University & Impact on Culture & Science ( False Science )

Collapse
X
 
  • Time
  • Show
Clear All
new posts
  • abadani69
    Senior Member
    • Aug 2005
    • 21339

    #91
    فهرست موارد برخورد با دانشجويان در روزهاي اخير باز هم طولاني تر شد:در سنندج يکي از فعالان دانشجويي دانشگاه آزاد به نام آرام نصرت پور معروف بازداشت شد، رسول جعفري، دانشجوي دانشگاه اروميه به شش ماه حبس تعليقي محكوم گرديد، سه دانشجوي دانشگاه علامه طباطبايي به منع موقت از تحصيل محكوم شدند، حكم هاي سنگيني از طرف كميته انضباطي براي تعدادي از دانشجويان دانشگاه علامه و صنعتي سهند تبريز صادر شد و تعداد زيادي از دانشجويان نيز به کميته هاي انضباطي احضار شدند.

    روند برخورد با دانشجويان در حالي شدت مي گيرد که از دانشجويان زنداني نيز خبرهاي نگران کننده اي به گوش مي رسد و هنوز دانشجويان ستاره دار در بلاتکليفي به سر مي برند.

    بر اساس گزارش هاي رسيده، در حال حاضر تعدادي از نمايندگان مجلس طرح استيضاح محمد مهدي زاهدي وزير علوم را برنامه ريزي مي کنند. فاطمه آجرلو، عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس در خصوص احتمال استيضاح پرويز زاهدي وزير علوم به دليل اظهاراتش در مورد دليل محروميت دانشجويان ستاره*دار از ادامه تحصيل *گفته است: "ما در كميسيون در حال تحقيق هستيم و از وزير علوم نيز اطلاعاتي را گرفته*ايم. اين اطلاعات را بايد در مركزهاي موثق مانند وزارت اطلاعات مورد بررسي قرار دهيم و سپس در ارتباط با استيضاح صحبت خواهيم كرد". البته آجرلو افزوده است: "استيضاح وزير علوم به استعلام*ها و بررسي*هايي بستگي دارد كه مجلس از منابع موثق انجام خواهد داد."

    از سوي ديگر، شهريار مشيري عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس گفته است: "هرگاه كه از وزارت علوم خواستار توضيح راجع به دانشجويان بوديم، وزير ما را سر كار گذاشت و توپ را به زمين وزارت اطلاعات انداخت. هنگامي كه از وزارت اطلاعات سئوالي مي*كرديم، مي*گفتند كه از ثبت*نام حرفي* نزده*اند و تنها بيوگرافي دانشجويان را به وزارت علوم داده*اند؛ بنابراين به نظر ما وزير علوم مقصر اصلي در اين ماجرا است."

    زندان

    روز پنج شنبه گذشته، يکي از فعالان دانشجويي دانشگاه آزاد سنندج به نام، آرام نصرت پور معروف به شوان، توسط ماموران امنيتي بازداشت شد و در پي اين بازداشت، منزل وي نيز مورد بازرسي قرار گرفت . آرام نصرت پور دانشجوي رشته عمران است و هنوز علت دستگيري او روشن نيست.

    از طرفي ديگر، رسول جعفري، دانشجوي دانشگاه اروميه توسط قاضي شعبه نهم دادگاه انقلاب اروميه، به شش ماه حبس تعليقي كه دو سال به حالت تعليق درمي*‏آيد، محكوم شد تا رقم احکام تعليقي براي دانشجويان روند افزايشي خود را حفظ نمايد. محمدعلي دادخواه، وكيل مدافع اين دانشجو، اتهام رسول جعفري را "همكاري با برخي گروهك*‏ها و اقدام عليه امنيت ملي" عنوان كرده است.

    احکام جديد

    کميته انضباطي دانشگاه علامه طباطبايي نيز در آستانه پايان نيمسال تحصيلي براي 7 نفر از دانشجويان اين دانشگاه که اغلب آنها دانشجوي دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه علامه طباطبايي هستند احكام سنگين انضباطي صادر کرد. يک نفر از دانشجويان به 2 ترم تعليق، 2 نفر به يک ترم تعليق و 2 مورد نيز مشمول اخطار کتبي به همراه درج در پرونده شده اند. 2 تن از دختران خوابگاهي دانشگاه علامه طباطبايي نيز با نظر کميته انضباطي به اخراج از خوابگاه محکوم شده اند.

    طبق گزارش ارسالي، سليمان محمدي، دبير شوراي صنفي دانشكده علوم اجتماعي به دو ترم محروميت از تحصيل با احتساب سنوات و سميرا دشتبان و مرضيه محمودي به يك ترم محروميت از تحصيل محكوم شدند. دانشگاه اتهامات سليمان محمدي را اخلال در نظم خوابگاه، اخلال در نظم دانشگاه و جعل امضاي اساتيد و اتهامات دشتيان و محمودي را اخلال در نظم خوابگاه عنوان كرده است.

    به گفته فعالان دانشجويي، هنوز علت اصلي صدور احكام سنگين كميته انضباطي دانشگاه علامه براي دانشجويان اعلام نشده است اما مسئولين دانشگاه ها سعي مي كنند با انتساب اتهامات واهي به فعالين دانشجويي، مانند اخلال در نظم خوابگاه و...، براي اين دانشجويان اعمال محدوديت نمايند.

    در همين ارتباط محمد خرم، دبير شوراي صنفي دانشجويان دانشگاه علامه، با بيان اينکه دبير شوراي صنفي يکي از دانشکده هاي اين دانشگاه در ميان محکومين کميته انضباطي قرار دارد، گفت: "تخلفات مطروحه در خصوص فعاليت اعضاي شوراي صنفي بايد به هيئت نظارت بر شوراي صنفي ارجاع شود و رسيدگي به تخلفات آنها در کميته انضباطي، مظهر تخلف از قوانين موجود است."

    غلامعلي كارگر معاون دانشجويي دانشگاه علامه در خصوص صدور احكام سنگين كميته انضباطي براي دانشجويان اين دانشگاه گفت: "احکام صادر شده پديده تعجب آوري نيست. موارد اخلاقي و رفتاري که برخي از دانشجويان در دانشکده يا خوابگاه در طول يک ترم داشته اند، جمع شده و حکم کميته انضباطي براي آنها صادر شده است."

    در دانشگاه تربيت معلم سبزوار نيز تعدادي از اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان به اتهام اخلال در نظم دانشگاه با تحريک ديگران و تشکيل گروه همراه، راه اندازي راهپيمايي وتجمع غير قانوني وبراي برخي شرکت در تجمع غير قانوني به محروميت هاي تحصيلي موقت محکوم شدند. اين احکام به دليل برگزاري تجمع دانشجويي در 27 آبان ماه در ارتباط با قتل توحيد غفارزاده دانشجوي اين دانشگاه، صادر شده است.

    در همين ارتباط، احمد نورحسيني، به دو ترم تعليق ازتحصيل بدون احتساب در سنوات، حسن سهيلي فرد به يک ترم تعليق از تحصيل با احتساب در سنوات، سعيد قربانيان به يک ترم تعليق از تحصيل در صورت تکرار، فريدون نظري به يک ترم تعليق از تحصيل در صورت تکرار و براي ساير دانشجويان احضار شده به خاطرتجمع مذکور و تجمع قبل از آن نيز حکم توبيخ کتبي درج در پرونده و يا تذکر صادر شده است.

    از طرفي روز سه*شنبه گذشته در دانشگاه صنعتي سهند تبريز، تعدادي از دانشجويان اين دانشگاه در اعتراض به صدور حكم انضباطي براي 9 نفر از دانشجويان، مقابل دفتر رياست دانشگاه تجمع كردند. اين اقدام در پي آن صورت ميگيرد که ترم گذشته، تعدادي از دانشجويان به دليل مشكلات خوابگاهي و صنفي در دانشگاه تحصن كردند اما به دانشجويان قول داده شد كه هيچ*كدام از دانشجويان شركت كننده در تجمع به كميته انضباطي احضار نشوند، اما برخلاف آن براي دانشجويان حكم صادر شده است.

    به گفته پيمان انجيدني دبير سابق انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي سهند تبريز، "در هيچ*كدام از جلسات كميته انضباطي، دانشجويان حضور نداشتند و حكم صادر شده براي آنها توبيخ كتبي، درج در پرونده و پرداخت خسارت بوده است. جالب آنكه جلسه* كميته* انضباطي در 12 شهريورماه برگزار شده كه در آن زمان دانشگاه تعطيل بوده است و مسوولان جلسه را به صورت غيابي برگزار كرده و هيچ اطلاعي به دانشجويان نداده*اند."

    به دنبال برگزاري اين تجمع، حدود 30 نفر از دانشجويان، به نمايندگي از ساير دانشجويان، با حضور در دفتر رياست دانشگاه و قرائت بيانيه اي، با دکتر چناقلو [رئيس دانشگاه] اتمام حجت کردند. رئيس دانشگاه در اولين واکنش به دانشجويان، مدعي شده دانشجويان وي را تهديد کرده اند؛ در حاليکه دانشجويان منکر تهديد شده و گفته اند تنها به بيان واقعيات پرداخته اند. در بخشي از بيانيه دانشجويان آمده است: "اداره حراست دانشگاه نيز به مرکز فوريت هاي پليس تبديل گرديده است. گويا اين نهاد فراموش کرده که اينجا دانشگاه است".

    در همين زمينه كامبيز فربد يكي از دانشجويان دانشگاه صنعتي سهند تبريز به علت عكس گرفتن در تجمع دانشجويي، به كميته انضباطي احضار و محکوم شد. كامبيز فربد به ايسنا گفت: "به علت عكس گرفتن از تجمع دانشجويان به كميته انضباطي احضار شدم و مرا متهم به فرستادن عكس به سايت*هاي خبري كردند، در صورتي كه من چنين كاري انجام نداده بودم. بعد از احضار به كميته انضباطي حكم تذكر كتبي بدون درج در پرونده براي من صادر شد."

    و در دانشگاه علوم پزشكي اهواز نيز چهار عضو شوراي عمومي انجمن اسلامي، دانشجويان به كميته انضباطي احضار و براي سه عضو شوراي مركزي انجمن نيز حكم توبيخ كتبي با درج در پرونده صادر شد. در همين زمينه، ميثم پاكروان دبير سابق انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي اهواز گفت: "حكم توبيخ سه عضو شوراي مركزي به اتهام برهم زدن نظم دانشگاه و خوابگاه صادر شده و از سوي ديگر چهار عضو شوراي عمومي نيز به دليل شكايت يكي از مسوولان دانشكده مبني بر بر هم زدن نظم به كميته انضباطي احضار شدند."

    اين فعال دانشجويي، با بيان اينكه فعاليت اين انجمن از مهر امسال به دليل عدم تاييد اساسنامه از سوي هيات نظارت دانشگاه تعليق شده است، ابراز عقيده كرد: "بعد از درخواست برگزاري انتخابات در اسفند 84 هيات نظارت علي*رغم تاييد اساسنامه از سوي هيات نظارت گذشته رجوع مجدد اساسنامه را براي تاييد خواستار شد اما پس از تغيير چند بند شرط تاييد اساسنامه را خروج اين انجمن از دفتر تحكيم وحدت اعلام كرد."

    و در احکامي ديگر، انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي شاهرود، دانشكده*هاي ادبيات و مهندسي دانشگاه سيستان و بلوچستان از برگزاري مراسم به مدت يك ماه محروم شدند.

