Book & Persian Literature

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • Rasputin
    Senior Member
    • Jan 2005
    • 63906

    #166
    Borrowed Ware
    Medieval Persian Epigrams

    Author: translated by Dick Davis

    The Independent: "Dick Davis's translation of the best of Persia's medieval short poetry, borrowed ware, is a wonderful book, suffused with love, beautifully produced and with a comprehensive introduction to Persian courtly poetry."

    The Atlantic Monthly: "Mr. Davis has put what he called "Medieval Persian Epigrams" into easy, idiomatic English and provided an engaging introduction to the Persian world and an explanation of the code words that might otherwise puzzle modern readers. These authors were court poets, highly valued and well rewarded for wit, elegance, and a light touch. Originality of theme was not necessary, but there are surprises among the lovers' laments and financial complaints. Jahan Khatun, one of the few women poets, considered erotic reform but decided to "renounce renumerations." (A contemporary accused her of being a prostitute, but Mr. Davis points out that he "said this kind of thing" about everybody.) The poems are faced by versions in Persian scripts, making the collection pretty as well as amusing."

    Times Literary Supplement: "Many of the best poems in borrowed ware are mystical, and Davis is probably the first translator to have succeeded in conveying their intensity of focus. . . . Anyone doubting Davis's own mastery of [poetry] should turn to borrowed ware. This anthology is the most personal of Davis's excellent translations from the Persian. . . . Here, as in Western poetry of a similar period, the subjects are mostly religious and amorous, with some politics thrown in and a good deal of flattery for patrons. Yet these subjects, through their tone and imagery, invite into the book the whole range of that far-off culture's concerns."

    Poetry Book Society Bulletin: "Some of the best known Persian poets--Rudaki, Sa'di, Rumi, Hafez-are included in this book, but its virtue is that it has cast its net widely over a fascinating variety of writers from the tenth century to the seventeenth. . . . The epigrams are erotic, religious, and political (sometimes all three together!), and their tone sweeps from the tender to the scabrous, from the bitchy to the mystical."

    ***kus Reviews: "Whatever these short and witty epigrams sound like in their original language--which is included here for those who can read such calligraphy!--they are delightful as re-created in English by Davis, a poet and professor of Persian. All drawn from the classic period of Persian poetry (the 10th through 16th centuries), these public and formal poems--whether capturing a moment's mood or praising a courtier--come alive in Davis's scrupulous translations, invigorated with a user-friendly scholarly apparatus."

    iran

    Comment

    • donsaeid
      Senior Member
      • Nov 2005
      • 28300

      #167
      i have been reading 2 books lately...

      1. javdane (dar morede foroghe farokhzad va asharesh)

      2. Perspolis (az marjane satrapi) in ketabe tasvirie ke dar morede zendegie zanan bad az enghelabe...
      zabane aslie in ketab be france bode vali be zabanhaye mokhtalef az jomle farsi va norwegi mojode va man ino be norwegi khondam.... kheili ketabe ghashangie...

      tosie mikonam har do ketabo... makhsossan Perspolis
      نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


      «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
      صادق هدايت؛ بوف کور

      Comment

      • Rasputin
        Senior Member
        • Jan 2005
        • 63906

        #168
        thx don saeid for info !

        iran

        Comment

        • Rasputin
          Senior Member
          • Jan 2005
          • 63906

          #169
          منشاء مطالعات ايران‌شناسی

          «ايران‌شناسى» در سرزمين‌هاى آلمانى‌زبان گرچه بدواً با مطالعات زبان‌شناسى در گروه زبان‏ها و گويش‏هاى ايرانى آغاز شد، ولى رفته رفته زمينه‏هاى ديگرى را نيز در بر گرفت و امروز اصطلاحاً به‏آندسته از مطالعات و تحقيقات علمى- دانشگاهى اطلاق مى‏شود كه پيرامون تمدن و تاريخ و زبان و فرهنگ و هنر و ادبيات حوزه‌ تمدنى ايرانزمين انجام مى‏گيرد.

          شايد انتشار گلستان سعدی با ترجمه‌ی "آدام اُلئاريوس" در سال 1654 ميلادی را بتوان سرآغاز پژوهش‌های ايران‌شناسی در آلمان دانست. اما ايران‌شناسی کلاسيک در زبان آلمانی از اوايل قرن نوزدهم ميلادی و با تحقيقات و تأليفات گئورگ فردريک گروتفرند آغاز شد که رمزگشای نوشته‌های خط ميخی کتيبه‌های بيستون بود.

          از آن زمان تاکنون، محققان و مترجمان آلمانی‌زبان با تحقيقات و تأليفات و ترجمه‌های خود همواره در گسترش پژوهش‌های ايران‌شناسی پيشتاز بوده‌اند.

          کافی است که به‌کتاب‌های ايران‌شناسان نامداری چون فريدريش فون اشپيگل و کريستيان بارتولومه درباره‌ی زبان و دين باستانی ايران يا کتاب‌های "فرهنگ شاهنامه فردوسی" تأليف فريتس وُلف، "حماسه ملی ايرانيان" نوشته تئودور نولدکه، "تاريخ ادبيات ايران" اثر يان ريپکا يا "مزدک: تاريخ جنبشی اجتماعی در دوران ساسانيان" نوشته‌ی اوتاکار کليما نگاهی انداخت تا به‌عمق و اهميت اين آثار پی‌برد؛ آثاری که بعدها زمينه مطالعات و تأليفات محققان ايرانی را فراهم آورد.

