتراف کرد. روز گذشته متهم به قتل در شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران حضور يافت.



                        در ابتداي جلسه دادگاه ، داديار دلداري نماينده دادستان تهران به دفاع از کيفرخواست پرداخت و براي متهم به قتل تقاضاي مجازات قانوني کرد ، آنگاه اولياي دم 2 قرباني هم براي قاتل تقاضاي قصاص کردند. قاضي عزيزمحمدي پس از شنيدن اظهارات اولياي دم از متهم به قتل خواست در جايگاه مخصوص قرار بگيرد و از خود دفاع کند.



                        فقط قصد دفاع از خودم را داشتم



                        مهدي ، متهم به قتل در اظهاراتش گفت : من اتهام قتل عمد را قبول ندارم ، من فقط از خودم دفاع کردم. چند روز پيش از شب حادثه نصير به سراغم آمد و خواست تا يکي از دوستانم را به پارکي ببرم تا او کينه اي را که از وي به دل گرفته بود ، تلافي کند.



                        من قبول نکردم و همين ، باعث کدورتي بين ما شد ، به خاطر رفاقتي که از قبل داشتيم ، با او آشتي کردم ، اما غافل از اين که او قصد تلافي دارد. متهم به قتل ادامه داد: آن شب همراه نصير به خانه دوستش محمد جمال رفتيم ، مشغول گفتگو بوديم که ناگهان مشاجره لفظي ميان ما بالا گرفت.



                        محمد جمال خواست با چاقو مرا زخمي کند که با هم درگير شديم و ضرباتي به وي زدم ، نصير براي هواخواهي از وي به سويم حمله کرد که ضرباتي هم به او زدم ، قصد فرار داشتم که برادرش سررسيد و با ميله آهني به من حمله کرد که او را هم مجروح کردم و از مهلکه گريختم و خودم را به خانه رساندم.



                        متهم به قتل افزود: عذاب وجدان يک لحظه رهايم نمي کرد تا اين که ماجرا را با پدرم در ميان گذاشتم و خودم را تسليم پليس کردم.



                        روز گذشته قاضي عزيزمحمدي ، رئيس شعبه 71 دادگاه کيفري استان تهران پس از شنيدن آخرين دفاعيه متهم به قتل ، همراه 4 قاضي مستشارش وارد شور شدند تا حکم قضايي مربوط صادر شود.

                        Comment


                        • سه سرنشين يک خودرو که در پوشش حمل و نقل مسافر اقدام به ربودن يک زن مسافر و آزار و اذيت او کرده بودند ، دستگير شدند.



                          روز 21 خرداد ماه زني که مضطرب و نگران به نظر مي رسيد با مراجعه به شعبه دوم دادياري دادسراي جنايي با ارائه شکايتي عنوان کرد ، روز 19 خرداد ماه وقتي از ميدان تجريش قصد عزيمت به منزل خود را داشتم سوار يک خودرو پژو 504 قديمي نقره اي رنگ شدم.


                          زن جوان در ادامه افزود: داخل خودرو 3 مرد و يک زن نشسته بودند که پس از طي مسافتي زن مسافر پياده شد و من به همراه راننده و 2 مرد ديگر که درون خودرو نشسته بودند ادامه مسير دادم.



                          اين زن افزود: در ميان راه نرسيده به نياوران مرد جوان و قوي هيکلي که در کنارم در صندلي عقب نشسته بود به يکباره چاقويي را به پهلويم قرار داد و من از خواست تا در کف خودرو دراز بکشم.



                          وي اضافه کرد: به دنبال اين ماجرا من که بشدت ترسيده بودم شروع به داد و فرياد کردم اما مرد مهاجم گردنم را با دست گرفت و مرا در کف خودرو خواباند و با معرفي خود به عنوان مامور از من خواست تا براي پاسخگويي به چند سوال او را همراهي کنم.