    احضار

    حميدرضا رباني، دبير سياسي سابق انجمن اسلامي دانشجويان دانشكده مهندسي دانشگاه بيرجند از جمله دانشجوياني است که در روزهاي گذشته به کميته هاي انظباطي احضار شده اند. اين دانشجو براي سومين بار است كه به كميته انضباطي احضار مي*شود.

    وحيد شيواني دبير سابق انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه بيرجند، در همين ارتباط مي گويد: "هنوز مشخص نشده است كه حميدرضا رباني به چه جرمي به كميته انضباطي احضار شده و قرار است تا اواخر اين هفته جلسه كميته انضباطي وي برگزار شود."

    Comment

    • abadani69
      Senior Member
      • Aug 2005
      • 21339

      #92
      در ادامه انحلال و ايجاد محدوديت براي تشکل ها و فعالان دانشجويي، چند تشکل دانشجويي براي هميشه و بعضي موقتا بسته شدند. اگر چه اين برخوردها با خبر آزادي عباس دلدار، يکي از محکومان حوادث کوي دانشگاه همراه بود، اما به گفته بسياري از دانشجويان "فضا همچنان سنگين" است.

      در همين راستا، هيات نظارت بر تشكل*‏هاي دانشجويي دانشگاه آزاد تبريز حكم تعليق شش ماهه فعاليت*‏هاي "تشكل آرمان" اين دانشگاه را صادر كرد.

      نويد محمدي، دبير سياسي تشكل آرمان به ايلنا گفت: "هيات نظارت بر تشكل*‏هاي دانشجويي دانشگاه آزاد تبريز حكم تعليق شش ماهه فعاليت*‏هاي تشكل آرمان را صادر كرده اما هنوز حكم كتبي اين تصميم ابلاغ نشده است."

      وي در مورد علت صدور اين حكم گفت: "نشريه آرمان در شماره اخير ويژه*‏نامه خود به مناسبت همايش شيخ محمد خياباني مطلبي منتشر كرد كه به دليل آن فعاليت*‏هاي تشكل به مدت شش ماه تعليق شد."

      در حال حاضر ايجاد محدوديت براي تشکل هاي دانشجويي به دانشگاه آزاد نيز سرايت کرده است و اقدامت محدود کننده در دانشگاه آزاد نيز روند افزايشي دارد.

      چندي پيش نيز 8 دانشجوي دانشگاه آزاد سنندج به توبيخ کتبي و محروميت هاي يک تا دو ترم از تحصيل و نيز تبعيد به دانشگاهي ديگر محکوم شدند.

      همزمان متين مشكين، دانشجوي دوره دكتراي برق دانشگاه اميركبير، از فعالان دانشجويي و عضو سابق شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشگاه اميركبير از اين دانشگاه اخراج شد. محمد علي داد خواه وكيل مدافع اين دانشجوگفت: "اخراج موكلم در حالي صورت گرفت كه وي در امتحان جامع دكترا نيز قبول شده است." وي با بيان اينكه اخراج موكلش به دستور رييس دانشگاه اميركبير صورت گرفته، اين امر را برخلاف قانون اساسي و اعلاميه جهاني حقوق بشر دانست و تأكيد كرد: "نمي*‏توان حقوق مكتسبه يك فرد را از بين برد. اخراج موكلم بي*‏نظمي در آموزش عالي را به ذهن متبادر مي*‏كند."

      متين مشكين، در گفت*‏وگو با ايلنا، با اشاره به اينكه بورسيه دانشگاه چمران اهواز است، گفت: "مهر ماه امسال از سوي دانشگاه چمران نامه*‏اي به دستم رسيد كه در آن لغو بورس مرا اطلاع دادند اما هيچ دليلي براي آن ذكر نشده بود."

      وي با بيان اينكه پيگيري*‏اش از دانشگاه چمران و وزارت علوم هيچ نتيجه*‏اي نداشته است، گفت: "در اداره بورسيه تحصيلي به من اعلام كردند كه نامه دليل لغو بورسيه من محرمانه است و من نه اجازه يافتم آن نامه را ببينم و نه كپي آن را داشته باشم."

      مشكين در ادامه گفت: "پس از لغو بورسيه، دانشگاه اميركبير نيز كه محل تحصيل من بود، اجازه ادامه تحصيل به من نداد در حالي كه هر دانشگاه دفتر حقوقي دارد و اين دفتر است كه بايد طلب خود را از دانشگاه*‏هاي ديگر وصول كند و اين موضوع ربطي به دانشجو ندارد."

      وي با بيان اينكه من حتي حاضر شدم هزينه تحصيل خود را بپردازم، گفت: "حتي امتحان جامع نيز داده*‏ام و تنها دفاعيه رساله*‏ام باقي مانده است." به گفته متين مشکين، "برخي اخبار غيررسمي مبني بر اعمال فشار برخي نهادها به وزارت علوم و دانشگاه چمران به ما رسيده است اما هيچ خبر رسمي در اين زمينه به ما نداده*‏اند."

      اين دانشجوي اخراج شده در ادامه افزود: "با وجود پيگيري از طريق مجلس، ديوان عدالت اداري و شوراي عالي انقلاب فرهنگي اما هنوز جوابي به من داده نشده است و حتي وزارت علوم به من گفته است كه به خاطر انجام ندادن تعهدات خود، بايد نه ميليون تومان هم بپردازم. "

      شهريار مشيري، عضو کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس هفتم در واکنش به اخراج متين مشکين ضمن تاکيد بر لزوم پيگيري وضعيت اين دانشجو گفت: "اتفاقات عجيبي در وزارت علوم رخ مي*دهد. با اين اوصاف به نظر مي*رسد وزير علوم شمشير را عليه دانشجويان فعال سياسي از رو بسته است."

      مشيري در گفتگو با خبرنگار سياسي آفتاب اظهار داشت: "*بايد مشخص شود که آيا موارد ديگري از اخراج دانشجويان موجود بوده است يا خير. هنگامي که مدارک و اسناد تکميل شود مي*توان اقدامات اساسي انجام داد و به نظر من اگر مانع اين گونه رفتارها نشويم تا آخر دوره وزارت آقاي زاهدي بايد شاهد اخراج اکثريت دانشجويان باشيم. "

      وي که موضوع دانشجويان ستاره دار را نيز پيگيري ميکند، در ادامه گفت: "ما ابتدا وزير علوم را به مجلس دعوت مي*کنيم و از ايشان سؤال مي*پرسيم، اگر جواب وي قانع*کننده نبود، حتما دنبال استيضاح ايشان خواهيم رفت."

      مشيري در عين حال با بيان اينکه براي احقاق حقوق دانشجويان تنها است گفت: "من به تنهايي تا حدي مي*توانم از حقوق دانشجويان دفاع کنم و فراکسيون اقليت بايد به کمک من بيايند، البته قرار است اعضاي فراکسيون اقليت نيز مشکلات دانشجويان را پيگيري کنند."


      آزادي يک زنداني 18 تير

      محدوديت هاي اعمال شده بر دانشجويان در حالي صورت ميگيرد که وکيل مدافع عباس دلدار، از بازداشت*‏شدگان ۱۸ تير ۷۸، روز گذشته حکم آزادي او را دريافت کرد.

      محمدرضا فقيهي وکيل اين زنداني سياسي گفت: "با موافقت شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران با تقاضاي آزادي مشروط موكلم، وي پس از تحمل هفت سال و شش ماه حبس از مجموع ۱۵ سال محكوميت خود، از زندان آزاد شد."

      عباس دلدار كه در جريان حوادث كوي دانشگاه تهران در سال ۷۸ به همراه عده*‏اي ديگر از دانشجويان بازداشت شده بود، به اتهام تبليغ عليه نظام و اقدام عليه امنيت ملي به تحمل ۱۵ سال حبس محكوم شده بود كه پس از تحمل بيش از نيمي از محكوميت خود مشمول آزادي مشروط و از زندان آزاد شد.

      وي هم اينک در مرخصي به سر مي برد و پس از بازگشت به زندان تشريفات آزادي خود را انجام خواهد داد تا رسما از زندان اوين برگه آزادي خود را دريافت کند.

      در حال حاضر احمد باطبي و مهرداد لهراسبي دو زنداني ديگر حوادث کوي دانشگاه به ترتيب در زندان اوين و زندان گوهردشت کرج به سر مي برند که آنها نيز نيمي از دوران محکوميت خود را پشت سر گذاشته اند.

      Comment

      • abadani69
        Senior Member
        • Aug 2005
        • 21339

        #93
        بيش از يك سال از روي كار آمدن دولت احمدي نژاد مي گذرد. يک سالي که طي آن نهادها و جنبش هاي مدني فشار بي سابقه اي را تجربه کرده اند. جنبش دانشجويي، از اين جمله است. در گزارش زير، سرنوشت دانشجويان و نهادهاي دانشجويي در دانشگاه صنعتي اميركبير (پلي تكنيك تهران)، به عنوان دانشگاهي كه همواره به عنوان ستون فقرات و يكي از اصلي ترين پايه هاي جنبش دانشجويي در ميان دانشگاه هاي ايران مشهور بوده است، پي گرفته ايم.

        از آن جا كه طبق قوانين و مقررات جمهوري اسلامي، اداره هر دانشگاه تا حد زيادي بر عهده رئيس آن دانشگاه و نهادهاي نمايندگي رهبر جمهوري اسلامي در داخل دانشگاه هاست، مجري و مسبب بسياري از فشارها و تضييقاتي كه عليه دانشجويان هر دانشگاه اعمال مي شود بدون موافقت و همراهي رئيس آن دانشگاه و نماينده رهبري در آن دانشگاه امكان پذير نيست. از همين منظر در دانشگاه صنعتي اميركبير عامل اجراي نيات دولتمردان و مسبب بسياري از فشارها و خسارات وارده به دانشجويان فعال و همچنين انجمن اسلامي دانشجويان، به عنوان تنها نهاد دانشجويي باقي مانده در دانشگاه هاي ايران، شخص رئيس دانشگاه و نماينده نهاد رهبري هستند: دكتر عليرضا رهايي و ميراحمدي نماينده رهبري.

        يکي از دانشجويان دانشگاه امير کبير در اين مورد مي گويد: "دكتر رهايي از اساتيد دانشكده عمران و محيط زيست دانشگاه اميركبير بود كه به سبب نزديكي با شخص احمدي نژاد، سال گذشته برعم مخالفت اكثريت قريب به اتفاق اساتيد و دانشجويان به اين سمت منصوب شد. ميراحمدي نيز سال هاست به عنوان نماينده رهبري در دانشگاه اميركبير مشغول است."