          افزون بر اين بايد به ‌تأليفات و ترجمه‌های کسانی چون يوزف هامر- پورگشتال، فريدريش روکرت، هلموت ريتر، هانس هاينريش شِدِر، اوتو فون متسلر، فريتز ماير، والتر هينتس، هانس روبرت رومر، برتولد اشپولر، کارل يان، ويلهم آيلرس و ديگر خاورشناسان و ايران‌شناسان آلمانی‌زبان اشاره کرد.

          در حال حاضر، برت فراگنر استاد برجسته دانشگاه وين که پيشتر در دانشگاه بامبرگ آلمان فعاليت داشت، از فعال‌ترين استادان حوزه‌ی ايران‌شناسی در سرزمين‌های آلمانی‌زبان است.

          جای خالی مجله‌ای تخصصی

          اما به‌رغم وجود اين حجم انبوه مقالات و تحقيقات علمی که زمينه‌های گوناگون پژوهش‌های ايران‌شناختی را دربرمی‌گيرد، تاکنون نشريه يا مجله‌ای اختصاصی-علمی که صرفاً به‌انتشار و معرفی چنين آثاری بپردازد، وجود نداشته است -مجله‌ای نظير Abstracta Iranica "چکيده‌های ايرانی" به‌زبان فرانسه.

          موضوع وسيع و بالقوه مستقلی همچون پژوهش‌های ايران‌شناختی در آلمان ذيل موضوعات کلی ديگری چون «شرق‌شناسی»، «مطالعات خاورميانه»، «مطالعات هند و ايرانی»، «اسلام شناسی» يا «آسيا‌شناسی» قرار دارد. البته مؤسسه باستان‌شناسی آلمان مجله‌ای به‌نام "گزارش‌های باستان‌شناختی از ايران" منتشر می‌کند که مقالات آن بيشتر به‌ايران دوره‌ی اسلامی اختصاص دارد.

          چند سال پيش از اين، «مرکز نشر دانشگاهی» در ايران اقدام به‌انتشار مجله‌ای به‌زبان آلمانی نمود که بيشتر به‌بررسی‌های کلاسيک در زمينه‌ی تحقيقات ايران‌شناسی اختصاص داشت و مقاله‌هايی نيز از تنی چند از استادان ايران‌شناس و شرق‌شناس دانشگاه‌های آلمان در آن منتشر می‌شد.

          اين مجله که با عنوان «پژوهش‌های ايران‌شناختی» IRANISTIK سالانه دو بار منتشر می‌شد، عمر چندانی نداشت و پس از شش شماره (آخرين شماره پائيز 1383)، با تغييراتی که در مديريت «مرکز نشر دانشگاهی» بوجود آمد، ظاهراً انتشار آن متوقف شد و يا حداقل به‌حالت تعليق درآمد.

          ايران‌شناسی، قبل و بعد از انقلاب

          در دو سه دهه اخير، يا دقيق تر بگويم، پس از انقلاب 1357 در ايران، رشته ايران‌شناسی و كرسى «ايران‌شناسى» در دانشگاه‌های سرزمين‌های آلمانی زبان به‌تدريج رو به‌افول گذاشت و در مواردی مشخصاً رشته ترک‌شناسی جای آن را گرفت.

          علل اين سير افولی و غيبت ناگهانی مطالعات ايران‌شناسی در دانشگاه‌ها و مؤسسه‌های علمی غرب را می‌توان به‌اختصار چنين برشمرد: بی‌توجهی مسئولان امور فرهنگی پس از انقلاب در مقابل توجه مقامات علمی و دانشگاهی در دوران پيش از انقلاب.

          متأسفانه هم آن توجه و عنايت و هم اين بی‌توجهی و بی‌اعتنايی، خالی از شائبه‌های سياسی و ايدوئولوژيکی نبود و نيست. البته پيداست که پويايی و گسترش رشته‌هايی چون ايران‌شناسی، ترک‌شناسی، هندشناسی يا مطالعات باستان‌شناسی در کشورهايی نظير ايران، مصر، عراق و جز اينها، به‌ياری و ‌پشتيبانی «سرزمين مادر» نيازمند است و بدون مراوده‌های فرهنگی و علمی و بدون امکان تحقيقات ميدانی، عملاً پيشرفتی نخواهد داشت.

          در گذشته، مطالعات ايران‌شناسی نه فقط در دانشگاه‌های کشورهای آلمانی‌زبان بلکه در دانشگاه‌های اروپا و آمريکای شمالی، گسترش و پيشرفت چشمگيری داشت. از آن جمله در دوره‌ای که دکتر علی اکبر سياسی در دانشگاه تهران با اعطای بورس به‌دانشجويان خارجی، آنان را به‌تحصيل در دانشگاه تهران و رشته زبان و ادبيات فارسی تشويق می‌کرد.

          بی‌ترديد اين اقدام و سرمايه‌گذاری در گسترش زبان فارسی به‌عنوان پايه اصلی ايران‌شناسی در جهان بی‌تأثير نبود و هم اکنون کم نيستند استادان خارجی زبان فارسی در گوشه و کنار جهان که دکتری خود را در همين دوره کسب کردند.