                          وي ادامه داد: پس از ساعتي از طريق عوارضي و بلوکهاي وسط جاده دريافتم خودرو به سمت شهرستان ساوه حرکت مي کند و سرانجام خودرو مقابل يک ساختمان متوقف شد و آنها با کشاندن من به يک ساختمان به سويم حمله ور شده و مرا مورد تعرض قرار دادند و 4 ساعت بعد به همان شکلي که مرا از تهران خارج کرده بودند بار ديگر به تهران منتقل و از خودرو بيرون انداخته و متواري شدند.



                          دستور پيگيري



                          به دنبال اين شکايت داديار سليماني دستور بررسي و تحقيق در اين زمينه را در پليس آگاهي صادر کرد و بلافاصله تلاش براي شناسايي خودرو متعلق به آدم رباها که مشخصات ظاهري آن از سوي زن جوان ارائه شده بود آغاز شد.



                          بنابر اين گزارش با پيگيري و تحقيق در اين زمينه سرانجام ماموران مالک خودرو را در روستاي خلجستان شهرستان قم واقع در خيابان اميرکبير شناسايي و يکي از متهمان به هويت محمود م را دستگير و خودرو او را کشف و ضبط کردند.



                          متهم پس از انتقال به پليس آگاهي اعتراف کرد ، با همدستي برادرش داوود و يکي از دوستانش پس از سوار کردن زن جوان تحت عنوان مسافر او را ربوده و سپس وي را مورد آزار و اذيت قرار داده اند.



                          به دنبال اين اعترافات ماموران در مرحله بعدي ديگر همدست متهمان را روز گذشته در حوالي ميدان راه آهن شناسايي و دستگير کردند. با صدور قرار قانوني از سوي داديار جنايي تهران تحقيق از متهمان ادامه دارد.

                          Comment


                          • دختر بچه‌اي شيرخوار ساکن شهر "حائل" در شمال عربستان‌, حامل يک جنين مرده است .



                            روزنامه "الرياض" چاپ عربستان نوشت : پزشکان که به وجود يک توده بزرگ در شکم اين کودک مشکوک شده بودند با انجام آزمايشهاي مختلف و عکسبرداري متوجه شدند, اين کودک حامل يک جنين ديگر است.



                            به گفته پزشکان , جنين دوم در زمان بارداري مادروارد بدن اين کودک شيرخوار شده و به اصطلا‌ح پزشکي به صورت طفيلي تغذيه کرده تا جايي که بخشهايي از بدن او مانند سر و ستون فقرات نيز تشکيل شده‌است.



                            رييس بيمارستاني که اين دختر بچه در آن بستري شده است , اين حالت را بسيار نادر دانست و گفت : تاکنون در تمام جهان تنها 75 مورد از اين حالت به ثبت رسيده است .

                            Comment


                            • با بررسي هاي قاضي دادگاه جنايي تهران پرونده قتلي كه 13 سال راكد مانده بود وارد مرحله جديدي شد.



                              شامگاه روز سي ام مهرماه ،۷۲ قاضي كشيك ويژه قتل پايتخت از وقوع جنايتي در حوالي ميدان آزادي مطلع شد. قرباني جنايت مردي ۵۰ساله بود كه با فشار بند كفش به دور گردنش در اتاقك كارگري خود به قتل رسيده بود.



                              پليس جنايي براي بررسي صحنه جرم به محل مراجعه كرد. جسد بعد از انجام تحقيقات مقدماتي براي مشخص شدن علت اصلي مرگ به پزشكي قانوني انتقال يافت.



                              شاهدان در مراحل تحقيق به افسر آگاهي گفتند كه يكي از دوستان مقتول كه هر از چند گاهي براي ديدار وي به اين مكان مي آمده، قبل از وقوع جنايت در محل مشاهده شده است.