        در سايه عملکرد اين مديران انتصابي در دانشگاه امير کبير در يک سال گذشته در مجموع 15 نشريه در اين دانشگاه توقيف شده اند، در 4 مورد دانشجويان حکم منع مديرمسئولي دريافت کرده اند و از ورود 11 نفر به ساختمان و برنامه کانون ها جلوگيري به عمل آمده است. همچنين از ورود 6 دانشجو به دانشگاه جلوگيري شده، 4 نفر از دانشجويان از دانشگاه اخراج شده اند، خانواده حداقل 22 نفر از دانشجويان به صورت تلفني يا از طريق ارسال نامه مورد تهديد قرار گرفته اند، 41 نفر به کميته انضباطي احضار شده اند، 18 حکم اوليه تعليق از تحصيل صادر شده که تاکنون 6 مورد از اين احکام تاييد شده است، 1 حکم محروميت از تسهيلات رفاهي صادر و 7 دانشجو توبيخ شده اند، 7 حكم به صورت غيابي و بدون اخذ دفاعيات صادر شده است، 5 دانشجو در کميته انضباطي مورد تفتيش عقايد قرار گرفته اند، فايل آموزشي 74 نفر بسته شده است، از ثبت نام 11 نفر در پوشش مشکلات آموزشي جلوگيري شده است، 4 دانشجو ستاره دار شده اند كه 2 نفر آن ها هنوز موفق به ثبت نام نشده اند و ده ها نفر از دانشجويان توسط نيروهاي انتظامات دانشگاه، نيروهاي بسيج و كارمند كميته انضباطي به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند.

        مجموعا 368 محدوديت در عرض 210 روز كاري (از 20 آبانماه 1384، زمان روي كار آمدن دكتر رهايي در دانشگاه اميركبير تا 20 ديماه 1385، با احتساب تعطيلات سالانه و همچنين تعطيلات تابستان) بر عليه دانشجويان از سوي وي اعمال شده، که به اين ترتيب به طور متوسط هر هفته بيش از 8 محدوديت از سوي مديريت دانشگاه بر عليه دانشجويان در يک اعمال شده است. بر اين اساس مي توان گفت دکتر رهايي در زمينه اعمال محدوديت و نقض حقوق انساني دانشجويان در دوره کوتاه مدت کاري خود در تاريخ پلي تکنيک رکورد دار است.

        در همين راستا گزارش مبسوطي از اقدامات ضد حقوق بشري رئيس دانشگاه اميركبير(پلي تكنيك تهران) و نماينده نهاد ولي فقيه تهيه شده است كه به صورت تيتر وار در پي مي آيد.

        نشريات

        1- توقيف بدون طرح بحث در کميته ناظر بر نشريات و راي گيري و اخذ دفاعيات نشريات مربوطه (واژه- سحر- کيميا- دامون-آفتابگردان- كافور- پرونده- ترديد- گفتگو- مجال- ناورد-آيينه)
        2- توقيف مجدد نشريه دانشجويي واژه به مدت يکسال به اتهام توهين به مسلمات اسلام
        3- توقيف نشريه دانشجويي طعم آزادي به مدت 3 ماه به علت اهانت به رهبري
        4- توقيف نشريه دانشجويي دامون به مدت 3 ماه به اتهام نشر مطالب خلاف عفت عمومي
        5- منع مديرمسئولي سهيل ضيائي مديرمسئول نشريه دانشجويي پژواک به اتهام توهين به نظام جمهوري اسلامي
        6- منع مديرمسئولي مجيدتوکلي مديرمسئول نشريه دانشجويي خط صفر به مدت يک ماه به اتهام توهين به مجموعه مديريت دانشجويي
        7- منع مديرمسئولي مجدد مجيد توکلي مديرمسئول نشريه دانشجويي خط صفر به علت دريافت حکم منع از تحصيل از کميته انضباطي و ممنوعيت انتشار به صورت دائم
        8- منع مديرمسئولي عباس حکيم زاده مديرمسئول نشريه دانشجويي واژه نو به علت دريافت حکم منع از تحصيل از کميته انضباطي
        9- شکايت مستمر بسيجيان به صورت مرتب و مستمر از نشريات دانشجويي و رسيدگي به اين شکايات توسط کميته ناظر و اعمال محدوديت بر عليه نشريات مستقل دانشجويي
        10-عدم پرداخت کمک هزينه به نشريات دانشجويي مستقل (طعم آزادي- خط صفر- ريوار-سپيده-سحر- سرخط- آينده- گلوگاه- ايران نو- باران- تنفس84- ريوار)
        11- جلوگيري از انتشار نشريه سرخط بدون برگزاري جلسه کميته ناظر
        12- جلوگيري از برگزاري ميزگرد، مصاحبه مطبوعاتي و نظرسنجي در دانشگاه توسط نشريات دانشجويي (واژه-اويرنجي-باران- خط صفر- روشنگر)
        13- تهديد، تهمت و اهانت به نشريات مستقل دانشجويي و دست اندرکاران اين نشريات توسط نشريات بسيجي و عدم برخورد دانشگاه با اين نشريات (آرمان- صبح- مجال- کورسو- سخن-خرد-صلا-هويت)
        14- تشکيل کميته استخراج تخلفات نشريات دانشجويي توسط مديريت دانشگاه جهت بررسي مطالب هر شماره نشريات و استخراج تخلفات اين نشريات و برخورد و ايجاد محدوديت براي نشريات
        15- جمع آوري نشريات مستقل و منتقد مديريت دانشگاه توسط انتظامات و به دستور حراست از سطح دانشگاه و ايجاد ممانعت در توزيع اين نشريات (واژه نو- دچار- سپيده- فرداپيله- خط صفر)
        16- شکايت از نشريات سراسري به علت چاپ خبر و گزارش از برخورد دانشگاه با دانشجويان (روزنامه شرق-اعتماد ملي)
        17- فشار بر نشريات دانشجويي به منظور عدم درج بيانيه ها و موضع گيري هاي انجمن اسلامي دانشجويان و همچنين عدم درج مقالات اعضاي اين انجمن(خط صفر- سرخط- ريوار- تنفس84-آينده-ايران نو-باران-گلوگاه- سحر)
        18- تهديد چاپخانه ها و مراکز تايپ و تکثير در خصوص عدم چاپ نشريات دانشجويي
        19- احضار مديران مسئول نشريات به دفتر مديريت فرهنگي و بازخواست از ايشان جهت مطالب مندرج در نشريات بدون هر گونه شکايت و بر خلاف آيين نامه نشريات دانشجويي(خط صفر- سرخط- شوکران-واژه نو- گلوگاه-ايران نو- آينده)

        فوق برنامه

        1- اختصاص ناعادلانه امکانات دانشگاه و بودجه فرهنگي از طريق اعطاي بودجه هاي کلان به بسيج و عدم اختصاص بودجه و امکانات به کانون هاي فرهنگي- هنري دانشگاه که بخش اعظم دانشجويان دانشگاه در اين کانون ها مشغول انجام فعاليت هاي فرهنگي فوق برنامه هستند.
        2- ايجاد مانع در خصوص ورود بعضي از دانشجويان به ساختمان فوق برنامه و شرکت در برنامه هاي فرهنگي دانشگاه به صورت گزينشي و به دستور حراست دانشگاه (مهدي يعقوبي- نيما جواشي- مهدي خسروي- هادي باقري- عباس حکيم زاده- محمد اسماعيل سلمانپور- نصرا... کشاورز- احسان منصوري- مجتبي فيض آبادي- بيژن پوريوسفي- مرتضي خسروجردي)
        3-ابطال انتخابات دبير شوراي هماهنگي کانون ها و عدم پذيرش و صدور حکم براي منتخب کانون هاي فرهنگي هنري بر خلاف آئين نامه هاي موجود و روال هميشگي اين نهاد (محمدرضا سرلک)
        4- تهديد، تهمت و احضار فعالين دانشجويي که در زمينه فرهنگي فعاليت مي کنند به کميته انضباطي جهت تصفيه کانون هاي فرهنگي هنري (نيما جواشي)
        5-تشکيل واحد خواهران در امور فرهنگي دانشگاه جهت تفکيک جنسيتي و اعمال تبعيض براي دختران دانشجو در زمينه فعاليت هاي فرهنگي در دانشگاه
        6-تخريب و امحاء اطلاعيه ها و تبليغات برنامه هاي کانون هاي فرهنگي هنري از سطح دانشگاه[به عنوان نمونه دستور جمع آوري تبليغات فيلم «اتوبوسي به نام هوس» توسط مديركل فرهنگي دانشگاه كه برگزار كننده آن كانون فيلم و عكس دانشجويان بود و جمع آوري تبليغات جشنواره كانون گفتگو]

        اعمال محدوديت براي فعالين دانشجويي ـ سياسي توسط نهادهايي غير از کميته انضباطي

        1- جلوگيري از ورود دانشجويان و ممنوع الورود کردن ايشان به علت انجام فعاليت سياسي در دانشگاه به دستور حراست [رضا دلبري - مسعود دهقان - عباس حکيم زاده - ياشار قاجار- علي عزيزي- مجيد توکلي]
        2- ارسال نامه هاي تهديد آميز درب منازل دانشجويان فعال سياسي از سوي دانشگاه و تهديد به اخراج اين دانشجويان از دانشگاه در صورت تداوم فعاليت در دانشگاه [علي عزيزي- مهدي مشايخي-عباس حكيم زاده- مجيد توكلي-علي صابري- بيژن پوريوسفي- بهزاد حيدري- توحيد علي اشرفي- آرمين سلماسي، علي کارگر، علي کميجاني، نويد دلبري، حمزه هادي پور، احسان منصوري، امين هدايتي، هادي پلاور، رضا روغنگران، احسان معزي، مسعود دهقان]
        3- تهمت پراکني و تخريب شخصيت فعالين سياسي در نشريات عمومي سطح کشور از طريق ارسال خبر، گزارش و... و نسبت دادن صفاتي چون متخلف، داراي سابقه تحصيلي منفي، آشوب طلب و... [روزنامه اميرکبير- روزنامه شرق- روزنامه اعتمادملي]
        4- ضرب و شتم و فحاشي به دانشجوياني که در تجمعات اعتراض آميز شركت كرده و همچنين دانشجوياني كه در جلسه سخنراني احمدي نژاد به وي اعتراض مي كردند توسط بسيجيان و کارمند کميته انضباطي[کارمند کميته انضباطي: نادري]
        5- عدم رسيدگي به شکايت دانشجوياني که مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند و مشخص نبودن مرجع شکايت
        6- تهديد مستقيم دانشجويان معترض از سوي رئيس نهاد رهبري در دانشگاه، ميراحمدي، به سرکوب توسط نيروهاي شبه نظامي و لباس شخصي
        7- تهديد دانشجويان و تحت فشار گذاشتن ايشان از سوي حراست و معاونت دانشجويي دانشگاه جهت پس گرفتن شکايت در مراجع قضايي از انتظامات به دليل ضرب و شتم ايشان [بابک زمانيان]
        8- شنود مکالمات تلفني دانشجويان فعال سياسي و ارسال آن براي رياست دانشگاه [طبق اظهارات شخص دكتر رهايي در جلسات خصوصي]
        9- تماس تلفني با خانواده هاي دانشجويان فعال سياسي و تهديد ايشان و تحت فشار گذاردن آن ها در مورد فعاليت فرزندانشان [نويد دلبري- آرمين سلماسي- بابک زمانيان- علي عزيزي-علي صابري- مجيد توكلي- توحيد علي اشرفي- احسان منصوري – عباس حكيم زاده – مهدي مشايخي- بهزاد حيدري- علي کارگر- علي کميجاني- محسن سهرابي- حمزه هادي پور- احسان معزي- مسعود دهقان-ابراهيم رحماني- مجيد شيخ پور]
        10- ضرب و شتم دانشجويان ممنوع الورود متحصن توسط انتظامات دانشگاه[علي عزيزي، عباس حکيم زاده، مجيد توکلي، بابک زمانيان، بيژن پوريوسفي]