          دوره‌ شکوفايی

          در دوره‌ای ديگر، يعنی زمانی که دکتر پرويز ناتل خانلری در تصميم گيری‌های علمی- فرهنگی مشارکت مؤثر داشت، وی نيز بدون هيچ شائبه‌ای در گسترش شاخه‌های گوناگون ايران شناسی گام‌هايی مؤثر برداشت.

          از جمله فعاليت‌های سودمند شادروان خانلری، افزون بر کتاب‌هايی بی‌نظير که در گستره ايران‌شناسی در «بنياد فرهنگ ايران» منتشر می‌کرد، دستچين کردن دانشجويان با استعداد ايرانی رشته‌های مختلف ايران‌شناسی و اعزام آنان به‌دانشگاه‌های معتبر اروپا و آمريکای شمالی بود؛ تا از اين طريق به‌آموزش و پرورش استادان ايرانی ياری رساند.

          چند سال پيش از اين، يکی از همين دانشجويان که اکنون دکتر ايران‌شناس است و در يکی از دانشگاه‌های آلمان، زبان فارسی تدريس می‌کند، چگونگی گزينش و گسيل دانشجويان را به‌دانشگاه‌های کشورهای اروپايی شرح می‌داد.

          می‌گفت دکتر خانلری اساتيد مهم شاخه‌های گوناگون رشته ايران‌شناسی را که در دانشگاه‌های معتبر جهان و از آن‌جمله در آلمان و اتريش و سويس تدريس می‌کردند و در رشته تخصصی خود صاحب کرسی استادی بودند، به‌خوبی می‌شناخت. از اين سوی ديگر دانشجويان ايرانی مستعد و علاقه‌مند برای تحصيل در رشته‌های ايران‌شناسی را صرفاً بر اساس استعداد و شايستگی آنان، و نه بر پايه توصيه‌های اين مقام دولتی يا آن شخصيت صاحب نفوذ، برمی‌گزيد و با دادن بورسيه، آنان را برای ادامه تحصيل زير نظر اين استادان به‌دانشگاه‌های خارج اعزام می‌کرد.

          کوشش‌هايی نه‌چندان کارآمد

          به‌هر حال، بعد از انقلاب 57، اين اقدامات و کوشش‌ها متوقف شد و تماس و تبادل دانشجو با دانشگاه‌ها و مؤسسات علمی که در حوزه تحقيقات و مطالعات ايران‌شناسی پيشينه طولانی داشتند و از اعتبار بسيار برخوردار بودند، عملاً قطع شد.

          در چند سال اخير ظاهراً مسئولان امور به زيان‌های قصور و بی‌توجهی خود پی‌برده‌اند و در اينجا و آنجا کوشش‌هايی هر چند کوچک در جهت گسترش زبان فارسی و همکاری و تبادل نظر با نهادهای علمی اروپايی انجام می‌گيرد که البته از کارآيی کافی برخوردار نيست و به‌صورت طرح‌های مدون و حساب‌شده‌ی و دراز‌مدت سازمان داده نمی‌شود و بيشتر جرقه‌هايی است که گهگاه به‌همت اين يا آن مسئول دلسوز انجام می‌گيرد و با تغيير و تحولات سياسی تعطيل می‌شود.

          اما به‌رغم تنگناهای موجود، رشته ايران‌شناسی بار ديگر در برخى از دانشگاه‏هاى داير شده و براى دانش‏پژوهان و دانشجويان كشورهاى گوناگون امكان تحقيق و تدريس و تحصيل در اين رشته فراهم آمده است.

          در حال حاضر دانشگاه‌های وين در اتريش و گوتينگن و بامبرگ و توبينگن و هامبورگ و بن در آلمان، از فعال‌ترين دانشگاه‌های سرزمين‌های آلمانی‌زبان در رشته ايران‌شناسی‌اند

          iran

          Comment

          • Rasputin
            Senior Member
            • Jan 2005
            • 63906

            #170
            نوزدهمين نمايشگاه بين المللی كتاب تهران، كه صبح روز چهارشنبه با حضور محمود احمدی نژاد، رئيس جمهور ايران، در محل دائمی نمايشگاهها آغاز به كار كرد تا 23 ارديبهشت ادامه خواهد داشت.
            آقای احمدی نژاد در سخنرانی خود بر گسترش كتابخوانی تاكيد كرد و همچنين از وزارت ارشاد خواست تا يارانه ای را كه به ناشران خارجی نمايشگاه می دهد، برای ناشران داخلی هم در نظر بگيرد.

            وی همچنين در نكته ای كه خود آن را مزاح خواند از دو وزير ارشاد و بازرگانی خواست كه در فكر فضايی برای نمايشگاه بين المللی كتاب تهران باشند و افزود: "به وزير بازرگانی و ارشاد اسلامی هشدار می دهم كه اگر اين نمايشگاه سال آينده نيز در اين مكان باشد، يا من حضور ندارم يا شما".

            از نكات جالب توجه مراسم افتتاحيه وعده وزير ارشاد به ناشران برای سپردن امور مجوز نشر به ناشران شناسنامه دار بود كه به گفته برخی از دست اندکاران اين صنف، در صورت اجرای درست و مطابق آيين نامه شورای عالی انقلاب فرهنگی، می تواند بسياری از انتقادات ناشران نسبت به سانسور و مميزی كتاب در ايران را فرو بخواباند.

            وزير ارشاد البته توضيح نداد كه با وجود چنين طرحی، بر سر طرح پيشين اين وزارتخانه، كه برخی از موسسات را مسئول بررسی كتابهای ناشران كرده بود، چه خواهد آمد.