                              به اين ترتيب اين فرد به عنوان اولين مظنون به ارتكاب جنايت تحت تعقيب پليس جنايي تهران بزرگ قرار گرفت. اين مرد بعد از بازداشت در تمام مراحل بازجويي منكر هرگونه اطلاعي از چگونگي قتل دوستش شد.



                              اين در حالي بود كه تمام سرنخها به وي ختم مي شد، ولي در هر حال با انكار فرد مظنون و نبود ادله كافي وي بعد از مدتي آزاد شد.



                              سرانجام با گذشت ۱۳ سال روز گذشته محمدرضا زماني علويجه قاضي شعبه ۱۱۵۷ دادگاه جنايي تهران در بررسي هاي قضايي خود بر روي پرونده هاي راكد مانده قتل در خصوص آخرين اقدامات صورت گرفته بر روي اين پرونده جنايي گفت: بعد از گذشت ۱۳ سال راكد ماندن تحقيقات بر روي اين پرونده وقتي بار ديگر اوراق پرونده را مورد بررسي قرار داديم معلوم شد قاتل اصلي اين جنايت به احتمال بسيار زياد نخستين مظنون دستگير شده است كه بعد از چند مرحله تحقيق پليس به دليل نبود ادله كافي در آن زمان آزاد شده و اكنون با تحقيقات جديد دستور بازداشت اين مظنون بار ديگر براي كارآگاهان اداره دهم آگاهي تهران بزرگ صادر شده است.

                              Comment


                              • كلاهبرداري كه خود را پسرخاله رئيس جمهور مي‌خواند در رابطه با پيگيري پرونده ناپديد شدن دختر تهراني در عسلويه دستگير شد.



                                چندي پيش خانواده دختر جواني با مراجعه به شعبه پنجم دادياري دادسراي جنايي تهران از ناپديد شدن مرموز دختر جوان خود خبر دادند.



                                قاضي قندي زاده پس از بررسي پرونده به گروهي از كارآگاهان دايره يازدهم پليس آگاهي در خصوص اين شكايت ماموريت داد و آنان تحقيقات خود را آغاز كردند.



                                ماموران در بررسي هاي خود متوجه شدند اين دختر از چندي پيش در يك شركت مشغول به كار شده بود به همين خاطر به محل شركت رفته و متوجه شدند صاحب شركت نيز از دو روز قبل به طرز مشكوكي ناپديد شده است.



                                با بدست آمدن اين سرنخ ماموران احتمال دادند دختر جوان همراه صاحب شركت به محل نا معلومي رفته است. مشخصات دختر جوان و صاحب شركت در اختيار پليس كشور قرار گرفت تا ماموران با مشاهده آنها وارد عمل شده و آن دو را دستگير كنند.سرانجام پس از چند روز صاحب شركت و دختر جوان در عسلويه شناسايي و دستگير شدند.



                                دختر جوان پس از انتقال به تهران به ماموران گفت: پس از استخدام در اين شركت صاحب آنجا به من ابراز علاقه كرد. او با حرفهايش مرا فريب داد و من قبول كردم با او ازداج كنم.



                                اين مرد از من خواست براي انجام ماموريتي همراه او به عسلويه بروم و پس از بازگشت از آنجا موضوع را به خانواده‌ام بگويم. من هم به خاطر علاقه به او قبول كردم.



                                ماموران در ادامه تحقيقات خود پي بردند صاحب اين شركت از شهريور سال گذشته با معرفي خود به عنوان پسر خاله رييس جمهور يك شركت حفاظتي را تاسيس كرده بود. او با استخدام تعدادي جوان اقدام به كسب اطلاعات از چند بانك در تهران كرده بود.



                                هم اكنون پرونده اين مرد براي تحقيقات بيشتر در خصوص علت جمع آوري اطلاعات بانك هاي تهران و بررسي سوء استفاده هاي احتمالي متهم از معرفي خود به عنوان پسر خاله رييس جمهور در اختيار ماموران اطلاعات قرار گرفت.

                                Comment

                                Working...
                                X