        Comment

        • abadani69
          Senior Member
          • Aug 2005
          • 21339

          #94
          فشار از طريق کميته انضباطي

          1- احضار 41 نفر از دانشجويان به کميته انضباطي [علي عزيزي، آرمين سلماسي، بابک زمانيان، بيژن پوريوسفي، صديقه بيگدلي، فرهاد نوري، نويد دلبري، احسان منصوري، عباس حکيم زاده، علي کارگر، علي صابري، علي کميجاني، سهيل ضيائي، نسيبه حاجيلري، محسن سهرابي، نريمان مصطفوي، عليرضا قره گوزلو، مهدي مشايخي، متين مشکين، مصطفي غفوري، توحيد علي اشرفي، سميه ميرآشه، حامد ابراهيمي، ياشار قاجار، مهدي سعيدي پور، مسعود دهقان، محمداسماعيل سلمانپور، سامان خسروي، ابراهيم رحماني، حمزه هادي پور، احسان جباري، نيما جواشي، بهزاد حيدري، بامداد غلامي، رامين آشتياني، رضا يونسي، مجيد توكلي، امين هدايتي، هادي پلاور، رضا روغنگران، احسان معزي]
          2- صدور حکم اوليه منع موقت از تحصيل براي 18 نفر از احضار شدگان به کميته انضباطي [علي عزيزي، علي صابري، آرمين سلماسي، بهزاد حيدري، عباس حکيم زاده، علي کارگر، علي کميجاني، محسن سهرابي، مهدي مشايخي، توحيد علي اشرفي، متين مشكين، ياشار قاجار، نويد دلبري، حمزه هادي پور، احسان منصوري، مجيد توكلي، ابراهيم رحماني، محمداسماعيل سلمانپور]
          3- صدور حكم ممنوعيت استفاده از تسهيلات رفاهي دانشگاه مانند وام، خوابگاه و...[صديقه بيگدلي]
          4- صدور حكم توبيخ و تذکر براي 7 نفر از احضار شدگان به كميته انضباطي[مهدي سعيدي پور، سميه ميرآشه، فرهاد نوري، مصطفي غفوري، نريمان مصطفوي، سامان خسروي، احسان معزي]
          5- عدم صدور حکم قطعي پس از گذشت بيش از دو ماه از اعتراض دانشجويان به حکم اوليه و تهديد دانشجويان از سوي معاونت دانشجويي دانشگاه، دکتر عطايي پور، به قطعي شدن حکم اوليه در صورت تداوم فعاليت دانشجويان
          6- شکايت توسط بسيجيان دانشگاه به صورت مستمر از فعالين دانشجويي به کميته انضباطي و صدور احکام سنگين انضباطي به استناد شهادت اين افراد
          7- فاش کردن دفاعيات و احکام محرمانه دانشجويان براي بسيجيان دانشگاه و تحت فشار قرار گرفتن اين افراد توسط بسيجيان[فرهاد نوري، علي عزيزي]
          8- اخطار و تهديد مجدد افراد در کميته انضباطي به علت افشاي مسئله اطلاع بسيجيان از دفاعيات ايشان در نشريات دانشجويي[فرهاد نوري]
          9- تهديد و ارعاب دانشجويان در کميته انضباطي توسط کارمندان اين کميته[طاهري- نادري-رفيعيان]
          10- عدم اخذ دفاعيات دانشجويان و صدور حکم اوليه به صورت غيابي[علي عزيزي، آرمين سلماسي، عباس حكيم زاده، علي كميجاني، متين مشكين، ياشار قاجار، حمزه هادي پور]
          11- محروم ساختن دانشجويان از حق دفاع حضوري و اجبار آن ها به دفاع کتبي[توحيد علي اشرفي، عباس حكيم زاده، علي عزيزي، مجيد توكلي، ابراهيم رحماني]
          12- تفتيش عقايد دانشجويان در کميته انضباطي و عدم توجه به شکايت دانشجويان توسط معاونت دانشجويي دانشگاه که هم زمان رئيس کميته انضباطي نيز مي باشد [آرمين سلماسي، علي عزيزي، بابك زمانيان، سهيل ضيايي، نويد دلبري]
          13- عدم تشکيل هيئت منصفه براي صدور احکام انضباطي توسط اين کميته
          14- صدور حکم سنگين انضباطي براي دانشجويان به استناد پرونده هاي مختومه و بعضا بدون شاکي [مهدي مشايخي، عباس حکيم زاده، علي عزيزي]
          15- عدم ارائه مستندات اتهامات به دانشجويان و صدور حکم بر اساس شهادت بسيجيان
          16- عدم ارائه اسامي شاکيان خصوصي به دانشجويان احضار شده
          17- بازجويي طولاني مدت [4-5 ساعت] و بدون توقف دانشجويان در کميته انضباطي
          18- اجبار دانشجويان احضار شده به نوشتن دفاعيات پس از 4-5 ساعت بازجويي بدون وقفه و تهديد و ارعاب در کميته انضباطي

          ايجاد اشکال در ادامه تحصيل

          1- ستاره دار كردن دانشجويان با استناد به مداركي كه دانشگاه در اختيار مراجع ذي ربط قرار داده است[روزبه رياضي و ياشار قاجار دانشجويان سه ستاره و مهدي مشايخي و علي فرخي از دانشجويان دو ستاره]
          2- اجبار دانشجويان دو ستاره به دادن تعهد جهت ثبت نام در مقطع كارشناسي ارشد توسط كميته انضباطي[مهدي مشايخي و علي فرخي]
          3- تاييد حکم ممنوعيت از تحصيل دانشجويان به علت فعاليت سياسي و فعاليت در زمينه نشريات [عباس حکيم زاده، علي عزيزي، مجيد توکلي]
          4- تاييد حكم تعليقي ممنوعيت از تحصيل دانشجويان به علت فعاليت سياسي و فعاليت در زمينه نشريات [محمد اسماعيل سلمانپور، ابراهيم رحماني، احسان منصوري]
          4- بستن فايل آموزشي 74 نفر از دانشجويان فعال در ترم جديد به دستور حراست و ثبت نام مشروط آن ها بدون اين که حکم قطعي محروميت از تحصيل از طرف کميته انضباطي براي آن ها صادر شود و يا حتي به اين کميته احضار شده باشند[علي عزيزي، آرمين سلماسي، بابک زمانيان، بيژن پوريوسفي، صديقه بيگدلي، فرهاد نوري، نويد دلبري، احسان منصوري، عباس حکيم زاده، علي کارگر، علي صابري، علي کميجاني، سهيل ضيائي، نسيبه حاجيلري، محسن سهرابي، نريمان مصطفوي، عليرضا قره گزلو، مهدي مشايخي، متين مشکين، مصطفي غفوري، توحيد علي اشرفي، سميه ميرآشه، حامد ابراهيمي، ياشار قاجار، مهدي سعيدي پور، مسعود دهقان، محمداسماعيل سلمانپور، سامان خسروي، ابراهيم رحماني، حمزه هادي پور، احسان جباري، نيما جواشي، بهزاد حيدري، بامداد غلامي، رامين آشتياني، رضا يونسي، نصراله كشاورز، فراز ديرمينا، سعيد حسني، پويان محموديان، مهدي بسته نگار و....]
          5- اخراج دانشجويان فعال به علت فعاليت هاي سياسي آن ها در پوشش اخراج آموزشي [محسن سهرابي، احسان منصوري، متين مشکين، امين اميري]
          6- عدم ثبت نام فعالين دانشجويي در ترم جديد و بستن فايل آموزشي آن ها در پوشش مسائل آموزشي [بابک زمانيان، محمد اسماعيل سلمانپور، وحيد عليقلي پور، مجتبي فيض آبادي، نيما جواشي، احسان منصوري، مرتضي خسروجردي، هادي باقري، محمد سوري، مهدي يعقوبي، امين اميري]

          محدوديت براي انجمن اسلامي دانشجويان

          1- تخريب ساختمان انجمن اسلامي در نيمه هاي شب به حمايت حراست دانشگاه و حضور نيروهاي امنيتي در دانشگاه و اطراف آن با بولدوزر و جرثقيل
          2- ايجاد محدوديت در انتخابات آزاد انجمن اسلامي و اعلام غيرقانوني بودن آن
          3- عدم تشكيل هيئت منصفه به منظور بررسي اختلاف انجمن اسلامي با هيئت نظارت بر تشكل ها
          4- دخالت غيرقانوني در انتخابات شوراي مركزي انجمن اسلامي
          5- ردصلاحيت كانديداهاي عضويت در شوراي مركزي انجمن اسلامي
          6- تخريب و امحاء اطلاعيه ها، بيانيه ها و تبليغات برنامه هاي انجمن اسلامي از سطح دانشگاه توسط انتظامات دانشگاه
          7- اعطاي مجوز به بسيجيان براي ايجاد هياهو و جوسازي و جلوگيري از برگزاري انتخابات انجمن اسلامي
          8- تحت فشار نهادن کليه اعضاي فعال انجمن اسلامي از طريق احضار به کميته انضباطي، صدور حکم سنگين انضباطي، ارسال نامه تهديدآميز درب منازل اين افراد و ....
          9- عدم اختصاص امکانات دانشگاه به انجمن اسلامي براي برگزاري برنامه
          10- اعلام غيرقانوني بودن انجمن از سوي مديريت دانشگاه
          11- ايراد خسارت به اموال انجمن اسلامي و اموال شخصي دانشجويان در جريان تخريب انجمن اسلامي
          12- ربودن اموال انجمن و اموال شخصي دانشجويان و ضبط آن ها و عدم باز پس دهي آن ها به انجمن و صاحبان اموال شخصي
          13- اعطاي مجوز انجمن اسلامي دقيقا با همان نام، آرم و مهر به عده اي از بسيجيان
          14- تاکيد رئيس دانشگاه مبني بر عدم جذب اعضاي سابق انجمن به عنوان عضو هيئت علمي و پرونده سازي در اطلاعات براي کيوان انصاري که براي عضويت در هيئت علمي دانشگاه اميرکبير تلاش مي نمود.
          15- بايكوت نمودن انجمن اسلامي در نشريات دانشجويي دانشگاه و فشار بر نشريات دانشجويي به منظور عدم درج بيانيه ها و موضع گيري هاي انجمن اسلامي دانشجويان و همچنين عدم درج مقالات اعضاي اين انجمن[واژه نو-خط صفر-باران- سحر- سپيده]
          16- دستور به انتظامات دانشگاه مبني بر برخورد با هر فردي كه در دانشگاه به هر عنوان با نام واقعي انجمن اسلامي دانشجويان مشغول به فعاليت باشد.[برخورد با تجمع اعتراضي انجمن نسبت به وضعيت بازداشت دكتر كيوان انصاري، برخورد با ميز نشريات انجمن اسلامي]

          و:

          1- استخدام دو مامور زن جهت سخت گيري بي مورد و سليقه اي نسبت پوشش و آرايش دانشجويان دختر و جلوگيري از ورود برخي از دانشجويان به علت رعايت نكردن پوشش و آرايش مد نظر مسئولين
          2- احضار و تحت فشار گزاردن دانشجويان دختر در كميته انضباطي به علت مراجعه خارج از زمان مقرر به خوابگاه
          3- احضار، تذكر و اخذ تعهد از دانشجويان دختر و پسري كه به گفت و گوي صميمانه با يكديگر مشغول باشند.
          4- ايجاد ممانعت از سوي مديريت دانشگاه در برگزاري اردوهاي دانشجويي مختلط توسط شوراهاي صنفي دانشجويان
          5- عدم اختصاص بودجه لازم به نهادهاي دانشجويي مانند شوراهاي صنفي و انجمن هاي علمي جهت برگزاري برنامه هاي دانشجويي
          6- اخراج مديران سابق از دانشگاه به علت محبوبيت در ميان دانشجويان [مهندس نوريان]
          7- رد نتايج انتخابات رياست دانشکده ها و انتصاب رياست دانشکده ها توسط مديريت دانشگاه و انتخاب اساتيد همسو با خود براي رياست دانشکده ها
          8- آموزش انتظامات دانشگاه و نگهبان خوابگاه هاي دانشجويي توسط نيروهاي رده بالاي نظامي در دانشگاه جهت برخورد موثر با اعتراضات دانشجويي [سردار طلايي]
          9- حضور گسترده نيروهاي اطلاعاتي و امنيتي در دانشگاه جهت کنترل فضا و همکاري کامل با انتظامات دانشگاه
          10- دخالت و ايجاد مانع در انتخابات شوراهاي صنفي دانشجويان به منظور ورود دانشجويان همفكر با مديريت دانشگاه به اين شوراها
          11- دخالت و تقلب گسترده در انتخابات جامعه فارغ التحصيلان جهت ورود افراد همفکر با مديريت دانشگاه به هيئت امنا اين جامعه

          Comment

          • abadani69
            Senior Member
            • Aug 2005
            • 21339

            #95
            دانشگاه علوم پزشکي شهرکرد و دانشجويان فعال سياسي آن اين روزها، با فشارهاي مختلفي از سوي مسوولين دانشگاه روبرو شده اند. شکايت شوراي فرهنگي دانشگاه از انجمن اسلامي و احضار اعضاي شوراي عمومي انجمن اسلامي اين دانشگاه از جمله اين مشکلات است.

            محسن کوهي عضو شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشکي شهرکرد در اين خصوص به روز گفت: "در روزهاي اخير هيات رئيسه دانشگاه به بهانه هاي واهي براي بزرگترين تشکل دانشجويي اين دانشگاه [انجمن اسلامي ] مشکل ايجاد مي کند و سعي در مانع تراشي در مسير فعاليت هاي آن دارد."

            وي افزود: "يکي از بهانه هاي مسوولين دانشگاه سخنراني حنيف يزداني دانشجوي دانشگاه شهرکرد و عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت در مراسم روز دانشجو است. اين مراسم روز 13 آذر برگزار شد و سخنران آن مجتبي بيات، عضو شوراي مرکزي دفتر تحکيم وحدت بود. مراسم هم با مجوز هيات نظارت برگزار شد. سخنراني 5 دقيقه اي حنيف يزداني، دانشجوي دانشگاه شهرکرد که به دعوت انجمن اسلامي به اين مراسم آمده بود، باعث شکايت هيات نظارت عليه انجمن اسلامي شده است. اين هيات به علت آنچه که آن را سخنراني بدون مجوز مي داند، انجمن اسلامي را به پاي ميز محاکمه کشانده است."

            اين فعال دانشجويي در ادامه با اشاره به اينکه سخنان حنيف يزداني در اين مراسم صرفاٌ براي خوش آمد گويي به سخنران مراسم بوده، مي افزايد: " اينکه هيات نظارت خوش آمد گويي کوتاه حنيف يزداني را مصداق سخنراني بدون مجوز مي داند، خود مهم ترين سند براي واهي بودن ادعاي آنها است."

            مراسم شب يلدا

            کوهي ادامه مي دهد: "اتهام ديگر برگزاري آيين شب يلدا در مراسم جشن عيد قربان است. در اين مراسم که شب 4 دي [ پس از شب يلدا و قبل از عيد قربان ] از سوي انجمن اسلامي برگزار شد، ما در کنار جشن عيد قربان مراسم حافظ خواني و بزرگداشت شب يلدا را هم داشتيم که از سوي هيات نظارت مورد ايراد قرار گرفته است."

            وي مي افزايد: "روز شنبه 16 آذر هيات منصفه دانشگاه جهت بررسي شکايت هيات نظارت از انجمن اسلامي تشکيل جلسه داد و در دو مورد برگزاري جشن شب يلدا و ورود دانشجويان غير پزشکي به دانشگاه، انجمن اسلامي را متهم شناخت. اين در حالي است که دانشجويان غير پزشکي که همگي از اعضاي شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشگاه شهرکرد هستند، با دعوتنامه رسمي از سوي انجمن اسلامي در اين مراسم حاضر شده بودند و بحث ورود غيرقانوني آنها به دانشگاه صرفا يک اتهام واهي است که از سوي هيات نظارت مطرح شده است."

            اين عضو شوراي عمومي دفتر تحکيم وحدت ادامه مي دهد: "جشن عيد قربان نيز که همه ساله از سوي انجمن اسلامي و توسط دانشجويان بختياري دانشگاه [ با توجه به کثرت آنها ] برگزار مي شود، امسال هم با برگزاري مراسم دستمال بازي و چوب بازي و اجراي موسيقي بختياري همراه بود که همه اينها از جمله اتهامات انجمن اسلامي است."

            سر و صدا در خوابگاه

            داستان احضار دانشجويان اين دانشگاه به کميته انضباطي اما بسيار شنيدني است. کوهي در اين خصوص مي گويد: " تعداد 10 نفر از اعضاي شوراي عمومي انجمن اسلامي دانشگاه علوم پزشکي شهرکرد را به اتهام سرو صدا در خوابگاه به کميته انضباطي فراخواندند که اکثر اين دانشجويان از جمله دانشجويان بختياري دانشگاه و از اعضاي فعال انجمن اسلامي هستند و احضار غيرقانوني آنها به کميته انضباطي موجب اعتراض دانشجويان بختياري شده است."

            برخوردهاي ديگر با فعالان دانشجويي نيز در غرب کشور ادامه دارد. سوران حسيني عضو شوراي مرکزي تشکل "هاوري " دانشگاه آزاد سنندج که با حکم "دو ترم محروميت از تحصيل" مواجه شده است، در گفت و گو با روز از فشارهاي مسوولين اين دانشگاه در برخورد با تشکل متبوع خود مي گويد:

            "پس از اخذ مجوز تشکل هاوري در سال 83 دانشگاه مشکلات زيادي براي ما به وجود آورد. از جمله اينکه ارگان اين تشکل را پيش از چاپ سانسور و از پخش آن در خوابگاه و دفتر کار اساتيد دانشگاه ممانعت مي کردند. همچنين مسوولين دانشگاه به بهانه هاي مختلف با برنامه هاي اين تشکل مخالفت و مجوز برپايي مراسم را صادر نمي کردند."

            وي افزود: "بعد از همه اين فشارها، بيانيه اي تنظيم و در آن نسبت به فضاي بسته فرهنگي و سياسي دانشگاه انتقاد کرديم. به دنبال انتشار اين بيانيه دانشجويان به برگزاري تجمعي دست زدند. بعد از برپايي اين تجمع و بدون اينکه کميته انضباطي بر اساس آيين نامه نسبت به احضار ما اقدام کند و حق دفاع از خود را داشته باشيم، اقدام به صدور شديد ترين احکام انضباطي عليه اعضاي فعال تشکل هاوري نمود. اين احکام که در تاريخ 7 دي ماه صادر شده بود، با تاخيري 9 روزه در تاريخ 16 دي به ما ابلاغ شد."

            سوران حسيني اين گونه برخوردها را تعرض به حريم دانشگاه مي داند و مي گويد: "سرکوب گسترده دانشجويان توسط حاکميت، سبب عدم استقلال دانشگاه شده و اين اقدامات باعث راديکاليزه شدن فضاي دانشگاه هاي کشور خواهد شد. سئوال اينجاست که اگر دانشجو نتواند به نقد منصفانه حاکميت بپردازد، حکومت چگونه خواهد توانست خود را اصلاح کند؟ "

            از ديگر اتهامات اعضاي اين تشکل دانشجويي که مجموعا به 6 ترم محروميت از تحصيل و محکوم شده اند، صدور بيانيه اي در روز 16 آذر است. در قسمت هايي از اين بيانيه آمده است: "امسال در حالي اين روز را گرامي مي داريم که سرکوب و استبداد به تمامي قد علم کرده و در برابر تمام خواست هاي انساني جامعه قرار گرفته است.... اما امروز دانشگاه زنده است و در تاريخ مبارزاتي خود به نقطه عطف تعين کننده اي رسيده است. ديگر زمان آن رسيده است که سرکوب گران حقوق بشر به اين واقعيت پي ببرند که فريادهاي در گلو خفته اين قشر بيدار جامعه هيچ گاه خفه نخواهد شد و همواره براي جامعه اي آزاد و برابر مبارزه مي کند."

            Comment

            • donsaeid
              Senior Member
              • Nov 2005
              • 28300

              #96
              سرمايه*گذاري در علم، بالاترين ارزش افزوده را دارد


              استاد دانشگاه تهران گفت : ارزش افزوده سرمايه گذاري در علم باالاترين ارزش افزوده است و اين سرمايه گذاري نتايج بسيار مثبتي براي كشور به دنبال خواهد داشت.



              جعفر توفيقي ظهر امروز در مراسم تجليل از پژوهشگران برتر دانشگاه منطقه پنج دانشگاه آزاد اسلامي با بيان اين مطلب افزود: دانشگاه آزاد اسلامي يك جريان عظيم علمي در كشور است كه خدمات آموزشي علمي و تحقيقاتي خوبي به همراه دارد.

              وي با تاكيد بر ضرورت همگاني كردن آموزشهاي عالي در كشور تصريح كرد: سرزميني كه اكثر افراد آن مشغول به تحصيل باشند سرزمين حاصلخيز و آبستن تحولات عظيم علمي و فني است. تحولي كه خلاقيت نوآوري و كار آفريني و نبوغ را به ارمغان خواهد آورد.

              توفيقي با اشاره به اينكه پوشش آموزش عالي در كشور نسبت به جمعيت 18 تا 24 سال 22 درصد است، خاطر نشان كرد: اين پوشش نسبت به كل جمعيت حدود3 درصد است.

              وزيرسابق علوم تحقيقات و فن آوري توجه به توسعه منابع انساني را مقدمه هر تحولي دانست و گفت : هيچ تحولي به دست نخواهد آمد مگر اينكه به توسعه منابع انساني توجه شود چرا كه شاخص هاي توسعه اقتصادي و صنعتي در ارتباط تنگاتنگ با سرمايه گذاري در بخش منابع انساني است.

              وي گفت: دانشگاه آزاد اسلامي جهت پاسداري از حضور خود در عرصه هاي مختلف آموزش عالي چاره اي جز افزايش كيفيت آموزش و امكانات ندارد.

              محمد*رضا قاري رئيس دانشگاه آزاد اسلامي اراك نيز در اين مراسم با اشاره به نقش و رسالت دانشگاه و گسترش علم و دانش، آگاهي بخشي و بالابردن سطح فكر و فرهنگ جامعه گفت: دانشگاه آزاد اسلامي در ربع قرن فعاليت علمي و آموزشي خود ضمن تحويل يك ميليون و 900 هزار فارغ التحصيل به جامعه و داشتن يك ميليون و 300 هزار دانشجو نقش بسيارتاثيرگذاري در آينده توسعه علمي ايفاء مي كند.