            در اين مراسم همچنين از 5 تن از داستان نويسان شناخته شده تقدير به عمل آمد و معاون فرهنگی وزير كه دومين روز مديريت خود را می گذراند، در سخنانی كوتاه عنوان كرد كه مراسمی از اين دست از اين پس نيز ادامه می يابد.

            از جمله سنت های ثابت مراسم افتتاحيه، معرفی ناشران برگزيده بود كه امسال برگزار نشد و بنا به اعلام دست اندركاران نمايشگاه قرار است در مراسم اختتاميه اين ناشران معرفی شوند.

            در مراسم اختتاميه دوره های گذشته ناشران فعال حاضر در نمايشگاه معرفی می شدند.

            2754 ناشر داخلی و خارجی

            در نوزدهمين نمايشگاه بين المللی كتاب تهران 2754 ناشر داخلی و خارجی، 283 هزار عنوان كتاب را در حوزه های دين، فلسفه، ادبيات، هنر، تاريخ، جغرافيا‌، علوم عملی و علوم خالص عرضه خواهند كرد.

            بخش خارجی نمايشگاه متقاضيان فراوانی دارد كه عمده آنها را نخبگان و چهره های دانشگاهی تشكيل می دهند كه با استفاده از يارانه فراوانی كه دولت برای اين بخش در نظر گرفته است، از اين تسهيلات استفاده می كنند.

            ناشران داخلی؛ كنار نهادن دو تشكل صنفی نشر

            بخش داخلی نمايشگاه كه در آن 1809 ناشر شركت كرده اند از جمله بخش های بحث برانگيز نمايشگاه است كه به دليل آتش گرفتن يكی از سالن های مرغوب (سالن 5) در نمايشگاه مبل، بيشتر با كمبود فضا روبرو شده است
            اداره اين بخش در سال های گذشته بر عهده اتحاديه و تعاونی ناشران و كتابفروشان تهران بود كه با روی كار آمدن دولت جديد، دست اندركاران نمايشگاه از اين دو نهاد صنفی، دعوتی برای مشاركت در نمايشگاه نكردند و به جای آن از تعاونی ناشران كشور خواستند در اين بخش مشاركت داشته باشد.

            دو تشكل ياد شده، در زمره مهمترين و باسابقه ترين تشكل های صنفی نشر به شمار می روند كه در چهار دوره اخير نمايشگاه كارنامه اجرايی مثبتی از خود برجای نهاده بودند.

            ناشران كتاب كودک و نوجوان نيز در اين بخش، اما به شكلی مجزا فعاليت می كنند.

            برنامه های جنبی

            در كنار برنامه های اصلی بايد از برنامه های جنبی نمايشگاه هم ياد كرد. اين برنامه ها شامل بازار جهانی كتاب، كه مباحث مربوط به ارتباط ناشران ايرانی و زبان فارسی با ديگر نقاط جهان در آن طرح می شود، سرای اهل قلم، سالن پيامبر اكرم و ... است كه هر ساله در آنها مراسم و سخنرانی های ويژه ای تدارک می شود.

            برنامه های ناشران

            در كنار برنامه هايی كه دولت و وزارت ارشاد در نمايشگاه تدارک ديده اند برخی از ناشران نيز به فراخور موضوع برنامه هايی را تمهيد كرده اند كه از جمله آنها انتشارات علمی و فرهنگی است كه امسال قوی تر از سال های گذشته در نمايشگاه ظاهر خواهد شد.

            iran

            Comment

            • Rasputin
              Senior Member
              • Jan 2005
              • 63906

              #171
              ANTHOLOGY OF PERSIAN MUSIC
              1930-1990

              ABOUT THE CD

              These selections try to give the listener a taste of some musical styles which are rare, remarkable in quality and representative of their epoch. Naturally, this brief selection will not include some historic recordings which deserve a place among the perals of Persian music. The muisc lover will doubtless be disappointed not to find a recording from Sabâ, or the voices of some of the singers of the past. To fill such a void, this anthology would have to be much longer. But since many of these recordings are already readily available to enthusiasts we have instead selected recordings that are both rare and have a superior technical quality to those normally available.



              --------------------------------------------------------------------------------


              CONTENTS

              1. Abu-'Atâ / Hejâz, by Navâ'i, ney (6:40)
              2. Homâyun, by Musâ Ma'rufi, târ, followed by a reng of Homâyunn with târ, violin and zarb (5:40)
              3. Abu-'Atâ / Hejâz, by 'âli Khan 'Aref, voice with violin (3:40)
              4. Pishdarâmad & reng in Homâyun,by Yusof Forutan, setâr (6:15)
              5. Mâhur, by Yahyâ Khân Zarrinpanje, târ (7:25)
              6. Shur, by Sa'id Hormozi, setâr (6:30)
              7. Zarb solo by Zia Mirabdolbaghi (3:30)
              8. Qatâr, by Asghar Bahâri, kamânche (8:30)
              9. Masnavi in Bayât-e Esfahân, by Parisâ, voice, and Mohammad Musavi, ney (5:00)
              10. Segâh, by Jalil Shahnâz, târ, and Hoseyn Tehrâni, zarb (3:10)
              11. Râst-Panjgâh, by Hatam-e 'Askari-e Farahani, voice, and Dariush Safvat, setâr (11:50)
              12. Mâhur, zarbi and reng, by Dariush Safvat, santur, and Bruno Caillat, zarb (3:50)

              iran

              Comment

              • Rasputin
                Senior Member
                • Jan 2005
                • 63906