              وي گفت: فعاليت عمده دانشگاه آزاداسلامي كه در سطح كشور داراي بيش از 300 واحد و مركز دانشگاهي مي باشد بر ارتقاء شاخص هاي كمي وكيفي متمركز شده و در اين راستا حركت به سوي تحقيقات بنيادين و شناسايي و بهره گيري از استعدادهاي بالقوه پژوهشگران و نخبگان را در دستور كار خود قرارداده است.

              يادآور مي شود در پايان اين مراسم از پژوهشگران برتر دانشگاه آزاداسلامي منطقه پنج كشور با اهداي لوح و هدايايي تجليل شد .
              نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران


              «در زندگی زخم*هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می*خورد و می*تراشد.»
              صادق هدايت؛ بوف کور

              Comment

              • abadani69
                Senior Member
                • Aug 2005
                • 21339

                #97
                همزمان باآغازثبت نام براي نيم سال دوم دانشگاهها و مراكزآموزش عالي ايران،موج جديدي ازبرخورد با دانشجويان آغاز شده است. اين برخورد اغلب در مورد دانشجوياني اعمال مي شود كه يا به فعاليت هاي سياسي و صنفي مي پردازند و يا وابسته به نشريات مستقل دانشجويي هستند.

                موج جديد برخورد با دانشجويان از دانشگاه تهران آغاز شده است. در همين ارتباط حدود 10 تن از فعالان دانشجويي كه بیشتر ازاعضاي"انجمن اسلامي دموكراسي خواه" دانشگاه تهران هستند، به كميته انضباطي فرا خوانده شده اند. تاكنون دو تن از دانشجويان در كميته انضباطي حاضر شده و براي يك نفر ديگراز سوي كميته انضباطي حكم صادر شده است.

                علي رضا بياره، دانشجوي دانشكده علوم اجتماعي دانشگاه تهران، تنها كسي كه تاكنون حكم كميته انضباطي در مورد وي صادر شده است، بدون دريافت هرگونه برگ احضاراز سوي اين كميته، با حكم توبيخ كتبي با درج در پرونده به دليل حضور در تجمعات ارديبهشت ماه روبه رو شده است. صدور اين حكم و در بي خبري كامل اين دانشجو، تعجب همگان را برانگيخته است.

                بسياري از دانشجويان دانشگاه تهران اكنون بر اين گمان هستند كه احضار ها بيشتر خواهد شد. از نظر آنان اراده اي وجود دارد تا جلوي ادامه حضور برخي را در دانشگاه بگيرند. اين احضار ها از نظر دانشجويان لااقل تا حدود 50 مورد، آنهم فقط در دانشگاه تهران گسترش خواهد یافت.

                فريد هاشمي،از اعضاي شوراي مركزي انجمن اسلامي دموكراسي خواه دانشگاه تهران در گفت و گو با روز در این مورد مي گويد:"بيشتر احضارها با اتهام شركت در تجمع 15 اذر دانشگاه تهران كه در گراميداشت روز دانشجو برگزار شده بود،صورت مي گيرد. افرادي كه در كميته انضباطي حضور دارند اين تجمع را غير قانوني مي دانند".

                وي كه خود از جمله دانشجوياني است كه به كميته انضباطي احضار شده است و بايد در اين كميته حضور يابد، مي افزايد: "از نظر كميته انضباطي افرادي كه احضار مي شوند، برگزار كننده، مجري و برنامه ريزان مراسم غير قانوني 15آذر هستند و بايد احكام تنبيهي در مورد آنان اعمال شود".

                وي در مورد علت اين برخورد ها و تحليلي كه از موج جديد احضار ها دارد، مي گويد: "مديران و اداره كنندگان فعلي دانشگاه ها اغلب از جمله افرادي هستند كه سابقه آكادميك به معني اداره يك مركز آموزشي مدرن را ندارند؛ به همين علت در مواردي مجبور مي شوند به اهرم هاي فشاري همچون كميته انضباطي متوسل شوند".

                او در خصوص واكنش دانشجويان و تشكل ها به اين احضار ها مي گويد: "دانشجويان اكنون به اين نتيجه رسيده اند كه حضور و يا عدم حضورشان در كميته انضباطي براساس احضاريه ها،هيچ تفاوتي در ماهيت و يا ميزان احكام صادره ندارد،از اين رواحتمال دارد به عنوان يك واكنش تشكيلاتي، تصميم بگيريم ديگر به كميته هاي انضباطي نرويم، چون به نظر مي رسد حضور و ارائه توضيحات ما در شرايطي كه احكام از قبل تعيين شده است هيچ فايده اي ندارد".

                باز هم ستاره گذاری

                "سيد علي موسوي"، دانشجوي دانشكده زبان دانشگاه تهران نيز كه از جمله افراد احضار شده به كميته انضباطي است، پس از حضور در كميته انضباطي و ارائه پاسخ هاي لازم در گفت و گو با روزگفت: "به نظر مي رسد به طور دقيق و مو به مو همان روند ستاره دار كردن دانشجويان در ابتداي سال تحصيلي اكنون دوباره در حال تكرار براي عده اي ديگر از دانشجويان باشد".

                وي مي افزايد: "مدتي پيش شنيده بوديم افرادي كه هيچ وقت معلوم نشد از وزارت علوم و دانشگاه بودند و يا مراكز ديگر، به دانشكده ها رفته و اطلاعات همه دانشجويان فعال را گرفته اند. حالا بر اساس همان اطلاعات و طبق اولويت بندي خودشان يك به يك دانشجويان را به كميته انضباطي احضار مي كنند".

                وي در مورد احضار خود به كميته انضباطي مي گويد: "احضار من بر اساس شركت در تجمع 15 آذر امسال بود. من به غير قانوني بودن آن اعتراض كردم، اما به نظر آنان اين تجمع غير قانوني بود و به من هم اعلام كردند كه فيلم حضورم در تجمع موجود است".

                سيد علي موسوي ادامه داد: "نوع سئوال و جواب ها در كميته انضباطي به شكلي بود كه گويي حكم من از قبل صادر شده است و سئوال و جواب ها تنها در راستاي توجيه حكم است. من توضيحاتم را مكتوب كردم، و آنها به من گفتند اگر به احضار خودت اعتراض داري در حالي كه ميگويي حدود 500 نفر ديگر در آنجا بودند مي تواني اسم هركسي را كه حضور داشت برايمان بنويسي تا پي گيري كنيم".

                موسوي در مورد نوع رفتار در كميته انضباطي هم گفت: "رفتار آنها مثل هميشه بود و چندان هم خارج از ضوابط نبود اما آنچه كه موجب تعجب من شد، برخورد آنان با يك خانم دانشجو بود. آن خانم دانشجو براي اداي توضيحات مسائل غير سياسي آنجا حضور داشت. در كميته ازاينكه حضور من با حضور يك خانم سليطه (طبق گفته آنها) همزمان شده است عذر خواستند!"

                تنبيهات قانوني كافي نيست

                حميد ملك زاده نيز از دانشجويان دانشكده حقوق دانشگاه تهران است كه به كميته انضباطي احضار و در آن حضور يافته است.

                ملك زاده در این مورد به روزمي گويد: "صبح ديروز به من اطلاع دادند بايد به كميته بروم و من هم به سرعت در كميته انضباطي حضور يافتم. ابتدا گمان مي كردم احضار من در ارتباط با نشريه ام باشد، اما پس از حضوردر كميته متوجه شدم شركت در مراسم 15 آذر روز دانشجو هم از جمله اتهامات من است".

                مدير مسوول نشريه "توقيف شد" دانشگاه تهران در ادامه گفت: "من در مورد تجمع 15 آذر گفتم كه افراد ديگري هم بودند، اما واكنش آنها اين بود كه اسم افراد شركت كننده از سوي معاونت آموزشي دانشگاه در اختيار آنان گذاشته شده است تا بررسي شود".

                وي در مورد اتهاماتي كه به واسطه نشريه اش متوجه او شده،اظهار داشت: "در مورد محتوا و مطالبي كه در نشريه به چاپ مي رسيد هم اتهاماتي متوجه من بود. همچنين نسبت به مطلبي تحت عنوان سرمايه داري ايراني كه در نسخه اي كه در روز 15 آذر، در تجمع دانشجويان توزيع شد اتهاماتي متوجه من کردند. همچنين از من خواستند در مورد شعاري كه پشت نشريه نوشته مي شود توزيع بدهم.اين شعار جمله اي از كتاب «چنين گفت زرتشت» نيچه است. با اين مضمون كه تنها به آن خدايي ايمان دارم كه رقص بداند".

                ملك زاده در ادامه اضافه كرد:"همچنين در مورد مطلب ديگري در مورد جنگ مورد سئوال واقع شدم. در اين مطلب نوشته شده بود: من شهيد شدم، شما ديپلمات.من جانباز شدم، شما ديپلمات. من اسير شدم، شما ديپلمات و.... كه توضيح دادم".

                وي در پايان در خصوص تحليلش از نوع برخورد ها گفت: "به نظر من با توجه به اظهارات غيررسمي برخي از دوستان ديگر، افراد و يا مراكزي خارج از دانشگاه ووزارت علوم در پي برخورد با برخي از دانشجويان هستند. ضمن اينكه بر اساس شنيده ها،رئيس دانشگاه تهران نيز در جلسه اي عنوان كرده تنبيهات پيش بيني شده در كميته انضباطي براي برخي از دانشجويان فعال در تشكل ها و نشريات كافي نیست".

                Comment

                • abadani69
                  Senior Member
                  • Aug 2005
                  • 21339

                  #98
                  جمعي از فعالان سياسي واجتماعي ودانشگاهي داخل و خارج از کشور خواستار آزادي زندانيان بازداشتگاه بند 209 اوين شدند. دربيانيه اي که به امضاي بيش از سيصد تن رسيده آمده است: "اينک چندين ماه از بازداشت و حبس انفرادي آقايان خيرالله درخشندي فعال دانشجويي، ابوالفضل جهاندار وبلاگ نويس، دکتر کيوان انصاري استاد دانشگاه و فعال سياسي، کيوان رفيعي فعال حقوق بشري و ديگر بازداشت شدگان مي گذرد و مقامات قضايي تا کنون از بيان دلايل بازداشت آنها خودداري کرده اند."

                  نويسندگان اين بيانيه افزوده اند: "آنها در شرايط سختي به سر مي برند و از حق دسترسي آزادانه به وکيل محروم هستند و همچنين از ملاقات و تماس تلفني متعارف زندانيان سياسي نيز برخوردار نيستند. چون افراد فوق بر اساس حقوق شهروندي خود به فعاليت هاي مدني مسالمت آميز پرداخته اند و کار هاي آنان همه به صورت علني بوده و صرفا عقايد سياسي و فرهنگي خود را بيان داشته اند، لذا بازداشت موقت آنان و حضور طولاني مدت در سلول هاي انفرادي وجاهت قانوني و اخلاقي ندارد. مگر آنکه مشابه تجربه هاي قبلي سلول انفرادي و حضور در فضاي آزار دهنده بازداشگاه امنيتي وسيله اي براي اجبار آنان به اعتراف دروغ بر مبناي سناريوهاي مورد نظر باشد.

                  امضا کنندگان بيانيه ياد شده با اشاره به اينکه تمديد بازداشت موقت و حضور در سلول انفرادي براي اتهامات سياسي مغاير با موازين قانوني و اعلاميه جهاني حقوق بشر است و عملکرد دستگاه قضايي برخوردي سياسي را به ذهن متبادر مي کند، ضمن ابراز نگراني شديد خود نسبت به وضعيت زندانيان فوق از مقامات قضايي خواسته اند هر چه سريع تر زمينه آزادي آنها ر افراهم سازند و اجازه دهند پرونده هاي آنان مطابق معيار هاي فرايند دادرسي عادلانه در دادگاهي صالح مورد بررسي قرار گيرد.