                #172
                The Strangling of Persia
                A Story of European Diplomacy and Oriental Intrigue
                Author: W. Morgan Shuster

                In 1911, an ambitious American was invited by a budding Iranian democracy to bring financial stability to the country. He went with the blessing of the British and Russian governments, both of which enjoyed a wide sphere of influence in the region. However, no one expected him to succeed so quickly in making Iran into a credible democracy and he was ousted by the actions of the Russian and British governments. After he was forced to return to the US, Shuster wrote a book revealing the true motives of the superpowers of the time and how the region's course of history was forever altered. Strangling of Persia offers keen insights into the timeless methods used by powerful nations to achieve their own ends. More than 85 years after its' first publication, it remains a powerful indictment of a short-sighted policy that crushed a fragile but promising democracy.

                Note: This book was orginally published in 1912 by The Century Company.

                iran

                Comment

                • purrsian_cat
                  Member
                  • Dec 2005
                  • 1788

                  #173
                  kasi ketabe AZADEH MOAVENI '' LIPSTICK JIHAD'' khoondeh?
                  Is it good ?

                  .Proud to be Persian.

                  Comment

                  • Rasputin
                    Senior Member
                    • Jan 2005
                    • 63906

                    #174
                    Originally posted by purrsian_cat
                    kasi ketabe AZADEH MOAVENI '' LIPSTICK JIHAD'' khoondeh?
                    Is it good ?

                    ketab ro mishnasam vali nakhundam ! nabayad hamchin ketabeh jalebi basheh !

                    iran

                    Comment

                    • Rasputin
                      Senior Member
                      • Jan 2005
                      • 63906

                      #175
                      جان لوکاچ، تاريخ‌نگار انديشه و رويدادهای تجدد سياسی سده بيستم، در ‌سال گذشته با انتشار کتاب دموکراسی و توده‌‌گرايی؛ ترس و بيزاری، در نقد دموکراسی امريکايی، دوباره در کانون نگاه پژوهش‌گران تاريخ انديشه سياسی نشست.
                      سال‌ها پيش حسن کامشاد، کتابی از جان لوکاچ را با عنوان ياکوب بورکهارت (تاريخ‌نگار ايتاليايی) به فارسی برگرداند. اين کتاب، احتمالاً همان مقاله بلند لوکاچ درباره بورکهارت است. جان لوکاچ با هم‌نام و هم‌ميهن خود گئورگ لوکاچ، فيلسوف هگل‌گرای مارکسيست و ناقد ادبی – که در ايران بيشتر شناخته‌شده است، پيوند فکری چندانی ندارد. جان لوکاچ هشتاد و اندی ساله، نويسنده بيش از ده‌ها کتاب و مقاله، اکنون يکی از سرشناس‌ترين و مهم‌ترين انديشمندان تاريخی و تاريخ‌نگاران ايالات متحده امريکا به شمار می‌رود.

                      مارک ملوسی (Mark G. Malvasi) و جفری نلسن (Jeffery O. Nelson) دو تن از شاگردان وی با گردآوری و گزينش شماری از مقاله‌ها و فصل‌های کتاب‌های لوکاچ در نيم سده گذشته، مجموعه‌ای را با عنوان گذشته به يادمانده، درباره تاريخ، تاريخ‌نگاران و شناخت تاريخی فراهم کردند و درآمدی روشن‌گر بر انديشه‌ها و آرای اين تاريخ‌نگار برجسته فرادست خوانندگان نهادند.

                      تاريخ و فهم حقيقت گريزپا

                      جان لوکاچ، زاده شده از مادری يهودی و پدری کاتوليک؛ در ژانويه سال 1924 در بوداپست، پايتخت بلغارستان، در سال 1946 پس چيرگی ارتش اتحاد جماهير شوروی بر زادگاه‌اش، به ايالات متحده امريکا کوچيد. لوکاچ، در سايه دو نظام ترس‌ناک فاشيسم و کمونيسم، دو نمونه ساختار سياسی‌ای زندگی کرد که بعدها هانا آرنت، فيلسوف سياسی آلمانی آن‌ها را توتاليتر ناميد.

                      تجربه زيستن در اين دو نظام و سپس ساختار دموکراتيک امريکا، لوکاچ را به سوی درک تاريخی و نقادانه از مفاهيم سياسی مدرن سده بيستم برکشيد و تاريخ را در چشم او، دستگاهی برای فهم «حقيقت» گريزپا و ساخت‌های قدرت کرد.

                      برای لوکاچ، تاريخ بيش از تأملاتی است که در ذهن تاريخ‌نويسان می‌گذرد؛ تاريخ «گذشته به يادمانده»‌ای است که ورای اطلاعات و داده‌های ثبت‌شده در اسناد، سراسر تجربه آدمی بالقوه را دربرمی‌گيرد. از اين رو، درک تاريخ در مقام «گذشته به يادمانده»، آگاهی از محدوديت‌های کاربرد روش علمی در تاريخ‌نگاری است و شورش عليه اين باور دکارتی که جهان به سوژه‌ها و ابژه‌ها تقسيم می‌شود.

                      لوکاچ در مقابل دکارت

                      برای دکارت و ذهن «عقلانی» او، جهان، سراسر، بی‌ابهام، شفاف و ورانما (transparent) بود و ايده‌های ما درباره واقعيت می‌توانست به صورت عينی، معقول و از قطعيتِ رياضی برخوردار باشد. سوژه (ذهن ادراک‌کننده) و ابژه (امر ادراک‌شده) از يک‌ديگر جدا بودند و همين جدايی، ميان روح و جسم يا ذهن و ماده نيز برقرار بود.

                      از نگاه دکارت، هرچه ذهن از خطا و خرافه پيراسته شود، به سروری و چيرگی بر طبيعت بيشتر دست می‌يابد. با يک‌سو نهادن روش و مقوله‌های دکارتی، لوکاچ به اين ديدگاه می‌رسد که آگاهی تاريخی نه سوبژکتيو است و نه ابژکتيو؛ بل‌که «شخصی» و «درگير» با تاريخ‌نگار و پيرامون اوست.

                      از چشم لوکاچ، باور به جدايی سوژه و ابژه و اين انگاره که حقيقت تاريخی جايی بيرون ذهن است، به نوعی جبرباوری تاريخی می‌انجامد. نگاه دکارتی به جهان اين گمان را برمی‌انگيزد که گويا تاريخ‌نگاران، با تربيت و توانايی و سرشت و خلق و خيم و مليت و فرهنگ و چشم‌اندازهای گوناگون، همه، در جست‌وجوی گذشته، به يک نتيجه می‌رسند يا خواهان رسيدن به فرجام يگانه‌ای هستند

                      iran

                      Comment

                      • Rasputin
                        Senior Member
                        • Jan 2005
                        • 63906

                        #176
                        Sunset of Empire
                        Stories from the Shahnameh of Ferdowsi
                        Volume III
                        Author: translated by Dick Davis from the original text by Abolqasem Ferdowsi



                        Among the masterpieces of world literature, perhaps the least familiar to English readers is the Persian Book of Kings (Shahnameh, in Persian). This prodigious national epic, composed by the poet Ferdowsi between 980 and 1010, tells the story of ancient Persia, beginning in the mythic time of Creation and continuing forward to the Arab-Islamic invasion.
                        With our third and final volume of stories from the Shahnameh we move from mythology and legend to romanticized history. Here the mighty events that shook ancient Persia from the time of Alexander of Macedon’s conquest to the Arab invasion of the seventh century C.E. are reflected in the stirring and poignant narratives of Ferdowsi, the master poet who took on himself the task of preserving his country’s great pre-Islamic heritage. We see vast empires rise and fall, the rule of noble kings and cruel tyrants, the fortunes of a people buffeted by contending tides of history. Larger than life individuals are vividly depicted—the impulsive, pleasure-loving king Bahram Gur, the wise vizier Bozarjmehr, the brave rebel Bahram Chubineh, his loyal defiant sister Gordyeh, and many others—but we also see many vignettes of everyday life in the villages and towns of ancient Persia, and in this part of the Shahnameh Ferdowsi indulges his talent for sly humor much more than in the earlier tales. The poem rises to its magnificent climax in its last pages, when the tragic end of an era is recorded and Ferdowsi and his characters look with foreboding towards an unstable and fearful future.
                        Breathtaking miniatures from the finest Persian Shahnameh manuscripts of the sixteenth and seventeenth centuries, many of them published here for the first time, heighten the emotional impact of the text.

                        iran

                        Comment

                        • Rasputin
                          Senior Member
                          • Jan 2005
                          • 63906

                          #177
                          Choice Magazine

                          With this volume, Davis completes his prose and verse translation of most of the Shahnama, the Persian national epic, which Firdawsi completed in about 1010 CE. The first two volumes, The Lion and the Throne (CH, May'98 and Fathers and Sons (CR, Feb'01), rendered the mythical and legendary parts of the epic; the present volume presents the "historical" section. Davis's translation is smooth, elegant, and up-to-date, with no attempt at "stained-glass" effects. He found a felicitous combination of prose and verse that seems just right for its purpose. The verse sections are particularly good, and one wishes for more. This set supersedes The Epic of the Kings, Reuben Levy's translation (CH. Apr'68 hitherto the standard modern prose rendition. The physical book is sumptuous. The design is consistent throughout the three volumes, but the opulence seems to increase with each. No detail is overlooked, and the publishers out do themselves here in the taste and splendor of their reproductions of Persian miniature paintings. Summing Up: Essential. No collection of Middle East studies or art history should be without this three-volume set.

                          --W. L. Hanaway, emeritus, University of Pennsylvania.

                          iran

                          Comment

                          • Rasputin
                            Senior Member
                            • Jan 2005
                            • 63906

                            #178
                            CLOSED CIRCUIT HISTORY
                            by Ardeshir Mohassess
                            Foreword by Ramsey Clark

                            Ardeshir Mohassess is recognized internationally as Iran's leading caricaturist and graphic artist. Yet, as the powerful images on the following pages show, neither appellation fully describes the breadth, depth, intricacy, and complexity of his art and vision.

                            The artist himself also defies simple description. Through his art one sees him as a man of sharp and angry perception who wields his sarcastic pen mercilessly decapitating bodies, twisting them into unnatural shapes, turning the world upside down all in an attempt to expose the bitter truth that lies, he seems to feel, under the banal surface of everyday reality. In person, Mohassess is a remarkably sensitive, humble, and mildmannered man with a philosophic sense of humor that focuses not on the foibles of particular individuals, but on what he finds to be the pathetic or absurd in the human condition.