                  درپايان اين بيانيه آمده است: "در اين ميان با توجه به ارجاع پرونده آقايان دکتر کيوان انصاري، ابوالفضل جهاندار و خيرالله درخشندي به شعبه 6 دادگاه انقلاب موجبي براي تداوم بازداشت ايشان وجود ندارد. بي شک وضعيت بحراني کشور و ضرورت رعايت حقوق انساني و خدادادي افراد حکم مي کند که مسئولان امر مفتون کرسي هاي قدرت نشوند و به جاي ادعا و شعار در عرصه عمل، عدالت را پاس بدارند.عمر مناصب گذرا است و سعادتمند کسي است که پس از خروج از قدرت در پيشگاه خداوند، وجدان و مردم سربلند باشد و مجبور به فرار از پيشگاه مردم و انظار عمومي نشود."

                  Comment

                  • abadani69
                    Senior Member
                    • Aug 2005
                    • 21339

                    #99
                    همزمان با طرح سهميه بندي جنسيتي براي ايجاد محدوديت در ورود دختران به دانشگاه، کميسيون زنان دفتر تحکيم وحدت با انتشار بيانه اي ارائه چنين طرحي به مجلس را محکوم کرد. طراحان شهميه بندي جنسيتي گفته اند که به خاطر "حفظ قداست خانواده" و "ايجاد تناسب بين راهيابي دختران و پسران به دانشگاه" چنين طرحي را ارائه کرده اند. هيات رييسه مجلس تاکنون درباره سرنوشت طرح سهميه بندي جنسيتي در دانشگاه ها ابراز نظري کرده، اما تعدادي از مجلسيان و برخي مقامات وزارتخانه هاي آموزش عالي و بهداشت به طور تلويحي از سهميه بندي جنسيتي به منظور کاهش ورودي دختران به دانشگاه ها حمايت کرده اند.



                    سهميه بندي جنسيتي در کنکور

                    در حالي که بر اساس آمارهاي اعلام شده، دختران با اختصاص 65 در صد صندلي دانشگاه ها، هم چنان روند رو به رشد ورود خود به آموزش عالي را ادامه مي دهند، رسانه هاي کشور خبر داده اند که گروهي از اعضاي مجلس طرحي را به مجلس هفتم ارائه کرده اند که بر اساس آن، سازمان سنجش با سهميه بندي جنسيتي در کنکور بايد محدوديت هايي را براي ورود دختران به دانشگاه اعمال کند. به گفته ارائه کنندگان اين طرح در صورت تصويب آن در مجلس"وزارت علوم و دانشگاه آزاد اسلامي ملزم خواهند شد كه اجراي تعادل پذيرش براساس جنسيت را اعلام كنند"، و در عمل با اعمال محدوديت براي دختران در سهميه رشته هاي مختلف کنکور روند رو به رشد ورود دختران به دانشگاه را متوقف کنند.

                    انوشيروان محسني بندچي از جمله طراحان اين طرح درباره انگيزه خود و برخي از همکارانش در ارائه چنين طرحي، گفته "برخي از رشته*ها مردانه است و طبيعي است وزارت علوم و تحقيقات از دانشجويان مرد در اين رشته*هاي خاص استفاده مي*كند و در رشته*هاي زنانه نيز همين اتفاق رخ خواهد داد". زادعلي طهماسبي يکي ديگر از طراحان سهميه بندي جنسيتي در کنکور به روزنامه تهران*امروز، گفته "وقتي دختران بدون اجازه پدر و همسر خود نمي*توانند كار كنند و به شهرهاي دور بروند، *تخصص آنها به حال مملكت هيچ تاثيري ندارد". او هم چنين محدوديت هاي زنان در ايران را واقعيت بر شمرده و گفته "واقعيت*ها را بايد پذيرفت".

                    روزنامه تهران امروز در بخش ديگري از گزارش خود درباره جزييات طرح سهميه بندي جنسيتي به منظور محدود کردن ورود دختران به دانشگاه، با اشاره به روند رو به رشد ورود دختران به دانشگاه و به نقل از عده اي از نمايندگان مجلس - بدون ذکر نام - نوشته: "اين شيوه ورود به دانشگاه مي*تواند خطرات بسياري را براي كشور به همراه داشته باشد كه دولت و مجلس بايد هر چه زودتر توجهي جدي به اين قضيه داشته باشند".

                    برخي از اين نمايندگان ضمن اشاره به هزينه يک ميليون ششصد هزار توماني سالانه به ازاي هر دانشجو در دانشگاه هاي دولتي، گفته اند: "دختران هر چه قدر هم تحصيل*كرده باشند، با توجه به شرايط فرهنگي و اجتماعي، نمي*توانند در همه جاي اين كشور خدمت كرده و مشغول به كار شوند و اين به معناي هدر رفتن بيت*المال است". يکي ديگر از دلايل طرحان سهميه بندي جنسيتي در کنکور دانشگاه، "بالا رفتن سن ازدواج و افزايش طلاق" ذکر شده است. آنها گفته اند که "افزايش تعداد فارغ*التحصيلان دختر در دانشگاه*ها نسبت به پسرها، سن ازدواج و آمار طلاق را افزايش داده است". "قداست خانواده" و "ارکان خانواده" يکي ديگر از مواردي است که به نظر طراحان سهميه بندي جنسيتي با ورود دختران به دانشگاه مورد تهديد قرار گرفته است.

                    سابقه

                    در طي 72 سال که از تاسيس دانشگاه در ايران گذشته تا سال هفتاد و هفت همواره نسبت پسران راهيافته به دانشگاه از دختران بيشتر بود، اما چنين نسبتي هرگز اعتراضي را چه در حکومت پهلوي و چه در جمهوري اسلامي به دنبال نداشت است. با اين حال از سال 1377 که براي نخستين بار دختران با اختصاص بيش از پنجاه و دو درصد ورودي دانشگاه هاي کشور چنين نسبتي را به نفع خود تغيير دادند، تا کنون در چند مرحله مقامات وزارت علوم، سازمان سنجش، و برخي از مقامات دولتي خواستار اجراي سهميه بندي جنسيتي براي محدود کردن ورود دختران به دانشگاه شده اند.

                    اول بار در اواخر فروردين سال 82 حسين رحيمي رييس سابق سازمان سنجش در گفت و گويي با خبرگزاري ايسنا از "ايجاد سقف* 50 درصدي* در برخي* از رشته*هاي* تحصيلي* آزمون* سراسري* از قبيل* كشاورزي*، زراعت*، آبياري*، باغباني*، ماشين*آلات*كشاورزي*، مهندسي*مواد، مهندسي*معدن*، پزشكي*، و فيزيوتراپي* براي* داوط*لبان* دختر" خبر داد، و گفت که "چنين سهميه بندي مي*توانند تاثير بسزايي* در حفظ* تعادل* آماري* هرم* جنسي* دانشگاهها داشته* باشد". رحيمي هم چنين "نبود تعادل* در هرم* جنسي* دانشگاهها، را يكي* از دلايل* احتمالي* موثر در افت* كيفي* برخي* رشته*هاي* تحصيلي" ذکر کرد و ادعا کرد که "چنانچه* سياست* پذيرش*جنسي* در رشته*هاي* تحصيلي* اتخاذ شود، كيفيت* علمي* دانشگاهها نيز ارتقا مي*يابد".

                    هنگامي که سهميه بندي جنسيتي مورد نظر رييس سازمان سنجش در دفترچه هاي کنکور سال 83 اعمال شد، اعتراض هاي بسياري را بر انگيخت. دامنه اعتراضات از فعالان جنبش زنان تا نمايندگان مجلس را در بر مي گرفت تا جايي که 156 نماينده مجلس ششم در نامه اي از خاتمي خواستند تا سهميه بندي جنسيتي در کنکور را لغو کند. به دنبال تدام اين اعتراضات رييس جمهور وقت دستور لغو سهميه بندي جنسيتي در کنکور را صادر و اعمال احتمالي آن را مشروط به انجام بررسي هاي کارشناسي بيشتر کرد.

                    سازمان سنجش اما در مقالات مفصل و پيوسته اي که در نشريات خود منتشر کرد با بزرگ نمايي مواردي از قبيل "کمبود خوابگاه"، "عدم امنيت دانشجويان دختر در شهرهاي محل تحصيل"، "بروز مزاحمت هايي براي دختران دانشجو"، "مبهم بودن آيننده شغلي"، و "مشکل کنار آمدن با سنت هاي شهر محل تحصيل" که آنها را حاصل نظر سنجي هاي انجام شده اعلام مي کرد، "بومي گزيني دانشجويان دختر" و "سهميه بندي جنسيتي" را به عنوان راه حل هاي افزايش دخترات دانشجو پيشنهاد مي کرد.

                    ماجراي سهميه بندي جنسيتي از همان زمان تاکنون به گفته مقامات کشور در شوراي عالي انقلاب فرهنگي نيز مطرح بوده است. با اين حال آن گونه که از خبرهاي منتشر شده بر مي آيد، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکي در سال جاري سهميه بندي جنسيتي را در مورد دانشگاه هاي علوم پزشکي و رشته هاي"پزشکي، دندان پزشکي و دارودسازي" اعمال کرده است. اين خبري است که از چهار ماه پيش و پس انتشار آن در خبرگزاري مهر تا کنون با سکوت موافقان و مخالفان پيشين مواجه شده است.

                    در روزهاي اخير که خبر ارائه طرح سهميه بندي جنسيتي به مجلس منتشر شد اما رسانه ها و محافل دانشجويي اعتراضاتي را نسبت به چنين طرحي ابراز داشته اند. کميسيون زنان تحکيم وحدت در بيانيه اي اعتراض خود را به هر گونه طرحي كه سبب تبعيض جنسي شود ‏اعلام کرده و آن را "ساده ترين راه حذف اشتغال زنان" نام داده است. اين کميسيون هم چنين اعلام کرده که "طرح سهميه بندي جنسيتي در پذيرش دانشجويان كه مجدداَ در مجلس طرح شده است، اقدامي است متحجرانه در جهت سلب حقوق اجتماعي زنان كه بار ديگر عدم پايبندي حكومت به شعار شايسته سالاري را به اثبات مي رساند و آشكارا با اصل بيست و يکم قانون اساسي كه ايجاد زمينه هاي مناسب براي رشد شخصيت زن و احياي حقوق مادي و معنوي او را از وظايف دولت دانسته است، در تضاد است".