                            Born in Rasht, in northern Iran, on September 9, 1938, Mohassess grew up in an artloving family. The main influence in his early life, he says, was his poetess mother, whose endless supply of funny stories, invented mostly on the spurofthemoment for her children, helped enrich his imagination. She and Ardeshir's older brother were the major sources of support and encouragement to him as a young artist. He began to draw early, before he could even verbalize his ideas. He recalls that once, at the age of three, when he returned from seeing a movie, he was asked what the movie had been about. Rather than describing the film, he drew several sketches depicting the scenes that had impressed him the most. "Since that time,'' he says, "it has been much easier for me to express my thoughts and feelings in my drawings than in any other form.''

                            Mohassess has never studied art formally. After completing his secondary education, he was ranked first among all the applicants to the University of Tehran Faculty of Fine Arts. But he decided to study law at the same university, thinking perhaps that he might follow his father's career as a judge. Compared to his earlier years at school, which he had hated with a passion, he found life at the university much less onerous, particularly as he could devote most of his time to his art and still get by academically. On the few occasions when he attended class, he found it far more interesting to sketch the professor's gestures and movements than to take notes. His baccalaureate degree in political science and law, as he wryly puts it, "was only to add a bit of glamour to my curriculum vitae.'' Upon graduation, a position of librarian in a government office, where few made use of his services, provided an unparalleled opportunity for several hours of reading each day. As with his art, he preferred self education to formal study.

                            In the early 1960s, Mohassess's caricatures and other drawings began to be published in Iran. Since then, his works have appeared in both Iranian and Western newspapers and magazines. His drawings have been widely exhibited in Iran (until the 1979 revolution) and abroad by private galleries as well as several major museums. Leading graphic arts magazines, such as Graphis (Switzerland), Graphic Design and Idea (Japan), Graphic (West Germany), and Communication Arts (U.S.), have featured his provocative works, and more than fifteen collections of his drawings, as well as several books on his art, have been published in Iran, Europe, and the United States.
                            In his drawings, be they detailed tableaux or simple, primitive sketches, Mohassess quite literally dissects his characters with his pen and then peels away the conventional facade to expose the underlying reality of his world a world of injustice and anguish, of domination and subjection, of pettiness, gluttony, and arrogance, and of tyranny and cruelty.

                            It is also a world in which sexuality particularly in its sadomasochistic manifestations is stripped of all sentimentality and strikingly exhibited. His search is not for the essential characteristics of a particular individual or situation, but for a universal essence shared by all. He does not exaggerate in order to poke fun, but rather penetrates and reveals in order to jolt his viewers into a heightened awareness. His sharp and critical eye and his often grotesque and always satirical articulations make us wince in recognition of the terrifying and pervasive meanness that lurks beneath the surface. The laughter he evokes is uneasy, the kind that often turns into a gasp.

                            iran

                            Comment

                            • Rasputin
                              Senior Member
                              • Jan 2005
                              • 63906

                              #179
                              بعد از رخوت كشدار بهاره، در پی تعطيلات طولانی نوروز ايران، دو رويداد درخور توجه در ميانه ارديبهشت ماه، نويد بيداری عرصه فرهنگ در سال 1385 را می دهد.
                              پس از برگزاری پرشور هفته جشن های تئاتر در سراسر ايران، برپايی نمايشگاه بين المللی كتاب، نشان ديگری از آغاز حركت اهل فرهنگ دارد. رويدادی كه سالهاست تكرار می شود و همچنان و هنوز مردم ايران، در نوزدهمين دوره، با شور و نشاط از آن استقبال می كنند و در اين ميان عرضه كتاب های سينمايی نيز، فرصتی برای آغاز حركت سالانه اهالی سينما فراهم ساخته است.

                              هرچند در اين دوره استقبال مردم از نمايشگاه چندان كاستی نيافته، اما حال و هوای نمايشگاه با توجه به آثار فارسی عرضه شده، به ويژه در عرصه سينمايی، خموده تر از سال های پيش است.

                              آثار عرضه شده در نمايشگاه امسال، از جمله كتاب های سينمايی نشر اول، بسيار کم شمار است.

                              به نظر مي رسد اين موضوع نه تنها به رخوت فضای حاكم بر نشر ايران بر می گردد، بلكه احتياط و انفعال حاصل از شرايط فرهنگی موجود نيز به اين امر دامن زده است.

                              با اين همه گفته مي شود كه بسياری از كتاب ها هنوز فرصت نيافته اند كه از سد مميزی بگذرند و همچنان در صف طولانی دريافت مجوز، انتظار مي كشند.

                              از اين رو، برخلاف سال های قبل كه همزمان با نمايشگاه، تعداد قابل توجهی از كتاب های تازه سينمايی ارائه می شد، امسال اين حوزه غنای چندانی ندارد.

                              از جمله كتاب های معدود چاپ اول عرضه شده در نمايشگاه، می توان به "نوشتن برای سينما"، "از ادبيات تا سينما"، "نگاهی به سينمای معناگرای ايران"، از انتشارات بنياد سينمايی فارابی و "گشت و گذار مارتين اسكورسيسی در سينمای آمريكا"، از انتشارات اختران اشاره كرد.

                              بيشتر اين کتاب ها در فاصله ميان نمايشگاه دوره پيش تا امسال به بازار آمده اند و حضور در نمايشگاه، اولين عرضه آنها نيست.

                              بازگشت به اقتباس ادبی در سينمای ايران

                              پس از نمايشگاه كتاب سال گذشته، و شايد بازتاب برخی نقدها درباره كم شدن چشمگير گرايش به ادبيات و اقتباس ادبی در آثار سينمايی پس از انقلاب، مديريت سينمايی كشور سعی در آشتی دوباره ادبيات با سينمای ايران داشته است.

                              از اين رو، در همايش ها و جشنواره های مختلف، تاكيد ويژه ای بر مقوله اقتباس ادبی در سينما صورت گرفته و نشست ها و همايش های گوناگونی نيز در اين موضوع برپا شده است.

                              با اين همه، هنوز زود است كه در مورد تاثير و نفوذ اين تلاش ها بر سينمای ايران داوری صورت گيرد.

                              از طرفی با توجه به اينكه هنوز قانون محكم و قابل اجرا و اتكايی در زمينه حق مؤلف (كپی رايت) در ايران پا نگرفته، حركت در اين حوزه همچنان با ناهمواری و آشفتگی همراه خواهد بود.

                              تعطيلی چادر سينما

                              از ديگر نشانه های افت شور و حال فضای نمايشگاه اين دوره نسبت به سال گذشته، برپا نشدن چادر سينما است.

                              سال پيش توجه مطلوبی نسبت به مقوله سينما شكل گرفته بود و از جمله مكان خاصی تحت عنوان چادر سينما توجه بازديدكنندگان را به اين عرصه جلب می كرد، اما امسال از چنين چادری خبری نيست.

                              از ديگر جلوه های سينمايی در نمايشگاه امسال برپايی يكی دو نشست تخصصی در اين حوزه بود.

                              برخلاف سال گذشته، كه به ويژه در چادر سينما بحث ها و نشست های تخصصی متعددی در موضوع سينما در نمايشگاه در می گرفت، امسال اين عرصه نيز رونق چندانی نداشت.

                              ازجمله نشست های امسال می توان به "ظرفيت های سينمای مستند در تبيين سجايای پيامبر اعظم" و "تصوير پيامبران الهی در سينمای غرب" اشاره كرد، كه با حضور مستندسازان و محققانی چون محمد رضا اصلانی، نادر طالب زاده و حسن بلخاری برگزار شد.

                              از طرفی حضور گهگاهی ستارگان و چهره های شاخص سينما، كه موجب رونق مقطعی بخش هايی از نمايشگاه می شود، جلوه ای ديگر از حضور سينما و سينماگران در نمايشگاه است.

                              نمايشگاه مطبوعات

                              همچون ساليان گذشته، نمايشگاه مطبوعات، همزمان و همراه با نمايشگاه كتاب، در جوار آن برپاست. د

                              و سه سالي است كه ديگر آن شور سال های آخر دهه هفتاد از مطبوعات و نمايشگاه آن رخت بربسته است؛ با اين همه هنوز نشريات سينمايی در ميان غرفه های متعدد مطبوعات، جلوه ويژه ای دارند.

                              علی رغم آمار نه چندان مطلوب كمی و كيفی مطبوعات ايران، نشريات سينمايی در اين ميان جايگاه ويژه ای دارند. نه تنها اغلب نشريات هنری و عمومی، بخش ويژه ای را به هنر هفتم اختصاص می دهند، بلكه تعداد قابل توجهی نشريه تخصصی نيز در اين زمينه به صورت فصلی، ماهانه، هفتگی و يا حتی روزانه منتشر می شود.

                              از جمله نشريات سينمايی موجود می توان به روزنامه "بانی فيلم"، هفته نامه "سينما"، دوهفته نامه "فيلم و سينما"، ماهنامه های "فيلم"، "بازيگری"، "هفت"، "نقش آفرينان"، "فرهنگ و سينما"، "سينما تئاتر"، "فيلم نگار"، "سينما و ادبيات"، "صنعت سينما" و فصلنامه "فارابی" اشاره كرد.

                              با اين همه، اغلب اين نشريات، همچون ساير مطبوعات ايران، از كيفيت چندان درخوری برخوردار نيستند. به جز موانع مميزی، محدوديت های اقتصادی نيز از ديگر مواردی است كه موجب افت كيفی اين نشريات می شود

                              iran

                              Comment

                              • Rasputin
                                Senior Member
                                • Jan 2005
                                • 63906

                                #180
                                معاون فنی کتابخانه موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی از ارايه هفت هزار نسخه خطی در قالب لوح فشرده (CD) به محققان خبر داده است.
                                به گزارش خبرگزاری ميراث فرهنگی، وی گفت در كتابخانه مجلس بيش از 23 هزار و 183 جلد نسخ خطی و بيش از 35 جلد كتاب فهرست ‌نويسی كتب خطی به ثبت رسيده كه تا كنون 18 هزار نسخه آن ميكروفيلم شده است.

                                آقای كريميان با اشاره به ويژگی ‌های نسخ خطی كتابخانه مجلس شورای اسلامی گفت قدمت بسياری از نسخه‌ها به قرن‌های 4 و 5 هجری برمی ‌گردد كه تعدادی از آنها به خط مولف و تعدادی ديگر به خط اساتيد كاتب است.

                                وی همچنين گفت اميدوار است که نسخ خطی كتابخانه مجلس شورای اسلامی به زودی به صورت آنلاين كنترل شده بر روی شبكه اينترنت نيز قرار گيرد

                                iran

                                Comment

                                Working...