                    برخي از مقامات دولتي اما به دفاع از سهميه بندي حنسيتي پرداخته اند. کامران باقري لنکراني، وزير بهداشت دليل اجراي سهميه بندي در دانشگاه هاي علو پزشکي را کمبود خوابگاه ذکر کرده است. مسعود صالحي رييس دانشگاه علوم پزشکي زاهدان، گفته که افزايش دالنشجويان دختر مشکلاتي در نقل و انتقال براي دانشگاه ها ايجاد مي کند. ابراهيم مکانيکي رييس دانشگاه پزشکي بابل گفته که افزايش دانشجويان دختر مانع از توزيع درست امکانات مي شود. باقر لاريجاني رييس دانشگاه علوم پزکي تهران نيز گفته "بسياري ازدختران فارغ التحصيل در گروه علوم پزشکي پس از تحصيل فعاليت خدمات رساني درماني خود را رها مي کنند، برخي مواقع نيزدختران به دليل بعضي محدوديت ها نمي توانند در مناطق محروم به ارائه خدمات بپردازند". محمد جواد زاهدي رييس دانشگاه علوم پزشکي کرمان نيز ضمن دفاع از سهميه يندي جنسيتي که در اين دانشگاه نيز به اجرا گذاشته شده، گفته: "بايد بپذيريم هنوز در برخي مناطق دور افتاده ممکن است به دليل برخي مسائل نتوان پزشک زن براي ارائه خدمات پزشکي فرستاد در حاليکه مردم آن منطقه نيز جزيي از مردم کشور هستند و بايد از خدمات يک پزشک بهره مند شوند".

                    تفکيک جنسيتي همه جا

                    به نظر مي رسد از هنگام تغيير دولت در 18 ماه گذشته، تفکيک جنسيتي به عنوان يکي از برنامه هاي محوري در وزارتخانه ها و نهاد هاي دولتي مد نظر مقامات کشور بوده است. استناد اصلي طراحان و مجريان اين برنامه، "حفظ از قداست خانواده" يا "حفظ موازين شرعي" بوده است که طراحان سهميه بندي جنسيتي براي داوطلبان ورود به دانشگاه نيز از آن يادکرده اند.

                    بسياري از تحليلگران اما معتقدند اساس ماجرا نه قداست خانواده و نه رعايت موازين شرعي، بلکه نگراني بزرگتري است که صاحبان قدرت در ايران از آن بيمناک اند: حضور زنان که نيمي از جمعيت ايران را تشکيل مي دهند در عرصه عمومي بي گمان توزيع قدرت، مناسبات اجتماعي و سياسي را دگرگون خواهد کرد. با بازگشت زنان به خانه ها، کنترل نيمي از جمعيت به مراتب آسان تر از همه آن خواهد بود.

                    Comment

                    • abadani69
                      Senior Member
                      • Aug 2005
                      • 21339

                      #100
                      تا قبل از دوم خرداد، هر کس مي خواست نشان دهد که هيات موتلفه اسلامي بيش از آن که يک نهادمدني و يا حزبي باشد باشگاه قدرت، چيزي همانند فراماسونري است مثال مي آورد رابطه آن جمعيت را با کميته امداد امام و رابطه سازمان اقتصاد اسلامي را با آن ها، و در عين حال با نشان دادن حضور چهارده ساله دکترولايتي در راس وزارت خارجه و حضور شانزده هفده ساله علينقي خاموشي و عبدالله جاسبي در راس اتاق بازرگاني و دانشگاه آزاد ثابت مي کرد که اين گروه به هر جا دست يافت ديگر رها کردني نيست.

                      نوشته اند عبدالحسين ميرزا فرمانفرما در دوران قاجار هر لقب و هر سمت که به دست آورد، ديگر از يد قدرت وي خارج نشد که نشد. همچنان که لقب فرمانفرما، که تا قبل از عبدالحسين ميرزا گردشي بود اما با او ماند تا لقب برافتاد و شد نام خانوادگي اش. همين طور القاب ديگر مانند نصرت الدوله و سالار لشکر که از وي به پسرانش رسيد و باز از خانواده وي خارج نشد. قدرت محلي هم همين طور بود. وي در هر چا حکومت [استانداري] مي گرفت چندان زمين و ده مي خريد که نفوذش در آن جا تمام شدني نبود هر کس مي خواهد حاکم باشد. و اين همان خصلت هاي هيات موتلفه اسلامي است و مخصوص جوامع دموکراتيک نيست.

                      حالا در آستانه سومين دهه انقلاب به نظر مي رسد جامعه اي که هاشمي رفسنجاني را با همه عملگرائي اش نپذيرفت به طور طبيعي نمي پذيرد که بگوئيم هيچ کس براي اتاق بازرگاني و يا دانشگاه آزاد به جز همين دو بزرگوار وجود ندارد در کشور. گرچه مي توان گفت کاري که کارگزاران و اصلاح طلبان نتوانستند کرد نسل تازه نومحافظه کاران موفق به انجامش شدند. و بالاخره کساني را که تصور مي رفت رياست اتاق بازرگاني و دانشگاه آزاد را تبديل به سمتي مادام العمر کرده اند به عقب راندند. اما سوي ديگر کاري است که از اين پس بايد به عهده گرفت.

                      به باور من خوب است که در ابتداي سال نو در انديشه تشريفاتي باشيم که از دکتر جاسبي و علينقي خاموشي تجليل شود و با قدرداني از زحمات آن ها – که نمي توانش ناديده گرفت – نشان دهيم که فاصله ما با جامعه مدني کم شده است. اين که افراد در شغل هائي که به دست مي آورند چندان بپايةند که براي برکندن آن ها ا روش هاي کودتائي لازم آيةد، پسنديده مردم قرن بيست و يکم نيست. انتشار شعارهائي مانند اين که بدون دکتر [يا مهندس اين تشکيلات مي خوابد] از تراشه هاي فرهنگ استبدادي است که جز همين خصلت نمي شناسد. اين همان حالي است که کساني با نخست وزيري داشتند و جز مهندس موسوي کس ديگري را نمي توانستند تچسم کنند، در سال 76 هم همين حال را با هاشمي رفسنجاني داشتند و سرانجام خواستار آن بودند که دست کم چهار سال ديگر مهلت داده شود. اما اهل عمل مي دانستند که کار بدان جا پايان نمي گيرد. حتي در پايان دوره رياست جمهوري محمد خاتمي هم تمايلات شديدي براي نگاه داشتن وي بود، آن هم کسي که دست کم سه سال آخر را براي پايان کار دقيقه شماري مي کرد.

                      با اين مقدمه بايد به ماجراي اتاق بازرگاني پرداخت که چند روز ديگر انتخابات اتاق تهران در آن است . چند ماه ديگر موقع برگزاري انتخاب ايران خواهد رسيد. ماه گذشته به پيروي از نظارت استصوابي که توسط محسن کوهکن در اتاق سابقه پيدا کرد[و آن زماني بود که در انتخابات مجلس ششم آقاي کوهکن به طور طبيعي راي نياورد و با وساطت خاموشي و عسگراولادي، کوهکن به اتاق بازرگاني رفت، او نيز کاري که مي دانست انجام داد] و همه رقيبان قدر مهندس را رد صلاحيت کرد. با اين گمان که مانند دوره هاي گذشته ماجرا به پشت پرده مي رود و در آن جا با نقل قول مبهمي درباره نظر رهبري همه چيز فيصله مي يابد، به خصوص که فرد معنون و محترمي مانند آقاي ميرمحمد صادقي هم با سکوت هم به گسترش اين شايعه ميدان دهد. اما اين بار چنين نشد. تضاد شديد بين دولت و مديران بخش خصوصي، روابط تازه و گروه هاي تازه تري در داخل اتاق سامان داده است. از ميان اين تضاد تناقص هائي ظاهر شد. که بر خلاف زمان دولت اصلاحات مهندس خاموشي پيروزمند آن از کار در نيامد. از جهتي درست شبيه آن چه بر دانشگاه آزاد رفت.

                      به باور من اگر قرار باشد رفتاري مدني و الگو در پيش گرفته شود نبايد دانشگاه آزاد بدون دکتر جاسبي، نشانه ضعف هيات موتلفه و حتي شخص وي تلقي و تحليل شود، چنان که اتاق بدون مهندس خاموشي. براي چنين کاري قبل از آن که موقع راي گيري شود بايد مديران و ستون هاي کار در صدد مراسم تجليلي باشند و عيبي ندارد که رقيبان و جانشينان در بزرگداشت اسلاف خود سخن برانند.

                      اين کاري است که روزگاري ما با تمام تاريخ خود خواهيم کرد. چنين نيست که هر کس را که نمي پسنديم پاک کنيم مانند نام شاهان از کتاب هاي درسي يا بناهاي بزرگ که اگر پاسارگاد را بتوان به نام استاندار سابق فارس نوشت، بناي يادبود شهياد را همي توان نامي ديگر نهاد. در حالي که آنان بخش هائي از تاريخ اند. چنان که آيندگان تاريخچه اتاق بازرگاني – بزرگ ترين نهادمدني بخش خصوصي - را بدون اشاره به نقش علي وکيلي، مهندس طاهر ضبائي، بنکدارپور و مهندس خاموشي نخواهند نوشت. دانشگاه ازاد را هم بدون تاکيد بر بنيادگذارش که دکتر جاسبي باشد. چنان که انرژي اتمي را بدون دکتر اکبر اعتماد، صدا و سيما را بدون ياد کردن از رضا قطبي؛ هواپيماي ملي [هما] را بدون نام تيمسار خادمي، سازمان آب تهران را بدون مهندس بازرگان و مهندس ميکده و مهندس روحاني، برق و راه آهن را بدون نام حاج امين الضرب مهدوي. وقتي از رابطه دولت و بخش خصوصي سخن رفت نمي توان به نقش بزرگي که دکتر علينقي عاليخاني در اين راه به دوش گرفت اشاره نکرد. وزارت دارائي بدون نام بردن از نصرت الدوله و علي اکبر خان داور و دادگستري بدون اشاره به مشيرالدوله و مصدق ممکن نيست. از همين منظر نمي توان کار محلوجي وزير صنايع و معادن بعد از جنگ را نديد. در صنايع ، نمي توان هزاران موافقت اصولي و کارخانه برپا شده در دوران جنگ و بعد از جنگ را ديد و فراموش کرد که محمد رضا نعمت زاده در آن جا و بيژن زنگنه در نفت چه کردند. از تاسيس وزارت خانه اي که ابتدا اطلاعات و جهانگردي بود و بعد فرهنگ و ارشاد اسلامي شد چهل سال مي گذرد، در اين مدت ده وزير در دوران پادشاهي و نه وزير در جمهوري اسلامي در راس اين وزارت خانه قرار گرفتند. سه تن نام از خود نهادند که هر سه حرفه اصلي شان روزنامه نگاري بود نصرت الله معينيان، داريوش همايون و عطالله مهاجراني. بي هيچ شباهتي به هم. اما از اين ها اثري مانده است. به هر موسسه و نهادي برويم همين است. آنها که اثر گذاشته و نامشان مانده الزاما کساني نيستند که زماني طولاني بر اين کار مانده اند. بلکه گاه در چند ماه کساني اثري نهاده اند که ديگري در چند سال بر جا نگذاشته است.

                      آن عکس ها که به ابتکار اميرعباس هويدا از پيشينيان در اتاق ويران و روساي موسسات بزرگ نهاده شد تا معلوم دارد که گذشتگان که بوده و هر سازمان و نهادي را چه کساني پاسداري کرده اند، نگاهي مدني به انسان است که تفاوت عمده اش با ديگر جانداران آن است که تاريخ دارد و پدربزرگ خود مي شناسد. و عمده تر آن که قدر مي شناسد. به همان نشاني که تفاوت عمده جوامع مدني مردم سالار با جوامع ديکتاتوري در آن است که در اولي همه شغل ها در گردش است و نو شونده و پويا. اما جوامع استبدادي برعکس اند مي مانند و مي پوسند. که گفته اند آب ساکن زود مي گندد. مرد ساکن زودتر.

                      Comment

                      Working...